جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
بازدید
بازدید
تعریف سرمشق
همانگونه که در مقدمه اشاره شد، به دلیل نوعى ابهام در این مفهوم، ارائه تعریفى جامع و مانع از سرمشق مشکل مىنماید. لذا، بسیارى از کسانى که درباره این مفهوم سخن گفتهاند بدون ارائه تعریف، در مقام توضیح آن برآمده اند. ما ابتدا برخى از این تعاریف را مرور و سپس سعى خواهیم کرد تا تصویرى کلى از این مفهوم نشان دهیم.
کهن مىگوید: «یک سرمشق ( پارادایم) چیزى است که اعضاى یک جامعه علمى در آن با یکدیگر اشتراک دارند و بعکس، یک جامعه عملى از کسانى تشکیل یافته است که در یک سرمشق ( پارادایم) با یکدیگر شریکاند. همه دورها باطل و خبیث نیست، ولى این یکى منبع دشوارىهاى واقعى است. جامعه هاى علمى مىتوانند و باید بدون توسل به نمونه ها، جدا شوند و این نمونه ها پس از آن، با تحقیق و موشکافى در رفتار اعضاى یک جامعه اکتشاف مىشود.» (2)
کهن سپس سعى مىکند براى رفع ابهامهاى موجود و اعتراف به دشوارىهایى که در متن اصلى کتاب وجود دارد از سرمشق دو معناى متفاوت ارائه دهد: «چند نمونه از دشوارىهاى متن اصلى بر گرد مفهوم نمونه تجمع پیدا مىکند. در بیشتر جاهاى کتاب، اصطلاح نمونه به دو معناى متفاوت به کار رفته است; از یک سو، نماینده مجموعه باورها و ارزشها و روشهاى فنى و چیزهاى دیگرى از این قبیل است که اعضاى یک جامعه علمى در آنها با یکدیگر شریکاند و از سوى دیگر، اشاره به گونهاى از اجزاى آن، یعنى معماگشایىهاى شناختهاى است که به عنوان سرمشق یا مثال به کار مىرود و مىتواند همچون شالودهاى براى حل معماهاى باقیمانده علم، جایگزین قواعد صریح حل معما شود.» (3)
به نظر کهن، معناى نخستین، جامعهشناختى و معناى دوم فلسفى مىباشد. ادامه سخن را از زبان ایان باربور نقل مىکنیم: «تامس کهن نشان داده است که حجیت و اعتبار جامعه اهل علم با پیش نهادن نمونههاى عالى بر مجموعهاى از مفروضات و مسلمات مهر تایید مىزند. نمونههاى عالى یا سرمشقها ( پارادایمها) همان نمونههاى معیار کارهاى علمى سابقاند که گروه معینى از دانشمندان در زمان معینى، آنها را پذیرفتهاند. اینها همان نمونههاى فراوانى هستند که کتابهاى درسى آکنده از آنهاست و دانشجویان با آموختن آنها، هم مفاهیم نظرى، هم روشهاى تجربى و هم هنجارهاى رشته علمى خود را همزمان کسب مىکنند. این سرمشقها راهنماى پژوهشهاى گروهى نیز هست; چرا که تلویحا مىگوید چه نوع سؤالهایى وارد و قابل طرح است، چه تکنیکى مفید است، چه نوع راه حلهایى پذیرفتنى است.» (4)
باربور در جاى دیگرى، از زبان تولمین، چنین مىگوید: «تولمین بر آن است که اینگونه سرمشقها یا نمونه هاى عالى تبیینى است که تعیین مىکند ما چه چیزى را مساله و چه چیزى را تبیین کافى و چه چیزى را امر واقع تلقى کنیم… . طبق گفته تولمین، این سرمشقها یا نمونههاى عالى و آرمانى تبیینى توسعا تجربى شمرده مىشوند، نه حقیقتا; چرا که نمىتوان آنها را مستقیما با نتایج مشاهدات مقابله کرد. اینها ارزش خود را در طول زمان ثابت مىکنند و دانشمندان در غالب کارهاىشان آنها را به صورت تصدیق بلاتصور به کار مىگیرند.» (5)
آلن راین در کتاب فلسفه علوم اجتماعى، براى پارادایم، این اوصاف را ذکر مىکند: «از اوصاف عمده [و] ویژه سرمشقها ( پارادایمها) این است که عام و گستردهاند و چنان از توصیف محض وقایع فاصله دارند که مدلولات تجربى آنها را فقط مىتوان به مدد فرضیات کمکى عدیدهاى که راه عملى تعیین صدق آنها را نشان مىدهد آشکار نمود.» (6)
جامعه شناس معاصر امریکا، جرج ریتزر، که جامعه شناسى را در قالب سرمشق مورد بحث قرار داده است و در ادامه این مقاله نظرات او را بیان خواهیم کرد، درباره سرمشق، چنین مىگوید: «سرمشق ( پارادایم) یک تصور اساسى درباره قلمرو موضوعى علوم است. الگوى نظرى به تعریف چیزى مىپردازد که چه چیز باید مطالعه شود، چه سؤالاتى باید پرسیده شود، چگونه سؤال شود و چه قوانینى را باید در تفسیر جوابها به کار برد. الگوى نظرى وسیعترین واحد توافق و اجماع در یک علم است و موجب تفاوت یک اجتماع علمى از دیگرى است. الگوى نظرى مقولهبندى مىکند، به تعریف و تفسیر نمونه ها مىپردازد، نظریه، شیوه ها و ابزار آنها را نیز شامل مىشود.» (7)
به عنوان جمعبندى تعاریف ارائه شده، مىتوان گفت: «پارادایم تعیین مىکند که چه چیزى مسلم، مفروض، امر واقع و مساله است; چه سؤالاتى قابل طرح اند; چه تکنیکى مفید است; چه راه حلهایى پذیرفتنى است; چه نوع از تبیین، جستجو کردنى است; چه تبیینى کامل است; چه مفاهیمى جهان نماست; در کار علمى، چه انتظارى معقول است; در کار علمى، چه زبانى به کاربستنى است. پس پارادایمها فضاى فراگیر دانشمندان، سؤالات، مفاهیم، روشها و زبان مشترک و معیار قضاوت و زیربناى نظریهها و عامتر از مباحثات رایجبین دانشمندان یک رشته مىباشد.» (8)
مثالهایى از چند سرمشق
اکنون که تعاریف گوناگون صاحبنظران را در خصوص سرمشق بیان کردیم، براى روشنتر شدن این مفهوم به چند مثال از علوم طبیعى و علوم دینى توجه کنیم:
۱- سرمشق فیزیک ارسطو و گالیله: «در فیزیک ارسطویى، اصل در هر چیز قرارگرفتن در مقر خود بود و به تعبیر دیگر، اصل [بر] سکون بود و حرکت علت مىخواست. لذا، سؤالات قابل طرح، با توجه به این پارادایم شناخته مىشد، ولى در نظر گالیله، حرکت اصل بود و سکون امر[ى] عارضى، تبعى و محتاج به علت.» (9)
به عنوان مثال، اگر ارابهاى را در نظر آوریم که در حال حرکت است هر یک از این سرمشقها آن را بهگونهاى تفسیر خواهند کرد. در فیزیک ارسطویى، چون اصل بر سکون است از علتحرکت ارابه خواهند پرسید و هنگامى که ارابه از حرکت ایستاد دیگر سؤال کردن از اینکه چرا حرکت نمىکند و ساکن استسؤالى نامعقول خواهد بود و بعکس، در فیزیک گالیله، چون اصل بر حرکت است، تا وقتى که ارابه حرکت مىکند سؤال از علتحرکت موردى ندارد و همین که ارابه ایستاد باید به دنبال علتسکون آن بود.
۲- سرمشقهاى علوم دینى: یکى از نقشهاى دین بیان رابطه انسان یا خداوند است و هر کدام از علوم دینى از منظر خاصى این رابطه را مىبینند. رابطه انسان با خداوند در سرمشق فقه، تصویر رابطه «عبد و مولا» است و عبد در امورى که مولى او را مکلف و تکلیف او را دقیقا روشن کرده است، به انجام تکلیف مىپردازد و انگیزه عبد از انجام این تکالیف عمدتا ترس از دوزخ و یا حداکثر، شوق بهشت است، در حالى که در سرمشق عرفان، رابطه انسان با خداوند کاملا متفاوت است. در اینجا، نه رابطه بنده و مولى، بلکه رابطه «عاشق و معشوق» مطرح است و عاشق دایما در تلاش براى نیل به وصال معشوق است. بزرگترین عذاب براى عاشق لحظهاى دوربودن از معشوق و یاد اوست. آنجا که علىعلیهالسلام در دعاى کمیل مىفرماید: «خدایا، گیرم که عذاب تو را تحمل کنم، فراق و دورى تو را چگونه تحمل توانم کرد» (10) اشاره به چنین رابطهاى میان انسان و خداونددارد.
با توجه به مثالهاى مذکور، گاهى سرمشقها با هم اختلاط پیدا مىکنند. این اختلاط زمانى رخ مىدهد که کسانى بخواهند سؤالى را که به سرمشق خاصى مربوط مىشود از طریق سرمشق دیگرى، پاسخ بگویند. به عنوان مثال، این سؤال، که چرا «در جامعه ایران، بانوان نمىتوانند نامزد ریاست جمهورى شوند» سؤالى فقهى و حقوقى است و اگر کسى در پاسخ به این سؤال، بگوید که بانوان مىتوانند به مقالات عالى قرب الهى نایل شوند و در این راه، هیچ مانعى وجود ندارد در واقع، به سرمشق عرفان، متمسک شده است و سؤالى فقهى را پاسخى عرفانى داده است که این امر خود مىتواند به یک مساله اجتماعى (social Problem) منجر شود. (۱۱)
سرمشق چیست؟
از مجموع آنچه گفته شد، مىتوان چنین نتیجه گرفت که سرمشق نوعى چشمانداز به عالم واقع است; عالم واقع رااز درون روزنهیا دریچهاى خاص دیدن است. البته دریچه یا روزنه مورد نظر نیست، بلکه آنچه راازدروناینروزنهمىبینیمهمانسرمشقاست.
شاید تمثیل معروف مولوى درباره فیل و خانه تاریک براى تقریب به ذهن مناسب باشد. همچنانکه مردم در خانه تاریک، با توجه به محدودیت ابزار شناخت، هر کدام تصویرى از فیل را در ذهن مجسم کرده بودند، عالمان نیز در مواجهه با عالم واقع – اعم از طبیعتیا اجتماع – آن را به گونهاى تصویر مىکنند. به عبارت دیگر، هر کدام واقعیت را از درونپارادایمخاصىملاحظهمىکنند و همین که چشمانداز تازهاى به عالم واقع پیدا کردند و سرمشق عوض شد چهره واقعیت در نظر آنان، دگرگون مىشود،آنچنانکه آلن راین از قول کهن، بیان مىکندکه«تافرضیهاىلغونشده،چارهاى نداریم جز آنکه جهان را در قالب آن ببینیم و همین که لغو شد دیگر نمىتوانیم بفهمیم که چرا قبلا بدان باور داشتهایم.» (12)
مثالى را که کهن درباره ثابت و متحرک بودن زمین بیان مىکند ناظر به همین معناست; «کهن معتقد است که واژه زمین براى ما معنایى غیر از این دارد که براى ساکنان این کره قبل از عصر کپرنیک داشته است. ما “زمین” مىگوییم و از آن کرهاى سرد و دوار را اراده مىکنیم، با عمرى طولانى و طواف کننده به دور خورشید و برابرنشین با کرات سیار دیگر. گذشتگان “زمین” مىگفتند و از آن کرهاى – گاهى مکعبى یا استوانهاى – را اراده مىکردند که ایستاده بود و خورشید و سایر سیارات به دور آن مىگشتند، عمرى کوتاه در پشتسر داشت و مرکز عالم بود.» (13)
چگونگى پیدایش سرمشق
اولین سرمشق و سرمشقهاى بعدى چگونه ایجاد مىشود؟ ممکن است این سؤال در ذهن خواننده ایجاد شود که اگر هر دانشمندى واقعیت را از درون سرمشق خاصى مىبیند اولین سرمشق چگونه شکل مىگیرد؟
در پاسخ به این سؤال، باید گفت که اولین سرمشق از هر راهى ممکن است ایجاد شود; مثلا، از طریق تجربه یا شهود و اشراق و از این حیث، با یکدیگر تفاوتى ندارند. آنچه مهم است این که یک عالم پس از کشف سرمشق خاصى بتواند نظرات علمى خود را بر اساس آ ن سرمشق استوار کند. البته سرمشقهاى بعدى، در هر علمى، در تقابل با سرمشق سابق ایجاد مىشود که نظریه انقلاب علمى کهن متکفل بیان همین معناست که آن را مورد بحث قرار خواهیم داد.
سرمشق و مفاهیم نزدیک به آن
از آنجا که برخى از مفاهیم با سرمشق قرابت و نزدیکى دارند و ممکن استبا آن اشتباه شوند، سعى مىکنیم که تفاوت و رابطه این مفاهیم را با سرمشق نشان دهیم:
۱- نظریه (theory) : «نظریه مجموعهاى از مفاهیم است که به نحوى منطقى تنظیم شده و رابطه احتمالى میان دو پدیده یا بیشتر را بیان مىکند. به بیان دیگر، نظریه به تبیین روابط نسبتا پایدار میان واقعیتهاى عینى مىپردازد و هدفش کشف روابط بین پدیدههاست. (۱۴)
با دقت در تعریف ارائه شده از نظریه، روشن است که اصولا سرمشق و نظریه از دو نوع متفاوت است، گرچه نوعى رابطه نیز میان آن دو موجود است. به بیان جرج ریتزر، «نظریهها تنها قسمتى از الگوى نظرى ( پارادایم) وسیعتر هستند. به عبارت دیگر، یک الگوى نظرى با دو یا چند نظریه مطابقت دارد و شامل تصورات مختلف از قلمرو موضوعى روشها (ابزار) و نمونهها (قسمتهاى خاصى از کار علمى که به عنوان یک مدل در نظر گرفته مىشود و پیروانى دارد) مىباشد.» (15)
از این گفتار، نباید چنین نتیجه گرفت که از مجموع چند نظریه یک سرمشق حاصل مىشود. در این صورت، سرمشق را تا حد یک نامگذارى تقلیل دادهایم، بلکه باید گفت: سرمشق بر نظریه، تقدم وجودى دارد و نظریه بر مبناى سرمشق، ساخته مىشود; یعنى ابتدا دانشمند عالم واقع را به گونه خاصى ملاحظه مىکند( سرمشق) وسپسبهنظریهپردازىمىرسد.لذا، سرمشقبدونوجودنظریه،ممکناست;اماعکسآنممکننیست.
۲- فرانظریه (Meta theory) : در تعریف فرانظریه، گفته شده است: «بحث نظرى در مورد نظریهها به منظور تعیین اصول و قواعد آنان.» (16)
فرانظریه را مىتوان همانند فلسفه علم یک بحث معرفتشناسى عنوان کرد. عالمى که به کار فرانظریهاى دست مىزند، نمىتواند خود را در حصار یک نظریه خاص محدود کند، بلکه بر وراى نظریهها قرار مىگیرد و به ارزیابى نظریهها، میزان کارآمدى آنان و چون آن مىپردازد.
فرانظریه مستقیما با سرمشق ارتباطى ندارد، ولى هنگامى که کسى به کار فرانظریهاى مىپردازد و به ارزیابى نظریهها اقدام مىکند ممکن استبه کشف سرمشقهایى که مبناى تشکیل این نظریهها بودهاند، نایل شود.
۳- نمونه (Model) : «بنابه تعریف مدل، یک شىء خود شىء نیست، بلکه چیزىدیگراستکه با شىء مورد نظر مشابهت دارد. سودمندى مدلها دقیقا در این مشابهتها نهفته است. یک مدل از آن لحاظ سودمند است که عناصر مشابه را مشخص مىکند و در فهم مشابهتبهتر مدل با واقعیت کمک مىنماید.» (18)
در مدل، عناصرى وجود دارد که مدل را به واقعیت مشابه مىکند، ولى سرمشق تنها یک تصور کلى از واقعیت است.
۴- اصول موضوعه (Posulate) : «اصول موضوعه قضیهاى است که به خودى خود، مسلم یا قابل اثبات نیست; اما در آغاز استدلال و تحقیق، به عنوان مقدمه به کار مىرود، بىآنکه صحت و سقم آن قابل تحقیق باشد.» (18)
اگرچه به نظر مىرسد که سرمشق و اصول موضوعه قرابت نزدیکى با هم دارند، ولى باید گفت که سرمشق از اصول موضوعه فراتر قرار مىگیرد و مىتوان از سرمشق به عنوان اصول موضوعه اصول موضوعه یاد کرد.
نظریه انقلاب علمى کهن
آنچنان که در ابتداى سخن ذکر شد، هدف کهن در کتاب ساختار انقلابهاى علمى، اثبات این قضیه است که علوم نه از راه تراکم و انباشت، بلکه از راه انقلاب پیشرفت مىکنند و چون به نظر کهن، انقلاب زمانى رخ مىدهد که جابه جایى سرمشقها رخ دهد پس اولین فرض این است که به وجود سرمشق در حوزه علوم قایل باشیم. «کهن معتقد است که هر علمى داراى یک یا چند سرمشق مىباشد. از اینرو، علم بدون سرمشق امکانپذیر نیست. اطلاق علم به مجموعه اطلاعات، که بر اساس سرمشق خاصى به وجود نیامده باشد، بىمعناست. با توجه به این اصل، کهن ویژگى دیگرى براى علم افزون بر موضوع، روش، هدف و انسجام مطالب، مطرح نموده است.» (19)
بازدید
۱ـ تأثیر اندک شرایط محیطی و آب و هوایی بر پرورش قارچ خوراکی:
قارچ خوراکی در بیشتر مناطق آب و هوایی کشور بدون تجهیزات و امکانات ویژه قابل پرورش است. زیرا تولید و پرورش آن در مکانهای کنترل شده و سربسته صورت میگیرد. همچنین پرورش قارچ از لحاظ صرفهجویی در استفاده از زمین، قابل توجه میباشد.
۲ـ صرفه اقتصادی:
برای تولید و پرورش قارچ خوراکی از بقایای گیاهی محصولات کشاورزی از قبیل کاه و کلش و سایر مواد زاید گیاهی استفاده میشود و نیز کمپوست مصرف شده در پرورش قارچ، میتواند به عنوان کود آلی مرغوب در باغها و مراتع مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر تهیه منابع پروتئینی دیگر، در مقایسه با قارچ، هزینه بشتری دارد.
۳ـ ارزش غذایی:
قارچ خوراکی با میزان پروتئین ۳۰ـ۲۵ درصدی همردیف حبوبات و بالاتر از سبزیجات و میوهها قرار دارد. همچنین هضم ۸۰ـ۷۰ درصدی پروتئین قارچ حائز اهمیت است و میزان کربوهیدراتها و کلسترول در آن پایین است. به دلیلی پایین بودن کالری در قارچ یک رژیم غذایی مناسب برای لاغری است. قارچهای خوراکی دارای ترکیبات ضدسرطان نیز میباشند. با مصرف قارچهای خوراکی میتوان ویتامینهای C,E,K,D,A و گروه (B6, B2, B1) B و املاح معدنی مانند پتاسیم، کلسیم، فسفر و مقادیری آهن مورد نیاز بدن را تأمین کرد. برخی از اسیدهای آمینه در قارچ خوراکی شامل لیزین، تریپتوفان، تریپسین و اسید فولیک میباشد (محمدی گل تپه، ۱۳۷۹).
همچنین مقایسه برخی از اسیدآمینههای موجود در قارچ خوراکی تکمهای سفید با تخممرغ، که یک منبع غذایی غنی از پروتئین میباشد، در جدول ۲ آمده است (چنگ و مایلز، ۱۹۸۹) .
جدول ۱ـ ارزش غذایی قارچ خوراکی تازه به شرح جدول زیر میباشد (غلامعلی پیوست، ۱۳۷۵).
درصـد مـاده
۵/۹۰ـ۳/۷۸ آب
۳۰ـ۲۵ پروتئین (وزن خشک)
۵/۳ پروتئین (وزن تر)
۸ـ۷/۱ چربی (وزن خشک)
۳/۰ـ۲/۰ چربی (وزن تر)
۱ـ۸/۰ نمکهای معدنی
۱۲ـ۷/۷ خاکستر (وزن خشک)
۳۶۸ـ۳۲۸ انرژی (k cal در ۱۰۰ گرم)
جدول ۲ـ مقایسه برخی از اسیدهای آمینه موجود در قارچ خوراکی تکمهای سفید با تخممرغ: (در ۱۰۰ گرم پروتئین)
قارچ تکمهای سفید تخممرغ اسید آمینه
۵/۷ 8/8 لوسین
۵/۴ 6/6 ایزولوسین
۵/۲ 3/7 والین
۲ 6/1 تریپتوفان
۱/۹ 4/6 لیزین
۲/۴ 8/5 فنیل آلانین
۹/۰ 1/3 متیونین
۴ـ اشتغالزایی:
چنانچه در زمینه ترویج، توسعه و حمایت از پرورش قارچ خوراکی در مناطق مختلف کشور بخصوص روستاها فعالیت شود، میتوان علاوه بر تأمین مواد غذایی گام مؤثری در جهت ایجاد اشتغال جنبی مناسب و افزایش درآمد کشاورزان برداشت.
در بین قارچهای خوراکی، قارچ تکمهای سفید رایجترین قارچی است که در سراسر جهان کشت میشود. پرورش قارچ خوراکی تکمهای سفید در اواسط قرن هفدهم میلادی در فرانسه شروع شده و از دهه ۱۹۶۰ تولید آن به صورت صنعت بزرگی، درآمده است. در مجموع به طور متوسط قارچ خوراکی تکمهای سفید ۳۸ درصد کل تولید قارچ خوراکی در دنیا را، به خود اختصاص داده است
(دفتر امور گل و گیاهان زینتی و قارچهای خوراکی وزارت جهاد کشاورزی، ۱۳۸۲).
علیرغم اهمیت اقتصادی و تجاری قارچ خوراکی تکمهای سفید، برنامه اصلاحی برای بهبود عملکرد آن، با مشکلاتی همراه است. یکی از مهمترین مشکلات، به چرخه نامعمول زندگی این قارچ برمیگردد که غالباً بجای تشکیل بازیدیوسپورهای تک هستهای، بازیدیوسپورهایی حاوی دو هسته هاپلوئید متفاوت و سازگار از نظر جنسی، تولید میکند (استوپ و مایبروک، ۱۹۹۹) . مشکل دیگر، عدم وجود اختلافات مورفولوژیکی قابل مشاهده، بین میسلیومهای با منشأ تک اسپوری و چند اسپوری میباشد (کریگان، ۱۹۹۲) . همچنین از نظر تندش اسپور، که به عنوان اولین گام در یک برنامه اصلاحی است، بسیار ضعیف و ناهماهنگ است (چنگ و مایلز، ۱۹۸۹) . از دهه ۱۹۷۰ میلادی، الگوی جنسی و چرخه کامل زندگی این قارچ به دقت مورد مطالعه قرار گرفته است. متوسط سرانه مصرف قارچ خوراکی در دنیا، در حدود ۵/۲ کیلوگرم است در حالی که این میزان در ایران، تنها ۱۶۰ گرم است و متوسط سرانه مصرف قارچ خوراکی در ایالات متحد امریکا حدود یک کیلوگرم میباشد. میزان تولید سالیانه قارچ خوراکی تکمهای سفید در آلمان، در سال ۱۹۵۹، حدود ۵۱۰۰ تن و در سال ۱۹۶۵، حدود ۹۰۰۰ تن و در سال ۱۹۶۷، به مرز ۱۵۰۰۰ تن رسید در سال ۱۹۶۹ ارزش نقدی تولید جهانی این قارچ از مرز یک میلیارد مارک گذشته بود (غلامعلی پیوست، ۱۳۷۵).
میزان تولید سالیانه قارچ خوراکی در ایران، در حدود۱۲ هزار تن است که از این میزان، حدود ۱۰ هزار تن به قارچ تکمهای سفید اختصاص دارد. حدود صد واحد تولیدی فعال و نیمه فعال قارچ خوراکی تکمهای سفید، در ایران شناسایی شدهاند. گرچه آمار و ارقام دقیق و قابل اعتمادی از میزان عملکرد قارچ خوراکی در ایران در دست نیست، ولی براساس شواهد موجود، عملکرد در ایران، حدود ۱۲ کیلوگرم در مترمربع است، در حالیکه متوسط عملکرد جهانی قارچ خوراکی تکمهای سفید، در حدود ۲۵ کیلوگرم در مترمربع میباشد (دفتر امور گل و گیاهان زینتی و قارچهای خوراکی وزارت جهاد کشاورزی، ۱۳۸۲).
طبق آمار موجود، کشورهای تولیدکننده قارچ خوراکی تکمهای سفید در جدول ۳و۴ آمدهاند.
جدول ۳ـ کشورهای تولید کننده قارچ خوراکی تکمهای سفید در سال ۱۹۸۴
تولید قارچ تکمهای سفید (هزار تن) کشور
۸۷۵ اروپا
۴۲۵ آمریکای شمالی
۳۳۰ چین
۶۸ آسیا
۵۱ آمریکای لاتین
جدول ۴ـ کشورهای تولید کننده قارچ خوراکی تکمهای سفید در سال ۱۹۹۷
تولید قارچ تکمهای سفید (هزار تن) کشور
۲۴۶ ایالات متحده آمریکا
۱۶۰ فرانسه
۱۴۰ چین
۹۰ هلند
۸۴ انگلستان
به علت نبود مراکز تحقیقاتی در ایران و عدم توجه کافی مراکز علمی و دانشگاهی کشور به این تکنولوژی سودآور و پرمنفعت، پرورش قارچ خوراکی نتوانسته جایگاه واقعی خود را پیدا کند علاوه بر این بیتوجهی مراکز تحقیقات کشاورزی موجب عدم تربیت نیروی متخصص لازم و کافی برای پرورش و تولید قارچ خوراکی شده است.
دلایل عمده عملکرد پایین قارچ خوراکی تکمهای سفید در ایران:
۱ـ عدم تهیه یک بستر کشت مناسب
تهیه و آمادهسازی بستر کشت، (کمپوست) از مهمترین مراحل پرورش قارچ خوراکی است، زیرا تغذیه قارچ خوراکی از بستر کشت تأمین میشود و قارچ خوراکی تکمهای سفید، یک تجزیه کننده ثانویه میباشد و از اجساد میکروارگانیسمهای موجود در کمپوست نیز استفاده میکند.
۲ـ عدم رعایت بهداشت محیط
۳ـ عدم کنترل دقیق شرایط محیطی، در زمان پرورش قارچ
۴ـ ضعف بنیه نژادی
استفاده پیاپی و تکثیر رویشی اسپاون با همان روشهای قدیمی، منجر به ضعیف شدن قدرت رویشی اسپاون و کاهش شدید عملکرد آن، شده است. اسپاون وارداتی با زیر کشتهای متوالی، ضعیف میشود. همچنین ممکن است اسپاون وارداتی نامرغوب باشد، لذا تولید اسپاون مرغوب در داخل کشور، امری ضروری است. در همین راستا از حدود هفت سال پیش، تحقیقات در زمینه تولید اسپاون هیبرید، در دانشکده کشاورزی (گروه بیوتکنولوژی) دانشگاه فردوسی مشهد، آغاز شده است.
بازدید
بازدید
بازدید
مقدمه
[در زبان فارسی واژه «هنر» معادل «فن» و گاه «صنعت» به کار رفته است. در گذشته لفظ هنر معنی عام تری داشته است. معانی علم، کمال، فضل، زیرکی، شجاعت، عدالت، شهامت، تقوی و حکمت هم از واژه ی هنر مراد شده است. ]
[فرش در ایران به ۳۰۰۰ سال پیش برمی گردد جایی که قدیمی ترین فرش جهان یعنی پازیریک که مربوط به قوم سکاها بوده در نواحی سیبری در حالی که روی یک تابوت بوده است توسط باستان شناس معروف رومی پروفسور رودِنکو رومی کشف شده است.
تمامی کارشناسان فرش جهان این فرش را متعلق به ایران دانسته اند. به دلیل نقش های موجود در فرش که دارای سربازهای هخامنشی و هم چنین نقوش مربوط به آن دورانِ ایران است دیده می شود.
بافت این فرش تخمین زده اند که ۵/۱ سال طول کشیده است. ]
مفهوم صادرات
[تعریف صادرات: صادرات در لغت به معنای انتقال کالا یا ارسال و فرستادن کالا از جایی به جایی دیگر است. جابه جایی در داخل کشور و یا از داخل به خارج هر دو مشمول این تعریف است.
به عنوان یک اصطلاح گمرکی، صادرات عبارت است از خروج کالا از قلمرو گمرکی (customs territory) و طبق تعریف قانون گمرک صادرات قطعی کالایی است که به منظور فروش یا مصرف در کشورهای خارج به خارج فرستاده می شود.
و هرگاه برای فروش یا مصرف نباشد صادرات موقت (temporary Exportation) نامیده می شود. ]
[برای انجام صادرات موفق که از زمره مسئولیت های مدیران بازرگانی خارجی است ابتدا باید مشکلات و موانع صادرات غیرنفتی را بازشناخت. این مشکلات را می توان در یک تقسیم بندی کلی به دو قسمت تقسیم نمود:
۱) مشکلات داخلی : تولید- کیفیت- قیمت- حمل و نقل داخلی و بازاریابی.
۲) مشکلات بین المللی : محدود بودن اقلام صادراتی- کشش پذیری کالاها، وجود رقبا به عدم استمرار و… . ]
چرا صادرات غیرنفتی ناموفق است؟
[بی تردید، دستیابی به توسعه ی اقتصادی نیازمند برخورداری از نظام اقتصادی و تولیدی برون گرا است. به این مفهوم که ضمن رفع نیاز داخلی، توسعه صادرات ارزش افزوده کالاها و خدمات مازاد بر مصرف داخلی به عنوان هدفی راهبردی پیگیری شود. به رغم اینکه این معنا در برنامه ی سوم توسعه اقتصادی مورد توجه قرار گرفته اما در عمل سازوکارهای لازم در پیشبرد مقاصد غیرنفتی فراهم نشده است.
مقدار صادرات غیرنفتی را نمی توان فارغ از دیگر مؤلفه های اقتصادی بررسی کرد زیرا به صورت حلقه های متصل به هم، چرخه اقتصاد کشور را به چرخش در می آورند.
استحکام هر یک از این حلقه ها در ساختار اقتصادیِ رقابت محور که عوامل تولید، اعم از نیروی انسانی، مدیریت و سرمایه از پویایی و تحرک کافی در ایجاد و رشد تولید ناخالص داخلی برخوردارند. به حدی باشند که از گسست حلقه ها در رویارویی با شرایط غیرمتعارف اقتصادی پیشگیری می کند و هر مؤلفه در بستری مناسب برای تقویت مؤلفه های دیگر عمل می کند. صادرات غیرنفتی که به زحمت درآمد ارزی کشور را تأمین می کند بیانگر گسست حلقه های گردونه اقتصادی کشور است. ]
صادرات و بازارهای جهانی فرش ایران
[یکی از دلایل مهم اهمیت فرش ایران، ارزآوری این کالای هنری است. به کمک این کالا بخشی ازکسری موازنه پرداخت های بازرگانی جبران می شود. در میان صادرات غیرنفتی کمتر کالایی را می توان یافت که مانند فرش دستباف، ارز نصیب کشور نماید یا مانند این کالا به دلیل کیفیتش از رقابت نسبی و گاه مطلق در بازارهای جهان برخوردار باشد. به موجب گزارش آماری گمرک جمهوری اسلامی ایران در سالنامه ی آمار بازرگانی خارجی (۱۳۷۳)، ارزش کل صادرات غیرنفتی کشور در سال های بعد از انقلاب (۷۳-۱۳۵۸) حدود ۰۰۰/۰۰۰/۵۲۲/۲۲ دلار بوده است که رقمی معادل ۰۰۰/۰۰۰/۷۲۵/۸ دلار آن را فرش های دستباف تشکیل می دهد. به این ترتیب، سهم فرش دستباف در صادرات کشور در یک دوره ی ۱۶ ساله به طور متوسط بالغ بر ۳۹ درصد می شود.
صادرات فرش دستباف بالاترین منبع ارزی کشور پس از نفت است. بیشترین رقم صادرات فروش مربوط به سال ۱۳۷۴ است که به رقم ۲ میلیارد و ۱۳۲ میلیون دلار رسید. جدول زیر میزان صادرات فرش را طی سال های مختلف به میلیون دلار نشان می دهد.]
صادرات غیرنفتی و صادرات فرش
طی سال های ۷۶-۱۳۶۰
سال صادرات غیرنفتی صادرات فرش دست باف سهم صادرات فرش
۱۳۶۰ 339 170 50
۱۳۶۱ 284 80 2/28
۱۳۶۲ 356 105 29
۱۳۶۳ 361 117 32
۱۳۶۴ 465 144 31
۱۳۶۵ 915 390 6/42
۱۳۶۶ 1161 282 5/41
۱۳۶۷ 1036 309 8/29
۱۳۶۸ 1044 345 33
۱۳۶۹ 1312 503 3/38
۱۳۷۰ 2648 1161 5/42
۱۳۷۱ 2988 1093 5/36
۱۳۷۲ 3747 1383 37
۱۳۷۳ 4824 2132 44
۱۳۷۴ 3227 979 30
۱۳۷۵ 3211 641 20
۱۳۷۶ 2875 636 22
مشکلات صنعت فرش دستباف کشور
سهم کشور ایران در بازارهای جهانی هر سال کمتر می شود.
چند ماه گذشته شهر یزد میزبان همایش فرش دستباف ایران بود. همایشی که سعی در شناخت و بررسی دقیق تر تنگناهای تولید و صادرات فرش ایران داشت. اطلاعات و آماری که از زبان مسئولان شرکت کننده در این همایش مطرح شده کام جامعه بزرگ تولید کننده و صادر کننده فرش و همه ی علاقه مندان به اعتلای کشوررا به درد می آورد.
مدیرعامل شرکت سهامی فرش ایران معتقد است چنانچه مشکلات پیش پای کشور برداشته نشود با سرمایه گذاری و توجهی که در کشورهای پاکستان، هند و چین به فرش شده است هر سال آثار فرش های دستباف ایران در دنیا کمرنگ تر خواهد شد. ولی با اشاره به این که درگذشته در سالهایی حدود یک میلیارد دلار صادرات فرش داشته ایم می گوید: تقلیل ارزش صادرات فرش دستباف به ۵۰۰ میلیون تومان نشانگر از دست دادن بازارهای جهانی است. این در حالی است که در بازار جهانی، سالانه ۳ میلیارد دلار فرش تجارت می شود.
تابش نماینده ی مردم اردکان در مجلس نیز می گوید: وضعیت کنونی تولید فرش دستباف کشور نامطلوب است. او با اشاره به اینکه در حال حاضر سالانه ۵/۴ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی به خارج داریم اظهار می دارد: صادرات فرش نسبت به کل صادرات نفتی کم است و به تدریج رو به کاهش است.
آقای تابش نماینده ی اردکان در تشریح علل از دست رفتن بازارهای فرش جهان می گوید: متأسفانه نهادها و افراد غیرمتخصص با صادرات فرش نامرغوب موجب پایین آمدن ارزش فرش ایران شده اند. ولی لزوم برنامه ریزی دقیق برای بهره مندی از جامعه ی بزرگ بافندگان فرش در کشور، لزوم آموزش و افزایش دانش تخصصی و مهارتی فرش بافان سنتی، به کارگیری مواد مطلوب و طرح های بدیع و تلاش برای عرضه فرش به قیمت رقابتی را از جمله راهکارهایی می داند که از افول صنعت فرش ایران در بازارهای جهانی جلوگیری می کند.
سیّد حمید کلانتری استاندار یزد نیز می گوید: از آنجا که محصول فرش به طور ۱۰۰% تولید داخلی است باید با تلاش گسترده و عزم جدی این هنر صنعت ملی و ایرانی را حفظ کرده و توسعه دهیم. چرا که نام قالی ایران در حافظه تاریخی مردم دنیا وجود دارد و هنوز هم قالی خوب را قالی ایران می دانند ولی از مدیریت به عنوان مهم ترین مشکل فراروی صنعت کشور نام برد.
در حال حاضر حدود ۳ میلیون نفر در ۲۰ استان کشور در زمینه ی تولید فرش دستباف فعالیت می کنند. اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و خراسان از جمله استان های مهم تولید کننده ی فرش دستباف هستند.
بازدید
ادبیات بزرگان
بازدید
بازدید
تاریخ معاصر