جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
دادسرای ناحیه مرکز
دادستان عمومی و انقلاب تهران ـ آقای سعید مرتضوی
معاونین ستادی : آقایان : حجت الاسلام خلفی ، دکتراحمدی موحد ، دکتربیگی ذبحی ، فوائدی ، حجت الاسلام سنائی
نشانی : تهران ـ نبش میدان ۱۵ خرداد ( محل قضایی خانواده سابق ، دادسرای اسبق )
تلفن : ۳۹۰۰۶۰۲ ـ ۳۹۰۰۶۰۱
* محل استقرار دفاتر دادستانی در دادسرای ناحیه ۱۲ تهران می باشد که شامل ، دفتردادستان ، معاونین ، معاون اجرایی دادستان معاون قضایی دادستان ، روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب مدیریت پیگیریهای ویژه ، آموزش و تحقیقات دادستان ، معاون اموربین الملل دادستان می باشد .
* اختیارات دادستان که به رییس حوزه قضایی تفویض شده بود مجددا به دادستان محول گردید .
* ریاست و نظارت بر ضابطین دادگستری از حیث وظایفی که به عنوان ضابط بر عهده دارند بادادستان است .
* دادسرا که عهده دار کشف جرم ، تعقیب متهم به جرم ، اقامه دعوی از جنبه حق اللهی و حفظحقوق عمومی و حدود اسلامی ، اجرای حکم همچنین رسیدگی به امور حسبیه وفق ضوابطقانونی است به ریاست دادستان می باشد و به تعداد لازم معاون ، دادیار ، بازپرس و تشکیلات اداری خواهد داشت ( بند الف ماده ۳ ق . ا . ق . ت . د . ع . ا )
* دادسرا در هر حوزه قضایی به تناسب امکانات و ضرورت ، جهت انجام تحقیقات ورسیدگی به جرائم و دعاوی خاص تخصیص می یابد .
* دادسراها و دادگاه های عمومی جزایی به جرائم ذیل رسیدگی می نماید :
ـ جرائم اطفال
ـ سرقت و آدم ربایی
ـ صدور چک بلامحل
ـ جرائم صنفی ( خوراکی ، بهداشتی ، داروئی ، و سایر صنوف )
ـ جرائم مربوط به مفاسد اجتماعی
ـ جعل و کلاهبرداری
ـ جرائم کارکنان دولت
* موارد ضرورت جهت رسیدگی در دادسرا و دادگاه های جزائی عبارتند از :
الف ـ دعاوی حقوقی ناشی از جرم .
ب ـ دعاوی جزائی مرتبط با دعاوی خانوادگی .
ج ـ محدود بودن شعب حوزه قضایی به نحوی که به لحاظ جهات رد و معذوریت امکان رسیدگی نباشد .
د ـ سایر موارد به تشخیص رئیس قوه قضائیه یا مقامات مجاز از طرف ایشان .
* رئیس کل دادگستری استان ، رئیس شعبه اول دادگاه تجدیدنظر و رئیس دادگاه های کیفری است و بر دادسرای حوزه آن استان نظارت و ریاست اداری خواهد داشت .
* در غیر مرکز استان ، رئیس شعبه اول دادگاه عمومی ، رئیس دادگستری آن شهرستان است وبر دادسراهای مربوط و دادگاه های مستقر در بخش نظارت و ریاست اداری دارد .
* ارجاع شکایات ، درخواست ها و گزارش های ضابطین به شعب بازپرسی و دادیاری و سایرامور مربوط به دادسرا با دادستان است . معاون دادستان یا دادیاران به ترتیب تقدم در غیاب وی عهده دار انجام تمام یا برخی از وظایف و اختیارات دادستان خواهند بود .
* ارجاع پرونده به بازپرس و یا دادیار در حدود صلاحیت و اختیارات قانونی آنها به تناسب اهمیت موضوع ، تجربه ، تبحر و سابقه کار خواهد بود .
* پرونده هایی که موضوع آنها جرائم مشمول حد زنا و لواط است ، همچنین جرائمی که مجازات قانونی آنها فقط تا سه ماه حبس و یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال و جرائم اطفال مستقیما در دادگاه های مربوط مطرح می شود ، مگر آن که به تشخیص دادستان تحقیقات راجع به سایر جهات ضرورت داشته باشد . ( تبصره ۳ ق . ا . ق . ت . د . ع . ا )
* جرائمی که تا تاریخ اجرای این قانون مستقیما در دادگاه مطرح شده است در همان دادگاه بدون نیاز به کیفرخواست و رسیدگی دادسرا رسیدگی خواهد شد و چنانچه نیاز به انجام تحقیقات و یا اقداماتی جهت کشف جرم باشد دادگاه باید راسا نسبت به انجام آن اقدام نماید ( تبصره ۴ ق . ا . ق . ت . د . ع . ا )
* با ارجاع دادستان یا در غیاب وی معاون دادسرا یا دادیار ، عهده دار انجام تمام یا برخی ازوظایف یا اختیارات قانونی دادستان خواهد بود ( تبصره ۵ ماده ۳ ق . ا . ق . ت . د . ع . ا ) .
* گروه شغلی معاون دادستان و بازپرس > برابر گروه شغلی < > رئیس شعبه دادگاه عمومی < وگروه شغلی > دادیار < برابر گروه شغلی > دادرس علی البدل دادگاه < خواهد بود .
* گروه شغلی > دادستان تهران < برابر گروه شغلی > رئیس کل دادگستری استان تهران < خواهدبود .
* رسیدگی جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا قصاص عضو یا رجم یا صلب یااعدام یا حبس ابد است و همچنین رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی در دادگاه کیفری استان به عمل خواهد آمد .
* رسیدگی به کلیه اتهامات اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام ، شورای نگهبان ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، وزارت و معاونین آنها ، معاونان و مشاوران ، روسای سه قوه ، سفرا ، دادستان و رئیس دیوان محاسبات ، دارندگان پایه قضایی ، استانداران ، فرمانداران و جرائم عمومی افسران نظامی و انتظامی از درجه سرتیپ و بالاتر و مدیران کل اطلاعات استان ها درصلاحیت دادگاه کیفری استان تهران می باشد به استثناء مواردی که در صلاحیت سایر مراجع قضایی است . ( تبصره ماده ۴ ق . ا . ق . ت . د . ع . ا ) . دادستان تهران طی بخشنامه شماره ۸۲/۲۰۱/۲۰ مورخ ۷/۲/۸۲ رسیدگی به اتهامات مذکور در تبصره فوق را در صلاحیت دادسرای رسیدگی به جرائم کارکنان دولت عنوان نموده است .
* رئیس کل دادگستری استان ، رئیس دادگاه کیفری استان می باشد ( ماده ۱۲ ق . ا . ق . ت . د . ع . ا ) .
* دادسرای ناحیه ۱ ( شمیران )
سرپرست ناحیه : آقای کامکار
نشانی : تهران ، خیابان دکتر شریعتی ـ پل صدر ـ پلاک ۲ تلفن : ۲۰۰۵۷۴۰
* این دادسرا در محدوده شهرداری منطقه ۱ و ۳ واقع شده و رسیدگی به جرائم و دعاوی مربوط به این منطقه را برعهده دارد .
* این دادسرا تمامی محدوده کلانتری های تجریش ، دربند ، نیاوران ، اوین ، ازگل ، قلهک ، گاندی و ونک را پوشش می دهد .
* تشکیلات قضایی این دادسرا عبارتند از :
در این دادسرا به غیر از شعب بازپرسی و دادیاری شعب دادگاه های عمومی ذیل نیز مستقرمی باشند .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی میرداماد و شمیران به این دادسرا منتقل گردید .
* دادسرای ناحیه ( ۴ ) ـ رسالت
رئیس واحد قضایی : آقای یزدانی
مدیر دفترکل : آقای فاضلی
نشانی : تهران ، رسالت ، فلکه دوم تهرانپارس ، خیابان جشنواره ، جنب فرهنگسرای اشراق
تلفن : ۷ ـ ۷۳۴۱۰۴۶
* در این دادسرا شعب ۱ تا ۱۷ دادیاری و ۱ تا ۸ بازپرسی مستقر هستند .
* این دادسرا در محدوده شهرداری منطقه های ۴ و ۸ و ۱۳ واقع شده و رسیدگی به جرائم ودعاوی مربوط به این منطقه را برعهده دارد .
* این دادسرا تمامی محدوده کلانتری های پاسداران ، سیدخندان ، فرجام ، تهرانپارس شهرک پردیس ، نارمک و تهران نو را پوشش می دهد .
* شعبه ۱۰۷۸ دادگاه عمومی ( شعبه ۶۰۴ و ۶۰۹ مجتمع قضایی مدرس ) فعلا در این دادسرامستقر است .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی نارمک و رسالت به این دادسرا منتقل گردید .
* دادسرای ناحیه ( ۵ ) ـ صادقیه
رئیس واحد قضایی : آقای رفیعی
مدیر دفتر کل : آقای طاهریان
نشانی : تهران ، فلکه دوم صادقیه ، خیابان آیت الله کاشانی ، بلوار ابوذر
تلفن : ۴ و ۴۰۸۹۷۲۳ و ۶ ـ ۴۰۹۲۹۹۳
* در این دادسرا شعب ۱ تا ۱۲ بازپرسی و ۱ تا ۱۵ دادیاری مستقر هستند .
* این دادسرا در محدوده شهرداری منطقه ۵ و ۲ و ۲۲ واقع شده و رسیدگی به جرائم ودعاوی مربوط به این منطقه را برعهده دارد .
* این دادسرا تمامی محدوده کلانتری های کن ، جنت آباد ، باغ فیض ، شهرزیبا ، آزادی ، شهرک راه آهن ، پاسگاه انتظامی امامزاده داوود ، شهرک قدس ، مرزداران ، نصر و ستارخان را دربر می گیرد .
* شعبه ۱۱۷۰ دادگاه عمومی ( ۱۲۱۱ و ۱۲۱۷ قدیم ) فعلا در این شعبه مستقر است .
* اجرای احکام مجتمع قضایی صادقیه و قدس به این دادسرا منتقل گردید .
* دادسرای ناحیه ۶ ( خارک )
سرپرست ناحیه : آقای احمدآبادی مدیردفتر کل : آقای یادگار
نشانی : تهران ـ خیابان خارک ـ مقابل دانشکده علوم قضایی
تلفن : ۶۷۱۳۲۰۷ ، ۶۷۱۳۲۰۵ ، ۶۷۱۳۲۲۰
* تعداد هفت شعبه بازپرس و ده شعبه دادیاری در این دادسرا مستقر می باشد .
* این دادسرا در محدوده شهرداری منطقه ۶ و ۷ واقع شده و رسیدگی به دعاوی و جرائم این منطقه را برعهده دارد .
* مجمع مذکور تمامی محدوده کلانتری های یوسف آباد ، سنائی ، فلسطین ، انقلاب ، عباس آباد و شهید نامجو را شامل می شود .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی شهید بهشتی و قدوسی به این دادسرا منتق گردید .
* دادسرای ناحیه ( ۷ ) ـ انقلاب تهران
رئیس واحد قضایی : آقای میراحمدی مدیر دفترکل : آقای طاهری
نشانی : تهران ـ خیابان شریعتی ـ نرسیده به چهارراه قصر ـ نبش خیابان معلم
* رسیدگی به کلیه جرائم ذیل در صلاحیت دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی است .
۱ ـ کلیه جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی و محاربه یا افساد فی الارض .
۲ ـ توهین به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری .
۳ ـ توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران یا اقدام مسلحانه و ترور و تخریب موسسات به منظور مقابله با نظام .
۴ ـ جاسوسی به نفع اجانب .
۵ ـ کلیه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر .
۶ ـ دعاوی مربوط به اصل ۴۹ قانون اساسی .
* مرجع تجدیدنظر آراء موضوع پرونده های فوق دیوانعالی کشور است ، مگر در موردجرائم مربوط به مواد مخدر که مرجع تجدیدنظر آنها مطابق مقررات قانونی دادستان کل کشور و رئیس دیوانعالی کشور می باشد .
* دادسرای ناحیه ۹ ( فرودگاه )
سرپرست ناحیه : آقای صابری
نشانی ، فرودگاه مهرآباد ـ جنب گمرک تلفن : ۶۰۸۸۶۹۰۰
دوشعبه دادیاری و یک شعبه بازپرسی در حال حاضر فعال هستند .
* شعبه ۱۱۵۹ در این دادسرا مستقر می باشد .
* این دادسرا به جرائم ویژه فرودگاه رسیدگی می نماید
* دادسرای ناحیه ( ۱۰ ) ـ هاشمی
رئیس واحد قضائی : آقای قاسمی مدیر دفترکل : آقای سیف زرگر
نشانی : تهران ، خیابان آزادی ، روبروی پمپ بنزین ، نبش خوش
تلفن : ۶۹۳۷۶۷۱ و ۶۹۲۰۰۱۸
* در این دادسرا شعب ۱ تا ۵ بازپرسی و شعب ۱ تا ۹ دادیاری و شعبه ۱۱۶۶ ( ۱۱۱۱ و۱۱۱۲ قدیم ) مستقر هستند .
* دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲۳ تهران ویژه نیابت قضایی در این دادسرا مستقر است .
* این دادسرا در محدوده شهرداری منطقه ۹ ، ۱۰ و ۲۱ واقع شده و رسیدگی به جرائم ودعاوی مربوط به این منطقه را برعهده دارد .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی هاشمی به این دادسرا منتقل گردید .
* این دادسرا تمامی محدوده کلانتری های نواب ، هفت چنار و مهرآباد جنوبی را پوشش می دهد .
* دادسرای ناحیه ۱۲ ( ۱۵ خرداد ) ـ کارکنان دولت
سرپرست ناحیه : آقای برداره مدیرکل : آقای ناصری
نشانی : تهران ، خیابان خیام ، چهارراه گلوبندک تلفن : ۲۹ ـ ۳۱۱۱۰۲۶
* تشکیلات اداری و قضایی این دادسرا عبارتند از :
طبقه اول ، د بیرخانه ، ثبت رایانه ، دفترکل دادسرای عمومی و انقلاب ، مسئول خدمات امین اموال دادسرا ، معاون دادستان امور زندان ها ، معاونت قضایی نظارت بر امور زندان ها ، دفترکل دادسرای ناحیه ، اجرای احکام کیفری استان معاون قضایی نظارت بر امورزندان ها ، عفو و بخشودگی ، مرخصی دفتر پیشنیه قضایی ، ثبت عرایض دادسرای عمومی ، ارجاع شکوائیه و ذیحسابی و شعب ۳ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۹ ، ۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۴ .
طبقه دوم ، معاون اجرایی دادستان ، معاون قضایی دادستان ، روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب ، دفتر دادستان ، مدیریت پیگیری هایی ویژه ، آموزش و تحقیقات دادستان ، معاون امور بین الملل دادستان ، معاونین دادسرای عمومی ، معاون دادستان ، سرپرست دایره اظهارنظر ناحیه و شعب ۲ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ، ۹ ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳ بازپرسی
طبقه سوم ، دادسرای کارکنان دولت ، شعبه ۱۰۶۱ دادگاه عمومی ( جانشین شعب ۱۴۰۸ و ۱۴۱۰قدیم ) معاون دادستان اظهارنظر و تعدادی شعب دادیاری و بازپرسی فعال می باشد .
* طبق بخشنامه شماره ۲۰/۲۰۱/۸۲ مورخ ۱۳۸۲/۲/۷ شرح وظایف دادسرای رسیدگی به جرائم کارکنان دولت به شرح ذیل می باشد :
۱ ـ رسیدگی به اتهامات مذکور در ذیل تبصره ماده ۴ قانون اصلاح تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ، مصوب ۱۳۸۰ .
۲ ـ رسیدگی به جرائم مربوط به کتاب و رسانه اعم از مطبوعات ، سینما ، تئاتر و اینترنت
۳ ـ رسیدگی به جرائم ارتشاء و اختلاس کلیه کارکنان دولت و نیروهای مسلح از درجه سرگردبه بالا .
۴ ـ رسیدگی به جرائم شهرداران مناطق تهران و معاونین آنها .
۵ ـ رسیدگی به جرائم اتباع بیگانه به استثناء اتباع کشورهای افغانستان ، هند پاکستان وبنگلادش .
* این مجتمع در محدوده شهرداری منطقه ۱۱ و ۱۲ واقع شده و رسیدگی به جرائم و دعاوی مربوط به این منطقه را برعهده دارد .
* این مجتمع تمامی محدوده کلانتری های بهارستان ، بازار ، مولوی ، جامی ، ابوسعید وزرای را پوشش می دهد .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی امام خمینی ( ره ) ، ولی عصر به این دادسرا منتقل گردیدبا این توضیح که اجرای احکام کیفری ولی عصر فعلا در محل قبلی مستقر است .
* دادسرای ناحیه ۱۴ ( شهید محلاتی )
سرپرست مجتمع : آقای آدابی مدیر دفترکل : آقای رضازاده
نشانی : خ نبرد ، بلوار شهید محلاتی ، بلوار ابوذر ، مابین پل چهارم و پنجم ( محل فعلی مجتمع قضایی شهید محلاتی ) تلفن : ۲ ـ ۳۷۰۲۰۲۱ و ۲ ـ ۳۷۰۸۱۹۱ فاکس : ۳۷۰۵۵۵۲
* به غیر از دادسرا ، تعدادی از دادگاه های عمومی و انقلاب در این مجتمع مستقر می باشند . ( ر . ک به قسمت مجتمع های قضایی )
* این دادسرا در محدوده شهرداری های مناطق ۱۴ و ۱۵ واقع شد ، و رسیدگی به جرائم ودعاوی مربوط به این مناطق را برعهده دارد .
* این دادسرا تمامی محدوده کلانتری های شهداء ، سلیمانیه ، غیاثی ، نبرد ، افسریه ، کیانشهر ، مشیریه و هاشم آباد را پوشش می دهد .
* دادسرای ناحیه ۱۶ ( بعثت )
سرپرست دادسرا : آقای رزم ساز مدیر دفتر : آقای سرکرده
نشانی : میدان رازی ، خیابان هلال احمر ، خ انبار نفت محل فعلی مجتمع قضایی بعثت
تلفن : ۵۶۴۸۶۵۳ ـ ۵۶۵۲۱۹۰ ۵۶۶۲۲۷۶
* این مجتمع تمامی محدوده کلانتری های جوادیه ، نازی آباد ، خزانه ، خانی آباد و نیز یگان انتظامی مستقر در ترمینال جنوب را پوشش می دهد .
* این دادسرا در محدوده شهرداری های مناطق ۱۶ و ۱۹ واقع شده و رسیدگی به جرائم ودعاوی مربوط به این منطقه را برعهده دارد .
* تعداد ۹ شعبه دادیاری و ۳ شعبه بازپرسی در این دادسرا مستقر است .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی بعثت به این دادسرا منتقل گردید .
* دادسرای ناحیه ۱۸ ( شهید مطهری )
سرپرست دادسرای : آقای بختیاری مدیر دفترکل : آقای رستمی جاوید
نشانی : در حال حاضر محل فعلی مجتمع قضایی شهید مطهری ـ جاده ساوه ـ چهارراه
یافت آباد بلوار معلم ـ بعد از میدان ـ پلاک ۲۱۶ تلفن : ۶۲۳۹۹۹۱ ـ ۶۲۲۴۴۶۷
* این دادسرا دارای هشت شعبه دادیاری و پنج شعبه بازپرسی می باشد .
* این دادسرا در محدوده شهرداری های مناطق ۱۷ و ۱۸ واقع شده و رسیدگی به جرایم ودعاوی مربوط به این مناطق را برعهده دارد .
* این دادسرا تمامی محدوده کلانتری های امام زاده حسن ( ع ) یافت آباد ، ابوذر وشهرک ولیعصر را پوشش می دهد .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی مطهری به دادسرای مطهری منتقل یافت .
* شعب ذیل در این دادسرا مستقر می باشد .
۱۱۵۳
۱۱۵۲
۱۱۵۱
۱۱۵۰
۱۱۴۹
۱۱۴۱
شعب جدید
۱۰۱۶
۱۰۱۴
۱۰۱۳
۱۰۱۱
۱۰۰۷
۱۰۰۹
شعب قدیم
* دادسرای ویژه امور جنایی ( ۲۰ )
سرپرست ناحیه : آقای رشادتی مدیر دفترکل : آقای محمودپور
نشانی : خیابان وحدت اسلامی ، پایین تر از چهارراه وحدت اسلامی ، جنب اداره آگاهی
تلفن : ۹ ـ ۵۳۷۵۰۸۸۹ و ۵۳۷۹۴۰۷ فاکس : ۵۳۷۹۴۰۹
* شعب ذیل فعلا در ساختمان این دادسرا مستقر می باشد .
۱۱۵۳
۱۱۵۸
۱۱۵۷
۱۱۵۶
۱۱۵۵
۱۱۵۴
شعب جدید
۱۶۰۷ – ۱۶۰۶
۱۶۰۹
۱۶۰۱
۱۶۰۲
۱۶۰۸
۱۶۰۴
۱۶۰۵ – ۱۶۰۳
۱۶۱۲
شعب قدیم
* در این دادسرا رسیدگی به جرائم سرقت های مسلحانه ، سرقت های دسته جمعی افراد گم شده ، قتل عمد ، سرقت وسائل نقلیه اتومبیل ، موتورسیکلت و دوچرخه ، کیف قاپی ، آدم ربائی ، تعیین اصالت موتورسیکلت و اتومبیل ، همچنین نیابت مربوط به پرونده های سرقت خودرو ، قتل عمد ، آدم ربائی ونیز امور مربوط به اجرای حدود و قصاص در شهر تهران در این دادسرا انجام می شود .
* اجرای احکام کیفری مجتمع قضایی جنایی در این دادسرا مستقر است .
* دادسرای ویژه ارشاد ( ۲۱ )
سرپرست دادسرا : آقای مقدس مدیر دفترکل : آقای صارمی
نشانی : خیابان شهید بهشتی ، خیابان احمد قصیر ، جنب بیمارستان آریا
تلفن : ۸۷۳۹۸۷۵ ، ۸۷۳۹۸۷۷
* پرونده های مربوط به مقابله با تهاجم فرهنگی در تهران بزرگ در این مجتمع موردرسیدگی قرار می گیرد .
* دادسرای ویژه امور اقتصادی ( ۲۲ )
سرپرست دادسرا : آقای موحدی مدیر دفترکل : آقای الهیاری
نشانی : خیابان مطهری ، خیابان میرعماد ، کوچه ۱۱ ، پلاک ۲۸
* این دادسرا رسیدگی به جرائم و دعاوی اقتصادی کلان را برعهده دارد .
* دادسرای امور نیابت ( ۲۳ )
سرپرست دادسرا : آقای فدائی مدیر دفترکل : آقای اسکندری
نشانی : تهران ـ خیابان آزادی ـ نبش خیابان خوش ، دادسرای هاشمی
تلفن : ۶۹۲۰۰۱۸ ـ ۶۹۳۷۶۷۱
* تمامی امور نیابت قضایی در این دادسرا انجام می شود .
* در حال حاضر محل استقرار این دادسرا در طبقه اول دادسرای ناحیه ۱۰ هاشمی واقع است .
* چنانچه تحقیق از متهم یا استماع شهادت شهود و یا معاینه محل ، بازرسی از منزل ، جمع آوری آلات جرم و به طورکلی هر اقدام دیگر در محلی که خارج از حوزه قضایی دادگاه است لازم شود ، دادگاه رسیدگی کننده با اعطاء نیابت قضایی انجام آن را با ذکر صریح موارداز دادگاه آن محل تقاضا می نماید . دادگاه اقدامات و تحقیقات مورد تقاضا را انجام داده واوراق تنظیمی را پس از امضاء با سایر مدارک به دست آمده نزد دادگاه نیابت دهنده اعاده می کند . ( ماده ۵۹ ق . آ . د . ک ) .
* با توجه به ماده ۵۹ ق . آ . د . ک دادستان مکلف است نیابت قضایی را انجام دهد ، النهایه چنانچه انجام امر نیابت را مخالف صریح قوانین یا احکام شرع انور تشخیص دهد می تواندنظر خویش را به دادستان نیابت دهنده برای کسب تکلیف اعلام و چنانچه با این تذکر باز هم مقام نیابت دهنده خواستار انجام نیابت بوده باشد بدیهی است نیابت قضایی با مسئولیت مشارالیه باید انجام پذیرد . ( بهمن کشاور ، محشای احیاء دادسرا ، ص ۱۴۲ ، نظریه مشورتی شماره ۷/۳۲۲ مورخ ۱۳۷۰/۷/۱۴ ) .
* دادسرای اجرای احکام کیفری استان ( ۲۴ )
سرپرست دادسرا : آقای ابوالحسنی
* نشانی : تهران ـ خیابان خیام ، چهارراه گلوبندک ، نبش میدان پانزده خرداد
تلفن : ۳۹۰۰۶۳ ـ ۳۹۰۰۶۰۱
* محل استقرار این دادسرا در طبقه اول دادسرای ناحیه ۱۲ می باشد .
* این دادسرا ویژه اجرای احکام دادگاه های کیفری استان است .
* دادسرای امور سرپرستی ( ۲۵ )
سرپرست دادسرا : حجت الاسلام حاجی نصیری مدیر دفترکل : آقای حجتی
نشانی : تهران ، زیر پل کریمخان ، خیابان ایرانشهر ـ پلاک ۲۱۹
تلفن : ۸۳۱۵۱۱۷ ، ۸۳۰۸۶۵۰
* رسیدگی به امور محجورین ، صغار ، سفیه ، مجنون ، و اموال بلاصاحب و بلاوارث وپرونده های مربوط به خانواده های بی سرپرست در این دادسرا انجام می شود .
* شعبه ۲۴۷ ( ۱۷۱۷ قدیم ) و ۲۴۸ ( ۱۷۱۸ قدیم ) از شعب مجتمع قضایی خانواده یک دراین مجتمع مستقر هستند .
* ۱۹ ـ دادسرای ناحیه ۲۶ ( بومهن )
سرپرست ناحیه : آقای امیدی نشانی ، شهرستان بومهن تلفن ۹ ـ ۵۷۲۷۰۷۷ ـ ۰۲۲
مجتمع های قضائی:
* مجتمع قضایی شهید بهشتی
سرپرست مجتمع : منصور پورنوری
نشانی : میدان فردوسی ، خیابان سپهبد قرنی ، تقاطع سمیه
تلفن : ۷ ـ ۸۸۹۵۹۹۴ فاکس : ۸۸۹۸۰۰۸
* در این مجتمع از شعب ۱ تا ۴۵ دادگاه های عمومی مستقر هستند .
* این مجتمع به دعوایی حقوقی مناطق ۳ ، ۶ ، ۷ ، ۱۱ و ۱۲ رسیدگی می نماید .
* اداره ورشکستگی در این مجتمع مستقر می باشد .
* پرونده های شعب ۱ تا ۱۰ و ۱۴ و ۱۶ و ۴۸ مجتمع قضایی امام خمینی ( ره ) و ۱۰۱ ، ۱۰۳ ، ۱۰۶ و۱۰۹ مجتمع قضایی ولیعصر و ۲۰۱ ، ۲۰۲ ، ۲۰۳ ، ۲۰۵ ، ۲۰۷ ، ۲۰۹ ، ۲۱۱ ، ۲۱۳ ، ۲۱۴ ، ۲۱۶ ، ۲۲۲ ، ۲۲۶ و ۲۲۷ مجتمع قضایی بهشتی به مجتمع قضایی بهشتی منتقل و مطرح رسیدگی می باشد .
* اجرای احکام مدنی مجتمع قضایی میرداماد ، امام خمینی ( ره ) و قدوسی به این مجتمع منتقل گردید .
* شعبه ۴۵ در اداره سرپرستی مستقر می باشد .
* تشکیلات قضایی این مجتمع عبارتند از :
۵
۴
۳
۲
۱
شعبه
۶
۳۰۳ – ۴
۳
۲
۱
شعبه قدیم
۱۰
۹
۸
۷
۶
شعبه جدید
۱۰۶
۱۰۳
۱۶
۱۴
۷
شعبه قدیم
۱۵
۱۴
۱۳
۱۲
۱۱
شعبه جدید
۲۰۹
۲۰۷
۲۰۵
۲۰۳
۲۰۱
شعبه قدیم
۲۰
۱۹
۱۸
۱۷
۱۶
شعبه جدید
۲۲۳
۲۲۲
۱۰۹
۲۱۶
۲۱۱
شعبه قدیم
۲۵
۲۴
۲۳
۲۲
۲۱
شعبه جدید
۴۰۴
۴۰۱
۳۱۱
۳۱۰
۳۰۱
شعبه قدیم
۳۰
۲۹
۲۸
۲۷
۲۶
شعبه جدید
۵
۱۰۱
۴۸
۳۵
۴۱۴
شعبه قدیم
۳۵
۳۴
۳۳
۳۲
۳۱
شعبه جدید
۴۰۶
۲۱۴
–
۲۱۴
۲۱۳
شعبه قدیم
۴۰
بازدید
۳- الف مسئولیت فردی افراد
۳- ب مسئولیت موسسات تجاری و غیر تجاری .
از جمله استثنائات تمام بیمه نامه های مذکور استثناء کردن و یا تحت پوشش قرار ندادن مسئولیت حرفه ای افراد میباشد . زیرا این ریسک اساسا" متفاوت است . ریسکهای تحت پوشش بیمه نامه های مذکور میباشد . بنابراین ، اغلب متخصصین و شرکتهای بیمه آنرا تحت عنوان جداگانه ای از زیرمجموعه بیمه های عمومی طبق بندی میکنند .
بیمه مسئولیت حرفه ای حسابداران رسمی
اصولا" امکان صدور این بیمه نامه فقط بعد از تشکیل جامعه حسابداران رسمی و تهیه و تدوین قوانین و مقررات لازم بوجود آمده است . زیرا در این زمان ، امکان بوجود آمدن تشکلی حرفه ای و ارایه وظایفی در این زمینه مهیا شده است . در نتیجه ، مسئولیت حرفه ای برای اعضاء و نیز همانگونه که در ادامه مشاهده خواهد شد شرایط لازم برای ارایه این بیمه نامه به معرض ظهور پیوسته است . از جمله شرایط بوجود آمده برای تشکل حرفه ای مذکور موارد زیر میباشد :
۱- مسئولیت خدمت به جامعه .
۲- مجموعه ای پیچیده از دانش .
۳- استانداردهای ورود به حرفه و رعایت آیین رفتار حرفه ای
۴- نیاز به اعتماد جامعه .
بر این مبنا در ادامه و بر اساس مبانی نظری و حقوقی مربوط ،روند طراحی قرارداد بیمه نامه مذکور ارایه خواهد شد.اصولا"صدور این بیمه نامه بر اساس قانون مصوب ۱۳۱۶ بنابر پیشنهاد بیمه گذار(حسابدار رسمی ) ،قانون مدنی و سایرقوانین و مقررات مربوطه خواهد بود .طبق ماده ۳قانون بیمه ، در قرارداد بیمه باید امورذیل بطور صریح قید شود:
1- حادثه یا خطراتی که عقد بیمه به مناسبت آن به عمل آمده است.
2 – موضوع بیمه
3- تاریخ انعقاد قرارداد
4– ابتدا وانتهای بیمه
5- بیمه گر و بیمه گذار
6-حق بیمه
7- میزان تعهد بیمه گر در صورت وقوع حادثه . در ادامه هر کدام ازبندهای مذکور بجز بند ۶ به علت بیان آن در قسمت تسهیم ریسک ، توضیح داده خواهد شد .
ریسک ناشی از مسئولیت حرفه ای حسابداران رسمی
حسابداران رسمی ارایه دهنده خدمات متنوعی میباشند که هر کدام از آنها میتواند متضمن خطراتی برای آنها باشد . هر کدام از این ریسکها میتواند منجر به مسئولیت قانونی آنها بشود. در این مورد اساسنامه ( پیشنهادی ) جامعه حسابداران رسمی خدمات اعضاء را به خدمات تخصصی و حرفه ای و سایر خدمات مرتبط تقسیم کرده است . این تقسیم بندی به منظور تفکیک کردن وظایف آنها بر اساس آیین نامه اجرایی تبصره (۴) از سایر خدمات قابل ارایه توسط اعضاء میباشد . طبق توافقی که بین حسابدار رسمی و شرکت بیمه بعمل خواهد آمد باید پوشش وظایف ارایه شده ، مشخص گردد . وظایف قانونی افراد حرفه ای از جمله حسابداران رسمی به دو قسمت تقسیم میشود (۱) انجام خدماتی که برای آنها استخدام شده اند (وظایف قراردادی ) (2) ارایه خدمات مطابق با استانداردهای رفتاری مناسب بر این اساس، سه نظریه مرسوم در ارتباط با طرح ادعای خسارت علیه حسابداران رسمی شکل گرفته است. نظریه های مذکور شامل نظریه نقض قرارداد شبه جرم (روابط غیرعادی ) و نقض قوانین موضوعه میباشد .
نظریه نقض قرارداد
این نظریه بر مبنای رابطه حقوقی بین حسابدار رسمی و مشتریان وی میباشد . این رابطه حقوقی در حقیقت ، اساس مسئولیتها و حقوق حسابدار را تعیین میکند. اساسا" صاحبکار و اشخاص ثالث ذی نفع ، یعنی کسیکه نه متعهد است و نه متعهدله اما به عنوان دارنده حقوق مشخص در قرارداد از آن نام برده شده یا منظور طرفین قرارداد بوده ، میتواند طرح ادعای خسارت بخاطر نقض قرارداد از طرف حسابدار رسمی را بنمایند . به هر صورت ، متعهد در صورت عدم انجام تعهد خود با انجام ناقص یا تاخیر در انجام آن ملزم به جبران زیان وارده به طرف دیگر قرارداد خواهد بود مگر آنکه ثابت کند عدم انجام تعهد یا موارد ذکر شده دیگر ناشی از قوه قاهره ( فورس ماژور) بوده است .
نظریه شبه جرم (مسئولیت غیر قراردادی یا ضمان قهری )
افراد معمولا" می توانند درگیردو نوع خطا یا اشتباه ، یعنی خطای عمومی و خصوصی بشوند. خطای عمومی،یعنی نقض قوانینی که برروی روابط افراد و بقیه جامعه حاکم میباشد .این خطا را جرم مینامند. خطای خصوصی به معنی تجاوز به حقوق دیگران می باشد و مسئولیت حاصله را مسئولیت مدنی می نامند. خطای خصوصی را شبه جرم نیز می نامند. شبه جرم خود خود به دونوع شبه جرم عمدی و غیرعمدی تقسیم می شود. شبه جرم های غیرعمدی ناشی از سهل انگاری(تقصیر) و بی توجهی می باشد . بیمه مسئولیت بندرت درگیرغرامت های قانونی ناشی ازرفتار محرمانه یا شبه جرم با قصد می شود و اصولا" شبه جرم های غیر عمدی ، سهل انگاری را پوشش می دهد زیرا بیمه مکانیسمی بدای مقابله با ریسک می باشد و ریسک و حادثه در برگیرنده اقدامی احتمالی یا غیرعمدی است. ارتکاب به شبه جرم این حق را به کسی که به حقوق وی تجاوز شده می دهد تا بخاطر خسارت وارده ادعای خسارت بنماید. اقدام مذکور را اقدامی مدنی و مسئولیت فرد را مسئولیت مدنی وی می نامند. مسئولیت مدنی به دو شاخه قراردادها (رابطه حقوقی) و شبه جرم ها تقسیم میشود . آسیب دیدگان بر اساس مسئولیت مدنی افراد از جمله حسابداران رسمی و بر مبنای رابطه حقوقی یا قاعده شبه جرم ها میتوانند ادعای خسارت ناشی از سهل انگاری آنها بنماید . البته از دیدگاه حقوقی ، فرایند طرح دعوا بر اساس رابطه حقوقی یا شبه جرم ها با همدیگر متفاوت خواهد بود .اگرچه دکترین های متعددی دررابطه با سهل انگاری بوجود آمده ولیکن بسط و توسعه اولیه آن از طریق حقوق عمومی بوده است. اصل اساسی حقوق عمومی این است که اغلب مردم در مقابل رفتار خود متعهد می باشند تا همانند یک فرد معقول و محتاط عمل نمایند.به عبارت دیگر، سهل انگاری عبارت است از تخطی از وظایف قانونی در مورد آن میزان دقت که هر شخص صالحی در شرایط مشابه آنچه به خسارت می انجامیده اعمال می کرد. در مورد وظایف تخصصی و حرفه ای ذکر شده در قبل برای حسابداران رسمی، سهل انگاری عبارت است از انجام ندادن وظایف تخصصی و حرفه ای و آئین رفتار مذکور خواهد بود . رعایت این موارد را برای وظایف تخصصی و حرفه ای حسابدار رسمی ماده ۴ آئین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده ازخدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذیصلاح به عنوان حسابدار رسمی- مصوب ۱۳۷۹ هیئت وزیران- بصورت صریح درخواست کرده است.
بازدید
درروش های آماری براساس شمارش ویژگی های موردنظر ویادگیری الگوی خلاصه سازی برای هرجمله امتیازی درنظر گرفته می شود وجملات مهم ترکه امتیاز ویادگیری الگوی خلاصه استخراج می شوند.اولین روش یادگیری نظارتی توسط Kupie cetal انجام شد دراین روش ازاحتمال وجود یک جمله رادرخلاصه باتوجه به تصاویر ویژگیهای موردنظرش استخراج میکرد.روش های نظارتی دیگر روزمره درحال تحقیقات گسترده هستند Chauny وبانک الگوریتم های زیادی رابرای جداسازی واستخراج جملات استفاده کردند.
همانطور که ذکرشد هرقاعده شامل یک مقدمه است که ابزارآن توسط عملکردخای AMP ،OR به هم مربوط ده اند درروش ؟؟؟ ازعملکرد MIN برای amp ازعملکرد MAN برای OR استفاده میکنیم هرقاعده ای که تحت مقدمه آن درجه ؟؟؟؟؟داشته باشد فعال می شود بنابراین اگر ازتوابع ؟؟ گاوسی استفاده کنیم توام قواعد فعال خواهدشد اگر ق.اعد نازی توسط عملکردOR به هم مربوط شده باشند برای ترکیب (Aggergation) قواعد فعال شد ( یعنی بدست آوردن یک خروجی واحد ازروی خروجیهای این قواعد) مالکزیم خروجیهای قواعد رابدست می آوریم.
روش فوق رااستنباح – man – min می نامیم روش دیگر – ?um – Prod است که درآن ازحزب برای عملکرد AND وازجمع برای عملکرد OR استفاده می آوریم.
مرحله غیر فازی سازی:
درمرحله غیرنازی سازی (Depazzificalion) باتوجه به سطحی که درمرحله استنتاج بدست آمده است.مقداری حقیقی برای خروجی بدست می آوریم روشهای مختلفی برای غیر فارسی سازی وجوددارد که پرکاربردترین آنها روش گرانیگاه (centero f Avermy) است. گرانیگاه سفت کننده سطح میانگین تمام مقادیری بیشترین ؟؟؟عضویت هستند ،کوچکترین مقداری که دارای بیشترین درجه عضویت است. بزرگترین مقداری که دارای بیشترین درجه عضویت است.
در منطق کلاسیک یک عنصر یا متعلق به یک مجموعه هست و یا نیست به عبارت دیگر درجه عضویت هر عنصر در یک مجموعه مفروض یافته است و یا یک اما در منطق فازی درجه عضویت هر عنصر عددی بین صفر و یک است.
دلایل بهره گیری از منطق فازی بیشتر مدول سازی یک سیستم به شدت غیرخطی و بدون داشتن مدل ریاضی است.
مراحل پیاده سازی سیستم فازی:
۱- مرحله فازی سازی:
مرحله فازی سازی مرحله تعریف مجموعه های فازی برای متغیرهای ورودی و خروجی است برای تعریف این مجموعه های فازی باید دانش اولیه ای از دانه تعریف هر کدام از این متغیرها را داشته باشیم.
اولین مرحله کل فضای ورودی را می توان با توابع خاصی تقسیم بندی کرد. که این توابع عبارتند از:
۲- مرحله استنتاج:
در مرحله استنتاج، تعدادی قاعده فازی به وجود می آوریم و با استفاده از این قواعد تعداد سیگنال کنترل را با توجه به مقدار خطا و مشتق آن محاسبه می کنیم هر قاعده فازی شامل دو قسمت است یک قسمت مقدم به صورت (اگر …) و یک قسمت نتیجه به صورت (آنگاه ….)
خلاصه سازی با شبکه عصبی:
همان طور که قبلاً گفته شد اولین گام انتخاب ویژگی های مورد نظر است.
در این روش و روش بخش بعدی از این ویژگی ها استفاده می کنیم.
۱- تعداد تکرار کلمات عنوان از متن
۲- آیا جمله اول پاراگراف است
۳- آیا جمله آخر پاراگراف است
۴- تعداد کلمات در جمله
۵- تعداد کلمات کلیدی در جمله
۶- تعداد کلماتی مانند خیلی بیشترین و …
در بخش استخراج ویژگی ها از visual C++(6) استفاده شده است دلایل این کار این است که اولاً با آرایه ها در C بسیار آسان تر از زبان های دیگر است بر سرعت بالای پردازش از Visual c در مقایسه با MATIAB و ویژگی بسیار متمایز و دلیل اصلی این استفاده این بود که چون هدف طراحی یک نرم افزار برای زبان فارسی بود و در این راستا Visual C++ امکانات مناسبتری را به برنامه نویس می داد. هر چند به علت اینکه بقیه کار با MATLAB7 انجام شده بود و فراخوانی این کامپایلر مشکل می شد اما به دلایل نامبرده شده ترجیح داده شد تا از این زبان برنامه نویسی استفاده کنیم.
خروجی این برنامه فایل مطلبی بود که به راحتی سوخت مورد نیاز برای شبکه عصبی که اساس اصلی کار بود را فراهم می نمود.
Baxendale در [ ] بیان داشت که جملاتی که در ابتدا و آخر پاراگراف ها بیان می شود جملات خوبی برای خلاصه هستند و همچنین Baxendale نشان داد که جملات خیلی کوتاه هم اطلاعات مفیدی برای خلاصه ندارند.
ویژگی اول بیان داشت تعداد کلمات عنوان در متن احتمال مربوط بودن به مفهوم متن را افزایش می دهد و در این ویژگی عنوان متن را در یک فایل ذخیره کرده فایل را به صورت آرایه ای خوانده و در جمله متن تعداد کلمات مشابه را پیدا کرده و شمارش می کنیم که این یک ویژگی بسیار مهم است که به استخراج جملات مربوط کمک می کند.
لازم به تذکر است تنها محدودیتی که در این روش وجود دارد ساختار اوست جمله بندی است به عنوان مثال در متن های رسمی پاراگراف با چند فاصله از ابتدای خط آغاز می شود و این تنها ویژگی مشخصه پاراگراف است به این ترتیب پاراگراف ها را پیدا می کنیم و سپس جمله اول هر پاراگراف و جمله آخر آن را به صورت صفر اگر جمله اول نباشد و آخر هم نباشد یک اگر جمله اول باشد دو اگر جمله آخر پاراگراف باشد بیان می داریم همان طور که در مراجع بیان می شود [ ] جملات بسیار کوتاه جملات مناسبی برای ما نیستند. لذا با شمارش تعداد کلمات موجود در متن می توان از آنها نیز پرهیز کرد.
بازدید
بازدید
بازدید
مقام و منزلت علی علیه سلام
جابربن عبدااله انصاری گفت: ما در کنارخانه خدا در خدمت رسول خدا ()ص() نشسته بودیم که علی به سوی ما آمد. هنگامی که چشم پیامبر )ص( به او افتاد فرمود: برادرم به سراغ شما می آید. و سپس رو به کعبه کرد و گفت: به خدای این کعبه قسم که این مرد و شیعیانش در قیامت رستگارند.
بعد رو به کرد و فرمود: او قبل از همه شما به خدا ایمان آورد، و قیام او به فرمان خدا بیش از همه شماست، وفایش به عهد الهی از همه بیشتر، قضاوتش به حکم الله نزدیکتر مساواتش در تقسیم بیت المال از همه زیادتر، عدالتش درباره رعیت از همه فزون تر، و مقامش نزد خدا از همه بالاتر است.
جابر گفت در اینجا آیه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه نازل شد و پس از آن هنگامی که علی )ع( می آمد اصحاب پیامبر )ص( می گفتند: بهترین مخلوق خدا بعد از رسول الله آمد.
زهد علی علیه السلام
سوید بن غفله گفت: بعد از آنکه امام علی )ع( به خلافت رسید، به محضر ایشان وارد شدم، دیدم امام )ع( روی حصیر کوچکی نشسته اند و در خانه ایشان جز حصیر چیز دیگری ندیدم. عرض کردم یا امیر المومنین بیت المال در دست شماست ولی از مایحتاج چیزی در این منزل نمی بینم!
فرمود: ای سوید شخص عاقل در خانه ای که از آنجا کوچ خواهد کرد اثاث تهیه نمی کند، برای ما خانه امنی است(آخرت) که بهترین مطاع و اثاث و کالای خود را به آنجا فرستادیم و ما هم به همین زودی به آنجا رهسپار خواهیم شد.
رشوه یا هدیه ؟
اشعث بن قیس برای پیروزی بر طرف دعوای خود در محکمه عدل علی (ع) متوسل به رشوه شد و شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ به در خانه علی ()ع() آورد و نام آن را هدیه گذاشت علی (ع) برآشفت و فرمود: سوگواران بر عزایت اشک بریزند، آیا با این عنوان آ‚ده ای که مرا فریب دهی و از آئین حق بازداری؟ بخدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنجه در زیر آسمانهای آنهااست به من دهند که پوست جوی به ظلم از دهان مورچه ای برگیرم، هرگز نخواهم کرد، دنیای شما از برگ جویده ای در دهان ملخ برای من کم ارزش تر است، علی را با نعمتهای فانی و لذتهای زودگذر چه کار؟
نهج البلاغه
کتاب شریف و ارزشمند نهج البلاغه، مجموعه سخنان برجسته امام علی )ع( است که سید رضی متولد ۳۵۹ هجری قمری از دانشمندان بزرگ شیعی می باشد آنها را انتخاب و جمع آوری نموده است و به آن نام نهج البلاغه یعنی راه و روش بلاغت داده است. نهج البلاغه را اخ القران گفته اند. کتاب نهج البلاغه دارای سه بخش می باشد که عبارتند از:
۱- بخش خطبه ها: در این بخش علاوه بر خطبه ها، قسمت های مهمی از سخنان برگزیده آن حضرت که به منزله خطبه است گرد آوری شده است. تعداد این خطبه ها را طبق تنظیم سید رضی ۲۳۹ و طبق شماره گذاری دیگر ۲۴۱ خطبه نوشته اند.
۲- نامه ها: در این بخش نامه های امام علی علیه السلام به فرمانداران و استانداران و بعضی اشخاص گرد آوری شده است. تعداد نامه ها و عهد نامه های نهج البلاغه ۷۹ عدد می باشد.
۳- کلمات قصار(کوتاه و حکمت آمیز): در این قسمت ۴۸۰ جمله کوتاه و حکمت آمیز درباره موضوعان مختلف گرد آوری شده است.
• مصدر روایت: پیامبر اسلام (ص)
• راوی: ابان از سلیم
• زمان: سالهای سکوت
• مکان: مدینه
• موضوع: فضائل علی (ع)
• فضایل علی: مقام و منزلت او نزد خدا و رسول و امت اسلامی
• ولایت علی متمم و مکمل ایمان است، ایمان در ظرف ولایت قوام و دوام می یابد.
متن
ابان از سلیم بن قیس نقل کند که گفت: شنیدم که علی )ع( می گوید: از رسول خدا مرا ده مقام و منزلت است که هر کدام شان مرا بی نهایت خوشحال می سازد.
به حضرتش گفته شد: ای امیر مؤمنان! آنها را برای ما بیان کن!
فرمود: رسول خدا )ص( به من فرمود:ّ ای علی! تو برادری، دوست همدمی، تو وصی تو وزیری، تو جانشین من در خاندان و مالی و در هر چه و هر جا که نباشم هستی. مقام تو نزد من مانند مقام من نزد پروردگارم است، تو جانشینم در میان امتم هستی، دوست تو دوستم است و دشمن تو دشمنم، تو امیر مؤمنان و سرور مسلمانان پس از من هستیّ . سپس علی )ع( به اصحابش رو کرد و فرمود: ای گروه یاران! به خدا سوگند در هیچ کاری پا جلو ننهادم مگر به آنچه رسول خدا در آن با من عهد بسته بود. خوشا به حال کسی که دوستی ما خاندان در قلبش جای یافته است تا با دوستی ما ایمان در قلبش همچون کوه احد پا برجا و استوار شود و هر کس دوستی ما را در دل نداشته باشد ایمان در دلش محو می شود آن گونه که نمک در آب حل می گردد.
به خدا سوگند و باز هم به خدا سوگند! در میان جهانیان یادی از یاد من برای رسول خدا دوست داشتنی تر نیست و نماز بر دو قبله چون نماز من نیست چرا که هنوز کودک و نابالغ بودم که نماز می خواندم، و فاطمه پاره تن رسول خدا )ص( همسرم است، فاطمه ای که در زمان خویش چون مریم دختر عمران در زمان او است. و نکته سوم را به شما بگویم که : حسن و حسین فرزندان این امت هستند، آن دو نسبت به محمد )ص( مانند دو چشم نسبت به سر می باشند و من جای دو دست برای بدن را دارم و فاطمه جای قلب را در بدن دارد. ما همانند کشتی نوح هستیم که هر کس بر آن درآید نجات یابد و هر کس از آن عقب ماند غرق گردد.
– این روایت در منابع زیر نیز آمده است:
صدوق/خصال. باب ۱۰،ح۶،۷،۸+ صدوق/امالی۴۸+ طوسی/ امالی ۸۵+ بحار۳۹/۳۵۲،۳۳۷،۳۳۸
• مصدر روایت: پیامبر اسلام (ص)
• راوی: ابان از سلیم از سلمان، ابوذر و مقداد
• زمان نقل: سالهای سکوت (سال ۱۶ه)
• مکان: مدینه
• موضوع: فضائل علی (ع)
• قلمر و آگاهی و دانش رسول خدا
• خویشاوندی پیامبر و علی
• فضائل علی
• مبانی امامت علی و آل (ع)
متن
ابان بن ابی عیاش از سلیم بن قیس و او از سلمان و ابوذر و مقداد نقل کند که : گروهی از منافقان گرد هم آمدند و گفتند : محمد دارد ما را از بهشت و نعمتهایی که خداوند برای دوستان و بندگان فرمانبردارش آماده کرده و از دوزخ و خفت و خواری که خداوند برای دشمنان و بندگان نافرمانش فراهم ساخته خبر می دهد، اگر راست می گوید ما را از پدران و مادران ما خبر دهد و بگوید که بهشتی هستیم، یا دوزخی و از آنچه که دیر یا زود در همین دنیا روی خواهد داد.
این سخن به رسول خدا )ص( رسید، به بلال فرمود که ندای نماز جماعت دهد، مردم بسیار گرد آمدند تا که مسجد انباشته شد و جا بر آنان تنگ آمد. رسول خدا )ص( خشمناک بیرون شد و در حالی که دستها و پاهایش از پیراهن برون زده بود بر منبر شد، سپاس و ستایش خدای گفت و فرمود: ای مردم! من هم آدمی مانند شما هستم که فقط پروردگارم به من وحی می کند و مرا به آنجام رساندن پیامش مخصوص گردانیده و به نبوتش برگزیده و بدین سان مرا بر همه فرزندان آدم برتری داده و مرا هر آنچه بخواهد از غیب آگاه می کند، پس هر چه می خواهید از من بپرسید.
مردی مؤمن و خدا و رسول دوست، برخاست و گفت: ای پیامبر خدا! من که هستم؟ فرمود: تو عبدالله بن جعفر هستی، رسول خدا ))ص(( او را فرزند پدرانش دانست. آن مرد خوشحال برجایش نشست.
سپس مردی منافق و بیمار دل و دشمن خدا و رسولش برخاست و گفت: ای رسول خدا! من چه کسی هستم؟
فرمود: تو فلانی پسر فلانی، چوپان بنوعصمه که بدترین شاخه قبیله ثقیف هستند می باشی. آنان نافرمانی خدا کردند، خداوند هم خوارشان نمود. آن مرد نشست و بدین سان خدای خوارش نمود و در برابر چشم همه رسوایش کرد، چرا که مردی پیش از این شکی نداشتندکه وی از دلاوران و بزرگان قریش است.
سپس فرد سومی برخاست که منافق و بیماردل بود گفت: ای رسول خدا! بهشتی ام یا دوزخی؟ فرمود: دوزخی هستی! آن مرد نشست و خداوند خوارش نمود و در برابر همه رسوایش کرد.
عمر بن خطاب برخاست و گفت: ما خوشنودیم که خداوند پروردگار ما و اسلام دین ما و تو ای رسول خدا پیامبر ما هستی، و به خدا پناه می بریم از خشم او و رسولش، از ما در گذر ای رسول خدا خدای از تو در گذرد، عیب ما را بپوشان خدای تو را بپوشاند. رسول خدا فرمود: خوب! بعد از این حرفها، سئوالی هم داری؟ عمر گفت: ای رسول خدا! خواهان عفو امت هستم.
علی بن ابی طالب ))ع(( برخاست و گفت: ای رسول خدا! نسبم را بفرما که من چه کسی هستم تا مردم خویشاوندی مرا با تو بدانند.
فرمود: ای علی! تو و من از دو شط نور خلق شدیم که از زیر عرش تابیده بودند و تقدیس خدای می کردند، و این دو هزار سال پیش از آفرینش خلق بود، سپس از آن دو شط نور دو قطره آب زلال سپید به هم پیچیده پدید آمد و سپس آن دو قطره آب زلال در اصلاب بزرگوار و ارحام پاکیزه و پاک منتقل گردید تا که نیمی از آن در صلب عبدالله و نیمی در صلب ابوطالب قرار گرفت و من شدم و تو شدی و این فرموده خداوند است که :ّ او است خدایی که آفرید از آب بشری را، و او را دارای سبب و نسب کرد، پروردگارت توانا استّ. ای علی! تو از منی و من از تو، گوشت تو با گوشتم، خون تو با خونم در آمیخته، تویی رابطه میان خدا و خلقش پس از من هر کس ولایت تو را انکار کند رابطه میان خویش و خدا را بریده است و از دوزخیان است، ای علی! خداوندجز به وسیله من و سپس به وسیله تو شناخته نشود، هر کس ولایت تو را انکار کند پروردگاری خداوند را انکار کرده است، ای علی! تو پس از من نشانه بزرگ خداوند در زمین هستی، تو رکن اکبری در قیامت، هر کس در سایه تو پناه گیرده رستگار است، زیرا بندگان خدا را تو حساب رسی، میزان میزان تو است، صراط صراط تو است، جایگاه جایگاه تو است، حساب حساب تو است، هر کس به تو رو کند نجات یابد و هر کس با تو مخالفت کند تباه و هلاک شود، خدایا گواه باش، خدایا گواه باش. سپس حضرتش از منبر به زیر آمد.
– این روایت در منبع زیر نیز آمده است:
بحار۲۲/۱۴۷
• مصدر روایت: پیامبر اسلام (ص)
• راوی: ابان از سلیم از ابوذر
• زمان نقل: سالهای سکوت
• مکان: مدینه
• موضوع: فضائل علی (ع)
• کیفیت: روایت تبلیغاتی رادیکالیزم دوره حضور
متن
ابان بن ابی عیاش از سلیم بن قیس نقل کند که گفت: به ابوذر گفتم: خدای بیامرزدت، شگفت انگیزترین سخنانی را که از رسول خدا درباره علی بن ابی طالب شنیده ای برایم تعریف کن. گفت: شنیدم که رسول خدا می فرماید: ّ پیرامون عرش نود هزار فرشته اند که تسبیح و عبادتی جز فرمانبری از علی بن ابی طالب و بیزاری از دشمنانش و طلب آمرزش برای پیروانش ندارند.ّ
گفتم: خدای بیامرزدت، جز این، گفت: شنیدم که می فرمود: خدای جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به اطاعت از علی و بیزاری از دشمنانش و آمرزش برای پیروانش، مخصوص گردانیده استّ
گفتم: خدای بیامرزدت جز این، گفت: شنیدم که رسول خدا می فرمود:ّ خداوند هماره در هر امتی که پیامبری مرسل داشته، بر آنان به حقانیت علی احتجاج می کند، هر کدام شان که علی شناس تر باشند، بزرگترین مقام را نزد خداوند دارندّ
گفتم: خدای بیامرزدت، جز این، گفت: چرا، شندیم که رسول خدا )ص( می فرمود: اگر من و علی نبودیم، خداوند شناخته نمی شد، اگر من و علی نبودیم خداوند عبادت نمی شد، اگر من و علی نبودیم ثواب و عقابی نبود، میان خدا و علی پرده و پوششی در کار نیست، علی پرده و پوشش میان خدا و خلقش استّ.
سلیم گفت: سپس از مقداد پرسیدم و گفتم: خدای بیامرزدت، برترین سخنی را که از رسول خدا درباره علی بن ابی طالب )ع( شنیده ای برایم تعریف کن. گفت: شنیدم از رسول خدا )ص( که می فرمود: خداوند در قلمرو قدرت و حکومت خویش یکی است، انوارش را که پیشوایان معصوم باشند به بندگانش می شناساند، سپس امر خویش را به آنان واگذار می کند و بهشت خویش را بر آنان مباح ساخته است. هر کس از انس و جن را که بخواهد قلبش را پا گرداند ولایت علی بن ابی طالب را به وی می شناساند، و هر کس را که بخواهد قلبش را تیره و تار گرداند او را از شناخت ولایت علی بن ابی طالب محروم می سازد، به آن که جان به دست او است سوگند! آنچه باعث شد تا خداوند آدم را بیافریند و در او از روح خویش بدمد و توبه اش را بپذیرد، و او را به بهشتش بازگرداند، فقط نبوت من و ولایت علی بن ابی طالب بود. به آن که جانم به دست او است. به خاطر نبوت من و اقرار به ولایت علی پس از من، ملکوت آسمانها و زمین به ابراهیم نشان داده شد. به آن که جانم به دست او است سوگند. به خاطر نبوت من و شناخت علی پس از من بود که موسی در گهواره سخن گفت و عیسی بر جهانیان معجزه نشان داد. به آن که جانم به دست او است سوگند! هیچ پیامبری به نبوت نرسید مگر بر اثر شناخت خداوند و اقرار به ولایت ما و هیچ آفریده ای شایستگی شناخت خدا را نیافت مگر با اعتراف و اقرار به عبودیت برای خدا و اقرار به ولایت علی پس از من!.
مقداد خاموش شد، گفتم: خدای بیامرزدت، جز این؟ گفت: چرا، شنیدم که رسول خدا ))ص(( می فرمود: علی معیار دیانت این امت وگواه بر آن وسرپرست حساب رسی آن است. علی است آن قله بزرگ و شاهراه روشن حق و راه راست خداوند پس از من، به وسیله او از گمراهی راه یابند و از نادانی آگاه شوند و نجات یابند و به هنگام مرگ آرام گیرند و از هراس بیاسایند و بدیها پاک شود و عذاب برطرف گردد و رحمت نازل شود. او چشم بینا و گوش شنوا و زبان گویای خدا در میان خلقتش است، دست گسترده رحمت خدا بر سر بندگانش است، جلوه او بر گستره آسمانها و زمین است، ریسمان نیرومند و استوار او است، عروه الوثقای ناگسستنی او است، دروازه او است که از آن درآیند، خانه او است که هر که درآید در امام باشد. در رستاخیز نشانه او برصراط است، هر کس او را شناسد به بهشت درآید و هر کس او را انکار کند به دوزخ درافتد.
– این روایت در منبع زیر نیز آمده است: بحار ۴۰/۹۵
• مصدر روایت: سلمان فارسی
• راوی: ابان از سلیم از سلمان
• زمان نقل: سالهای سکوت (سال ۱۵ه)
• مکان: مدینه
• موضوع: فضائل علی (ع)
• کیفیت: رویات تبلیغاتی رادیکالیزم دوره حضور
متن:
ابان از سلیم بن قیس نقل کند که گفت: شنیدم که سلمان فارسی می گوید:
ّ همانا که علی دری است که خداوند آن را گشوده است، هر که در ان درآید در امان باشد و هر که از آن در شود کافر باشد.ّ
– این روایت در منابع زیر نیز آمده است:
کلینی/کافی ۲/۳۸۸،۳۸۹+ارشاد القلوب ۱۷۹+ بحار ۴۰/۹۷،۷۶
• مصدر روایت: پیامبر اسلام (ص)
• راوی: سلیم از جابر بن عبدالله
• زمان حادثه: سالهای حیات رسول در مدینه
• مکان حادثه: مدینه، مسجد پیامبر
• زمان نقل: سالهای سکوت
• مکان: مدینه
• موضوع: فضائل علی (ع)
متن
سلیم از جابر بن عبدالله انصاری نقل کند که گفت: روزی در مسجد پیامبر بودیم که رسول خدا )ص( در حالی که در دستش طنابی از لیف خرما بود، از خانه در آمد و بر ما گذشت. آن را بر ما می نواخت و می فرمود: در مسجد نخوابید. جابر گفت: از مسجد در آمدیم و علی )ع( خواست که با ما بیرون رود. رسول خدا )ص( فرمود: ای برادر کجا می روی؟ آنچه برای من در مسجد حلال است برای تو نیز حلال است، تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی هستی، همانا که خداوند به موسی فرمود: تا مسجدی پاک و پاکیزه بنا کند که در آن جز او و هارون و دو پسرش شبر و شبیر نباشند. ای برادر! به آن که جانم به دست اوست نگهبانی حوضم در دست تو است و آن گونه که مرد از شترش در مقابل شتر گر نگهداری می کند، تو را می بینم که نگهبان حوضم هستی و در دست تو عصایی از چوب درخت عوسج است.
– این روایت در منابع زیر نیز آمده است:
ابن شهر آشوب/ مناقب۲/۱۹۴٫ خوارزمی/ مناقب ۶۰٫+ الحلی/کشف الیقین ۶۰٫+ کشف الغمه ۱/۱۵۱٫+ الحاکم/ مسترک ۳/۱۳۸٫+ بحار ۳۲/۲۶۰+ ۳۹/۳۰+ ۲/۳۲۲٫
• مصدر روایت: امام علی (ع)
• راوی: سلیم
• موضوع: فضائل علی (ع)
• فضائل علی (ع)
متن:
سلیم بن قیس گفت: شنیدم که امر مؤمنان می فرماید: گویی رسول خدا )ص( را در صحن مسجدش می بینم که می فرماید: بدانید! مسجدم بر هر فرد جنب و حائضی جز من و برادرم علی و دخترم و زنان و خدم و حشمم، حرام است، آیا شنیدید، آیا برای شما روشن کردم، بدانید و گمراه نشوید. به این سخنان همچنان ندا داده می شد.
-این روایت در منابع زیر نیز آمده است:
ابن شهر آشوب/ مناقب ۲/۱۹۴+ بیهقی/سخنان۷/۶۵٫+ حلبی/السیره/۳۷۵٫+ بحار ۳۹/۳۰٫+ الغدیر ۳/۲۱۲٫
• مصدر روایت: پیامبر اسلام (ص)
• راوی: ابان از سلیم از سلمان
• زمان نقل: سالهای سکوت (سال۱۵ه)
• مکان: مدینه
• موضوع: فضائل علی (ع)
• کیفیت: روایت تبلیغاتی رادیکالیزم دوره حضور
• فضائل علی
• مبانی امامت علی و آل
متن
ابان از سلیم و او از سلمان نقل کند که گفت: قرشیان هر گاه نشستی داشتند و فردی از اهل بیت را می دیدند، سخنشان را قطع می کردند. یک روز مردی از آنان گفت: محمد در میان خاندانش مانند درخت خرمایی است در خاکروبهّ
این سخن به رسول خدا )ص( رسید، حضرتش خشمگین شد و از خانه درآمد و به منبر شد و بر آن نشست تا که مردم جمع شدند، سپس ایستاد و سپاس و ستایش خدای گفت و فرمود: ای مردم! من کی هستم؟ گفتند: فرستاده خدا هستی. فرمود: من فرستاده خدا هستم، محمد پس عبدالله پسر عبدالمطلب پسر هاشم هستم. و همچنان نسبش را برشمرد تا که به نزار رساند. سپس فرمود: بدانید که من و اهل بیتم نوری بودیم در محضر خداوند، دو هزار سال پیش از آنکه آدم را بیافریند، و آن نور هر گاه تسبیح می گفت، فرشتگان در پی تسبیح آن، تسبیح خدای می گفتند. پس از آنکه آدم را آفرید آن نور را در صلب او نهاد و سپس آن نور در صلب آدم به زمین هبوط کرد، سپس در صلب نوح به کشتی در آمد، سپس در صلب ابراهیم در آتش نمرود افکنده شد و هماره همچنان در اصلاب بزرگوار می چرخید تا که ما خاندان، از برترین و خالص ترین جایگاه و گرامی ترین رستنگاهها در میان پدران و مادران بیرون آمدیم، هیچ یک از آنان را پلیدی زنا نیالوده است.
بدانید که ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهم بهشت هستیم من و علی و جعفر و حمزه و حسن و حسین و فاطمه و مهدی.
بدانید که خداوند به زمینیان نگاهی انداخت و از میانشان دو فرد را برگزید: یکی مرا که فرستاده و پیامبر برانگیخت و دیگری علی بن ابی طالب را و به من وحی کرد که او را برادر و دوست و وزیر و وصی و جانشین بگیرم.
بدانید که پس از من علی ولی هر مؤمنی است، هر کس او را دوست بدارد، خدای او را دوست دارد، و هر کس او را دشمن دارد خدای او را دشمن دارد،تنها مؤمن او را دوست دارد و تنها کافر او را دشمنی ورزد، او پس از من محور زمین و مایه آرامش آن است، او کلمه تقوای خداوند و عروه الوثقای او است که ّ میخواهند نور خدا را با دهن هاشان خاموش کنند، حال آنکه خداوند نور خویش را به آسمان رساند، هر چند که کافران ناخوش دارند. بدانید که خداوند بار دیگر به زمینیان نگاهی انداخت و پس از من دروازه وصی از خاندانم برگزید و آنان را بهترین امتم یکی پس از دیگری قرارد داد، آنان مانند ستارگان آسمانند که هرگاه یکی غروب کند دیگری طلوع نماید، آنان پیشوایان هدایتند و هدایت شده، نیرنگ نیرنگبازی زیان شان نزند و خواری خوار کننده ای خوارشان نسازد، آنان حجت های خداوند در زمین و گواهان او بر خلقش و خزانه داران دانشش و مفسران و حبش و جایگاههای حکمتش می باشند، هر کس اطاعت شان کند خدای را اطاعت کرده و هر کس نافرمانی شان کند خدای را نافرمانی کرده است، آنان با قرآن هستند و قرآن با آنان، از قرآن جدا نشوند تا در کنار حوض بر من درآیند. باید که این حقیقت را حاضران به غایبان برسانند. سپس سه مرتبه فرمود: خدایا گواه باش، خدایا گواه باش، خدایا گواه باشد.
بازدید
بازدید
بازدید
مقدمه
«اِنّما وُلیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکاه و هم راکعون» آیه ۵۵ سوره مائده (آیه ولایت)
« ولی شما تنها خدا و رسول او و کسانیکه ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع نماز زکات میپردازند، می باشند. »
بر طبق بینش اسلامی و بر پایه حکم عقلانی ، آدمی مأمور به تبعیت و اطاعت همه جانبه از خالق خویش و پروردگار جهان است ؛ چرا که انسان از ساعات و یا حتی دقائق بعدی عمر خویش آگاه نیست و در جزئی ترین امور ، نیازمند خداوند است ؛ اما در مقابل ، خداوندی که اورا خلق نموده ، حتی بر کوچکترین اسرار وجودی مخلوق خود واقف است و مقصد و منتهای حرکت او را نیز می داند . لذاست که عقل بشر ، او را به درگاه او رهنمون می سازد ؛ چرا که علاوه بر این مطالب ،او بی نیاز مطلق و غنی دز تمام امور است و به مخلوقات خود کمترین نیازی ندارد ، لذا جز خیر آدمی را نمی خواهد .اما این اطاعت در دیدگاه اسلام و قرآن کریم ، تنها به خداوند منحصر نمی شود . بلکه به امر الهی و فرمان خداوند ، یک مسلمان باید از وجود مقدس رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و امامان معصوم (علیهم السلام ) نیز پیروی و تبعیت نماید . بنا بر این نگرش ، تبعیت به طور مطلق و بدون قید و شرط تنها مختص خداوند است و بر طبق فرمان اوست که ما مأمور به اطاعت و پیروی از رسول اکرم و امامان معصوم در تمامی امور می باشیم . رفتار و گفتار آنان هم در تمامی امور ، راهی را که به رضایت پروردگار و سعادت ابدی انسان منتهی می شود ، مسخص می نماید . به این دلیل که در اعمال و رفتار آنان ، هوا و هوس راهی ندارد و آنان به لطف خداوند و عنایت او ، معصوم از هر خطا و اشتباه می باشند .بر طبق آموزه های اسلامی ، به جز خداوند و به واسطه او رسول اکرم و امامان معصوم ، آدمی نباید در برابر هیچکس ویا هیچ چیز دیگر به طور مطلق و بدون قید و شرط ، مطیع و فرمانبردار باشد . منشأ آغازین اطاعت از خداوند و معصومین ( همان گونه که ذکر گردید ) ، عقل بشری است ؛ اما در ادامه و همراه با عقلانیت آدمی ، این رابطه محبت نسبت به پروردگار است که آنرا تکمیل می کند .آن هنگام که انسان قدری بیشتر می اندیشد ، خود را در دریای لطف و نعمتهای الهی غرق می بیند . او می یابد هر چه که دارد همه ازخداوندست و علی رغم نا سپاسی های فراوان آدمی ، نه تنها لطف و مهربانی او قطع نگشته بلکه لحظه به لحظه نیز ادامه دارد . بنا بر این هر چه بیشتر سعی می نماید تا در مسیر اطاعت چنین پروردگار مهربانی ، گام بر دارد . مسیری که جز به کمال و سعادت او ، به چیز دیگری ختم نمی گردد .
حقیقت و مفهوم کلی ولایت نیز که در دیدگاه اسلامی تبیین می شود ، چیزی خارج از اطاعت و پیروی از خداوند و معصومین نمی باشد . از سوی دیگر رابطه میان مسلمانان و شیعیان با نبی اکرم و تک تک ائمه معصومین ، رابطه ای بسیار عمیق و دو طرفه است . طرف اول این رابطه از پیامبر اکرم و ائمه آغاز می گردد . آنان چنان مهربانی و شفقتی نسبت به فرد فرد مسلمین دارند که کوچکترین ناراحتی و اندوه یک مسلمان ، باعث رنجش خاطر آنان می گردد . ( که شواهد بسیاری از آن در متون اسلامی موجود می باشد .) اما در طرف دیگر ، مسلمانان نیز به خاطر جمع بودن مکارم اخلاقی و کمالات روحانی در وجود معصومین ، از صمیم جان به آنان عشق می ورزند .این رابطه عمیق آنچنان تبعیتی را رقم می زند که مسلمانان نه تنها در برابر کلام و رفتار امام و ولی خویش مطیع و فرمانبردار هستند ، بلکه حتی در ذهن خویش نسبت به آن کوچکترین دغدغه ای احساس نمی نمایند .
در قرآن کریم (که کلام خداوند و نازل شده از جانب اوست) ، دلائل متعددی در جهت اثبات مقام ولایت رسول اکرم و امام علی (امام اول ) از جانب خداوند وجود دارد . اما ولایت سایر ائمه بنا بر ابلاغ رسول اکرم از جانب خداوند تأیید می گردد .
ما در این حال به بررسی و دقت و تأمل در یکی از آیات شریفه قرآن میپردازیم که در آن مسأله ولایت بر مؤمنین مطرح شده و این مقام علاوه بر خداوند ، برای رسول اکرم و امام علی اثبات گشته است . به همین منظور ابتدا به بررسی کلمات (۱) به کار رفته در این آیه به صورت مجزا میپردازیم، و سپس به شأن نزول آیه اشاره مینمائیم و در پایان فرازهای مختلف آیه را هر چه بیشتر مورد دقت و توجه قرار میدهیم.
بررسی کلمات آیه به صورت مجزا
انما:
کلمه ایست که در زبان عربی که برای نشان دادن یک انحصار به کار میرود ؛ بدین معنا که گوینده منظور خویش را به معنی و مفهومی خاص و یا اشخاصی معین محدود مینماید وآنرا را از سایر مفاهیم و یا اشخاص نفی مینماید . به عنوان مثال اگر گفته شود فقط خداوند معبود ماست ، به این معناست که الوهیت و معبود بودن، تنها منحصر در خداوند است و سایر موجودات، از جایگاه الوهیت ، خارج شدهاند. بر این اساس و بر طبق سایر قوانین مربوط به استفاده از این کلمه در زبان عرب (که در توضیح بیشتر آمده است.) آوردن انما در آغاز این آیه، مقام ولایت بر مؤمنین را در عدهای خاص منحصر میکند. به بیان دیگر، تنها سه مورد را در هنگام نزول آیه به عنوان ولی مؤمنین معرفی میکند و این مقام را از سایرین نفی مینماید. پس معنای این آیه بدین گونه میباشد که : « ولی شما تنها خدا و رسول او و کسانیکه ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع نماز زکات میپردازند، می باشند. »
توضیح بیشتر مربوط به انما
در زبان عربی برای بیان یک مفهوم، دو نوع جمله از لحاظ ساختاری وجود دارد. (یکی را فعلیه و دیگری را اسمیه گویند. جمله فعلیه جمله ایست که با فعل شروع شود و جمله اسمیه به جمله ای گفته می شود که با اسم شروع گردد . هر یک از انواع مختلف جمله، دارای پایهها و ارکانی اصلی میباشند که بوسیله آنها، معنای جمله تکیمل میشود و در صورتی که هر یکی از آنها حذف گردد، معنا ناقص باقی میماند.
گوینده با توجه به مقصود خود از کلام، می تواند این ارکان را در محلهای مختلف کلام خود ذکر کند و ترتیب قرار گرفتن آنها را تغییر دهد.
انما بر سر هر دو نوع جمله می آید و آخرین رکن جمله (و یا رکنی را که پیش از ذکر تمامی ارکان ذکر گردیده است) حصر مینماید. حال برای روشن تر شدن بحث مثالی را ذکر میکنیم. فرض کنیم فردی به نام محمد ایستاده است . این واقعیت را میتوان به دو صورت بیان نمود : 1- فرد ایستاده محمد است.
2- محمد ایستاده است.
در حالت اول اگر از انما استفاده شود و بر سر جمله بیاید، محمد را که در انتها آمده حصر مینماید. بدین معنا که فرد ایستاده فقط محمد است.( یعنی کس دیگری ایستاده نیست .) اما در حالت دوم در صورتی که از انما استفاده گردد،ایستادن که در انتها آمده حصر می شود. یعنی محمد فقط ایستاده است. (و کار دیگری غیر از ایستادن انجام نمیدهد). در آیه محل بحث نیز ، آخرین رکنی که از جمله ذکر شده است، معرفی افرادی است که بر مومنین ولایت دارند. در نتیجه بنا بر مطالبی که ذکر گردید، انما این اشخاص را حصر مینماید و آیه بیان میکند که ولی شما تنها خدا و رسول و مومنینی که نماز میگذارند و در حال رکوع زکات میدهند، میباشند.
ولی:
در کتب لغت عرب همانند مفردات القرآن و لسان العرب و … برای این کلمه ، معانی متعددی آورده شده است. که میتوان از آن جمله داماد، هم قسم، دوست، سرپرست، یاور و … را ذکر نمود. بسیاری از این معانی گفته شده در توضیح کلمه «ولی« نه تنها در این آیه بلکه در آیات دیگر قرآن کریم (که در آنها نیز، کلمه ولی بکار رفته است) مفهوم درستی را نمیرساند . {بعنوان مثال اگر معنای داماد را از بین معانی ولی در این آیه جایگزین نمائیم معنای آیه اینگونه میشود: «فقط خدا و رسولش و کسانی که در حال رکوع نماز زکات میدهند، داماد شما هستند.«که عدم صحت این معنی کاملا آشکار است} با توجه به این مطلب مفسرین و صاحبنظران اسلامی درباره معنای ولی در این آیه فقط یکی از سه معن
۱- دوست
2- یاور و ناصر
3- سرپرست و صاحب اختیار
را برگزیدهاند. (ما در قسمتهای بعد این سه معنی را بررسی بیشتری خواهیم کرد.)
زکات:
زکات یعنی «اعطای مال در راه رضای خداوند متعال« و یکی از موارد آن اعطای مال به مستمندان میباشد. که در این آیه به آن اشاره شده است.
رکوع:
به این دلیل که پیش از آوردن لفظ رکوع صحبت از به جای آوردن نماز توسط مومنین میباشد (یقیمون الصلوه) ، رکوع در این آیه به همان معنی عمل خاص در نماز است که پس از قرائت حمد و سوره میباشد و عبارتست از خم شدن و انحنای سر).
توضیح بیشتر مربوط به رکوع
رکوع دارای سه معنی لغوی و اصطلاحی و مجازی است . معنای لغوی آن انحنای سر و خم شدن میباشد، که اگر این حالت با قصد قربت و در نماز باشد به عنوان فعلی در نماز به حساب میآید و این همان معنای اصطلاحی است. به عبارت دیگر معنای اصطلاحی رکوع از همان معنی انحنای سر و خم شدن گرفته شده است، با این تفاوت که یک عمل اصلی در نماز است و به همین خاطر باید با قصد قربت انجام شود. (قصد قربت یعنی همه توجه به سمت پروردگار باشد وعمل فقط برای رضایت او انجام شود، نه به منظور دیگر). معنای مجازی آن ذلت و خضوع در مقابل یک فرد میباشد.
همیشه در هنگام مطالعه یک متن ابتدا معنای لغوی کلملات به ذهن میرسد و اگر دلیل و قرینه ای وجود داشته باشد، معنای اصطلاحی یا مجازی آن کلمه در نظر گرفته میشود. قرآن هم ، اینگونه است که باید اول معنای لغوی بررسی شود و در صورت وجود قرینه و دلیل ، به معنای اصطلاحی یا مجازی آن روی آوریم. رکوع نیز مستثنای از این قاعده نیست و هر جا در قرآن با این کلمه مواجه شدیم ، باید ابتدا معنای لغوی آن در نظر گرفته شود . مثلا در صورتی که در آن صحبت از نماز و نمازگزاران بود به قرینه نماز ،ناگزیر به معنای اصطلاحی برمیگردد و در صورت وجود قرائن دیگر به معنای مجازی آن روی میآوریم. در این آیه هم به علت اینکه در ابتدای آیه صحبت از بر پا داشتن نماز است ( یقیمون الصلوه )رکوع را باید در معنای اصطلاحی آن ( یعنی یکی از اعمال خاص نماز ) ، به کار برد . (۲)
در ابتدای بحث گفتیم که ولی با سه معنی دوست، ناصر (یاور) و سرپرست مورد بحث و کفتگوی مفسرین است. ما نیزدو معنی دوست و ناصر (معنای اول و دوم) را بررسی میکنیم و بعد به معنای سوم میپردازیم، تا به معنای بهتر «ولی» در این آیه دست یابیم.
1) دوست
۲) ناصر (یاور)
با در نظر گرفتن این دو معنی آیه اینگونه معنا میشود:
«تنها دوست یا ناصر شما خدا و رسولش و آن کسانی هستند که ایمان آوردند. کسانیکه در حال رکوع نماز زکات میدهند.»
گفتیم «انما»برای حصر نمودن بکار میرود. پس با توجه به انما و معنای دوست یا ناصر نتیجه میگیریم که فقط دوست و یاور ما، خدا و رسولش و آنهایی که در حال رکوع نماز زکات میدهند، میباشند. با توجه به این معنی ما دیگر نباید هیچ دوست و یاوری داشته باشیم. و نمیتوانیم کس دیگری را (که مثلاً زکات در حال رکوع نداده است) دوست یا ناصر خطاب کنیم.
این دو معنی با آیات دیگر قرآن در تناقض میباشند. (لازم به توضیح نیست که در قرآن چون کلام خداست و در آن اشتباه جای ندارد ، تناقض یافت نمیشود) همانند:
«و ان استنصروکم فی الدین فعلیکم النصر» (سوره انفال آیه ۷۲ )
« اگر در دین یاری خواستند پس بر شما است یاری کردن »
این آیه معلوم مینماید یاری رساندن و نصرت دادن به دیگران فقط مختص افرادی خاص نیست و میگوید هر آنکس، از شما در دینش یاری خداست به او یاری نمائید.
« تعاونوا علی البر و التقوی » (سوره مائده آیه ۲ )
« کمک کنید همدیگر را بر نیکو کاری و پرهیزکاری »
در این آیه هم کمک کردن به یکدیگر بر اساس نیکی و تقوا خواسته شده است و اختصاص به افراد خاص ندارد.
«انما المومنون اخوه» (سوره حجرات آیه ۱۰)
« جز این نیست که مؤمنان برادرند »
خداوند متعال در این آیه مومنین را با یکدیگر برارد خوانده است ، حال آنکه مشخص است رابطه برادری اسلامی، بالاتر از رابطه دوستی است . (یا بالاتر از به هم یاری رساندن میباشد.) پس چگونه ممکن است که ما بتوانیم فقط از زکات دهندگان در حال رکوع دوست انخاب کرده و از آنها یاری بخواهیم ، در حالیکه قرآن همه مومنان را برادران یکدیگر معرفی میکند!
پس معلوم میشود معنای ولی در آیه مورد بحث، نمیتواند دوست یا ناصر باشد. چون معنای دوست و ناصر معنای کلی میباشد و در افرادی خاص منحصر نمیشود.
ولی به معنای سرپرست
حال اگر ما ولی را به معنای سرپرست و صاحب اختیار معنی کنیم ، با سایر آیات قرآن در تناقض نیست. چون امر سرپرستی نمیتواند مختص همه باشد. و اینگونه نیست که هر کس، بتواند بر ما امر و فرمان کند و سرپرست ما شود. مگر فرد یا افرادی خاص که از جانب خدا باشد. و این آیه میگوید که امر ولایت به معنای سرپرستی بعد از خدا و رسولش بعهده فرد یا افرادی است که در حال رکوع نماز زکات میدهند.
در اینجا باید ببینیم که زکات دهندگان در حال رکوع نماز چه کسی یا کسانی در هنگام نزول آیه میباشند که امر مهم سرپرستی بعد از خدا و رسولش در اختیار آنان میباشد. که بهترین شاهد و گواه برای این موضوع، مراجعه به شأن نزول این آیه میباشد.
شأن نزول آیه
مفسرین و صاحبنظران شیعی (۳) و اهل تسنن (۴) این مطلب را گفتهاند که:
فقیری به مسجد النبی آمد و از مسلمانان طلب کمک کرد و هیچ کس به فقیر کمک نکرد مگر حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) که در حال رکوع نماز، انگشتری خود را به فقیر بخشید و این آیه (آیه ۵۵ سوره مائده) بر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و سلم نازل گشت.
بررسی قسمتهای مختلف آیه
وصف مؤمنینی که دارای مقام ولایت هستند
در این آیه خداوند برای آن دسته از مؤمنین که دارای مقام ولایت هستند ، نشانی خاصی را بیان نموده است و آنان را کسانی معرفی می نماید که در حال رکوع نماز ، زکات می دهند .
برای فهم بهتر این آیه لازم است این مطلب را بررسی نمائیم که چگونه می توان شخصی را به وسیله توصیف نمودن او به مردم معرفی نمود ، تا مردم به او مراجعه نمایند .
بطور کلی میتوان شخص را به دو گونه وصف نمود. یکی آنکه گوینده نشانی خاصی را میدهد و منظور گوینده فقط فرد خاصی است و کس دیگری را در بر نمیگیرد. نوع دوم آنست که گوینده نشان عامی را میدهد و هر کس که آن خصوصیت را داشته باشد مورد نظر گوینده قرار میگیرد. برای روشنتر شدن مسأله مثالی را برای هر دو وصف به ترتیب میآوریم.
مثال وصف نوع اول
از استادی سئوال میشود: کدامیک از شاگردانت، از بقیه عالم تر میباشد؟ استاد در جواب میگوید: آن شاگردی که از همه تمیزتر است.
چون تمیز بودن و عالم بودن با یکدیگر تناسبی ندارد، پس استاد با دادن این پاسخ خواسته است نشانهای را مشخص نماید و بگوید فقط این فرد (و با این مشخصه) ، مورد نظر من است. در واقع استاد با این نشانه ملاکی خاص را برای فردی خاص معین کرده است. و اینگونه نیست که اگر کسی بعد از این خود را تمیز نماید جزء جواب استاد قرار گیرد. چون پاسخ استاد در زمانی خاص داده شده است و اشاره به عالم ترین فرد دارد و در غیر آن زمان، دیگر معنایی ندارد.در این مورد و در موارد مشابه ، از پاسخ استاد این نکته نیز می تواند به ذهن بیاید که یکی از موارد مورد پسند استاد تمیز بودن است و او تمیز بودن را دوست دارد. همچنین استاد بطور غیر مستقیم خواسته به بقیه شاگردان بگوید که اگر نمیتوانید عالمترین بشید ولی خود را تمیز نگاه دارد.
مثال وصف نوع دوم
حال اگر استاد در پاسخ انیگونه گفته بود: آن فردی عالم تر است که از همه بیشتر درس میخواند، این دیگر ملاک خاص نبود. چون درس خواندن و عالم شدن با هم تناسب دارد و هر کس که بیشتر درس بخواند میتواند عالمترین باشد. پس، استاد در اینجا ملاک عامی را معرفی کرده است و درس خواندن را مساوی با عالم شدن مطرح کرده است و منوط به فردی خاص نمیباشد.
برای استفاده از این مطلب، به سراغ آیه مورد بحث میرویم.
خداوند متعال در این آیه گفته است بعد از خود و رسولش، کسانی که در حال رکوع نماز زکات میدهند، سرپرست مومنین میباشند. مشاهده میکنیم که بین زکات در حال رکوع و اینکه کسی سرپرست مومنین باشد هیچ گونه تناسبی وجود ندارد. پس وصفی که در این آیه بوسیله آن مومنین (آنهایی که بر سایرین ولایت دارند) مشخص شدهاند، از نوع وصف اول میباشد. و خدا نشانهای را در زمانی خاص داده است تا مشخص کند بعد از خود و رسولش چه کسی سرپرست مردم میباشد. با توجه به شأن نزول مشاهده میشود که منظور خدا کسی جز علی بن ابیطالب علیه السلام نمی باشد. همچنین از این آیه مشخص میشود که یکی از عوامل مورد پسند خداوند، زکات دادن در حال رکوع نماز میباشد. بدین معنی که خداوند متعال بطور غیر مستقیم به مومنین میگوید: با اینکه تمامی شما نمیتوانید سرپرست سایر مومنین باشید ولی سعی در انجام این عمل پسندیده داشته باشید و دادن زکات را به علت خواندن نماز به تأخیر نیندازید، که این عمل مورد رضای خداوند میباشد.
کلمه جمع ، منظور از آن شخصی واحد
در اینجا لازم است به نکته مهم دیگری توجه کنیم ؛ در این آیه کلمه مومنین بصورت جمع آورده شده است، حال ممکن است این سئوال مطرح شود که چرا این کلمه بصورت جمع آمده است، در حالیکه گفته شد، مراد از مومنین حضرت علی علیه السلام میباشد.
در این رابطه باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کلمه مفرد نباید بیشتر از یک نفر بکار رود، ولی عکس آن جایز و صحیح است.
بدین معنا که کلمه بصورت جمع آورده شده در حالیکه منظور از آن یک شخص واحد است. در قرآن نیز در موارد متعدد اینگونه عمل شده است. به عنوان مثال (در قرآن آمده است):
«و اذا قیل لهم تعالو یستغفر لکم رسول الله لوّؤا ر ءوسهم و رایتهم یصدّون و هم مستکبرون» (آیه ۵ سوره منافقون)
«هم الذین یقولون لاتنفقو علی من عند رسول الله حتّی … » (آیه ۷ سوره منافقون)
«و هرگاه به آنها گفته شود بیاید تا رسول خدا برای شما از حق آمرزش طلبد، سرپیچند و مشاهده میکنی با تکبر و نخوت روی بر میگردانند»
«اینها همان کسانی هستند که میگویند بر آنان که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند…»
در این دو آیه خداوند، حکمی کلی را در مورد منافقین آورده است که با تکبر و نخوت روی بر میگردانند و میگویند بر اصحاب رسول انفاق نکنید. در حالیکه با مراجعه با شأن نزول مشاهده میشود در عین اینکه خدا در این آیات منافقین را مورد خطاب قرارد داده است و حکمی را صادر کرده است، ولی مصداق خارجی این آیات شخصی واحد ، به نام عبدالله بن أبی بوده است. (می توان در تفسیر طبری و همچنین در تفسیر سیوطی از قول ابن عباس در ذیل این آیات، مطلب فوق را مشاهده نمود.)
در ادامه برای رعایت اختصار، فقط به نشانی آیات و بیان مفسرین در ذیل آن ، اشاره میشود.
۲) سوره آل عمران آیه ۱۸۱ (تفسیر القرطبی ج ۴ ص ۲۹۴)
۳) سوره توبه آیه ۶۱ (تفسیر القرطبی ج ۸ ص ۱۹۲، تفسیر الخازن ج ۲، ص ۲۵۳)
۴) سوره نساء آیه ۱۰ (تفسیر القرطبی ج ۵ ص ۵۳، الاصابه ج ۳، ص ۳۹۷)
۵) اللممتحنه آیه ۸ (بخاری، مسلم، احمد، ابن جریر، ابن ابی حاتم، همینطور در تفسیر القرطبی ج ۱۸ ص ۵۹)
۶) المائده آیه ۴۱ (تفسیر قرطبی ج ۶، ص ۱۷۷، لااصابه ج ۲، ص ۳۲۶)
۷) و…
از مطالب گفته شده به این نتیجه میرسیم که آوردن کلمه جمع برای مفرد بلا مانع است و موارد متعدد از آن وجود دارد. از سوی دیگر این آیه با آوردن جمع در و مورد نظر داشتن شخص واحدی به عنوان ولی ، معنای کاملتری را به ذهن می آورد ، بدین معنی که خداوند با آوردن جمع در این آیه بطور غیر مستقیم به مومنین گفته است با اینکه نمیتوانید ولی و سرپرست باشید ولی میتوانید دو عبارت را با هم جمع نمائید. همانگونه که حضرت علی (علیه السلام) دو عبارت نماز و زکات دادن را با هم جمع نمود و یکی را به علت دیگری به تأخیر نینداخت. (این مطلب در قسمت قبل با تفسیر بیشتری آورده شده است.)
در انتهای این بحث به قول زمخشری (در این رابطه) میپردازیم. (زمخشری از مفسرین بزرگ اهل تسنن میباشد که در تفسیر کشاف ذیل این آیه، مطلب زیر را آورده است).
«پس اگر بگوئیم: چگونه صحیح است که این لفظ (الذین آمنوا) در مورد حضرت علی (رضی الله عنه) باشد در صورتی که به صورت جمع آورده شده ، خواهم گفت این لفظ با وجود آنکه سبب نزول در آن یک مرد میباشد، به صورت جمع آورده شده تا مردم را در مانند کار او ترغیب کند، که سرانجام ایشان به ثوابی مانند ثواب او نایل شوند. و تا توجه دهد که خلق و خوی مومنین باید در چنان درجهای از علاقمندی و نیکی و احسان و رسیدگی به فقرا باشد که حتی اگر در حال نماز کار نیکی برای ایشان پیش آمد که تأخیرپذیر نبود (تأخیر موجب فوت آن کار می شد) آنها تا پایان نماز هم آن کار را به تأخیر نیفکنند.»
ماهیت و سنخ ولایت رسول اکرم و امام علی
با دقتی بیشتر مطلبی دیگر نیز از آیه دریافت میشود: با وجود اینکه خدا ولایت بر مومنین را بعد از خودش برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وحضرت علی (علیه السلام) نیز مطرح میکند، ولی بجای بکار بردن کلمه اولیاء کم بصورت جمع از ولیکم که مفرد است استفاده نموده است.
از مطرح شدن کلمه ولی بصورت مفرد میتوان فهمید که خداوند متعال خواسته است ولایت خویش را در اختیار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) نیز قرار دهد بدون آنکه این مقام را از خود صلب کند. که ولایت آنها از همان سنخ ولایت خداوند میباشد. بدین معنــی که اگر خداوند گفته بود اولیاء کم معلوم بود که صحبت از چند نوع ولایت متفاوت است که افرادی آنرا بر مومنین دارند.در حالیکه خدا اینگونه نگفته است و یک نوع ، ولایت را مشخص کرده است. در حقیقت ولایت خداوند و ولایت رسول اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) یک نوع ولایت است با این تفاوت که ولایت خدا، ذاتی و بطور مستقل است. بدین معنی که ولایت خداوند را کسی در اختیارش نگذاشته است. (خدا به این علت که خالق همه چیز است، باید ولی و سرپرست و صاحب اختیار همه موجودات باشد.) اما ولایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) را خدا به آنها اعطا نموده است و ولایت آنها به ولایت خدا وابسته میباشد.
همانطور که شیعه نیز قائل است رسول اکرم و ائمه معصومین (علیهم السلام ) بنده خدا میباشند و هر آنچه که در اختیار دارند از جانب خداوند میباشد و خدا به آنها اعطا کرده است. و آنها از خود به تنهایی هیچ ندارند.
نتیجه
از آنچه که تا کنون ذکر گردید ، آشکارا روشن می گردد که :
1- قرآن کرپم مسأله ولایت و سرپرستی بر مؤمنین را به طور دقیق و در آیات مختلف تبیین نموده است .
2- معنای ولایت که در این آیه از آن سخن به میان آمده است ، همان سرپرستی ، صاحب اختیار بودن می باشد .
3- ولایت در دیدگاه قرآن کریم تنها برای عده ای خاص اثبات گردیده و از دیگران نفی شده است .
4- از منظر قرآن ، مقام ولایت بر مؤمنین در اصل مختص به خداوند است و ولایت سایر افراد هنگامی پذیرفته است که خداوند آنرا در اختیار آنان قرار داده باشد .
5- مؤمنین باید در تمامی امور به ولی خویش مراجعه نمایند و از او پیروی نمایند و او را الگوی خویش قرار دهند .
بازدید