جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
منابع اقتصادی روستاهای ایران عمدتا شامل ؛ کشاورزی( زراعت، باغداری، دامداری ، شکار و صید ) صنایع (دستی، روستایی، خانگی و کارگاهی) خدمات (عمومی، حمل و نقل و …) ، دادوستد و پیله وری و حتی درآمدهای حاصل از مهاجرتهای روزانه و فصلی است. عمده ترین منابع اقتصادی روستاهای کشور، کشاورزی است . منابع و عوامل تولید بخش کشاورزی عبارتند از: زمین، آب، نیروی انسانی، سرمایه و تکنولوژی.
زمین
زمین یکی از عوامل مهم تولید است که در فرآیند تولید بخش کشاورزی نقش اساسی دارد. عامل زمین دارای خصوصیتی است که آن را از سایر عوامل تولید بخش کشاورزی متمایز میسازد. به طوری که این عامل تولید تا حدی معینی قابل گسترش است و تنها با بکارگیری تکنولوژی نوین میتوان بازدهی آن را افزایش داد. اما ساختار استفاده از زمین در بخش کشاورزی ایران که در ادامه بحث خواهد شد به گونهای نیست که حداقل تا چند دهه آتی زمین عامل محدود کننده به شمار آید.
«در زمینه امکانات اراضی بالقوه کشور باید گفت، حدود ۵۱ میلیون هکتار زمین قابل بهرهبرداری وجود دارد که از این مقدار در حال حاضر تنها ۷/۱۷ میلیون هکتار به صورت اراضی مزروعی (با آیش) مورد استفاده قرار میگیرد. »
اصولاً ساختار تقسیمبندی و استفاده از اراضی کشور به این صورت است که از کل ۵۱ میلیون هکتار اراضی قابل بهرهبرداری مقدار ۳۲ میلیون هکتار آن جزء اراضی خوب و مستعد (۶۳ درصد) و حدود ۱۹ میلیون هکتار نیز جزء اراضی با کیفیت متوسط به شمار میآید. اما میزان استفاده بالفعل از این اراضی به صورت زیر است:
از ۳۲ میلیون هکتار اراضی با کیفیت خوب ۱/۳ میلیون هکتار صرفاً به صورت آبی کشت میشود و در مجموع ۸ میلیون هکتار نیز در آیش قرار دارد که با این وصف تنها کمتر از ۱۰ درصد از اراضی خوب زیر کشت میرود و حدود ۲۵ درصد آن هم در وضعیت آیش قرار دارد. به این ترتیب ملاحظه میشود که حدود ۶۵ درصد از اراضی خوب به صورت بلااستفاده و بایر رها شده است.
در مورد اراضی متوسط باید گفت که از کل ۱۹ میلیون هکتار، تنها نزدیک به ۱/۶ میلیون هکتار (۳۲ درصد) به زیر کشت میرود و بقیه اراضی به صورت بایر رها شده است.
همچنین قابل ذکر است که علاوه بر اراضی خوب و متوسط که به زیر کشت میرود حدود ۲۵/۱ میلیون هکتار از اراضی بد و نامناسب نیز مورد کشت و زرع قرار میگیرد که قریب ۷ درصد از کل اراضی زیر کشت کشور را با (احتساب آیش) به خود اختصاص میدهد. به طور کلی از ۵۱ میلیون هکتار اراضی بالقوه زراعی حدود ۷/۱۷ میلیون هکتار (با آیش) زیر کشت میرود که حدود ۳/۱۱ میلیون هکتار آن جزء اراضی خوب و ۴/۶ میلیون هکتار جزء اراضی با کیفیت متوسط است. حال اگر میزان آیش را از کل اراضی زیر کشت رفته کسر کنیم تنها ۱/۱۳ میلیون هکتار در حال حاضر به زیر کشت میرود.
علاوه بر قابلیتهای زمین می توان به برخی از مشکلات و تنگناهای آن اشاره کرد ؛ یکی از مشکلات، استفاده نامطلوب از سطح زیر کشت و اراضی موجود در کل کشور و معضل مسئله فرسایش و از بین رفتن قدرت و قابلیت کشت اراضی است که امروزه زراعت و به طور کلی بخش کشاورزی جامعه را دچار رکود کرده است.
قابلیتهای خاک که میتواند برای تولید با حداکثر عملکرد به کار گرفته شود، تغییر ناپذیر است. به عبارت دیگر، در خاک درجه یک برای برداشت هر محصول باید
آرایش خاصی به آن داد، کود خاصی به کاربرد و پس از آبیاری آب مازاد را از زمین خارج کرد و با اعمال تمهیداتی از فرسایش خاک جلوگیری کرد. اگر ریشه گیاهی بتواند خود را در خاکی مستقر سازد شکوفائی، رشد و عملکرد آن تابعی از فعالیتهای انسان خواهد بود. خاکی که امروز یک تن در هکتار محصول دارد با خاکی که در نتیجه اقدامات سودمند و معقول که مبتنی بر علوم و فنون است شش تن در هکتار تولید میکند، تفاوت محسوسی ندارد.
۳۲ میلیون هکتار از اراضی کشور که در نقشه خاکهای ایران به داشتن خاک کشاورزی مناسب طبقهبندی شده است، فقط هنگامی ارزش تولیدی مییابد که از طریق باران یا آبیاری، آبی در اختیار آن گذاشته شود. در غیر این صورت یک خاک خشک درجه یک با یک خاک خشک درجه سه فرقی نخواهد داشت و به هر حال تولید اندکی حاصل خواهد شد.
بر اساس مطالب فوق الذکر و به دلیل عدم رعایت اصول و ضوابط لازم مبتنی بر علم و فن در بهرهبرداری از اراضی کشاورزی و همچنین بهرهبرداری غیر اصولی از جنگلها و مراتع و نیز انجام سایر فعالیتهای تأسیساتی و عمرانی مثل احداث جاده وغیره سالانه حدود ۵/۱ میلیارد تن از خاکهای کشور در مناطقی که تحت تأثیر فرسایش آبی است از چرخه تولید خارج میشود.
با در نظر گرفتن یک میلیون کیلومتر مربعی که تحت تأثیر فرسایش آبی است، فرسایش ویژه در حوزههای آبخیز مملکت به طور متوسط بالغ بر ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تن در کیلومتر مربع است و بر اساس پیشبینی و برنامه عمران سازمان ملل متحد در آینده نه چندان دور به ۴۵۰۰ تن در کیلومتر مربع در سال میرسد. متأسفانه هم اکنون شواهد عینی درمناطق گوناگون کشور نشان میدهد که سدهای مخزنی یکی پس از دیگری از رسوبات پر میشود و وضعیتی پیشبینی شده کمابیش حادث شده است. «در همین رابطه فرسایش در آبخیزهای شمالی جبال البرز که از مهمترین مناطق جنگلی ممکلت و دارای حاصلخیزترین خاک میباشد به ۱۵۰۰ تن در کیلومتر مربع در سال میرسد.
ارزیابی شدت فرسایش ویژه در یک حوزه آبخیز با شدت خاکزائی آن و یا با فرسایش قابل تحملی که حداقل عملیات برای کنترل آن مورد نیاز باشد مقایسه میشود. بر اساس منابع علمی موجود و نیز با توجه به شرایط آب و هوائی کشور ما مقدار فرسایش ویژه برآورد شده و به میزان قابل توجهی بیش از فرسایش قابل قبول بوده و شاید تا ۵ برابر میزان فرسایش قابل تحمل است. بر اساس آمار موجود در مخازن هشت سد از سدهای مخزنی کشور سالیانه حدود ۹۰ میلیون متر مکعب رسوبات بر جای میماند. بدین ترتیب میتوان گفت که به طور متوسط هر سال بیش از ۲۰۰ میلیون متر مکعب خاک شسته شده از حوزههای آبخیز سدهای بزرگ مملکت در مخازن آنها رسوب میکند. به عبارت دیگر هر سال سدی به ظرفیت بیش از ۲۰۰ میلیون متر مکعب را از دست میدهیم.
به طور کلی میتوان عوامل تخریب و انحطاط خاکهای مزروعی در ایران را در علتهای زیر جستجو کرد:
۱ـ تبدیل اراضی حاصلخیز کشاورزی به اراضی غیر کشاورزی: سالانه هزاران هکتار از اراضی زراعی و حاصلخیز کشور بر اثر گسترش بیرویه شهرها و مناطق مسکونی، توسعه منابع و کارخانهها، توسعه جادهها، ایجاد کورهپزخانهها و غیره به اراضی غیر کشاورزی تبدیل واز دسترس کشاورزی خارج میشود.
۲ـ فرسایش خاک: به دلیل عدم رعایت اصول حفاظت خاک در مزارع به ویژه اراضی شیبدار زراعی، چرای بیرویه مراتع، قطع درختان جنگلی شدت فرسایش خاک در کشور بسیار زیاد است.
۳ـ شوری و قلیائی بودن خاک: هزاران هکتار از اراضی کشاورزی کشور به علت نبود شبکه زهکشی مناسب و در نتیجه بالا آمدن سطح آب زیرزمینی و همچنین آبیاری به وسیله آبهای با کیفیت نامطلوب از چرخه تولید خارج میشود.
۴ـ وضعیت فیزیکی و بیولوژیکی خاکها: وضعیت فیزیکی و بیولوژیکی بعضی از خاکهای کشور بر اثر کاهش تدریجی مواد آلی، عدم رعایت تناوب صحیح زراعی، عدم مصرف کودهای آلی، استفاده نامناسب از ماشینآلات کشاورزی و مواردی از این قبیل رفته رفته تخریب و از قدرت تولیدی آنها کاسته میشود.
از انواع مختلف نهادها، اهمیت اصلی نهاده زمین در کشاورزی درآن است که کشاورزی را از دیگر فعالیتها جدا می سازد. با وجود این تعریف نهاده زمین ، به طور قابل توجهی از کشوری به کشور دیگر فرق دارد. اراضی کشاورزی شامل دو گروه عمده از اراضی می شوند. یکی اراضی قابل کشت و اراضی زیر کشت محصولات دایمی است و دیگری مراتع و علف زارهای دایمی.
گروه اول که اراضی زیر کشت خوانده می شود، شامل اراضی زیر کشت محصولات زراعی، اراضی که به طورموقت آیش گذاری می شوند، علفزارهایی که به طور موقت برای چرای دام ها، یا مراتع اختصاص می یابند، زمین هایی که در کنار منازل برای پرورش گل و گیاه با هدف خود مصرفی یا فروش اختصاص می یابد. گروه دوم شامل اراضی زیر کشت محصولات علوفه ای به استثنای گیاهان و شبدرهای تناوبی می شود.
یکی از عوامل اساسی تولید بخصوص تولید کشاورزی زمین است.عده ای از اقتصاد دانان ازجمله فیزیوکراتها عقیده داشتند که محصول خالص فقط از کشاورزی بدست می آید و زمین است که قادر به ایجاد محصول خالص است. این اقتصاددانان معتقد بودند که فقط کشاورزی است که سالانه بیش از آنچه برای کشت مصرف می کند محصول بدست می آورد. به نظر فیزیوکراتها مالکین زمین را در اختیار کشاورزان می گذارند و اینها مالکیت و مالک را اساس نظام طبیعی می دانسته و استدلال می کردند که زمین متعلق به مالک است و از دست مالک به کشاورزان می رسد. این فلسفه بعدها توسط اقتصاددانان کلاسیک مورد ایراد قرار گرفت. به عقیده کلاسیک ها کار مبنای ایجاد ارزش بوده و لذا نیروی کار از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. اما در اقتصاد وقتی از زمین صحبت می کنیم بیشتر مفهوم عام آن مورد نظر است یعنی مواد و نیروهایی که طبیعت از طریق زمین،آب،هوا،سرما و گرما در اختیار قرار میدهد.
انسان به منظور انجام هرگونه فعالیتی به زمین نیازمند است. کشاورزی، سکونت ، ایجاد کارخانه، ایجاد تاسیسات عمومی مثل جاده ها،مرکز تجاری و اداری، مدارس ، ایجاد شهرها و …به زمین نیاز دارد. مسئله مهم این است که از یک طرف زمین محدود است و کمیاب و از طرف دیگر فقط برای یک مورد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
مثلا نمی توان از یک قطعه زمین هم در فعالیت کشاورزی و هم در ایجاد تاسیسات ویا هر فعالیت دیگر استفاده کرد. برای کشاورزی زمین از لحاظ کیفیت مکانیکی و شیمیایی باید دارای شرایطی باشد . نفوذپذیری، نگهداری آب، وجود مواد مغذی و…در فعالیت کشاورزی موثر است. بشر می تواند شکل زمین را تغییر دهد، مثلا جنگلها رابه زمینهای قابل کشت تبدیل کند یا مراتع و جنگلهای مصنوعی ایجاد کند. اما امکانات بشر محدود است و این محدودیت باعث اهمیت زمین مالکیت بر آن شده است .
به عقیده ریکاردو افزایش جمعیت، مردم را ناگزیر به کشت و زرع در زمینهایی نامرغوب می کند. جامعه از فرط نیاز اقدام به بهره برداری از زمینهایی می نماید که از لحاظ مکانی نامناسب و از لحاظ کیفیت باروری نامرغوب است.ولی اینکه چرا باید از زمینهای نامرغوب بهره برداری کرد مساله افزایش تقاضای تولیدات کشاورزی به علت افزایش جمعیت و نزولی بودن بازده در زمینهای مرغوب پس از کاربرد مقدار معینی کار و سرمایه بر اساس قانون بازده نزولی است. البته ریکاردو اظهارمی دارد که پیشرفت تکنولوژی باعث می شود بتوان به نحو بهتر از زمین های نامرغوب استفاده کرده و احتیاجات بشر را رفع کرد،ولی مسلما قابلیت تولید این زمینها محدود بوده بلاخره با بازده نزولی روبرو شده و به اجبار باید از زمین های دیگر استفاده کرد. قانون بازده نزولی به این معنی است که اگر یکی از عوامل تولید را با فرض ثبات سایر عوامل تولید،افزایش دهیم در ابتدا محصول افزایش می یابد ولی بعد از نقطه معینی تنزل خواهد کرد. برای مثال فرض کنید در زمینی به مساحت معینی بخواهیم با ازدیاد یکی از عوامل تولید، محصول را افزایش دهیم .یعنی با افزایش نیروی کار بیشتر بخواهیم تولید را افزایش دهیم کل محصول ابتدا افزایش می یابد. تغییرات عامل متغیر در یک حدی افزایش محصول را بدنبال دارد ولی بعد به نسبت درصد افزایش عامل متغیردرصد افزایش محصول کاهش خواهد یافت وبه نفع کشاورز نیست که از آن به بعد عامل متغیر را در زمین افزایش دهد.
در اقتصاد روستایی منظور از زمین بیشتر به مفهوم زمین قابل کشت و زرع می باشد. هر چند برخی از نقاط روستایی کشور دارای فعالیت دامداری، معدنی، صیادی، جنگل داری وخدماتی هستند اما فعالیت اقتصادی غالب در روستاهای کشور کشاورزی و بخصوص زراعت است.
از مجموع ۱۶۵ میلیون هکتار اراضی کشور حدود ۶۰ درصد از آن مناطق کوهستانی و یک سوم دیگر مناطق بیابانی است. بین دو رشته کوه البرز و زاگرس فلات مرکزی ایران قرار گرفته است. ارزیابی ها نشان می دهد که حدود۳۳ درصد خاکهای کشور یعنی حدود ۵۱ میلیون هکتار دارای استعداد خوب و متوسط کشاورزی است. ۶۲ درصد از منابع خاک دارای استعداد زراعی که بالغ از ۳۲ میلیون هکتار است در امر تولید به کار گرفته نمی شود. از ۱۸ میلیون هکتار اراضی واقع درچرخه تولیدسالانه حدود۵/ ۱۱ میلیون هکتار می باشد،حدود۲/ ۱ میلیون هکتار زیر پوشش باغات قرار دارد.
از مجموع اراضی زیر کشت در سال ۱۳۸۲ ، حدود ۵۳ درصد به صورت کشت دیم بوده که اغلب دارای بازده خیلی کم می باشد. ( عملکرد گندم دیم ، ۹۲۰ کیلو گرم و عملکرد جو دیم ، ۸۳۰ کیلو گرم بوده است. در حالی که گندم آبی ، بیش از ۳ تن و جو آبی حدود ۲٫۷ تن بوده است.)
بنابرگزارش فائو، حداقل ۴۰ درصد گندم ایران در مناطقی کشت میشود که از هر هکتار تنها ۸۰۰ کیلوگرم برداشت میشود و حتی در زمینهای تحت آبیاری نیز متوسط عملکرد گندم در هر هکتار به ندرت از سه هکتار تجاوز میکند که کمتر از نصف عملکرد تولید گندم در مصر به میزان ۴/۶ تن در هکتار میباشد، ولی با اینحال در سال ۲۰۰۴ میلادی به دلیل بارندگی خوب و به موقع، متوسط عملکرد تولید گندم در ایران به ۳/۲ تن در هر هکتار رسید که اندکی پایینتر از متوسط عملکرد جهانی تولید گندم یعنی ۶/۲ تن در هکتار میباشد.
از نظر سطح زیر کشت غلات با حدود ۹ میلیون هکتار حدود۷۰درصد سطح زیر کشت را به خود اختصاص داده است؛ ۳۰ درصد دیگر به زیر کشت سایر محصولات شامل نباتات صنعتی،علوفه ای،حبوبات،سبزی و صیفی و باغات تخصیص یافته است.
از جمله محصولاتی که در سالهای اخیر گسترش زیادی یافته است ، می توان به محصول زعفران اشاره کرد. این محصول در سال ۱۳۸۲ حدود ۴۲۴۵۲ هکتار و میزان محصول حدود ۱۵۸ تن و میزان عملکرد ۳٫۷۲ کیلو گرم در هکتار بوده است. اهمیت کشت این محصول به جهت کاربر بودن آن است وگسترش کشت آن می تواند در جهت اشتغال زایی مناطق روستایی موثر باشد.
مزرعه زعفران که در قطعات کوچک اطراف مساکن روستایی نیز کشت شده است
محصولات کل آبی دیم
سطح کاشت تولید(تن) سطح کاشت تولید سطح کاشت تولید
گندم 6941295 11676276 2427920 7511984 4513375 4164292
جو 1817712 2631871 606165 1624515 1211547 1007356
برنج(شلتوک) 465453 1819990 465453 1819990 0 0
ذرت دانه ای 178606 1232993 177918 1231665 688 1327
زعفران(کیلو) 42452 157829 42431 157793 21 35
انواع لوبیا 88155 154791 84296 150794 3859 3997
انواع نخود 458861 196675 14407 12869 444454 183806
عدس 154494 75210 9080 7813 145414 67397
باقلا 9573 19759 7398 15159 2176 4600
ماش 16167 11661 12514 10201 3652 1460
آفتابگردان 33103 37448 17239 25777 15863 11671
هندوانه 98529 1210630 73585 1127617 24944 83013
خیار 46555 677442 45825 672313 730 5129
خربزه و … 76102 819175 71804 810074 4297 9101
یونجه 550119 2933710 498978 2845170 51142 88540
شبدر 31410 137775 25811 115475 5599 22299
ذرت علوفه ای 65444 2422988 62408 2392456 3035 30532
سیب زمینی 116694 2392264 114248 2378448 2445 13845
پیاز 34161 799461 33228 793428 933 6033
گوجه فرنگی 101654 2487537 100249 2473946 1406 13590
سیر 4136 29625 3147 28070 990 1556
سایر سبزیجات 54852 1077530 49726 1028098 5127 49432
جدول( ۴ ) سطح کاشت و میزان تولید محصولات کشاورزی ۱۳۸۲ (هکتار)
اگر چه در عرصه اراضی کشاورزی توجه بیشتری به حاصلخیزی خاک و نیز افزایش راندمان محصول می گردد ولی در این مناطق فرسایش خاک از یکسو و استفاده بی رویه از منابع آب، بویژه در اراضی زیر دست سدهای بزرگ از سوی دیگر، باعث کاهش حاصلخیزی خاک ، شور و قلیایی شدن آنها ودر مواردی نیز نابودی این اراضی گردیده است. بعلاوه تغیرات بوجود آمده در بافت و ساخت خاک فعالیت کشاورزی را به مخاطره انداخته است. ساخت خاک شامل؛تهویه خاک، مقاومت خاک در برابر نفوذ و رشد ریشه گیاهان ، مقاومت خاک در برابر فرسایش، قابلیت نفوذپذیری و آبشوئی و رژیم حرارتی و رطوبتی خاک است.
آخرین آمار و اطلاعات در خصوص وضعیت کشاورزی ایران به نتایج سرشماری کشاورزی کشور در سال ۱۳۸۲ بر می گردد که در اوایل سال ۱۳۸۴ منتشر شده است. بر اساس نتایج این سرشماری اراضی کشاورزی کشور۱۷۶۶۵ هزار هکتار است. این اراضی توسط ۳۴۸۱ هزار بهره برداری کشاورزی با زمین مورد استفاده در فعالیتهای زراعت و باغداری است. سهم هر بهره برداری به طور متوسط ۵٫۱ هکتار است. از مجموع اراضی کشاورزی کشور ۹۳٫۷۴ در صد در محدوده روستاها و بقیه در محدوده ی شهرها قرار دارند. از کل اراضی کشاورزی کشور حدود ۴۷ درصد، اراضی کشاورزی آبی با میانگین ۲٫۹ هکتار برای هر بهره برداری و بقیه اراضی دیم با میانگین ۶٫۲ هکتار برای هر بهره برداری دارای اراضی دیم است. از اراضی آبی حدود ۸۵ درصد به اراضی زراعی و ۱۵ درصد دیگر به باغات و قلمستان اختصاص دارد.
نتایج سرشماری عمومی کشاورزی سال ۱۳۸۲ که توسط مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۳ منتشر گردید ، نشان می دهد که از مجموع ۱۷٫۶ میلیون هکتار اراضی کشاورزی، حدود ۸٫۳ میلیون هکتار(۴۷ درصد) اراضی آبی و ۹٫۳ میلیون هکتار (۵۳ درصد) اراضی دیم بوده است.
جدول ( ۵ ) وضعیت اراضی کشور به تفکیک استانها و آبی و دیم – ۱۳۸۲
مساحت اراضی اراضی آ بی اراضی دیم
کل کشور 17665489 8297062 9368427
آذربایجان شرقی 1319713 378825 940888
آذربایجان غربی 887187 379541 507647
اردبیل 731167 221725 509442
اصفهان 423858 372699 51159
ایلام 322655 76188 246467
بوشهر 348641 70151 278489
تهران 221256 211912 9345
چهارمحال و بختیاری 194813 107202 87611
خراسان 2849263 1414365 1434899
خوزستان 1266170 690786 575384
زنجان 737997 155194 582803
سمنان 153826 131298 22528
سیستان و بلوچستان 245328 225104 20225
فارس 1254511 890838 363672
قزوین 413895 249657 164239
قم 80662 78520 2143
کردستان 940609 127852 812758
کرمان 667633 662305 5327
کرمانشاه 751256 161141 590115
کهگیلویه و بویراحمد 157251 37988 119263
گلستان 538967 188484 350483
گیلان 253403 172851 80551
لرستان 768924 199113 569811
مازندران 360657 231175 129483
مرکزی 670852 317791 353061
هرمزگان 129147 118028 11120
همدان 844580 296090 548490
یزد 131265 130238 1027
ماخذ : مرکز آمار ایران ، نتایج سرشماری کشاورزی ،۱۳۸۳
تقسیم بندی اقتصادی زمین
استفاده یا عدم استفاده ،ارائه یا عدم ارائه و همین طور نوع و میزان استفاده از زمین ، از طریق مفاهیمی همچون ، بازده ، عرضه ، تقاضا، قیمت زمین و مقوله هایی شبیه آن، در چارچوب بررسی های اقتصادی مورد توجه قرار می گیرد. علاوه بر چارچوب اقتصادی زمین را می توان در چار چوبهای اجتماعی، سیاسی و فیزیکی و بیولوژیکی بررسی کرد.
مفاهیمی همچون همسایگی ، شیوه مالکیت، واقع شدن در محدوده شهری یا روستایی در چارچوب سیاسی-اجتماعی و برخورداری از رطوبت ، چگونگی توپوگرافی ، جنس خاک ، موقعیت جغرافیایی که در چگونگی استفاده از زمین بسیار موثر می باشند، در چارچوب فیزیکی و بیولوژیکی قابل بررسی هستند.
اما زمین به عنوان عامل تولید ،کالای مصرفی ، موقعیت جغرافیایی ، حقوق دارایی و سرمایه از مهمترین مفاهیم اقتصادی زمین به شمار می آیند. زمین مانند سایر عوامل تولید نظیر، نیروی انسانی ، سرمایه و مدیریت ، به عنوان یک عامل تولید ارزش مند در دوره های مختلف زمانی و در دیدگاههای مختلف اقتصادی مطرح بوده است. این عامل تولیدی در تولید کالاهای متفاوتی از قبیل مواد غذایی ، چوب ، مواد خام و … مشارکت دارد. در بعضی مواقع ، زمین بدون اینکه برای تولید کالایی به کار رود مستقیما موجب افزیش مطلوبیت بشر می گردد. مثلا ، زمین به عنوان پارک، تفریحگاه، پارکینگ و… ،گاهی زمین به عنوان موقعیت جغرافیایی دارای ارزش اقتصادی است.
موقعیت زمین ، در ارتباط با دسترسی آن به جایگاهای مهم از قبیل بازار ، مدرسه ، واقع شدن در مسیر ارتباطی و…باعث ارزش اقتصادی زمین می شود. اما مهمترین کارکرد زمین در اقتصاد، به عنوان سرمایه مطرح است. اقتصاددانان امروزی بر خلاف کلاسیک ها ، معتقدند تمایز بین زمین و سرمایه مشکل است. چرا که برای بدست آوردن زمین باید پول پرداخت شود و دومین عامل آن است که اگر از زمین نیز همانند سرمایه به طور صحیح مورد استفاده قرار نگیرد،دوام و قابلیت های خود را از دست می دهد. به عنوان مثال زمینهایی مرتعی به علت عدم بهره برداری صحیح تبدیل به زمینهای غیر قابل استفاده می شود.
انواع زمین را می توان از نظر مالکیت و از نظر نوع کاربری و استفاده از آن دسته بندی نمود:
از نظر مالکیت
براساس نظراتی که فقهای شیعی در مورد اقسام گوناگون اراضی سرزمین اسلامی اظهار داشته اند می توان کلیه اراضی را به سه نوع: املاک شخصی ، املاک عمومی، املاک دولتی دسته بندی نمود.
املاک شخصی شامل :
۱- کلیه زمینهایی که مالکان آن به میل خود اسلام آورده باشند،
۲- اراضی مواتی که بوسیله افراد آباد شده باشد.
۳- اراضی صلح که مالکان اولیه، مالکیت اراضی خودرا در قرداد صلح برای خویش حفظ کرده بودند.
– املاک عمومی شامل:
۱-کلیه زمینهایی که سپاه اسلام با جنگ تصرف کرده است.
۲- کلیه زمینهایی که بر حسب قرارداد صلح ، مالکیت آن به مسلمانان واگذار شده است.
املاک دولتی شامل:
۱- کلیه اراضی اموات اصلی ، زمینهایی که هرگز کسی آن را آباد نکرده است.
۲- کلیه زمینهایی که آبادانی آنها طبیعی است مانند مراتع و جنگل ها و سواحل دریاها.
۳- کلیه اراضی بدون مالک که شامل اراضی نوظهور نیز هست مانند موردی که به خاطر پایین رفتن آب ،جزیره ای در میان دریا یا رود به وجود آید.
۴- کلیه زمینهایی که بدون جنگ به تصرف سپاه اسلام درآمده است. اعم از زمینهایی که مالکان آن پیش از آغاز جنگ رها کرده و رفته اند یا آنها که بدون جنگ تسلیم شده ودر اراضی خود باقی مانده اند.
۵- زمین هایی که لشکر مسلمانان در جنگی که بدون اجازه امام انجام داده است تصرف کرده باشند.
۶- املاک شخصی پادشاهان سرزمین های فتح شده.
زمینهایی که مالکان آن به میل خود اسلام آورده اند تا هنگامی که آن را آباد نگه دارند متعلق به خود آنان است و در این مورد اختلاف نیست ولی اگر در آبادانی آن کوتاهی کرده و از آن استفاده نکنند بنابرعقیده عده ای از فقهاء به مالکیت مشترک همه مسلمانان در خواهد آمد و اختیارات در مورد آن مانند املاک عمومی است.
براساس مصوبه ۷دی ماه ۱۳۶۱ مجلس شورای اسلامی ((قانون احیاء و واگذاری اراضی مزروعی)) انواع زمین را به شرح زیر تقسیم بندی کرده است:
اراضی دولتی –عبارت است از زمینهای ثبت شده و ثبت نشده، دایر ، بایر ، خالصه و سایر انواع اراضی که به نحو مشروع به دولت منتقل شده و یا بشود. و یا آن دسته از اراضی که دولت به موسسات دولتی و غیر دولتی یا حقوقی جهت اجراء طرحی واگذار کرده و مطابق ضوابط مربوط به اجرا در نیامده باشد.
– اراضی ملی- زمینهایی که در اختیار دولت جمهوری اسلامی می باشد از قبیل موات، جنگلی، مستحدثه، ساحلی و آن دسته از اراضی که دولت به موسسات اعم از دولتی و غیر دولتی، حقیقی یا حقوقی جهت اجرای طرحی واگذار کرده و تا تصویب این قانون مطابق ضوابط مربوط به اجرا در نیامده باشد.
– اراضی مسترد شده- اراضی نظیر کشت و صنعت ها و اراضی نیمه مکانیزه و زمین هائی که توسط محاکم صالحه اسلامی حکم به تملک عمومی صادر و در اختیار دولت قرار گرفته باشد.
-موات- زمینهای غیر آبادی که سابقه احیاء و بهره برداری نداشته و به صورت طبیعی باقی مانده است. همچنین زمینهایی که سابقه احیاء داشته ولیکن به مرور زمان خراب و موات شده است و مالک هم ندارد.
– بایر- زمینهایی که حداقل ۵سال متوالی بدون عذر موجه مورد استفاده قرار نگرفته باشد.
– دایر- زمینهای آبادی که عرفا مورد بهره برداری است.
– زمینهای موقوفه- زمینهایی است که توسط فرد یا افراد وقف شده باشد و به دو دسته خاص و عام قابل تقسیم است.
– اراضی مستحدثه: زمینهایی است که در اثر پایین رفتن سطح آب دریاها و دریاچه ها و تغییر بستر رودخانه ها و خشک شدن تالابها پدید آمده باشد.
-اراضی ساحلی: زمینهایی که در مجاورت حریم دریا و یا اراضی مستحدثه قرار دارد و با توجه به انواع اراضی مذکور در این قانون بر حسب مورد در حکم یکی از آنها محسوب خواهد شد.
– مراتع: زمینهایی است از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفه ای خودرو بوده و با توجه به چرا عرفا مرتع شناخته شود. چنانچه مرتع دارای در ختان جنگل خودرو باشد، مرتع مشجر نامیده می شود.
– نهالستانها: جنگل های دست کاشت عمومی که توسط دولت ایجاد شده باشد.
– اراضی جنگلی: به جنگل تکامل یافته ای گفته می شود که به دو صورت زیر باشد:
الف:تعداد کنده درخت یا نهال یا بوته جنگلی در هر هکتارآن جداگانه یا مجموعا از یکصد اصله تجاوز ننماید.
ب:درختان جنگلی به صورت پراکنده باشد به نحوی که حجم آن در هر هکتار در شمال کمتر از پنجاه متر مکعب و در سایر نقاط ایران کمتر از بیست متر مکعب باشد.
-آیش: زمین دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند.
بر اساس ماده۳- اراضی مورد نظر در این قانون بطور کلی به چند دسته زیر تقسیم شده است.
الف؛اراضی موات و رها شده
ب:منابع ملی (مراتع ،اراضی جنگلی ،اراضی مستحدثه)
ج:اراضی دولتی و مسترد شده به دولت
د:اراضی بایر
و:اراضی دایر
اراضی بندهای الف،ب و ج در اختیار دولت جمهوری اسلامی است. دولت می تواند با رعایت ضوابط مذکور در این قانون آنها را مورد بهره برداری قرار داده و یا به واجدین شرایط واگذار نماید. در مورد اراضی بند د (بایر)، دولت نخست به صاحبان آنها اولویت می دهد تا در مدت یکسال به عمران سه برابر عرف محل زمین شان بپردازند و مازاد زمین را خریداری و در اختیار خود می گیرد و در صورتی که در مدت مقرر اقدام به عمران آن ننماید، تمام زمین را در اختیار خود می گیرد تا کشت و بهره برداری از آن را به افراد واجد شرایط واگذار نماید و در هر حال قیمت عادلانه زمین را بعد از کسر بدهی های قانونی به صاحبش پرداخت نماید.
در مورد اراضی بند و (اراضی دایر)، اگر مالک شخصا با کار مستقیم یا حداقل مدیریت مستقیم و موثر در امر زراعت دخالت داشته باشد، سه برابر عرف محل زمین در اختیار او می ماند در صورتی که مالک شخصا بطور مستقیم یا حداقل مدیریت مستقیم و موثر در امر زراعت دخالت نداشته باشد ، دو برابر عرف محل زمین در اختیار او می ماند و یا با رعایت اولویتها تمام زمین از او خریداری و در اختیار دولت اسلامی قرار داده می شود تا به افراد واجد شرایط واگذار نماید.
انواع زمین از نظر نوع استفاده
استفاده های متنوع زمین را می توان به شیوه های گوناگون طبقه بندی کرد. عمده ترین استفاده های زمین شامل موارد زیر است:
مسکونی، تجاری و صنعتی، کشتزار، علفزار و مرتع،جنگل ،معدنی، تفریحی، حمل و نقل، خدماتی و زمین بدون استفاده یا تلف شده.
استفاده های مسکونی، تجاری و صنعتی عمدتا در شهرها انجام شده و در نواحی روستایی استفاده های مسکونی، کشتزار، علفزار و مرتع و جنگل غلبه دارد.
زمین ممکن است به عنوان جایگاهی که در آن، معدن ارزشمندی وجود دارد مورد استفاده قرار گرفته و یا این که به منظور استفاده های تفریحی و یا حمل و نقل (کوچه، خیابان، جاده ، راه آهن ،بندر و …) مورد استفاده قرار گیرد . آنچه که در خصوص استفاده از زمین دارای اهمیت است مفهوم ظرفیت مفید بودن زمین است.
منظور از ظرفیت مفید بودن زمین، مقدار منافع خالصی است که یک قطعه زمین برای مالک آن، وقتی که برای استفاده ویژه ای بکار گرفته شود ، ایجاد می نماید. منظور از منافع خالص آن است که در ارزیابی استفاده های یک قطعه زمین ، باید هم درآمد و هم هزینه ها مورد توجه قرار گیرند.
ظرفیت مفید بودن به دو عامل بستگی دارد.
الف: سهل الوصول بودن
ب: کیفیت
منظور از سهل الوصول بودن ، آن است که با چه سهولتی می توان برای بهره برداری نمودن، به قطعه زمین مورد نظر رفته و یا این که از زمین مورد نظر، به مکانهای مهم شهر از قبیل بازار، ترمینال و غیره دسترسی پیدا نمود. منظور از کیفیت آن است که زمین در اثر عملکرد داده های طبیعی از قبیل ،نور آفتاب، رطوبت ، توپوگرافی زمین و جنس خاک ، دارای پتانسیل های گوناگونی برای استفاده های به خصوص و ایجاد رضایت مندی می باشد، که مجموعه این عوامل تحت عنوان عوامل کیفی در اقتصاد مورد توجه قرار می گیرند.
کیفیت زمین در استفاده های مختلف متفاوت است. در استفاده کشاورزی ،جنس خاک، و رطوبت اهمیت بیشتری داشته ، در استفاده های مسکونی ، زیبایی منظر ، فضای باز ، پایداری ، نفوذ پذیری و… اهمیت دارد.
مطلب مهم آن است که بهترین استفاده از زمین از طریق ارزیابی ظرفیت های زمین، برای استفاده های گوناگون،در کنار بررسی بازار صورت گیرد. بنابراین در مفهوم اقتصادی زمین عامل تقاضا نیز بستگی دارد. ظرفیت مفید بودن با تغییر عواملی از قبیل زمان،اختراعات ، تغییر سلیقه و تکنولوژی و تدوین برنامه ها تغییر می یابد. به عبارت دیگر هر گاه قطعه زمینی دارای محدودیت تقاضا نباشد، بالاترین ظرفیت مفید بودن آن در امر استفاده های تجاری اتفاق می افتد و بنابراین می تواند ارزش زیادی را برای مالک خود بوجود آورد. دلیل این تصاحب ارزش بالا آن است که استفاده کنندگان تجاری، از توانایی پرداخت بالایی برخوردار بوده و حاضرند بهای بیشتری برای آن زمین بپردازند. هرچه زمین از ظرفیت مفید بودن بالاتری برخوردار باشد ارزش اقتصادی بالاتر داشته و میزان اجاره بهای آن نیز بیشتر است. نزدیکی به مراکز شهری باعث تجاری شدن زمین و بازارهای کشاورزی در نواحی نزدیک شهر می شود . این امر می تواند باعث تغییر در نوع محصولات تولیدی و ماهیت فعالیتهای تولید شود.
در مناطق روستایی به علت پایین بودن کارکردهای تجاری ظرفیت مفید بودن زمین نسبت به شهرها خیلی کمتر است. در این مناطق استفاده های مسکونی دارای اهمیت بیشتری است. هرچه میزان دسترسی به زمین در جهت ساخت و ساز بیشتر باشد ظرفیت مفید بودن و یا به عبارتی ارزش اقتصادی زمین کمتر است. در مناطق روستایی کاربری کشاورزی و بخصوص امکان کشت محصولات تجاری ظرفیت مفید بودن زمین را بالا می برد.
از دیدگاه ریکاردو مساحت زمینهای قابل کشت جهان بخصوص زمینهای مرغوب محدود است و به تدریج که تعداد جمعیت افزایش مییابد بهمان نسبت از وسعت زمینهای قابل کشت ومرغوب کاسته میشود در نتیجه قیمت این زمینها ومحصولات بالا میرود. این پدیده موجب تشکیل یک ارزش اضافه یا رانت زمین میشود. از نظر ریکاردو به علت وفور جمعیت فعال سطح دستمردها به تدریج کاهش مییابد و به حداقل میرسد و از طرف دیگر مقدار جمعیت و سطح تقاضا افزایش مییابد و در نتیجه کمیابی زمین قابل کشت بیشتر محسوس میشود و میزان رانت یا ارزش اضافه مربوط به زمین افزوده میشود. این نظریه به نظریه بهره مالکانه و اضافی ارزش زمین معروف است.
آب
آب یکی از عوامل بسیار مهم تولید در بخش کشاورزی ایران است. حتی میتوان گفت این عامل عمدتاً میزان بکارگیری از سایر عوامل تولید را مشخص میسازد. عامل اصلی رشد گیاهان و بطور کلی عامل اساسی در تولید کشاورزی آب است. کل منابع آب قابل استفاده چه سطحی و چه زیر زمینی چیزی حدود۳ درصد از منابع آب کره زمین را شامل می شود. آب در طبیعت در گردش است یعنی آب دریاها و آبهای سطحی پس از تبخیر در هوا از نقطه ای به نقطه دیگر انتقال می یابد. آخرین مرحله از گردش آب بارندگی است که در حیات اقتصادی بشر تاثیر بسزایی دارد.
ایران یکی از مناطق کم آب جهان به شمار میرود. به نحوی که «متوسط بارندگی سالانه ایران در حدود ۲۴۰ الی ۲۵۰ میلیمتر و یا ۳/۱ متوسط بارندگی کره زمین است. به دیگر سخن متوسط بارندگی در آسیا، آمریکا، اروپا حدود ۲/۲ برابر بارندگی در کشور ما است. علت این مسئله را هم میتوان در اوضاع جغرافیائی و پستی و بلندیهای کشور دانست، زیرا رشته کوههای البرز در شمال و زاگرس در غرب مانع نفوذ بادها و رطوبت میشود که از جانب دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس و دریای خزر به طرف فلات ایران ایران میآید.
در نقاط مختلف کشور دارای شرایط آب و هوائی متنوعی است. در سواحل دریای خزر و استانهای شمالی و غربی کشور میزان بارندگی زیاد است، اما در مناطق داخلی فلات دارای آب و هوای خشکی است. بنابراین از یک طرف کشور ما کشور کم آبی است و از طرف دیگر همین مقدار بارندگی بنا به دلایل جغرافیایی و اقلیمی به صورت بسیار پراکنده و نامتعادل توزیع میشود. به طوری که در مناطقی که آب کافی وجود دارد اراضی محدود است و درمناطقی که زمین وسیع وجود دارد آب مورد نیاز در دسترس نیست. این مسئله و نحوه توزیع آب و زمین در کشور ضرورت ایجاد و احداث سد و مراکز تنظیم و مهار آب را مشخص میسازد. بارندگی به عوامل مختلف از جمله ؛عرض جغرافیایی،دوری و نزدیکی از دریا، وضعیت جغرافیایی و ناهمواری بستگی دارد.اما آنچه در خصوص بارندگی دارای اهمیت است، نوع و میزان باران ، توزیع مکانی و توزیع زمانی بارندگی است. آب حاصل از بارندگی به صورت تبخیر، نفوذ در زمین و جریانات سطحی در می آید. تبخیر به میزان درجه حرارت بستگی دارد.هرچه درجه حرارت هوا بیشتر باشد میزان رطوبت بیشتری را جذب می کند، این امر حتی در خصوص رطوبت موجود در خاک، برگ درختان و بدن حیوانات و انسان نیز صدق می کند. از کل بارندگی در ایران حدود ۲۴۰ میلیارد متر مکعب آن بر اثر تبخیر مستقیم یا غیر مستقیم از بین می رود و بدین ترتیب باقی مانده یعنی ۱۶۰ میلیارد متر مکعب است. از این میزان حدود ۶۰ میلیارد متر مکعب در زمین نفوذ می کند و فقط حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب در سطح زمین جاری می گردد. از آبهای سطحی به طریق انشعابات رود خانه ها، ایجاد نهرها کوچک و یا برگشت بوسیله تلمبه و موتور پمپ و یا مهار آب با ایجاد بندها و سدها مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر منابع آب سطحی، منابع آب زیر زمینی نیز وجود دارد که به لحاظ وضعیت اقلیمی ایران و واقع شدن کشور در منطقه خشک و نیمه خشک اهمیت فراوانی در تامین آب مورد نیاز فعالیتهای انسانی و بخصوص فعالیتهای کشاورزی مناطق روستایی دارد. منابع آب زیر زمینی بوسیله قنات،چاه ،چشمه مورد استفاده قرار می گیرد. در بیشتر مناطق کشور ، قیمت زمینهای کشاورزی دارای دو قیمت است ؛ با سهم آب و بدون آن. این سهم برای زمینهای کشاورزی همان مجوز برداشت میزان مشخصی آب از چاه، قنات، چشمه، رودخانه فصلی و دائمی و یا طرح های منابع آب است.
بازدید
۴-۱- مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی روشهای طراحی سیستمهای تک منظوره (که سوئیچ های شبکه هم نوعی از آنها می باشند) و زبانهای برنامه نویسی که بدین منظور بکار می روند می پرذازیم ]۱۰[ و سپس به معرفی زبان SMPL می پردازیم. در ادامه به ارائه مدلی برای سوئیچ MPLS خواهیم پرداخت.
در فصلهای گذشته دیدیم که MPLS قابلیت مجتمعسازی هر نوع فنآوری لایه سوم (که عموماً IP میباشد) را با هر نوع فنآوری لایه دوم دارا میباشد. از آنجا که سیاست کلی مخابرات ایران، استفاده از فن آوریهای مبتنی بر ارسال فریم در لایه دوم میباشد، در این پروژه فنآوری لایه دوم PPP در نظر گرفته شده است. همچنین بعلت اینکه مدولاتورها و دمدولاتورهای لایه فیزیکی و لایه دو در حال حاضر در دسترس عموم قرار دارد، در مدلسازی کارت خط از پردازش های لایه فیزیکی و لایه دو صرفنظر کرده و مبنای شبیهسازی را بر دریافت و ارسال بستههای IP (همراه با سرفصل Shim) میگذاریم. در صورت استفاده از فنآوریهای مبنی بر ارسال سلول مثل ATM، این مدل سوئیچ با اعمال تغییراتی میتواند برای شبیهسازی مورد استفاده قرار بگیرد.
۴-۲- روشهای طراحی سیستمهای تک منظوره
بطور کلی به سیستمهایی که دارای عملکرد ثابت می باشند و برای یک کاربرد خاص طراحی و ساخته می شوند، سیستمهای تک منظوره گفته می شود. این سیستمها دارای بخشهای نرم افزاری و سخت افزاری دیجیتال و حتی آنالوگ می باشد. با توجه به پیشرفتهایی که در صنعت ساخت تراشه ها بوجود آمده است، پیچیدگی سیستمهای تک منظوره بسیار زیاد شده است که نهایتاً به تغییراتی در روشهای طراحی آنها منجر شده است.
روش طراحی قدیمی به این صورت بود که مشخصات سیستم به صورت دستی و بازبانهای طبیعی مانند انگلیسی تهیه می شد و طراح سیستم بنا به تجربه و مهارت خود، این مشخصات را به بخشهای مختلف نرم افزار و سخت افزار تقسیم بندی می نمود و بخشهای مختلف را به متخصصین مربوطه تحویل می داد. ابتدا طراحان سخت افزار مشخصات بخش سخت افزار را به زبانهایی مانند Verilog و یا VHDL تبدیل مینمودند و سپس عملیات سنتز توسط ابزارهای طراحی با کمک کامپیوتر (CAD) انجام میگرفت. با آماده شدن نمونه اولیه سخت افزار، این نسخه تحویل مهندس نرم افزار گردیده و کارنرم افزار نویسی آغاز می شد و بعد از عملیات سنتز و کامپایل کردن نرم افزار، کد بر روی پروسسور سیستم اجرا می شد و سرانجام عملیات مجتمع کردن سیستم انجام می شد .
این روش دارای مشکلات اساسی بود که نیازهای جدید را بر آورده نمی ساخت. به عنوان مثال طراحی سخت افزار و نرم افزار در چندین مرحله انجام می گرفت که باعث اتلاف زمان می شد. دیگر اینکه کشف خطاهای ممکن در مشخصات سیستم و یا در بخش سخت افزار ممکن است بسیار دیر صورت بگیرد، مثلاً زمانی که مهندس نرم افزار مشغول طراحی نرم افزار می باشد. بدین ترتیب حذف این خطاها بسیار پرهزینه خواهد بود. همچنین بعلت استفاده متخصصین مختلف از زبانها و ابزارهای کاملاً متفاوت، ارتباط این افراد با یکدیگر قطع می شود. همچنین روش قدیمی طراحی اجازه استفاده از طرح های حاضر و آماده را به سادگی امکان پذیر نمی نماید.
روشهای جدید طراحی مبنی بر این ایده می باشند که طراحی در سطح سیستم و حصول اطمینان از درستی عملکرد سیستم قبل از ساخت اجزا می تواند جلوی انتشار خطا به مراحل بعدی را بگیرد. همچنین با ارائه یک مدل قابل اجرا و قابل شبیه سازی از سخت افزار به مهندسین نرم افزار، آنها قادر خواهند بود کار پیاده سازی و سنتز نرم افزار را همزمان با سنتز سخت افزار شروع و اجرا نمایند. استفاده از یک زبان برای مدلسازی و شبیه سازی تمامی اجزاء سیستم، ارتباط بین گروههای طراح مختلف را به سادگی میسر می نماید که مزایای زیادی به همراه خواهد داشت.
۴-۳- مراحل طراحی سیستمهای تک منظوره
سیستمهای تک منظوره شامل بخشهای سخت افزاری و نرم افزاری مختلف می باشند. بخش نرم افزار معمولاً شامل یک سیستم عمل کننده همزمان به اضافه یک سری فرآیندهای کنترلی می باشد. همچنین ممکن است فرایندهایی بطور همزمان برروی پردازنده های کمکی مانند پردازنده های سیگنالهای دیجیتال (DSP) اجرا شوند. بخش سخت افزار شامل پردازنده، حافظه، پردازنده های کمکی و قسمت برقرار کننده ارتباط بین بقیه اجزا می باشد. در بعضی از کاربردها استفاده از مدارات مبدل آنالوگ به دیجیتال و دیجینال به آنالوگ نیز معمول می باشد. بدین ترتیب سیستم شامل اجزای متفاوت با ماهیت های متفاوت می باشد که طراحی آنها باید به صورت همزمان و با روشهای متناسب با هر بخش صورت پذیرد.
روند طراحی معمولا شامل مراحل متفاوتی می باشد که در هر مرحله مشخصات سیستم یا تهیه میگردد (در اولین مرحله ) ویا خروجی مرحله قبل می باشد (System Spesification). این مشخصات به روش خاص تست می شود که آیا درست بوده و انتظارات طراحی را برآورده می سازد (Validation ) و سپس یا به صورت اتوماتیک و یا به صورت ترکیب اتوماتیک – دستی به مشخصات مرحله بعد تبدیل می شود (Synthesis). که در این عمل جزییات پیاده سازی بیشتری به مشخصات مذکور اضافه می شود .
۴-۳-۱- مشخصه سیستم
اولین مرحله در طراحی عبارت است از تهیه مشخصات دقیق سیستم. معمولا این مشخصات در بالاترین سطح، یعنی سطح عملکرد تهیه می گردد و شامل اطلاعات دقیق نحوه عملکرد سیستم میباشد. در این مشخصات هیچ اطلاعاتی راجع به ساختار و نحوه پیاده سازی و حتی زمانبندی وجود ندارد.
مشخصه سیستم را هم می توان به صورت یک زبان طبیعی مانند انگلیسی تهیه نمود (که این روش در سالهای قبل منسوخ گشته است) و هم می توان از زبانهای سطح بالا مانند C/C++ استفاده نمود. استفاده از زبانهای سطح بالا مزایای زیادی را در بردارد. اولا زبانهای طبیعی دقیق نیستند، به این معنی که توسط افراد مختلف به طرق متفاوت تعبیر می شوند. ثانیا آنها را نمی توان مبنای روشها و ابزارهای طراحی اتوماتیک قرار داد.
۴-۳-۲- تایید صحت
هنگامی که مشخصات یک سییستم تهیه می شود باید درستی آن نیز تأیید شود. برای این کار از شبیه سازی استفاده می شود. در این روش مدل سیستم به اضافه یک سری ورودیها به یک شبیهساز داده شده و شبیه ساز خروجیها و حالات داخلی سیستم را استخراج نموده و نمایش میدهد. بدین ترتیب می توان صحت عملکرد سیستم را تعین نمود. واضح است که شبیه سازی نمی تواند درستی سیستم را اثبات نماید و ما را صد درصد مطمئن نماید ولی به هر حال شبیه سازی فراگیرترین و بهترین روش برای تایید صحت سیستم می باشد.
در گذشته قسمتهای نرم افزاری سیستمها جداگانه و بازبانهای سطح بالا شبیه سازی می شدند. قسمت های سخت افزاری هم جداگانه شبیه سازی می شدند اما امروزه، کل سیستم شامل سخت افزار و نرم افزار با هم به طور همزمان شبیه سازی می شوند که به آن شبیه سازی همزمان می گویند.
مزیت شبیه سازی همزمان این است که بسیاری از خطاها و نقائص در تک تک اجزا بروز نمی نمایند بلکه هنگام مجتمع کردن بخشهای مختلف بروز می نماید و برای پیدا نمودن آنها شبیه سازی همزمان لازم است.
۴-۳-۳- سنتز
سنتز به معنی تبدیل یک مشخصه سیستم به دیگری با سطح انتزاع پایین تر و جزییات ساختاری بیشتر می باشد. عمل سنتز بسته به سطح انتزاع می تواند بصورت کاملا اتوماتیک و یا ترکیب اتومامتیک – دستی انجام گیرد. معمولا در سطح انتزاع پایین عملیات سنتز کاملا اتوماتیک انجام می شود.
سنتز معمولا شامل سه مرحله اصلی است:
۱- نگاشت مشخصه سیستم به معماری: در این مرحله معماری کلی سیستم پیاده سازی شده، تعیین می گردد.
۲- تقسیم بندی: در این مرحله بخشهای مختلف مشخصه سیستم اولیه به بخشهای نرم افزار و سخت افزار تقسیم می شوند .
۳- سنتز سخت افزار و نرم افزار: هر کدام از بخشهای نرم افزار و سخت افزار توسط ابزارهای خاص تا مرحله پیاده سازی نهایی رسانیده می شوند .
۴-۴ – زبانهای شبیه سازی
در این قسمت به بررسی زبانهای موجود شبیه سازی می پردازیم و در نهایت برای شبیه سازی سوئیچ MPLS یک زبان شبیه سازی را انتخاب می کنیم .
در حال حاضر رقابت سختی بین طرفداران زبانهای شبیه سازی برای حصول برتری و تبدیل شدن به استاندارد جامعه طراحی در جریان است. به طور کلی این رقابت دو جبهه دارد. در یکی از جبهات طرفداران زبانهای سطح بالا (به فرماندهی C/C++) و در جبهه دیگر طرفداران زبانهای سخت افزاری مانند Verilog و VHDL قرار دارند.
بطورکلی زبانهای شبیه سازی مطرح را می توان به سه دسته تقسیم نمود:
۱- زبانهای آکادمیک مانند Ptolemy و Rosetta
۲- زبانهای براساس Verilog مانند Superlog
۳- زبانهای بر پایه C/C++ مانند SystemC، A/RT, SMPL
زبان Ptolemy که توسط دانشگاه برکلی ارائه شده است با تاکید زیاد برناهمگونی سیستمهای تک منظوره طراحی شده و با استفاده از آن بخشهای متفاوت سیستم با ماهیت متفاوت را می توان مدل نموده و نهایتا همگی آنها را با هم شبیه سازی کرد ولی نقطه ضعف آن نبودن ابزارهای لازم برای سنتز آن می باشد. همچنین کند بودن از دیگر نقاط ضعف این زبان می باشد.
زبان دیگر از گروه اول زبان Rosetta می باشد. این زبان با توجه به این ایده توسعه یافته است که سیستم شامل اجزایی غیر الکترونیکی و مکانیکی نیز می باشد و طراحی باید از این سطح آغاز شود نه از سطح سیستم الکترونیکی که فقط شامل سخت افزار و نرم افزار می باشد.
زبان Superlog یکی از زبانهای گروه دوم می باشد که محصول شرکت Co-Design می باشد. این زبان بااضافه نمودن ساختارهای سطح بالای C به زبان Verilog شکل گرفته است. قدرت این زبان در این نکته است که اکثر طراحان سخت افزار با Verilog آشنا بوده و تغییر سطح طراحی به سطح بالاتر براساس Superlog برایشان زیاد ناخوشایند نخواهد بود.
گروه سوم که زبانهای برمبنای C/C++ می باشند و هم اکنون بیش از هشتاد درصد توجه به این زبانها معطوف شده، به عنوان جهت دهنده آینده صنعت طراحی و شبیه سازی پیش بینی شده اند. این زبانها به دلیل محبوبیت فوق العاده C/C++ در بین طراحان سیستم و مهندسین نرم افزار و همچنین آشنایی مهندسین سخت افزار با آنها ازیک طرف و از طرف دیگر به علت توانایی های چشمگیر C/C++ اهمیت فوق العاده ای یافته اند.
یکی از این زبانها SystemC می باشد که با اضافه نمودن قابلیت مدلسازی زمان و مدلهای سخت افزاری به زبان C++ شکل گرفته است. این زبان به صورت اضافه کردن یک کتابخانه به C++ قابلیت مدلسازی آنرا افزایش می دهد و هم اکنون نسخه های جدید تر و تکمیلی آن در حال ورود به بازار می باشد.
زبان دیگر از گروه زبانهای برپایه C/C++ ، SMPL می باشد که جزو نخستین زبانها از این گروه می باشد. این زبان بصورت اضافه کردن یک کتابخانه به زبان C یا C++ فعال می شود و با توجه به سادگی دستورات آن، قابلیت مدلسازی همزمان نرم افزار و سخت افزار به راحتی فراهم می آید.
در این پروژه با توجه به روند تبدیل زبانهای بر پایه C/C++ به عنوان استاندارد صفت طراحی و همچنین سادگی شبیه سازی سیستمهای صف و سرویس دهنده توسط زبان SMPL، از این زبان شبیه سازی استفاده شده است.
در بخش بعدی به بررسی دقیق تر زبان SMPL خواهیم پرداخت.
۴-۵- زبان شبیه سازی SMPL
این زبان که توسط فردی به نام Mac Dougall ارائه شده است ]11[،از جمله زبانهایی است که به آنها برپایه رخداد می گویند. در زبان SMPL سه نوع نهاد مختلف وجود دارد:
۱- وسایل
۲- بلیط ها
۳- رخدادها
یک سیستم را در حالت ایستا می توان مجموعه ای از وسایل در نظر گرفت. یک وسیله بطور نوعی نمایانگر مدلی از یک عنصر سیستم می باشد که کار خاصی را انجام می دهد، مانند واحد پردازش مرکزی (CPU) در یک سیستم کامپیوتر و یا یک گذرگاه در یک شبکه کامپیوتری. در زبان SMPL توابعی وجود دارد که به کمک آنها می توان وسایل را تعریف، ذخیره و رها کرد. ارتباط بین وسایل هم توسط بلیطهایی که بین وسایل رد و بدل می شوند، مشخص می شود .
بلیطها در واقع نمایانگر نهادهای فعال سیستم می باشند. عملکرد پویای سیستم بوسیله حرکت بلیطها در یک سری از وسایل مدل می شود. یک بلیط ممکن است یک کار در یک مدل کامپییوتری، یک بسته در یک مدل شبکه مخابراتی و یا یک دسترسی به حافظه در یک مدل سیستم حافظه باشد. SMPL از دو نوع عملیات اصلی برای کنترل بلیطها در یک سیستم شبیه سازی شده استفاده می کند؛ یک بلیط می تواند یک وسیله را ذخیره کند و یا می تواند فعالیت هایی را با مدت های مختلف زمانبندی کند. اگر یک بلیط بخواهد یک وسیله در حال سرویس را ذخیره کند، وارد یک صف می شود و تا هنگامی که آن وسیله برای آن بلیط دسترس پذیر شود، منتظر می ماند .
بلیطها می توانند دارای اولویتهای مختلفی باشند. در این صورت می توان با دستورات خاصی به بلیطهای با اولیویت بیشتر سریعتر از بلیطهای با اولویت کمتر سرویس داد.
یک رخداد به هر تغییری در وضعیت هر یک از نهادهای سیستم اطلاق می شو . به عنوان مثال اگر یک کار محاسبه در CPU تمام شود و CPU رها شود، دو رخداد اتفاق افتاده است:
اول اینکه یک کار تمام شده است و دیگر اینکه وضعیت CPU عوض شده است. اتمام کار ممکن است با آغاز یک کار دیگر همراه باشد، مثلا رها شدن CPU ممکن است با اجرای یک کار دیگر که قبلا CPU را ذخیره کرده است همراه شود. در زبانهای شبیه سازی برپایه رخداد مانند SMPL کلیه فعالیتهایی که باید در یک لحظه از زمان اتفاق بیافتد را یک رخداد تلقی می کنیم. این مساله در مدلهای کوچک مشکلی را به همراه ندارد ولی در مدلهای بزرگ که باید در یک لحظه از زمان اتفاقات زیادی رخ دهد، سازمان دهی آنها کار مشکلی می باشد .
SMPL توابعی برای زمانبندی رخدادها و انتخاب آنها براساس زمان اجرایشان دارا باشد. در یک سیستم شبیه سازی یک رخداد توسط یک شماره منسوب به آن، زمان شبیه سازی که رخداد باید در آن اتفاق بیافتد و هویت بلیط مربوط به آن مشخص شود.
توابع SMPL که برای شبیه سازی سیستمها بکار می رود را می توان به سه دسته اصلی تقسیم نمود:
۱- آماده سازی اولیه مدل
۲- تعریف و کنترل وسیله
۳- زمانبندی و ایجاد رخدادها
حال به معرفی توابع مهم هر قسمت می پردازیم.
۴-۵-۱- آماده سازی اولیه مدل
۱- smpl(m,s) int m;char *s;
تابع Smpl( ) برای آماده سازی اولیه سیستم برای اجرای شبیه سازی بکار می رود.
m مشخص کننده نوع ارتباط بین کاربر و برنامه می باشد وs نیز یک اشاره گر به نام مدل می باشد.
هنگامی که Smbpl( ) اجرا می شود کلیه مقادیر اندازه گیری در زمان شبیه سازی برابر صفر قرارداده می شود.
۲- reset( )
هنگامی که این تابع اجرا می شود کلیه مقادیر اندازه گیری شده صفر می شوند و زمانی که این تابع صدا شده است به عنوان زمان آغاز اندازه گیری ثبت می شود.
۴-۵-۲ تعریف و کنترل وسیله
۱- f=facility char * s; int n;
این تابع یک وسیله را تولید و نام گذاری می کند و مقدار f را بر می گرداند که توصیف گر وسیله می باشد و برای مشخص کردن وسیله عملیتهای بعدی بکار می رود.
s یک اشاره گر به نام وسیله می باشد که برای مشخص کردن وسیله در گزارش برنامه، دنبال کردن برنامه و پیامهای خطا بکار می رود. n نیز تعداد سرویس دهنده های وسیله رامشخص می کند .
یک وسیله می تواند دارای یک صف و n سرویس دهنده موازی باشد. هنگامی که تقاضا برای ذخیره سازی یک وسیله می رسد، سرویس دهنده های یک تا n به ترتیب چک میشوند و اگر یک سرویس دهنده آزاد پیدا شود برای تقاضای مورد نظر ذخیره می شود. اگر همه سرویس دهنده های وسیله قبلا ذخیره شده اند، تقاضا وارد صف وسیله مورد نظر می گردد. هنگامی که یکی از بلیطهایی که وسیله را ذخیره کرده است آنرا رها کند، تقاضای داخل صف جای آنرا می گیرد. بطور کلی یک وسیله مشغول است اگر همه سرویس دهنده های آن ذخیره شده باشند و مشغول نیست اگر حداقل یکی از سرویس دهنده های آن آزاد باشد.
۲- r = request (f,tkn, pri) int f , tkn , pri
این تابع تقاضا می دهد که یکی از سرویس دهنده های وسیله f برای بلیطی که با tkn مشخص شده است، ذخیره شود. f همان توصیف گر وسیله است که هنگام تولید وسیله توسط تابع facility مشخص شده بود. اولویت بلیط متقاضی توسط pri مشخص میشود. هر چه که مقدار pri بیشتر باشد، اولویت آن نیز بیشتر است. اگر وسیله مشغول نباشد، یک سرویس دهنده برای بلیط متقاضی ذخیره می شود و مقدار صفر برگردانده می شود. اگر وسیله مشغول باشد، تقاضا وارد صف می شود و مقدار یک برگدانده می شود. در برنامه شبیه سازی از مقدار برگردانده شده برای تصمیم گیری در مورد رخدادهای بعدی استفاده می شود. بدین صورت که اگر وسیله ذخیره شود، باید اتمام سرویس بلیط بروی آن وسیله زمانبندی شود و اگر ذخیره نشود ممکن است برنامه رخداد دیگری را انتخاب و اجرا کند.
هر وسیله دارای یک صف می باشد. اگر هنگام یک تقاضا وسیله مشغول باشد، یک ورودی صف برای آن تقاضا درست می شود. این ورودی شامل بلیط، اولویت آن و شماره رخداد حال می باشد و صف هم براساس اولویت سرویس داده می شود، بدین صورت که ورودیهای با الویت یکسان بصورت”ورودی اول ، خروجی اول “ (FIFO) سرویس داده می شوند. هنگامی که تابع
release ( ) یک سرویس دهنده را رها می کند، ورودی اول صف از صف خارج می شود و رخداد آن ورودی به همراه بلیط تقاضای اصلی برای زمان حال شبیه سازی، زمانبندی می شوند. هنگامی
که برنامه تابع cause ( ) را صدا می زند تا رخداد بعدی را انتخاب کند، همان رخدادی که ابتدا تابع request ( ) را اجرا کرده بود، دوباره اجرا میشود و تقاضای جدید وارد سرویس دهنده می شود.
۳- r = preempt (f,tkn,pri) int f, tkn , pri
تابعpreempt ( ) تقاضا می کند که یکی از سرویس دهنده های وسیله f برای بلیط tkn ذخیره شود. pri نیز اولویت بلیط می باشد. اگر وسیله مشغول نباشد، یک سرویس دهنده برای بلیط متقاضی ذخیره می شود و مقدار صف برگردانده می شود.
اگر وسیله مشغول باشد، سرویس دهنده ای که بلیط سرویس گیرنده آن دارای کمترین اولویت می باشد، مشخص می گردد. اگر این اولویت بزرگتر و یا مساوی اولویت بلیط متقاضی باشد، تقاضا وارد صف می شود و مقدار ”یک “ برگردانده می شود. بنابراین هنگامی که وسیله مشغول نباشد یا همه سرویس دهنده های آن با بلیط های با الویت بیشتر از بلیط متقاضی دخیره شده اند Preempt( ) کاملا مثل request( ) عمل می کند.
اگر وسیله مشغول باشد و بلیطه سرویس گیرنده با کمترین اولویت دارای اولیت کمتری از بلیط متقاضی باشد، سرویس بلیط اول قطع می شود و وارد صف می شود و بلیط متقاضی سرویس می گیرد. این عمل بدین صورت انجام می شود که زمان سرویس باقی مانده برای بلیط اول محاسبه شده و هنگامی که این بلیط دوباره وارد یکی از سرویس دهنده ها شد، به اندازه مدت زمان باقی مانده در آن باقی می ماند.
۴- release (f, tkn) int f, tkn
این تابع سرویس دهنده وسیله f که توسط بلیط tkn ذخیره شده است را رها می کند. در هنگام رها کردن یک وسیله، SMPL سرویس دهنده ذخیره شده برای آن بلیط را پیدا می کند و آنرا رها می کند. سپس، صف آن وسیله چک می شود و اگر خالی نباشد، ورودی واقع در اول صف خارج شده و رخداد مربوط به آن برای ایجاد در زمان حال زمانبندی می شود.
۴-۵-۳ – زمانبندی و ایجاد رخدادها
۱- schedule (ev,te,tkn) int ev,tkn ;double te;
این تابع برای زمانبدی یک رخداد بکار می رود. ev شماره رخداد و te مدت زمان ایجاد رخداد از زمان حال می باشد. tkn نیز بلیط مربوط به رخداد می باشد .
schedule ( ) مقدار te را به زمان حال اضافه می کند تا زمان اتفاق رخداد را بدست آورد. سپس در لیست رخدادها یک ورودی شامل شماره رخداد، زمان اتفاق رخداد و بلیط درست می کند.
لیست رخدادها بدین صورت می باشد که رخدادهای بازمان اتفاق کمتر در ابتدای لیست قرار دارند و اگر چند رخداد دارای زمان اتفاق برابر باشند، رخدادی که زودتر وارد لیست شده است در ابتداقرار می گیرد.
۲- cause (ev, tkn) int * ev, * tkn;
cause( ) ورودی واقع در ابتدای لیست رخدادها را بر می دارد، زمان شبیه سازی را تا زمان وقوع آن رخداد جلو می برد و شماره رخداد ev و بلیط tkn را بر می گرداند .
۳- tkn = cancel(ev) int * ev;
cancel( ) در لیست رخدادها به جستجوی رخداد ev می پردازد، اگر آنرا پیدا نکند مقدار ”1-“ برمی گرداند. اگر آنرا پیدا کند، ورودی مربوطه را از لیست رخدادها بر می دارد و شماره بلیط مربوط به آن ورودی را بر می گرداند. اگر چندین نمونه ازرخداد ev در لیست رخدادها موجود باشد، فقط اولین ورودی برداشته می شود.
توابعی که معرفی شدند اساسی ترین ابزارهای لازم برای شبیه سازی توسط زبان SMPL می باشند. لیست کامل تابع و توضیحات مربوطه به آنها در ]۱۱[ موجود می باشد.
۴-۶- مدلهای ترافیکی
برای انجام هر گونه شبیه سازی بر روی یک سوئیج باید به آن ترافیک داده اعمال نمود. تا کنون مدلهای ترافیکی گوناگونی معرفی شده اند که در شبیه سازی های این پروژه از سه نوع آن استفاده خواهیم نمود.
۴-۶-۱- ترافیک برنولی یکنواخت
ترافیک برنولی یکنواخت (i.i.d) ترافیکی است که در آن داده ها بصورت مستقل از یکدیگر تولید می شوند. در این مدل طول هر بسته برابر با یک سلول در نظر گرفته شده است و احتمال تولید سلول در هربازه زمانی برابر با درصد بار می باشد. مثلا در زیر بار۸۰% در هر بازه زمانی با احتمال ۸/۰ یک سلول تولید می شود. مقصد سلولها نیز بطور کاملاً تصادفی از بین یکی از پورتهای خروجی انتخاب می شود.
این مدل ساده ترین مدل ترافیکی می باشد که تقریبا در همه مراجع به عنوان یکی از انواع ترافیک ورودی مورد استفاده قرار می گیرد.
۴-۶-۲- ترافیک زنجیره ای
ترافیکی که در شبکه موجود می باشد، معمولاً بصورت زنجیره ای است. این زنجیره ممکن است مربوط به انتقال یک فایل بزرگ و یا یک جریان ویدیوئی باشد. برای تولید ترافیک زنجیره ای از زنجیره مارکوف دو حالته بصورت روشن یا خاموش استفاده شده است. همانطور که در شکل ۴-۱ نشان داده شده است این زنجیره شامل دو حالت روشن و خاموش می باشد که احتمال رفتن از حالت روشن به خاموش برابر P و ا حتمال رفتن از حالت خاموش به حالت روشن برابر q می باشد.
همانطور که در ]۱۲[ نشان داده شده است برای تولید ترافیک زنجیره ای با طول B و تحت بار پارامترهای q و p را می توان از روابط زیر بدست آورد:
شکل ۴-۱- زنجیره مارکوف دو حالته برای تولید ترافیک
از این مدل ترافیک زنجیره ای در مراحل مختلف شبیه سازی سوئیچ به عنوان ترافیک اعمالی استفاده خواهیم کرد.
۴-۶-۳- ترافیک آماری
برای مدل سازی هرچه واقعی تر ترافیک شبکه، انداز ه گیریهایی بصورت آماری برروی خط های اینترنت در جاهای مختلف دنیا انجام گرفته است.
با توجه به اطلاعات موجود در یک نمونه از این اندازه گیریها ]۱۳[ شامل طول بسته ها و تعداد بسته های مربوط به جریان های اینترنتی نمودار شکل ۴-۲ رسم شده است.
بعد از مدل کردن قسمتهای مختلف سوئیچ، از این ترافیک برای بررسی عملکرد سوئیچ استفاده خواهیم نمود.
شکل ۴-۲- نمودار افزایش طول بسته های شبکه
۴-۷- مدلسازی کارت خط در ورودی
همانطور که ذکر شد در هنگام مدل کردن کارت خط فرض می کنیم که داده ها را بصورت بستههای IP (همراه با سرفصل Shim) دریافت می کنیم. اگر سوئیچ در لبه شبکه باشد (LER) باید علاوه بر عملکرد MPLS، توانایی انجام پردازش های سرفصل لایه IP را نیز دارا باشد، بعبارت دیگر سوئیچ های MPLS لبه شبکه باید توانایی قسمت های هدایت به جلوی یک مسیریاب IP را داشته باشند. بنابراین کلیه نتایجی که در شبیه سازی یک سوئیچ (LSR) MPLS بدست می آید برای سوئیچهای لبه شبکه (LER) نیز معتبر است. ولی باید این نکته را در نظر داشت که برای سوئیچهای لبه شبکه (LER) عملیات پردازش سرفصل لایه IP که در مسیریاب های IP انجام میشود باعث افزایش تاخیر بسته های اطلاعاتی خواهد شد.
بنا به آنچه در فصلهای گذشته درباره MPLS و وظایف یک سوئیچ بیان شد، مدل زیر را برای کارت خط در ورودی یک سوئیچ MPLS ارائه میدهیم:
۱- درهر پورت ورودی، بسته های IP همراه با سرفصل Shim که حاوی اطلاعات مربوط به برچسب ورودی، کلاس سرویس پشته برچسب، و زمان زندگی (TTL) می باشد، دریافت میشود.
۲- حوزه TTL سرفصل Shim مورد بررسی قرار می گیرد (هشت بیت )، اگر مقدار آن برابر صفر بود، بسته فاقد اعتبار می باشد و از آن صرفنظر می شود. در غیر اینصورت از مقدار آن یک واحد کاسته می شود.
۳- مقدار برچسب ورودی (بیست بیت ) استخراج شده و بوسیله جدولی که توسط قسمت کنترل برای هر پورت تهیه می شود، مقدار برچسب خروجی و شماره پورت خروجی تعیین میگردد. از آنجا که در شبیه سازی یک سوئیچ اطلاعات مربوط به شبکه وجود ندارد، این مقادیر با توجه به نوع ترافیک ورودی تعیین می شوند، مثلا در ترافیک زنجیره ای به همه بسته های مربوط به یک زنجیره برچسب خروجی یکسان داده می شود و همگی به یک پورت خروجی می روند.
۴- بسته ها به سلولهای ۶۴ بایتی شکسته می شوند و ۱۰ بایت به عنوان سرفصل به آنها اضافه میشود که در قسمت خروجی کارت خط برداشته خواهد شد. این سرفصل بنا به استاندارد مورد استفاده بین کارت خط و فابریک سوئیچ می تواند متفاوت باشد ولی اطلاعات مربوط به پورت ورودی، پورت خروجی، کلاس سرویس و شماره سلولها را دارا می باشد.
۵- سلولها با توجه به مقدار کلاس سرویسشان در VOQ مربوطه قرار می گیرند. این کار ممکن است بطور مستقیم و یا با کمک الگوریتمهایی با تخصیص عرض باندهای مختلف به کلاسهای مختلف صورت بگیرد. در قسمت های بعدی هر دو این حالات را بررسی خواهیم کرد.
۴-۸- مدلسازی فابریک سوئیچ
فابریک سوئیچ عامل اصلی محدودیت در گذردهی و افزایش تاخیر بسته ها در یک سوئیچ میباشد. در فصل گذشته بعد از بررسی انواع فابریک سوئیچ ها، به عنوان بهترین انتخاب، تصمیم به استفاده از فابریک سوئیچ متقاطع با صف بندی در ورودی همراه با VOQ گرفته شد. همچنین الگوریتم iSLIP به عنوان یک الگوریتم زمانبندی ساده، سریع و با گذردهی بالا که بطور وسیعی مورد استفاده قرار می گیرد، معرفی شد که در اینجا به توضیح آن می پردازیم.
۴-۸-۱- الگوریتم iSLIP
iSLIP یک الگوریتم تکرار شونده میباشد که در طی هر بازه زمانی چندین تکرار صورت میگیرد تا یک شکل از تطبیق ورودیها و خروجیها پیدا شود. الگوریتم iSLIP با استفاده از اولویت چرخشی هر یک از ورودیها و خروجیهای فعال را به نوبت برای ارسال اطلاعات انتخاب میکند. مهمترین خاصیت iSLIP سادگی آن میباشد که باعث میشود به راحتی قابل پیادهسازی در سختافزار باشد و در سرعتهای بالا کار کند.
بازدید
امروزه سرعت بیشتر و کیفیت سرویس بهتر مهمترین چالش های دنیای شبکه می باشند. تلاشهای زیادی که در این راستا در حال انجام می باشد، منجر به ارائه فنآوری ها، پروتکل ها و روشهای مختلف مهندسی ترافیک شده است. در این پایان نامه بعد از بررسی آنها به معرفی MPLS که به عنوان یک فنآوری نوین توسط گروه IETF ارائه شده است، خواهیم پرداخت. سپس به بررسی انواع ساختار سوئیچ های شبکه خواهیم پرداخت و قسمتهای مختلف تشکیل دهنده یک سوئیچ MPLS را تغیین خواهیم کرد. سرانجام با نگاهی به روشهای طراحی و شبیه سازی و نرم افزارهای موجود آن، با انتخاب زبان شبیه سازی SMPL، به شبیه سازی قسمتهای مختلف سوئیچ و بررسی نتایج حاصل می پردازیم. همچنین یک الگوریتم زمانبندی جدید برای فابریک سوئیچ های متقاطع با عنوان iSLIP اولویت دار بهینه معرفی شده است که نسبت به انواع قبلی دارای کارآیی بسیار بهتری می باشد.
Abstract
Nowadays achieving higher speeds and better quality of service are the main subjects of networking. Many attempts are made in this way which have led to introducing various technologies, protocols and traffic engineering methods. In this thesis, after studying the above-mentioned parameters, IETF’s new technology called MPLS will be introduced. Then several different switch architectures are examined and the components of an MPLS switch are selected. Finally after a quick look at design and simulation methods and their available softwares, SMPL is chosen as simulation tool and then switch components are simulated and the results are studied. Also a new scheduling algorithm for crossbar switch fabrics named “The Optimized Prioritized iSLIP” is introduced which has much better performance than its previous versions.
فصل اول
کیفیت سرویس و فنآوری های شبکه
۱-۱- مقدمه
با گسترش تعداد کاربران اینترنت و نیاز به پهنای باند بیشتر از سوی آنها، تقاضا برای استفاده از سرویسهای اینترنت با سرعت رو به افزایش است و تهیه کننده های سرویس اینترنت برای برآورده سازی این تقاضا ها احتیاج به سوئیچ های با ظرفیت بیشتر دارند ]۱[.
در این میان تلاشهای زیادی نیز برای دستیابی به کیفیت سرویس بهتر در حال انجام میباشد. فنآوریATM نیز که به امید حل این مشکل عرضه شد، بعلت گسترش و محبوبیتIP نتوانست جای آن را بگیرد و هم اکنون مساله مجتمع سازی IP و ATM نیز به یکی از موضوعات مطرح در زمینه شبکه تبدیل شده است.
در این فصل به معرفی مسائل و مشکلات مربوط به کیفیت سرویس و مجتمع سازی IP و ATM می پردازیم و راه حلهای ارائه شده از جمله MPLS رابررسی خواهیم نمود.
۱-۲- کیفیت سرویس در اینترنت
سرویسی که شبکه جهانی اینترنت به کاربران خود ارائه داده است، سرویس بهترین تلاش۴ بوده است. یکی از معایب اصلی این سرویس این است که با وجود اینکه مسیریابهای شبکه به خوبی قادر به دریافت و پردازش بسته های ورودی می باشند ولی هیچگونه تضمینی در مورد سالم رسیدن بسته ها به مقصد وجود ندارد. با توجه به رشد روز افزون استفاده از اینترنت و به خصوص با توجه به اشتیاق زیاد به اینترنت به عنوان ابزاری برای گسترش تجارت جهانی، تلاش های زیادی جهت حفظ کیفیت سرویس (QoS) در اینترنت در حال انجام می باشد. در این راستا در حال حاضر کلاس های سرویس متنوعی مورد بحث و توسعه می باشند. یکی از کلاس های سرویس فوق ، به شرکت ها و مراکز ارائه سرویس های web که نیاز به ارائه سرویس های سریع و مطمئن به کاربران خود دارند، اختصاص دارد.
یکی دیگر از کلاس های سرویس جدید در اینترنت ، به سرویس هایی که نیاز به تاخیر و تغییرات تاخیر کمی دارند، اختصاص دارد. سرویس هایی نظیر تلفن اینترنتی و کنفرانسهای تصویری اینترنتی نمونه ای از سرویس های این کلاس سرویس می باشند.
برای نیل به سرویس های جدید فوق، عده ای براین عقیده هستند که در آینده ای نزدیک تکنولوژی فیبر نوری و WDM آنقدر رشد خواهد کرد که اینترنت به طور کامل بر مبنای آن پیاده سازی خواهد شد و عملا مشکل پهنای باند و همچنین تضمین کیفیت سرویس وجود نخواهد داشت. عقیده دوم که ظاهرا درست تر از عقیده اول می باشد، این است که با وجود گسترش فنآوریهای انتقال و افزایش پهنای باند، هنوز به مکانیسم هایی برای تضمین کیفیت سرویس کاربران نیاز می باشد. در حال حاضر اکثر تولید کنندگان مسیریاب ها و سوئیچ های شبکه اینترنت، در حال بررسی و افزودن مکانیسمهایی برای تضمین کیفیت سرویس در محصولات خود می باشند.
از سوی سازمان جهانی IETF مدل ها و مکانیسم های مختلفی برای تضمین کیفیت سرویس مورد تقاضای کاربران ارائه شده است. برخی از مهمترین این مدل ها عبارتند از:
۱- پروتکل رزرو منابع در اینترنت RSVP
۲- سرویس های متمایز DS
۳- مهندسی ترافیک
۴- سوئیچنگ برچسب چندین پروتکل MPLS
در قسمتهای بعدی به طور خلاصه با هر یک از مدل های فوق آشنا می شویم .
۱-۲-۱- پروتکل رزور منابع در اینترنت
پروتکل RSVP به عنوان یک پروتکل سیگنالینگ برای رزرو منابع در اینترنت استفاده می شود. در شکل ۱-۱ مثالی از عملیات سیگنالینگ RSVP نشان داده شده است. مطابق با شکل فوق، فرستنده ابتدا پیام PATH را ارسال می دارد. در این پیام مشخصات و پارامترهای ترافیکی فرستنده موجود می باشد. هر مسیریاب شبکه با دریافت پیام PATH با کمک جدول مسیریابی خود پیام را هدایت نموده تا اینکه پیام به مقصد نهایی برسد. گیرنده نهایی بعد از دریافت پیام PATH، پیام RESV را از خود عبور داده و منابع لازم شامل پهنای باند و فضای بافر را به ارتباط جدید اختصاص می دهد. چنانچه یکی از مسیریاب های موجود در مسیر، قادر به قبول پیام RESV نباشد، آنرا رد نموده و پیام خطایی به گیرنده ارسال می نماید و سپس عملیات سیگنالینگ خاتمه می یابد. با قبول پیام RESVاز جانب هر مسیر یاب موجود در مسیر، اطلاعات وضعیت مربوط به جریان ترافیکی فوق ثبت می شود .
شکل ۱-۱- مثالی از عملیات سیگنالینگ RSVP
با ورود هر بسته به مسیریاب های شبکه، واحد طبقه بندی کننده، بسته ورودی را به یک کلاس خاص طبقه بندی نموده و سپس بسته ورودی را در یک صف خاص قرار می دهد. عملیات زمانبندی بسته ها در هر صف موجود در مسیریاب، توسط واحد زمان بند بسته طوری انجام می گردد که کیفیت سرویس مورد نظر تامین شود. این سرویس دارای مشکلات زیر می باشد:
۱- میزان اطلاعات وضعیت متناسب با تعداد جریان های ترافیکی افزایش می یابد. بنابراین برای نگهداری اطلاعات وضعیت در مسیریاب ها نیاز به حافظه زیادی می باشد. همچنین بالاسری عملیات مسیر یاب ها به شدت افزایش می یابد. لذا قابلیت مقیاس پذیری در ساختار سرویس های مجتمع به هیچ وجه مشاهده نمی گردد .
۲- هر مسیر یاب نیاز به پروتکل RSVP، روتین کنترل کننده دسترسی، طبقه بندی کننده جریان ترافیکی و زمان بند بسته دارد . بنابراین می توان گفت که در سرویس های مجتمع وظایف پردازشی مسیریاب ها به شدت زیاد می باشد.
۱-۲-۲- سرویس های متمایز
به خاطر مشکلات پیاده سازی و توسعه سرویس های مجتمع که در بالا به آنها اشاره شد، سرویس های متمایز ارائه گردیدند . همانطور که می دانیم درسر فصل بسته های IPv4 فیلد یک بایتی به نام نوع سرویس (ToS) وجود دارد. در این فیلد سه بیت مختلف وجود دارد که برنامه های کاربردی با استفاده از این سه بیت قادر به تعیین نیازهای خود می باشند. سه بیت فوق عبارتند از:
۱- بیت D : نیاز به تاخیر کم
۲- بیت R :نیاز به نرخ اتلاف کم (اطمینان بالا)
۳- بیت T : نیاز به گذردهی بالا
در سرویس های متمایز، فیلد نوع سرویس به فیلد DS تغییر نام کرده است. با کد گذاری های مختلف فیلد DS و پردازش بسته ها براساس مقدار فیلد فوق، می توان کلاس های سرویس متمایزی را ایجاد نمود.
برای دسترسی به سرویس های متمایز، لازم است که کاربران شبکه به یک توافق سطح سرویس (SLA) با سرویس دهنده های اینترنت ((ISP ، برسند . کلاس های مختلف سرویس و میزان ترافیک هر کلاس در SLA مشخص می شود. SLA می تواند به یکی از دو صورت ثابت و پویا بیان شود. در نوع ثابت توافق ترافیکی بین کاربر و ISP ثابت می باشد، در حالیکه در نوع پویا با استفاده از پروتکل های سیگنالینگ (مثل RSVP ) سرویس مورد نظر کاربر متناسب با تقاضای آن قابل تنظیم می باشد. براساس SLA توافق شده بین کاربر و شبکه، در مدخل ورودی به شبکه، بستههای ورودی کاربران طبقه بندی، نظارت و در صورت لزوم شکل دهی می گردند. همچنین میزان بافر مورد نیاز جریان ترافیکی کاربر از اطلاعات موجود در SLA استخراج می گردد.
با کمک عملیات طبقه بندی، نظارت، شکل دهی و زمانبندی که در DS اجرا می گردد، می توان به سرویس های متمایز زیر دسترسی پیدا نمود.
۱- سرویس های تشویقی : برای کاربردهایی که به تاخیر و تغییرات تاخیر کم نیاز می باشد.
۲- سرویس های مطمئن : برای کاربردهایی که به اطمینان بالا نیاز می باشد.
۳- سرویس های المپیک : این سرویس ها خود به سه دسته سرویس های طلایی ، نقرهای و برنزی تقسیم بندی می شوند که به ترتیب کیفیت سرویس کاهش می یابد.
بین استفاده از سرویس های متمایز و RSVP تفاوت های زیر وجود دارد:
از آنجائیکه در سرویس های متمایز تعداد کلاس های سرویس که توسط فیلد DS مشخص می شود بسیار محدود است، بنابراین برخلاف سرویس های مجتمع، میزان اطلاعات وضعیت متناسب با تعداد کلاس های سرویس می باشد نه تعداد جریان های ترافیکی. این امر منجر به قابلیت مقیاس پذیری بالاتر سرویس های متمایز نسبت به سرویس های مجتمع می گردد.
عملیات طبقه بندی، نشانه گذاری، نظارت و شکل دهی فقط در مرز شبکه باید انجام شود. بنابراین پیاده سازی و اعمال سرویس های متمایز ساده تر از سرویس های مجتمع می باشد.
برای پیاده سازی سرویس های مطمئن، ابتدا توسط مسیریاب ورودی شبکه عملیات طبقه بندی و نظارت صورت می گیرد. چنانچه ترافیک ورودی از آنچه که در SLA آمده است، بیشتر باشد در این صورت ترافیک ورودی متخلف می باشد، در غیر این صورت نامتخلف است. تمام بسته های ورودی و خروجی در یک صف قرار می گیرند و برروی آنها مدیریت صف صورت می گیرد .
سرویس های تشویقی برای کاربرانی که ترافیک تولیدی آنها دارای حداکثر نرخ بیت ثابت می باشد، تاخیر و تغییرات تاخیر کمی را تضمین می نماید. هر کاربر دارای یک توافق ترافیکی SLA با سرویس دهنده خود می باشد. در SLA حداکثر نرخ بیت مجاز کاربر قید شده است و کاربر موظف به رعایت آن می باشد. چنانچه نرخ بیت ارسال کاربر از حداکثر مجاز تجاوز نماید، در این صورت ترافیک های اضافی از بین می روند. شبکه نیز متعهد می شود که پهنای باند مورد نیاز کاربر را تامین نماید. در کاربردهایی نظیر تلفن اینترنتی، کنفرانس ویدئوئی، ایجاد خطوط استیجاری و مجازی و VPN از سرویس های تشویقی استفاده می شود.
۱-۲-۳- مهندسی ترافیک
عواملی نظیر کمبود منابع کافی در شبکه و همچنین توزیع نادرست بار ترافیکی در شبکه، باعث ایجاد تراکم در شبکه می گردد. چنانچه منابع کافی در شبکه موجود نباشد در این صورت تمام مسیر یاب های موجود در شبکه دچار تراکم و ازدحام بار می شوند که تنها راه حل مناسب آن، افزودن منابع دیگر به شکبه می باشد. اگر بار ترافیکی به طور مناسب و صحیح در شبکه توزیع نشود در این صورت برخی از مناطق شبکه دچار تراکم می شوند در حالیکه در برخی نقاط دیگر هیچگونه تراکمی مشاهده نمی شود. از آنجاییکه اکثر پروتکل های مسیر یابی دینامیکی از الگوریتم کوتاهترین فاصله استفاده می نمایند، بنابراین امکان ایجاد تراکم در برخی مسیرها و عدم وجود تراکم در مسیرهای دیگر شبکه وجود دارد . البته روش بهبود یافته ECMP به شرط آنکه بیش از یک مسیر به عنوان کوتاهترین مسیرها موجود باشد، تا حدی مشکل فوق را در پروتکل مسیریابی دینامیکی OSPF حل می نماید. همچنین به عنوان یک راه حل دیگر میتوان هزینه هر خط شبکه را به صورت دستی تغییر داد تا عملیات تقسیم بار صورت گیرد اما طبیعی است این راه حل برای شبکههای وسیع عملی نمیباشد .
با کمک روال هایی که در مهندس ترافیک در نظر گرفته شده است، میتوان تا حد زیادی از ایجاد تراکم در شبکه جلوگیری نمود. مسیر یابی مبتنی بر اضطرار (CBR) یک روش برای مهندسی ترافیک و جلوگیری از تراکم در شبکه است که به شرح آن می پردازیم .
در مسیریابی مبتنی بر اضطرار با استفاده از چندین پارامتر مختلف، مسیرهای موجود بین مبدا و مقصد محاسبه می شوند. در حقیقت مسیریابی مبتنی بر اضطرار تکمیل یافته مسیریابی مبتنی بر کیفیت سرویس می باشد. در مسیریابی QoS کلیه مسیرهایی که کیفیت سرویس مورد نظر کاربر را برآورده می نماید محاسبه می شوند . در مسیریابی مبتنی بر اضطرار سایر محدودیت های شبکه نظیر نظارت بر ترافیک نیز درنظر گرفته شده است. با استفاده از مسیر یابی مبتنی بر اضطرار، امکان انتخاب مسیرهایی با کیفیت سرویس مورد نظر و همچنین افزایش میزان بهره وری شبکه فراهم می آید. در مسیریابی مبتنی بر اضطرار در هنگام محاسبه مسیرهای موجود نه تنها توپولوژی شبکه بلکه پارامترهای دیگری نظیر نیازهای جریان های ترافیکی، میزان ظرفیت موجود در خط های شبکه و سایر نظارت های لازم که توسط مدیر شبکه تعیین میشود، در نظر گرفته می شوند. بنابراین در وحله اول ممکن است که مسیر محاسبه شده توسط مسیر یابی مبتنی بر اضطرار طولانی تر از مسیرهای دیگر باشد ولی مطمئنا مسیر محاسبه شده دارای سبکترین بار ترافیکی بوده و نیازهای کاربر را به خوبی برآورده می نماید.
همانند پروتکل های مسیریابی دینامیکی، برای محاسبه بهترین مسیر ممکن توسط الگوریتم مبتنی بر اضطرار باید مسیر یاب های شبکه به طور متناوب اطلاعات وضعیت خط را بین یکدیگر مبادله نمایند .
در مسیریابی مبتنی بر اضطرار مشابه سایر روش های مسیریابی، اولین مسئله مهم انتخاب متریک مورد نظر برای مسیرهای موجود در شبکه می باشد. متریک های متداول در مسیر یابی مبتنی بر اضطرار عبارتند از: هزینه تعداد پرش ها ، پهنای باند، اطمینان، تاخیر و تغییرات تاخیر مسیر انتخاب شده. الگوریتم های مسیر یاب، یک یا چند متریک فوق را بهینه می نمایند.
چنانچه از چندین متریک فوق به صورت ترکیبی برای محاسبه مسیر بهینه استفاده شود، در این صورت پیچیدگی عملیات تولید جداول مسیر یابی به شدت زیاد می گردد. اگر از متریک های پهنای باند و یا تعداد پرش در محاسبه مسیر بهینه استفاده شود، در این صورت به خاطر وجود الگوریتم هایی نظیر الگوریتم Dijestra و Bellman-Ford محاسبات مسیریابی نسبتا ساده میباشد. در مسیریابی مبتنی بر اضطرار فرکانس محاسبه مسیرها به مراتب نسبت به سایر روش های دینامیکی بیشتر می باشد. دلیلی که می توان برای این مطلب آورد این است که در مسیر یابی دینامیکی تنها با تغییر توپولوژی شبکه، مسیرهای جدید محاسبه می شوند ولی در مسیر یابی مبتنی بر اضطرار، تغییرات پهنای باند نیز منجر به محاسبه مسیرهای جدیددر جدول مسیریابی می گردد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که پیچیدگی روش مسیر یابی مبتنی بر اضطرار به مراتب بیشتر از مسیریابی دینامیکی می باشد. برای محاسبه جداول مسیر یابی و کاهش پیچیدگی مسیریابی مبتنی بر اضطرار، می توان از روش های پیشنهادی زیر استفاده نمود:
۱- استفاده از یک تایمر طولانی برای کاهش فرکانس محاسبات.
۲- استفاده ازمرتیک های پهنای باند و تعداد جهش .
۳- استفاده از سیاست های مدیریت برای حذف برخی از خط هایی که به هر دلیل مورد قبول نمی باشند. مثلا اگر یک ارتباط نیاز به تاخیر کم داشته باشد، قبل از انجام مسیریابی ابتدا تمام خط هایی که تاخیر بالایی دارند حذف می شوند و سپس مسیریابی انجام می گردد.
ذکر این نکته ضروری می باشد که مسیریابی مبتنی بر اضطرار دارای مشکلات زیادی است که عبارتند از:
۱- بالا سری زیاد در محاسبه مسیر.
۲- افزایش اندازه جدول مسیریابی.
۳- احتمال عدم پایداری.
۴- بهینه نبودن مسیر انتخابی از نظر میزان مصرف منابع .
۱-۲-۴- سوئیچنگ برحسب چندین پروتکل
در پروتکل MPLS به بسته های ورودی به شبکه یک برچسب کوتاه الحاق می گردد و سپس با توجه به مقدار برچسب فوق، عملیات مسیریابی در درون شبکه انجام می شود. در بخش های بعدی توضیحات کامل در مورد پروتکل MPLS ارائه خواهد شد.
۱-۳- مجتمع سازی IP و ATM
با گسترش سریع شبکه های مبتنی بر IP و همچنین با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد فنآوری ATM، مدتی است که مبحث پیاده سازی IP بر روی ATM مطرح می باشد و تاکنون پیشنهادهای مختلف و فعالیتهای زیادی در این زمینه صورت گرفته است ]۲[.
یکی از اولین و مهمترین مشکلات پیاده سازی IP بروی ATM عملکرد متفاوت این دو فنآوری می باشد. IP یک پروتکل بهترین تلاش و بی اتصال می باشد در حالیکه ATM از نوع اتصال گرا است و کیفیت سرویس اتصال ها را به خوبی تضمین می نماید. در IP داده های ارسالی بصورت بسته می باشد، در حالیکه در ATM داده ها بصورت سلول می باشد. در IP از مسیر یابی لایه سوم استفاده می شود، در حالیکه در ATM از روش رزرو منابع استفاده می شود.
با استفاده از فنآوری ATM، امکان استفاده از سرویس های متنوع صوتی، تصویری و داده ای، فراهم می آید. از طرف دیگر IP، قدمت حدود ۳۰ سال دارد و در این مدت فعالیت ها و نرم افزارهای زیادی بر پایهIP طراحی و پیاده سازی شده است. بنابراین شرکت های مخابراتی و متخصصان شبکه، بهترین راه حل پیاده سازی نسل آینده اینترنت را ارسال ترافیک های IP و ATM می دانند.
همانطور که می دانیم در شبکه های کامپیوتری دو فنآوری مختلف سوئیچینگ بسته ای و سوئیچینگ مداری وجود دارد. میزان بهره وری از منابع شبکه در سوئیچینگ بسته ای به خصوص در حالتیکه ترافیک های ارسالی کاربران از نوع زنجیره ای باشد، به مراتب بالاتر از سوئیچینگ مداری است اما مهمترین برتری سوئیچینگ مداری آن است که امکان تضمین کیفیت سرویس در شبکه های سوئیچینگ مداری وجود دارد. با توجه به اینکه IP و ATM از دو نوع سوئیچینگ مختلف که در بالا به آن اشاره شد، استفاده می نمایند، در ترکیبب و مجتمع سازی این دو نوع فنآوری یکسری مشکلاتی وجود دارد.
برای رفع مشکلات فوق و پیاده سازی IP برروی ATM، تاکنون از سوی IETF، انجمن ATM و سایر شرکتهای مخابراتی، روش های مختلفی مانند مدل سنتیIP بروی ATM ، NHRP ، MPOA و MPLS ارائه شده است .
هر یک ازروش های فوق دارای ویژگی ها و مشخات خاصی می باشند ولی مطمئنا کاملترین روش پیاده سازیIP بروی ATM، پروتکل MPLS است که در این قسمت به بررسی اجمالی آن می پردازیم.
MPLS در حقیقت ترکیبی از سوئیچینگ لایه دوم (لایه پیونده داده) با مسیریابی لایه سوم (لایه شبکه) می باشد که هدف اصلی آن ایجاد یک فابریک انعطاف پذیرشبکه با کارآیی و مقیاس پذیری بالا می باشد.MPLS وابسته به پروتکل لایه دوم خاصی نمی باشد ولی پیاده سازی های اولیه آن بر روی ATM وFrame Relay صورت گرفته است. در اوایل سال ۱۹۹۷، گروه مطالعاتی MPLS، که در آن ISP های زیاد عضویت دارند، شروع به فعالیت نمود که هدف اصلی آن پاسخگویی و رفع نیاز مشکلات فراوان موجود در اینترنت فعلی می باشد. برخی از مهمترین اهداف MPLS که در شبکه اینترنت فعلی وجود ندارند عبارتند از:
۱- ایجاد یک شبکه IP با قابلیت مقایس پذیری برای رفع نیازهای رو به افزون ترافیکهای اینترنت
۲- فراهم سازی سرویس های مبتنی بر IP
۳- ترکیب ترافیک های مختلف بر روی یک شبکه IP واحد
۴- بهبود بازدهی عملیاتی شبکه در یک محیط رقابتی
در ابتدای پیدایش فنآوریATM، تصور همگان براین بود که با توجه به ویژگی های منحصر به فرد ATM در آینده شاهد یک شبکه کاملا مبتنی بر ATM خواهیم بود. اما با گسترش IP و شبکه های مبتنی بر IP، این ایده به تدریج کمرنگ گردید. تصور فعلی براین است که در نسل آینده شبکه ها از مزایای فنآوری های موجود نظیر ATM وIP به نحو احسن استفاده می شود.
فنارآوری سوئیچینگ برحسب نتیجه ترکیب و استفاده توأم از مزایای فناوری های سوئچینگ لایه دوم و مسیریابی لایه سوم می باشد. طبیعی است که این نوع شبکه، به دلیل استفاده همزمان از فنآوریهای سوئیچینگ و مسیریابی، بهترین راه حل برای استفاده همزمان از IP و ATM می باشد.
در حالت کلی، فناوری MPLS فقط به IP و ATM محدود نمیشود، بلکه MPLS نحوه یکپارچه سازی فنآوریهای لایه دوم و لایه سوم را توصیف می نماید. در MPLS یکسری روال ها برای استفاده از قابلیت های سوئچیگ سریع ATM و Frame Relay در شبکههای IP توصیف شده است .
در شبکه های MPLS به هر یک از بسته های IP ورودی توسط مسیر یاب های موجود در لبه شبکه، یک برچسب الحاق می گردد. در درون شبکه MPLS، هدایت بسته ها به مقصد بوسیله پردازش برروی فیلد برچسب انجام می شود. در لبه خروجی شبکهMPLS، برچسب الحاقی به بسته حذف شده و بسته IP تحویل مقصد می گردد.
شکل ۱-۲ مثالی از یک شبکه MPLS و تجهیزات آن را نشان می دهد. مطابق با شکل فوق مسیریاب هایی که در لبه شبکه قرار گرفته اند و با استفاده از اطلاعات IP، به بسته های ورودی یک برچسب خاص تخصیص می دهند، با نام LER شناخته می شوند . مسیریابهای داخل شبکه MPLS که تنها وظیفه آنها پردازش بسته های IP برچسب زده شده و هدایت آنها به سمت مقصد می باشد، با نام LSR شناخته می شوند. همچنین مطابق با شکل فوق، به مسیری که بسته های IP ازطریق آن مسیر به سمت مقصد ارسال می شوند، اصطلاحا LSP گفته می شود.
شکل ۱-۲- مثالی از یک شبکه MPLS
بازدید
بازدید
به طور خلاصه اینکه مقوله فرهنگ با این تحولات و هویت وجودی و ارتباط با شرایط موجود جهان طبعیت. مورد توجه متفکران واقع شده است و متفکران سعی کردهاند تا با مفهومسازی و تعریف کردن و تعیین هویت و تحرکات آن و کیفیت این تحرکات، به یک معنا برسند که همین اندیشه متفکران نیز سبب رواج فرهنگهای خاص شده است .
برای شروع درباره هر چیز بعنوان اولین نامیدن آن شیء به نامی است که این نام شباهتی ازنظر لفظ یا معنی با آن شیء داشته باشد. انسان بدون این شباهت هرگز لفظی را بر معنایی قرار نداده و اسمی را برای شیء انتخاب نکرده است .
تعریف نیز یک نامیدن است که شاید بتوان گفت یک نامیدن مرکب، متفکران برای تفکر در باب فرهنگ بایستی از تعریف آن آغاز میکردند واین متفکران و فیلسوفان بدون ارتباط با این نمیدانستند به تعریف این مقوله بپرازند. و از طرفی این مقوله انسانی همانند دیگر مقولههای انسانی دیگر در عین سادگی و ملموس بودن دارای پیچیدگی خاص خود میباشد. همچنین تحت تأثیر مکاتب مختلف فلسفی و علمی واقع شد.
دانشمندان علوم انسانی همواره برای دریافت درست مقولههای انسانی پناه به مفاهیم و مدلها و مکاتب بالاتری بودهاند تا بتوانند این مقولهها را بهتر بشناسند و به همین سبب علوم اجتماعی دارای چندین پارادایم در درون خود میباشد و چندین مکتب مشغول به تجزیه و تحلیل موضوعات و روابط بین آنها هستند و این همان نکتهای است که برخی را درباره علمی بودن علوم انسانی به شک و تردید انداخته است .
از طرفی دیگر این مکاتب، در ابتداء به یک نوع تعریف خاص از موضوعات و مفاهیم میپردازند و سپس تا آخر تجزیه و تحلیلهای خود همان راه خاص را میپیمایند و از اینجا میتوان پی به اهمیت تعریف در علوم انسانی برد.
فرهنگ نیز همینطور است. زیرا اهمیت بسار زیادی در علوم انسانی بعنوان یک مفهوم کلی و عام داشته که میتوانسته زندگی و رفتار شخصی و اجتماعی انسان و ساخت جوامع انسانی را بنمایاند. بنابراین هر کدام از متفکران با توجه به نحله خاص و برای تبیین واقعیات اجتماعی و انسانی اطراف خود به تعریف خاصی پرداختهاند که تعریفی که توسط دیگری انجام گرفته کاملاٌ متفاوت و حتی متضاد میباشد. این تعریفها به متفکران نحلههای فکری این قدرت را میبخشد که در مورد هویت فرهنگی و تحولات آن و برنامهریزی فرهنگی به نظریهپردازی بنشینند. امروزه در پهنه دنیای انسانی ما شاهد برنامهریزیهای مختلقی از نظر فرهنگی که متأثر از نحوه نگرش آنها به فرهنگ است، با توجه به واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی میباشیم .
از این رو ما بایستی دقیقاً با توجه به نوع تعاریف مربوط به فرهنگ و همراه با واقعیتهای مربوطه به کشور محل تولد آن تعریف و آن تعریف و نحلههای مربوط به آن، و نیز نتایج این تعاریف بر نوع سیاستگذاری در این باب توجه کنیم، تا بتوانیم با توجه به واقعیات موجود در کشور خود به تعریف و سپس سیاستگذاری مناسب برسیم. و این اولین قدم برای هر امر میباشد. که متأسفانه همیشه بطور سطحی نگری به مراحل بالاتر از این تعاریف درفرهنگ و خصوصاٌ توسعه فرهنگی پرداخته میشود. و سپس ناخواسته تن به سیاستگذاریهایی میدهیم که درنهایت به فرهنگ خود و توسعه مطلوب فرهنگی نمیرسیم. از اینجاست که ضرورت بررسی تعاریف فرهنگ روشن میشود .
آنچه که امروزه ما در بحثهای فرهنگی شاهد و ناظر آن هستیم علاوه بر پذیرفتن مفاهیم وارداتی از فرهنگ و نحوه تعریف آن، باید گفت برنامهریزی و سیاستگذاری فرهنگی نیز که براساس صورت گرفته نیز وارداتی است، که اگر ما این را حمل بر توطئه بیگانگان نکینیم بایستی گفت این امر ازسادگی و تفکر سطحی که همیشه ازآفات عمده جهان سوم میباشد ناشی میشود. فرهنگ یکی از دهها موضوعی است که مورد احتیاج جهان سوم میباشد که به این صورت با آن برخورد میشود .
و اولین نتیجه و مهمترین آن همین است که ما نمیتوانیم به موضوعات فرهنگی آنچنان که هست بپردازیم و درنهایت به علوم محلی شده انسانی مربوط به کشور خود برسیم. تاریخ جهان سوم چه از نظر فرهنگی و چه از نظر علمی، خصوصاٌ علوم انسانی ، پر از این فجایع فکری است که در نهایت نتوانستهاند به هویت وجودی خود واقف شوند و سپس قدمهای مناسب برای نجات خود بردارند و حتی قدمهایی نیز که بر میدارند باعث میشود تا بیشتر در این باتلاق فرو روند. پس بایستی قبل از فکر و تفکر و سیاستگذاری ، به مفاهیم بیندیشیم تا راه اشتباه نرویم .
تعریف فرهنگ
قبل از تقسیمبندی تعاریف دونکته درباره فرهنگ قابل تأمل میباشد. یکی اینکه بعضی فرهنگ را تعریف به یک وجود آرمانی در سطح جامعه کردهاند. در ادبیات فارسی نیز چنین دیدگاهی وجوددارد. در آنجا فرهنگ به ادب و عقل و یا دانش و بزرگی معنا شده است. همچنین در کتابهای لغت آمده است: فرهنگ ادب باشد: صحاح الفوس
فرهنگ عقل باشد: معیار جمال
هر که نیکتر داند در علم و چیزها که مردم بدان فخر کنند گویند مردی فرهنگی است: تحفهالاحباب
در متون پهلوی نیز فرهنگ آرمانی را در نظر داشتهاند.
…… به هنگام، به فرهنگستان دادندم و به فرهنگ کرنم سخت شتافتند : خسرو قبادان و ریدکی
… و چهارم شناختن خوی نیک و خوی بد مردم است و شناختن راه اکتساب خصال خوب و پرهیز از خصلتهای بد . و این را علم فرهنگ خوانند : چاودان نامه افضل کاشانی
بیاموخت فرهنگ و شد برمنش برآمد زبیغاره و سرزنش
که فرهنگ آرایش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود
کزیشان همی دانش آموختیم به فرهنگ دلها برافروختیم
فردوسی
دشمن عقل که دیده است کز آمیزش او همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شویم
مولوی
خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش
سعدی
این نگرش هنوز در جامعه ما وجود دارد که انسان با فرهنگ کسی است که آداب دان و مؤدب باشد. و انسان بیفرهنگ نیز عکس این معنا را دارد. این معنای موجود و نهادینه شده در جامعه عوارض نامناسبی در پیدارد. در ابتدا بایستی گفت این نوع تعریف از فرهنگ سبب میشود همواره در یک حالت آرمانی زندگی کنیم و واقعیات نادیده گرفته شوند حال آنکه فرهنگ یک واقعیت اجتماعی است که دارای تغییر و تحول از دید کسانی که فرهنگ ، با دید آرمانی نگاه میکنند به نوعی تغییر ارزشهاست، حال آنکه همانگونه که گفته شد این تغییر و تحول طبیعی میباشد. و بدین ترتیب انسانهای محافظهکار و سنتگرا که مانع هر گونه تحول و رشد هستند تبدیل خواهند شد که در قشرها و شهرهای سنتی و غیره شاهد آن هستیم .
ضرر دیگر آرمانی دیدن فرهنگ این است که نتوانیم فرهنگ واقعی جامعه و اجزاء آن و چگونگی ارتباط این اجزاء را بشناسیم و از این تعریف در سطح جامعه، در دل و روح مردم جا افتاده است آنگاه متوجه خواهیم شد که ازیک برنامهریزی فرهنگی بطور دقیق و سپس سیاستگذاریهای درست محروم خواهیم شد. و در نهایت نیز اگر موفق به برنامهریزی دقیق و سپس سیاستگذاریهای درست شویم قابلیت اجرای این برنامهریزیهای درست را نیز نخواهیم داشت چون در جامعه با ممانعت روبرو خواهد شد .
از طرف دیگر سبب خواهد شد که مردم عادی الگوهای فرهنگی بیرونی و بیگانه را بعنوان یک فرهنگ به معنای آرمانی پذیرند و این جریان شدت پذیرد، بدون آنکه به محتوای فرهنگی واقعی جامعه نظر کنند .از این رو جریان فرهنگپذیری ازشدید خواهد شد و تاریخ گذشته ما نیز شاهد براین نکته میباشد .
با این نفاسیر کاملاٌ بدیهی است که ضرورت تفسیر این مفهوم درسطح جامعه لازم بنظر میرسد تا مردم به یک دید درست از فرهنگ برسند و سیاستگذاریها و برنامهریزیها دقیقتر و کاملتر انجام و اجرا بشود .
اما نکته دیگر درباره فرهنگ :
فرق بین فرهنگ و تمدن میباشد که در کشورهای استعمارگر مثل انگلیس بجای یکدیگر بکار میرفته و این دو ازیکدیگر نداشتند و همین باعث میگردید تا این نگرش خاصی داشته باشد. و بنابراین همین برداشت بود که جوامع دیگر را عقب مانده و بی تمدن و بیفرهنگ میدانستند و در برابر فرهنگ قطعاٌ نوع خاصی از سیاستگذاریها را نسبت به ملل دیگر روا میداشت و در تاریخ، شاهد آن هستیم که این کشورها ذلتهای دیگر را وحشی و بربر میخواندند ومدت زمانی طولائی صرف شد تا این دو مفهوم از هم جدا شدند و بدین ترتیب ازبار ارزش مفهوم فرهنگ کاسته شد.
البته این نکته قابل ذکر است که در تمدن بیشتر به پیرفتهای بشری مثل تکنولوژی و نحوه استفاده از آن اطلاق میشود و این مفهوم با فرهنگ زیاد ارتباط دارد و در واقع از یکدیگر جسمانی پذیر نخواهند بود. پس نبایستی در مقابل افراط مذکور، تفریط شود وتمدن را از فرهنگ جدا کنیم تا دوباره برای مقابله با بیگانگان دچار سنتگرایی افراطی شویم و از پذیرفتن آثار تمدن و تأثیر آن بر فرهنگ و رشد آن غافل شویم. با این پیش زمینه به طبقه بندی تعاریف فرهنگی میرسیم .
فرهنگی بیرونی و بیگانه را به عنوان یک فرهنگ به معنای آرمانی پذیرند و این جریان شدت پذیرد، بدون آنکه به محتوای فرهنگی واقعی جامعه نظر کنند . از این رو جریان فرهنگ پذیری از شدید خواهد شد و تاریخ گذشته ما نیز شاهد براین نکته میباشد .
با این تفاسیر کاملاٌ بدیهی است که ضرورت تفسیر این مفهوم در سطح جامعه لازم بنظر میرسد تا مردم به یک دید از ست فرهنگ برسند و سیاستگذاریهاو برنامهریزیها دقیقتر و کاملتر انجام و اجرا بشود .
بازدید
چرایی رویکرد پارلمان حماس
علی رغم این که حماس یک گروه سازشناپذیر جلوه کرده است، چرا به فعالیتهای پارلمانی روی آورده است؟ آیا رویکرد جدید به معنای پایا مبارزه مسلحانه علیه اشغالگران است؟ برای ارائه پاسخی در این باره نخست باید مقدمهای را ذکر کرد.
در حالیکه سیر تحولات سرزمینهای اشغالی فلسطین بیانگر استمرار جنایات رجیم صهیونیستی و مبارزات مقاومت برای پایان دادن به اشغالگری میباشد.، گروههای حاضر در صحنه تحولات فلسطینی خود را برای برگزاری انتخابات پارلمانی خود را آماده کرده بودند. اهمیت این موضوع سبب شد تا دیدگاههای متفاوتی در مورد چرایی رویکرد حماس به انتخاب ، چگونگی برگزاری انتخابات و تاثیر آن بر تحولات سرزمینهای اشغالی ایجاد گردد چرا که:
ابومازن که پس از مرگ یاسرعرفات ، ریاست تشکیلات خودگردان را به عهده گرفته بود ، همواره تلاش نموده بود تا جایگاه و برتری فتح را در میان مردم و ساختار سیاسی حفظ نماید. با این وجود رویکرد صرفاً سیاسی وی سبب گردیده تا:
اولاً انتساب میان سنتگرا و نسل جدید فتح، ایجاد و وی نتواند چنانکه باید ، هماهنگی گذشته ، وحدت و انسجام فتح را حفظ کند چنانکه فتح اعلام کرد با دو لیست متفاوت و مستقل به نام فتح به رهبری ابومازن و المستقبل به رهبری مروان برغوئی در انتخابات شرکت خواهد کرد.
ثانیا عملکرد مثبت سایر گروههای جهادی در استمرار مقاومت تا حدودی چهره مردمی فتح را کاهش داده است نتایج انتخابات شهرداریها خود بیانگر این تحولات بود ، و حماس در انتخابات شهرداریها اکثریت قاطع را به دست آورد. ثانیاً ابومازن از سوی بازگران فرامنطقهای مجامع بینالمللی و رژیم صهیونیستی برای مهار انتفاضه و خلع سلاح مقاومت تحت فشار قرار داد. براین اساس وی هر چند حضور گروههای جهادی به ویژه حماس را در انتخاب عامل تزلزل جایگاه فتح میداند با این حال با برگزاری این انتخابات امیدوار است پارلمان جدید فلسطین با مشارکت اکثریت گروهها تشکیل شود و آن را به عنوان کارکرد مثبت خود ثبت نماید و هم با حضور اعضای مقاومت در پارلمان تا حدودی خطمشی نظامی آنها را به سیاسی محافل خارجی برای سازماندهی تشکیلات اداری و اجرایی دولت خودگردان تلقی می کند.
این مسأله درباره حماس فرق میکند و، به بیان دیگر ، هرچند برخی از ناظران سیاسی حضور حماس در انتخابات را به معنی گرایش آنها به سازو کارهای سیاسی و کاهش مقاومت مسلحانه میدانند ، اما عملکرد و مواضع حماس بیانگر این امر است که آنها سعی دارند تا با حضور در پارلمان :
– به نوعی مشروعیت سیاسی دست یابند و نیز از لیست گروههای تروریستی خارج و به عنوان یک گروه سیاسی مشروع و رسمی معرفی شوند.
– امیدوارند با ایجاد اپوزیسیون قوی در پارلمان ضمن استمرار اهداف مقاومت که با حفظ سلاح مقاومت ضورت میگیرد بر عملکرد تشکیلات خودگردان در روند مذاکرات با رژیم صهیونیستی و سایر بازیگران خارجی نظارت نماید.
– خواستههای ملت فلسطین را در چهارچوب قانونگذاری و نظارت بر دستگاههای اجرایی محض سازند. با نگاهی به اهداف غرب و رژیم صهیونیستی که در در قبل و بعد از انتخابات کرده پی برد این اهداف عبارتند از :
۱- با اعملا فشار با گروههای مقاومت و مشرط کردن حضور آنها در انتخابات به خلع سلاح، موجب تغییر جهتگیری آنها بعد سیاسی را فراهم آورد.
۲- با ایجاد تشکلهای سیاسی در فلسطین راه را برای اجرای طرح نقشه راه هموار نماید.
۳- به ایجاد اختلاف میان گروههای مقاومت بپردازد و یعنی با دامن زدن اختلاف بین دو نگرش مقابله سیاسی و نظامی با رژیم صهیونیستی موجبات انشعاب و تضعیف آنها را پدید آورد.
۴- خارج کردن تدریجی جهادی از صحنه مبارزاتی به واسطه حضور حماس در پارلمان یعنی حضور حماس در پارلمان میتواند منجر به تنهایی جهاد اسلامی و در نهایت وادار شدن آن به ترک سلاح و روی آوردن به بعد سیاسی گردد.
۵- معطوف شدن مقاومت و تشکیلات خودگردان به برگزاری انتخابات و صفبندیهای سیاسی کم توجهی به فعالیتهای رژیم صهیونیستی در کرانه باختری ، جولان و بیتالمقدس، .و کسب امتیازات به بهانه عدم دخالت رژیم صهیونیستی در نحوه برگزاری انتخابات و …
با تمام این تفاسیر این حقیقت را نمی توان نادیده گرفت که محافل غربی و صهیونیستی با دیدهی تردید با این انتخابات مینگریستند و چرا که اولا حضور حماس در پارلمان به معنی لغو تحریمهای غرب علیه مقاومت و به نوعی مشروعیت یافتن و مشروعیت دادن به آن است اما اگر حماس سلاح را حفظ نماید مشکلات بسیاری را برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی ایجاد میکند. به علاوه پیروزی حماس به معنای کاهش حوزه فعالیت ابومازن میباشد که تا امروز در راه تحقیق نقشه راه ، گام برداشت ولی در حضور حماس در پارلمان میتواند در این روند اختلال ایجاد کند . افزون بر آن، نگرانی غرب از ایجاد موج سوم انتفاضه در پارلمان فلسطین است که مسلماً به دلیل نقش و جایگاه پارلمان کنترل این امر بسیار دشوار خواهد بود. بر این اساس از هماکنون غرب برای پیشگیری از چنین رخدادهایی فعالیت خود را آغاز نموده و چنانکه اتحادیه اروپا کنگره آمریکا با صدور قطعنامههایی عملاً اعلام پیروزی حماس در انتخابات علیه حماس بر مواضع دشمنانش در مقابل رژیم صهیونسیتی،و مواضع ضد حماس غرب نشان میدهد، اهداف غرب که قبل از این به آن اشاره کردیم، تحقق نیافته و دلایل حماس برای گام نهادن در عرصه فعالیتهای سیاسی، به هیچوجه به معنای بر زمین گذاشتن سلاح نیست، بلکه گشودن عرصه دیگر برای مبارزه علیه اشغالگران است.
*علل و دلایل پیروزی حماس
پیروزی غیر منتظره جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و غلبه بر رقیب قدرتمند خود یعنی جنبش فتح، پرسشهای زیادی را در محافل مختلف درباره علل پیروزی حماس برانگیخته است. در واکادی دلایل این پیروزی میتوان حداقل به دو علل مهم اشاره کرد:
۱- سابقه مبارزاتی و چهره روشن حماس و شخصیتهای آن:
حماس با رویکرد اسلام گرایی وارد معرکه مبارزه فلسطینی ضد صهیونیستی شد که این مسأله ریشه در اندیشههای اخوان المسلمین داشت، و این در حالی بود که جنبش بیداری اسلامی با توجه به تحولات منطقهای خصوصا انقلاب اسلامی ایران نضج یافته و در برابر خط مشیهای لائیک اعم از چپگرا و ملیگرا، قامت برافراشته بود. رژیم صهیونیستی که گویی از بالندگی این حرکت توفنده اسلامی غافل بود در مقطعی حماس را به عنوان آلترناتیوی در برابر ساف میشمرد، لذا معترض آن نشد و حماس موفق شد در چنین فضایی به تحکیم پایههای مدنی و حتی نظامی خود بپردازد. نتیجه این که حماس با تشکیل گردانهای عزالدین قسام در سال ۱۳۷۰ حملات نظامی رژیم صهیونیستی وارد ساخت. اهتمام حماس بیش از هر چند معطوف مبارزه علیه اشغالگران بود و علیرغم مخالفت با ساف و عدم شناسایی تشکیلات خود گردان،تلاش کرد وارد چالش جدی با حاکمیت فلسطین نشود. این رویکرد که بر خاست از بلوغ سیاسی رهبران حماس بود در مقطع انتفاضه مسجدالقصی به همگرایی فتح (بویژه فصل جدید این جنبش ) با حماس انجامید . از سوی دیگر، حماس در کار نظامی از فعالیت سیاسی غافل نبود و با آنکه در ماده ۱۳ مرامنامه حماس (که در سال ۱۳۶۷ تدوین شد) آمده است: جنبش حماس، جهاد را تنها راه آزادی فلسطین میداند. با این حال سران حماس راه حل سیاسی را به عنوان مکمل عمل جهادی و بدیل آن، مطرح ساختند . ورود به عرصۀ انتخابات شهرداریها و متعاقب آن مجلس قانونگذاری، ناشی از این رویکرد بود. به همین دلیل رهبران این جنبش اعلام کردند پیمان اسلو مرده است و در شرایط نوین با ورود به عرصه سیاسی میخواهند طرحی نو در اندازند.
در واقع حماس خود را ملزم به پاسخگویی به مطالبات مشروع فلسطینیان میداند که سالها دچار محرومیت در ابعاد مختلف مادی و معنوی شدهاند. از این رو فلسطینیان به دنبال گزینه جدیدی بودند تا آنان را از وضعیت موجود رهایی بخشند. در چنین شرایطی حماس با پشتوانهای از مبارزه و مقاومت و محبوبیت در اقشار محروم فلسطین وارد معرکه انتخابات شد. و با شعار اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، آرای اکثریت فلسطینیان را به خود جلب کرد. البته حماس تصور نمیکرد به حدود ۶۰ درصد کرسیهای مجلسی دیت یابد و برنامه انتخاباتی این جنبش حاکی از اصلاحات مدنی در سقف حداکثر ۴۰ درصد کرسیها بود، از این رو مقوله دولت مقاومت با رویکرد اصلاحات داخلی و خارجی و رسیدگی به اوضاع فلسطینیان مطرح شده است.
۲- ناکارآمدی و فساد مالی جنبش فتح و دولت خودگردان:
برخی تحلیلگران به ویژه تحلیلگران صهیونیستی معتقدند، رأی مردم فلسطین به حماس، اعتراضی است به فساد موجود، نه تأیید راهبردهای مبارزاتی حماس و بدین ترتیب صبغه حماسی و نقش تاریخی جنبش حماس را نادیده میگیرند. البته ناکارآمدی جنبش فتح و دولت خودگردان در پیروزی حماس، کمتر از سابقه مبارزاتی و سازش ناپذیری حماس است. بیگمان عامل اصلی دانستن ناکارآمدی و فساد جنبش فتح و دولت خودگردان در پیروزی حماس، هدفمند است و تلاش رژیم صهیونیستی آن است که اگر ناچار به تعامل و پذیرش حماس در ساختار قدرت شد، همانند فتح آن را به گردونه رسمیت نمیشناسند و سلاح بر زمین نخواهند گذاشت. هر چند راه حلهایی سیاسی را رد نکرده و حتی بر گزینه آتشبس مشروط به گونهای که حقوق فلسطینیان را استیفا کند، و سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ و بعد از آن را برگرداند، صحه گذاردهاند. در هر حال حماس با پیروزی شگرف خود مرحله تازهای را در تاریخ خود و فلسطین رقم زده است.
هوشیاری و ابتکار عمل سران این جنبش که فرار است وارد آزمون تشکیل دولت شوند، علیرغم چالشهای فراوان میتواند آفاق روشن را فرا روی فلسطینیان بگشاید.
*پیروزی حماس، مخالفتها و بازتابهای اسرائیلی:
طبق اعلام کمیته انتخابات فلسطین، جنبش حماس باکسب ۷۴ کرسی از مجموع ۱۳۲ کرسی به پیروزی رسید. این نتیجه صهیونیستهای اشغالگر را شوکه کرد. مقامات تلآویو که طی چند ماه اخیر از خروج شارون از حزب لیکود و تشکیل حذب کادیما به عنوان زلزله سیاسی یاد می آورند، این بار پیروزی حماس زلزله سیاسی بزرگتری را برای آنان ایجاد کرد. به نظر می رسد اسرائیل ها با تبلیغات فراوان علیه حماس و تلاش برای ممنوعیت شرکت حماس در انتخابات از طریق تشکیلات خود گردان عملا در افزایش محبوبیت این جنبش موثر بوده اند. شارون و وزرای وی چندین بار تهدید کرده بودند که به دلیل شرکت حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین محدودیت هایی را در این رابطه ایجاد خواهد کرد. اما سرانجام در پی فشارهای جهانی مجبور به عقب نشینی شدند به هر روی پیروزی حماس مخالفت ها و بازتاب های زیر را در پی داشته است.
الف- مخالفت ها
کابینه ایهود اولمرت که دوران انتقالی را پشت سر می گذارد با یکی از مهم ترین مصائب ممکن روبه رو شده سران تل آویو بلافاصله پس از اعلام پیروزی حماس، هر گونه همکاری رژیم صهیونیستی را با اعضای حماس در کابینه فلسطین را ممنوع اعلام کرد. ایهود اولمرت پس از جلسه اضطراری کابینه این رژیم تصریح کرد مذاکره با حماس گروهی که برای نابودی صهیونیست ها قسم خورده اند تا زمانی که رویه خودرا عوض نکنند به هیچ وجه در دستور کار دولت اسرائیل نیست. سه شرط را برای تغییر رویه حماس و نیز برای همکاری با کابینه حماس اعلام کرد که عبارتند از: