جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
حقوق زن در اسلام
تاریخچه مهر
می گویند در ادوار ما قبل تاریخ که بشر به حال توحش می زیسته و زندگی شکل قبیله ای داشته، به علل نامعلومی، ازدواج با همخون جائز شمرده نمی شده است. جوانان قبیله که خواستار ازدواج بوده اند ناچار بوده اند از قبیله دیگر برای خود همسر و معشوقه انتخاب کنند، از این رو برای انتخاب همسر به میان قبایل دیگر می رفته اند. در آن دوره ها مرد به نقش خویش در تولید فرزند واقف نبوده است،یعنی نمی دانسته که آمیزش او با زن در تولید فرزند مؤثر است، فرزندان را به عنوان فرزند همسر خود می شناخته نه به عنوان فرزندان خود، با اینکه شباهت فرزندان را با خود احساس می کرده نمی توانسته علت این شباهت را بفهمد. قهراً نیز فرزندان نیز خود را فرزند زن می دانسته نه فرزند مرد، و نسب از طریق مادران شناخته می شد نه از طریق پدران. مردان موجودات عقیم و نازا به حساب می آمده اند و پس از ازدواج به عنوان یک طفیلی که زن فقط به رفاقت با او و به نیروی بدنی او نیازمند است در میان قبیله زن به سر می برده است، این دوره را دوره «مادرشاهی» نامیده اند.
هنگامی که مرد در نقش خویش در تولید فرزند واقف شد خود ساخت و ریاست خانواده را به عهده گرفت و به اصطلاح دوره «پدر شاهی» اغاز شد.
در این دوره نیز ازدواج با همخون جائز شمرده نمی شد و مرد ناچار بود از میان قبیله دیگر برای خود همسر انتخاب کند و به میان قبیله خود بیاورد. و چون همواره جالت جنگ و تصادم میان قبایل حکمفرما بود انتخاب همسر از راه ربودن دختر صورت می گرفت. یعنی جوان دختر مورد نظر خویش را از میان قبیله دیگر می ربود.
تدریجاً صلح جای جنگ را گرفت و قبایل مختلف می توانستند همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند، در این دوره رسم ربودن زن منسوخ شد و مرد برای اینکه دختر مورد نظر خویش را به چنگ آورد می رفت به میان قبیله دختر اجیر پدر زن می شد و مدتی برای او کار می کرد و پدر زن در ازاء خدمت داماد دختر خویش را به او می داد و او آن دختر را به میان قبیله ی خویش می برد.
تا اینکه ثروت زیاد شد، در این وقت مرد دریافت که به جای اینکه سال ها برای پدر عروس کار کند بهتر است که یکجا هدیه لایقی تقدیم او کند و دختر را از او بگیرد، این کار را کرد و از این جا «مهر» پیدا شد.
روی این حساب، در مراحل اولیه،مرد به عنوان طفیلی زن زندگی می کرده و خدمتکار زن بوده است، در این دوره زن بر مرد حکومت می کرده است. در مرحله بعد که حکومت به دست مرد افتاد، مرد زن را از قبیله دیگر می ربوده است. در مرحله سوم مرد «پیشکش» تقدیم پدر زن می کرده است و رسم مهر از اینجا ناشی شده است.
می گویند – مرد از آن وقتی که سیستم «مادر شاهی» را ساقط کرد و سیستم «پدر شاهی» را تأسیس نمود زن را در حکم برده و لااقل در حکم اجیر و مزدور خویش قرار داد و به او به چشم یک ابزار اقتصادی که احیاناً شهوت را را نیز تسکین می داد نگاه می کرد. به زن استقلال اجتماعی و اقتصادی نمی داد. محصول کارها و زحمات زن متعلق به دیگری یعنی پدر یا شوهر بود. زن حق نداشت به اراده خود شوهر انتخاب کند و به اراده خود برای خود فعالیت اقتصادی و مالی داشته باشد و در حقیقت پولی که مرد به عنوان مهر می داده و مخارجی که به عنوان نفقه می کرده است در مقابل بهره اقتصادی بوده که از زن در ایام زناشوئی می برده است.
مهر در نظام حقوقی اسلام
مرحله پنجمی هم هست که جامعه شناسان و اظهار نظر کنندگان درباره آن سکوت می کنند، در این مرحله مرد هنگام ازدواج یک «پیشکشی» تقدیم خود زن می کند و هیچ یک از والدین حقی به آن پیشکشی ندارند، زن در عین اینکه از مرد پیشکشی دریافت می دارد استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می کند، اولاً به اراده خود شوهر انتخاب می کند نه به اراده پدر یا برادر. ثانیاً در مدتی که در خانه پدر است، همچنین در مدنی که به خانه شوهر میرود کسی حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمارکند، محصول کار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به دیگری و در معاملات حقوقی خود احتیاجی به قیمومت مرد ندارد.
مرد از لحاظ بهره برداری از زن، فقط حق دارد در ایام زناشوئی از وصال او بهره مند شود و مکلف است مادامی که زناشوئی ادامه دارد و از وصال زن بهره مند می شود زندگی او را در حدود امکانات خود تأمین نماید.
این مرحله همان است که اسلام آن را پذیرفته و زناشوئی را بر این اساس بنیان نهاده است. در قرآن کریم آیات زیادی هست درباره این که مهر زن به خود زن تعلق دارد نه به دیگری. مرد باید در تمام مدت زناشوئی عهده دار تأمین مخارج زندگی زن بشود و در عین حال درآمدی که زن تحصیل می کند و نتیجه کار او به شخص خودش تعلق دارد نه به دیگری – پدر یا شوهر.
این جاست که مسئله مهر و نفقه شکل معماوشی پیدا می کند، زیرا در وقتی که مهر به پدر دختر تعلق می گرفت و زن مانند یک برده به خانه شوهر می رفت و شوهر او را استثمار می کرد، فلسفه مهر بازخرید دختر از پدر بود و فلسفه نفقه مخارج ضروری است که هر مالکی برای مملوک خود می کند، اگر بناست چیزی به پدر زن داده نشود و شوهر هم حق ندارد زن را استثمار و از او بهره برداری اقتصادی بکند، و زن از لحاظ اقتصادی استقلال کامل دارد و حتی از جنبه حقوقی نیازی به قیمومت و اجازه و سرپرستی ندارد، مهر دادن و نفقه پرداختن برای چه؟
نگاهی به تاریخ
اگر بخواهیم به فلسفه مهر و نفقه در مرحله پنجم پی ببریم باید اندکی توجه خود را به دوره های چهارگانه ای که قبل از این مرحله گفته شده معطوف کتیم. حقیقت این است آنچه در این باره گفته شده جز یک سلسله فرضها و تخمینها چیزی نیست. نه حقایق تاریخی است و نه حقایق علمی و تجربی. پاره ای قرائن از یک طرف و بعضی فرضیه های فلسفی درباره انسان و جهان از طرف دیگر منشاء پدید آمدن این فرضها و تخمینها درباره ی زندگی بشر ماقبل تاریخ شده است. آنچه درباره دوره باصطلاح مادرشاهی گفته شده چیزی نیست که به این زودی ها بتوان باور کرد، و همچنین چیزهایی که درباره فروختن دختران از طرف پدران و استثمار زنان از طرف شوهران گفته اند.
در این فرضها و تخمینها دو چیز به چشم می خورد – یکی اینکه سعی شده تاریخ بشر اولیه فوق العاده قساوت آمیز و خشونت بار و عاری از عواطف انسانی تفسیر شود، دیگر اینکه نقش طبیعت از لحاظ تدابیر حیرت انگیزی که برای رسیدن به هدف های کلی خود به کار می برد نادیده کرفته شده است.
این گونه تفسیر و اظهار نظر درباره انسان و طبیعت برای غربی میسر است اما برایر شرقی –اگر افسون شده تقلید غرب نباشد- میسر نیست، غربی به علل خاصی با عواطف انسانی بیگانه است، قهراً نمی تواند برای عاطفه و جرقه های انسانی نقش اساسی در تاریخ قائل شود، غربی اگر از دنده اقتصاد برخیزد نان می بیند و بس، تاریخ از نظر او ماشینی است که تا نان به خوردش ندهی حرکت نمی کند و اگر از دنده مسائل جنسی برخیزد انسانیت و تاریخ انسانیت با همه ی مظاهر فرهنگی و هنـری و اخـلاقی و مذهبی و با همه ی تجلیات عالی و باشکوه معنوی، جز بازی های تغییر شکل یافته ی جنسی نیست و اگر از دنده سیادت و برتری طلبی برخیزد سرگذشت بشریت از نظر او یک سره خونریزی و بیرحمی است.
غربی در قرون وسطی از مذهب و به نام مذهب شکنجه ها دیده و آزارها کشیده و زنده زنده در آتش انداختن ها مشاهده کرده است، به همین جهت از نام خدا و مذهب و هر چیزی که این بو را بدهد وحشت می کند و از این رو با همه ی آثار و علائم فراوان علمی که از هدف داشتن طبیعت و واگذار نبودن جهان به خود می بیند کمتر جرئت می کند به اصل «علت غائی» اعتراف کند.
ما از این مفسران نمی خواهیم که به وجود پیامبران که در طول تاریخ ظهور کرده اند و منادی عدالت و انسانیت بوده اند و با انحرافات مبارزه می کرده اند و نتایج ثمربخشی از مبارزات خود می گرفته اند اقرار و اعتراف کنند، از آنها می خواهیم که لااقل نقش آگاهانه طبیعت را فراموش نکنند.
در تاریخ روابط زن و مرد قطعاً مظالم فراوان و قساونهای بی شماری رخ داده است. قرآن قساوت آمیز ترین آنها را حکایت کرده است، اما نمی توان گفت سراسر این تاریخ، قساوت و خشونت بوده است.
فلسفه ی حقیقی مهر
به عقیده ی ما پدید آمدن مهر نتیجه ی تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها به یکدیگر به کار رفته است.
مهر از آنجا پیدا شده که در متن خلقت نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق مغایر نقش دیگری است. عرفا این قانون را به سراسر هستی سرایت می دهند، می گویند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجوداتو مخلوقات از لحاظ اینکه هر موجودی وظیفه خاصی را باید ایفا کند متفاوتند، سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است.
فخر الدین عراقی شاعر معروف می گوید:
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است
کز زخمه آن نه فلک اندر تک و تاز است
رازی است در این پرده گر آنرا بشناسی
دانی که حـقیقت زچـه دربند مـجاز است
عشق است که هر دم بدگر رنگ درآید
ناز است به جائی و به یک جای نیاز است
در صورت عاشق چه درآید همه سوز است
در کسوت معشوق چه آید همه ساز است
دانشمندان می گویند: مرد از زن شهوانی تر است، در روایات اسلامی وارد شده که مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر آفریده شده است، نتیجه هر دو سخن یکی است، به هر حال مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان تر است، این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام کند، یکی از آن اقدامات این بوده که برای جلب رضای او و به احترام موافقت او هدیه ای نثار او می کرده است.
مهر، باحیا و عفاف زن یک ریشه دارد، زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد.
همین ها سبب شده که زن توانسته با همه ناتوانی جسمی، مرد ره به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند، مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند،با خارج کردن خود از دسترسی مرد عشق رمانتیک به وجود آورد،مجنونها را به دنیال لیلی ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می دهد عطیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه ای از صداقت او دریافت دارد.
بازدید
شعری از این بزرگ را که در آن با دقت موضوع گردشگری مورد توجه و آسیبشناسی قرار گرفته است نقل شده و در حد فهم خود برخی از ابیات شاخص را مورد دقت بیشتر قرار میدهم. روشن است که در عهد سعدی نقش توریست را بازرگانان ایفاد میکردهاند و بازرگانان و تجار گردشگران جامعه بودهاند. لذا حضرت سعدی میفرماید:
شهنشه که بازارگان را بخست
در خیر بر شهر و لشگر ببست
کی آنجا دگر هوشمنـدان روند
چـو آوازهٔ رسم بـد بشنـونـد
نکـو بایـدت نـام و نیکی قبـول
نکـودار بـازارگـان و رســول
بـزرگان مسافـر بجان پرورند کـه نـام نکـویی به عالـم بـرنـد
تبـه گـردد آن مملکـت عنقریب کـزو خـاطـر آزرده آیـد غریب
غریب آشنا باش و سیّاح دوست کـه سیـاح جلاّب نـام نکـوست
نکـودار جفـت و مسـافـر عزیز وز آسیبشان بـرحـذر باش نیز
جناب سعدی در بیت نخست مسئولیت عواقب آزردگی تاجر و گردشگر را متوجه مسئولین جامعه میداند و اعلام میکند اگر شاه یک مملکت بازرگانی را بیازارد، در خیرو برکت را بر شهر و لشگر خود بسته است و اشارهای دقیق به نقش اقتصادی گردشگر مینماید.
در بیت دوم اشاره دارد به لزوم امنیت و آرامش برای توسعه توریسم و اذعان میکند که اگر از کشوری آوازهٔ رسم بدو عدم رعایت اصول به گوش برسد هیچ هوشمندی به آنجا سفر نمیکند.
وی میفرماید : اگر خواستار نام نیکو هستی باید بازرگان و فرستاده و سفیر یک کشور را نیک بداری و شرط اینکه نام کشور تو در جهان بلندآوازه شود نیکویی به مسافر است.
سعدی در بیتی دیگر هشدار میدهد که اگر غریبهای از کشور تو با خاطری آزرده برگردد. کشورت به زودی تباه و نابود میگردد.
و به زیبایی ادامه میدهد: جهانگردان را دوست داشته باشید که ایشان سفیران و خبرنگاران هستند که نام نیکوی شما را در جهان پخش خواهند کرد.
در خاتمه میگوید: میهمان و مسافر را گرامی بدار و البته نسبت به آسیبهای احتمالی آن نیز هوشیار باش.
این اشعار شیخ اجل چنان دقیق وعمیق است که نیاز به هیچ توضیح اضافی ندارد. تنها پرسشی که لازم به نظر میرسد این است که با وجود چنین پشتوانهای نظری در علوم اجتماعی، اندیشمندان این رشته تا کی در نسخههای دیگران به دنبال درمان هستند؟ آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.
بازدید
شاه و امیر
در بیرون صورت وزرای درباریان و سفرا را می کشید و در اندرون شبیه خانمها و کنیزان و خواجه سرایان را می ساخت که همه در نهایت شباهت بودند و زیر هرکدام یک جمله مناسب اوضاع و احوال آن شخص و یا شعری یادداشت می کرد. مثلا زیر صورت میرزایوسف مستوفی الممالک نوشته بود: درویش است و شاهد باز. زیر صورت سامی افندی سفیر عثمانی نوشته بود: ترک و حدیث دوستی قصه آب و آتش است. زیر صورت یکی از شاهزادگان درجه اول نوشته بود دیوث است و پول پرست. صورت اغلب زنهای اندرون را هم که طرف توجه بودند سیاه قلم ساخته بود. زیر صورت جیران نوشته بود: گر کسی سرو شنیده است به رفتار این است. زیر صورت گلین خانم نوشته بود: گویند دهان غنچه تنگ است اما نه به تنگی دهانت. زیر صورت شیرازی کوچکه نوشته بود: آن سیه چرده که یرینی عالم با او است. زیر صورت دلپسند خانم نوشته بود:
یارت آمد أی عشق دین و دل مهیا کن یا به عشوه راضی شود یا به غمزه سودا کن
زیر هر کدام هم امضا کرده بودند مشقه العبد الفقیر ناصرالدین شاه قاجار از نقاشی که خسته شد با دو سه نفر از خانم های حرم که شاعره و اهل ذوق بودند به شعر خواندن مشغول شد و این غزل را که پریدوشین ساخته بود برای آنها خواند:
دل می بری و روی نهان می کنی چرا؟ خود می کشی مرا و فغان می کنی چرا؟
گر در کمین کشتن عشاق نیستی تیر کرشمه را به کمان می کنی چرا ؟
گر در خیال مرهم دلهای خسته أی آن تار طره مشک فشان می کنی چرا؟
هنوز غزل تمام نشده بود که حاجی سرورخان خواجه سرا تعظیم کرده به عرض رساند که امیرکبیر شرفیاب شده شاه به محض شنیدن این خبر غزل را نیمه کاره گذارده و از اندرون بیرون رفت.
میرزاتقی خان در عمارت کلاه فرنگی که فتحعلی شاه در وسط گلستان ساخته بود قدم می زد. رسم امیر این بود که در برابر مردم کرنش تمام می کرد و دست به سینه می ایستاد ولی همین که به اطاق خلوت می رفتند و تنها می شدند غدغن می کرد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱٫ این متن تلخیصی است از کتاب دست پنهان سیاست انگلیس در ایران اثر خان ملک ساسانی.
کسی وارد نشود آن وقت بدون اجازه می نشست و با شاه مثل یک استادی که با شاگردش حرف بزند صحبت می کرد و گاهی در کلام تشدد می نمود.
امیر گفت: آقاجان چه می کردی؟
شاه ــ مشغول نقاشی بودم.
امیر ــ کاشکی یک قدری تاریخ گذشتگان می خواندی و عبرت می گرفتی و از آیین جهانداری باخبر می شدی. شعر و نقاشی پس از خستگی دماغ خوب است.
شاه ــ شبها کتاب هم می خوانم.
امیر ــ چه کتابی؟
شاه ــ تاریخ سر جان ملکم را داده ام ترجمه کرده اند و شبها می خوانم.
امیر ــ خواندن آن کتاب برای ایرانیان سم مهلک است. مردکه خیال کرده که با این نامربوطها ممکن استبه مقدسات یک ملتی دست درازی کرد و به شرافت و افتخارات آنها دستبرد زد و به مملکت آنها دست اندازی نمود، چه کسی اصلا شما را به این خیال انداخت که بدهید آن را ترجمه کنند؟
شاه ــ میرزاعلی (شکوه الممالک)
امیر ــ عجب، معلوم می شود او هم با فرنگی ها مربوط است. فورا قلمدان خود را کشیده و اسم او را یادداشت و سپس گفت: آقاجان اول باید از سیاست مملکت آگاه شوی تاریخ گذشتگان و شرح حال بزرگان را بخوانی و هر وقت از اینها خسته شدی به شعر و نقاشی بپردازی. چرا شاهنامه فردوسی، جهانگشای شاه اسماعیل، عالم آرای عباسی،تاریخ نادرشاه را نمی خوانی تا از رجال ایران باخبر باشی و این مسئله را بدان برای هر ایرانی از عالی و دانی بهترین کتابها شاهنامه فردوسی است.
مطلب دیگر که می خواستم بگویم این است که وجود این اشخاصی که دور ورت هستند بسیار مضر است اولا نوکرهای ولیعهدی که از تبریز دنبالت آمده اند باید همه را برگردانی زیرا که شما را کوچک دیده اند حال آنطور که باید و شاید اعتنا نمی کنند. دوم باید اشخاصی به دور خودت جمع کنی که با اجانب سروکار نداشته باشند و تلقینات آنها را به گوش تو نکشند و تو را در امور مملکت بدبین نکنند و خود را دست نشانده اجنبی ندانند. به رعیت ظلم و ستم روا ندراند. در هر کاری رضایت خدا و ترقی و تعالی ایران را درنظر گیرند و و در کارها بصیر و بینا باشند. دیگر آنکه یک کتابچه یادداشت داشته باش همیشه از حال اطرافیانت باخبر باش، همه را به خوبی بشناس و تحقیق کن سر هر یک به کدام آخور بند است. بدون آزمایش به هیج کس اعتماد مکن، کاغذها و یادداشت هایت را محفوظ نگاهدار که دست کسی نیفتد. اسرار مملکت را با هر کسی در میان مگذار.
امیر برخاسته به شاه خدانگهدار گفته در را باز کرده و در جلو پیشخدمتها و درباریان یک تعظیم غرا کرده و بیرون رفت.
شاه که به اندرون رفت پس از ادای فریضه مغرب و عشا امر داد که از کتابخانه شاهنامه فردوسی را آوردند که از نفایس عالم بود خط جعفر بایسنقری که در سنه 835 برای بایسنقر میرزا نوشته جلد سوخته اعلا با نقاشی هایی که هر صفحه اش برای هنرمندان با خراج مملکتی برابری می کند آوردند همین باز کرد این اشعار آمد:
همه مرز ایران پر از دشمن است به هر دوره أی ماتم و شیون است
دریغ است ایران که ویران شود کنام پنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای آشوب و جای بلاست نشستنگه تیر جنگ اژدهاست
میرزاتقی خان که با ناصرالدین شاه به تهران آمد اوضاع بی اندازه خراب و شیرازه دولت از هم گسیخته بود. بودجه مملکت سالی دو کرور تومان کسر داشت امیر ناچار از اصلاح بودجه شروع کرد و اول از مواجب و مرسوم تمام طبقات نوکر اندرون مبلغ هنگفتی بکاست و احکام و فرامین مهدعلیا را لغو کرد و به همه دستور داد که اوامر خانم را اجرا نکنند.
مهدعلیا بدوا سعی نمود که دل امیر را به هر وسیله هست ببرد، او را دلداده خویش کند و خود را دلبر او سازد. اما امیر اهل این حرفها نبود و با عشوه و کرشمه از راه بدر نمی رفت خانم هم نمی خواست دست از فرمانروایی و خودسری بردارد لذا به خیال افتاد که ملکزاده خانم دختر شانزده ساله اش را به امیرکبیر پنجاه و چهار ساله بدهد که با او محرم شود و ازاین راه هر چه می خواهد بکند در ۲۲ ربیع الاول ۱۲۲۵ ملکزاده خانم را برای “میرزاتقی خان اتابک اعظم امیرنظام عساکر منصوره“ کابین بستند.
کلیه حسابهای خانم غلط درآمد زیرا امیر بعد از این مزاوجت هم به هیچ وجه روش خود را تغییر نداد و کماکان به احکام و سفارشات و توصیه های خانم وقعی نمی گذاشت. خانم دانست که به هیچ وجه نمی تواند بر این فراهانی یک دنده مسلط شود و او را زیربار بکشد پس کینه امیر را به دل گرفت و بیست و دو رور بعد از عروسی امیر با عزت الدوله در وقتی که دولت در خراسان با سالار مشغول زدوخورد بود و مریدان میرزاعلی محمد باب در مازندران و زنجان آتش فتنه روشن کرده بودند به دستور اجانب و تحریک مهدعلیا و رفقایش روز یکشنبه یازدهم رییع الثانی ۱۲۶۵ چندین فوج از سربازان پادگان مرکز بدون هیچ دلیل بر امیر شوریدند و عزل او را خواستار شدند و به شاه پیغام فرستادند که اگر امیر را معزول نکند هلاکش خواهند کرد. سربازها دور خانه امیر را گرفتند که اگر استعفا ندهد به درون خانه خواهند ریخت نوکرهای امیر دو نفر را از بام زدند.
مهدعلیا و طرفدارانش فورا نزد شاه رفتند و گفتند برای خاطر امیرکبیر که نمی شود چندین فوج را مقتول ساخت چون شاه گفته بود اگر امیر را بکشند همه سربازان را به دار خواهم آویخت.
به شاه اصرار کردند که امیر را معزول کنید تا فتنه ها بخوابد. شاه گفت: “اگر امروز میرزاتقی خان را معزول کنم باید خودم هم از سلطنت دست بکشم چون هر روز عزل و نصب چاکران من به عهده لشکریان خواهد بود“. همدستان مهدعلیا که چنین دیدند ترسیدند که اگر امیر کشته شود شاه چندین صد نفر را به قتل برساند و راه اقدامات و تحریکات آتیه بسته شود.
لذا سربازها را آرام کردند در این هنگامه فقط چند نفر بیگناه تبعید شدند و صورت ظاهر آبها از آسیاها افتاد و میرزاتقی خان بیش از پیش طرف توجه شاه و در کلیه امور مستقل شد ولی درنتیجه شورش سربازها مخالفین خود را کامل شناخته و بر عده جاسوسان و خبرنگاران افزود به طوری که مخالفین نمی توانستند نه مهدعلیا را ملاقات کنند و نه با او مکاتبه نمایند در همان ایام به امر میرزاتقی خان در همه شهر قراولخانه ساختند و اسم شب گذاشتند که از عبور و مرور شبانه مطلع باشد.
چیزی نگذشت که توازن بودجه مملکت از صرف جوییها برقرار گردید راه فتنه و فساد بسته شده امنیت حاصل آمد تجارت به جریان افتاد و اقتدار دولت در داخل و خارج مسلم شد.
٭ ٭ ٭
یک روز صبح شاه مشغول گل بازی بود حاجی سرورخان عرض کرد که رئیس تشریفات پیغام فرستاده که امروز چهار از دسته گذشته سفیر عثمانی شرفیاب خواهد شد. به صندوق خانه رفته قبای صوف آبی پوشیده کمبربند زرین با یک قمه مرصع بسته کلیجه ترمه دربر کرده از اندرون بیرون رفت پس از آنکه وارد تالار شد یکی از پیشخدمتها عرض کرد قربان شنیدید که دیروز امیرکبیر چه کرده شاه پرسید راجع به چه ؟ گفت در زمان حاجی میرزا آقاسی رسم بود وقتی که سفرای خارجه پیشش می آمدند هر کس توی اطاق بود بایستی بیرون برود و اگر کسی از اطاق بیرون نمی رفت پیشخدمت کلاهش را برمی داشت و از ارسی پرت می کرد توی حیاط.
دیروز که سفیر عثمانی به ملاقات امیر رفته بود پیشخدمتها خواسته اند به طریق سابق رفتار کنند امیر نگذاشته و گفته است همه بنشینند سفیر هم دلخور شده و زود رفته است.
هنوز این صحبت تمام نشده بود که گفتند سامی افندی سفیر عثمانی شرفیاب می شود جناب سفیر س از عرض مودت و یگانگی و حفظ وحدت جامعه اسلامی اظهار داشت که روز قبل برای ملاقات جناب اتابک اعظم رفته بودیم بسیار به ما بی اعتنایی کرد اولا اطاق را چنانکه سابقا معمول بود برای پذیرایی ما خلوت نکردند، ثانیا همین که خواستیم با مشارالیه راجع به کارها وارد صحبت شویم اظهار داشت برای مذاکره کارهای دولتی وزیر خارجه معین کرده ام به او مراجعه نمایید و این رفتار به کلی برخلاف پروتکل سابق بوده است…
شاه با کمال ادب فرمود موضوع را تحقیق می کنم بعد به اطلاع شما می رسانم سفیر که رفت پیشخدمتها و درباریان هر یک برخلاف امیر حرفی زدند: یکی گفت به ما دیگر اعتنا ندارد حتی جواب سلامتان را هم نمی دهد. دیگری گفت مواجب مرا از ساله ده هزار تومان به دو هزار تومان تقلیل داده است. دیگری گفت خیالات خامی در سردارد. در این بین گفتند امیر شرفیاب می شود به عادت مالوف امیرکرنش تمام کرده و در اطاق را بستند.
شاه شکایت سفیر عثمانی را بیان کرد امیر گفت:
بی موقع نیست که شما را از جریان سیاست آنها باخیر کنم اساس عثمانی ها ما را هیچ وقت دوست نمی داشتند و سب اصلیش این بود که در مدت قرون گذشته تقریبا همه ممالک اسلامی را تصرف کردند مگر ایران را که نتوانستند سلاطین سیاستمدار ایران همیشه با پادشاهان اروپا برعلیه عثمانیها متحد می شدند هر وقت که عثمانیها قصد تصرف ایران می کردند آنها از عقب هجوم می آوردند و هر وقت قصد تصرف اروپا را می نمودند ایران از عقب حمله می کرد و همین موضوع سبب انحطاط امپراطوری عثمانی گردید تا به کلی از بین رفت بدین جهت کینه ما را در دل نگاهداشته اند از اینها گذشته از وقتی که دولت روس مطابق ماده ۳ عهدنامه ترکمانچای سلطنت ایران را در خاندان مرحوم نایب السلطنه تضمین کرد دولت انگلیس به عثمانیها که رقیب ایران هستند کمک می کند و در هر جا از آنها حمایت نموده و برعلیه ما از آنها تقویت می نمایند و هر وقت که ما خواستیم با عثمانی تحدید حدود کنیم برای اینکه حدود سوق الجیشی آذربایجان به دست ایران نیفتند اخلال کردند واقعه ارض روم و رسواییها را که بر سر من آوردند از آن قبیل است. میرزاجعفر خان مشیرالدوله که چندین مرتبه برای تجدید حدود رفت وبی نتیجه برگشت مگر به خاطر ندارید.
دیروز که سفیر عثمانی با وزیرمختار انگلیس به ملاقات من آمده بودند دیدم منتظرند که اطاق خلوت شود و صحبت کنند گفتم اگر برای تبریک نشان و حمایل که شاه مرحمت کرده آمده اید خلوت کردن لازم نیست از این ملاطفت شما نهایت تشکر را دارم و اگر برای انجام امور دولتی آمده اید وزیر خارجه معین کرده ام با وی مذاکره نمایید، او هم دمق شد و رفت. حالا به شما شکایت آورده است اهمیتی ندارد، او طوطی است. چند روز قبل وزیرمختار انگلیس برای من پیغام فرستاده بود که ممکن است بین دولت و سالار که خراسان را به آتش کشیده واسطه اصلاح شود. من جواب دادم ایران مصر نیست که شما یک محمدعلی پاشای ثانوی بتراشید ما خدیو لازم نداریم.
یکی از روزها که شاه در اندرون نقاشی می کرد و صورت غلام بچه ها را می ساخت سلطان خانم رقاصه جهان خانم وارد شد. مهدعلیا سلطان خانم را به آقاعلی اکبر تارزن سپرده بود که ساز مشق کند شاه هم با او نظربازی می کرد همین که چشمش به رقاصه افتاد گفت بیا ببینم چه یاد گرفته أی. سلطان خانم با گستاخی گفت : ببینم شما از استادتان چه یاد گرفته اید شاه صورتهایی را که ساخته بود نشان داد و فرمود: بیا صورت تو را هم بسازم، اما باید لخت شوی.
رقاصه تحاشی کرد و گفت: اگر شما نقاش خوبی هستید اول صورت آن یارو را که می خواهد شاه بشود بسازید.
شاه گفت: کدام یارو؟ رقاصه گفت: میرزاتقی خان. شاه با تعجب پرسید: این حرف از کجا درآ‚ده و از کی شنیدی؟ سلطان خانم گفت: خدمت سرکار مهدعلیا بودم نبات جهود که جواهر برای فروش به اندرون می آورد این حرف را گفت. نواب مهدعلیا پرسیدند از کجا شنیدی؟ گفت: زن قونسول از من یک جفت گوشواره خواسته بود دیروز گوشواره ها را بردم این حرف را آنجا شنیدم.
شاه قدری به فکر فرو رفت و گفت: در هر صورت باید اول صورت تو را بسازم آن وقت صورت او را.
شاه با وجود اینکه از شنیدن حرف متانت و وقار خود را از دست نداد ولی عصبانی شده دست از نقاشی کشیده وبه گلستان رفت چیزی نگذشت که میرزاتقی خان شرفیاب شد همین که در اطاق را بستند امیر در شکایت را از مهدعلیا گشود و گفت: سرکار نواب یک مشت اراذل و اوباش بی ناموس بی وطن دور خودش جمع کرده شبها با لباس مبدل از اندرون بیرون می رود و روزها در تمام امور مملکت دخالت بیجا می کند به حدی که کارشکنیهای او و دوستانش به اقتدار دولت لطمه زده و عملیات شبانه اش که البته شنیده اید آبروی مملکت را برده و مقام سلطنت را بی عظم و اعتبار کرده است.
شاه می خواست مطلبی را که از سلطان رقاصه شنیده بود برای امیر بگوید ولی از سطوت امیر هم جرات نمی کرد و هم خجالت می کشید و به خود می پیچید. امیر دریافت کرد و گفت مگر می خواهی چیزی بگویی بگو شاه آنچه که از رقاصه شنیده بود بیان کرد. امیر گفت حالا که این نسبتها را به من داده اند به ناچار برای روشن کردن ذهن تو می گویم که به علاوه هرزگیهای شبانه که البته خبر داری اخیرا برای برباد دادن ایران با اجانب همدست شده و به اسم اینکه می خواهد بقعه أی در بی بی زبیده بسازد که به هیچ وجه شجره و تاریخ و صحت و نسب او معلوم نیست اغلب روزها طرفداران و جاسوسان و کارکنان اجنبی صورت ظاهرا برای زیارت امامزاده ولی باطنا برای ملاقات سرکار نواب بدانجا می روند برای عزل من و خرابی ایران کنکاش می کنند چون کارهای من همه برای آبادی ایران و مخالف میل اجانب است. من در این مدت قلیل بودجه مملکت را مرتب کردم، قشون را نظم دادم، کارخانجات پارچه بافی شکرسازی و غیره و غیره به ایران آوردم امر به ساختن دارالفنون داده ام با دشمنان ایران به پیکار مشغولم همه این کارها برخلاف میل بیگانگان است آنها ایران را فقیر و بیچاره و هرج و مرج می خواهند و جهان خانم با آنها و کارکنانشان برای ویرانی ایران همدست شده است.
شاه پرسید: برای ملاقات نواب کیها به بی بی زبیده می روند؟
امیر گفت: شاهزادگان ـ وزرا ـ اعیان ـ مدرسین ـ اطبا و درباریان از هر طبقه هستند که انگشت اجنبی آنها را می چرخاند و هر چه به هرکس نسبت می دهند از آنجا نشر می کند مگر نبات یهودی نگفته بود که این حرف را کجا شنیده است؟ تو از تخمه عباس میرزایی که چشم و چراغ ایران بود و هیچ حرفی را بدون منطق و دلیل نمی پذیرفت. من اسامی همه آنهایی که دربی بی زبیده جمع می شوند برای تو می گویم تو تحقیق کن ببین غیر از این است که من گفته ام. شاه کتابچه یادداشتی را درآورد و اسامی آنها را نوشت: سه نفر از شاهزادگان درجه اول بودند، یکی از علمای دینی اهل بحرین بود، سه نفر مازندرانی یک نفر رشتی، یک نفر شیرازی، یک نفر لواسانی و یک نفر آشتیانی. یک نفر تفرشی و یک نفر کاشی را اسم برد و علاوه کرد که هفته گذشته در خانه یکی از سادات هندوستانی که در تهران تدریس می کند به اسم استفاده از دروس او دور هم جمع شده اند. یک نفر فرنگی هم با لباس مبدل در میان آنها بوده که این مطالب را گفته است. امیر دست کرده از جیب بغل گزارش روز را که مامورین خفیه به او داده بودند درآورده به عرض شاه رساند در آن گزارش نوشته بود:
“ مسیو …. خطاب به حضار کرده و گفت آقایان اولا همه می دانید که میرزاتقی خان پسر آشپز است شماها که همه تان از قدیمی ترین و بزرگترین خانواده های ایران هستید چطور راضی می شوید که یک پسر آشپز بر شما حکم فرمایی کند حقوق همه را قطع کند و به شما تشخص بفروشد.
ثانیا گمان ندارم این مرد مسلمان باشد چون که مسلمانان به سرنوشت و تقدیر قائلند و هر چیز را از خوب و بد از جانب خدا می دانند اگر به اسلام اعتقاد داشت بایستی بداند که این اوضاع ایران از جانب خداست و کوشش بی جهت نکند و مردم را به زحمت نیندازد.
ثالثا این تاسیسات که می کند از قبیل کارخانه پارچه باقی و رنگرزی و شکرسازی و غیره برای این است که با سرتاسر فرنگستان رقابت کند از شما می پرسم آیا همچه چیزی ممکن است.
رابعا نتیجه عملیات او این است که بالاخره ایران را به جنگ بکشاند از همه بدتر قشون درست می کند که با همسایگان ایران جنگ کند و نورچشمان عزیز شما را بی جهت به کشتن بدهد پس به شما واجبست که این عرایض بنده را در میان مردم پراکنده کنید و نگذارید که او مقاصد خود را انجام دهد و در همه جا شهرت دهید که او خیال سلطنت دارد فقط از این راه می توان شاه جوان را با او دشمن کرده و به نتیجه رسید“.
فیروزخان خواجه که پشت در مذاکرات امیر را با شاه گوش می کرد فورا برای جهان خانم خبر برد. سرکار مهدعلیا تهیه اسم شب کرده شبانه با چادر و چاقچور نیم دار به منزل همان وزیری که با او سابقه داشت و جزء رفقای بی بی زبیده بود رفت او هم فورا رفقای بی بی زبیده را خبر کرده همه جمع شدند و با این دستورالعمل همه موافقت کردند:
اول بابیها را مشوق شوند که در همه ایران اغتشاش را ادامه دهند دوم آتش فتنه سالار پسر الهیارخان و آصف الدوله را که به تحریک همین خائنین برپا شده بود دامن بزنند و به سالار وعده دادند که خراسان را از ایران مجزا کرده با هرات و قندهار سلطنتی برایش تشکیل دهند چهارم به آقاخان محلاتی که تازه از ایران به هندوستان فرار کرده بود وارد مکاتبه و مذاکره شوند که به اسمیعلیهای کرمان و قائنات دستور اغتشاش بدهد.
یک روز یکی از علمای طراز اول اصفهان توسط یکی از کارکنان مهدعلیا که در رکاب آمده بود عریضه به شاه نوشته و تقاضای مستمری و تیول و غیره کرده بود شاه عریضه را برای میرزاتقی خان فرستاد.
امیر در حاشیه نوشت: “در زمان مرحوم نایب السلطنه هر وقت از این قبیل اشخاص توقع بیجا می کردند مولای من مرحوم میرزا ابوالقاسم قائم مقام می گفت شاه سرباز لازم دارد، دعاگو لازم ندارد“.
این کاغذ به این تفصیل را هم رفقای بی بی زبیده به نظر علمای دین اصفهان رسانیده و آنها را با امیر طرف کردند.
بعد از مراجعت از اصفهان شاه اختیارات امیرکبیر را بیشتر کرد و امور کلیه و جزئیه را به کف کفایت او واگذار نمود. امیر یک تنه می خواست هم شاه را اداره کند هم سرتاسر ایران را آباد نماید و هم دست اجانب را از دخالت در امور مملکت کوتاه کند.
تمام طبقات نوکر و زنهای اندرون به واسطه تقلیل حقوقشان از امیر شکایت داشتند ملاکین معتبر که سالها مالیات نداده بودند برای سختی امیر در وصول مالیات از او ناراضی بودند.
دزدان شهری و قاطعان طریق به سبب امنیت و قدرت نظامی دولت در مضیقه افتاده بودند.
بیگانگان از پیشرفت روزافزون ایران درکلیه شئون مملکت مشوش و از آینده ملتی که صد سال پیش از آن آسیای غربی را به لرزه درآورده بود: نگران بودند و میرازتقی خان چنان به لیاقت خود مغرور بود که تصور می کرد بر همه مشکلات فائق خواهد آمد.
اگر امیر چند نفر همکار کاردان صمیمی، وطن پرست و با ایمان داشت شاید در تمام نقشه هایی که کشیده بود موفق می شد ولی در آن صدساله أی که از نادرشاه تا ناصرالدین شاه گذشته بود تبلیغات و تحریکات اجنبی چنان هموطنان میرزاتقی خان را به دفائت و جاسوسی و بیوطنی و بی دینی و هره درآیی و یاوه سرایی کشانیده بود که امیر با همه فراستش از این موضوع غافل مانده بود.
یک روز چند نفر از شاهزادگان درجه اول به بهانه شکایت از کسر حقوقشان شرفیاب شدند و شاه را از این اقتدار و استقلالی که به امیر داده ملامت می کردند و حکایت نادرشاه و پسر شاه طهماسب دوم و قصه کریم خان وکیل و شاه اسمعیل سوم را به گوشش کشیدند و ملاطفت امیرکبیر را نسبت به عباس میرزا ملک آرا تعبیر و تفسیر دراز کردند حتی به طور مسخره میرزاتقی خان را طهماسب سوم خواندند. شاه سبب انتخاب این اسم را پرسید. گفتند طهماسب بیک جدش ناظر میرزاحسین وفا وزیر زندیه عموی میرزا بزرگ قائم مقام بوده به آن مناسبت چون خودش طرفدار اسامی ایرانی است و به خاندان صفوی اخلاص بسیار دارد پس از تاجگذاری اسم خود را طهماسب سوم خواهد گذارد.
از آن روز رفتار شاه با میرزاتقی خان تغییر کرد تا آنکه به کلی معزولش کرده امر کرد به کاشان برود. روزی که می خواستند حرکتش دهند مهدعلیا برای خداحافظی به خانه امیر آمد وخواست با او روبوسی نماید. میرزاتقی خان او را از خود دور کرده و گفت: “امیر عادت ندارد با جنده روبوسی کند“. با این دشنامی که امیر روبه روی همه خویشاوندان به او داد مهدعلیا چنان بی تاب و توان شد که به زمین نشست.
بازدید
مراحل پردازش اطلاعات یک فرم HTML
* اطلاعات موجود در وب در حریم های اطلاعاتی با نام ” صفحات وب ” ذخیره می گردند. اندازه ونوع محتویات این نوع صفحات کاملا” متغیر بوده و نمی بایست در این راستا یک صفحه وب را با یک صفحه کتاب مقایسه کرد گرچه شباهت های اندکی نیز بین آنها وجود داشته باشد.
* محتویات یک صفحه وب می تواند، متن گرافیک صدا تصویر انیمیشن و … باشد. گستردگی و تنوع نوع اطلاعاتی که می توان در صفحات وب قرار داد یکی از مهمترین ویژگی های قابل توجه وب از دیدگاه ارائه دهندگان اطلاعات از یک طرف و استفاده کنندگان از اطلاعات از طرف دیگر می باشد.
* صفحات وب از لحاظ فیزیکی فایل هایی هستند که توسط نرم افزارهای مربوطه بوجود آمده و دارای انشعاب “htm” و یا “html” می باشند. برای ایجاد این نوع صفحات می توان از تمام نرم افزارهائی که بنوعی قادر به ایجاد و ذخیره سازی یک فایل هستند استفاده کرد. ( Notepad نمونه ای از این نوع نرم افزارها است ). امروزه نرم افزارهای کاملا” حرفه ای برای ایجاد و مدیریت صفحات وب توسط شرکت های نرم افزاری ایجاد شده است . FrontPage ,Hotmetal,… نمونه هائی در این زمینه می باشند.
* پس از ایجاد صفحات وب در صورت نیاز و استفاده عموم ( داخلی ، خارجی ) می بایست آنها را بر روی یک سایت ذخیره نمود. یک وب سایت مجموعه ای از صفحات وب را شامل می گردد.
* ارائه دهندگان اطلاعات پس از آماده سازی صفحات وب و استقرار آنها بر روی یک وب سایت زمینه استفاده از اطلاعات فوق را برای استفاده کنندگان فراهم می نمایند. استفاده کنندگان با استفاده از نرم افزارهائی موسوم به ” مرورگر ” قادر به دستیابی به یک وب سایت و درخواست اطلاعات مورد نیاز خود می باشند.
* تمام صفحات وب دارای مجموعه دستورالعمل هائی هستند که نحوه نمایش اطلاعات مورد نظر را مشخص خواهد کرد. رایج ترین مجموعه دستورالعمل های نمایش در صفحات وب تگ های Html می باشند.
معماری عمومی وب:
برای تشریح بهتر برنامه های کاربردی تحت وب (Web based applications) مدرن و امروزی، معمولا آنها را به ۴ لایه مستقل تقسیم می کنند. لایه مشتری یا Client، لایه های میانی که عبارتند از presentation و Business و در نهایت آخرین لایه که عبارت است از لایه داده یا Database. معمولا لایه های میانی در یک لایه مجتمع شده و در نتیجه یک مدل ساده شده ۳ لایه ای به دست می دهند.
لایه مشتری یا Client بخشی از این معماری است که توسط کاربر وب مشاهده می شود. بقیه لایه ها بر روی کامپیوترهایی قرار دارند که ممکن است صدها کیلومتر از مشتری فاصله داشته باشند. لایه مشتری در این مدل همان مرورگر وب است که بر روی کامپیوتر کاربر صفحات وب را نمایش می دهد. در این لایه علاوه بر امکان نمایش اطلاعات، امکان ورود و برخی پردازشهای اطلاعاتی نیز وجود دارد.
معمولا دو گونه پیاده سازی از لایه مشتری وجود دارد. در روش اول از هوشمند بودن کامپیوتر کاربر و قابلیتهای پردازشی آن استفاده ای نمی شود. هنگامی که کاربر اطلاعات یک فرم را تکمیل می کند و یا درخواست صفحه خاصی را دارد، کلیه عملیاتهای پردازشی در لایه های میانی انجام می گیرد و صفحه های جدیدی که حاوی نتایج این پردازشها هستند برای او ارسال می گردند. این روش را اصطلاحاً Dump HTML Client می نامند.
اما در روش دوم از هوشمندی کامپیوتر کاربر به خوبی استفاده می شود. در این روش برخی پردازشهای خاص توسط کامپیوتر مشتری و مرورگر موجود بر روی آن صورت می گیرد. در این حالت کامپیوتر مشتری را Semi Intelligent Client می نامند. برای انجام این پردازشها معمولا از زبانهای اسکریپت نویسی نظیر vbscript و یا javascript استفاده می شود. توانایی مرورگها در اینجا اهمیت می یابد.
معماری سه لایه برنامه های کاربردی تحت وب:
لایه presentation وظیفه ارائه محتویات دینامیک صفحات وب را بر عهده دارد. روشهای پیاده سازی این عملیات بر روی کامپیوترها (web server) متنوع است. تکنولوژیهای مختلف نظیر CGI, PHP, ASP, JSP, Servlet, …. لایه presentation معمولا درون برنامه های وب سرور نظیر Apache web server و یا Microsoft IISو … پیاده سازی می شود. وب سرورها توانایی دریافت و اجرای چندین درخواست از سوی برنامه های کاربردی لایه های دیگر و همچنین کاربران را به طور همزمان دارند. این نرم افزارها بر اساس یک پیکربندی اولیه می دانند که درخواستهای کاربر را باید به کدام برنامه کاربردی ارجاع دهند.
لایه Business بیشترین حجم عملیات یک سایت مدرن امروزی را انجام می دهد. عملیاتهای نظیر مدیریت نشستها، مدیریت دستیابی به بانکهای اطلاعاتی و… از جمله این عملیاتها هستند. روشهای گوناگونی برای پیاده سازی این لایه وجود دارد نظیر استفاده از اشیای COM متعلق به شرکت مایکروسافت و یا استفاده از متناظرهای آن متعلق به شرکت SUN. راه حلهای قدیمی نیز برای پیاده سازی این لایه وجود دارد نظیر استفاده از CORBA Objects. برنامه های لایه Business معمولا درون برنامه هایی موسوم به Application Server پیاده سازی می شوند نظیر Microsoft MTS, Oracle Application Server لایه Database یا لایه داده مسئول نگهداری اطلاعات است و می تواند شامل مجموعه ای از اطلاعات به صورت بانکهای اطلاعاتی مدرن یا فایلهای ساده و … باشد. تکنولوژیهای مختلف طراحی اسناد وب در حالت کلی سایتهای اینترنتی را می توان به دوگروه ثابت (static) و پویا (dynamic) تقسیم کرد. برای طراحی هر کدام نیز ابزارهای مختلفی وجود دارد.
مراحل پردازش درخواست سرویس گیرنده توسط سایت با ساختار ثابت در سایتهای با ساختار ثابت همانگونه که قبلا نیز گفتیم، محتویات به صورت یک سری صفحات وب HTML طراحی و روی سایت قرار می گیرند. با هر درخواست برای یک صفحه مشخص، صفحه موردنظر برای سرویس گیرنده ارسال می شود اما در سایتهای با ساختار پویا با هر درخواست سرویس گیرنده بر روی سرویس دهنده پردازشی به منظور ساخت صفحه مورد نظر صورت می گیرد و نتیجه پردازش به صورت یک صفحه حاوی کدهای HTML برای سرویس گیرنده ارسال می شود.
آنچه که برای سرویس گیرنده ارسال می شود چیزی جز صفحه حاوی تگهای HTML نیست. در میان تکنولوژیهای مختلفی که وجود دارد مهمترین ها و پراستفاده ترین تکنولوژیها به شرح زیر هستند:
۱)HTML
این تکنولوژی ساده ترین فرم انتشار اسناد در وب است. در این تکنولوژی صفحات یک وب سایت به صورت ایستا کدگذاری شده و سپس انتشار می یابند. این روشی است که در بسیاری از وب سایتهای شخصی که در ابتدای پیدایش وب ساخته شده اند بکار رفته است. در اینجا تولید کننده با دانستن html و یا با استفاده از ابزاری که چنین کدهایی را تولید می کنند، صفحات خود را می سازد. برای یک وب سایت ساده با تعداد محدودی از صفحات ایستا شاید این یک روش قابل قبول باشداز مزایای این تکنولوژی می توان به سادگی و عدم نیاز به برنامه نویسی و آشنایی با زبان خاص کدنویسی اشاره کرد. علاوه بر این پشتیبانی گسترده این روش توسط نرم افزارهایی که قادر به تولید اینگونه صفحات از طریق تکنیکهای Visual هستند نیز از دیگر مزیتهای این روش محسوب می گردد. اسنادی که به این روش تولید می گردند معمولا از سرعت بارگذاری خوبی برخوردار هستند (به دلیل عدم نیاز به انجام پردازش در سمت Server). اما علیرغم تمامی ویژگیهای ذکر شده این روش مشکلاتی نیز دارد.
نخست اینکه این شیوه قادر به تولید صفحات دینامیک نیست. دیگر اینکه با ترکیب محتوا (content) و قالب (Style) باعث بروز مشکل در ایجاد تغییرات در صفحات می گردد. به بیان معادل، هزینه ایجاد و اعمال تغییرات در صفحات بالاست.
به همراه این تکنولوژی ابزارهای دیگری برای برنامه سازی Client-Side نیز وجود دارد. برخی از این ابزارها که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از Java Script، VBScript. البته به کمک تلفیق این تکنولوژی با زبانهای اسکریپت نویسی مذکور و نیز استفاده از مفاهیم CSS می توان صفحاتی طراحی کرد که محتویات دینامیک داشته باشند لیکن این قدرت به Client محدود می گردد و علاوه بر آن مشکل ترکیب محتوا و قالب همچنان پابرجاست.
۲) تکنولوژی CGI (تکنولوژی مرتبط با طرف سرویس دهنده) یک برنامه CGI بوسیله سرویس دهنده وب در پاسخ به درخواست ایجاد شده توسط مرورگر وب، اجرا می شود. سرویس دهنده وب به عنوان واسط میان مرورگر و برنامه CGI، درخواست مرورگر را به برنامه و خروجی برنامه CGI را برای پردازش به مرورگر وب ارسال می کند. برای مثال ممکن است برنامهای نقطه نظرات کاربر را دریافت نموده و آن را به شکل یک پیام الکترونیکی برای مسئول سایت ارسال کند. تقریباً هرنوع زبان برنامه نویسی را می توان برای نوشتن یک برنامه CGI بکار برد. CGI واسط تعریف شده مابین سرویس دهنده وب و برنامه خارجی است که مایلید آن را بنویسید.
بازدید
بازدید
ماده ۸۵:
برای صیانت نیروی انسانی و منابع مادی کشور و رعایت دستورالعمل هایی که از طریق شورای عالی حفاظت فنی (جهت تأمین حفاظت فنی) و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (جهت جلوگیری از بیماری های حرفه ای و تأمین بهداشت کار و کارگر و محیط کار) تدوین می شود، برای کلیه کارگاه ها، کارفرمایان، کارگران و کارآموزان الزامی است.
تبصره:
کارگاه های خانوادگی نیز مشمول مقررات این فصل بوده و مکلف به رعایت اصول فنی و بهداشت کار می باشد.
ماده ۸۶:
شورای عالی حفاظت فنی مسئول تهیه موازین و آیین نامه های حفاظت فنی می باشد و از اعضای ذیل تشکیل می شود:
۱- وزیر کار و امور اجتماعی یا معاون او که رئیس شورا خواهد بود.
۲- معاون وزارت صنایع
۳- معاون وزارت صنایع سنگین
۴- معاون وزارت کشاورزی
۵- معاون وزارت نفت
۶- معاون وزارت معاون و فلزات
۷- معاون وزارت جهاد سازندگی
۸- رئیس سازمان حفاظت محیط زیست
۹- دو نفر از استادان با تجربه دانشگاه در رشته های فنی
۱۰- دو نفر از مدیران صنایع
۱۱- دو نفر از نمایندگان کارگران
۱۲- مدیر کل بازرسی کار وزارت کار و امور اجتماعی که دبیر شورا خواهد بود.
تبصره ۱:
پیشنهادات شورا به تصویب وزارت کار و امور اجتماعی رسیده و شورا در صورت لزوم می تواند برای تهیه طرح آیین نامه های مربوط به حفاظت فنی کارگران در محیط کار و انجام سایر وظایف مربوط شورا، کمیته های تخصصی مرکب از کارشناسان تشکیل دهد.
تبصره ۲:
آیین نامه داخلی شورا با پیشنهاد شورای عالی حفاظت فنی به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی خواهد رسید.
ماده ۸۷:
اشخاص حقیقی و حقوقی که بخواهد کارگاه جدیدی احداث کنند و یا کارگاه های موجود را توسعه دهند، مکلفند بدواً برنامه کار و نقشه های ساختمانی و طرح های مورد نظر را از لحاظ پیش بینی در امر حفاظت فنی و بهداشت کار برای اظهار نظر و تأیید به وزارت کار و امور اجتماعی ارسال دارند. وزارت کار و امور اجتماعی موظف است نظرات خود را ظرف مدت یک ماه اعلام کند. بهره برداری از کارگاه های مزبور منوط به رعایت مقررات حفاظتی و بهداشتی خواهد بود.
ماده ۸۸:
اشخاص حقیقی و حقوقی که به ساخت یا ورود و عرضه ماشین می پردازند مکلف به رعایت موارد ایمنی و حفاظتی مناسب می باشند.
ماده ۸۹:
کارفرمایان مکلفند پیش از بهره برداری از ماشین ها، دستگاه ها، ابزار و لوازمی که آزمایش آنها مطابق آیین نامه های مصوب شورای عالی حفاظت فنی ضروری شناخته شده است، آزمایش های لازم را توسط آزمایشگاه ها و مراکز مورد تأیید شورای عالی حفاظت فنی انجام داده و مدارک مربوطه را حفظ و یک نسخه از آنها را برای اطلاع به وزارت کار و امور اجتماعی ارسال کنند.
ماده ۹۰:
کلیه اشخاص حقیقی یا حقوقی که بخواهند لوازم حفاظت فنی و بهداشتی را وارد یا تولید کنند، باید مشخصات وسایل را بر حسب مورد همراه با نمونه های آن به وزرات کار و امور اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ارسال دارند و پس از تأیید، به ساخت یا وارد کردن این وسایل اقدام نمایند.
ماده ۹۱:
کارفرمایان و مسئولان کلیه واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون مکلف اند بر اساس مصوبات شورای عالی حفاظت فنی برای تأمین حفاظت و سلامت و بهداشت کارگران در محیط کار، وسایل و امکانات لازم را تهیه و در اختیار آنان قرار داده و چگونگی کاربرد وسایل فوق الذکر را به آنان بیاموزند و در خصوص رعایت مقررات حفاظتی و بهداشتی نظارت نمایند. افراد مذکور نیز ملزم به استفاده و نگه داری از وسایل حفاظتی و بهداشتی فردی و اجرای دستورالعمل های مربوط کارگاه می باشند.
ماده ۹۲:
کلیه واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون که شاغلینی در آنها به اقتضای نوع کار در معرض بروز بیماری های ناشی از کار قرار دارند باید برای همه افراد مذکور پرونده پزشکی تشکیل دهند و دست کم سالی یک بار توسط مراکز بهداشتی درمانی از آنها معاینه و آزمایش های لازم را به عمل آورند و نتیجه را در پرونده مربوطه ضبط نمایند.
تبصره ۱:
چنانچه با تشخیص شورای پزشکی نظر داده شود که فرد معاینه شده به بیماری ناشی از کار مبتلا یا در معرض ابتلا باشد کارفرما و مسئولین مربوطه مکلف اند کار او را بر اساس نظریه شورای پزشکی مذکور بدون کاهش حق السعی در قسمت مناسب دیگری تعیین نمایند.
تبصره ۲:
در صورت مشاهده چنین بیمارانی، وزارت کار و امور اجتماعی مکلف به بازدید و تأیید مجدد شرایط فنی بهداشت و ایمنی محیط کار خواهد بود.
ماده ۹۳:
به منظور جلب مشارکت کارگران و نظارت بر حسن اجرای مقررات حفاظتی و بهداشت در محیط کار و پیش گیری از حوادث و بیماری ها، در کارگاه هایی که وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ضروری تشخیص دهند کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار تشکیل خواهد شد.
تبصره ۱:
کمیته مذکور از افراد متخصص در زمینه حفاظت فنی و بهداشت حرفه ای و امور فنی کارگاه تشکیل می شود و از بنی اعضا دو نفر شخص واجد شرایطی که مورد تأیید وزارت خانه های کار و امور اجتماعی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باشد تعیین می گردند که وظیفه شان برقراری ارتباط میان کمیته مذکور یا کـارفرما و وزارت کـار و امور اجـتماعی و وزارت بهـداشت درمـان و آمـوزش پزشکی می باشد.
تبصره ۲:
نحوه تشکیل و ترکیب اعضا بر اساس دستورالعمل هایی خواهد بود که توسط وزارت کار و امور اجتماعی مکلف به بازدید و تأیید مجدد شرایط فنی و بهداشت و ایمنی محیط کار خواهد بود.
ماده ۹۴:
در مواردی که یک یا چند نفر از کارگران یا کارکنان واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون امکان وقوع حادثه یا بیماری ناشی از کار را در کارگاه یا واحد مربوطه پیش بینی نمایند می توانند مراتب را به کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار یا مسئول حفاظت فنی و بهداشت کار اطلاع دهند و این امر نیز بایستی توسط فرد مطلع شده در دفتری که به همین منظور نگهداری می شود ثبت گردد.
تبصره:
چنانچه کارفرما یا مسئول واحد، وقوع حادثه یا بیماری ناشی از کار را محقق نداند موظف است در اسرع وقت موضوع را همراه با دلایل و نظرات خود به نزدیک ترین اداره کل و امور اجتماعی محل اعلام نماید. اداره کار و امور اجتماعی مذکور موظف است در اسرع وقت توسط بازرسین کار به موضوع رسیدگی و اقدام لازم را معمول نماید.
ماده ۹۵:
مسئولیت اجرای مقررات و ضوابط فنی و بهداشت کار بر عهده کارفرما یا مسئولین واحدهای موضوع ذکر شده درماده ۸۵ این قانون خواهد بود.
هرگاه در کارگاه بر اثر عدم رضایت مقررات مذکور از سوی کارفرما یا مسئولین واحد، حادثه ای رخ دهد، شخص کارفرما یا مسئول مذکور از نظر کیفری و حقوقی و نیز مجازات های مندرج در این قانون مسئول است.
تبصره ۱:
کارفرما یا مسئولان واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون موظف اندکلیه حوادث ناشی از کار را در دفتر ویژه ای که فرم آن از طریق وزارت کار و امور اجتماعی اعلام می گردد ثبت و مراتب را سریعاً به صورت کتبی به اطلاع اداره کارو امور اجتماعی محل برسانند.
تبصره ۲:
چنانچه کارفرما یا مدیران واحدهای موضوع ۸۵ این قانون برای حفاظت فنی و بهداشت کار وسایل و امکانات لازم را در اختیار کارگر قرار داده باشند و کارگر یا وجود آموزش های لازم و تذکرات قبلی بدون توجه به دستورالعمل و مقررات موجود از آنها استفاده ننمایند کارفرما مسئولیتی نخواهد داشت. در صورت بروز اختلاف، رأی هیأت حل اختلاف نافذ خواهد بود.
ماده ۹۶:
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مسئول برنامه ریزی، کنترل، ارزشیابی و بازرسی در زمینه بهداشت کار و درمان کارگری بوده و موظف است اقدامات لازم را در این زمینه به عمل آورد.
ماده ۹۷:
اشتغال در سمت بازرسی کار منوط به گذراندن دوره های آموزش نظری و علمی در بدو استخدام است.
تبصره:
آیین نامه شرایط استخدام بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار با پیشنهاد مشترک وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان امور اداری و استخدامی به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید. این شرایط به نحوی تدوین خواهد شد که ثبات و استقلال شغلی بازرسان را تأمین کند و آنها را از هر نوع تعرض مصون بدارد.
ماده ۹۸:
بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار در حدود وظایف خویش حق دارند بدون اطلاع قبلی در هر موقع از شبانه روز به مؤسسات مشمول ماده ۸۵ این قانون وارد شده و به بازرسی بپردازند و نیز می توانند به دفاتر و مدارک مربوطه در مؤسسه مراجعه و در صورت لزوم از تمام یا قسمتی از آنها رونوشت تحصیل نمایند.
تبصره:
ورود بازرسان کار به کارگاه های خانوادگی منوط به اجازه کتبی دادستان محل خواهد بود.
ماده ۹۹:
بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار حق دارند به منظور اطلاع از ترکیبات موادی که کارگران با آن ها در تماس می باشند و یا در انجام کار مورد استفاده قرار می گیرند. به اندازه ای که برای آزمایش لازم است در مقابل رسید نمونه بگیرند و به رؤسای مستقیم خود تسلیم نمایند.
تبصره:
سایر مقررات مربوط به چگونگی بازرسی کار مطابق آیین نامه ای خواهد بود که با پیشنهاد شورای عالی حفاظت فنی و بهداشت کار حسب مورد به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی و وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خواهد رسید.
ماده ۱۰۰:
کلیه بازرسان کار و کارشناسان بهداشت حرفه ای، دارای کارت ویژه حسب مورد با امضای وزیر کار و امور اجتماعی با وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هستند که هنگام بازرسی باید همراه آن ها باشد و در صورت تقاضای مقامات رسمی یا مسئولین کارگاه ارائه شود.
ماده ۱۰۱:
گزارش بازرسان کار و کارشناسان کار در موارد مربوط به حدود وظایف و اختیاراتشان در حکم گزارش ضابطین دادگستری خواهد بود.
تبصره ۱:
بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار می توانند به عنوان مطلع و کارشناس در جلسات مراجع حل اختلاف شرکت نمایند.
تبصره ۲:
بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار نمی توانند در تصمیم گیری مراجع حل اختلاف نسبت به پرونده هایی که قبلاً به عنوان بازرس در مورد آنها اظهار نظر کرده اند، شرکت کنند.
ماده ۱۰۲:
بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار نمی توانند در کارگاهی اقدام به بازرسی نمایند که خود یا یکی از بستگان نسبی آنها تا طبقه سوم یا یکی از اقربای سببی درجه اول ایشان به طور مستقیم در آن ذی نفع باشند.
ماده ۱۰۳:
بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار حق ندارند در هیچ مورد حتی پس از برکناری از خدمت دولت اسرار و اطلاعات را که به مقتضای شغل خود به دست آورده اند و یا نام اشخاصی را که به آنان اطلاعاتی داده یا موارد تخلف را گوشزد کرده اند، فاش نمایند.
تبصره:
متخلفین از مقررات این ماده مشمول مجازات های مقرر در قوانین مربوط خواهند بود.
ماده ۱۰۴:
کارفرمایان و دیگر کسانی که مانع ورود بازرسان کار و کارشناسان بهداشت کار به کارگاه های مشمول این قانون گردند و یا مانع انجام وظیفه ایشان شوند یا از دادن اطلاعات و مدارک لازم به آنان خودداری نمایند، حسب مورد به مجازات های مقرر در این قانون محکوم خواهند شد.
ماده ۱۰۵:
هرگاه در حین بازرسی، به تشخیص بازرس کار یا کارشناس بهداشت حرفه ای احتمال وقوع حادثه و یا بروز خطر در کارگاه داده شود، بازرس کل یا کارشناس بهداشت حرفه ای مکلف هستند مراتب را فوراً و کتباً به کارفرما یا نماینده او ونیز به رئیس مستقیم خود اطلاع دهند.
تبصره ۱:
وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حسب مورد گزارش بازرسان کار و کارشناسان بهداشت حرفه ای از دادسرای عمومی محل و در صورت عدم تشکیل دادسرا از دادگاه عمومی محل تقاضا خواهید کرد فوراً قرار تعطیل و لاک و مهر تمام یا قسمتی از کارگاه را صادر نماید. دادستان بلافاصله نسبت به صدور قرار اقدام و قرار مذکور پس از ابلاغ قابل اجراست. دستور رفع تعطیل توسط مرجع مزبور در صورتی صادر خواهد شد که که بازرس کار یا کارشناس بهداشت حرفه ای و با کارشناسان ذی ربط دادگستری رفع نواقص و معایب موجود را تأیید نموده باشند.
تبصره ۲:
کارفرما مکلف است در ایامی که به علت فوق کار تعطیل می شود مزد کارگران کارگاه را بپردازد.
تبصره ۳:
متضرران از قرارهای موضوع این ماده در صورت اعتراض به گزارش بازرس کار و یا کارشناس بهداشت حرفه ای و تعطیل کارگاه می توانند از مراجع مزبور، به دادگاه صالح شکایت کنند و دادگاه مکلف است به فوریت و خارج از نوبت به موضوع رسیدگی نماید. تصمیم دادگاه قطعی و قابل اجراست.
ماده ۱۰۶:
دستورالعمل و آیین نامه های اجرای مربوط به این فصل (حفاظت فنی و بهداشت کار) به پیشنهاد مشترک وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
ماده ۱۵۶:
دستورالعمل های مربوط به تأسیسات کارگاه از نظر بهداشت محیط کار مانند غذاخوری، حمام و دستشویی برابر آیین نامه ای خواهد بود که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تصویب و به مرحله اجرا درخواهد آمد.
ماده ۱۷۹:
کارفرمایان یا کسانی که مانع ورود و انجام وظیفه بازرسان کار و مأموران بهداشت کار به کارگاه های مشمول این قانون گردند یا از دادن اطلاعات و مدارک لازم به ایشان خودداری کنند در هر مورد با توجه به شرایط و امکانات خاطی به پرداخت جریمه نقدی از ۱۰۰ تا ۳۰۰ برابر حداقل مزد روزانه کارگر پس از قطعیت حکم و در صورت تکرار به حبس از ۹۱ روز تا ۱۲۰ روز محکوم خواهند شد.
ماده ۱۹۳:
وزارت کار و امور اجتماعی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حسب مورد به منظور تأمین کادر متخصص سرپرستی در صورت لزوم به افرادی که در واحدها به عنوان سرپرست تعیین شده اند آموزش های لازم را در زمینه مسایل ناظر به روابط انسانی، روابط کار و ایمنی و بهداشت کار خواهد داد.
آیین نامه مربوطه توسط شورای عالی کار تهیه و حسب مورد به تصویب وزاری کار و امور اجتماعی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می رسد.
قانون تأمین اجتماعی
ماده ۳:
تأمین اجتماعی موضوع این قانون شامل موارد زیر می باشد:
بازدید
بازدید
پول الکترونیک تفنن یا نیاز زندگی امروز؟
اینک بعضی از بانکهای خصوصی به فکر افتاده اند تا برای تسهیل داد و ستد ها و خریدهای روزانه مردم پول الکترونیکی و به زبان دیگر کارتهای اعتباری منتشر و روانه بازار کنند. اقدام در خور ستایشی است که ما را یک گام به تحولات برق آسای علمی و تکنولوپی دنیای پیشرفته نزدیکتر می سازد اما تهیه و انتشار کارتهای اعتباری یک روی سکه است و فراهم ساختن زمینه و بستر عموم مردم از این کارتها روی دیگر سکه چه در غیر این صورت هدف جایگزین ساختن اسکناس با کارتهای اعتباری و بی نیاز ساختن مردم از همراه داشتن دسته های اسکناس برای پرداخت بهای کالا و خدمات مورد نیاز در آینده قابل پیش بینی برآورده نخواهذ شد .
از عمر پیدایش و رواج کارتهای اعتباری در مغرب زمین نزدیک به چهار دهه می گذرد و فرهنگ جایگزینی اسکناس با کارتهای اعتباری در کشور های پیشرفته جهان چنان عمق و وسعتی پیدا کرده که امروزه در آن کشورها کمتر شهروندی را می توان پیدا کرد که چند نوع از این کارتهای اعتباری را درجیب یا کیف پول خود نداشته باشد حدود ۵ سال پیش نیز نوعی کارت اعتباری به نام سمین از سوی یک موسسه معروف و معتبر داده پردازی در کشور ما انتشار پیدا کرد که اگر زمینه و زیر ساخت های لازم برای به جریان افتادن آن کارت اعتباری قبلا فراهم شده بود امروز کارتهای اعتباری منتشر شده از سوی بانکهای خصوصی و موسسات اعبتاری با استقبال گسترده ای از سوی عموم مردم روبه رو می شد اما در نهایت تاسف با وجود گذشت چند سال هنوز چنین زمینه ای برای رواج کارتهای اعتباری در شبکه توزیع کالا و عرضه خدمات کشور ما به وجود نیامده و به همین سبب کارتهای اعتباری نمی توانند حتی در سطح حداقل نقش اسکناس را در رفع نیازهای روزمره مردم ایفا کنند البته نباید فراموش کنیم که فرهنگ سازی و ایجاد زیرساختهای ضروری برای رواج کارتهای اعتباری از عهده یک بانک به تنهایی ساخته نیست.
مهمتر از برگزاری سمینار ایجاد زیرساختها و بستر هایی است که برای کارتهای اعتباری نزد مردم اعتبار ایجاد کند و به تمامی شهروندان اطمینان بدهد با در اخیتار داشتن یک یا چند نوع کارت اعتباری می توانند حتی از نانوایی و خواربا فروشی محله خود بدون نیاز به پرداخت اسکناس اجناس مورد نیاز خود را خریداری کنند. اما در کمال تاسف مشاهده می کنیم که درحال حاضر چنین اعتباری برای کارتهای اعتباری ایجاد نشده و اکثریت مردم به این پول الکترونیکی به چشم یک پیده لوکس تفننی و تجملی که اختصاص به قشر خاصی از جامعه دارد نگاه می کنند.
بازدید
*رازهای عشق *
**
*گفتار های دونالد والترز خیلی کوتاه است گاهی به یک خط هم نمیرسد. *
*اما اگر هر یک از آنها را برای چند بار در روز بخوانید اثر عمیقی در روح شما
خواهد داشت. *
*هر گفتار برای یک روز است .یکی از روزهای زندگی شما که با تکرار این جملات و
ورود مفهمومشان به ضمیر ناخود آگاه شما خیلی زیبا تر خواهد شد . *
*در هر حالی که هستید به خصوص پیش از خواب یکی از گفتار ها را تکرار کنید
.ابتدا با صدای بلند و کم کم به شکل زمزمه . *
*آری به همین سادگی…*
**
**
**
* *
*۱٫ راز عشق در تواضع است . *
*این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.*
*بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.*
*میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،*
*تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت*
*آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.*
* *
* *
*۲٫ راز عشق در احترام متقابل است.*
*احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .*
*اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،*
* با احترام به نظریاتش گوش کن .*
*احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .*
**
**
*۳٫ راز عشق در این است که*
* به یکدیگر سخت نگیرید . *
*عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .*
**
**
*۴٫ راز عشق در این است که*
* هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را *
*خوشحال کند ،*
*کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،*
* لبخندی از روی محبت .*
*نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.*
*۵٫ راز عشق در این است که*
* رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .*
*بذر علاقه ها و عقیده های تازه را*
* بکار که زیبایی بروید .*
*ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا*
* غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .*
*برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن*
* مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .*
**
**
*۶٫ راز عشق در خوش مشربی است .*
*شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن*
* مراقب شوخی هایت هم باش .*
*شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن*
* نیت باشد ،نه نیشدار .*
**
*۷٫ راز عشق در این است که*
* حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .*
*آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات *
*کوچک و زود گذر نیست ؟*
**
*۸٫ راز عشق در این است که*
* مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،*
* و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .*
*با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص *
*عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .*
*قلبت را آرام کن .*
*تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها*
* را آنگونه که هستند ، در یابی .*
**
*۹٫ راز عشق در این است که*
* طرف مقابلت را تحسین کنی .*
*هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را*
* می داند ،از تحسین غافل نشو .*
*مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت*
* بگویی : دوستت دارم .*
*گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر*
* است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .*
**
*۱۰٫ راز عشق در این است که*
* در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .*
*کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .*
**
*۱۱٫ راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است *
*برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،*
* سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود *
* تار های صوتی را آرام و رها نگه دار . *
*اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن *
* صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد . *
*۱۲٫ راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، *
* زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .*
*اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،*
*مثل آن است که*
* پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی *
*و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.*
*۱۳٫ راز عشق دراین است که*
* از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،*
*زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است *
*ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن *
*که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند *
* نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .*
*۱۴٫ راز عشق در این است که*
* حس تملک را از خود دور کنی . *
*در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .*
*شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .*
*گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب*
* استفاده کند.*
*۱۵٫ راز عشق در این است که*
* شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی*
* حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود .*
*همه چیز را همان طور که هست بپذیر ، *
*تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است :*
* نقاط قوت را تقویت کن ، *
*و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح .*
*هرگز سعی نکن با سوزاندن ، *
*جلوی خونریزی زخم را بگیری .*
*۱۶٫ راز عشق در این است که*
* هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که*
*طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است .*
*در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده *
*از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی .*
*۱۷٫ راز عشق در این است که*
* وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز خودت *
*برای بیان آن فکر نکنی ،*
*بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی .*
*اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن*
* تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند . *
*۱۸٫ راز عشق در آرامش است ، زیرا*
* آرامش باعث تکامل عشق می شود .*
*عشق ، هوای نفس و احساست شدید نیست .*
*عشق انسان ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی *
* است خداوندگار آرامش کامل است *
*۱۹٫ راز عشق در این است که*
* در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ،*
*تا همواره علی رغم همه اشتباهات ،*
*تشنه رسیدن به کمال باشید ،*
* چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ،*
*سعی میکند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .*
*20. راز عشق در این است که*
* محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی *
*میان دو انسان شود*
*سپس آن عشق را که دست پرورده پروردگار است *
*بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .*
*۲۱٫ راز عشق در این است که*
* به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت*
* نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست .*
*هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود*
* و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ،*
*خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند .*
*عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار*
* میکند ،نه در لذت جویی .*
*۲۲٫ راز عشق در مراعات حال دیگری است .*
*هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی ،*
*کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن . *
**
* * * *
*۲۳٫ راز عشق در این است که*
* جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی .*
*جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که*
* از دیگری دریافت می کنی .*
*این نیرو تنها با بخشش رشد میکند .*
*۲۴٫ راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است .*
*نگذار که روزمرگی ها *
*مثل سیم های کوک نشده ساز ،*
*نغمه زندگی عاشقانه تان را *
*به نوایی غم انگیز تبدیل کند .*
*۲۵٫ راز عشق در این است که*
* در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با هم تنها*
* باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید .*
*لازم نیست برای سرگرم شدن حتما *
*از محرکات خارجی استفاده کنید .*
*قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید*
* تا بتوانید خودتان باشید .*
*۲۶٫ راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید .*
*مایع عشقتان را طوری نگه دارید *
* که بتوانید گودالهایی *
* را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی.*
*۲۷٫ راز عشق در این است که *
* به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید *
*و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .*
*۲۸٫ راز عشق در استواری است .*
*در فصول مختلف زندگی ،*
* عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،*
*مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر *
*و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،*
*که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دو*
*ر آن گردش کنند.*
**
بازدید