جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

نقد و بررسی ادبیات وادیبان ۱

777

بازدید

نقد و بررسی ادبیات وادیبان ۱ ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۳ امتیازs
پیشگفتار
این مطالعات دیر انجام که با ادبیات معاصر امریکا آغاز شد طولی نکشید که سر زندگی اصالت و توانایی این ادبیات ،همه حواسم را به خود مشغول داشت . فاکنر ،اونیل و همینگوی نویسندگان ژرف اندیش و قدرتمندی بودند که مقام رمان و نمایش امریکا را تا حد رمان و نمایش انگلستان ،آلمان و فرانسه ارتقا دادند ، زیرا هنگامی که جایزه نوبل در ۱۹۴۹ له نویسنده گمنامی اهدا شد که ظاهراً در مردابهای میسی سی پی گم شده بود و یا در سال ۱۹۵۴ به جهانگرد ریش و پشم دار سالخورده ای تعلق گرفت که شهر پاریس از سی سال پیش او را روزنامه نگاری تهیدست می شناخت که زیر سقفی در حال فرو ریختن با ماشین تحریر کهنه اش کانجار می رفت ، غولهای ادبی اروپا از جا پریدند . انتقاد از من رواست ، چرا که تا ۱۹۶۶ فقط یک رمان از همینگوی و یک رمان از استین بک خوانده و اصلاً کتابی از فاکنر نخوانده بودم . اکنون نیز از ادبیات کانادا ، مکزیک و امریکای جنوبی چیزی نمی دانم ، هر خواننده آگاهی این نکته بی دردسر ، تنگ نظرانه و توهین آمیز برای « ایالات متحده » ای است به سادگی حدس بزند . به راستی چه کسی به ما صفتی ملی عطا خواهد کرد ؟
باری ، من از « صراحت » عریان بسیاری از نویسندگان متوسط امریکا در بیان اعمال محرمانه تنمان ، اندکی یک خورده ام . ممن پیوریتن۱ معصومی نیستم و آن قدر در رگهایم خون فرانسوی – کانادایی جریان دارد که اگر شوخی زشتی با زیرکی بیان شود یا حتی دیدن فیلم « عریانی » هم ممکن است مذاقم خوش بیاید . من پیش خود فرض کرده بودم ، هر کس که آن قدر هوش و حواس دارد که بتواند کتابی بنویسد ، خود به خود می داند ، برخی واژه های تند و رک بوی زننده ای از مصداق خود و محیط آن مصداق را با خود دارند ، چون این گونه واژه ها می تواند هر شعری را که شاید درباره تن و بدن باشد ، به فضاحت بکشاند ، لذا این دسته نویسندگان در آثاری که پیش چشم ما گشوده می شود و با ما تماس حاصل می کند از واژگانی استفاده می کنند که از پیش ضد عفونی شده است . یعنی در گفتگو از اسرار خلوت و رختخواب به شیوه غیر مستقیم و فرهیخته ای متوسل می شوند . وقتی این گونه خودداریها مورد توجه قرار گیرد ، ادراک آدمی تند و تیزتر می شود . و درگیریها و تضادها هم کندتر می شوند و اینک که دادگاههای ما کم و بیش برای تعریف قبح دست از تلاش برداشته اند ، سالها در هرزه نگاری چه بهنجار و چه ناهنجار غوطه خواهیم خورد ، باشد که این وضعیت با افزایش آزادی تخفیف یابد . کتابهایی مانند کندی۲ عادی خواهند شد و خوانندگان بالاتر از دیپلم را تحریک نخواهند کرد ؛ همان گونه که ساقهای زنان ، چندان هوسی در دل مردان بر نمی انگیزد و در ضمن باید اذعان کنم که رمانهایی مانند آخرین راه خروجی به بروکلین۳ اگرچه تهوع آورند ، آزاد باشد تا ژرفای انحطاطی را که در پس رفاه کور و گیج ما پنهان است ، به ما بنمایاند . به این نکته نیز اعتراف کنم که من این کتابها را خوانده ام .
کتابهای دیگری هم خوانده ام که دوست دارم پیش از آنکه با فراغت درباره فاکنر سخن بگویم ؛ کمی هم از آنها بگویم . نویسندگان قدرتمند و مبتکر بسیاری در ایالات متحده امریکا هستند که برخی از ایشان در برابر وسوسه هرزه نگاری مقاومت کرده اند . من سال بلو را همچون هنرمند بی ریایی که هرگز دستنوشته اش را به چاپ نمی سپارد مگر آنکه همدردی پر احاساس و هنرمندی کمال یافته۴ خویش را به آن منتقل کند ، محترم می شمارم . شهرهای در حال گسترش ما ، هر ساله هزار نفر مانند هرزوگ را به وجود می آورند : شوهری که صبورانه کلاه قرمساقی بر سر می گذارد ، پدری شیفته فرزندان اما سهل انگار مردی خوش نیت اما سست اراده و بیحال که در میان تخته پاره الهیاتی درهم شکسته به دست و پازدن مشغول است .
بدو ، ربیت ! اثر جان آپدایک۵ تصویری غم انگیز ، لیکن گیرای مردی را به دست می دهد که از محیطی مرگبار ع از غروری کاذب و از ادراکی کم مایه – در تشخیص خیر و شر – رنج می برد . هر شهر امریکا صدها ربیت آنگسرومز در خود دارد که پس از مشاهده سستی و سقوط پیوندهای اخلاقیش از پا در می آید و ما خود را شریک جرم احساس می کنیم . ادبیات زمان ما انباشته از آثار قهرمانان مچاله شده ای است که می پنداشتند با مرگ آورنده ده فرمان ، این مفاهیم نیز منسوخ شده اند ۶٫ آپدایک در کتاب زوجها همه توان خود را برای بیان خیر و شر به کار می گیرد : شاهکاری از ادراکی نافذ و ژرف . طنزی خشمناک در تشریح اجتماعی که عزمی « بی پروا هم » برای آوردن رازهای شیرین عشق و تن در سخان رکیک مردان و زنان به پهنه وضوح ادبیات دارد و من با خواندن هر صفحه آن سخت یکه خوردم ؛ لیکن در میان رسوب اخلاقی آن ع بینشهای درخشان بسیار و ادراکی موجز یافتم : « سرنوشت همه آنان در این عصر ، عصری از اعصار تاریک که در میان هزاره ها و در میان مرگ و تولد مجدد خدایان – به هنگامی که هیچ دستاویزی جز جاذبه های سیارات ، سکس و رواقیگری وجود ندارد – منوط به آن است . »
فرانسیس اسکات فیتز جرالد ( ۱۹۴۰- ۱۸۹۶ ) در خانواده های پرهیزگار و کاتولیک به دنیا آمد . ایمانش را از کف داد و از اینکه کلیسا کتابهایش را تحریم کرد ، رنج بسیار برد . شاید به همین دلیل است که من کتاب شب لطیف است۷ را با حرارت بیشتری پذیرا شدم تا گتسبی بزرگ را که عموماً بهترین کار او شمرده می شود . کتاب اول اساساً داستانی اسرار آمیز است ( کی ، کی را کشت ؟ ) با طرحی هیجان انگیز و پایانی دراماتیک ؛ هزاران کتاب از این نوع وجود دارد . کتاب دیگر ، نتیجه تلاش دلیرانه مرد ایرلندی رمانتیکی بود که می کوشید تا – تقریباً به گونه ای بالینی – سقوط یک ایده الیست را بر اثر وسوسه و شور بختی ، درگیر زنبارگی و میخوارگی توصیف کند . وقتی دیدم نویسنده هیچ گونه رنگ خوشبینانه ای بر پایان شتابزده آن نپاشیده است ، حیرت کردم . در این اثر با تصویری نه چندان متفاوت از نویسنده روبرو می شویم : زوال اخلاقی ناشی از میخوارگی خود نویسنده پس از دلبستگی طولانی به همسری بدخو و ناسازگار و مقاومتی دراز مدت در برابر فشارهای اقتصادی و عشقهایی که به او عرضه می شد . این همان شخصیت دوست داشتنی و زندگی عاطفی فیتز جرالد بود که برای این کتابها شهرت گذرایی هم به ارمغان آورد .
 
۲- قلمرو فاکنز
فاکنر از اولیس جیمز جویس به راه افتاد و در جاده تنباکوی ارسکین کالدول پیش رفت . او جریان سیال ذهن را در طبقه کاملی از مردم ساکن میسی سی پی دبنال کرده و با عریان کردن جسم و جان آنان ، تاریخچه و زوالشان را ضبط می کند او که آثار بالزاک را بسیار خوانده بود ، خود به نوشتن کمدی انسانی۸ گوشه ای از ایالات متحده پرداخت . این بخش در واقع لافایت بود و مرکز آن شهر اکسفورد جایگاه پر افتخار دانشگاه می سی سی پی لیکن فاکنر این شهر را جفرسن خواند و این بخش را یوکناپاتافا نام داد ؛ واژه ای که به قول خود او ، از آن سرخپوستان چیکاسا۹ است و چنین معنا می دهد : « آب در جلگه ها به آرامی روان است . » و این توصیف مصداق کاملی از کتابهای اوست . فاکنر برای این « بخش تخیلی » خود جمعیتی برابر ۹۳۱۳ سیاه پوست و ۶۲۹۸ سفید پوست در نظر می گیرد . حداقل صد تن از این سفید پوستان و انبوهی از سیاه پوستان به رمانهای او داخل یا در آنها خارج می شوند . همچنان که شخصیتهای متعددی ، نظیر همینها در بخشهای گوناگون آثار بالزاک ظاهر می شوند . در نمایش موشکافانه فاکنر ، مردم این قطعه زمین ، صمیمانه تر و صادقانه تر از هر بخش دیگری از مردم امریکا نمایانده می شوند .
فاکنر در ۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ در نیوآلبانی۱۰ می سی سی پی به دنیا آمد . پدرش در سال ۱۹۰۲ خانواده را به آسکفورد برد و با شغل مدیر حسابداری در دانشگاه استخدام شد . تحصیلات رسمی ویلیام از دبیرستان فراتر نرفت . او تلاش کرد برای شرکت در جنگ جهانی اول در ارتش نامنویسی کند ؛ اما پذیرفته نشد . سپس به کانادا رفت و وارد نیروی هوایی سلطنتی شد ؛ اما پیپ از آنکه تعلیماتش را به پایان برساند ، جنگ خاتمه یافته بود . آنگاه به آکسفورد بازگشت و یک سالی را در دانشگاه به تحصیل مشغول شد . در سال ۱۹۲۴ یک جلد از شعرهایش در بوستون چاپ شد . در صفحه عنوان کتاب یک حرف u به اشتباه در اسم او گذاشته شد . فاکنر این اشتباه را حفظ کرد و همه کارهای بعدیش را با همین نام جدید امضا کرد . همان گونه که احساس بر اندیشه مقدم است ، نثر نویسان خوب تقریباً همیشه با شعر آغاز می کنند .
هنگامی که در حرفه روزنامه نویسی و در نیوارلئان کار می کرد با شروود اندرسن آشنا شد . او ویلیام را ترغیب کرد به رغم امتناع مکرر ناشران از چاپ آثارش ، به نوشتن ادامه دهد . فاکنر در ژوئن ۱۹۲۵ با کشتی باری به اروپا سفر کرد . ایتالیا و فرانسه را زیر پا گذاشت و مدتی در روزنامه ای در پاریس به کار پرداخت . سپس به آکسفورد بازگشت و برای تأمین زندگی به هر کاری ، هر اندازه بی ارزش دست زد ، پس از انتشار چند کار جزئی که در اقیانوس انتشار کتابها بازتاب و آوازه چندانی نداشت یکی از بنگاههای انتشاراتی نیویورک را متقاعد کرد تا کتابی از او به چاپ برساند ( ۱۹۲۹ ) و شهرت او با این کتاب آغاز شد .
رمان سارتوریس۱۱ یکی از خانواده های قدیمی اهل جنوب را تصویر می کند که اندک اندک قدرت اجتماعی و املاک خود را به اعضای یک طبقه بازرگان کاسبکار در حال رشد ولی فاقد اصول اخلاقی ، تسلیم می کند . بدین گونه تاریخچه حوادث بخش « یوکناپاتافا » پیش چشم ما گشوده می شود . بنیانگذار این خانواده سرهنگ جان ساتوریس است که در جنگهای داخلی فرمانده یک هنگ سواره نظام بود و با شهامت و بی پروایی خود در آن روزگار داستانهای گوناگون و پر شاخ و برگی برای فرزندانش به یادگار گذاشت . وی در سال ۱۸۷۶ در گذشت و با یارد سالخورده آغاز می شود که در جفرسون رئیس بانک است مردی مبادی آداب که با ویسکی و سیگارش زندگی می کند و مورد احترام همگان است . گرچه در ناتوانی اش در اداره فرزندان و خدمتکاران ، نشانه های زوال به چشم می خورد . شخصیت شرور داستان ، نوه اش بایارد سارتوریس دوم ، است که خوگرفته به خشونت و شتاب – با لاقیدی – از جنگ جهانی اول باز می گردد . اتومبیل جدید او که موجب وحشت پدربزرگ است ، نماد جهان در حال دگرگونی و ابزار فاجعه است .
اعضای خانواده سارتوریس به اصل و نسب خویش می بالند و معیارهای دیرینه آداب دانی ، ذوق و سلیقه و وظیفه شناسی خود را نسبت به خانواده ، طبقه و جامعه حفظ می کنند . آنان مستخدمان سیاه پوست خود را آمرانه به کار می گیرند ب اایشان همچون اعضای پذیرفته شده و پرورش یافته خانواده رفتار می کنند ؛ اما به ایشان به شکلی غیر از نوعی کاست همیشه پست ، نمی نگرند . آنان با تحقیری بی ثمر به تازه واردان بی ریشه ، حیله گر و مبتکر شمالی نگاه می کنند ؛ کسانی که غیر از جاذبه پول و جنسیت هیچ نیروی محرک دیگری ندارند ؛ آنانی که نه وابستگیهای اجتماعی را به رسمیت می شناسند و نه قیود زیبایی شناسی را . در رمانهای فاکنر نمایندگان اصلی این گروه خانواده اسناپس۱۲ هستند ، « خانواده ای به ظاهر خستگی ناپذیر که در طول ده سال اخیر از جای کوچکی مشهور به محله فرانسویها – کم کم به شهر [ جفرسن ] آمده اند . » فلم اسناپس ، مصمم به گردآوری ثروت و رسیدن به قدرت : « روزی ، بی سر و صدا پشت پیشخان رستوران کوچکی کنار خیابان ، سر و کله اش پیدا شده بود . . .
با این جا پا – و مانند ابراهیم پیامبر – خویشان و بستگان خود را تک تک ، یا خانواده خانواده به شهر می آورد و طوری سر و سامان می دهد که بتوانند پول در بیاورند . » آنان ر در شغلهای کوچک و جور واجور درجه سه مغازه های بقالی ، سلمانی و . . . پخش و پلا شدند ؛ زاد و ولد کردند و ریشه دواندند . ساکنان قدیمی ، در خانه ها و مغازه ها و دفترهای آراسته خود ، ابتدا با تفریح و سرگرمی ، سپس با حیرت و آشفتگی ناظر این جریان بودند . » در جریان وقایع رمان ، طبقه جدیدی گسترش می یابد تا آن گاه که « سارتوریس ها » در مقابل «اسناپس ها » محو می شوند . مزرعه ، دهکده ، خانه مجلل و درشکه ، جایشان  را به مغازه ، شهر ، بانک و اتومبیل می دهند و سیمای جنوب به تصویری رنگ باخته از شمل مبدل می شود .
تنها « اسناپس » ی که در این کتاب ظاهر می شود ، دفتر دار بانک بایارد سارتوریس است . او با نقشه ای سنجیده دست به اختلاس میزند ، پولش را پس انداز می کند . در ناحیه کثیفی مسکن می گزیند و نامه های عاشقانه بدون امضایی برای نارسیسا بن بو – که به سبب وابستگیش به خانواده سارتوریس دور از دسترس اوست – می نویسد . برادر دختر ، هوراس بن بو وکیلی است که با « سیمای زیبا ظریف مسخره اش » مشخص می شود . او با زن هوسباز بهترین دوست خود رابطه نامشروع برقرار می کند و خواهر حساس و پارسایش را آزرده خاطر می سازد . نارسیسا هم پنهانی و با دلهره گرفتار عشق بایارد سارتوریس دوم می شود . بایارد اعتنایی به او ندارد ، چرا که روح خود را به اتومبیلیش فروخته است . وقتی در یک تصادف چند دنده بایارد می شکند . نارسیسا با صمیمیتی خاموش از او پرستاری می کند تا آنکه بایارد با او ازدواج می کند . هنگامی که دنده های او و گلگیرها تعمیر می شوند ، بایارد ، پدر بزرگش را مصرانه با اتومبیل به گردش می برد ، اتومبیل در گودالی می افتد . بایارد اول از شدت ضربه می میرد و چیزی نمی گذرد بایارد دوم هم در حین پرواز با هواپیمایی که دچار نقص فنی شده است تلف می شود . در این هنگام او بیست و هفت سال داشت و سال ۱۹۲۰ بود .
اصل داستان همین است که گفتم ، اما بدون پرداخت هنری داستان هیچ است . در اینجا ساخت و سبکی وجود دارد و تصاویری که با تامل در آن جای داده شده است : تصویر شهر و مغازه ها و کاسبها و بیکاره هایش . تصاویر نواحی مسکونی قدیمی با خانه های ساکت و سرسبز سایبان دار متعلق به اشرافیت در حال احتضار است ، تصویر این خانواده های شکست خورده با خاطرات مغرورانه غم انگیزشان از گذشته باشکوه ؛ تصویر برده های پیشین و فرزندانشان که بی مال و منال ، بینوا و زیرک که زبان انگلیسی را برای همخوانی با حنجره هاشان و نیازها و آوازهاشان تغییر داده اند . بهترین جنبه کار فاکنر ثبت ساده و صمیمانه فضای جنوب است : رنگ و ترکیب خاک ، گیاهان و گلهای خاص منطقه که « جنگلی درهم تنیده و خوش رایحه » از « یاسهای هندی ، کبود ، بنفش . . . و پیچکهای انبوه » می سازند ؛ « رایحه یاسمنها پیوسته در فضای خانه پراکنده است » ؛ پرندگان بومی که « شامگاهان با شیرینی و ملاحت آواز می خوانند . »
باران جنوب که زمین و آناناسها را شست و شو می دهد و خاک را در پرتو خورشید سوزان به رنگ سرخ در می آورد . ما در می یابیم که این کتاب به های کار و عشق فراوانی تمام شده است . فاکنر جنوب خود را ،به غم « مردابهای بویناک و دیرینه و عقب افتادگی معنوی » اش ، با تمامی ثروت و سرسبزی شمال متجاوز عوض نمی کند . او برای تشریح و توصیف صحنه هایی که به دقت نظاره شان کرده است با تأمل به دنبال واژه هایی بکر و جاندار می گردد . با چنان حساسیتی درباره کار سخت یک قاطر می نویسد که گویی از برادرش سخن می گوید ؛ می نویسد که چگونه یک سگ جوان « به زودی باید با زبان آویخته و تکان شدید دم به دنبال بوهای اغفالگر و دیوانه کننده ای بدود که دنیای پیرامونش را پر کرده و او را از هر بیشه زار و نیزار و دره تنگی به سوی خود می خواند . » این نویسنده جسور گاهی برای دستیابی به بداعت ، بسیار پیش می رود ؛ مانند زمانی که به توصیف زنان ولخرجی می پردازد که با صدای خش خش جمع کردن دامنهایشان « صدای جلوه فروشانه بانوی صاحبخانه گم می شد » از سر میز ناهار بر می خیزند . عباراتی نیز دارد که بدون ضایع شدن با صفتها یا نثری تصنعی از زیبایی سرشار است .
کتاب سارتوریس ، اندک اندک هواخواهانی یافت ، حق التألیفی به دست آمد و فاکنر توانست با فراغت و اطمینان خاطر نانی بخورد . در سال ۱۹۲۹ با خانم استل فرانکلین ، بیوه ای که از شوهر قبلیش دو کودک داشت ، ازدواج کرد . ویلیام بچه ها را هم به عنوان جهیزیه او پذیرفت .
فاکنر پیش از انتشار سارتوریس رمانی را به پایان رسانده بود که بعدها آن را بهترین اثر خود خواند . مضمون خشم و هیاهو ( ۱۹۲۹ ) نیز زوال یکی از خانواده های طبقه بالاست ؛ این خانواده ، کامپسون ها هستند . کتاب که گویی می خواست دیدگاه مکبث۱۳ را در مورد زندگی ، همچون « داستانی که ابلهی حکایت می کند ، انباشته از خشم و هیاهو برای هیچ و پوچ » بیان کند نخست از زبان ابلهی۱۴ به نام بنجی ، حکایت می شود که « سی ساله ای سه ساله » توصیف شده است . بردباری او کمتر از آن است که داستان را به گونه ای پیوسته و معنی دار تعریف کند ، داستان از طریق تصویرهایی که در ذهن بنجی جریان می یابد ، به شکلی تیره و تار به ما منتقل می شود . نتیجه کار در تبدیل نظم و بی نظمی و روشنی به ابهام ، شبیه برخی از نقاشیهای معاصر است . در صحنه مرکزی داستان ، بنجی – بی آنکه کاملاً درک کند که در پیرامونش چه می گذرد – همسایه ای را می بیند که خواهرش ، کدی کامپسون را می فریبد ؛ دختر در ابتدا مقاومت می کند و سپس تسلیم می شود ؛ آن گاه بخشایش می طلبد و پیش پای بنجی زانو می زند . « گفت : نمی کنم ، دیگه نمی کنم ، بنجی ، بنجی . . . گریه می کرد  و من هم گریه کردم و همدیگر و بغل کردیم . » به زودی سر و کله بچه ای پیسدا می شود . کدی با عجله تن به ازدواج می دهد . در فصل آخر ، پسر بزرگ – که وارث خانواده کامپسون است – وقتی به خطای خواهرش کدی پی می برد ، خودکشی می کند . داستان ، اگر بتوان سر و تهی برای آن قائل شد ، داستانی است قوی اما فاکنر از هیچ وسیله ای برای ابهام بخشیدن به آن فروگذار نکرده است .
فاکنر می گوید :
در تابستان سال ۱۹۲۹ در کارخانه برق ( آکسفورد ) در نوبت کار شبانه از ساعت ۶ بعد از ظهر تا ۶ صبح با شغل کارگر حمل زغال سنگ ، کاری گرفتم . زغال را از انبار توی چرخ دستی می ریختم ، به دخل کارخانه می بردم و در محلی که آتشکار بتواند آنها را توی کوره دیگ بخار بیندازد ، کپه می کردم . حدود ساعت ۱۱ شب کارگرها می رفتند می خوابیدند ؛ دیگر بخار زیادی لازم نبود . آن وقت ما یعنی من و آتشکار می توانستیم استراحتی بکنیم او روی صندلی می نشست و چرت می زد . من با چرخ دستی ، میزی رو به راه کرده بودم . . . در آن شبها بود که بین ساعت ۱۲ تا ۴ صبح ، کتاب در بستر مرگم۱۵ را در مدت شش هفته نوشتم .
در این رمان موفق ، حماسه انحطاط به سراغ یک خانواده تهیدست سفیدپوست می رود که روی زمینهای کم حاصلشان در نزدیکی محله فرانسویها کار می کنند. فاکنر شهرنشین بود ، اما فرهنگ و زبان مزارع ، روستاییان و حتی حیواناتشان را می دانست ؛ او با تفصیل کامل ، رام کردن اسبی را به دست یک مرد توصیف می کند . داستان در اطراف مرگ و تدفین آدی باندرن ، پس از زاییدن پنج فرزند برای شوهری بی دست و پا و پوست کلفت و کله شق ، دور می زند . « دیویی دل »» تنها دختر خانواده مادر در حال مرگش را به طور خستگی ناپذیری باد می زند یکی از پسرها ، کش۱۶ تابوت آدی را زیر پنجره اتاقش و زیر نظارت خود او می سازد . پسران دیگر خانواده در ناسزاگویی دست کمی از پدرشان نداردن ؛ آنان حداقل ساعتی سی بار واژه لعنتی را بر زبان می آورند . ادی با شوهر تندخو و بدخلقش روزگار خوشی نداشته است ؛ و از اینکه باید پیش اقوام شوهرش دفن شود ، خشنود نیست ؛ به پسرانش التماس می کند که جسدش را به جفرسن ببرند و در کنار کس و کار خودش به خاک بسپارند ؛ شوهر رضایت می دهد ، چرا که امیدوار است در آن شهر بتواند یک دست دندان مصنوعی گیر بیاورد . بلافاصله پس از مرگ آدی افراد خانواده جسدش را که هنوز گرم است ، در تابوت تنگ می چپانند ، روی گاری زهوار در رفته ای می گذارند ، دو رأس قاطرشان را یراق می کنند و راه درازی را به سوی مرکز بخش در پیش می گیرند .
دهها مصیبت و بدبختی بر سرشان می آید . در باران شدیدی سراپا خیس می شوند و طغیان رودخانه پلی را که باید از روی آن بگذرند ، ویران می کند . چندین کیلومتر راه می روند تا از پل دیگری عبور کنند ، آن را هم ویران شده می یابند . می کوشند تا از گدار رود بگذرند ، اما قاطرهایشان غرق می شود .
اسب و درشکه ای از فلم اسناپس می خرند و سرانجام به جفرسن می رسند . مراسم تدفین انجام می شود ؛ « دیویی دل » جنینی را که پنهانی باردار شده است ، سقط می کند ؛ آنس ک دست دندان نو ، یک گرامافون و همسری تازه گیر می آورد . در بستر مرگم به طور گسترده ای تحسین شده است ؛ اما من آن را کتابی ملال انگیز و ناراحت کننده یافتم . فاکنر اقرار کرده است که : « به همه بلایای طبیعی که امکان دارد بر سر خانواده ای فرود آید ، فکر کردم و گذاشتم همه چیز اتفاق بیفتد . من اذعان دارم که یک چرخ دستی هیچ جذابیتی ندارد و امیدوارم که هیچ گاه ناچار نشوم در یک تشییع جنازه شصت کیلومتری شرکت کنم . »
ویلیام موضوع دیگری را هم صادقانه اقرار می کند : او به عمد داستان حریم۱۷ (۱۹۳۱) را برای جلب مشتری ـ و شاید هم به مثابه وسیله ای برای دعوت شدنش به هالیوود ـ با سکس و خشونت انباشته و شلوغ می کند . فیلمسازان با او پاسخ مثبت دادند ؛ فیلم موفق شد و منتقدی ، کتاب را « یکی از بهترین رمانهای ادبیات معاصر » نامید . وحشتناک است ! در میان مشتی « آشغال سفید بدبخت » ، تمپل دریک ، دختری دبیرستانی با هوس همخوابگی ، وول می خورد ؛ پیرامون و در پی او ، گروهی مرد مشتاق فرو نشاندن آتش هوا و هوسش روانند ؛ قتلی اتفاق می افتد ؛ سیاهی لینچ می شود ؛ پدر تمپل او را که حامله است به راه می آورد و شوهر می دهد . تمپل منتظر می ماند تا دنباله داستان زندگیش ، در کتاب مرثیه برای راهبه۱۸ ( ۱۹۵۰ ) بار دیگر ظاهر شود .در این فرجام دراماتیک او با رضایت خاطر به پرستارش اجازه می دهد که نوزاد ناخواسته را نابود کند ؛ با فاسق خود می گریزد ، و سپس نزد شوهرش باز می گردد و پنجاه صفحه کتاب را اشغال می کند تا به خیانتش اعتراف کند ، اگرچه باعث می شود که پرستارش به جرم قتل کودک نوزاد اعدام گردد . در این کتاب به قدر کافی شهوت و خونریزی برای ده دوازده فیلم وجود دارد ، اما برای مردی که می خواست شاهکارش را بنویسد اثر نالایقی بود .
معنای عنوان روشنایی ماه اوت ( ۱۹۳۲ ) هنوز هم برای من مبهم است ؛ مگر آنکه به سایه های متغیر سپیده دم و ظهر و شب طی ماهی که داستان در آن اتفاق می افتد ، اشاره داشته باشد . لنا گرووز ، پا برهنه و حامله ( در کتابهای فاکنر هرگز نمی شود مدت زیادی بگذرد و زنی حامله نشود ) در پی پدر آواره و خانه به دوش کودکش از آلاباما به راه می افتد و پس از سی روز به جفرسن می رسد . این داستانی است تاثر انگیز که فاکنر با همدردی تمام – با درنگ بر هر نکته ای از جاده و آسمان هر عملی یا کلمه امیدبخشی یا محبتی که نصیب زن و جستجوی امیدوارانه اش می شود ـ آن را بیان می کند . سرانجام زن به جفرسون می رسد و در می یابد مرد پیمان شکن که فریبش داده ، دائم الخمری است که مشروب ، قاچاق می کند ؛ این آدم با پیدا شدن لنا ، از وحشت سر و سامان گرفتن ، پاشنه هایش را ور می کشد و می گریزد . دو حادثه تشدید کننده به اصل روایت افزوده می شود : یکی اینکه چگونه شایعه پردازان شهر ، آگاهانه و با عزمی راسخ ، زندگی کشیش بیگناهی را ـ که همسرش منحرف شده است ـ از هم می پاشند ؛ و دوم اینکه چگونه « پیوریتن » ی متعصب ، با انضباطی سخت و زاهدانه ، کودک بی پناهی را به جنایتکاری مبدل می کند . اما در اینجا قهرمانی به نام بایرون بنچ وجود دارد که در تمام دشواریها لنا را یاری می کند ، عاشقش می شود و سرانجام در پایانی خوش ـ که در آثار فاکنر کمیاب است ـ او را به همسری می گیرد و کودک را می پذیرد . طرح داستان را بیش از این نباید باز کرد ، چرا که این تنها کتابی از فاکنر است که خواننده شخصاً باید صفحه به صفحه همراه داستان پیش برود .
در نوامبر سال ۱۹۳۲ فاکنر به عنوان فیلمنامه نویس به هالیوود رفت . سپس ، ناراضی از درآمدش در آنجا به آکسفورد و به کار رمان نویسی بازگشت و برای آبشالم ، آبشالم ! ۱۹
( ۱۹۳۶ ) و تسخیر ناپذیر۲۰ ( ۱۹۳۸ ) جایزه منتقدان را دریافت کرد . لیکن این جایزه اقبالی همگانی برای او به ارمغان نیاورد ؛ تا سال ۱۹۴۹ که برنده جایزه ادبی نوبل شد و هواداران تازه ای پیدا کرد ، خوانندگان کتابهایش به بیش از چهار پنج هزار تن نمی رسیدند . ( تیراژ کتابهایش بسیار کم بود . )
فاکنر با سرسختی روز افزونی قلمش را برای بیان تاریکترین زوایای زندگی مردم ع سرزمینش به کار می گرفت . در « سه گانه »21 ای که جزو مهمترین دستاوردهای ادبی اوست ، تاریخ خانواده اسناپس و سرگذشت پرفراز و نشیب حرص و آز شدیدشان را دنبال کرد . در دهکده۲۲ ( ۱۹۴۰ ) فلم اسناپس کارگر فقیر اما پرتوان در کافه فرانسویها کار میک ند ، او تا موقعیت ( امانت دار » فروشگاه دهکده ارتقا می یابد ؛ پس از اینکه صاحب فروشگاه در می یابد که دخترش ، اولا ، از مرد ناشناسی آبستن است ، در عوض فروشگاه و چند جریب زمین دخترش را به ازدواج فلم در می آورد . پیش از آنکه کتاب پایان یابد ، او به مقام ریاست بانک بخش در حفرسن می رسد . در کتاب شهر۲۳ ( ۱۹۵۷ ) در میان درگیریهای خشن سفیدهای کله شق و سیاهان سرزنده بیمناک فاکنر با طول و تفصیل فراوان و بگومگوهای لهجه ای داستان لینچ قریب الوقوع سیاه بیگناهی را با داستان زنای سرگرد دواسپین رئیس بانک با اولا اسناپس و داستان عشق پنهانی گاوین اتیونس به لیندا ، دختر جذاب اولا ، در هم می آمیزد . گاوین جالبترین ، محجوبترین و بی خاصیت ترین شخصیت آفریده فاکنر است :
فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد و معتبرترین وکیل دعای جفرسن است و چنان سرگرم کار مردم است که نمی تواند به سر و وضع خودش برسد . اولا در نهان گرفتار عشق گاوین می شود و لیندای بی پروا هم به مکانیکی بی سر و پا دل می بازد . اولا دست به خودکشی می زند ؛ دواپسین ترک دیار می گوید ؛ فلم رئیس بانک می شود و گاوین لیندا را از ظلم و جور فلم نجات می دهد و او را به دهکده گرینویچ می فرستد تا در رؤیاهایش غرق شود . در کتاب عمارت۲۳ ( ۱۹۵۹ ) یکی از اسناپس های بعدی به سبب قتلی ناشی از عصبانیت به زندان می افتد و پس از تلاش عبثی برای آنکه فلم ضمانتش را قبول کند ، از زندان می گریزد و خود را م کشد تا به این داستان دراز پایان بخشد .


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تاثیر اعتقادات دینی بر بهداشت روان ۲

1,726

بازدید

تاثیر اعتقادات دینی بر بهداشت روان ۲ ۲٫۸۶/۵ (۵۷٫۱۴%) ۷ امتیازs
مطالعه ای که درجه کمتری از افسردگی را در شرکت کنندگان دایمی در کلیسا نشان می داد.
گروه تحقیقاتی دانشگاه دوک، تنها اجتماع پژوهشی نیست که تطبیق بهتر تا میزان پایین تر افسردگی و تداول کمتر حالات عاطفی منفی را در بین افراد متدیّن یافته است. پژوهشگران در ایالت های کانکتیک، ماساچوست، تکزاس، ایلی نوی، کالیفرنیا، نیویورک و نواحی دیگر آمریکا و کانادا نیز نتایج مشابه ای را گزارش داده اند.
گروه تحقیقاتی لوین نیز اخیراً نتایج پژوهشی را درباره ی ۶۲۴ نفر امریکایی مکزیکی از تکزاس گزارش کرد که برای بیش از یک دهه تعقیب شده بود. این پژوهش گران یافتند که میزان حضور در کلیسا در میان جوان ترین اعضای مورد مطالعه شان (با سن متوسط ۲۷)، افسردگی کمتر و نگرش مثبت تری را به زندگی برای ۱۱ سال بعد در این گروه سنی پیش بینی می کرد.
عزّت نفس یکی دیگر از نتایج سلامت روان است، زیرا فقدان آن به طور جدی با افسردگی مرتبط است. دکتر واترز تقریباً پنج صفحه از کتاب تز مهلک (ص ص ۵۰-۵۴) را اختصاص می دهد تا آثار منفی ادعا شدۀ آموزش های مسیحیت در باب عزت نفس را توصیف کند. 
کراز و همکاران وی در مدرسۀ بهداشت عمومی دانشگاه میشیگان، اخیراً عقاید دکتر واترز را در معرض آزمون قرار داده اند.  آن ها رابطه ی بین مقابله ی دینی و عزت نفس را در یک نمونه ی بزرگ غالباً مسیحی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که اشخاصی که در مقابله شدیداً متکی به دین اند سطوح بالایی از عزّت نفس را دارا بودند. آن ها نتیجه گرفتند که احساس خوداتکایی در آن هایی که تعهد دینی بسیار کمی دارند کمترین است. (ص ۲۳۶)
موافق با نتایج مربوط به عزّت نفس بیشتر و افسردگی کمتر در بین اشخاص متدیّن، برخی از پژوهشگران اخیراً میزان کمتری از خودکشی را (که نتیجه ی مستقیم افسردگی است) در میان افرادی که متعهد به دین بوده و تعهد دینی بیشتری دارند گزارش کرده اند. 
۲-۱۵) اضطراب: امروزه، اضطراب و ناآرامی هم چون افسردگی در امریکا شایع است. این البته مغایر با این حقیقت است که شاید دلایل کمتری وجود داشته باشد که در این کشور مضطرب باشیم تا در هر مکان دیگر از جهان (با توجه به فقدان نسبی جنگ، نبود فقر شدید و عدم ناپایداری سیاسی که بسیاری دیگر از کشورها فاقد آن هستند) در اوائل دهۀ ۱۹۸۰ گروه پژوهشی مطالعه ای را که از سوی مؤسسه علمی بهداشت روان حمایت می شد انجام داد تا رابطه ی بین اضطراب و فعالیت دینی را در یک نمونه ی ۳۰۰۰ نفری از ساکنان کارولینای شمالی، مورد بررسی قرار دهد. نتیجه ی حاصله نشان داد که افرادی که مرتباً به کلیسا می روند عملاً میزان بسیار پایین تری از اختلالات ناآرامی را تحمل می کنند، تا آن ها که به طور مرتب شرکت نمی کنند و یا آنان که هیچ وابستگی دینی ندارند. در این نتایج بیشترین، برتری با جوانانی بود که سنّشان بین ۱۸ تا ۳۹ بود. محققّان دیگر نیز شبیه همین نتایج (درجات کمتر اضطراب در بین متدیّن ها) را در نمونه هایی از افراد سالم و بیمار گزارش کرده اند.
۲-۱۶) مصرف سوء الکل و دارو: غالب ادیان، مصرف زیاد الکل و سایر مواد مخدّر به حال بدن را منع می کنند. در مطالعه ای که به پشتیبانی مؤسسه ملّی بهداشت روان (NIMH) بر روی چند هزار نفر از افراد متعلّق به همه ی گروه های سنّی انجام گرفت، گروه پژوهشی رابطۀ بین الکلیسم و فعالیت های دینی را مورد بررسی قرار داد. افرادی که مرتباً به کلیسا می رفتند (لااقل هفته ای یک بار)، دعا می کردند یا کتاب مقدس را می خواندند یا خودشان را «دوباره زنده می یافتند» به میزان بسیار کمتری به الکلیسم مبتلا بودند. در حقیقت، احتمال ابتلا به الکلیسم در افرادی که به طور مرتب به کلیسا می رفتند نسبت به آن ها که کمتر حضور می یافتند، یک سوم (۲۹/۰) بود، در فاصله زمانی شش ماه قبل از بررسی، و این احتمال کمتر از یک دوم (۴۸/۰) بود که آن ها اصلاً (به عنوان فرد الکلی) تشخیص داده شوند. تقریباً هر مطالعه ای که تا کنون رابطۀ دین و مصرف سوء مواد را بررسی کرده است، آمار کمتری از مصرف نادرست را  در بین افراد متدیّن تر به دست داده است. طبق نظر جورج ویلانت، استاد  دانشگاه  هاروارد:
الکلی ها و مبتلایان به دیگر عادات بی علاج، احساس شکست خوردگی، بیهودگی و بی یاوری می کنند. آنان همواره از روحیه ی آسیب دیده رنج می برند. اگر قرار است آن ها بهتر شوند، باید منابع جدید قدرتمندی برای اتکا به نفس و امیدواری کشف شود. این یک چنین منبعی است. دین محرک تازه برای امید و نیز مراقبت از خود فراهم می کند. ثانیاً اگر فرد الکلی جا افتاده بخواهد خویشتن دار یا پایدار باقی بماند، تغییرات عظیم شخصی باید رخ دهد. آن اتفاقی نیست که ما چنین تغییرات جالب توجهی را با تجربه ی تغییر دینی مرتبط می کنیم. ثالثاً، دین از راه هایی که ما تعیین می کنیم ولی درکشان نمی مانیم، بخشش گناهان درهایی از تقصیر را فراهم می سازد. برخلاف بسیاری از عادات غیر قابل علاج که دیگران صرفاً آزار دهنده می یابند، الکلیسم، درد و آزار بسیاری را روی آن ها یی که در اطراف فرد الکلی هستند اعمال می کند. بنابراین یک الکلی که قبلاً در اثر ناتوانی از امتناع نوشیدن الکل، روحیه اش را از دست داده است، احساس تقصیری نابخشودی از شکنجه ای که به دیگران وارد کرده است می کند. در چنین موردی آمرزش، بخش مهمی از فرایند شفا می شود. (ص ۱۹۳)
۲-۱۷) مطالعات درمانی: بعضی از قوی ترین شواهد برای آثار مثبت دین بر سلامت روان از مطالعاتی بدست می آید که به طور موفقیت آمیزی دخالت های دینی را مطرح ساخته اند تا اختلالات عاطفی را درمان کنند. پروست و همکاران وی در اُرِگون کارایی دو نوع روان درمانی شناختی – رفتاری (CBT) را در معالجه ی بیماران افسرده با یکدیگر مقایسه کردند. (متوسط سن ۴۰ سال بود). یک اسلوب، دستور العمل معالجه ی استاندارد بود (CBT سکولار)، و اسلوب دیگر مشتمل بر محتوای دینی، مبتنی بر کارهای مشاوره ای توسط کیشش پروستتان و کاتولیک (CBT دینی) اسلوب دینی زبان مسیحی را به کاربرد که فرایند فکری را باز سازی کند، استدلالات دینی را اقامه کرد که با افکار نامعقول مقابله نماید و صور خیال دینی را به عنوان بخشی از مؤلفه ی رفتاری به کار گرفت. ۴۰ بیمار دینی به طور تصادفی بین (بخش های) اسلوب دینی، اسلوب سکولار، یک گروه مشاوره ای کشیشی و یا یک گروه نظارت که معالجه ای دریافت نکرده بودند، توزیع شدند. نتایج داد که گروه های معالجه دینی و مشاوره ای مذهبی، بسیار سریع تر عکس العمل  نشان دادند (به وسیله ی افسردگی کاهش یافته) تا گروه معالجه ی سکولار یا گروه نظارت.
دومین مطالعه، تأثیر دخالت دین را در معالجه ی بیماران مسلمان بررسی کرد که دچار اختلالات ناشی از اضطراب بودند. ۶۲ بیمار (با میانگین سنی ۴۰ سال) به طور تصادفی به گروه های معالجه یا نظارت اختصاص یافتند. هر دو گروه، معالجه و روان درمانی حِمایتی را برای مقابله با اضطراب دریافت کردند. به علاوه، یکی از گروه ها یک واسطه ی دینی نیز دریافت داشت که مشتمل بر دعا و قرائت آیاتی از قرآن مقدس توسط بیمار بود. بعد از گذشت سه ماه، گروهی که از واسطه ی دینی برخوردار بودند در آزمون های اضطراب، نگرانی بسیار کمتری را نشان دادند تا گروهی که از معالجه ی دینی بهره مند نشده بودند. 
۲-۱۸) ساز و کارهای ممکن برای تأثیر دین: لااقل سه روش طبیعی وجود دارد که احتمالاً دین به واسطه ی آن ها سلامت روان را بهبود می بخشد: اول) از طریق یک نظام اعتقادی و نگرش های روانی، دوم: از راه حمایت اجتماعی فزاینده و تشویق تعامل با دیگران، و سوم به وسیله ی تأکید دربارۀ تمرکز بر دیگران و تمرکز روی یک قدرت بالاتر از خود شخص. 
آیا یافته های دینی قابل تعمیم به «معنویت» هم هست یا نه؟ معنویت اصطلاحی بسیار مقبول تر از دین است و در فرهنگ امروزی مطلوبیت بزرگی یافته است. اما منافع بهداشت روانی عقاید و اعمال دینی سنتی، ممکن است در باب معنویت کارا باشد یا نباشد. در حالی که معنویت، عقاید و اعمال دینی سنتی را در خود دارا و اصطلاحی بس وسیع تر است که شامل صورت های معنویت عصر جدید، فرا روان شناسی (تله پاتی، ادراک فرا حسّی، روشن بینی و سایر پدیده های روانی) وتنجیم می شود. تقریباً هر تجربۀ انسانی و عرفانی ذیل این اصطلاح قرار می گیرد. بنابراین، محققان نتوانسته اند بر یک تعریف عام، که بتواند عملیاتی و قابل اندازه گیری باشد، توافق کنند. این خود مشکل خواهد بود که معنویت را صرف نظر از عقیده ی و عمل دینی، سنتی، مورد مطالعه قرار دهیم. در واقع، اکثریت عمدۀ تحقیقات که امروزه صحبت از معنویت و اثر آن بر سلامت می کند، تنها دین را مورد بررسی قرار می دهد. پژوهش هایی که معنویت (جدا از اعتقاد، عمل یا تعهد دینی) را می سنجد باید انجام شود تا ببینیم که منافع دین برای تندرستی قابل تعمیم به این مفهوم وسیع تر نیز هست یا نه.

 
۲-۱۹) دین و سلامت بدن:
وقتی که سؤال «آیا دین برای سلامت شما خوب است؟ مطرح می شود، بیشتر ما علاقۀ ویژه به اثرات دین روی سلامت بدن داریم. در ده سال گذشته، برخی پژوهش های خوب طراحی شده در مجلات مشهور پزشکی چاپ شده است که در آن ها رابطه ای بین تدیّن و میزان نقصان بعضی بیماری های جسمانی خاص و همین  طور مرگ و میر، به طور کل یافته اند.

۲-۲۰)-۱) فشار خون بالا:
بین ۲۰ و ۳۰ درصد از بزرگسالان امریکا فشار خون بالا دارند (فشار خون بالای ۱۴۰ میلی متر جیوه شریانی (سیتولیک) و / یا ۹۰ میلی متر جیوه وریدی (دیاستولیک) و / یا داروی ضد فشار خون بالا می خورند. برای سیاهان آمریکایی این امر به بالای ۴۰ درصد می رسد، فشار خون بالا اثرات مخرّب روی قلب، کلیه ها و مغز دارد. افراد با فشار خون بالا در معرض خطر بیشتری نسبت به حملۀ قلبی، نارسایی قلبی، نارسایی کلیه و به ویژه سکته مغزی قرار دارند. در حالی که فشار خون بالا را با اضطراب، خصومت فروکش شده و تنش روانی مرتبط کرده اند. آثار حضور در کلیسا و هم چنین اهمیت دین بر فشارهای خون روی ۴۰۷ مرد مورد بررسی قرار گرفت که همگی در مطالعه ی قبلی بخش ایواتر از ایالت جورجیا  شرکت داشتند. این نتیجه به دست آمد که مردانی که غالباً در مراسم کلیسا شرکت کردند، (یک بار در هفته یا بیشتر) یا گزارش دادند که دین برای آن ها بسیار مهم است، فشارهای انقباضی و انبساطی پایین تری داشتند تا آن هایی که پیوندهای دینی نداشتند. این اثر در آن هایی که هم به وفور به کلیسا می رفتند و هم گزارش دادند که دین برایشان مهم است» قویتر بود. برای این مردان، متوسط فشار خون وریدی پنج میلی متر جیوه پایین تر از آن هایی بود که کمتر به کلیسا می رفتند و دین برایشان کمتر اهمیت داشت. لااقل هشت مطالعه ی دیگر، رابطه بین دین و فشار خون را بررسی کرده اند. در هفت مورد از این هشت مطالعه نیز فشار خون پایین تری را برای کسانی که از لحاظ دین فعال تر بودند گزارش داده اند. تفاوت هایی، هم در فشارها شریانی و هم در فشارهای وریدی یافته شد. از مطالعاتی که عملاً فشارهای خون را اندازه گیری کردند و سایر عواملی را که ممکن است بر فشارهای خون اثر بگذارند (وزن، سن، جنس و غیره) سنجیدند، چنین نتیجه گرفتند که تمامی آن ها فشارهای خون پایین تری برای افراد متدیّن تر به دست می دهند.

۲-۲۱- سکته ی مغزی:
 ترسناک ترین معضلات فشار خون بالا سکته ی مغزی است در هر ۲/۱ دقیقه، یک نفر در امریکا دستخوش سکته می شود و این مسأله سومین عامل مرگ و میر در آمریکا می باشد. در میان سفید پوستان در این کشور، بیش از ۳۰ نفر در هر ۰۰۰/۱۰۰ نفر در هر سال بر اثر سکته می میرند، این میزان در میان سیاهان بیش از ۵۰ نفر در هر ۰۰۰/۱۰۰ نفر است.
به علاوه نزدیک به ۰۰۰/۵۰۰ نفر امریکایی در سال سکته ی ناقص می کنند که بیشتر آن ها فلج می مانند. در یک تخمین در کشور آمریکا به دست آمد که هزینه ی سالانه ی مراقبت به اضافۀ از دست دادن در آمد، در اثر سکته، به راحتی بالغ بر ۱۰ میلیون دلار در آمریکا است. 
پژوهشگران از دانشگاه ییل میزان سکته ی قلبی جدید در یک دورۀ شش ساله را در میان ۸۱۲/۲ نفر با سن بالای ۶۵ در ایالت کارنکتیکت بررسی کردند. آن ها سه عامل دینی را بر شمردند: دفعات حضور در مراسم دین، تدیّن خود ادعا کرده و این به عنوان منبع قدرت. پژوهشگران میزان کمتری از سکته را در افرادی که لااقل هفته ای یک بار در مراسم دینی شرکت کرده بودند و اشخاصی که گزارش داده بودند که از دین به آرامش زیادی رسیده اند، یافتند. بزرگ ترین اختلاف مربوط به حضور در کلیسا بود. آن هایی که هرگز یا تقریباً هرگز به کلیسا نرفته بودند، نزدیک به دو برابر میزان سکته را نسبت به کسانی که هفته ای یک بار به کلیسا رفته بودند، تجربه کردند. اما توجه کنید، اشخاصی که به طور نامنظم به کلیسا رفته بودند ، (چند بار در ماه) بالاترین احتمال خطر را داشتند.

۲-۲۲)- ۳) بیماری قلبی: بیماری قلبی تا کنون متداول ترین علت فوت مردان و زنان در آمریکا است. بیشترین معضلات قلبی، از بیماری های رگ های کرونر (رگ هایی که خون را به قلب می رسانند)، دریچه های قلبی، یا ریتم  قلبی ناشی می شود. بیماری قلبی کرونر، به تنهایی به هفت میلیون نفر امریکایی اثر می گذارد و سالانه بیش از ۵۰۰۰۰۰ نفر را می کشد. در واقع، قلب غالباً مترادف با عواطف به کار می رود (برای مثال، «او قلب مرا شکست»). تا به حال برخی مطالعات، رابطۀ بین تعهد دینی و بیماری های قلبی را بررسی کرده اند. در سال ۱۹۶۳، واردول و همکارانش ابتدا شواهدی برای یک همبستگی بین بیماری قلبی و تدیّن گزارش دادند که در آن یافته بودند حملات قلبی در میان افرادی که از یک ازدواج هم ستم دینی (یعنی والدین وابستگی دینی مشابه دارند) به دنیا آمده اند کمتر متداول است. تقریباً یک دهه بعد بود که جرج کامساک، همه گیر شناس دانشگاه جان هاپگینز متوجه رابطه ی بین بیماری رگ های کرونر و حضور مرتب در کلیسا شد.
در این مطالعه، افرادی که ندرتاً به کلیسا می رفتند احتمال خطر مرگشان در اثر بیماری اترواسکلروز قلبی دو برابر آن هایی بود که مرتباً در کلیسا حضور می یافتند. تقریباً در همین زمان، جک مرالی  از دانشگاه کیس وسترن   ریز رو همبستگی بین درجۀ سنت گرایی یهودی و دفعات حملۀ قلبی را در بین ۱۰۰۰۰ نفر از مستخدمان شهرداری، در بیش از پنج سال در اسرائیل دنبال کرد. او دریات یهودیانی که در اعتقاد و عمل دینی شان سنتی تر بودند میزان پایین تری از حملۀ قلبی را تجربه کردند. مدتی بعد کشف شد که اعضای بعضی از گروه های دینی، مرگ و میر کمتری در اثر بیماری قلبی نسبت به عموم افراد  جامعه داشتند. در سال ۱۹۷۸، فیلیپس و همکارانش میزان کمتری از مرگ و میر در اثر بیماری قلبی کرونر را در میان ادونتیست های هفتمین روز یافتند.
کمی بعد از آن لیون و همکارانش یافته های مشابهی را در مورمون ها گزارش دادند.
در زمان های متأخرتر، فرید اندر و همکاران گزارش دادند که احتمال خطر حملۀ قلبی در مردانی که متدیّن نبودند چهار تا هفت برابر بالاتر از مردان متدیّن بود، حتی بعد از به حساب آوردن عوامل متداول خطر برای بیماری قلبی. در سال ۱۹۹۳، گلدبورت و همکارانش در مجله ی بسیار مورد توجه کاردیولوژی یک گزارش تکمیلی ۲۳ ساله دربارۀ ۱۰۰۰۰ کارمند شهرداری درگیر در مطالعه ی قلبی مدالی سابق الذکر منتشر کردند. بار دیگر محققان دریافتند که سنت گرایی یهودی، با میزان کمتری از مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی همراه بود. تفاوتی که باقی ماندوقتی بود که سن، فشار خون بالا، کلسترول، سیگار کشی، قند، وزن و بیماری های قلبی  مبنا را در نظر گرفتند. بنابراین، شواهد برای رابطۀ بین میزان پایین بیماری قلبی و حضور در کلیسا و تدّین بیشتر رو به افزایش است. یکی از مهم ترین پژوهش ها دربارۀ مرگ و میر تا این زمان در مجلۀ psychosomatic Medicins ( شمارۀ ژانویه ۱۹۹۵) منتشر شده تا مس آکسمن و همکاران دردار تموت، وضع ۲۳۲ بیمار را برای شش ماه بعد از عمل جراحی قلب باز دنبال کردند و عوامل روان شناختی اجتماعی و تندرستی را که پیش بینی می کرد مورد بررسی قرار دادند.
افرادی که قوّت و آرامش را از دین به دست نمی آوردند بیش از سه برابر (شانس ۲۵/۳ برابر) احتمال مرگشان می رفت، تا آن هایی که از دین به آرامش می رسیدند. همین طور آن هایی که در گروه های اجتماعی شرکت نمی کردند چهار برابر (شانس ۲۶/۴) برابر، محتمل تر بود بمیرند، تا آنان که چنین بودند. حتی بعد از کنترل تعدادی از عوامل تندرستی (جراحی قلبی پیشین، کاربدنی، سن و غیره) بیمارانی که نه در گروه های اجتماعی شرکت داشتند و نه از دین آرامش به دست می آورند. ۱۲ برابر محتمل تر بود بمیرند، تا آن هایی که از لحاظ دینی و اجتماعی فعال بودند. بالاخره در یک مطالعۀ جنجالی، که باید تکرار شود، رندولف بیرد آثار درمانی دعای شفاعتی را در بیماران بستری شدۀ واحد مراقبت  کرونر. (C. C. U) یک بیمارستان شهری بزرگ بررسی کرد. بیرو، که در آن موقع یک متخصص قلب در بیمارستان عمومی سانفرانسیکو بود، به طور تصادفی ۳۹۳ بیمار را به دو گروه واگذار کرد. گروهی شامل ۱۹۲ بیمار، دعای شفاعتی را به وسیلۀ گروه های دعا کنندۀ مسیحی که خارج از بیمارستان مستقر بودند، دریافت می کردند. دسته ی دیگر مشتمل بر ۲۰۱ بیمار بودند (گروه کنترل) که گروه های دعا کننده برای آن ها دعا نمی کردند. دعا کنندگان، بیمارانی را که برای آن ها دعا می کردند نمی شناختند. نه بیماران و نه پزشکان آن ها نمی دانستند که برای آن ها دعا می شد. در یک نتیجه گیری که جهان علم را تکان داد، به دست آمد که بیمارانی که برای آن ها دعا می شد، به طور چشم گیری نتایج مداوایی بهتری را تجربه کردند تا بیمارانی که برایشان دعایی نمی شد.، از جمله نیاز کمتر به دستگاه تنفس مصنوعی، آنتی بیوتیک کمتر و سایر مداواها. چندین محقق اکنون در تلاشند تا این مطالعه را تکرار کنند. 
هیچ کدام از ساز و کارهای مستقیم و غیرمستقیم توضیح داده شده در بالا نمی توانند برای تشریح این نتیجه به کار گرفته شوند، نتیجه ای که اگر درست باشد، یا نتیجه ی نوعی دخالت فوق طبیعی و یا مبتنی بر چیزی از نوع «فیزیک جدید» بود که اخیراً در محافل عصر جدید بسیار شایع است. 

۲-۲۳) سرطان:
 سرطان علت اصلی فوت بزرگسالان  25 تا ۶۴ ساله است. نزدیک به ۱۵۰ نفر از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر  امریکایی هر ساله در این گستره ی سنی در اثر سرطان می میرند. (۳۰ درصد از آن مرتبط با استعمال دخانیات و ۳۵ درصد مرتبط با تغذیه). حوزه ی گسترده ای از این تحقیقات، میزان کمتری از ابتلا به سرطان را در بین اعضای گروه های خاص دینی یافته اند.
تا این تاریخ لااقل ۱۶ کار پژوهشی، میزان سرطان را در هورمون ها، گروه ادونتیست های هفتمین روز، یهودیان، پیروان هاتر و پیروان کلیسای آمیش بررسی کرده است. به جز در خصوص مطالعات مربوط به یهودیان، میزان سرطان کمتری را در همۀ اعضای آن گروه های دینی در مقایسه با عموم مردم جامعه یافته اند. تعداد زنان یهودی مبتلا به سرطان بیش از زنان سرطانی گروه های دیگر دینی بود، در حالی که مردان یهودی تعداد کمتری از سرطانی ها (سرطان شش ها) نسبت به مردان غیر یهودی تشکیل می دادند. از طرف دیگر، در زنان یهودی مقدار سرطان رحم و سینه نسبت به زنان غیر یهودی کمتر بود. نقصان سرطان رحم در زنان یهودی هم مدت ها است که به عمل ختان در مردان یهودی مرتبط دانسته شده است. در زمان های متأخرتر، دایر و همکاران آثار میزان تجمع گروه های دینی مختلف را در میزان مرگ و میر ناشی از سرطان در ناحیۀ مورد نظر خود بررسی کردند، و این نظر را ابراز داشتند که محدودیت های رژیمی و رفتاری اعمال شده روی پیروان دینی نه تنها ممکن است به آن ها ایده بدهد، بلکه برای اشخاص حاضر در اطرافشان که هم ایمان با آنان نبودند نیز فایده بخش خواهد بود. آن ها یافتند که نواحی واجد والاترین تمرکز پروتستان های محافظه کار، پروتستان های معتدل، یا هورمون ها، دارای کمترین میزان مرگ و میر سرطانی بودند، در حالی که جوامعی که بیشترین تمرکز پروتستان های لیبرال، کاتولیک، یا یهودیان را داشتند دارای میزان بالاتری از مرگ و میر در اثر سرطان بودند که به عنوان عوامل مؤثر در مرگ و میر سرطانی شناخته شده اند.
این محققان نتیجه گرفتند که دین در سطح جامعه تأثیر دارد. به عبارت دیگر، جوامعی که دارای تمرکز بالای ناشی از سنت های دینی محافظه کارانه هستند ممکن است در اثر کمتر قرار گرفتن در معرض عادات و رفتارهای معروف به افزاینده ی سرطان و عدم تأییدهای اجتماعی آن ها منافع بهداشتی به دست آورند. باز مشکل است که بیابیم که آیا تقلیل مخاطرۀ سرطان عمدتاً مربوط به نحوه ی زندگی سالم، رژیم غذایی و پرهیز از الکل و دخانیات می شود، یا این که مربوط به یک عامل زیر بنایی مثل «تعهد دینی» است که باعث می گردد مردم خود را با چنین  محدودیت های رفتاری تطبیق دهند.
۲-۲۴)مرگ و میر ناشی از همه ی علل:
 آیا تعهد دینی، عمر را طولانی می کند؟ برخی تحقیقات همبستگی بین تدیّن و مرگ و میر کلی (مرگ ناشی از هر علت) را بررسی کرده است. ۲۳ کار پژوهشی، همبستگی بین تدیّن و مرگ و میر را بررسی می کند (به جز مطالعاتی که فقط فرقۀ مذهبی را مورد بررسی قرار می دهد). البته، اکثریت عمده، یک همبستگی مثبت را بین تدیّن بیشتر و میزان مرگ کمتر به دست آورده اند. هر چه در این مطالعات افراد طولانی تر تعقیب شدند، متحمل تر بود که محققان یک اثر مثبت را مشخص کنند. چهار تحقیق، مرگ ناشی از خودکشی را بررسی کرد، همۀ آن ها خودکشی کمتری را در میان افراد مذهبی تر یافتند. چهار مطالعه، طول عمر روحانیون را بررسی کرد، باز همه ی چهار مطالعه یافتند که روحانیون طول عمر بیشتری از عموم افراد جامعه دارند. هشت مطالعه، اثر حضور در کلیسا را روی عمر طولانی بررسی کردند. پنج تا از این تعداد یافتند آن هایی که مرتب تر در کلیسا حضور یافته اند طولانی تر زندگی کرده اند. در حالی که ممکن است درست باشد آن ها که سالم اند قادرترند که در کلیسا حضور یابند، این کلّ داستان نیست. تعدادی از این مطالعات، سطح معلولیت را در نظر گرفته و مع الوصف یافته اند که آن هایی که بیشتر پایبند به مسایل دینی اند، طولانی تر زندگی می کنند. 
تدیّن ممکن است عمر راحتی برای کسانی که از قبل خیلی بیمار هستند طولانی تر کند. این چیزی است که زوکرمن و همکاران در مطالعه شان راجع به شاخص های مرگ برای یک جمعیت ۴۰۰ نفری از ساکنان نیوهیون در کانکتیکت یافتند. تدیّن در ابتدای مطالعه، از طریق دفعات حضور در کلیسا، درجه ی تدیّن اقرار شده و به کار بردن دین به عنوان یک  منبع آرامش و قوّت اندازه گیری می شد. محققّان، افراد را برای یک دورۀ دو ساله زیر نظر گرفتند و در پایان این دوره مشخصات تعدادی را که فوت کرده بودند بررسی کردند. آن ها یافتند افرادی که متدیّن تر بودند طولانی تر باقی ماندند، حتی بعد از آن که تندرستی و جنسیت را در نظر گرفتند. این اثر خصوصاً درباره ی اشخاصی که در آغاز مطالعه بیمار بودند قابل مشاهده بود. در بین بیماران متدیّن هم فقط ۱۹ درصد از مردان و ۱۱ درصد از زنان در گذشتند، در بین بیماران غیر متدیّن ۴۲ درصد از مردان و ۲۰ درصد از زنان فوت شدند. محققّان دانشگاه ییل به این نتیجه رسیدند که تدیّن، اثر محافظ بر ضد مرگ و میر سالمندان با سلامت اندک دارد. عنصری از تدیّن که، اثر روی مرگ و میر دارد حضور در کلیسا نبود، بلکه دریافت آرامش از دین بود. 



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تاثیر اعتقادات دینی بر بهداشت روان ۱

3,047

بازدید

تاثیر اعتقادات دینی بر بهداشت روان ۱ ۳٫۰۰/۵ (۶۰٫۰۰%) ۴ امتیازs
بیان مسئله
۱-۱) مقدمه:
تأمین و حفظ سلامتی یکی از اهداف عالی انسان است که برای تحقق این هدف تمام کشورها بخش قابل توجهی از سرمایه های مادی و معنوی خود را به این امر اختصاص می دهند. از آن جا که کشور ما ایران بر پایه حکومت اسلامی اداره می شود، علاوه بر قوانین مدون ملی، در دین مقدس اسلام نیز برای نیل به این هدف، دستورات صریحی بیان شده است. مسلماً یکی از ابزارها برای توان مند کردن شخص، سلامت فکر و جسم است تا بتوانیم خود را از طریق آموزش و تعلیم و تربیت به مدارج بالای انسانی ارتقاء بدهیم.
در مورد تأثیر اعتقادات دینی بر بهداشت روانی از دیر باز میان متفکران اسلامی و متخصصان روانی نظرات متفاوتی وجود داشته است. از یک سو روان کاوانی چون فروید (۱۹۳۹-۱۸۵۶) و همکاران مذبه  و اعتقادات مذهبی  را یک اختلال نورتیک تلقی کرده و دین باوری را نه تنها بر سلامت روانی مؤثر ندانسته اند، بلکه برعکس برای بهداشت روانی مخاطره آمیز نیز می دانند. (افروز، ۱۳۷۲) از سوی دیگر افرادی چون یونگ (۱۹۶۱-۱۸۷۵) هر گونه اعتقاد دینی، ولو این که با خرافات مانند معتقدات بشر اولیه را هم مورد توجه قرار داده و برای سلامت روانی افراد ضروری دانسته اند. (همان منبع: ۱۵) در این راستا در سال های اخیر استفاده از روان درمانی مذهبی  در مداوای بیماری های روانی مورد بررسی قرار گرفته است. (بیان زاده، ۱۳۷۵). 
بیان زاده (۱۳۷۵) روان درمانی را یک اقدام سیستماتیک به منظور رفع بیماری روانی د ر یک رویکرد شناختی- رفتاری – مذهبی  تعریف نموده و هدف از روش های درمان مذهبی  را رفع اضطراب و افسردگی از طریق جست و جوی ارزش هاو عقاید و سپس تغییر آن ها با به کارگیری روش های مذهبی  می داند. برخی دیگر از روان شناسان مانند کلکتووگالانتز (۱۹۹۰) عقیده دارند اگر بیمارانی که دچار اضطراب و افسردگی اند همراه با دارو درمانی تحت روان درمانی مذهبی  قرار بگیرند، سریع تر بهبود می یابند.  به هر حال پژوهش های فوق، لزوم توجه به بعد معنوی بیماران و بهره برداری از اعتقادات مذهبی  آن ها را به عنوان یک پتانسیل مثبت درمانی مطرح می نماید. اکنون با توجه به رواج سریع بیماری های روانی در جوامع امروزی نیاز به انجام پژوهش های بیشتر در  زمینه ی اعتقادات مذهبی  برای درمان این افراد و در نیتجه حرکت به سوی جامعه ای سالم احساس می شود که لازم است مورد توجه مؤسسات آموزشی قرار بگیرد. مطالعه ی منابع اسلامی و نظرات دانشمندان مسلمان این نکته را روشن می کند که التزام عملی به اعتقادات مذهبی  عامل بازدارنده بسیاری از بیماری ها، مخصوصاً بیماری های روانی است. (غباری بناب، ۱۳۷۴)
بنابه اعتقاد علامه طباطبایی «انسان در صورت پذیرش توحید و عمل به قوانین دین، ظرفیت روانی اش گسترده تر می شود، در غیر این صورت احساس ناخوشایند و زندگی تیره و تاری خواهد داشت. (رضایی، ۱۳۷۸) بنابراین به نظر می رسد که افراد پایبند به برنامه های دین و دستورات آن به بسیاری از بیماری های روانی مبتلا نشوند. هر چند این نتیجه گیری از دیدگاه متفکرین اسلامی کاملاً منطقی است ولی مقبولیت عام نیافته است و بعضی از مردم معتقدند که افراد غیر مذهبی ، شادابتر و با نشاط تر از افراد مذهبی  هستند. امروزه بسیاری از روان شناسان و روان پزشکان دریافته اند که دعا، نماز و داشتن ایمان محکم می تواند، نگرانی، تشویش یأس و ترس را که موجب بسیاری از بیماری هاست را بر طرف سازد (ابراهیمی قوام، ۱۳۷۴).
انسان برای کاهش اضطراب و رسیدن به یک نوع آرامش روانی نیازمند عامل فوق طبیعی و بی نظیری است که با تکیه بر آن بتواند بر مسائل و مشکلات روحی و روانی خود فائق آید. 
شواهد موجود نیاز انسان را، حتی در شکل احساسی آن به یک نظام مطلق اخلاقی و روحی ، اثبات می کند. (پریوره، ۱۳۶۸) بررسی تاریخ ادیان به ویژه دین اسلام، نشان می دهد که ایمان به خدا، در درمان بیماری هایی هم چون اضطراب، احساس عدم امنیت و انواع بیماری های روانی و نیز تحقق امنیت، کاملاً موفق بوده است. این مسأله شایان توجه است که درمان، معمولاً پس از ابتلای شخص به بیماری روانی شروع می شود اما ایمان به خدا اگر از کودکی در نفس انسان استقرار یابد، نوعی مصونیت از آسیب ها و بیماری های روانی به شخص می بخشد. (نجاتی، ۱۳۶۸). در نهایت به طور کل باید اشاره کرد که در عصری که بشر فاصله ی زیادی از دین و معنویت گرفته و انواع و اقسام تکنولوژی های نوین و مادیات انسان را به یوغ خود کشیده است، تنها کاری که برای انسان باقی می ماند و تنها راه او همان نظریه ی معروف تنازع برای بقای داروین است که هر که قدرت بیشتری دارد حق زندگی خواهد داشت، در این گیرودار آن چه ازیادها رفته است اخلاق و معنویت است و این همان عامل نجات بخش انسان و بشریت است که با بازگشت به دین داری به معنای خالص و واقعی کلمه حاصل خواهد شد. 

۱-۲) بیان مسئله
در تحقیق حاضر آن چه که ذهن محقق را به خود مشغول کرده مسئله ای است که در زندگی روزمرّه ی امروز از اهمیت بالایی برخوردار است و با بررسی و پاسخدهی به سؤالات آن روش ها و شیوه های بهتری برای رفع مشکلات روحی و روانی انسان عصر حاضر فراهم می شود. دین از حقایقی است که در عرصه های گوناگون انسانی حضور جدی دارد و دین پژوهی نیز متناظر با این عرصه ها، شاخه های عدیده ای   یافته است. روان شناسی دین، یکی از شاخه های مهم دین پژوهی است که با دین ورزی و دینداری ربط و نسبت وثیق دارد. امروزه در انجمن روان شناسی آمریکا، بخش مستقلّی به روان شناسی دین اختصاص یافته است و نشریات علمی پایگاه های اینترنتی و همایش های مستقل ویژه ای به این موضوع می پردازند و توجه به آن به گونه ای افزایش یافته است که به عنوان یک درس رسمی در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا جایگاه خود را یافته و حتی در برخی از مؤسسات علمی، رشته ای تخصصی به شمار می آید. (آذربایجانی، موسوی اصل ۱۳۸۵) مسئله اساسی که در این تحقیق مطرح شده به رابطه ی بین دین و دین داری و عقاید مذهبی  با سلامت عمومی و خودکار آمدی افراد می پردازد. به عبارت دیگر بررسی این نکته حائز اهمیت است که آیا افرادی که عقاید دینی بالاتری دارند در زمینه بهداشت روانی هم به همین ترتیب در سطح بالایی از بهنجاری قرار دارند یا نه؟ دین مقوله ی شناخته شده ای است که در طول تاریخ همواره با انسان بوده، حتی انسان های اولیه هم مفهومی از خدا و پرستش و در نتیجه گرایشات دین داری را از خود بر جای گذاشته اند و مستندات تاریخی و باستان شناختی این نظر را تأیید می کنند. به طور کل در تعریف دین دو روی آورد کلّی وجود دارد.
الف) گاهی دین به عنوان پدیده ای مستقل از انسان در نظر گرفته می شود که برخی گزاره های اعتقادی، اخلاقی و عملی را در بر می گیرد. این معنا، با موارد کاربرد کلمۀ دین در فارسی (مثلاً دین اسلام، دین مسیحیت و …) بیشتر سازگاری دارد. (دهخدا، ۱۳۷۳، معین، ۱۳۷۱). در قرآن کریم نیز هر چند کلمۀ دین در اصل به معنای جزا و پاداش (مانند «ملک یوم الدین» حمد، ۴) و اطاعت (مانند «امرت ان اعبدا… مخلصاً له الدین» زمر، ۱۱) است، ولی در مورد شریعت و آیین و کیش نیز بسیار به کار رفته است (مانند «لااکراه فی الدین» بقره، ۲۵۶ و نیز، «لکم دینک ولی دین» کافرون، ۶). 
ب) گاهی نیز دین به معنای پایبندی به شریعت و آیین و به عبارت دیگر، تدین و دینداری است. این کاربرد میان دانشمندان غربی شیوع بیشتری دارد. واژه ی (دین در فارسی) و (religion) در انگلیسی، معادل هم گرفته می شوند ولی به نظر می رسد غالباً دین در معنای اول و religion در معنای دوم (دست کم در متون مربوط به روان شناسی دین) به کار می روند. مثلاً برخی روان شناسان، دین (یا در واقع religion) را چنین تعریف کرده اند: «منظومه ای از اعتقاد به قدرت  خدایی یا فوق بشری و عبادت یا آیین های دیگری که به سوی چنین قدرتی جهت گیری شده اند» (بیت هالامی و آرگیل، ۱۹۹۷، ص ۶۰) بدیهی است این تعریف، در واقع تعریف دینداری و اعتقاد به دین است. علت این امر هم روشن است، آن چه برای روان شناسی اهمیت دارد، اعتقاد به دین و موضوعات مربوط به آن است، نه دین به عنوان پدیده ای مستقل از وجود انسان.
سلامت عمومی هم چنان که از نام آن پیداست یک مفهوم کلی است که جنبه های جسمانی و روانی را در بر می گیرد. سلامتی عمومی مفهومی است که دور بودن و عاری بودن از بیماری را در ذهن تداعی می کند و کلیه تلاش های پزشکان و روان شناسان در جهت حفظ این سلامتی و جلوگیری از بروز اختلال در جسم و روان بوده است. سلامتی در تحقیق حاضر مؤلفه های جسمانی، روابط اجتماعی، اضطراب و افسردگی را شامل می شود. به این معنی که فرد در این مؤلفه ها، آیا در حد بهنجار قرار دارد یا این که به ناهنجاری متمایل است.
متغیر مهم دیگری که در مسئله ی تحقیق حاضر مطرح است مفهوم خود کارآمدی است. خودکارآمدی در واقع اشاره به این مطلب دارد که فرد تا چه حد توان مندی های خود را قبول دارد و به خود باوری رسیده است. به عبارت دیگر آیا فرد خود را در زمینه های مختلف توان مند و کارا می داند یا نه؟ خودکارآمدی مفهومی است که با اعتماد به نفس و عزت نفس رابطه ی نزدیکی داشته و به طور ضمنی با آن ها تداعی می شود. افراد با  خود کار آمدی بالا در موقعیت های مختلف زندگی با شناختی که از ضعف و توانایی های خود دارند در مواجهه با مشکلات و موانع بهترین راه حل را برگزیده و با باور توان مندی خود به طور جدّی مشکل پیش رو را حل می کنند. خودکارآمدی مؤلفه های چندی را در بر می گیرد از جمله توانایی در طراحی و برنامه ریزی و اجرای آن، تلاش در صورت مواجه شدن با مانع، توانایی رسیدن به اهداف، توانایی روبرو شدن با مشکلات، امتحان کردن کارهای پیچیده، پایداری در انجام کارهای نامناسب، تمرکز در انجام کاری که تصمیم به اجرای آن داریم، برآمدن از پس مشکلات غیر مترقبه ای که پیش می آید، اتکای به خود، اعتماد به خود، به سادگی تسلیم نشدن، تلاش بیشتر در صورت مواجه شدن با شکست، توانایی یادگیری مطالبی جدید که به نظر مشکل می آیند و … .
از آن جا که عملکرد افراد را عقاید و افکار آن ها تعیین می کند، یعنی در پس هر عملی فکری قرار دارد و این شیوه های زندگی افراد را تعیین می کند و سبک و شیوه ی زندگی هر فردی تعیین می کند، که آیا در آینده از سلامتی برخوردار خواهد بود یا نه. بنابراین افرادی که عقاید دینی و مذهبی  دارند، سبک و شیوه ی زندگی خاص خود را دارند که این رفتارها و عملکرد های خاصی را به همراه دارد و تعیین کننده ی سلامتی یا عدم سلامتی در آینده ی آن ها خواهد بود. مسئله اساسی رابطه ی بین عقاید دینی و سلامتی افراد است که در این زمینه از سوی دانشمندان و نظریه پردازان گوناگون عقاید مختلفی مطرح شده است. این که متدین شویم تا به آثار مثبت آن بر سلامت دست یابیم، احتمالاً خیلی مؤثر نخواهد بود. تحقیق نشان داده است افرادی که از دین به عنوان ابزاری در راه هدف استفاده می کنند، از منافع روانی فعالیت دینی بهره مند نمی شوند. بلکه آن کسانی که خودشان را ملتزم به دینی، که خودش هدف است. می کنند (یعنی اشخاص با  ایمان واقعی) محتمل تر است  که از سلامت روان، رضایت بیشتر از حیات و نگرانی و اضطراب کمتر بهره ور شوند. به عنوان مثال آلوارادو و همکارانش پس از بررسی رابطه ی بین فعالیت های دینی و نگرانی از مرگ، نتیجه گرفتند که: «کوشش برای پایین آوردن اضطراب از مرگ یا افسردگی به خاطر مرگ از طریق مشارکت دینی بیشتر، یک علاج تضمین شده نیست، در عوض شاید ایمان عقیده و تعهد باید قبلاً وجود داشته باشد، تا شخص کم شدن اضطراب از مرگ را تجربه کند». 
بنابراین برای این که افراد به منافع تندرستی دست پیدا کنند، احتمالاً نیاز دارند که دین را به خاطر خود دین جست وجو کنند، نه به دلایل سلامت. (ابراهیمی -۱۳۷۶).

۱-۳) اهمیّت و ضرورت تحقیق:
از نظر بهداشت و روان افراد سالم افرادی نیستند که موقعیت های تنش زائی را تجربه نکنند بلکه افراد سالم افرادی اند که در عین برخورد با این موقعیت ها هم چنان از سلامت عمومی مناسب و خوبی برخوردار باشند و از طرفی نیز سعی کنند که بهترین راه حل را برای خود انتخاب نمایند.
بعضی از روان شناسان معتقدند داشتن عقاید دینی و مذهبی  می تواند تا حدودی سلامت روان انسان را تأمین کند. در مقابل عده ای هم هستند که اثر مذهب  بر سلامت روان را منفی ارزیابی می کنند. در ایران روان شناسی دین، چنان که باید و شاید جایگاه مناسبی ندارد و حتی یک کتاب معتبر علمی تألیفی یا ترجمه ای در این موضوع در بازار نشربه چشم نمی خورد.
البته مقالات متعددی در این زمینه و موضعات وابسته وجود دارد و برخی همایش ها و نشست های علمی نیز به این مسئله اختصاص یافته است. اما با این وجود باز هم کم کاری شده و جا دارد که تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت بگیرد. ضرورت پرداختن به روان شناسی دین، از نظر دیگری نیز قابل پیگیری است و آن وجود فضای منفی در مورد دین میان برخی از روان شناسان است که تا حدی به دلیل توجه به آراء فروید در خصوص دین است. در حالی که امروزه دیدگاه فروید درباره ی دین، در محافل علمی و دانشگاهی چندان مورد توجه و اعتنا قرار نمی گیرد و به آراء روان شناسانی که دید مثبتی به دین دارند همانند ویلیام جیمز، یونگ و آلپورت بیشتر پرداخته می شود. از دهه ی ۱۹۷۰ به این طرف نیز کسانی چون ویکتور فرانکل، پل واستون، دیوید براون، رالف هود، مایکل آرگیل و پارگامنت، به تحقیق و نظریه پردازی در ابعاد گوناگون روان شناسی دین پرداخته و نوشته های قابل توجهی در این زمینه انتشار داده اند. دلیل دیگری که اهمیت و ضرورت تحقیق حاضر را نشان می دهد افزایش و شیوع  بالای بیماری های روانی من جمله افسردگی و اضطراب در دهه های اخیر است. افزایش استرس و اضطراب در نتیجه ی پیشرفت تکنولوژی و گسترش روز افزون جوامع شهری و پیچیدگی بیشتر ارتباطات باعث می شود تا افراد جامعه در صدد رفع این استرس ها و افسردگی ها برآیند و از آن جایی که در جوامع امکانات برای همه ی افراد یکسان نیست بنابراین ممکن است راه های غیر منطقی جهت رفع این مشکلات انتخاب شود، از جمله روی آوردن به مواد مخدر، شرکت در گروه های دوستی و کلوپ ها و پارتی ها که از مکان های رواج فساد می باشند و استفاده از قرص های روان گردان. این در حالی است که اگر افراد عقاید دینی و مذهبی  را به طور درونی شده و مذهبی  شده و به طور فی نفسه در خود پرورش دهند، اولاً کمتر دچار بیماری های یاد شده می شوند، در ثانی اگر هم مبتلا شوند به دلیل باز داری های اخلاقی که عقاید دینی ایجاب می کنند به سمت روش ها و شیوه های انحرافی کشیده نمی شوند و در عوض با پرورش ویژگی های مثبت خود با بیماری   ها مبارزه می کنند. 
در نهایت به طور خلاصه اهمیت و ضرورت تحقیق را جنبه های مختلفی تأیید می کنند و در زمینه ی رابطه ی باورهای دینی و سلامتی روانی و جسمانی و افزایش اعتماد به نفس، تحقیقات بیشتری باید صورت بگیرد. چرا که انسان امروزی برای آینده ای روشن و بهتر نیاز اساسی به نتایج آن دارد.
۱-۴) سؤالات پژوهشی:
۱) آیا بین عقاید دینی افراد با سلامت عمومی آن ها رابطه وجود دارد؟
۲) آیا بین عقاید این افراد با خود کار آمدی آن ها رابطه وجود دارد؟

۱-۵) اهداف پژوهشی:
۱) تعیین رابطه بین عقاید دینی و سلامت عمومی دانشجویان.
۲) تعیین رابطه بین عقاید دینی و خودکار آمدی دانشجویان.

۱-۶)فرضیه ها:
فرضیه اوّل: بین عقاید دینی و سلامت عمومی دانشجویان رابطه ی معنی دار  وجود دارد.
فرضیه دوّم: بین دانشجویان با عقاید مذهبی  بالا و پایین از نظر سلامت عمومی تفاوت وجود دارد.
فرضیه سوّم: بین دانشجویان با عقاید مذهبی  بالا و پایین از نظر خودکارآمدی تفاوت وجود دارد. 
فرضیه چهارّم: دانشجویان با عقاید مذهبی  بالا سلامت عمومی بهتری از گروه پایین دارند. 
فرضیه پنجم: دانشجویان با عقاید مذهبی بالا خودکار آمدی بهتر و بالاتری از گروه پایین دارند. 

۱-۷) تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:
تعریف مفهومی سلامت روانی:
سلامت روانی شامل سلامت جسمانی، اضطراب، کارکرد اجتماعی و افسردگی دانشجویان می باشد.

تعریف عملیاتی سلامت روانی:
در تحقیق منظور از سلامت عمومی نمره ای است که دانشجویان در آزمون GHQ به دست آورده اند.

تعریف مفهومی خودکار آمدی:
انتظارات متصور یک فرد در موفقیت در یک کار یا رسیدن به یک نتیجه ی خوب از طریق فعالیت های فردی و یا ارزیابی های مشخص از توانایی ها یا شایستگی های خود برای انجام کاری یا رسیدن به هدف یا غلبه بر مانعی. (بارسون و بیرمی، ۱۹۹۷)

تعریف عملیاتی خود کار آمدی:
در این تحقیق منظور از خودکارآمدی نمره ای است که دانشجویان در آزمون (خودکارآمدی) به دست آورده اند.

تعریف مفهومی عقاید و باورهای دینی:
منظومه ای از اعتقاد به قدرت خدایی یا فوق بشری و عبادت یا آیین های دیگری که به سوی چنین قدرتی جهت گیری شده اند.

تعریف عملیاتی عقاید و باورهای دینی:
در این تحقیق منظور از عقاید دینی میزان نمره ای است که هر دانشجو در آزمون (عقاید مذهبی ) به دست آورده است که در دو گروه بالا و گروه پایین تقسیم بندی شده اند.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

دکتر مصدق ،شخصیت و تاریخ

1,689

بازدید

دکتر مصدق ،شخصیت و تاریخ ۴٫۴۱/۵ (۸۸٫۱۵%) ۲۷ امتیازs
مقدمه:
مصدق در سال ۱۲۶۱ در خانواده ای متمکمن و با نفوذ ودیوانی به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر بود پسر عموی میرزا یوسف مستوفی الممالک که زمانی صدراعظم ایران بود. وزیر دفتر از اخلاف بلافاصل آقامحسن آشتیانی بزرگ ”خاندان“ آشتیانی بود, که در دو قرن اخیر خاستگاه مردانی بوده است با استعدادی چشمگیر در عرصه سیاست و امور اجرایی و علمی.
مادر مصدق ملک تاج خانم نجم السلطنه بود,‌ از  طرف پدر نتیجه فتحعلی شاه, خواهر عبدالحسین میرزافرمانفرما, و دختر عموی ناصرالدین شاه قاجار, پادشاه وقت در زمان تولد و جوانی مصدق. برادرش عبدالحسین میرزا فرمانفرما-بزرگ خاندان فرمانفرمائیان وفیروز- چه قبل وچه پس از انقلاب مشروطه درسال ۱۲۸۴, در جای خود سیاستمداری متمول و متنفذ بود. سالها بعد مصدق  درنطقی در مجلس در مخالفت با درالاشرف,‌نخست وزیر وقت و معلم سابق سالارالسلطنه,پسر تاصرالدین شاه, ذکر می کند که سالار السلطنه همبازی کودکیش بوده است.
مصدق همواره از پدرش که در ده سالگی اورا از دست داده بود, با عطوفت و احترام یاد می کرد. اما تأثیر مادرش در زندگی او ژرف وپایدار بود. او زنی بود با اراده ی قوی و علاقه مند به کارهای عام المنفعه, مصدق دربسیاری از اوقات- حتی در نطقها و مذاکرات رسمی خود- پند واندرزهای او را نقل می کرد. درسال ۱۲۹۳, زمانی که مصدق از نشر شایعه ای کذب درباره خود سخت افسرده و نومید شده بود,‌ مادرش به او پند داد که ”وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که در راه مردم تحمل می کنند“- واین پند در تمام طول زندگی او‏, هرگاه که زمانه با او سر ناسازگای داشت, به یاریش می آمد. مادر مصدق تا زمان مرگش به سال ۱۳۱۲درتمام تصمیم گیریهای مهم مصدق بر سر مسائل سیاسی و شخصی دخالت داشت.  پس از مرگ وزیر دفتر, دوبار دیگر ازدواج کرد, و فرزندان دیگری آورد که هر یک در زمینه ای نام آور شدند.
مصدق در سن نوزده سالگی با خانم ضیاءالسلطنه ازدواج کرد. او دختر سید زین العابدین و خواهر سیدابوالقاسم و سید محمد وعمه سیر حسن(دکتر امامی) بود که همگی از اواخر قرن پیش تا سال ۱۳۵۷ امام جمعه تهران بودند. اوزنی بود زیباروی و با وقار و همسری بغایت فداکار.
مصدق در رثای مرگ او, تقریباً دوسال قبل از مر گ خودش, نوشت که پس از مادر, همسرش مهمترین فرد زندگیش بوده؛ دوستی وفادار که”با همه چیز من ساخت“ (ن.ک:فصل۱۷) .
این زوج صاحب شش فرزند شدند, ضیاء اشرف, احمد(در قید حیات نیست), دکتر غلامحسین, منصوره(در قید حیات نیست) و خدیجه(دختر کوچکتر که از بیست سالگی تا کنون در آسایشگاههای مختلف روانی سوئیس به سربرده است). یکی از پسرانشان, یحیی, نیز در کودکی از دست رفت.
 
نماینده ناکام
قیام تنباکو-رژی علیه اعطای انحصار تنباکو به شرکتی خارجی نقطه اجماعی برای همه نیروهایی شد که بالفعل و بالقوه مخالف حکومت استبدادی ریشه دار وخطر روزافزون سلطه قدرتهای اروپایی بر کشور بودند. موفقیت این قیام دستاوردی بی سابقه در تاریخ ایران بود. در تاریخ این کشور دسیسه های درباریان وترور و کودتاها ونیز تغییرات خونین از سریق شورشهای قبیله ای ونظامی فراوان بود. اما این نخستین باری بود  که یک جنبش ملی سازمان یافته(ومنظم) موفق شده بود دولت خودکامه رابرسر مسئله ای مهم به زانو در آورد.
توفیق این نهضت راه را برای نهضتهای فراگیر با هدف محو حکومت استبدادی و ایجاد حکومت مشروطه قانونی باز کرد. این نهضتها آغاز نهضت ملی ایران بودند. نزدیک به بیست سال طول کشید تا نهضت توانست اهداف خود را مشخص کند و خواستار حکومت دمکراتیک مدرن به سبک کشورهای اروپای غربی شود, اما از همان ابتدا معلوم بود که با حکومت استبدادی یا حکومت زور مخالف است و به دنبال نظامی است مبتنی بر حکومت قانون(ن.ک:فصل۱۸) ترور ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵ به دست یکی از مریدان سید جمال الدین اسدآبادی(افغانی) یکی از اقدامات تعیین کننده در دوره بین قیام تنباکو- رژی و انقلاب مشروطه بود.درسال ۱۲۸۴, به دنبال شلاق زدن خودسرانه یکی از تجار معتبر قند وشکر به اتهام گران فروختن قند, نهضتی برای تأسیس عدالتخانه به راه افتاد. سردمداران گروههای هوادار استبداد وهوادار حکومت قانون در شهرها در برابر هم صف آرایی کردند. حکومت برای خاتمه دادن به تحصن طلاب در مسجد جمعه در بازار تهران به خشونت متوسل شد. همین سبب شد که این نهضت, چون همه نهضتهای ملی ایران,‌”شعار“ی و”شهید“ی پیدا کند. مردم بلافاصله جسد طلبه مقتول را-که سید عبدالحمید نامی بود- به دوش گرفتند ودر حالی که شعار زیر را یکصدا فریاد می زدند, آن را دور تا دور بازار چرخاندند:
        از نو حسین کشته زجوریزیدشد
                        عبدالحمید کشته عبدالمجید شد
برخی از اقوام نزدیک مصدق- مهمترینشان فرمانفرما,‌ دایی او, و برادرزنش,‌سید ابوالقاسم امام جمعه- از جمله سردمداران جنبش بودند؛ البته برادر زنش کمی بعد, پس از”سازش“ با عین الدوله, صدراعظم وقت, به جناح مخالف پیوست.
پس از پذیرش حکومت مشروطه از جانب مظفرالدین شاه به سال ۱۲۸۵, مجمعی از این رهبران وجیه المله, مقررات انتخابات مجلس شورای ملی, مجلس اول, را تودین کرد.
این مقررات(که از مجلس دوم به بعد به حق رأی عموم افراد ذکور تغییر یافت) بر اساس نعلق به اجتماعات اجتماعی(وبه اصطلاح”صنفی“) بود. مصدق به نمایندگی”طبقه“ اعیان و اشراف انتخاب شد اما نتوانسشت در مجلس شرکت کند چون سنش به حد تصاب لازم(سی سال) برای نمایدگی مجلس نرسیده بود.
نخستین دکتر حقوق
در اواخر سال ۱۳۲۶ه‍..ق,‍نزدیک به یک سال پس از کودتای ضد مشروطه محمدعلیشاه, مصدق تصمیم گرفت تابرای ادامه تحصیلات به فرانسه برود. مصدق در سرتاسر زندگیش هر زمان که لازم بود به استقبال خطر می رفت و هر زمان که می دید خطر کردن حاصلی به بار نمی آورد,‌کاملا عقب نشینی می کرد. شاه که از ارتباط مصدق با مشروطه خواهان با خبر بود,‌ روزی از او خواست کاری کند که میانه بهبهانی با شاه خوب شود. مصدق هم به صراحت تمام-که باز از ویژگیهای برجسته ای بود که تا پایان عمر از دست نداد- پاسخ داد که بازار گرم بهبهانی از آنجاست که متاعی می فروشد که نامش مشروطیت است. اگر خود شاه هم چنین دکانی باز کند دیگر احتیاجی به حمایت بهبهانی نمی ماند. شاه هم پاسخ داده بود:« حالا فهمیدم که سر شمت هم بوی قرمه سبزی می دهد,» بعد هم خود بهبهانی تصدیق کرد که مطلب همانی است که مصدق گفته است. به همین دلیل هم به وقت عظیمت به فرانسه به شدت نگران بود که به او تذکره داده نشود, اما سرانجام همه چیز به خوبی پیش رفت.
 
چگونه باید دزد نگرفت
مصدق در سال ۱۲۹۶, در زمانی که هنوز عضویت کمیسیون تطبیق ر ابر عهده داشت, در بیمارستانی در بادکوبه(باکو) به علت آپاندیسیت تحت عمل جراحی قرار گرفت.
زمانی که در تفلیس دوران نقاهت را می گذراند تلگرافی از تهران به دستش رسید به این مضمون که هر چه زودتر برگردد و معاونت قوام السلطنه را در وزارت مالیه در کابینه وثوق ، برادر قوام ، بر عهده بگیرد . او به اصرار مادرش و خود قوام که از خویشاوندان پدری او بود و زمانی هم با هم دوست بودند این مقام را پذیرفت . در این زمان بود که دریافت قوام در انجام وظایفش تنبل و راحت طلب و اهمال کار است .
درشت ترین پندی که مصدق از دوران تصدی معاونت وزیر مالیه گرفت زمانی بود که تلاش کرد در این وزارتخانه « دزدها را بگیرد » ، او بر حسب اتفاق شبکه ای از کلاهبرداران را کشف کرد که از کارمندان بلند پایه وزارتخانه بودند و توانست مستوفی را که باز رئیس الوزرا شده بود علی رغم میلش قانع کند تا به او اجازه ادامه تحقیقات رسمی را بدهد . قضیه ماهها به طول انجامید و مخالفان انواع ترفندهای بی شرمانه – از جمله « تکفیر » – را برای بازداشتن او از تعقیب بی امان متخلفان به کار گرفتند . اما او حاضر به مصالحه نبود و سرانجام کمیسیون تحقیقی که از سوی دولت تعیین شده بود دو نفر از مدیران و دو نفر از روسای ادارات را محکوم کرد. اما خود مصدق هم بی نصیب نماند. متهمان به مصدق اتهام تخطی از مقررات تشکیلاتی زدندواو نیز به جریمه نقدی محکوم شد. وقتی از یکی از اعضای کمیسیون سؤال شده بود که چرا خود مصدق هم جریمه شد, در جواب گفته بود:«ازاین جهت که دزد گرفته بود». این ماجرا برای تاریخنگاران حائز اهمیتی دیگر هم هست: این واقعه نخستین گواه مهم و صریح سازش ناپذیری مصدق در مسائل اصولی است. سرانجام هم بر سر همین ماجرا مقامش را از دست داد.
کودتای ۱۲۹۹ و پس از آن
واقعه ای که در بالا گفتیم در فروردین ۱۳۰۰, چند هفته پس از کودتای اسفند۱۲۹۹ به سر دمداری سید ضیاء و رضاخان رخ داد. هویت طراحان کودتای ۱۲۹۹ معمایی است که هنوز به طور قطع حل نشده است. شکی نیست که افسران ارتش انگلیس-بویژه اسمایث و آیرونساید-در تدارک آن نقش داشته اند. در ضمن این وسوسه هم وجود دارد  که کودتا را تاوان شکست کرزن در قرارداد ۱۹۱۹ تلقی کنیم,‌ بویژه آنکه کولچاک و دنیکین نیز در این زمان در جنگ داخلی روسیه از لنین و تروتسکی شکست خورده بودند. اما در اسناد موجود دولت بریتانیا مدرکی در تأیید این گمان وجود ندارد. از سوی دیگر, درایران اسناد کافی دال بر دخالت اسمارت و هاوارد, اعضای هیئت نمایندگی انگلیس در تهران, در سازماندهی کودتا وجود دارد, گرچه از نورمن, وزیر مختار انگلیس, در این اسناد نامی برده نشده است. نامه ای که ژنرال دیکسون(عضو هیئت نمایندگی نظامی انگلیس) برای یکی از اعضای سفارت آمریکا در تهران نوشته شده است(مورخ ۶ژوئن۱۹۲۱)این را تأیید می کند. او نوشته است که کلنل اسمایث نزد او «اذعان کرده» که مسئول تدارک نظامی کودتا بوده است:«در ضمن برایم گفت که این کار را با هیئت نمایندگی انگلستان در تهران انجام داده است. حرفی از دخالت آقای نورمن نزد اما گفت که اسمارت در این ماجرا دست داشته است. بنده بشخصه فکر می کنم که اسمارت, هیگ و شرکا بدون اینکه نورمن را در جریان بگذارند, دست به این کار زده اند». فرماندهی کودتا را رضاخان فرمانده هنگ قزاق برعهده داشت که هنگ را از قزوین به طرف تهران حرکت داد. روز قبل از ورود به تهران,‌سید ضیاء ۲هزار تومان به رضا خان داده بود و ۲۰ هزار تومان هم بین افراد تحت فرماندهی او که بالغ بر ۲۰ هزار نفر بودند پخش کرد. هیچ ایرانی نمی توانست در آن زمان چنین مبلغ گزافی را در مدتی موتاه تهیه کند.
اپوزیسیون وانزوا۱۳۲۰-۱۳۰۳
مصدق در این وقت برای اولین بار وارد مجلس شد. گذشت زمان نشان داد که موقعیت بیش از هر موقعیت دیگری با خلق و خوی او هماهنگی دارد چرا که سخنوری چیره دست بود که تعهد نسبت به اهداف رابا صراحتی غیر معمول در هم می آمیخت, ودر شیوه کلامش بیان رسمی محترمانه با طنز و ظرافتی خاص همراه بود.
زمانه پرآشوبی بود, سلطنت قاجار محبوبیتی نداشت. بابت عقب ماندگی فعلی کشور واشتباهات و حماقتهای شاهان پیشین قاجار حکام فعلی را سرزنش می کردند.شاه ضعیف بود وترجیح می داد دست کم برای فرار از مشکلات در جنوب فرانسه, به سر برد. ولیعهد بیش از شاه به کار سیاست توجه داشت, اما اهل اصلاح طلبی نبود و روز به روز منزوی تر می شد. دستگاه کهنه فاسد وچندپاره بود ودر آن از نوآوری وافکار تازه خبری نبود. ارتش, کارمندان ارشد دولت, نویسندگان,شعرا وروشنفکران, همگی با تعصبی انقلابی درپی تغییر وتجدد بودند؛ این میهن پرستان رمانتیک به طیفهای مختلف جناح راست یا چپ تعلق داشتند. هیئت حاکمه مذهبی از هر نوع نوآوری هراس داشت زیرا می اندیشید که به این ترتیب اسلام به خطر می افتد وپایه قدرت آنان تضعیف می شود. بین این دو سر طیف گروهی از آزادیخواهان هوادار قانون اساسی هم بودند که باز به دو دسته تقسیم می شدند.
دسته اول پیروان سید حسن مدرس در مجلس بودند‏, از قبیل بهار, آشتیانی , کازرونی, فیروزآبادی, حائری زاده وغیره. آنها در شهرها پایگاههای قابل توجه داشتندو از سال ۱۳۰۱ سیاسیت رو در رویی با رضا خان را اتخاذ کرده بودند. مدرس ناطقی بودزبردست و از علمای بادانش و فقهای معتبر بود؛‌سیاستمداری بود بی باک, مطمئن به نقس و در نتیجه با صراحت لهجه و اغلب بی ملاحظه که چون اغلب سیاستمداران در انتخاب وسیله رسیدن به اهدافش چندان سختگیر نبود, گرچه هرگز حاضر نبود برسر اهدافش با کسی مصالحه کند. در نتیجه از هیئت حاکمه مذهبی نیز جدا بود, با مقداری تجدد و تغییر اجتماعی مخالفتی نداشت و دفاع از آزادیهای  اساسی و نیز حکومت مشروطه را بی اهمیت تر ازحفظ ایمان مذهبی نمی دانست.
درگروه دوم سیاستمداران دمکرات و محبوب وفسادناپذیر و بسیار پایبند به اصول (ودر نتیجه نسبتا ناتوان) وآدب دان با ذهنیت مدرن (گرچه نه ضد سنت) جای داشتند, مثل مستوفی, مشیر, مؤتمن الملک, دولت آبادی, تقی زاده, مصدق و امثالهم. آنها هم هوش و توان ولیاقت ملی گرایی ظاهری رضاخان را-در دوره کوتاه اما حساس۴-۱۳۰۱- قدر می نهادند و هم نگران او جگیری روشهای مستبدانه او بودند. این دسته حاضر بودند بیشترین قدرت ممکن از لحاظ قانون اساسی را به او تفویض کنند به شرط آن که روشهای مطلقه و خودرأیی اش را کنار بگذارد. خود مصدق-محترمترین دکتر حقوق جدید آن زمان-به مجلس ونیز ولیعهد اظهار داشت که رضا خان, در مقام رئیس الئوزا, حق دارد که عملا(ونه به صورت تشریفاتی)فرماندهی کل قوا را بر عهده بگیرد. به این ترتیب در مجلس به این گروه عنوان منفردین داده شد.
سقوط رضا شاه
ریشه های سقوط رضا شاه را باید در موفقیتش در تثبیت خود به عنوان حاکمی مستبد و مطلق العنان پیدا کرد . چرا که او با این کار توانست تمام طبقات و گروههای اجتماعی ، مالکان ، تجار ، علما و جامعه مذهبی ، سنت گرایان و نیز افراد متجدد و تحصیلکرده و غیره را به دشمن شخصی خود بدل کند و راه دستیابی خود را به اطلاعات و توصیه های افراد مستقل مسدود سازد . وضع او با وضعیت پسرش محمدرضا شباهت بسیار دارد ، چرا که شکست او هم ، به رغم افسانه های موجود ، منشا خارجی نداشت .
رضا خان نخستین اوجگیری قدرت خود را مدیون کودتای ۱۲۹۹ بود که پاره ای از نمایندگان انگلیس در ایران در تکوین آن دخالت داشتند . اما از همان آغاز ، چنانچه آرمیتاژ اسمیت صراحتاً در گزارش خود به وزارت خارجه در همان سال ۱۳۰۲ نوشته است ، از « دولت اعلیحضرت پادشاه بریتانیا » نفرت داشت . در واقع خود رضاخان در سال ۱۳۰۳ برای مصدق ، دولت آبادی و سایر نمایندگان منفرد لاف زده بود که مرا انگلیسیان سر کار آورده اند نه فقط احساسات ملی گرایانه او سبب می شد که از نفوذ غیر عادی انگلیس در کشور ناخشنود باشد ، بلکه این با روحیه او نیز که می خواست در حوزه قدرتش حاکمی بلامنازع باشد سازگار نبود . علاوه بر این ، مسئله افزایش حق امتیاز نفت ایران هم بود که رضاه شاه هم به خاطر منافع شخصی و هم برای جامه عمل پوشاندن به آرزوهای دور و درازش برا کشور بیش از پیش به آن محتاج بود .


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

اوراق بهادار استصناع

633

بازدید

اوراق بهادار استصناع ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
ابزاری برای سیاست پولی
 
چکیده
نظر به ممنوعیت و الغای بهره در اقتصاد اسلامی و به تبع آن تغییر قانون عملیات بانکی ایران، عملکرد سیاست بازار باز که بر خرید و فروش مبتنی است، کارایی نداشته و اساسی‌ترین ابزار سیاست پولی برای کنترل نقدینگی از اختیار بانک مرکزی خارج شد.
اوراق بهادار استصناع می‌تواند ابزاری جایگزین برای اوراق قرضه تلقی شود و بانک مرکزی می‌تواند با خرید و فروش این اوراق در بازار اولیه و ثانویه و با اعمال سیاست‌های پولی مناسب، به اهدافی نظیر ایجاد اشتغال، تثبیت سطح عمومی قیمت‌ها، بهبود موازنه پرداخت‌های خارجی و رشد اقتصادی دست یابد. مقاله حاضر ضمن تبیین عقد استصناع و بیان ماهیت آن از نظر فقهی به تصحیح آن پرداخته، سپس کیفیت به‌کارگیری آن در اقتصاد کشور و چگونگی به‌کارگیری بانک مرکزی از اوراق استصناع برای اهداف اقتصادی را تبیین می‌کند.
واژگان کلیدی: اوراق استصناع، سیاست پولی، بانکداری بدون ربا، تأمین مالی طرح‌ها.

مقدمه
یکی از مهم‌ترین وظایف نظام بانکی کنترل و هدایت متغیرهای اساسی اقتصاد کلان از طریق اجرای خردمندانه سیاست‌های پولی و تنظیم عرضه پول است. قانون عملیات بانکی بدون ربا نیز بر سامان‌دهی، کنترل و هدایت گردش پول و اعتبار به‌عنوان وظیفه نظام بانکی تأکید دارد. بانک‌های مرکزی برای اجرای سیاست‌های پولی و دستیابی به اهدافی نظیر دستیابی به رشد و اشتغال و تثبیت سطح عمومی قیمت‌ها و بهبود بخشیدن به موازنه پرداخت‌های خارجی ابزارهای متفاوتی چون عملیات بازار باز، تغییر نرخ ذخیره قانونی، تغییر نرخ تنزیل مجدد در اختیار دارند.
با الغای بهره در اقتصاد اسلامی و به تبع آن، تغییر قانون عملیات بانکی ایران، ابزارهای مبتنی بر بهره نظیر اوراق قرضه به‌طور طبیعی کاربرد ندارد. حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا ابزارهای دیگری مطابق با قانون عملیات بانکی بدون ربا می‌توان مطرح کرد که مشکل حقوقی اوراق قرضه را نداشته و در عین حال از کارایی مطلوبی بهره‌مند باشد.
مقاله در صدد است اوراق بهادار استصناع، را به‌صورت ابزاری مناسب برای اعمال سیاست پولی به‌وسیله بانک مرکزی مطرح کند بدین معنا که دولت، بانک‌ها یا مؤسسه‌ها و نهادهای مالی و اعتباری می‌توانند با انعقاد قراردادهای مربوط به تولید کالای خاص یا احداث طرح و پروژه‌های ویژه، اوراق بهادار استصناع را با سررسید مشخص در اختیار پیمانکار یا سازنده بگذارند و این اوراق ابتدا در بازار اولیه و سپس در بازار ثانویه با مجوز بانک مرکزی قابل خرید و فروش باشد و بانک مرکزی بتواند با خرید و فروش این اوراق در بازار، سیاست‌های پولی موردنظر را برای تنظیم حجم نقدینگی اعمال کند.
این مقاله به مباحثی نظیر معنای استصناع، ماهیت عقد استصناع، اوراق استصناع، چگونگی ابزارسازی با این عقد، بازار اولیه و ثانویه اوراق استصناع، چگونگی کارکرد آن در جهت سیاست پولی و عملیات بازار باز و … می‌پردازد و در صدد است این ابزار را در چارچوب عملیات بانکی بدون ربا مطرح کند و نظام بانکی کشور را یک گام به جلو برد، و تا حدودی از محدودیت‌های پیش‌رو بکاهد و اهداف موردنظر سیاست‌های پولی منطبق با فقه اسلامی را تا حدّ امکان عملی سازد.
معنای استصناع
استصناع در لغت از ماده صنع و بر وزن استفعال به معنای طلب احداث یا انجام کاری است. ابن‌منظور در لسان العرب ذیل ماده صنع می‌گوید:
و استصنع الشی: دعا الی صنعه (ج ۷، ص ۴۲۰).
در اصطلاح، معانی گوناگونی برای آن ذکر شده است. برخی استصناع را توافق با صاحبان صنایع برای ساختن شی‌ء معیّن دانسته (هاشمی شاهرودی، ۱۳۷۸: ص۳) و برخی به جای کلمه استصناع از عقد استصناع سخن به میان آورده و گفته‌اند:
مراد از عقد استصناع یا قرارداد سفارش ساخت این است که کسی به نزد صنعتگر بیاید و از او بخواهد که تعدادی از کالاهایی را که می‌سازد، به ملکیت او در آورد. در عین حال، قراردادی میان این‌دو به امضا می‌رسد که صاحب صنعت تعداد مورد توافق را برای وی بسازد و قیمت آن‌ را دریافت دارد (مومن، ۱۳۷۶: ص ۲۰۱).
 زرقا نیز در تعریف استصناع گفته است:
استصناع خرید چیزی است به قیمت معین که طبق ویژگی‌های مورد توافق در زمان آینده ساخته یا احداث می‌شود، به بیان دیگر، موضوعی که عقد استصناع درباره آن منعقد می‌شود. غالباً در زمان عقد موجود نیست؛ ولی توسط سازنده یا پیمانکار در آینده ساخته می‌شود (زرقا، ۱۳۸۰: ص ۱۲۱).
گرچه در تعاریف پیشین برخی کلمات وجود دارد که قلمرو استصناع را محدود می‌کند، به‌نظر می‌رسد برخی قیدها، قیدهای مصادیق است و ماهیت استصناع فراتر از آن قرار دارد. در تعریف اوّل، توافق با «صاحبان صنایع» ذکر شده است؛ ولی در ماهیت استصناع مطمئناً این قید نیست. این قرارداد می‌تواند با صاحبان صنایع یا واسطه‌هایی که با صاحبان صنایع در ارتباطند منعقد شود. همچنین می‌توان گفت مقصود از شی‌ء فقط کالا نیست و خدمت هم می‌تواند مورد عقد استصناع قرار گیرد. با این نگاه می‌توان پروژه تحقیقاتی و مطالعاتی که کار خدماتی و تولید کالا به معنای اقتصادی آن است نیز در قالب این عقد قابل توافق باشد. همچنین می‌توان عقد استصناع را از حالت قرارداد بین دو طرف حقیقی درآورد و طرفین قرارداد را اعم از افراد حقیقی و حقوقی قلمداد کرد. با توجه به ملاحظات پیشین، استصناع را به‌صورت ذیل می‌توان تعریف کرد:
استصناع یا قرارداد سفارش ساخت، قراردادی بین دو شخص حقیقی یا حقوقی مبنی بر تولید کالایی خاص یا احداث طرح ویژه است که در آینده ساخته و قیمت آن نیز در زمان یا زمان‌های توافق شده به‌صورت نقد یا اقساط پرداخت شود.
با توجه به این تعریف، دامنه عقد استصناع بسیار گسترده خواهد بود و شامل سفارش ساخت کالاهای بی‌شمار نظیر فرش، خانه، خودرو، کشتی، هواپیما و طرح‌ها و سفارش احداث شرکت‌های کوچک و بزرگ و حتی احداث شهرک‌ها و مجموعه‌های بزرگ صنعتی و طراحی یک پروژه یا اصلاح ساختار یک تشکیلات و … می‌شود.
عقد استصناع عقد مستحدث و جدیدی نیست؛ بلکه از گذشته‌های دور این عقد مطرح بود و فقیهان بزرگوار بعضی از احکام فقهی آن‌ را نیز مطرح کرده‌اند. شیخ طوسی در الخلاف (طوسی، ۱۴۱۱ق: ج ۳، ص ۲۱۵) و المبسوط ( همان، بی‌تا: ج۲، ص۱۹۴) و شافعی در الام (شافعی، ۱۳۸۸ق: ج ۳، ص ۱۱۶) و سرخسی در المبسوط (سرخسی، ۱۴۰۶ق: ج ۱۲، ص ۱۳۹) عقد استصناع را مطرح و درباره جواز یا عدم جواز آن مباحثی را آورده‌اند؛ گرچه موضوعات مورد استصناع در گذشته محدود و فقط شامل سفارش ساخت اشیایی نظیر چکمه، کفش، ظروف چوبی و رویی و آهنی و… بوده است.
ماهیت عقد استصناع
آیا این عقد در چارچوب حقوقی عقدهای متعارف نظیر بیع، اجاره، جعاله، سلم و… قرار می‌گیرد یا این‌که عقد مستقلی است؟ اگر در چارچوب عقدهای متعارف بگنجد، طبیعی است که احکام همان عقود بر این عقد نیز بار می‌شود و اگر عقد مستقلی شمرده شود. چارچوب‌هایی که عقلا برای آن عقد در نظر می‌گیرند و بدان عمل می‌کنند، مادامی که با حکمی از احکام اسلام مخالفتی نداشته باشند، به‌طور کامل مورد پذیرش است.
در این زمینه کلام آیت‌الله مؤمن را به اختصار از مقاله او نقل می‌کنیم:
عقد استصناع آن‌گونه که در دنیای واقعی تحقق می‌یابد به سه صورت ذیل است:
أ. گاهی پس از گفت‌و‌گوهای لازم میان طرفین قراردادی امضا می‌شود که مطابق آن، سازنده مقداری از مصنوعات خود را به ازای قیمت مشخص به ملکیت سفارش‌دهنده در می‌آورد و سفارش‌دهنده هم این ملکیت را می‌پذیرد. در این‌صورت، تملیک و تملک قطعی و بدون حالت انتظار صورت می‌گیرد.
در این مورد، تفاوتی بین این قرارداد و بیع ملاحظه نمی‌شود، جز این‌که آن کالای مورد معامله، ساخته نشده و خریدار شرط کرده است که فروشنده آن ‌را بسازد و تحویل دهد و انضمام این شرط باعث خارج‌شدن قرارداد از حقیقت آن یعنی بیع نمی‌شود؛ زیرا حقیقت بیع گسترده است و نمی‌توان خالی‌بودن از این شروط را در آن شرط دانست؛ پس مفهوم بیع بر آن منطبق می‌شود و باید تمام شرایط درستی بیع را دارا باشد. خواه شرایط خود عقد باشد و خواه شرایط عوضین و یا شرایط فروشنده و خریدار؛ بنابراین، اگر کالای مورد سفارش، موضوعی جزئی باشد، نظیر سفارش ساخت کشتی مشخصی که مقداری از آن ساخته شده است، این سفارش در حقیقت فروختن کالای موجود است مشروط بر این‌که مقدار باقی بدان ضمیمه شود. این نوع معامله بیع است؛ البته به شرط این‌که خصوصیات مشخص باشد. نظیر این‌که سفارش‌دهنده شرط کند که سازنده باید ساخت آن کشتی را با خصوصیات معّین به اتمام برساند؛ اما اگر کالای مورد سفارش امری کلّی باشد، مصداق بیع سلم خواهد بود که طبق نظر مشهور فقیهان، تمام شرایط بیع سلم از جمله دریافت قیمت پیش از متفرق‌شدن فروشنده و خریدار از مجلس عقد در این قرارداد نیز باید موجود باشد؛ اما اگر تمام قیمت در مجلس و پیش از متفرق‌شدن طرفین پرداخت نشود گرچه عنوان سلم بر آن صدق نمی‌کند، باعث باطل‌شدن این قسم از عقد نمی‌شود؛ زیرا با صدق عنوان بیع بر این معامله و اطلاق آیه «احل الله البیع» بر آن، حکم صحت عقد بار می‌شود.
وی با تأکید بر صحت این قسم به ایرادهای محتمل پاسخ می‌‌دهد:
۱٫ ممکن است اشکال شود در صورتی که کالای فروخته شده کلّی در ذمه فروشنده باشد و تمام یا مقداری از قیمت آن کلّی نیز بر ذمه خریدار باشد، این معامله دین به دین خواهد بود که در روایت از آن نهی شده است. قال رسول الله  لایباع الدین بالدین (کلینی، ۱۳۶۲: ج ۵، ص ۱۰۰).
در پاسخ به این اشکال باید بیان داشت که ظاهر روایت شامل موردی می‌شود که عوضین قبل از بیع، به‌صورت دین در ذمه طرفین باشد و آنان در یک بیع، دین‌های مذکور را با هم معاوضه کنند؛ اما در مورد عقد استصناع فرض بر این است که هیچ کدام از خریدار و فروشنده پیش از عقد و با قطع نظر از آن به دیگری بدهکار نیست؛ بلکه پس از خرید و فروش هر کدام به دیگری بدهکار می‌شود؛ پس، از مصادیق بیع دین به دین به شمار نمی‌رود.
۲٫ ممکن است اشکال شود در صورت عدم شرطیت پرداخت قیمت در مجلس عقد این نوع استصناع از قبیل بیع کالی به کالی می‌شود که از دعائم الاسلام از رسول الله  نقل شده که «انه نهی عن بیع‌الکالی بالکالی و هو بیع‌الدین بالدین» (نوری، ۱۴۰۸ق: ج ۱۳، ص ۴۰۵، ح ۱). در پاسخ به این اشکال باید بیان داشت: اولاً این خبر گرچه مشهور است، از طریق امامیه به‌صورت معتبر نقل نشده است و ثانیاً در برخی تفاسیر بیع کالی به کالی به بیع دین به دین تفسیر شده که در بند پیشین توضیح داده شد.
نکته قابل توجه این است در صورتی که تمام قیمت یا برخی از آن در مجلس عقد پرداخت نشود، از عنوان سلم خارج می‌شود و از جهت عقد سلم نمی‌توان حکم صحت را بر آن جاری کرد؛ اما آیا حقیقت بیع منحصر به سلم است؟ بیع نقد و نسیه بیع هستند؛ اما عنوان سلم بر آن‌ها صادق نیست در عین حال، عموم «اوفوا بالعقود» و اطلاق «احل الله البیع» شامل آن‌دو می‌شود.
ب. میان سفارش‌دهنده و سازنده، عقد و قرارداد قطعی بسته می‌شود مبنی بر این‌که سازنده، کالا را بسازد و پس از ساختن، آن را به سفارش‌دهنده بفروشد. این قسم بیع شمرده نمی‌شود؛ زیرا در این قرارداد تصریح شده که خرید و فروش پس از ساخت انجام شود؛ اما این قسم مصداق قطعی عقد است و عموم کلام خداوند «اوفوا بالعقود» شاملش می‌شود و دلیلی بر تخصیص آن نیز وجود ندارد. بر این اساس، بر هر یک از طرفین قرارداد واجب است به آنچه در قرارداد آمده و بدان ملتزم شده‌اند وفا کنند.
ج. در این‌صورت صرفاً مواعده‌ای میان طرفین صورت می‌گیرد و هیچ کدام از این‌دو به چیزی التزام نداده است. بدون شک قرارداد بسته شده میان آن‌ها توأم با اطمینان نیست و هر کدام از طرفین آشکارا بیان کرده که ملزم نیست طبق این قرارداد عمل کند و دلیل شرعی هم بر الزام وجود ندارد؛ پس بر این قسم، عنوان بیع صادق نیست و به‌طور طبیعی مشمول اطلاق آیه شریفه «احل الله البیع» و «اوفوا بالعقود» نخواهد بود. اگر طرف نخواست، نمی‌سازد؛ چنان‌که خریدار نیز پس از آن‌که کالای مورد توافق بر او عرضه شد، اختیار دارد اگر خواست آن‌ ‌را می‌خرد و اگر نخواست نمی‌خرد (مؤمن، ۱۳۷۶: ص ۲۰۷ – ۲۳۹).
کلام آیت‌الله مومن در دو مورد ذیل قابل مناقشه است:
أ. سخن وی در انتهای بند الف مبنی بر این‌که «اگر تمام قیمت در مجلس عقد و پیش از متفرق‌شدن طرفین پرداخت نشود گرچه عنوان سلم بر آن صدق نمی‌کند اما باعث باطل‌شدن آن نیز نمی‌شود زیرا با صدق عنوان بیع بر آن مشمول «احل الله البیع» خواهد شد»، قابل تأمل است؛ زیرا اگر موضوع این بیع امری کلّی باشد و کالا در آینده تحویل داده شود، یا ثمن در مجلس عقد داده می‌شود که در این‌صورت بیع سلم صدق می‌کند و یا ثمن داده نمی‌شود. در این‌صورت بیع کالی به کالی می‌شود که طبق نظر مشهور فقیهان باطل است (گرچه آیت‌الله مومن می‌کوشد دلیل بطلان بیع کالی به کالی را مخدوش کند)؛ پس چگونه می‌توان گفت گر چه سلم بر آن صدق نکند، باز عقد صحیح خواهد بود و اطلاق «احل الله البیع» بر آن بلامانع است.
ب. در انتهای بند ب نیز این‌که فرمود: «اگر تمام قیمت در مجلس عقد پرداخت نشود از عنوان سلم بودن خارج می‌شود ولی حقیقت بیع منحصر به سلم نیست»، مورد مناقشه است؛ زیرا این مورد از موارد خروج از عنوان سلم به شمار نمی‌رود؛ بلکه از موارد سلم است؛ ولی به‌علت دارا نبودن شرایط صحت، عقد سلم باطل تلقی شده و احکام وضعی سلم بر آن بار نخواهد شد و قیاس این مورد به بیع نقد و نسیه نیز مع الفارق است.
آیت‌الله هاشمی شاهرودی نیز در مقاله‌ای تحت عنوان استصناع (سفارش ساخت کالا) ضمن بیان آرای فقیهان شیعه در باب استصناع به توجیهات پنجگانه برای صحت استصناع پرداخته، سپس به نقد و بررسی آن‌ها همت می‌گمارد؛ اما در عین حال در توجیه دوم در قالب بیع شخصی و بیع معدوم استصناع را این‌گونه توجیه می‌کند:
… البته می‌توان استصناع را نه براساس بیع سلم و بیع کلّی، بلکه براساس بیع شخصی حتی براساس بیع معدوم ـ چنان‌که از اکثر حنفی‌ها نقل شده است ـ تحلیل کرد. بدین صورت که مبیع، کلّی در ذمه سازنده نیست؛ بلکه مبیع شخصی است؛ یعنی مشتری کالایی را که سازنده می‌سازد و کالایی واقعی است، و به‌صورت مواد اولیه یا به صورت کلّی در معیّن دارد می‌خرد بدین معنا که هرگاه به تعداد بیشتری ساخته شده باشد، کالای مورد سفارش نیز در میان آن‌ها به‌صورت کلّی در معیّن وجود خارجی خواهد داشت. چون مشتری کالا را می‌شناسد و با توجه به التزام سازنده به ساختن آن، به تحقق آن اطمینان دارد، معامله او باطل نیست. وجه بطلان معامله، امری عقلی نیست؛ بلکه چیزی است مانند لزوم غرر که با شناخت کالا و اطمینان از ساخت آن بر طرف می‌شود.
در این‌صورت، استصناع از صورت بیع سلف خارج می‌شود؛ چرا که سلف به موردی اختصاص دارد که بیع، کلّی در ذمه باشد. همچنین روایات بطلان بیع معدوم نیز شامل استصناع نمی‌شود؛ زیرا این روایات به مواردی منصرف است که مبیع در خارج شناخته شده نبوده و اطمینانی به تحقق آن در ظرف زمانی خودش نباشد که باعث رفع غرر و خطر شود.
نویسنده در ادامه به جایزبودن عقد استصناع اشاره کرده، می‌نویسد.
این تحلیل اگر درست باشد، براساس آن، الزام سازنده به ساخت کالا وجهی ندارد، مگر این‌که شرط ضمنی در این مورد وجود داشته باشد (هاشمی شاهرودی، ۱۳۷۸: ص ۱۶ و ۱۷).
نویسنده، همان‌گونه که اشاره شد، وجوه پنجگانه را برای توجیه استصناع مطرح کرده؛ اما به طریقی بر توجیهات خدشه وارد ساخته است و توجیهی که براساس آن صحت استصناع را می‌پذیرد نیز آن را از عقد مستقل خارج کرده و در قالب عقد بیع قرار می‌دهد.
آیت‌الله تسخیری نیز براساس سیره متشرعه، عقد استصناع را این‌گونه تصحیح کرده که ترجمه و تلخیص آن چنین است:
مهم‌ترین دلیلی که بر صحت عقد استصناع ارائه شده، اجماع عملی است که فقیهان حنفیه بیان کرده‌اند که در فقه امامیه به سیره متشرعه یاد می‌شود. گرچه سیره متشرعه مصدر ابتدایی احکام شرعیه نیست، با دارابودن دو شرط ذیل می‌تواند کاشف از احکام شرعی باشد:
شرط اوّل این‌که یقین حاصل شود این سیره در زمان رسول الله  هم به‌صورت سیره قطعیه مطرح بود.
شرط دوم این‌که نهی خاص یا عامی از طرف شارع مقدس در طرد آن نیامده باشد. با تحقق این‌دو شرط چنین عملی از شارع مقدس تصحیح می‌شود.
در خصوص امتداد عقد استصناع که عقدی عرفی شمرده می‌شود، تا زمان پیامبر اسلام  و حتی قبل از آن زمان روشن است؛ اما آیا می‌توان روایت «لا تبع ما لیس عندک» را نهی از عقد استصناع تلقی کرد؟ در دلالت این روایت احتمالات گوناگونی ذکر شد؛ نظیر این‌که روایت بر نهی از بیع مال غیر یا نهی از بیع چیزی که تضمینی بر تسلیم آن وجود ندارد، دلالت می‌کند و با این احتمالات بی‌تردید این نهی شامل عقد استصناع نخواهد شد.
با ملاحظه استدلال پیشین، استصناع عقدی مشروع خواهد بود و در صورتی که وجود این سنت در زمان پیامبر  اثبات نشود از آن‌جا که عقد استصناع عقدی عرفی است، مشمول اطلاق آیه شریفه «اوفوا بالعقود» می‌شود و بدین‌وسیله مشروعیت آن اثبات خواهد شد (تسخیری، ۱۴۱۰ق: ج ۶، جزء ۲، ص ۷۵۹).
گرچه آیت‌الله تسخیری اجماع فقیهان حنفیه را بر موضوع بیان می‌دارد، شیخ طوسی در کتاب السلم خلاف بیان می‌دارد که سفارش ساخت چکمه، کفش و ظرف‌هایی که از چوب، برنج، سرب و آهن ساخته می‌شود روا نیست (طوسی، ۱۴۱۱ق: ج ۳، ص ۲۱۵). شافعی نیز همین دیدگاه را برگزید. در عین حال، شیخ طوسی در همین جا بیان می‌دارد که ابوحنیفه می‌گوید: این قرارداد سفارشی جایز است؛ زیرا مردم این قراردادها را می‌بندند. شیخ در ادامه بیان می‌دارد: دلیل ما بر بطلان اولاً اجماع بر این موضوع است که تحویل‌دادن این کالاها بر صاحب صنعت واجب نیست و او مخیر است کالای مورد قرارداد را تحویل دهد یا قیمت را به خریدار باز گرداند و خریدار هم مُلزم نیست آن را تحویل بگیرد و اگر قرارداد درست می‌بود، بر هم زدن آن جایز نبود. ثانیاً کالای مورد قرارداد مجهول است؛ یعنی نه با دیدن مشخص شده و نه از طریق بیان ویژگی‌ها و صفات؛ بنابر این، قرارداد مزبور نباید جایز باشد (طوسی: همان).
با توجه به مخالفت شیخ طوسی و نقل مخالفت او از شافعی چگونه می‌توان اجماع منقول حنفیه را پذیرفت. گرچه فقیهان پس از شیخ طوسی کمتر متعرض این مساله با عنوان استصناع شدند، از برخی کلمات در مباحث سلف و شروط آن در موارد درستی و نادرستی، بطلان این عقد بر می‌آید (هاشمی شاهرودی، ۱۳۷۸: ص۵).
در عین حال دلیل شیخ بر بطلان نیز قابل تأمل است؛ زیرا اولا اجماع منقول شیخ در خلاف در موارد بسیاری مورد پذیرش فقیهان شیعه قرار نمی‌گیرد و ثانیاً نظر شیخ به‌طور عمده بر صورت سوم (ج) در کلام آیت‌الله مومن منطبق می‌شود؛ اما در صورت اوّل (أ) که قراردادی امضا شود و مطابق آن، سازنده کالای موردنظر را به ازای قیمت مشخصی به ملکیت سفارش‌دهنده در آورد و سفارش‌دهنده نیز بپذیرد، در این‌صورت با تملیک و تملک قطعی، چرا صدق بیع بر این مورد محل تردید باشد و همین‌گونه است صورت دوم (ب) که عنوان عقد بر آن تطبیق می‌کند و ثالثاً چرا در همه فروض استصناع کالا مجهول تلقی شود؟ بله اگر ویژگی‌ها و صفات که به‌طور عمده باعث رغبت عُقلا است بیان نشود آن‌گونه که خود شیخ بدان اشاره کرد، این عقد مجهول می‌شود؛ اما آیا همه صورت‌های عقد استصناع این‌گونه است؟ امروزه در بسیاری از قراردادهای استصناع در مورد طرح‌های صنعتی حتی نوع مواد و در بعضی موارد شرکت یا کشور سازنده و ظرفیت و عمر مفید و … ذکر می‌شود؛ پس دست کم در این موارد جهالتی در کالای سفارش داده شده باقی نمی‌ماند.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

احداث ساختمان مسکونی۲

1,697

بازدید

احداث ساختمان مسکونی۲ ۳٫۶۷/۵ (۷۳٫۳۳%) ۳ امتیازs
حمل و نقل وانبار کردن تیرچه ها :
  حمل ونقل وانبارکردن تیرچه ها باید با دقت انجام شود زیرا دراثر کوچکترین بی احتیاطی در موقع حمل ونقل ویا انبارکردن آنها ممکن است تیرچه شکسته
   ویاترک بخورد ودرموقع نصب نیزترکها مشاهده نشده ودردرازمدت موجب خسارت جبران ناپذیر بشود . درموقع حمل ونقل بهتراست از میلگردهای فوقانی بعنوان دستگیره استفاده شود وبهتراست که بوسیله دونفر کارگر دوسرتیرچه گرفته شده . در موقع انبار کردن تیرچه ها باید زیر آنرا کاملا مسطح نموده وآنها را در کنار هم قرار دهیم آنگاه روی تیرچه های ردیف اول را حداکثر بفاصله یک متر به یک متر چوب چهار تراش قرار داده وتیرچه ردیف بعد را روی آن قراردهیم  البته باید دقت شود که کلیه چهار تراشهای هر ردیف در یک محور واقع شوند.
   بعد از خریداری کردن و انتقال تیرچه ها به محل کارگاه به همین روش  همه تیرچه ها انبار شدند البته به دستور مهندس کارگاه روزانه دو تا سه بارهمه تیرچه ها را آبپاشی می کردند.
   بلوک:
    بعد از انتقال تیرچه ها به محل کارگاه مجددا به دستور مهندس کارگاه  بلوکهای سقفی خریداری شد وبه وسیله یک دستگاه کامیون به محل کارگاه انتقال داده شدند.
 بلوکهای مورد استفاده شده در سقفهای تیرچه بلوک معمولا بتونی یا سفالی است و هیچ گونه باری را تحمل نمی کنند و فقط به عنوان قالب مورد استفاده قرار می گیرند.
  بلوکهای سفالی از لحاظ وزن سبک تر بوده و بار کمتری را به ساختمان واردمی نمایند عرض بلوکها معمولا۴۰سانتیمتر بوده گاهی نیز آنها را تا ۶۰سانتی متر هم میسازند و ارتفاع آن تابع ضخامت سقف بوده و بین ۲۰تا ۲۵ سانتیمتر است بلوک باید طوری طراحی شوند که به راحتی قابل حمل ونقل بوده  و زایده های تعبیه شده در ان به راحتی روی قسمت بتنی تیرچه قرار بگیرند.
 ایجاد درز یا زائدگی در بلوکهای سقفی باعث قفل و بست شدن بلوک با قسمت بتونی تیرچه می شود که این قفل و بست شدن تا زمان اجرای سقف از حرکت و جابجایی بلوکها در جهت عمود برتیرچه و یا به سمت پایین جلوگیری می کند.

    میلگرد های ممان منفی:
  اگر دو تیرچه به یک تیر یا شناژ ختم شوند میلگرد فوقانی تیرچه ها را بوسیله قطعه میلگردی به طول ۲تا۵/۲ متر به همدیگر متصل می کنند قطر این  میلگردها بوسیله محاسبه تعیین می شود و معمولا از میلگردی به قطر ۸یا۱۰یا ۱۲ استفاده می شود .
 در آخرین دهانه ای که تیرچه به یک تیر یا شناژ ختم می شود نیز میلگردی را بصورت گونیا خم نموده و قسمت کوتاه گونیا را داخل آهنهای تیر یا میلگردهای تیر بتونی قرار داده و قسمت مستقیم را روی میلگرد فوقانی تیرچه گذاشته و  چند جای انرا با سیم ارماتور بندی می بندند به این قطعات میلگرد ممان منفی میگویند .
   استفاده از میلگردهای ممان منفی در سقفهای تیرچه بلوک الزامی است .
  میلگردهای حرارتی:
   بعد از اتمام سقف و گذاشتن کلیه آهنها یک سری میلگرد در جهت عمود بر میلگردهای بالای تیرچه به فاصله تقریبی ۲۵الی ۴۰ سانتیمتر قرار می دهند  قطر این میلگردها به وسیله محاسبه تعیین می شود و معمولا میلگردی با قطر ۶ یا ۸یا ۱۰میلیمتر می باشد .
   به این آهنها میلگرد حرارتی می گویند  . این میلگردها باید به کلیه آهنهای  تیرچه بوسیله سیم آرماتوربندی بسته شوند .

                                        
    کلاف عرضی(شناژ مخفی):
   استفاده از کلاف عرضی در سقفهای تیرچه بلوک الزامی می باشد. از دهانه های ۲/۴ متر به بالا ودر وسط دهانه بین بلوکها و عمود بر جهت تیرچه  فاصله ای در حدود حداقل ۱۰ سانتی متررا در نظر می گیرند و زیر این فاصله را تخته بندی می کنند.
   درون این فاصله حداقل ۲ میلگرد به قطر ۱۰میلیمتر یکی بالا ویکی در پایین  قرار می دهند میلگرد بالا را به میلگردهای بالایی تیرچه می بندند و میلگرد پایینی را هم به آهنهای مارپیچ تیرچه متصل می نمایند واین فضای بوجود امده  بعد از انکه بوسیله بتن پر شد مانند تیری عمود بر تیرچه ها قرار گرفته ودر مقابل ممانهای بوجود امده در وسط تیرچه مقاومت خواهد نمود .
  به این تیرتعبیه شده در وسط تیرچه ها کلاف عرضی یا شناژ مخفی می گویند.
   برای دهانه های بیش از ۶متر دو عدد کلاف عرضی با فاصله های مساوی در نظر گرفته می شود .
  برای اطمینان بیشتر بهتر است کلاف عرضی را از دهانه های ۵/۲ متر به بالا ایجاد نماییم.

    قلاب اتصال:
   برای جلوگیری از حرکت سقف در اثر نیروی زلزله میلگردی را که قطر ان  با محاسبه تعیین میشود و معمولا از میلگرد ۱۲یا ۱۴ می باشد   خم می کنند و بوسیله آن تیرچه ها را به شناژ افقی روی سقف متصل میکنند.

                                       

  بتون ریزی سقف: 
  پس از چیدن تیر چه ها وبلوکها و بستن میلگردهای ممان منفی و میلگردهای حرارتی و گذاشتن قلاب اتصال و ایجاد شناژ مخفی  نوبت به عملیات بتون ریزی سقف رسید.
  قبل از بتن ریزی یک بار دیگر کلیه آرماتورهای سقف توسط مهندس کارگاه کنترل شد وبیشتر دقت می شد که فاصله ارماتورها از همدیگر بصورت یکنواخت باشند.
  بعد از کنترل فاصله ارماتورها از همدیگر اقدام به بتون ریزی شد
 بتون ریزی طوری برنامه ریزی شده بود که کلیه بتن سقف در یک روز ریخته شد.
 ضخامت بتن روی سقف باید کاملا یکنواخت باشد ودر ضمن بتون ریزی و قبل از انکه بتن کاملا سخت شود روی انرا بوسیله ماله کشی صاف وتخت می کنند روز قبل از بتن ریزی به دستور مهندس کارگاه یک دستگاه کامیون مسئول اوردن  مصالح لازم از قبیل شن وماسه به محل کارگاه شد.
  روز بتن ریزی دو نفر کارگر شن و ماسه وسیمان را بوسیله فرغون درون
 میکسر می ریختند و یک نفر کارگر که مسئول هدایت میکسر بود اب را بوسیله سطل درون دستگاه می ریخت البته تعداد سطلهای اب در ابتدای شروع کار توسط مهندس کارگاه تعیین شد.
  بعد از اماده کردن بتن انرا بوسیله دستگاه بالابربه محل بتن ریزی روی سقف انتقال می دادند وپس از ریختن بتن در محلهای مربوطه توسط یک دستگاه ویبراتور بتن ریخته شده را ویبره می کردند .
در انتها نیز یک نفر بتن ریخته شده را ماله کشی کرد تا سطحی صاف و هموار بوجود اورد.
  عملیات بتن ریزی تا عصر همان روز ادامه و خاتمه یافت.
 
 

  افت بتن (انقباض) :
افت بتن پدیده ای است که ازلحظات شروع گیرش بتن آغاز ودر طول زمان سخت شدن ادامه می یابد .
افت بتن در حقیقت یک نوع کاهش حجم است که در طول زمان اتفاق می افتد .
وقوع پدیده افت در اثر آب اضافی به کار رفته در ساخت بتن می باشد آب مورد نیاز جهت انجام واکنش شیمیایی سیمان ۲۵در صد وزنی سیمان است . یعنی اگر نسبت آب به سیمان را برابر ۲۵% در نظر بگیریم تمام این آب صرف واکنشهای شیمیایی می شود . ولی به دلیل حصول کارایی مطلوب آب را بین ۴/.تا ۶/.درنظرمی گیرند که این آب اضافی مازاد بر ۲۵% آب در بتن باقی می ماند . در روزهای اول عمر بتن قسمتی از این آب اضافی براساس خاصیت موئینگی به سمت سطح                                                      بتن بالا آمده وتبخیر می شود بدین ترتیب جای آن خالی می ماند . به همین لحاظ بتن   تمایل پیدا می کند که خودش آب را جمع کرده وحجم ازدست رفته راپر کند. تا زمانی که بتن تر (تازه ) باشد مانع ومشکلی جهت جمع شدن ندارد .
 اماچنانچه بتن تا حدودی سفت شود دیگر محیط اجازه کاهش حجم را به آن نمی دهد لذا این تمایل به کاهش حجم به صورت تنش کششی بتن بسیار ناچیز است این پدیده موجب ترک خوردگی سطحی بتن می شود. بنابراین می توان در یک جمله گفت: افت پدیده ای است که دراثر بکارگیری آب اضافی در ساخت بتن ایجاد شده وبه صورت ترک های موئین در سطح بتن جلوه می کند . این ترک ها را گاهی از حدود یک تا دو هفته پس از بتن ریزی می توان در سطح بتن مشاهده کرد که با
گذشت زمان تشدید میشود .
اکثرا ظهور افت به صورت یک سری ترک های منظم به فاصله چندین متر (۴الی۶) متر بوده که هرچه بتن نامرغوب تر ونسبت آب به سیمان بیشتر باشد فاصله اینترک ها نزدیک تر است . افت دربتن ازپدیده های نامطلوب محسوب می شود از آن جهت که هم در سطح بتن ترک می اندازد وهم درقطعه تنش کششی ایجاد می کند .
برای کاهش افت باید دو نکته را مورد توجه قرار داد :
۱-    کاهش نسبت آب به سیمان    
۲- افزایش مراقبت (‌ مراقبت از بتن بخصوص درطول ۷الی ۱۰روز اولیه  موجب کاهش افت می شود ).

کرنش (تغییر طول نسبی ) ناشی ازافت در بتن در محدوده ۰۰۰۳٫/ تا ۰۰۰۷٫/است .
دراثر این کرنش تمایل به کم شدن ابعاد در قطعه بتنی بوجود می آید لکن محیط این امکان را به قطعه سخت شده نمی دهد . لذا کرنش مذکور دربتن ایجاد تنش کششی کرده که پس از ترک خوردن بتن ممکن است قسمتی از ظرفیت باربری آرماتورها رانیز اشغال کند .
معمولا ۱۵الی۳۵ درصد افت درهمان دو هفته اول ۴۰الی ۸۰ درصد افت درسه ماهه اول و۶۵الی ۸۵ درصد افت دریکسال اول اتفاق می افتد وبعداز ۳ الی ۵ سال افت کاملا متوقف می شود .

 عوامل موثر درافت :
۱- میزان مصالح سنگی بکار رفته در ساخت بتن :
هر چه مصالح سنگی به کارفته دربتن بیشتر باشد  میزان افت کمتراست .
۲- نوع مصالح سنگی :
  هر چه درساخت بتن از مصالح سنگی مرغوب تری استفاده شود افت کمتری اتفاق می افتد . آزمایش نشان داده که افت یک نمونه بتن که از ماسه سنگ تهیه شده ۳برابر افت نمونه مشابه که از کوارتز تهیه شده است می باشد .
۳- نسبت آب به سیمان :
واضح است که هر چه آب کمتری در بتن باشد افت کمتر است .
۴-  رطوبت محیط  :
آزمایش نشان داده که هر چه رطوبت محیط ( به خصوص در روزهای اول )بیشتر باشد افت کمتراست (بتن هایی که در مناطق خشک هستند افت بیشتری دارندوبالعکس بتن هایی که درمناطق مرطوب مثلا در کنار دریا هستند داری افت کمترهستند ) لذا نتیجه می شود که مراقبت خوب از بتن کمک می کند که افت بتن کمتر شود .

  راههای مقابله با افت :
۱- کم کردن عوامل تشدید کننده افت ( بکارگیری مصالح سنگی مرغوب و متراکم نمودن بتن )
۲- استفاده از سیمان ضد افت : سیمان ضد افت همزمان با گیرش خود افزایش  حجمی را در بتن ایجاد می کند که این افزایش حجم می تواند با کاهش حجم ناشی  از افت مقابله کند .(‌البته این سیمان گران قیمت بوده ومصرف آن باید توجیهاقتصادیداشته باشد ) .
۳-استفاده از درزهای مناسب : یعنی بتن را در فواصل مناسب (مثلا ۵ متربه۵ متر)  توسط درزهای انقباض از هم جدا کنند . استفاده از درزهای انقباض کمک می کند  که با استفاده از ضعفی که در فواصل معین ایجاد کرده ایم ترک ناشی از افت دقیقا در محل دلخواه اتفاق بیفتد .
                                      
۴- استفاده از آرماتور افت (مثلا آرماتور افت وحرارت ) : این آرماتورها برای خنثی نمودن تنش های کششی ناشی از افت در بتن به کار گرفته می شود .                   
   درعمل اکثرا از آرماتورهایی موسوم به آرماتور افت وحرارت استفاده
می شود. آرماتورهایی هم برای تحمل تنش های ناشی از افت وهم برای تحمل تنش های ناشی از حرارت به کار برده می شود . حداقل آرماتور افت وحرارت۰۰۲ ./ تا ۰۰۱۸٫/ سطح مقطع بتن است . آرماتورهای افت را میتوان به صورت ساده درنظر گرفت . 
 خزش یا وارفتگی :
خزش عبارت است از تغییر طول اجسام تحت تنش ثابت در طول زمان .
اگر قطعه ای تحت تنش قرار بگیرد در همان لحظه اول تغییر طولی خواهد داشت که به این تغییر طول تغییر طول آنی یا الاستیک گفته می شود .
اگر همین قطعه تحت تنش ثابت نگهدای شود با گذشت زمان تغییر طول اضافی تری نسبت به تغییر طول اولیه خواهد داشت که به آن تغییر طول یا کرنش ناشی ازخزش  می گویند .
کرنش ناشی از خزش معمولا ۲ الی ۳ برابر کرنش اولیه است .
مسئله خزش از آنجا مورد توجه قرار می گیرد که متناسب با کرنش ناشی از خزش در بتن تنش ایجاد میشود و لذا اگرتنشی از خزش را درمحاسبات اولیه وارد نکرده باشند ممکن است عضو بتنی تحت بار کمتری نسبت به بار طراحی بشکند .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

احداث ساختمان مسکونی

651

بازدید

 مقدمه:
   دانشجویان رشته عمران در دوره کاردانی که دوسال به طول می انجامد با درسهای تئوری آشنا میشوند وتا حدودی با مسائل مختلف ساختمان سازی آشنا میشوند ولی باز نیاز به کسب تجربه دارند وکسب این تجربه میسرنیست مگر انکه دانشجویان درسر کارمطالبی راکه در کتابها خوانده اند لمس کرده  وبا چشم خود طریقه انجام کارها راببینند وبه همین دلیل چهار واحد رابه  همین امر اختصاص داده اند که این واحدها جزو مهمترین واحدهای این دوره می باشد.

   فصل اول
   بررسی بخشهای مرتبط بابخش علمی کارآموزی:
   اولین نیازطبیعی انسان غذا می باشد زیرا انسان بدون خوراک قادربه ادامه  حیات نیست .دومین نیازانسان مسکن می باشد ومکانی که در ان زندگی میکند وفرزندانش را بزگ میکند ودر ان به زندگی ادامه می دهد.
 مسکن تنها به ساختمان مسکونی ختم نمیشود بلکه شامل ساختمانهای اموزشی ودرمانی واداری نیز میباشد.به همین دلیل تمام ارگانها ونهادها نیازمبرم به ساختمان دارند.
 در تاسیس یک ساختمان نیازبه همکاری مهندس عمران ومعماروتکنسین
 ساختمان وحتی مهندس برق وتاسیسات نیز میباشد به همین دلیل رشته عمران مرتبط با تمام رشته هامیباشد.

   برسسی آموخته ها وپیشنهادات:
 اصولا کارهایی راکه برای احداث یک ساختمان صورت میگیرد بسیار گسترده میباشد وبه علت محدود بودن زمان کارآموزی نمیتوان تمام کارهای انجام شده رادید و از نزدیک لمس کرد.در این مجموعه سعی شده است تاحدودی به بیان مراحل مختلف اجراازقبیل تخریب وآماده سازی زمین وتجهیزکارگاه وساخت و اجرای بتن وقالب بندیوآرماتوربندی واجرای سقف تیرچه بلوک پرداخته  شود.                                                                                                                                                    

فصل دوم 
   تخریب:
زمین احداث این منزل مسکونی یک زمین صاف وهموارشده نبود بلکه یک ساختمان فرسوده وکلنگی بود که باید تخریب میشد.
 تخریب این ساختمان در دومرحله صورت گرفت که ابتدا سقف ان توسط کارگران تخریب شداما دیوارها وکف ان توسط لودرتخریب گردید وپس ازآن اقدام به خروج همه نخاله ها از محل کارگاه شد.
 قبل از این مرحله اقدام به بریدن همه تیراهنهای سقف توسط هوا برش شد و همه درب وپنجره ها و تمام کابینتها وشیرآلات ولوله های آب از محل کارگاه خارج شد.
  دو حلقه چاه نیزدرمحل وجود داشت که با شفته آهک وقلوه سنگ پر شد.
 
 
   رعایت اصول ایمنی در تخریب:
   قبل از هر چیز باید روش تخریب مشخص شود و کار برای عوامل اجرایی شرح داده شود. تخریب در معابر عمومی باید درمحوطه ای محصور با نرده های حفاظتی به ارتفاع دو متری انجام شود.
  کلیه کارگران میبایست مجهزبه کلاه ایمنی باشند ودر ساعات غیر کاری به هیچ عنوان نباید اقدام به برداشتن حصار کرد.
   تمامی راههای عبورومرور افراد غیر مسؤل به کارگاه باید مسدود شود.
 به هیچ عنوان نباید مسیر ریزش آوار به عنوان مسیراصلی انتخاب شود ودر هنگام عملیات تخریب از اب برای ته نشین کردن غبار در محیط جلو گیری  شود.
  البته در اجرای اصول ایمنی درعملیات تخریب این پروژه ازحصار و نرده به علت خلوت بودن محیط استفاده نشد اما برای ایمنی و اطمینان بیشترراههای ورودی به صورت موقت مسدود شد وهمچنین از آب پاشی برای کم کردن گرد وخاک استفاده شد.                                                                                           
فصل سوم 
  تجهیز کارگاه:
  برای تجهیز کارگاه باید مصالح وابزار مورد نیازبه کارگاه آورده شود.
  مصالحی مانند سیمان که به دو صورت فله وپاکتی موجود میباشددر کارگاه  میبایست به نحوی درست انبار شود که البته در این پروژه بیشتر از سیمان پاکتی استفاده شد.
  روش نگهداری ازسیمان در قسمت بعد توضیح داده خواهد شد.
  برای جلوگیری از شلوغ شدن کارگاه معمولا موارد مصرف شن وماسه ازقبل پیش بینی میشد وبه صورت روزانه به گارگاه منتقل میشد.

 

   انبارکردن سیمان:
  درموقع انبار کردن سیمان باید دقت شود که رطوبت هوا وزمین باعث فاسد شدن سیمان نشود.در این پروژه برای انبار کردن پاکتهای سیمان ابتدا تمامی  پاکتها برروی قطعات تخته که بازمین حدود ده سانتیمتر فاصله داشت قرار داده  شد وکیسه ها در ردیفهای ده تایی روی هم چیده شد.
  علت این کار این است که اگربیش ازده کیسه را روی هم قرار دهیم کیسه های زیرین دراثر فشار زیاد سخت شده ودرصورت نگهداری دراز مدت غیر قابل مصرف خواهند شد واستفاده ازانها منوط به آزمایش سیمان خواهد بود.
  چنانچه سیمانهای سخت شده به راحتی با دست پودرشوند قابل مصرف در قطعات بتنی میباشند درغیر اینصورت سیمان فاسد شده وبرای اطمینان بیشترازفاسد شدن ان از آزمایشهایی استفاده میکنند.
بتنی که باسیمان فاسد شده ساخته میشود باربر نبوده و نمیتوان از ان در قطعات اصلی ساختمان مانند تیرهاو ستونها وسقف استفاده کرد.
  چنانچه این سیمانها کاملا فاسد نشده باشند میتوان ازانها به عنوان ملات برای فرش موزاییک ویا اجرای بتن مگر استفاده نمود.
  اگر بخواهیم سیمان را برای مدت طولانی انبار کنیم باید تا انجا که امکان دارد با دیوارهای خارجی انبارفاصله داشته باشد.                             
  البته چون در این پروژه از سیمان پاکتی استفاده شد  برای نگهداری پاکتها در فضای بازپس از اینکه انها را بر روی چوبهای تراورس قرار دادند روی انها را با ورقه های پلاستیکی پوشانیدند تا از نفوظ رطوبت به انها جلوگیری شود.    
 اگرسیمان به طرزصحیح انبارشود حتی تا یک سال بعد نیزقابل استفاده خواهد بود البته فقط ممکن است زمان گیرش آن قدری به تاخیر بیافتد ولی درمقاومت ۲۸ روزه ان تاثیری نخواهد داشت.

   پیاده کردن نقشه:
  پس از بازدید از محل اولین قدم در ساخت یک ساختمان پیاده کردن نقشه میباشد منظور از پیاده کردن نقشه انتقال نقشه ساختمان از روی کاغذ برروی زمین با  ابعاداصلی است.بطوری که محل دقیق پی ها وستونها ودیوارها وزیرزمینهاو عرض پی ها روی زمین بخوبی مشخص باشد.
  همزمان با ریشه کنی وبازدید ازمحل باید قسمتهای مختلف نقشه ساختمان مخصوصا نقشه پی کنی کاملا مورد مطالعه قرارگرفته بطوری که در هیچ قسمت نقطه ابهامی وجود نداشته باشد وبعدا اقدام به پیاده کردن نقشه بشود.
 باید سعی شود حتما در موقع پیاده کردن نقشه از نقشه پی کنی استفاده شود.
در انجام پیاده کردن نقشه این ساختمان که پروژه من بود با توجه به کوچک بودن ساختمان از متر وریسمان استفاده شد.
  ابتدا محل کلی ساختمان روی زمین مشخص شدو بعد با کشیدن ریسمان در یکی ازامتدادهای تعیین شده وریختن گچ یکی ازخطوط اصلی ساختمان تعیین  شد .بعد از ان خط دیگر ساختمان را که عمود بر خط اول میباشد رسم شد.
 در اصطلاح بنایی استفاده از این روش را ۳-۴-۵- میگویند.
 درصورت قناس بودن زمین ممکن است دوخط کناری نقشه برهم عمود نباشند در این صورت یکی از خطوط میانی نقشه را که حتما بر خط اول عمود است انتخاب ورسم مینماییم.
 ممکن است برای عمود کردن خطوط از گونیای بنایی استفاده شود دراین صورت دقت کار کار کمتر میشود. در موقع پیاده کردن نقشه
 برای جلوگیری از جمع شدن خطاهها بهتر است اندازه ها را همیشه از یک نقطه  اصلی که آن را مبداء می نامیم شروع وروی زمین منتقل می نماییم . بعد ازاتمام کار پیاده کردن نقشه باید حتما مجددا اندازه گذاری های نقشه پیاده شده را کنترل نماییم.
 
  علت این کار این است که حتی المقدوراز وقوع اشتباهات احتمالی جلوگیری شود. برای اینکه مطمئن شویم  زوا یای بدست آمده اطاق ها قائمه می باشد باید دوقطر هراتاق را اندازه گیری کنیم چنانچه مساوی بودند آن اتاق گونیا است .           
 به این کار اصطلاحا چپ وراست می گویند.البته چنانچه در این مرحله اطاقها ۳  الی ۴سانتیمترنا گونیا باشد اشکالی ندارد زیرا با توجه به اینکه پی ها همیشه قدری پهن ترازدیوارهای روی آن می باشد لذا در موقع چید ن دیوار می توان ناگونیایی ها را برطرف نمود. بطور کلی باید همیشه توجه داشت که پیاده کردن نقشه یکی از حساسترین ومهمترین قسمت اجرای یک طرح بوده وکوچکترین اشتباه درآن موجب خسارتهای فراوان می شود .

پی کنی  :
اصولا پی کنی به دو دلیل انجام می شود .۱-دسترسی به زمین بکروبرای محافظت  ازپی ساختمان .
با توجه به اینکه کلیه بار ساختمان به وسیله دیوارها یاستونها به زمین منتقل می  شود در نتیجه ساختمان باید روی زمینی که قابل اعتماد بوده و قابلیت  تحمل بار ساختمان داشته باشد بنا گردد. برای برای دسترسی به چنین زمینی ناچار به ایجاد پی برای ساختمان می باشیم . برای محافظت پایه ساختمان وجلوگیری از تاثیر عوامل جوی در پایه ساختمان باید پی سازی کنیم در این صورت حتما در بهترین زمینها باید حداقل پی هایی به عمق ۴۰تا۵۰ سانتیمترحفر کنیم.
 طول وعرض وعمق پی ها کاملا بستگی به وزن ساختمان وقدرت تحمل خاک محل ساختمان دارد.
 در ساختمانهای بزرگ قبل از شروع کاربوسیله ازمایشهای مکانیک خاک
 قدرت مجاز تحملی زمین را تعیین نموده وازروی ان مهندس محاسب ابعاد پی را تعیین میکند. ولی در ساختمانهای کوچک که ازمایشات مکانیک خاک در دسترس نیست باید از مقاومت زمین در مقابل بار ساختمان مطمئن شویم.
 اغلب مواقع قدرت مجازتحملی زمین برای ساختمانهای کوچک با مشاهده خاک  پی ودیدن طبقات ان وطرز قرار گرفتن دانه ها به روی همدیگرو با ضربه زدن بوسیله کلنگ به محل پی قابل تشخیص است.
  البته قبل از ان باید مهندس محاسب وزن ساختمان و میزان باری که ازطرف ساختمان به زمین وارد میشود اگاه باشد.
  باید متذکر شد که نوع پی استفاده شده در این ساختمان پی نواری میباشد.
   با توجه به تشخیص مهندس محاسب ساختمان وبررسی نوع خاک محل
  حداقل عمق پی در این پروژه ۵۰ سانتیمتردر نظر گرفته واجرا شد.
  البته باید در نظر داشت که اگر در این عمق به زمین بکرنرسیدیم باید عمق پی را تا زمین بکر ادامه داده ویااز روشهایی دیگراز جمله شمع کوبی ویا تسطیع اقدام به اصلاح مقاومت زمین کرد.

     کرسی چینی:
   معمولا در طبقه همکف ساختمانها سطح اتاقها را چند سانتیمتراز کف حیاط یا کوچه بلندتر میسازند که به این اختلاف ارتفاع کرسی چینی .
  معمولا کرسی چینی به سرعت انجام میشود.هدف از ساخت کرسی در ساختمان این است که درابتدااز قدیم بشر تمایل بیشتر داشت قدری بلندتر از کف زمین  سکونت کند وبدین ترتیب احساس امنیت بیشتری میکرد درثانی ارتفاع طبقه همکف با سطح زمین مانع ورود برف وباران وغیره به داخل اطاقها میگردد.
  وسوم اینکه چون اغلب زمینهایی که ما برای ساختمان انتخاب میکنیم کاملا  مسطح نبوده ودارای شیب میباشند واز طرفی اتاقها وسالنهای ساختمان باید کاملا در یک سطح ساخته شوند لذا برای مسطح کردن اطاقها قسمتهای پایین را بوسیله کرسی چینی با قسمتهای دیگرهم سطح میکنند.

  عرض کرسی چینی باید قدری از دیوار اصلی وقدری کمتر از پی زیر ان باشد اگر ارتفاع کرسی چینی فقط در حدود ۱۰الی ۱۵ سانتیمتر باشد میتواند پهنای ان مساوی دیوار روی ان باشد اماهمیشه بایددر نظر داشت برای کلیه دیوارهای اعم از حمال ویا تیغه ای و پارتیشنها پی سازی و کرسی چینی انجام شود.
   

  نحوه کرسی چینی یا ساخت پی سنگی:
    روز قبل از اجرای کرسی چینی چند کمپرسی سنگ معدنی(لاشه) و چند  کمپرسی ماسه شسته به دستور مهندس گارگاه به محل آورده شد.
   پس از اماده شدن ملات سیمان انرا بوسیله فرغون در کنار پی برای شروع اجرای پی میاوردند. ملات ماسه وسیمان را به نسبت ۱به۴ با پیمانه مخلوط وبه ان اب دادند.اب دادن به این طریق بود که مخلوط ماسه وسیمان رابصورت دپو در اوردند سپس شروع به ساختن حوضچه کوچکی با این دپو کردند.
   بعد از ان اب را به اندازه کافی وبا نظر مهندس کارگاه درون این حوضچه ریختن به این کاردر اصطلاح آبخور کردن میگویند.  سپس دو کارگر شروع  به مخلوط کردن ان شدند.
   پس از ساخت ملات ماسه سیمان برای حمل کردن ان به محل از فرغون  استفاده شد وبعد ازاوردن ملات به محل ایجاد پی یک نفر کارگر با بیل ملات را در پی میریخت و استاد کار بوسیله کمچه ملات را درون پی پخش میکرد وسنگهای لاشه را روی ان میچید. از این ملات هم به عنوان بتن مگر وهم  به عنوان ماده چسباننده بین سنگها استفاده میشد.
   در موقع چیدن سنگها اگر سنگی وجود داشت که نسبتا بزرگ بود یکی ازکارگرهابوسیله پتک اقدام به شکستن انها میکرد واز قطعات کوچکترمعمولا استفاده میشد.
    این کاررادر سرتاسرپی انجام میدادند تااینکه کار بعد از۳ روز به پایان رسید.
    استاد کارساختمان با وسیله ای بنام شیلنگ ترازسطح پی ها راترازنمود و ریسمان کشی کرد وملات صافی را روی ان کشید.
   بعد از خشک شدن پی ها تا چند روز سطح پی ها را اب میدادند تا ملات  سیراب شود وبه مقاومت خوبی برسد ودر این مدت زمان که سطح پی ها  را اب میدادند کار تعطیل بود.        

                       



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

بررسی کلی سرطانهای خون ( لوکمی)

569

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تصفیه آب

940

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

واژه نامه فشرده اینترنتی

427

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi