جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
ده گام به سوی گواهینامه ISO 9000 :
ده گام اساسی برای دریافت گواهینامه را نشان می دهد . این گامها بدون توجه به مجموعه استاندارد ISO 9000 یا انتخاب گواهی دهنده دنبال می شوند .
۱- تنظیم هدف از دریافت گواهی
۲- گزینش استاندارد مناسب
۳- ایجاد و اجرای سیستم کیفیت
۴- انتخاب یک مؤسسه گواهی دهنده ی طرف سوم و ارائه درخواست
۵- انجام دادن یک خود ممیزی داخلی
۶- تحویل نظامنامه ی کیفیت برای تصویب
۷- پیش ارزیابی گواهی دهنده
۸- انجام اقدامات اصلاحی
۹- ارزیابی نهایی گواهی دهنده
۱۰- دریافت گواهی
شش عنصر بنیادین برای موفقیت در اخذ گواهی ، لازم است :
۱- تعهد مدیریت ارشد به تلاش برای دریافت گواهینامه
۲- آموزش مناسب ISO 9000
۳- فرآیند کارا برای فرایند بازنگری مدیریت
۴- مستند سازی جامع سیستم کیفیت
۵- سیستم ممیزی داخلی کارا
۶- فرآیند اقدامات اصلاحی موثر
ایجاد تعهد در مدیریت ارشد ، به منظور تلاش در جهت دریافت گواهینامه :
تلاش برای موفقیت در اخذ گواهی ، نیازمند تعهد مدیریت است . مدیریت باید سودمندی های دریافت گواهی را درک کرده ، به آنها اعتقاد داشته باشد و آشکارا از تلاش برای دریافت گواهی حمایت کند و فعالانه در فرایندهای اجرائی دخالت داشته باشد . اولین گام در دستیابی به تعهد و ایجاد عزم استوار در سراسر سازمان توسط مدیریت ، پاسخ به این پرسش است :
چرا باید بدنیال گواهینامه ISO 9000 باشیم ؟ پاسخ های احتمالی ممکن است به صورت های زیر باشند .
• برآوردن نیازمندی های مشتری . مشتریان ممکن است پیش ازبستن قرارداد جدید ، یا حتی قرارداد تجاری فعلی ، از شما بخواهد گواهی ISO 9000 دریافت کنید . هر روز شرکت های بیشتر وبیشتری درباره ی استاندارد های ISO 9000 با عرضه کنندگان خود بحث می کنند ، تعداد کمی آن را بعنوان بخشی از نیازمندیهای عرضه کنندگان ، مطرح می کنند . اما گرایش به این سمت است .
• در جستجوی برتری در رقابت . اگر شرکت شما در میان رقبا از اولین شرکت هایی باشد که گواهینامه یکی از استانداردهای ISO 9000 را دریافت می کند ، یک برتری چشمگیر در رقابت بدست آورده است . دریافت گواهینامه بیانگر اعتبار سیستم کیفیت شرکت ، و بوجود آورنده ی این اطمینان در مشتری است که رقبای بدون گواهینامه نمی توانند کیفیت را تضمین نمایند .
• اجرای قوانین شرکت . سازمان شما ممکن است پیگیر گواهینامه باشد ، به این دلیل که شرکت هدفی را برای دریافت گواهینامه ISO 9000 قرار داده است .
• ایجاد ساختاری برای تلاشهای کیفیت . بسیاری از شرکت ها در می یابند که تلاشهایشان برای پیشرفت کیفیت پراکنده است . آنها ممکن است به بیماری تنوع سلیقه دچار شده باشند ، یعنی بسیاری از روش های بهبود کیفیت ( مانند چرخه های کیفیت ، کنترل آماری فرآیند ، مشارکت کارکنان ) ، بدون چارچوب کلی یا راهبردی پذیرفته می شوند .
مدل های ISO 9000 ساختار مورد نیاز برای پیوستن این روش های جداگانه به یک سیستم منسجم کیفیت را ارایه می کند .
• پیشرفت نظم و انظباط . فقدان نظم و انظباط ، اغلب نه تنها در سیستم کیفیت بلکه در سراسر شرکت آشکاراست . در چنین مواردی اختلاف بین سازمانی که سند سازی می کند و سازمانی که عمل می کند ، وجود دارد . گواهینامه ISO 9000 وسیله ای کارا و مؤثر برای از بین بردن فاصله ی بین روش های اجرایی و عمل است .
درک آنچه لازم است :
برای بدست آوردن و حفظ تعهد مدیریت مورد نیاز ، مدیریت باید آنچه در مورد زمان ، کارکنان و هزینه ها لازم است کاملاً بشناسد و از غافلگیر شدن بپرهیزد . یکی از شایع ترین رکوردها در جریان دریافت گواهینامه زمانی رخ می دهد که یک شرکت بدون آگاهی کامل از تعهد مورد نیاز ، تصمیم به پیگیری دریافت گواهینامه می گیرد . پس از این که اقدام برای دریافت گواهی انجام گرفته و علنی شده باشد ، آشکار می شود که نیازمند یها از آنچه که انتظار می رفت ، بسیار فراتر است . آنگاه شرکت سعی می کند که به یک رضایت نسبی برسد که معمولاً منجربه توقف در فرآیند دریافت گواهینامه و در سیستم کیفیت می گردد .
دریافت گواهی چه مدتی طول خواهد کشید ؟
مدیریت باید نسبت به تعهد زمانی لازم آگاه باشد . حتی برای سازمان هایی که سیستم های کیفیت موجود آنها کارا و کامل هستند ، روند دریافت گواهی ISO 9000 معمولاً به سرعت انجام نمی شود . مدیریت همچنین باید بداند که این کار ، فعالیتی یکباره نیست .
زمان بندی بستگی زیادی به عواملی چون کامل بودن سیستم کیفیت موجود ، میزان انگیزه ، روش انتخابی ، وضع مستند سازی موجود و منابع بکار گرفته شده دارد . تجربه بدست آمده از سازمانهای گوناگون با اندازه های مختلف ، که فرآورده ها و خدمات گوناگونی دارند ، نشان می دهد که معولاً زمانی بین ۱۲ تا ۱۸ ماه برای فعالیت دریافت گواهینامه ، لازم است .
دریافت گواهینامه چقدر هزینه دارد ؟
مدیریت باید آنچه را که بصورت هزینه های مستقیم و هزینه فعالیتهای داخلی منظور می گردد ، درک کند . دوباره هزینه کردن بستگی زیادی به روش دارد ، اگر چه ممکن است برای کوتاه کردن زمان اجرای برنامه و کاهش فشار روی منابع داخلی ، مشاورانی بکار گیرد یا افراد بیشتری برای اقدام به دریافت گواهی اختصاص دهید ، اما چنین روشهایی بطور چشمگیری برهزینه ی اقدام می افزایند . از سوی دیگر ، مشارکت نیروی کار با مسئوولیت های شغلی فعلی ، زمان اجرا را افزایش داده اما هزینه ها را بطور چشمگیری کاهش می دهد . نظرات موافقان و مخالفان هر روش باید ارزیابی گردد . راه حل مطلوب احتمالاً تلفیق دو روش خواهد بود .
تنها هزینه واقعی که بخاطر فعالیت های دریافت گواهینامه ISO 9000 تحمیل می شود ، دستمزد های ثبت گواهی و چند مقوله خرید جزئی می باشد ، البته اندازه های سازمان معین تا حدودی برهزینه ها تأثیر می گذارد .
آیا تعریف دامنه بر کل فعالت ما تأثیر می گذارد ؟
تعریف دامنه ، عنصری مهم در تصمیم گیری اساسی برای پیگیری دریافت گواهی است . مدیریت باید بداند که چه مقدار از فعالیت کنونی ، در سیستم کیفیت و بنابراین در فعالیت های دریافت گواهینامه قرار می گیرد . به هنگام تعریف دامنه دریافت گواهی باید چند پرسش مهم در نظر گرفته شود :
• سیستم کیفیت شامل چه فعالیت هایی می باشد ؟ تمام بخش های شرکت که مستقیماً در چرخه فعالیت های کیفیت دخالت دارند ( مانند : تعریف نیازهای مشتری ، بازنگری قرارداد ، فرآیند سفارش مشتری ، طراحی / توسعه محصول ، خرید ، تولید تضمین کیفیت ، توزیع / تحویل ، خدمات پس از فروش ) باید توسط سیستم کیفیت مورد توجه قرار گیرد . اما برخی از شرکت ها درگیری تمام جنبه های شرکت خود را در دامنه ی سیستم کیفیت و در نتیجه ی دریافت گواهینامه برمی گزینند و بخش هایی چون حقوقی ، مالی ، حسابداری ، ایمنی یا مدیریت محیط زیست ممکن را نیز در آن بگنجانند .
• کدام خطوط تولید باید در دامنه ی گواهینامه قرار گیرند ؟ اگر چه تمامی محصولات معمولاً در حیطه ی سیستم کیفیت ایجاد شده قرار می گیرند ، اما ممکن است بخواهید برخی از محصولات را از دامنه ی گواهی خارج کنید . مثلاً برای پرهیز از سرمایه گذاری در فرآیند بالابردن و درجه مستند سازی جدید ، ممکن است خط تولیدی کامل شده با فروش رو به کاهش و یا فرآیند تولیدی که بتدریج متوقف می گردد را از دامنه ی گواهی خارج کنید . بطور مشابه ممکن است فعالیت جدید و رو به توسعه ای را که هنوز برای تولید آماده نیست ، از دامنه خارج سازید .
• کدام کارخانجات یا مکانها ( اگر مجتمع چند کارخانه ای باشد ) باید در دامنه گواهی قرار گیرند ؟ اگر شرکت تصمیم به پیگیری دریافت گواهی می گیرد ،آیا در نظر دارد تمامی مجتمع در یک گواهینامه قرار گیرند یا هر واحد جداگانه به هنگام آماده شدن ، گواهی بگیرد ؟ دریافت یک گواهی برای تمام شرکت از نظر هزینه ، آگاهی مشتری و نگهداری ، اغلب سودمند تر است .
روش بسیاری ار شرکت ها در روند دریافت گواهی بر اساس واحد به واحد است . دریافت گواهی جداگانه هرواحد ، در بیشتر موارد ، فرآیند دریافت گواهی را آسانتر می سازد و از عدم دریافت بخش عمده ای از وحد ها ، به این دلیل که یک یا دو واحد ، زمان طولانی تری برای اجرا لازم دارند ، جلوگیری می کنند .
• کدام استاندارد بکار گرفته شود ؟ یکی از استانداردها باید انتخاب گردد : ISO 9001 , 9002 , 9003 در عمل از ISO 9001 یا ISO 9002 استفاده می کنند .
آیا تمامی این کارها ارزش دارند ؟ درک و شناخت مزیتها :
اگر چه درک و آگاهی مدیریت ازمنابع مورد نیاز و هزینه های مربوطه مهم است ، اما مهمتر این است که مدیریت از مزیت های نهفته ای که از وجود سیستم کیفیت کارا و گواهینامه ISO 9000 از سوی مرجعی بی طرف ، حاصل می شود ، آگاهی یابد این مزیت ها متناسب با کوششی است که صرف سیستم کیفیت و دریافت گواهی می گردد .
اگر کمترین کوشش ، فقط برای برآوردن نیازمندیها اعمال شود ، ثمره ی کار نیز کمترین خواهد بود . اما مزیت های بزرگتر، از روشی حاصل خواهند شد که گواهینامه را بعنوان بخشی از راهبرد تجاری بزرگتر، برای حرکت به سوی مدیریت کیفیت جامع تلقی می نماید .
شرکت های صاحب گواهینامه از مزایای محسوسی نیز بر خوردارند ، مانند :
• بهبود مستمر کیفیت کالا ، با کاهش اساسی در حمل و نقل فرآورده های نامنطبق
• بهبود عملیات تحویل ، با افزایش درصد تحویل به موقع محصول
• کاهش هزینه ها
شرکت های صاحب گواهینامه از مزایای نامحسوس نیز برخوردارند ، مانند :
• تمام کارکنان از مسوولیت ها و نقش خود ، در تضمین رضایت مشتری از محصول ، آگاه می شوند . تعهد به کیفیت در کل سازمان افزایش می یابد .
• کوشش های آماه سازی اساساً تمامی کارکنان را در بر می گیرد . گواهینامه ISO 9000 معمولاً به عنوان هدفی ادامه دار تلقی می شود و شرکت های موفق از کسب این گواهینامه احساس غرور می کنند . کوشش های موفق برای دریافت گواهی ، به شرکت ها در ایجاد روح صمیمیت ، همکاری و حس قوی یگانگی و اتحاد ، در دراز مدت پس از رسیدن به هدف ، کمک می کند .
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
گفتگو با استاد کریم زمانی، شارح مثنوی معنوی مولانا، دربارهی مولانا، عرفان او و مثنوی
ای عجبا من چه منم؟
– ابتدا درباره عرفان مولانا توضیح دهید.
– عرفان مولانا، مانند کتب آسمانی و مقدس، عرفان تغییر است نه فقط عرفان تفسیر. میدانید که یکی از خصوصیات کتب آسمانی قوت تأثیر آن بر شنونده است. مثنوی و غزلیات مولانا نیز خواننده را تکان میدهد و او را از جایش میکند. مثلاً کسی که این غزل پرشور و هیجان و موسیقی را بشنود غیرممکن است از خود بیخود نشود:
ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا
ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا
از ره و منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو
ای تو راه و منزلم بیا بیا بیا بیا
دومین خصوصیت عرفان مولانا این است که عرفانش از نوع عرفان عشقی است نه عرفان خوفی و عدلی و فضلی. صوفیه قرن اول و دوم کلاً عرفانشان از جنس زهد و خوف بود که نمایندگان بارزش حسن بصری و فضیل
– بن عیاض بودند. در تذکرهالاولیا آمده است که حسن بصری چنان خائف و ترسان بود که در تمام عمر، کسی لبخند او را ندید. گویی که در برابر جلادی شمشیر برآهیخته نشسته است. چند قرن بعد، عرفان خوفی توسط امام محمد غزالی تئوریزه شد و برایش مبانی و اصولی تهیه کرد.
اما عرفان مولانا عرفان عدلی هم نیست چون عدل جنبه من و مایی دارد. چنانکه خواجه نصیر در اخلاق ناصری میگوید عدل جنبه کثرت دارد و عشق جنبه وحدت. اما عرفان فضلی با آنکه از عرفان عدلی و خوفی بالاتر است اما نهایتاً در آن نیز نوعی توقع و چشمداشت نهفته است. چون کسی که این نوع عرفان را دارد با زبان حال و قال به خداوند میگوید: “طاعت و عبادت من در برابر عظمت تو هیچ است. با من به عدلت رفتار مکن بل به فضلت رفتار کن. چون اگر به عدلت با من رفتار کنی جز شرمساری و نامه سیاهی چیز دیگری ندارم.” اما عرفان عشقی، عالیترین نوع عرفان است چون در این مرتبه، بنده به مقام رضا میرسد و خواسته خود را در مشیت و اراده حضرت معشوق مستهلک میکند و با زبان حال و قال میگوید:
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
چون رضا میوه درخت عشق است تا به اوج عشق نرسی بر موج رضا سوار نخواهی شد. عرفان عشقی مولانا دو سویه است. یکی عشق عمودی که رابطه بنده و حضرت معشوق را تفسیر میکند و دیگر عشق افقی که رابطه بنده عارف را با محیط پیرامونش شکل میدهد. و این همان عرفان مدنی است که یکی دیگر از ویژگیهای عرفان عشقی مولاناست و نوعاً عرفان ایرانی این شاخصه را داراست. در عشق افقی است که عارف با همه انسانها صرفنظر از نوع نژاد و زبان و مذهبشان در صلح و دوستی است. با محیط زیستش نیز در دوستی و سازش است. آب را آلوده نمیکند، خاک را آلوده نمیکند، حیوانات را نمیآزارد، به گیاهان و درختان صدمهای نمیزند و هیچ دلی را نمیشکند.
– اندیشههای نظری مولانا چگونه است؟ آیا تفکرات نظری جدیدی را مطرح کرده است؟
– قضاوت درباره اندیشههای مولانا کار آسانی نیست چرا که مثنوی و غزلیات او جامع همه تجربههای کلامی، فلسفی و عرفانی پیشین است. اینکه میگویم “جامع” به این معنی نیست که او از هر جایی و از هر مکتبی یا شخصی چیزی به عاریت گرفته و این تکههای عاریتی را به هم وصل کرده و شکل ساخته است. خیر، چنین نیست. چون اگر اینطور بود فهم اندیشههای او کاری دشوار نبود. مولانا از همه مکاتب و تجربهها استفاده کرده است اما نه به صورت تقلیدی و کلیشهای بلکه همه گرفتهها و اقتباسات را در بوته ذوق و فکر بلند خود گداخته و ذوب کرده و نهایتاً عنصر جدیدی خلق کرده است که هم شامل همه آنهاست و هم هیچکدام از آنها نیست. بنابراین کسانی که میگویند او تابع ابنعربی است یا بازگوکننده آرای افلاطون یا فلوطین است یا منعکس کننده عرفان گنوسی است به روش “تیری در تاریکی رها کردن” حرف زدهاند. قضاوتشان مبتنی بر فحص و مطالعه نیست بلکه رجماً بالغیب است. چون همانطوری که مولانا در قالب و صورت شعر شالودهشکنی کرده در محتوا و درونمایه شعر نیز قالبشکنی کرده است. حالت قالب شکنی مولانا در این دو بیت خوب تجلی یافته است:
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم؟!
– گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چون که من از دست شدم در ره من شیشه منه
– ور بنهی پا بنهم هرچه بیابم شکنم
– چه عاملی باعث شده که با گذشت هشت قرن هنوز مولانا مورد توجه انسان معاصر قرار گیرد در حالیکه نه تنها شاعران بلکه حتی بسیاری از متفکران نزدیکتر به ما نیز با گذشت زمان دیگر اهمیت گذشته را برای انسان نسل بعد ندارند؟
– – انسان متمدن و رفاهزده امروز به این نتیجه رسیده است که رفاه مادی نتوانسته روح او را سیراب کند و به نیازهای معنوی او پاسخ مناسب دهد. از اینرو انسان امروز بیشتر از انسانهای دوران گذشته افسرده و پژمرده شده است. در واقع کفه مادی و معنوی انسان به هم خورده و آنچه که اصل قرار گرفته مسائل سطحی و امور مادی است و معنویات هیچ جایی ندارد. مولانا پیام دین و ایمان را خالی از هر نوع تعصبی بیان کرده است و خصوصاً در بیان این مسائل، زبانی بسیار هنری به کار برده است. اما راز تازگی و جاودانگی کلام مولانا فقط در ساختار کلامی دلنشین او نیست بلکه معلول صدق باطن و صفای دل اوست. چون خیلیها آمدند و حرفهای رنگین و زیبا زدند ولی سخنانشان به جایی نرسید: “درد چون نیست چه حاصل که سخن رنگین است.” او کسی نبود که به خاطر نام و نان سخن بگوید بلکه درد حقیقت داشت، درد نجات بشریت داشت.
– وقتی گفته میشود “مثنوی”، دیگر قالب مثنوی در ذهن نمیآید بلکه تنها مثنوی معنوی مولانا به یاد میرسد. کمی درباره مثنوی بگویید و اینکه آیا مثنوی، عرفان نظری مولاناست یا شرح احوال او یا…
– مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از پنجاه سال داست که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی است بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی بیهیچ تردیدی مهمترین و تکاندهندهترین تجربه عرفانی بشر است و اگر آن را “حماسه بزرگ عرفانی” بنامیم گزاف نگفتهایم. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفته است: “مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.” بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است. یعنی باید انسان خودش را عوض کند نه آنکه فقط الفاظ را لقلقه لسان خود کند. مولانا در مثنوی، علم و عشق و عرفان را به هم درآمیخته و از آن معجونی ساخته است که به درد همه کس میخورد و هر شخصی به اندازه سطح فکر و سواد خود میتواند از آن استفاده کند.
– انسان در آثار مولانا چه جایگاهی دارد و چگونه به تصویر کشیده شده است؟
– مثنوی را به اعتباری میتوان “انسان نامه” خواند. چون مولانا از هر جا آغاز میکند سر از موضوع انسان درمیآورد. و الحق که او در کاوش درون انسان و تحلیل روانی او اعجوبهای بیهمتاست. عجب آنکه همه تحلیلهای روانشناسانه خود را در قالب حکایات و مثالهای ساده ارائه داده است.
– فراق و وصال در نظر مولانا چگونه مطرح شده است؟
– همه عرفا، حکما و فرزانگان درباره فراق انسان سخن گفتهاند. مثلاً فلوطین میگوید که انسان مانند طفلی است که پدر و مادر شریف خود را گم کرده و به کارهای پست روی آورده است. ابنسینا هم در قصیده عینیهاش میگوید که روح انسان مانند کبوتری است که از طارم اعلی به زمین هبوط کرده است:
هبطت الیک من المکان الارفع ورقاء ذات تعزز و تمنع
اما باید توجه داشت که فراق به معنی جدایی و دور افتادن است نه به معنی تنهایی و بیکسی. جدایی و فراق یعنی: خدا را داشتن اما از او دور افتادن و به حجاب گرفتار شدن. ولی تنهایی یعنی خدا را نداشتن. فراق، درد اهل ایمان و عرفان است، اما تنهایی سخن پوچانگاران و نیست پنداران است. فراق نوعاً با دغدغه همراه است. دیدهایم که وقتی شخصی از محبوبش جدا میشود بیتاب میگردد. انسان در فراق حق، احساس میکند که زندگی دنیوی اقناعش نمیکند، خانه طبیعت جواب نیازهای او را نمیدهد، در نتیجه احساس غربت میکند. پس احساس فراق نشانگر این است که وصالی هست. چنانکه احساس تشنگی دلیل بر وجود آب است:
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی؟ بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی؟