جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
۴. آشنا ساختن مراجع به این حقیقت که مشکلش منحصر بهفرد نیست و دیگران نیز کم و بیش با مشکلاتى همانند او مشکل او مواجه هستند، مىتواند تشویقکننده باشد.
تشویق رفتارهاى خوب
نگرانى دربارهٔ تأثیرات احتمالى تلویزیون، از دیرزمان، بر توجهاتى که به دیگر عرصههاى مربوط به تماشاى تلویزیون، در کودکان مىشده، اولویت داشته است. چه مدت است که مفهوم جعبهٔ گوشهخانه به مثابهٔ هیولایى یک چشم موجه شمرده مىشود؟ این مکان که رفتارهاى بد بهنمایش درآمده در تلویزیون، مىتواند الگوهایى در اختیار بینندگان جوان مستعد بگذارد تا از آن کپىبردارى کنند را نمىتوان ساده گرفت. اما این فرضیه – که عموماً غالب بهنظر – مبنى بر اینکه آشکارا ثابت شده است که تلویزیون تأثیر بدى دارد، سادهسازى بیش از حد هر دو، یعنى هم آنچه جعبه به منازل مىآورد، و هم نحوهٔ برخورد کودکان با آن، است.
برنامههاى تلویزیون شامل نمونههاى بسیارى از رفتارهاى خوب است. برنامههایى که در آن مردم با مهربانی، جوانمردى و سخاوت رفتار مىکنند. بههمان اندازه، منطقى بهنظر مىرسد که فرض کنیم این تصویر نیز نمونههایى در اختیار کودکان قرار مىدهند تا از آن کپىبردارى کنند. بنابراین، در این فصل این پرسش را مطرح خواهیم کرد که آیا تلویزیون رفتارهاى خوب را در میان کودکان ترویج مىکند؟ اگرچه کارى در این زمینه صورت گرفته است بهوسعت کار انجام شده در زمینه تأثیر خشونت تلویزیون بر کودکان نیست، اما تحقیقات مهمى وجود دارد که روشهاى مختلفى را نشان مىدهد که تلویزیون مىتواند یا باید، در شرایط خاص، تأثیرات بسیار مفید و مطلوبى بر کودکان بگذارد.
آموزش رفتار خوب
مدارک روزافزون بسیارى نشان مىدهد که نمونه رفتارى خوبى که درتلویزیون به نمایش در مىآید، مىتواند کودکان راتشویق کند تا رفتار بهترى در پیش گیرند. پژوهش نشان داده است که بینندگان جوان مىتوانند یاد بگیرند که چگونه به شیوهٔ مطلوبتر یا پذیرفته شدهتر اجتماعى رفتار کنند. آنها این رفتارها را نه تنها از طریق تماشاى برنامههاى مخصوص آموزشى کسب مىکنند، بلکه با تماشاى نمونه برنامههایى که در آن رفتار خوب به تصویر کشیده و براى مخاطبان عمومى تهیه مىشوند، نیز بهدست مىآورند. مدارک موجود براى تأثیرات جامعهگرایانه تلویزیون را مىتوان بهچهار نوع دستهبندى کرد:
– مطالعات آزمایشگاهى انجام شده بر روى برنامههاى از پیش آماده شده تلویزیون یا موضوعات فیلم.
– مطالعات آزمایشگاهى بر روى موضوعات برنامههایى که بهمنظور آموزش مهارتهاى اجتماعى تهیه شدهاند.
– مطالعات آزمایشگاهى بر روى موضوع برنامههاى انتخاب شده از میان مجموعه برنامههاى مردمى تلویزیون.
– مطالعات میدانى که میزان تماشاى برنامههاى داراى محتواى جامعهگرایانه را با میزان تمایلات رفتارى جامعهگرایانه مرتبط مىسازد.
پژوهشگران بااستفاده از این روشهاى مختلف، دربارهٔ قابلیت تلویزیون براى تأثیر بر کودکان در جهت نشان دادن سخاوت و ابراز نکردن خودخواهی، نشان داد رفتار دوستانه و اندیشیدن به خرسندى نهایى و نه طلب سریع پاداش براى انجام هر کارى تحقیق کردهاند.
تلویزیون وداورىهاى اخلاقى
بیشتر تحقیقات انجام شده بر روى تأثیرات بالقوه خوب تلویزیون، بر انواع مختلف رفتارهاى اجتماعى مرتبط با شخصیت متمرکز هیچگونه تأثیر مستقیمى بر قضاوت و استدلال اخلاقى بینندگان دارد؟ انتقادهاى اولیه بهطور اخص، نگران دیدگاههاى اخلاقى و معنویى بود که از طریق تلویزیون آموزش داده مىشد. دیدگاه منتقدان این بود که این رسانه تأثیر مخربى القا مىکند. نگرش برخى از منتقدان این است که تلویزیون اغلب نشان مىدهد که اعمال غیر مشروع یا غیر اخلاقى مؤثر واقع مىشوند. حتى مجریان قانون در تلویزیون بهگونهاى نشان داده مىشوند که قواعد را نادیده مىگیرند، کدهاى اخلاقى را زیر پا مىگذارند و بهشکل پرسش برانگیزى اغماض وافراط مىکنند، پیام نهفته در این محتوا این است که بد بودن، اغلب بهتر از خوب بودن مؤثر واقع مىشود.
برعکس، مدافعان برنامههاى تلویزیونى استدلال کردهاند که تأثیر تلویزیون بر نگرش اخلاقى جوانترین بینندگانش، در درجهٔ نخست، تأثرى مثبت است. برنامههاى تلویزیون بهطور مرتب، مسئلهاى اخلاقى را به شکل جذابى مطرح مىکنند که توجه مخاطبان را بهخود، جلب و جذب مىکند. مردم با مجموعهاى از مسائل و بحرانهاى اخلاقى مواجه مىشوند که در نمایشها مطرح یا در برنامههاى سرگرم کننده بازى مىشوند، و نیز در برنامههاى مستند و آموزشى نشان داده مىشوند. نمایشهاى سریالی، شخصیتها را بهگونهاى نشان مىدهد که آنقدر ظولانى با مشکلات اخلاقى دست و پنجه نرم مىکنند، که مخاطب را بر آن مىدارند تا با رخدادها و موقعیتها آشنا شوند. برنامهها گفت و گوى تلویزیونی، اعضاى عادى جامعه را بهتصویر مىکشد که سفرهٔ دل خود را جلو میلیونها بیننده مىگشایند، و اغلب بر ژرفترین نبههاى زندگى خصوصى خود متمرکز مىکنند. تلویزیون از طریق این نوع تجربیات مىتواند به مثابهٔ نوعى معلم اخلاق یا مشاوى ایفاى نقش کند، و بینندگان را، از پیر و جوان، تشویق کند که مشکلات مهم اخلاقى را منعکس سازند. با این وجود تا این زمان تحقیقات کمى چه در رد و چه در اثبات هر نوع تأثیر تلویزیون برر ارزشها و استدلال اخلاقى کودکان صورت گرفته است.
تحقیقات دربارهٔ پرورش داورىهاى اخلاقى با کار گلبرک (Kholberg) تحت کنترل درآمده است. در این چارچوب، تصور مىشود که استدلال اخلاقى در کودکان، طى مجموعهاى از مراحل پرورش مىیابد، و هر مرحلهٔ موفقیتآمیز، نشانگر سطح موفقیتآمیزترى از درک نظم اخلاقى دنیایى اجتماعى است. در این مسیر، کودک در هر مرحله، مرتبهاى از جنبههاى اخلاقى را در ارتباط با ایجاد تمایز بین خوب و بد مىآموزد. در چنین نظامی، یک نتیجهٔ مقدماتى این است که اگر عملى مجازات نشود، در آنصورت طبق تعریف مىبایست از نظر اخلاقى پذیرفته شده باشد و بنابراین از نظر معنوى درست باشد. یک پرسش کلیدى این است که آیا تلویزیون به این شیوه استدلال مىکند؟
تلاش براى یافتن این پرسش شامل مطالعهاى است که روى پسرها و دخترهاى ۴-۵ ساله، ۷-۸ ساله و ۱۰-۱۱ ساله انجام شده است. نخست از این کودکان مصاحبهاى بهعمل آمد تا قابلیتهاى استدلال اخلاقى آنها بیشتر شناسایى شود. بهعلاوه، مادر هر یک از کودکان با ثبت خاطرات روزانه مربوط به تماشاى تلویزیون کودکان بهمدت دو هفته، و نیز تهیه اطلاعات وسیعى دربارهٔ عادت خانوادگى تماشاى تلویزیون در زمان گذشته، پژوهشگران را یارى کردند. پژوهشگران سپس از فنون آمارى استفاده کردند تا روابط موجود بین گزارش بهدست آمده از اظهارات بینندگان مبنى بر عادات تماشا در کودکان و خانوادههایشان و نیز نگرش و ارزشهاى اخلاقى کودک را بیازمایند.
در میان کودکان کمسن وسالتر، تماشاى مستمرتر تلویزیون، بالنسبه با استدلال اخلاقى بهدست آمده بود، همبستگى داشت. این نتیجه درمورد دو گروه سنى بزرگتر بهدست نیامد. درمیان کودکان ۴-۵ سال، کل میزان تماشاى تلویزیون با ماهیت ارزشهاى اخلاقى مرتبط بود و نه ترجیحات کودک براى تماشاى انواع خاصى از برنامهها. بنابراین، هیچگونه نمودگارى وجود نداشت که نشان دهد تمایل براى تماشاى انواع خاصى از برنامهها. بنابراین، هیچگونه نمودگارى وجود نداشت که نشان دهد تمایل براى تماشاى نوع خاصى از برنامه این احتمال را بهوجود آورد که پرورش اخلاقى کودکان را ضایع سازد. اگرچه، در میان کودکان ۷ تا ۸ سال، آنهایى که تماشاى کمدىهاى خانوادگى را ترجیح مىدادند، درک پرورش یافتهترى نسبت به اهمیت کمک به مردم نیازمند، داشتند. این یافته جالب بود، بهان دلیل که موضوعات بسیارى از این نمایشها را منعکس مىکرد. یافتهاى که در ارتباط با تشویق کم این ارزشها و نگرشها بهوسیله تلویزیون بیان شده، گزارشى است که این نوع درک را در میان بالاترین گروه سنى کودکان نسبتاً ضعیف یافت؛ لازم بهذکر است که این کودکان، علاقهٔ خاصى به نمایشهاى پر جنب و جوش و ماجراجویانهاى داشتند که مخاطب اصلى آنها بزرگسالان بودند. کمبود تحقیقات انجام شده دربارهٔ تلویزیون و استدلال اخلاقى بدان معنى است که درک ما از ماهیت و اهمیت هر نوع نقشى که این رسانه در اموزش کودکان در جهت تشخیص درست از نادرست ایفا مىکند، ناقص و ناهمگون باقى مىماند.
بازدید
بلوغ روانی وجنسی جوان
___________________
سیری درکتاب -دوریس اوداوم- انتشارات توس- تهران- اسفندماه ۵۴- ص ۳۰و۳۱و۳۲و۳۷٫
رشد اجتماعی
رشد اجتماعی به تدریج صورت می گیرد و در دوره ی جوانی به کمال نسبی می رسد. یک جوان که از نظر اجتماعی رشد یافته است: خود کفا و مستقل است. میانه رو و معتدل است. مسئولیت پذیر است. با گذشت و افع کننده است. صبور و شکیبا است آینده نگر، امیدوار و خوش بین است. اهل تعاون و همکاری است. زندگی را آسان می گیرد. گشاده رو، متواضع و خوش خلق است. از لحاظ اجتماعی، تحول نوجوان و جوان دلبستگی دارد به اینکه در چه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رشد نموده باشند، زیرا محیط های اجتماعی درساخت فکری و شخصیتی آنها تأثیرات مختلف به جای می گذارند. در دوره جوانی، علی رغم رفتار و ظاهر کاملاً متغایر، والدین بیش از همیشه در زندگی نوجوان مطرح هستند. آنها خانه ای محکم و استوار را مهیا می سازند که نوجوان با پذیرفتن خطر از آن جدا می شود اما می تواند در عین حال اطمینان خاطر داشته باشد که همیشه مکانی مطمئن و قابل تحمل برای بازگشت وجود دارد اتفاقاً، آنچه که والدین آن را بی احترامی نسبت به خود می دانند، تعریف و تمجید از آنهاست. والدین اعتراض می کنند که: برای دوستانت هرکاری می کنی، اما نوبت به ما که می رسد ما را خیلی دست کم می گیری. بله، دقیقاً همینطور است.اگرچه دوستان متفاوتی می آیند و می روند و دوستی های او بسیار ناپایدار است، اما خوانواده هر گز از بین نمی رود و عشق والدین به فرزند، بسیار به اثبات است.
بازدید
روانشناسی اجتماعی
بزهکارى نوجوانان و جوانان یکى از مقولههاى مهم در حوزه مسائل جوانان به شمار میآید که در سطح ملى و بینالمللى توجه زیادى را به خود معطوف داشته است؛ چنان که پیشگیرى از بزهکارى و اصلاح بزهکاران جوان و نوجوان، یکى از محورهاى عمده سیاست گزاریهاى ملى بسیاری ازکشورها درمورد جوانان می باشد. آمارها نشان میدهند که بیشتر مناطق جهان طى دهه گذشته با مشکل افزایش بزهکارى و جرائم در میان جوانان مواجه بودهاند و این امر در کشورهاى در حال گذار شدت بیشترى داشته است. در سطح بینالمللى نیز کنفرانسها، کنگرهها، همایشها و کارگاههاى علمى متعددى در خصوص این موضوع به ویژه طى دو دهه اخیر برگزار شده است و «برنامه عمل جهانى براى جوانان تا سال ۲۰۰۰ و پس از آن» نیز موضوع بزهکارى را به عنوان یکى از ده حوزه اولویتدار براى رسیدگى به امور جوانان تعیین کرده است. این امر در مورد مراکز علمى و دانشگاهى نیز صادق میباشد و هم اکنون در رشتههایى همچون : حقوق و روان شناسى، درس خاصى موسوم به بزهکارى نوجوانان یا اطفال به عنوان یکى از دروس اصلى دانشگاهى گنجانیده و ارائه می گردد ـ علاوه بر آن که در مراکز علمى مربوط به مطالبات جوانان نیز به این مسئله به عنوان یک موضوع مهم تحقیقاتى نگاه میکنند. ریشه این توجه خاص به مسئله بزهکارى نوجوانان را میتوان در اذعان عمومى به این نکته جستجو کرد که رفتارهاى خلاف قانون نوجوانان، ماهیتى متفاوت با جرائم بزرگسالان دارد و به همین دلیل باید به گونهاى متفاوت از بزرگسالان با آنان برخورد کرد. در این زمینه، متخصصان رشتههاى مختلف علوم انسانى نقش ایفا کردهاند، اما نقش روانشناسى بویژه «روانشناسى رشد» از برجستگى خاصى برخوردار است؛ به گونهاى که مى توان از سیطره روان شناسى بر بحث بزهکارى نوجوانان سخن گفت. در حال حاضر، بیشتر کتابهاى مربوط به این حوزه با چنین نگرشى تألیف میشود و حاصل جمع تخصص کارشناسان حقوق و روان شناسى به شمار میآید.
اعتماد به نفس
در میان خصلت هاى انسانى و فضیلت هاى اخلاقى، برخى چنان با اهمیت اند که مى توان از آنها به «صفات سرنوشت ساز» یادکرد. خودباورى یا اعتماد به نفس، از شمار این گونه فضایل روحى است. خودباورى، انواعى دارد که آشنایى با آنها، براى همگانْ مفید و بلکه لازم است، بدین قرار:
1. خودباورى انسانى،
۲٫ خودباورى مذهبى،
3. خودباورى ملّى،
۴٫ خودباورى شخصى.
نخستین نهاد خودباورى و اعتماد به نفس، باور به خودِ انسانى است و توجّه به ماهیتى که فراتر از حیوان و عالى تر از ماشین است؛ انسان، موجودى است که استعدادها، ظرفیت ها و زمینه هاى رشد بى کران دارد، خداوند متعال، او را تکریم کرده است، فرشتگان، بر آستان او سجده گزارده اند، با بهترین نظامْ آفریده شده است و مى تواند خداگونه شود و در درون خود، داراى جهانى بزرگ تر است.
این خودباورى انسانى، در برابر خود باختگى ها و از خود بیگانگى هاى گوناگون، مطرح مى شود. هنگامى که این خود باورى انسانى از انسان، رخت بربندد و انسان به خوهاى حیوانى روآورد، هویت حیوانى پیدا مى کند؛ و اگر از عواطف انسانى تهى شود و از کشش ها و گرایش هاى متعالى دور گردد، خصلت هاى ماشینى پیدا مى کند، رایانه متحرّک و ماشین آدمْ نما مى شود و این، همان «خودباختگى» یا «دیگر شدن )اِلیناسیون( است.
خودباورىِ دینى
دین، هویّت ملّى و فردى ما را شکل داده و از دیرباز، با همه چیز ما عجین گشته است. عشق ها، آرمان ها، غم ها، شادى ها و خلاصه، نظام زندگى ما، همه برآمده از آموزه هاى کانون دین است.
دین، با درونْ مایه هاى غنى و زندگى سازى که دارد و با الگوها، نمادها، شعائر، سنّت ها و ارزش هایش، آشناترین خانه زاد ماست.
ما باید تمام تلاش هاى خویش را در بستر دین، سامان دهیم و باور داشته باشیم که دین، بهترین بستر براى رشد و تعالى فردى و اجتماعى است.
مسلمانان در طول تاریخ، در همین بستر، قلّه هاى بلند فرهنگ و تمدّن را فتح کردند. اکنون اگر این باورْ سست گردد و پذیرش اندیشه ها و فرهنگ هاى بیگانه از دین یا مخالف آن گسترش یابد، به از خودبیگانگى دینى دچار خواهیم شد.
امروز، خودباورى دینى به این معناست که با عمق جان دریابیم که «الإسْلامُ یَعْلُو وَ لا یُعْلى علیه.. اسلام، از هر مکتب و هر بینشى بالاتر و والاتر است و هیچ مکتبى بر آن، برترى ندارد» و باور داشته باشیم که اسلام، تنها دین مورد قبول خداوند است. روشن است که چنین باورى، تنها مى تواند با آگاهى و کسب معارف دینى و تجربه هاى معنوى به دست آید.
خودباورى ملّى
ما به عنوان یک ملّت با پیشینه درخشان فرهنگى و نقش کار ساز در تمدّن اسلامى و بشرى و داراى سهم قابل توجّه در پیشبرد دانش جهانى، پیوسته در طول تاریخ، شایستگى هاى خویش را نشان داده ایم. اکنون نیز باید با باور کردن ظرفیت ها، استعدادها و توانایى هاى ملّى، سرنوشت خود را در جهان کنونى، رقم بزنیم و حاکمیت هاى فکرى و فرهنگى بیگانه را نپذیریم. خودباورى ملّى، در برابر از خود بیگانگى ملّى و در برابر خودباختگى نسبت به فرهنگ ها و تمدّن هاى بیگانه است.
پذیرش غیرآگاهانه و غیر سود بخش نمادها، ارزش ها و سنّت هاى بیگانه، بدترین شکل سقوط خودباورى ملّى است. به همین جهت، علامه محمد اقبال (طرّاح «فلسفه خودى») همگان را دعوت مى کند که با پاى خویش راه بروند و با بال خود، پرواز کنند:
همچو آیینه مشو محو جمال دِگران
از دل و دیده فروشوىْ خیال دگران
در جهان،بال و پَر خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پر و بال دگران
اگر خود باختگى ملّى در جامعه اى پدید آید، نسبت به اصالت ها، سنّت ها و ارزش هاى ملّى، بى اعتماد مى شود و پیوسته، رو به بیگانه مى کند. داستان این از خود بیگانگى ملّى را از زبان امام خمینى ـ که مردم ایران، خودباورى ملّى خویش را سختْ مدیون او هستند ـ بشنوید:
آن وقت که در ترکیه تبعید بودم، مجسّمه آتاتورک را دیدم که رو به غرب بود و دستش را بالا کرده بود، و آن جا به من گفتند که این، علامت این است که ما هر چه باید انجام بدهیم، از غرب خواهد بود.
و چه زیبا متفکّر شرق، اقبال لاهورى، در این باره داد سخن درداده که:
قیمت شمشاد خود، نشناختى
سروِ دیگر را بلند انداختى
مثل نِى، خود را ز خود کردى تهى
بر نواى دیگران دل مى نهى
اى گداى ریزه خوار از خوان غیر!
جنس خود مى جویى از دکّان یر؟
این نوع از خود بیگانگى را در غرب فوئرباخ، هِگِل و مارکس، و در جوامع اسلامى، سید جمال الدین اسدآبادى، محمّد عبدُه، محمد اقبال لاهورى، امیرکبیر، جلال آل احمد، شهید مدرّس و حضرت امام(ره) مطرح ساختند. البته این خود باورى ملّى، به معناى گرایش هاى ملّى گرایانه جدا شده از دین نیست. اسلام، اساس هویّت ملّى ماست و تفکّر تقابل ایران و اسلام، یک اندیشه پوچ است؛ وگرنه، ملّیت ایرانى، بیش از هزار سال است که با هویت اسلامى آمیخته است و اکنون، تفکیک اسلام از هویّت ملّى ما ممکن نیست. اسلام، عاملِ وحدت ملّى ما در طول تاریخ بوده است. همه افتخارات ملّى ما در هزار سال گذشته، در بستر اسلام، آفریده شده اند و اکنون، تمدّن ملّى ما بخشى از تمدّن اسلامى است.
اهتمام شگفت کشورها به حفظ و حراست بناهاى کهن و بزرگداشت شخصیت هاى تاریخى خویش ونیز مشارکت فعّال آنها در مسابقات بین المللى علمى و ورزشى و هنرى، از عنایت آنها به خودباورى ملّى مایه مى گیرد. این باور، مادام که به پرستش ملّیت و قوم گرایى افراطى نینجامد، نه تنها همسو با تعالیم دینى است، بلکه از راه کارهاى دین براى پیراستن مردم و حاکمان مسلمان از آلودگى هاست؛ زیرا به حتم، مردمى که خود را باور کنند و براى خود، پیشینه و اعتبار بسیار ببینند، دیرتر و سخت تر به گناه ها و خوارى ها تن مى دهند.
خودباورى شخصى
جدا از باورهاى زندگى ساز به خودِ انسانى، ملّى و دینى، هر کس در قلمرو شخصى و شخصیتى خویش ـ با تمام ویژگى هایى که او را از دیگران جدا مى سازد ـ ، توانایى ها، استعدادها و ظرفیت هاى خاصّى دارد که باید آنها را بشناسد، استخراج کند و به کار گیرد و با باورمندى به عظمت آنها، ضعف ها، کمبودها و شکست هایش را جبران سازد. این خودباورى، باید ریشه ناامیدى را برکَنَد، ناتوانى هاى خیالى را از پندار انسان برگیرد و نشاط و شور بیافریند.
این خودباورى، باید بنیان سست اندیشى و وابستگى بى جهت به دیگران را از بین ببرد و شخص را به استقلال در اندیشه و تلاش، وادارد و رهاوردهایى از این دست دارد:
۱٫ از اتّکاى بى جهت به این و آن، جلوگیرى مى کند؛
2. یأس و ناامیدى را مى زداید؛
۳٫ خودباختگى، خودناشناسى و خودکم بینى را از بین مى بَرد؛
4. اراده را توانمند مى سازد؛
5. به انسان، شجاعت اقدام هاى بزرگ مى دهد.
گفتنى است که این خودباورى، در طول اعتماد، توکّل وتفویض به خداوند متعال و جزئى از آن و از جنس آن است، نه در عرض آن و رویاروى آن. در بینش اسلامى، نیروها و عظمت هاى شخصى، مستقل و قائم به ذات نیستند؛ بلکه برآمده از کانون قدرت آفرین الهى اند؛ حتّى اعتماد به خداوند و توکّل و تفویض، ممکن است براى بهره ورى بهینه از این نیروهاى شخصى و گوهرهاى نهفته در جان آدمى باشند.
آفت هاى خودباورى شخصى
آفت هاى خودباورى شخصى بدین شرح اند:
1. خود کم بینى،
2. نقص هاى جسمى،
3. شکست ها،
4. پذیرفته نشدن،
5. کمداشت محبّت،
6. وابستگى افراطى،
7. تحقیرها،
8. فقر و تنگدستى.
اینک به ترتیب، هرکدام از این موارد را شرح مى دهیم:
خود کم بینى یا عقده حقارت، نگرش منفى نسبت به خویش و کم انگاشتن یا نادیده گرفتن توانایى ها و ارزش هاى خود است.
اسلام، مؤمن را عزیز و گران قدر مى پرورانَد و او را داراى شخصیت والایى مى داند:
وَلله العِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤمِنین
عزّت، براى خدا، رسول او ومؤمنان است.
بازدید
علل فرار دختران
سختگیری و وجود شرایط تنبیه:
سختگیری و وجود شرایط تنبیه عامل دیگری در بروز پدیده فرار است: تحقیقات مکرر کوک نشان میدهد که کودکانیکه در خانوادههای معمولی و سختگیر تربیت یافتهاند امکان بیشتری برای انحراف آنان وجود دارد، همین تحقیق درصد افراد پرورش یافته در خانوادههای سختگیر را ۷/۲۶ درصد و در خانوادههای معمولی ۸/۱۵ درصد ذکر کرده است. شلدوون و الینورگلوک در تحقیقات خود نشان دادهاند که سخت گیری و فشار بیش از حد والیدن خصوصاً پدر یکی از عوامل مهم فرار از خانه محسوب میشود. در این شرایط تنها عده معدودی از نوجوانان ارتباط خود را با خانواده حفظ میکنند «مهران، ۱۳۵۴».
دکتر تیم انداز در مقالهای که در مجله دانشکده بچاپ رسیده اظهار میدارد: « والدینی که به فرزندان خود آزادی بدون قید و شرط میدهند، همانطور دچار مشکلات میشوند که والدین سختگیر زیرا اغلب فرزندان آنها خودخواه، نظمناپذیر، و بیتوجه بار میآیند به قول هاروکس، ریشه هر نوع انحراف و بزهکاری نوجوانان را باید در خلال اطلاعات ناقص یا سختگیریهای بیجا و غیرمنطقی بزرگسالان جستجو کرد. البته نباید تصور کرد که مفهوم ضمنی آن لجام گسیختگی و لاقیدی نوجوان است. بلکه توجه کردن به زندگی نوجوان در حقیقت نوعی احترام گذاردن به نیازهای منطقی و پذیرفتن خواستهها و تفریحات مشروع آنان میباشد «شایو ریان، ۱۳۷۸».
بنابر گزارش وزارت دادگستری امریکا تنها در سال ۱۹۸۸ میلادی، ۴۵ هزار تن به علت «سختی زندگی» از خانه فرار کردهاند. زیرا تقریباً ۱۰۰ درصد نوجوانان فراری نیز آنها به زنجیر بسته و ساعتها در زیر زمین خانه حبس نمودهاند و همین فشارهای جسمانی و روانی بوده که فکر فرار از خانه را در ذهن و مخیله آنها بروز کرده است و آنرا در فرصتی مناسب عملی ساختهاند.
فقر اقتصادی نیز عاملی مهم و زمینهساز پدیده فرار بوده است. فقر اقتصادی یکی از عوامل زمینهساز در بروز پدیده «فرار» به حساب میآیدو وجود فقر طبیعتاً کجخلقی والدین و آسیبپذیری آنان را به دنبال دارد و همین امر سبب میشود تا نوجوان حساس و زودرنج را در جستجوی کار به بیرون از خانه و گاهی شهر و دیار راهی شهرهای بزرگ نماید.
بعلاوه والدین نیز در تذمین معاش خویش تن به کارهای سخت و طاقتفرسا داده و شبانگاه که خسته و کوفته به خانه باز میگردند. در برابر تمینات کودکان خود با خشونت و کتککاری آنها را ساکت میکنند. این گونه افراد معمولاً برای بهرهگیری از نیروی کار فرزندان تمایلی در فرستادن آنها به مدرسه نیز از خودشان نشان نمیدهند و همین امر آنها را در مسیر فرار از خانه و ارتکاب جرم قرار میدهد.
تمایل به دیدن نقاط دیدنی:
تحت تأثیر فیلمهای سینماییو ماجراجویی جوانان، قصهها و ماجراهای جسورانه به تقلید از قهرمانان فیلم یا قصد فیالمثل برای بدست آوردن گنج یا زندگی مطلوب، خانه و کاشانه خود را ترک میکنند اکثراً با گروهی از دوستان هم سنوسال اقدام به اینکار میکنند و پس از مدتی غلطبودن محاسبات خود را به تجربه دریافته و سرافکنده و پشیمان نزد والدین خود بازمیگردند.
فصل چهارم : نحوه ارائه خدمات به دختران فراری
ژنحوه ارائه خدمات در ایران به افرادی که از خانه فرار میکنند:
در ایران، ارائه خدمات به این افراد توسط چند ارگان انجامئ میشود از جمله سازمان بهزیستی کشور و شهرداری، سازمان بهزیستی در قالب طرح بازپروری زنان و دختران آسیبدیده اجتماعی طرح «مداخله در بحران» و طرح «خانه سلامت» بر ارائه خدمات میپردازد. البته درصدی از مددجویان مراکز کودکان خیابانی سازمان بهزیستی و خانههای سبز و ریحانه شهرداری، شامل کودکان و نوجوانان فراری هم میشود. چون موضوع تحقیق در مورد مراکز نگهداری دختران فراری است فقط به توصیف طرحهای مربوط به زنان و دختران در معرض آسیب و یا آسیبدیده اجتماعی میپردازیم.
مرکز بازپروری زنان و دختران آسیبدیده اجتماعی:
به استناد ماده واحده لایحه قانونی راجع به تشکیل سازمان بهزیستی کشور مصوب مورخ ۲۴/۳/۱۳۵۹ شورای انقلاب با الحاق اصلاحیه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۵۹ و اصلاحات و الحاقات به عمل آمده در جلسه ۱۹/۱۱/۱۳۷۵ مجلس شورای اسلامی، در خصوص تجدید تربیت منحرفین اجتماعی «آسیب دیدگان اجتماعی» و نظر بر اجرای نهاد آئیننامه اجرائی مصوب هیأت محترم وزیران به شماره ۶۰۶۱۵/ت ۸۵/هـ مورخ ۳/۳/۷۱ در رابطه با دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد و زنان آسیبدیده اجتماعی مسئولیت بازپروری به منظور اصلاح، بازتوانی بازگشت به زندگی سالم اجتماعی به سازمان بهزیستی واگذار گردید که در سازمان با عنایت به کمبود اعتبار، کمبود نیروی متخصص، عدم تجهیزات و نداشتن ساختمان مناسب و مطابق استاندارد جهت بازپروری نهایت سعی و تلاش را در این امر بکار میبرد.
مراکز حمایت و بازپروری دختران آسیبدیده اجتماعی به مراکز اطلاق میشود که طبق وظایف قانونی محوله، این افراد را نگهداری و یا به صورت شبانهروزی تحت پوشش داشته و از طریق ارائه خدماتی نظیر مددکاری اجتماعی، روانشناسی، آموزشهای فنی و حرفهای و فرهنگی زمینهی بازگشت آنان به زندگی سالم را از طریق پیوند مجدد با خانواده آموزش و ایجاد اشتغال و کسب درآمد مشروع، ازدواج و تشکیل خانواده فراهمآورده و در تأمین حداقل نیازهای اقتصادی و حل و فصل مسائل و مشکلات یاری مینماید.
خانه سلامت:
مقدمه: برای اینکه انسانها بتوانند در جامعه، زندگی سلمی داشته باشند و فرصت لازم برای رشد طبیعی را بدست آورده، بتوانند توان و استعدادهای بلقوه خویش را بالفعل ساخته و از گزند هر نوع آسیب در امان بمانند باید بتوانند از مواهب اجتماعی و اقتصادی موجود در جامعه استفاده کنند حال اگر به هر دلیل، چه فردی، خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی عدهای از افراد جامعه از جمله زنان و دختران را از حضور در صحنه اجتماعی، تعلیم و تربیت و فعالیتهای اقتصادی و غیره مانع شوند طبعاً فرصتی برای آسیب بیشتر آنان فراهم خواهد شد.
بنابراین رفته امور آسیبدیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، به منظور نگهداری و حمایت از دختران نیازمند حمایتهای اجتماعی تا زمان استقلال و خودکفایی فردی و اجتمعی آنان اقدام به ایجاد خانههای سلامت برای دختران نموده است.
خانه سلامت به مراکزی اطلاق میشود که طبق وظایف قانونی محوله، دختران در معرض آسیب اجتماعی و فاقد حمایتهای خانوادگی و اجتماعی را تحت پوشش قرار داده و از طریق ارائه خدمات زمینههای کسب استقلال اقتصادی و اجتماعی را فراهم آورده و در تأمین حداقل نیازهای اقتصادی و جلوگیری از ابتلاء به آسیبهای اجتماعی یاری مینماید.
دختران نیازمند حمایت اجتماعی به دخترانی اطلاق میشود که به دلائلی چون فقدان حمایت خانوادگی مؤثر یا وجود سوءرفتار در محیط خانوادگی به طور موقت آمادگی و درایت اجتماعی و روانی لازم را از دست داد و به دلیل عدم توان اجتماعی ـ اقتصادی لازم برای زندگی مستقل، در معرض خطر آسیب اجتماعی قرار دارند.
اهداف:
۱)حمایت و نگهداری از دختران نیازمند حمایتهای اجتماعی که مشکلات اخلاقی نداشته و نیازمند خدمات بازپروری نیستند.
۲) فراهم نمودن زمینههای تحصیلی، اشتغال، خودکفائی و استقلال این افراد.
۳) شناخت استعدادها و توانمندیهای دختران و هدایت آنان بسوی استفاده از این توانمندیها.
۴) جلوگیری از ابتلاء دختران به آسیبهای اجتماعی.
شرایط پذیرش:
۱)ایرانی بودن یا داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران.
۲) فوت والدین و یا فقدان حمایت خانوادگی مؤثر با ارائه مدارک لازم و قانونی.
۳) زندانی بودن یکی از والدین با تأیید مقامات قضائی یا انتظامی و عدم صلاحیت آنها بنابر تشخیص کیمته امور آسیبدیدگان اجتماعی استان.
۴) بیماری یا فقدان توانمندی جسمانی یا روانی والدین یا سرپرست قانونی با تأیید اداره پزشکی قانونی.
۵) عدم شناسایی و دسترسی به والدین یا بستگان به تأیید مقامات قضائی.
۶) عدم صلاحیت والدین به تأیید مقامات قضائی یا تشخیص کیته امور آسیبدیدگان اجتماعی استان.
۷) داشتن گواهی پزشکی قانونی مبتنی بر باکره بودن دختر.
۸) نداشتن سوءپیشینه کیفری.
نحوه پذیرش:
به منظور ایجاد هماهنگی در امر پذیرشهای، خانه سلامت توسط کمیته امور آسیبدیدگان اجتماعی استان انجام خواهد گرفت. از ابتدای شروع فعالیتها باید کوشش در زمینه فراهم آوردن امکانات بازگشت دختر به خانواده و یا بستگان و یا سایر روشهای ترخیص به منظور کوتاه نمودن زمان زندگی، مورد نظر باشد.
کمیته امور آسیبدیدگان اجتماعی استان:
متشکل از معاونت امور اجتماعی، کارشناس امور آسیبدیدگان اجتماعی، کارشناس امور حقوقی، مددکار اجتماعی و روانشناس است که به منظور ایجاد هماهنگی بر جریان کار، نظارت مستقیم دارد.
مدت زمان حمایت مالی از دختران در خانه سلامت حداکثر ۷۶ ماه میباشد و ظرف این مدت، کمیته تمور آسیبدیدگان اجتماعی استان موظف به تأمین شغل و فراهم آوردن زمینه استقلال مالی دختران میباشد به استثنای زمانی که دختران خانه سلامتی، با تأیید کیته امور آسیبدیدگان اجتماعی، توانایی لازم را برای ادامه تحصیل در مقاطع مختلف تحصیلی و دانشگاهی را دارا باشند در اینصورت تا پایان سال اشتغال یا تحصیل باید از حمایتهای اقتصادی ـ اجتماعی لازم برخوردار باشند.
در این مرکز، زمینههای فراگیری آموزشهای فنی و حرفهای، اشتغال و استقلال این دختران، باید فراهم گردد. همچنین تدوین برنامه اوقات فراغت باید به گونهای باشد که موجب آشنایی هر چه بیشتر این دختران با ارزشها، آداب و رسوم و فرهنگ جامعه شود.
موارد انضباطی، توسط تیم مرکز و «مسئول مرکز، مددکار اجتماعی و روانشناس» مورد بررسی قرار گرفته و کلیه موارد و تصمیمها در فرم صورتجلسه بایستی مکتوب گردد.
بازدید
علل فرار دختران
فصل اول :کلیات تحقیق
اهمیت مسأله:
در تحقیقی که در سال ۱۳۶۵ بوسیله انجمن اولیاء و مربیان در مورد علل انحرافات، اخلاقی و فرار دختران انجام گرفته است متوسط سن فرار ۱۶ سال میباشد. دلایلی چون: اختلافات شدید خانوادگی، عاشق شدن، داشتن رابطه نامشروع و ترس از برملا شدن آن، داشتن نامادری، ناپدری و بدرفتاری والدین را برای فرار آنها ذکر نمودهاند. «فراهانی، ۱۳۶۵» بنابر گزارش سازمان بهداشت جهانی، یکصد میلیون کودک و نوجوان در جهان وجود دارد که در کوچهها و خیابانها زندگی میکنند و در برابر مواد مخدر و خشونتهای جسمی آسیب پذیرند. موضوع مهم در این فرارها یافتن پاسخ برای سئوالات زیر است:
۱ . نوجوانان چرا خانههای خود را ترک میکنند؟
۲ . نوجوانان در مدتی که خانه را ترک میکنند کجا بسر میبرند؟
۳ . اوقات خود را چگونه و با چه کسانی سپری میکنند؟
۴ . هزینههای زندگی خود را از چه محلی تأمین میکنند؟
گروه فراریان دختران از خانه و کاشانه رقم عمدهای را تشکیل میدهند. آنها به هر علتی از خانه فرار کرده باشند امروزه در وضعیتی قابل مطالعه بسر میبرند. اختلافات خانوادگی، وضع مدرسه و تحصیل، روابط بین دوستان و اطرافیان همه مسائلی هستند که ممکن است به امنیت، استقلال و شخصیت نوجوانان لطمه بزنند و آنها را دچار نگرانی کنند و در این موارد است که ما باید آنها را درک کنیم و به آنها کمک کنیم تا بتوانند استقلال و امنیت از دست رفته خود را باز یابند. این کار ارزش آن را دارد که قبلاً مورد توجه قرار گیرد و از آن پیشگیری گردد.
تعریف علمی واژهها:
فرار بخشی از رفتار ناسازگارانهای است که کودکان و نوجوانان مرتکب میشوند که ابتداء برای رفع نیازهای عادی خود یا پرکردن اوقات فراغت و سپس به اعمال ناهنجار دیگری از قبیل دزدی، ولگردی، روی می آورند. از همه مهمتر یافتن افراد همسن و سال خود در پارکها و کوچهها و خیابنها به تشکیل گروههای بزهکاری مبادرت میورزند.
نوجوانی:نوجوانی به دورهای اطلاق میشود که حدفاصل بین کودکی و میانسالی است ۱۸ – 12 سالگی و آغاز بزرگسالی، به عبارت دیگر فرد از کودکی به بزرگسالی، از مرحلهای می گذرد که نوجوانی گویند «نوایینژاد، ۱۳۶۶».
بحرانیترین ادوار زندگی به حساب میآید. چون عوامل زیست، روانی، اجتماعی، تواماً در بروز نوجوانی دخالت دارند. تعیین سن دقیقی برای آغاز و پایان آن امکانپذیر نیست ولی معمولاً نوجوانی در دختران سنین ۱۵ – 11 و در پسران ۱۶ – 12 سالگی را شامل میشود.
کجروی یا انحراف: انحراف نوعی درد، عارضه یا بیماری است که آن را آسیب اجتماعی نام نهادهاند. بدین خاطر که آثار و عوارض آن در اجتماع ظهور مییابد.
فصل دوم :فرار دختران از خانه
مقام زن در جهانبینی اسلامی:
اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست؟ لازم است به مسأله سرشت زن و مرد که در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است توجه کنید، قرآن نیز در این موضوع سکوت نکرده است، قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی میفرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدهایم یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی بجا گذاشته است این است که زن عنصر گناه است و از وجود زن شر و وسوسه برمیخیزد. قرآن داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته است که شیطان یا مار، حوا را فریفت و حوا ادم را، قرآن نه حوا را به عنوان مسئول اصلی معرفی میکند و نه او را از حساب خارج میکند قرآن میگوید: به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت مسکن گزینید و از میوههای آن بخورید قرآن آنجا که پای وسوسه شیطانی را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه میآمد و میگوید: شیطان آن دو را وسوسه شیطانی را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه می آورد و میگوید: شیطان آن دو را وسوسه کرد یا شیطان آن دو را به فریب راهنمایی کرد و یا شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمیخواهد.
در قانون اساسی کشورمان در بسیاری قوانین تساوی مرد و زن به وضوح دیده میشود. برای مثال بند ۱۴ از اصل ۳ قانون اساسی «تأمین تساوی عموم در برابر قانون» با اصل بیستم «همه افراد ملت» اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
ولی مطابق برخی اصول، زنان اجازه ورود به برخی حیطهها را ندارند برای نمونه طبق اصل ۱۱۵، رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب گردد. البته در این پژوهش مجالی نیست تا به تحلیل قانون اساسی و سایر قوانین مدنی، حقوقی و کیفری و یا مقرارت فقهی بپردازیم فقط به این مقدار بسنده میکنیم که در حال حاضر در جامعهمان زنان با محدودیتهایی مواجه هستند بدون آنکه دلیلی برای آن وجود داشته باشد. با توجه به تمام مطالب به نظر میرسد جامعه ما به متمایز بودن وظیفه مردان و زنان معتقد است و انتظار دارد زنان در خانه نقش بارزتری را ایفاء کنند.
فرار دختران از خانه:
فرار نوجوانان و جوانان از خانواده امروزه در جهان به عنوان یک مسأله و مشکل اجتماعی توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است اهمیت این مسأله از آنجا بیشتر آشکار میشود که جامعهشناسان بقاء جامعه را در گرو بقای خانواده و موفقیت و شکست جامعه را در سلامت و یا گسستگی نهاد خانواده، یافتهاند خانواده به عنوان سازمان اجتماعی کوچکی برخوردار از روابط تعاملی والدین ـ فرزندان است و روابط فرزندان، والدین و سایر اعضاء خانواده چون شبکه و نظامی در هم پیچیده است که افراد آن در کنش متقابل با یکدیگر و این نظام در مجموعهای از نظامهای اجتماعی بزرگتر قرار گرفته است جامعه بزرگتر خود جزئی از زمینه فرهنگی برای الگوهای رفتاری خانواده است و در تثبیت یا تزلزل آن تأثیر دارد.
کانون خانواده، اساسیترین سهم را در آن دارد. مسیر رشد، دوره بلوغ و نوجوانی از حساسترین مراحل زندگی است که از آن به عنوان دوره بحران یا دوره بیسر و سامانی روحی تعبیر میشود، در این مرحله اگر والدین درک و شناخت درستی از شرایط روحی، عاطفی و جسمانی فرزندان نداشته باشند و برای گذر بیمخاطره و کم مخاطره این بحرانها او را مشتاقانه و آگاهانه همراهی نکند امکان بروز کجروی و رفتارهای نابهنجار از سوی آنان افزایش خواهد یافت، فرار نوجوانان و جوانان از خانه یک زنگ خطر و هشدار است که علاقمندان و دلسوزان جامعه را برای حفظ کیان خانواده و سلامت و تعادل جامعه به چارهاندیشی فرار میخواند.
اصطلاح نوجوان فراری بر کسی اطلاق میشود که منزل را بدون قصد بازگشت ترک نماید، به نظر میرسد این پدیده از معضلات خانوادگی و اجتماعی فراگیر در سطح جهان است و طی سالهای اخیر در کشورها، رو به افزایش است، «اقلیما، ۴: ۱۳۸۰»
برای مثال: انجمن کودکان در انگلستان اطلاعات زیر را در مورد کودکان فراری گزارش کرده است:
هر سال ۱۰۰۰۰۰ کودکزیر ۱۶ سال فرار میکنند. ۸۰ درصد فراریها از مشکلات موجود در خانه فرار میکنند، به دلائلی از قبیل خشونت، آزار و تعارض با والدین.
۴/۱ بچههای فراری، اولین فرارشان قبل از ۸ سالگی است.
۳/۱ پسرها و ۵/۱ دخترها وقتی که اولین بار فرار میکنند ۱۱ ساله هستند.
بسیاری از بچههای فراری بعد از یک روز به خانه برمیگردند و آسیب جدیای نمیبینند، اگر چه ۴/۱ از آنها در شرایط سختی میخوابند، مثلا: در کوچهها، روی زمین و یا ایستگاه اتوبوس.
۷/۱ بچهای فراری مورد تجاوز جنسی یا حملههای خشونتبار و یا هر دو قرار میگیرند.
۴۱ درصد فراریها، از مدرسه اخراج شدهاند «انجمن کودکان انگلستان ۱۹۹۹»
دکتر مصطفی اقلیما در پژوهشی با عنوان بررسی عوامل مؤثر در بازگشت مجدد زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی بر مراکز بازپروری سازمان بهزیستی، معتقد است که از جمله آسیبهای اجتماعی، مسأله فرار دختران از خانواده و به دنبال آن مسأله روسپیگری است و با مطالعه در علل این پدیده و به خوبی روشن میشود که فقط بیکاری، جنگ، تنوعطلبی، فریبخوردگی، طردشدگی، شکست در عشق، تمایل بر درآمد بیشتر، علل جنسی و عوامل خانوادگی مهمترین عواملی هستند که هر روز بر تعداد لطمههای جدید روسپیگری میافزاید با توجه به اینکه در جامعه ما این مسأله به عنوان جرم محسوب میگردد افرادی که مرتکب چنین عملی میگردند به مراکز بازپروری جهت انجام فعالیتهای بازپروری ارجاع میگردند. «اقلیما، ۱۳۸۰: چکیده»
نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی در انحراف:
نقش مسائل اجتماعی در انحراف: وقایع اجتماعی و امور جریانات آن در رفتارهای انحرافی دارای نقش و تأثیری فوقالعاده است آن چنان که حتی عدهای از جامعهشناسان آن را علت اصلی آسیبهای اجتماعی ذکر کردهاند از مسائل اجتماعی که در دامن زن به انحرافات و یا زمینهسازی در آن اثر دارند موارد بسیاری را میتوان نام برد که برخی از آنها عبارتند از:
تراکم جمعیت:
گسترش روزافزون صنعت و توسعه، بدون توجه به نظارت جوانب آن خود سبب تراکم جمعیت بیش از اندازه است کم اثر شده و فقر و محرومیت افزایش مییابد در نتیجه زمینه برای آسیبها فراهم میگردد.
بررسیها دور کیم نشان داده است افزایش جنایات با تراکم و افزایش جمعیت، نسبت مستقیم دارد در اماکن پرجمعیت، شلوغ، سوءاستفادهها، فحشاء اعتیاد بیشتر به چشم میخورد و این امر در جوامع صنعتی ودر توسعههای شهرنشینی بیشتر نمایان است زیرا در جوامع متراکم و پرجمعیت، کنترلها ضعیف شده و به سبب تعارض فرهنگی، و رسوم اخلاقی گوناگون و ایدئولوژیهای متفاوت موجب میگردد که دوستیهای متقابل کاهش یابد و امکان آشناییهای عمیق از بین رفته و روابط صوری شود.
محل سکونت:
همیشه این سئوال مطرح است که چه رابطهای بین محیط اقامت و انحراف وجود دارد؟ پاسخ این پرسش در مناطق بسته به موقعیت فرق میکند تفاوت روشنی که بین میزان انحرافات شهرهایبزرگ و پایتختها و شهرهایکوچک و روستانشین وجود دارد، بیانگر این واقعیت است.
برای مثال محل سکنای متصل بر خطوط راه آهن یا کارگاهها یا اماکن صنعتی و یا مناطق گرم و دور افتاده نیز محیط مناسبی به شمار نمیرود از آنجا که اغلب، طفل یا نوجوان مقیم اینگونه اماکن، همواره احساس محرومیت میکند چه بسا که گرفتار طغیان و عصیان نیز میگردد که اغلب بر ارتکاب جرائم منجر میشود، اقامت در محلات پست یکی از عوامل مساعد کننده زمینه انحراف است.
مناطق جرم خیز:
در بیشتر شهرهای صنعتی مجرمین در نواحی نامناسب و فقیر شهر زندگی میکنند و البته آنچنان نیست که در مناطق اغنیا از جرم و انحراف خبری نباشد، بلکه در آنجا کمتر آشکار است در نواحی فقیرنشین، بیکاری، هرجومرج، بیماری، انحراف دائماً رو به توسعه است. بیشترین بودجه رفاهی و درمانی درست در مناطق جرمخیز صرف میشود، سوءاستفاده و دزدی، فحشاء و دیگر آلودگیها مربوط به این مناطق است. اگر دولتها بودجهای را که به دستگیری، حبس، محاکم این افراد اختصاص میدهند برای سلاح آن صرف کنند به صرفهتر است.
اغلب جرائم در مناطق فقیر و کثیف شهر صورت میگیرد و یا در زاعهها و مناطق پرت و متروکه و یا شلوغ و پرهیاهو، این امری است که در کشورهای دیگر هم مصداق دارد.
مهاجرت:
مهاجرتهای بیحساب و حرکتهای دائمی مردم از منطقهای به منطقهای دیگر، مشکلات بسیاری را در رابطه با آسیبهای اجتماعی پدید میآورد، مهجران به سختی میتوانند خود را با شرایط قانونی و حیات جدید و از همه مهمتر، فرهنگ آن منطقه سازگار کنند. ضمن اینکه افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت در یک محدوده و منطقه مسأله اجتماعی پدید میآورد.
مهاجرین در طریق جا انداختن تثبیت موقعیت خود گاهی رفتاری خلاف انتظار از خود بروز میدهند و البته این امر درباره نسل اول مهاجران اندک است و نسلهای بعد که خود را در آن منطقه صاحب آب و گل یافتند، زیادتر میگردند. کودکان مهاجر که در اقلتند از وجود والدین احساس شرمساری میکنند و این خود منشأ بسیاری از نابسامانیهاست. گسستگی روابط، کاهش دوستیها و صمیمیتها، طرح اندک روابط متقابل، دیر مأنوس شدن با محیط اجتماعی خود سبب پیدایش و گسترش دشواری است.
بازدید
روانشناسی اجتماعی
اثرات کلی حاصله از مصرف مواد مخدر
مصرف انواع مواد مخدر موجب تغییر حالت در مصرف کننده و ایجاد نوعی لذت کاذب و زودگذر میگردد. خوشی کاذبی که از مصرف انواع مواد حاصل میشود به تدریج زایل و در مراحل پیشرفته اصولا لذتی به مصرف کننده دست نمی دهد، بلکه صرفا بخاطر کاهش آلام و رنجهای ناشی از خماری، استعمال میگردد.
خوش بینی مفرط اولین حالتی است که در کلیه مصرف کنندگان مواد مخدر ایجاد میشود، این حالت در لحظات اولیه زائل شدن آثار مصرف، تبدیل به بدبینی شدید میگردد. این امر با پیشرفت اعتیاد گسترش مییابد بحدی که بدبینی، به دوری و نفرت از اطرافیان منجر میشود.
معتاد خود را فهیم تر از دیگران میداند و این حالت در زمان خماری هم ادامه مییابد، بخصوص اینکه درحالت خماری خود را محق میداند و از همه متوقع و طلبکار است. با پیشرفت مصرف، تغییرات زیادی در جسم، رفتار و شخصیت فرد پیش میآید.
پرگوئی خصیصه دیگرمعتادین است. تقریبا کلیه معتادین مدام حرف میزنند و لاف وگزافگویی و احیانا دروغگوئی در گفتههای آنها به آسانی قابل تشخیص است. تنها در زمانی که از خماری رنج میبرند ساکت و مظلوم در ناتوانی چرت آلودی گرفتار میشوند.
معتادان به انواع مواد مخدر، به یبوست مزمن دچار میشوند. از غذاهای ترش بشدت بیزارند و بشدت به شیرینی علاقه مندند.
بی اشتهائی و بی میلی به مواد خوراکی در معتادین به تریاک و هروئین دیده میشود.
بشدت به چای علاقه دارند. از سرما فوق العاده بیزارند و گرما را دوست دارد. مصرف کنندگان حشیش معتقدند حشیش اعتیادآور نیست ولی حالت خاصی که ایجاد میکند بیش از هروئین و تریاک کشش و جاذبه دارد. به همین جهت معتادین دیگر مواد هم گاهی حشیش میشکند.
اکثر معتادین موهای پرپشت دارند. قطر موهای آنها نسبت به زمان قبل از اعتیاد ضخیم تر به نظر میرسد و دیرتر میریزد و دیرتر هم سفید میشود.
معتادین افرادی هستند لاابالی و نظافت را درهیچ موردی حتی غذا خوردن رعایت نمی کنند.
صبحا بسختی از خواب بر میخیزند. همیشه خواب آلود هستند.
در خماری ظاهری، آبریزش بینی، خمیازههای بلند و پی در پی و ناتمام، دان دان شدن پوست صورت و بدن – مانند پوست تخم مرغ پر کنده- بزرگ شدن مردمک چشم، عرق کردن زیاد، خارش بدن، لرزش بدن بخصوص دستها، ناتوانی در ایستادن و سر پا بودن و در خماری درونی، احساس فشار و گرما، خارش گلو، چسبندگی بزاق دهان، حالت تهوع و سرگیج، دل درد، دردهای عضلانی و استخوان درد، درد شدید در مفاصل، حالاتی شبیه سرماخوردگی و گاهی توام با اسهال، وجود دارد.
در لحظات خماری، فرد معتاد وحشتزده و هراسان است. فوق العاده عصبی و بی حوصله میشود و قیافه ای غیر عادی مییابد.
اعتیاد و زیانهای بدنی
هنگامی که انسان معتاد شد کوشش عضوها و دستگاهها وحفظ تعادل طبیعی مشکل میگردد و این امر در دستگاه اعصاب مرکزی ومحیطی او اثر تخدیری شدید میگذارد و به اندازه ای که قطع دارو به عدم تعادل طبیعی دستگاه عصبی واختلال حاد آن منجر میگردد. در این باره پزشکان میگویند: هنگامی که انسان معتاد میشود، نیکوتین، منوکسید کربن و … جذب ششها و دهان معتاد میگردد. دستگاه اعصاب او برانگیخته میگردد. فشار خون بالا میرود نبض و ضربان او بیشتر میشود به اندازه ای که میتوان لرزش دست و پای او را احساس کرد. دمای دستها و پاها پایین میآید.
اعتیاد و سرطان
پژوهشهایی که روی ۳۷۰ نفر کارگر پنبه انجام گرفته است نشان میدهد که هیچ یک از افراد غیر معتاد دچار سرطان ریه نشدهاند و کاملا تندرست مانده اند، در صورتی که این بیماری کشنده در میان معتادین در اثر آمادگی و مساعد بودن زمینه پیش از حد انتظار شیوع داشته است و معتادین را گرفتار سرطان ریه و سایر بیماریهای ششی ساخته است.
اعتیاد و خودکشی
در الکلیها خودکشی وفور زیادی داشته و همچنین نسبت درصد الکلیها در بین افرادی که خودکشی میکنند یااراده به خودکشی دارند زیاد است.
برخی از دانشمندان معتقدند که وابستگی شدید مواد مخدر و … ممکن است جانشین خودکشی باشد و در دوره رفع مسمومیت خطر خودکشی زیاد بوده و بسیاری از اشخاص را که قادر به ترک الکل و … نیستند میتوان جز افسردهها دانست. به طور کلی به نظر میرسد که علتهای اجتماعی و روانی و زیست شناسی در برخی افراد منجر به خودکشی شده در برخی ایجاد بیماری روانی میکند و در برخی دیگر هر دو عارضه را به وجود میآورد.
خودکشی و اعتیاد هر دو، دو رفتار به ظاهر گوناگون ولی اساسا مترادف و ناشی از عوامل و پویاییهای تقریبا یکسان در محیط اجتماعی و روانی معتادین و افرادی است که خودکشی میکنند.
اختلال شخصیت و رفتارهای ضد اجتماعی
بخش بزرگی از پژوهشگران معتقدند که قست اعظم تهیه کنندگان و مبتلایان به مواد مخدر و الکل را افرادی باشخصیتهای ضد اجتماعی و رفتارهای ضد اجتماعی تشکیل میدهند، که به اصطلاح پسیکوپات خوانده میشوند. اینان افرادی هستند که اصولا به تکالیف اجتماعی بی توجهند. رفتارهای مورد قبول اجتماع را نمی پذیرند و بین رفتارهای آنان و رفتار شایع در اجتماع تفاوتهای شدید وجود دارد و به اینجهت به کرات دچار تضاد با جامعه میشوند. اینان خودخواه، بیرحم وبی مسئولیت هستند. ناگهان تصمیم میگیرند، و به شدت متجاوزند. دروغگو و غیر صمیمی هستند به دیگران محبت ندارند. از ایجاد روابط عاطفی معمولی با دیگران عاجزند. در مقابل محرومیتها مقاومت کمی دارند. اغلب از دیگران شاکی هستند و دلایل به ظاهر منطقی برای رفتار خود ارائه مینمایند. در مقابل نتایج ناخوشایند اعمال خود احساس پشیمانی نداند. قدرت قضاوت آنان ضعیف است و از تجربیات خود و دیگران بویژه در رابطه با قانون، پند نمی گیرند. ممکن است ظاهر ایشان جذاب و باهوش باشد و در ابتدا افراد ناآشنا را تحت تاثیر قرار دهند وامکان دارد که واقعا نیز، ویژگیهای عالی داشته باشند. ولی در عمل، غالبا شکست میخورندو درروابط با دوستان، دچار اشکار میگردند.
در سابقه این افراد تا قبل از سن ۱۵ سالگی حداقل سه مورد از رفتارهای زیر دیده میشود:
۱- گریز از مدرسه
۲- اخراج از مدرسه
۳- بزهکاری
۴- فرار از خانه
۵- دروغگویی مداوم
۶- رفتارهای زود هنگام جنسی
۷- تجربه زود هنگام با سیگار و مشروبات الکلی یا مواد مخدر
۸- دزدی
۹- رفتارهای وحشیانه و خشونت آمیز
۱۰- دستاوردهای تحصیلی، پایین تر از آنچه که از هوش آنها انتظار میرود.
۱۱- نقض مداوم مقررات در خانه یا مدرسه
در زندگی اجتماعی و خانوادگی این افراد پس از ۱۵ سالگی نیز حداقل دو مورد از موارد زیر وجود دارد:
۱٫ دستگیری سه بار یا بیشتر توسط مراجع قانونی
۲٫ طلاق و یا جدایی بدون طلاق از همسر بیش از دو بار
۳٫ خشونت بدنی و کتک کاری
۴٫ اعتیاد به الکل یا مواد مخدر و یا مسمومیت حاد با این مواد به طور مکرر
۵٫ عدم پرداخت قروض و سایر مسئولیتهای مالی
۶٫ مسافرت از نقطه ای به نقطه دیگر بدون برنامه و بدون تدارک شغل
افراد با شخصیت ضد اجتماعی بحض عمده ای از مجرمین و زندانیان را تشکیل میدهند. بررسیهای آماری حتی تا ۷۵% زندانیان را در شمار مبتلایان به اختلال شخصیت ضد اجتاعی نشان داده است. تهیه کنندگان مواد مخدر و مشروبات الکلی، قاچاقچیها و واسطههای پخش این مواد و شاید بخض عمده ای از فروشندگان جز و معتادان را این عده تشکیل میدهند.
دلیل بروز شخصیت ضد اجتماعی
مطالعه در باب دو قلوهای یک تخمکی و دوتخمکی نشان میدهد که شخصیت ضد اجتماعی و رفتارهای بزهکارانه تاحد قابل توجهی به عوامل ارثی وابسته است. اما محیط میتواند به مقدار زیاد، تظاهرات این استعداد شخصیتی را کنترل کند. حالات نوروتیک و پسیکوپاتیک تحت اثر عوامل چندگانه و گوناگون شکل میگیرد. مطالعه درباره ارتباط بین بزهکاری و مشکلات اجتماعی نشان میدهد که مسئله ای اختصاصی و مهم در بین مشکلات اجتماعی بزهکاران، زمانی که در سنین چهارم و پنجم عمر خود بودهاند وجود داشته است. روانشناسان معتقدند که نبودن پدر در این سنین، موجب میشود که طفل از وجود یک الگو برای برقراری وجدانیات و سوپراگو محروم بماند. ممکن است پدر وجود داشته باشد ولی خود او به علت اشکالات شخصیتی نتواند مدل مناسبی برای کودک قرار گیرد.
ویژگیهای سرشتی که در افراد پسیکوپات یافت میشود نیز با نفع عوامل ژنتیک است. این ویژگیها شامل ساخت جسمی- عضلانی (مزومورفیک) و وجود اختلالاتی در امواج مغزی است که در الکتروانسفالوگرافی ثبت میشود و همگام با رفتارهای پرخاشگرانه است.
جوان و اعتیاد
جوانان اصلی ترین قربانیان مواد مخدر هستند. جوانان به خاطر خصوصیات جوانی آسیب پذیری زیادی دارند، چون پویا و جستجوگرند، بهر جا سر میکشند، کنجکاو و به دنبال همه چیز هستند، در مسیرشان هر راهی که گشوده شود، وارد میشوند. چنانچه در راهی لذت و بی خبری – که خواست آنان است – وجود داشته باشد، بسرعت آنان را جذب میکند. جوانان آمادگی انجام هر کاری دارند. حتی آنان که صالحاند و با تعقل و اندیشه بهر کاری دست میزنند نیز ممکن است از روی کنجکاوی به چنین راهها، سری بزنند. در چنین اوضاع و احوال است که زمینهها، شرایط انحراف و فساد برای جوانان فراهم میشود و آنان را در لبه پرتگاه و آغاز سقوط قرار میدهد.
بازدید
بازدید
کتاب (پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت)
سئوالات
۱-از مسافرت هائی که رفته اید کدام یک در برانگیختن قدرت تصورتان موثر بوده است؟ دلایل آن را تجزیه و تحلیل نموده شرح دهید چرا دیگر مسافرت ها مثمر چنین نتیجه ای نبوده اند.
۲-اعتقاد داردی که کودکان باید در «تظاهر» نمودن هایشان تشویق با توبیخ شوند؟ شرح دهید.
۳-تا چه حد با فرانسیس بیکن که می گوید «مطالعه انسان را کامل می کند» موافقت دارید؟ موضوع را شرح دهید.
۴-فکر می کنید می توانید کتاب بنویسید؟چرا؟
۵-آیا این اظهار نظر که«هرچه بیشتر تمرین مهربانی کنید مهربان تر می شوید» صحیح است یا غلط؟ شرح دهید.
روشهای پرورش خلاقیت
می توان موهبت خلاقیت را با بلا استفاده گذاردن پژمرده نمود و یا با مبادرت به فعالیت هایی که بیشترین امکان را برای پرورش قدرت تصور خلاق به وجود می آورد، و خاصه با تمرین دادن مداوم، آن را توسعه داد.
در این که این استعداد را می توان پرورش داد تردید وجود ندارد. روانشناسان از مدتها قبل این اعتقاد را که هر استعداد اساسی را می توان تربیت نمود – و حتی استعداد متوسط را می توان با تمرین پرورش داد- پذیرفته اند. با تمرین حساب ذهنی، بزرگسالان می توانند قدرت محاسبه خود را بیش از دو برابر کنند. در مورد اثر تمرین بر روی حافظه، بسیاری از طریق تمرین قدرت یادآوری خود را دو برابر کرده اند.
حتی خصوصیات عاطفی را می توان از طریق تمرین بهتر کرد. هر چه بیشتر مهربانی کنیم مهربان تر می شویم. با تمرین شادی خود شادتر می شویم. حتی شوخ طبعی با آموزش توسعه می یابد و این موضوع از نتایج دروسی که برای تربیت کمدین ها در برخی دانشگاه ها تدریس می شود مشخص شده است.
تمرین هم برای پرورش مغز و هم برای پرورش جسم لازم است . والت دیسنی توصیه می کند که به دستگاه تصور خلاق خود به عنوان عضلات مغزی بنگریم. عضلات بدن هرچه بیشتر کار کند به جای آن که تحلیل رود بیشتر پرورش می یابد. درست مثل عضلات و ارگانهای جسمی، هوش و ذکاوت بدون تمرین فرسوده می گردد.
وقتی شکسپیر درباره «مزایای غنی تمرین خوب» سخن گفت اشاره داشت که تمرین برحسب درجه ارزش تغییر می کند. بهتر از همه انجام واقعی کار است – یعنی ترکیب کردن عملی کوشش با قدرت تصور. بدین ترتیب قدرت خلاقیت محفوظ ماندن و یا بازیافت می شود- و در واقع برای رشد برانگیخته می گردد.
۱-تجربه برای ایده جوئی سوخت می سازد
برای پرورش خلاقیت، مغز نه تنها به تمرین نیاز دارد بلکه به وسائلی که با آن بتوان به بهترین وجهی ایده ها را تشکیل داد محتاج است. غنی ترین سوخت برای ایده جوئی عبارت از تجربه است.
تجربه دست اول مطلقا غنی ترین سوخت است زیرا امکان این که در مغز ما بماند و در موقع نیاز به خاطر آید زیادتر است. تجربه دست دوم – مانند خواندن سطحی، گوش دادن یا تماشا کردن – سوخت ضعیف تری را تشکیل می دهد.
در سن دوازده سالگی توماس ادیسون در ترن ها شکلات می فروخت. وقتی فقط ۱۴ سال داشت یک روزنامه منتشر می کرد. در مواقع بینابین سبزیجات خرید و فروش می کرد و وقتی هنوز کمتر از ۲۰ سال داشت در تلگرافخانه کار می کرد . آنقدر مطالب دست اول آموخت که وقتی ۲۲ ساله بود نوار اونویرسال سهام را تکمیل نموده آن را به موسسه تلگراف امریکا به۴۰۰،۰۰۰ دلار فروخت. چنین تجارب دست اول است که دلیل رکورد خلاقیت مادام العمر ادیسون را توجیه می کند.
مسافرت یک نوع تجربه است که به تغذیه قدرت تصور کمک می نماید. نکات برجسته در حافظه ما باقی مانده قدرت تداعی مارا تقویت می نماید- بطوری که سالها بعد ممکن است مغزمان ایده ای خلق کند که اگر جائی نرفته بودیم و چیزی ندیده بودیم این خلاقیت امکان نمی داشت.
ارزش خلاقیت مسافرت بستگی به کوششی دارد که در مورد آن بکار می بریم. یک متخصص خلاقیت وقتی به مسافرت دور دنیا مبادرت نمود، نه تنها از مشاهدات خود بلکه از ایده هائی که هر روز تدبیر می نمود یادداشت برمی داشت. این یادداشتها ارزش کاربردی این سفر را به مقیاس وسیعی ارتقاء بخشید. وی کرارا از این یادداشتها در نوشته هایش برای روزنامه های مختلف که خوانندگان زیادی داشت، استفاده می کرد.
بازدید
علاوه بر عواملی که در کنترل غریزه جنسی و تسکین شهوت بحث شد، از طریق «تغذیه»، «ورزش» و سایر عوامل روزمرّه نیز، می توان به مبارزه با این غریزه برخاست.
لاتترک الْاجتهاد فی اصلاح نفْسک فانه لایعینک علیها الا الجد.
کوشش و برای اصلاح درون و خودسازی را رها نکن؛ زیرا جز تلاش و جدیت، چیزی تو را در برابر نفست یاری نمیکند.
اصلاح نفس و تلاش برای مبارزه با نفس و منکر، به ویژه در دوران جوانی، از سفارشهای مؤکد ائمه دین و خداوند قادر است.
رویارویی شهوت و عقل، در جوانی
نیروی غریزه جنسی، برای بقای نسل و ادامه حیات، در سرشت آدمی به ودیعه نهاده شده است. نیز در دوران جوانی که دوره رشد همه جانبه انسان است، غرایز انسانی و در رأس آنها غریزه جنسی رشد چشمگیری مییابد. طغیان برخی غریزهها به ویژه غریزه قدرتمند شهوت، جوان را با بحران رو به رو میسازد و فکر و دل جوان را به خود مشغول میکند. همچنین نیروی عقل و اندیشه را در انزوا قرار میدهد و راه حق و حقیقت را میبندد. امام معصوم علیهالسلام به این موضوع، چنین اشاره میکند: «هوای نفس، قویترین نیروی مسلط بر انسان است و همین نیروست که انسان را از حق باز میدارد».
نیروی شهوت و هوای نفس، دشمن دیرین عقل است و با طغیان گری خویش، عقل را اسیر میسازد، چنانکه حضرت امیرمؤمنان، علی علیهالسلام بارها همگان را به این امر توجه میداد که: «کمْ منْ عقْل أسیر تحْت هوی أمیر؛ چه بسیار عقلی اسیری که زیر دست و گرفتار هوایی است که امیر و فرمانده است».
بر اثر این آسیب، برخی جوانان در دوران جوانی دچار گونهای ناهماهنگی رفتاری و ضعف عقلی میشوند و از این رهگذر، به نوعی بیبندوباری و بیقیدی تن میدهند. در این دوران، نیروی شهوت با قدرت و شدت تمامتر، روح جوان را تسخیر میکند و او را به بیراهه میکشاند. دراین باره، این سفارش گرانسنگ حضرت علی علیهالسلام شایسته توجه و اندیشه است که:
غلبه الشهوه تبطل العصمه و تورد الهلک.
چیرگی شهوت، مایه از بین رفتن نیروی بازدارنده در برابر گناه، عامل نابودی است. شهوت یک نیروی استعماری درونی است که جسم و جان را به خدمت میگیرد و راه را بر رشد و تعالی انسان میبندد. به فرموده امام علی علیهالسلام :
منْ لمْ یمْلک شهْوته یمْلک عقْله؛
هر کس شهوت خود را در دست نگیرد، عقلش را هم به دست نمیگیرد».
در پرتو چیرگی بر شهوتها، ارزش آدمی در امان میماند و در صورت شکست شهوت اندیشه و عقل شهوت ، تباه و نابودی آدمی حتمی است.
پیآمدهای طغیان غرایز و چگونگی مهار آن
برخی از گناهان که در پی طغیان غریزه شهوت دامنگیر جوانان میشود، اثر بسیار ناگواری بر دستگاه مغز و اعصاب جوان بر جای میگذارد. قدرت اندیشه و حافظه او را در صورت زیادهروی جوان در پیروی از غریزه جنسی، سلولهای مغزی او از بین میروند. یکی از گناهانی که آثار بسیار خطرناکی بر روی جسم و روح عامل میگذارد، گناه خودارضایی است. برای غلبه بر نیروی شهوت و رهایی از این عادت ناپسند، گفته کانت تأمل برانگیز است، او میگوید:
هیچ چیز مانند خودارضایی، ذهن و جسم را ضعیف نمیکند و این نوع شهوترانی، به کلی با طبیعت آدمی مغایر است، ولی این موضوع نباید از جوان پنهان بماند، بلکه باید آن را با همه زشتیاش پیش روی او قرار داد. به او بگوییم که بدین طریق، از تولیدمثل خواهد افتاد و یادآور شویم که این عادت زشت، بیش از هر چیز دیگری، قدرت جسمیاش را تباه خواهد کرد با این کار، سبب پیری زودرس و صاحب عقلی واقعا ضعیف خواهد شد.
در آموزههای دینی و اخلاقی، برای چیرگی بر نیروی شهوانی، هشدارهایی داده شده است که از آن جملهاند: آگاهی از پیآمدهای شوم آن، توکل بر یاری خدا، برخورداری از اراده و توان خدادادی، همراهی با دوستان آگاه و دل سوز و باوفا، تقویت نیروی عقل و اندیشه سالم، بهرهگیری از تخصص افراد کارشناس و آگاه، توجه عمیق به امور عبادی و عملی، و ارتباط پیوسته با خدا، توجه به ورزش، دوری از پرخوری و گرایش به روزهگرفتن و کم خوری. رعایت و اهتمام همیشگی این دستورها نه تنها مایه رهایی از وسوسههای جوانی میشود، بلکه روح جوان را پالایش، اراده او را محکم و فکر او را جلا و قلب او را صفا میدهد. مولوی چه زیبا سروده است: ترک شهوتها و لذتها سخاست هر که در شهوت فرو شد، برنخاست
پیروی از شهوتها، دریچه گناهان به سوی آدمی را میگشاید و پیآمدهای جسمی و روحی جبران ناپذیری برجا میگذارد.
پی آمدهای خطرناک پیروی از شهوت ها
شایسته است که جوانان به درستی از پیآمدهای خطرناک شهوترانی آگاه شوند و با علم به آن، از جاده انحراف و گمراهی فاصله بگیرند.امام علی علیهالسلام میفرماید: «شهوت، عقل آدمی را به آتش میکشد و قلبش را میمیراند.» از آن حضرت، در حدیثی دیگر نقل است: «من تسرها الی الشهوات تسْرع الیه الآفات؛ کسی که به سوی شهوتها میشتابد، آفتها نیز به سوی وی میشتابند.» در حقیقت، انسانی که در پی شهوتها و خواستههای نامشروع حرکت میکند، به زودی از کار خود پشیمان و سرافکنده خواهد شد و در حزن و اندوه عمر و شخصیت تباه شده فرو خواهد رفت. امیرپارسایان، علی علیهالسلام میفرماید: «کمْ منْ شهوه ساعه اوْریْت حزْنا طویلا؛ چه بسیار شهوتهای زودگذر که پشیمانی و رنج طولانی در پی دارد». البته کسی که بنده شهوت است، از کسی که بنده دیگران است، زبونتر و پستتر است، چنانکه حضرت علی علیهالسلام در سخنی به یاد ماندنی فرمود: «عبده الشهوه أذل منْ عبد الرق».
پیروی از شهوتها، ناتوانی نیروی عقل و اراده و پشیمانی و خواری گنهکار را در پی دارد.
غریزه جنسی؛ نگاه ابزاری یا استقلالی
در میان خواستهها و غرایزهای موجود در نفس بشری، غریزه جنسی، آشکارتر و نمایانتر است. در نگاه استقلالی به غریزهها و شهوتها، هر اندیشه و عمل و راهی که به مطلوب غریزی بینجامد، جایز و روا شمرده میشود. چشمچرانی، خودارضایی، میل و گرایش به دیدن صحنههای مهیج و مانند آن، نتیجه نظر استقلالی به غریزه جنسی و در حقیقت، نادیده گرفتن مرتبه انسانی بشر است. بر اثر همین نگاه، برخی از افراد همه چیز را در دایره مادی، جنسی و شهوی دنبال میکنند و میکوشند از هر راه ممکن به خواستههای خود برسد. در مقابل این نگرش، نگاه ابزاری به غریزه جنسی وجود دارد که آن را عاملی برای رشد انسانی و ابزاری برای رسیدن به کمال و آراستگی به ویژگیهای برجسته اخلاقی میشمارد. در این حال، به خواستههای شهوانی، در دایره عقل و شرع پاسخ داده میشود. امام علی علیهالسلام میفرماید:
العاقل منْ عصی هواه فی طاعه ربه.
عاقل، کسی است که در راه اطاعت پروردگار، با هوای نفس مخالفت میکند.
آن بزرگوار در رهنمودی دیگر فرمود: «بر هوای خود مالک شو!» گرایشهای شهوانی، از حیطه اختیار خارج است، ولی هدایت و جهت دهی به آن و شیوه به کارگیری آن، به چگونگی اراده و اختیار آدمی مربوط است. در مجموع، نگاه ابزاری به غریزه جنسی و استفاده درست از آن، بسیار سازنده است، ولی نگاه استقلالی به خواهش جنسی و خارج ساختن آن از دایره عقل و دین، هر چند لذتهای شهوانی به همراه دارد، به قیمت تباهی مرتبه انسانی و از دست دادن فضیلت تمام میشود.
هدف قرار دادن غریزه جنسی و پاسخ دادن به آن از هر راه ممکن، پیآمدهای زیانباری به همراه دارد، ولی کنترل غریزهها و جهتدهی آن در راه درست، زمینه رشد و کمال آدمی را فراهم میکند.
مددخواهی از خداوند، برای کنترل غریزهها
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
ایها الناس منْ سلک الطریق الواضح ورد الْماء و منْ خالف وقع فی التیه.
ای مردم، هر که راه روشن و راست را بپیماید، به آبادی میرسد و هرکه به بیراهه برود، در بیابان بی آب و گیاه فرود میآید.
انسان سیراب شده از زلال معنویت که از گندابهای آلوده و خواهشهای نفسانی رو میگرداند و تنها رو به خالق آسمانها دارد. آن گاه نیز که در برابر پیروی از خواهشهای نفسانی قرار میگیرد، میگوید: «رب السْجن احب الی مما یدعونی الیه؛ پروردگارا زندان برایم محبوبتر است از آنچه مرا به آن فرا میخوانند.» (یوسف: ۳۴). به راستی حضرت یوسف چه نگاهی به خواهش جنسی و لذتهای شهوانی داشت که زندان را بر راحتطلبی در کاخ عزیز مصر ترجیح میداد؟! در وجود یوسف علیهالسلام ، عقل و ایمان حاکم است و او آن جایی را دوست دارد که بتواند، باارزشترین گوهر وجود خود، یعنی پاکی را از مکر و فریب راهزنان عزت، شرف و شخصیت حفظ کند، هر چند آنجا از سختترین شرایط اقلیمی، اقتصادی و جسمی باشد. او زندان را برمی گزیند تا جهل، جایگزین عقل نشود و در این راه، از خداوند متعال نیز یاری میخواهد:
والا تصرف عنی کیْدهن اصْب الیهن و اکنْ من الجاهلین. (یوسف: ۳۴)
و اگر کید اینان را از من برنگردانی، به آنان مایل میشوم و آن گاه از جاهلان خواهم بود.
و با این اندیشه و تصمیم والا و کنترل اراده است که از سوی حق نیز پاسخ میشنود:
فاستجاب له ربه فصرف عنه کیدهن انه هو السمیع العلیم. (یوسف: ۳۴)
پروردگارش دعای او را به اجابت رساند و کید ایشان را از او بگردانید و به راستی خدا شنوای داناست.
کسی که با خداوند چنین پیوندی دارد، از لذت برتر؛ یعنی جمال محبوب و محبت به او بهرهمند میشود و به آسانی در دام شهوتها گرفتار نمیآید.
در صورتی که انسان رشته پیوند خود را با خداوند، محکم و در هر حال به او تکیه کند، به راحتی در دام شهوتها و انحرافها نمیافتد.
بازدید
فصل سوم
۱- روش تحقیق
۲- نوع تحقیق
۳- جامعه آماری
۴- نمونه آماری
۵- روش نمونه گیری
۶- ابزار تحقیق
۷- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
۱- روش تحقیق
هدف کلی از این پژوهش بررسی تطبیقی شیوه های مختلف تعیین تکلیف شب بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می باشد. برای انجام این تحقیق از روش تحقیق شبه تجربی و طرح پیش آزمون و آزمون نهایی با یک گروه استفاده شده است که به شرح این نوع تحقیق پرداخته می شود.
۲-نوع تحقیق
از آنجا که اطلاعات به دست آمده در این پژوهش بوسیله پرسشنامه و هم چنین پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری گردیده است و هدف بررسی وضع موجود و هم چنین بررسی تاثیر متغیر مستقل بر متغیر و ابسته بوده است. اولاً تحقیق از نوع توصیفی و ثانیاً شبه تجربی است.
روش تحقیق طرح پیش آزمون و آزمون نهایی با یک گروه
این طرح شامل دو مرحله آزمون است یکی قبل از ارائه متغیر مستقل و یکی بعد از ارائه متغیر مستقل، با وجودی که این طرح معتبر تر از طرح آزمون نهایی برای یک گروه است ولی هم چنان ضعف هایی دارد: از جمله عدم توانایی در کنترل متغیرهای مزاحم که اعتبار درونی را به خطر می اندازد.
کاربرد این طرح در مواردی به کار برده می شود که محقق بداند حتماً یک متغیر ارائه می شود.
۳-جامعه آماری: جامعه به مجموعهای از عناصر گفته می شود که دارای یک یا چند ویژگی مشترک باشند. در این تحقیق جامعه آماری دانش آموزان عبارتند از تمامی دانش آموزان پایه سوم مدارس ناحیه یک شهرستان شهریار میباشد.
و جامعه آماری معلمان عبارتند از تمامی معلمان شاغل در مدارس ابتدایی ناحیه یک شهرستان شهریار می باشد.
۴-نمونه آماری: انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیا از یک جامعه تعریف شده به عنوان نمایندهی آن جامعه می باشد.
در این پژوهش نمونه آماری عبارتند از:
الف: ۱۱۴ آموزگار شاغل از کلیه مدراس اعم از دخترانه و پسرانه می باشند که ویژگی های این گروه نمونه از نظر جنس، مدرک تحصیلی و سابقهی تدریس در جداول توزیع فراوانی در صفحات بعد آمده است.
۵-روش نمونه گیری: از جامعه آماری معلمان ۱۱۴ نفر به عنوان نمونه به طور تصادفی و ساده انتخاب شدند و از جامعه آماری دانش آموزان ۳۱۷ نفر به عنوان نمونه و به طور تصادفی ساده انتخاب شدند.
۶- ابزار تحقیق
در این تحقیق دو گونه ابزار مورد استفاده قرار گرفته است:
الف)- پرسشنامه نگرش سنج لیکرت شامل ۳۰ سوال چهار گزینه ای در ارتباط با فرضیه های گروه اول استفاده گردیده است.
ب)- آزمون پیشرفت تحصیلی از دروس ریاضی، علوم وادبیات در دو مرحله به صورت پیش آزمون قبل از ارائه تکلیف فعال و بعد از ارائه تکلیف به صورت پس آزمون مورد استفاده قرار گرفته است.
۷-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات (روش آماری)
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده در این پژوهش از روش های آمار توصیفی آمار استنباطی استفاده شده است.
از روش های آمار توصیفی به صورت جدول فراوانی و درصد به توصیف داده های جمع آوری شده (سن، جنس، موقعیت جغرافیایی و سابقهی تدریس هر یک از نمونه ها) پرداخته شده است و داده های حاصل از جمع آوری پرسشنامه نیز در جداول جداگانه به صورت فراوانی و درصد توصیف شده و فرضیه های گروه اول رد یا تاکید شده اند.
برای تجزیه و تحلیل داده ها حاصل از اعمال پیش آزمون و پس آزمون بعد از اجرای متغیر مستقل از روش آمار استنباطی استفاده شده است. جهت آزمون هر کدام از فرضیه های مورد نظر از آزمون t برای دو گروه هستند (وابسته) استفاده شده است. هدف این آزمون پی بردن به این که تفاوت میانگین دو گروه یا دو موقعیت آزمایشی معنی دار است یا ناشی از عوامل شانس و تصادف است.
برای محاسبه تفاوت میان دو گروه از فرمول زیر استفاده می شود:
مجموع تفاضل نمره های قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل یا مجموع تفاضل نمره های دو نوبت اجرای آزمون =
مجموع مجذور تفاضل نمره های قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل=
درجه آزادی =
تعداد آزمودنی ها =
فصل چهارم
الف- آمار توصیفی شامل:
۴-۱مقدمه و بیان افراد نمونه آماری بر اساس مدرک سابقه، جنسیت و منطقه جغرافیایی
بیان فرضیه ها و سوالات مربوط به آن
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره یک
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره دو
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره سه
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره چهار
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره پنج
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره شش
سوالات پرسشنامه و جداول مربوط به فرضیه شماره هفت
۴-۳-تجزیه و تحلیل و بیان روش مقایسه ای ارائه تکلیف شب سنتی و فعال
ب- آمار استنباطی
۴-۴ بحث و نتیجه گیری
تجزیه و تحلیل اطلاعات
الف-آمار توصیفی شامل:
۴-۱ مقدمه و بیان افراد نمونه آماری مدرک سابقه جنسیت و منطقه جغرافیایی
به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از اجرای پرسشنامه ونیز نمرات حاصل از پیش آزمون و پس آزمون در گروه نمونه از دو روش زیر استفاده شده است:
الف) روش پرسشنامه، بر این اساس پرسشنامه ای از نوع نگرش سنج لیکرت شامل ۳۰ سوال چهار گزینه ای که برای هر فرضیه تعدادی سوال درنظر گرفته شده است.
در ابتدا به بیان فرضیه ها جداول و نمودارهای مربوط به این قسمت از پژوهش اشاره می شود و سپس به بیان تجزیه و تحلیل اجرای روش فعال ارائه تکلیف شب می پردازیم.
ابتدا جمعیت آماری به وسیله جدول ۲ بعدی و نمودار با شرح و توضیح بیان می شوند. سپس هر فرضیه همراه با سوالات مربوط و جداول ذکر و بر اساس درصد فراوانی داده ها اقدام به تأیید یا رد فرضیه ها شده است.
بیان جمعیت آماری افراد نمونه بر اساس مدرک تحصیلی و سابقهی کار
جدول ۴-۱- جمعیت آماری افراد نمونه- آموزگاران براساس مدرک تحصیلی
مدرک تحصیلی
جنسیت دیپلم فوق دیپلم لیسانس و بالاتر
فراوانی فراوانینسبی درصدفراوانی فراوانی فراوانینسبی درصدفراوانی فراوانی فراوانینسبی درصدفراوانی
زن 51 447/0 7/44 20 175/0 5/17 12 105/0 5/10
مرد 14 123/0 3/12 10 088/0 8/8 7 061/0 1/6
جمع 65 30 19
جدول فوق نشان می دهد که ۷/۴۴% از آموزگاران زن و %۳/۱۲ مرد با مدرک تحصیلی دیپلم می باشند. و %۵/۱۷ از آموزگاران زن و %۸/۸ مرد با مدرک تحصیلی فوق دیپلم و همچنین %۵/۱۰ از آموزگاران زن و %۱/۶ مرد با مدرک تحصیلی لیسانس و بالاتر می باشند.