جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
۱-۵-۱ اهمیت راه ابریشم
شاید برخی از بر این باور باشند که در عصر ارتباطات پیچیده انسانی و در دورانی که شرق و غرب زمین را طرفه العین در هم گره می خورد، این روی آوردن به پژوهش تاریخ جاده ای که چیزی جز گذرگاهی برای کاروانیان بوده است، نادرست بنماید و جاده ای که در دوره ای از تاریخ کهن بخشی از کره خاکی، شاهد گذر مسافرانی از این سو بدان سو بوده است. امروزه که از قطار شترهای صحرانوردی اثری به جا نمانده و نه از سرزمینهای گسترده پهناوری که تنها یک نام را بر خود می شناختند. پس چه سود از جست و جو در پیچ و خم و فراز و نشیب راهی که نه نشان از خود آن باقی است.
ارتباطات، زیر بنای تمدن هر جامعه است، تنها بر این پایه است که گردونه حیات یک جامعه به گردش در می آید و به آن رشد و بالندگی می بخشد راه ابریشم با گذر از چندین کشور بزرگ و گسترده، مهمترین پل پیوند میان اقوام و ملل آن روزگاران بوده، و سده هایی چند این بار سنگین تاریخی را بر دشو است. امروز گر چه کشورهای پهناور باستان را مرزهایی تحمیلی، پاره پاره کرده است، فرهنگ و آیین مردمان این سرزمینها از سرچشمه ای یگانه سیراب می شود. راز این یگانگی را باید در پیوندهای تاریخی میان این ملتها جست و از ایران تا روم، داده ها و ستاده ها به چند کالای مادی محدود نشده است، بلکه آنچه اندیشه و دست مردمان فراهم می آورده این سو و آن سو رفته است، از فرآورده های صنعتی و طبیعی گرفته تا دست آفرینه های بومی و آیینهای ملی و ادیان آسمانی این همه از اهمیت جاده ای نشان داد که خاور را به باختر پیوند می داد. اهمیت دیگرش دراین نهفته است که امروزه بیش از هر زمان دیگر زمینه ساز گشایش در دوران معاصر، ضرورتهای همگرایی میان کشورهای هر منطقه از جهان رخ نموده است. این تلاش در جهت پیوندهای چند سویه می تواند بار دیگر زمینه ساز گشایش راهی باشد که ارتباط میان ملتها را استوارتر بسازد. ارتباطی که جز با پیمودن راههای زمینی و تماس رو در رو استوار نمی یابد.
اینک که کشورهای منطقه آسیای مرکزی در کنار جمهوری اسلامی ایران بر آن شده اند تا بار دیگر مرزهای زمینی خود را برای گذر کاروانهای بزرگ امروزی بگشایند و ارزانترین و درست ترین راه را برای داد و ستد با دیگر کشورهای جهان برگزینند، می توان این کوشش را گامی به سوی احیای را باستانی ابریشم دانست که پشتیبان آن را مهم ترین گذرگاه خود می دیدند.
۱-۵-۲- تاریخچه راه ابریشم
برای آشنایی با راه ابریشم نخست باید راههای قدیم ایران را که زیر بنای راه ابریشم است، شناخت. قدیمی ترین راه بزرگ ایران، جاده شاهی است که از بایل شروع می شد و با گذر از تنگنای زاگرس، به کرمانشاهان و اکباتان (همدان) می رسید از آنجا که به ری می رفت و در امتداد جنوب البرز به باکتریا (بلخ) می انجامید. این راه از روزگاران کهن، اصلی ترین راه پیوند میان شرق غرب بوده است. بدین ترتیب راه ابریشم، راهی نو بنیاد نیست، بلکه همان مسیر قدیم است که در گذر روزگاران از آسیای مرکزی به چین پیوسته و سرازیر شدن کاروانهای ابریشم آنها نهاده است. اما این راه چگونه از آسیای مرکزی گذشت و ایران را به چین پیوند داد.
در حدود سال ۱۴۰ ق . م او و، امپراتوری نامدار دودمان (Han) قدرت را در چین به دست گرفت. وی پس از شکست اشراف طایفه مجاور (Hunnish Race) که مهمترین مانع راهیابی چینیان به سرزمینهای باختری بودند، رو به غرب آورد تا هم به دره فرغانه، مرکز تولید و پرورش اسب دست یابد و هم امپراتوری خویش را تا مرزهای امپراتوری پارت بگستراند. از این رو در سال ۱۳۹ ق . م نماینده ای به نام جانگ چیان راهی را برای گشودن راهی به سوی غرب فراهم آورد.
در سال ۱۱۶ ق . م جانگ چیان برای دومین بار، در راس هیاتی سیصد نفره در حالی که مقدار زیادی طلا و نقره و پارچه ابریشم همراه خود داشت، به سرزمینهای غربی اعزام شد. در همین سفر، دستیار وی، نیز تا کشور اشکانی راه پیمود و بدین سان، بین حکومتهای غربی و اشکانیان روابط رسمی برقرار شد. با این تمهیدات امپراتوری چین کوشید تا ابریشم چین را به کشورهای باختری صادر کند. برای این منظور نیروی انسانی فراوانی به کار گرفته گمارد و سرمایه کلانی گذارد تا از این راه نو گشوده بهره را بررد. او موفق شد که در کرانه های شمالی و جنوبی کویر تا کلامان (paklamak) راهی برزگ و پرکاروانسرا، را پدید آورد که تا آنسوی پامیر (pamir) امتداد یابد، و از آنجا به راههای مرکز، غرب و جنوب آسیا بپیوندد. با گشوده شدن این راه نخست ماموران سیاسی چین و سرزمینهای آسیای مرکزی، کالاهای گوناگون را از این سو به آن سو می برد، اما دیری نپایید که بازرگانان مغدذ و کوشان و پارت رشته کار داد و سند را در دست گرفتند، کسانیکه که در سالنامه های چینی از آنها به نام بازرگانان جو (chou) یعنی بیگانگان یاد شده است، مردانی با چشمهای فرو رفته، بینی های بزرگ و ریشهای انبوه، آن گونه که در نگاره های آن زمان پیداست. این بازرگانان که به گویشهای گوناگون ایرانی سخن می گفتند کاروانهای بزرگی از شتر را روانه می کردند که بارشان عطر بود و جواهر و بلور.
۱-۵-۳- وجه تسمیه راه ابریشم
گفته اند این راه را از آنرو بدین نام نهاده اند که ابریشم چین، یعنی مهمترین کالایی که در این مسیر حمل می شد، از این رهگذر به مغرب زمین رسیده است و آغاز نامگذاری آن را از روزگار مارکوپولو می دانند. برخی نیز به این باورند که ریت هوفن (۱۸۳۳-۱۹۰۵) دانشمند آلمانی، نخستین کسی باست که این راه را بدین نام خوانده، اما درست آن است که این جاده از روزگاران باستان به همین نام خوانده می شده است ابریشمی هم که در راه آمد و شد بود، بر خلاف پندار برخی از محققان، تنها خاص کشور چین نبوده است، بلکه سرزمینهای پیرامون چین و حتی ایران نیز، ابریشم بسیاری فرا می آورند و از این راه به سرزمینهای غربی می فرستاند.
۱-۵-۴- ایران و راه ابریشم
برقراری اربتاط رسمی بین ایران و چین، که با آمدن نماینده هایی از امپراتوری های غرب به دربار اشکانیان آغاز شد، طلیعه ای بود بر پیوندهایی گسترده که با آمد و شد نمایندگان دو کشور روز به روز بر گستره آن افزوده می شد. هم چینیان به موقعیت حساس ایران آگاه بودند و هم ایرانیان به نقشی که می توانستند به عنوان پایگاه پل شرق و غرب ایفاء کنند و بنابراین هر دو طرف می کوشیدند تا با گشایش راه ابرایشم، اقتصاد خویش را رونق بخشند.
ایران که همواره از جانب رومیان مورد یورش قرار داشت، با شجاعت در برابر حملات آنان ایستاد و رومیان را واداشت تا برازگانی خود را با خاور دور تنها از راه ابریشم عملی سازند برای در انحصار داشتن راه حمل و نقل کالا میان خاور و باختر، سرمایه هنگفتی را نصیب ایران زمین کرد و اقتصاد آن را، که تا آن روز بر کشاورزی و دامپروری تکیه داشت، رونقی روز افزون بخشید و در پی آن مراکزی برای راهنمایی بازرگانی واسطه چگونگی حمل و نقل کالا، پرورش رهبران کاروان و تشکیلاتی نیز برای حمل و نقل دریایی که شاخه ای از راه ابریشم بود، شکل گرفتم.
راه ابریشم از بخار (به خجده) خجاده در جنوب غربی می رفت و سپس به بیکنه می رسید، که منزل مهمی بوده و هزار کاروانسرا داشته است. از آنجا به فریر (فرب) می رفت و پس از گذر از جیحون به آمل (آمویه یا چهار جوب) می پیوست. رود جیحون، دو تا پنج ماه از سال چنان پخ می بست که کاروانها با بارهای سنگین خود از روی آن می گذشتند و در گرمای تابستان قابل کشتیرانی بود. منازل بعدی را گشماهن مرو، سنج، دندانقان و سرخش تشکیل تا نیشابور، منازل رابط شرف، رباط ماهی، رباط چاهک، توس، نوغان، طرق، شریف آباد، الحمراء و دیزباد قرار داشت.
از دیرباز ارتباط شرقی ترین مرکز تجاری دنیا در کشور چین با غربی ترین مرکز تجاری در اروپا از طرق جاده ابریشم برقرار بود. این مسیر امکان دسترسی شرق به غرب را فراهم می کرد. این مسیر که ابتدای آن شرق کشور چین بوده است با عبور از شمال چین و جنوب شروری سابق و شمال افغانستان وارد ایران شد و پس از طی کردن کشور ایران و عبور از طول کشور ترکیه با پشت سر گذاشتن استانبول وارد اروپا می شد.
در واقع آنجاییکه خط مستقیم ارتباطی بین پکن و اروپا دریای خزر را قطع می کرد، جاده ابریشم به سمت جنوب دریا متمایل شد وجود چنین مسیر تجاری سبب رونق گرفتن مناطق مستقفر در طول آن شد و بدین دلیل ارزش این مناطق به علت امکان عبور کالا به مقدار زیاد از آنها افزایش یافت.
با گذشت زمان و تکامل سیستمهای حمل و نقلی دیگر از جمله سیستم حمل و نقل آبی همچنین اختلافات منطقه ای این مسیر علیرغم داشتن پتانسیل لازم مورد بهره برداری قرار نگرفت. احداث راه آهن در مسیر نویدی در احیاء مجدد این مسیر قدیمی شده زیرا با استفاده از راه آهن جابجایی حجم زیادی از کالا در مسیر زمینی امکان پذیر می گردد.
تا پیش از سال ۱۹۹۱ میلادی فقط سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان اعضای سازمان همکاریهای اقتصادی (ECO) را تشکیل می دادند ولی پس از این سال تعدادی کشورهای تازه استقلال یافته از جمله کشورهای واقع در مسیر جاده ابریشم به عضویت این سازمان در آمدند، این موضوع خود نشانگر اهمیت این جاده می باشد. با توجه به این موضوع، تکمیل خط راه آن در مسیر جاده ابریشم ضرروی به نظر می نمود. که با احداث خط راه آهن مشهد – سرخس- تجن این عمل انجام شده و جاده باستانی و طلایی ابریشم عملا احیا گردید. نظر به اینکه بخش اعظمی از این مسیر از ایران عبور می کند ، این کشور نقش به سزایی در ارتباطات کشورهای همسایه خود خواهد داشت. منطقه سرخس که محل ورودی جاده ابریشم به ایران می باشد از مرکزیت خاص خود در مسیر برخوردار می باشد. در صورت وجود امکانات در
این منطقه می توان مواد خاص خود در مسیر برخودار می باشد. در صورت وجود امکانات در این منطقه می توان مواد خام صادراتی را به محصولات مصرفی تبدیل کرده و سپس به نقاط دیگر صادر نمود. در حقیقت با فراهم نمودن چنین امکاناتی علاوه بر استفاده از مزایایی ترانزیتی که این مسیر را فراهم می سازد، ارزش افزوده کالا نیز مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.
در حال حاضر میزان صادرات و واردات کشورهای تازه استقلال یافته رقم قابل توجهی است که با استفاده از مسیر جاده ابریشم افزایش خواهد یافت از طرف دیگر تقاضا برای استفاده از جاده ابریشم و منطقه ویژه تجاری سرخس مختص به این کشورها شده و شرکتهایی که محصولات خود را به کشورهای منطقه صادر می کنند نیز متقاضی استفاده از این منطقه ویژه تجاری خواهند بود. زیرا استقرار این منطقه در مرکز جاده ابریشم و امکان حمل و نقل کالا از این جاده عامل مهمی در انتخاب آنها خواهد بود.
از طرفی کاربری منطقه تجاری سرخس صرفاً به ذخیره سازی، آماده سازی و صادرات کالا منحصر نخواهد شد، این منطقه با توجه به راههای زمینی، ریلی و هوایی آن و همچنین قابلیت بالای پذیرش مسافر می تواند برای جلب توریست و رونق بخشیدن به صنعت توریسم باشد.
تجزیه و تحلیل و بررسی مصادیق
۱-۶-۱- کشور آلمان
الف) نظام استقرار مجتمع های خدماتی – رفاهی
در کشور آلمان اتوبان ها نقش مهمی در ایجاد ارتباط بین مراکز مهم جمعیتی و صنعتی دارند. در این کشور مجتمع های خدماتی – رفاهی در اتوبان ها برای ارائه خدمات مناسب به وسایل نقلیه و مسافران داخلی و خارجی در دو شکل مجتمع با امکانات کامل و مجتمع با امکانات محدود ساخته می شوند.
مجتمع های خدماتی – رفاهی با امکانات کامل معمولا به صورت قرینه در طرفین اتوبان ایجاد می شوند و در مواردی که موانع طبیعی و انسانی مانع از احداث مجتمع در یک طرف اتوبان می شوند و در مواردی که موانع طبیعی و انسانی مانع از احداث مجتمع در یک طرف اتوبان شود. مجتمع در نزدیک ترین فاصله ساخته می شود. اگر مجتمع به صورت قرینه احداث شود یک گذرگاه هوایی جهت ارتباط بین مجموعه ایجاد شده و فروشگاه و رستوران مشترک بین آنها ساخته می شود
مجتمع های با امکانات ساده نیز در دو طرف اتوبان و در حد فاصل مجتمع های با امکانات کامل جهت امکانات بیشتر دسترسی به خدمات رفاهی برای رانندگان و جلوگیری از تمرکز وسایط نقلیه مسافران داخلی و خارجی در مجتمع های کامل ایجاد می شوند. مجتمع های ساده به رغم قرار گیری در طرفین اتوبان فاقد ارتباط از طریق گذرگاه هوایی بوده و هر یک مستقلاً به ارائه خدمات می پردازند.
ب) سطح و نظام عملکرد مجتمع های خدماتی – رفاهی
مجتمع های خدماتی – رفاهی با امکانات کامل در مساحتی بین ۵ تا ۱۲ هکتار معمولاً به صورت قرینه اتوبان ساخته می شوند. این مجتمع ها خدمات متعددی مانند رستوران هتل پارکینگ وسایط نقلیه فروشگاه اتاق های مخصوص معلولین اتاق های پذیرایی مخصوص دوش اتاق تعویض کهنه بچه محوطه بازی کودکان اتاق بازی بچه ها پمپ بنزین کلیسا دستگاه های اتوماتیک سکه ای امکانات مخابراتی (تلفن و درونگار) و محل کفرانس برای ارائه خدمات به وسایط نقلیه و مسافران داخلی و خارجی می باشند. البته کمیت و کیفیت خدمات مذکور در برخی مجتمع ها تفاوت دارد به طوری که از ۳۸۳ مجتمع خدماتی رفاهی با امکانات کامل تعداد ۵۹ مجتمع فاقد پمپ سوخت و ۳۲۴ واحد دارای پمپ سوخت هستند. همچنین ۲۲۱ مجتمع دارای یک اتاق تعویض کهنه بچه یا دوش یا هر دوی آنها می باشند و ۱۰۳ مجتمع نیز فاقد امکانات مذکور می باشند. فضای پارکینگ و محوطه مجتمع های خدماتی رفاهی با امکانات کامل آسفات است این مجتمع ها فقط با درخت از فضای اطراف مجزا می شوند.
بازدید
بازدید
بازدید
تجارت
الف:کلیات
۱- قیمتهای بالای نفت خام و انجام اصلاحات اقتصادی دو پدیده مهمی بوده است که در طی چند سال گذشته اقتصاد ایران آن را تجربه کرده است. در طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ اصلاحات مهمی در عرصه اقتصاد ایران انجام گرفت که تثبیت نرخ ارز، کاهش محدودیتهای مربوط به مبادله ارز و کاهش تعرفههای وارداتی، تصویب قوانین جدید در مورد سرمایهگذاری مستقیم خارجی، اصلاحات مالیاتی و صدور مجوز برای تاسیس بانکها و بیمههای خصوصی از جمله این اصلاحات بوده است. این اصلاحات با باز کردن اقتصاد ایران و برداشتن برخی از موانع بر سر راه تجارت و سرمایهگذاری امکان رونق اقتصادی ایران را در دراز مدت پدید آوردهاند و در حال حاضر نتایج حاصل از این اصلاحات نمایان شده است. در برنامه سوم توسعه رشد تولید ناخالص داخلی ایران به ۵/۵ درصد رسید و بیکاری تا حد زیادی کاهش پیدا کرد. به هر ترتیب اصلاحات مذکور به همراه افزایش قیمت نفت و افزایش هزینههای دولت وضعیت اقتصادی پررونقی را در برنامه سوم توسعه پدید آوردند.
۲- علیرغم موفقیت اقتصادی ایران در سالهای اخیر کماکان چالشهای بسیاری اقتصاد این کشور را تهدید میکند. بیکاری همچنان در ایران بالا است و با توجه به جوان بودن جمعیت ایران پیشبینی میشود در سالهای آتی فشاری فزاینده بر بازار کار وارد شود. دولت برای کاهش مشکل بیکاری اقدام به اتخاذ سیاستهای انبساطی نموده است. این سیاستها اگرچه میتواند مشکل بیکاری را تعدیل کند اما آثار تورمی بسیاری به بار میآورد. در نتیجه این سیاستها تورم به ۱۳ درصد رسیده است. بخش غیر نفتی تنها ۱۵ درصد از کل صادرات ایران را تشکیل میدهد و اقتصاد ایران همچنان به نفت وابسته است. بنابراین دولت ایران در اتخاذ سیاستهای کلان اقتصادی همواره با یک دو راهی مواجه بوده است و آن توجه به اشتغال و رشد اقتصادی با حفظ ثبات شاخصهای کلان اقتصادی است.
کنترل شدید دولت بر قیمتها، نرخ سود بانکی، ارائه یارانههای گسترده و برقراری قوانین سختگیرانه بر بازار کار همه آثار منفی بر رشد اقتصادی و اشتغال دارد.
۳- در طی دو سال گذشته فضای سیاسی ایران تحولات عمدهای را شاهد بوده است. در فوریه ۲۰۰۴ محافظهکاران اکثریت پارلمان را در دست گرفتند و در ژوئن ۲۰۰۵ نیز قوه مجریه در اختیار آنها قرار گرفت. در عین حال پارلمان نشان داده است در مواردی با رئیس جمهور اختلاف نظر دارد. انتخاب کابینه و برخی از پروژههای مالی و اقتصادی از جمله مواردی بوده است که این دو با هم اختلاف نظر داشتهاند.
۴- دولت جدید ایران در طی عملکرد هشت ماههاش وفاداری خود به اصلاحات اقتصادی مندرج در برنامه چهارم توسعه و چشمانداز ۲۰ ساله را نشان داده است.مقامات اقتصادی ایران تاکید کردهاند سیاستهای اقتصادی آنها در راستای اهداف برنامه چهارم توسعه از جمله بحث خصوصیسازی، اصلاحات مالی و نظام پرداخت یارانهها است.در عین حال دولت ایران علاوه بر اهداف مندرج در برنامه چهارم توسعه اهداف تازهای مثل عدالت اجتماعی، حذف فساد و کاهش نابرابریهای اقتصادی در مناطق مختلف را دنبال خواهد نمود.
ب: مقایسه سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴
۵- پس از رکود موقت اقتصاد ایران در سال ۱۳۸۳، اقتصاد ایران در سال ۱۳۸۴ روندی رو به رشد را طی کرد. شرایط اقتصادی بینالمللی به همراه سیاستهای انبساطی عامل این رشد بوده است. کشاورزی ایران در سال ۱۳۸۳ در اثر شرایط بد آب و هوایی و عدم توجه به زیرساختها عملکرد خوبی نداشت و به طور کلی رشد تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در این سال به ۸/۴ درصد کاهش یافت. اما اطلاعات اولیه از نیمه اول سال ۱۳۸۴، رشد قابل توجه در بخش غیر نفتی ایران در این سال را نشان میدهد. این در حالی است که بخش صنعت نفت و گاز در این مدت از نظر ظرفیت تولید با محدودیت مواجه شد. به طور کلی در اثر افزایش تقاضا برای کالاهای ایرانی (از جمله نفت) و افزایش مصرف و سرمایهگذاری در داخل رشد اقتصادی ایران در سال ۱۳۸۴ به شش درصد میرسد.
۶- نرخ بیکاری در ایران در حدود ۱۰ درصد قرار گرفته است.در سال ۱۳۸۳ بازار کار وضعیت بالندهای را شاهد بود. نرخ بیکاری در این سال به کمترین میزان در طی هشت سال قبل از آن رسید (۵/۱۰ ردصد)، اما در سال ۱۳۸۴ علیرغم رشد بیشتر اقتصاد ایران، میزان افزایش فرصتهای شغلی با تعداد افرادی که جدیدا وارد بازار کار شدند برابر نبوده است. در نتیجه این امر نرخ بیکاری در سال ۱۳۸۴ به ۱۱ درصد خواهد رسید. لازم به ذکر است هر سال ۷۰۰ هزار نیروی کار جدید وارد بازار کار ایران میشوند.
۷- تورم نیز همچنان در سطح بالایی قرار داد. در نتیجه افزایش هزینههای دولت و رشد نقدینگی، سیاستهای دولت برای مهار تورم در سال ۱۳۸۳ موفقیت چندانی نداشت. نرخ تورم در سال ۱۳۸۳ به ۱۵ درصد رسید. اما با اجرای طرح تثبیت قیمتها بر روی برخی از کالاها و خدمات به همراه اتخاذ برخی سیاستها در مورد نرخ مبادله ارز، نرخ تورم در سال ۱۳۸۴به ۱۳ درصد کاهش خواهد یافت.البته با توجه به سیاستهای کنونی دولت میتوان گفت این روند دوباره معکوس خواهد شد.
۸- حجم عمدهای از درآمدهای نفتی ایران توسط دولت هزینه شده است. افزایش قیمت نفت درآمدهای دولت در سال ۱۳۸۳ را به میزان ۲۵/۲ درصد جیدیپی افزایش داد و این رقم برای سال ۱۳۸۴ به ۷۵/۲ درصد جیدیپی میرسد. به موازات افزایش درآمدها، دولت ایران بر میزان هزینههای خود افزوده است. با اتخاذ اقدامات مالی نامنظم و حساب نشده کسری مالی بخش غیر نفتی در سال ۱۳۸۳ به ۵/۱۹ درصد جیدیپی رسید. این رقم بالاترین رقم در طی ۹ سال گذشته بوده است. افزایش بیرویه هزینههای دولت به ویژه در بخش یارانهها در سال ۱۳۸۴ نیز ادامه پیدا کرده است. با توجه به افزایش درآمدهای نفتی انتظار میرود تراز مالی دولت معادل ۲۵/۴ درصد جیدیپی در سال ۱۳۸۴ افزایش یابد اما در عین حال کسری تراز بخش غیرنفتی به ۵/۱۷ درصد جیدیپی برسد.
۹- وضعیت داراییهای خارجی ایران در طی دو سال گذشته افزایش قابل توجهی داشته است. با افزایش ۳۵ درصدی ارزش صادرات نفتی ایران در سال ۱۳۸۳ مازاد حسابهای جاری ایران در این سال به ۵/۲ درصد جیدیپی افزایش پیدا کرد. صادرات غیر نفتی نیز در این سال افزایش پیدا کرد. در سال ۱۳۸۴ نیز ارزش صادرات نفتی و غیرنفتی ایران افزایش یافته است. در نتیجه آن مازاد حسابهای جاری ایران در این سال به ۵/۶ درصد جیدیپی و ذخایر ارزی ایران به ۴/۴۷ میلیارد دلار خواهد رسید. دیون خارجی ایران نیز در سال ۱۳۸۳ افزایش داشت و به ۲۵/۱۰ درصد جیدیپی رسید. اما این رقم در سال ۱۳۸۴ و در اثر سیاستهای جدید دولت روبه کاهش گذاشته است.
۱۰-با اتخاذ سیاست نرخ ارز شناور و البته کنترل شده پول ملی ایران در طی دو سال اخیر تقویت شده است. بانک مرکزی با هدف مقابله با آثار منفی تورم و حفظ قدرت رقابت پذیری بخش غیرنفتی، سیاست کاهش تدریجی ارزش اسمی پول ملی را اتخاذ کرده است. در سال ۱۳۸۳ علیرغم افزایش قیمت نفت نرخ مبادله اسمی ریال ۲۵/۱۱ درصد کاهش یافت و در نتیجه نرخ برابری واقعی آن بدون تغییر باقی ماند. درسال بعد با مساعد بودن شرایط بینالمللی و تداوم سیاستهای انبساطی بانک مرکزی اجازه داده شد تا ارزش اسمی ریال افزایش پیدا کند. نرخ مبادله اسمی ریال در این سال ۵/۹ درصد افزایش یافته که این امر به همراه نرخ تورم باعث افزایش ۵/۱۲ درصدی نرخ واقعی شده است.
۱۱-سیاستهای پولی دولت ایران نیز با توجه به شرایط اقتصادی اتخاذ شده است. به موازات افزایش درآمدهای نفتی تلاش بانک مرکزی برای خرید ارزهای خارجی افزایش یافته است. سیاستهای خاص پولی در سال ۱۳۸۳ باعث شد تا رشد اعتبارات بانکی در این سال به ۳۸ درصد و رشد نقدینگی به ۳۰ درصد برسد.با تداوم سیاستهای انبساطی در سال ۱۳۸۴ دستیابی به تسهیلات تجاری حساب نشده محدود شده و ارزش پول ملی افزایش یافته است. در این سال استقلال بانک مرکزی با چالش مواجه شد چرا که اختیار انتشار اوراق مشارکت از شورای پول و اعتبار به پارلمان انتقال داده شد. به علاوه نرخ سود این اوراق از ۱۷ درصد به ۵/۱۵ درصد کاهش پیدا کرد. در نتیجه در این سال ابزار مهمی مثل اوراق مشارکت نتوانست نقش مفیدی در کاهش نقدینگی ایفا کند.در نتیجه این امر سیاستهای دولت در زمینه کنترل نقدینگی در این سال محقق نشد و رشد نقدینگی در این سال به ۵/۳۱ درصد رسیده است.
۱۲- آثار منفی بیثباتی سیاسی بر بازارهای مالی از دیگر مشخصات دو سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ بوده است. بورس تهران با تجربه کردن دوران رشد فزاینده خود در سالهای قبل در سال ۱۳۸۴ با ۲۰ درصد افت ارزش مواجه شد. فعالیتهای هستهای ایران و روی کارآمدن یک دولت تندرو عامل این افت شاخص بوده است.
۱۳-پیشرفت در زمینه انجام اصلاحات ساختاری غیریکنواخت بوده است. اصلاحات در بخش مالی ادامه پیدا کرده است. نرخهای سود بانکی وسپردهگذاریهای لازم برای اخذ وام یکپارچه شده است. دو بانک خصوصی و سه موسسه مالی مجوز فعالیت گرفتهاند. قانون بازار سرمایه جدیدی در پارلمان به تصویب رسیده است و بحث در مورد تهیه لایحهای درمورد افزایش کنترل بر بانکهای دولتی ادامه دارد. همچنین بحثهایی در مورد افزایش استقلال بانک مرکزی درجریان است. بعلاوه اصل ۴۴ قانون اساسی با هدف فراهم آوردن زمینه سرمایهگذاریهای خارجی و خصوصی سازی بخشهای مالی و غیرمالی در ایران اصلاح شده است.درعین حال در مورد یارانههای بخش انرژی هنوز هیچ اصلاحاتی انجام نگرفته است.
ج- اقدامات پیشنهادی
صندوق بینالمللی پول در پایان گزارش خود و با توجه به شرایط حاکم بر اقتصاد ایران اقدامات زیر را برای حل مشکلات اقتصادی ایران پیشنهاد کرده است:
۱۴- ثبات بخشیدن به شاخصهای کلان اقتصادی درکنار انجام اصلاحات ساختاری میبایست یکی از اولویتهای دولت در بخش اقتصاد باشد.به ویژه لازم است به کنترل تورم توجه شده و سیاستهایی در این زمینه اتخاذ شود.انجام اصلاحات ساختاری ایران را به سمت اقتصاد بازار سوق خواهد داد، ظرفیتهای بالقوه اقتصاد ایران را بالفعل مینماید و میزان اعتماد به سیاستهای اقتصادی دولت در آینده را افزایش میدهد.
۱۵- کنارگذاشتن سیاستهای انبساطی و تلاش درجهت کنترل نقدینگی یکی دیگر از ضروریات اقتصادی در شرایط فعلی است. برای کنترل تورم لازم است حجم نقدینگی درداخل کشور کاهش پیدا کند. اگر چه اتخاذ سیاستهای انبساطی درکوتاه مدت باعث افزایش رشد اقتصادی و افزایش فرصتهای شغلی شده است اما به موازات آن تورم افزایش یافته و پیشبینی میشود در درازمدت افزایش بیش از پیش تورم کاهش رشد اقتصادی و افزایش بیکاری را به دنبال بیاورد. بعلاوه تلاشهای انجام گرفته برای به حداقل رساندن اثرات سوء ناشی از سیاستهای انبساطی مثل افزایش نرخ مبادله ارز، باعث پیچیده تر شدن این مشکل شده است.
۱۶- کاهش هزینههای دولت یکی دیگر از توصیههای صندوق به دولت ایران است. در حالی کسری تراز بخش غیرنفتی درسال ۱۳۸۴ کاهش پیدا کرده است میبایست تلاشهای بیشتری در این زمینه انجام شود و درجهت کنترل نقدینگی اقدام شود. به ویژه بایداقدامات مجدانهای در جهت کاهش یارانهها از جمله یارانههای انرژی انجام شود. این عمل اعتبارات لازم برای توسعه زیرساختها و ارایه خدمات اجتماعی را دراختیار دولت قرار میدهد.
۱۷- لازم است استقلال بانک مرکزی حفظ شود ونهادهای مختلف از دست اندازی به حوزههای فعالیتی این بانک خودداری کنند. بررسی قوانین وسیاستهای مربوط به بانک مرکزی نشان داده است که این بانک توانایی مقابله با مشکلات اقتصادی از جمله مهار تورم وتثبیت قیمتها را دارا میباشد. این بانک باید از اختیارات کامل برای انتشار اوراق مشارکت و تصمیمگیری در زمینه نرخهای سود بانکی و موضوعات مهمی از این قبیل برخوردار باشد.
۱۸- اگرچه اتخاذ سیاست ارز شناور به صورت کنترل شده در ثبات بخشیدن به بازار ارز موثر بوده است اتخاذ سیاستهای منعطفتر در این زمینه میتواند به کنترل تورم کمک کند. درحالی که افزایش نرخ اسمی ارز گام مثبتی است، انعطاف پذیری بیشتر دراین زمینه به کاهش تورم کمک میکند. به ویژه اگر قیمت نفت در حد بالا باقی بماند واجرای سیاستهای انبساطی ادامه پیدا کند.
۱۹- تقویت نظام بانکی و رفع نقایص آن یکی دیگر از توصیههای صندوق است.افزایش فزاینده اعطای وامهای غیرسازنده یکی از نگرانیها در موردنظام بانکی است. این نوع وامها سلامت بازارهای مالی را بر هم میزند. مقامات اقتصادی باید به طور مستمر چگونگی اعطای اعتبارات بانکی را مورد بررسی و بازبینی قرار دهند تا از افزایش کنترل نشده اعطای اعتبارات اجتناب شود. بعلاوه دولت باید درجهت ارتقاء عملکرد بانکها تلاش کنند، سرمایههای آنها را از نو توزیع کنند و اجازه دهد بانکهای خصوصی بیشتری وارد صحنه شوند. همچنین با انجام اصلاحاتی باید به نیروهای بازار اجازه داده شود نقش مهمتری در تعیین فاکتورهای بازار ایفا کنند. تقویت نظارت بر بانکها و بیمهها ازدیگر نیازهای کنونی اقتصاد ایران است.
۲۰- برنامههای مربوط به اصلاحات ساختاری باید مورد بازبینی قرار گرفته درجهت بهبود محیط تجاری و تسریع روند ایجاد فرصتهای شغلی تغییر داده شود.انجام اصلاحات بنیادی برای کاهش سلطه دولت بر اقتصاد، از میان بردن یارانههای سنگین، کاهش تعداد شرکتهای دولتی و رفع مشکلات مربوط به بازار کار لازم است. خصوصی کردن بانکهای دولتی یکی از مهمترین اقدامات برای انجام اصلاحات مالی و ساختاری است.
۲۱- محدودیتهای اعمال شده درمورد نرخ مبادله ریال در برابر ارزهای دیگر باید رفع شود.دولت ایران در نظر دارد تا یک سال آینده این محدودیتها را به طور کامل از میان بردارد.
بازدید
نتایج اولین نشست بدین صورت بود که ، زبان رسمی فرانسوی باشد با ترجمه انگلیسی و مقر فدراسیون دور از پاریس باشد. ( سوئیس مقر فدراسیون بین المللی انتخاب گردید) .
دبیرهای فدراسیون : آقای ه . ا. سابلی (دبیر اتحادیه انگلیس) و اقای ر. گالای ( رئیس فدراسیون تنیس فرانسه ) رئیس فدراسیون : اقای دکتر ه . او . بهرنس
همچنین حق برگزاری مسابقات جهانی ( قهرمانی روی چمن ) برای همیشه به بریتانیای کبیر اهدا گردید .
۱۷ ماه بعد از تشکیل فدراسیون ، جنگ جهانی اول همه چیز را بهم ریخت و یکبار دیگر تمام فعالیتهای در سال ۱۹۱۹ از سر گرفته شد . ITLF بعد از جنگ جهانی اول فقط با ۱۰ کشور عضو گرچه ، از خرابی جنگ رنج می برد کار خود را شروع کرد و اتفاقات ذیل بترتیب پیش آمد.
۱۹۲۲- هیئت بین المللی قوانین توسط مشاور کمیته “کمیته مدیریت” ، برای پایان بخشیدن به مشکلاتی که فدراسیون بین المللی داشت ، تاسیس گردید. و همچنین برای تغییر قوانین بازیها حق اختصاصی پیدا کرد .
۱۹۲۳- ۱۶ مارچ در نشست اصلی سالیانه در پاریس، قرار گردید “قوانین تنیس” عمومی شود و از اول ژانویه سال ۱۹۲۴ ، ایالت متحده ، یکی از اعضاء رسمی این فدراسیون پذیرفته شد . نام مسابقات قهرمانی جهان بر داشته شد و یک زیر مجموعه جدیدی از مسابقات قهرمانی بوجود آمد که قرار شد مسابقات در بریتانیای کبیر ، فرانسه ، ایالات متحده و استرالیا برگزار گردد.
۱۹۲۴- ILTF بطور رسمی سازماندهی و کنترل مسابقات تنیس را در سراسر جهان به عهده گرفت .
۱۹۳۳ – کمیته مدیریت از “مشاور کمیته” جدا شد و بصورت رای گیری رئیس فدراسیون تعیین گردید . اصطلاح گراند اسلم در همین سال بوجود آمد . ( ازاین اصطلاح برای توصیف و ضعیتی استفاده می شود که در آن بازیکن موفق شود هر چهار مسابقه اصلی رادر یک سال ببرد ) اصطلاح گراند اسلم را اولین بار جان کایرن اهل نیویورک در باره بازیکن استرالیایی ( جک کرافورد ) به کار برد. او در سال ۱۹۳۳ کوشید تا هر چهار مسابقه را ببرد. ولی گراند اسلم واقعی را اولین بار ( دانلد باج) امریکایی در سال ۱۹۳۸به دست آورد . چهار بازیکن دیگر هم فاتح گراند اسلم شدند . “آقایان” ( کانالی )۱۹۵۳، ( راد لیور) ۱۹۶۲ به عنوان آماتور و در سال ۱۹۶۹به عنوان حرفه ای و ” بانوان” ( مارگرت کورت) ۱۹۷۱ و ( اشتفی گراف ) ۱۹۸۸
۱۹۳۴- کمیته مخصوص برای بحث در مورد تفاوت حرفه ای بودن و آماتور بودن و تعیین قابلیت هزینه ادعا شده بازی آماتورها برای بیش از ۸ هفته تشکیل گردید .
( ظهور ورزش تنیس در ایران به بعد از جنگ جهانی دوم بازمی گردد. پیش ازاین درفاصله سالهای (۱۳۱۵-۱۳۱۸) باشگاه بوستان ورزش که دارای چندین زمین تنیس در محلی روبروی ورزشگاه شهید شیرودی فعلی به مدیریت شادروان شکوهی گشایش یافت . ورزشگاه شهید شیرودی ( امجدیه سابق) نیز همزمان با ورزشگاه بوستان ورزش با یک زمین تنیس درمحل کنونی افتتاح و نخستین مسابقات قهرمانی تنیس کشور در سال ۱۳۱۸ در همین ورزشگاه برگزار گردید. گفتنی است که ورزش تنیس بخاطر حضور اتباع انگلیسی در آبادان رونق خاصی داشت و اولین مسابقه تنیس بین تیمهای آبادان و تهران به سالهای ۱۳۱۷-۱۳۲۰بر می گردد.
پس از جنگ جهانی دوم مسابقات قهرمانی تنیس کشور تاسال ۱۳۲۲ جریان داشت که برادران نعمانی ( هانری وژوزف ) در صدر بازیکنان قرار داشتند .از سال ۱۳۲۲-۱۳۳۲مقام قهرمانی تنیس کشور در اختیار ژرژ آفتاندلیان قرار داشت.)
۱۹۳۹- جمع کل کشورهای به عضویت درآمده به ۵۹ کشور افزایش پیداکرد. درحین جنگ جهانی دوم بدلیل خرابیهایی که در فرانسه اتفاق افتاده بود و حمله به سوئیس (مقر ابتدائی ILTF) به بریتانیا انتقال پیدا کرد. از آن زمان تعیین گردید که ILTF در لندن باقی بماند.
۱۹۴۶- ۵ جولای – اولین جلسه بعد از جنگ در هتل ساوی لندن برگزار گردید. ۲۳ کشور باملیتهای گوناگون بعد از نتیجه جنگ جهانی دوم به عضویت ILTF درآمدند. با گذشت چند سال ملیتهایی که عضویت خود را به علت سیاستهای جهانی لغو کرده بودند با تغییرات بعد از جنگ دوباره به عضویت فدراسیون در آمدند مانند: آلمان غربی – آلمان شرقی -چین – تایوان- آفریقای جنوبی
۱۹۴۸- اولین گزارش از “کمیته بین المللی توپ” بدست آمد که ملزم می کرد که توپهای لاون تنیس به استاندارد قابل قبولی در جهان دست یابند . این توصیه کمیته توپ به فدراسیون بود که آنها باید یک طرحی مدون و ساختار جدیدی به توپهای خودشان بدهند که توپها قابلیت آن را داشته باشند که از آنها تست سرعت و سایر تستها در حین بازی به عمل آید .
۱۹۵۱- اولین استراحت قانون ۸ هفته ای ( قانون آماتورها) برای ۲۱۰روز اجازه دادن به آماتورها که بتوانند در مسابقات مختلف شرکت کنند
۱۹۵۸- ILTF روی قضیه استراحت قانون آماتورها تاهمین سال اصرار فراوان داشت زیرا این استراحت را تشویقی برای بازیکنان و تمرکز آنها روی بازی تنیس و فرصتی درآمدزا برای آنها میدانست.
( اولین سالی که ایران در جام دیویس شرکت نمود ۱۹۵۹ بود. تیم تنیس جام دیویس ایران به مدت ۳۱ سال در جام دیویس بازی کرده و مجموعا۶۴بازی آنجام داده است .که حاصل آن ۳۲ برد و۳۲باخت بوده :
بیشترین برد از آن منصور بهرامی با ۲۴ برد.
بیشترین بازی برنده سینگل از آن تقی اکبری با ۱۷ برد .
بیشترین بازی برنده دوبل ازآن کامبیز درفشی جوان با ۱۲ برد.
بهترین تیم دوبل از آن کامبیز دزفشی جوان و مصطفی صالح با ۶ برد .
طولانی ترین بازیها از آن کامبیز درفشی جوان با ۲۲بازی .
و بیشترین سال عضویت در تیم دیویس کاپ از آن تقی اکبری با۱۵ سال است.
۱۹۶۳- در پنجاهمین جشن سالگرد ILTF مسابقات کاپ فدراسیون به عنوان یک مسابقه تیمی قهرمانی بین المللی برای بانوان بعنوان دیویس کاپ برگزار شد. ( بازی تیمی مردان هم از سال ۱۹۰۰وجود داشت اما زیر نظر ILTF نبود.)
۱۹۶۸- ۳۰ مارچ – بعد از ۱۰ سال گفتگو و بحث وجدل در فدراسیون یک نشست اضطراری در پاریس برگزار شد که ۴۷ کشور با نظر رئیس فدراسیون در مورد قانون تنیس اوپن موافقت کردند. این بازیهای دوره ای تنیس سازماندهی شد و نام آن مسابقات قهرمانی جهان نامیده شد (wct ) زیرنظر رسمی ILTF با قبول حامیان مالی برای سازماندهی این مسابقات راهی را برای مسابقه آزاد و قانونی برای بازیکنان جهت کسب درآمد بوجود آورد.
۱۹۶۹- باوجود زمینهایی مطابق و معادل باشرایط جغرافیایی محل زمینها موافقت شد .( نوع زمین خاکی – چمن – هارد )
۱۹۷۰- اولین تغییر در شمارش بازی اتفاق افتاد وقتی که فدراسیون تصمیم به تست سیستم تای برک در بازیهای گرفت این سیستم در بازیهای حرفه ای آمریکا در فیلادلفیا برای مدت کوتاهی انجام گرفت.
۱۹۷۱- ILTF باصدور بخشنامه ای در نشست اصلی سالیانه خود در ایتالیا ابلاغ گردید که هیچ بازیکنی که قرار WCT را دارد نمی تواند در مسابقاتی که اتحادیه تنیس تشکیل میدهد شرکت نماید . این بدین معنی بود که ” جان نیو کامپ” نمی توانست از قهرمانی ویمبلدون در آن سال دفاع کند .
۱۹۷۲- WCT و ILTF تسهیلاتی بوجود آوردند که بازیکنان برای پیشرفت خود بتوانند در مسابقات دیگر هم بازی کنند .بعد از اینگه مسابقات تنیس تحت پوشش تلویزیونی قرار گرفت استفاده از توپهای زرد رنگ بصورت اجبار و قانون در آمد . تا آن زمان باتوپهای سفید رنگ بصورت رایج بازی می کردند .
تیم تنیس بانوان کشور ایران در همین سال با دو بازیکن به نامهای سرکار خانم صدیقه اکبری و سرکار خانم پروین افشار در مسابقات فیدکاپ شرکت نموده و با تیمهای تنیس بانوان ژاپن و اکوادور روبرو شدند.
۱۹۷۳- بحث و جدلهای زیادی بین اتحادیه تنیس بازان حرفه ایATP و ILTF دیده می شد . بخاطر به تعلیق در آوردن 9 ماهه بازی” نیکی پیلیچ”بازیکن یوگسلاوی بدلیل حضور نیافتن در مسابقات دیویس کاپ در مقابل نیوزلند در آن زمان این محرومیت باجلسه اضطراری ATP به یک ماه کاهش پیدا کرد و در همین سال اعضاء ATP بخاطر نشان دادن قدرت خود مسابقات ویمبلدون را با یکوت (تحریم) کردند. در پی این تصمیم ۸۰ بازیکن از مسابقات کناره گیری کردند .
۱۹۷۴- تای برک بطور متغیر و نیمه رسمی وارد سیستم شمارش شد .
۱۹۷۵- شاهد تولد الگوی اداره کردن بعنوان یک متد برای کنترل رفتارهای ناشایست در بازی مردان بودیم ( کمیته انظباطی).دفتر بین المللی تنیس بازان زن حرفه ای (WTA ) شکل گرفت و بطور مشترک تحت نظر ILTF , و WTA اداره می شد و هدف آن ارتقا- کنترل و اداره مسابقات تنیس بانوان در سراسر جهان بود.
۱۹۷۷- یک خاطره بد در نظر مردم :صد سال بعد از شروع بازیهای ویمبلدون (ILTF) یک تغییر کوچکی کرد . کلمه LAWN حذف شد و تبدیل به فدراسیون بین المللی تنیس(ITF) گردید . ITF شروع به نو آوری در این رشته کرد از جمله طرح دو زهی راکت که به تصویب نرسید .
۱۹۷۸- اولین قهرمانان جهانیITF معرفی شدند .(کریس اورت – بیورن بورگ ) این دو از طریق بازیکنان سابق تنیس برگزیده شدند .
۱۹۷۹- کشورهای عضو دیویس کاپ از ITF در خواست کردند که مسابقات را تحت نظر خود قرار دهد . مسابقات دیویس کاپ از سال ۱۹۰۰وجود داشت ولی زیر نظر ILTF نبود. یک کمیته به نام کمیته ملتهای دیویس کاپ وجود داشت . در همین سال اتحادیه ملی تنیس با ویلچر توسط ( برد پارکز – دیوید سالتز) تاسیس گردید .
۱۹۸۰- ۱۰ مسابقه در آمریکا از جمله (US OPEN ) مسابقه با ویلچر را برگزار کردند .
۱۹۸۱- NEC حامی اصلی مسابقات دیویس کاپ گردید . ۱۶ گروه قوی جهانی تاسیس شد . NEC تاسال ۱۹۹۴ حامی مالی مسابقه جام فدراسیونها هم بود .
۱۹۸۷- ITF از ویمبلدون به بارون کورت در غرب لندن نزدیک استادیوم تنیس کوئین انتقال پیدا کرد.
۱۹۸۸- تنیس به مسابقات المپیک در سئول بازگشت. کره بعد از ۶۴ سال در این مسابقات شرکت می کرد .همچنین جشن هفتاد و پنجمین سالگرد ITF با ریاست فیلیپ کارتیر برگزار گردید. در جلسه رسمی ITF اجرای سیستم تای برک برای بازیهای دیویس کاپ سال۱۹۸۹تصمیم گیری شد. در همان سال دو قانون جدید برای مسابقات تنیس با ویلچر تصویب شد.
۱۹۹۴- نام مسابقات جام فدراسیونها به فدکاپ (FED CUP) تغییر کرد.
۱۹۹۵- مهمان و میزبان برای مسابقات فدکاپ (FED CUP) تعریف شد.
۱۹۹۸- ITF به مقر فعلی (مجموعه ورزشی انگلند) در روهامپتون تغییر مکان داد .
۱۹۹۹- یکصدمین سال برگزاری دیویس کاپ جشن گرفته شد.
۲۰۰۱- ۱۴۲کشور عضویت دیویس کاپ رادارا بودند. مسابقه تنیس با ویلچر شاهد ۲۵ سال تاسیس خود بودند .
۲۰۰۲- ( BNP.paribas )حامی اصلی مسابقات دیویس کاپ گردید.
۲۰۰۳- فدکاپ (fed cup) چهلمین سال تاسیس خود را جشن گرفت.
۲۰۰۵- یکصدمین سال برگزاری ( Australian Open ) جشن گزفته شد.
بازدید
ریاضی کاربردی
حال می خواهیم نوعی برابری میان اعداد طبیعی تعریف کنیم.
از این به بعد دو عدد طبیعی را برابر (یا همنهشت) می گوییم هرگاه باقیمانده تقسیم آنها بر ۵ مساوی باشد. با این فرض مثلا ۶ و ۱۱ با هم مساویند !! چون باقیمانده تقسیم هر دو آنها بر ۵ برابر ۱ است. این مطلب را بصورت زیر نمایش می دهیم
۱۱=۶ (پیمانه ۵)
یکی از ساده ترین کاربرد های همنهشتی در شاخه ای از ریاضیات به نام “نظریه کدگذاری” ظاهر می شود. بعنوان مثال کد ISBN (International Standard Book Number( کتاب را در نظر بگیرید. فرض کنید کد ۰-۱۹-۸۵۹۶۱۷-۰ کد ISBN کتابی باشد. رقم اول این کد نشان دهنده زبانی است که کتاب با آن نوشته شده است دو رقم بعدی یعنی ۱۹ مشخص کننده ناشر آن و شش رقم ۸۵۹۶۱۷ شماره کتاب است و رقم آخر طوری انتخاب می شود که در رابطه
صدق کند. که در آن رقم i-ام کد است.( اگر x=10 آنگاه از علامت X در کد استفاده می شود) به نظر شما علت وجود این رقم چیست ؟
تصمیم گیری با استفاده از برنامه ریزی چند معیاره
————————————————————————————————————————–
فرض کنید چند انتخاب و معیار هایی برای آنها پیش رو دارید. مثلا فردی را در نظر بگیرید که می داند (احتمالا) در رشته های ریاضی کاربردی ، مهندسی کامپیوتر ، مهندسی برق به ترتیب در شهر های مشهد ، کرمان و شاهرود پذیرفته خواهد شد.
او برای انتخاب بهترین مورد معیار هایی را در نظر می گیرد بعنوان مثال شهرت (دانشگاه) ، وجود آینده شغلی بهتر و مورد علاقه بودن.
اگر تعداد معیار ها کم باشد در تصمیم گیری چندان دچار مشکل نخواهیم شد. ولی در صورتی که تعداد معیار ها بیشتر شود تصمیم گیری دشوار بنظر می رسد.
برنامه ریزی چند معیاره روشی بسیار ساده است که شما را در انتخاب بهترین گزینه یاری می کند. برای آشنایی با این روش نیازی به اطلاعات اولیه زیادی نیست.
برای اینکه براحتی بتوانید از این روش استفاده کنید آن را بصورت الگوریتمی بیان می کنم.
۱٫ ابتدا انتخاب ها و معیار های خود را به دقت تعیین کنید. فرض کنید تعداد انتخاب ها m و تعداد معیار ها n باشد.
در اینجا انتخاب های ما رشته های ریاضی کاربردی (A) ، مهندسی کامپیوتر (B) و مهندسی برق (C) و معیار ها شهرت دانشگاه (T) ، وجود آینده شغلی بهتر (E) و مورد علاقه بودن (F) هستند. همچنین m=n=3(برای سادگی از این به بعد از نماد های داخل پرانتز برای اشاره به آنها استفاده می کنیم. مثلا می گوییم معیار T یا انتخاب B)
۲٫ برای هر معیار دلخواه مانند X ماتریسی m*m بنام ماتریس مقایسه آن معیار ایجاد می کنیم. این ماتریس بدین ترتیب تشکیل می شود که در درایه i-j ام آن میزان ارجحیت انتخاب i بر انتخاب j با توجه به معیار X قرار داده می شود. هر گاه درایه i-j ام ماتریس مقدار دهی شد درایه j-i ام برابر وارون درایه i-j ام مقدار دهی می شود. در ضمن قطر اصلی ماتریس برابر ۱ خواهد بود. می بینیم که در این قسمت سلایق شخصی افراد لحاظ می شود.
بعنوان مثال ماتریس های مقایسه را برای معیار های T ، E ، F در اینجا مشاهده می کنید.
و
و
( سطرها و ستون ها را به ترتیب انتخاب های ممکن در نظر بگیرید )
۳٫ حال برای هر ماتریس مقایسه یک ماتریس نرمال تشکیل می دهیم.درایه i-j ام آن از تقسیم درایه i-j ام ماتریس مقایسه X بر مجموع درایه های ستون بدست می آید. مثلا برای بدست آوردن درایه واقع در سطر اول و ستون اول ماتریس نرمال مربوط به معیار T ، ابتدا همه درایه های ستون اول را با هم جمع می کنیم و سپس درایه واقع در سطر اول و ستون اول ماتریس مقایسه را بر عدد بدست آمده تقسیم می کنیم
به ماتریس های نرمال شده زیر توجه کنید
۴٫ اینک برای هر انتخاب مانند S ، وزن آن در معیار X را برابر میانگین درایه های موجود در سطر مربوط به S در ماتریس نرمال شده X تعریف می کنیم.
مثلا
توجه کنید که مثلا به معنی وزن انتخاب C نسبت به معیار T است.
تا این مرحله وزن هر کدام از انتخاب ها تعیین شده است. اما باید ارجحیت معیار ها نسبت به یکدیگر را نیز در این فرآیند تصمیم گیری وارد نمود. برای اینکار عملیاتی مشابه آنچه در ۱ ، ۲ ، ۳ و ۴ انجام شد را دنبال می کنیم. برای هر کدام از معیار ها یک وزن (ارزش ) تعیین می کنیم.
۵٫ ماتریس مقایسه معیار ها را که n*n است بصورت زیر می سازیم. معیارها را در سطرها و ستون ها در نظر بگیرید. درایه i-j ام این ماتریس برابر میزان ارجحیت معیار i نسبت به معیار j است. هر گاه درایه i-j ام مقدار دهی شد درایه j-i ام برابر وارون درایه i-j ام خواهد بود. همینطور قطر اصلی برابر ۱ است.
در این مثال ماتریس مقایسه معیار ها را بصورت زیر در نظر گرفتیم.
۶٫ ماتریس نرمال و وزن هر معیار مشابه آنچه در مراحل ۳و ۴ بیان شد بدست می آیند.
در این مثال داریم
و
۷٫ حال برای یافتن وزن کل یک انتخاب کافیست وزن آن انتخاب در معیارهای مختلف را در وزن هر معیار ضرب و سپس با هم جمع کنیم.
برای مثال وزن کل انتخاب A بصورت
است. وزن B و C نیز بطور مشابه محاسبه می شود.
می بینید که وزن کل B از سایر انتخاب ها بیشتر است بنابراین ، این فرد بهتر است رشته مهندسی کامپیوتر کرمان را برای ادامه تحصیل انتخاب کند
قدرت اعداد
________________________________________
سال ها پیش در یکی از کلاس های ریاضیات مدارس آلمان، آموزگار برای اینکه مدتی بچه ها را سرگرم کند و به کارش برسد؛ از آنها خواست تا مجموع اعداد از یک تا صد را حساب کنند. پس از چند دقیقه یکی از شاگردان کلاس گفت: مجموع این اعداد را پیدا کرده و حاصل عدد ۵۰۵۰ می شود. با شنیدن این عدد معلم با حیرت فراوان او را به پای تخته برد تا روش محاسبه خود را توضیح دهد. به نظر شما این شاگرد باهوش که بعدها یکی از بزرگ ترین و معروف ترین ریاضیدانان دنیا شد، چه روشی را به کار بست؟ او اعداد یک تا صد را به ردیف پشت سرهم نوشت، سپس بار دیگر همین اعداد را بالعکس، این بار از صدتا یک، درست در ردیف زیرین اعداد قبلی نوشت. طوری که هر عدد زیر عدد ردیف بالاتر قرار گرفت.وی مشاهده کرد که مجموع هر کدام از ستون های به وجود آمده ۱۰۱ است. سپس نتیجه گرفت که صد تا عدد ۱۰۱ داریم که حاصل مجموع آنها می شود ۱۰۱۰۰=۱۰۱*۱۰۰. پس از آن تنها کافی بود که این مجموع به دست آمده نصف شود یعنی:
۵۰۵۰=۲/۱۰۱۰۰
شاید «شارل فردریک گاوس» شاگرد با ذکاوت کلاس که این روش جالب را به کاربرد، آن هنگام نمی دانست، روش بسیار کارا و مفیدی را برای جمع بستن رشته ای از اعداد ارائه داده است که تا سالیان سال مورد استفاده ریاضیدانان خواهد بود.اکثر مفاهیم ریاضی به قدری با زندگی روزمره ما گره خورده است که تمام مردم بدون آگاهی داشتن و واقف بودن به آن، از کنارش می گذرند و تنها کاربر خوبی هستند و بس! حتماً تا به حال با این عبارات در رادیو، تلویزیون یا موارد مختلف دیگر برخورد کرده اید: «وزارت آب و یا وزارت نیرو اعلام کرده است که میزان پرداختی قبض ها به صورت تصاعدی بالا می رود و از مصرف کنندگان تقاضا نمود که نهایت صرفه جویی را درمصرف آن داشته باشند.» حتماً در بیشتر موارد نیز از اینکه هزینه مصرف آب یا برق شما بسیار گران شده است گله مند و شاکی بوده اید و بسیار تعجب کرده و یا شاید هم فکر کرد ه اید که اشتباهی رخ داده است! اما در واقع این چنین نبوده است. بلکه این وزارتخانه ها و جاهای دیگر از این قبیل با به کار بردن یک مفهوم ساده ریاضی که از روابط جالب بین اعداد نشات می گیرد، تلاش نموده اند با این روش اندکی از مصرف سرانه انرژی های مفید در کشور بکاهند. بسیاری از رشته های اعداد در ریاضیات از قاعده و قانون خاصی پیروی می کنند. بدین صورت که مثلاً هر عدد نسبت به عدد قبلی خود به اندازه ثابتی کاهش یا افزایش می یابد، به این رشته از اعداد تصاعد «عددی» (حسابی) گویند. برای مثال در رشته اعداد ۱، ۴، ۷، ۱۰، ۱۳ و … هر عدد نسبت به عدد قبلی خود سه واحد بیشتر است. حال رشته ای از اعداد را در نظر بگیرید که در آن هر عدد نسبت به عدد ماقبل خود به اندازه توان هایی از یک عدد ثابت افزایش یا کاهش یافته باشد. به این رشته از اعداد تصاعد «هندسی» گویند.
برای مثال رشته اعداد ۱، ۲، ۴، ۸، ۱۶ و… را در نظر بگیرید. اگر کمی دقت کنید متوجه می شوید که هر عدد نسبت به عدد قبلی خود، دو برابر شده است. به عبارت دیگر در این رشته از اعداد با توان هایی از عدد ۲ و یا اعداد دیگر مواجه هستیم.
یعنی :…و۲۴، ۳ ۲، ۲ ۲۲۱۲۰،، به ترتیب از چپ به راست می شود …و ۱۶، ۸، ۴، ۲۱،
اگر کمی حوصله کنید و با ما همراه باشید مثال ها و داستان های جالبی از خاصیت شگفت آور این رشته از اعداد خواهید خواند که حتماً متعجب می شوید.
در گذشته های دور، یکی از پادشاهان هندوستان به ازای یاد دادن سرگرمی خوبی به او، جایزه بزرگی تعیین کرد. می دانید که هندی ها در ابداع و اختراع روابط شگفت انگیز بین اعداد بسیار توانا هستند و تاریخچه بلندی در این زمینه دارند. روزی یکی از همین دانشمندان متبحر کار با اعداد، نزد پادشاه رفت و بازی شطرنج را به او آموخت. کسی چه می داند، شاید بازی شطرنج از همان زمان اختراع شده باشد.این مرد زیرک به ازای سرگرمی خوبی که به پادشاه آموخته بود از وی خواست تا به ازای ۶۴ خانه شطرنج به او گندم دهد. بدین ترتیب که از یک دانه گندم برای خانه اول آغاز کند و به هر خانه شطرنج که رسید تعداد دانه های گندم را نسبت به خانه قبل دو برابر افزایش دهد. مثلاً برای روز چهارم پادشاه می بایست تعداد ۱۶=۲۴ دانه گندم به مرد فاضل بدهد. مرد خردمند شرط کرد که در صورت عدم توانایی پرداخت این گندم ها از سوی پادشاه می باید تاج و تخت هندوستان را برای همیشه ترک کند. پادشاه نیز با کمال میل پذیرفت و در دل به بی خردی آن ناشناس خندید. مسلماً در روزهای اول مشکلی وجود نداشت. اما مشکل اصلی از آنجا شروع می شد که این اعداد به صورت شگفت آوری بزرگ می شدند. در روز دهم تعداد ۱۰۲۴=۲۱۰ دانه گندم باید پرداخت می شد که تعداد زیادی نیست. اما روز بیستم تعداد قابل ملاحظه ای می شود یعنی ۵۷۶/۰۴۸/۱=۲۲۰ دانه گندم. فکر می کنید وقتی که به روز آخر یعنی خانه شصت و چهارم برسید چه اتفاقی بیفتد. درست حدس زده اید پادشاه ما به ….=۲۶۴ دانه گندم نیاز دارد که این تعداد گندم با تمام دانه های شن و ماسه موجود بر روی زمین برابری می کند! در روزهای آخر این شرط تازه پادشاه هند متوجه شد که چه کلاه بزرگی سرش رفته است اما چاره ای جز کناره گیری از تاج و تخت نبود!مثال های بسیاری از این دست موجود است که به قدرت شگرف اعداد و بیشتر از آن به قدرت تفکر انسان هایی که راه سود بردن از آن را بدانند اشاره می کند
بازدید
بازدید
۴. آشنا ساختن مراجع به این حقیقت که مشکلش منحصر بهفرد نیست و دیگران نیز کم و بیش با مشکلاتى همانند او مشکل او مواجه هستند، مىتواند تشویقکننده باشد.
تشویق رفتارهاى خوب
نگرانى دربارهٔ تأثیرات احتمالى تلویزیون، از دیرزمان، بر توجهاتى که به دیگر عرصههاى مربوط به تماشاى تلویزیون، در کودکان مىشده، اولویت داشته است. چه مدت است که مفهوم جعبهٔ گوشهخانه به مثابهٔ هیولایى یک چشم موجه شمرده مىشود؟ این مکان که رفتارهاى بد بهنمایش درآمده در تلویزیون، مىتواند الگوهایى در اختیار بینندگان جوان مستعد بگذارد تا از آن کپىبردارى کنند را نمىتوان ساده گرفت. اما این فرضیه – که عموماً غالب بهنظر – مبنى بر اینکه آشکارا ثابت شده است که تلویزیون تأثیر بدى دارد، سادهسازى بیش از حد هر دو، یعنى هم آنچه جعبه به منازل مىآورد، و هم نحوهٔ برخورد کودکان با آن، است.
برنامههاى تلویزیون شامل نمونههاى بسیارى از رفتارهاى خوب است. برنامههایى که در آن مردم با مهربانی، جوانمردى و سخاوت رفتار مىکنند. بههمان اندازه، منطقى بهنظر مىرسد که فرض کنیم این تصویر نیز نمونههایى در اختیار کودکان قرار مىدهند تا از آن کپىبردارى کنند. بنابراین، در این فصل این پرسش را مطرح خواهیم کرد که آیا تلویزیون رفتارهاى خوب را در میان کودکان ترویج مىکند؟ اگرچه کارى در این زمینه صورت گرفته است بهوسعت کار انجام شده در زمینه تأثیر خشونت تلویزیون بر کودکان نیست، اما تحقیقات مهمى وجود دارد که روشهاى مختلفى را نشان مىدهد که تلویزیون مىتواند یا باید، در شرایط خاص، تأثیرات بسیار مفید و مطلوبى بر کودکان بگذارد.
آموزش رفتار خوب
مدارک روزافزون بسیارى نشان مىدهد که نمونه رفتارى خوبى که درتلویزیون به نمایش در مىآید، مىتواند کودکان راتشویق کند تا رفتار بهترى در پیش گیرند. پژوهش نشان داده است که بینندگان جوان مىتوانند یاد بگیرند که چگونه به شیوهٔ مطلوبتر یا پذیرفته شدهتر اجتماعى رفتار کنند. آنها این رفتارها را نه تنها از طریق تماشاى برنامههاى مخصوص آموزشى کسب مىکنند، بلکه با تماشاى نمونه برنامههایى که در آن رفتار خوب به تصویر کشیده و براى مخاطبان عمومى تهیه مىشوند، نیز بهدست مىآورند. مدارک موجود براى تأثیرات جامعهگرایانه تلویزیون را مىتوان بهچهار نوع دستهبندى کرد:
– مطالعات آزمایشگاهى انجام شده بر روى برنامههاى از پیش آماده شده تلویزیون یا موضوعات فیلم.
– مطالعات آزمایشگاهى بر روى موضوعات برنامههایى که بهمنظور آموزش مهارتهاى اجتماعى تهیه شدهاند.
– مطالعات آزمایشگاهى بر روى موضوع برنامههاى انتخاب شده از میان مجموعه برنامههاى مردمى تلویزیون.
– مطالعات میدانى که میزان تماشاى برنامههاى داراى محتواى جامعهگرایانه را با میزان تمایلات رفتارى جامعهگرایانه مرتبط مىسازد.
پژوهشگران بااستفاده از این روشهاى مختلف، دربارهٔ قابلیت تلویزیون براى تأثیر بر کودکان در جهت نشان دادن سخاوت و ابراز نکردن خودخواهی، نشان داد رفتار دوستانه و اندیشیدن به خرسندى نهایى و نه طلب سریع پاداش براى انجام هر کارى تحقیق کردهاند.
تلویزیون وداورىهاى اخلاقى
بیشتر تحقیقات انجام شده بر روى تأثیرات بالقوه خوب تلویزیون، بر انواع مختلف رفتارهاى اجتماعى مرتبط با شخصیت متمرکز هیچگونه تأثیر مستقیمى بر قضاوت و استدلال اخلاقى بینندگان دارد؟ انتقادهاى اولیه بهطور اخص، نگران دیدگاههاى اخلاقى و معنویى بود که از طریق تلویزیون آموزش داده مىشد. دیدگاه منتقدان این بود که این رسانه تأثیر مخربى القا مىکند. نگرش برخى از منتقدان این است که تلویزیون اغلب نشان مىدهد که اعمال غیر مشروع یا غیر اخلاقى مؤثر واقع مىشوند. حتى مجریان قانون در تلویزیون بهگونهاى نشان داده مىشوند که قواعد را نادیده مىگیرند، کدهاى اخلاقى را زیر پا مىگذارند و بهشکل پرسش برانگیزى اغماض وافراط مىکنند، پیام نهفته در این محتوا این است که بد بودن، اغلب بهتر از خوب بودن مؤثر واقع مىشود.
برعکس، مدافعان برنامههاى تلویزیونى استدلال کردهاند که تأثیر تلویزیون بر نگرش اخلاقى جوانترین بینندگانش، در درجهٔ نخست، تأثرى مثبت است. برنامههاى تلویزیون بهطور مرتب، مسئلهاى اخلاقى را به شکل جذابى مطرح مىکنند که توجه مخاطبان را بهخود، جلب و جذب مىکند. مردم با مجموعهاى از مسائل و بحرانهاى اخلاقى مواجه مىشوند که در نمایشها مطرح یا در برنامههاى سرگرم کننده بازى مىشوند، و نیز در برنامههاى مستند و آموزشى نشان داده مىشوند. نمایشهاى سریالی، شخصیتها را بهگونهاى نشان مىدهد که آنقدر ظولانى با مشکلات اخلاقى دست و پنجه نرم مىکنند، که مخاطب را بر آن مىدارند تا با رخدادها و موقعیتها آشنا شوند. برنامهها گفت و گوى تلویزیونی، اعضاى عادى جامعه را بهتصویر مىکشد که سفرهٔ دل خود را جلو میلیونها بیننده مىگشایند، و اغلب بر ژرفترین نبههاى زندگى خصوصى خود متمرکز مىکنند. تلویزیون از طریق این نوع تجربیات مىتواند به مثابهٔ نوعى معلم اخلاق یا مشاوى ایفاى نقش کند، و بینندگان را، از پیر و جوان، تشویق کند که مشکلات مهم اخلاقى را منعکس سازند. با این وجود تا این زمان تحقیقات کمى چه در رد و چه در اثبات هر نوع تأثیر تلویزیون برر ارزشها و استدلال اخلاقى کودکان صورت گرفته است.
تحقیقات دربارهٔ پرورش داورىهاى اخلاقى با کار گلبرک (Kholberg) تحت کنترل درآمده است. در این چارچوب، تصور مىشود که استدلال اخلاقى در کودکان، طى مجموعهاى از مراحل پرورش مىیابد، و هر مرحلهٔ موفقیتآمیز، نشانگر سطح موفقیتآمیزترى از درک نظم اخلاقى دنیایى اجتماعى است. در این مسیر، کودک در هر مرحله، مرتبهاى از جنبههاى اخلاقى را در ارتباط با ایجاد تمایز بین خوب و بد مىآموزد. در چنین نظامی، یک نتیجهٔ مقدماتى این است که اگر عملى مجازات نشود، در آنصورت طبق تعریف مىبایست از نظر اخلاقى پذیرفته شده باشد و بنابراین از نظر معنوى درست باشد. یک پرسش کلیدى این است که آیا تلویزیون به این شیوه استدلال مىکند؟
تلاش براى یافتن این پرسش شامل مطالعهاى است که روى پسرها و دخترهاى ۴-۵ ساله، ۷-۸ ساله و ۱۰-۱۱ ساله انجام شده است. نخست از این کودکان مصاحبهاى بهعمل آمد تا قابلیتهاى استدلال اخلاقى آنها بیشتر شناسایى شود. بهعلاوه، مادر هر یک از کودکان با ثبت خاطرات روزانه مربوط به تماشاى تلویزیون کودکان بهمدت دو هفته، و نیز تهیه اطلاعات وسیعى دربارهٔ عادت خانوادگى تماشاى تلویزیون در زمان گذشته، پژوهشگران را یارى کردند. پژوهشگران سپس از فنون آمارى استفاده کردند تا روابط موجود بین گزارش بهدست آمده از اظهارات بینندگان مبنى بر عادات تماشا در کودکان و خانوادههایشان و نیز نگرش و ارزشهاى اخلاقى کودک را بیازمایند.
در میان کودکان کمسن وسالتر، تماشاى مستمرتر تلویزیون، بالنسبه با استدلال اخلاقى بهدست آمده بود، همبستگى داشت. این نتیجه درمورد دو گروه سنى بزرگتر بهدست نیامد. درمیان کودکان ۴-۵ سال، کل میزان تماشاى تلویزیون با ماهیت ارزشهاى اخلاقى مرتبط بود و نه ترجیحات کودک براى تماشاى انواع خاصى از برنامهها. بنابراین، هیچگونه نمودگارى وجود نداشت که نشان دهد تمایل براى تماشاى انواع خاصى از برنامهها. بنابراین، هیچگونه نمودگارى وجود نداشت که نشان دهد تمایل براى تماشاى نوع خاصى از برنامه این احتمال را بهوجود آورد که پرورش اخلاقى کودکان را ضایع سازد. اگرچه، در میان کودکان ۷ تا ۸ سال، آنهایى که تماشاى کمدىهاى خانوادگى را ترجیح مىدادند، درک پرورش یافتهترى نسبت به اهمیت کمک به مردم نیازمند، داشتند. این یافته جالب بود، بهان دلیل که موضوعات بسیارى از این نمایشها را منعکس مىکرد. یافتهاى که در ارتباط با تشویق کم این ارزشها و نگرشها بهوسیله تلویزیون بیان شده، گزارشى است که این نوع درک را در میان بالاترین گروه سنى کودکان نسبتاً ضعیف یافت؛ لازم بهذکر است که این کودکان، علاقهٔ خاصى به نمایشهاى پر جنب و جوش و ماجراجویانهاى داشتند که مخاطب اصلى آنها بزرگسالان بودند. کمبود تحقیقات انجام شده دربارهٔ تلویزیون و استدلال اخلاقى بدان معنى است که درک ما از ماهیت و اهمیت هر نوع نقشى که این رسانه در اموزش کودکان در جهت تشخیص درست از نادرست ایفا مىکند، ناقص و ناهمگون باقى مىماند.
بازدید
بازدید
سرطان یکی از شایعترین و شدیدترین بیماریهای مشاهده شده در طب بالینی است. آمار نشان میدهد که سرطان به نوعی بیش از ۳/۱ جمعیت را گرفتار میکند، مسئول بیش از ۲۰ درصد تمام موارد مرگ و میر است و در کشورهای پیشرفته مسئول بیش از ۱۰ درصد کل هزینه مراقبتهای پزشکی میباشد. سرطان در صورت عدم درمان ، همواره کشنده است. تشخیص و درمان زودرس اهمیت حیاتی دارد و شناسایی افراد در معرض افزایش خطر سرطان پیش از ابتلا به آن ، یکی از اهداف مهم تحقیقات سرطان است.
سمبل سرطان
زیست شناسی سرطان
سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه نامی است که برای توصیف اشکال بیماریزایی نئوپلازی بکار میرود. نئوپلازی نوعی روند بیماری است که با تزاید کنترل نشده سلولی منجر شونده به یک توده یا تومور ، مشخص میشود. به هر حال برای اینکه تومور (نئوپلاسم) را سرطان محسوب کنیم، باید بدخیم هم باشد، یعنی رشد آن دیگر کنترل شده نبوده و تومور قادر به تهاجم به بافتهای مجاور یا گسترش به نواحی دورتر یا هر دو میباشد.
اشکال سرطان
• سارکومها (Sarcomas) ، که در آنها تومور از یک بافت مزانشیمی مانند استخوان ، ماهیچه یا بافت همبند بوجود آمده است.
• کارسینومها (Carcinomas) ، که از بافت پوششی مانند سلولهای مفروش کننده رودهها ، نایژهها و یا مجاری غدد پستانی ایجاد میشود.
• بدخیمیهای خونی و لنفاوی مانند لوکمیها و لنفومها که در سرتاسر مغز استخوان ، دستگاه لنفاوی و خون محیطی گسترش مییابند. در داخل هر یک از گروههای اصلی ، تومورها را برحسب مکان ، نوع بافتی ، تظاهر بافت شناختی و درجه بدخیمی طبقه بندی میکنند.
نئوپلازی که نوعی تجمع غیر طبیعی سلولهاست، به علت عدم تعادل بین تزاید و فرسایش سلولی ایجاد میشود. سلولها با گذر از چرخه سلولی و انجام میتوز افزایش مییابند، در حالی که فرسایش به علت مرگ برنامه ریزی شده سلولی ، از طریق نوعی روند طبیعی قطعه قطعه شدن DNA و خود کشی سلولی که به آن آپوپتوز اطلاق میشود، سلولها را از یک بافت خارج میکند.
اساس ژنتیکی سرطان
• صرف نظر از اینکه آیا سرطان به صورت تک گیر در یک فرد ، یا بطور مکرر در بسیاری از افراد در داخل خانوادهها به صورت یک صفت ارثی رخ میدهد، سرطان نوعی بیماری ژنتیکی است.
• انواع مختلف ژنها را در آغاز روند سرطان ، دخیل دانستهاند، اینها شامل ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینها در مسیرهای پیامدهی برای تزاید سلولی ، اجزای اسکلت سلولی دخیل در حفظ مهار تماسی ، تنظیم کنندههای چرخه میتوزی ، اجزای ماشین مرگ سلولی برنامه ریزی شده و پروتئینهای مسئول تشخیص و ترمیم جهشها میباشند.
• انواع مختلف جهشها مسئول ایجاد سرطان هستند، اینها شامل جهشهایی مانند موارد زیر میباشند: جهشهای کسب فعالیت و فعال کننده یک آلل از یک پروتوانکوژن ، از دست دادن دو آلل یا جهش منفی غالب یک آلل از یک ژن سرکوبگر تومور ، جابجایی کروموزومی که باعث بروز نادرست ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینهایی که خواص عملکردی جدیدی بدست آوردهاند، میشوند.
• پس از شروع ، سرطان ، از طریق جمعآوری صدمه ژنتیکی اضافی به واسطه جهش یا برش و چسباندن اپی ژنتیک ژنهایی که ماشین سلولی رمز گردانی کننده DNA صدمه دیده را ترمیم و حالت طبیعی ژنتیک سلولی را حفظ میکنند، تکامل مییابد.
سرطان در خانوادهها
بسیاری از اشکال سرطان ، میزان بروز بالاتری در بستگان بیماران نسبت به جمعیت عمومی دارند. بارزترین این اشکال خانوادگی سرطان حدود ۵۰ اختلال مندلی است که در آنها خطر سرطان بسیار زیاد است، مانند سرطان معده ، سرطان پوست و سرطان خون. در برخی سرطانها ، جهشهایی در یک ژن منفرد میتواند عامل دخیل غالب در ایجاد بیماری باشد. در برخی خانوادهها ، حتی در غیاب نوعی طرح توارث مندلی آشکار سرطان ، خطر این بیماری بیشتر از حد متوسط است. به عنوان مثال افزایش بروز سرطان در محدوده ۲ تا ۳ برابر در بستگان درجه اول بیماران مشاهده شده است و این امر چنین مطرح میکند که بسیاری از سرطانها ، صفات پیچیده ناشی از عوامل ژنتیکی و نیز محیطی میباشند.
انکوژنها
انکوژن ، نوعی ژن جهش یافته است که عملکرد یا بروز تغییر یافته آن موجب تحریک غیر طبیعی تقسیم و تزاید سلولی میشود. جهش فعال کننده میتواند در خود انکوژن ، در عناصر تنظیم کننده آن یا حتی در تعداد نسخههای ژنومی آن باشد و به عملکرد تنظیم نشده یا بروز مفرط فرآورده انکوژنی بینجامد. انکوژنها اثری غالب در سطح سلولی دارند، یعنی وقتی یک آلل جهش یافته منفرد فعال شود یا بروز مفرط پیدا کند، برای تغییر دادن فنوتیپ سلول از طبیعی به بدخیم ، کافی است.
ژنهای سرکوبگر تومور
در حالی که پروتئینهای رمز گردانی شده توسط انکوژنها ، سرطان را عموما از طریق جهشهای کسب عملکرد یا بروز افزایش یافته یا نامناسب یک آلل از ژن پیش میبرند، ژنهای بسیار دیگری وجود دارند که جهش در آنها از طریق مکانیزم متفاوتی ، یعنی از دست رفتن عملکرد هر دو آلل ژن ، در ایجاد بدخیمی نقش دارد. به این ژنها ، ژنهای سرکوبگر تومور گفته میشود. از آنجا که این ژنها و فرآوردههای آنها طبیعت حفاظت کنندگی در برابر سرطان دارند، امید بر آن است که درک آنها سرانجام به بهتر شدن شیوههای درمان ضد سرطان منجر شود.
تغییرات سیتوژنتیکی سرطان
تغییرات سیتوژنتیکی مانند تغییر در تعداد کروموزومها یا ساختمان کروموزومها) شاه علامتهای سرطان هستند، به ویژه در مراحل دیررستر و بدخیمتر یا مهاجمتر تکامل تومور. این تغییرات ژنتیکی ، مطرح کننده آن هستند که از عناصر مهم پیشرفت سرطان ، نقایصی در ژنهای دخیل در حفظ انسجام و پایداری کروموزمی و تخمین جور شدن صحیح میتوزی است.
از کانونهای تمرکز تحقیقات سرطان ، روی تعریف سیتوژنتیکی و مولکولی این اختلالات است که بسیاری از آنها را مرتبط با پروتوانکوژنها یا ژنهای سرکوبگر تومور میدانند و احتمالا تقویت بروز پروتوانکوژنها را مقدور میسازند یا نمایانگر از دست رفتن آللهای ژن سرکوبگر تومور میباشند.
پرتوها
پرتوهای یونیزه کننده ، خطر سرطان را افزایش میدهند. دادههای مربوط به افراد زنده مانده از بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و سایر جمعیتهای برخورد داشته با پرتوها ، دوره نهان طولانی را نشان میدهند که در مورد لوکمی در محدوده ۵ سال است، اما برای برخی تومورها تا ۴۰ سال میرسد. این خطر وابسته به سن است و بیشترین میزان آن برای کودکان زیر ۱۰ سال و افراد مسن میباشد.
پرتوتابی برای افراد دچار نقایص ذاتی ترمیم DNA به مراتب صدمه زنندهتر از جمعیت عمومی است. هر فردی در معرض درجاتی از پرتوهای یونیزه کننده ناشی از پرتوتابی زمینهای ، برخورد طبی و انرژی هستهای میباشد. متاسفانه نقاط ابهام زیادی در مورد وسعت آثار پرتوها ، خصوصا پرتوتابی در سطح کم ، بر خطر سرطانها وجود دارد.
سرطانزاهای شیمیایی
امروزه نگرانی در مورد بسیاری از سرطانزاهای شیمیایی خصوصا توتون ، اجزای رژیم غذایی ، سرطانزاهای صنعتی و فضولات سمی وجود دارد. اثبات خطر برخورد اغلب دشوار است، اما سطح نگرانی در حدی میباشد که تمام پزشکان باید دانش کاری از این موضوع داشته باشند و بتوانند بین واقعیات اثبات شده و موضوعات مورد شک و بحث افتراق قائل شوند.
یک موضو ع مهم که در آن عوامل محیطی و ژنتیکی میتوانند تعامل کنند تا آثار سرطانزای مواد شیمیایی را تقویت یا مسدود کنند، در ژنهای رمز گردانی کننده آنزیمهایی است که داروهای برونزاد و مواد شیمیایی را متابولیزه میکنند. گروهی از آنزیمهای متابولیزه کننده داروها که توسط خانواده ژنهای سیتوکروم P450 رمز گردانی میشوند، مسئول سم زدایی مواد شیمیایی خارجی هستند. یکی از این آنزیمها ، آنزیم آریل هیدروکربن هیدروکسیلاز (AHH) ، پروتئینی قابل القا است که در متابولیزم هیدروکربنهای چند حلقهای مانند آنهایی که در دود سیگار یافت میشوند، دخالت دارد.
AHH ، هیدروکربن را به شکل اپوکسیدی تبدیل میکند که راحتتر از بدن دفع میشود، اما سرطانزا نیز میباشد. میزان متابولیزم هیدروکربن بطور ژنتیکی کنترل میشود و در جمعیت سالم ، تنوع چند شکل نشان میدهد. افراد حامل آللی با قابلیت القای زیاد ، خصوصا افراد سیگاری ، ظاهرا در معرض خطر افزایش یافته سرطان ریه میباشند.
آینده بحث
سرطان نوعی اختلال ژنتیکی است که در آن ، کنترل تزاید سلولی از دست رفته است. مکانیزم پایه در تمام سرطانها ، جهش در رده زاینده یا بطور به مراتب ناشایعتر ، در سلولهای پیکری میباشد. در مورد روندهای ژنتیکی ایجاد سرطان و عوامل محیطی که DNA را تغییر میدهند و لذا به بدخیمی منجر میشوند، مطالب ناشناخته زیادی وجود دارد.
محتمل است که بینش جدید به نقش بنیادی تغییرات DNA در ایجاد سرطان ، در آینده نزدیک ، به ایجاد روشهای بهتر و اختصاصیتر تشخیص زود هنگام ، پیشگیری و درمان بیماریهای بدخیم منجر شود.