جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

ناخودآگاهی روحی و خلأ وجودی

2,727

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

توصیه های بهتر برای ارتباط با جوانان

1,132

بازدید

توصیه های بهتر برای ارتباط با جوانان ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ماهیت روانشناسی

1,982

بازدید

ماهیت روانشناسی ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۶ امتیازs
روانشناسی تقریباً با همه ی جنبه های زندگی ما ارتباط دارد. به همان اندازه که جامعه پیچیده شده روانشناسی هم به صورت روز افزونی نقش مهمتری در حل مسائل آدمی بازی کرده است . روانشناسان با انواع بسیاری از رفتارها سروکار دارند که برخی از آنها از اهمیت گسترده ای برخوردار ند : 
کدام شیوه های فرزند پروری به شادکامی وکارآمدی در دوره ی بزرگسالی می انجامد ؟ چگونه می توان از پیدایش بیماریهای روانی پیشگیری کرد ؟ برای ریشه کن کردن پیش داوری نژادی چه می توان کرد ؟ کدام شرایط خانوادگی و اجتماعی مشوق پرخاشگری ، از خود بیگانگی و بزهکاری است ؟ چگونه می توان به یک بیمار درمان ناپذیر کمک کرد که با آرامش خاطر بمیرد ؟روان درمانی تا چه اندازه در درمان الکلیسم مؤثر است ؟ آیا می توان با استفاده از داروهایی که موجب تسهیل انتقال عصبی می شوند حافظه را بهتر کرد ؟
روانشناسان با مطالعه این مسایل و مسایل فراوان دیگر سروکار دارند .
روانشناسی درعین حال از طریق اثری که درقوانین وسیاست دولت دارد بر زندگی ما اثر می گذارد . قوانین مربوط به تبعیض نژادی مجازات ها ، هرزه نگاری ، رفتارجنسی وشرایطی که در آن فرد مسئول اعمال خودشناخته می شود همه از نظریه ها و پژوهش های روانشناختی اثر می پذیرند .
با توجه به این که روانشناسی درتمام وجوه زندگی ما اثر می گذارد شایسته است حتی کسانی که در پی کسب تخصص دراین رشته نیستند آگاهی مختصری از واقعیت های بنیادی وروشهای بررسی آن داشته باشند .
یک درس مقدماتی در روانشناسی می تواند شما را درک رفتار دیگران و بصیرت در نگرش ها و واکنش های خودتان یاری دهد وعلاوه برآن شما را آماده کند تا ادعاهایی را که به نام روانشناسی عنوان می شود ارزیابی کنید .
روانشناسی نسبت به سایر رشته ها ی علوم دانش جوانی است . در سال های اخیر شاهد فوران سیل آسای پژوهش در این علوم بوده ایم . درنتیجه مفاهیم ونظریه های این علم دائماً درحال تغییر و تحول است . به همین علت هم ارائه ی تعریف دقیقی ازروانشناسی کار دشواری است  روانشناسان بیش از هر چیز علاقه دارند بدانند که چرا مردم به گونه ای که می بینیم رفتار می کنند . با این حال شیوه های مختلفی برای تبیین اعمال آدمی وجود دارد . پیش از آنکه تعریفی از روانشناسی ارائه دهیم بهتر است نخست به گونه های مختلفی از رویکرد به پدیده های روانشناختی بپردازیم .
رویکرد هایی به روانشناسی
هر عملی را که ازیک فرد سر می زند می توان از چند دیدگاه گوناگون تبیین کرد . مثلاً فرض کنید از خیابان رد می شوید . این عمل را می توان به عنوان شلیک عصب هایی توصیف کرد که موجب فعال شدن عضلانی یم شوند که شما را از این سوی خیابان به سوی دیگرآن می رسانند ، اما همین عمل را می  توان بدون کوچکترین اشاره ای به رویداد های داخل بدن توصیف کرد : چراغ سبز یک محرک است و پاسخ شما به آن عبور کردن از خیابان است . عمل شما رامی توان برحسب قصد وهدف آن نیز تبیین کرد . شما نقشه ی ملاقات با یکی از دوستان را درذهن خود طرح کرده اید وعبور از خیابان یکی از اعمال بسیاری است که انجام آن برای اجرای این نقشه ضرورت دارد .
همان طورکه این عمل ساده ی عبوراز خیابان به شیوه های گوناگون قابل توصیف است ، در روانشناسی نیز به رویکرد های گوناگونی برمی خوریم . در این مورد از رویکرد های بسیاری می توان یاد کرد . اما پنج رویکردی که دراینجا عرضه می شود می توانند ما رابا مفاهیم عمده ی روانشناسی نوین آشنا سازند .
باید توجه داشت که  این رویکرد های گوناگون مانعه الجمع نبوده ، بلکه درهر یک از آنها جنبه های گوناگونی از یک مسئله پیچیده مورد توجه قرار گرفته است .
درمطالعه ی روانشناسی رویکرد « درست » یا « نادرست » وجود ندارد بسیاری از روانشناسان از یک نظرگاه التقاطی پیروی می کنند و در تبیین پدیده های روانشناختی آمیزه ای از چندین رویکرد را به کار می برند .
رویکرد عصبی – زیستی
دریکی از رویکردها در زمینه مطالعه ی آدمیان سعی می شود که رفتار به رویدادهایی که در داخل بدن و به ویژه در مغز و دستگاه عصبی صورت می گیرد ارتباط داده می شود .
این رویکرد در پی آن است که آ« دسته از فرآیندهای عصبی – زیستی را که زیر بنای رفتار و رویدادهای ذهنی است ، مشخص سازد . مثلاً روانشناسی که سرگرم بررسی یادگیری از دیدگاه عصبی – زیستی است به تغییراتی توجه دارد که درنتیجه یادگیری یک مهارت تازه در دستگاه عصبی روی می دهد .
ادراک را می توان با ثبت فعالیت یاخته های عصبی مغز به هنگام ارائه محرک های مختلف مطالعه کرد . کشفیات اخیر نشان می دهد که رابطه ی نزدیکی بین فعالیت مغز و رفتار و تجربه وجود دارد . با تحریک برقی خفیف نواحی معینی از قسمت های عمقی مغز می توان در حیوانات واکنش های هیجانی از قبیل ترس و خشم ایجاد کرد  ، یا تحریک برقی نواحی خاصی از مغز آدمی موجب به وجود آمدن احساس لذت و درد وحتی خاطره های روشنی ازرویدادهای گذشته می شود .
به علت پیچیدگیهای مغز وبا توجه به این واقعیت که برای مطالعات لازم به ندرت می توان به مغز زنده ی آدمی دسترسی یافت ، دانش ما درباره ی کارکردهای عصبی بسیار اندک است . از سویی نیز هرگاه تصویر روانشناختی ما از آدمی به تمامی متکی برعصب – زیست شناختی باشد چنین تصویری به غایت نارسا خواهد بود . به همین دلیل است که برای مطالعه پدیده های روانشناختی ازروش های دیگری نیز استفاده می شود . در اغلب موارد عملی تر آنست که به بررسی شرایط پیشایند پی آمد های آن بپردازیم . بی آنکه خود را باآنچه دردرون جاندار می گذرد درگیر کنیم .

رویکرد رفتاری
آدمی صبحانه می خورد ، دوچرخه سواری می کند ، حرف می زند  ، سرخ می شود ، می خندد و گریه می کند . همه ی اینها شکل هایی از رفتار هستند . یعنی آن دسته از فعالیت های جاندار هستند که می توان آنها را مورد مشاهد ه قرار داد . دررویکرد رفتاری ، روانشناس از طریق مشاهده ی رفتار است که به مطالعه افراد می پردازد نه از راه بررسی اعمال درونی آنها . این نظر که موضوع روانشناسی باید منحصر به مطالعه ی رفتار باشد نخستین باردراوایل قرن بیستم توسط روانشناس آمریکایی ، جی . بی . واتسون ارائه شد . تا آن زمان روانشناسی به عنوان دانش بررسی تجارب ذهنی تعریف می شد و بخش عمده ی داده های آن خودنگری هایی بود که ازطریق درون نگری به دست می آمد .
واتسون احساس کرد که درون نگری دیدگاه ناسودمندی است و این نظر را پیش کشید که اگر قرار باشد روانشناسی به صورت یک علم درآید ، داده های آن باید قابل مشاهده و قابل اندازه گیری باشد . فقط خود شما می توانید درباره ی ادراک ها واحساس های خود به درون نگری بپردازید ، اما دیگران هستند که می توانند رفتار شما را مورد مشاهده قرار دهند .
واتسون معتقد بود که تنها ازطریق مطالعه آنچه افراد انجام می دهند یعنی مطالعه ی رفتار افراد می توان یک علم عینی روانشناسی به وجود آورد .
رفتار گرایی ، به عنوانی که نظریه گاه واتسون به خود اختصاص داد، مسیر روانشناسی را درطی نیمه اول قرن بیستم شکل گیری کرد خلف آن یعنی روانشناسی محرک – پاسخ . هنوز هم به ویژه درسایه ی پژوهش های ب- اف – اسکینر روانشناس دانشگاه هاروارد از نفوذ فراوانی برخوردار است .
در روانشناسی محرک – پاسخ بررسی می شود که چه محرک هایی پاسخ های رفتاری را فرا می خواند ، چه پاداش ها و چه تنبیه هایی این پاسخ ها را پایدار می کند و چگونه می توان رفتار را با تغییر الگو پاداش و تنبیه تغییر داد .
روانشناسی محرک – پاسخ  به آنچه درون جاندار می گذرد کاری ندارد و به همین دلیل هم گاهی آن را رویکرد « جعبه سیاه » نامیده اند ، به این معنا که به فعالیت های دستگاه عصبی که دردرون این « جعبه » درجریان است بی اعتنا می ماند و آنها را نادیده می گیرد . 
روانشناسان S-R معتقدند که دانش روانشناسی را می توان منحصراً برپایه درون داده و  برون دادهای این جعبه بنا نهاد . بدون آنکه دربند این باشیم که در داخل جعبه چه اتفاقی می افتد . بنابراین برای پرورش نظریه ای درزمینه ی یادگیری می توان به این مشاهده دست زد که رفتار آموخته شده چگونه تحت تأثیر شرایط محیط تغییر می کند ، به این معنا که مثلاً چه الگوهایی از پاداش وتنبیه به سریعترین یادگیری که با کمترین خطا همراه است منجر می شود .
چنین نظریه ای برای آنکه نظریه ی سودمندی باشد نیازی به مشخص کردن این امرندارد که یاد گیری چه تغییراتی دردستگاه عصبی به وجود می آورد .
روانشناسان محرک – پاسخ به طورکلی به مطالعه ی فرایند های ذهنی که میانجی محرک ها و پاسخ ها هستند علاقه ای نشان نمی دهند . امروزه کمتر روانشناسی رامی توان سراغ داشت که خود را رفتارگرای ناب بنامد با این وجود بسیاری از تحولات نوین ازکار رفتارگرایان سرزده است .

رویکرد شناختی
روانشناسان شناختی معتقدند که آدمی گیرنده ی نافعال محرک ها نیست بلکه ذهن او به صورت فعالی به پردازش اطلاعات دریافتی دست می زند و آن را به شکلها و مقولات
 تازه ای تبدیل می کند .
شناخت ، به فرایند های ذهنی ادراک ، حافظه و خبر پردازی اطلاق می شود که شخص به کمک آن ها دانش می اندوزد ، مسئله حل می کند یا برای آینده نقشه می ریزد .
روانشناسی شناختی بامطالعه علمی شناخت سروکار دارد وهدف آن اجرای آزمایش ها و پردازش نظریه هایی است که بتوانند نحوه سازمان بندی وکارکرد فرایندهای ذهنی را تبیین کنند. اما تبیین مستلزم آنست که نظریه بتواند پیش بینی هایی را درخصوص رویدادهای قابل مشاهده یعنی رفتار امکان پذیر سازد .
رویکرد شناختی در مطالعات روانشناسی تاحدودی به عنوان واکنشی در برابر محدودیت رویکرد R- S  رشد کرد . تجسم اعمال آدمی صرفاً درقالب درون دادهای محرک و برون داده ی پاسخ ممکن است برای مطالعه شکل های ساده از رفتار کافی باشد اما این رویکرد بسیاری از حوزه های جالب توجه کارکرد آدمی را نادیده می گیرد .
آدمیان می توانند بیندیشند ، برنامه ریزی کنند ، بر اساس اطلاعاتی که به خاطر سپرده اند تصمیم بگیرند و ازمیان محرک هایی که توجه آنها را به خود جلب می کند به شیوه ی گزینشی دست به انتخاب بزنند .
رویکرد روانکاوی
پابه پای رشد رفتارنگری درآمریکا ، در اروپا نیز دیدگاه روانکاوی درباره رفتار آدمی توسط زیگموند فروید پرورش یافت . برخلاف مفاهیمی که درسطور گذشته بررسی شده ، مفاهیم روانکاوی نه بر مطالعات آزمایشی ، بلکه برمورد پژوهیهای فراوان بیماران روانی مبتنی است . مفاهیم روانکاوی تأثیر ژرفی در تفکرات روانشناختی داشته اند .
فرض بنیادی درنظریه فروید این است که قسمت عمده رفتار آدمی در فرایندهایی ریشه داردکه ناهوشیارند .
مقصود فروید ازفرایندهای ناهوشیار عبارت بود از افکار ، ترس ها وخواست هایی که شخص به آنها آگاهی ندارد ولی درهر حال بررفتار اثر می گذارند .
او معتقد بودکه بسیاری از تکانه هایی که در دوران کودکی بامنع یا تنبیه والدین و جامعه روبرو می شوند برخاسته از غریزه های فطری هستند . چون این تکانه ها به هنگام زادن در همه ما وجود دارند به همین جهت اثر فراگیری درما دارند که باید به گونه ای با آن کنار آمد . ممنوع کردن آنها فقط سبب می شود که ازحیطه ی آگاهی به ناهشیار رانده شوند وهمان جا بمانند و رفتار را زیر نفوذ خود بگیرند .
فروید معتقد بودکه تکانه های ناهشیار به صورت رویا ، لغزشهای کلامی ، اطوار ، نشانه های بیماری روانی ونیز به صورت رفتارهای جامعه پسندی از قبیل فعالیت های هنری وادبی جلوه می کند .
بسیاری از روانشناسان ، نظرگاه فروید را درمورد ناهوشیار به طور کلی نمی پذیرند . اما احتمالاً این را می پذیرند که آدمیان به برخی از جنبه های شخصیت خودآگاهی کامل ندارند . فروید معتقد بود که هریک از اعمال ما علتی دارد ، اما این علت درا غلب موارد نوعی انگیزه ی ناهوشیار است نه دلیل خود پسندانه ای که ما برای رفتارخود ارائه می دهیم .
نظرگاه فروید درمورد طبیعت آدمی اصولاً یک نظرگاه منفی بوده آدمیان تابع همان غرایزی هستند که درحیوان ها وجود دارد  . ( به طور عمده غریزه جنسی و غریزه پرخاشگری ) ومدام با جامعه ای که بر کنترل این تکانه ها تأکید می ورزد ، درحال ستیزند . باتوجه به اینکه فروید پرخاشگری رایک غریزه بنیادی می دانست نسبت به امکان زندگی صلح آمیز بین آدمیان نظر بد بینانه ای داشت  .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

هویت ۲ (ادامه)

1,833

بازدید

هویت ۲ (ادامه) ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۲ امتیازs
نتیجه گیری
یکی ازمسایلی که ازگذشته های دورموردتوجه روان شناسان بوده وهنوز هم کانون توجه بسیاری ازروان شناسان درحال حاضرمی باشدشخصیت ۱است اکثرمکاتب روان شناسی بخصوص روان تحلیل گری درحیطه روان درمانی بیش ازهرچیزی به چگونگی رشدشخصیت افرادتوجه دارندچراکه چگونگی رشدشخصیت مولفه مهمی درتعیین وتشریح مسایل واختلالات روان شناختی است وازاین جاست که نظریه های رشدشخصیت سهم قابل توجهی درمشخص کردن مسیربهنجارومطلوب رشددارندچراکه اوبسیاری ازناهنجاریها روانی ریشه درگذشته داشته وبه چگونگی رشدشخصیت مربوط می شودوثانیاسطح رشدیافتگی کنونی خودمی توانندراهنمای برای درمان باشد.
دومولفه مهم که دراکثرنظریه های رشدشخصیت به چشم می خوردهویت ۲ وعزت نفس ۳ است چگونگی رشدوشکل گیری هویت وعزت نفس هردومی توانندنقش تعیین کننده ای درچگونگی رشدانسان درمراحل مختلف زندگی وبخصوص دوره نوجوانی داشته باشندازاینروبیشترنظریات روان شناسی وبخصوص روان درمانی همواره ایندوعنصررادرشخصیت کانون توجه خویش قرارداده اند. ضمن این که طبق تحقیقات انجام شده این دورابطه نزدیکی باهم دارندوهردوازمسایل اساسی درزیربنای رشدوشکل گیری شخصیت محسوب می شوند.
برای تشکیل ساختارکلی زندگی ، گرچه همه دوران عمرمهم است برخی ازآنهامهمترازبرخی دیگراست نوجوانی۴ که باتغییرات گوناگون درابعادمتعددهمراه است یکی ازبحرانی ترین ادوارزندگی انسان محسوب می شود
پس باتوجه به اهمیت هویت وعزت نفس بخصوص دردوره نوجوانی این پژوهش تحقیقی دردانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه ناحیه ۱ شهرستان مشهدبه عمل آورده است .

فصل سوم :  روش پژوهش

۳-۱- روش تحقیق
۳-۲- جامعه و نمونه آماری
۳-۳- روش جمع آوری اطلاعات
۳-۴- ابزار اندازه گیری هویت
۳-۴- ابزاراندازه گیری عزت نفس
۳-۵- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

۳-۱- روش تحقیق
    در این پژوهش ازدو روش علی مقایسه ای وهمبستگی استفاده شده است . این دو روش ،‌ روشهای جستجوی رابطه متغیرها می باشند . (‌ بورگ و همکار ،‌ 1989 )‌
    – تحقیق علی مقایسهای یا پس رویدادی به تحقیقاتی اطلاق میشود که در آنها پژوهشگر با توجه به متغیر وابسته  به بررسی علل احتمالی وقوع آن می پردازد . به عبارت دیگر تحقیق علی – مقایسه ای گذشته نگر بوده و سعی دارد از معلول  پی به علل احتمالی ببرد و به این دلیل آن را پس رویدادی می دانند که علت و معلول (‌ متغیرمستقل و وابسته )  پس از وقوع مورد بررسی قرار می گیرد .
    – در روش  همبستگی رابطه میان متغیرها بر اساس هدف تحقیق تحلیل می شود.  این روش میزان هماهنگی بین تغییرات  دو متغیررا  تعیین می کند و روش علی – مقایسه ای  برای جستجوی علل احتمالی مورداستفاده قرار می گیرد .
    هدف تحقیق همبستگی عبارت است از الگوهای پیچیده رفتاری ازطریق مطالعه همبستگی بین این الگوها و متغیرهایی که فرض می شود بین آنها رابطه وجود دارد . (دولار ،‌1378 ) 
    ازآنجا که متغیر مستقل (‌ پایگاه هویت – عزت نفس )  در این تحقیق تا حدود زیادی ازکنترل محقق خارج است لذا برای بررسی رابطه متغیرها تنها می توان ازاین دو روش غیر آزمایشی و توصیفی اند استفاده نمود .
   

۳-۲- جامعه و نمونه آماری
    جامعه مورد تحقیق که این نمونه ازآن انتخاب شده است ازبین دانش آموزان دختر سال سوم ومقطع پیش دانشگاهی دررشته های مختلف مقطع متوسطه (‌ ریاضی – تجربی و انسانی )  ناحیه یک آموزش و پرورش شهرستان مشهد بودند .
    ابتدا حجم نمونه را ۲۰۰ نفر در نظر گرفتیم که هنگام نمره گذاری آزمونها ،  تعداد آزمودنی ها به ۱۶۰ نفر کاهش پیدا کرد ،‌ برای یافتن آزمودنی ها آمار کل دبیرستانهای  دخترانه و مراکزپیش دانشگاهی  ناحیه یک شهرستان مشهد دریافت شد ،  آنگاه از بین این مراکز  5 دبیرستان انتخاب شدند و ازهر دبیرستان سه کلاس در رشته های ریاضی – فیزیک ،  رشته علوم انسانی و علوم تجربی  انتخاب شدند .  آزمودنی ها همگی دختر،  ایرانی و مسلمان بودند و مطابق با تحقیق در این زمینه در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۰ سال انتخاب شدند.  چرا که بحران هویت در برابر پراکندگی  نقش در دیدگاه اریکسون مربوط به دوره نوجوانی است و زمان تحکیم  هویت باز می گردد به اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی (‌ سیلورستاین ،  1378 ) 
    آزمون عینی پایگاه هویت که مورد کاربرد ماست بر اساس نظرسازندگانش قابل کاربرد از۱۳ تا ۵۶ سالگی است با این حال آنها بهترین سنین کاربرد این آزمون را از۱۴ تا ۳۰ سالگی می دانند . (‌ آدامز،‌ 1378 )‌
   

۳-۳- روش جمع آوری اطلاعات
    به منظور گرد آوری اطلاعات لازم ،  پاسخنامه های هر دو آزمون مورد استفاده (‌ آزمون عینی گسترش یافته پایگاه هویت من و آزمون عزت نفس کوپر اسمیت )‌  به همراه پرسشنامه اطلاعات فردی  در اختیار تمامی آزمودنیها قرار گرفت .
    برای پرسشنامه ۵۸ سوالی کوپر اسمیت که جهت سنجش عزت نفس تهیه شده بود مدت زمان پاسخگویی ۱۵ دقیقه در نظرگرفته شد و برای  آزمون گسترش یافته پایگاه هویت من  که دارای ۶۴ آیتم بود مدت زمان  20 تا ۲۵ دقیقه در نظرگرفته شد .
    هر دو آزمون به تمامی آزمودنیها ارائه  شد و از آنان خواسته شد اطلاعات پرسشنامه ای  شخصی شان را تا حد امکان پاسخ دهند . دراین بین به سوالات مهم و مشکل که ازسوی آزمودنیها پرسیده می شد جواب داده می شد  ولی از بیان این نکته که این آزمون یک تست عزت نفس یا هویت سنج است خودداری می شد .
    آزمون توسط انحصار گروه تحقیق و به صورت گروهی در محل دبیرستان ها اجرا شد و نمره گذاری آن مطابق نمونه انجام شد و برای بررسی و تحلیل علمی مورد استفاده قرار گرفت .

۳-۴-    ابزار اندازه گیری هویت
در این تحقیق از آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من استفاده شده است و به انضمام این آزمون پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعاتی در مورد مشخصات آزمودنی ها تهیه شده اسن .  پرسشنامه اطلاعاتی در مورد مشخصات فردی ازمودنی ها ازقبیل  سن ،  وضعیت خانوادگی و تاهل ،‌ رشته تحصیلی ،  ترتیب تولد و تحصیلات پدر و مادر به دست می دهد .

۳-۴-۱- پرسشنامه گسترش یافته عینی پایگاه هویت من
نسخه اصلی این آزمون به زبان انگلیسی و دارای دو مقیاس یا بعد هویت ایدئولوژیک و هویت بین فردی است که هر مقیاس و بعد دارای ۴ خرده مقیاس ،‌ پراکندگی ،  ممانعت ،  تعلیق ،‌ ودستیابی چهار حیطه مخصوص به خود است . هویت ایدئولوژیک شامل حیطه های نقش جنسی ،‌ روابط دوستانه ،  رابطه با جنس مخالف و فعالیتهای تفریحی است .
کل ازمون دارای ۶۴ آیتم است که ۳۲ آیتم آن مربوط به  بعد ایدئولوژیک و ۳۲ آیتم مربوط به بعد بین فردی است و سهم هر یک ازحیطه ها و خرده مقیاسها در هر بعد ۸ آیتم است .
پاسخنامه این آزمون به صورت یک مقیاس کیلرت ۶ درجه ای است که ازکاملا موافق تا کاملا مخالف درجه بندی شده است .

۳-۴-۲- نحوه اجرای پرسشنامه گسترش یافته عینی پایگاه هویت من
ابتدا به هریک ازآزمودنیها یک برگه ازاین پرسشنامه به انضمام  پاسخنامه آن که دارای شش گزینه (  ازموافقت کامل تا مخالفت کامل )  و اطلاعاتی در خصوص سن ، جنس ،  میزان تحصیلات ،  تحصیلات والدین ،‌ ترتیب تولد و … می باشد داده می شود و سپس به آزمودنی ها گفته می شود که عبارتهای داخل پرسشنامه را به دقت بخوانند و مشخص کنند که هر کدام به چه میزانی  منعکس کننده افکار و احساسات آنهاست  واینکه آیا با عبارات بیان شده موافق هستند یا مخالفند و آیا آن عبارات در مورد آنها صدق می کند یاخیر و پس از مشخص کردن موافقت و یا مخالفت به صورت کلی تصمیم بگیرند که این مخالفت در چه حد و درجه ای است (  کامل ،‌ متوسط و یا کم )‌ و پاسخ خود را در پاسخنامه با علامت (‌×‌)  مشخص کنند .

۲-۴-۳- نحوه نمره گذاری پرسشنامه گسترش یافته عینی پایگاه هویت من
آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من دارای ۶۴ سوال است که هر کدام از سوالات دارای ۶ گزینه است که هر گزینه نمره مخصوص به خود دارد شیوه نمره گذاری آن به این صورت است :‌
–    کاملا مخالفم  (‌1 نمره )‌
–     تقریبا مخالفم (۲ نمره )
–     مخالفم  (3 نمره )
–     موافقم  (4 نمره )
–     تقریبا موافقم ( ۵ نمره ) 
–     کاملا موافقم (‌ 6 نمره ) 
سپس پاسخنامه آزمودنی را در هر ۸ بعد ذکر شده (  با توجه به نمرات کسب شده در هر بعد )  قرار داده و نمره های آنان را محاسبه می کنیم . یعنی هر بعد دارای نمره ای می شود که بعدا این نمره های در تحلیل ما مورد نیاز خواهد بود .

۳-۳-۴- اعتبار و روایی پرسشنامه گسترش یافته عینی پایگاه هویت من
این آزمون تا کنون در ۳۰ کشور مورد استفاده قرار گرفته است و از جمله تعدادی ازمطالعات بین فرهنگی در زمینه پایگاه هویت با استفاده ازاین آزمون انجام شده است . البته هنجاریابی آن درایران هنوز به طور کامل صورت نگرفته است .

۳-۵- ابزار اندازه گیری عزت نفس
دراین تحقیق از ازمون عزت نفس  کوپر اسمیت به انضمام پرسشنامه ای برای جمع آوری اطلاعاتی در مورد مشخصات آزمودنی ها تهیه شده است استفاده شده .  پرسشنامه اطلاعاتی در مورد مشخصات فردی ازمودنی ها از قبیل ،‌ سن ،‌ وضعیت خانوادگی ،  و تاهل رشته تحصیلی ،  ترتیب تولد و تحصیلات پدر و مادر به دست می دهد .

۳-۵-۱- پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت
    آزمون عزت نفس کوپراسمیت ،  نگرش فرد را نسبت به خودش  در چند حیطه به ویژه در رابطه با گروه همسالان و والدین و محیط مدرسه می سنجد ،‌ این آزمون مشتمل بر ۵۸ سوال است که هرکدام ازسوالات دارای ۲ گزینه است . جواب ها تحت عنوان بلی و خیر مشخص شده است .  کسی که پرسشنامه را پرمی کند باید توجه داشته باشد که کدام گزینه دقیقا گویای احوال درونی اش است .

    3-5-2- نحوه اجرای پرسشنامه  عزت نفس کوپر اسمیت
    ابتدا به هریک ازآزمودنیها یک برگه ازاین پرسشنامه به انضمام پاسخنامه آن داده میشود . مدت زمان پاسخگویی به  سوالات ۱۵ دقیقه می باشد . این آزمون دارای ۵۸ سوال است که هر کدام ازسوالات دارای دو گزینه است ،  آزمودنی یکی ازدو گزینه  «بلی یا خیر »  را مشخص می کند . نمره هر فرد در هر سوال بسته به این است که آزمودنی کدام گزینه را انتخاب کرده است .

    3-5-3- نحوه نمره گذاری پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت
    شیوه نمره گذاری این آزمون به صورت یک و صفر است .  به این معنا که ماده های شماره ۲-۴-۵-۱۰-۱۱-۱۴-۱۸-۱۹-۲۱-۲۳-۲۴-۲۸-۲۹-۳۰-۳۲-۳۶-۴۵-۴۷-۵۷  پاسخ بله (‌یک نمره )  و پاسخ خیر (  صفر )  می گیردو بقیه سوالات به صورت معکوس است یعنی پاسخ بلی (‌صفر )  و پاسخ خیر ( یک ) می گیرد .
    بدیهی است که حداقل نمره ای که یک فرد می تواند بگیرد صفر و حداکثر ۵۰ خواهد بود.

    3-5-4- اعتبار و روایی پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت
    در پژوهشهایی که در مورد این آزمون صورت گرفته چندین پژوهش به اعتبار یابی و فرم یابی تست عزت نفس کوپر اسمیت  پرداخته اند . دراین پژوهشها روایی و اعتبار لازم ، تعیین گردیده  و جدولهای فرمی  هم برای آنان ساخته شده است و ضرایب همبستگی های  متغیرهای این پژوهشها نیز حاکی از رضایت بخش بودن اعتبار آن بوده است .
    – ناظم شیرازی ،‌ مسعود ،‌ 1376  ساخت و اعتبار یابی مقیاسی برای بخش عزت نفس و بررسی رابطه آن با پرخاشگری رفتاری ضد اجتماعی ،‌ وضعیت اجتماعی – اقتصادی و عملکردتحصیلی در دانش آموزان  پسر پایه های اول تا سوم متوسطه . به راهنمایی :  بهمن نجاریان – دانشگاه شهیدچمران اهواز
    – ثابت ،  مهرداد ،  (1375 )  بررسی عملی بودن اعتبار روایی یا نرم یا بی تست عزت نفس کوپراسمیت در مناطق ۱۹ گانه تهران به راهنمایی :  حیدر علی هومن ،  دانشگاه علامه طباطبائی .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

هویت ۱

2,328

بازدید

هویت ۱ ۳٫۰۰/۵ (۶۰٫۰۰%) ۱ امتیاز

روانشناسی شخصیت

۱-۱-مقدمه
انسان درزندگی به دنبال معنایی می گرددکه به خاطرآن زندگی می کندوبارشدعقلانی فرددردوره نوجوانی توجه اوبه ارزشهاواعتقادات ، مفاهم حقیقت ، زیبایی ومرگ ونیستی که درکل معنای زندگی است جلب می شود. نوجوان تمام روابط وباورهایی راکه دردوران کودکی بدون چون وچراپذیرفته است موردپرسش وتردیدقرارمی دهدوسعی می کندباتوجه به شخصیت شکل پذیرواستقلال جوی خودنظامی ازارزشها بدست آورد.
بسیاری ازنوجوانان همان طورکه (( آدلوم )) بیان می کند، وقتی برای اولین باربه دنیای اطراف خودمی نگرندوسعی می کنندتاشخصیت خودراارزیابی نماینداحساس می کنند که درباره جهان ومعنای وجودانسان وحتی خودشان نیازمندپاسخ هستند( احمدی ، ۱۳۷۷ )
بنابراین دوران نوجوانی به سبب تغییرات شدیدجسمانی وروانی وازطرف دیگرانتظاراتی که خانواده وجامعه ازنوجوان داردوسایرعواملی که درروندرشدوتکامل نوجوان تاثیرمی گذاردبرحساسیت این دوره می افزاید.
براین اساس مسئله پذیرش نوجوان ، حمایت ، راهنمایی ومساعدت به نوجوان درکسب هویتی مستقل وارزشمندازاهمیت فراوانی برخورداراست . نوجوان دراین دوره نیازمنددریافت رهنمودهای اساسی جهت دستیابی به یک زندگی  هدفمنداست . انسانهابه حفظ یکتایی وحدت ومرکزیت خودتوجه دارنداما علاقمند به بیرون آمدن ازخودوارتباط باموجودات دیگروطبیعت هستند. انسانها برای کشف وجودخودعلاقمند ومایلندهویت شخصی خودراپیداکنندیاخلق کنندوآغازاین علاقمندی به دوران نوجوانی برمی گردد.
طبق نظریه اریکسون ، دراین دوران است که فردنسبت به شخصیت خودآگاهی پیدامی کند ویک  من   که وحدت بزرگتری ازگذشته داردودرارتباط بایک گروه ، شغل ، جنس ، فرهنگ ومذهب است دراوشکل می گیرد.
دراین راستا ، عزت نفس یاارزش گذاشتن به ویژگیهای خودکه یکی ازموضوعات مهم وقابل بحث درباره رشدخودمحسوب می شودمی تواندبه شکل گیری یکی دیگرازجنبه های مهم رشدخودکه همان شکل گیری وتکوین هویت فردی است بیانجامد( براهنی ، ۱۳۷۸ )
ورودبه نوجوانی رااغلب تولددوباره می نامندچراکه فردباپشت سرگذاشتن دنیای کودکی خودوجست وجوی فرمنهاوباورهای جدیدبه دنبال تغییرانتظارات خودوهماهنگی باانتظارات والدین واجتماع برمی آیندوسرانجام به سوال « من کیستم ؟» درزندگی خودپاسخ می دهند.( اکبرزاده ، ۱۳۷۵ )
احساس عزت نفس درنوجوان ازنگرش والدین ومعلمین وهمسالانشان نسبت به آنهانشات می گیرد. عزت نفس نتیجه ارزشیابی خودانگاره است .بیشترنوجوانان به طورفراینده ای یک خودایده ال راکه درمقایسه دایمی باخودواقعی انسان است درخویشتن رشدمی دهند. نتیجه این ارزشیابی ، احساس خوب بودن یاخوب نبودن است.
همزمان بافاصله گرفتن ازبزرگسالان ومبارزه برای استقلال دراوایل نوجوانی خودآگاهی وانتقادازخوددرنوجوان زیادمی شود. خیال پردازی وآزمایشهای واقعی ورقابت پیشگی اواسط نوجوانی بتدریج به رشدعزت نفس منجرمی شود.
تجاربی که نوجوان درجریان ایفای نقشهابه دست می آورندورفتارهای مناسب وموردپذیرش وتقویت دیگران ، موجبات تلفیق وهماهنگی عناصرتشکیل دهنده « خود » رادراواخردوره نوجوانی فراهم می آورد.( لطف آبادی، ۱۳۷۸ )
درنهایت نوجوان می کوشدباتلفیق این ارزشهاوارزیابی هابه تصویریک پارچه ای ازخوددست می یابد. درصورتی هم که نظرهاوارزشهای والدین وهمسالان متفاوت ازهم باشنداحتمال پیدایش تعارض درنوجوان افزایش می یابدودچارحالت « سردرگمی هویت » می شود. واین زمانی است که درنوجوان بحران هویت حل نشده باشدوفردمفهوم یک پارچه ای ازخودیاسلسله معیارهای ارزیابی ارزشمندی خویش درزمینه های عمده زندگی نداشته باشد.( براهنی ، ۱۳۷۸ )
همان طورکه گفته شد، تثبیت هویت درسنین جوانی رخ می دهد. دراین دوره معمولااستقلال کامل ازوالدین وتصمیم گیری شخصی برای قبول مسیولیت زندگی حاصل می شود. توانایی جوانان برای درنظرگرفتن تمام جوانب مسایل ویافتن دانش نسبتاوسیع درباره هنجارهای اخلاقی واجتماعی وآگاهی ازضرورت یکپارچه بودن شخصیت بزرگسالی ، زمینه های لازم رابرای آنان فراهم آورده ،تابه تثبیت هویت وانجام خودبرسند.
دراین دوره هویت شخصی آنان به صورت باورهای عملی وارزشهاوطرح وبرنامه مشخص زندگی جلوه گرمی شود( لطف آبادی ، ۱۳۷۸ )
به طورکلی ، هویت نه تنهادارای بعدشخصی وفردی است بلکه دارای بعداجتماعی وجمعی نیزمی باشد.( هور، ۱۹۹۱ ، به نقل ازرایس ، ۲۰۰۱ )

هویت شامل اجزابسیاری ازجمله جنسی ، اجتماعی ، فیزیکی ، روانی ، اخلاقی ، ایدیولوژیک وشغلی وحرفه ای است که مجموعه این اجزاخودراتشکیل می دهد.
( مارسیاوهمکاران ، ۱۹۸۳ )
بطورخلاصه می توان اظهارداشت که درفصل اول پژوهش ، ابتدادرموردچگونگی رشدشخصیت ونقش مهم آن درتبین وتشریح اختلالات روان شناختی مطالبی بیان شد. چراکه ازدیربازموردتوجه روان شناسان بوده است وسهم قابل توجهی درتعیین مسیربهنجاررشددارد- علاوه برآن دومولفه دیگرکه درطول تاریخچه روان شناسی بحثهاونظریات فراوانی رابه خوداختصاص داده است « هویت »و « عزت نفس » می باشدکه درتمامی اختلالات روانی دارای نقش تعیین کننده ای هستند. همچنین این دومسئله بیشترخودرادردوره نوجوانی وجوانی نشان می دهدونقش کلیدی دراین دوران ایفامی کند. آنچه که درواقع ، پژوهش حاضربایدجوابگوباشد، میزان همبستگی وچگونگی ارتباط هریک ازپایگاههای هویت باعزت نفس می باشد.
همان طورکه درفصل های گذشته راجع به آن بحث شدمادراین پژوهش ازنظریات روان شناسان بسیاری سودجستیم .
مارسیا درمطالعاتش به این نتیجه رسیدکه افرادپایگاههای تعلیق دارای منابع درونی اطمینان وامنیت وعزت نفس پایدارهستندوافرادپایگاه ممانعت وپراکندگی فاقدچنین منابعی هستند. ( مارسیا به نقل ازکروگر،۱۹۷۹ )
درمطالعه ای دیگر، کرامر، متذکرشدکه افرادپایگاههای هویت ممانعت ودستیابی هردوازعزت نفس بالایی برخوردارنددرصورتی که افرادپایگاههای تعلیق وپراکندگی که فاقدتعهدهستندازعزت نفس پایینی برخوردارند( کرامر، ۱۹۹۷ )
گلاسردوسینی درموردروابط متقابل عزت نفس وهویت می نویسند: « چگونگی برداشتهاونظریات دیگران نسبت به مادرروشن کردن هویت مانقش عمده ای برعهده دارد. ارزشیابی های ماازخودمان درارتباط باشرایط زندگی ، اوضاع  اجتماعی واقتصادی نیزمبین هویت ماست وهمچنین تصورات مادرباره وضع جسمانی وشیوه لباس پوشیدن ، نوع هویت مارادرمقایسه بادیگران نشان می دهد»( گلاسروکرسینی ، ۱۹۷۵ ، ۱۹۷۳ )
فصل دوم که شامل عناوینی ازجمله موضع گیری های نظری درخصوص هویت وعزت نفس که خودشامل بخشهایی ازقبیل تعریف هویت وعزت نفس می باشد که دراین بخش به تعریف مفهوم هویت وعزت نفس پرداخته شده است وسپس به بحث شکل گیری هویت پرداخته می شودطبق نظریه اریکسون درموردرشدروانی اجتماعی انسان ، پنجمین مرحله ازرشدروانی – اجتماعی « شکل گیری هویت » درمقابل پراکندگی می باشد.اودراین مورد تاکیدداردکه مراحل رشد هریک بطور مجزادردرون خودپایان نمی یابدبلکه بهم پیوسته ووابسته است . عوامل مختلفی برشکل گیری هویت تاثیرمی گذاردازجمله :عوامل شناختی ، والدین ، مدرسه وعوامل اجتماعی – فرهنگی ، تربیت تولدوفاصله سنی فرزندان دررفتارخودنوجوان وخیال پردازی هاو…
دربخش بعدی نیزبه نظریه های مربوط به هویت ازجمله نظریات بلوز – کگان – لووینگر – اریکون – گلاسر پرداخته می شود وهمچنین دربخش بعدی به نظریه های مربوط به عزت نفس ازجمله نظریات مردم – اریکسون – بندورا – کلی – مزلو وراجرز
ودردوبخش پایانی به مباحثی ازجمله یافته های پژوهش درخصوص موضوع ونتیجه گیری نیزپرداخته شده است .
فصل سوم روش پژوهش رامعرفی می کند. این روش به صورت همبستگی می باشدودرنمونه گیری نیزازروش نمونه گیری خوشه ای استفاده کرده ایم . جامعه موردمطالعه ما، دانش آموزان دخترمقطع پیش دانشگاهی وسوم دبیرستان منطقه یک مشهدمی باشندکه ازمیان این تعدادما۱۶۰ نفررابه عنوان حجم نمونه دراختیارگرفتیم . دوآزمون اجراشده –آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من ودیگری آزمون عزت نفس کوپراسمیت – اجرای ازمون گروهی بودوداخل کلاس وحدود۲۰ الی ۲۵ دقیقه وقت لازم بودتاازمونی به هردوازمون پاسخ دهد.برای تحلیل داده هاازضریب همبستگی پیرسون استفاده کردیم وبرای بررسی تفاوت میان گین هانیزازازمون استفاده نمودیم .
فصل چهارم نیزشامل دوبخش می باشدکه مربوط بررسی جهت شناختی وپس بررسی توصیفی وارتباطی سوالات پژوهش است دربررسی جهت شناختی عنوان شدکه تعدادآزمودنی ها۱۶۰ نفربودندوهمگی مونث وازاین میان ۱۵۱ نفرمجردو۹ نفرمتاهل بودندودربخش بررسی توصیفی وارتباطی سوالات پژوهش به رابطه عزت نفس باهریک ازپایگاههای هویت پرداخته شده است .
وفصل پنجم به بحث ونتیجه گیری ومقایسه تحقیق فوق باسایرتحقیقات انجام شده ودراین زمینه نیزاختصاص داده شده است .

۱ – 2 – موضوع تحقیق
دریک جامعه ابتدایی که در آن الگوهای همانندسازی ونقشهای اجتماعی محدودندهویت یابی تاحدودی اسان ترصورت می گیرد امادر    جامعه پیچیده ،هویت یابی برای بسیاری ازنوجوانان کاری دشواروطولانی است . درچنین جوامعی برای اینکه نوجوان بداند« چگونه رفتارکندوچه کاری رادرزندگی دنبال کند» بایدمجموعه کاملاًنامحدودی ازرفتارهارادرنظربگیرد.درنتیجه دررشدهویت یابی نوجوان ، تفاوتهای بسیاری مشاهد ه می شود( براهنی ، ۱۳۷۸ )
مادامی که خودنتواندبه هویت یکپارچه ای دست یابدنمی تواندمسیرمشخصی رادرزندگی دنبال کند، بی ثبات بوده ونوعی پراکندگی وبی انسجامی دررفتاراوحاکم می شود. درمطلوب ترین شرائط بحران هویت نوجوان بایددراوایل یااواسط دهه سوم حل شودتاخودبتواندبه مسایل دیگرزندگی بپردازد.وقتی این فرایندباموفقیت انجام بپذیرد، می گوییم فردبه هویت دست یافته است . به این معنی که وی به مفهوم یکپارچه ای ازهویت جنسیتی ، جهت گزینی شغلی وجهان بینی نایل شده است . ( همان منبع )
درنظریه پردازی هایی که درزمینه روزهای جست وجوی هویت وتعهددرزمینه پایگاههای هویت انجام شده است به مباحث اطمینان وامنیت درونی ، عزت نفس پایدارواضطراب توجه شده است . دراین پژوهش به دلیل گستردگی هریک ازاین مباحث ، نه تنهابه مسیله عزت نفس توجه شده است .
درنظریات ، ازیک سوافرادپایگاههای تعلیق رادارای منابع درونی اطمینان وامنیت وعزت نفس پایداردانسته اندوافرادپایگاه ممانعت وپراکندگی رافاقدچنین منابعی می دانند.( مارسیا، ۱۹۹۴ )
همچنین براساس یک سری مطالعات پیشین ، افرادپایگاههای هویت ممانعت ودستیابی هردوازعزت نفس بالایی برخوردارنددرصورتی که افرادپایگاههای تعلیق وپراکندگی که فاقدتعهدهستندازعزت نفس پایینی برخوردارند.( کرامر، ۱۹۹۷ )
موضوع تحقیقی که برای این پژوهش انتخاب شده است بررسی رابطه عزت نفس باهریک ازپایگاههای هویت دردانش آموزانی مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه ناحیه ۱ شهرستان مشهدمی باشد.

۱-۳- اهداف تحقیق
به طورکلی این پژوهش اهداف زیررادنبال می کند.
۱-مطالعه رابطه ، عزت نفس باپایگاه هویت دستیابی دردانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه
۲-مطالعه رابطه عزت نفس باپایگاه هویت پراکندگی دردانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه
۳-مطالعه رابطه عزت نفس باپایگاه هویت ممانعت دردانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه
۴-مطالعه رابطه عزت نفس باپایگاه هویت تعلیق دردانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم متوسطه
۵-بررسی عزت نفس ورابطه آن بارشته تحصیلی
اهمیت چنین پژوهشی دربرنامه ریزی هاوشناخت معضلات نوجوانان ازجایگاه ویژه ای برخورداراست . زیرابه اهداف نوجوانان سمت وسویی مشخص خواهددادواگرنوجوانان عزت نفس پایینی داشته باشندمی توان بااستفاده ازروش های موثرعزت نفس آنان راتقویت کرده وبالابرد.
درصورتی که جامعه ای برای حل مسایل خوداعم ازاجتماعی وفرهنگی ، اقتصادی ، تربیتی و … ازپژوهش وتحقیق استفاده کنددرارایه راه حل هامی تواندنتیجه گیری صحیح تری داشته باشدودرنهایت کشوررادرجهت سازندگی وپیشرفت سوق دهد.
گلاسروکریسنی ( ۱۹۷۵ – 1973 ) درموردروابط عزت نفس وهویت می نویسند،
« چگونگی برداشت ونظرات دیگران نسبت به مادرروشن کردن هویت نقش عمده ای برعهده داردآنچه که دیگران درباره مامنعکس می کنندتاحدزیادی تصویربامعنایی ازهویت ماست . ارزشیابی های ماازخودمان درارتباط باشرایط زندگی ، اوضاع اجتماعی واقتصادی نیز، مبین هویت ماست وهمچنین تصورات مادرباره وضع جسمانی وشیوه لباس پوشیدن نوع هویت مارادرمقایسه بادیگران نشان می دهد» ( شفیع آبادی ، ۱۳۷۷)

۱-۴ اهمیت موضوع
۱-هیچ چیزدردنیابرای نوجوان به اندازه پرسشهایی که به هویت اومربوط می شودنگرانی ودلواپسی ایجادنمی کند
دردوران نوجوانی به هویت یابی مسیله حادمی شوداین که اوبه گمان خویش چگونه آدمی است واین که اونسبت به استنباط دیگران درموردخودچه احساسی دارد؟ اورابرای تسلط برخودبه تلاش وامی داردبنابراین امروزه باوجودپیچیدگی هاوموانعی که برسرراه رشدروانی – اجتماعی نوجوان شکل گرفته است بایدتوجه بیشتری به مسایل ومشکلات نوجوان داشت . مشکلات هویت وعزت نفس جزء مسایلی است که درهریک ازانحرافات واختلالات ازقبیل به اعتیاد، بزهکاری و… نقش اساسی دارد.
۲- بنابراین باتوجه به روابط متقابل وتنگاتنگی که بین هویت وعزت نفس وجوددارداحتیاج به مطالعاتی داریم که رابطه مشخص این دورایعنی ( میزان عزت نفس رادرهریک ازپایگاههای هویت بررسی وروشن نماید)
دراین میان مداخلات اجتماعی ورویکردنظامهایی که بامسیله شکل گیری هویت نوجوانان سروکاردارندازجمله نظام آموزشی وتربیتی درحل مسایل هویت نوجوانان جامعه اهمیت زیادی دارد.
به عبارتی باشناخت تواناییها، استعدادهاوشخصیت افراد می توان درمحول کردن کارهای زیربنایی به آنان موفق شد. نوجوانان آینده سازان جامعه هستندشناخت روحیات آنهابایدسرلوحه تمام کارهای برنامه ریزان ومدیران تعلیم وتربیت قرارگیرد. نوجوانی که دچاربحران هویت می شوداگراین بحران رابه سلامت نگذراندانرژی باارزش اوتلف می شود، کارکردهای انطباقی اش مختل می شودوتمام آینده اوزیرسوال می رود.

۱-۵- دلایل انتخاب موضوع ،
دلایل انتخاب موضوع تحقیق عبارتنداز:
۱-آگاهی ازمیزان عزت نفس دانش اموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم دبیرستان
۲-بررسی انواع پایگاههای هویت دردانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی وسوم دبیرستان
۳-بررسی رابطه بین عزت نفس وپایگاههای هویت دانش آموزان مقطع پیشس دانشگاهی وسوم دبیرستان
۴-نیازمراکرمهمی که درارتباط بادانش آموزان وجوانان هستندبه داشتن اطلاعات فوق الذکردرخصوص این قشرعظیم ومهم جامعه کنونی ایران
۵-فراهم نمودن زمینه تحقیقات جزیی ودقیقی درخصوص دانش آموزان وجوانان

۱-۶- سوالات تحقیق
۱٫    بین میزان عزت نفس وپایسگاله هویت دستیابی رابطه معناداری وجوددارد.
۲٫     بین میزان عزت نفس وپایگاه هویت تعلیق رابطه معناداری وجوددارد.
۳٫    بین میزان عزت نفس وپایگاه هویت ممانعت رابطه معناداری وجوددارد.
۴٫     بین میزان عزت نفس وپایگاه هویت پراکندگی  رابطه معناداری وجوددارد.
۱-۷ تعاریف عملیاتی واژه ها
-تعریف عملیاتی عزت نفس ،
درتحقیق حاضرمیانگین نمرات عزت نفس۴ / ۲۵ می باشددرصورتی که نمرات پایین ترازمیانگین باشدعزت نفس پایین است وباعقده حقارت همراه است ودرصورت میزان بالای عزت نفس بااستواری سازگاری همراه می شود.
-تعریف عملیاتی پایگاه هویت ،
پایگاه هویت شامل دوبعدایدیولوژی وبین فردی می باشدکه بعدایدیولوژی ک حیطه ی ( ۱-شغلی – 2-مذهبی ۳-سیاست ۴-سبک زندگی )
وبعدبین فردی حیطه ای ( ۱-روابط دوستانه ۲۰نقش جنسی ۳-همسرگزینی ۴-فعالیتهای تفریحی راشامل می شود.نمراتی که آزمون این دوبعدهویت ( ازمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من ( EOM – EIS ) بدست می اید ، فرد رادرهریک ازپایگاههای ذکرشده قرارمی دهد.
-دانش اموزان مقطع پیش دانشگاهی ،
دراین مطالعه ، دانش اموزان ، دخترانی هستندکه درمقطع سوم متوسطه وپیش دانشگاهی بین سنین ۱۹ –17 سال مشغول به تحصیل می باشند.
-رشته ریاضی فیزیک ، رشته ای است که دانش اموزان ازسال دوم دوره متوسطه باتوجه به علاقه استعدادونمرات کسب شده این گرایش راانتخاب کردند.
-رشته علوم تجربی ، رشته ای است که دانش اموزان ازسال دوم دوره متوسطه باتوجه به علاقه واستعدادونمرات کسب شده این گرایش راانتخاب کردند
رشته علوم انسانی رشته ای است که دانش اموزان ازسال دوم دوره متوسطه باتوجه به علاقه استعدادنمرات کسب شده این گرایش راانتخاب کردند.
فصل دوم :
موضع گیری های نظری ویافته های پژوهشی درخصوص موضوع

۲-۱-موضع گیری های نظری درخصوص هویت وعزت نفس
۲-۱-۱-تعریف هویت وعزت نفس
۲-۱-۲-شکل گیری هویت
۲-۱-۳-نظریه های هویت
۲-۱-۴-نظریه های عزت نفس
۲-۲-یافته های پژوهشی درخصوص موضوع
-نتیجه گیری

۲-۱موضع گیری نظری درخصوص هویت وعزت نفس
۲-۱-۱تعریف هویت وعزت نفس
مفهوم هریک باکلمات دقیق قابل تعریف نیست وتاحدی مبهم می باشد  شامل تداوم وثباتی است که مشخص کننده افراداست  . علی رقم تمام تغییرات ونقشهایی که درهرمرحله اززندگی فردپیش می ایدفرددرجریان رشدمراحلی راپشت سرمی گذاردکه جداازهم نیستنددرهرمرحله هویتی هست وبین هویتهای مراحل مختلف ارتباط وجودداردامااین هویتهاهمیشه ازنوع ازمایشی بوده اندزیراکه هریک درمرحله شدن بودندولی حالازمان بودن رسیده است .( اکبرزاده ، ۱۳۷۶ )
مفهوم هویت که اریکسون دردوره نوجوانی مطرح می کنددوچهره دارد.۱-ازیک سواحساساتی رجوع می کندکه یک فرددرمقابل خویش داردیعنی خودسنجی .
۲-برروابط بین هویت شخص وتوصیف هایی که دیگران ازاوبه عمل می آورندتکیه می کنداین توصیه هامربوط به رفتارهایی هستندکه جامعه آنهارابرای یک رفتارمناسب اساسی می داندودراطراف مجموعه هایی که نقشهای اجتماعی نامیده می شوندسازمان یافته اندبه عنوان مثال مردیازن بودن به معنای ایفاکردن یکی ازنقشهاست نقشها بین خوداجتماع ارتباط برقراری سازدودارای دوکوششند. یکی اینکه شخص مرابه قوانین اجتماعی مربوط می سازدودیگراینکه وی رابه عنوان فردشخص می کند.
هویت ازدیداریکسون مبنای اجتماعی وشخصی داردزیرابرمبنای فعالیتها ، کنشهاو تمایلات می باشد(محسنی ، ۱۳۷۵) وبردرلغت نامه روان شناسی خودهویت رابه طورمجزابرای چندحوزه تعریف کرده است روان شناسی شخصیت نظریه پیاژه وعلم منطق – تعریف حاصل مربوط به مطالعه شخصیت که درهویت به عنوان عنصراساسی شخص ، خودمستمروپنداره درونی وذهنی که شخص ازخودش به عنوان یک فردداردتعریف شده است (وبر، ۱۳۶۸ )



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

همسر آزاری

1,437

بازدید

همسر آزاری ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
همسرآزاری از آسیب های اجتماعی پنهان است که معمولاً در محیط بسته خانه شکل گرفته و سبب عدم اطمینان و از هم گسیختگی کانون خانواده می شود. قربانیان اصلی خشونت در محیط خانواده، در مرحله نخست، زنان و پس از آن کودکان و سالمندان و سرانجام مردان هستند.
همسرآزاری معضلی است که در قرون اخیر بیش از هر زمان دیگری در جوامع مورد توجه و بررسی کارشناسان قرار گرفته و شاید بهترین دلیل برای توجه به این امر، مطرح شدن مسئله حقوق زنان و آگاهی این قشر از حقوق و مزایای خود در برابر همسرانشان است.
مقوله همسرآزاری از جمله اخبار داغی است که اگر هر روز هم در صفحات حوادث روزنامه ها دیده نشود، دست کم هر چند روز یک بار با مطالبی به صورت گزارش یا مقاله های گوناگون به آن پرداخته می شود.
در اینجا کوشیده ایم تا با نگاهی گزارش گونه و تحلیلی این مسئله را مورد بررسی قرار داده و به نکات و راه کارهای تازه ای در این باره اشاره کنیم.
پدیده ای با عنوان آزار همسر و فرزندان مقوله ای است که به طور طبیعی در هر جامعه ای به صورت های گوناگون وجود دارد.
خشونت فیزیکی و بدنی مانند صدمه زدن به اشیای منزل و ضرب و شتم همسر یا خشونت روانی و کلامی مانند تحقیر، بهانه جویی نسبت به چهره و شرایط جسمانی زن و ابراز تنفر نسبت به بستگان وی و همچنین خشونت اجتماعی شامل منع اشتغال و تحصیل، ممنوعیت ارتباط با بستگان حتی به صورت تلفنی که بیشتر در استان های غربی کشور شایع است. خشونت اقتصادی مانند نپرداختن خرجی و در نهایت صدمات و آزارهای جنسی از طریق تحمیل نسبت به همسر و در معرض فحشا و فساد قرار دادن وی به خاطر اعتیاد و غیره، مهم ترین و شایع ترین انواع همسرآزاری مردان نسبت به زنان است.
به طور کلی از هر ۱۰ زن، پنج نفر و از ۱۰ مرد، سه نفر یا بیشتر مورد آزار روحی و جسمی توسط همسر خود قرار می گیرند که آمار آزار جسمی در زنان بیشتر است. برای ریشه یابی چرایی و عوامل موثر در ایجاد و شکل گیری همسرآزاری، ابتدا باید تعریف جامع و مانعی برای آن ارائه داد.
برای همسر آزاری مصادیق بسیاری می توان یافت که نمونه بارز آن علاوه بر آن چه پیش از این نیز گفته شد، ضرب و شتم همسر است.عوامل گوناگونی مانند نوع جامعه پذیری فرد، نحوه پرورش وی، فقر فرهنگی و مسائل اقتصادی در همسرآزاری نقش زیادی دارند.
دکتر محمدرضا شمس انصاری ریشه های همسرآزاری را علاوه بر اختلالات روحی و روانی زوجین، فشارهای محیطی نیز می داند و می گوید: «فشارهای مالی، اقتصادی و اجتماعی و نیز به دلیل این که فرد قادر نیست به خوبی از پس اداره زندگی خود برآید، سبب ایجاد انگیزه برای آزار همسر به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه می شود. اختلالات شخصیتی و زمینه های ژنتیکی هم از دیگر عوامل همسرآزاری است.»
این روان پزشک پزشکی قانونی می افزاید: «گاهی زن و شوهر پیش زمینه ذهنی داشته و تحریک پذیر می شوند و از نظر فکری منتظر جرقه ای برای آزار یکدیگرند. علاوه بر اینها، مهریه های سنگین و بعضاً غیرقابل پرداخت و دخالت اطرافیان نیز به این امر دامن می زند.»
دکتر شمس انصاری عدم علاقه و وابستگی زوجین به هم را نیز یکی دیگر از این عوامل می داند. وی بر این باور است که آزار همسر لزوماً آگاهانه صورت نمی گیرد و ادامه می دهد: «در بیشتر مواقع فرد نمی داند که حرکات و رفتارش برای طرف مقابل آزاردهنده است. از سویی هم مشاهده کتک ها، ناسزاها و رفتارهای ناشایست در خانواده و نیز داشتن افکار خرافی و نادرست از جمله شک به همسر و ترس از خیانت وی در خانواده، سبب نقش بستن این عوامل در ضمیر ناخودآگاه فرد و تأثیر در زندگی وی می شود.»پژوهشگران نیز بر این باورند که در حقیقت، ریشه همسرآزاری تک علتی نبوده و عوامل بسیاری به ویژه اعتیاد و الکلیسم با آن رابطه ای نزدیک دارند.
همسرآزاری همان که پیشتر هم گفته شد، خاص یک جامعه نبوده و معمولاً هم زنان بیش از مردان قربانی چنین آزارهایی می شوند. به طوری که در انگلستان از هر ۱۰ زن یک زن به حد مرگ از شوهر خود کتک می خورد. در ایالت متحده نیز در هر ۱۵ ثانیه زنی مورد تهاجم قرار می گیرد و این به روشنی نشان می دهد که خشونت علیه زنان، حتی در کشورهای به اصطلاح پیشرفته نیز وجود دارد.
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همسرآزاری و به ویژه زن آزاری، بخشی از فرهنگ و روال طبیعی زندگی بوده و زنان نیز آن را به عنوان یک مسأله عادی در زندگی خود پذیرفته اند. برای نمونه، به کار بردن جملاتی مانند مرد اگر زنش را کتک نزد مرد نیست یا غیرت ندارد و … خود سبب ایجاد فرهنگ همسرآزاری در این جوامع می شود. در عربستان زن از حق و حقوق پایینی برخوردار است؛ تا آنجا که حق رأی، رانندگی، وکالت و… را ندارد و البته به آن معترض نیست! گاه همسران، به ویژه مردان چنین می اندیشند که با آزردن همسر خود و اختیار کردن همسر دیگری، زندگی شان بهتر خواهد شد و از این واقعیت غافلند که امکان دارد زندگی تازه از آنچه که پیش از این بود هم بدتر باشد.
این حقوقدان بر این باور است که در حقیقت برخی خشونت ها علیه همسر نسبی بوده که به فرهنگ یک جامعه بستگی دارد و نمی توان آن را به تمام جوامع تعمیم داد. وی در این باره می افزاید: «نظر به این که بیشتر خشونت ها علیه زنان صورت می گیرد، هر قدر زنان از حقوق خود آگاه تر باشند، این موضوع نیز کمرنگ تر می شود. در واقع می توان گفت که با اصلاح قوانینی که به ضرر و زیان زنان است، این مسئله کمتر می شود.»
اصولاً هرچه فرهنگ ضعیف تر و سواد کمتر باشد، آزار همسران نسبت به هم بیشتر و به صورت آزار جسمی شایع است. در طبقات مرفه و تحصیل کرده این معضل بیشتر به صورت آزار روانی وجود دارد که عوارض آن، گاه از آزار جنسی به مراتب بدتر است. همسرآزاری به طور کلی بیشتر متوجه زنان است؛ اما گاه مردانی که سن بالا و قدرت بدنی کمتری دارند یا دارای نقص و ایراد جسمی هستند نیز ممکن است توسط همسر خود که از آنان جوان تر است، مورد آزار قرار گیرند. به گفته دکتر خرمشاهی، بر اساس پژوهش های انجام شده، زنانی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند به طور تقریبی ۱۱ درصد بی سواد، ۴۸ درصد دارای سواد ابتدایی، ۳۸ درصد دیپلم و سه درصد بالاتر از دیپلم بوده اند.
همسرآزاری آسیبی است که به آسانی می تواند مقدمه ای باشد برای ابتلا به بیماری های صعب العلاج روحی و روانی. ایجاد انواع دردهای معده، پادرد، سردرد، ریزش مو، بیماریهای قلبی و همچنین افسردگی، بیماریهای روانی و… پیامد آزار و اذیتی است که همسران به صورت ناخواسته یا خودخواسته به یکدیگر روا می دارند.
دادگاه خانواده، راهی برای رهایی افراد- به ویژه زنان- برای مبارزه با آزار همسر و حفظ بنیان خانواده به خاطر فرزندان ابتدا راه حل صبر و بردباری پیش گرفته و در نهایت برای رهایی به دادگاه خانواده می روند؛ اما همیشه هم انگیزه مراجعه به دادگاه جدایی از همسر نیست و همیشه هم ماجرا به نفع فرد شاکی تمام نمی شود در پژوهشی که بر روی مراجعان به دادگاه خانواده صورت گرفته است، ۶۰ نفر از صد نفر زنی که مورد آزار شوهرانشان قرار گرفته بودند، به دادگاه مراجعه کرده و ۳۱ درصد آنها صرفاً برای طلاق، ۶۰ درصد تنها برای زهرچشم گرفتن و تنبیه شوهر و الباقی به خاطر تشکیل پرونده و ایجاد سابقه برای اتفاقات احتمالی در آینده به آنجا آمده بودند.
در راهروهای دادگاه خانواده زنانی به چشم می خورند که هر یک با چهره های نگران و توأم با تشویش و اضطراب در پی احقاق حقوق خود آمده اند.این روزها دادگاه های خانواده چنان مملو از این زنان است که جایی برای راه رفتن ندارند. در پزشکی قانونی نیز چه بسیار زنانی دیده می شوند که آمده اند تا آثار ضرب و جرحی که بر آنان وارد شده را در آنجا ثبت و حق خود را طلب کنند.
زنی ۴۲ ساله که به دادگاه خانواده آمده بود، می گفت: «۱۰ سال است که با شوهرم ازدواج کرده ام که کارگر خانه ما بود. پس از ازدواج، دو دانگ از خانه ام را به نامش کردم. پس از چندی چون بچه دار نشدم، مرا تهدید کرد که اگر بقیه خانه را به نامش نزنم، دوباره ازدواج خواهد کرد تا بچه دار شود. من ساده وقتی این کار را کردم، متوجه شدم وی پنج سال است که ازدواج مجدد کرده و حالا به دنبال این هستم که خانه را از او پس بگیرم. او به اندازه ای آزارم می دهد تا مهرم را ببخشم و مرا طلاق دهد.»
زنی ۲۴ ساله با گریه می گفت: «پس از ازدواج متوجه شدم که شوهرم الکلی و معتاد به مواد مخدر است. هنگامی که اعتراض کردم، مرا خام کرد و شبی به من گفت که تو هم استفاده کن. من هم چند بار پس از استفاده، احساس کردم که دارم عادت می کنم. روزی متوجه شدم که شوهرم به من خیانت کرده است. وقتی اعتراض کردم، به من گفت که اگر اعتراض کنی به خانواده ات می گویم که حشیش مصرف می کنی…»
مردی ۳۹ ساله که با چهره ای برافروخته در راهروی دادگاه خانواده با کلافگی قدم می زد، می گفت: «از شش ماه پیش، همسرم دائماً در فکر بود و با من بدرفتاری می کرد تا او را طلاق دهم. من به خاطر پسر دوساله ام که نمی خواستم بی مادر شود، این کار را نکردم.»
وی نگاهی به دوروبرش می اندازد و می گوید: «همسرم غذا نمی پخت، به کارهای خانه نمی رسید و همه اش داد و فریاد به راه می انداخت. روزی به خانه آمدم و دیدم که به همراه بچه از خانه رفته و تا امروز در هر جا سراغ آنها را گرفته ام، کسی از آنها خبری ندارد و نتوانسته ام پیدایشان کنم.»
مسئولان مراجع قضایی کشور، عوامل بسیاری را از جمله مهریه های سنگین باعث به وجود آمدن چنین معضلاتی می دانند. قاضی حسینی ضمن بررسی این عوامل می گوید: «مهریه های سنگین که این روزها وجود دارد، گاه سبب اختلاف و درگیری زوجین با همدیگر می شوند، علاوه بر آن، مرد برای خلاص شدن از پرداخت مهریه، به قدری زن را مورد آزار قرار می دهد تا مهرش را ببخشد و جانش را رها سازد!»
رئیس شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده می افزاید: «برای انسان اعم از زن و مرد، قانون ضوابط و مقررات ویژه ای مشخص کرده و البته بالاتر از قوانین جاری هر کشور، بحث مسائل اخلاقی و پای بندی به مسائل دینی و اعتقادی است. چنانچه از چارچوب ترسیم شده در تعاریف قانونی، اخلاقی و اعتقادی به ضرر شریک زندگی حرکت شود، با این رفتار موجبات رنجش خاطر وی را فراهم می کند.»
قاضی حسینی بر این باور است که برخی علل همسرآزاری ازدواج های هوسی و زودگذر است که دو طرف به اندازه کافی از یکدیگر شناخت ندارند و پس از مدتی به آزار هم روی می آورند.
از لحاظ آماری معمولاً برای همسر آزاری اطلاعات درستی در دست نیست،چرا که دست کم در کشور خودمان، زنانی که مورد آزار و تهاجم قرار می گیرند؛ اغلب به خاطر حفظ آبرو و بنیان خانواده یا وساطت فامیل این مسئله را کتمان کرده و حتی به دادگاه خانواده نیز مراجعه نمی کنند. عده ای هم از ترس بیشتر شدن آزارها، سکوت را به اعتراض ترجیح می دهند.
هر چند برای رهایی از آزار همسر راه های گوناگونی از جمله استفاده از قانون از طریق مراجعه به دادگاه های خانواده وجود دارد؛ اما این روش همیشه هم کارساز نبوده و تنها به صورت مقطعی بر این معضل سرپوش می گذارد.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

کاهش استرس

1,041

بازدید

کاهش استرس ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز

روانشناسی عمومی

شخص می تواند به لیستی از مردم واشیا فکر کند و مثالی بدهد از اینکه چطور هر یک آنچه که به نظر می رسد باشند، نیستند. بذله گویی و شوخی کردن، قابلیت دیدن زندگی به صورت یک بازی سرگرم کننده است. شخص می تواند زندگی را به صورت یک بازی نگاه کرده و به بازی یک اسم بدهد. شخص باید زمانهای احساسات متفاوت- خنده، لذت، ترس، عصبانیت، ناراحتی- را شناخته و برد و باخت ها را چارت‌بندی کند.
تواضع و فروتنی، تمایل به سوال در مورد اهمیت ارزشها، تفکرات و عقاید، کارها وجود شخصی می باشد. یک فرد باید به معنی زندگی فردی را بررسی کرده و ببیند که چگونه موقعیت های شادی فراهم می آورند و چگونه روابط شاد، حاوی رنج و عذاب باشند. طعنه و استهزاء توانایی دیدن اینست که موقعیتها سیاه یا سفید نیستند.
تمرکز:
تمرکز به کاهش استرس با برگرداندن تعادل ذهن و بدن، کمک می کند. با تسلط سمت چپ، کارهای ادراکی، زیبایی شناسی و خلاقانه تحت استرس کاهش می یابند. برای تمرکز خود، شخص باید زبان شخص را روی دکمه تمرکز که حدود یک چهارم اینچ پشت دندانهای جلویی بالایی می باشد، بگذارد. این نقطه ظاهرا غده تیموس را تحریک کرده اثر استرس را ضعیف می کند و نیمکره های مغز را به تعدل می رساند. فعالیتهای دیگری که ظاهرا دو نیمکره مغز را متعادل می سازند عبارتند از خواندن یک شعر به حالت ریتمیک و آهنگین، گوش دادن به یک فرد با صدای تسکین و آرامبخش، گوش کردن به یک موسیقی کلاسیک، گوش دادن به صداهای طبیعی مثل خرخر گربه، جیک جیک پرندگان یا صدای آبشار یا جوی آب، تماشای تصاویری از مناظر زیبا یا لبخند زدن به مردمی که حرکات و اقدامات دلسوزانه انجام می دهند، گرفتن بازوی شخص دیگری به هنگام یک پیاده روی شدید و دوش گرفتن، قرار دادن خود در وضعیتی خوب نیز مفید است.
تغذیه
تغذیه خوب به نگهداری برای فعالیتی کامل و مفصل کمک می کند. صرف یک وعده متعادل، خوردن منابع ویتامین و نوشیدن مقدار زیادی آب مهم می باشند. به طور کلی مردم ایالات متحده نیاز دارند که چربی و کلسترول، قند و نمک و مصرف غذای اضافی را کاهش دهند. رژیم آنها شامل مقادیر زیادی چربی و کلسترول است که در گوشت قرمز، تخم مرغ، پنیر و غذای آماده فراوان می باشد. مصرف بیش از حد چربی با بیماریهای قلبی عروقی ارتباط دارد. آنها میزان کالری زیادی از قند دریافت می کنند که با چاقی، پوسیدگی دندانها دیابت و بیماریهای قلبی ارتباط دارد. این نگرانی وجود دارد که مواد افزودنی و مواد آلوده کننده با سرطان ارتباط دارند. این مواد افزودنی خوراکی شامل مواد نگهدارنده، مواد رنگی، مواد رنگی، مواد طعم دهنده و مواد ثابت کننده ای که زندگی طاقچه ای و قفسه ای را گسترش داده و غذاهای آماده ای با طعم بهتر ایجاد می کنند. بعلاوه حشره کش ها ومواد آلوده کننده شیمیایی دیگر نیز برای سلامتی مضر هستند. مصرف زیاد قند و چربی های اشباع، همراه با کاهش سطح فعالیت، باعث افزایش ‌چاقی می شود. به طور کلی مردم ایالات متحده باید ورزش بیشتری کنند تا ورود کالری خصوصا کالری حاصل از چربی و قند را کاهش دهند. همزمان در صد کالریهای حاصل از  غذاهای آماده، معمولا عاری از فیبر بوده و اغلب دارای قند ونمک می باشند. دانه‌های خوراکی که می خوریم، اغلب با آرد سفید و برنج بکار برده می شوند، بنابراین، مقدار زیادی از سلولز خود را از دست می دهند. اگرچه اصلاح عادت غذایی از استرس جلوگیری نمی کند، ما یک راه برای نگهداری و حفظ تناسب مورد نیاز با استرس است.
تمرین ورزشی
تمرین منظم و شدید نیز می تواند به شخص کمک کند که در برابر استرس مزمن مقاومت کند تمرین تنفسی سرعت قلب را در طول دوره تمرین و برای مدتی بعد از تمرین ترفیع می دهد. محدوده ترفیع لازم برای تولید یک اثر تنفسی از ۶۰ تا ۸۰ درصد سرعت muximal قلب شخص که در ۲۲۰ منهای سن شخصی به سال محاسبه می شود می باشد. طناب زدن، دوچرخه سواری و شنا، تمرینهای ورزشی بسیار خوبی هستند. رقصیدن نیز باعث می شود که شخص ماهیچه هایش را کش و قوس داده و مقاوم کند و هیجان و تنش را کاهش دهد.
تمرین ورزشی منظم ظرفیت کار و عملکرد را در چندین ناحیه افزایش دهد و مقدار انقباض قلبی، اندازه شریانهای اکلیلی (coronary) رساندن خون به قلب، اندازه ماهیچه قلب و حجم خون، کفایت توزیع محیطی و برگشت خون را افزایش می دهد. تمرین ورزشی رساندن خون به شش ها و ظرفیت کاری آنها را در طول تمرین، افزایش می دهد همچنین تمرین ورزشی استرین و تنشهای عصبی حاصل از استرس روانشناسی را کاهش داده و تمایل به سستی و افسردگی را نیز کاهش می دهد.
خواب
خواب نیز برای مقابله با استرس مهم است. نیاز به خواب با افزایش سن کاهش می یابد و مردم هرچه سنشان بالاتر می رود ممکن است چند بار در شب بیدار شوند. این مسئله نباید با بی خوابی که یک ناتوانی طولانی برای خواب است اشتباه گرفته شود. سه نوع بی خوابی وجود دارد: ۱- اولیه که بیش از ۱۵ دقیقه طول می کشد تا به خواب برویم. ۲- متناوب: بیدار شدن در طول شب و به سختی به خواب رفتن مجدد. ۳- نهایی، صبح زود بیدار شدن و نواتوانی خوابیدن مجدد.
فاکتورهای فیزیکی، عاطفی و احساسی و تغذیه ای می توانند به بیخوابی کمک کنند. فقدان تمرین فیزیکی، مسائل و مشکلات هاضمه، ناراحتی قلبی، فشار خون بالا مانع خواب می شوند. اوضاع عاطفی آشفت مثل عصبانیت، ترس، احساس گناه، افسردگی و سستی، خشم تنشی ایجاد می کنند که مانع از خواب می شود. رژیم نامتعادل، الکل، مصرف کافئین و وعده غذایی زیاد کمی قبلاز خواب نیز مانع خواب می شود.
برای ایجاد یک خواب شبانه خوب، فعالیتهای روزانه قل از آماده شدن برای خواب، کم کم باریک شوند. تمرین ورزشی منظم باعث خواب عمیق می شود اما نباید چند ساعت قبل از خواب انجام بگیرند. همینطور، باز خورد زیستی و مدیتیشن و مراقبه نیز خاصیت کاهش استرس دارند که باعث ایجاد خواب می شود اما نباید قبل از رفتن به تختخواب انجام گیرند زیرا می توانند باعث انرژی وهوشیاری شوند. شکلات، نوشابه، قهوه و غذاها و نوشیدنیهای دیگر که کافئین دارند باید خصوصا در هنگام عصر محدود شوند. از خوردن زیاده از حد، خصوصا غذاهای سنگین در شب نیز باید جلوگیری به عمل آید. تختخواب باید مناسب خواب بوده و اتاق نیز باید تاریک و ساکت باشد.
آرام سازی (relaxation)
تنفس شکمی:
تکنیک‌های متعددی می توانند برای ایجاد آرامش استفاده شوند. تنفس شکمی روشی سریع است. هنگام استرس، مردم تمال می یابند که تنفس کوتاه و سطحی انجام دهند. در نتیجه شش‌ها به طور کامل پر نمی شوند. هوای باقیمانده، کهنه می شود و اکسیداسیون بافتها ناتمام است. کشیدگی ماهیچه ای نتیجه می شود بدون واضح بودن و برجستگی، شخص می تواند تنفسهای شکمی کمی تقریبا در هر جایی و در هر زمانی که انجام دهد. بهتر است تنفس شکمی را به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه یکبار یا دو بار در روز هنگامی راست نشسته ایم، انجام دهیم. آن می تواند در طول زمانهای معمولا کوتاه انجام شده یا پاسخ به استرس را وقتی که شروع شدهاست معکوس کند. برای تنفس شکمی، شخص باید به آرامی از طریق بینی استنشاق کند و پشت را نیز مستقیم نگه دارد. اول شکم منبسط شده بعد سینه و نهایتا شانه ها منبسط می شوند. سپس شخص باید به آرامی نفس کشیده و نفس را به مدت ۱ یا ۲ ثانیه قبل از شروع تنفس بعدی حبس کند.
ماساژ:
ماساژ می تواند تنش را آرام کرده و حالت منفعل و بی اراده ای از تمرین را فراهم آورده و ارتباط لمسی ایجاد کند. آن آرامسازی (relaxation) و انعطاف پذیری را تحریک می کند. ماساژ خود نیز می تواند از یک صندلی نیز انجام می شود ان می تواند به صورت ماساژ کامل بدن یا ماساژ قسمتی از بدن که مخصوصا سفت و کشیده است انجام شود. برای ماساژ کامل بدن شخص باید با قرار دادن دو دست بالای سر و حرکت آنها با حرکات چرخشی آرام به سمت پایین، پشت سر، گردن و شانه ها شروع شود. گردن و شانه مکانهای معمول برای تنش و کشیدگی هستند. آنها می توانند به راحتی با  crossover دستها انجام گیرد طوری که دست راست، شانه چپ را و دست چپ شانه راست را ماساژ دهد سپس دستها به بالای سر برگردانده شده و با حرکات چرخشی به سمت پیشانی، صورت، گردن و سینه حرکت می کنند. برای تسکین و آرامش بازوی راست، شخص نوک انگشتان دست راست را با دست چپ محکم گرفته و به سمت بالای دست و بازو تا شانه با حرکات چرخشی و طوری که انگشتان بالا و شست در زیر می باشد، حرکت می کند. سپس شخص شست قسمت پایین سمت راست سینه را ماساژ می دهد. این عمل تا بالای بازوی چپ و پایین سمت راست تکرار می شود. دستها روی قسمت زیرین شکم قرار می گیرند طوری که انگشتان بالا و شست در زیر می باشد، حرکت می کند. سپس شخص قسمت پایین سمت راست سینه را ماساژ می دهد. این عمل تا بالای بازوی چپ و پایین سمت راست تکرار می شود دستها روی قیمت زیرین شکم قرار می گیرند به طوری که نوک انگشتان با بدن تماس دارند و حرکات چرخشی تا بالای سینه استفاده می شوند. قسمت پایین پشت ناحیه دیگری است که معمولا کشیده و تنیده است. شخص نوک انگشتان دست را روی قسمت پایین در دنبالچه قرار می دهد. نو انگشتان بالا را تا  هر جا که دست برسد ماساژ می دهند پا باید با ماساژی که به سمت بالای پا تا مچ پا و بالای ساق پا و ران ماساژ باید برای پای دیگر نیز تکرار شود این ماساژ کامل بدن می تواند بعد از یک حمام گرم در زمان خواب انجام گیرد تا خواب بیاورد.
آرامسازی و آرامش تدریجی:
آرامش تدریجی نیز می تواند برای ایجاد خواب استفاده شود. آن انقباض هوشیاری و آرام کردن و سست کردن ماهیچه هاست. با کشش سنجیده و محتاطانه ماهیچه ها شخص می تواند بیاموزد که چگونه ماهیچه ها سفت شده و بیاموزد که آنها را سست کند. آن می تواند قبل، همزمان یا بعد از یک حالت خشم استفاده شود. اگر روزانه به طور معمول یک بار یا دو بار انجام شود می تواند کمک کند که سطح خشم و عصبانیت شخص را پایین بیاورد. آرامش تدریجی می تواند در حالت ایستاده، نشسته یا خوابیده انجام گیرد در حالت خوابیده احتمال خواب رفتن بیشتر است. در حالت نشسته شخص باید سر را به صورت عمودی روی شانه ها  پشت را روبروی صندلی، کف پاها روی کف زمین، پاها غیر متقاطع و دستها را روی نرمه گوش در موقعیت سست نگهدارد. در طول آرامش تدریجی، شخص، ماهیچه های خاصی را تا بیشترین درجه کشیده و متوجه می شود که ماهیچه ها به مدت ۵ ثانیه چقدر سست می شوند.
سپس ماهیچه سست شده و احساس خوش آرامش به مدت حدود ۱۰ ثانیه فراهم می شود. برای پیشرفت از سر تا پنجه، شخص باید با چین انداختن به پیشانی شروع کرده و توجه کند که کجا احساس کشیدگی می کند. سپس شخص آن قسمت را به آرامی، سست کرده، ماهیچه هایی را که در حال سست شدن می باشند، شناسایی کرده و به تفاوت بین کشیدگی و سستی توجه کرده و از احساس سستی و آرامش لذت می برد با کس ۳-۲، حاوی دستورالعملهای مختصری برای قسمتهای دیگر بدن می باشد.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

رشد وتکامل انسان۲

3,528

بازدید

رشد وتکامل انسان۲ ۳٫۰۰/۵ (۶۰٫۰۰%) ۲ امتیازs

روانشناسی رشد کودک

معروفترین روان شناسانی که به مطالعه و سنجش عوامل تشکیل دهنده هوش پرداخته اند اسپیرمن و ترستون هستند که نظریه هر کدام را به اختصار شرح می دهیم:
نظریه اسپیرمن
این دانشمند می خواهد از طریق آزمایش ثابت کد که هوش یک استعداد عمومی است که اثرش در جنبه های مختلف ظاهر می شود همان طوری که بیشتر مردم تصور می کنند مثلا معتقدند کسی که در مسائل سیاسی هوشمند است حتما باید در تجارت یا اقتصاد یا خدمات اجتماعی یا در حل مشکلا و مسائل علمی یا تربیت و … نیز هوشیار باشد که در غیر این صورت، وجود یک هوش کلی و عمومی بی معنا خواهد بود بلکه به ج‍ای آن باید به توانایی های خاصی که هر کدام در موردی سودمند است معتقد شد. اسپیرمن با این عقیده به اجرای عده زیادی تست هوشی و تحصیلی پرداخت و به نتایج زیر سید:
۱- در هر فعالیت ذهنی دو عامل موثرند یکی عامل مشترک که در تمام انواع فعالیت ذهنی تاثیر دارد و اگر چند نوع تست یا مسئله دراختیار فرد قرار بگیرد که به حل یا پاسخ دادن آن ها بپردازد این عامل مشترک است، و عوامل نوعی که مخصوص هر یک زا آن ها هستند بستگی دارد اسپیرمن به عامل عمومی (general factor) حرف (g) و به عامل اختساصی یا نوعی (Specific factor) حرف (S) اطلاق کرد که ما می توانیم در زبان فارسی حروف «ع» و «ن» را که حروف اول کلمات عمومی و نوعی هستند به کار ببریم یعنی با حرف «ع» به استعداد ذهنی عمومی یا مشترک و با حرف «ن» به استعداد ذهنی خاص یا نوعی که در انجام دادن عمل ذهنی خاصی موثر است اشاره کنیم. از این رو، نظریه اسپیرمن را نظریه «دو عاملی» گویند.
۲- همچنین، اسپیرمن به این نتیجه رسید ه تست هایی که اعمال عالی ذهن مانند استدلال و خلاقیت را اندازه می گیرند موفقیت در آن ها به میزان بیشتری از عامل «ع» یا (g) (عامل عمومی) نیاز دارد یعنی موفقیت در آن ها بیش از عوامل نوعی به عامل مشتر و عمومی بستگی دارد در حالی که انجام دادن اعمال حسی – حرکتی یا حفظ کردن و یادآوری به عوالم نوعی بیش از عامل عمومی ارتباط و بستگی دارد به همین سبب، دیده می شود که بعضی از مردم استعداد ذهنی عمومی بسیار قوی دارند ولی از یادگیری ساز نوازی، رقصع رسم  و آوزا خواندن ناتوان هستند برای این که عوامل نوعی یا تسعدادهای ذهنی خاص آن ها ضعیف می باشند. برعکس کسانی را هم می بینیم که در فعالیت های حسی – حرکتی یا حفظ کردن و یادآوردن بسیار قوی هستند مثلا می توانند خوب ساز بزنند، خوب برقصند و در مهارت های دستی ماهرند ولی عامل عمومی یا استعداد ذهنی عمومی ایشان ضعیف است به عبارت دیگر، عامل عمومی یا استعداد ذهنی عمومی ایشان ضعی است به عبارت دیگرع عامل عمومی در تمام قدرت ها و فعالیت های ذهنی از ادراک گرفته تا حفظ کردن و یاد آوری و استدلال موثر است ولی اثر آن در این قدر ها و اعمال ذهنی به نسبت های متفاوت است مثلا تاثیرش در استدلال بیش از یادآوری است.
۳- سومین نتیجه ای که اسپیرمن رفت این بود که تست های هوشی باید بر اساس سنجش عامل عمومی یا کلی تهیه شوند و استعداد عمومی افراد مورد نظر را اندازه بگیرند.
پس نظریه اسپیرمن را می توان در سه نکته خلاصه کرد:
۱- هوش یک عمل ذهنی معین نیست مانند استدلال، یادگیری، یادآوری و … بلکه یک عامل عمومی یا استعداد عمومی است که به نسبت های متفاوت در تمام اعمال ذهنی اثر می گذرارد و عوامل نوعی نیز با آن همکاری می کند. یعنی استعداد عمومی در تمام فعالیت های مختلف فرد ظاهر می شود با وجود این که هر فعالیتی از یک عامل نوعی یا اختلاصی متاثر می باشد.
۲- تفاوت هوشی بین مردم در تفاوت استعداد توانایی آن ها به درک و شناختن روابط آشکار می شود بدین معنا که افراد باهوش روابط بیشتر و پیچیده و انتزاعی را در می یابند ولی افراد کودن فقط می توانند روابط ساده و محسوس را درک کنند.
۳- بهترین تست برای سنجش هوش، تستی است که عامل عمومی را سنجد و میزان درک روابط را رد افراد اندازه بگیرد.
نظریه ترستون
این دانشمند تحقیقات اسپیرمن را در آمریکا دنبال کرد و به این نتیجه رسید که آنچه را اسپیرمن هوش یا عامل عمومی می داند می توان به چند عامل یا قدرت و استعداد تجزیه کرد به همین سبب، نظریه ترستون را «نظریه چند عاملی» می نامند. این دانشمند از تحقیقات خود نتایج زیر را گرفت:
۱- تست های هوشی یک استعداد عمومی و مشترک را اندازه نمی گیرند بلکه هفت استعداد یا عامل ذهنی را می سنجندکه این عوامل ذهنی هفتگانه عبارتند از:
الف – استعداد یا توانایی فهمیدن معانی الفاظ.
ب – استعداد یادآوری آسان الفاظ یا ترکیب کلمات از حروف معین.
ج – استعداد عددی که عبارت است از استعداد انجام دادن چهار عمل اصلی در ریاضیات به سرعت و دقت.
د – استعداد تصور بینایی مکانی که عبارت است از قدرت تصور روابط مکانی و شکل ها و حکم کردن درباره آن ها به دقت و سرعت، یا استعداد تصور حرکات اشیا و اوضاع و احولا مختلف آن ها در ضمن این حرکات (یعنی فرد بتواند حالات یک شی را در ضمن حرکت ان در ذهن خود مجسم کند و ابعاد آن را بششناسد).
هـ – سرعت ادراک که در سرعت شناخت جنبه ها یا وجوه همانند و ناهمانند اشیا ظاهر می شود.
و – استعداد حفظ کردن و یادآوری مستقیم کلمات یااشکال یا ارقام.
ز – استعداد یا قدرت استقرا (استدلال استقرایی) یعنی استعداد کشف اصل یا قاعده و یا نظام خاص در یک سلسله اشیا.
۲- این استعدادهای هفتگانه دارای استقلال نسبی هستند نه مطلق یعنی شخصی که مثلا استعداد ریاضی قوی دارد در سایر تست ها نیز برتری نشان می دهد ولی نه به اندازه تست ریاضی زیرا ارتباط بین استعداد عددی و استعداد لفظی یاکلامی ضعیف تراز ارتباط بین استعداد جمع، تفریق، ضرب، و تقسیم می باشد.
۳- در کارهای ذهنی مخصوصا آن هایی که پیچیده باشند همه این استعدادها همکاری می کنند مثلا برای نوشتن یک مقاله علمی، شخص از تمام آن ها به نسبت های مختلف استفاده می کنند.
با توجه به تعریفی که از هوش به ویژه انسان گفتیم می توایم نتیجه بگیریم که هوش یک عامل کاملا مشخص و مستقل از سایر استعدادهای ذهنی فرد نیست و ما نمی توانیم با یک تست هوشی تمام این استعدادها را به دقت بسنجیم و درباره کم و کیف آن ها داوری دقیق بکنیم در واقع اظهارنظر ما درباره هوش خود یا دیگران اظهار نظر درباره هوش خود یا دیگران اظهار نظر درباره رفتار هوشی یا رفتاری است که استعدادهای ذهنی فرد را نشان می دهد.
از طرف دیگر، این نظریه ها ثابت می کنند که کودک تیزهوش برخلاف تصور مردم ضرورتی ندارد که در تمام موارد، تیزهوش باشد یا کودک کودن در همه موارد کند ذهن باشد بلکه ممکن است کودکی در یک عامل هوشی قوی تر و در عامل دیگر ضعیف باشد. بیشتر معلمان این واقعیت را تجربه کرده اند که بعضی از کودکان در کارهای هنری و دستی بسیار پیشرفته و ماهرند ولی در سایر موضوع های درسی ضعیف هستند زیرا نمی توانند خوب بخوانند. به همین سبب است که رعایت تفاوت های فردی در تدریس همیشه به معلمان توصیه می شود.
شناخت عوامل هوش، جوانان را در انتخاب شغل نیز کمک می کند، مثلا کسی که علم یا استعداد کلامی یا لفظی قوی دارد احتمالا در نویسندگی یا روزنامه نگاری موفقیت بیشتری به دست آورد و آنکه در استعداد تصور مکانی و استدلال استقرایی قوی است احتمالا در امور مهندسی ای رشته های علوم طبیعی بیشتر موبق خواهد شد هر چند که ما هنوز تست های آن چنان دقیق نداریم که وضع این عوامل یا استعدادهای گوناگون را کاملا و دقیقا روشن نمایند.
شناخت عوالم مختلف در هوش در امر بهداشت و سلامت روانی نیز موثر است بدنی ترتیب که بیشتر محصلان دچار احساس حقارت می شوند به خاطر این که در فعالیت مورد نظر معلم یا مدرسه موفق نمی شوند در صورتی که علت این شکست، مجبور ساختن ان ها به رفتن در راهی است که آمادگی آن را ندارند یا اشخاصی هستند که مرتبا شغل عوض می کنند و در هیچ شغلی موفقیت لازم به دست نمی آورند و این نیز به سلامت روانی آن ها لطمه می زند در صورتی که اگر محصل یا هر شخص دیگر بداند در چه قسمتی استعداد بیشتری دارد و در چه جهاتی باید بیشتر فعالیت کند و یاد بگیرد از متبلا شدن به چنی احساس حقارتی در امان خواهد بود البته مشروط بر این هک سایرعوامل (بدنی یا عاطفی) علت آن نباشند. یکی از روان شناسان می گوید: «بهترین نظری که معلمان و مربیان باید به خاطر داشته باشند این احتمال است که هر عامل هوشی را تا حدی می توان به وسیله یادگیری رشد گسترش داد»
رشد و تکامل شخصیت و عوامل موثر در آن
اثر مفهوم شخصیت سخن گفتیم اکنون منطقی خواهد بود که درباره رشد و تکامل آن بحث کنیم یعنی ببینیم چگونه وراثت زیستی از یک طرف و محیط اجتماعی از طرف دیگر در رشد و تکامل شخصیت اثر می گذارند زیرا قبلا گفتیم که شخصیت همواره در حال تکامل است یعنی عوامل گوناگونی در تکوین آن اثر گذاشته آن را به شکل خاص در می آورند. پس تکامل شخصیت، متضمن رشد و نضج است و نیز هماهنگی بین ویژگی های شخصیت را در بردارد.
همچنین، برای شناخت یک شخص معین ما نیازمندیم بدانیم چه عواملی تاثیرهای خاصی در زندگی او داشته اند و شخصیت او در رشد و تکامل خود از چه عامل هایی متاثر شده است. درباره انواع عوامل موثر در رشد و تکامل شخصیت میان روان شناسان اختلاف نظر دیده می شود بدین معنا که بعی از ایشان به عوامل طبیعی و بیولوژیک و برخی فقط به عامل های اجتماعی اهمیت بیشتری می دهند ولی مسلم است شخصیت هرکس نتیجه تاثیر متقابل تمام عوامل مذکور است اینک به تاثیر بعضی از عوامل مهم اشاره می کنیم.
۱-وراثت و محیط، شخصیت فرد در نتیجه تاثیر متقابل یا فعل و انفعال (تفاعل) دو عامل وراثت و محیط پیدا می شود ور شد می کند. بدین معنا که انسان هنگام تولد دارای یک عده استعدادهای بدنی، عصبی، و روانی است که از جمله می توان انگیزه های ناآموخته، قسمت عمده هوش و استعداد یادگیری و میزان حساسیت یا تاثر را نام برد و از همان زمان پیدایش یک عده خصایص اکتسابی یا محیطی در او پیدا می شوند که خصایص ناآموخته پایه این خصایص اکتسابی هستند و این خصایص اکتسابی نیز به نوبه خود روی خصایص فطری یا ناآموخته اثر می گذارند. از اینجاست که فعل و انفعال یا تفاعل بین فرد و محیط آغاز می شود. نوزاد گریه می کند مادرش به او شیر می دهد شیردادن سبب می شود که بچه به مادرش محبت پیدا کند و او را پناهگاه و حامی خود بداند، این محبت یا علاقه سبب می شود که کودک حتی در مراحل بعدی زندگی وقتی به مشکلی برمی خورد به مادرش پناه ببرد، بدین ترتیب بین کودک و مادر رابطه یا تاثیر متقابل پیدا می شود به تدریج خانواهد به شکل دادن رفتار بچه می پردازد، بعدها جامعه این نقش را به عهده می گیرد. یعنی با افزای سن، دایره روابط کودک گسترش می یابد و او با افراد و اشیای بیشتری ارتباط پیدا می کند و تحت تاثیر آن ها قرار می گیرد و در عین حال روی آن ها اثر می گذارد (تاثیر متقابل) زیرا قبلا گفتیم که سازگاری انسان با محیط مثبت است یعنی او صرفا تابع محیط نیست بلکه آن را به نفع خود تغییر می دهد.
خلاصه کودک از محیط یادمی گیرد که استعدادهای طبیعی خود را در چه مواردی و چگونه به کار بیندازد، به اوضاع گوناگون محیط چگونه پاسخ نشان دهد، به چه نوع فعالیت های تحصیلی یا شغلی پردازد، به چه زبانی سخن بگوید، به چه شکلی لباس بپوشدع چه نوع غذاهایی را بخورد و آن ها را چگونه درست کند، … بدین ترتیب شخصیت فرد از تاثیر متقابل عوامل ارثی و محیطی او بوجود می آید.
۲- غدد درونریز: (Endocring glands) در بعضی حالات، اختلال در غده های درونریز (داخلی) موجب اختلال شخصیت می شود مثلا نقص تیروئید با تنبلی و سستی همراه است.
۳- عوامل جغرافیایی. بعضی از روان شناسان در بحث از عوامل موثر در رشد و تکامل شخصیت به اثر عوامل جغرافیایی توجه نمی نمایند در حال یکه به تجربه شخصی می دانیم که این عامل ها چقدر روی شخصیت افراد اثر می گذارند. مثلا شیوه زندگی اجتماعی در محیط کوهستانی با محیط شهری و گرمسیر فرق می کند. چنانکه قبیله اسکیمو به علت زندگی در شرایط جغرافیایی سخت، نظام اجتماعی خاصی دارند که بیشتر جنبه فردی دارد یعنی هر فردی از این قبیله ناچار است برای حفظ و حمایت خود بکوشد، شخصا برای خودش اسلحه و وسایلزندگی بسازد، به تنهایی شکار کند، و حتی خانواده هنیز یک واحد اقتصادی است که فقط به خودش توجه دارد یعنی اگر چند خانواده در یک خانه زندگی کنند زن هر خانواده فقط غذای خود را درست می کند. از این رو، اعتماد به نفس و قدرت نمایی از نشانه های آشکار شخصیت یک اسکیمو می باشند.
۴- عوامل اجتماعی. جامعه و فرهنگ با شخصیت های افرادش کاملا ارتباط دارد و نمی توان شخصیتی را مطالعه کرد بدون این که به فرهنگ حاکم بر جامعه آن توجه نمود. یقینا اگر ما در جامعه هند زندگی می کردیم یا آمریکا، افکار و معتقدات و آداب و رسومی غیر از این داشتیم که حالا داریم و دید و گرایش ما نسبت به جهان و موقعیت ما در آن زیاد فرق می کردند. فرهنگ استکه به ما می گوید: چه چیزهایی خیر و چه چیزهایی شرند، کدام حلال و کدام حرام است، چگونه باید بیندیشیم و چگونه باید افکار خود را بیان کنیم، چه نوع معلومات و مهارت ها را باید یاد بگیریم، به چه مشاغلی بپردازیم، چه نوعحکومتی داشته باشیم، به چه نوع سازمان های دولتی نیاز داریم، چه چیزهایی را باید دوست بداریم و از چه چیزهایی متنفر باشیم، و محبت و نفرت خود را چگونه نشان دهیم و … بچه های ما چند ساله باید به مدرسه برونند و چند سال باید در مدرسه باشند، در چه رشته یی باید تحصیل کنند، موفقیت تحصیلی ایشان در چه صورت ممکن خواهد بود، بازار کارشان چه و چگونه خواهد بود، نحوه مسئولیت والدین ومدرسه در تربیت کودکان تا چه حدود باید باشد و … همگی به وسیله «فرهنگ» جامعه ما تعیین می شوند.
پس فرهنگ ما در وجود ما زنده است همان طوری که ما در آن زندگی می کنیم. به عبارت دیگر، ما آینه یی هستیم که تصویر این فرهنگ در آن منعکس می شود.
عوامل اجتماعی علاوه بر فرهنگ شامل خانواده، مدرسه، وسایلارتباط جمعی هم می باشند. خانواده در واقع، نخستین و اساسی ترین عامل اجتماعی به شمار می رود زیرا جامعه، فرهنگ خود را از این طریق به نسل های دیگر منتقل می کند.
تجارب روان شناسان به ویژه روانکاوان نشان داده اند که هیچ عاملی به اندازه خانواده در تعیین و تشکیل شخصیت کودک در دوران شیرخوارگی و کودکستانی (پنج و شش سال اول زندگی) موثر نیست زیرا بچه انسان هنگام تولد از اداره زندگی خود عاجز است و به ناچار باید تحت حمایت خانواده یا شبیه آن قرار گیرد و گرنه ادامه حیات برایش ممکن نخواهد بود از این رو، بهترین و آماده ترین دوران اثر پذیری را درخانواده می گذراند و تقریباً پایه آنچه بعدا باید باشد در خانواده ریخته می شود و به همین سبب است که متخصصان تربیت کودک، تریبت خانواده را مقدم بر تربیت بچه ها می دانند و معتقدند مدرسه وقتی در تربیت کودک واقعا موفق خواهد شد که خانواده های تربیت شده داشته باشیم.
مدرسه بعد از خانواده، عامل موثر در تکوین شخصیت – به ویژه ازلحاظ اجتماعی است – مدرسه است که بسیاری از ارزش های اجتماعی را برای دانش آموزان تعیین می کند و حتی تحمیل می کند، به ایشان می گوید چه چیزهایی را باید یاد بگیرند چگون با دیگران همکاری کنند برای چه مسائلی بیندیشند آزاد اندیش باشند یا برده اندیش، کدام یک از افکار و عادت ها و عقاید آموخته از خانواده را باید تقویت کنند و کدام یک را کنار بگذارند.
وسایل ارتباط جمعی که شامل رادیو، تلویزیون، سینما، تئاتر، روزنامه، مجله و سایر نشریات می باشد در رشد و تکامل شخصیت بسیار موثر است و اثر آن ها در عصر حاضر چند برابر شده است. زیرا قالبا کودکان به علت گرفتاری والدین ناچارند با استفاده از این قبیل وسایل خود را سرگرم کنند و این نیز سبب خواهد شد که به تدریج و ناخودآگاه تحت تاثیر آموزش آن ها قرار بگیرند. تاثیر وسایل ارتباط جمعی با افزایش سن بیشتر می شود چنان که نوجوانان وجوانان از این وسایل پیش از خانواده و مدرسه متاثر می شوند و گاهی این تاثر به قدری شدید است که ملاک ارزش یابی آموزش های خانواده و مدرسه می گردد و نوجوان براساس آموخته ها یا تاثرهای خود از وسایل ارتباط جمعی در باره افکار و عقاید و معتقدات خانواده و معلمانش داوری می کند. بدین ترتیب، قسمت عمده ای از شخصیت فرد تحت تاثیر وسایل ارتباط جمعی رشد و تکامل پیدا می کند.
تربیت عاطفی، معقوله ای مهم در پرورش فرزندان
احساسات و عواطف، جزئی از دنیای روانی انسان هستند و نقش بسیار مهمی در زندگی او دارند احساسات و عواطف. همان نیروهای روانی انسان هستند که موجب تحرک و تلاش او می شوند. محبت، موجب می شود که انسان برای رضایت محبوب تلاش کند. خشم، انسان را بر می انگیزد تا بی مهابا به مقابله با برانگیزاننده خشم بر خیزد. ترس، موجب گریز انسان شده، او را در دوری از منبع ایجاد کننده ترس یاری می کند. خلاصه آن که اگر به دقت بنگریم، می بینیم که ما برای انجام هر عمل نه تنها احتیاج به شناخت و ابزار انجام آن عمل داریم بلکه نیازمند داشتن نیروی روانی لازم نیز هستیم احساسات و عواطف این نیرو را در اختیار ما می گذارند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

رشد وتکامل انسان۱

2,180

بازدید

رشد وتکامل انسان۱ ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز

روانشناسی رشد

مقدمه:
مقاله ای که هم اکنون در مقابل شماست مجموعه بحث هایی در رابطه ی روانشناسی کودکان ۱ الی ۴ یا ۵ سال می باشد. در رابطه با ضرورت این بحث ها باید گفت چون کودک جوانان آینده می باشند و در فردا تمام کارهای کشورمان به دوش آن هاست، پس باید کودک با تربیتی کامل و انسانی متین وارد جامعه گردد تا بتواند بدون سرخوردگی و اختلالات روحی درمانی به جامعه خدمت کند و پیشرفت و ترقی روز افزونی برای جامعه به ارمغان آورد. این تحقیق گردآوری شده از چنین کتاب می باشد که در ابتدا آن مبانی ای در رابطه با انسان و رشد او آمده و سپس عوامل سازنده ی هوش و آخرین بخش این تحقیق مقاله ای به نام مشکلات کودکان تیزهوش آمده است. این مقاله اثر «جی اسکات وودینگ» از کانادا می باشد. که به دست سرکار خانم ملوک السادات حسینی بهشتی ترجمه گردیده است.
رشد و تکامل انسان
غریزه (Instinct)
روان شناسان در این سخن اتفاق نظر دارند که رفتار انسان پیچیده ترین انواع رفتار است و ساخت بیولوژیک و فیزیولوژیک او بیش از تمام حیوانات عالی پیچیدگی دارد و همین وضع، شناخت دقیق او را دشوار می نماید. شاید علت عمده وجود تفسیرهای گوناگون درباره علت های رفتار آدمی همین پیچیدگی ساختمان وجود و رفتار او می باشد. به تدریج که بر سن کودک افزوده می شود ویژگی های دیگری از قبیل: خندیدن، حرف زدن، راه رفتن، کوچک و بزرگ را از هم تشخیص دادن، فاصله ها را دریافتن، رنگ ها را شناختن  و … در وی ظاهر می شوند.
این گونه فعالیت ها یا خصایص نتیجه ترکیب و تأثیر متقابل دو عامل وراثت و محیط می باشند و خصایص زیستی غالبا به وسیله «ژن ها» از والدین به فرزندان و خصایص روانی یا پسیکولوژیک – که گاهی خصایص اجتماعی نیز نامیده می شوند – غالبا از طریق «محیط» در فرد پیدا می شوند. ولی این تفسیر و توجیه – مخصوصا در گذشته – مورد قبول بعضی از روان شناسان واقع نشده است زیرا گفته اند که «ژن» جنبه خصوصی دارد یعنی تمام «ژن ها» یا عامل های انتقال صفات از نسلی به نسل دیگر در همه مردم یکسان نیستند چنانکه در خصایص بدنی ملاحظه می کنیم، قد، رنگ، قیافه، و … کودک شبیه پدر و مادرش می شوند ولی همین کودک در سنی راه می رود یا به حرف زدن آغاز می کند یا لبخند می زند یا مثل جنسی در او ظاهر می شود که بیشتر کودکان در همانم سن و سال این خصایص را ظاهر می سازند پس نمی توان علت این قبیل خصوصیت ها را به «ژن» نسبت داد بلکه ناچار باید گفت که موجودات زنده عالی به ویژه انسان با یک عده استعدادها و مهارت ها یا به طور کلی خصایص مشترک و همگانی زاییده می شوند وبه یادگیری آن ها نیاز ندارند. به عبارت دیگر، هر فرد هنگام تولد برای انجام دادن یک عده فعالیت ها آمادگی و مهارت قبلی یا فطری دارد. این گونه خصایص را «غریزه» نامیده اند و برای مشخص شدن آن از سایر انواع رفتار انسان، چند خاصیت را به آن نسبت داده اند از جمله:
 غریزه استعداد طبیعی است که به یادگیری نیاز ندارد.
 غریزه در تمام افراد یک نوع موجود زنده وجود دارد.
× غریزه در مراحل خاص رشد و تکامل ظاهر می شود.
× غریزه را نمی توان در موجود زنده از بین برد.
× غریزه با تغییر وضع خارجی تغییر پیدا نمی کند.
× غریزه در همان لحظه ظهور از مهارت لازم برخوردار است مثلا بچه کلاغ به همان مهارت مادرش لانه می سازد.
× هدف غریزه کاملا مشخص است و جنبه زیستی دارد.
ولی بیشتر روان شناسان معاصر به کار بردن اصطلاح « غریزه» را با ویژگی های مذکور درست نمی دانند زیرا معتقدند که:
۱- انسان در گذشته زمان توانسته است بسیاری از رفتارهای طبیعی خود را تغییر دهد مثلا می توانند ارضای میل جنسی خود را به تعویق اندازد و حتی گاهی آن میل را سرکوفته کند.
۲- به کار بردن یا اصطلاح « غریزه» دلیل ضعف در تحقیق و شناخت رفتار آدمی است و روان شناسان معتقد به وجود غرایز عملا تحقیق علمی رفتار انسان را غیر ممکن می دانند.
۳- اعتقاد به وجود غریزه سبب می شود که رفتار لااقل انسان را کلیشه وار و ثابت تصور کنیم و برای ایجاد تغییرات مطلوب در آن نکوشیم. مثلا وقتی بپذیریم که پرخاشگری و جنگ طلبی در انسان یک نوع غریزه یا رفتار طبیعی است دیگر کوشش برای جلوگیری از خصومت ها و جنگ های جهانی بیهوده خواهد بود.
به همین سبب، بیشتر روان شناسان بکار بردن اصطلاح «رفتار خاص نوع» (Species – Specific behavior) را بر اصطلاح عمومی « غریزه» ترجیح می دهند و آن را رفتاری می دانند که پایه زیستی آن بیش از آن که یادگیری نضج است.
با توجه به این اختلاف نظرها ما می توانیم پاسخ ها یا واکنش های موجود زنده – مخصوصا انسان – را به «پاسخ های ناآموخته» و «پاسخ های آموخته» تقسیم کنیم و اصطلاح « غریزه» را به کار نبریم با در نظر گرفتن این حقیقت که تشخیص دقیق پاسخ های ناآموخته از پاسخ های آموخته بخصوص در بزرگسالان تقریباً غیر ممکن است. مثلا غذا خوردن یک کودک نوزاد را می توان «پاسخ ناآموخته» نامید ولی غذا خوردن همین کودک حتی در یک سالگی دیگر نمی تواند «پاسخ ناآموخته» به شمار رود. از طرف دیگر، در سال های اخیر تحقیق و مطالعه در رفتار غریزی به عهده متخصصان «علم عادات» (Ethology) یا «عادت شناسی» واگذار شده است و اینان به تحلیل عینی در رفتار حیوان می پردازند و در تحقیق خود، روش های مشاهده و طبقه بندی در جانور شناسی و روش های آزمایشی روان شناسی حیوانی را به کار می برند.
رشد و نمو بدنی
علاقه کودک به انواع غذاها در دوران خردسالی با علاقه وی در مرحله نوجوانی فرق می کند. توجه کودک به وضع ظاهرش با افزایش سن او تغییر می یابد. کودک ده ساله مشاغلی را دوست می دارد ولی همین که به سن پانزده سالگی می رسد دیگر به آنها علاقه نشان نمی دهد و … این تغییرات را که در طول گذشت زمان در یک فرد پیدا می شوند چنانکه دیدیم با اصطلاح کلی «رشد و تکامل» (Development) بیان می نمایند.
از بین تغییرات رشدی در فرد، تغییراتی را به آسانی می توان مشاهده کرد که در ساختمان بدنی وی پیدا می شوند مثلا به راحتی می بینیم که طفل نوزاد به تدریج می تواند مدتی چشمان خود را باز نگاه دارد (نگاه کند)، وزنش مرتبا زیاد می شود، بر حرکات دست ها و پاهایش تسلط پیدا می کند، می تواند افراد و اشیای در حال حرکت را با چشمانش دنبال کند، می تواند بنشیند، بایستد، راه برود، بدود، شخصا لباس و کفش بپوشد و … و پیدایش هر کدام از این خصایص بدنی در رفتار فرد اثر می گذارد چنانکه به وسیله نشستن و ایستادن و راه رفتن می تواند آنچه را که می خواهد به دست آورد، به وسیله خنده و سخن گفتن می تواند با اطرافیانش ارتباط برقرار کند، و … و به همین سبب، در بحث از رشد و تکامل جنبه های مختلف انسان ابتدا به مطالعه چگونگی رشد و تکامل بدنی او می پردازند. ولی پیش از بحث در این موضوع مهم باید به چند نکته توجه نماییم:
۱- منظور از بحث جداگانه درباره چگونگی رشد و نمو بدنی این نیست که جنبه بدنی رفتار با جنبه های دیگر آن ارتباط ندارد و یا تن انسان جدا از روان و عقل او است بلکه این است که اولا مطالعه یک جنبه آسانتر از مطالعه تمام جنبه ها در آن واحد می باشد ثانیا مطالعه خصایص بدنی آسانتر از بررسی ویژگی های روانی است.
۲- شناخت چگونگی رشد و نمو بدنی ما را با پایه های فیزیولوژیک رفتار آشنا می کند مثلا روشن می نماید که سلسله اعصاب در رفتار چه تاثیری دارد و اگر اختلالی در آن پیدا شود رفتار فرد چه وضعی پیدا خواهد کرد.
۳-ضرورت توجه به چگونگی رشد و نمو بدنی در شناخت رفتار به ویژه رفتار ناسازگار روشن خواهد شد. مثلا خواهیم دید که ممکن است علت بعضی از ناسازگاری های فرد نارسایی یا اختلال غده های درون ریز او باشد که تا این اختلال درمان نشود بهبود ناسازگاری وی ممکن نخواهد شد.
۴- چگونگی رشد بدنی در دید و گرایش فرد نسبت به خودش و این که دیگران او را چگونه فردی می بینند بسیار مهم و موثر است مثلا کودکی که از رشد و نمو سریع بدنی بهره مند است بهتر و سریعتر از همسالانش می تواند کارهایی را انجام بدهد و همین وضع باعث می شود که او ارزش خاصی برای خود قایل شود. یا کودکی که خود را نیرومندتر از همسالانش می بیند نظر مثبتی نسبت به خود خواهد داشت در صوررتی که کودک ضعیف، احساس کمبود و حقارت خواهد کرد و این احساس نیز او را رنج خواهد داد و احتمالا او را به بعضی فعالیت های نامطلوب از قبیل حسادت و انتقامجویی وادار خواهد کرد. یا کودک ضعیف خود را به اطاعت از کودک قوی و نیرومند ناچار خواهد دید. همچنین، رفتار افراد بلند قد با رفتار افراد کوتاه قد یکسان نخواهد بود و نیز افرادی که دارای نقایص بدنی یا عضوی هستند غالبا رفتارشان از این نقص ها متاثر می شود. به علاوه، نظر یا دید و گرایش مردم نسبت به افراد تنومند و نیرومند یا بهره مند از بدن سالم و قوی غیر از دید ایشان نسبت به افراد ضعیف و دارای نقض بدنی خواهد بود و شخص خودش، این نظر و گرایش مردم را نسبت به خود احساس کرده متاثر خواهد شد.
به علاوه، نخستین راه و وسیله کودک برای پی بردن به وجود خود به عنوان شخص یا فرد مستقل از دیگران، بدین اوست و او از طریق فعالیت های بدنی است که می تواند توجه سایرین راجلب کند و خود را نشان دهد مثلا همین که می تواند چیزی را از تاقچه اتاق بردارد فورا مادر یا پدرش را صدا می زند و می گوید: «نگاه کن، من دستم به تاقچه می رسد» خلاصه به گفته لابار (La Barre) زیست شناس معروف: «طبیعت انسانی هر شخص از نوع بدنی که او دارد سرچشمه می گیرد» پس آگاهی از چگونگی رشد و نمو بدنی برای شناخت رفتار ضرورت دارد.
اگر بخواهیم خصوصیت بارزی برای روان شناسی علمی جدید ذکر کنیم باید بگوییم که برای این علم، دیگر انسان ترکیبی از دو واحد یا جنبه مستقل به نام بدن و روان نیست بلکه واحدی است غیر قابل تجزیه. از این رو، روان شناس معاصر به رفتار فرد توجه دارد که آن نیز از کل وجود وی سر می زند. مثلا وقتی ما گریه می کنیم. تنها اشک چشم نیست که در چهره ما ظاهر می شود و یک امر بدنی است بلکه تمام وجود ما ناراحت است و همین طور است در خنده.
همین یافته روان شناسی نیز معلم را به یک اصل مهم متوجه می نماید و آن این که وی باید در تمامی فعالیت های درسی خویش به کل وجود فرد فرد دانش آموزان توجه داشته باشد و هرگز تصور نکند که بعضی از فعالیت های وی در بدن دانش آموز و بعضی در روان او تاثیر می گذارد بلکه کیفیت رفتار معلم در کیفیت رفتار دانش آموز موثر واقع می شود. به همین سبب، انتخاب و تربیت معلم را از حساسترین امور یک جامعه می شمارند و غفلت یا مسامحه در آن را خطر بزرگی برای جامعه انسان می دانند.
دوره رشد و نمو بدنی
سرعت رشد و نمو بدنی به اختلاف سن کودک و ماه های سال مختلف می شود بدین جهت، رشد بدنی را به دو دوره عمومی و سالی تقسیم می کنند:
الف – دوره عمومی رشد بدنی. شامل سرعت رشد و نمو بدن در تمام مراحل زندگی است که ابتدا به سرعت شروع شده سپس کند می شود بعد دوران بلوغ باز همان سرعت قبلی را پیش می گیرد و هنگام جوانی و نضج کامل، نیروهای بدنی متعادل می شوند، و در مرحله پیری رو به ضعف و انحطاط می گذارند.
ب – دوره سالی .  دوره رشد قد تقریباً در نصف اول سال، سریع و در نصف دوم، کند می شود ولی رشد وزن عکس آن است یعنی در نصف اول سال، کند و در نیمه دوم سریع می شود.
چگونگی رشد و نمو بدنی
رشد و نمو دستگاه ها و اعضای گوناگون بدن در مرحله پیش از تولد با نظم خاصی انجام می گیرد ولی بعد از تولد میان آن ها اختلاف هایی پیدا می شوند بدین معنا که هر یک از آن اعضا بعد از تولد راه مخصوصی برای رشد و تکامل در پیش می گیرد که از کیفیت رشد سایر عضوها متفاوت و ممتاز است ولی این اختلاف، موجب ناپیوستگی میان آن ها نمی شود.
همچنین، اعضای بدن انسان در مرحله طفولیت به نسبت های مختلف رشد و نمو می کنند و در این رشد و نمو از عوامل زیادی متاثر می شوند چنانکه استخوان بندی، دندان ها، دستگاه عصبی، و عضلات رشد و نمو می کنند در حالی که رشد و نمو قد و وزن با سن زمانی یا شناسنامه یی Chronlogical) یا CA) ارتباط دارد و به تدریج و با افزایش آن، رشد و نمو می کنند به همین سبب است که قد و وزن همیشه با سن مقایسه می شوند. به عبارت دیگر، تمام بدن یک جا و ناگهانی رشد و نمو نمی کند بلکه هر قسمت از دستگاه های بدنی رشد خاصی دارد. از طرف دیگر، مغز و دستگاه عصبی در سال های اول به سرعت رشد می کنند و در حدود ۱۶ سالگی به نضج می رسند چنانکه مغز کودک در ۲ سالگی ۷۵ درصد وزن مغز بزرگسالان را دارد و در ۶ سالگی وزن مغز به ۹۰ درصد مغز بزرگسالان می رسد. بدن به صورت کلی، به سرعت تا ۵ سالگی و بعضا کمی سریعتر تا ۱۲ سالگی نمو می کند. بعد از سن بلوغ، آخرین جریان رشد و نمو بدن است که در حدود ۲۰ سالگی به اوج خود می رسد.
رشد قد و وزن
وضع رشد بدنی یک فرد را در چگونگی رشد و نمو قد و وزن او به آسانی می توان مشاهده کرد. قد بچه نوزاد عادی به طور متوسط در حدود ۵۰ سانتی متر است. در یک سالگی به حدود ۷۴، در پایان دو سالگی به ۸۴ و در پایان سه سالگی به ۹۱ سانتی متر می رسد و تا شش سالگی هر سال در حدود ۷ سانتی متر و از این به بعد تا دوران بلوغ هر سال در حدود ۵ سانتی متر بر قد کودک افزوده می شود.
میزان قد انسان برحسب اختلاف عاملهای وراثت، محیط، و جنس (دختر و پسر بودن) فرق می کند. چنانکه حد متوسط قد پسران تا دوره بلوغ بیش از حد متوسط قد دختران می باشد ولی در دوران بلوغ دختران بر پسران سبقیت می کنند. سپس مانند سابق، تعادل برقرار شده به تدریج پیش افتاده پسران آغاز می شود.
وزن بچه نوزاد عادی به طور متوسط در حدود ۳ کیلوگرم است و وزن پسر همیشه کمی بیشتز از وزن دختر است که این تفاوت تا دوران بلوغ ثابت می ماند. در سال اول زندگی وزن کودک به سرعت افزایش پیدا می کند به طوری که در پایان چهار ماهگی ۶ کیلوگرم می شود و آخر یک سالگی به ۹ کیلوگرم می رسد و در پایان دو سالگی کودک در حدود ۱۲ کیلوگرم وزن خواهد داشت. سپس از این سرعت کاسته می شود و هر سال تقریباً ۲ کیلوگرم بر وزن کودک افزوده می شود و این افزایش وزن تا دوران بلوغ به همین قرار خواهد بود وزن کودک از چگونگی غذا، استراحت، فعالیت، قد، سن، جنس، شرایط زندگی، و ساختمان بدن متاثر می شود:
در رشد و نمو بدنی چند اصل مشاهده می شود از این قرار:
۱- میزان و نسبت رشد و نمو برای هر دو جنس در دوره پیش از مدرسه (کودکستانی) به بیشترین درجه می رسد.
۲- رشد قد دختران در دوران بلوغ سریعتر از پسران است ولی از آن دوره به بعد پسران برتری پیدا می کنند.
۳- قد مرد متوسط در حدود ۱۰ تا ۱۲ سانتی متر از قد وزن متوسط بلندتر است.
تاثیر نقص های بدنی در رفتار فرد
نقص های بدنی ممکن است نتیجه عوامل موروثی باشند، یا در اثر حادثه یی پیش از تولد و در جریان تولد و بعد از تولد پیدا شوند، و یا معلول عوامل روان شناسی یی باشند. علت عمومی نقص های بدنی اساسا طبیعی است ولی با این وجود، بعضی از آن ها پایه روانی دارند. مثلا لکنت زبان از جمله نقص های بدنی است که غالبا علت روانی دارد و اشخاصی که دارای این نقص هستند معمولاً هنگامی دچار لکنت می شوند که اضطراب دارند، وحشتزده هستند، و یا غم و اندوه شدیدی بر آن ها مستولی شده است.
تاثیر نقص های بدنی روی فرد به نوع نقص، زمان پیدایش آن، نظر دیگران نسبت به آن، و دید فرد نسبت به خود بستگی دارد. مثلا تاثیر فلج بودن در روی فرد بیش از این است که او یک انگشت کم داشته باشد. همچنین، اگر نقص بدنی در اوایل زندگی پیدا شود شخص فرصت زیادی برای سازگاری خواهد داشت و اثر آن به اندازه تاثیر نقصی که در دوران نوجوانی پیدا می شود نخواهد بود.
هر گاه مردم این نقص بدنی را مهم ندانند و نسبت به آن بی توجه یا کم توجه باشند در دید فرد نسبت به خود موثر واقع شده کمتر احساس نقص و کمبود خواهد کرد. مهمتر از همه این عامل ها نظر و گرایش خود فرد نسبت به آن نقص است. شاید نقص بسیارجزیی – مثلا بزرگی یا کوچکی بینی – به نظر یک شخص نقص بسیار مهمی باشد که در این صورت، تاثیر آشکاری روی سازگاری روان شناس یی شخص خواهد گذاشت.
البته نباید فراموش کرد که گرایش هر فرد نسبت به خویشتن بیشتر به چگونگی واکنش دیگران به او بستگی دارد. گرایش و رفتار والدین، برادران و خواهران، همبازی ها، و معلمان اثر زیادی روی گرایش فرد نسبت به نقص خواهد داشت. مثلا اگر والدین لکنت زبان را عیب و نقص مهمی تصور کنند و برای پوشاندن این نقص در فرزند خود او را از برخوردهای اجتماعی باز دارند این رفتار ایشان سبب خواهد شد که کودک آن نقص را بسیار مهم تلقی کند و این نیز ناکامی های فراوانی را برای او بار خواهد آورد. به همین سبب، اطرافیان فردی که دارای نقص عضوی است باید از مهم جلوه دادن آن خودداری کنند و به یاد داشته باشند که اثر نامطلوب نقص بدنی یا عضوی بسیار کمتر از اثر نظر و رفتار ایشان یا آن فرد می باشد. فرد ناقص به فرصت های زیادی نیازمند است که بتواند در بعضی موارد موفقیت کسب کند و عملا دریابد که او با وجود داشتن نقص عضوی یا بدنی می تواند در موارد زیادی توفیق یابد.
رشد حرکتی
منظور از رشد حرکتی قدر کنترل عضلات است که برای فرد بسیار اهمیت دارد. رشد حرکتی به بهداشت بدنی و روانی، زندگی اجتماعی، و رشد و تکامل خود شناسی فرد بستگی دارد بدین معنا که کودک سالم از رشد حرکتی طبیعی برخوردار خواهد بود. زندگی در میان جمعی که فعالیت و جنب و جوش ک ودکانه را برای کودک ضروری می دانند و فرصت های حرکات بدنی مختلف برای او فراهم می کنند سبب می شود که رشد حرکتی کودک طبیعی و سریع انجام گیرد. همچنین، کودک وقتی در فعایت های بدنی خود موفق شود نسبت به خود گرایش مثبت یا نظر مساعد پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر، رشد و تکامل حرکتی کودک را در بهره مندی از سلامت بدنی و روانی، گسترش ارتباط های اجتماعی، و احساس موفقیت و خودشناسی سالم بسیار کمک می کند چنانکه هاویگهرست می گوید: «گسترش دایره خویشتن فهمی یا خودشناسی کودک به مهارت هایی بستگی دارد که وی در دوران طفولیت کسب می کند همچنانکه خودپذیری او تا حدی از توانایی او به درک اشکال گوناگون دنیای خارج از خود سرچشمه می گیرد … هنگامی که کودک در یک فعالیت گروهی شرکت می کند مهارت های خاص و تجارب معینی پیدا می کند، فرصت می یابد که مهارت های خود را در برابر همسالانش بسنجد و چگونگی واکنش همسالان نسبت به مهارت های وی بر خودشناسی او می افزاید.»
رشد حرکتی در مراحل مختلف زندگی به فرد کمک می کند که خود را به عنوان یک شخص مستقل بشناسد و بپذیرد. کودک خردسال وقتی احساس استقلال می کند که یاد می گیرد کارهایی برای خودش انجام دهد مثلا شخصا کفش ها و لباس هایش را بپوشد و اسباب بازیهایش را جابجا کند.
رشد حرکتی از لحاظ رشد اجتماعی نیز بسار مهم است. زندگی بچه نوزاد به دیگران بستگی دارد ولی او نمی تواند به سوی دیگران برود باید دیگران به سوی او بیایند. همین که به تدریج می تواند بر اعضای مختلف بدنش مسلط شود و عضلانش را تحت کنترل در آورد می تواند بنشیند، بایستد، راه برود و سرانجام بدود و بدین وسیله روابط بین خود و دیگران را گسترش دهد.
رشد مهارت های حرکتی به کودک امکان می دهد که با اشخاص، حوادث، اشیا و اوضاع مختلف زیادی برخورد کنند و بر تجاربش بیفزاید.
رشد حرکتی در «خود پنداری» (Selfconcept) یا تصور فرد از خود نیز بسیار موثر است. هر گاه رشد حرکتی فرد کند باشد ممکن است چنین تصور کند که او در سطح پایین تر از همسالانش قرار دارد و در نتیجه نمی تواد در بازی ها و فعالیت های آن ها شرکت کند. همین دید و تصور او از خودش تاثیر زیادی در رفتار او دارد زیرا مهمترین عامل موثر در دید فرد نسبت به خویشتن این است که او خود را چگونه می بیند نه این که دیگران او را چگونه می بینند. او آن چنان واکنش نشان می دهد که فکر می کنند دیگران او را می بینند اگر چه چگونگی رفتار دیگران با فرد در تشکیل تصور او از خویشتن (خودشناسی یا خودپنداری) موثر است، هر گاه بین اعتقاد فرد درباره دید دیگران نسبت به او و شیوه رفتار عملی شان با او اختلاف و تناقص پیدا شود وی ناکام خواهد شد. مثلا شخصی چنین تصور کند که دیگران او را آدم فهمیده ای می دانند ولی ببیند که عملا با او مانند یک آدم کم فهم رفتار می کنند ناکام می شود. شاید علت عمده بیشتر ناکامی های ما همین تصور های نادرست درباره خودمان باشد. یکی از هدف های اساسی تربیت این است که افراد را در پیدایش خودپنداری درست و واقعی کمک کند یعنی ایشان بتوانند خود را درست بشناسند و به محاسن و معایب واقعی خود عملا پی ببرند. مثلا کودک یاد بگیرد که او نمی تواند برتری داشته باشد، او ناچار است از دیگران کمک بگیرد، تجاربش را افزایش دهد، به دیگران کمک کند و گاهی خواسته ها یا تمایلات خویش را سرکوب کند.
مطالعه رشد و تکامل حرکتی در کودکان و نوجوانان نشان می دهد که:
× رشد حرکتی از اصول رشد و نمو پیروی می کند.
× رشد و تکامل مهارت های حرکتی در دوره دبستانی از عامل های بیشتر مخصوصا نضج و تمرین متاثر می شود.
× رشد مهارت های حرکتی در کو دکان علاوه بر نضج به فعالیت های حرکتی نیز بستگی دارد.
× رشد حرکتی پسر و دختر تا دوره بلوغ چندان با هم فرق ندارد لیکن بعد از این مرحله، پسران بر دختران برتر می شوند.
× رشد و تکامل حرکتی از وضع و بهداشت بدنی، هوش، فشار عاطفی، و محیط کودک متاثر می شود.
رشد و تکامل ذهنی
یکی دیگر از جنبه های اساسی رشد و تکامل انسان رشد استعدادهای ذهنی فرد است و از این لحاظ بیشتر اهمیت دارد که در رشد و تکامل کلی فرد اثر می گذارد. در بخث از رشد و تکامل ذهنی به افزایش و کاهش ویژگی ها و استعدادهایی که وضع هوشی فرد را نشان می دهند توجه داریم.
در ماطلعه رشدذهنی با چند مشکل مواجه می شویم: یکی این که تعیین ویژگی های ذهنی یا عقلی خاص در بچه های نوزاد و خردسال بسار دشوار است و وقتی هوش آن ها را اندازه می گیرم در واقع استعدادهای حرکتی آن ها را می سنجیم که همبستگی کم ولی مثبت با وضع هوشی فرد در آینده دارند. مشکل دیگر، سنجش استعدادهای ذهنی و وسایل اندازه گیری آن هاست بدین معنا که استعدادهای ذهنی چنان با هم در آمیخته و پیچیده هستند که نمی توان دقیقا آن ها را اندازه گرفت. از طرف دیگر از به کار بردن تست های هوشی متفاوت نتایج مختلف به دست می آیند. مشکل سوم این است که خود روان شناسان در تعریف هوش و اعتبار تست های هوشی اختلاف نظر دارند مثلا بعضی از ایشان معتقدند که هوش فرد ثابت است و بعضی دیگر آن را تابع وضع محیط می دانند.
وقتی در روان شناسی از «عقل» یا «ذهن» (Mind) سخن می گوییم منظورمان مجموع متشکل اعمال روانی است که فرد را برای واکنش نشان دادن به محیط و سازگاری با آن قادر می سازند. پس وقتی می اندیشیم، استدلال می کنیم، مسئله ای را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم، پیش بینی می کنیم، و …  به فعالیت عقی یا ذهنی می پردازیم و هر کدام از این قبیل اعمالی را که معمولاً از عضو مشخصی در بدن سر نمی زنند «استعداد ذهنی» می نامند.
نخستین استعداد ذهنی که در بچه ظاهر می شود حفظ کردن آثار محرک های خارجی است بدین معنا که کودک صورت های معینی را از قبیل صورت والدین خود که موجب ارضای نیازهای او می شوند یاد می گیرد و در ذهن خود نگاه می دارد و یادگیری نقش بسیار مهمی در رشد و تکامل کودک مخصوصا رشد ذهنی دارد.
بعضی از استعدادهای ذهنی در درون فرد هستند ولی در رفتار او ظاهر نمی شوند زیرا هنوز فرد رشد و نمو بدنی لازم برای نشان دادن آن ها را پیدا نکرده است مثلا استعداد ذهنی برای حل این مسئله که از جایی به جای دیگر برود و از راه دیگر به همان جای اول برگردد در بچه مشاهده نمی شود زیرا هنوز او به هیچ گونه راه رفتن قادر نیست.
نکات زیر ما را در شناخت چگونگی رشد و تکامل استعدادهای ذهنی بیشتر راهنمایی می نمایند:
۱- استعداد یا توانش گویایی تا اوایل سی سالگی افزایش می یابد هر چند که سعرت آن از بیست سالگی به بعد کمتر می شود.
۲- ادراک روابط مکانی (Spatial) در اوایل بیست سالگی به کندی انجام می گیرد و در اوایل سی سالگی کاهش می یابد.
۳- استعداد استدلال در اوایل بیست سالگی کاهش خود را آغاز می کند.
۴- استعداد شمارش یا عددی تا اواسط چهل سالگی افزایش دارد و پس از آن کاهش پیدا می کند.
۵- استعداد خواندن یا روانی کلمات تا اوایل سی سالگی در حال افزایش است، چند سالی هم حالت نوسان (بالا و پایین شدن) دارد و از این به بعد تا اوایل چهل سالگی کاهش مداوم خود را آغاز می کند.
افزایش و کاهش میزان و سطح استعدهای ذهنی برحسب هوش فرد فرق می کنند بدین ترتیب، آن هایی که از لحاظ هوشی بالاتر از متوسط هستند رشد و تکامل استعداد های ذهنی سریعتری دارند و افزایش استعدادهای آن ها سریعتر از افراد متوسط خواهد بود و دیرتر از آن ها متوقف خواهد شد. در افرادی که هوش پایین تر از متوسط دارند رشد و تکامل استعدادهای ذهنی به کندی انجام می گیرد و زودتر متوقف می شود و سریعتر کاهش می یابد.
البته این بدان معنا نیست که اشخاص سالمند کمتر از آنچه در دوران کودکی و نوجوانی و جوانی می دانستند می دانند بلکه منظور از کاهش این است که آمادگی برای یادگیری و سرعت انجام دادن کارها کم می شود. روی هم رفته رشد و تکامل هوشی در اشخاص متوسط تا حدود بیست سالگی افزایش دارد، در اوایل سی سالگی کاهش ان به کندی آغاز می شود و سپس تا حدود شصت سالگی کاهش آن بسیار سریع می شود. نباید فراموش کرد که این وضع در همه مردم یکسان نیست و از تفاوت های فردی آن ها متاثر می شود و چنانکه بالاتر اشاره شد کاهش استعدادهای ذهنی در افراد کم هوش زودتر و سریعتر از افراد تیز هوش و متوسط انجام می گیرد.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

پرخاشگری

2,890

بازدید

پرخاشگری ۳٫۲۵/۵ (۶۵٫۰۰%) ۸ امتیازs
بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم  را  گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم . بنابراین لازم است والدین ، معلمان ، استادان ، مدیران نهادهای آموزشی و پرورشی و بطور کلی همه مسئولان کشور مهمترین و اساسی ترین وظایف خود را پیرامون رفع نیازهای ضروری و آینده این قشر عظیم متمرکز سازند روشن است که اگر حرکات تفکرات و تصمیمات بسیار متفاوت نوجوانان و جوانان امروز در مسیر و جایگاه منطقی خود قرار نگیرند ممکن است این امر عواقب و عوارض وخیمی را به دنبال داشته باشد مقابله با ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان از اهمیت زیادی برخوردار است دانش آموزان که گرفتار نارسایی اخلاقی و رفتاری هستند به کمک و یاری نیاز دارند لذا بایستی ریشه های این نارسائیها شناسایی شده و راههای کاهش و نهایتا درمان آنها مشخص گردد .
 پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فرد می باشد محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرآیند دارند هدف از این پژوهش شناخت عوامل موثر در پرخاشگری دانش آموزان ابتدایی و غیر روشهای مناسب جهت تعدیل این رفتار می باشد .
در این تحقیق به عوامل متعددی نظیر نقش والدین وضع اقتصادی خانواد ه سطح سواد آنها و روابط خانوادگی و شیوه رفتار دانش آموزان با همکلاسیها و معلم مورد توجه قرار گرفته است وبیشتر مطالعاتی که تا کنون انجام شده مربوط به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری می باشد گاهی پرخاشگری حالتی هیجانی دارد و برای جلب توجه و یا هنگام خشم و ابزار می شود یا استفاده از اقدامات منطقی و منظم می توان پاسخهای پرخاشجویانه را از طریق رههای غیر مستقیم به رفتاری مطلوب تبدیل کرد نقش معلم در این فرایند از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چون پرخاشگری از راه تقلید قابل یادگیری است لذا معلم و همکلاسیها می توانند نقش مناسبی را ایفا نمایند .

فصل یکم
مقدمه :
    بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم را گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم و با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند ارضائ نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک را ضرورت می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد .
هدف کلی این آموزش آشنایی با مفهوم پرخاشگری منشا و چگونگی کنترل آن است و همچنین پرخاشگری  یک غریزه است که به طور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان و والدین آنها یاد داد که چگونه پرخاشگری خود و فرزندان خود را  در راه مثبت ارضا کنند .
و همچنین پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فردی می باشد و محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرایند دارند که پرخاشگری آنها را به نحوه صحیحی کنترل کنند و روشهای درست و منطقی در اختیار فرزندان آینده جامعه قرار دهند تا ما شاهد جامعه ای سالم و خوب باشیم .
بیان مساله پژوهش
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات زیر را عنوان نموده ام تا بتوانیم از طریق این سوالات پی ببریم که فرزندها تا چه اندازه پرخاشگر هستند تا از طریق استدلالهای منطقی میزان پرخاشگری آنها را در رابطه با محیط اطراف کودک والدین کودک و ناکامی کودک تماشای فیلمهای خشونت آمیز و امسال آنها و میزان پرخاشگری که در آنها هست کم کنیم .
اهمیت و ضرورت مساله
با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند جهت ارضاء نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک ضرورت  می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد لذا با توجه به تفاوتهای فردی کودکان و شناخت ویژگیهای عاطفی و رفتار آنان برای حل تعارضات و رسیدن به سلامت شخصی و رشد مطلوب و شکوفایی استعداد کودکان را یاری رسانیم تا به جای پرخاشگری  و ارعاب در آنها ، اعتماد به نفس و احساس امنیت و نیاز به خود شکوفایی و رضایت از زندگی به وجود آوریم ایجاد پرخاشگری در کودکان با عوامل گوناگون مرتبط است که با شناسایی آنها می توانیم کمک های لازم  را به دانش آموزان مربیان و خانواده های آنان بنماییم .
هدف کلی تحقیق :
پرخاشگری یک غریزه است و بطور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان کمک کرد تا پرخاشگری خود را در راههای درست و مثبت ارضاء‌کند هدف از این تحقیق یافتن مشکلات دانش آموزان پرخاشگر و ارائه راه حلهای مناسب برای بهبود رفتار به آنان است و شناسائی عوامل پرخاشگری دانش آموزان و پرداختن به طریق اصلاح آن .
اهداف ویژه پژوهش
آگاهی از علل پرخاشگری و عوامل ایجاد کننده آن آگاهی از رابطه رفتار والدین با هم و تاثیر آن در پرخاشگری کودکان آگاهی از راههای پیشگیری از پرخاشگری کودکان آگاهی از چگونگی رفتار معلمان با دانش آموزان ، آگاهی از وضعیت اقتصادی خانواده و رابطه آن با میزان پرخاشگری ،آگاهی از وضعیت میزان آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری آگاهی از چگونگی رفتار دیگر افراد  و هم سالان با این شاگردان آگاهی از ریشه و علل پرخاشگری در کودکان ،آگاهی از اصلاح رفتار پرخاشگرانه در کودکان .
سوالات و فرضیه ها
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات و فرضیه های زیر را عنوان نموده ام .
۱-    آیا الگو های محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
۲-    چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد .
۳-    ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
۴-    آیا آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری ارتباط دارد .
۵-    آیا تماشای صحنه های خشونت در بروز پرخاشگری موثر است .
۶-    برخورد نامناسب اطرافیان در پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه تا چه میزان موثر است .
۷-    برخورد نامناسب معلم تا چه میزان پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه را تشدید می کند .
۸-    عدم آشنایی والدین با مسائل روانشناسی تا چه میزان در تشدید پرخاشگری موثر است.
فرضیه :
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات فرضیه زیر را عنوان نموده ام .
۱-    خانواده پرخاشگر ۲- جدا شدن والدین از هم ۳- تشویق و تنبیه شدید ۴- نداشتن تفریحات سالم .
به این نتیجه رسیده ام که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که بسیار پرخاشگرند و هم چنین تشویق تنبیه شدید حمایت از فرزندان در هنگام نزاع با همسالان در پرخاشگری او بسیار موثر است .
کودکانی که پدرو مادرشان از هم جدا شده اند و بد دهانی والدین و نداشتن تفریحات سالم از عواملی هستند که در پرخاشگری موثر است .
۱-    ضعیف ا قتصادی ۲- وضعیت فرهنگی ۳- آشنایی والدین با مسائل تربیتی .
پس از انجام این مراحل به این نتیجه رسیدم که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که از وضعیت اقتصادی ضعیف برخوردارند .
و همچنین از نظر فرهنگی رشد نکرده اند والدین آنها با مسائل تربیتی آشنایی  نداشته اند لذا در اینگونه خانواده ها تنبیه بدنی و تبعیض بین کودکان اعمال می شود .
تعریف متغیرها :
در این تحقیق اصلاحاتی مانند هم چون پرخاشگر ، تغییردفاع ، هیجان ، ناکامی فشار روانی ، پاداش ، تنبیه و ……… تعریف شده است .
تنبیه :
 خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است تنبیه عبارت است  از ارائه یک محرک آزار دهنده و به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش احتمال وقوع مجدد آن رفتار .
پرخاشگر :
به فردی اطلاق می شود که تمایل به حمله کردن و مبارزه طلبی دارد و رفتار او بر خلاف کسی است که از خطر با مشکلات می گریزد .
مشاهده :
 نوعی توجه آگاهانه است و یکی از بهترین روشهای مهم شناخت در مطالعات و تحقیقات به شمار می رود و از طریق آن به شناخت و ارزیابی رفتار دانش آموزان دست پیدا می کن .
نزاع والدین :
 بحث و گفتگو شدید که بعضی مواقع  بازد وخورد همراه است و کودکان مشاهده گر این صحنه است و به عنوان الگو از آنها پیروی کرده و خلق و خوی پرخاشگرانه پیدا می کند .
  تبعیض :
 بعضی را به بعضی دیگر ترجیح دادن تبعیض قائل شدن  افراد از نظر نژادی مذهبی ، جنسی.
رفتار خصمانه و تهاجمی : رفتار خصمانه و تهاجمی واکنش به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیوشیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخهای آموخته شده است که به صورت ضرب و جرح و آزار واذیت و تخریب و صدمه زدن به دیگران بروز می کند .
مسائل تربیتی :
 هر آنچه را که ما انجام می دهیم یا  دیگران برای ما انجام می دهند تا ما را به کمال طبیعتمان نزدیک کنند و به عبارتی پروردن و آموختن
دفاع :
عبارت است از مکانیزم ناهنجار که به وسیله آن تن خود را از آسیب ها  ما با تاثیراتی که برای تمامی ارگانیزم  خطرناک  به نظر می رسند جدا می سازد .
هیجان :
یک حالت برانگیختی که توام با فعالیت یک غریزه است که بدن را به سرعت به فعالیت وا می دارد یا به مشابه پاسخی معین به یک محرک خاص تعریف کرد
فشار روانی :
 نظام نیروهای درونی خواه معنوی خواه روانی است که بدن را خسته فرسوده می کند .
جبران :
 یکی از مکانیز های دفاعی خود است که مشخصه آن رفتاری است که به منظور متوازن سازی متقابل کمبودی و احتمالی یا خیالی طرح ریزی می شود .
تعریف عملیاتی :
اضطراب : پریشان شدن ،  لرزیدن ،  پریشانی ،  بی تابی .
انگیزش : تحریک ، ترغیب  ، تحریض .
پاداش : مزد ،  سزاء  ، جزای عمل  .
اختلال رفتار : بد زبان ،مخرب ، غیر قابل پیش بینی ، غیر مسئول ریاست طلب ،دعواگر موزی ، حسود ، بی اعتقاد ( خلاصه نقطه مثبتی ندارند که دیگران بسوی آنها جلب     شوند .)
پالایش : تخلیه  هیجانی برای کنترل رفتار پرخاشگرانه .
افسردگی : نگران بودن ، دلهره داشتن از دست دادن اعتماد به نفس بی قراری ،آسوده نبودن ، مشغله فکری داشتن ، اخلاق ناشی از رفتار روانی : استرس هیجانی رفتار آشفته بی قراری ترس وحشت زدگی درماندگی در افراد وجود دارد .
تنبیه : محروم کردن از یک محرک خوب کتک زدن فرصت ندادن دوباره . 
فصل دوم

جامعه آماری :
 معلمین ناحیه چهار آموزش و پرورش شهر مشهد که تحقیق روی آنها انجام می شود که تعداد مدرسه ی ابتدای آنها بالای ۱۰۰ تا مدرسه بود و تعداد معلمین که در آن ناحیه تدریس می کردنند بالای ۱۰۰۰ نفر بودند .
نمونه آماری :
 آزمودینهای  پژوهش از میان معلمین آموزش و پرورش ناحیه چهار مشهد بودند که تعداد کل معلمینی که به پرسشنامه نظر خواهی درباره دانش آموزان در این پژوهش پاسخ دادند حدود ۱۰۰ نفر از معلمین بودند که آنها را به طور تصادفی که دارای مدرک فوق دیپلم و بالاتر و دارای سابقه تحصیلی بالای ۸ سال بودنند انتخاب کردیم. نوع تحقیق :
نوع تحقیق توصیفی است چون این روش شرایطی را بیان می کنند و هدف آن تجزیه و تحلیل شرایط موجود است مثل جمع آوری نظرات معلمین .
روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری تصادفی است چون مدارس را به طور تصادفی انتخاب کرده و معلمین را نیز به طور تصادفی از میان آنها انتخاب کرده ایم .
ابزار اندازه گیری :
 ابزار پژوهش پرسشنامه ای با عنوان پرسشنامه نظر خواهی از معلمین شامل ۲۰ سوال بود که در آن از معلمین خواسته شد تا نظر خود را نسبت به میزان پرخاشگری دانش آموزان به صورت یک مقیاس درجه بندی از خیلی زیاد تا زیاد و متوسط و کم در مقابل هر سوال مشخص کنند .
چند نمونه از سوالات در زیر آمده است .
۱-    آیا الگوهای محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
۲-    ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
۳-    چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد و  غیره ………
طرح پژوهش و روش هایی تجزیه و تحلیل داده ها
شیوه جمع آوری از طریق مطالعات کتابخانه ای بوده و پس از انتخاب پرسشنامه نظر خواهی آنها را در اختیار معلمین قرار دادیم تا آنها به طور طبیعی به فرم های ارزشیابی پاسخ دهند و معلمین پس از پاسخ دادن به سوالات به صورت خیلی زیاد و زیاد و متوسط و کم جواب دادند و آنها را از طریق روش آماری و گرفتن میانگین آن سوالات به طریق رسم جدول فراوانی و توزیع درصد رسم نمودار مورد محاسبه قرار دادیم .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi