جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

بگذاریم حیوانات زندگی کنند

341

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

چهل حدیث از پیامبر

427

بازدید

چهل حدیث از پیامبر ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۲ امتیازs


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

قرص های چربی سوز چگونه باعث کاهش وزن می شوند؟

743

بازدید

قرص های چربی سوز اغلب دارای کافئین و افدرین هستند و براساس این دو ماه باعث افزایش مصرف کالری می شوند.
افدرین (EPHEDRINE) باعث انبساط (باز شدن) ریه ها می شود و بعنوان دارو در بیماری آسم و سرماخوردگی تجویز می شود. این ماده باعث افزایش اکسیژن رسانی به خون می شود. هنگامی که مقدار اکسیژن در خون بیشتر باشد، انرژی بیشتری در سلول ها تولید می شود ، یعنی انرژی بیشتری می سوزد.
همچنین ضربان قلب و فشار خون را افزایش می دهد و باعث گرم شدن بدن در حین ورزش می شود. باعث کاهش اشتها می شود و مانند یک دیورتیک عمل می کند ، یعنی باعث افزایش دفع ادرار می شود……



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

درباره رشته مهندسی مکانیک

528

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ارزش های زیست محیطی جنگل

1,156

بازدید

ارزش های زیست محیطی جنگل ۴٫۸۰/۵ (۹۶٫۰۰%) ۵ امتیازs

جغرافیای طبیعی

جنگلها به عنوان یکی از مهمترین سامانه های حیات بخش بشر جایگاه انکارناپذیری در تامین رفاه ، آسایش و سعادتمندی جوامع بشری دارند.
وجود ارزش های متعدد و متنوع اقتصادی و زیست محیطی در پیکره این منابع ارزشمند الهی ، تکیه گاه مطمئن و استواری برای تداوم و ارتقای زیست جانوران به ویژه انسان و متضمن شکوفایی حیات جوامع بشری و توسعه پایدار است.
متاسفانه همه ساله سطوح بسیار زیادی از جنگلهای دنیا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداری غیر اصولی و مفرط منهدم می شود. در میان علل وعوامل امحاء و نابودی جنگلها ، ناآگاهی از خواص و ارزش های زیست محیطی این منابع نیز به سهم خود تاثیرات زیانباری داشته و دارد.
بنابراین به منظور شفاف سازی و جلب توجه اذهان و افکار عمومی ، به مشارکت فعال در ایفای رسالت خطیر ملی و مذهبی برای حفظ ، احیاء و توسعه این منابع ارزشمند ، برخی اثرات زیست محیطی جنگلها را بر می شماریم تا روند فزایند تجاوز وتخریب جنگلها کاهش یابد و در نهایت متوقف شود ، چرا که متعقدیم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملی و همکاری و همدلی هموطنان عزیز و همچنین تلاش مجدانه مسئولین و متخصصین که زمام امور را در دست دارند امکان پذیر است.
جنگلهای واقع در اراضی جلگه ای ، میان بند و ارتفاعات فوقانی حوضه های آبخیز با تنظیم جریانهای آبی ، جلوگیری از فرسایش آب، ، باد ،خاک و طغیان رودخانه ها ، افزایش عمر مفید مخازن آبی و سدها تعدیل آب و هوای محیط وتامین آب مورد نیاز اراضی کشاورزی ، پشتوانه ای مطمئن برای زمین های کشاورزی واقع در دشت های مشرف به حوضه های آبخیز به شمار می آیند و در افزایش تولید و ارتقای کیفی محصولات کشاورزی در واحد سطح تاثیر به سزایی دارند.
اراضی جنگلی به دلیل ریشه دواندن گیاهان و درختان و فعالیت میکروارگانسیم های موجود در جنگلها ، موجب نفوذ نزولات آسمانی درخاک و ذخیره این نزولات می شوند به طوری که هر هکتار جنگل قادر به ذخیره سازی ۵۰۰ تا ۲ هزار متر مکعب آب است. ضمن این که زمان نفوذ یک لیتر آب در جنگل حدود ۷ دقیقه و در اراضی کشاورزی ۴۶ دقیقه است در حالی که در مناطق غیر جنگلی این زمان به حدود ۴ ساعت افزایش می یابد.
به عبارتی توان نفوذ پذیری نزولات در خاک های جنگلی ۴۰ برابر بیشتر از اراضی غیر جنگلی است. پوشش های گیاهی به ویژه درختان در کاهش آلودگی هوای ناشی از سوخت واحدهای صنعتی ، خودروها ومنازل تاثیر به سزایی دارند. جنگلها از مصرف کنندگان عمده دی اکسید کربن ناشی از سوختهای یاد شده هستند.
جنگلها با انجام عمل فتوسنتزیکی از منابع مهم تولید اکسیژن مورد نیاز جانوران و انسان به شمار می آیند.
به طوری که هر هکتار جنگل قادر به تولید اکسیژن مورد نیاز دست کم ده نفر در طول سال خواهد بود.به دلیل تنوع ساختار افقی و عمودی درختان جنگلی ، به ویژه وجود درختانی با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعی مختلف ، جنگلها در مطلوبیت بهره مندی از اثرات فیزیکی، شیمیایی و حرارتی پرتو خورشید برای انسان ها تاثیر به سزایی دارند، ضمن این که وضعیت تابش نور خورشید در فضای جنگلی نقش موثری در آرامش روحی انسانها دارد. جنگلها موجب تعدیل آب و  هوای محیط می شوند ، در ساعات روز به این دلیل که شاخ و برگ درختان مانند حفاظی در برابر پرتو نورانی خورشید قرار می گیرند ، دمای هوای جنگل کمتر از دمای فضای غیر جنگلی است و در طول شب نیز به این دلیل که تغییر و انعکاس حرارتی دما در محیط وخاک جنگلی کمتر است ، هوای محیط جنگلی خنک تر از فضای باز است .در جنگل ، ترکیبی از آوای دلنواز پرندگان ، جریان آب دره ها و  رودخانه ها و به هم خوردن برگها و شاخه ها به روح و روان آدمی آرامش می بخشد.
از آنجا که محیط جنگلی فاقد انواع صداهای گوشخراش و مخرب است ، محیطی امن و آرامش بخش برای استراحت انسانهای خسته از فعالیت در مراکز صنعتی و شهری درایام فراغت است. شاخ و برگ درختان جنگلی گرد و غبار هوا را که توسط باد جابه جا می شوند ، جذب میکنند و آلودگی هوا را کاهش می دهند. سرب معلق در هوا حاصل فعالیت واحدهای صنعتی و وسایل نقلیه موتوری و یکی از مواد سمی وخطرناک برای انسان است که از طریق تنفس جذب می شود و عوارض و پیامدهای ناگواری بر سلامت انسان دارد. یکی از اثرات مفید جنگلها جذب مقدار زیادی از دوده سرب معلق درهوا است که از عوامل حفظ تندرستی انسان به شمار می آید .سیمای ظاهری درختان چشم انداز آرامش بخش ومطلوبی برای انسان به شمار می آید. درختان ودرختچه ها به دلیل دارا بودن رنگهای مختلف چشم اندازی طبیعی و دیدنی در برابر دیدگان آدمی قرار می دهند . به ویژه رنگ سبز برگ درختان که از نظر رواشناسی از جمله رنگهای آرامش بخش است. جنگل همچنین در زیبا سازی محیط زندگی جوامع بشری جایگاه ویژه ای دارد. مقاومت جنگل در مقابل ویرانگری های باد و طوفان ، نشانه و نمادی از دوستی طبیعت و بشر است . درختان جنگلی در کاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزایی دارند وموجب کاهش اثرات تخریبی این عوامل می شوند . پوشش گیاهی درختان به دلیل حفاظت از خاک ، قدرت نگهداری وجذب نزولات وکاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمین نقش انکار ناپذیری در جلوگیری از جاری شدن سیلاب و کاهش اثرات مخرب آن دارد. با توجه به این که کاهش درجه حرارت هوا سهمی در افزایش رطوبت نسبی هوا دارد، درختان جنگلی با جذب نزولات و ذخیره کردن آن در سفره های آب های زیر زمینی و تبخیر آن در ایام خشک ، موجب افزایش رطوبت نسبی هوا در فضای جنگل می شوند. افزون بر این که شاخ و برگ درختان با جلوگیری از تابش مستقیم نور خورشید و کاهش اثرات تخریبی پرتوهای خورشیدی ، مانع تبخیر سطحی رطوبت خاک می شوند.
درختان با جذب ،نگهداری و افزایش زمان ذوب برفها بر روی شاخ و برگ خود از تجمع آنها جلوگیری کرده و مانع حرکت توده های عظیم برف به شکل بهمن می شوند.از آنجا که تولید دی اکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی انعکاس پرتوهای خورشیدی را از زمین ناممکن می سازد،  در نتیجه میانگین گرمای زمین افزایش یافته و پدیده موسوم به گلخانه ای ایجاد می شود که اختلال در محیط زیست انسانی را به دنبال دارد. بنابراین حفاظت وتوسعه جنگلها موجب جذب و رسوب دی اکسید کربن ومانع افزایش گرمای زمین و بروز پدیده گلخانه ای خواهد شد. جنگلها بعنوان  محیط زیست طبیعی ، مامن بسیاری از حیوانات وحشی و پرندگان هستند و نقش موثر آنان در بهسازی محیط زیست انکار ناپذیر است.
با توجه به رشد فزاینده جمعیت انسانی و توسعه بی حد و حصر تکنولوژی و قرارگرفتن در عصر فرا صنعتی که جوامع بشری از یک طرف با محدودیت منابع جنگلی و از سوی دیگر با آلودگی محیط زیست دست به گریبان هستند، نقش و جایگاه جنگلها به دلیل برخورداری از ارزش های فراوان و متنوع در جلوگیری از آلودگی ها اجتناب ناپذیر است. همان طور که می دانیم لایه ازن به مثابه سپری دفاعی در تقابل با اثرات تخریبی پرتو فرابنفش دارای اهمیت ویژه است . جنگلها با تثبیت لایه ازن موجب کاهش آثار زیانبار پرتوهای فرابنفش و بیماریهای ناشی از آن خواهند شد. کنترل آفات و امراض گیاهی و جلوگیری از هجوم گونه های مهاجم به محصولات کشاورزی، پدید آمدن ارزشهای زیبایی شناختی و هنری ، تولید انواع فراوردهای غیر چوبی ، امکان فعالیتهای جنبی مانند پرورش انواع آبزیان ، زنبورداری ، تولید قارچ ، فراهم ساختن زمینه های گردشگری و بسیاری از فواید ارزشمند دیگر دست آوردهای گرانبهایی هستند که به یمن حضور و حفاظت جنگلها در اختیار بشر قرار گرفته اند. اهمیت روز افزون نقش زیست محیطی جنگلها و تاثیر همه جانبه آن در توسعه پایدار ایجاب می کند برای ترویج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگلها و به منظور برخورداری کامل از کلیه ارزشهای زیست محیطی دست در دست یکدیگر ،تلاشی مشترک را عینیت بخشیم تا جنگلها همچنان به عنوان ابزار آرامش و سعاتمندی نسلهای امروز و فردا پایدار بمانند.
ارزش های اقتصادی جنگل
امروزه فواید جنگل بدلیل گستردگی دامنه آن بعنوان بستر حیات و زیربنای حیات انسانی نام برده می شود . داشتن نقش اساسی در امور تفریجی و تفرجگاهی و ایفای نقش بعنوان پشتوانه اساسی و اصلی کشاورزی ، ایجاد درآمد برای دولت وملت و همچنین تولید محصول پر ارزشی به نام چوب که زمینه اشتغال تعداد کثیری از افراد جامعه را فراهم ساخته و موجب رونق و شکوفایی اقتصادی کشورهایی می شود که از این نعمت الهی برخوردارند و به نحوشایسته ومطلوبی هم از آن استفاده می کنند. برخی از ویژگی های منحصر به فرد، و برتری های این ماده پرارزش مورد بررسی اجمالی قرار می گیرد تا شاید با شناخت بیشتری که از آن صورت می گیرد قدر جنگلهای با ارزش کشورمان را که تولید چوب تنها یکی از صدها فواید آن را تشکیل می دهد خوب دانسته و در راه حفظ ، حراست و توسعه آن مجدانه و صادقانه بکوشیم . در این میان هر چند شناخت اصولی جامعه مان از این ماده پرارزش ، اندک است ولی در مقابل بسیاری از محافل علمی و مجامع معتبر دانشگاهی جهان در راه آشنایی آحاد ملت با اثرات ارزنده این ماده و نقش بنیادین آن در روند تداوم و تکامل زندگی انسانها گامهای موثر و بلندی برداشته ونقش اساسی آن را به خوبی مبرهن و آشکار ساخته اند.
موزه آلتونا در هامبورگ آلمان و موزه علوم طبیعی لندن از جمله این محافل و مراکز علمی به شمار می آیند و توانسته اند با جمع آوری بسیاری از وسایل و لوازم چوبی مورد استفاده بشر در طول تاریخ که در عمده موارد در خور تحسین و اعجاب برانگیز است نقش حیاتی چوب و وجود جنگل ها را در روند تکامل زندگی انسان هابه خوبی تبیین کنند. البته ناگفته پیداست مصرف چوب در انجام کارهای بزرگ و با ارزش در کشور که مهد دانش معماری جهان به حساب می آید نیز مسبوق به سابقه طولانی است زیرا از دوران گذشته هنر ساختمان سازی با آثار جاودانه ای همراه بود و از دیرباز این سرزمین کانون اصلی استفاده بهینه و اصولی از چوب بوده است. بهترین شاهد این مدعا وجود ساختمان های بزرگ تخت جمشید ، چهل ستون ، عالی قاپو در اصفهان ، مسجد بایزید بسطامی و صدها آثار معماری دیگری است که هر یک در جای خود از جمله مفاخر ارزنده ملی ما به حساب می آیند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

حقوق زن و مرد در جامعه

1,673

بازدید

اما آنان نخواسته و یا نتوانسته اند همهء رقیبان را بالکل از میدان به در کنند چرا با از میان رفتن یک رقیب ، دیگری ای جایگزین می شود و قد علم می کند. پس چاره در قانون گزاری طبیعت است با میل و ارادهء خویش. قوانینی که نوع برتر را تعریف کند و سایرین را مستثنی سازد. این قوانین گاه می تواند بی رحمانه تر از قوانین جنگل معصوم به غلط ظالم خوانده شده باشد؛ هر که سفید تر، برتر؛ هر که قوی تر؛ بهتر؛ …
در این میان قانونی وجود دارد که شاید از همه کودکانه تر باشد:‌ فرد هم رنگ ، هم نژاد ، هم دین ، هم وطن و هم خون ، ولی پست تر!‌ و آن عضو مفلوک جامعه کسی نیست جز همشهری دست دوم، زن. اینجا دیگر برتری نه  نسبی که مطلق است – برتری از آن نوع که انسان بر تمام دیگر موجودات دارد. مرد اشرف مخلوقات است ، نه زن. مرد است که روح خداوند در او دمیده شده است و او تصویر خداوند در بهشت است. زن عضوی ناقص است که به واسطهء مرد خلق شده است و کاری جز این نکرده که مرد معصوم و متعالی را تشویق به خیانت به پدر روحانی اش نموده و باعث اخراج او از خانهء امن و ابدیش گردیده است. زن حیوانی است مکار ، عامل بیچارگی دنیا.
این فرضیه در جوامع ابتدایی هم  به نوعی دیگرموثق و معتبر بود. انسان اولیه می بایست قوی باشد تا بتواند مبارزه کند و در مبارزه با طبیعت پیروز شود. انسان ضعیف دوام نمی آورد مگر به حمایت قوی ترها. اما انسان های ضعیف اغلب زنان بودند و ادامهء زندگی شان منوط به حمایت مردان. پس برتری مرد مجدد ثابت می شد.
با انتقال جامعه به مرحلهء کشاورزی، هنوز قدرت بدنی حرف اول را می زد. در جنگ و دفاع از املاک هم زنان جز آن که به اسیری برده شوند و ایجاد دردسر نمایند، کمکی نمی کردند پس آنان مایهء ننگ بودند. در این دوران نیز همچنان الگوی انسان طبیعت بود و این امر برتری را بدون چون و چرابه مردان داده بود.  بودند جوامعی که خشم طبیعت چندان گریبانگیرشان نبود و پیش رو زمین های بارور کشاورزی داشتند، مانند جامعهء مصرباستان که  رود نیل ، کشتزارهای حاصل خیز را برایشان به ارمغان می آورد. در این جوامع – باز به پیروی از طبیعت – ارزش و برتری به گروهی داده می شد که بیشتر شبیه محیط بودند. این جا زنانی که مصداق باروری بودند؛ یعنی مادران، برتری داشتند. باز هم آن چه مطرح بود باروری زن بود و نه خود او. هنوز هم در جوامع ابتدایی افریقا با شرایطی مشابه می توان نمونه های مادر سالاری را یافت.
اگر رشد جامعهء انسانی را به مراحل رشد بدن انسان تشبیه کنیم، گذار از مرحلهء‌ کشاورزی و ورود جوامع به دوران صنعتی ، پایان طفولیت و ورود به دوران نوجوانی و سرکشی بود. در این دوران ملاک دیگر زور بازو و قدرت  نبود چرا که  نه  تنها زنان، که  کودکان  شش- هفت ساله نیز می توانستند پای دستگاه ها در کارخانه ها بایستند و کار کنند.  حال می بایست دربارهء تمامی ملاک های برتری تجدید نظر به عمل آید و همان زمان بود که  تاریخ شاهد جنبش های انسان دوستانه از جمله لغو برده داری، حق آزادی و رای برای زنان و …. گردید.
از آن پس اگر چه عده ای  سعی کردند این تحولات را  انکار کنند و حقوق را نادیده بگیرند، دیگر توان آن را نداشتند چرا که جامعهء انسانی به شکلی اجتناب ناپذیر مسیر خود را می پیمود.
اما در عصر صنعتی نیز گاه  جنبش های مخالف مردسالاری، که به مرور منجر به ایجاد حرکت های فمینیستی –  به طور خاص موج اول  – گردید ، مشکل را حل نکرد. راه حل های ارایه شده در ابتدا صرفا ترک یک سوی میدان نبرد و الحاق به دیگر سو بود و چون نتیجه نبخشید، کار به انکار کل موضوع مخالفت انجامید. فمینیست های موج سوم بالکل منکر وجود چیزی به نام جنسیت و تفاوت  زن و مرد شدند. [۱]
زمانی که صحبت از تساوی حقوق زن و مرد می شود،‌خود این عبارت به معنی یکی ندانستن این دو است. یعنی ما دو پدیده به نام های زن و مرد داریم و قصد آن می کنیم که به آن ها حقوق برابر بدهیم. مشکل اساسی افرادی که امروزه به این مهم می پردازند این است که می خواهند  زن و مرد را کاملا یکی بشمارند و از این طریق به اثبات تساوی حقوق بپردازند. مقایسه هایی فیزیکی که گاه انجام می پذیرد حاکی از این غفلت است ؛ مثلا مقایساتی بر روی  وزن مغز زنان و مردان. اینان قصد اثبات تساوی زن و مرد-  و نه تساوی حقوق زن و مرد – را دارند.
با وجود همهء تلاش ها برای انکار، زن و مرد از نظر جسمانی با یکدیگر متفاوت اند. [۲]  اما تلاش برای برقراری تساوی حقوق زن و مرد است؛ یعنی آن چه که با توجه به لیاقت و شایستگی یک انسان باید به او داد. در اعطای حق، دیگر مسالهء زن یا مرد بودن مطرح نیست چون دیگر به جسم فرد ربطی ندارد. مساله یک انسان است؛ انسانی دارای روح که می تواند زن یا مرد، سفید یا سیاه ، پیر یا جوان ، قوی یا ضعیف باشد. هیچ یک از تفاوت های ظاهری نمی تواند عامل محرومیت فرد انسانی از حقوق او باشد.

اما حق یک انسان چیست که زن و مرد باید به شکل مساوی از آن بهره برند؟‌ مسلما این امر تنها به این معنی نیست که زن ترک خانه کند و در اجتماع حاضر باشد. حقوق برابر در اموری بسیار متعالی تر است: حق تفکر، حق آموزش، حق انسان بودن ، حق رشد و تعالی عقلانی و روحانی. زن و مرد باید به طور مساوی امکان ترقی و تکامل داشته باشند و بتوانند قابلیات  و استعدادات خود را بروز دهند. نکتهء مهم این جاست که زن و مرد هر دو به تنهایی انسان هایی کامل و مستقل هستند که هر یک به منزلهء‌ یک واحد انسانی می توانند زندگی و ترقی کنند. زمانی می توان انتظار حقوقی برابر را برای آنان داشت که چنان باوری ملکهء جامعه گردد.
اما مگر حالا که چنین نیست ، چه مشکلاتی وجود دارد؟‌ اگر این ارزش محقق شود چه خواهد شد؟
نادیده گرفتن زنان در هر جامعه به ضرر کل آن جامعه است. تعلیم و تربیت کل جامعه ، به علت عدم آگاهی و توانایی مربیان اول فرزندان – مادران – به تاخیر خواهد افتاد و این حرکت ورشد جامعه را کند می کند. در اصل باور به برتری هر جنس تناقضی در خود نهفته دارد؛ چگونه ممکن است انسان هایی پست و ذلیل – مادران یا زنان – بتوانند از دامان خود متعالیانی – مردان – بار آورند یا مادرانی والا و عالی افرادی پست؟
ازسوی دیگر تحقیقات نشان داده است که در جوامع مردسالار گرایش به نظام دیکتاتوری بیشتر است. مصداق آن را نیز آلمان در دوران نازیسم می دانند که تاکید بر خانه نشینی زنان داشت. بالعکس، حکومات دموکراسی اغلب با حضور زنان در جامعه همراه بوده است. در ضمن هر کجا که موازنهء‌ بین دو جنس برقرار باشد، سطح زندگی ارتقا می یابد.[۳]  و شاید همین اصل مؤید آن باشد که حضور زنان در جامعه و تصمیم گیری ها منجر به برقراری صلح خواهد شد. زیرا روحیهء فداکاری مادرانه به جامعه تسری می یابد و رافع خودخواهی ها و تعصبات و در نتیجه دشمنی ها و جنگ ها می گردد.
مسلما این به معنی لزوم برتری زنان بر مردان درجامعه نیست بلکه حضور این دو در کنار یکدیگر است که می تواند احساسات را تعدیل کند.  سپردن کل نظام صرفا به دست زنان نیز باعث ایجاد مشکلاتی در جامعه خواهد شد. قاطعیت و عدالت مردانه در کنار عطوفت و لطافت زنانه متعادل می شود. قابل ذکر است که اگر چه اشاره شد که زن و مرد هر یک وجودی مستقل هستند، اما جامعه نیازمند هر دوی آن هاست.  غیاب هر یک منجر به کمبودهایی خواهد شد.
برای رسیدن به چنین مرحله ای پرورش و تعلیم یکسان و برابر لازم است. آن چه در حال حاضر مانع از حضور زنان و بروز استعدادات آنان در جامعه می گردد، عدم تربیت صحیح این گروه است.  زن محبوس در خانهء  بی خبر از امور دنیا، اگر هم در صحنه حاضر باشد، چون احساسات و افکاراش پرورده نشده است ، کمک چندانی نخواهد کرد. اگر چه امروز در بسیاری از جوامع زنان در صحنه حاضراند، در اصل حضور آنان آن گونه است که مردان می خواهند:‌  زن باب طبع مرد، نه زن با تمام قوا واستعدادات اش.
راه چاره پرورش زنان و مردان آینده در کنار هم و به طور یکسان است. زنی که تحصیل کند و هم پای مردان پیش آید:‌ در جامعه وخانه احترام  بیشتری  دارد،  توانایی های  خود را  بهتر در می یابد و آن ها را به کار می گیرد، قدرت رهبری و مدیریتش تقویت می شود، حقوق خود را بهتر درک می کند،‌ فرزندان بهتری پرورش می دهد و بالاخره برای حضور در تمامی صحنه ها مجهز می شود. [۴]   مردان فردا که از طفولیت همواره زنان فردا را در تمامی مراحل در کنار خود می بینند، هرگز احساس نخواهند کرد که هم پایانشان در راه خواهند ماند یا در اجرای بعضی امور عاجز خواهند بود، پذیرش آنان را در کنار خود ساده می بینند و حتی در هر مرحله ، به جای سرکوبی ، دست یاری به سوی شان دراز خواهند کرد.
البته آن چه همواره مد نظر داریم این است که صحبت از تساوی حقوق زن و مرد در زمانی ممکن است که جامعهء صنعتی شرایط پذیرش آن را ایجاد کرده است . در دوران شکارگری یا کشاورزی تصور این امر هم محال بود چرا که ” الرجال قوامون علی النساء ” اصلی بدیهی بود – به واقع مردان از زنان قوی تر بودند. پس جای خرده گیری بر گذشتگانی که قایل به تساوی حقوق نبودند نیست بلکه جای شکرانه است که امروز عالم انسانی به جایی رسیده است که توان پذیرش اصل برابری حقوق را دارد.
حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام و غرب
از جمله موضوعات مورد بحث پیرامون حقوق زن، مقایسه بین مکتب اسلام با دستاوردهاى تمدن غرب است، امروز در دنیا درباره حقوق زن، مکتب دیگرى رایج نیست و نوعا شرقى‏ها و همه دنیا تحت تأثیر دستاوردهاى غربى‏ها در مورد تساوى زن هستند و تقریبا این فکر غرب همه‏جا و حتى دنیاى کمونیستى را هم احاطه کرده است. بنابراین مقایسه، مناسب‏ترین طرف اسلام همین دستاوردهاى دنیاى غرب است که غربى‏ها در این مسأله خیلى هم به خود مى‏بالند. با این مقایسه مى‏توان پى برد که نگرش حاکم بر غرب واقعا به مصلحت جامعه و خانم‏ها مى‏باشد یا خیر؟(۱) اسلام، زن را چگونه موجودى مى‏داند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانى او را برابر با مرد مى‏داند یا او را جنس پست‏تر مى‏شمارد؟ این پرسشى است که اکنون مى‏خواهیم به پاسخ آن بپردازیم.
اسلام در مورد حقوق خانوادگى زن و مرد، فلسفه خاصى دارد و پاره‏اى از حقوق و تکالیف و مجازات‏ها را براى مرد مناسب‏تر دانسته و پاره‏اى از آن‏ها را براى زن، در نتیجه، در مواردى براى زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهى در نظر گرفته است. چرا؟ آیا بدان جهت است که اسلام نیز مانند بسیارى از مکتب‏هاى دیگر،نظریات تحقیرآمیزى نسبت به زن داشته و زن را جنس پست‏ترى شمرده است یا علت و فلسفه دیگرى دارد؟(۲)
عده‏اى گمان کرده‏اند که اسلام درباره زن، عدالت را مراعات نکرده است، در صورتى که همان‏گونه که منابع اسلامى نشان مى‏دهد و صاحب‏نظران محقق در این باره تحقیقات شایسته‏اى انجام داده‏اند، اسلام مابین تساوى زن و مرد و عدالت در میان آن‏ها فرق گذاشته است مسلم است. که اگر اسلام مى‏گفت زن و مرد از همه جهات بیولوژیک، فیزیولوژیک و روانى و هرگونه فعالیت مغزى و روحى، یکى هستند، این خلاف واقع بود و گمان نمى‏رود کسى در این دنیا پیدا شود و از این دو صنف اطلاع لازم و کافى داشته باشد و چنین سخنى را به زبان بیاورد.(۳)
شهید مطهرى مى‏گوید : «مکرر در نطق‏ها و سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى پیروان سیستمى غربى شنیده و خوانده‏اید که مقررات اسلام را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال این‏ها به عنوان تحقیر و توهینى نسبت به زن یاد کرده‏اند؟ چنین وانمود مى‏کنند که این امور هیچ دلیلى ندارد جز اینکه فقط جانب مرد رعایت شده است.
مى‏گویند اسلام، دین مردان است و زن را انسان تمام عیار شناخته و براى او حقوقى که براى یک انسان لازم است وضع نکرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عیار مى‏دانست تعدد زوجات را تجویز نمى‏کرد، حق طلاق را به مرد نمى‏داد، شهادت دو زن را با یک مرد برابر نمى‏کرد، براى زن قیمت به نام مهر قائل نمى‏شد، به زن استقلال اقتصادى و اجتماعى مى‏داد و او را جیره‏خوار و واجب‏النفقه مرد قرار نمى‏داد.
مى‏گویند اسلام با این که دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهاى دیگر رعایت کرده است، در مورد زن و مرد رعایت نکرده است.
اصلى که در این استدلال به کار رفته، این است که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانى، یکسانى و تشابه آن‏ها در حقوق است. مطلبى هم که از نظر فلسفى باید انگشت روى آن گذاشت این است که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانى چیست؟ آیا لازمه‏اش این است که حقوق مساوى یکدیگر داشته باشند به طورى که ترجیح و امتیاز حقوقى در کار نباشد؟ یا لازمه‏اش این است که حقوق زن و مرد علاوه بر تساوى و برابرى، متشابه و یکنواخت هم بوده باشند و هیچ‏گونه تقسیم کار وظیفه‏اى در کار نباشد؟ شک نیست که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانى و برابرى آنان از لحاظ انسانیت، برابرى آن‏ها در حقوق انسانى است؛ اما تشابه آن‏ها در حقوق چطور؟
کمیت غیر از کیفیت است. برابرى غیر از یکنواختى است. آن چه مسلم است این است که اسلام حقوق یک‏جور و یکنواختى براى زن و مرد قائل نشده است ولى اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام اصل مساوات انسان‏ها را درباره زن و مرد نیز رعایت کرده است. اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.»(4)
در این که «این دو صنف با همدیگر متفاوت‏اند، از نظر خلقت طبیعى، جاى تردید نیست و در این باره تحقیقات به حد لازم و کافى انجام گرفته است. عنایت امر این است که آیا این اختلاف و تنوع در خلقت طبیعى زن و مرد باعث مى‏شود که یکى ناقص و دیگرى کامل باشد، نه چنین چیزى نیست، این مسئله تنوع است، نه نقص و کمال.»(5)



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

اصول حاکم بر اسناد تجاری

1,731

بازدید

اصول حاکم بر اسناد تجاری ۴٫۳۳/۵ (۸۶٫۶۷%) ۳ امتیازs
مقدمه:
اهمیت موضوع: توسعه روزافزون تجارت و مبادلات تجاری داخلی و بین‌المللی و ضرورت سرعت و سهولت در امر بازرگانی و نقشی که گردش سرمایه و حجم مبادلات تجاری در سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشورها دارد، دولتها را بر آن داشته است تا با تدوین ضوابط و مقررات خاصی، امنیت خاطر تاجر و بازرگان را در روابط تجاری فراهم نمایند. اسنادی چون سفته و چک و برات، با ویژگیها و کارکردهای خاص، علاوه بر تاثیر اجتناب ناپذیری که بر اقتصاد هر کشور دارد؛ امروزه از مهمترین ابزار تجارت نیز به شمار می‌رود. تاجری نیست که روزانه با این اسناد سر و کار نداشته باشد. از سوی دیگر، تاجر با به جریان انداختن سرمایه خود نیاز به امنیت خاطر و حمایت حقوقی همگام با دو اصل سرعت و سهولت دارد. امری که با استفاده از روشهای معمول در نظام حقوق مدنی قابل تامین نیست. از این رو، در نظامهای حقوقی داخلی و بین‌المللی، اصول خاصی بر معاملات برواتی حکومت می‌کند که معمولاً اسناد مدنی از چنین اصولی برخوردار نیست. لذا بخش عمده‌ای از مباحث راجع به اسناد تجاری، مربوط به اصول حاکم بر آنها است. با توجه به حجم زیاد دعاوی مربوط به اسناد تجاری، مطالعه  این اصول برای جامعه حقوقی کشور امری اجتناب ناپذیر است.
منظور از سند تجاری: هر چند در مفهوم عام و وسیع ، هر سند یا نوشته ای از قبیل سفته ، چک ، برات ، اوراق سهام، اوراق قرضه ، اعتبارات اسنادی ، ضمانت نامه بانکی ، سیاهه تجارتی ، انواع بارنامه و امثال اینها که در امر تجارت کاربرد داشته باشد میتواند سند تجارتی قلمداد گردد؛ ولی اسنادی که در این مقاله موضوع بحث ما است، فقط شامل اسناد تجاری به مفهوم خاص یعنی چک ، سفته و برات می‌باشد.
در این مقاله مهمترین اصول حاکم بر اسناد تجاری، شامل اصل عدم توجه ایرادات، اصل استقلال امضاءها، اصل  استقلال تعهد، اصل اشتغال ذمه و اصل مدیونیت  و حدود اجرای این اصول، مورد بررسی قرار گرفته است. 
۱ ـ اصل عدم استماع ایرادات:
یکی از اوصاف سند تجاری، وصف تجریدی است. به موجب این وصف،  امضای سند تجاری موجب تعهدی مستقل از منشاء صدور خود می‌شود. به عبارت دیگر، سند تجاری مستقلاً و به اتکای خود متضمن حقوق و تعهدات برای طرفین است. از اوصاف دیگر سند تجاری، قابلیت انتقال آن است.  به این معنا که سند تجاری به صرف امضاء در ظهر آن، به دیگری منتقل می‌شود. انتقال گیرنده سند تجاری تکلیفی ندارد که به روابط خصوصی ایادی قبلی، یا به منشاء صدور یا ظهر نویسی سند تجاری توجه کند و نباید نگران ایرادات احتمالی صادرکننده سند و ایادی قبل از خود باشد. به همین دلایل گفته می‌شود، ایراداتی که مربوط به منشاء صدور یا ظهرنویسی است، پذیرفته نیست. امضاء کنندگان سند ( اعم از صادر کننده و ظهر نویس و ضامن ) نمی‌توانند در مقابل دعوای دارنده سند به ایراداتی از قبیل فسخ معامله یا بطلان آن، تهاتر، تخلف از شرط و وصف، تقلب، نامشروع بودن جهت و امثال آن متوسل شوند. این بدین معنا است که اساساً به این ایرادات توجه نمی‌شود و دادگاه خود را فارغ از ورود به این مباحث می‌داند، هر چند که دلیل اثباتی ایرادات قوی و غیر قابل انکار باشد. اصل عدم استماع ایرادات، مقتضای وصف تجریدی و وصف قابلیت انتقال است.
در ماده ۱۷ کنوانسیون ۱۹۳۰ ژنو ( راجع به برات ) اصل عدم استماع ایرادات به این شرح مورد تاکید قرار گرفته است : «اشخاصی که بر علیه آنان به استناد برات اقامه دعوی می‌شود نمی‌توانند بر علیه دارنده برات، به ایراداتی که مربوط به روابط شخصی آنان با یکدیگر است ، استناد کنند». در ماده ۲۲ کنوانسیون ۱۹ مارس۱۹۳۱ ژنو راجع به قانون متحدالشکل در خصوص چک نیز آمده است: «امضاء کنندگان چک که علیه آنها طرح دعوی شده است نمیتوانند در مقابل دارنده چک به روابط خصوصی خود با صادرکننده یا با دارندگان قبلی سند استناد کنند، مگر آنکه دارنده هنگام دریافت چک عالماً به زیان بدهکار عمل کرده باشد ».
در قانون تجارت ایران ماده صریحی در باره عدم استماع ایرادات وضع نشده است . ولی نظرات حقوقی و رویه دادگاهها تا حدودی این نقیصه را جبران کرده است. همچنین در طرح پیش نویس اصلاح قانون تجارت تا حدودی به این موضوع توجه شده است [۱].
شعبه ۲۵ دیوان عالی کشور در پرونده شماره ۹/۷۵۳۰ به موجب رای شماره ۷۸۸/۲۵  مورخ ۲۴/۱۱/۱۳۷۲ در جریان رسیدگی به دادنامه‌‌ی صادره از دادگاه بدوی که بدون توجه به اصل عدم توجه ایرادات صادر شده بود، چنین استدلال می‌کند: «نظر به اینکه تجدیدنظر خوانده صدور و تسلیم چک موضوع دعوی را به آقای ((ج )) قبول دارد و نظر به اینکه انتقال چک وسیله شخص اخیر نیز مورد ایراد واقع نشده و مفاد چک نیز دلالت بر تضمینی بودن آن ندارد و نظر به اینکه دارنده چک که به طریق صحیح به وی واگذار گردیده قانونا” حق مطالبه وجه آن را از صادرکننده دارا می باشد و چگونگی رابطه دارنده اولی با صادرکننده چک موثر در رابطه انتقال گیرنده با صادرکننده نمی باشد۰ علی هذا دادنامه موصوف که بدون رعایت مراتب صادر گردیده است نقص می شود و رسیدگی به دادگاه حقوقی یک شهرستان ۰۰۰محول می گردد» [2]
نمونه دیگر از رویه دادگاهها در خصوص اصل عدم استماع ایرادات مربوط به رای شماره ۳۸۸ و ۳۸۹ مورخ ۱۰/۸/۷۲ شعبه ۲۸ دادگاه حقوقی یک تهران می‌باشد که در این رای آمده است: « در خصوص دعوی اصلی نظر به اینکه مستند دعوی خواهان یک فقره چک به شماره ۶۸۳۵۸۲-۲/۲/۷۰ به مبلغ ….. ریال منتسب به خوانده بوده که اصالت آن با توجه به اقرار مشارالیه در ضمن مدافعاتش محرز بوده و از طرف نامبرده و به حواله کرد مجلوب ثالث صادر و پس از ظهرنویسی از طرف شخص مذکور به خواهان دعوی اصلی انتقال یافته است و چون خواهان دعوی اصلی دارنده اولیه چک مذکور نبوده بلکه این چک از طریق ظهرنویسی به وی واگذار شده لذا به لحاظ عدم وجود رابطه پایه ای یا معاملاتی بین وی و صادرکننده چک بین خوانده دعوی اصلی و وجود رابطه برواتی بین آنان ایرادات و اعتراضات صادرکننده چک (خوانده دعوای اصلی ) گرچه در مقابل دارنده اولیه آن قابلیت طرح و عنوان و توجه را داشته ولی در مقابل خواهان دعوی اصلی با توجه به مجموع مقررات اسناد تجاری قانون تجارت قابل استناد نبوده و در نتیجه مراتب ادعایی خوانده و مدافعات وی در زمینه چگونگی صدور چک مستند دعوی و معامله‌ای که چک مذکور در ارتباط با آن صادر گردیده و عدم استحقاق دارنده اولیه در انتقال چک مورد بحث به خواهان در دعوی خواهان اصلی موثر در مقام نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را نداشته و رافع مسئولیت وی در قبال خواهان دعوی اصلی نمی‌باشد و چون وجه چک مستند دعوی از طرف خواهان از بانک محال علیه مطالبه شده و به لحاظ عدم موجودی کافی منتهی به صدور گواهینامه عدم پرداخت گردیده است لذا به لحاظ وجود اصل چک در ید خواهان استحقاق مشارالیه در مطالبه وجه چک و اشتغال ذمه خوانده ثابت و مدلل است و از آنجاییکه از ناحیه خوانده دعوی اصلی در قبال دعوی خواهان مدافعات موثر و موجهی بعمل نیامده است، بنابراین دادگاه دعوی خواهان اصلی را وارد و موجه تشخیص و به استناد ماده ۳۵۷ قانون آئین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ….  ریال بابت اصل خواسته و پرداخت مبلغ …… ریال بابت خسارت دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید» [3]
استثنائات اصل عدم توجه ایرادات:
اصل عدم استماع ایرادات مجوزی برای استفاده بلا جهت و دارا شدن بلا سبب نیست. در هیچیک از نظامهای حقوقی اکل مال به باطل معتبر شناخته نمی‌شود. انتقال مال از شخصی به شخص دیگر فقط از مجرای معامله‌ای مبتنی بر رضایت طرفین ( الا ان تکون تجاره عن تراض ) [۴] امکان پذیر است. به همین جهت بر اصل عدم استماع ایرادات، استثنائاتی وارد شده است. این استثنائات بدون اینکه بر وصف تجریدی اسناد تجاری لطمه‌ای وارد سازد، فقط حد اجرای اصل را  قدری محدود می‌کند. مهمترین استثنائات از این قرار است:
الف – ایرادات بین ایادی بلا فصل: در صورتی که در روابط بین صادر کننده یا ظهر نویس سند تجاری و شخص بلا فصل او دعوا مطرح باشد، اگر چه اصل بر بدهکاری امضا کننده سند تجاری است، لیکن ایراداتی که خوانده مطرح می‌کند باید مورد رسیدگی قرار گیرد. استاد بهرامی در مقاله وصف تجریدی اسناد تجاری در این زمینه می‌نویسد: « … اصل مزبور ( عدم توجه ایرادات ) اطلاق خود را در روابط شخصی میان طرفین بلا فصل از دست مىدهد . لذا اگر متعهد ایراد نماید که تعهد یا رابطه حقوقی سابق که منشاء و علت صدور سند تجارتی متنازع فیه شده به جهتی از جهات قانونی ساقط و یا منحل و یا باطل گردیده و یا اینکه پس از صدور سند موصوف به واسطه وفای به عهد ، اقاله ، ابراء ، تبدیل تعهد ، تهاتر ، مالکیت ما‌فی‌الذمه ، فسخ ، انفساخ ، منفسخ ، و …. از بین رفته و یا اینکه این سند به موجب نوشته دیگر در نزد وی به صورت امانت بوده است و ایراداتی از این قبیل در این حالت ایراد خوانده علیرغم اصل عدم توجه ایرادات، استماع مىشود [۵]. » همانطور که در رای شماره ۳۸۸ و ۳۸۹  مورخ ۱۰/۸/۱۳۷۲  شعبه ۲۸ دادگاه حقوقی تهران ملاحظه شد، در این رای ضمن عدم پذیرش ایرادات بین صادر کننده چک و ظهر نویس در قبال دارنده چک، به این نکته نیز تصریح شده است که ایرادات در رابطه بین طرفین بلا فصل قابل رسیدگی است.
ب – ایرادات علیه دارنده با سوء نیت: چه بسا دارنده بلا فصل سند تجاری برای محروم کردن صادر کننده از طرح ایرادات، بطور صوری یا با تبانی سند را به دیگری واگذار کند. اصل عدم استماع ایرادات فقط برای حمایت از دارنده با حسن نیت است. در حالی که حمایت از دارنده با سوء نیت بر خلاف عدل و انصاف قضایی و موازین حقوقی است.
دارنده سند تجاری، وقتی با سوء نیت تلقی می‌شود که:
۱٫   از ایرادات سند تجاری اطلاع داشته باشد. به عبارت دیگر با علم و آگاهی به عدم مدیونیت مدعی ایراد ، سند را تحصیل کرده باشد. به موجب رای مورخ ۲۰/۱/۱۳۲۸ شعبه چهارم دیوان عالی کشور «استدلال دادگاه بر بی حقی دارنده سفته مبنی بر این که سفته مزبور متضمن تعهد ظهرنویس به انتقال خانه خود به صادر کننده بوده و تعهد مزبور اجراء نشده ، در برابر دارنده سفته که اطلاعش از جریان امر ثابت نگردیده، صحیح نمیباشد» منظور این است که اگر دارنده از سابقه و عدم تعهد صادر کننده اطلاع می‌داشت، ایراد مدعی قابل رسیدگی بود.
۲٫   سند را با تبانی یا سوء نیت تحصیل کرده باشد. یعنی ثابت شود که تحصیل سند محصول فریب و اعمال نفوذ ناروا و دیگر روشهای نامشروع بوده است.
۳٫   بدون عوض معینی سند را اخذ کرده باشد. فقدان عوض معتبر، اماره بر سوء نیت  و از روشهای تحصیل مال بلا جهت به شمار می‌آید.
البته ناگفته نماند که دارنده سند تکلیفی به اثبات عدم سوء نیت خود ندارد. بلکه وظیفه مدعی‌علیه است که سوء نیت دارنده سند یا علم و اطلاع او به عدم مدیونیت خود یا بلاعوض بودن تحصیل سند را به دادگاه ثابت نماید.
ج – ایرادات شکلی نسبت به سند: وصف تجریدی از اوصاف ویژه اسناد تجاری است. سند تجاری نیز فقط به اسنادی اطلاق می‌شود که با داشتن شرایط شکلی خاص به این عنوان شناخته شده باشد. فقدان شرایط شکلی در مواردی موجب خروج سند از مقررات خاص اسناد تجاری می‌شود. بنابراین ایراد شکلی نسبت به سند نه تنها قابل استماع است؛ بلکه در صورت اثبات ایراد، موجب خروج سند از زمره اسناد تجاری می‌شود.
د – ایرادات مربوط به امضاء: بدیهی است که اساس تعهد اشخاص اراده و رضایت آنها به ایجاد تعهد است که با امضای اسناد تسجیل می‌شود. اگر کسی نسبت به امضای خود ایراد کند، دادگاه مکلف به رسیدگی می‌باشد. ایراد نسبت به امضاء ممکن است مبتنی بر ادعای جعل یا اجبار و اکراه باشد که در هر حال بر علیه هر دارنده ای قابل استماع و رسیدگی است. زیرا نه تنها امضای مجعول هیچ مسئولیتی را متوجه شخص نمی‌کند، بلکه اینگونه ایرادات مربوط به نظم عمومی و لزوم رسیدگی به آن مقتضای قواعد آمره است. نکته‌ای که در اینجا ذکر آن ضروری به نظر می‌رسد این است که بنابر اصل استقلال امضاءها که در همین مقاله در مورد آن بحث خواهد شد، اثبات جعلی بودن امضای یکی از متعهدین سند، تاثیری در تعهدات سایر امضاء کنندگان ندارد [۶].
ه – ایراد عدم اهلیت : اگر ایراد کننده شخص صادر کننده چک باشد، معمولاً ایراد عدم اهلیت موضوعیت نخواهد داشت. زیرا بانکها دسته چک در اختیار اشخاص فاقد اهلیت قرار نمی‌دهند. اما در مورد ظهرنویس ، ضامن، صادر کننده‌سفته یا قبول کننده‌ برات این احتمال وجود دارد که اینها در زمان امضای سند فاقد اهلیت قانونی باشند. بدیهی است که ایراد فقدان اهلیت، در برابر هر دارنده‌ای قابل استماع است. متعهدی که اهلیت لازم برای معامله برواتی نداشته است ، اساساً متعهد شناخته نمی‌شود. بنابراین، خوانده می‌تواند در مقابل دارنده سند تجاری به عدم اهلیت خود استناد کند. زیرا حمایت از حقوق محجورین که مبتنی بر نظم عمومی است ، مقتضی چنین برخوردی است.
و – ایراد تحصیل مجرمانه سند: ارتکاب اعمال مجرمانه از قبیل کلاهبرداری و خیانت در امانت و سرقت و امثال آن و تحصیل سند به روشهای مزبور هرگز منشاء اعتبار و ارزش حقوقی نیست. اما به این سئوال که آیا ایراد تحصیل مجرمانه سند در رابطه با دارنده با حسن نیتی که از منشاء صدور سند و روابط ایادی قبلی اطلاعی ندارد، قابل استماع است یا خیر؟، پاسخ یکسانی داده نشده است. عده‌ای معتقدند « ایراد مدعی حتی بر علیه دارنده با حسن نیتی که از مجرمانه بودن نحوه تحصیل سند بی اطلاع است نیز مسموع خواهد بود چرا که ادعای او نتیجه حمایت اصولی جامعه بوده و استماع چنین ایرادی را تجویز مینماید . بدون شک مصالح عمومی جامعه بر مصلحت فردی اشخاص غلبه دارد و به همین لحاظ اصل حمایت از دارنده سند تجاری کاربرد خود را در این مقام از دست میدهد » [7]. شعبه ۲۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موجب رای شماره ۳۵۴۱ – 19/9/1381 در موردی چکی که از طریق خیانت در امانت تحصیل شده و به شخص ثالث منتقل گردیده است، با این استدلال که تحصیل چک از طریق مجرمانه در ید هر کس که باشد فاقد ارزش و اعتبار قانونی است، حکم به استرداد چک به نفع صادر کننده صادر نموده است. در بخشی از این رای آمده است: «در خصوص تجدیدنظر خواهی احمد … به طرفیت ابراهیم … نسبت به دادنامه شماره ۸۰۸ و۸۰۹ صادره از شعبه ۲۱۶ دادگاه عمومی تهران در خصوص ادله چک مورد امانت به شماره …..  به مبلغ …… ریال با توجه به محکومیت کیفری تجدیدنظر خوانده بشرح مفاد مندرج در دادنامه مزبور و اینکه چک مزبور در ید هر کس یافت گردد ، به لحاظ اینکه از طریق مجرمانه تحصیل گردیده و در اختیار غیر گذاشته شده است فاقد ارزش و اعتبار است و ذینفع میتواند جهت مطالبه خسارت به تجدیدنظر خوانده مراجعه نماید، لذا تجدیدنظر خواهی نامبرده را وارد و موجه تشخیص و مستنداً به ماده ۳۵۸  قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض قسمت اخیر دادنامه شماره … صادره از شعبه ۲۱۶ دادگاه عمومی تهران در خصوص رد دعوی تجدیدنظر خواه مذکور در مورد استرداد چک مورد ادعا توسط تجدیدنظر خوانده، حکم به استرداد چک فوق الذکر به تجدید نظر خواه صادر و اعلام میگردد » [8].


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

مزایا و معایب ساختمانهای فلزی

1,610

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تفسیر جوشن کبیر

7,147

بازدید

تفسیر جوشن کبیر ۴٫۳۳/۵ (۸۶٫۶۷%) ۹ امتیازs
توضیحات و تفسیر بند ۵۵
بند ۵۵ ( یا من نقذ فی کل شی امره ) ای آنکه امرش نفوذ کرده د رهمه چیز
دلیل همه این مسائل یک چیز است و آن اینکه وجود خداوند وجودی است بی نهایت از هر جهت و دقت روی مفهوم ( بی نهایت ) این حقیقت را به خوبی ثابت
می کند .
امر خداوند در همه چیز آمده مانند : خورشید و ماه که خورشید با نور عالمگیرش مایه روشنی روز ست و ماه با نور زیبایش چراغ شبهای تار است نه تنها شبروان را در بیابانها رهبری می کند بلکه روشنایی ملائمش برای همه ساکنان زمین مایه آرامش و نشاط است . علاوه بر همه اینها در اطراف کره زمین قشر عظیمی از هوا وجود دارد که بر اثر وجود کوهها که به صورت دنده های یک چرخ ، پنجه در این قشر عظیم افکنده اند همراه زمین حرکت می کنند ، دانشمندان می گوئید اگر سطح زمین صاف بود ، قشر هوا به هنگام حرکت زمین روی آن می لغزید و طوفانهای عظیم ایجاد می شد و هم ممکن بود این اصطکاک دائمی سطح زمین را داغ و سوزان و غیر قابل سکونت کند ، پس نتیجه می گیریم اینها همه مبتنی می شود به قدرت خداوند متعال که چه آفریده و بر چه اساسی قرار داده همه چیز را در جان خود به امر خویش .

( یا من یحق بکلشی علمه )     ای کسی که عملش به هر چیزی تعلق گرفته
در این قسمت خداوندی را مورد خطاب قرار می دهیم که به هر چیزی احاطه علمی کافی دارد تا جائیکه در میان آیات قرآن می خوانیم و ما تسقط من ورقه الا یعلمها
هیچ برگی از درختی جدا نمی شود مگر اینکه آنرا خداوند می داند .
یعنی تعداد این برگها و لحظه جداشدنشان از شاخه ها و گردش آنها در وسط هوا و لحظه قرار گرفتنشان روی زمین . همه اینها در پیشگاه علم او روشن است.
ولا حبه فی الارض     همچنین هیچ دانه ای در مخفیگاه زمین قرار ندارد مگر اینکه خداوند تمام خصوصیات آن را می داند. برای هیچ انسانی هر چند میلیونها سال عمر کند و دستگاههای صنعتی و تکامل حیرت انگیز پیدا کند احاطه بر چین چیزهایی ممکن نیست . و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین و بالاخره هیچ ترو خشکی نیست مگر اینکه در کتاب مبین ثبت ست . این جمله با عبارتی کوتاه وسعت بی انتهای علم خدا را به همه موجودات بیان می کند و هیچ چیز از آن مستثنی نخواهد بود زیرا منظور از تر و خشک معنی لغوی آن نیست بلکه این تعبیر معمولا کنایه از عمومیت می باشد این جمله از دعا اثر تربیتی مهمی دارد و آن اینکه وقتیکه انسان به این علم وسیع خداوند اذعان داشته باشد به این مسأله نیز ایمان پیدا می کند که تمام اسرار جودش ، اعمال و گفتارش ، نیات و افکارش همگی برای ذات پاک خداوند آشکار است . بنابراین با چنین ایمانی چگونه ممکن است مراب حال خویش نباشد و اعمال و گفتار و نیات خود را کنترل نکند.
( یا من بلغت الی کلشی قدرته )     ای کسیکه قدرتش به هرچیزی رسد.
امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید :
ء ما الجلیل واللطیف والثقیل والخفیف والقوی والضعیف ، فی خلقه الاسواء
کوچک و بزرگ ، سنگین و سبک ، قوی و ناتوان همه در برابر توانائی او بکشانند.
(نهج البلاغه خطبه ۱۸۵)
دلیل همه این مسائل یک چیز است و آن اینکه وجود خداوند وجودی است بی نهایت از هر جهت و دقت روی مفهوم ( بی نهایت ) این حقیقت را بخوبی ثابت می کند که مفاهیمی همچون سخت و آسان ، کوچک و بزرگ ، پیچیده و ساده ، تنها در برابر موجودات محدود قابل طرح است اما هنگامی که سخن از قدرت نامحدود به میان آید این مفاهیم بکلی تغییر مشکل می دهند و همگی در یک صف و در یک ردیف قرار می گیرند بی آنکه کمترین تفاوتی در این مقایسه با هم داشته باشند.
( یا من لا تخصی العباد نعمه )   ای کسیکه بندگان نعمتهای او را شمارش تنوانند کرد.
( یا من لا تبلغ الخلائق شکره )     ای کسیکه بندگان شکر او را نتوانند کرد.
که تا پا یوجود انسان غرق نعمتهای اوست در هر نفس که فرو می رود و بر می آید نه تنها دو نعمت که هزاران نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب هر دقیقه ای که از عمر ما می گذرد حیات و سلامت ما مدیون فعالیت میلیونها موجود زنده در درون بدنمان و میلیونها موجود جاندار و بی جان در بیرون بدنمان است که بدون فعالیت آنها ادامه حیات حتی یک لحظه ممکن نیست .
اصولا ما از وجود همه نعمتها ، آگاه نشیم ، هر قدر دامنه علم و دانش بشری گسترده تر می شود افقهای تازه ای از این نعمتها بر ما گشوده خواهد شد ، افقهایی که کرانه های آنها همچنان ناپیدا است . آیا با این حال قدرت احصای نعمتهای خدا را دارم . اکنون این سئوال پیش می آید که پس ما چگونه می توانیم حق شکر او را ادا کنیم .
آیا با این حال در زمره ناسپاسان نیستیم ؟
پاسخ این سئوال را در قرآن می یابیم آنجا که می گوید . ان الله غفور رحیم.
آری خدا مهربانتر از آنست که ما را بخاطر عدم توانائی بر شکر نعمتهایش مؤاخذه یا مجازات کند . همین قدر که بدانیم سر تا پایمان غرق نعمت اوست و از ادای حق شکرش عاجزیم و عذر تقصیر به پیشگاهش بریم نهایت شکر او را انجام داده ایم.
ورنه سزاوار خداوندیش         کس نتواند که بجا آورد

ولی اینها همه مانع از آن نیست که پا به مقدار توانائی به احصای نعمتهایش بپردازیم چرا که این توجه هم درجه معرفت و جهان شناسی توحید ما را بالا می برد و هم شعله عشق خدا را در اعماق قلب ما فروزانتر می کند و هم حس شکرگذاری را در ما تحریک می کند . به همین دلیل پیشوایان و بزرگان دین در سخنان خود و حتی در دعا را از جمله همین دعای جوشن کبیر به شمردن گوشه ای از نعمتهای بی پایانش می پرداختند تا درسی باشد برای دیگران.
 ( یا من لا تورث الا فها مرجلا له یا من لا تنال الما وهام کنعهمه یا من العظمه والکبریاء ردائه )
ای آنکه در نیابد فهما برجستگیش را ای آنکه نرسد پندارها بکنش ای آنکه عظمت و بزرگمنشی لباس اوست.
به عقل نازی حکیم تا کی ؟            به عقل این ره نمی شود طی
به کنه ذاتش خود برد پی            اگر رسد خس به قعر دریا
امام حسن مجتبی در خطبه ای می فرمایند : عقلها و اندیشه ها ، افکار و خردها هرگز صفات او را درک نمی کند . هرگز نمی تواند بگوید از چه زمان بوده و از چه چنین آغاز شده ؟ و بر چه چیز ظاهر است ؟ و در چه چیز پنهان است.
بنابراین عقل انسان از درک کنه ذات ابدیت عناصر است و برای انسان همان پس که به صفات و اسماء الهی و نشانه های آفاتی وانفس خداوند ژاپن وسیله او را بشناسد و بیش از این طلب نکند که گمره خواهد شد.
( یا من لا ترد العباد قضائه ) ای کسیکه بندگان قضا و قدر او را نمی توانند برگردانند.
در اینجا ممکن است برای خواننده این تو هم و یا سوء استفاده پیش آید که اگر همه چیز را خداوند روی اندازه و حسابی آفریده است پس اعمال و افعال بندگان نیز به تقدیر و مشیت الهی است و هرگز از محدوده قدرت و اراده او خارج نیست اما باید گفت که او مقرر ساخته که ما در اعمال خود مختار باشیم و لذا برای ما تکلیف و مسئولیت قائل شده لذا اگر اختیار نداشتیم تکلیف و مسئولیت نامفهوم و بی معنی بود بنابراین اگر ما در اعمال خود فاقد اراده و مجبور باشیم این برخلاف تقدیر الهی است.
این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان ومسأله اختیار ندارد و چرا که تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگیها ولیاقتهای افراد و میزان ایمان وتقوی و پاکی نیست و اعمال آنهاست.
یعنی برای هر کس آن مقرر می کنند که لایق آن است یا به تعبیر دیگر زمینه هایش از ناحیه خود او فراهم شده و این نه تنها منافاتی با اختیار ندارد بلکه تأکیدی بر آن است.
( یا من لا ملک الا ملکه )        ای کسیکه مالکیت از آن اوست.
مالکیت مطلقه در عالم هستی از آن اوست و به همین دلیل تدبیر عالم هستی نیز بدست اوست و چون چنین است جز او شایسته عبودیت نیست.
مالکیتهای انسانها در دنیا هم مالکیتهای محدود و بسیار ضعیف است و همگی جنبه اعتباری و قراردادی دارد و مالکیت حقیقی نمی باشد.
ای کسیکه مالکیت گیاهان و انسانها و موجودات دیگری که مردم از آن اطلاعی ندارند از آن اوست.
این موجودات ممکن است گیاهان باشند که وسعت دایره زوجیت در آن روز هنوز در آنها کشف نشده بود . یا اشاره به حیوانات اعماق دریاها که در آن روز کسی از آن آگاه نبوده و امروز گوشه ای از آن برای انسانها کشف شده است.
یا اشاره به موجودات دیگری که در کرات دیگر آسمانی زندگی می کنند.
یا اشاره به موجودات زنده ذره بینی ، هر چند امروزه دانشمندان ، نر و ماده ای در آنها سراغ ندارند ولی دنیای این موجودات زنده آنقدر مرموز و پوشیده از معماهاست که ممکن است علم و دانش انسانها هنوز به این قسمت از آن راه نیافته باشد ، حتی وجود زوجیت در جهان گیاهان چنانچه گفتیم همه و همه مالکیت آنها از آن اوست.
 (‌یا من لا عطاء الا عطائه )        ای کسیکه عطا و بخشش فقط از آن اوست
خداوند راه بازگشت را همواره به روی بندگان بازمی گذارد و در سوره شوری آیه ۲۵ می فرماید
(( و او کسی است که تو به بندگانش را می پذیرد و گناهان را می بخشد )) .
قرآن همواره به عنوان یک کتاب هدایت هیچ گاه روزنه امید در راه بازگشت را به روی مردم نمی بندد و آنها را هر قدر آلوده به گناه باشند از رحمت خدا مأیوس نمی کند . دریاهای لطف الهی به روی هر انسانی در هر شرایطی و با هر گونه بار مسئولیتی باز است  در فرهنگ اسلامی توبه و انابه هر گاه با شرایط همراه باشد وسیله قاطعی برای چداشدن از گذشته و آغاز یک زندگی جدید و حتی (( تولد
ثانوی )) است کرارا در روایات درباره بعضی از گنهکاران می خوانیم (( کهن ولدته امه ))‌او همانند کسی است که از مادر متولد شده . بدیهی است این بازگشت به سوی رحمت الهی نمی تواند بی قید و شرط باشد که او حکیم است و کاری بی حساب
نمی کند ، اگر آغوش رحمتش را به روی همگان گشوده و پیوسته آنها را به سوی خود می خواند وجود آمادگیهائی در بندگان نیز لازم است . از یک سو باید با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونی و دگرگونی بنیادی پیدا کنند . از سوی دیگر باید بعد از بازگشت پایه های ایمان و اعتقاداتشان که بر اثر طوفان گناه فرو ریخته نوسازی و تجدید بنا شود و از سوی دیگر باید با اعمال صالح ناتوان روحی و ضعف اخلاقی خود را جبران نمایند ، البته هر قدر گناهان سابق سنگین تر بوده باید اعمال صالح تری انجام دهند .
توضیحات بند ۵۶
( یا من له المثل الاعلی یا من له الصفات العلیا ) ( تفسیری برای این قسمت نبوده)
ای کسیکه او را مثل اعلی است و ای کسیکه برای او صفات عالی است .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

سلسله قاجار

4,458

بازدید

سلسله قاجار ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
سلسله قاجار
۱- نظری کوتاه به آغاز کار این سلسله :
ایل قاجار ، از زمان تشکیل سلسله صفویه نام و نشانی داشتند و در کنار سپاه قزلباش ، در رکاب شاه اسماعیل شمشیر می زدند . در عهد شاه عباس کبیر ، اینان عده ای به گرجستان و تعدادی نیز به دو سوی رودخانه گرگان کوچانده شدند . از این طایفه ، آن گروه که در سمت راست گرگان فعلی یا استر آباد آن روز سکونت داشتند به نام یوخاری باش و آن عده که در ساحل چپ اقامت کردند به نام اشاقه باش معروف شدند .
ما با نام فتحعلی خان قاجار در بیان جریان بخشیدن کنیزی از جانب شاه سلطان حسین صفوی به او آشنا شدیم ، که چگونه کنیز اهدایی حامله از آب در آمد و پس از چندی محمد حسن حسن خان قاجار از این زن پا به عرصه وجود گذاشت . و در همان قسمت توضیح دادیم که در حقیقت محمد حسن خان فرزند فتحعلی خان قاجار نبوده بلکه پسر شاه سلطان حسین می شود .
فتحعلی خان قاجار از قبیله اشاقه باش یک بار به یاری شاه سلطان حسین شتافت و بار دیگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفویه حمایت کرد که بر اثر قدر ناشناسی این دو دیگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفویه حمایت کرد که بر اثر قدر ناشناسی این دو شاه ، او به استر آباد بازگشت و در صفر ۱۱۳۹ هجری به دست یکی از افراد ایل قاجار ، به تحریک نادر کشته شد . پس از کشته شدن فتحعلی خان قاجار ، بخت از اشاقه باش برگشت و قبیله یوخاری باش مورد لطف نادر قرار گرفتند و چون محمد حسن خان ، جان خود را در خطر دید از بیم ، مدت ها متواری شد و پس از قتل نادر به استر آباد آمد و مناطقی را به تصرف خویش در آورد ، و در سال ۱۱۷۱ هجری در راه مخالفت با کریم خان زند کشته شد و کریم خان دختر وی را به زنی گرفت و از نه پسر محمد حسن خان ، دو تن یعنی آقا محمد خان و حسین قلی خان جهانسوز را به شیراز برد ، و چون مردی با صفا و نیک نفس بود . حسین قلی خان را به حکومت دامغان فرستاد ولی او راه عصیان پیش گرفت و به دست ترکمانان کشته شد و آقا محمد خان تا مرگ کریم خان ، یعنی تا سال ۱۱۹۳ هجری در شیراز ماند .
زمانی که مرگ کریم خان زند نزدیک شد و حال وی رو به وخامت گذاشت ، آقا محمد خان پیوسته در پی یافتن فرصت بود تا از شیراز بگریزد . به همین سبب آن هنگام که خواهرش یا به روایتی عمه اش زوجه کریم خان ، مرگ پادشاه زند را به اطلاع وی رسانید ، آقا محمد خان بی درنگ به مازندران رفت و با گرد آوردن افراد قبیله خود تلاشی همه جانبه را جهت به دست گرفتن قدرت آغاز کرد .
با پایان گرفتن کار مخالفان به ویژه لطفعلی خان زند ، آقا محمد خان در صحنه ایران به عنوان نخستین پادشاه سلسله قاجار شناخته شد و فعالیت را برای تحکیم موقعیت خود چه از نظر مسایل داخلی و چه از جهت مسایل خارجی دنبال کرد تاریخ نشان می دهد که آقا محمد خان مقتدرترین و با کفایت ترین پادشاه سلسله قاجاریه بوده است ، زیرا بعد از و جانشینانش چنانکه به موقع خواهیم آورد از تدبیر و سیاست قدرتی برخوردار نبودند که از جهات سیاسی روی نام آنان تکیه شود ، و جز در جهت سستی عقیده ، شهوترانی و عیاشی و آلت دست این و آن بودن شهرتی به هم نرساندند . به قول حاج سیاح : « . . . از نصف زمان فتحعلی شاه ، و تمام زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه ، تاریخ ایران چیزی ندارد جز اینکه شاه به شکار رفت ، با کدام حاکم چه کرد ؟ یا کدام عالم بر سر مردم چه بلا آورد؟ یا درباریان کدام دسته به دیگری غلبه کرد ؟ یا چه قدر نسوان در دستگاه سلطنت جمع شده اند ؟ . . . »
در مورد نابسامانی و هرج و مرج و آشفتگی وضع به گفته دکتر فووریه طبیب مخصوص ناصرالدین شاه باید توجه کرد که می گوید : « در این مملکت دائما اوضاع و احوال به سهولت و به سرعت تغییر و تبدیل می یابد و بین تخت مقام ، با تخته تابوت فاصله زیادی وجود نداد . و این نشانه خود رایی و عدم ثبات فکری پادشاهان و دولتمردان زمان قاجار است ، و چه خوب نظریه هولباک فیلسوف و متفکر مادی فرانسه در قرن هیجدهم در مورد بسیاری از سلاطین قاجار صدق می کند . هولباک می گوید : « ما در روی زمین فقط پادشاهان و فرمانروایان نالایق و ظالمی را می بینیم که خوشگذرانی و عیاشی و تجمل در آنها ایجاد یک نوع رخوت و سستی نموده ، تملق و چاپلوسی اطرافیان آنها را گرفتار فساد و تباهی ساخته و به قدرت از آزادی سوء استفاده نموده اند و کسی آنها را مورد عتاب و مجازات قرار نداده که جز تشدید تباهی و فساد ، نتیجه دیگری عاید آنان نشده است . به طور کلی ، این فرمانروایان و سلاطین دارای استعداد ، اخلاق و خصایص حسنه نمی باشند . »
نه سلسله قاجاریه ، بلکه هر سلسله دیگر نیز دارای پادشاهانی بودند که به قول ابوالعلاء معری شاعر آزاد اندیش عرب بر گرسنگی مردم توجه نمی کردند ، تمام شب را به عیش و نوش می گذراندند ، و کارشان موسیقی و شراب و کار حکام آنها باج و خراج گرفتن و چپاول ثروت مردم و تجاوز به ناموس آنها بود .
ما در تاریخ نمونه های بسیاری داریم که سرسلسله در تحکیم قدرت ، شب و روز در تلاش بوده ، و اخلافش تمام موجودیت آن سلسله را به باد داده اند . حال که مطلب به اینجا رسید بد نیست اشاره کوتاهی نیز به آنها داشته باشیم تا به قاجاریه برسیم . چرا که این سلسله با عملکرد پادشاهانش بر کتاب حاضر نیز نقطه پایان می گذارد ، در مورد ساسانیان « روزی که اردشیر بابکان به طرف اصطخر می رفت خودش بود و زنش که او را بر ترک اسب خود نشانده بود ، اما روزی که یزدگرد سوم از برابر اعراب می گریخت آنچه گوهر و زرینه و سیمینه داشت بر گرفت و با زنان خود و هزار طباخ و هزار سگبان و هزار یوزبان و . . . به اصفهان و سپس به کرمان رفت .
و وقتی یعقوب لیث جواب خلیفه را می داد ، مشتی نان خشک و شمشیر در کنارش بود ، و خلف بن احمد از بازماندگانش آنچنان نا خلف از آب در آمد . . . و لشکریان طغرل بزرگ سلجوقی روزی که نیشابور را گشودند کافورهایی را که در خانه مردم دیدند نمک پنداشتند و می گفتند این نمک چه حد تلخ است ؟ اما طغرل سوم روزی که به میدان جنگ دشمن رفت چنان مست بود که از مستی ، گرزی را که می بایستی بر سر دشمن بکوبد بر پای اسب خود ، یعنی در واقع بر سر خود کوفت . . . و شاه اسماعیل صفوی روزی که در مرو بر شیبک خان ازبک دست یافت در کاسه سر او شراب نوشید و به فرمان او جسدش را صوفیان خوردند ، اما شاه سلطان حسین صفوی در همان روزی که افاغنه پشت سر هم شهرهای شرقی را گرفتند ، او به اطرافیان ، یعنی قزلباش های کاخ های بیستون ، نه صوفیان ازبک خوار می گفت ما را همین اصفهان کافی است . . . و بالاخره آقا محمد خان قاجار ، شبی که کریم خان در شیراز فوت کرد فاصله صد فرسخی بین شیراز و اصفهان را با اسب سه روزه پیمود اما صدو پنجاه سال بعد احمد شاه آنقدر در اروپا ماند که قوم خودش شاهزاده جلال الممالک درباره اش گفت :
فکر شاه فطنی باید کرد .        شاه ما گنده و گول و خرف است
تخت و تاج و همه را ول کرده    در هتل های اروپ معتکف است
نشود منصرف از سیر فرنگ        این همان احمد لاینصرف است .
۲ـ وضع اجتماعی زنان :
در دوره قاجاریه ، زنان آهسته آهسته به راهی می رفتند که بتوانند تا حدی از آزادی های فردی و اجتماعی برخوردار شوند . سختگیری و تعصب در این دوران مانند زمان صفویه نبود و رفت و آمد اروپاییان و مسافرت ایرانیان به خارج از کشور موجب شد تا فکر آزادی زن در ذهن مردم ترقیخواه ایران راه یابد پیش بینی حاجی پیرزاده در سفرنامه خودش قابل توجه است که گفته بود مدتی نخواهد گذشت که زیر این درختان نارون ، زنان با مردان می نشینند و چای می نوشند و دیگر حجاب و پرده ای در کار نخواهد بود . با این حال و با وجود کاسته شدن از تعصبات و حدود و قیود کهن ، زنان راه درازی در پیش داشتند تا بتوانند موجودیت خود را به عنوان یک انسان به جامعه ثابت کنند ، زیرا آنچه که از مطالعه تاریخ دوره قاجر دستگیر ما می شود این است که در زمان حکومت این سلسله نیز ، بهترین مکان زن را گوشه خانه و حرمسرا می دانستند ، محدودیت های رفت و آمد زنان در کوچه و بازار و رعایت شدید حجاب برای این طبقه ، همچنان پابرجا بود و رعایت نکردن آن گناهی بزرگ به شمار می آمد .
« در دوره فتحعلی شاه و پس از آن ، چادر خارج از منزل به رنگ سیاه یا بنفش بود که آن را روی چاقچور به سر می کردند و صورت را با روبنده می پوشاندند . در دوره ناصرالدین شاه نیز چادر و چاقچور باقی ماند و بعدها روبنده جای خود را به پیچه داد . »
در روستاها و در میان ایلات زنان وضع بهتری داشتند و به خاطر زحمتی که زن برای اداره کار ها می کشید در چشم مردان عزت و احترام بیشتری داشت و طلاق نیز بین آنان کمتر اتفاق می افتاد در جشن ها و عروسی ها نیز زنان همراه با مردان دست در دست هم به رقص و پایکوبی می پرداختند و ممنوعیتی از نظر ظاهر شدن در انظار برای زنان نبود « افراد ایل به ی زن قناعت می کردند و کمتر دیده می شد که کسی دو زن بگیرد صیغه کردن زن را نیز عملی زشت و مکره می شمردند . . . » اما به نظر کنت گوبینو در عهد ناصرالدین شاه ، حجاب زنان چندان جدی نبود و در گردشگاه های عمومی و باغ ها و مجالس روضه و تعزیه ، زن و مرد تقریباً خوب یکدیگر را می دیدند .
میرزا حسین خان در کتاب جغرافیای اصفهان تحت عنوان صفت اناثیه ، وضع زنان اصفهان را در دروه ناصرالدین شاه بیان کرده و می نویسد : « . . . اناث هر جماعتی در این شهر تابع خیال و احوال مردان و مطیع و منقاد شوهران و معتاد به عسرت گذران ، الاقلیلی از آنها که بی صاحب و سالارند ، همگی بعد از فراغت خانه داری ، مشغول خیاطی و چرخ ریسی و سایر هنرها و کسب های یدی و اخذ مسایل شرعیه و مواظب نماز روزه و معتقد به ختم و ادعیه ، و تکامل و تعیش و بطالت میان اینها ننگ است و عرصه از همه جهت برایشان تنگ . چندین سبب دارد که غالب زن های این شهر خود سر به هوا نیستند ، یکی اوامر و نواهی و مواعظ علما و فضلا ، یکی کثرت عیالواری و زحمت خانه داری ، یکی قلت بضاعت و مکنت و عدم وجاهت ، یکی پرهیز از فساد و ولنگاری که زن های این شهر دباره هم حسودند و عیب جو ، نمی شود گفت که این شهر بزرگ هیچ زن ضایع روزگار ندارد ، شهوت در همه جا موجود است و جاهل در همه جمعیت ، اما با این حالت نمی تواند کسی بیست زن متجاهر و مشهور بر این شهر بشمارد . . . »
آنچنان که از مطالعه زندگی زنان در عهد قاجار بر می آید ، وضع بانوان هر شهر و دیاری با هم متفاوت بود و حتی از نظر لباس و پوشاک و بر خورد بین زنان و مردان اختلاف هایی وجود داشته است . برای مثال در کاشان ، زنان کاملا تابع شوهران خود بوده اند و بی رخصت و اجازه آنان حق انجام هیچ کاری را نداشتند ، و از روزی که وارد خانه شوهر می شدند جز بریدن و دوختن و پختن و روفتن ، کار دیگری نمی توانستند داشته باشند . حتی زنان ثروتمندان و بزرگان نیز که کاری برای انجام دادن در منزل نداشتند و امور خانه به دست کنیزان و نوکران بود ، آنان نیز بی رضای مردان ، قدمی نمی توانستند بردارند . در جای دیگر و در توصیف زنان گیلان و زنان عرب خوزستان می بینیم که آنان در رفت و آمد های خود در انظار عمومی آزادی بیشتر داشتند و کمتر به مسأله و موضوع حجاب توجه می کردند . اما در نقاطی که رعایت حجاب سخت مورد توجه بود ، متجددین نقاب نازکی به نام پیچه به صورت می زدند و قدیمی ها روبنده می بستند . و بعضی از زنان نیز در این پیچه زدن ها آنچنان مهارت داشتند که زیبایی های خود را گاهی به عموم نشان می دادند . در موقع گردش و تفریح در خیابان ها نیز مردان و زنان با هم حق گشت و گذار نداشتند و مردان از یک سو و زنان از طرف دیگر خیابان ها می بایستی حرکت کنند .
در دوره قاجاریه ، وقتی زنان درباری از کوچه و خیابان می گذشتند ، تشریفات خاصی در مورد آنان اجراء می شد به این ترتیب که فراشان « . . . در موقع عبور حرم ، در اطراف کالسکه می دویدند و مردان را با نهیب ، کور شو دور شو می کردند . گویی فراشان مرد نبودند فریاد کور شو و دور شو به فلک می رفت . روزی مردی فرنگی از راه می گذشت ، پشتش را به آنها کرد و کلاهش را برداشت که شرقی و غربی ادب به جا آورده باشد .
میرزا جعفر حکیم الهی به فراش ها گفت : « … مگر فلان من تفنگ حسن موسی است ؟ این گونه مضامین باعث شد که آنگونه توهین موقوف شود . »
در عهد ناصرالدین شاه چندین تظاهرات نیز به وسیله زنان علیه این پادشاه انجام شد شاید این عمل از جمله قدم هایی بود که زنان را وادار به اعتراض در امری می کرد . یکی از این تظاهرات زنانه در اصفهان به دنبال گران شدن قیمت مس انجام گرفت ، و چون زنان در زیر چادر از دیدن ماموران دولتی مخفی بودند و شرعا و عرفا نیز کسی حق زدن آنان را نداشت ، لذا به پیشنهاد شوهران خود به خیابان ها ریختند و با تظاهرات اعتراض آمیز خود باعث شدند تا از قیمت مس کاسته شود و باز می بینیم که در دوره قاجار زنان شهامت بیشتری می یابند و چند نفر زن خطاب به ناصرالدین شاه می گویند : « شما به جای اینکه به حال رعایا برسید و تعدی نایب السلطنه را از سر ما کوتاه کنید ، جز پی زن ها دویدن کار دیگری ندارید . مگر شما همان نیستید که چهل سال قبل از این ، چند روزی در تهران قحطی شد و محمود خان کلانتر را کشتید . . . »
در این دوران اگر چه محدودیت هایی در مورد زنان اعمال می شد ، اما بودند زنانی هم که در امور سیاسی مداخله می کردند و گاه از روی تدبیر و کاردانی و گاهی نیز از روی فتنه گری و توطئه چینی دست به اقداماتی می زدند از جمله زنان دوره قاجار یه که « …در کار سیاست مداخله می کرد ، مهد علیا مادر ناصرالدین شاه است . به قول اعتماد السلطنه ، امیرکبیر . . . دو سه بار کرارا به حضور شاهانه عرض و جسارت کرد که وساطت و شفاعت های مهد علیا و ستر کبری ، مخل سلطنت اعلیحضرت و نافی صدرات من است . تا ایشان هستند نمی گذارند که سلطنت قوام و ملک نظام گیرد . بهتر است که در وقت تفریح در باغ ، به بهانه گنجشک زدن تفنگی به دست بگیرید و آن آیت رحمت را بکشید و آن وقت من در بیرون شهر می دهم که تیر خطا شده است و به سینه مهد علیا در آمده است . . . »
به زعم اعتماد السلطنه فرضا اگر چنین مخدره ای در امور سلطنتی اخلال کند ، باید پنهانی او را مسموم کرد که احدی ملتفت نشود ، ولی میرزا تقی خان بیشتر تفنگ را تجویز می کند .
اما عاقبت تیری که امیرکبیر در فکر آن بود به هدف ننشست ، و این زن با آنکه امیر داماد وی بود ، او را از صدارت عزل و به کاشان تبعید کرد و فرمان قتلش را نیز از پسرش ناصرالدین شاه گرفت و در باغ فین به حیات او خاتمه داد .
در مورد مهد علیا ، این زن محیل دوران قاجاریه حرف و حدیث بسیار است . می گویند که : « . . . در ایام ناخوشی محمد شاه ، میرزا آقا خان نوری که رسواترین زمامدار این دوره است با جهان خانم مهد علیا روابط سری پیدا نمود و واسطه بین او و سفارت انگلیس شد ولی حاجی میرزا آقاسی صدر اعظم وقتی از روابط میرزا آقا خان با مهد علیا مطلع شد ، برای اینکه اسرار فاش نگردد ، قفل سکوت بر دهان زد و به اطرافیان خویش نیز دستور داد که به هیچ وجه از آنچه می بینند و می شنوند مطلبی در جایی بازگو نکنند ، رابطه مهد علیا با میرزا آقا خان نوری به تدریج به آنجا کشیده می شود که هر چه در اندرون شاه می گذشته او به میرزا آقا خان نوری به تدریج به آنجا کشیده می شود که هر چه در اندرون شاه می گذشته او به میرزا آقا خان اطلاع می داده و میرزا نیز ماجرا را به اطلاع سفارت انگلیس می رسانیده  است . همچنین میرزا آقا خان نوری آنچه را که می خواست به اطلاع  شاه برساند به مهد علیا تلقین می کرد و او نظرات و اطلاعات او را به شاه بازگو می کرد . در زمان ناصرالدین شاه روابط غیر عادی میرزا آقا خان با مهد علیا باعث شد که او شاهزاده محمد ولی میرزا پسر فتحعلی شاه را مامور کرد که در اندرون مهد علیا مقیم شود ، و دستور می دهد که کسی بدون اجازه او با نواب ملاقات نکند . زمانی هم میرزا آقا خان در تبعید بود اما پس از مرگ محمد شاه و عزل میرزا آقاسی از مقام صدارت از کاشان به تهرا آمد و مادر شاه از بازگشت مرد مطرود استقبال کرد » .
بهت راست بعد از بیان مختصری از اعمال ناپسند مهد علیا ، از زن دیگری نام ببریم که با علم و دانش خود جایی در زمان قاجار برای خود باز کرده است . » … به طوری که در تواریخ نوشته اند ، فتحعلی شاه از همسر یهودی خود که به نام مریم خانم بود و پس از ازدواج به دین اسلام مشرف شده بود دختری داشت که به او لقب ضیاء السلطنه داده بود ، ضیاء السلطنه زشت رو ، کوتاه قد ، بد قواره ، لوس و بدخوی بود . این خانم به علت داشتن این صفات تا چهل و پنج سالگی شوهر نکرد ، یعنی کسی حاضر نبود با او سر کند و او را بگیرد . » با وجودی که عده ای از مورخان ، ضیاء السلطنه را صاحب چنین صفاتی می داندن با این حال شاهزاده احمد میرزا عضد الدوله که خود از خاندان قاجاریه است می نویسد : « شاه بیگم خانم ملقب به ضیاء السلطنه از بطن مریم خانم متولید شدند . ضیاء السلطنه را مهد علیا والده خاقان در نزد خود نگاهداشته بود ، بعد از فوت مهد علیا جواهر و اسباب تجمل آن مرحومه به ضیاء السلطنه داده شد . تمام دستگاه او از حرمخانه خارج و جداگانه بود ، از طویله و فراش خانه و غیره نوکرهایی معتبر داشت . خاقان مغفور منتهای محبت را به ضیاء السلطنه داشت . در تحریر و تقریر یگانه بود و دستخط های خاقان مرحوم را می نوشت و به خصوص نوشته های محرمانه به هر کس مرقوم می شد به خط ضیاء السلطنه بود . نسخ را خوش می نوشت ، مصاحف و کتب ادعیه و زیارات متعدد نوشته است . عموم برادرها از او احترام تام می کردند ولیعهد مرحوم عباس میرزا این بیت را فرموده و به ضیاء السلطنه نوشته اند :
ای ضیاء السلطنه روحی فداک        صد گریبان کردم از هجر تو چاک
و خاقان مرحوم فرموده :
نور چشم من ضیاء السلطنه         یک شبه هجر تو بر ما یک سنه
در جشن میلاد خاقان همه ساله حضرت سلطنت و حرمخانه و تمام شاهزادگان ذکور و اناث مهمان ضیاء السلطنه بودند . یک پارچه جواهر ممتاز هم به ضیاء السلطنه در این روز مرحمت می شد ، وجه معینی برای بازی و اشتغال شاهزادگان تحویل ضیاء السلطنه بود که به طور مراجعه قرض می گرفتند . سفرا و حضرا ملتزم حضرت بود و قصاید و اشعاری که گفته می شد در خدمت خاقان مرحوم قرائت می کرد هر کس به خواستگاری او آمد تمکین ننمود تا بعد از رحلت خاقان ، ضجیعه حاجی میرزا مسعود وزیر امور خارجه شد . نویسنده تاریخ عضدی در توصیف تسلط ضیاء السلطنه در شعر و ادب می نویسد : پرویز میرزا نیرالدوله که در اوقات فراغ خاطر و بزم نشاط ، ساقی خاقان مغفور بود وقتی سر برهنه جامی به حضرت خاقانی پیمود و در نظر پادشاه بسیار مطبوع افتاد این مصراع را در حق او فرمایش فرمودند :


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi