جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
موارد استعمال وحى در قرآن نظر اقبال درباره وحىحالا موارد استعمال ( از همینها انسان خیلى چیزها مى تواند کشف کند ) : قرآن وحى را اختصاص نداده به آنچه که به انبیاء به اصطلاح گفته مى شود که ما اصطلاحا ( نبوت) مى گوییم ، وحى را تعمیم داده به یک معنا در همه اشیاء . اقبال لاهورى در کتاب احیاء فکر دینى در اسلام عبارت خوبى دارد ( آقاى آرام ترجمه کرده اند و کتاب خوب و عمیقى است ) . اقبال مرد متفکرى بوده یعنى از خودش ابتکار داشته . ابتکارهایش مورد توجه است گو اینکه اطلاعاتش مخصوصا در مسائل اسلامى خیلى وسیع نبوده ، ولى انصافا باید تصدیق کرد که مرد صاحب فکرى بوده است . اقبال خودش در عین حال یک مشرب عرفانى دارد ، به مسائل عرفانى و سیر و سلوک عرفانى و مکاشفات عرفانى سخت معتقد است ، آن عرفان را ( خود آگاهى باطنى) مى نامد . حالا عبارتهایش را مى خوانم . اگر چه قسمتهایى از آن مربوط به بحث ما نیست ولى همه آن را مى خوانم : ( پیغمبرى را مى توان همچون نوعى از خود آگاهى باطنى تعریف کرد که در آن تجربه اتحادى ( چون حالت عرفانى یک حالت تجربه شخصى است اسمش را گذاشته تجربه اتحادى ، اتحاد هم یعنى اتحاد با خدا ، اتصال با خدا ) تمایل به آن دارد که از حدود خود لبریز شود و در پى یافتن فرصتهایى است که نیروهاى زندگى اجتماعى را از نو توجیه کند یا شکل تازه اى به آنها بدهد ( ۱ ) . در شخصیت وى مرکز محدود زندگى در عمق نامحدود خود فرو مى رود ( ۲ ) ، تنها به این قصد که بار دیگر با نیروى تازه ظاهر شود ( ۳ ) و کهنه را براندازد و خط سیرهاى جدید زندگى را آشکار سازد) . تا اینجا مقدمه بحثش بود . ویلیام جیمز سخنى دارد از نظر روانشناسى که همین مطلب را ذکر مى کند . او معتقد است که ( من) ها – یعنى روحها – که از هم جدا هستند ( الان من غیر از شما هستم ، شما غیر از ایشان هستید ، ایشان غیر از آن آقاى دیگر هستند ) یک راهى از باطن میان روحها وجود دارد که این راه گاهى بسته است و گاهى باز مى شود . ممکن است یکوقت روحى از همان عالم ارواح و از آن درون ، روزنه اى پیدا کند به روح دیگر و حتى محتویات آن روح را بخواند و بداند و متوجه بشود . این حرف را در سیر حکمت در اروپا هم نقل شده و عرفاى خودمان زیاد روى آن تکرار دارند و حتى یکى از علماى بزرگ معاصر که مدتى هم به اصطلاح اهل سیر و سلوک بود و براى خودش این جور قضایا پیش آمده است نقل مى کرد که یک وقت براى من این حالت پیش آمد که خودم را با یک شخصى که در ششصد هفتصد سال پیش زندگى مى کرد یکى مى دیدم ، اصلا خودم را او مى دیدم و تمام کارهاى او را کار خودم مى دیدم ( این باز مهم نیست چون مربوط به گذشته است ) . گفت یک وقتى براى من در سحر این حالت پیدا شد که من خودم را یک نفر دیگرى – که او هم از دوستانش بوده – مى دیدم ، من خودم را او مى دیدم و او را خودم ، و خودم را او دیدم در حالى که از رختخواب بلند شد رفت وضو گرفت و نماز خواند ، تمام کارهایى که او مى کرد مى دیدم خودم دارم مى کنم ، خودم را او مى دیدم ، تنها در وقتى که او رفت براى قضاى حاجت کشف عورت کرد مثل اینکه بر من پوشیده شد . فردا من از او پرسیدم ، تمام جزئیاتى که من در آن وقت خودم را او مى دیدم ، همان کارهایى بود که آن شب او انجام داده بود . بحث من سر حرف اقبال در اینجاست ( این اتصال با ریشه وجود به هیچ وجه مخصوص آدمى نیست ( ۴ ) . شکل استعمال کلمه ( وحى) در قرآن نشان مى دهد که این کتاب آن را خاصیتى از زندگى مى داند ( ۵ ) ، و البته این هست که خصوصیت و شکل آن بر حسب مراحل مختلف تکامل زندگى متفاوت است ( ۶ ) . گیاهى که به آزادى در مکان رشد مى کند ، جانورى که براى سازگار شدن با محیط تازه زندگى داراى عضو تازه اى مى شود و انسانى که از اعماق درونى زندگى ، روشنى تازه اى دریافت مى کند همه نماینده حالات مختلف وحى هستند که بنا بر ضرورتهاى نوعى که این ظرف پذیراى وحى یا ببنا بر ضرورتهاى نوعى که به آن تعلق دارد اشکال گوناگون دارد) . این حرف به نظر من بسیار حرف متین و حرف صحیح و درستى است و موارد استعمال کلمه ( وحى) در قرآن همین مطلب را تأیید مى کند ولى بحث ما در مطلق وحى نیست ، اینجا هم که مى گویند شکل وحى در هر موجودى متناسب با خود آن موجود است ، بحث ما در وحى نبوت است که شکلش چه شکلى هست . عمده ، آن را ما باید بدانیم . این هم باز مسأله اى است که ما از زبان اولیاء وحى باید بشنویم چون نه مى توانیم روى آن تجربه کنیم و نه مى توانیم استدلال کنیم . ما باید ببینیم آنها چه گفته اند ، بعد ، از نظر علمى ببینیم چگونه مى توانیم توجیه کنیم .
وحى انبیاء
در وحى انبیاء یک مطلب که مسلم است این حد که این وحى معلم داشته یعنى بدون معلم نیست ولى معلم غیر بشرى و غیر طبیعى : ( علمه شدید القوى) . ( و النجم اذا هوى ۰ ما ضل صاحبکم و ما غوى ۰ و ما ینطق عن الهوى ۰ ان هو الا وحى یوحى ۰ علمه شدید القوى ) ( 7 ) . این مطلب را ما درباب وحى حتما باید در نظر بگیریم یعنى فرض معلم و متعلم باید بکنیم . بنابراین اگر ما بخواهیم اینجور فرض کنیم که مثل نبوغهاى افراد است ، یک نبوغى که فقط لازمه این ساختمان کامل وجودى است ، نابغه هم اینجور است ، یک نابغه طرح ابتکارى مى ریزد ولى این طرح ابتکارى از خودش است ، به این معنا که ساختمانش یک ساختمانى است که ایجاب مى کند چنین ابتکارى بکند . ولى در وحى هرچه شخصیت که پیغمبر دارد در واسطه بودنش هست ، تمام شخصیتش در این است که توانسته ارتباط با خارج وجود خودش ، با خدا ، با شدید القوى ، با ملک ، با فرشته – هر چه مى خواهید بگویید – پیدا کند ، تمام شخصیتش در این جهت خلاصه مى شود که با خارج وجود ذهنش ارتباط پیدا کرده . به نظر من وقتى وحى نبوتى را در قرآن مى بینیم این را نمى توانیم از آن بگیریم . بنابراین اگر شخصى هرچه کار فوق العاده انجام بدهد که این جهت در آن نباشد که او واسطه است که از بیرون وجود خودش گرفته است ، نمى توانیم اسمش را ( وحى) بگذاریم ، مى خواهد ابتکار باشد مى خواهد نباشد ، هرچه مى خواهد باشد این وحى نیست .
جنبه دوم که باز در وحى مسلما مى شود این را منظور کرد حالت استشعار است یعنى در حالى که مى گیرد متوجه است که از بیرون دارد مى گیرد ( که این هم مربوط به همین است که از خارج مى گیرد ) . مثلا یک الهاماتى گاهى به افراد مى شود بدون اینکه خود فرد هم علتش را بفهمد . بدیهى است که این الهامات هست . انسان همین قدر مى بیند که یکدفعه در دلش چیزى القاء شد ( ۸ ) ، احساس مى کند یک چیزى را درک کرد بدون اینکه بفهمد که آن چیست . این خودش یک نوع القاء است ، یک نوع الهام است .
تعجب است ، یک مردى که شاید در حرفهاى خودش اغلب مادى حرف مى زند ( گو اینکه او از یک نظر یک آدم پراکنده گوست ، اسمش را نمى خواهیم ببرم ) مى گفت که من در پاریس تحصیل مى کردم و یک زن خارجى هم آن وقت گرفته بودم . روزى با زنم قرار گذاشته بودیم که ساعت مثلا چهار و نیم بعد از ظهر برویم سینما و محل قرارمان هم ایستگاه مترو بود ، جایى که از پله ها باید مى رفتیم پایین . مى گفت من چند دقیقه قبل از او رسیدم ، از پله ها که رفتم پایین ، یکمرتبه مثل اینکه مغزم در یک لحظه اى روشن شد ، تهران را دیدم ، خانه برادرم را دیدم ، دیدم جنازه پدرم را از خانه برادرم دارند مىآورند بیرون ، و مردم را دیدم که داشتند تشییع جنازه مى کردند . یک حالت ضعفى در من پیدا شد . رنگ در صورتم نماند ، بى حال شدم . بعد زنم آمد گفت چطورى ؟ چرا رنگت پریده ؟ گفتم چیزى نیست ، جواب او را دادم . بعد دیگر نامه پدرم نیامد . به پدرم خیلى علاقه مند بودم ، او هم به من خیلى علاقه مند بود . بعد از آن دیدم که برادرم نامه مى نویسد . نمى خواستند که من ناراحت بشوم . تا اینکه من اصرار کردم که بنویسید کیفیت چه بوده است ؟ معلوم شد اتفاقا همین جور هم بوده ، پدرم در همان لحظه و همان ساعت ( گفت یادداشت کردم ) در خانه برادرم مرده بود و آن حالت من در همان لحظه اى بوده که جنازه اش را مىآورده اند بیرون . این را من از خود آن آدم شنیدم . اگر دروغ هم گفته من از خودش شنیدم . ولى در وحى حالت استشعار هست یعنى آن کسى که به او وحى مى شود مى فهمد که دارد از آنجا تلقى مى کند و حتى در قرآن اینطور وارد شده که پیغمبر اکرم از ترس اینکه آنچه مى گیرد فراموش کند ، از این طرف هنوز جمله هایى که مى گرفت تمام نشده بود از سر مى گرفت تکرار مى کرد ، آیه نازل شد که : ( و لا تعجل بالقرآن من قبل ان یقصى الیک وحیه) ( 9 ) شتاب نکن . هنوز داشت از این طرف مى گرفت ، از این طرف دیگر داشت تکرار مى کرد ، یعنى این مقدار مستشعر بود به حالى که برایش رخ مى دهد ، غیر استشعارى نبوده .
نکته سومى که مادر وحى انبیاء از زبان خود انبیاء مى فهمیم این است که آنها یک موجود دیگرى را غیر از خدا به عنوان فرشته ادراک مى کرده اند که او باز واسطه وحى بوده است ( خود وحى وساطت بشرى است که واسطه شود میان خداوند و افراد دیگر . حال او وساطت چرا و چه ضرورتى دارد ، ما به چرایش کار نداریم ، ما داریم از زبان انبیاء مى گوییم ) یعنى اینجور نمى گفتند که ما مستقیم همیشه از خداوند تلقى مى کنیم بدون آنکه موجود دیگرى واسطه باشد ، یک موجود دیگرى را به نام فرشته که به وجود او هم مستشعر بودند درک مى کردند و براى ما معرفى کرده اند ( نزل به الروح الامین على قلبک لتکون من المنذرین . ( ۱۰ ) ( ( جبرئیل) هم در قرآن زیاد آمده است . حتى همین ( شدید القوى) که در اینجا هست ، در تفاسیر گفته اند مقصود جبرئیل است ، همان واسطه وحى است . این واسطه را هم ما نمى توانیم انکار کنیم . البته نمى خواهم عرض کنم که هیچ گاه وحیى براى پیغمبر صورت نگرفته که جبرئیل واسطه نباشد . نه ، آن هست ، خود قرآن تصریح مى کند که هست ، ولى اکثر که وحى مى شد به وسیله او بوده . حالا این چگونه است که گاهى بدون واسطه هم بوده ، خدا مى داند ، شاید هم یک وقتى به رازش پى بردیم . ( و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحى باذنه) ( 11 ) . مى گوید گاهى مستقیم خود خدا وحى مى کند که فرشته هم واسطه نیست ، گاهى هم من وراء حجاب است ، یا اینکه یک واسطه و رسولى را – که اینجا مقصود فرشته است – مى فرستد ، او به اذن پروردگار به پیغمبر وحى مى کند .
پس این سه چیز را ما باید درباب وحى مسلم و مفروض بگیریم . حالا ممکن است چیزهایى دیگر هم بعد به نظر ما برسد . آنگاه باید ببینیم که با توجه به این سه چیز چگونه ما مى توانیم وحى را از نظر علمى توجیه کنیم و هیچ ضرورتى هم ندارد که ما حتما بگوییم ما باید حقیقت و کنه و ماهیت وحى را درک کنیم ، آخرش هم یک توجیهى بکنیم و بگوییم همین است و غیر از این نیست . ما باید به وجود وحى ایمان داشته باشیم ، لازم نیست بر ما که حقیقت وحى را بفهمیم ، اگر بفهمیم یک معرفتى بر معرفتهاى ما افزوده شده است ، و اگر نفهمیم جاى ایراد به ما نیست ، به جهت اینکه یک حالتى است مخصوص پیغمبران ، که قطعا ما به کنه آن پى نمى بریم ، ولى چون قرآن وحى را عمومیت داده در اشیاء دیگر ، شاید به تناسب آن انواع از وحى که مى شناسیم ، بتوانیم تا اندازه اى آن وحیى را که با آن از نزدیک آشنایى نداریم ، که وحى نبوت است ، توجیهى بکنیم ، و اگر نتوانستیم توجیهى بکنیم ، از خودمان حتى گله مند نیستیم ، چون یک امرى است مافوق حد ما و یک مسأله اى است که از مختصات انبیاء بوده است .
سؤال : آیه ( و ما قدروا الله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله على بشر من شىء) در سوره انعام را ترجمه فرمودید که ( نشناخته اند خدا را ) . . . . در کدام تفاسیر ( قدر) را به شناختن معنى کرده اند ؟
جواب : همه تفاسیر ، مخصوصا تفسیر المیزان . ( قدر) اصلا معنایش اندازه گرفتن است ، چون هر کسى را وقتى انسان مى شناسد نوعى اندازه گیرى مى کند . اصلا خود تعریف را هم مى گویند ( حد) چون هر چیزى را ما وقتى مى خواهیم بشناسیم ، در قالب فکرى خودمان آن را قالب گیرى مى کنیم . از این جهت این کنایه آورده مى شو د . در قرآن این تعبیر زیاد آمده ، که مى گوید خدا را اندازه نگرفته اند آنچنانکه باید اندازه بگیرند . البته این معلوم است که اندازه جسمانى نیست که مترى بردارند ببینند قد خدا چقدر است ، عرضش چقدر است ، ارتفاعش چقدر است ، مقصود اندازه گیرى ذهنى است ، یعنى خدا را آن طورى که باید در ذهن اندازه بگیرند و بشناسند نشناخته اند . مفسرین هم همین طور تفسیر کرده اند .
– ( قدر) به معنى ( عرف) آمده ؟ استاد : قدر کنایه است از عرف . – خصوصیتى ندارد ؟ استاد : خیر ، حتى گفته اند در غیر مورد خدا هم این کلمه استعمال شده ولى در مورد معرفت ، کنایه است از شناختن .
بازدید
یوگا تمرین کنید
بعضی از پزشکان معتقدند یوگا بهترین درمان دردهای مزمن کمر است؛ زیرا حالت مناسب را در بدن ایجاد می کند و با تنفس مناسب، کشش و فشار روی عضله را کم می کند. خیلی از بیمارانی که از درمانهای دیگر نتیجه نگرفته اند می گویند یوگا در درمان آنها مؤثر بوده است.بعد از بهبود کمردرد، تمرینات نرمشی را ادامه دهید، وزن خود را کم کنید و به اصلاح حالت و کشش عضلات اهمیت دهید. نرمش عضلات مربوط به شکم را انجام دهید تا از کمردردهای آینده پیشگیری شود.اگر در قسمت بالای کمر خود احساس ناراحتی می کنید، تمرینات خم شدن به سمت پایین و تمرینات نرمشی شانه ها را انجام دهید (شانه ها را به طرف یکدیگر کشیده و چند ثانیه نگه دارید سپس بر عکس عمل کنید).
بهترین تمرین برای اصلاح حالت کمر این است که با فاصله ۳۰ سانتیمتر از دیوار و در مقابل آن تکیه دهید شکم خود را به داخل بکشید، سینه را بیرون دهید بعد از چسباندن کمر به دیوار، سر، شانه ها و پشت و لگن همه در یک ردیف قرار می گیرند و به این طریق گودی کمر از بین می رود. این حالت شبیه حالت ایستادن سربازان است. صدها سال قبل این طور گفته می شد که سربازان می توانند ساعت ها بدون احساس کمردرد روی پا بایستند مشروط به اینکه حالت ایستادن آنها درست باشد. آیا شما طور دیگری فکر می کنید؟ البته همه پدر و مادرها به نحوه صحیح ایستادن و نشستن فرزندان تأکید دارند ولی آنها نمی توانند تمام اوقات همراه فرزندان خود باشند و آنها را کنترل کنند! درست ایستادن و درست نشستن باید برای ما به صورت عادت درآید.
گرفتگی عضلات پا در خواب شب
آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است که نیمه های شب، یک مرتبه به دلیل درد ناشی از گرفتگی عضلات پایتان از خواب بیدار شوید؟
گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل عکس العمل ( reflex) بیش از حد عضلات است. وقتی شما در خواب جابجا شده و تکان می خورید، ماهیچه های ساق پایتان جمع شده و تاندون ها کشیده می شوند. این عمل، باعث تحریک گیرنده های عصبی موجود در تاندون ها شده و با فرستادن پیام های عصبی به نخاع، منقبض شدن عضلات را اعلام می کنند.
بعضی اوقات، عضلات در همان حالت انقباض باقی مانده و صدمه می بینند.
گرفتگی درد ناک عضلات درشب، می تواند به دلیل صدمات عصبی مانند کوفتگی عصب، آسیب های عضلانی، قطع موقتی جریان خون به پاها و مقادیر غیرعادی املاح یا هورمون ها در بدن شما باشد که اگر دارای یکی از این مشکلات بودید، بایستی به پزشک مربوطه مراجعه کنید.
ولی اگر مشکل جدی نداشتید، می توانید قبل از خواب با انجام کارهایی که باعث کاهش رفلکس ( واکنش) کششی می شوند، از گرفتگی عضلات پایتان جلوگیری کنید که این اعمال شامل موارد زیر است:
۱- انجام ورزش مخصوص پا که باعث کشیدگی ساق پا شوند. در این ورزش، فرد روی شکم دراز کشیده و کف دستها را بر روی زمین گذاشته و با بالا و پایین آوردن دست ها ، شکم را به زمین نزدیک و دور می کند.( مطابق تصویر پایین )
۲- استفاده از تشک گرماده به مدت ۱۰ دقیقه قبل از خواب که باعث گرم شدن پا شود. تنها داروی موثر برروی گرفتگی شبانه عضلات، " کوئی نین" است ولی FDA اعلام کرده است هیچ یک از داروهای تجویز شده برای گرفتگی عضلات، سالم وموثر نیستند.پزشکان معمولاً ۱ یا ۲ کپسول کوئی نین را به هنگام خواب تجویز می کنند. اما این دارو می تواند باعث مشکلات تنفسی و سقط فوری وخودبخودی جنین شود. بنابراین خانم های باردار بایستی از مصرف آن خودداری کنند.همچنین باعث شنیدن صدای زنگ درگوش، سردرد، تهوع، اختلال در دید، درد قفسه سینه و آسم نیز می شود.
مروری بر درمان کمردرد
اگر پزشک به شما بگوید که علت کمردرد شما، در اثر پارگی دیسک کمر است، چه کاری باید انجام دهید؟ راه های درمان کمردرد شامل جراحی، تزریق استروئیدها، مصرف داروهای ضد درد، انجام ورزش و نرمش های بدنی، ماساژ دادن کمر با وسایل مخصوص مثل فیزیوتراپی کمر است.
به دلیل اینکه جراحی تأثیر چندانی در کاهش درد کمر ندارد، توصیه زیادی به جراحی کمر نمی شود، مگر اینکه احتمال آسیب همیشگی کمر مثل فقدان حس در ناحیه کمر، عدم کنترل عضلات کمر و درد شدید و مداوم در این قسمت وجود داشته باشد. تزریق استروئیدها هم باعث تسکین موقت درد می شود و هرگز نمی تواند آن را برای همیشه معالجه کند.
بازدید
۱- مقدمه:
اگر زبان را وسیله و ماده اولیه ادبیات بدانیم، پس از مطالعه زبان یک اثر ادبی می تواند در تحلیل و شناخت بهتر آن کمک کند. به عنوان مثال برسی جنبه های مختلف زبان می تواند درک بهتری از بافت محیطی یک اثر در اختیار پژوهشگر قرار دهد، زیرا کاربرد زبان، طبق پژوهشهای جامعه شناختی زبان تا حد زیادی منعکس کننده بافت محیطی یک جامعه است. در این مقاله سعی نویسنده بر این است که تأثیر و بازتاب طبیعت، فرهنگ و زبان طبرستان را در اشعار نیما موردارزیابی قرار دهد. اما ابتدا بهتر است مرور کوتاهی بر سابقه مطالعه در این زمینه داشته باشیم.
۲-زندگینامه
نیما یوشیج که نام اصلی اش علی اسفندیاری بود در سال ۱۲۷۶ شمسی در روستای یوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم خان نوری از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. ایام کودکی اش را در روستای خود به تحصیل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لویی که یک مؤسسه متعلق به هیات کاتولیک رمی بود به تحصیل ادامه دهد. در این مدرسه یکی از معلمین وی نظام وفا بود که در اثر تشویقهای او به سرودن شعر روی آورد. او زبان فرانسه را به خوبی فرا گرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقی در روزنامه قرن بیستم بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما در سال ۱۳۱۷ شمسی جزو گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وی یک سلسله مقاله در این مجله نوشت و در آنها نظرات فیلسوفان را در خصوص هنر و تأثیر آثار اروپایی را در ادبیات بعضی از ممالک شرقی مورد بررسی قرار داد. او در سال ۱۳۲۸ ه.ش. در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و بالاخره در سال ۱۳۳۸ شمسی در تجریش تهران دار فانی را وداع گفت.
۳-ویژگی سخن
نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه، با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتکار و نو آفرینی را از این رهگذر کسب کرد. او یکی از پایه های رهبری سبک نوین گردید و در این راه تلاش و سعی زیادی نمود. اشعار نخستین او با اینکه در قالب اوزان عروضی ساخته شده از مضامین نو و تخیلات شاعرانه برخوردار است که در زمان خود موجب تحولی در شعر گردید. نیما در آثار بعدی خود اوزان شعر عروضی را می شکند و شعرش را از چارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی تازه و نو در شعر می آفریند که به سبک نیمایی مشهور می گردد.
۴-معرفی آثار
از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنیا خانه من است، قلم انداز، نامه های نیما به همسرش، عنکبوت، فریادهای دیگر، کندوهای شبانه، حکایات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال ۱۳۶۴ مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد.
۵-تعامل بین زبان و محیط
مطالعه پیرامون زبان و محیط اجتماعی و فرهنگی سابقه ی دیرینه در نوشتگان زبان شناسی دارد. ساپیر۱ (۱۹۳۹- ۱۸۸۴( جزو اولین زبان شناسانی است که به طور اخص ارتباط بین زبان و محیط زندگی را بررسی کرد و نشان داد چگونه عوامل بیرونی در زبان نمود پیدا می کند. وی در مقاله ای تحت عنوان «زبان و محیط زیست»2 (1949: 90( محیط مادی را از محیط اجتماعی متمایز می داند. محیط مادی عمدتاً به ویژگیهای جغرافیایی یک منطقه مانند: آب، کوه، دشت، ساحل، دریا، و شرایط اقتصادی دلالت دارد. در حالی که منظور از شرایط اجتماعی،خصوصیات غیر مادی مانند شرایط فرهنگی، قومی، زبانی، مذهبی، و سیاسی یک جامعه است. اگر چه این تمایز برای تبیین و توصیف یک زبان مشخص با مشکلات نظری و عملی مواجه است، و دلیل آن زبان در بر گیرنده نمادهای پیچیده ای است که شرایط مادی و معنوی یک گروه اجتماعی به طور لاینفک در آن متبلور است، با این حال چارچوب مناسبی برای بررسی موضوع حاضر محسوب می شود. خصوصاً این مقاله حاضر تأثیر این دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسی قرار می دهد.
۳- بازتاب شرایط محیط در اشعار نیما
تأثیر پذیری نیما از طبیعت، زبان و فرهنگ مازندران و انعکاس این خصوصیات در اشعار وی پیش از این، توسط بعضی از نویسندگان مورد توجه قرار گرفت(ر.ک: فلکی ۱۳۷۳، ثروتیان، ۱۳۷۵؛ طاهباز، ۱۳۷۵(. به عنوان مثال ثروتیان)۱۳۷۵: ۱۲۳ و طاهباز(۱۳۷۵: ۶- ۱۶۵) به ترتیب چنین می گویند:
زندگی چوپانی شاعر(نیما) لحظه ای او را رها نمی کند و این پرورده ی طبیعت سرسبز مازندران در هر جا و در هر بابی سخن می گوید، کوه و جنگل و دریا ـ خواسته یا ناخواسته ـ در میان سخن او ظاهر می شود.
در نوشته او[نیما] بسیاری از امکانات زبانی و بیانی، به کار گرفه شده است: از گسترش کاربرد واژگان، به کار بردن واژه های محلی، نامهای گیاهان، جانوران، جاها و همچنین به کارگیری واژه های کهن و پیشینه دار و ساختن تلقیقات تازه و مهمتر از همه تغییر در نحو و ساختار جمله و عدول از زبان «رسمی پایتخت»که گاهی با عنایت به ویژگیهای دستوری زبان طبری است.
چنین نظریاتی احتمالاً توسط نویسندگان دیگری نیز ارائه گردیده است. اما تا آن جایی که نویسنده این مقاله اطلاع دارد تا به حال یک بررسی منسجم براساس یک چارچوب روشمند در این مورد انجام نگرفته است و در این راستا این مقاله شاید گام نخست محسوب گردد. در هر حال، ابتدا تجلی محیط مادی و جغرافیایی نیما، یعنی طبیعت مازندران و سپس تأثیرات زبانی و فرهنگی طبرستان را در اشعار وی مورد بررسی قرار می دهیم. براساس این مطالعه شاید بتوان ادعا کرد که این عوامل در خلق یک سبک خاص نیما مؤثر بوده است.
۳-۱- تجلیات طبیعت مازندران در اشعار نیما
بازتاب طبیعت سرسبز مازندران در اشعار نیما از چند زاویه قابل بررسی است. ابتدا بسامد واژگانی از قبیل جنگل، کوه، دریا، ساحل، ابر، موج، قایق، درخت، چوپان، و گوسفند در اشعار نیما چشمگیر است که با دیگر آثار ادبی فارسی زبان قابل مقایسه نیست. برای نمونه:
(۱)
آب می غرد در مخزن کوه
کوه ها غمناکند
ابر می پیچد، دامانش تر
وز فراز دره، او جای جوان
بیم آورده برافراشته سر
(آنکه می گرید، مجموعه کامل، ص ۴۴۲)
(۲)
روزی او و کمانش بر پشت
همچو روزان دگر از پی صید
سوی جنگل شد و این بود غروبی غمناک
و مه ی نازک، گرما زده مانند بخار
از هوا خاسته در جنگل ویلان می شد
و همه ناحیه ی دیزنی و گرجی
بود پنداری در زیر پرند
(پی دارو چوپان، مجموعه کامل، ص ۳۸۹)
(۳)
یادم از روزی سیه می آید و جای نموری
در میان جنگل بسیار دوری
آخر فصل زمستان بود و یکسر هر کجا زیر باران بود.
(یاد مجموعه کامل، ص۳۰۳)
(۴)
هر نگاه به سویی، فکر سوی آشیان
می کند دریا هم از اندوه من با من بیان
خانه ام را می نمایاند به موج سبز و زرد
می پراند آفتابی را میان لاجورد
من در آن شوریدگیهایی که موج از چیرگی
در سر آورده است با ساحل که دارد خیرگی
دوستانم را که همه می بینم آن جا در عبور
این زمان نزدیک آن وادی رسیدستم ز دور
سالها عمر نهان را دستی از دریا به در
می کشد بر پرده های تیرگیهای بصر
چشم می بندم به موج و موج همچون من،
بر لب دریای غم افزا تأسف می خورم
(در جوار سخت سر)
انعکاس مناظر جغرافیایی مازندران در اشعار نیما با نگاهی گذرا به دیوان وی و یافتن شواهد دیگری بیشتر آشکار می شود، و شاید نمودار بارز و برجسته چنین واژگانی در اشعار وی ما را از ضرورت مطالعه دقیق آماری از بسامد آنها بی نیاز کند.
نوع ترکیبهای بدیع و استعاری نیما که ملهم از طبیعت طبرستان است مهمتر از بسامد واژگان طبیعی طبیعت است. زیرا صرف به کارگیری کلمات مربوط به طبیعت نمی تواند لزوماً مؤید بازتاب محیطی شاعر قلمداد گردد. نمونه های زیادی از توصیف طبیعت در آثار شاعران گذشته و حتی خود نیما خصوصاً در مطلع مثنویها دیده می شود که شاعر هیچ گونه تجربه شخصی از آن طبیعت توصیف شده نداشته است، خود نیما در مورد این گونه اشعار می گوید: این شعرها حکم مینیاتورهای قدیم را دارند که حالتی را می رسانند، کوهی، آبی، گیاهی، آدمی در آن ها هست، اما جزء جزء آن به طوری که باید، با خصوصیاتی آشنا نیست (نقل از اخوان ثالث، ۱۳۶۹: ۲۷۹). نظر فلکی نیز در این مورد می تواند رهگشا باشد(۱۳۷۳: ۹۱٫)
بازدید
بازدید
2 – جایگاه تولید علم و جنبش نرم افزاری
جایگاه این بحث از ابعاد مختلف قابل بررسی است:
الف ـ بعد تاریخی: در این رویکرد پرسش اصلی و اساسی این است که ، تولید علم از چه زمانی آغاز شده و تا کدامین مرحله پیش رفته است
در فرهنگ و تمدن غرب، دانش و علم ، به مفهوم امروزی را تالِس ملطی در یونان آغاز کرده و این حرکت به تناوب تا قرون وسطی ادامه داشته و سپس در آغاز عصر روشنفکری «رنه دکارت» ظهور پیدا کرده است و پس از آن دوران جدید فرا می رسد. در حال حاضر نیز جهان غرب دوران «پست مدرن» را تجربه می کند در جهان اسلام ، فرهنگ و تمدن اسلامی از بعثت پیامبر گرامی اسلام شروع شده و همین طور تا خلفای بعد از ایشان ادامه داشته و سپس در عصر خلافت امویان و عباسیان به شکل گسترده تری ادام می یابد. ازقرن سوم و چهارم به بعد با ظهور اسحاق کندی و متفکرانی چون زکریای رازی ، فارابی و سپس ابن سینا، وارد مرحله نوین و جدیدی می شود و همین روال تا ابن خلدون ادامه پیدا می کند و در عهد صفوی بزرگانی مانند: ملاصدرا ، میرفندرسکی، این رویه را ادامه می دهند تا نوبت به افشاریه و قاجاریه و در نهایت نوبت به دوران انقلاب اسلامی می رسد. بعد از انقلاب نیز چهار مرحله را تجربه کرده ایم
۱ـ جنگ تحمیلی و دفاع مقدس؛
۲ـ بازسازی اقتصادی؛
۳ـ بازسازی سیاسی؛
۴ـ دوره جنبش نرم افزاری و تولید علم.
جنبش نرم افزاری و تولید علم در جهان اسلام از دوران بعثت پیامبر گرامی اسلام آغاز و تا عهد انقلاب اسلامی ادامه می یابد. بنابراین ، از بعد تاریخی ، دوره جنبش نرم افزاری و تولید علم ، دوره نوین و مرحله جدیدی است.
ب ـ بعد علمی تولید علم و جنبش نرم افزاری :
این بحث گاهی در فضای فلسفه علم philosophy of since مطرح می شود. در فلسفه علم، مباحث و مسائل کلی مورد بررسی قرار می گیرد ،لذا تولید علم ، جزیی از توسعه علم است . در حال حاضر این مفهوم علمی که در عرف و فرهنگ امروز جهان غرب، فرهنگ و تمدن جوامع سکولار و حتی تا حدودی در جوامع غیر غربی اسلامی رایج است. حال سؤالی که ممکن است مطرح شود این است : آیا بحث تولید علمی که از سوی مقام معظم رهبری طرح شده و در شکل گیری و نضج در جامعه است همان مسأله فلسفه علم است ، یا نه، همان بحث توسعه علم development of sienceاست که فقط از لحاظ ظاهر عوض شده و با نام«تولید علم» مطرح می شود؟ و آیا این طرح جدید جزو همان بحث قبلی توسعه علم است که در جهان امروز مطرح بوده و هست؟
بی شک این بحث نه از نوع فلسفه علم تئوری پردازان و فیلسوفان چون کوهن و پوپر و پیروان شان است ،و نه از نوع بحث های مورد توجه کارشناسان توسعه می باشد. مسأله بسیار فراتر از اینهاس )عم یتساءلون عن النباء العظیم(؛ خبر ، خبر بزرگی است. )الذی هم فیه مختلفون(؛ دیدگاه ها هم متفاوت است. )کلا سوف تعلمون(؛ به زودی آن دسته که اختلاف دارند، خواهند دانست که این نظر ، نظرگی است. حالا مطبوعات (راستی و چپی) سکوت کنند، چه اهمیتی دارد! هرچند متأسفانه حتی درسطح اساتید هم این خبر جا نیفتاده ، بعضی از دانشجویان هم خیال می کنند؛ این خبر نیز یکی از همانمباحث سیاسی است و هدفی «انتخاباتی» و «تبلیغاتی» پشت این قضیه است! ولی نه، واقعیت چیز دیگری است؛ دانشجو و طلبه و شخصیت های فرهنگی (از جمله مربیان و معلمان) باید به این مسأله از زاویه متفاوتی بنگرند تأکید می کنم که مسأله حاضر ، مسأله فلسفه علم یا بحث توسعه نیست؛ مسأله ژرف تر و فراتر از اینهاست. این پدیده جایگاه خاص جنبش نرم افزاری و فلسفه تولید علم را معلوم می کند. ما شاهد تولد یک پدیده «ذوابعاد» هستیم
بدون شک این نظریه می تواند فلسفه جدید انقلاب اسلامی باشد؛ به همین دلیل، نظریه جدید رهبر معظم انقلاب موفق و فراگیر شده است، اما سؤال اینجاست : این بی توجهی و عدم پی گیری مطبوعات و نشریات کشیده اند؛ زیرا آنها ناشی از چیست؟ مسأله غفلت است یا تغافل؟ بعضی خودشان را عمداً کنار می دانند کجای کار هستند! این را هم می دانند که اگر قضیه را جدی بگیرند ، باید از همه مواضع و منافع سخت افزاری شان دست بردارند و اهل نرم افزار و تولید علم شوند ؛ از طرفی برای برخی هم هنوز مسأله تولید علم درست جا نیفتاده و در نیافته اند که رخ دادی شگرف و نو در فلسفه انقلاب اسلامی روی داده است . این فلسفه نوین و ذوابعاد، یک فلسفه سیاسی عمیق است که اهل علم و سیاست را به تکاپو و پویایی وا می دارد و یا فلسفه تربیتی و آموزشی است که به فرآیند تعلیم و تربیت، حرکت و جنبش می
دهد و یا فلسفه اداری است که سیستم مدیریتی واداری جامعه را وارد مرحله نوینی می کند در دعای شریف افتتاح در فرازی از دعا، در وصف حضرت علی (ع) میفرماید: ) و … آیتک الکبری و النباء العظیم(. قطعاً همین طور است. این گونه نیست که کوته بینانه ، پیش خود فرض کنیم که حضرت امیر المومنین علی (ع) یک شخصیت بزرگی است که در فلان تاریخ به دنیا آمده و تمام زندگی نامه اش در ۱۰ جلد کتاب عبدالفتاح عبدالمقصود گنجانده شده و در فلان تاریخ نیز عمر مبارک شان به سر رسیده است! نعوذ بالله ؛ حضرت امیرالمؤمنین (ع) یک نباء عظیم است که میتواند تمام زندگی بشر را زیر و رو کند. بنده معتقدم در مورد امام خمینی(ره)نیز قضیه مشابه حضرت امیر المومنین علی (ع) است.
بعضی ها به دلیل اینکه توجه و شناخت حضرت امام خمینی (ره) را به طور جدی مطرح می کردم ـ که نتیجه آن کتاب درآمدی بر مبانی آثار و اندیشه امام خمینی شد ـ بنده را زیر سؤال می بردند و می گفتند: «فلانی چرا این قدر به امام (ره) اهمیت می دهی؟» البته شاید تقصیری هم نداشتند؛ چون آنها نمی دانستند که امام (ره) نیز یک نباء عظیم و آیت کبری است. الان هم عده ای ادعا دارند که طرح جدید جنبش نرم افزاری و تولید علم ، چیزی بیش از یک مسأله توسعه علم نیست و نهایت تأثیر آن ، این است که بازار بحث تولید و توسعه علم را رونق می بخشد ، اما به هیچ وجه ، این ادعا درست نیست . در این جنبش عظیم، بحث علم و تکامل علم و توسعه و … همگی مژدهدهنده تحقق یک فلسفه جدید است که می تواند فلسفه انقلاب اسلامی را در این مرحله جدید روح تازه ای بدمد ؛از سوی دیگر ، این نظریه آن چنان بزرگ و شگرف است که می تواند علم و هنر تمدن ما را وارد عرصه جدیدی کرده ،نظام فعلی حوزه و دانشگاه و جایگاه نامطلوب علم و دانشجو و استاد را ، به نحو شایسته ای دگرگون کند.
همان طور که اندیشه و تفکر امام (ره) ضامن تداوم و بقای انقلاب سلامی ایران شد ؛ در شرایط کنونی مسأله تازه متولد شده جنبش نرم افزاری مقام معظم رهبری نیز می تواند ضامن بقای فلسفه علم و انقلاب اسلامی در مجامع علمی و جامعه ما باشد . بدون شک حیات نظام تربیتی و سیاسی و در یک کلام ، کلیت انقلاب اسلامی در گرو رشد و نمو این جنبش بسیار پر اهمیت است، اینجاست که دیگر مسأله تولید علم ، طبق ادعای برخی یک معرکه گیری فیلسوفانه نیست که گروهی از اساتید و دانشمندان گرد هم آمده و فلسفه بافی کنند . ۳ـ گستره گفتمان جنبش نرم افزاری و تولید علم گستره گفتمان جنبش نرم افزاری و تولید علم، گستره ساده و متداول ، علم و فلسفه نیست ،بلکه می توان مسأله آن را درمسایل متعددنظری و عملی دنبال کرد . گفتمان تولیدعلم و جنبش نرم افزاری در قلمرو معرفت شناسی را می توان در پنج گستره خلاصه کرد: الف ـ مسأله چیستی علم و هویت معارف که مربوط به حوزه معرفت شناسی است .
ب ـ گفتمان تولید در علوم بشری که جزیی از علم شناسی و فلسفه علم است . ج ـ گفتمان تولید در علوم دینی (علوم حوزوی و الهیات) که از مسائل فلسفه علوم دینی است .
د ـ گفتمان تولید در هنر و ادبیات جزیی از جنبش نرم افزاری است که جا دارد دچار تحول و رشد و توسعه شود . هـ ـ گفتمان تولید در معرفت عمومی ضروری است در اینجا چند سؤال اساسی در این زمینه مطرح شود : آیا تولید علم و معرفت در این زمینه فقط در اختیار حوزویان و دانشگاهیان است؟ آیا معرفت و دانش مردم کوچه و بازار و روستا و اقصی نقاط کشور قابل رشد و توسعه نیست؟ آیا نباید تحول و توسعه در معرفت عمومی جامعه ایجاد شود؟ پاسخ همه این نوع پرسش ها کاملاً مثبت و قطعی است . اصولاًچرا علم فقط در اختیار و انحصار آموزش عالی و آموزش و پرورش و حوزه های علمیه است ؟ چرا باید معرفت و دانش و هنر فقط در اختیار کسانی باشد که می توانند از امکانات آموزش عالی استفاده کنند؟ ما چگونه باید معرفت بانوان خانه دار را افزایش دهیم؟ ما چگونه باید از هوش و استعداد کسانی که به دانشگاه راه نیافته اند و یا کسانی که حتی به دبستان و دبیرستان نرفته اند، استفاده کنیم؟
واقعاً باید این گونه مسائل مو شکافی و بررسی شود . فکر نکنید این وظیفه دیگران است نه، اتفاقاً ، این تکلیف الهی استاد و دانشجوست.
نکته بسیار مهم دیگری که نیاز به توجه و اهمیت جدی دارد، این است که جنبش نرم افزاری و تولید علم، به عنوان یک فلسفه سیاسی، باید یک پیامد سیاسی داشته باشد. هریک از ما، به عنوان یک رأی دهنده ،
ـ در هر گونه انتخابات کشوری و استانی ـ باید یک شرط و ملاک اساسی و مهم در پذیرش نمایندگان خود داشته باشیم و بدانیم این نماینده تا چه اندازه به جنبش نرم افزاری و تولید علم اشراف اعتقاد دارد و در این زمینه چه طرح و برنامه ای را دنبال می کند . باید بدانیم که آیا واقعاً اهل علم و تولید معرفت است؟ و یا نه، جز شعار و سیاسی کاری و برخوردهای حزبی و جناحی ، کار دیگری نمی تواند انجام دهد. واقعاً زمان آن شده که فرایند تولید علم یکی از اصلی ترین و اساسی ترین میزان رأی ملت باشدو هر نماینده ای که در این خط مشی نیست، از سوی مردم طرد شود. همان طور که اشاره شد، بحث تولید علم و جنبش نرم افزاری ، یک فلسفه جدید، و یا به تعبیر دیگر یک فلسفه «مواج» است، و بر خلاف فلسفه «راکد» که گستره آن محدود به علم است، این نوع فلسفه علاوه بر گستره علمی ، هنر و ادبیات و سیاست و… را نیز در بر می گیرد و زاویه دید ما را نسبت به جهان دگرگون می کند، اما دریغ که برخی اهمیت و عظمت کار را در نیافته اند .بخصوص مطبوعات جناحی که طرح رهبر معظم رهبری را جدی نگرفته اند؛نه جناح موسوم به راست و نه جناح چپ؛ نه آن مطبوعاتی که ـ در صورت تأمین منافع شان ـ کوچک ترین حرف رهبر انقلاب را تیتر کرده ، با آن به جنگ با جناح مخالف می پردازند ، و نه آن مطبوعاتی که مدعی اصلاحات و آزادی اند! ازیک روزنامه نگار برجسته ـ مثلاً اصلاح طلب ـ پرسیدم: «فلانی ، چرا شما هیچ اهمیتی به بحث های رهبر انقلاب در باب تولید علم و وجنبش نرم افزاری نمی دهید؟» ایشان با کمال خونسردی و صراحت پاسخ داد: « به دلیل اینکه ما می خواهیم نان بخوریم! اگر ما این حرف را در روزنامه مان تیتر کنیم و روی آن جولان دهیم، شاید مخاطبان مان بگویند این روزنامه هم مانند فلان روزنامه دم از رهبری و اطاعت از فرامین او می زند.» به نظر شما واقعاً در این فضا میتوان اندیشه و تفکر کرد؟
بنده بدون فلسفه بافی و بازی با کلمات ، صمیمانه از همه دوستداران علم و دانش می خواهم به خوبی دریابند که این جنبش ، متفاوت از بعضی جریان های نهضت آزاد اندیشی است که مباحث تولید علم منحرف کننده می دانند و فکر می کنند که هر کس این نوع نشست ها و همایش ها را برگزار می کند و یا در آن شرکت می جوید؛ یک اندیشمند بیکار و بی درد است! صد البته حامیان واقعی این جنبش در بسیاری از موارد با بحث های علمی و فلسفی که تاکنون بوده است مخالفتی ندارند ، ولی مدعی هستیم که پیام مقام معظم رهبری این نبوده که فلسفه کنونی علم را ترویج و تقویت کنیم ،بلکه منظور از مسأله تولید علم و جنبش نرم افزاری ، تولد ایدئولوژی جدید و تکوین یک فلسفه نوین است.
بازدید
دلالت بر این دارند که اسلام برای حفظ فرهنگ اسلامی و ترویج سنت های دینی و جلوگیری از گسترش یافتن فرهنگ های کفرآمیز و فسادآوربیگانگان ارزش و اهمیت خاصی قائل است.
حضرت اباعبدالله حسین بن علی (ع) در بین راه سفر از مکه به کوفه(کربلا) در ضمن خطبه ای که ایراد نمودند در رابطه با دفاع از اسلام و احکام الهی آن از قول جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) فرمودند:
«من رای سلطانا جائرامستحلالحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنه رسول الله صلی الله علیه و آله یعمل فی عبادالله بالاثم والعدوان ثم لم یغیربقول ولافعل کان حقیقا علی الله ان یدخله مدخله.»
« هر کس ببیند سلطانی( رئیس، مسئول، سرپرست، اربابی) را که ظلم و ستم می کند و محرمات الهی را حلال می داند و به عهدهای الهی اهمیت نمی دهد. و با سنت و دستورات رسول خدا(ص) مخالفت می کند، روش و رفتارش در بین بندگان خدا همراه با ظلم و خیانت می باشد. این همه ظلم و تعدی و تجاوز را توجه داشته اما سکوت کند و هیچ گونه عکس العملی نه از راه زبان و ارشاد و نه از راههای عملی دیگر در مقابل سلطان جائز نشان ندهد پس بر خداوند متعال است که چنین فردی را همنشین و هم مکان
با آن سلطان ظالم و فاسد قرار دهد و با همان ستمگر متجاوز و متخلف درعذاب و آتش دردناک جهنم داخل گرداند.»
آن حضرت همچنین در وصیت خود به برادرش محمدبن حنیفه در رابطه با هدف و انگیزه حرکت و قیامش می نویسد:
« انی لم اخرج اشراً و لا مفسدا و لا ظالما وانما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی صلی الله علیه و آله، ارید ان بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب.»
« خروج من بر یزید برای ایجاد فتنه و فساد و یا برای سرگرمی و خودنمایی نیست بلکه برای اصلاح امور امت جدم رسول خدا(ص) است. من اراده کرده ام که امر به معروف و نهی از منکر نموده و از سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب پیروی کنم.»
همچنین از حضرت امام رضا(ع) روایت شده که فرمودند: رسول خدا(ص) همواره می فرمودند:
« اذا امتی تواکلت الامر بالمعروف و النهی عن منکر فلیاذنوا بوقاع من الله.»
« اگر روزی بر امتم برسد که امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذار کنند در آن روز باید با خدای تعالی اعلان جنگ کنند.»
از سخنان صریح و قاطع امام حسین(ع) در رابطه با دفاع از دین اسلام و احکام الهی آن و همچنین از روایات دیگری که در این باره رسیده لزوم و وجوب دفاع از احکام و اصول اسلام واضح و روشن می شود.
همانطور که فبلا گفته شد علما و فقهای اسلام بر حفظ موجودیت اسلام و دفاع از آن تاکید بسیار نموده اند و در بحث های جهاد و امر به معروف و نهی از منکر کتابهای فقهی خود مسائل و احکام زیادی را در این رابطه مطرح نموده اند.
همچنین دفاع از شخصیت پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) درمقابل دشمنانی که خدای ناخواسته نیت اهانت به آنها را دارند و همچنین دفاع از مراکز عبادی مثل مساجد و زیارتگاهها و حرمهای مطهر پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت گرامیشان مانند دفاع از اسلام بر همه مسلمانان واجب و لازم می باشد.
حرکت و قیام حضرت امام خمینی (ره) علیه حکومت طاغوتی پهلوی و سرنگون ساختن شاه معدوم علاوه بر اینکه در جهت بدست آوردن استقلا ل کشور اسلامی ایران و خارج کردن کشور از زیر سلطه کشورهای بیگانه خصوصاً آمریکا بود، در جهت دفاع از اسلام و احکام آن نیز بود زیرا رژیم منحوس پهلوی در حال مبارزه شدید با فرهنگ اسلام و تعطیل کردن احکام الهی آن و گسترش دادن فرهنگ فاسد و ضد اخلاقی و منحط غرب بود.
همچنین صدور فتوای ارتداد وقتل سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی توسط حضرت امام خمینی (ره) درراستای همین دفاع از اسلام و احکام متعالی آن بود.
هشدار!
چند سالی است که دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب با استفاده از تمامی ابزارهای و امکانات موجود خود و با بکارگیری عناصر فریب خورده و خود فروخته داخلی تهاجم فرهنگی شدیدی را علیه مردم مسلمان ایران و خصوصاً نسل جوان ما آغاز کرده اند و این تهاجم چندی است که شدت گرفته است . لذا بر همه مردم مسلمان مومن و انقلابی ایران خصوصاًروحانیان اساتید ،معلمان، مسئولان صدا وسیما و مطبوعات دلسوز اسلام و انقلاب و همه کسانی که در جمهوری اسلامی مسئولیتی به عهده آنها است، واجب است با این شبیخون فرهنگی مقابله نمایند وآن را دفع نمایند.
امروز دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی بر همه افراد واجب و لازم است واگر کمی غفلت و سهل انگاری کنیم دشمن توطئه خود را کاملاً عملی خواهد ساخت. که این بار دزد با چراغ آمده تا گُزیده ببرد!
۲- حکومت اسلامی
حفاظت و حراست از مرکزیت اسلام و حکومت اسلامی بسیار مهم ودفاع ازآن درمقابل توطئه و تهاجم دشمنان بر همگان واجب است . چه این حکومت تحت رهبری امام معصوم (ع) باشد مثل زمان صدر اسلام ودوران خلافت حضرت علی علیه السلام و چه حکومت تحت رهبری ولی فقیه باشد.
امام خمینی (ره ) در تحریر الوسیله می نویسد:
«اگر بر یکی از دولت های اسلامی ترس آن رود که اجانب برآن هجوم ببرند، بر همه دولت های اسلامی واجب است که با هر وسیله ممکن ازآن کشور دفاع نمایند، همچنانکه بر ملت ها واجب است.»
جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی ایران یکی از مصادیق مهم و بارز حکومت اسلامی است که دفاع ازآن بر همه افراد لازم و واجب می باشد تا جایی که امام خمینی (ره) حفظ جمهوری اسلامی را یک واجب عینی می دانند و اهمیت حفظ آن را از اهمیت نماز بیشتر می دانند.
همچنین در این رابطه می فرمایند :
« الان جمهوری اسلامی یعنی اسلام واین امانتی است بزرگ که باید ازآن حفاظت کنیم
« تکلیف است برای همه ما که این جمهوری که به این جا رسیده است تا آخر حفظ کنیم»
۳- وطن و کشور
لزوم دفاع از وطن و کشور یک امر مسلم و فطری و مورد قبول همه ادیان و ملل جهان و حتی سازمانهای جهانی مثل سازمان ملل متحد می باشد . دراسلام هم دفاع از کشور و سرزمین ها و بلاد اسلامی واجب ولازم شمرده شده و تاکید فراوان درباره آن شده است.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
واقتلو هم حیث ثقفتموهم و اخرجو هم من حیث اخرجوکم
«هرجا مشرکان را یافتید به قتل برسانید واز شهرهایشان برانید چنانکه آنان شما را از وطن آواره کردند.»
« انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارکم و ظاهروا علی اخراجکم ان تولوهم و من یتولهم فاولئک هم الظالمون»
« همانا خداوند شما را از دوستی با کسانی که در دین با شما کارزار نموده و از شهر و دیارتان بیرون نمودند و هم بر اخراج شما متفق گشتند نهی می کند و کسی که با آنان دوستی کند در گروه ستمکاران خواهد بود.»
«… و مالنا الا نقاتل فی سبیل الله و قد اخرجنا من دیارنا و ابنالنا…»
« ما را چه شده که در راه خدا مبارزه نکنیم در حالیکه از سرزمینمان اخراج و از فرزندانمان دور شده ایم…»
با اینکه قبل و بعد آیه فوق اشاره به سستی افراد ادعا کننده دارد، لکن متن آیه می رساند عمل دفاع در مقابل تجاوز زورگویان به وسیله امر مبارزه و احیانا مقاتله، یک کار ضروری و واجب است که سرپیچی ار آن منتهی به ظلم خواهد بود زیرا ادامه آیه می فرماید:
« فلما کتب علیهم القتال تولوا الا قلیلا منهم و الله علیهم بالظالمین»
« پس زمانیکه قتال را بر آنان مقرر داشتیم، پشت کردند و جز عده قلیلی از ایشان فرمان را به اجابت نرساندند، خداوند نسبت به ستمکاران دانا است.»
همچنین امام باقر علیه السلام می فرمایند:
« ان الله لیمقت العبد یدخل علیه فی بیته فلا یقاتل»
« خداوند از بنده ای که متجاوز به خانه اش وارد شود و او به مبارزه و دفاع نپردازد، متنفر است.» و حضرت علی علیه السلام در توبیخ کسانی که اجازه می دهند دشمن شهر و دیار آنها را به راحتی تصرف نماید و سپس به فکر مقابله با دشمن می افتند می فرمایند:
« والله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا دلوا»
« سوگند به خدا هرگز با قومی در میان خانه( شهر و دیار) ایشان جنگ نشده مگر آنکه ذلیل و مغلوب گشته اند.»
امام خمینی( ره) در رابطه با وجوب دفاع از سرزمین های اسلامی می فرمایند:
« اگر سرزمین های مسلمین یا مرزهای آن تحت سیطره دشمنی قرار گیرد که نسبت به کیان اسلام و یا مجتمع مسلمین از او احساس خطر شود، بر مسلمین واجب است به هر وسیله ممکن، اعم از جان و مال دفاع نمایند.»
۴- امنیت جامعه اسلامی
یکی از مسائل مهم اجتماعی از نظر اسلام امنیت جامعه و اجتماع اسلامی است، که بایستی در حفظ و حراست آن کوشید و اگر احتیاج به قتال باشد، جهاد و دفاع، در تامین آن واجب و ضروری است. بعضی از دلایل و منابع در این رابطه عبارتند از:
۱- سوره مائده، آیات۳۳و ۳۴
« انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا و یصلبوااو…»
۲- سوره بقره، آیه ۱۹۲
« و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه»
۳- المبسوط، ج۸، ص۴۷- ۵۶( قطاع طریق)
۴- النهایه، ص۷۲۰، باب حد محارب
۵- جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۹۵
۶- تحریر الوسیله امام خمینی(ره)، ج۲، ص۴۴۳
۷- شرح اللمعه، ج۹، ص۲۹۰-۳۰۶
۸- وسائل الشیعه، ج۱۸، ابواب حد المحارب،ص ۵۳۲-۵۴۳
۹- کتاب« بررسی جرم محاربه و افسادفی الارض» نوشته محمد جعفر حبیب زاده
۱۰- فقه سیاسی، نوشته عمید زنجانی
۱۱- فقه سیاسی اسلام، نوشته ابوالفضل شکوری
۱۲- حقوق جزای اختصاصی، تالیف دکتر ایرج گلدوزیان
و کتابهای بسیار دیگر که در این زمینه نوشته شده است.
۵- جان، مال و ناموس
دفاع هر شخص از جان، مال و ناموس خودش در مقابل دزد، محارب با دشمنی که قصد تعرض و تعدی دارد عقلا و شرعاً واجب و لازم است و کسی که در این راه کشته شود اجر شهید دارد. چنانچه رسول اکرم(ص) می فرمایند:
« من قتل دون ماله فهو شهید»
«کسیکه در دفاع از مالش کشته شود شهید است.»
۶- استقلال
مسلمانان باید در همه امور اقتصادی ، سیاسی ، نظامی، فرهنگی و…. مستقل باشند و هیچ گونه وابستگی به کفار نداشته باشند . واگر بیگانگان بخواهند استقلال آنها و حومت اسلامی را از بین ببرند و کشورهای اسلامی را زیر سلطه و نفوذ خود قرار دهند، باید به هر طریق ممکن با آنها مبارزه کرد تا استقلال کشورهای اسلامی و مردم مسلمان حفظ شود.
خداوند در قران می فرماید:
لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا
بازدید
مقدمه
فرایند توسعه و پیاده سازی دولت الکترونیک یک فرایند پویا و جامع است. (۱) نکته ای که دراینجا باید به آن اشاره کرد آن است که باتوجه به اینکه شرایط کشورهای گوناگون جهان تا حدودی با یکدیگر متفاوتند و هریک از آنها از پیاده سازی دولت الکترونیک مقاصــد ویژه ای را دنبال می کنند، بنابراین، نمی توان یک روش یکتا را برای همه آنها تجویز کرد. (۲) بنابراین، فرایند توسعه دولت الکترونیک باید برپایه شناخت و تحلیل درست از شرایط محیطی انجام گیرد. به عبارت دیگر، فرایند الکترونیک کردن دولت دارای ماهیتی استراتژیک است. (۳)
به همین دلیل، در شروع پیاده سازی دولت الکترونیک ضمن توجه به هریک از مراحل استقرار وچالشهای آن، پاسخ به برخی از پرسشها ضروری است.
در این زمینه تحقیقی از سوی گروه استراتژی بین المللی شورای پاسیفیک صورت گرفته و نتایج آن توسط پنج شـــرکت بزرگ طراحی استراتژی های موفقیت آمیز پیاده سازی دولت الکترونیک ارائه شده است که بر اساس آن در شروع پیاده سازی دولت الکترونیک در هر کشور باید به ۱۰ سؤال زیر پاسخ داد:
۱ – چرا به دنبال الکترونیک کردن دولت هستیم؟
۲ – آیا ما چشم انداز روشن و اولویتهای مشخصی برای دولت الکترونیک داریم؟
۳ – ما برای چه نوعی ازمدلهای دولت الکترونیک آمادگی داریم؟
۴ – آیا اراده و تعهد سیاسی لازم برای هدایت تلاشهای مربوط به دولت الکترونیک وجود دارد؟
۵ – آیا بهترین پروژه های پیاده سازی دولت الکترونیک را انتخاب کرده ایم؟
۶ – چگونه باید پروژه های دولت الکترونیک را طراحی وهدایت کنیم؟
۷ – چگونه بر مقــاومت درون دولتی برای پیاده سازی دولت الکترونیک غلبه کنیم؟
۸ – چگونه پیشرفت پروژه های پیاده سازی دولت الکترونیک را اندازه گیری کنیم؟
۹ – نحوه ارتباط بخش دولتی و خصوصی در پیاده سازی دولت الکترونیک چگونه است؟
۱۰ – دولت الکترونیک از چه راههایی و چگونه می تواند مشارکت شهروندان را در امور عمومی بیشتر و بیشتر کند؟ (۴)
نتایج پژوهشها
در این مقاله درباره نحوه گسترش دولت الکترونیک کشورهای مختلف جهان تحقیقاتی به عمل آمده است که براساس آن می توان شاهد روندها و کارهای همانندی میان آنها بود و به نتایج زیر رسید:
۱ – هر کدام از منابع علمی و پژوهشی، مدل و یا متدولوژی خاص خود را برای تشریح مراحل موردنیاز جهت پیاده سازی دولت الکترونیک ذکر کرده اند؛
۲ – پیاده سازی دولت الکترونیک به مثابه انتقال از یک نوع سیستم حکومتی به نوع دیگری از اداره امــور است، بنابراین، متدولوژی های پیاده سازی دولت الکترونیک ماهیتی تکاملی دارند و بیشتر شبیه به ساخت یا ایجاد یک سیستم جدید هستند؛
۳ – به نظر می رسد که فرایند ایجاد و توسعه دولت الکتــرونیک یک فرایند پیوسته است و به طور معمول در ۴ و یا ۵ گام پیموده می شود.
با پژوهشهای متعددی که درباره روند گسترش دولت الکترونیک در نقاط مختلف جهان و در طول سالهای گذشته انجام گردیده، مدلهای عمده زیر جهت استقرار دولت الکترونیک شناسایی شده اند که در جدول شماره یک به طور خلاصه آمده اند.
مدلهای پیاده سازی دولت الکترونیک
از بین مدلهای مختلف پیاده سازی دولت الکترونیک که در جدول شماره دو به آنها اشاره شده است، مدلهای سازمان ملل، لاینه و لی و گــــروه گارتنر به دلیل اهمیت بیشترشان به طور مشروح معرفی می شوند.
الف – مدل سازمان ملل: در پژوهشی که در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط سازمان ملل انجام گرفته، یک مدل پنج مرحله ای برای پیاده سازی دولت الکترونیک مشخص شده است. سازمان ملل این مدل را برای تعیین وضعیت تکامل کشورها ارائه کرده و درعین حال میزان آمادگی آنها را برای پذیرش فناوری اطلاعات نشان می دهد.
تاکید این مدل که نگرش کاربردی دارد بر روی کاربران و نیز نوع و تعداد خدمات ارائه شده به آنان متمرکز است. شناسایی هرکدام از این گامها با بررسی وضعیت دولت الکترونیک در کشورهای عضو سازمان ملل و چگونگی توسعه آن در جهان صورت گرفته است. این گامها عبارتند از:
گام اول – پیدایش (ظهور): در این مرحله کشورها ازطریق ایجاد یک وب سایت کوچک در وب حضور می یابند. ادارات دولتی سایتهای اینترنتی خود را ایجاد می کنند. همچنین اطلاعات موجود بر روی این وب سایت ها شکل غیرکافی و ایستا دارند و به ندرت به روز می شوند و اطلاعات لازم برای نشان دادن نحـــوه دسترسی به خدمات به کاربران داده نمی شود. اطلاعات به طور معمول به شکل محصولات، خدمات، آدرسها و ارتباط با سایر وب سایتها است و در نهایت به شکل پاسخ دادن به سوالهای معمول قابل دسترسی است.
گام دوم – ارتقا (توسعه): اطلاعات موجود بر روی سایتها افزایش می یابند و سایتهای اینترنتی پویاتر می شوند. تعداد صفحات وب افزایش می یابند.
اطلاعات به شکل پویا ارائه و دفعات به روز شدن آن زیاد می شوند. همچنین درجه تنوع اطلاعات و محتوای آنها بالا می رود و به شکل کاتالوگ، خبرنامه و موتورهای جستجو قابل دستیابی هستند.
گام سوم – تعامل: ارائه اطلاعات در این مرحله برپایه نیاز مراجعان سازماندهی می شود و کاربران می توانند با پست الکترونیک یا پرکردن فرمهای الکترونیک با سازمان خود ارتباط برقرار کنند. در این مرحله ارتباط دوسویه رسمی بیشتری میان مشتریان و سازمان برقرار می شود.
همچنین بانکهای اطلاعاتی با موتور جستجو در اختیار کاربران قرار می گیرد تا امکان تبادل اطلاعات با سازمان خود را بیابند. مشتریان امکان خودی کردن محصولات و خدمـــــات بر خط را خواهند داشت؛ یعنی، می توانند تنها محصولات و اطلاعاتی را ببینند که موردنیازشان است.
گام چهارم – تراکنش (تبادل): طی این مرحله، کاربران می توانند از خدمات به صورت برخط استفاده کنند، جهت دریافت خدمات و اطلاعات و محصولات روی خط مبلغ موردنظر خود را پرداخت کنند و معاملات مالی با امنیتی را به صورت برخط انجام دهند.
ارتباطات در این مرحله به شکل زنجیره ای است کــــه بین خدمات و محصولات برقرار می شود تا بالاترین میزان رضایت کاربران تامین شود. به علاوه بر روی حریم افراد، تایید صحت ارتباطات، اعتبار تبادلات، یکپارچگی و عدم تکرار تمرکز می شود.
گام پنجم – یکپارچگی (ادغام): در این مرحله، همه خدمات و اطلاعات دولتی، به سادگی در اینترنت قابل دسترسی هستند. کلیه وظایف الکترونیک یکپارچه شده اند و در فضای الکترونیک خطوط متمایزکننده ادارات برداشته شده اند.
پژوهشهایی که توسط سازمان ملل انجام گرفته، نشان دهنده این مطلب است که در سال ۲۰۰۲ میلادی، ۳۲ کشور جهان در مرحله پیدایش، ۶۵ کشور در مرحله ارتقا، ۵۵ کشور درمرحله تعامل و ۱۷ کشور در مرحله تراکنش قرار داشته اند و هیچ یک از کشورهای جهان به مرحله یکپارچگی نرسیده اند. (۶) همچنین کشورهای فقیر و عقب مانده جهان بیشتر در گام نخست گسترش دولت الکترونیک جای دارند. ایران و برخی از کشورهای روبه توسعه، کشورهای آسیای مرکزی و برخی از کشورهای خاورمیانه در مرحله ارتقا جای دارند.
کشورهای اروپایی و برخی از کشورهای عربی مانند امارات متحده، کویت، مصر، مغرب، اردن و عربستان سعودی در مرحله تعامل قرار دارند. پیشگامان دولت الکترونیک درجهان مانند کانادا، انگلستان، سنگاپور، آمریکا و استرالیا در مرحله تراکنش هستند و با وجود اینکه هنوز هیچ کشوری به مرحله یکپارچگی دست نیافته است، اما انگلستان و سنگاپور از پیشگامان ورود به این مرحله هستند.(۶) جدول شماره دو وضعیت هر یک از کشورهای بررسی شده را ازنظر قرار داشتن درهریک از مراحل فوق نشان می دهد.
در پایان گفتنی است که آرمان کشورها از استقرار دولت الکترونیک لزوماً پیمودن تدریجی و گام به گام این مراحل نیست. به طوری که برخی از کشورها رسیدن به فازهای تعامل یا تراکنش را به عنوان آرمان خود برگزیده اند. نتایج بیشتری از این مدل و تحقیقـــات مرتبط با آن در فصل بعدی ازنظر می گذرد. (۶)
ب – مدل لاینه – لی: این مدل توسط کارن لاینه، استاد دانشکده مسائل امور شهری و جونگ وولی، استاد دانشکده تجاری دانشگاه نوادا لاس وگاس ارائـــــــه و برپایه یکسری امکان سنجی های مدیریتی، سازمانی و فنی و طبق تجربیات ایالات متحده بنا شده است. این بحث از دولت ایالتی نشأت می گیرد و نوآوریهای مدل در دو سطح دولت محلی و مرکزی کاربرد دارد. (۵)
طبق نظر این دومحقق برای ایجاد یک دولت الکترونیک مبتنی بر اینترنت و روشهای دیجیتالی مراحل زیر ضروری است. شکل شماره یک این مراحل را به همراه ابعاد آنها نشان می دهد.
مرحله اول – فهرست برداری: به دلیل درخواست شهروندان، فشار فناوری اطلاعات، بالارفتن دانش فنی کارکنان و درخواست صاحبان سهام وجود وب سایت دولتی ضروری است. با ایجاد این سایت شهروندان می توانند از نحوه ارائه خدمات و نحوه خدمات بعداز آن با دریافت اطلاعاتی از سایتها و روشهای دولتی آگاهی یابند. با شعار شهروندان به عنوان مشتری، مقدار اطلاعات قابل ارائه باید افزایش یابد و با ایجاد یک سایت فهرست، امکان اتصال و استفاده برای سایر سایت ها نیز فراهم شود. (۵)
به طور معمول در سایت فهرست، موضوعها براساس وظایف یا عنوانهای وزارتخــانه ها و موسسات دولتی طبقه بندی می شوند. در ضمن برای به روز نگه داشتن سایتهای دولتی، با توجه به تغییرات متفاوتی که در روشها و مقررات انجام می گیرد، به طور سریع باید در اطلاعات وب سایت ها اصلاحات لازم به عمل آید. همچنین مسئولیت هرکــدام از موسسات دولتی در هماهنگی، برنامه ریزی و حفظ وب سایت مشخص شود. البته ممکن است یک موسسه مرکزی مسئولیت وب سایتهای دولتی را برعهده بگیرد. در این مرحله هیچگونه تغییری به لحاظ الکترونیک اتفاق نمی افتد بلکه تنها به پرکردن یکسری فرمها محدود می گردد. (۱۱)
در پایان باید گفت که ایده خدمات قابل دسترس برای همگان مستلزم روشهای برخط و غیرالکترونیک است زیرا همگان ممکن است به امکانات اینترنتی دسترسی نداشته باشند. (۵)
مرحله دوم – تراکنش: در این مرحله شهروندان روز به روز خواستار گسترش انجام کارهایشان به صورت الکترونیک هستند. بنابراین، کارگزاران، مدیران دولتی و شهروندان با بودن کانالهای ارتباطی مقدماتی برخط، به دنبال افزودن بر این کانال های ارائه خدمات هستند. این نوع ارتباطات امید به بهبود کارایی را برای طرفین افزایش می دهد. شهروندان به تدریج از مزایای دولت الکتــــــرونیک همچون خدمت رسانی در همــــــه اوقات روز، صرفه جویی در وقت به دلیل عدم مراجعه حضــــــوری و مواجه شدن با مشکلات رفت و آمد، ایستادن در نوبت و عدم پاسخگویی در اداره ها آگاهی می یابند. این خود باعث گسترش استفاده از دولت الکترونیک می شود. ثبت فعالیتهای وسایط نقلیه یا پرکردن فرمهای مالیاتی سرآغاز چنین خدمات تراکنش محور هستند.(۱۲)
بازدید
بازدید
بازدید