جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
ج- میس «لمبتون و سید ضیاء»
همزمان با رشد و اعتلای جنبش دمکراتیک در ایران و تشکیل جبه آزادی که در مرداد ماه سال ۳۲ صورت گرفت ، نیروهای ارتجاعی و استعماری در صدد بر آمدند تا با این روند رو به رشد که متضمن تهدیدهایی جدی برای منافع استعمار بود، مقابله کنند.اولین قطعنامه جبهه آازدی از عموم آزاد یخواهان دعوت کرده بود که فردی و گروهی بر علیه عوامل دیکتاتوری و ارتجاع مبارزه کنند و زمینه را برای نهضت حقیی آزادیخواه حاضر و آمده سازند. این قطعنامه که امضای اشخاصی نظیر جعر پیشه وری، حسیین فاطمی، محیط طباطبایی، ایراج اسکندری و دیگران را در ذیل خود داشت، اهداف اصلی خود را چنین بیان کرده بود :
۱- مبارزه شدید با هر نوع انحراف از اصول قانون اساسی و حکومت ملی از هر شخص با هر مقامی ناشی شود.
۲- قطع ایادی عمال استبداد و ارتجاع از دستگاه اجتماعی.
۳- مجاهده در برانداختن اصول و تشکیلات دوره دیکتاتوری و به دست آوردن مشروطیت حقیقی.
۴- مجاهده در تمرکز قوای ملی و وحدت عناصر آزاد یخواه برای تقویت جبه آزادی.
بازدید
بازدید
صفحات زمین
اگر چه تصور می شود زمین یک سطح پیوسته دارد ولی این سطح درچندین قسمت شکسته شده شده که مانند یک راه موئی قطعات را به صورتی که با یکدیگر متناسب و فیکس باشند می برد. این قطعات هرکدام یک صفحه نامیده می شوند و بطور مداوم و بسیار آرام درکنار هم خلاف جهت یکدیگر درحرکت می باشند یک صحفه می تواند از لیتوسفر اقیانوسی یا قاره ای یا هردونوع تشکیل شده باشد. لبه های صفحه ها مرزهای صحفه ای یا حاشیه های صفحه ای نامیده می شوند و در همین نواحی است که هه زلزله ها رخ می دهد و بیشتر آتشفشانها یافت می شوند.
حرکات صفحات
صفحات زمین به طور مستمر در مسیرها وجهات مختلف در حرکت می باشند . اگر چه این حرکت بسیار کند انجام می شود .صفحات بطور متوسط cm5 (2 اینچ) در سال حرکت می کنند که تقریبا برابر میزان رشد ناخن می باشد. به دلیل اینکه همه صفحات به هم متصل هستند، حرکت هر یک از صفحات یک تاثیر برخوردی دارد که حرکت تدریجی همه صفحات اطراف خود را ایجاد می کنند.علائم مسیرهای مختلف حرکات صفحه ای در مرزهای صفحات در مرزهای صفحات اطراف خود را ایجاد می کند .علائم مسیرهای مختلف حرکات صفحه ای در مرزهای صفحات قابل دیدن است دانشمندان مطئمن نیستند چه چیزی موجب حرکت آنها می شود. مراحل برخورد ممکن است هیچ تئوری هایی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه یک نوع حرکت صفحه ای ممکن است یک حرکت دهنده ابتدایی باشد که بطور مداوم حرکات صفحات را نمایان می کند
جابه جائی قاره ها
دانشمندان معقدند از زمانی که اولین پوسته زمین شکل گرفت، حرکات صفحه ای از لحاظ موقعیت ، شکل واندازه قاره ها و اقیانوس ها تغییر کرده اند .دانشمندان این مراحل را تکتونیک صفحه ای می نامند. آنها ایده شان را روی شواهد گوناگون پایه ریزی کرده اند.به عنوان مثال، اشکال چندین قاره امروزی مثل آمریکایی جنوبی وافریقا به نظر می آید که زمانی به هم متصل بوده اند همچنین دانشمندان شباهتهایی در انواع سنگها و سن رشته کوههای قدیمی یافت شده و در دو قاره را کشف کرده اند.
حرکات در مرزهای صفحه ای
مسیری که صفحات زمین حرکت می کنند تعیین می کند که در هر مرز چه چیز پیدا شود. بعضی از صفحات از هم دور می شوند وتعدادی دیگر درکنار هم می لغزند.
حرکت صفحات دور شونده
مناطقی که درآن دو صفحه از هم دور می شوند درمکانهای اصلی کف اقیانوسها یافت می شوند .صفحات دور شونده ،بوسیله رشته کوههای متشکل از سنگهای آتشفشانی مشخص می شوند .آتشفشانها شیب دار ی یا مخروطی شکل نیستند بلکه خط الرأسهای ( ستیغ ها) پیوسته طولانی همراه با شیبهای آرام دارند.
ستیغ های که بوسیله یک شکاف که مرز بین دو صفحه را نشان می دهد از هم جدا می شوند . شکاف به سمت بالا حین بالا آمدن ماگما از استنوسفر باز می شود .هنگامی که ماگما به سطح می رسد سرد می شود وروی لبه های صفحات تشکیل دهنده کف جدید اقیانوس منجمد می شود. همچنین ماگما صفحات را درجهت دور شدن از هم می کشاند.
این مرحله به عنوان گسترش کف اقیانوس شناخته می شود . این گسترش به طور مدوام تا زمانیکه باز شدگی ادامه دارد بطورپایان ناپذیری انجام می شود.ومکانی که این اتفاق در آن می افتد ، به عنوان خط الرأس گسترش دهنده شناخته می شود.
صفحات متحرک به سمت یکدیگر
انواع مختلفی از مرزها هنگام حرکت دو صفحه به سمت یکدیگر وجود دارد وچیزی که در مرز آنها رخ می دهد بستگی به نوع صفحات نزدیک شونده دارد.
در یک مرز صفحه ای بین لیتوسفر اقیانوسی وقاره ای صفحه اقیانوسی به زیر صفحه دیگر قاره ای رفته ویک گودال در سطح ایجاد می شوند . همان طور که صفحه بیشتر به درون گوشته فرو می رود شروع به ذوب شدن می کند. در این مرزها کوهها روی صفحه رویی همانند پوسته فشرده شده ، شکل می گیرند. برخی از کوهها آتشفشانی هستند که در حین بالا آمدن ماگما از لیتوسفر تشکیل شده اند.
صفحه های اقیانوسی
گودال های عمیق در مرزها جائی که دو صفحه اقیانوسی به سمت هم حرکت می کنند، شکل می گیرند . یکی ار صفحات با فشار زیر دیگری می رود واین صفحه حین رفتن به درون گوشته ذوب می شود .یک خط از آتشفشان روی صفحه رویی نزدیک مرز ، همانطور که ماگما از گودال داخل لیتوسفر بالا می آید، تشکیل می شود.
صفحه های قاره ای
در نواحی که دو صفحه لیتوسفرقاره ای از سربه هم متصل هستند رشته کوه های بلندی شکل می گیرند. در مرز ، پوسته قاره ای روی هر دو صفحه فشرده می شود، ترک بر می دارد وبا فشار صفحات چروکیده می شود
همان طور که صفحات حرکت خود را به سمت یکدیگر ادامه می دهند، رشته کوه ها به دلیل اینکه تمام منطقه دچار بالا آمدگی می شود، بلند تر می شود.
سرخوردگی صفحات
تمام صفحه ها ازهم دور نمی شوند و یا به هم نزدیک نمی شوند، بلکه بعضی از صفحه ها در خلاف جهت یا به جهت یکسان ولی با سرعتهای متفاوت در کنار هم سر می خورند.در این نوع مرز صفحه ای که ممکن است روی زمین ( خشکی ) یا زیر آب باشد هیچ لیتوسفر جدیدی ساخته یا تخریب نمی شود.
گودال های اقیانوسی
گودال هایی که در مرزها ایجاد می شوند عمیق ترین مکانهای یافت شده روی سطح زمین می باشند .گودال ها ماریانا در اقیانوس آرام ، بطور یقین ترین گودال می باشند که ۱۰۹۶۱ متر زیر سطح دریا عمق دارد واین عدد بزرگتر از ارتفاع قله اورست ، بلندترین قله جهان با ارتفاع ۸۸متر بالاتر از سطح دریا، است.
علت بروز زلزله چیست ؟
زلزله زمانی اتفاق می افتد که سنگهای ناحیه ای از پوسته جامد زمین مقاومت خود را در مقابل خود را در مقابل نیروهائی که از داخل زمین به آنها وارد می شود از دست داده و بطور ناگهانی شکسته شوند وشکستگی توام با جابجائی سنگها را گسل نامیده وتکانهای ناشی از آنرا زمین لرزه می گویند .
بنابراین امروزه مهمترین علت زلزله را نیروهائی می دانند که از درون زمین منشا گرفته و پس از تجمع باعث شکسته شدن ناگهانی لایه های سنگی می شوند و در نتیجه حرکت لایه ها در محل گسل باعث لزره می شود.
البته علل دیگری در بروز این حادثه وجوددارند از قبیل لغزش لایه های زمین ، ریزش غارها ،ریزش بهمن انفجار گلوهای توپ ،انفجار مین که می توانند در ابعاد محدودی ایجاد زمین لرزه نمایند.
بطور کلی عوامل که ایجاد زلزله می کنند بر سه گونه اند و برحسب اینکه کدامیک از این سه عامل موجب زلزله شده باشند زلزله را بدان اسم می نامند این سه گونه زلزله به قرار زیر است:
۱- زلزله رمبشی ( سقوطی ) این زلزله مربوط به شکستگی وفرو ریختن حفره ها و غارهایی است که در توده های بزرگ سنگهای آهگی بر اثر انحلال آهک در آبهای نافذ ایجاد می شوند. گاهی اوقات بر اثر انحلال گچ ونمک در زمینهای که از مارنهای گچی بوجود آمده اند تولید می شوند. ( به سنگ آهنگی که بیش از ۳۵% مواد رسی داشته باشد مارن گفته می شود ) وسعت تاثیر این گونه زلزله ها خیلی کم است . وعمق کانونشان نیز کم می باشد اما برعکس خرابیها و خسارتهای ناشی از آنها خیلی زیاد می باشد.
۲- زلزله های آتشفشانی : زلزله ممکن است بر اثر انفجار ویا خروج گازهای متراکم در مجاور کوههای آتشفشان ایجاد شود. این زلزله ها همیشه پیش از آتشفشان ویا همزمان با آن وقوع می یابند و نسبتاً شدید می باشند. زلزله های آتشفشانی اغلب مخرب و ویران کننده اند منطقه تاثیر آنها زیاد وسیع نیست و عمق کانون آنها نیز کم است .
۳- زلزله های زمین ساختی : زمینهایی که زیاد در معرض زلزله می باشند آنهایی هستند که در زیر انها طبقات زمین در حال حرکت و جنبشند. هر تغییر ناگهانی درسرعت این طبقات متحرک تولید لرزشی در زمین می ند به این لزله ها که مربوط به جنبش های زمین ساختی زمین است زلرله های زمین ساختی می گویند. تعداد آنها خیلی بیشتر از دو نوع دیگر زلزله است و اغلب بسیار شدید وتولید خرابیهای زیاد می کند برای زلزله های زمین ساختی دو علت متمایز از هم می توان ذکر کرده
الف- حرکتهای تعادلی: برخی از زلزلهای امروزه در مناطقی ایجاد می شوند که با حرکتی خیلی آرام به طور قائم بالا یا پایئن می روند این حرکت قائم به واسطه واکنش حرکتی است که برای برقراری وضع تعادل بوجود می آید.
قاره های بزرگ بر روی محیط سیال خمیری شکلی شناورند و ریشه آنها بیشتر در این محیط فرود می رود. تعادلی برقرار می باشد هرگاه وزن قاره بواسطه عمل فرسایش تغییر کند این تعادل بهم می خورد وموجب بالا آمدن ویا پایین رفتن آن می شود . بهترین نمونه برقرار شدن وضع تعادل را امروزه در کرانه های دریای بالتیک وکانادا می توان مشاهده کرد. این نواحی بر اثر از بین رفتن یخهای یخچالهای اوایل دوران چهارم زمین شناسی که ضخامت آنها به چندین صدمتر می رسیده است سبک گردیده و در نتیجه از آب خارج شده اند وهنوز هم این عمل خارج شدن ادامه دارد . زلزله های کرانه های کانادا و کرانه های دریای بالتیک ناشی از این امر است.
به این نوع زلزله ها زلزله های قائم گفته می شود.
بازدید
۱
محدودیت :
موجودات محسوس و مشهود ما ، از کوچکترین « ذره » تا بزرگترین « ستاره » ، محدودند ، یعنی به یک قطعه مکان خاص و به یک فاصله زمان خاص ، اختصاص دارند ؛ در خارج آن قطعه از مکان یا آن امتداد از زمان ، وجود ندارند .
بعضی از موجودات ، مکان بزرگتر و یا زمان طولانی تری را اشغال می کنند و بعضی مکان کوچکتر و زمان کوتاه تری را ، اما بالأخره همه محدودند به بخشی از مکان وب ه قدری از زمان .
۲
تغییر :
موجودات جهان همه متغیر و متحول و ناپایدارند . هیچ موجودی در جهان محسوس به یک حال باقی نمی ماند ، یا در حال رشد و تکامل است و یا در حال فرسودگی و انحطاط . یک موجود مادی محسوس ، در تمام دوره هستی خود یک دوره مبادله مستمر را در متن واقعیت خود طی می کند ، یا می گیرد و یا می دهد ، و یا هم می گیرد و هم می دهد ؛ یعنی یا چیزی از واقعیت اشیاء دیگر را می گیرد و جزء واقعیت خود می سازد و یا چیزی از واقعیت خود را تحویل بیرون می دهد و یا هر دو کار را انجام می دهد ، و به هر حال هیچ موجود مادی ثابت و یکنواخت باقی نمی ماند . این خاصیت نیز شامل عموم موجودات این جهان می باشد .
۳
وابستگی :
از جمله ویژگیهای این موجودات وابستگی است . به هر موجودی که می نگریم آن را « وابسته » و « مشروط » می یابیم ؛ یعنی وجودش وابسته و مشروط به وجود یک یا چند چیز دیگر است ، بطوریکه اگر آن موجودات دیگر نباشند ، این موجود هم نخواهد بود . هرگاه در متن واقعیت این موجودات دقت کنیم ، آنها را توأم با « اگر » و یا « اگرها » ی زیادی می بینیم . در میان محسوسات ، موجودی نمی یابیم که بلاشرط و به طور مطلق ( رها از قید وجودات دیگر که بود و نبود سایر موجودات برایش یکسان باشد ) بتواند موجود باشد . همه وجودهایی « مشروط » می باشند ؛ یعنی هر کدام بر تقدیر وجود یک شی ء دیگر موجود می باشند و آن دیگری نیز به نوبه خود بر تقدیر وجود یک موجود دیگر و همین طور …
۴
نیازمندی :
موجودات محسوس و مشهود ما به دلیل وابستگی و مشروط بودن نیازمندند . نیازمند به چه ؟ به همه شرایط بیشماری که به آن شرایط وابسته هستند و همچنین هر یک از آن شرایط نیز به نوبهخود نیازمند به یک سلسله شرایط دیگر می باشد . در همه موجودات محسوس موجودی نتوان یافت که « به خود » باشد ؛ یعنی از غیر خود بی نیاز باشد و با فرض نیست شدن غیر خود ، بتواند موجود بماند . این است که فقر ، احتیاج و نیازمندی سراسر این موجودات را فرا گرفته است .
۵
نسبیت :
موجودات محسوس و مشهود ، چه از نظر اصل هستی و چه از نظر کمالات هستی ، موجوداتی نسبی می باشند ؛ یعنی اگر فی المثل آنها را به بزرگی و عظمت یا به توانایی و قدرت و یا به جمال و زیبایی و یا به سابقه و قدمت و حتی به هستی و « بود » توصیف کنیم ، از جنبه مقایسه با اشیاء دیگر است . مثلاً اگر می گوییم خورشید بزرگ است ، یعنی نسبت به ما و زمین ما و ستارگانی که جزء منظومه خورشیدی ما هستند ، بزرگ است . اما همین خورشید نسبت به برخی ستارگان کوچک است . و اگر می گوییم قدرت فلان کشتی یا فلان حیوان زیاد است ، یعنی با مقایسه با قدرت انسان یا ضعیف تر از انسان . همچنین جمال و زیبایی و علم و دانایی ، حتی هستی و بود یک چیز ، نسبت به هستی و بود دیگر ، « نمود » است . هر هستی و هر کمال و هر دانایی و هر جمال و هر قدرت و عظمت و هر جلالی را که در نظر بگیریم نسبت به پایین تر از خود است ، اما بالاتر از آن هم می توان فرض کرد و نسبت به آن بالاتر ، همه این صفات تبدیل به ضد خود می شود ، یعنی نسبت به بالاتر بود ، نمود و کمال ، نقص و دانایی ، جهل و جمال ، زشتی و عظمت و جلال ، حقارت می شود .
نیروی عقل و اندیشه انسان که بر خلاف حواس ، تنها به ظواهر قناعت نمی کند و شعاع خویش را تا درون سراپرده هستی نفوذ می دهد ، حکم می کند که هستی نمی تواند منحصر و محدود به این امور محدود و متغیر و نسبی و مشروط و نیازمند بوده باشد .
این سراپرده هستی که در مقابل خویش می بینیم در مجموع به خود ایستاده است و تکیه به خویشتن دارد . ناچار حقیقت نامحدود و پایدار و مطلق و غیر مشروط و بی نیاز که تکیه گاه همه هستیها می باشد و در همه ظروف و همه زمانها حضور دارد ، موجود است و گرنه سراپرده هستی نمی توانست روی پای خود بایستد ؛ یعنی اساساً سراپرده هستی در کار نبود ، عدم و نیستی محض در کار بود .
قرآن کریم خداوند را با صفاتی از قبیل « قیوم » ، و « غنی » ، « صمد » یاد می کند و به این وسیله یادآوری می کند که سراپرده هستی نیازمند به حقیقتی است که « قائم » به آن حقیقت باشد . آن حقیقت ، تکیه گاه و نگهدارنده همه چیزهای محدود نسبی و مشروط است . او بی نیاز است ، زیرا همه چیز دیگر نیازمند است . او « پر » و کامل ( صمد ) است ، زیرا همه چیز دیگر غیر از او از دورن خالی است و نیازمند به حقیقتی است که درون او را از هستی « پر » کند .
قرآن کریم موجودات محسوس و مشهود را « آیات » ( نشانه ها ) می نامد ؛ یعنی هر موجودی به نوبه خود نشانه ای از هستی نامحدود و از علم ، قدرت ، حیات و مشیت الهی می باشد . از نظر قرآن مجید سراسر طبیعت مانند کتابی است که از طرف مؤلفی دانا و حیکم تألیف شده است و هر سطر بلکه هر کلمه اش نشانه ای از دانایی و حکمت بی منتهای مولف خود دارد . از نظر قرآن هر اندازه بشر با نیروی علم ، به شناخت اشیاء نائل گردد ، بیش از پیش به آثار قدرت و حکمت و عنایت و رحمت الهی واقف می گردد .
هر علمی از علوم طبیعت درعین اینکه از یک نظر طبیعت شناسی است ، از دیده ای دیگر و با نظری عمیق تر ، خداشناسی است .
برای آنکه با منطق قرآن درباره طبیعت شناسی به منظور خداشناسی آشنا شویم ، به عنوان نمونه یک آیه از آیات بسیار قرآن را در این زمینه ذکر می کنیم :
همانا در آفرینش آسمانها و زمین ، آمد و شد ( گردش ) شب و روز ، کشتیهایی که به سود بشر دریا را طی می کنند ، آبی که خدا از بالا فرود می آورد و بدین وسیله زمین مرده را از نو جان می دهد و انواع جاندارها را در روی زمین می پراکند ، چرخش بادها و ابر که میان زمین و آسمان به کار گماشته شده است ، نشانه هایی بر وجود خداوند برای مردمی که تعقل و تفکر می کنند وجود دارد .
در آین آیه کریمه و به جهان شناسی به طور عموم ، به صنعت کشتیرانی ، به جهانگردی و منافع اقتصادی آن ، به علم کائنات جو ، به منشأ و ریشه باد و باران و حرکت ابرها و به زیست شناسی و شناخت جانداران دعوت می کند و تدبر در فلسفه های این علوم را موجب خداشناسی می داند .
صفات خدا
قرآن کریم می گوید خداوند به همه صفات کمال متصف است : « » نیکوترین نامها و بالاترین اوصاف از آن اوست ، « » صفات والا در سراسر هستی خاص اوست ؛ از این رو خداوند حی است ، قادر است ، علیم است ، مرید است ، رحیم است ، هادی است ، خالق است ، حیکم است ، غفور است ، عادل است و بالأخره هیچ صفت کمالی نیست که در او نباشد .
از طرف دیگر جسم نیست ، مرکب نیست ، میرنده نیست ، عاجز نیست ، مجبور نیست ، ظالم نیست .
دسته اول که صفات کمالی است و خداوند به آنها متصف است « صفات ثبوتیه » نامیده می شود و دسته دوم که از نقض و کاستی ناشی می شود و خداوند از اتصاف به آنها منزه است « صفات سلبیه » نامیده می شود .
ما خدا را ، هم « ثنا » می گوییم و هم « تسبیح » می کنیم . آنگاه که او را ثنا می گوییم ، اسماء حسنی و صفات کمالیه او را یاد می کنیم و آنگاه که او را تسبیح می گوییم ، او را از آنچه لایق او نیست منزه و مبرا می شماریم و در هر دو صورت ، معرفت او را برای خودمان تثبیت می کنیم و به این وسیله خود را بالا می بریم .
یگانگی خدا
خداوند متعال مثل و مانند و شریک ندارد . اساساً محال است که خداوند مثل و مانند داشته باشد و در نتیجه به جای یک خدا ، دو خدا یا بیشتر داشته باشیم ؛ زیرا دو تا سه تا و یا بیشتر بودن ، از خواص مخصوص موجودات محدود نسبی است ؛ درباره موجود نامحدود و مطلق ، تعدد و کثرت معنی ندارد. مثلاً ما می توانیم یک فرزند داشته باشیم و هم می توانیم دو فرزند یا بیشتر داشته باشیم ؛ می توانیم یک دوست داشته باشیم و هم می توانیم دو دوست و یا بیشتر داشته باشیم . زیرا فرزند و یا دوست ، هر کدام یک موجود محدود است و موجود محدود می تواند در مرتبه خود مثل و مانندی داشته باشد و در نتیجه تعدد و کثرت بپذیرد ؛ اما موجود نامحدود ، تعدد پذیر نیست . مثال ذیل هر چند از یک نظر کافی نیست ولی برای توضیح مطلب مفید است .
درباره ابعاد جهان مادی و محسوس ، یعنی جهان اجسام که مشهود و ملموس ماست ، دانشمندان دو گونه نظر داده اند : برخی مدعی هستند که ابعاد جهان نامحدود است ، یعنی این جهان محسوس به جایی می رسد که در آنجا دیگر تمام می شود ؛ ولی برخی دیگر مدعی هستند که ابعاد جهان مادی ، نامحدود است و از هیچ طرف پایان نمی پذیرد ؛ جهان ماده ، اول و آخر و وسط ندارد . اگر ما جهان ماده و جسم را محدود بدانیم یک پرسش برای ما مطرح می شود و آن اینکه : آیا جهان مادی جسمانی یک است یا بیشتر ؟ ولی اگر جهان نامحدود باشد ، دیگر فرض جهان جسمانی دیگر غیر این جهان نامعقول است ؛ هرچه را که جهان دیگر فرض کنیم عین این جهان یا جزئی از این جهان است .
این مثال مربوط است به جهان اجسام و وجودهای جسمانی که محدود و مشروط و مخلوق آفریده شده اند و هیچ کدام واقعیت شان ، واقعیت مطلق و مستقل و قائم بالذات نیست . جهان مادی در عین اینکه از نظر ابعاد نامحدود است ، از نظر واقعیت محدود است و چون بنا به فرض از نظر ابعاد نامحدود است ، دوم برایش فرض نمی شود .
خداوند متعال وجود نامحدود و واقعیت مطلق است و بر همه اشیاء احاطه دارد و هیچ مکان و زمانی از او خالی نیست و از رگ گردن ما به ما نزدیکتر است ؛ پس محال است که مثل و مانندی داشته باشد ، بلکه مثل و مانند برایش فرض هم نمی شود .
بعلاوه ما آثار عنایت و تدبیر و حکمت او رادر همه موجودات می بینیم و در سراسر جهان ، یک اراده واحد و مشیت واحد و نظم واحد مشاهده می کنیم و این خود نشان می دهد که جهان ما یک کانونی است نه دو کانونی و چند کانونی .
گذشته از اینها اگر دو خدا و یا بیشتر می بود ، الزاماً دو اراده و دو مشیت و یا بیشتر دخالت داشت و همه آن مشیتها به نسبت واحد در کارها مؤثر می بود و هر موجودی که می بایست موجود باشد ، باید درآن واحد دو موجود باشد تا بتواند به دو کانون منتسب باشد و باز هر یک از آن دو موجود نیز به نوبه خود دو موجود باشند و در نتیجه هیچ موجودی پدید نیاید و جهان نیست و نابود باشد . این است که قرآن کریم می گوید :
اگر خدایان متعدد غیر از ذات احدیت وجود می داشت آسمان و زمین تباه شده بودند .
بازدید
بخش های اصلی کامپیوتر:
بطور کلی کامپیوتر به دو بخش اساسی تقسیم میشود:
۱٫ سخت افزار(Hardware)
۲٫ نرم افزار (Software)
سخت افزار (Hardware) :
مجموعه ای از عناصر فیزیکی و قابل لمس در کامپیوتر را سخت افزار کامپیوتر مینامند. مانند مدارهای الکترونیکی و ترانزیستورها و IC ها.
نرم افزار (Software) :
برنامه های کاربردی و برنامه های سیستم که توسط انسان نوشته میشوند. یعنی نرم افزار ، رابط بین کاربر کامپیوتر و سخت افزار است.
تعریف سیستم :
سیستم عبارتست از مجموعه ای از عناصر مرتبط به هم که هدف خاصی را انجام میدهند. پس کامپیوتر نیز نوعی سیستم است. هر سیستم باید دارای ورودی و خروجی باشد.
حافظه (Memory) :
قسمتی از سخت افزار کامپیوتر است که دستورالعمل ها در آنجا بصورت ارقام نگهداری می شوند.
بیت (Bit) :
کوچکترین واحد حافظه که میتوان یکی از اعداد صفر یا ۱ را در آن ذخیره نمود.
بایت (Byte) :
به هر ۸ بیت متوالی از حافظه ، ۱ بایت گویند.
کیلوبایت (Kb) :
به هر ۱۰۲۴ بایت ، یک کیلو بایت گویند.
مگابایت (Mb) :
به هر ۱۰۲۴ کیلوبایت ، یک مگا بایت گویند.
کاراکتر (Character) :
هریک از حروف، ارقام و علائم قابل نمایش را کاراکتر مینامند.
فیلد (Field) :
به مجموعه ای از چند کاراکتر مرتبط به هم ، یک فیلد گویند.
رکورد (Record) :
چند فیلد مرتبط به هم را یک رکورد گویند.
فایل (File) :
مجموعه ای از رکوردهای مرتبط به هم ، یک فایل را بوجود می آورند.
انواع حافظه :
۱٫ حافظه اصلی (Main memory)
۲٫ حافظه کمکی(Secondary memory)
حافظه اصلی (Main memory) :
حافظه اصلی به دو بخش تقسیم میشود:
حافظه RAM ، جهت خواندن و نوشتن اطلاعات به کار میرود. اطلاعات آن قابل پاک شدن است و با قطع جریان برق، اطلاعاتش ازبین میرود.
حافظه ROM ، اطلاعات این نوع از حافظه ، فقط قابل خواندن میباشد و توسط کارخانه سازنده در آن قرار گرفته است و قابل پاک شدن و تغییر نمی باشد . همچنین با قطع جریان برق ، اطلاعات آن ازبین نمی رود.
حافظه کمکی (Secondary memory) :
برای نگهداری دائمی اطلاعات و جلوگیری از اشغال شدن فضای حافظه اصلی ، از این نوع حافظه استفاده می شود. انواع حافظه های کمکی عبارتند از : دیسک لرزان یا دیسکت یا دیسک ۳/۵ اینچ یا فلاپی(floppy) ، دیسک نوری (CD) ، دیسک ویدیویی دیجیتالی (DVD) ، دیسک اپتیکال (Optical disk) ، MD و …
دیسکت (Floppy disk) : <
این نوع دیسک ، از جنس پلاستیک نازک است که در پوشش مربع شکل قرار دارد. برای استفاده از دیسکت ، باید آنرا در دیسک گردان فلاپی که مخصوص این نوع دیسکت است قرار داد.
ظرفیت این نوع دیسکت ، ۷۲۰ کیلوبایت و دیگری ۴۴/۱ مگا بایت است که بیشتر از دومین مورد در بازار استفاده می شود. این نوع دیسکت بارها قابل نوشتن می باشد و میتوان اطلاعات قبلی را پاک یا ویرایش نمود. همچنین این اطلاعات به راحتی نیز قابل حمل و نقل میباشد. اما ظرفیت بالایی جهت نگهداری اطلاعات ندارد.
³دیسک نوری (CD یا Compact Disk ) :
این نوع دیسک که به دیسک فشرده یا دیسک لیزری نیز معروف است از یک صفحه فلزی با آلیاژ خاص تشکیل شده است که روی آن حفره های بسیار کوچکی میباشد که فقط باکمک میکروسکوپ قابل دیدن است. این نوع دیسک ازنظر ظرفیت ذخیره سازی بسیار بالاتر از فلاپی دیسک می باشد. ظرفیت این نوع دیسک ها، ۶۴۰ مگا بایت یا ۷۰۰ مگابایت است که میتوان بوسیله آن حجم زیادی از اطلاعات را ذخیره سازی نمود. اما اطلاعات در این نوع از دیسک ها قابل دوباره نویسی نیستند و فقط می توان از روی آنها، اطلاعات را خواند.
از این نوع دیسک ها جهت نگهداری و ذخیره نموده دایره المعارفها و اطلاعاتی که قابل تغییر نیستند استفاده می شود. البته درچند سال اخیر ، میتوان بوسیله دستگاهی که CD writer نامیده میشود ، اطلاعات موردنظر را روی آنها ذخیره نمود. برای استفاده از این نوع دیسک ها نیز از دیسک گردان مخصوصشان باید استفاده نمود.
دیسک دیجیتالی ویدیویی (DVD) :
این نوع از دیسک ها ، نسل جدید دیسک های نوری بوده و ظاهری شبیه به CD های معمولی دارند با این تفاوت که گنجایش بسیار بالاتری دارند ، همچنین قادر به ضبط و نگهداری اطلاعات عادی ، صوتی و نیز تصویری می باشند.
لازم به توضیح است که درایوهای DVD قادر به خواندن CD های معمولی نیز هستند.
ïروی case هرکامپیوتر، چند کلید مهم وجود دارد که به توضیح مختصری از این کلیدها میپردازیم
Power : جهت روشن یا خاموش کردن کامپیوتر می باشد.
Reset یا restart یا reboot : جهت راه اندازی مجدد کامپیوتر می باشد. توضیح اینکه معمولاً پس از نصب کردن (setup) یک برنامه ، ویندوز از کاربر میخواهد تا کامپیوتر را راه اندازی کند که در این عمل ، کامپیوتر مجدداً خاموش و روشن می شود.
همچنین اگر به عللی، هیچ کدام از کلیدهای صفحه کلید عملی انجام ندهد و هیچیک از دستورات اجرا نشوند، اصطلاحاً گفته می شود که کامپیوتر قفل کرده است یا hang کرده است که در این مواقع نیز با reset کردن کامپیوتر ، مشکل برطرف خواهد شد.
Shut down : جهت خارج شدن از برنامه ویندوز و خاموش کردن کامپیوتر از این گزینه استفاده می کنیم که شامل بخش های standby (نیمه خاموش) ، shut down (خاموش) ، restart (راه اندازی مجدد) و restart in MS-DOS mode (راه اندازی تحت محیط داس) می باشد.
دستگاههای ورودی و خروجی (Input & Output devices) :
دستگاههای ورودی و خروجی ، قسمتهایی از کامپیوتر هستند که برای وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر و خارج نمودن اطلاعات از آن مورد استفاده قرار میگیرند.
دستگاههای ورودی مانند : صفحه کلید (keyboard) ، ماوس یا موشواره (mouse) ، اسکنر (scanner) ، قلم نوری ، دیجیتایزر (digitizer)، اهرم هدایت (Joystick) .
دستگاههای خروجی مانند : مانیتور یا صفحه نمایش (monitor) ، پرینتر یا چاپگر (printer) ، بلندگو(speaker) رسام (plotter).
۷صفحه کلید (keyboard) :
متداولترین دستگاه ورودی ، صفحه کلید است که برای وارد کردن اطلاعات ، برنامه ها و دستورات استفاده میشود. عملکرد صفحه کلید تقریباً مشابه با دستگاههای تایپ قدیمی است که روی آن تعدادی حروف و علائم می باشد و هریک از آنها وظیفه خاصی به عهده دارند. اطلاعات پس از تایپ شدن و فشردن هریک از کلیدهای صفحه کلید، از طریق کابلی که یک طرف آن در صفحه کلید است و طرف دیگر آن به پشت case وصل می شود وارد سیستم ورودی – خروجی (BIOS) شده و تبدیل به کد شده و ازطریق صفحه نمایش قابل دیدن می شوند.
کلیدهای موجود در صفحه کلید عبارتند از :
کلیدهای ارقامی ، کلیدهای ویرایشی ، کلیدهای حروف ، کلیدهای تابعی و کلیدهای کنترلی .
کلیدهای ارقامی (numeric keys) :
مجموعه کلیدهایی که در سمت راست صفحه کلید قرار دارند که شامل اعداد و عملگرهای ریاضی میباشند و جهت سهولت در وارد کردن اطلاعات عددی به کار میروند.
کلیدهای ویرایشی (edit keys) :
مجموعه ۱۳ کلیدی که درکنار کلیدهای ارقامی قرار دارند و جهت ویرایش نمودن متون و صفحه های متنی بکار می روند. عملکرد کلیدهای ویرایشی به شرح زیر میباشد :
کلید insert جهت قرار دادن یک کلمه ، حرف یا کاراکتر بجای کاراکتر دیگر میباشد.
کلید home جهت بردن مکان نما به سر سطر می باشد.
کلید page up جهت رفتن و نمایش دادن صفحه قبل می باشد.
کلید delete جهت حذف کردن یا پاک کردن یک کاراکتر ، کلمه و یا جمله میباشد.
کلید end جهت بردن مکان نما به انتهای سطر می باشد.
کلید page down جهت رفتن و نمایش دادن صفحه بعد می باشد.
کلیدهای حروف یا کلیدهای اصلی (type keys) :
عملکردی شبیه به ماشین های تایپ قدیمی دارند و جهت نوشتن اعداد ، حروف و علائم موجود بر روی آن استفاده میشود.
کلیدهای تابعی (functional keys) :
این نوع کلیدها که برای سهولت در وارد کردن اطلاعات و دستورات می باشند در هر نرم افزار متفاوت است. مثلاً کلید f1 معمولاً جهت راهنمایی (help) در اکثر برنامه ها می باشد.
کلیدهای کنترلی (control keys) :
این گروه از کلیدها همراه با کلیدهای دیگر به کار رفته و نوع کارکرد آنها را تغییر می دهند که عبارتند از :
کلید shift (ñ) : این کلید که در دوطرف صفحه کلید قرار دارد مانند یکدیگر عمل کرده که تنها جهت سهولت در کار کردن به این صورت میباشند. کلید shift جهت تغییر کار کلیدهای صفحه کلید میباشد که درهر برنامه متفاوت است.
همچنین جهت عوض کردن عمل کلیدهای دوحالته نیز استفاده می شود. مثلاً برای نوشتن علامت * باید کلید shift را پایین نگهداشته و در این حالت ، کلید ۸ را فشار داد. و اگر کلید ۸ بدون پایین نگهداشتن کلید shift زده شود، عدد ۸ روی صفحه نوشته می شود.
کلید Ctrl و Alt : این دو کلید که در دوطرف صفحه کلید قرار دارند نیز عملکردشان یکسان است و عملیات کنترلی سیستم را به عهده می گیرند و با کلیدهای دیگر استفاده می شوند.
مثلاً در برنامه ویندوز (windows) ، کلید Alt به همراه کلید F4 (Alt + F4) جهت بستن پنجره می باشد ، یا کلید Ctrl به همراه C (Ctrl + C) جهت کپی کردن موضوع یا موضوعات انتخاب شده میباشد.
این دو کلید نیز در برنامه های مختلف ، کارهای متفاوتی انجام می دهند که با مراجعه به راهنمای آن برنامه (Help) می توان این موارد را آموخت.
کلید Enter ( 8): این کلید یکی از مهمترین و کاربردی ترین کلیدها در محیط DOS یا Windows میباشد و عملکردهای متفاوت و بسیاری دارد. مثلاً در یک برنامه ویرایشگر مانند برنامه word ، پس از تایپ کردن کلمات ، برای پایان دادن به پاراگراف و شروع پاراگراف جدید ، از کلید Enter استفاده می شود. همچنین پس از انتخاب کردن یک پوشه ، جهت باز کردن آن می توان کلید Enter را فشار داد تا پوشه موردنظر باز شود.
کلید ESC : جهت خروج از یک برنامه یا انصراف از عملی یا بستن صفحات اضافی و برگشت به صفحه اصلی از این کلید استفاده می شود.
کلید Tab ( F) : مکان نما(cursor) را به اندازه ۸ کاراکتر به جلو می برد.
کلید Back space (!) : مکان نما را به اندازه ۱ کاراکتر به عقب برده و آن کاراکتر را حذف می کند.
کلید Caps Lock : اگر این کلید روشن باشد ، کلیه حروف به حالت بزرگ نوشته میشوند.
کلید Num Lock : اگر این کلید روشن باشد ، کلیدهای ارقامی فعال هستند و می توان با آنها کار کرد.
کلید Start : این کلید که مابین دو کلید ctrl و Alt سمت چپ و راست قرار دارد و علامت پرچم ویندوز (ÿ ) روی آن است جهت بازکردن منوی start ویندوز می باشد.
کلید choose option : این کلید که مابین دو کلید ctrl و Alt سمت راست قرار دارد و علامت فلش ( õ ) روی آن است جهت انتخاب موضوع می باشد.
بازدید
بازدید
مهندسی رودخانه ها
مرفولوژی رودخانه :
شناختن شکل و ساختمان رودخانه مرفولوژی رودخانه نامیده می شود به عبارتی به کمک مرفولوژی رودخانه می توان اطلاعاتی از شکل هندسی آبراهه، شکل بستر و پروفیل طولی رودخانه به دست آورد. مرفولوژی یک رودخانه تحت تاثیر عوامل متفاوتی مثل سرعت جریان فرسایش و نحوه رسوب گذاری قرار دارد از نظر مرفولوژی رودخانه ها به دو طریق زمین شناسی و نوع مسیر تقسیم می شوند:
از نظر زمین شناسی: در این تقسیم بندی با رودخانه های جوان، کامل، مسن مواجه هستیم.
رودخانه های جوان : رودخانه هایی هستند که در شیبهای تند جریان دارند. دره این رودخانه ها به شکل و فرسایش در این رودخانه ها تا هنگامی که بستر به حالت تعادل نسبی برسد ادامه دارد.رودخانه های کامل : این نوع رودخانه ها در دره های پهن تری جریان داشته و از شیب نسبتاً ملایمی برخوردارند. فرسایش دیواره ها در این نوع رودخانه ها جایگزین فرسایش بستر گردیده است، چرا که بستر قبلاً به یک حالت تعادل نسبی رسیده است.
رودخانه های مسن : این رودخانه ها در دره های بسیار پهن جریان داشته، بسترشان دارای شیب ملایمی است و در مسیر آنها آبشاری وجود ندارد. مسیرهای نعل اسبی در حاشیه رودخانه حاکی از تغییر مسیر پیچ های رودخانه در طول زمان می باشد. رودخانه کارون در ایران مثال خوبی از این نوع رودخانه هاست.
در رودخانه های کامل فرسایش دیواره ها جایگزین فرسایش بستر میگردد، چرا که بستر قبلاً به یک حالت تعادل نسبی رسیده است.
از لحاظ نوع مسیر: رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند.
رودخانه ها با مسیر مستقیم : بیشتر دربازه های کوتاه، رودخانه ها این شکل را پیدا می کنند که خود یک حالت ناپایدار و انتقالی است و پس از برخورد با مانع در مسیر رودخانه این حالت از بین می رود.
رودخانه ها با مسیر پیچان : نمای بالای این رودخانه ها شامل یک رشته پیچ های پی در پی
می باشد که با مسیرهای مستقیم به یکدیگر وصل شده اند. رودخانه های پیچان دارای شیب ملایم می باشند و غالباً ناپایداری در مسیر آنها دیده می شود. در ساحل بیرونی پیچ، سرعت جریان زیاد شده که همین امر باعث ایجاد فرسایش در این سمت و در نتیجه رسوبگذاری در ساحل مقابل می گردد. این فعل و انفعالات به مرور زمان باعث پیش روی پیچ به سمت ساحل بیرونی و هم زمان با آن به طرف پایین دست رودخانه می گردد.
رودخانه ها با مسیر شریانی : این رودخانه ها شامل یک تعداد آبراهه می باشند که در طول مسیر از هم جدا شده و دو مرتبه به یکدیگر می پیوندند.
رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند
تثبیت بستر رودخانه ها:
این نوع فرسایش بیشتر در رودخانه های جوان که بستر آنها به حالت تعادل نرسیده دیده می شود و بستر رودخانه به علت شیب تند و سرعت زیاد جریان فرسایش یافته و مواد شسته شده به پایین رودخانه منتقل می گردد.
راه حل معمولی برای تثبیت بستر رودخانه احداث شیب شکن در طول بازه مورد نظر می باشد. این شیب شکن ها می توانند از جنس بتنی یا گابیونی ساخته شوند. ارتفاع متوسط شیب شکن ها و فاصله آنها از یکدیگر پس از انجام مطالعات هیدرولیکی دقیق با توجه به شرایط و جنس خاک قابل طراحی می باشد.
شیب شکن ها را با توجه به شرایط جریان بر روی بستر رودخانه و یا در زیر بستر رودخانه می توان احداث کرد که با مرور زمان رسوبات بین این سدهای کوتاه ته نشین می شود و در نتیجه یک شیب ملایم در کف رودخانه ایجاد می گردد.
راه حل معمولی برای تثبیت بستر رودخانه احداث شیب شکن در طول بازه مورد نظر می باشد
تثبیت دیواره رودخانه ها:
فرسایش دیواره رودخانه ها که در رودهای مسن با آنها مواجه هستیم باعث بروز خسارات زیادی در زمین های اطراف رودخانه و سازه ها شده و حریم کاذبی برای رودخانه ها به وجود می آورد که به این ترتیب از پتانسیل زمین های قابل استفاده اطراف رودخانه ها می کاهد.
تثبیت دیواره های رودخانه ها:
علل فرسایش دیواره ها
اگر جنس مصالح دیواره ها ریزدانه رسی و یا چسبنده باشد به علت نفوذپذیری کم، در زمان فروکش سیلاب، سطح آب سریع پایین آمده، امکان زهکش سریع موجود نبوده و کاهش نیروی برشی بین ذرات سبب فرو ریختن دیواره ها خواهد شد.
اگر جنس مصالح دیواره ها ریزدانه غیرچسبنده باشد در اثر برخورد امواج با دیواره ها فرسایش سطحی به وقوع می پیوندد.
در حالتی که مصالح دیواره ها انواعی از مصالح فوق باشند بالا آمدن سطح آب زیرزمینی و زهکشی آب از دیواره ها به سمت رودخانه، ذرات ریز را شسته، باعث ریزش ذرات درشت بالایی میشود.
انواع فرسایش
فرسایش پنجه : بخش زیرین دیواره ها در اثر برخورد با امواج فرسایش پیدا کرده و بالای دیواره ها فرو می ریزند.
لغزش کناره : اگر مصالح دیواره ها از جنس ریزدانه بوده و قدرت زهکشی را بعد از فروکشی سیلاب نداشته باشد با لغزش کناره و ریزش این قسمت مواجه خواهیم بود.
لغزش سیالی : زمانی که خاک کناره ها از سیلت یا ماسه بوده و تراکم بالایی نداشته باشد در اثر اشباع شدن ریزش می کند.
راه حل های جلوگیری از فرسایش دیواره ها
روند فرسایش تاکنون در جهان به صورت مدل ریاضی در نیامده است و پی بردن به اینکه فرسایش بعدی در کجا و در چه مقطعی به وقوع خواهد پیوست جز با مطالعه رفتار طولانی مدت رودخانه از طریق تفسیر عکسهای هوایی در مقاطع زمانی مختلف و جمع آوری اطلاعات محلی از طریق افراد ذی صلاح بومی امکان پذیر نمی باشد. ساختن مدل فیزیکی رودخانه در مقاطعی که در معرض تخریب بیشتر قرار دارند نیز می تواند اطلاعاتی کیفی به ما بدهد، با علم به این مطالب گفتنی است که تاکنون راه حل های شناخته شده جهانی جهت جلوگیری از فرسایش دیواره ها عبارتند از: تثبیت سواحل و کانالیزه کردن.
تثبیت سواحل : بعد از تشخیص نسبی سواحل فرسایش پذیر به گونه ای که گفته شد می توان اقدام به تثبیت سواحل به دو روش مستقیم و غیرمستقیم نمود.
روش مستقیم (ایجاد سازه های طولی ) : در این روش از سازه تثبیت کننده به طور مستقیم و به شکل پوشش بدنه بر روی ساحل استفاده می کنند. پوششهای بدنه را می توان بنا به جنس مصالح قابل دسترس در انواع گوناگون طراحی نمود به عنوان مثال یک روش معمول در اروپا و آمریکا استفاده از ماشین های قراضه و تایرهای فرسوده اتومبیل می باشد که پس از ایجاد یک شیب ملایم در ساحل آنها را به صورت آجر چینی در کنار هم قرار می دهند ولی با توجه به شرایط فعلی در ایران، استفاده از پوشش های بدنه از جنس سنگریزه (سنگ لاشه ) ، تورسنگ (گابیون )، بلوک های بتنی و یا کیسه های مخلوط سیمان و ماسه پیشنهاد می شود. پوشش بدنه باید حتماً قابلیت عبور زه آبهای اراضی حاشیه رودخانه را داشته باشد، در غیر این صورت در اثر اشباع شدن خاک، احتمال از بین رفتن سازه وجود دارد. در زیر پوشش بدنه باید حتماً یک لایه فیلتر از جنس شن و ماسه و یا فیلتر غشایی (ژئوتکستایل ) در نظر گرفت تا از شسته شدن مواد ریزدانه از پشت پوشش بدنه جلوگیری به عمل آید. کاشتن درختچه ها بعد از ایجاد شیب لازم در سواحل نیز یکی دیگر از راههای تثبیت سواحل رودخانه هاست. با جمع بندی مطالب فوق تثبیت سواحل رودخانه ها به شیوه مستقیم ( ایجاد سازه های طولی ) را می توان به انواع زیر تقسیم بندی کرد:
¨ ساحل سازی توسط پوشش بدنه ای سنگریزه ای
¨ ساحل سازی توسط روکش تور سنگی
¨ ساحل سازی توسط کیسه های مخلوط ماسه و سیمان یا بتن خشک
¨ ساحل سازی توسط روش بیولوژیکی یا کاشتن درختچه هایی مانند توسکا
راه حل های شناخته شده جهانی جهت جلوگیری مستقیم از فرسایش دیواره ها عبارتند از: تثبیت سواحل و کانالیزه کردن
بازدید
بازدید
این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید میکند و به پوشش مخاطی میرسد و باکتریها و ویروسها را میکشد. استخوان دیوارههای حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام میبخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشتههای ارتجاعی باعث کشیده شدن لولههای هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم میشود.
حفره بینی
حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم میشود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا میکند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غدههای چربی و غدههای عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی میتواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.
حلق
حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا میکند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژهدار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزههای حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.
حنجره
حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن میشود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا میشود یک زایده غضروفی به نام اپیگلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را میبندد و مانع ورود غذا به درون نای میشود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا میشود.
ششها
شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشتههای ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژههای اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها میشوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت میکند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخهای است که به نام درخت نایژکی خوانده میشوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان میکند. حدود ۳۰۰ میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.
نای
نای دارای ۱۶ تا ۲۰ بند است و هوا پس از حنجره وارد نای میشود. هر یک از بندها قطعهای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پریکندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل میشوند. نوارهای ماهیچهای بطور طولی و مایل قرار گرفتهاند. حلقههای غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل میشوند.
انشعابات نای
نای انشعاب یافته نایژه اصلی را میسازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژهها نامنظم میشود. نایژههای اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژههای بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.
ناحیه تنفسی
نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم میشوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسههای هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم میشوند. کیسههای هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشتههای ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.
بین حبابها دیوارهای از رشتههای شبکهای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده میشود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت میگیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.
چگونگی تنفس
تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج میشود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمیشوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچههای تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دندهها در پایینترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر میشود اعصاب حرکتی ماهیچههای بین دندهای خارجی و دیافراگم را منقبض میکنند.
انقباض ماهیچههای بین دندهای خارجی موجب حرکت دندهها به بالا و طرفین میشود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه میشود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسهها میشوند و هوا را به درون خود میکشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسههای هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار میافتد. در پایان دم ماهیچهای ویژه دم استراحت میکنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب میشود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا میشود بازدم را بطور فعال نیز میتوان انجام داد.
تنظیم حرکات دم و بازدم
نورونهای بصلالنخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصلالنخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچههای بازدم را فعال میکند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچههای تنفسی پایان مییابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت میگیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دیاکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود.
انتقال و تبادل گازهای تنفسی
هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس میشود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود.
• انتقال از هوا به شش
• انتقال از شش به خون (تبادل)
• انتقال در خون
• انتقال از خون به بافتها (تبادل).
عکس این حالات در مورد دیاکسید کربن صادق است.
بازدید