جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

تربیت قرآنی۳

362

بازدید

این رسم را انگلیسى ها برانداختند و نهرو آن را یکى از کارهاى مثبت آنها مى شمارد.
تشخیص جامعه اى که از روح استوار بى بهره مى باشد,از راه هاى متعدد, امکان پذیر است .
بـررسـى نـحـوه عقاید دینى , سیستم حکومت و اظهار نظرهایى که در مورد پدیده ها یا فنومن ها مى کنند, مى تواند تا حدود زیادى ما را به استوارى یانااستوارى روح آن جامعه آگاه سازد.
انـجیل که ساخته و پرداخته مردمى است که روحى ناتوان داشته اند, مى گوید:خوشبخت کسانى هستند که در نادانى از اسرار کاینات به سرمى برند,چون در این صورت است که خدا را خواهند دید.
بـدیـن تـرتـیـب , چـنـین مردمى که احیاناخیلى هم مذهبى مى شوند و تعصب غلط را با ایمان به مـذهـب ,در مـى آمـیزند, حقیقت مذهب را در چهار چوبه جهل به کاینات , کوردلى و بى خبرى از حقایق عالم , محدودمى کنند و به انسانهاى علیل و سست تبدیل مى شوند.
ایـن قضاوت نا به جا خود منجر به جنایات شرم آورى از قبیل کشتن , سوزاندن و تکفیر دانشمندان دوره رنسانس اروپا شد! نتیجه دیگر آن را از زبان دکتر مارتین لوترکینگ , رهبر سیاهان آمریکا, در کـتاب نداى سیاه بشنوید:کسانى هستند که در میان پیروان دین رواج داده اند که دین و دانش با هم سازگار نیست , ولى دروغ است .
مـمـکـن اسـت بـیـن افـراد روحـانـى بـا روح نـاتـوان و مـردان دانـش بـا روح استوار, اختلافى وجودداشته باشد, ولى هرگز بین دین و دانش اختلافى وجودندارد.
جهان این دو از هم متمایز و راه هاى آنها از هم جداست .
دانـش مـى جـویـد و دیـن تفسیر مى کند, دانش به آدمى معلوماتى مى دهد که قدرت است و دین به آدمى قدرتى مى بخشد که کنترل است , دانش معمولابه کردار مى پردازد و دین به آثار.
دانش و دین رقیب هم نیستند,بلکه مکمل یکدیگر مى باشند.
دانـش از نـابـودى دین در کارهاى نامعقول و ناصواب و مخالفت فلج کننده , با پیشرفت فرهنگ و عـلـوم در مـیـان توده مردم , جلوگیرى مى کند ومتقابلادین مانع است که علم در لجنزار پیش پا افتاده مادیات و افکار مخالف اصول اخلاقى فرو برود.
به نظر مى رسد که عالى ترین توجیه براى جمع میان دین و دانش , همین است .
نتیجه این مى شود که اگر دین و دانش از یکدیگر جدا شوند, دردى را دوا نخواهندکرد.
مـردم جـاهـل بـسـیـارى از قـضاوت هاى غلط خود را به حساب دین مى گذارند! عدد سیزده را منحوس مى شمارند.
اگـر احـیـانـا شـماره پلاک منزلشان سیزده باشد, آن را به صورت ۱+۱۲ مى نویسند تا نحوست آن گـریـبـانـشـان را نـگـیرد! یک عطسه , ممکن است جلوبسیارى از کارهاى مهم آنها را بگیرد! از گـرفـته شدن ماه و خورشید بیمناکند! طلوع ستاره دنباله دار را علامت نزول بلامى دانند!برنامه کـارهـاى خود را بامراجعه به فالگیران و تقویم منجمان تنظیم مى کنند! و تقارن و طلوع و غروب ستارگان را در سعادت و گرفتارى خود موثرمى دانند!گاهى هم کارآنها به مرده پرستى و پاره اى از اوهـام دیـگـر مى کشد! در حالى که دین صحیح , از همه عواملى که موجب ترس یا امید بیهوده مى شود و روح انسان را ناتوان مى سازد, متنفراست .
هنگامى که پسر پیامبر عالى قدر اسلامر از دنیا رفت , خورشید گرفته شد, مردم گفتند: خورشید بـر اثـر مـرگ فـرزند پیغمبر خدار دچار حزن و اندوه ودر نتیجه چهره اش تیره شده است پیشواى اسـلام فـرمـود:ان الـشـمـس والـقمر آیتان من آیات اللّه فلا ینکسفان لموت احد, ماه و خورشید, دونشان ازنشانه هاى قدرت خدا هستند و براى مرگ هیچ کس , گرفته نمى شوند ((۱۸۰))
.
به همین ترتیب , ملت هایى که از لحاظ علم پیشرفت کرده اند, اما از لحاظ اخلاق و دین و معنویت , سیر قهقرایى کرده اند, مردمى ناتوان هستند.
استوارى روح و استقامت و ثبات در برابر هواى نفس و تمایلات حیوانى ندارند, بنابراین دین داران جاهل و دانشمندان بى دین هیچ یک سعادتمندنیستند, زیرا هردوى آنها روح ناتوانى دارند.
ویـل دورانت مى نویسد: امروز فرهنگ ما سطحى و دانش ما خطرناک است , زیرا از لحاظ ماشین , توانگر و از نظر غایات و مقاصد, فقیر هستیم .
آن تعادل ذهنى که وقتى ازایمان دینى گرمى برمى خاست , از میان رفته است .
عـلـم مـبـانى فوق طبیعى , اخلاقیات را از ما گرفته است و گویى همه جهان در اصالت فردیتى درهم و برهم ـکه نشانه قطعه قطعه شدن نامنظم خوى ومنش است ـگم گشته است .
قرآن کریم مى گوید:یرفعاللّه الذین آمنوا منکم والذین اوتواالعلم درجات ,خداونددرجات مردمى را بالا مى برد که از ایمان و علم ,برخودارباشند ((۱۸۱))
.
بـدیـهـى اسـت که در این صورت , دیگر آثارى از ضعف و ناتوانى روحى درزندگى چنین مردمى مشاهده نخواهدشد و روح استوار در همه جا با آنهاهماهنگ خواهدبود.
امام باقر(ع ) فرمود:المومن اصلب منالجبل , مومن , از کوه استوارتر است ((۱۸۲))
.
بـراى ایـن کـه بـتـوانـیم وظیفه مربیان و نقش عمده اى که آنها در تقویت روحیه تربیت یافتگان بـه عـهـده دارنـد, بـه خوبى روشن کنیم , ناگزیریم بحث خود رادر زمینه عواطف مزاحم توسعه دهیم , از این رو تحت عنوان ترس با شما سخن مى گوییم .
۱۹ـ ترس .
منشا روانى ترس .
ترس , یکى از عواطفى است که بسیارى از نیروها و استعدادهاى درونى آدمى را فلج مى سازد و از شکوفاشدن آنها جلوگیرى مى کند.
تـرس بـاعـث ضـعـف و زبونى انسان در زندگى مى شود و شجاعت , انسان را تا سرحد آرمان ها و مقاصدى که دارد, همراهى و یارى مى نماید.
اگـرچـه امـروز تـرس بـه آن صـورتى که در انسان هاى نخستین وجودداشت و با تغییرات شدید فیزیولژیکى همراه بود, وجودندارد, مع الوصف , آنچه که به طور مشترک , در میان انسان هاى اولیه و انـسـان هـاى امـروزى و حـتـى حیوانات , منشا ترس مى شود, احساس خطراست :خطر گم شدن یاکم شدن .
روان شـنـاسـان مـى گـویند:ترس در صورتى عارض مى شود که شخص , خطرى را (از فرو رفتن سـوزن در پـوسـت بـدن گـرفـتـه تا ناخوشى سخت و خطرمرگ ب) احساس کرده , حالت دفاعى به خودگیرد ((۱۸۳))
.
تـرس , عـاطـفه اى است که گریبان کودکان , جوانان و بزرگسالان را مى گیرد و سعادت آنها را تهدید مى کند.
افراد, برحسب تفاوت سنى خویش , دچار ترس هاى مختلف و گوناگونى مى شوند.
بیست تاپنجاه درصد از کودکان دو ساله تا شش ساله , از تاریکى مى ترسند, زیرا نیروى تخیل قوى آنها و افسانه هاى وحشت انگیزى که خوانده یاشنیده اند سبب مى شود که تاریکى را پر از موجودات عجیب و غریب ببینند.
دارویـن مـعـتقدبود که ترس از حیوانات , براى کودکان ارثى است , ولى مهر و محبتى را که انسان به حیوانات از خود نشان مى دهد,بعدها فرامى گیرد.
نـقـاط مـرتـفع , غرش رعد, سوت کارخانه , بازیچه هایى که جاندار به نظر مى آیند و سایه متحرک , اطفال را مى ترسانند.
بچه ها از قیافه هاى ناشناس , بیمناکند.
گاهى براثر همان نیروى قوى تخیل و عدم دخالت حس و لمس , دچار رویاهاى مخوف مى شوند, حتى جابه جا شدن , براى چنین اطفالى ترس آوراست .
تحمل پرتاب شدن به هوا و قرارگرفتن روى شانه , براثر عادت است .
اطفال بزرگ تر, بیشتر از امورواقعى از قبیل مرگ , صاعقه , زلزله , بیمارى وب مى ترسند.
جوانان از این که مورد تمسخر و استهزا قرار گیرند, بیمناکند.
تـرس بـزرگـسالان , بیشتر از شکست در کار و پیشه , عدم تامین زندگى و از کف رفتن حیثیت اجتماعى است .
علایم ترس , لرزش اندام , عقب نشینى و فرار است .
حـرکـاتـى کـه بـراثـر تمایل به فرار, در انسان ظاهرمى شود, صورت هاى مختلفى دارد: بانویى که مى ترسد دراجتماع مورد قبول واقع نشود, انزوا و کناره گیرى اختیارمى کند.
ایـن کـناره گیرى موجب تاثر و پریشانى خاطرمى گردد و اگر شدت پیدا کند, عوارض روحى و عصبى نیز به دنبال خواهدداشت .
کسانى که از شکست در کار و حرفه بیمناکند, معمولا به رختخواب پناه مى برند و تمارض مى کنند.
گـاهـى هـم بـه قـدرى با تخیلات شیرین خود سرگرم مى شوند که موضوع ترس آور را به شکلى فراموش مى کنند.
سربازانى که در میدان جنگ دچار ترس مى شوند, به قدرى فشار روحى آنها شدیداست که برخى از آنها دچار کورى و فلج مى شوند یااین که زبان آنها بندمى آید.
فواید و مضرات ترس .
باید به این نکته توجه داشت که ترس , یا فطرى و ذاتى انسانى است و یا اکتسابى .
بدون تردید آنچه آفریدگار جهان در نهاد انسان به ودیعت گذاشته است ,نه تنها ضرر ندارد, بلکه وجـودآن ـاگـر مـورد اسـتـفاده صحیح قرارگیرد ـمفید وسودمند است , بنابراین لازم است که کـودکـان را طـورى پـرورش دهـیم که در برابرخطر, ترس داشته باشند, زیرا چنین ترسى , آنها را مـجـهـز مـى کـند که جان و شخصیت خود را درمقابل آن حفظ کنند, البته خطر واقعى نه خطر موهوم .
تـخـلف از قوانین و مقررات اجتماعى , موجب گرفتارى , بى آبرویى و احیانا مرگ انسان مى شود و این یک خطر واقعى است .
کـودکان را باید از همان دوران کودکى از هرنوع تخلفى ترسانید, البته این ترسانیدن , باید عاقلانه باشد.
شرح سرگذشت مردمى که براثر تخلف از قوانین و مقررات تسلیم چوبه دارشده اند و یا سال ها در سـیـه چـال زنـدان به سر برده اند و حیثیت خود راپایمال کرده و آبروى خود را از دست داده اند و مـعـرفـى افـرادى کـه بـر اثـر پـاکـدامـنـى , راسـتـى و درسـتـى , عـمرى را به عزت و شرافت و آبـرومـنـدى گـذرانـیده اند, براى کودکان , درسى آموزنده است که آنها را وادار مى کند تا عواقب تخلفات را مطالعه و عاقلانه از آن اجتناب کنند.
بـا ایـن همه , نباید آنها را از هرخطرى ترسانید, بلکه باید به آنها فهماند, آن جا که نگهدارى و حفظ جـان و مـال بـه قـیـمـت از دسـت رفتن استقلال وطن ,ناموس و عقیده تمام شود, شجاعانه باید جانبازى و فداکارى کرد.
امـا تـرسـى که انسان را به سوى کمال و راستى سوق دهد و از حرکات زشت و ناپسند جلوگیرى کند, باید در وجود انسان زنده بماند.
از نـظـر اسلام , ترس از مجازات و کیفر خداوند براى مردم لازم است و به طور یقین چنین ترسى , امنیت و آسایش را براى جامعه به ارمغان مى آورد.
اگـر در هـمـان جـامـعـه , خـیانت و تجاوز رواج یابد و براثر آن , ناامنى شدیدى زندگى مردم را فرابگیرد, به واسطه عدم ترس از خداوند و کیفراوست .
ترس از کیفرهاى قانونى ـهرچند هم بى رحمانه باشد ـنمى تواند جاى ترس از کیفر الهى را بگیرد, زیـرا بـه جـرات مـى توان ادعا کرد که غالب متخلفان از قوانین , یا اصلا کیفر نمى بینند, یا به کیفر واقعى نمى رسند و این خود عللى دارد که این جا مجال ذکر آن نیست .
کسانى هم پیدا مى شوند که بدى نکردن آنها, از ترس کیفر نیست .
همان طور که خوبى هاى آنها هم براى پاداش نمى باشد.
على (ع ) فرمود:پروردگارا! عبادت من براى طمع بهشت و ترس دوزخ نیست ب .
تـرس هـایى که بسیار ابلهانه و مایه سرافکندگى و شکست و حاکى از ضعف و ناتوانى انسان است , ترس هایى اکتسابى است .
درحقیقت ترس هاى اکتسابى یا غیر واقعى , بر اثر احساس خطر غیر واقعى و موهوم پیدامى شوند.
در درجـه اول بـایـد از پـیـدایـش چنین ترس هایى جلوگیرى کرد و در درجه دوم باید در صدد ریشه کن کردن آن برآمد.
به عقیده روان شناسان , ترس بى جا از جنبه عقلى واخلاقى و مزاجى , مضر است .
شـایـد اکـثر خوانندگان به تغییرات بدنى که با ترس همراه است پى برده باشند: اختلال گردش خون , پریدگى رنگ صورت , تنگى نفس , گرفتگى گلو,لرزش اندام , خشکى دهان , راست شدن مو بـرانـدام و شـدت ضـربان قلب , از همه نمایان تر است , از این رو ترس ـبه خصوص اگر شدید باشد ـاعمال مختلف بدن را مختل مى سازد و شخص را بیمار و احیانانابود مى کند.
بر اثر ترس ,حافظه و عقل انسان , ضعیف مى شود و گاهى هم انسان دچار جنون مى شود.
کم رویى , موهوم پرستى و سست عنصرى از مضرات اخلاقى ترس است .
نقش پدران , مادران و مربیان .
کودک , از صداى بلند, ترس فطرى دارد.
اگـر هـنـگـام نزدیک شدن او به چیز مورد علاقه اش , فریادى از جانب بزرگ تر بشنود, از آن چیز خواهد ترسید و همین ترس ممکن است به اشیاى مشابه آن نیز سرایت کند.
دانـشجویى از نزدیک شدن پرمرغ به بدنش , دچار حمله و ترس شدیدى مى شد و حتى از دیدن پر مرغ مى ترسید.
تحقیقات روان شناسى نشان داد که او در سن دو سالگى , مورد حمله خروسى واقع شده است .
رادیو, داستانى راجع به دیو, جن و پرى مى گفت و پسربچه اى گوش مى داد.
موقع رفتن به رختخواب , طفل به گریه افتاد و شرح قصه را براى مادر تعریف کرد و معلوم شد که از این که دیوها به رختخوابش رفته باشند,مى ترسد.
مـادر چـراغ قـوه اى بـه دسـت طـفـل داد و در حـالى که او را قوت قلب مى داد, از او خواست که رخـتـخـواب را بـررسـى نماید و ببیند که نه دیو درآن جاست و نه جن و پرى ! ((۱۸۴))
روشى که روان شناسان براى معالجه ترس , پیشنهاد مى کنند.
کـم کـردن قـدرت انـگـیـزه تـرس آور و بـه عـبارت دیگر, همراه ساختن محرک ترس با یک چیز نشاطوراست .
این کار, سبب مى شود که از قدرت انگیزه ترس آور, کاسته شود.
هـنـگـامـى کـه طفل , مشغول خوردن غذاست , مى توان آرام آرام , چیزى که ازآن ترس دارد, به او نزدیک کرد, البته خیلى با احتیاط, چه در غیراین صورت ,ممکن است ترس دیگرى از خود غذا هم پیدا کند, پس همراه ساختن یک موقعیت فرح بخش با موقعیت ترس آور, به تدریج از ترس کودکان مى کاهد.
بـراى علاج ترس کودکانى که از تاریکى مى ترسند و شبها نمى خوابند, مى توان به تدریج نور را کم کرد, تا این که با تاریکى خو بگیرند.
اگر هم زمان خواب آنها را با قصه هاى شیرین و لالایى توام سازیم , مفیدتر خواهدبود.
مربیان , پدران و مادران دلسوز و مهربان , از ترسانیدن اطفال و تضعیف روحیه آنان خود دارى مى کنند.
بـسـیـارى از مـادران هـسـتـنـد کـه براى آرام کردن و تسلیم ساختن کودک , از نیروى تخیل او سـؤاسـتـفاده مى کنند و او را از موجودات موهوم و افسانه اى ,چون لولو و دیو و غول , یا موجودات واقعى , چون سگ و گربه و گرگ , مى ترسانند.
خـوشـحـالند که از این رهگذر, طفل را آرام و خاموش کرده اند, ولى غافلند از این که با این عمل خـود, روحـیـه طـفـل را فـلـج مـى کنند و براى همیشه اورا دستخوش ترس هاى مضر و بیهوده مى سازند.
مسو, حکیم ایتالیایى , مى گوید:آینده و عظمت هر ملتى , تنها بسته به تجارب و صنعت و دارایى و رزمجویى افراد آن ملت نیست , بلکه ضمنا منوط به استعداد کودکان آن ملت و به درجه بى باکى و ترسناکى آنهاست .
باید به خاطر داشت که ترس , مرضى است مثل سایر امراض و اقدام در معالجه آن ضرورى مى باشد.
اگر آدم بى باک گاهى اشتباه مى کند, آدم ترسو همیشه خطاکار است ((۱۸۵))
.
پـدران و مـادران و مـربـیـانـى که به وظیفه خویش آگاهند, در مورد ترس کودکان وتربیت آنها توجه لازم را مبذول مى دارند.
روان شـناسان براى معارضه با ترس , توجه به نکات زیر را به مربیان توصیه مى کنند: ۱ـخوددارى از ترسانیدن کودک .
۲ـهر ترسى با عکس العمل بدنى همراه است .
بدن هاى قوى عکس العمل ضعیف و بدن هاى ضعیف , عکس العمل شدید دارند, پس با بنیه قوى و مزاج سالم , بهتر مى توان در برابر مخاطرات ترس , ایستادگى کرد و تقویت بدن , لازم و مفید است .
۳ـهمان طور که گفتیم : نیروى تخیل اطفال , قوى است .
هـمـین تخیلات , در خواب و تاریکى و تنهایى , باعث وحشت آنها مى شود, پس اگر کودک درباره تـخـیـلات خود تحقیق کند, مثلا او را وادار کنیم که در تاریکى اشیاى اتاق را لمس کند یا این که نـاگـهـان چراغ را روشن کنیم تا متوجه شود که تاریکى در ماهیت اتاق و اشیایى که در آن است , تغییرى ایجاد نکرده است , به برطرف شدن ترس او کمک شایانى خواهد شد.
۴ـکودکانى که به سن پنج یا شش سالگى رسیده اند داراى حس غرور و عزت نفس هستند.
مـى تـوان از هـمـیـن حس آنها استفاده کرد و به آنها گفت : تو بزرگى , خجالت بکش ! خلاصه هر اندازه بتوانیم به جاى تخیلات آنها, استدلال ومنطق بنشانیم , مفیدتر است .
۵ـدادن سرمشق بى باکى به کودک .
متاسفانه برخى از پدران و مادران , خود ترسوهستند و از تاریکى یا غرش رعد وب بیم دارند.
اینها نمى توانند براى فرزندان خود سرمشق بى باکى باشند.
۶ـ تلقین نیز وسیله خوبى است براى مبارزه با ترس .
اگر انسان به خود تلقین کند ترسونیست , دلیر و شجاع است , بسیار مفید خواهدبود.
قـرآن کـریـم کـه پیروان خودرا دلیر و بى باک تربیت مى کند, مى گوید:دوستان خدا, ترس و غم ندارند ((۱۸۶))
.
و نـیـز مى فرماید: آنان که گفتند: پروردگار ما خداست , آنگاه استقامت کردند, فرشتگان بر آنها نازل مى شوند و به آنها مى گویند: مترسید و محزون نباشید و بشارت باد به بهشت موعود! ((۱۸۷))
در عین حال در قرآن به ترس از خدا اهمیت بسیار داده شده است .
مـى فـرمـایـد:اما آنان که از مقام پروردگار خویش مى ترسند و نفس را از پیروى هوا و هوس منع مى کنند, بهشت برین ماواى آنها خواهدبود ((۱۸۸))
.
امـا تـرس از خـدا هـم باید همواره با امید به عفو و بزرگى او توام باشد و به سرحد یاس و نومیدى نرسد,آرى چنین ترسى منشا رستگارى است !.
۲۰ـ اعتماد به نفس .
بسط شخصیت .
بـررسى تاریخ آموزش و پرورش , نشان مى دهد که براى این رشته در هر دوره اى , هدف خاصى در نظر گرفته شده است .
پاره اى از این نظریه ها ناشى از ضعف و عقب افتادگى اجتماعات بوده است .
اجـتـمـاعاتى که با رژیم استبدادى اداره مى شده اند, هدف خود را پرورش افراد آزاد, و اجتماعات پریشان , هدف خود را پرورش افراد کامل و باانضباط قرارداده اند.
در ایـران بـعـد از اسـلام , اگر چه به مقتضاى اوضاع سیاسى و اقتصادى , هدف آموزش و پرورش دسـتـخوش تحولاتى شده است ,ولى به طور کلى مى توان گفت که در همه اعصار, پرورش اعتقاد به خدا و اخلاق پسندیده و آموختن پیشه و هنر و سلامت و تندرستى , مورد نظر بوده است .
پـس از ایـن که فتنه مغول و تاتار فرو نشست و بار دیگر مردم ایران توانستند نفس راحتى بکشندو به فکر تجدید حیات فرهنگ و بسط آموزش وپرورش بیفتند, علاوه برآنچه گفته شد, هدف آنها از آمـوزش و پـرورش , عـبارت بود از صیانت نفس و حفظ و حراست از تباهى , و جلوگیرى ازشیوع فساد و فحشا.
براى رسیدن به این مقصود, در برابرفاتح , اظهار انقیاد کردند.
به حیله و مکر تشبث جستند, همه چیز او را ستودند.
کوچک ترین صفت او را که ممکن بود مدح شود, بسیار بزرگ کردند و در آن , مبالغه نمودند.
تملق و چاپلوسى را به حد اعلا رساندند, البته به این وسیله رفته رفته به مقصود خود رسیدند و معنا بـر قـوم فـاتح چیره شدند,ولى اطاعت صرف ومزاح گویى و عدم صراحت لهجه و گزافه گویى , عادت شد.
عدم اعتماد و بدبینى و سؤظن نسبت به یکدیگر و نسبت به زنان رواج یافت ((۱۸۹))
.
نظریه هاى معروف در این باره عبارتنداز: رشد طبیعى , قابلیت اجتماعى و بسط شخصیت .
دو نـظـریـه نخست مورد انتقاد قرار گرفته است , زیرا اگر صرفا هدف , رشد طبیعى طفل باشد, محیط اجتماعى طفل نادیده گرفته مى شود.
در حالى که هنگامه حیات با تمام مظاهر و جلوه هاى خود انسان را محاصره کرده است .
مظاهر زندگى اجتماعى همچون تار و پودهاى درهم بافته اى هستند که فرد همچون نخ باریک و نـاچیزى در آن تنیده شده است , بنابراین , نظریه رشدطبیعى ـکه از طرف ژان ژاک روسو پیشنهاد شده ـمردوداست .
هـمچنین اگر صرفا هدف , قابلیت اجتماعى باشد, در عین این که ممکن است از نظر اقتصادى و مـدنـى , افـراد شـایسته اى تربیت شوند, لکن افرادى که صرفابراى اقتصاد تربیت شده اند, ماشینى بـیـش نـیستند و افرادى که صرفا از نظر معاشرت و حسن ظاهرى شایسته باشند, ممکن است از فضایل معنوى محروم باشند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تربیت قرآنی۲

462

بازدید

بـدیـن ترتیب , ممکن است در محیط آزاد, به تربیت شونده مجال تفکر و تنبه داده شود و نیازى به اعمال نفوذ و ایجاد محیط استبداد و دیکتاتورى ووحشت پیدانشود.
بـه خـصـوص کـه اگر از کارخانه تنبیه و ملامت و بدگویى , آدم بیرون مى آمد, تا کنون دنیاى پر غـوغـاى مـا اصلاح شده و هیچ گونه نگرانى باقى نمانده بود!آخرین اقدامى که از طرف پرورشکار لایـق انـجام مى گیرد, توسل به تنبیه و خشونت است , آن هم ـچون منظور انتقام گرفتن نیست , بـلـکـه مـنـظـورتـکامل تربیت شونده است ـباید طورى اجرا شود که هدف , فداى خشم و غضب پرورشکار نشده و زیر پا گذاشته نشود.
حداقل آن قهرى زودگذر, ملامتى عاقلانه , و در نهایت , حداکثر آن , تنبیه است .
فرمایش امام موسى کاظم (ع ) نیز بر این نکته تاکید داشت ((۱۱۰))
.
شـاید منظور جان لاک و دسته اى از دانشمندان ما در مورد تجویز تنبیه , همین باشد, به خصوص که دانشمندان ما از سرچشمه پرفیض اسلامى سیراب مى شدند و بعید است که غیر از این منظورى داشـتـه بـاشـنـد و اگـر دراسـلام دسـتـورى در مـورد تـنـبـیـه کودکان , در پاره اى از روایات واردشده ,مربوط به همین موارد استثنایى است , نه این که قانونى کلى و عمومى باشد.
در ایـن جـا نـاگزیریم به جاى این که کودک متخلف را ملامت و یا تنبیه کنیم , چند نکته اى هم به مـعلمان و پدران و مادران یادآورى کنیم و بهتر است رشته سخن را به دست دکتر آلکسیس کارل فـرانـسـوى بـدهـیـم :خانواده به طور کلى محیط تربیتى رقت انگیزى شده است , زیرا پدر و مادر امـروزى ازروان شـنـاسـى کـودک و دوره جوانى , اطلاعى ندارند و بیش از حد لزوم , ساده لوح یا عـصـبـانـى یاضعیف و یا خشنند و شاید بسیارى از آنان مطالبى به کودکانشان مى آموزند و قبل از هرچیز به مشاغل و امور و سرگرمى هاى خود مى پردازند.
فـراوانند کسانى که در خانه و خانواده خود مناظرى از بى ادبى و مجادله و خودپسندى و بدمستى را مـى بینند و بسیارى اگر در خانه خود ندیده اند, ازدوستان خویش آموخته اندب مدارس نیز هنوز نـمـى توانند وظیفه آنان را ایفاکنند, زیرا آموزگاران نیز رفتارشان بهتر از پدران و مادران نیست ب بدین سبب است که در چهره طبقه جوان , همچون آینه اى , اثر بى لیاقتى مربیان منعکس شده است .
تـعـلـیـم و تـربیت عملا به آمادگى براى امتحانات و تمرین ساده حافظه , منحصر گشته است و بدین ترتیب اغلب جز چارپایى براو کتابى چند,نمى پرورد ((۱۱۱))
.
۷ ـ تشویق و پاداش .
دو سلاح موثر براى تقویت نیروى مربى .
بـراى تـربـیـت و اصـلاح کودک , مربى از دو سلاح موثر مى تواند استفاده کند: یکى سلاح تنبیه و دیگرى سلاح تشویق و پاداش .
ما در گذشته , درباره تنبیه و آثار مثبت و منفى آن گفت وگو کردیم .
در این گفتار, هدف ما ارزیابى آثار نیک و بد تشویق و پاداش و حدود استفاده هایى است که مربى مى تواند از این دو سلاح بکند.
تـردیـدى نیست که تنبیه و خشونت , باعث تاثر روحى کودک مى شود و این تاثر روحى , اگر از راه صـحـیـح و بـه انـدازه لازم برانگیخته شده باشد, سبب عبرت طفل مى شود و با احساس پشیمانى , به طور جدى تصمیم مى گیرد که کارى نکند که احیانا تنبیه و خشونت و سرزنش به دنبال داشته باشد.
همچنین تشویق و پاداش باعث نشاط و شادى کودک مى شود و در صورتى که این نشاط و شادى از راه صـحیح و به اندازه لازم ایجاد شده باشد,کودک با اشتیاق تمام مى کوشد که همواره کارهایى را کـه از طـرف مـربـى , او را مـورد تـشـویـق و پـاداش قـرار مـى دهـد, انـجـام دهـد و در آسمان زندگى بدرخشد.
مـربى لازم است توجه داشته باشد که از یک سو باید عقل کودک را احیا کند و قوه تمیز و تشخیص او را بـه کار اندازد, تا بتواند نیک و بد را با عقل خود, از هم جدا سازد و مقلد فاقد تشخیص مربى و بـزرگ تـرها نباشد و از سوى دیگر, براى این که او را به نیکى عادت دهد و از بدى دور گرداند,به عواطف او متوسل شود و با تحریک هاى عاطفى , به مقاصد خویش جامه عمل بپوشاند.
تـحـریـک هـاى عـاطـفى از راه تنبیه و خشونت و سرزنش و تشویق و پاداش صورت مى گیرد: با کـجـروى کودک مى توان با یک اخم , یک خشونت , یک قهر زودگذر و یا در صورت لزوم , یک قهر دیـر گـذر, تـهـدید, ملامت و سرانجام تنبیه بدنى , او را از عواقب وخیم کجروى آگاه کرد, ولى نـبـایدخونسردى ومتانت را از دست داد, چه در این صورت , کار مربى به افراط کشانیده مى شود و صـرف نـظر از این که خشم و غضب از عواطف مزاحمى است که براى انسان صدمه هاى جسمى و روحـى شـدیـد دارد, کـودک را نیز دچار ناراحتى مى سازد وازشکوفا شدن غنچه هاى استعدادش جلوگیرى مى کند.
پـیشواى عالى قدر اسلام پانزده قرن پیش , در زمینه تربیت کودکان مساله اى را مطرح مى کند که شـایسته است به عنوان ارزنده ترین برنامه تربیتى موردتوجه و استفاده قرارگیرد: الولد سید سبع سنین , وعبد سبع سنین ووزیر سبع سنین , فان رضیت خلائقه لاحدى وعشرین والا فاضرب على جـنـبه فقد اعذرت الى اللّه ((۱۱۲))
منظور پیامبر ما این است که کودک در هفت سال اول زندگى سـرور پـدر و مـادر است و آنها ناگزیرند خواسته هاى او راصمیمانه اجرا کنند, در هفت سال دوم زنـدگـى , هـمچون بنده اى باید مجرى اوامر باشد و از خود هیچ گونه مخالفتى ابراز ندارد و این خودمستلزم داشتن برنامه هاى صحیح تربیتى است , در هفت سال سوم , نه سرور است و نه بنده .
او دیـگـر بـه مـرحـلـه تکامل رسیده و از نظر عقل و احساسات , در آستانه استقلال زندگى قرار گـرفته است , از این رو باید در خانواده همچون وزیرمشاور باشد و در حکومت خانواده در مسائل خـانـوادگـى و اجـتـمـاعى و فردى , از فکر و نظر او مدد بگیرد, از آراى صائب او استفاده کند و اشتباهات و خطاهاى او را دوستانه گوشزد نماید.
هنگامى که به سن بیست ویک سالگى مى رسد, در صورتى که اخلاق او درست و مقبول باشد, مربى به هدف مقدس خود نایل آمده است و لذتى که از این راه مى برد, برایش بزرگ ترین پاداش محسوب مى شود.
جوانى که در چنین سنى واجد صلاحیت اخلاقى و اجتماعى باشد, شایسته تشویق است .
رضـایـت خـاطـرمـربى از رفتار پسندیده جوان , ارزنده ترین تشویق و پاداشى است که به او تقدیم مى شود, در عین حال , او پاداش خوش خویى خودرا در زندگى , از محیط و اجتماع خواهد گرفت .
اگـر اخلاق وى در آستانه جوانى و کسب استقلال مورد قبول نباشد, مى توان دست به دامن تنبیه زد و در صـورت لـزوم , شدیدترین نوع تنبیه ـکه همان تنبیه بدنى است ـ درباره او به کار بست , این جاست که مربى در پیشگاه خداوند نیز معذور است .
بـاز هـم توصیه مى کنیم که در عین حال نباید مربى بگذارد عفریت خشم و افراط, اورا تحت تاثیر قرار دهد و بالنتیجه از جاده احتیاط خارج شود.
عـلى (ع ) فرمود: رب ملوم لاذنب له , گاهى اشخاصى که مورد سرزنش قرار مى گیرند, گناهى ندارند ((۱۱۳))
.
روسـو در کـتاب امیل مى گوید:در بچه , ابتدا حالت خوشى و لذتى ایجاد کنید و سپس او را از آن لذت محروم کنید تا بدین وسیله به ارزش آنهاآگاه شود.
مربى با توجه به ارزش لذت ها مى تواند بهترین سلاح موثر و برنده تربیتى را به دست آورد.
او متوجه مى شود که چگونه محروم کردن طفل از بازى , تفریح , کار, همسالان و همبازى ها, توجه و محبت معلم , پدر, مادر, شنیدن یک داستان شیرین وب بهترین تنبیه اخلاقى براى طفل است .
ریشه روانى میل به تشویق و پاداش .
همه در انتظار تردید دیگران هستند.
در حقیقت همه افراد از خود و دیگران انتظار دارند که بر اعمالشان صحه بگذارند.
میل به تشویق و پاداش ـبه قول روان شناسان ـاز همین منشا روانى سرچشمه مى گیرد و بر سطح پهناور شخصیت انسان , جریان پیدا مى کنند.
اگـرچـه انـتـظـار تایید, در اعماق روان انسان ریشه دوانیده است , با وجود این مى توان با تقویت شخصیت , خود را از تایید و تشویق دیگران بى نیازساخت .
مـردم کامل عیار ـکه وظیفه و هدف خود را عاقلانه یافته اندـ نه از تشویق و تایید دیگران خرسند مى شوند ونه از مذمت و بى توجهى آنان غمناک .
این عالى ترین مرحله تکامل شخصیت انسان است .
بـدنـیـسـت بـدانـیـم که پیشوایان بزرگ اسلام , خود چنین بوده اند و براى پرورش پیروان خود, دستورهایى در همین زمینه صادر کرده اند.
امـام صادق (ع ) فرموده است : لا یصیرالعبد عبدا خالصا للّه ـعزوجل ـ حتى یصیر المدح والذم عنده بمنزله سوا, لانالممدوح عنداللّه ـ عزوجل ـ لایصیرمذموما بذمهم و کذلک المذم وم .
فـلا ـعـزوجـل تـفـرح بـمـدح احد فانه لا یزید فى منزلتک عنداللّه ـولا یغنیک عن المحکوم لک والـمقدور علیک , انسان هنگامى بنده خالص خداوندمى شود که ستایش و مذمت دیگران پیش او مـساوى باشد, زیرا کسى که پیش خداوند مورد ستایش باشد, از مذمت دیگران مذموم نمى شود و کسى که پیش خداوند مذموم باشد از ستایش دیگران ممدوح نمى شود.
پـس از سـتـایش دیگران شاد مباش , زیرا بر منزلت تو در پیشگاه خداوند نمى افزاید و تو را از آنچه درباره ات حکم و بر تو مقدر شده است , بى نیازنمى سازد ((۱۱۴))
.
بهتراست مربى نیز در صدد کامل ساختن شخصیت طفل برآید و او را از چنین آزادگى برخوردار گرداند.
بدیهى است که وجود چنین افرادى براى اجتماع نیز بسیار مغتنم است .
اما صرف نظر از این مطالب , آیا بهتر است افراد در برابرانجام هر خدمت و وظیفه اى انتظار پاداش و تشویق داشته باشند و احیانا با پشت هم اندازى ,خود را در معرض تشویق و پاداش قرار دهند, یا هر کـسـى بـه شـایـسـتـگـى ـبدون هیچ گونه چشم داشتى ـانجام وظیفه کند و با احساس رضایت خاطرى که از انجام وظیفه براى او دست مى دهد, خود, بهترین پاداش دهنده و مشوق خود باشد؟ الـبـتـه در عـین حال نمى توان از تاثیر و اهمیت تشویق وپاداش چشم پوشى کرد, ولى بازهم نوع تشویق و پاداش , در تربیت فرق مى کند.
شما اگر براى این که کودکتان را به کارى وادارید با تشویق و پاداش پولى , او را به کار مورد نظرتان بـگـمارید, ممکن است طفل را به حقه بازى وپشت هم اندازى بکشانید, در حالى که اگر از راه هاى دیگرى او را مورد تشویق قرار دهید و پاداش محبت و سرور به او بدهید, چنین خطرى او راتهدید نمى کند.
آرى اگـر نوازش و سرپرستى گل هاى باغچه را به کودک واگذارکنید و در برابر این کار, به جاى تـشـویق و پاداش پولى , از طراوت و منظره دل انگیز وزیباى گل ها سخن به میان آورید و این کار شایسته او را مورد ستایش قرار دهید, یقینا اثر تربیتى بیشترى دارد تا تشویق و پاداش پولى .
عـلـى (ع ) مـى فرماید: الناس ابنا ما یحسنون وقدر کل امرئ ما یحسن , مردم فرزند خصال و رفتار نیکوى خود هستند و ارزش هر کسى به خوبى کردار اوست ((۱۱۵))
.
اگـر کـودکان را عادت ندادیم که در برابر هر کارى انتظار تشویق و پاداش داشته باشند, طبعا از برخى پیش آمدهاى ناگوار نیز جلوگیرى به عمل آورده ایم .
روان شناسى جدید خاطر نشان مى کند که :در مدارس , جایزه و مدال و امتیازات مختلف نیز براى شـاگـردان مـمـتـاز وجود دارد, ولى در این مورد, ودر مورد جایزه و پاداش در خانه , باید نهایت مراقبت به عمل آید و بر حسب عقل سلیم صورت گیرد ((۱۱۶))
.
نظر به این که تشویق و پاداش در جامعه ما به نحو صحیح و به جا و به اندازه انجام نشده است , بیشتر افـراد به طرز قضاوت دیگران درباره خوداهمیت مى دهند و در این راه ماسک هاى عوام فریبانه بر چهره مى زنند و با تظاهر و ریاکارى , مردم را اغفال مى کنند.
هـرکس مى کوشد که از رهگذر نیرنگ و تدلیس , خود را خدمتگزار اجتماع جلوه دهد و از مزایاى آن برخوردار شود.
تامین روحى .
اکـنـون بـا تـوجـه بـه کلیه مطالبى که گذشت , باز هم خاطرنشان مى کنیم که تشویق و پاداش , بـه خـصـوص از طـرف کسانى که مورد احترام کودک هستند, به کودک رضایت خاطر مى دهد, در نـتیجه در او انرژى بیشترى به وجود مى آید و براى کار و کوشش و پیشرفت , تحریک مى شود و در او مـیـل بـه ادامه کوشش و استقامت به وجودمى آید, اگرچه ـهمان طورى که گفتیم ـبهتراست کـودک را وادار کـنـیـم کـه همواره خودش به خود, پاداش درونى بدهد وکمتر از دیگران انتظار تشویق و پاداش داشته باشد.
چنین حالتى مخصوصا براى سلامت روان انسان بسیار لازم است .
بـه عقیده روان شناسان علت بیمارى بسیارى از بیماران روحى و عصبى این است که غریزه تامین روحـى ((۱۱۷))
آنـان ارضـا نـشـده اسـت , آنـان احـسـاس تنهایى مى کنند,چون مى بینند جامعه بـه زنـدگـى و افـکـار و عـلاقه هاى آنان توجهى ندارد,در نتیجه نظم روحى و عصبى آنان در هم مـى ریـزد,درصـورتى که اگر غریزه تامین روحى آنان ارضا مى شد, یعنى جامعه به افکار و رفتار و علایق آنان توجه و در صورت لزوم , تشویق و احترام مى کرد, کار آنهابه این جانمى کشید.
شـکـى نـیـست که ارضاى غرایز در حدود مقررات و امکانات و تجویز عقل و عرف و آداب و رسوم اجـتـمـاعى و از همه مهم تر احکام دینى , بسیارلازم است و سلامت انسان با رعایت همه جوانب , با ارضـاى غـرایـز تـامـیـن مـى شـود, ولـى مـربـى نباید هدف خود را پرورش انسانى قرار دهد که باسرخوردگى یکى از غرایز, دچار صدها عقده روانى شود و فرویدمابانه در سلول انفرادى و تاریک و خـفـقان آور غرایز ـبه ویژه غریزه جنسى ـمحبوس و اسیر باشد! حکومت عقل در کشور تن , باعث تـعـدیـل غرایز مى شود و کلیه غرایز مى توانند به طور عادلانه ارضا شوند و درعین حال انسان را از قیود غرایز آزاد مى سازد و از پیدایش عقده هاى روانى و بیمارى هاى عصبى جلوگیرى مى کند.
رعایت اعتدال , مهم ترین وظیفه مربى است .
هـرگـاه قبول کنیم که تاییدطلبى و تامین روحى در صف غرایز انسان قرار دارد, وظیفه مربى و اجـتـمـاع را بـه این صورت تعیین مى کنیم : در درجه اول باید طفل را طورى بارآورد که خودش داراى شخصیتى کامل باشد, به طورى که بتواند از تایید و تامین درونى برخوردار باشد و نیازى به تایید وتوجه دیگران نداشته باشد.
دیـدیـم کـه روایـات اسلامى نیز ناظر به همین جهت است و پایه گذاران اسلام با بیانات گهربار خویش , پرورش انسان کامل را وجهه نظر تیزبین وموشکاف خویش قرار داده اند.
آنـچـه رهـبـران اسلام مى گویند و توجه علماى آموزش و پرورش و روان شناسان را به خود جلب کرده , همین است , ولى این مساله اى است مربوط به خود کودک و افرادى که مى خواهند عمرى را در اجتماعى بگذرانند.
آنـان بـراى ایـن که دچار شکست روحى نشوند و اعصابشان در زیر بار سنگین تنهایى و عدم تایید درهم شکسته نشود, باید آن چنان استغناى طبع داشته باشند که با انجام وظایف , خود را نیازمند به مـدح و سـتـایـش و بـه اصـطلاح تشویق و پاداش دیگران نبینند و با الهام از تعالیم اسلامى :بنده خالص خدا باشند و مدح و ذم دیگران در نظرشان مساوى باشد.
درسـت اسـت کـه بـایـد افـراد جـامعه به گونه اى تربیت شوند که در راه اداى وظیفه , ستایش و سـرزنش دیگران در نظرشان یکسان باشد, آیا اجتماع وظیفه اى ندارد؟ آیا اگرصرفا به افراد چنین روحـیـه اى بـبـخـشـیـم که اعتنایى به مدح و ذم دیگران نداشته باشند و خود با انجام وظایف , به خـودشـان خـرسندى و نشاط بخشند, کافى است ؟ آیا اجتماع باید طورى باشد که به قول معروف : پـشـک و مـشـک را یـکـسان ببیند؟! آیا بهتر این نیست که جامعه بهترین کیفر دهنده بدکاران و بزرگ ترین مشوق و پاداش دهنده نیکوکاران باشد؟ پس در درجه دوم , وظیفه مربى و به طور کلى وظیفه همه افراداجتماع است که از راه تشویق و پاداش , نیروى فوق العاده اى به کودکان و جوانان و خـلاصـه هـمـه خـدمـتگزاران اجتماع بدهند, تا آنها با نشاط و پایدارى به کار خود ادامه دهند و همچنین , با آنانى که کجروى و خیانت مى کنند, با اظهار تنفر و هرگونه روشى که موثرو به جا و عاقلانه تشخیص داده شود, به مبارزه پردازند.
خوشبختانه دستورات اسلام در این زمینه , چون دیگر زمینه ها غنى است .
عـلى (ع ) در فرمان تاریخى خود به مالک اشتر مى فرماید: ولا یکونن المحسن والمسئ بمنزله سوا فـان فى ذلک تزهیدا لاهلالاحسان فى الاحسان ,وتدریبا لاهل الاسائه على الاسائه والزم کد منهم مـاالـزم نـفسه , باید نیکوکار و بدکار, در نظر تو یکسان نباشند, چنین روشى نیکوکاران را از نیکى بـازمـى دارد و بـدکـاران را بـه بـدى تـشـویق مى کند و هر یک از ایشان را به آنچه خود براى خود برگزیده است , پاداش و کیفر ده ((۱۱۸))
.
ایـن دسـتور در هر دوره و هرجایى , براى کلیه مردم قابل اجراست , ولى نباید فراموش کرد که در این راه دو چیز, هم مضر و هم گناه است : یکى افراط و دیگرى تفریط.
نـه افـراط و زیـاده روى در تـشـویـق و پـاداش رواسـت و نه افراط و زیاده روى در تنبیه و توبیخ , همچنان که در هر دو مورد, تفریط نیز بخشودنى نیست .
عـلى (ع ) فرمود: الثنا باکثر منالاستحقاق ملق , والتقصیر عن الاستحقاق عئ او حسد, ستایشى که بـالاتـر از حـد اسـتحقاق افراد باشد, چاپلوسى وستایشى که کمتر از میزان استحقاق باشد عجز یا حسداست ((۱۱۹))
.
اکنون لازم است که حس حق شناسى وسپاسگزارى را در دل افراد احیا کنیم و همچنین لازم است که حس تنفر و انزجار از خاینان و کجروان رادر جامعه بیدار گردانیم , تا قدر و منزلت افراد خادم و خاین در اجتماع مشخص شود و افراد شیاد نتوانند جایگاه هاى حساس مدیریتى را اشغال کنندو آنهایى را که گویاتر از بلبل و پاک تر از فرشته اند, خاموش سازند و به کنج انزوا فرستند.
بـا تـوجـه بـه ایـن کـه سـپـاسـگـزارى خداوند, یکى از وظایف انسان و مورد تایید قرآن و احادیث اسـلامـى اسـت , بـا وجـود ایـن در یـکـى از روایـات آمـده اسـت کـه :اشکرکم للّه اشکرکم للناس , سـپـاسگزارترین شما در برابر خداوند, کسى است که بهتر از عهده سپاسگزارى افراد برآید و حس حق شناسى وسپاسگزارى در دل او زنده و ثابت باشد ((۱۲۰))
.
این موضوع , در مورد کودکان که هدف این مقالات پرورش آنهاست , نیز کاملا صدق مى کند, ولى بازهم آگاهى و احتیاط مربى بسیار لازم است , چه حالات و روحیات اطفال به طور کامل با یکدیگر فرق مى کند.
شواهد تجربى حاکى است که ستایش براى کودکان عادى و کند ذهن , اثرى بیشتر و براى کودکان درخـشـان اثـرى کمتر دارد, اما سرزنش در کودکان درخشان اثرى بیشتر داردو دختران بیش از پسران در مقابل ستایش حساسیت دارند, ولى پاره اى مطالعات دیگر, حاکى است که صرف نظر از هـمـه تـفاوت هاى فردى ,سنى و هوشى , ستایش کارگرترین مشوق است و سرزنش وانتقاد, اثرى کمتردارند ((۱۲۱))
.
۸ ـ عـادت .
نقش حیاتى عادت .
اگـر چـه انـسـان بـا داشتن نیروى عقل , از موجودات این جهان ,امتیاز مى یابد ومى تواند در باره گـفتار و رفتار خویش , به اندیشه پردازد, آن گاه پس ازتشخیص نیک از بد, راه صواب را بپیماید, ولى اگر بنابراین باشد براى هرکارى کوچک , مدت ها ـدست کم چند لحظه ـسر به جیب تفکر فرو برد,مشکل بزرگ زندگى اش از همین جا آغاز مى شود و همه یا بیشتر کارها متوقف مى ماند.
خوشبختانه قسمت عمده کارها به گفته روان شناسان : بر اثر تکرار فراوان به صورت اعمال خودکار درآمـده اسـت ((۱۲۲))
و آدمـى براى انجام آنها نیازى به تفکرجدید ندارد, تنها یک قسمت ناچیز و مـخـتـصـرى اسـت کـه بـه تـفـکـر جـدید نیازمند است و همان هم بر اثر تکرار, به صورت اعمال خودکاردرمى آید وزمینه براى ابتکارات تازه فراهم مى گردد.
جان دیوئى مى گوید:عادت باعث صرفه جویى در صرف انرژى است و از این رو به ارگانیسم , امکان تغییر و تحول مى دهد, به عبارت دیگر: عادت زمینه ابتکاراست ((۱۲۳))
.
انـسـان از ساده ترین کارها,مانند لباس پوشیدن , غذا خوردن وب گرفته , تا کارهاى دشوار, از قبیل رانـنـدگـى , خواندن , نوشتن , سخنرانى وب همه رابه طورخود کار انجام مى دهد و این که برخى از روان شناسان او را مخلوق عادت ((۱۲۴))
دانسته اند, از همین لحاظاست وبدون شک , وجود عادت درزندگى , یگانه وسیله سعادت و خوشبختى است .
جان دیوئى مى گوید:یکى دیگر از عناصرى که عادت را تشکیل مى دهد, عنصر روانى است .
هـر عـادتـى مـوجـد تـحول روانى است , هرگاه به کارى معتاد شویم تمایل یا علاقه شدیدى به آن پیدامى کنیم و از اجراى آن لذت مى بریم , با خوشى وخوش بینى به آن مى نگریم , دانسته یا ندانسته , براى آن کار فواید و مزایاى فراوان برمى شماریم و اگر از آن کار ممنوع شویم , احساس محرومیت وناراحتى مى کنیم , طرز تفکر و کیفیت عواطف ما سخت زیر نفوذ عادات ما قراردارند ((۱۲۵))
.
عادت هاى ناروا و علاج آن .
باید توجه داشت استعدادهایى که در وجود آدمى نهفته است , ممکن است مورد بهره بردارى درست یا نادرست قرار گیرد.
زیـانـى که دامنگیر انسان شده و مى شود, این است که به جاى این که همواره در راه تشکیل عادات خـوب و پـسـنـدیده کوشا باشد و از تشکیل عادات زشت و ناروا جلوگیرى نماید, دستخوش خطا مـى شـود و وجـود خـود را بـا عـادتـهـاى نـاروا وزشت , آلوده ساخته تا دم مرگ نیز با آنها دست به گریبان مى ماند.
ژان ژاک روسو, در کتاب معروف خود امیل مى گوید: من همیشه کوشش مى کنم که فرزند خود را عادت دهم به اینکه هرگز عادتى نکند.
این گفتار اگر چه به ظاهر صحیح نیست , ولى از آن جا که بسیارى ازعادات انسان نتیجه دوران کـودکـى اوسـت , صـحـیـح است , زیرا در این دوران نیروى تشخیص انسان ضعیف است و اگر از آمـوزش و پـرورش صـحـیـح بـرخـوردار نـباشد, به طور کورکورانه و ماشینى , عادت هایى در او تـشـکـیـل مى شود که اگر با آنها مبارزه نشود و ریشه کن نگردد, تا پایان عمر با او بوده و بسا او را دستخوش رکود و جمود مى سازد و از تحصیل عادات مفیدهم باز مى دارد.
بنابراین , کودکى که هر نوع عادتى مى پذیرد و خود او هم به هیچ نحو نمى تواند میان عادات نیک و بـد فـرق گـذارد, باید تحت مراقبت دقیق درآید و بایک سلسله عادات نیک , پرورش یابد و شکى نیست که پله اول تشکیل عادات نیک و بد, خانواده , به ویژه آغوش گرم مادران است .
از هـمـیـن جـاست که کودک , به دزدى , دروغگویى , لافزنى , تنبلى , فرار از انجام وظیفه وب عادت مى کند و پدران و مادران باید کودک را عادت دهند که به این صفات زشت عادت ننماید.
پـس از آن که قوه تمیز و تشخیص در آدمى بیدار شد, باید خود از تشکیل عادات بد در وجود خود جـلـوگـیرى نماید و تحت تاثیر هوا و هوس ,معاشر ناجنس و اشتباهات دیگر, گرفتار عادت هاى ناروا نشود.
بـسـیـارى از جـوانـان , بـراثـر یـک اشتباه , دوستى ناباب , هوسى ابلهانه وبعمرى را به پریشانى و بـدبـختى مى گذرانند و همواره در آتش پشیمانى وحسرت مى سوزند و بر لحظات غفلت و اشتباه خویش , لعن و نفرین مى فرستند.
بیمارى عادات ناروا, خطرناک تر از هر نوع بیمارى کشنده و زیان بخش است .
روان شناسان سعى کرده اند راه هایى براى جانشین ساختن عادات خوب به جاى عادات بد, پیشنهاد کنند و این قبیل بیماران را درمان روحى بخشند.
براى ترک عادت نامطلوب , نباید هیچ گونه استثنایى قائل شد و باید عادات ارادى جدید را تمرین و عـادات غـیر ارادى را با تمرین هاى ارادى ترک کردو مشخصاتى صریح براى عادت جدید تعیین نمود.
عادت و آموزش و پرورش .
باید اعتراف کرد که نقش معلم و متصدیان آموزش و پرورش در بنیان گذارى عادات نیکو, بسیار مهم است .
بـدنیست بدانیم که برخى , آموزش و پرورش را عبارت از:تحصیل عاداتى که سبب سازگارى فرد با محیط مى شود ((۱۲۶))
دانسته اند, البته این سازگارى باید سبب ایجاد تغییراتى در محیطشود و صرفا عملى منفى و منفعل و معلول حوادث محیط نباشد.
بـا تـوجـه بـه تـعریف مذکور, دراین جا دو وظیفه اساسى براى معلم بیان مى شود:۱ـایجاد عادات مطلوب ,۲ـترک دادن عادات زشت و ناروا.
همان طورکه گفتیم , طفل یا نوجوان به خودى خود قادر نیست خویشتن را در ایجاد عادات نیک و ترک عادات ناروا رهبرى کند.
این وظیفه مربى واقعى و معلم وظیفه شناس است که در راه آموزش و پرورش آنها سعى بیشتر و پـى گـیرتر و دقت شایسته ترى از خود ابراز دارد,استعدادهاى نهفته نونهالان را کشف کند, نقاط ضـعـف آنـهـا را جـسـتـجـو نـمـایـد و بـا صـبـر و حوصله , به تدریج عادات زشت آنها را به دست فـرامـوشـى بـسپارد و آن عاداتى که سبب سازگارى آنان با محیط و فعالیت و ابتکارو سعادتشان مى شود در آنها به وجود آورد.
بـایـد طورى کودک و نوجوان را تحت مراقبت دقیق قرارداد و طورى از آموزش و پرورش واقعى بـرخـوردار سـاخـت که همواره از روى فکر و اندیشه و ملاحظه غایت و نتیجه عمل , آن را از روى شـعـور و اراده تـمـریـن کـنند, تا به صورت عادت و خودکار درآید, و هم در موارد لازم بتوانند با یـک تصمیم , عادتى را ترک نمایند ودر تمام عمر از همین راه و رسم صحیح پیروى کنند و هرگز دچار عادت هاى کورکورانه نگردند.
آرى , مـعلم خوب همواره به شاگردان خود درس فضیلت و انسانیت مى دهد و عقل آنها را بیدار و آگاه مى سازد وکاخ سعادت آنها را با روشى خردمندانه در محیط آموزشگاه پى ریزى مى نماید.
پـدران نـباید خیال کنند که وظیفه آنها تنها نان و لباس دادن است و نسبت به آموزش و پرورش کـودکـان و تشکیل عادات نیکو در وجود آنها وظیفه اى ندارند, و معلمان نیز نباید تصور کنند که تـنـهـا بـا یـاددادن و خواندن و نوشتن , تمام وظیفه هاى آنها انجام گرفته است و در مورد عادات نـامـطـلوب و تربیت اخلاقى و اجتماعى کودکان , سهمى ندارند و به عبارت دیگر, تصور نکنند که درس هـاى آمـوزشـگـاهى ارزش اخلاقى ندارد, بلکه باید درآموزشگاه ها به وسیله درس جداگانه اخلاقى شاگردان را با مسائل اخلاقى , آشنا بکنند.
جـان دیـوئى مـى گـویـد:آمـوزش و پرورش , دست کم در جامعه دموکراتیک , نه تنها باید رفتار خارجى افراد را با موازین اجتماعى همنوا سازد, بلکه افکار و امیال آنان را موافق آرمان هاى اخلاقى جامعه پرورش دهد, تا رفتار آنان خودبه خود بر موازین اخلاقى استوار شود ((۱۲۷))
.
مـربـیـان بـایـد بـکـوشـند تا عالم سازى را با آدم سازى توام سازند, وگرنه پیشرفت علم و عقب ماندگى انسانیت همواره بر دردها و گرفتارى هاى بشر مى افزاید.
مـا بـیـش از آن کـه به مهندسان کارخانه راه سازى و ساختمان احتیاج داشته باشیم , به مهندسان انسانى نیازمندیم و بدون آنها جامعه ما به کمال نخواهدرسید.
۹ ـ سرمایه هاى مادى و معنوى .
مشکلات قرن ما.
در فـصـل پـیش , درباره عادت ـموضوعى که از نظر دانشمندان آموزش و پرورش اهمیتى به سزا دارد ـبـحـث کـردیـم و سـرانـجـام , رشته سخن به این جارسید که ما بیش از آن که به مهندسان کـارخـانـه , راه سـازى و ساختمان احتیاج داشته باشیم به مهندسان انسانى نیازمندیم و بدون آنها جامعه ما به کمال نخواهدرسید.
اکـنـون بـاید دید, علت عقب افتادگى یک ملت , تنها نداشتن ذوب آهن , کارخانه , نیروى تولید و افـزارکـشـاورزى نـواست , یااین که علاوه بر همه اینها,نداشتن یا به کار نبردن سرمایه هاى معنوى است ؟ چرا ممالک مترقى با این که از جنبه هاى مادى به طور کامل برخوردارند, همواره در نگرانى واضـطـراب بـه سـر مـى برند و از آرامش و راحتى محرومند؟ علت این است که توسعه روزافزون قـدرت ها و فراوانى سلاح هاى آتش زا هر لحظه خطرهاى سهمگینى را در برابر مردم جهان نمودار مى سازد و آینده مبهم و تاریکى را مجسم مى نماید.
آیـنده علم با همه امیدها و آرزوهایى که به دنبال دارد, معلوم نیست براى بشر مفید یا مضر باشد و این از لحاظ استفاده هاى خطرناکى است که ممکن است بشراز علم بکند.
تـنـهـا سـالانـه ۱۲۰میلیارد دلار از ثروت و درآمد جهان را تسلیحات مى بلعد و به گفته دبیر کل سازمان ملل متحد:مساله این است که آیا سرانجام ما نژادبشر را منقرض خواهیم کرد یا این که عالم بشریت از جنگ دست برخواهد داشت .
از دانـشـمـنـد بـزرگ عصر اتم و فیلسوف عالى قدر, انشتین پرسیدند:در جنگ سوم , چه سلاحى به کارخواهد رفت ؟ وى از پاسخ این سوال خوددارى کرد و خود را به نادانى زد و گفت : اگر جنگ چهارمى پیش آید, اسلحه آن منحصر به فلاخن خواهدبود! یعنى طورى دنیا زیر و رو مى گردد که بـشرى باقى نخواهد ماند و اگر بشرى باقى بماند زندگى او به صورت زندگى بشر ما قبل تاریخ در خواهد آمد.
بیشتر کوشش دنیاى قرن بیستم , صرف خلع سلاح , رهایى از استعمار و پشتیبانى از کشورهاى در حـال تـوسـعـه مـى گردد و این امر نشان مى دهد که هنوز دنیاى ما محل امن و امان و سعادت و خـوشـبـختى نشده است و ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم ! اوتانت دبیر کل وقت سازمان ملل متحد مى گوید:اغلب کشورهایى که تازه از استعمار رهایى یافته و در حال توسعه اند, فاقد سازمان ادارى و فـنـى هـسـتند, زندگانى اقتصادى و مالى آنها عموما متزلزل است , احتیاج مبرمى به مدرسه و مـعـلـم دارند و غالبا قربانى عدم ثبات اوضاع سیاسى خود مى شوند و به عهده سازمان ملل متحد است که آنها رایارى کند تا بتوانند مشکلات خود را حل کنند.
وانـگـهـى , تنها این کشورها دچار این گرفتارى ها و بدبختى ها نیستند, بلکه دو میلیارد از مردم جـهـان : یـعنى در حدود سه چهارم ساکنان کره زمین با فقر وبدبختى نفس مى کشند و از حداقل ضروریات زندگى هم محرومند, روى همین جهات بود که سازمان ملل متحد به موجب قطعنامه مورخ سال۱۹۶۱ م .
سال هاى ۱۹۶۰تا ۱۹۷۰م .
را دهـسـالـه سـازمان ملل متحد براى توسعه اعلام کرد, تا با اقدامات سازمان , تفاوت فاحش بین درآمـد یـک کـارگـر مـتوسط در کشورهاى صنعتى وقوت لایموت انسان متوسط در کشورهاى تـوسعه نیافته , از میان برداشته یا تعدیل شود و در کشورهاى در حال توسعه , درآمد ملى را تا سال ۱۹۷۰سالى پنج درصد افزایش دهد.
* * * از آنـچـه بـه عـنوان مشکلات قرن ما گفته شد, این نتیجه به دست مى آید که در درجه اول , سـرمـایـه هاى مادى در همه جاى دنیا و به دست تمام مردم جهان نیست , بلکه در برخى از ممالک بـزرگ مـتـمـرکـز شـده است و سایر ممالک به علل و جهاتى , از تحصیل این سرمایه ها محرومند ونـمـى تـوانـنـد روى پـاى خـود بایستند و در درجه دوم ,نه تنها سرمایه هاى مادى نتوانسته است دردهاى بشر را درمان کند, بلکه خود بر دردها و مشکلات بشر افزوده است .
بـا ایـن هـمـه شکى نیست که یک ملت , آن گاه مى تواند به سعادت واقعى برسد که از سرمایه هاى مادى و معنوى برخوردار باشد.
ما در پى نشان دادن رمز سعادت واقعى هستیم .
اوتـانـت , علل عقب افتادگى بسیارى از ممالک روى زمین را فقدان سازمان ادارى و فنى , تزلزل زندگى اقتصادى و مالى , احتیاج مبرم به مدرسه ومعلم و عدم ثبات اوضاع سیاسى مى داند.
بنابراین , سعادت یک ملت , آنگاه به خوبى تامین مى شود که هیچ یک از این نواقص در زندگى او راه نـداشـتـه بـاشد,ولى رفع این نواقص به عهده کیست ؟ مگر چنین نیست که تنها کسانى مى توانند بـرایـن نـواقـص فـایـق آیـنـد کـه در مـدرسـه و بـه وسیله معلم تربیت مى شوند؟ ما, معلمان را مـهـندسان انسانى لقب دادیم , زیرا اگر مثلا مهندس برق , در امور مربوط به برق تخصص دارد و بـه اوضـاع آن سرو سامانى مى بخشد,معلم هم مهندسى است که در امور مربوط به انسان , تخصص دارد و به اوضاع او سروسامان مى بخشد.
وظـیـفـه معلم تنها این نیست که پزشک , مهندس , حقوقدان , عالم اقتصاد, ریاضیدان , فیلسوف , ادیب , درجه دار و صاحب منصب , تحویل جامعه بدهد, بلکه همه اینها معلومات و فنونى هستند که اگـر تـوام بـا اخـلاق و انـسـانـیـت نـبـاشـنـد و ایـمـان بـه مـبـدا و معاد, آنها را در راه صحیح راهبرى ننماید,مشکلات زندگى را در دنیاى کنونى صد چندان خواهندکرد.
پیکار مردم جهان .
بـه دلایـل مذکور, امروز مردم جهان به طور محسوسى در راه مبارزه با مشکلات , به پا خاسته اند و بایک کوشش پى گیر و همه جانبه , با سرانگشت تدبیر و درایت , گره ها را از زندگى مى گشایند.
در مـیـان هـمـه مشکلات مساله آموزش و پرورش , بیش از همه , مورد توجه است , زیرا حل همه یا بـسـیـارى از مـشـکـلات به آموزش و پرورش بستگى دارد و ملتى که از آموزش و پرورش صحیح برخوردار باشد, به راحتى بر مشکلات فایق مى آید.
در تـمـام جـهـان , دانشگاه ها همواره در درجه اول اهمیت بوده اند و به وسیله اقدامات دولت ها و مردم نیکوکار, روزبه روز بر توسعه آنها افزوده مى شودو سرمایه هاى هنگفتى در آنها گرد مى آید.
اصـولا پـیـشـرفت آموزش و پرورش , نشان پیشرفت هر قومى است , از این رو مردم جهان به طور دسـتـه جـمعى علیه جهل و بى سوادى به مبارزه برخاسته اند و با کوشش و تلاش , همواره در صدد پیداکردن راه هاى بهتر و صحیح تر براى تعلیم و تربیت کودکان هستند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تربیت قرآنی۱

423

بازدید

درباره تزکیه و تربیت در قرآن .
براى بررسى این مساله , زیر هشت عنوان بحث مى کنیم :.
الف ) تعریف تزکیه و مقایسه آن با تربیت .
ب ) اهمیت تزکیه در قرآن .
پ ) تزکیه , هدف است یا وسیله ؟.
ت ) ارتباط تزکیه با ایمان , تقوا, جهاد و.
ث ) اسباب تزکیه .
ج ) ارتباط تزکیه و تعلیم .
چ ) آثار تزکیه .
ح ) اهداف تزکیه .
این بحث ها صرفا قرآنى است و به همین جهت است که آیات متعددى در لابه لاى بحث ها مطرح و احیانا از کتب تفسیر نیز استفاده مى شود.
* * * الف ) تعریف تزکیه و مقایسه آن با تربیت .
واژه تزکیه , مصدر باب تفعیل از ریشه زکا است .
راغب اصفهانى از واژه شناسان برجسته قرآن مى گوید: اصل الزکا النموعن برکه اللّه تعالى و یعتبر ذلک بالامور الدنیویه والاخرویه ((۳))
, اصل زکات ,رشد و نموى است که از برکت خداوندى باشد و این , هم به امور دنیوى اعتبار مى شود و هم به امور اخروى .
اهل لغت مى گویند: زکا یزکو زکا وزکوا وزکى یزکى زکى الزرع : نما, هنگامى که فعل زکا و سایر هم ریشه هاى آن را به کشت وزرع نسبت دهیم , به معناى رشد و نمو آن است .
هـمـین ریشه هنگامى که به باب تفعیل رود و به خداوند نسبت داده شود, به معناى تطهیر و نمو دادن و اصـلاح اسـت و هـنگامى که به صورت جمله زکى ماله آورده شود, به معناى این است که شـخـص , زکـات مـال خـود را داده است و هنگامى که به صورت زکى نفسه ذکر شود, به معناى این است که شخص , خود را ستوده و تبرئه کرده است .
در قرآن مجید, هم ثلاثى مجرد این ریشه به کار رفته و هم باب تفعیل آن .
نکته شایان توجه این که ملزوم رشد و نمو, پاکى است .
تـا مـوجـودى پـاکیزه و صافى نباشد و عوامل مضاد و مزاحم از او دور نگردند, در خور رشد و نمو نـیـست و به همین جهت است کسانى که مى خواهندآراسته به فضایل و مکارم اخلاقى شوند, باید نخست رذایل را ریشه کن کنند و عوامل باز دارنده را از خود دور گردانند.
مـگـر مـمـکـن است که دل , خانه و آشیانه شیاطین باشد و در عین حال , خانه و آشیانه فرشتگان گردد؟ هرگز فرشته , همنشین دیو و رذیلت ,همنشین فضیلت و خوى نیک , همسایه خوى زشت نمى شود! خلوت دل نیست جاى صحبت اغیار ــــــ دیو چو بیرون رود فرشته در آید به همین جهت است که گاهى در کاربرد مشتقات واژه , تنها پاکى مورد نظر است و گاهى تنها رشد و نمو و گاهى هر دو.
در مورد دادن زکات مال , ممکن است تنها پاکى مال از حقوق دیگران , منظور باشد و ممکن است هم پاکى و هم افزونى مال , مورد توجه باشد.
در مـورد تـزکیه نفس و خودستایى , فقط پاک کردن نفس از اتهامات , منظور است و قطعا رشد و نموى در کار نیست .
امـا آن جـا کـه فعل تزکیه به خداوند یا رسول گرامى او نسبت داده مى شود, تطهیر و نمودادن و اصلاح مورد نظر است , چرا که ملزوم , بدون لازم ولازم بدون ملزوم تحقق ندارد.
ایـن کـه راغب , رشد و نمو را مخصوص دنیا یا آخرت نمى کند, به خاطر این است که اگر موجود, استعداد رشد دو جهانى داشته باشد, محال است که به برکت خداوند, رشد و نمو کند و رشد و نمو او فقط دنیوى باشد و از رشد و نمو اخروى محروم گردد.
و اما تربیت از ماده ربایربو ربا وربوا گرفته شده که به معناى زیادت و افزونى مال است و به همین جهت است که واژه ربا به معناى سودى است که ربا خوار به دست مى آورد.
مشتقات تربیت در قرآن کریم , در دو مورد استعمال شده است :.
۱) مـى بـیـنیم هنگامى که موسى در برابر طغیان و استکبار فرعون قیام مى کند تا مستضعفان را نجات دهد, فرعون به او مى گوید:.
قـال الـم نربک فینا ولیدا ولبثت فینا من عمرک سنین ((۴))
, آیا در دوران کودکى , تو را در میان جـمـع خـود تـربیت نکردیم و سال هایى از عمر خود را درمیان ما نگذرانیدى ؟! در این جا فرعون خـودش را مربى موسى معرفى مى کند و از این که متربى در برابر مربى قیام کرده و تاج و تخت او را به خطرانداخته , مورد عتاب و ملامت قرار مى دهد.
سـپـس مـى گوید: وفعلت فعلتک التى فعلت وانت من الکافرین ((۵))
, و کارى را که نباید انجام دهى , انجام دادى (و یکى از ما را کشتى ) و حال آن که تواز کسانى هستى که کفر نعمت مى کنند.
آرى فـرعـون دو مـنت مى گذارد و دو اعتراض مى کند: دومنتش یکى نجات موسى از رودنیل و پرورش او و دیگرى نگهدارى او در میان خانواده براى سال هاى متمادى است .
دو اعتراضش یکى سابقه آدم کشى و دیگرى کفران نعمت است .
او بـا دو مـنـت خـود مـى خـواهد بگوید که از موسى انتظار کمک دارد, نه انتظار مخالفت و با دو اعتراضش مى خواهد بگوید: کسى که سابقه آدم کشى دارد و کفران نعمت مى کند, شایسته رهبرى و رسالت نیست .
پاسخ موسى به فرعون , بسیار جالب است , او مى گوید:.
فعلتها اذا وانا من الضالین ((۶))
, من اقدام به آدم کشى کردم , در حالى که از بى خبران بودم .
در حـقیقت مى خواهد با پاسخ به اشکال دوم فرعون , به ظاهر وانمود کند که آن موقع , راه حق را نـمى دانسته و خداوند بعدا راه حق را به او نشان داده است , ولى در باطن , منظورش این است که کـشـتـن آن قـبـطى حـق بـوده , و او از عواقب ناگوار آن , بى خبر بوده است , بنابراین , پاسخ وى به فرعون , توریه است , یعنى گفتن سخنى که باطنش حق است و ظاهر آن براى مخاطب , معناى دیـگـرى افـاده مـى کند, یعنى گوینده , زمانى که در بن بست قرار مى گیرد, هم در باطن دروغ نمى گوید و هم به حسب ظاهر, مخاطبش را راضى مى کند و از بن بست خلاص مى شود.
سـپس مى گوید: ففررت منکم لما خفتکم فوهب لى ربى حکما وجعلنى من المرسلین ((۷))
, به دنـبـال حـادثه قتل , چون از شما ترسیدم , فرار کردم وخداوند به من علم و دانش بخشید و مرا از فرستادگان قرار داد.
پـس قیام و اعتراض موسى به خاطر فرمان حق و علم و آگاهى ناشى از رسالت است و لذا این جا پاسخ دومین اعتراض فرعون هم روشن مى شود,چرا که کفران نعمت خداوند به مراتب , زشت تر از کـفـران نـعـمـت فـرعـون اسـت , وانـگـهـى نـعـمت هایى که در اختیار فرعون است , همه از آن خداست ,کارى که موسى کرده , در حقیقت , شکر نعمت است , نه کفر نعمت .
و اما پاسخ وى به منت هاى فرعون چنین است :.
وتـلـک نـعمه تمنهها على ان عبدت بنى اسرائیل ((۸))
, آیا تو که بنى اسرائیل را بنده و برده خود کردى , بر من منت مى گذارى ؟.
یـعـنى منشا نعمت و منت تو ظلمى است که بر بنى اسرائیل روا داشته اى و اگر بنى اسرائیل اسیر ظلم تو نمى شدند, من هم گرفتار تنور آتش و امواج نیل و ورود به کاخ شوم تو نمى شدم .
۲) در ضمن توصیه هایى که قرآن کریم در مورد وظایف فرزند نسبت به والدین ذکر کرده , دستور مـى دهد که : وقل رب ارحمهما کما ربیانى صغیرا ((۹))
, و بگو: پروردگارا, همان گونه که آنها مرا در کودکى تربیت کردند, به آنها رحمت کن .
مـعلوم مى شود که تربیت به معناى بزرگ کردن است و به همین جهت است که در آیه , اختصاص به دوران صغر و کودکى پیدا کرده است .
در دعاى ابوحمزه ثمالى از ادعیه سحر ماه مبارک رمضان و از زبان امام سجاد(ع ) که بزرگ ترین و بـرجـسته ترین نیایش کننده عصر خویش است ,چنین آمده : وارحمهما کما ربیانى صغیرا, اجزهما بـالاحـسـان احـسانا وبالسیئات غفرانا ((۱۰))
, پروردگارا, همان گونه که آنها مرا در کودکى تربیت کردند,آنها را رحمت کن .
به آنها در برابر نیکى , پاداش نیکو و در برابر بدى ها, آمرزش عطا کن .
از این بیان معصوم , استفاده مى شود که تربیت با احسان و سیئه (نیکى و بدى ) جمع مى شود و به هـمـیـن جهت , انسان مکلف است که پدر و مادر راکه تربیتش کرده و از خردسالى به بزرگسالى اش رسانیده اند, دعاى خیر کند و از خدا بخواهد که نیکى ها و زحمات پسندیده آنها را پاداش دهد وبـدى هـا و سـیـئاتى که از لحاظ وظیفه مادرى و پدرى مرتکب شده اند, مشمول مغفرت خویش سازد.
بنابراین باید بگوییم : تزکیه و تربیت , مغایر یکدیگرند, چرا که تربیت , مخصوص دوران کودکى است و تزکیه به دوران خاصى اختصاص ندارد.
از سوى دیگر, تربیت با سیئه جمع مى شود, حال آن که تزکیه به هیچ وجه باسیئه سازگار نیست .
ب ) اهمیت تزکیه در قرآن .
یکى از برنامه هاى مهم در نظام آفرینش , بعثت انبیاست .
بعثت , مکمل خلقت و تامین کننده اهداف آفرینش است .
اگـر در نـظـام آفـرینش , بعثت نباشد, قطعا اهداف آفرینش تحقق نمى یابد, یعنى نظام آفرینش , نظامى عبث و بیهوده خواهد بود.
قرآن کریم براى بعثت انبیاى عظام الهى , اهدافى ذکر کرده است .
ایـن اهـداف در چـهـار آیـه تـکـرار شده است : ۱) کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا ویـزکـیکم ویعلمکم الکتاب والحکم ;۱۲۷;رذچ& ویعلمکم مالم تکونوا تع لمون ((۱۱))
, همان گونه (که با تغییر قـبـله , نعمت خود را بر شما کامل کردیم ) رسولى در میان شما از خودتان فرستادیم که آیات ما را بـرشـمـا تلاوت کند و شما را تزکیه نماید و شما را کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه نمى دانستید به شما یاد دهد.
برنامه ها و اهداف رسالت در این آیه عبارتند از: الف ). تلاوت آیات و پى در پى آوردن آن به صورت نظامى صحیح .
ب ). تزکیه .
پ ). تـعـلـیـم کـتـاب و سنت , بنابراین که حکمت به معناى سنت نبوى باشد یا تعلیم کتاب و اسرار و فـلـسـفـه هـا و عـلل و نتایج آن , بنابر معناى دیگرى براى حکمت , و البته اینها نیز داخل در سنت مى باشند, مگر این که سنت را به معناى احکام صادره از مقام رسالت بدانیم .
ت ). تعلیم چیزهایى که مردم آنها را نمى دانستند.
الـبته اینها هم داخل در تعلیم کتاب و حکمت است و گویا از راه ذکر خاص بعد از عام مى خواهد بفهماند که اگر پیامبران نبودند, بسیارى از علوم وحقایق بر بشر مخفى و مکتوم مى ماند.
۲) ربـنـا وابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک ویعلمهم الکتاب والحکمه ویزکیهم انک انت الـعـزیـز الـحـکیم ((۱۲))
, پروردگارا, در میان ایشان پیامبرى از خودشان مبعوث کن که آیاتت را برایشان تلاوت کند و آنها را کتاب و حکمت تعلیم دهد و تزکیه شان کند که تو عزیز و حکیمى .
در این آیه که از دعاهاى حضرت ابراهیم خلیل است , تمام اهداف و برنامه هاى آیه قبل , بجز چهارم , آمده است .
۳) لقد من اللّه على المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الـکتاب والحکمه وان کانوا من قبل لفى ضلال مبین ((۱۳))
, خداوند بر مومنان منت گذاشت که در مـیـان آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها تلاوت کند و آنها را تزکیه کند و کتاب و حکمت تعلیمشان دهد و حال آن که آنها از پیش در گمراهى آشکار بوده اند.
در این آیه نیز به سه هدف و برنامه اشاره شده و هدف چهارم ذکر نشده است .
۴) هـوالذى بعث فى الامین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کـانـوا مـن قـبـل لفى ضلال مبین ((۱۴))
, خداوند همان است که در میان مردم امى , پیامبرى از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها تلاوت کند و آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت تعلیمشان دهد, وحال آن که آنها از پیش در گمراهى آشکار بودند.
در ایـن آیـه هـم فقط به سه هدف اشاره شده و معلوم داشته که محیط بعثت و نشر آیات و احکام شـریعت در میان مردم امى بوده و منظور از امى ,مردم درس نخوانده یا مردم منسوب به ام القرى یعنى مکه است .
در ایـن چـهار آیه , یکى از اهداف و برنامه هاى مهم پیامبر اسلام , تزکیه انسان ها شمرده شده و در حـقـیـقـت مى توان گفت : تمام برنامه هاى او در تعلیم وتزکیه یا ـ برابر اصطلاح روزـ در تعلیم و تربیت خلاصه مى شود.
پ ) تـزکـیـه هدف است یا وسیله ؟ از آیات قرآنى گاهى استفاده مى شود که تزکیه هدف است نه وسیله و از برخى دیگر, عکس آن استفاده مى شود.
۱) آیـاتى که تزکیه را هدف مى شناسد: الف ـ آیات چهارگانه مربوط به اهداف و برنامه هاى بعثت که شرح آنها گذشت .
ب ـ آیات مربوط به انفاق مال و صدقه و زکات .
در این گونه آیات , فایده و هدف انفاق و صدقه وزکات , تزکیه و تزکى ـ اولى از ناحیه فاعل و دومى از ناحیه قابل ـ ذکر شده است .
راغـب اصفهانى درباره زکات مى گوید: زکات به چیزى گفته مى شود که حق خداست و انسان , آن را از مال خود جدا مى کند و به فقرا مى دهد.
علت این که آن را زکات نامیده اند, این است که در آن , امید برکت یا تزکیه و تنمیه نفس به خیرات و برکات است یا هر دو, چرا که هر دو خیر درزکات موجود است و خداوند در قرآن , زکات را با نماز همراه ساخته است ((۱۵))
.
قـرآن مـجـیـد درباره گرفتن صدقه ـ که همان زکات است ـ به پیامبر اکرمر مى فرماید: خذ من اموالهم صدقه تطهرهم وتزکیهم بها وصل علیهم ((۱۶))
, ازاموال آنها زکات بگیر که وسیله تطهیر و تزکیه آنهاست و بر آنها درود بفرست .
و نـیـز مى فرماید: وسیجنبها الاتقى * الذى یوتى ماله یتزکى ((۱۷))
, به زودى پرهیزکارترین افراد که مالش را براى تزکیه شدن به فقرا مى دهد, از آن ,دور داشته مى شود.
پ ـ آیـه اى کـه بـه عـفـت و پاکدامنى مربوط است , چنان که مى فرماید: قل للمومنین یغضوا من ابـصـارهـم ویـحـفظوا فروجهم ذلک ازکى لهم ((۱۸))
, به مومنان بگو که چشمشان رااز نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را حفظ کنند که این به پاکى (جانشان ) نزدیک تر است .
ت ـ آیات مربوط به آداب معاشرت و راه و رسم زندگى .
* دربـاره عـدم ورود بـه خانه مردم بدون اذن و اجازه مى فرماید: وان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکـى لـکـم , ((۱۹))
و اگر به شما گفته شود که بازگردید, باز گردید که براى پاکى شما بهتر است .
* دربـاره ایـن کـه نـبـاید زنان مطلقه را از ازدواج مجدد با مردان دلخـواه منع کنند, مى فرماید: ذلـکـم ازکـى لکم واطهر واللّه یعلم وانتم لاتعلمون ((۲۰))
,این دستور براى تزکیه و طهارت شما بهتر است , خداوند مى داند و شما نمى دانید.
ث ـ آیات مربوط به فضل و رحمت خداوند و تاثیر آن در تزکیه و پاکى نفوس .
ولولافضل اللّه علیکم ورحمته مازکى منکم من احد ابدا ((۲۱))
, اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود, هیچ یک از شما هرگز تزکیه نمى شدید.
ولـولافضل اللّه علیک ورحمته لهمت طائفه منهم ان یضلوک ((۲۲))
, اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود, گروهى از دشمنان , همت بر آن مى گماشتند که تو را گمراه کنند.
۲) آیاتى که تزکیه را وسیله مى شناسد, آن هم وسیله براى فلاح و رستگارى .
قرآن کریم در دو مورد, مساله غایت بودن فلاح براى تزکیه و تزکى را مطرح کرده است : در سوره مـبارکه شمس پس از ذکر چند سوگند مى فرماید:قد افلح من زکیهها ((۲۳))
, رستگار شد کسى که نفس را تزکیه کرد.
و در سـوره مـبـارکه اعلى مى فرماید: قدافلح من تزکى ((۲۴))
, رستگار شد کسى که قبول تزکیه کرد.
از این دو آیه بر مى آید که تزکیه وسیله فلاح است و فلاح به معناى ظفر و رسیدن به مطلوب است , اعم از مطلوب دنیوى و مطلوب اخروى که اولى رسیدن به سعادت دنیوى و دومى در بقاى بدون فنا و بى نیازى بدون فقر و عزت بدون خوارى و علم بدون جهل خلاصه مى شود ((۲۵))
.
بـاید توجه داشته باشیم که میان آیاتى که تزکیه را هدف قرار مى دهند و آیاتى که تزکیه را وسیله قرار مى دهند, منافاتى نیست , چرا که هر مرتبه اى ازمراتب تکامل , براى مرتبه پیشین , هدف و براى مرتبه بعدى وسیله است .
چـه مـانعى دارد که فلاح , غایت و هدف تزکیه و تزکیه , غایت و هدف اسباب و عواملى باشد که به اذن خداوند منجر به پاکى انسان مى شوند.
ت ) ارتباط تزکیه با ایمان , تقوا, جهاد و.
همان طورى که گذشت , فلاح هدف تزکیه است .
در قرآن , امور متعددى به عنوان اسباب فلاح , مطرح شده اند, مانند: ایمان , اقامه نماز, انفاق در راه خدا, یقین به آخرت , ثقل موازین , پیروى نورقرآن , جهاد به جان و مال , اجابت دعوت خدا و رسول , زکـات , اراده وجـه اللّه , خـوددارى از بخل , توبه , عمل صالح , صبر و مصابره و مرابطه , ترک اعمال پلید, ذکر خدا, عبادت , فعل خیر وب ((۲۶))
.
جـاى سـوال است که آیا همه امور فوق در عرض تزکیه و همگى در مفهوم وسیع آن جمعند یا این که اینها اسباب تزکیه و تزکیه سبب فلاح است .
در صورت اول , تزکیه مفهوم جامعى است که همه آن امور را در بر دارد و خود, مقدمه فلاح است , یـعـنـى هر یک از امور فوق , سهمى در تزکیه دارند و خود عاملى از عوامل فلاحند, حال آن که در صورت دوم , رابطه آنها با تزکیه و فلاح , رابطه طولى است , یعنى هر کدام از آنها عاملى ازعوامل و سببى از اسباب تزکیه اند و تزکیه خود سبب مستقل و بسیط براى فلاح است .
به نظر مى رسد که معناى دوم , به صواب نزدیک تر باشد و علت این که در آیات مربوط ـ که بیش از بـیـست مورد است ((۲۷))
ـ به عنوان سبب بلاواسطه فلاح ذکر شده اند, این است که اگر اسباب تـزکـیـه فـراهـم شـود, فلاح هم حاصل مى شود و حذف سبب واسطه در صورت معلوم بودن آن , ضررى ندارد.
ث ) فاعل تزکیه .
صـرف نـظـر از ایـن که چه امورى زمینه ساز تزکیه و فلاحند, در قرآن کریم گاهى فاعل تزکیه , بنده و گاهى پیامبر و گاهى خداست , شاهد این مطلب ,آیات زیر است : قد افلح من زکیها ((۲۸))
, رستگار شدکسى که خود را تزکیه کرد.
در این آیه شریفه , فاعل تزکیه , خود بنده است .
خـذ مـن اموالهم صدقه تطهرهم وتزکیهم بها ((۲۹))
, از اموال آنها زکات بگیر که آنها را به وسیله آن , تطهیر و تزکیه کنى .
در ایـن آیـه , پـیـامـبر اکرمر که مامور به اخذ زکات از اموال مسلمانان است , فاعل تطهیر و تزکیه معرفى شده است .
بـل اللّه یـزکـى من یشا ولایظلمون فتیلا ((۳۰))
, بلکه خداوند هر که را بخواهد تزکیه مى کند و به اندازه رشته هسته خرما به آنها ستم نمى شود.
بـایـد تـوجـه داشـتـه باشیم که میان آیات سه گانه منافاتى نیست , چرا که اسباب تزکیه , اسباب طولى اند, نه اسباب عرضى .
خـداوند, فاعل بعید تزکیه و پیامبر, فاعل متوسط و خود انسان ـ به عنوان بنده اى وظیفه شناس ـ فاعل قریب تزکیه است .
دربـاره فـاعل بعید, آیات زیر در خور توجه است : ولکن اللّه یزکى من یشا واللّه سمیع علیم ((۳۱))
, ولى خداوند هر که را خواهد تزکیه کند وخداوند, شنوا و داناست .
ولایـکـلـمهم اللّه ولاینظر الیهم یوم القیامه ولایزکیهم ((۳۲))
, خداوند در روز قیامت با آنها تکلم نمى کند و به آنها نمى نگرد و آنها را تزکیه نمى کند.
ولایـکلمهم اللّه یوم ا القیامه ولایزکیهم ولهم عذاب الیم ((۳۳))
, خداوند در روز قیامت باآنها تکلم نمى کند و آنها را تزکیه نمى کند و براى آنها عذابى دردناک است .
و دربـاره فـاعـل مـتـوسـط, به جز آیه اى که در مورد زکات ذکر شد, آیات مربوط به بعثت پیامبر گـرامى اسلام , در خور توجه است ,و درباره فاعل قریب , آیات ۲۸ و۳۰ سوره نور و ۲۳۲ سوره بقره قابل توجه است ((۳۴))
.
اصولا باید توجه داشته باشیم نظامى که قرآن کریم براى عالم آفرینش مطرح مى کند, نظام طولى اسـت , یـعـنـى قبول این که اسبابى در عرض خداوندمتعال داریم و قبول این که اسبابى در طول خداوند ـ و البته به اذن او ـ نداریم , انحراف از طریقه قرآن کریم است .
قـرآن تـوفـى نـفـوس را گـاهى به خداوند و گاهى به ملک الموت و گاهى به فرشتگان نسبت مى دهد.
ایـن که فاعل توفى نفوس , خداوند است , از آیه زیر استفاده مى شود: اللّه یتوفى الانفس حین موتها والـتـى لـم تـمت فى منامها ((۳۵))
, خداوند, جان ها رادر هنگام مرگ و خواب به طور تام و کامل مى گیرد.
و اینکه فاعل توفى نفوس , ملک الموت است , مقتضاى آیه زیر است : قل یتوفهکم ملک الموت الذى وکل بکم ((۳۶))
, بگو: ملک الموت که موکل برشماست , جان شما را مى گیرد.
و دربـاره ایـنـکـه فـاعـل تـوفـى نـفوس فرشتگانند, مى فرماید: الذین تتوفههم الملائکه ظالمى انفسهم ((۳۷))
, آنهایى که فرشتگان جانشان را مى گیرند, درحالى که به خود ستم کرده اند.
و نیز مى فرماید: الذین تتوفههم الملائکه طیبین یقولون سلام علیکم ((۳۸))
, آنهایى که پاکیزه اند و فرشتگان جانشان را مى گیرند و به آنها مى گویند:سلام بر شما.
مـقـصـود از نـظـام طولى این نیست که در سلسله طولیه , سرانجام به خدا برسیم و خداوند هیچ تاثیرى در واسطه ها و ذى الواسطه ها نداشته باشد, بلکه وجود واسطه ها و ذى الواسطه ها همه از آن اوسـت .
وجـود او وجــود مـسـتـقل و نفسـى است و وجود بقیـه , وجـود ربطى و تعلـقى است , بنابراین , هـرگـونـه تـاثیرى از هر مخلوقى به اذن اوست و به همین جهت است که قرآن مى گوید: قل اللّه خـالـق کـل شـئ وهو الواحد القهار ((۳۹))
, بگو: خداوند آفریننده هر چیزى است و او یگانه و قهار است .
ج ) ارتباط تزکیه و تعلیم .
آیـا تـزکـیـه مقدم است یا تعلیم ؟ آیات بعثت را بررسى کردیم , از مجموع چهارآیه اى که اهداف و برنامه هاى بعثت را بیان مى کنند, در سه آیه تزکیه بر تعلیم و در یک آیه , تعلیم بر تزکیه مقدم شده است ((۴۰))
.
مـمکن است گفته شود: در زبان عربى , واو براى مطلق جمع است , یعنى مانعى نیست که قبل و بعد واو با هم باشند و یا یکى از آنها مقدم و دیگرى موخر باشد.
مطابق این بیان , تزکیه و تعلیم هر دو اهمیت دارند, نه تزکیه بدون تعلیم , کارآمد است و نه تعلیم بدون تزکیه , بلکه اینها باید با هم باشند.
ولى اگر واقعیت را بنگریم , به لحاظ این که تزکیه غایت تعلیم است , از نظر شرافت مقدم بر تعلیم است , هر چند تزکیه مترتب بر تعلیم و موخر ازآن است .
بنابراین تزکیه به اعتبارى , مقدم بر تعلیم و به اعتبارى موخر است .
این که در یک مورد, تعلیم قبل از تزکیه آمده , به اعتبار ترتب تزکیه بر تعلیم است و این که در سه مورد, تزکیه قبل از تعلیم آمده , به اعتبار این است که تزکیه غایت تعلیم و از نظر شرافت , مقدم بر آن است .
علامه طباطبائى در ذیل سوره جمعه (آیه ۲) مى نویسد: در این آیه شریفه , مساله تزکیه را جلوتر از تـعـلـیـم کتاب و حکمت ذکر کرده و در دعاى ابراهیم که چند سطر قبل نقل شد, تعلیم کتاب و حکمت را جلوتر از تزکیه ذکر کرد و این , بدان جهت بوده که آیه مورد بحث در مقام توصیف تربیت رسـول خـدا بـر مـومـنـین امت است و در مقام تربیت , تزکیه مقدم بر تعلیم علوم حقه و معارف حقیقیه است و اما در دعاى ابراهیم , مقام , مقام تربیت نبود و تنها دعا و درخواست بود.
از خـدا مى خواست که این زکات و علم به کتاب و حکمت را به ذریه اش بدهد و معلوم است که در عـالـم تـحـقـق و خارج , اول علم پیدا مى شود, بعدتزکیه , چون تزکیه از ناحیه عمل و علم تحقق مى یابد.
پـس اول بـایـد به اعمال صالح و اخلاق فاضله عالم شد و بعد به آنها عمل کرد تا به تدریج , زکات (پاکى دل ) هم به دست آید ((۴۱))
.
در عـبـارت فوق , مولف بزرگوار تفسیر المیزان , تزکیه را به معناى پاکى از رذایل گرفته تا بدان وسیله , قلب انسان آماده پذیرش علوم حقه و معارف حقیقیه گردد.
معلوم است که طبق این معنا تزکیه بر تعلیم مقدم است , اما به لحاظ این که بدون علم و معرفت , پاکى از رذایل ممکن نیست , تعلیم بر تزکیه مقدم است .
پـس عـلمى که بر تزکیه مقدم است , علم به فضایل و رذایل است و علمى که از تزکیه موخر است , علم و معرفت حقیقى است .
ایـن مـعنا ـ فى حد نفسه ـ خوب است , ولى اگر تزکیه را به معناى جامع رشد و نمو بگیریم که از بـرکـت خـداونـد اسـت و شامل امور دنیوى و اخروى هر دو بشود, تزکیه و تعلیم جداى از یکدیگر نیستند و تزکیه غایت تعلیم است و بنابراین , به لحاظ غایت بودن , مقدم بر تعلیم و به لحاظ ترتب , موخراز تعلیم است .
جـالب این است که خود مولف بزرگوار تفسیر مزبور در آغاز به چنین معنایى نظر دارد, چنان که مـى فـرماید: تزکیه آنها به معناى نمو صالح به آنهادادن از راه عادت دادن ایشان به اخلاق فاضل و اعـمـال نـیـکـوسـت تـا در انـسـانـیتشان به سبب آن , کامل شوند و حال آنها در دنیا و آخرتشان استوارگردد و سعادتمندانه زندگى کنند و سعادتمندانه بمیرندب ((۴۲))
.
چ ) آثار تزکیه .
قـرآن کریم , هر جا که مى خواهد آثار و برکات تزکیه و تزکى را ذکر کند, تکیه بر فلاح مى کند و ما در بـحـث مربوط به تزکیه هدف است یا وسیله درباره معناى جامع فلاح بحث کردیم و دیدیم که فلاح , دستیابى به آرمان هاى دنیوى و اخروى است .
کسى که اهل فلاح است , هم به سعادت دنیوى رسیده و هم به سعادت اخروى .
او صاحب بقا و عزت و بى نیازى و علم است .
او از فنا و ذلت و فقر و جهل به دور است .
ایـنـهـا همه آثار تزکیه است , هر چند قرآن کریم , همه را در فلاح خلاصه کرده و فرموده است : قد افلح من زکئهها ((۴۳))
, رستگار است کسى که نفس خود را تزکیه کند.
قد افلح من تزکى ((۴۴))
, رستگار است کسى که قبول تزکیه کرد.
ح ) اهداف تزکیه .
هـر چـند ممکن است این عنوان در عنوان قبل ادغام شود, ولى به لحاظ فرق میان فایده و غایت , مى توان آنها را از هم تفکیک کرد, چرا که غایت ,مطلوب بالذات و فایده , مطلوب بالعرض است .
در صـورتى که فلاح , غایت تزکیه باشد, باید معلوم شود که چه فوایدى به جز فلاح بر تزکیه مترتب مى شود و در صورتى که فلاح از فواید تزکیه باشد, باید در جستجوى غایت آن بود.
مى توان غایت تزکیه ـ که همان مطلوب بالذات است ـ را قرب به خدا و سرانجام , خود خدا دانست .
اصـولا چـیزى مطلوب بالذات است که همه چیز به خاطر او مطلوب باشد و خود او به خاطر چیز دیگرى مطلوب نباشد.
چـنین موجودى خیر مطلق و منتهى الیه همه سلسله موجودات و مطلوب حقیقى و ذاتى تمامى مـخـلـوقات و جملگى کائنات است , در این صورت ,فلاح از فواید تزکیه است , نه غایت آن , چرا که فلاح نمى تواند مطلوب بالذات باشد.
انسان کامل در پى قرب و وصال است .
او مى خواهد خلوت نشین بزم وصل و دیدار باشد.
او حلقه افتخار ورضوان من اللّه اکبر ((۴۵))
را بر گردن دارد و هرگز دل خود را به حور و قصور و انهار و اشجار و غلمان بهشت , مشغول نمى دارد.
او دل بـه جـمـال مـطلق و کمال مطلق و هستى مطلق بسته و طالب کوى محبوب و آستان در معشوق است .
از در خـویش خدا را به بهشتم مفرست که سر کوى تو از کون و مکان ما را بس قبله روى عاشقان وارسـته و دل هاى سوخته و آنهایى که از بیم فراق ,اشکشان جارى و آه جانسوزشان شعله ور است , اوست .
اینان اگر به غیر او توجه مى کنند, به خاطر او و در راه اوست .
سیره پسندیده شان این است که از او به غیر توجه کنند, نه از غیر به او.
در ایـن جا منظور ما از اهداف تزکیه , آن امورى است که منتهى به فلاح مى شوند, یعنى فلاح را از آثـار تـزکـیـه و آن امور را از اهداف تزکیه شمرده ایم و البته غایت و مطلوب بالذات را حضرت حق دانسته ایم .
قرآن کریم , تمام امورى را که در فلاح و عدم فلاح موثرند, در آیات متعدد بیان داشته است .
هـمان طورى که قبلا بیان داشتیم , ممکن است امور مزبور از اسباب قریب تزکیه و از اسباب بعید فلاح باشند و ممکن است همه آنها در معناى جامع تزکیه جمع باشند و بنابراین , همه به منزله اجزا و ارکان تزکیه و از اسباب قریب فلاح شمرده مى شوند, هر چند ترجیح احتمال اول , موجه تراست .
اکـنـون به منظور آگاهى بیشتر خوانندگانى که بیشتر به امر تزکیه و فلاح مى اندیشند, آیاتى را که عوامل ثبوتى و سلبى فلاح را بر شمرده اند در این جامى آوریم .
در آغـاز, خـواننده گرامى را توجه مى دهیم به عوامل سلبى فلاح و در درجه بعد به عوامل ثبوتى فـلاح , هـر چـنـد سـلـب عـوامل سلبى فلاح از عوامل ثبوتى و سلب عوامل ثبوتى از عوامل سلبى مـحـسـوب مـى شـونـد, بـه عنوان مثال , حفظ نفس از بخل و اجتناب از پلیدى , از عوامل ثبوتى شمرده شده , پس بخل و پلیدى از عوامل سلبى است .
عوامل سلبى .
۱٫
انه لایفلح الظالمون , ((۴۶))
ستمکاران رستگار نمى شوند.
ظلم در قرآن به معناى جامع : ظلم به نفس و ظلم به غیر و شرک است .
تـعبیر فوق در دو مورد در قرآن به کار رفته : یکى در مورد تعدى به ناموس دیگران که از مصادیق ظـلـم بـه نـفـس یا ظلم به غیر است و دیگرى در مورددروغ بستن به خدا و تکذیب آیات او که از مصادیق شرک یا ظلم به نفس است , همه اینها از عوامل سلبى فلاحند.
۲٫
انه لایفلح المجرمون ((۴۷))
, کسانى که مرتکب جرم شده اند, رستگار نمى شوند.
جرم هم معناى عامى دارد.
جمله فوق در ذیل آیه اى آمده که درباره دروغ بستن به خدایاتکذیب آیات اوست .
قرآن این گونه کارها را جرم و از موانع فلاح محسوب داشته است .
۳٫
ولایـفـلـح الـسـاحـرون ((۴۸))
* ولایـفلح الساحر حیث اتى ((۴۹))
, ساحران رستگار نمى شوند * افسونگر هر جا باشد رستگار نمى شود.
از دو آیه فوق ـ که اولى در مورد کسانى است که آیات وحى را سحر مى شمارند.
و دومى در مورد کسانى است که مى خواستند با سحر خود معجزه موسى را باطل کنند ـ استفاده مى شود که سحر نیز از موانع فلاح و رستگارى است .
۴٫
فانما حسابه عندربه انه لایفلح الکافرون ((۵۰))
, جز این نیست که حسابش نزد پروردگارش است .
کافران رستگار نمى شوند.
این آیه در مورد کسانى است که شرک در عبادت پیشه کرده اند.
مـعـلـوم اسـت کـه کفر اعم از شرک است , چرا که هر مشرکى کافر است , ولى هر کافرى ـلزوما ـ مشرک نیست .
مفاد این آیه , این است که کفر نیز از عوامل سلبى فلاح است .
از این آیات , عوامل سلبى فلاح ـ یعنى ظلم و جرم و سحر و کفر ـ معلوم شد.
عوامل ثبوتى .
عوامل ثبوتى فلاح , در قرآن کریم , نوزده چیز است : ۱٫
ایمان , چنان که مى فرماید: قد افلح المومنون ((۵۱))
, مومنان رستگار شده اند.
جـالب این است که ایمان مومن , مطابق آیات قرآنى مظاهرى دارد که عبارتند از: خشوع در نماز, اعراض از لغو, دادن زکات , حفظ فروج ازمحرمات , رعایت عهد و امامت و محافظت بر نماز.
اینها به دنبال آیه فوق , ذکر شده است .
۲٫
اولـئک عـلـى هـدى مـن ربهم واولئک هم المفلحون ((۵۲))
, آنان بر هدایت پروردگارند و آنان رستگارند.
در این آیه اشاره به پرهیزکاران شده که ایمان به غیب , اقامه نماز, انفاق , ایمان به قرآن و سایر کتب آسمانى و ایقان به آخرت , از ویژگى هاى آنهاست .
۳٫
فـمـن ثـقـلـت مـوازیـنه فاولئک هم المفلحون ((۵۳))
, کسانى که میزان هاى آنها سنگین است , رستگارند.
مطلب فوق در دو مورد در قرآن آمده و هر دو راجع به قیامت است که روز سنجش اعمال است .
عملى که از خلوصى بیشتر برخوردار است , وزین تر و ارزشمندتر است .
۴٫
فـالذین آمنوا به وعزروه ونصروه واتبعوا النور الذى انزل معه اولئک هم المفلحون ((۵۴))
, آنان که بـه پـیامبر ایمان آورده و پاسدار عزت و حرمت او شده و پیرو نورى هستند که با او نازل گردیده , رستگارند.
۵٫
لـکـن الـرسـول والـذیـن آمـنوا معه جاهدوا باموالهم وانفسهم واولئک لهم الخیرات واولئک هم المفلحون ((۵۵))
, ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده اند, با مال و جان خویش جهاد مى کنند و براى آنان خیرات است و آنان رستگارند.
در این آیه , جهاد با مال و جان از ویژگى هاى پیامبر و یارانش ذکر شده .
اهل جهاد, هم مشمول خیرات و هم اهل فلاحند.
۶٫
انـما کان قول المومنین اذا دعوا الى اللّه ورسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا واطعنا واولئک هم المفلحون ((۵۶))
, تنها سخن مومنان به هنگامى که به سوى خدا و رسولش فرا خوانده مى شوندکه میان آنها حکم کند, این است که مى گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و آنان رستگارند.
در این جا تسلیم در برابر حکم خداوند را از عوامل فلاح شمرده است .
آرى , اهل ایمان این چنینند, هر چند حکم خدا ـ به حسب ظاهر ـ به زیانشان باشد.
۷٫
فـات ذالـقـربـى حـقـه والـمـسکین وابن السبیل ذلک خیر للذین یریدون وجهاللّه واولهئک هم المفلحون ((۵۷))
, حق خویشاوندان و مستمند و وامانده سفر را بده که این براى کسانى که مشتاق لقاى خدایند, بهتر است و آنان رستگارند.
در این آیه , اراده وجه خداوند و اشتیاق لقاى او از عوامل ثبوتى فلاح شمرده شده است .
۸٫
اولـهئک حزب اللّه الا ان حزب اللّه هم المفلحون ((۵۸))
, آنان حزب خدایند, آگاه باشید که حزب خدا رستگارند.
در ایـن آیه , دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا ـ هر چند از خویشان نزدیک باشند ـ از نـشـانـه هاى حزب اللّه شمرده شده و سپس یکى از اسباب و عوامل ثبوتى فلاح را بودن در صف حزب اللّه معرفى کرده است .
۹٫
ومن یوق شح نفسه فاولهئک هم المفلحون ((۵۹))
, آنان که از بخل نفس حفظ شده اند, رستگارند.
در این آیه , خوددارى از بخل از اسباب فلاح شمرده شده است .
۱۰٫
فـاما من تاب وآمن وعمل صالحا فعسى ان یکون من المفلحین ((۶۰))
, اما کسانى که توبه کرده و ایمان آورده و عمل صالح کرده اند, از رستگارانند.
در این آیه , توبه و ایمان و عمل صالح از عوامل ثبوتى فلاح شمرده شده است .
۱۱٫
واتقوا اللّه لعلکم تفلحون ((۶۱))
, در برابر خدا تقوا پیشه کنید, شاید رستگار شوید.
در این آیه , تقوا از عوامل ثبوتى فلاح محسوب شده است .
۱۲٫
یـا ایـهـا الذین آمنوا اصبروا وصابروا ورابطوا واتقوا اللّه لعلکم تفلحون ((۶۲))
, اى کسانى که ایمان آورده اید, شکیبا باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید که رستگار مى شوید.
در این آیه , علاوه بر تقوا ـ که قبلا هم مطرح شد ـ صبر و مصابره و مرابطه از اسباب و عوامل ثبوتى فلاح شمرده شده است .
صـبر به معناى حبس نفس بر چیزهایى است که مقتضاى عقل و شرع است و عقل و شرع مقتضى حبس نفس از آنهایند ((۶۳))
.
مصابره به معناى تصبر و تحمل سختى ها به طور دسته جمعى است .
یـعـنـى صـبر یکى بر صبر بقیه افراد افزوده مى شود و قوت و قدرت فزونى مى گیرد و خود صبر شدت مى یابد ((۶۴))
.
مرابطه اعم از مصابره است , چرا که مرابطه به معناى ایجاد ارتباط میان نیروها و کارهاى افراد در تمام شوون زندگى دینى است ((۶۵))
.
در جـامـعه تعاون و همکارى در تمام شوون زندگى ضرورت دارد و این , موجب قدرت و شوکت جامعه مى شود, به خصوص اگر در فضایل اخلاقى باشد.
۱۳٫
یا ایها الذین آمنوا اتقوا اللّه وابتغوا الیه الوسیله وجاهدوا فى سبیله لعلکم تفلحون ((۶۶))
, اى کسانى کـه ایـمـان آورده اید, در پیشگاه خدا تقوا پیشه کنید وبه سوى او وسیله بجویید و در راهش جهاد کنید, باشد که رستگار شوید.
در ایـن آیه , علاوه بر تقوا و جهاد که در برخى دیگر از آیات نیز مطرح است , توسل و جستن وسیله به سوى خداوند هم از عوامل ثبوتى فلاح شمرده شده است .
۱۴٫
انـما الخمروالمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون ((۶۷))
, جز این نیست که شراب و قمار و بت ها و تیرهاى گروبندى , پلیدیى از عمل شیطان است .
از آنها اجتناب کنید, باشد که رستگار شوید.
در این آیه شریفه , برخى از مصادیق پلیدى که از عمل شیطان است , آورده شده , سپس بیان کرده که اجتناب از پلیدى از اسباب فلاح است .
۱۵٫
فاذکروا آلا اللّه لعلکم تفلحون ((۶۸))
, نعمت هاى خدا را یاد کنید, باشد که رستگار شوید.
در ایـن آیه , پس از ذکر چند مورد از نعمت هاى الهى مانند نزول قرآن و خلافت روى زمین بعد از نوح و افزودن نعمت ها, توصیه کرده است که بندگان مومن , به یاد نعمت هاى خدا باشند که خود یکى دیگر از اسباب رستگارى است .
۱۶٫
اذا لـقـیـتم فئه فاثبتوا واذکروا اللّه کثیرا لعلکم تفلحون ((۶۹))
, هنگامى که گروهى ازدشمنان را دیدار مى کنید, ثابت قدم باشید و خدا را بسیار یاد کنید,باشد که رستگار شوید.
در ایـن آیـه شـریـفـه , ثبات قدم و استوارى و پایمردى در راه جهاد با دشمنان دین و ذکر کثیر از عوامل ثبوتى فلاح شمرده شده است .


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تولید نرم افزارها

543

بازدید

تولید نرم افزارها ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
مقدمه
پس از دو دهه ناکامی در وعده های داده شده درباره بهره وری و سود حاصل از کاربرد فرآروش های نرم افزاری و فنآوریهای جدید، سازمانها به این واقعیت پی بردند که مسئله اساسی آنها، عدم توانایی در مدیریت صحیح تولید نرم افزارها است. در اکثر سازمانها، پروژه ها از زمان برنامه ریزی شده عقب می افتند، هزینه های انجام کار نیز بیشتر از حد تخمین اولیه می شود و از سوی دیگر منافع حاصل از اتخاذ روشهای بهتر و ابزارهای جدیدتر نمی تواند در طوفان حاصل از بی نظمی و هرج و مرج پروژه بطور واقعی نمایان شود.
در نوامبر ۱۹۸۶، انستیتو مهندسی نرم افزار (SEI) با همیاری کمپانی میترِ (Mitre)  شروع به توسعه یک چارچوب برای بلوغ نرم افزارها نمود تا سازمانها بتوانند با استفاده از آن چارچوب به توسعه نرم افزارهای خود بپردازند. در سپتامبر ۱۹۸۷، SEI توصیف مختصری از چارچوب بلوغ فرآیند را منتشر نمود که بعدها در کتاب همفری (Humpherey) توسعه یافت و تحت عنوان مدیریت فرآیند نرم افزار عرضه شد. دو روش “تشخیص فرآیند نرم افزار”   و ” ارزیابی قابلیت نرم افزار”  و یک پرسشنامه بلوغ، برای تخمین بلوغ فرآیند نرم افزار نیز تهیه شد.
CMM، برای راهنمایی سازمانهای نرم افزاری در انتخاب استراتژی های توسعه فرآیند، بوسیله تعیین بلوغ فرآیند جاری و تعریف برخی نیازهای حیاتی در کیفیت نرم افزار و توسعه فرآیندهای آن، طراحی شده است. بوسیله تمرکز بر مجموعه محدودی از فعالیت ها و انجام تلاش بزرگ و فوق العاده برای بدست آوردن آنها، یک سازمان می تواند فرآیند حصول درآمد مستمر از نرم افزار را در خود نهادینه سازد.
نسخه اولیه CMM، طی سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ توسط یک کمیته نرم افزاری مورد بازنگری قرار گرفت. درآوریل ۱۹۹۲ یک کارگاه CMM با مشارکت حدود ۲۰۰ متخصص نرم افزار راه اندازی شد. نسخه مذکور (CMM V 1.1.)  نتیجه بازخوردهای این کارگاه و بازخوردهای مداوم از کمیته نرم افزار است.

۱-۱-۱سازمانهای نرم افزاری بالغ و نابالغ
تعیین اهداف ملموس برای توسعه فرآیندها و درک تفاوتهای فی مابین سازمانهای نرم افزاری بالغ و نابالغ، یکی از نیازهای اساسی جامعه ما است. ویژگیهای سازمانهای بالغ و نابالغ نرم افزاری ذیلاً ارائه می گردد:
۱-سازمان نرم افزاری بالغ
فرآیندهای یک سازمان نرم افزاری بالغ به گونه ایست که در سرتاسر سازمان برای مدیریت و  پشتیبانی از ایجاد و توسعه نرم افزار، توانایی دارد. فرآیند نرم افزار دقیقاً فی مابین نیروهای موجود و کارکنان جدید، قابل به اشتراک گذاشتن است. فرآیندهای حکم شده به دلیل سازگار بودن با راه کارهای واقعی انجام کار، قابل استفاده هستند. این فرآیندهای تعریف شده، زمانیکه موردنیاز باشد به هنگام درخواهند آمد و توسعه تدریجی آنها از طریق کنترلهای لازم بر آزمون پروژه های نمونه و یا تجزیه و تحلیل هزینه و سود، امکانپذیر خواهد بود.
قوانین و مسئولیتها در فرآیندهای تعریف شده در سرتاسر سازمان و حین انجام پروژه واضح و روشن است. در سازمان بالغ، مدیریت سازمان، کیفیت محصولات نرم افزاری و فرآیند تهیه آنها را زیر نظر دارد.
برای قضاوت در امر کیفیت و تجزیه و تحلیل محصول و فرآیند، اهدافی وجود دارند که اساساً کمّی شده اند. برنامه زمانبندی و بودجه بندی بر مبنای کارآیی های تاریخی و واقعیت های منبعث از آنها، بنا شده اند. نتایج مورد انتظار برای هزینه، برنامه زمانبندی، قابلیت کارکردی و کیفیت، معمولاً قابل حصول هستند. بطور کلی، فرآیند به نظم درآمدن بطور سازگارانه ای دنبال می شود. زیرا، درک مشترک از ارزش آنچیزی که فرآیند ایجاد می کند و زیرساختهای لازم برای پشتیبانی آن، در سرتاسر سازمان بوجود خواهد آمد.
۲-سازمان نرم افزاری نابالغ
دریک سازمان نرم افزاری نابالغ، فرآیندهای نرم افزاری عموماً در جریان انجام یک پروژه توسط انجام دهندگان و مدیران ایجاد می شوند. حتی اگر یک فرآیند نرم افزار با این روش ایجاد شود، به اندازه کافی جدی گرفته نخواهد شد و دنبال نمی گردد. سازمان نرم افزاری نابالغ، ارتجاعی است. مدیریتش معمولاً تمرکز برحلّ مشکلات بحرانی دارد. زمانبندی و بودجه بندی بصورت دائمی در حال افزایش است زیرا بر مبنای تخمین های واقعی بنا نشده اند.
اکثر مواقع مشاهده شده است که یک برنامه زمانبندی فشرده برای تهیه یک نرم افزار تحمیل شده است. قابلیت کارکردی و کیفیت محصول حاصل از این برنامه ریزی، اغلب دستخوش مصالحه با برنامه زمانبندی خواهد شد. در یک سازمان نابالغ، اهداف اساسی پایه ای برای توانایی قضاوت کیفیت محصول یا برای حلّ مشکلات محصول یا مسائل فرآیند، تدوین نگردیده اند . بنابراین پیش بینی کیفیت محصول مشکل است. وقتی پروژه از برنامه زمانبندی خود به تعویق می افتد فعالیتهایی که به افزایش کیفیت منجر می شوند (مانند بازنگری ها و آزمون ها) اغلب خلاصه یا محو می شوند.
۱-۱-۲-مفاهیم پایه ای متضمن بلوغ فرآیند
فرآیند نرم افزار می تواند بوسیله مجموعه ای از فعالیتها، روشها، تمرینها و تغییراتی که نیروی انسانی برای توسعه و نگهداشت و به اشتراک گذاشتن آنها صرف می کنند، تعریف شود. (مانند: برنامه ریزی پروژه، طراحی مستندات، کُد، آزمون موارد و راهنمای استفاده کنندگان) بطوریکه فرآیند نرم افزار در یک سازمان رشدیافته، به خوبی تعریف شده و سازگاری پیاده سازی آن در سرتاسر سازمان بیشتر به چشم می خورد. در این صورت ویژگیهایی از قابلیت فرآیند نرم افزار در محدوده ای از نتایج قابل پیش بینی شده ،  بوسیله پیروی از فرآیند نرم افزار قابل دستیابی است.
قابلیت فرآیند نرم افزار یک سازمان به یک معنی پیش بینی احتمالی آندسته قابلیتهایی است که سازمان درنظر دارد تا در نرم افزارهای آتی خود بگنجاند. کارآیی فرآیند نرم افزار به معنی واقعی آن به وسیله پی گیری فرآیند نرم افزار نمایش داده می شود. از اینرو کارآیی فرآیند نرم افزار تمرکز بر نتایج قابل انتظار دارد. بلوغ فرآیند نرم افزار به اندازه ای است که یک فرآیند خاص، آشکارانه تعریف، مدیریت، اندازه گیری، کنترل و تأثیرگذار شده باشد. بلوغ، به پتانسیلی برای رشد در قابلیت، منجر می شود و شامل هم دستیابی به فرآیندهای نرم افزاری سازمان و نیز  سازگاری با پروژه های جدیدی است که در سازمان مطرح می شود.
سودی که یک سازمان نرم افزاری در بلوغ فرآیند نرم افزار بدست می آورد، این است که با استفاده از خط مشی ها، استانداردها و ساختارهای سازمانی مناسب، در مسیر فرآیند نرم افزار قرار خواهد گرفت. جاری ساختن فرآیند نرم افزار در سازمان مستلزم ایجاد  یک زیرساخت و فرهنگ سازمانی است که روشها، عملیات  و دستورالعمل های کاری در این زیرساخت با تحمل و بردباری خاص مورد پشتیبانی قرار گیرد بطوریکه پس از آن بصورت نهادینه درسرتاسر سازمان رسوخ پیدا کند.

۱-۲-۱پنج سطح بلوغ فرآیند نرم افزار
توسعه مستمر فرآیند بر مبنای تعدادی مراحل تحولی و تکاملی به جای تغییرات انقلابی، بنا شده است. ساختار مراحل CMM بر مبنای اصول کیفیت محصول مورد اعتقاد والتر شوارت، ادوارد دمینگ، ژوزف یوران و فیلیپ کرازبی، بنا شده است. ( مرجع CMM V1.1 )
CMM  چارچوبی برای ساماندهی به این مراحل توسعه تدریجی در ۵ مرحله بلوغ که منجر به زیرسازی موفقیت آمیزی برای توسعه مستمر فرآیند خواهد شد، ارائه نموده است. این ۵ مرحله بلوغ، درجه بندی کمّی برای اندازه گیری بلوغ فرآیند نرم افزار سازمان و ارزیابی قابلیت فرآیند نرم افزاررا  تعریف می کند. این سطوح همچنین نسبت به تشخیص اولویت های نیازمند تلاش برای تجزیه و تحلیل و نیز فاصله دستیابی به توسعه سازمان، کمک خواهد نمود.
سطوح بلوغ، بخوبی و به گونه ای هموار، بصورت تدریجی در سطح سازمان برای دسترسی به فرآیند نرم افزار بالغ، تعریف شده است. هر سطح بلوغ، شامل مجموعه ای از اهداف فرآیندی است. توانایی خرسندسازی، زمانی حاصل می شود که مؤلفه های مهم فرآیند نرم افزار در سازمان، تثبیت شده باشد. دسترسی به هر سطح از چارچوب بلوغ، مؤلفه های مختلفی از فرآیند نرم افزار را برقرار می سازد و منجر به افزایش قابلیت فرآیند در سازمان خواهد شد.
سازماندهی CMM در ۵ سطحی که در شکل ۱-۲ نشان داده شده است، تعیین کننده اولویت بندی  فعالیت های توسعه ای برای افزایش بلوغ فرآیند نرم افزار است. برچسب  هایی که برروی پیکانها در شکل ۱-۲ نوشته شده است، شامل نوع قابلیت فرآیندی است که بوسیله ساماندهی هر مرحله از چارچوب بلوغ دائر می گردند.

    شکل ۱-۲-  پنج سطح بلوغ فرآیند نرم افزار

۱-۲-۲-مشخصه های سطوح بلوغ
سطوح بلوغ ۲ الی ۵ می تواند بوسیله فعالیت های تهیه شده توسط سازمان توصیف گردند. این توصیف برای ایجاد یا توسعه فرآیند نرم افزار بوسیله تهیه فعالیتها در هر پروژه و نتایج حاصله از قابلیت فرآیند طی انجام پروژه، صورت می پذیرد. صفات رفتاری سطح ۱، به عنوان ابتدایی ترین پایه سنجش برای توسعه فرآیند در نظر گرفته شده است.
-سطح یک- سطح ابتدایی
در سطح ابتدایی، سازمان نمونه، محیط پایداری برای توسعه و نگهداشت نرم افزار تهیه نکرده است. ایجاد تعهد در کارکنان چنین سازمانهایی برای انجام عملیات فرآیند مهندسی نرم افزار در محیط بحران، مکرراً با سختی مواجه است. در زمان بحران، پروژه ها از روشهای اجرایی برنامه ریزی شده تخطی می کنند و به برنامه نویسی و آزمایش کردن می پردازند. موفقیت در اینچنین پروژه هایی کاملاً وابسته به مدیریت استثنایی، زمان وقوع و اثربخشی تیم نرم افزاری است. بعضی اوقات ، قابلیت و تأکید مدیران نرم افزار می تواند در مقابل فشارهای ناشی از کم کردن زمان برای دستیابی به فرآیند نرم افزار، مقاومت کند ولی به محض اینکه آنها پروژه را ترک کنند، نفوذ ایجاد شده توسط آنها نیز پروژه را ترک خواهد کرد. حتی یک فرآیند قوی مهندسی، نمی تواند در مقابل بی ثباتی ناشی از غیبت یک مدیر قوی دوام بیاورد. مشکلات ناشی از تکروی این فرآیند در سازمان سطح یک می تواند بارها و بارها تکرار شود. ضمن اینکه پروژه ها نیز از لحاظ زمان و هزینه در تنگنا قرار می گیرند. موفقیت در سطح سازمان به شایستگی و شجاعت کارکنانی که در آن کار میکنند وابسته است و حتی در شرایط مشابه قابل تکرار نیست. از اینرو در سطح یک، قابلیت، یک مشخصه فردی است و نه سازمانی.
سطح دو- سطح تکرارپذیر
در سطح تکرارپذیر، خط مشی مدیریت پروژه نرم افزاری و دستورالعملهای پیاده سازی آن خط مشی ها، دایر گردیده اند. برنامه ریزی و مدیریت پروژه جدید بر مبنای تجارب حاصل از پروژه های مشابه قبلی صورت می پذیرد. قابلیت فرآیندها برمبنای نظم و ترتیب حاکم بر هر پروژه، به سرعت پیشرفت می نماید. یک فرآیند مؤثر می تواند توسط موارد زیر توصیف گردد:
•    تمرین شده باشد.
•    مستند شده باشد.
•    تأکیدشده باشد. (جدی گرفته شده باشد.)
•    آموزش داده شده باشد.
•    اندازه گیری شده باشد.
•    قابل توسعه باشد.
مبانی کنترل مدیریت نرم افزار در سطح دو، سازمان دهی شده و ایجاد می شود. تعهدات واقعی پروژه بر مبنای نتایج مشاهده شده از پروژه های قبلی و نیازمندیهای پروژه جاری، بنا شده اند.
مدیران نرم افزار برای پی گیری هزینه های نرم افزار، برنامه های زمانبندی و تعیین قابلیت های کارکردی، در زمانیکه مشکلاتی رخ می دهد، توسط برقراری جلسات مشورتی نسبت به تعیین تکلیف و حل آنها اقدام می کنند.
نیازمندیهای نرم افزاری و کارهای مربوط به توسعه محصولات بر مبنای فعالیت آنها و همچنین پیوستگی آنها تحت کنترل هستند.
استانداردهای پروژه های نرم افزاری تعریف شده اند و سازمان مطمئن است که از آنها با وفاداری کامل، متابعت می شود.
کارهای پروژه های نرم افزاری که بوسیله پیمانکاران انجام می شود- اگر وجود داشته باشد- در چارچوب تعامل بین مشتری و عرضه کننده، انجام می شود.
فرآیندها در سازمان سطح دو ممکن است متفاوت باشد. نیازمندی سازمانی برای دستیابی به سطح دو، آن است که تعدادی خط مشی برای راهنمایی پروژه ها، اختصاصاً جهت فرآیندهای مدیریتی، برپاگردد.
قابلیت فرآیند نرم افزاری سازمانهای سطح دو می تواند در نظم و ترتیب خلاصه گردد، زیرا عمل برنامه ریزی و پی گیری پروژه نرم افزاری، صورت می پذیرد و حصول موفقیت می تواند تکرار شود. فرآیندهای پروژه، تحت کنترل مؤثر یک سیستم مدیریت پروژه قرار دارد و پیروی از یک برنامه واقعی، بر مبنای اثربخشی حاصل از پروژه های قبلی بنا شده است.
سطح سه- سطح تعریف شده
درسطح تعریف شده، فعالیت های به نظم کشیده شده در سطح دو منجر به تهیه استاندارد برای فرآیند نرم افزار می گردد و این استاندارد برای توسعه و نگهداشت مناسب نرم افزارها در کل سازمان مستند شده است. این فرآیند هم شامل مهندسی نرم افزار و هم شامل فرآیندهای مدیریت پروژه است و به نحویکه بصورت مجموعه ای یکپارچه بین مؤلفه هایش ارتباط منطقی ایجاد شده است.
در فرآیند استانداردسازی سازمان به فرآیند مذکور در سرتاسر CMM، مراجعه شده است. فرآیندهای ایجادشده در سطح سه که برای کمک به مدیران نرم افزار و کارکنان فنی بصورت مؤثرتری تهیه شده است، مورد استفاده (تغییر داده شده، اختصاص داده شده) قرار می گیرد. عملیات مهندسی نرم افزار زمانی بر رفتارهای سازمانی تأثیرپذیر است که فرآیندهای نرم افزاری آن استاندارد شده باشند. در این فرآیند، گروهی وجود دارد که نسبت به فعالیت های فرآیند نرم افزاری، مسئولیت دارد [به عنوان مثال: گروه فرآیند مهندسی نرم افزار یا SEPG   در فاولر۹۰]. یکی از مسئولیتهای اصلی این گروه آنستکه اطمینان حاصل کند برنامه های آموزشی پیاده شده در سرتاسر سازمان موجب شده باشد که کلیه کارکنان و مدیران ذیربط نسبت به انجام وظائفی که به آنها احاله شده است مهارت و دانش کافی را کسب کرده باشند.
در پروژه هایی که بنابه درخواست مشتری تعریف می شود، فرآیند نرم افزار استاندارد سازمان برای توسعه فرآیند نرم افزار مشتری که دارای تعهدات مالی منحصر به فردی است، بخوبی توصیف خواهد شد. این فرآیند توصیف شده و تغییر داده شده به CMM ای منتسب می گردد که در فرآیند نرم افزار تعریف شده برای پروژه، بیان گردیده است.
فرآیند نرم افزار تعریف شده (بومی شده استاندارد برای پروژه خاص) شامل مجموعه ای به هم پیوسته و مربوط با مهندسی نرم افزار و فرآیندهای مدیریتی آن می باشد. فرآیند به خوبی تعریف شده مذکور می تواند توسط معیارهایی برای قبولی، ورودیها، استانداردها و روشهای اجرایی کار برای تهیه مکانیزمهایی برای صحت سنجی (مانند بازنگری)، خروجیها و تکمیل معیارها مشخص گردد. زیرا فرآیند بخوبی تعریف شده نرم افزار، بینش خوبی در مدیریت، برای پیشرفت فنی در سرتاسر پروژه،  ایجاد می کند. (این موارد میتواند در مستندی تحت عنوان “برنامه ریزی کیفیت” (Qualitty Plan) ارائه گردد.)
قابلیت فرآیند نرم افزار در سازمانهای سطح سه، در سازگاری و استانداردسازی خلاصه می شود. زیرا هم مهندسی نرم افزار و هم فعالیتهای مدیریتی، پابرجا و قابل تکرار هستند. با تأسیس خط تولید، هزینه، برنامه زمانبندی و قابلیت کارکردی، تحت کنترل قرار خواهند گرفت و کیفیت نرم افزار، پی گیری خواهد شد. این قابلیت فرآیند، مشترکاً بر مبنای درک فعالیتهای سازمانی و قوانین و مسئولیتهای تعریف شده در فرآیند نرم افزار، بنا شده است.
سطح- چهار- سطح مدیریت شده
در سطح مدیریت شده، سازمان به مجموعه ای از اهداف کمّی، هم برای محصولات نرم افزاری و هم برای فرآیندهای آن، دست خواهد یافت.
بهره وری و کیفیت فعالیتهای مهم فرآیند نرم افزار در کل پروژه ها، یک قسمت از برنامه اندازه گیری سازمانی می باشد و قابل اندازه گیری است. در سرتاسر سازمان، پایگاه داده فرآیند نرم افزار که از جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده های قابل دسترس از فرآیندهای نرم افزاری پروژه های تعریف شده ایجاد شده است، مورد استفاده قرار می گیرد.
فرآیندهای نرم افزاری با معیارهای سازگار و خوب، بصورت ابزار درخواهند آمد. این معیارهای ایجاد شده، پایه ای خواهد بود برای کمّی کردن ارزیابی فرآیندها و محصولات پروژه های نرم افزاری.
حصول قابلیت کنترل بر محصولات و فرآیندهای پروژه ها، بوسیله محدود کردن انجام تغییرات در کارآیی فرآیندها با پذیرش یک محدوده از کمیتهای قابل پذیرش، امکان پذیر خواهدشد. تغییرات معنی دار در کارآیی فرآیند، از تغییرات تصادفی، بخصوص با راه اندازی خط تولید، می تواند تمیز داده شود.
ریسک حاصل از درگیری برای افزایش سطح منحنی دانش در محدوده برنامه های کاربردی بایستی شناخته شود و به دقت مدیریت شود.
قابلیت فرآیند نرم افزار در سازمان سطح چهار، می تواند بوسیله قابلیت کمّی بودن و پیش بینی کردن، خلاصه گردد. زیرا فرآیندها در محدوده های قابل اندازه گیری اجرا و اندازه گرفته می شوند. این سطح از قابلیت فرآیند، یک سازمان را به پیش بینی روند قابلیت فرآیند و کیفیت محصول، در محدوده مذکور، قادر می سازد. زیرا، وقتی که برخی شرایط استثنایی رخ می دهد، فرآیند هم پابرجا می ماند و هم قابل اندازه گیری خواهد بود و دلایل خاص تغییرات می تواند تعریف و عنوان شود. زمانیکه محدودیتهای شناخته شده از فرآیند پیشی گیرد، می توان عکس العمل های مناسبی در موقعیت صحیح اتخاذ نمود. محصولات نرم افزاری با کیفیت بالایی، قابل پیش بینی خواهند شد.
سطح پنج، سطح بهینه شونده
درسطح بهینه شونده ، در تمام سازمان، بر توسعه تدریجی و مستمر فرآیندها تمرکز شده است. سازمان اهدافی برای مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف فرآیندهای فعال خود دارد. این اهداف با مشخص نمودن نحوه پیشگیری از وقوع نقایص قابل حصول خواهد بود.
داده های حاصل از فرآیند نرم افزار غیرمؤثر و تجزیه و تحلیل هزینه و سود آنها برای دستیابی به فنآوریهای جدید و تغییر در فرآیند نرم افزار سازمان، مورد استفاده قرار می گیرند. با انجام این عمل، نوآوریهای زیادی حاصل سازمان می گردد.
تیم پروژه نرم افزاری، در سازمان سطح پنج، نسبت به تجزیه و تحلیل نقایص برای تعیین دلایل آن اقدام می کند. فرآیندهای نرم افزار برای پیشگیری از تکرار انواع نقایص شناخته شده، مورد ارزیابی قرار می گیرد و درسهایی برای جلوگیری از نشر آنها به دیگر پروژه ها می آموزد.
اتلاف شدیدی که از دوباره کاری در کارها در جریان تغییرات تصادفی در هر سیستم ساده بوجود می آید، اتلاف غیرقابل قبولی است. تلاشهای زیادی برای حذف اتلاف ناشی از تغییر در سیستم ها، سازمان یافته است که به عنوان مثال: توسعه فرآیند به منظور پیشگیری از عدم کارآیی بوسیله تغییر در دلایل مشترک، از آن جمله است.
گرچه این مسئله درکلیه سطوح بلوغ واقعیت دارد ولی در سطح پنج برروی آن متمرکز می شود.
قابلیت فرآیند نرم افزار در سازمان سطح پنج، می تواند بوسیله تمرکز بر توسعه مستمر مشخص گردد. زیرا سازمان سطح پنج، کوشش مستمری برای توسعه در محدوده ای از قابلیت فرآیند که در پروژه های جاری اش کارآیی دارد، بکار می بندد. توسعه، هم بوسیله پیشرفتهای صعودی در فرآیندهای موجود و هم بوسیله نوآوریهائی که با استفاده از فنآوریها و روشهای جدید ایجاد می شود، رخ می دهد. توسعه فرآیند و فنآوری در فعالیتهای کاری متداول، برنامه ریزی و مدیریت می شود.
۱-۲-۳-قابلیت فرآیند
بلوغ فرآیند نرم افزار سازمان به پیش بینی قابلیت دستیابی به اهداف، کمک می کند. پروژه ها در سازمانهای سطح یک، ابعاد وسیعی از دسترسی به هزینه ها، برنامه زمانبندی، قابلیت کارکردی و اهداف کیفی را تجربه می کنند. همانطور که در شکل ۴-۲ توضیح داده شده است، سه بهسازی در دستیابی به اهداف تعیین شده، در بلوغ فرآیند نرم افزاری سازمان انتظار می رود.این انتظارات بر مبنای نتایج کمّی از توسعه فرآیندهای دستیافته در دیگر صنایع بنا شده است و آنها با نتایج حاصل از موردکاوی اولیه گزارش شده از سازمانهای نرم افزاری، سازگار هستند.(Dion 92, Hamphrey 91b, Lipke 92, Wohlwen 93)
اولاً دلایل رشد بلوغ این است که تفاوت بین نتایج مورد انتظار و نتایج واقعی در طول پروژه کاهش یابد. برای مثال سازمان سطح یک اغلب برنامه زمانبندی اولیه خود را نمی تواند بپوشاند و در یک  محدوده  وسیعی نسبت به پیش بینی اولیه، کار را تحویل می دهد. در صورتیکه سازمانهای سطح بالاتر قادرند با دقت بیشتری نسبت به این کار اقدام نمایند و فاصله زمانی، برنامه ریزی شده و واقعی بسیار کمتر خواهد بود. (این مسئله به وسیله مساحت زیر منحنی حاصل از سمت راست خط هدف در شکل ۴-۲ نشان داده شده است.) به عبارتی دیگر، توسعه بلوغ، متغیری است از کاهش فاصله نتایج واقعی و نتایج هدف. به عنوان مثال: در سازمان سطح یک، تاریخهای تحویل برای پروژه های در اندازه مشابه غیرقابل پیش بینی تر نسبت به پروژه های مشابه در سازمانهای با سطوح بلوغ بالاتر هستند و با اختلاف بیشتری نسبت به آنها به انجام می رسند (این مسئله در شکل ۴-۲ بوسیله سطحی از منحنی که نزدیک به خط هدف هستند، نشان داده شده است)
ثانیاً، توسعه نتایج هدف گذاری شده در سازمانهای بالغ بصورت صعودی است و آن به این معنی است که در سازمانهای بالغ نرم افزاری، هزینه ها کاهش یافته، زمان پیاده سازی کوتاهتر می گردد و بهره وری و کیفیت افزایش می یابد. ازآنجائیکه برای حذف اشتباهات و انجام دوباره کاریها، زمان زیادی لازم است. سازمانهای با بلوغ بالاتر، با افزایش اثربخشی فرایندهایشان نسبت به کاهش هزینه های دوباره کاری اقدام می نمایند. دراین حالت زمان پیاده سازی نیز کاهش می یابد.
(این مسئله در شکل ۴-۲ بوسیله تغییر مکان دادن افقی خط هدف نسبت به مبداء نشان داده شده است.)
توسعه در پیش بینی نتایج پروژه در شکل ۴-۲ نمایش داده شده است. فرض کنید که نتایج حاصل از پروژه های نرم افزاری قابل پیش بینی تر از قبل باشند، دراین صورت مواردی از دوباره کاری ها در فرآیند نرم افزار، حذف می شود. اگرچه فنآوریهای جدید و برنامه های کاربردی تحت قابلیت فرآیندها، تصویر پیچیده ای از سیستم های جدید ایجاد می کنند و این امر بوسیله ایجاد قابلیت افزایش تغییر پذیری صورت می گیرد ، با همه این تفاصیل مدیریت و مهندسین در سازمانهای با بلوغ بیشتر خیلی سریعتر و راحت تر مشکلات را نسبت به سازمانهای با بلوغ کمتر، حل می کنند. در بعضی از موارد فرآیند بالغ بدین معنی است که احتمال شکست پروژه را در طول زیستچرخ نرم افزار، زودتر از موعد تشخیص بدهد و هدر رفتن سرمایه را به حداقل برساند.
موردکاوی توسعه فرآیندنرم افزار مستندشده شامل نتایج معنی داری از توسعه کیفیت و بهره وری در سازمانهایی است که با تلاش نسبت به بهبود خود اقدام نموده اند. (Dion 92, Hamphrey 91b, Lipke 92, Wohlwen 93)
 

در سازمانهای سطح پنج، کارآیی بصورت پیوسته توسعه می یابد.        5    احتمال
    …/ هزینه/ زمان   
برمبنای درک کمّی از فرآیندها و محصولات، در سازمانهای سطح چهار، فرآیند توسعه مستمر، آغاز می گردد.        4    احتمال
    …/ هزینه/ زمان   
با فرآیندهای خوب تعریف شده، کارآیی ها در سازمانهای سطح سه، توسعه می یابند.        3    احتمال
    …/ هزینه/ زمان   
در سازمانهای سطح ۲، برنامه ریزی ها بر مبنای کارآیی های گذشته، واقعی تر هستند.        2    احتمال
    …/ هزینه/ زمان   
برنامه زمانبندی و هزینه هدف بطور نمونه در سازمانهای سطح یک از تخمین اولیه بیشتر خواهند شد.        1    احتمال
    …/ هزینه/ زمان   

شکل ۴-۲- قابلیت فرآیند نشان داده شده بوسیله سطوح بلوغ



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

راز موفقیت مدیران

630

بازدید

راز موفقیت مدیران ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
استدلال مدیران
راز موفقیت : به همان اندازه که قضیه نادرست کریستنسن اثبات می شود،تشخیص راز موفقیت بیشتر از کتاب درسی مدیریت اتخاذ می شود.
نوامبر۲۰۰۳
روبرت هلر
انسان قرون وسطایی برای سنگ فیلسوفی جستجو کردکه می توانست اصل فلز را به طلا تغییر شکل دهد.اغلب مدیران و مؤسسان شرکت یک امید مشابه و معمولا بیهوده را دنبال می کنند،اما نیازی نیست که آن بیهوده باشد،از طریق نتایج شرکتها دریک صنعت شناخته می شود.
آنها از فروش درسالهای۱۹۹۴ -۱۹۷۶ شصت و دو میلیون دلاربدست آوردند،قیمت برای رقبایی که سنگ را نیافته بودند،بیست مرتبه زمان بندی شد.اگرچه که بقدر کافی متقاعدکننده نیست،فروش در شرکت در گروه خسته و کسل تنها یک۵/۶۴ میلیون دلاراضافی را میانگین می گیرد : میانگین موفقیت ۹/۱ بیلیون دلاری – یک تفاوت ۲۹ – رتبه ای است.آمارهای اضافی از کتاب یک مدیریت مشهورو درست نوشته کلیتون ام ۰ کریستنسن بدست می آید.آن عنوان واضحی است،مثله غامض بدعت گذار :زمانی که تکنولوژی های جدید باعث می شوند شرکت های بزرگ ورشکست شوند،عدالت را نسبت به پیغامش کمتر رعایت می کنند که در همه زمانها برای همه مدیران و شرکتها به کار برده می شود و فقط برای بدعت گذاران نیست.سنگ فیلسوف که در بالا درآمارهای اضافی ذکرشد،بهرحال ابداع در تکنولوژی های در هم گسیخته است.رشد موفقیت جستجو شده از طریق عضویت بازارهای کوچک آشکار شده است.در تضادبا این،علامت گذاری های قبلی رشد رادر بازارهای بزرگ دنبال کردند.هر دو گروه ریسک را قبول کردند.برندگان فرصتی داشتند که درآن یک بازارآشکارشده برای تکنولوژی در هم گسیخته به هیچ وجه نبایدآشکارمی شد.بازندگانی که خطر رقابتی مبارزه بر هند شرکت های تاسیس شده در بازارهای تاسیس شده را پذیرفتندو اولین درس این بود که این اساسا استراتژی ضعیفی است.
قضیه نادرست مدیریت :
بهرحال تمام کتاب، متقاعد کننده این فرضیه است که شرکتهای بزرگ بر روی این حالت مسدود وقفل هستند. آنها توسط تقاضاهای مشتری و فشارهای رقابتی برای سرمایه گذاری کلان برای نگه داری نیروهای موجود آنها تحت فشار قرارگرفتندو اگر ممکن بود مهارت باید زیاد شود.این مساله افزایش را نسبت به قضیه نادرست کریستنسن ارائه می دهد.توضیح قراردادی موقعی است که اشتباه شرکتهای بزرگ در این است که آنها ازبی لیاقتی، بروکراسی  تکبر ،رابطه فامیلی و اجرایی خسته کننده،طراحی ضعیف و خطوط،افق سرمایه گذاری کوتاه دوره رنج می برند.بهرحال قضیه نادرست،بیان می کندکه شرکتهای بزرگ بطور کامل یا نسبی در اعتبار تکنولوژی های در هم گسیخته شکست می خورندنه تنها بدلیل اینکه آنها خیلی ضعیف اداره می شوندبلکه بدلیل این است که مدیریت انها عالی است.
بنابراین چگونه اشتباهات رهبری را نسبت به تکنولوژی های در هم گسیخته جدید از دست دادند؟ آن به این دلیل بودکه آنها دقیقا آنچه را که هر پروفسوردانشگاه تجارت بایداز توصیه و سفارش آن خوشحال باشد انجام دادند:
۱ ۰به مشتری ها گوش کنید
۲ ۰سرمایه گذاری  در تکنولوژی های جدیدی که این تقاضاهای برخاسته مشتری ها برای اجرا را برآورده خواهد کرد،تجاوز کارانه است.
۳ ۰مطالعه با دفت و دیدن و بررسی روشهای بازار
۴ ۰اختصاص دادن منابع به سرمایه گذاری هایی که بهترین سودراقول و وعده می دهند.
نویسنده ،دستیار پروفسوردر دانشگاه تجارت هاروارد، پشت سرهم ازدیسک درایوها(وسایل
الکتریکی برای دادن و گرفتن اطلاعات از دیسک)کامپیوترها،خرده فروشی، ساخت فولاد،
تجهیزات زمین لرزه و………مثال می زند.برای نشان دادن اینکه چگونه این مدیریت خوب می تواند از عهده یک تکنولوژی از هم گسیخته برآید،یک نفر یک طبقه بندی متفاوت ازمشتریها را معرفی می کند.نوعا اینها بوسیله قیمتهای پایین تر و بوسیله قابلیت استفاده متفاوت جذب شدند که کمک می کند انواع جدید محصولات تولید شود.همچنین نوعا بدعت گذاران از هم گسیخته از هرچهارقاعده مدیریت خوب که در بالاذکر شد نافرمانی می کنند:
۱ ۰ آنها به مشتری گوش نمی دهند زیرا آنها چیزی ندارند.
۲ ۰ آنها انجام و اجرای کمترمحصولات را بجای انجام و اجرای بیشتر محصولات توسعه می دهند.
۳ ۰ آنها به تحقیق بازار اطمینان ندارند زیرا در این اوضاع آن بی فایده است.
۴ ۰ آنها در بازارهای کوچک،با فروشی که از صفر تا بی مقدارمرتب می شود،سخت کار می کنند.
آنها هنوزمی برند و زیاد می برند مثل موفقیتهایی که در شروع ذکر شد.دلواپسی صنعت،
دیسک درایوها می باشد.استراتژی صنعت درلیو ۱۴ اینچی،قضیه کریستنسن را خلاصه می کند.مصنوعات به فواصل بسیار بزرگ تکنیکی و مالی می روندتا مشتریانی که همه چارچوب اصلی کامپیوترها را می سازندرا راضی و خشنود کند.درایوهای ۸ اینچی توسط تازه واردانی مثل شوگارت،پاریام و کوانتوم معرفی شدند که برای این مشتری ها استفاده ای نداشتند.
دیسک ها بازارشان را بامینی کامپیوترها و سپس یک بخش خیلی کوچک پیدا کردند.بهر حال همانطورکه بخش رشد یافت و همانطور که دیسکهای ۸ اینچی با اجرای هدف پایین ترمدلهای
۱۴ اینچی فرا رسیدند،بنا براین سازندگان بعدی ضرر دیدند وشکست خوردند.هنوز   اینچرها هرگز یک مدل ۸ اینچی را معرفی نکردند.آنهایی که دو سال بعد آن اطراف نبودند و سرانجام هر سازنده درایو ۱۴ اینچی از صنعت رانده شد.این تکراری نبود،زیراهر مدیریت واقعی بی لیاقت بود اما به این دلیل بود که مخالف آن وجود داشت.درایوهای ۸ اینچی مابه التفاوتهای کمترو یک بازاربسیار کوچکتررا پیشنهاد کردندو مشتری های آنها را نخواستند.کتاب بطور محکم وثابت مفهوم و معنی شبکه ها را تصدیق و تاییدمی کند که درآن مشتری ها و حمایت کنندهیک سود سهم تجاری رادر یک تکنولوژی داده شده گسترش می دهندکه این تکنولوژی داده شده برای هر دو هدف آنها مناسب است و شاما اهداف سودده آنها است.حماقت نادیده گرفتن بازار جدید آشکارشده تنها در قدرت درک آنچه در گذشته اتفاق افتاده است،واضح و روشن می شود.
افزایش سودهای بازار
در هر زمان رد پتانسیل پایین بازارعاقلانه بود :با این روش نه سود و نه درآمدهای در انتظار ذخیره نمی شوند.بهرحال بازار ساخته می شود و هر دو را پیشنهاد می کند.اینجا دوباره دانشگاه تجرت استاندارد و درس صنعت است.هر مدیری اصرار دارد که دربالای گوشه دست چپ قالب اجرا / قیمت واقع شود جایی که شما بیشترین قیمت را برای بالاترین کیفیت می برید
آن خوش بینی نسبت به حال است اما شاید تحلیل نشود و حتی آینده را حذف کند. برای روشن شدن موقعیت روش دیگر،شرکت هاواشخاص بطور طبیعی نسبت به توانایی های آنهانقش ایفا می کنند – در چه مورد آنها خوب به نظر می رسند که به خوبی در گذشته کار کرده است و هنوز به خوبی کارمی کند.بهرحال زمان می آید،موقعی که این توانایی ها ازطریق کهنگی حتی اگرچه که آنها هنوز موفق اند،عمل می کنند. آن کابوس برگردنده آی بی ام بود.شاید شرکت سزاوارشهرت مدیریت سطح بالایش حداقل در یک بخش باشد،اما آن،سودهای زیادش و توانایی بازاربزرگ را ازبکارگیری مشتریان متحد و زیاد می گیرد.اگرچه که سرانجام آن خیلی موثرتر نسبت به برخاستن هم مینی کامپیوتروهم پی سی عکس العمل نشان می دهد،تمایل طبیعی آن نیست مشتریان مشابه است اما این رشد محسوس در فروش پی سی خارج از همکاریهای مشترک و سهم بازار آی بی ام برای استفاده مدیریت می شوند،یکبارتا ۸۰% به شکل های منفرد تنزل یافت.دوباره این یک شکست مخصوص نسبت به  آی بی ام نیست.در دیسک درایوها،سی گیت،رهبر۲۵/۵ اینچی در دیسک های۵/۳ اینچی دیرتر آمدندو تا سال
۱۹۹۱ یک محصول واحد رانفروخته بودندتا ثابت کردندکه مهمترین مصرف کنندگان آنها سازندگان پزتابل و دفترچه های کامپیوترهاست.بنابراین،هرکس مشکلی دارد.شایدبزرگترین
فرصت و مهمترین تهدید بخوبی بعدها بکار گرفته شود زیرا شبکه بالاترین سودهای رایج و رضایت بخش را برای شما تهیه می کند.
کل سازمان و فکروتوجه ثابت مدیریت،کاملا بدرستی و آنطور که باید باشندآماده کار هستند.یک سازمان مشابه چگونه می تواند بطور موثرتربر آنچه که نیست و شاید هرگزنباشد،اثر بگذارد؟


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

انواع ماهواره ها

2,770

بازدید

انواع ماهواره ها ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۴ امتیازs
ماهواره ها رامی توان باتوجه به نوع کاربرد, مداری که درآن مستقرهستند یانوع سیستم طبقه بندی
کرد.ماهواره هااز دیدگاه کاربردی به دوگروه نظامی وغیرنظامی تقسیم می شوند.درهریک ازاین دو
. گروه , کاربردهای متعددی وجود داردکه درشکل صفحه بعد به تعدادی ازآنها اشاره شده است
همانطورکه ملاحظه می شود,ماهواره هابیشتربرای مقاصد نظامی به کارگرفته می شوند.ماهواره های
نظامی از تنوع بیشتری نیز برخوردار هستند. ضمن اینکه با سرمایه گذاریهای بسیار کلان کشورهای
.صنعتی , ماهواره های نظامی از تکنولوژی پیشرفته تری نیزاستفاده می کنند
 
سیرتحولات ماهواره های مخابراتی
تااوایل سال ۱۹۶۰میلادی غیراز چندارتباط محدود که توسط دستگاه بی سیم برقرارشده بود, مساله
انتخاب وجود نداشت . به علت ظرفیت کم و تقاضا برای ارتباطات , انباشته بودن طیفهای فرکانس و
.ضعف سیستم انتقال صوتی , تنها وسیله ارتباطی بین قاره ای , کابل تلفن زیر دریایی بود
در سال ۱۹۶۰ میلادی یعنی تقریبا سه سال بعد از پرتاب اولین سفینه شوروی , امریکاییها نخستین
قمرمصنوعی مخابراتی رادرمدارزمین قراردادند.قطراین قمربزرگ ۳۰ متربودودرارتفاع۱۵۰۰کیلومتری
زمین گردش می کرد.این قمر, مجهز به نوعی آیینه بود که امواج راازایستگاههای فرستنده می گرفت
و به ایستگاههای گیرنده که به علت کروی بودن زمین نمی توانستند آنها را به طور مستقیم دریافت
کنند , منعکس می کرد. به این ترتیب اولین ارتباط آزمایشی به وسیله ماهواره بین دو نقطه دور دست
امریکایعنی ازکالیفرنیا تا نیوجرسی برقرارشد. قسمت اعظم انرژی اشعه ای که ازایستگاه فرستنده
ارسال می شد,درفضاپخش وتنها قسمت کوچکی ازآن توسط ماهواره منعکس می شد.برای اینکه اشعه
منعکس شده قابل استفاده شود , لازم بود به وسیله ایستگاه عظیم و پرقدرتی تقویت که نتیجه کار
مطلوب نبود, به خاطر همین , امریکاییها شروع به ساختن قمرمصنوعی مخابراتی جدیدی کردند که
امواج رابه وسیله آنتنهایی اززمین دریافت وپس ازتقویت به سوی ایستگاههای گیرنده زمینی ارسال
کنند. اندیشه استفاده از ماهواره ها به صورت رله برای ارتباطات راه دور ابتدا از سوی
نویسنده معروف داستانهای تخیلی -عمومی ویکی ازبنیانگذاران (Arthur.c.Clarke) آرتو.سی .کلارک ( انجمن انگلیسی بین ستاره هامطرح شدودرمقاله ای درشماره اکتبرسال ۱۹۴۵میلادی مجله ( جهان بی سیم چاپ شد. این مقاله سرآغازی برای شروع فعالیتهای جدی ارتباطات ماهواره ای شد.آقای کلارک با درنظرگرفتن سه ماهواره درارتفاع ۳۶۰۰۰ کیلومتری ازسطح زمین وروی محیط مدار دایره ای شکل . دورکره زمین به فواصل مساوی ازهم , پوشش ارتباط ماهواره ای تمام سطح زمین رامیسرمی دانست بعد از چاپ مقاله کلارک , طی ده سال , سه اختراع مهم انجام شد که مورد استفاده آنهادرساخت
. ماهواره هااست .اولی , سلولهای خورشیدی است که تبدیل کننده نورخورشید به الکتریسیته هستند
دوم , ترانزیستور درانواع مختلف وسوم لامپ تقویت موج رادیویی است .این نوع تقویت کننده هابا
طیف وسیع فرکانس و بازدهی حدود ۲۰ الی ۴۰ درصد , از معمولی ترین نوع تقویت کننده در
. مخابرات ماهواره ای است
 

درسال ۱۹۶۲ میلادی , تاریخ ارتباطات ورق خوردونخستین ماهواره از نوع رله وتقویت کننده به
نام ( تله استار ) در دهم ژوییه همین سال از سوی امریکا در مدار قرار گرفت و برای اولین بار
برنامه ای ازتلویزیون امریکا توسط این قمرمصنوعی که بربالای اقیانوس اطلس قرارداشت منعکس
. وبرای مردم نمایش داده شدوبه دنبال آن , دومین ماهواره ازهمین نوع چندماه بعد پرتاب گردید
ماهواره تله استاردرمداری که بین ۹۰۰ تا۵۵۰۰ کیلومترازسطح دریاارتفاع داشت , تقریبا هر دو
ساعت ونیم یک بارکره زمین رادورمی زد.چون زمین درهر۲۴ساعت یک باربه دورخود می چرخد
ارتباط بین دو نقطه از زمین فقط چند بار در شبانه روز امکان پذیر بود و این ماهواره تنها مدت
کوتاهی دریک نقطه قابل رویت می ماندکه این مدت متناسب باارتفاع مدارقمرمصنوعی ازسطح دریا
بود.برای برقراری ارتباط دایمی , فقط یک راه به نظر می رسیدوآن اینکه ماهواره بایددربالای یک
نقطه اززمین درارتفاع معینی ثابت بماند که ظاهرا خیلی مشکل بود, ولی عملا وقتی زمان گردش
ماهواره به دور زمین ۲۴ ساعت باشد , همزمان با کره زمین به دور آن خواهد گشت و از نظرما
آسمان بی حرکت خواهدماند. چون هر قمر مصنوعی دریک مداردایره ای حرکت می کندکه مرکز آن
منطبق بر مرکز کره زمین وصفحه این دایره نیز عمود برمحورزمین است .مدار دایره ای ماهواره به
موازات خط استواخواهد بودوهمین طورچون سرعت قمرمصنوعی ازمقدار معینی نمی تواند کمتر
باشد, برای اینکه با همان سرعت در ۲۴ ساعت یک باربه دورزمین بچرخد, باید محیط دایره ای
. مسیرقمر مصنوعی ودرنتیجه ارتفاع مدارآن رابیشترکرد
محاسبات و تجربه های عملی نشان داده که برای این منظور , باید ارتفاع ماهواره از سطح
( .دریا ۳۶۰۰۰ کیلومتر باشد. ( فاصله ای که در آن از طرف زمین نیروی جاذبه به ماهواره وارد نمی شود
این مدار را اصطلاحا مدار ژئوسنکرون می نامند. وقتی که ماهواره به ارتفاع ۳۶۰۰۰ کیلومتری
از سطح دریا رسید, آن را به آرامی منحرف می کنند که در بالای نقاط انتخاب شده باقی بماند
ولی درصورت انحراف ازمسیراصلی ودورشدن ازنقطه دلخواه توسط راکتهای عکس العملی کوچکی
که در آنها تعبیه شده و از ایستگا ههای کنترل زمین هدایت می شوند , آن را دوباره به وضعیت
. مطلوب درمی آورند
بدین ترتیب , سیرتحولات ماهواره های مخابراتی ادامه پیداکرد تا به امروزکه شاهد به کارگیری
. تکنیکهای بسیار پیشرفته دراین سیستم جهت ارتقای سطح کیفیت وافزایش ظرفیت آن هستیم
 
ماهواره های مخابراتی
گسترش ارتباطات درسطح جهان استفاده ازسیستمهای مخابراتی راباظرفیت وسیعترپوشش بیشتر
وکیفیت بهترایجاب می کند.یکی ازروشهایی که می تواند به طورمناسب جوابگوی نیازهای فعلی
وآتی بشردراین زمینه باشد,استفاده ازماهواره های مخابراتی است ماهواره مخابراتی سفینه ای
است که سیگنالهای الکتریکی را از فرستنده ای بر روی زمین دریافت می کند و آنها را بعد از
تقویت و تغییر فرکانس های حامل , به سمت ایستگاههای زمینی در نقاط دیگر می فرستد. چون
ماهواره های مخابراتی سیگنالهاراتقویت می کنندوبازگشت می دهند بیشتربه عنوان تکرارکننده
و رله شناخته می شوند . ماهواره های مخابراتی معمولا در مدارهای خاصی از کره زمین قرار
می گیرندکه به نظر فرستنده هاوگیرنده های روی زمین ثابت می آیند. به کمک فرستنده ای برروی
زمین ویک ماهواره برروی مدار, می توان سیگنالهارا به گیرنده هایی مستقر در بخشی از زمین
فرستاد که حدود یک سوم سطح زمین را بپوشاند . اولین ماهواره مخابراتی بین المللی از سری
اینتلست با ظرفیت ۲۴۰ کانال تلفنی درسال ۱۹۶۵ میلادی به فضا پرتاب شد و سرآغازی برای
پوشش ارتباطات ماهواره ای در سطح بین المللی گردید. موارداستفاده ماهواره های مخابراتی
وتاثیرفراوان آن برزندگی بشرباعث شده که روزبه روز توجه انسان به این وسیله ارتباطی افزایش
, یابد.کاربردهای وسیع آن درپزشکی , آموزش وپرورش , کشاورزی , انتقال اطلاعات کامپیوتری
برنامه های تلویزیونی وغیره باعث شده که وجودیک ماهواره مخابراتی مستقل برای هرکشوری
امری ضروری باشد . داشتن ماهواره مخابراتی مستقل باعث ایجاد تسهیلات در امر انتقال
اطلاعات کامپیوتری از دانشگاهها به مراکز تحقیقات وبالعکس , هرچه سریعترانجام شدن امور
اقتصادی , پوشش کلیه نقاط کشورازنظربرنامه های تلویزیونی , رادیویی وتلفنی بانصب سریع
آنتنهای گیرنده زمینی درنقاط مختلف کشور, آموزش کشاورزی وپزشکی از راه دور وکاربردهای
. وسیع ومتنوع دیگری خواهد بود
ماهواره های مخابراتی درمدارخاصی مستقرمی شوند که حدود ۳۵۷۸۸ کیلومترازخط استوافاصله
, دارند. هر ماهواره باسرعت و جهتی همسان با کره زمین در حال حرکت است . در این شرایط
ماهواره در مکانی بالای خط استوا نسبت به زمین ثابت می شود.ماهواره های مخابراتی ابتدا
برای ارتباطات تلفنی طراحی شده اند ولی امروزه شاهد ارایه سرویسهای گوناگونی از قبیل
کاربردهای تلویزیونی , تجاری و کنفرانس از راه دور ازطریق ماهواره هستیم اما هنوزسرویس
. تلفنی بالاترین حجم را در بین دیگرسرویسها حفظ کرده است
 



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

بیمه خدمات درمانی

539

بازدید

سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد
سازمان بیمه خدمات درمانی در راستای تحقق اصل ۲۹ قانون اساسی و به دنبال تصویب قانون بیمه همگانی خدمات درمانی در آبانماه ۱۳۷۳ توسط مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۳۷۴ تاسیس گردید.
در همین راستا دولت مکلف گردید حداکثر ظرف مدت ۵ سال پوشش بیمه خدمات درمانی را برای کلیه متقاضیان عملی ساخته و تعهدات لازم را در جهت همگانی نمودن نظام بیمه خدمات درمانی فراهم آورد. متعاقب تصویب قانون، سازمان بیمه خدمات درمانی بنا بر صراحت قانون و آیین نامه های هیات دولت تشکیل شد و از اول مهرماه سال ۱۳۷۴ هجری شمسی .اجرای قانون بیمه همگانی خدمات درمانی را رسما” آغاز نمود
بر مبنای قانون تکلف بیمه درمانی کارکنان دولت، روستاییان و عشایر، خویش فرمایان و سایر اقشار، خانواده معظم شهداء، آزادگان، جانبازان، روحانیون، طلاب حوزه های علمیه و دانشجویان به سازمان بیمه خدمات درمانی محول گردید و اخیرا” سازمان در جهت اجرای اصل ۲۹، اقشار دیگر جامعه، نظیر مددجویان و توانخواهان سازمان بهزیستی، زندانیان کشور و سربازان مامور در سازمان زندانها، کانون سردفتران، اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صنوف وابسته به انجمن خانه سینما و بیمه درمان بیماران خاص که شامل بیماران هموفیلی، دیالیزی، تالاسمی می باشد را تحت پوشش درآورده است و موجبات اجرایی بیمه مکمل یا مازاد را به منظور ارائه خدمات درمانی به کارکنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد مرکزی و استانهای سازمان بیمه خدمات درمانی، انعقاد قرارداد با ۴۵۰ شرکت وابسته به وزارت نیرو را فراهم نموده است و این آمادگی را دارد تمامی وزارتخانه ها، نهادها، سازمان ها، شرکت ها، سفارتخانه ها، حجاج و زائرین عتبات .عالیات را تحت پوشش بیمه همگانی خدمات درمانی و بیمه مکمل قرار دهد


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تشکلهای کارگری

1,041

بازدید

تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی
پس از به وجود آمدن صنایع کشور و شکل گیری طبقه کارگر به ویژه با آغاز دوران سلطنت رضا شاه و از ابتدای قرن اخیر، خواست ایجاد تشکل و آزادی فعالیت های سندیکایی و اتحادیه‌ای مستقل، اصلی ترین مطالبه جنبش کارگران و مزدبگیران ایرانی بوده است. هرچند این جنبش در مقاطع مختلف با سرکوب‌های خونینی نیز مواجه بوده است، اما به مدد مبارزات خستگی ناپذیر کارگران و تلاش‌های بی دریغ پیشگامان جنبش کارگری در ایران، موفقت‌هایی را نیز در طول این سالیان کسب کرده‌است. قانون کار مصوب ۱۳۳۷ شمسی، علیرغم نارسایی‌های عمده‌ یکی از این دستاوردها بود که لااقل وجود سندیکاها را به لحاظ قانونی پذیرفته بود.
ماده ۲۵ این قانون، از سندیکاها به عنوان تشکل‌های صنفی نام برده و در تعریف آنها گفته بود: «سندیکا سازمانی است که به منظور حفظ منافع حرفه‌ای و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی، به وسیله کارگران یک حرفه یا صنعت… تشکیل می‌شود. ائتلاف چند سندیکا تشکیل یک اتحادیه و ائتلاف چند اتحادیه تشکیل یک کنفدراسیون را می‌دهد» بر طبق ماده ۲۹ همین قانون، سندیکاها، اتحادیه‌ها و کنفدراسیون ها می‌توانند نسبت به احزاب سیاسی اظهار تمایل کرده یا با آن‌ها همکاری نمایند» ( هر چند چیزی جامه عمل به خود نپوشید) .
متأسفانه با تصویب «قانون مربوط به تشکیل شوراهای اسلامی کار» در سال ۱۳۶۳ و «قانون کار» در سال ۱۳۶۹، و هم چنین سایر مقررات مربوط به حقوق کار، توسط «مجلس شورای اسلامی»، با یک عقب گرد تاریخی، تشکل‌های مستقل کارگری و حقوق سندیکایی به رسمیت شناخته شده در قانون کار سال ۱۳۳۷ به کلی از بین رفتند. رژیم جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین سازمان‌های سیاسی و فعالان کارگری در سال‌های اولیه دهه ۶۰ شمسی، اقدام به ایجاد تشکل‌های ایدئولوژیکی نمود که نه تنها هیچ سنخیتی با استانداردهای شناخته شده بین‌المللی مربوط به حقوق کار در زمینه فعالیت‌های سندیکایی ندارند، بلکه نقش اصلی آن‌ها هم چیزی جز اعمال کنترل و مراقبت دولتی بر روابط و مناسبات حاکم بر محیط کار نیست.
در واقع اولین تشکیلات‌های کارگری ایران که از دل سندیکاهای کارگری وابسته به حزب توده در آمده بودند، پس از طی فراز و نشیب های مختلف تبدیل به سندیکاهای وابسته به حزب مردم و سپس رستاخیز ‌شدند و عاقبت سر از شوراهای اسلامی کار در آوردند.
مقدمه:
سابقه تشکیل شوراهای اسلامی کار به اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ بر می‌گردد. در حالی که سیاست رسمی وزارت کار تحت مدیریت زنده یاد داریوش فروهر، حمایت از ایجاد و تقویت جنبش کارگری و سندیکایی بود، بخشی از شورای انقلاب و حزب جمهوری اسلامی با رهبری بهشتی و کارگزاری عواملش در صدد تضعیف این جنبش و مهار آن بودند. اقدام اولیه آن‌ها تشکیل شوراهای وابسته به خود با هدف به دست گرفتن کنترل کارخانجات و سرکوب کارگران مترقی و فعالان کارگری بود. به این ترتیب آن‌ها تنها نیل به مقاصد سیاسی، کنترل قدرت و از صحنه بیرون کردن رقیب را در نظر داشتند. برای پیش برد چنین اهدافی، اولین شوراهای اسلامی در کارخانه جنرال موتورز تهران و با هدایت علی ربیعی شکل گرفت. در همین دوران بهشتی با تیزبینی و آینده نگری که داشت مسئولیت ایجاد فعالیت شاخه کارگری حزب جمهوری اسلامی را به عهده علی ربیعی و علیرضا محجوب دو مهره مورد علاقه خود گذاشت و این دو گسترش فعالیت شاخه کارگرى این حزب را از طریق ایجاد شوراهای اسلامی کار وابسته به حزب جمهوری اسلامی دنبال کردند. در تیرماه سال ۵۹ لایحه قانونی راجع به تشکیل شوراهاى اسلامی کار با هدایت و صحنه گردانی بهشتی تدوین شد. تشکیل انجمن هاى اسلامی و بسیج کارگرى نیز به موازات شوراى اسلامی کار در همین دوران آغاز شد. یورش عوامل حزب جمهوری اسلامی و بهشتی با حمایت نیروهای شبه نظامی به «خانه کارگر» ( که در آن دوران در تسلط نیروهای چپ بود) در سال ۵۸ و تصاحب آن، اقدام بعدی واحد کارگری حزب جمهوری اسلامی و عوامل آن یعنی علیرضا محجوب و علی ربیعی برای در اختیار گرفتن مقدرات جبنش کارگری ایران بود. سرانجام در دى ماه سال ۶۳ با تصویب قانون تشکیل شوراهاى اسلامی در مجلس و شوراى نگهبان، این تشکل رسمیت قانونی پیدا کرد. تعداد شوراهای تشکیل یافته در سال ۶۶ و به هنگام برگزاری نخستین کنگره خانه کارگر به رقم ۱۱۰۰ رسید و در اوج خود در دوران وزارت حسین کمالی به ۳۲۸۰ شورا رسید. تعداد این شوراها هم اکنون به ۱۱۱۵ شورا کاهش پیدا کرده است. به اعتراف حسن صادقی رئیس شوراهای اسلامی کار در تهران ۱۴ میلیونی ۲۴ انجمن صنفی کارگری دارای اعتبارنامه وجود دارد. در یادداشت زیر تلاش می‌شود مغایرت تشکل‌های موجود کارگری با کنوانسیون های بین‌المللی نشان داده شود.

تشکل‌های موجود کارگری در ایران و مغایرت آن‌ها با کنوانسیون آزادی‌های سندیکایی
تشکل‌های موجود کارگری به رسمیت شناخته شده از سوی قانونگذار در رژیم جمهوری اسلامی در سه دسته تقسیم بندی می‌شوند. در زیر به بررسی کوتاه تشکل‌های مورد اشاره در قوانین مربوط به روابط کار و حقوق و اختیارات آنها و مغایرتشان با کنوانسیون ۸۷ سازمان بین‌المللی کار می‌پردازیم:
شوراهای اسلامی کار
شوراهای اسلامی کار در واقع نه شورا می‌باشند و نه انجمن صنفی یا سندیکا، اما مسؤولیت هر دو نهاد را یکجا به عهده گرفته‌اند. چنانچه از نامش پیداست برخلاف روح و مفاد کنوانسیون‌های بین‌المللی، تشکلی‌ است ایدئولوژیک در خدمت هیئت حاکمه برای مهار، کنترل و سرکوب کارگران.
ماده ۱ از قانون تشکیل «شورای اسلامی کار» در ارتباط با اهداف و چگونگی تشکیل این شوراها مقرر می‌دارد « به منظور تأمین قسط اسلامی و همکاری در تهیه‌ برنامه ها و ایجاد هماهنگی در پیشرفت امور در واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی و خدمات، شورایی مرکب از نمایندگان کارگران و کارکنان، به انتخاب مجمع عمومی و نماینده‌ی مدیریت، به نام «شورای اسلامی کار» تشکیل می‌گردد.
طبق ماده ۲ «قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار» کسانی که کاندیدای عضویت در «شورای اسلامی کار» می‌شوند، می‌بایستی «اعتقاد والتزام عملی به اسلام و ولایت فقیه و وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» داشته و گرایشی به « احزاب و سازمان‌ها و گروه‌های غیرقانونی و گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی» نداشته باشند. تأکید روی عبارت «تأمین قسط اسلامی» و شرایط مندرج در قانون در ارتباط با کسانی که به عضویت این شوراها در می‌آیند، به ویژه عدم وابستگی آن‌ها به گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران، به روشنی نشان دهنده ماهیت و کارکرد ایدئولوژیک این شوراها و مغایرت آنها با کنوانسیون آزادی های سندیکایی (۸۷) می‌باشد. همچنین دخالت نماینده مدیریت (کارفرما) در انتخاب اعضای »شورای اسلامی کار» خود ناقض استقلال شورا و آزاد بودن کارگران در ایجاد تشکل‌های کارگری و اداره آن هاست.
ماده ۲ کنوانسیون مقرر می‌دارد که «کارگران و کارفرمایان بدون هیچگونه تبعیض می توانند آزادانه و بدون اجازه قبلی، سازمان های خود را تشکیل داده و یا به سازمان های موجود بپیوندند» و بند ۲ ماده ۳ تصریح می‌کند که «مقام‌های دولتی بایستی از هرگونه مداخله‌ای که حق کارگران برای سازماندهی فعالیت‌ها و تدوین برنامه عمل آنها را محدود نماید یا اعمال قانونی این حق را به مخاطره اندازد، امتناع نمایند» ،
اما ماده ۱۵ «قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار» مقرر می‌دارد که «وزارت کار موظف است در واحدهایی که بیش از ۳۵ شاغل دائم دارند، به تشکیل شوراهای اسلامی کار اقدام نماید».
چنانچه ملاحظه می‌شود سازماندهی کارگران، جزو وظایف و اختیارات دولت تلقی شده و کارگران حقی در سازماندهی امور مربوط به خود را ندارند.
ماده ۴ کنوانسیون حقوق و آزادی های سندیکایی(کنوانسیون ۸۷) مقرر می‌کند «سازمان های کارگری و کارفرمایی را نمی توان با احکام اداری منحل یا توقیف کرد.»
این در حالی است که طبق ماده ۴ قانون «شوراهای اسلامی کار» چنانچه شوراهای اسلامی کار از وظایف مندرج در قانون منحرف شوند، منحل خواهند شد.
از جمله وظایف شوراهای اسلامی کار بر اساس مفاد قانون مربوط به تشکیل «شوراهای اسلامی کار» و به ویژه ماده ۲۰ آن کنترل کارگران است. این ماده مقرر می‌دارد «شورا باید در زمینه‌های اجتماعی بروز حوادث، مراجع ذیصلاح را مطلع و همکاریهای لازم را معمول دارد». ذکر عبارت‌های اطلاع به «مراجع ذیصلاح» و «همکاری‌های لازم» آن‌هم در قانون به خوبی نشاندهنده سمت و سو و کارکرد این گونه شوراهاست.
از دیگر وظایف این گونه شوراها که حیات و مماتشان به دست دولت است و حتی آیین‌نامه‌های اجرایی‌شان نیز می‌بایستی به تصویب هیأت وزیران برسد بر طبق ماده ۶ قانون شوراهای اسلامی کار «همکاری با انجمن اسلامی در بالا بردن آگاهی کارگران، همکاری با مدیریت و پیشنهاد تشویق عناصر فعال است». بدون شک وظیفه شناسایی افراد غیرفعال و یا مضر به حال محیط کار نیز در زمره‌ی وظایف نانوشته این گونه نهادهاست.
نکته بسیار مهم آن که طبق تبصره ماده ١۵ قانون شوراهای اسلامی کار، زمان تشکیل شوراها در شرکت‌های بزرگ دولتی، از قبیل شرکت‌های تابعه‌ وزارت نفت[پالایشگاه‌ها، صنایع پتروشیمی، صنایع گاز]، شرکت ملی فولاد ایران، شرکت ملی صنایع مس ایران، کارخانجات بزرگ ذوب آهن و صنایع سنگین… ، به تشیخص شورای عالی کار که طبق ماده ۱۶۷ قانون کار ریاست آن با وزیر کار و امور اجتماعی می‌باشد، خواهد بود. ظاهراً بعد از گذشت ۲۱ سال از تصویب قانون هنوز موعد تشکیل شوراهای اسلامی کار در بزرگترین شرکت‌های دولتی فرا نرسیده است. این در حالی است که در حکومت ملوک الطوایفی جمهوری اسلامی ایجاد تشکل‌های کارگری در بخش نیرو نیز می‌بایستی با نظارت وزیر مربوطه همراه باشد که به اعتراف حسن صادقی دبیرکل کانون عالی شوراهای اسلامی کار با کمترین توفیق مواجه شده‌اند.(۱)
بر اساس همین ماده شورای ۸ نفره عالی کار مرکب از ۲ نفر به پیشنهاد وزیر کار و تصویب هیأت دولت، سه نفر نماینده کارفرمایان و سه نفر نماینده کارگران می‌باشند.
نکته قابل ذکر آن که در صورت ایجاد چنان تشکل ‌هایی، نمایندگان کارگران از سوی «شورای عالی کار» که تحت کنترل دولت و کارفرمایان است معرفی میشوند. این در حالی‌ است که طبق کنوانسیون های ۸۷ و ۹۸ کارگران می توانند آزادانه و بدون تبعیض سازمان های خود را تشکیل دهند.
مشخص نیست به چه دلیل نمایندگان کارگران را «شورای عالی کار»ی باید تأیید کند که نماینده کارفرما نیز عضو آن است (موضوع تبصره ۵ ماده ۱۳۱ قانون کار). آیین نامه موضوع تبصره شماره ۵ ماده ۱۳۱ قانون کار، عملاً انجمن صنفی کارگران را به کارفرما و وزارت کار وابسته می سازد.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

فقر و توسعه شهری

1,290

بازدید

فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌
خبرگزاری فارس:نرخ‌ فقر در مراکز شهرها بیش‌ از دو برابر حومه‌شهرهاست‌ و در پاره‌ای‌ مادرشهرها این‌ تفاوت ‌حتی‌ بیشتر است‌. برای‌ نمونه‌ در شیکاگو وفیلادلفیا نرخ‌ فقر مرکز شهر حدود چهار برابر نرخ‌فقر در حومه‌های‌ شهر است‌. توزیع‌ نژادی‌ فقر درمراکز شهرها ۱ر۳۱ درصد برای‌ سیاه‌پوستان‌ و ۱۲درصد برای‌ سفیدپوستان‌ است‌
اگرچه‌ مردم‌ فقیر را در هر یک‌ از بخشهای‌ جامعه‌ می‌توان‌ مشاهده‌ کرد اما تمرکز و فراوانی‌ آن‌ در میان‌ زنان‌، کودکان‌و اقلیتهای‌ نژادی‌ و مراکز شهری‌ بزرگ‌ (در مقابل‌ حومه‌ها یا حوزه‌ آماری‌ کلانشهرها) بیشتر است‌. این‌ مقاله‌ کاوشی‌ است‌ درباره‌ تداوم‌ و ماندگاری‌ فقر در مراکز شهری‌ ایالات‌ متحد، جدایی‌ نژادی‌، مسکن‌ فقرا و بالاخره‌ بیکاری‌ و علل‌ آن‌.
کلید واژه‌ها: فقر شهری‌ در آمریکا، تعریف‌ فقر شهری‌، بودجه‌ فقر، مراکز شهری‌، حوزه‌های‌ آماری‌ مادرشهر، سیاست‌مسکن‌، فقر و جدایی‌ نژادی‌ و ناموزنی‌ فضایی‌2.
چکیده:
واقعیتهایی‌ در باره‌ فقر
دولت‌ ایالات‌ متحد امریکاخانواده‌ فقیر راخانواده‌ای‌ تعریف‌ می‌کند که‌ “مجموع‌ درآمدهای‌آن‌ کمتر از مقداری‌ است‌ که‌ برای‌ رفع‌ نیازهای‌حداقل‌ خانوار ضروری‌ است‌”. برای‌ محاسبه‌
“بودجه‌ فقر” نیز حداقل‌ هزینه‌ غذایی‌ خانوار را درسه‌ ضرب‌ باید کرد، بدین‌ ترتیب‌ خانوارهای‌ بادرآمد کمتر از این‌ مقدار (بودجه‌ فقر)۳ فقیرمحسوب‌ می‌شوند. در سال‌ 1997 میلادی‌ بودجه‌فقر برای‌ خانوار چهار نفره‌ امریکایی‌ 16400 دلار
سه‌ نفره‌ 12802 دلار و یک‌ نفره‌ 8183 دلار تعیین‌و محاسبه‌ شده‌ است‌.
فقیر کیست‌ و کجا زندگی‌ می‌کند
۱٫ نژاد
اگر چه‌ تعداد فقرای‌ سفیدپوست‌ دو برابر فقرای‌سیاه‌پوست‌ و چهار برابر فقرای‌ اسپانیایی‌ زبان‌ تباراست‌ اما نرخ‌ فقر در میان‌ سیاهان‌ و اسپانیایی‌ زبان‌تبارها به‌ مراتب‌ بالاتر است‌. در میان‌ اسپانیایی‌زبان‌ تبارها نرخ‌ فقر پورتوریکوئی‌ تبارها با ۳۶درصد و مکزیکی‌ تبارها ۳۱ درصد از بقیه‌ بیشتراست‌، در حالی‌ که‌ کوبایی‌ تبارها با نرخ‌ 18 درصددر پایینترین‌ مرتبه‌ قرار دارند. نرخ‌ فقر برای‌ آسیایی‌تبارها ۱۴ درصد و تقریبا نزدیک‌ به‌ 3ر۱۳ نرخ‌ که‌متوسط ملی‌ در امریکا است‌.
۲٫ فقر سالمندان‌
یکی‌ از موفقیتهای‌ مبارزه‌ با فقر پایین‌ آمدن‌ نرخ‌ فقرسالمندان‌ است‌ که‌ در فاصله‌ بین‌ سالهای‌ 1959 تا۱۹۹۷ از ۳۵ درصد به‌ 5ر۱۰ کاهش‌ یافت‌ وقسمت‌ اعظم‌ این‌ بهبودی‌ نتیجه‌ گسترش‌ تامین‌اجتماعی‌ طی‌ این‌ دوره‌ بوده‌ است‌.
۳٫ کودکان‌
در سال‌ 1997 در ایالات‌ متحد ۱۶ (۶ر۱۶ درصد)کودکان‌ در فقر زندگی‌ می‌کردند و این‌ در حالی‌است‌ که‌ نرخ‌ فقر کودکان‌ اقلیتها به‌ مراتب‌ بالاتربوده‌ است‌.
۴٫ محل‌ زندگی‌
نرخ‌ فقر در خارج‌ از حوزه‌های‌ مادرشهر تقریبا ۱۳بیشتر از حوزه‌های‌ مادرشهری‌ در امریکاست‌. نرخ‌فقر در مراکز شهرها دو برابر بیشتر از نرخ‌ فقر درنقاط غیرمرکزی‌ شهرهاست‌.
۵٫ نوع‌ خانوار
نرخ‌ فقر برای‌ خانوارهای‌ با سرپرست‌ زن‌ شش‌ برابراز خانوارهایی‌ که‌ در آنها زن‌ و مرد مشترکاسرپرستی‌ خانوار را بر عهده‌ دارند بیشتر است‌.علل‌ بالا بودن‌ این‌ نرخ‌ فقر عبارت‌است‌ از:
الف‌) زنان‌ سرپرست‌ خانوار باید دائما بین‌ اشتغال‌و مسئولیتهای‌ خانوادگی‌ در نوسان‌ باشند.
ب‌) به‌ طور متوسط حقوق‌ و دستمزد زنان‌ از مردان‌کمتر است‌.
ج‌) تعداد زیادی‌ از خانوارهای‌ با سرپرست‌ زن‌ ازحمایت‌ و کمک‌ پدر غایب‌ فرزندانشان‌ محروم‌هستند.
د) آموزش‌
نرخ‌ فقر و سطح‌ آموزش‌ رابطه‌ای‌ معکوس‌ با هم‌دارند. نرخ‌ فقر در میان‌ افراد زیر دیپلم‌ دو برابردارندگان‌ دیپلم‌ متوسطه‌ و ده‌ برابر فارغ‌التحصیلان‌آموزش‌ عالی‌ است‌.
نوع‌ اشتغال‌ فقیران‌
بیش از نیمی‌ از خانوارهای‌ فقیر آنهایی‌ هستند که‌(سرپرست‌ خانوار.م‌) کار نیمه‌ وقت‌ دارد و تنها ۱۵آنها کار تمام‌ وقت‌ دارند. در صورتی‌ که‌ مزد هرساعت‌ کار کمتر از ۲۰ر۸ دلار باشد، یک‌ خانوارچهار نفری‌ نیز حتی‌ با کار تمام‌ وقت‌ هم‌ ممکن‌است‌ به‌ خانواده‌ فقیر تبدیل‌ شود. بدین‌ ترتیب‌شغل‌ تمام‌ وقت‌ به‌ تنهایی‌ برای‌ برون‌ رفت‌ از فقرکافی‌ نیست‌ مگر اینکه‌ درآمد سرپرست‌ خانوار ازحداقل‌ دستمزد کمی‌ بالاتر و بیش‌ از یک‌ نفر درخانوار شاغل‌ باشد. در واقع‌ تعداد زیادی‌ ازخانوارهایی‌ که‌ از دایره‌ فقر بیرون‌ هستند و فرد اول‌خانواده‌ ساعتی‌ کمتر از ۲۰ر۸ دلار می‌گیرد ازاشتغال‌ نفر دوم‌ بهره‌مند هستند.
فقر در مراکز شهرها
نرخ‌ فقر در مراکز شهرها بیش‌ از دو برابر حومه‌شهرهاست‌ و در پاره‌ای‌ مادرشهرها این‌ تفاوت‌حتی‌ بیشتر است‌. برای‌ نمونه‌ در شیکاگو وفیلادلفیا نرخ‌ فقر مرکز شهر حدود چهار برابر نرخ‌فقر در حومه‌های شهر است‌. توزیع‌ نژادی‌ فقر درمراکز شهرها ۱ر۳۱ درصد برای‌ سیاه‌پوستان‌ و ۱۲درصد برای‌ سفیدپوستان‌ است‌، در حالی‌ که‌ تنها۵ر۱۹ درصد فقیران‌ سیاه‌پوست‌ و ۶ر۶ درصدسفیدپوستان‌ حومه‌نشین‌ هستند.
انزوای‌ محل‌ اقامت‌ یا جدایی‌ نژادی‌
یکی‌ از ویژگیهای‌ شهرهای‌ ایالات‌ متحد جدایی‌ وانزوای‌ نژادی‌ محلات‌ است‌. نماد این‌ واقعیت‌ این‌است‌ که‌ بیش‌ از ۲۳ (قریب‌ 70%) سیاهانی‌ که‌ درمادرشهرها زندگی‌ می‌کنند در مناطق‌ مرکزی‌شهرها اقامت‌ دارند و تنها ۱۳ سفیدها در این‌ مناطق‌اقامت‌ دارند. به‌ عبارت‌ دیگر تنها ۱۳ سیاهان‌ درمناطق‌ حومه‌ای‌ شهرهای‌ بزرگ‌ اقامت‌ دارند، یعنی‌دو برابر کمتر از سفیدپوستان‌. خواهیم‌ دید که‌تمرکز سیاهان‌ در مراکز شهرها یکی‌ از دلایل‌محرومیت‌ آنها از دسترسی‌ به‌ مشاغل‌ حومه‌ها ونرخ‌ بالای‌ فقر در مراکز شهرهاست‌.
واقعیتهایی‌ در باره‌ انزوای‌ محلات‌ نژادی‌
یکی‌ از راههای‌ کمی‌ کردن‌ میزان‌ جدایی‌ و انزوای‌نژادی‌ شاخص‌ یا نمایه‌ ناهمگنی‌ است‌. این‌شاخص‌ نشانگر سهم‌ عددی‌ یک‌ گروه‌ نژادی‌ است‌که‌ باید برای‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ پیکربندی‌ کاملا همگن‌از نظر فضایی‌ جا به‌ جا شوند یا دوباره‌ اسکان‌یابند; شاخصی‌ که‌ در هر سرشماری‌ ترکیب‌ نژادی‌حوزه‌های‌ کلانشهری‌ را به‌ طور کلی‌ ترسیم‌ کند. درسال‌ 1990 به‌ طور متوسط شاخص‌ ناهمگنی‌برای‌ حوزه‌های‌ کلانشهری‌ امریکا رقم‌ 69 درصدبوده‌ است‌ که‌ بدان‌ معناست‌ که‌ برای‌ دستیابی‌ به‌همگنی‌ کامل‌ 69 درصد سیاه‌پوستان‌ (یاسفیدپوستان‌) باید دوباره‌ اسکان‌ یابند.
همان‌ طور که نمودار (۱) شاخصهای‌ناهمگنی‌ حوزه‌های‌ مادرشهری‌ نشان‌ می‌دهد این‌شاخصها برای‌ حوزه‌های‌ مختلف‌ تفاوت‌ زیادی‌ رانشان‌ می‌دهند. این‌ تفاوت‌ هر چه‌ حوزه‌ مادرشهری‌بزرگتر باشد بیشتر است‌. این‌ نمودار همچنین‌ناهمگنترین‌ شهرها را در مقیاس‌ ملی‌ نشان‌می‌دهد، مضافا اینکه‌ این‌ شهرها در ایالتهای‌شمالی‌ مرکزی‌ قرار دارند و طی‌ چندین‌ دهه‌ گذشته‌میزان‌ انزوای‌ نژادی‌ در آنها تغییر زیادی‌ نکرده‌است‌.
علل‌ انزوا و جدایی‌ نژادی‌ محلات‌
علل‌ جدایی‌ نژادی‌ محلات‌ چیست‌؟ عوامل‌گوناگونی‌ در این‌ امر دخیل‌ هستند وتفکیک‌ اثرهای‌آن‌ به‌ صورت‌ روشن‌ کار مشکلی‌ است‌.
۱٫ رفتارهای‌ نژادی‌ و تنش‌. سیاه‌پوستان‌ وسفیدپوستان‌ در رابطه‌ با ترکیب‌ همسایگان‌ علایق‌
۱۰۰
۹۰
۸۰
۷۰
۶۰
۵۰
۴۰
۳۰
۲۰
۱۰
۰

شاخصهای‌ ناهماهنگی‌
حوزه‌های‌ مادرشهری‌ در آمریکا۶۹
حوزه‌های‌ مادرشهری‌ آماری‌ بزرگ‌ (بالای‌ یک‌ میلیون‌)74
حوزه‌های‌ مادرشهری‌ آماری‌ متوسط (بین‌ 500 هزار تا یک‌ میلیون‌)64
حوزه‌های‌ مادرشهری‌ کوچک‌ (کمتر از ۵۰۰ هزار نفر)۵۷
دیترویت‌88
شیکاگو۸۶
کلیولند۸۵
میوواکی‌83
نیویورک‌82
سن‌لوئیس‌77
فیلادلفیا۷۷
ایندیاناپولیس‌74
نمودار ۱ شاخصهای‌ ناهمگنی‌ نژادی‌ (The inddex of dissimilarity) در حوزه‌های‌ آماری‌ مادرشهرهای‌امریکا، منبع‌ اداره‌ سرشماری‌ امریکا ۱۹۹۸٫
متفاوتی‌ را از خود بروز می‌دهند (کاین‌، ۱۹۸۵ وکلارک‌، ۱۹۹۱). در حالی‌ که‌ اکثر سیاهان‌ الگوی‌همسایگی‌ همگن‌ را ترجیح‌ می‌دهند سفیدها غالبا
خواهان‌ جدایی‌ نژادی‌ هستند. علاوه‌ بر این‌سفیدها و سیاه‌ها از الگوی‌ همسایگی‌ همگن‌ تلقی‌متفاوتی دارند: از دیدگاه‌ یک‌ خانوار سیاه‌پوست‌،الگوی‌ همسایگی‌ همگن‌ الگویی‌ است‌ که‌ در آن‌سفیدها و سیاه‌ها به‌ صورت‌ برابر تقسیم‌ شده‌باشند. در حالی‌ که‌ الگوی‌ مورد درخواست‌ تعدادمعدودی‌ از سفیدها الگویی‌ است‌ که‌ 80 درصدساکنان‌ سفید و تنها ۲۰ درصد بقیه‌ سیاه‌ باشند.تنشهای‌ نژادی‌ در نواحی‌ مسکونی حومه‌هاموجب‌ شده‌ است‌ که‌ جز تعدادی‌ از سیاهان‌،”پوست‌ کلفت‌”20 بقیه‌ آنجا را ترک‌ کنند (میلز ولوبوئل‌، ۱۹۹۷).
۲٫ تفاوت‌ درآمد. به‌ طور متوسط درآمدخانوارهای‌ سیاه‌پوست‌ از سفیدپوستان‌ کمتر است‌و اینکه‌ خانه‌های‌ درون‌ شهر ارزانتر هستند (همان‌منبع‌). اگر چه‌ پاره‌ای‌ از خانوارهای‌ سیاه‌پوست‌خانه‌های‌ ارزان‌ قیمتتر مراکز شهری‌ را ترجیح‌می‌دهند اما این‌ پدیده‌ به‌ طور کامل‌ بیانگر درجه‌جدایی‌ نژادی‌ نیست‌. مطالعه‌ای‌ که‌ گابریل‌ وروزنتال‌ در سال‌ 1989 انجام‌ داده‌اند حاکی‌ ازآن‌است‌ که‌ خانوارهای‌ سیاه‌پوست‌ با درآمدی‌ برابرسفیدها و سایر ویژگیهای‌ مشترک‌ علاقه‌ کمتری‌ به‌حومه‌نشینی‌ از خود نشان‌ می‌دهند. کاین‌ (1985)این‌ سؤال‌ را طرح‌ کرده‌ است‌ که‌ اگر تصمیم‌ درانتخاب‌ محل‌ اقامت‌ مبتنی‌ بر عوامل‌ غیرنژادی‌(مثل‌ درآمد، نوع‌ خانوار، سن‌ رییس‌ خانوار) بود،چه‌ تعداد خانوار سیاه‌پوست‌ حومه‌ها را برای‌ محل‌سکونت‌ انتخاب‌ می‌کردند؟ پاسخ‌ او این‌ بود که‌6ر۳ میلیون‌ خانوار یعنی‌ دو برابر تعداد موجود(در سال‌ 1985).
۳٫ تبعیض‌ نژادی‌ در بازار مسکن‌. تحقیقی‌در باره‌ پیدا کردن‌ خانه‌ از طریق‌ بنگاه‌های‌ معاملات‌ملکی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ دو نفر که‌، به‌ استثنای‌ نژاد،در شرایط یکسان‌ باشند (مثل‌ درآمد، سطح‌تحصیلات‌، تعداد اعضای‌ خانواده‌) در بنگاه‌ به‌طور یکسان‌ مورد استقبال‌ قرار نمی‌گیرند. یین‌جر(۱۹۹۸) بر اساس‌ این‌ تحقیق‌ نشان‌ می‌دهد که‌رفتار و برخورد با سیاهان‌ و اسپانیایی‌ زبان‌ تبارهادر مقایسه‌ با سفیدپوستان‌ کاملا متفاوت‌ است‌، به‌این‌ معنا که‌ به‌ غیر سفیدپوستان‌ تعداد کمتری‌ منزل‌معرفی‌ می‌شود، آنها را به‌ مناطق‌ خاصی‌ راهنمایی‌می‌کنند و مشاوره‌ کمتری‌ به‌ آنها می‌دهند. برای‌مثال‌ از میان‌ ده‌ مشتری‌ سیاه‌ خواهان‌ اجاره‌ منزل‌تنها یا نفر شانس‌ کسب‌ اطلاعاتی‌ را دارد که‌ به‌ یک‌سفیدپوست‌ عرضه‌ می‌شود، همچنین‌ سیاهان‌ تنهایک‌ چهارم‌ سفیدپوستان‌ از وجود خانه‌های‌ خالی‌خبردار می‌شوند.
۴٫ منطقه‌بندی‌21 حذفی‌ در جوامع‌ حومه‌نشین‌. مقامات‌ محلی‌ در حومه‌ها از سازوکارمنطقه‌بندی‌ برای‌ حذف‌ خانوارهای‌ کم‌ درآمداستفاده‌ می‌کنند. تعدادی‌ از این‌ سازوکارهای‌حذفی‌ عبارت‌اند از معیارهای‌: حداقل‌ مساحت‌زمین‌، ممنوعیت‌ واحدهای‌ مسکونی‌ چندخانواری‌، حداکثر تراکم‌، گاراژ برای‌ دو اتومبیل‌ وهزینه‌های‌ روزمره‌ عمومی‌ (شارژ). منطقه‌بندی‌حذفی‌ تا حدودی‌ ناشی‌ از ملاحظات‌ مالی‌ است‌،مثلا اگر یک‌ خانوار کم‌ درآمد هزینه‌ خدمات‌عمومی‌-محلی‌ خود را نپردازد شهرداری‌ یامقامات‌ محلی‌ می‌توانند او را بیرون‌ کنند. از آنجاکه‌ در مجموع‌ خانوارهای‌ سیاه‌پوست‌ درآمدکمتری‌ از سفیدپوستان‌ دارند منطقه‌بندی‌ حذفی‌تاثیر زیادتری‌ در اسکان‌ سیاه‌پوستان‌ دارد.
۵٫ سیاستهای‌ مسکن‌. از نظر تاریخی‌سیاستهای‌ خانه‌سازی‌ دولت‌ فدرال‌ در جهت‌تشویق‌ اسکان‌ فقرا در مراکز فقیرنشین‌ شهرها بوده‌است‌. اکثر برنامه‌های‌ خانه‌سازی‌ دولتی‌ در مناطق‌فقیرنشین‌ اجرا شده‌ وتا همین‌ اواخر مجوزهای‌حمایتی‌ برای‌ اجاره‌ خانه‌ در همان‌ مناطق‌ صادرشده‌ است‌. اخیرا مجوزهای‌ قابل‌ انتقال‌ به‌ جاهای‌دیگر بیشتر شده‌ وتعداد افرادی‌ که‌ می‌توانند درحومه‌ها خانه‌ اجاره‌ کنند بیشتر شده‌ است‌.
عواقب‌ انزوا و جداسازی‌ نژادی‌
سؤالی‌ که‌ مطرح‌ می‌شود این‌است‌ که‌ آیا شهرهایی‌که‌ جدایی‌ نژادی‌ در آنها شدیدتر است‌ برای‌ محل‌زندگی‌ سیاه‌پوستان‌ بهتر است‌ یا غیر آن‌؟ مطالعات‌اخیر (کاتلر و گلاسر، ۱۹۹۷) نشان‌ می‌دهد که‌جوانان‌ سیاه‌پوست‌ (20 ساله‌ها) در شهرهای‌ بانرخ جدایی‌ نژادی‌ بالاتر وضعشان‌ به‌ مراتب‌ بدترمی‌شود; یعنی‌ درآمد کمتری‌ دارند، کمتر تحصیل‌خود را به‌ پایان‌ می‌رسانند، کمتر به‌ بازی‌ گرفته‌می‌شوند (چه‌ در مدرسه‌ و چه‌ در محیط کار) واحتمال‌ اینکه‌ به‌ مادرـ سرپرست‌ خانوار تبدیل‌شوندبیشتر است‌.
چرا جدایی‌ نژادی‌ اماکن‌ شهری‌ چنین‌عواقبی‌ را ایجاد می‌کند؟ یک‌ علت‌ این‌است‌ که‌جوانان‌ در چنین‌ محیطی‌ با درجه‌ بالای‌ جدایی‌نژادی‌ و درآمد کم‌ ارتباط کمتری‌ با الگوهای‌ مثبت‌(مثل‌ اشخاص‌ موفق‌ و تحصیل‌ کرده‌) دارند و درنتیجه‌ به‌ موفقیت‌ خود علاقه‌ زیادی‌ نشان‌نمی‌دهند (منبع‌ پیشین‌). نبود ارتباط با الگوهای‌موفق‌ و مثبت‌ بسامدی‌ عدم‌ موفقیت‌ را بالا می‌برد.
تحصیلات‌، جداسازی‌ نژادی‌ و فقر
بررسی‌ زندگی‌ جوانان‌ سیاه‌پوست‌ شهری‌ توسط”دفتر ملی‌ تحقیقات‌ اقتصادی‌” نشان‌ می‌دهد که‌ باافزایش‌ میزان‌ تحصیل‌ (مدت‌ زمان‌ صرف‌ شده‌ درمدرسه‌) و کیفیت‌ تحصیل‌ (با معیار مدرک‌ دریافت‌شده‌) حقوق‌ و مقدار ساعات‌ کار افراد افزایش‌ یافته‌است‌ (فریمان‌ و هولزر، ۱۹۸۶). بخشی‌ از تفاوت‌نرخ‌ فقر در نواحی‌ حومه‌ و مراکز شهرها را باید درتفاوت‌ میزان‌ تحصیلات‌ ساکنان‌ این‌ مناطق‌جستجو کرد.
وضعیت تحصیلی‌ در مراکز شهر غم‌انگیزاست‌. میزان‌ ترک‌ تحصیل‌ دانش‌آموزان‌ دبیرستانی‌در این‌ مناطق‌ دو برابر دانش‌آموزان‌ حومه‌نشین‌است‌. در مورد کیفیت‌ آموزش‌ نیز آموزش‌ سیاهان‌مقطع‌ دبیرستان‌ در مراکز شهر به‌ندرت‌ در سطح‌همتاهای‌ ترک‌ تحصیل‌ کرده‌ خود در حومه‌ها قراردارد (شیلر، ۱۹۹۵). در مدارس‌ نواحی‌ شهری‌خیلی‌ فقیر (یعنی‌ نواحی‌ با حداقل‌ 40 درصدجمعیت‌ زیر خط فقر) معدل‌ آزمونهای‌ استانداردخیلی‌ پایین‌ است‌. در کلاس‌ چهارم‌ تنها ۳ درصددانش‌آموزان‌ از پس‌ امتحان‌ ریاضی‌ برمی‌آیند وهمچنین‌ تنها ۵ درصد در امتحان‌ خواندن‌ موفق‌
می‌شوند (انستیتوی‌ نژاد و فقر، ۱۹۹۸). درکلاسهای‌ بالاتر نتایج‌ به‌ این‌ شرح‌ است‌: درجه‌موفقیت‌ کلاس‌ هشتمی‌ها در آزمون‌ ریاضی‌ 6درصد و در خواندن‌ 9 درصداست‌: درجه‌ موفقیت‌کلاس‌ دوازدهمی‌ها نیز همین‌ مقدار است‌.
چرا دستاوردهای‌ تحصیلی‌ در مدارس‌مرکزی‌ شهر پایینتر است‌؟ یکی‌ از دلایل‌ وجود فقردر میان‌ خانواده‌هاست‌ (اورفیلد، ۱۹۹۸).
مدارس‌ خیلی‌ فقیر مجبورند زمان‌ بیشتر ونیروی‌ بیشتری‌ صرف‌ خانواده‌، بیماری‌ وامنیت‌ بکنند; بچه‌هایی‌ که‌ به‌ مدرسه‌می‌آیند زبان‌ انگلیسی‌ را درست‌ حرف‌نمی‌زنند، مشکلات‌ روانی‌ دارند، وسایل‌آموزشی‌ در منزل‌ در اختیار ندارند وبالاخره‌ از نظر پایه‌ ضعیف‌ هستند.
پاره‌ای‌ تجربیات‌ طبیعی‌ تفاوت‌ بین‌مدارس‌ حومه‌ها وشهرها را آشکار ساخته‌اند:برنامه‌ای‌ در شیکاگو به‌ نام‌ گوترو۲۲ امکان‌جابه‌جایی‌ ساکنان‌ خانه‌های‌ عمومی‌ شهری‌ را به‌خانه‌ای‌ ارزان‌ قیمت‌ در حومه‌ها فراهم‌ کرد. در میان‌دانش‌آموزان‌ دبیرستانی‌ این‌ خانواده‌های‌ نقل‌ مکان‌کرده‌ نرخ‌ ترک‌ تحصیل‌ به‌ یک‌ چهارم‌ میزان‌ قبل‌کاهش‌ یافت‌. همچنین‌ نرخ‌ ورود به دانشگاه‌ این‌گروه‌ دو برابر ساکنان‌ شهری‌ شد (اورفیلد، ۱۹۹۸).در نورفولک‌ ویرجینیا، دانش‌آموزان‌ مدارس‌مختلط (از نظر نژادی‌) نمرات‌ بهتری‌ در مقایسه‌ بادانش‌آموزان‌ مدارس‌ کاملا یکدست‌ از نظر نژادی‌کسب‌ کردند (ملدرام‌ و ایتون‌، ۱۹۹۴).
ناموزونی‌ فضایی‌
جدایی‌ نژادی‌ چه‌ تاثیری‌ بر درآمد و امکانات‌اشتغال‌ سیاهان‌ شهری‌ دارد؟ همچنانکه‌ دیدیم‌تقریبا نیمی‌ از مشاغل‌ در کارخانه‌ها و ادارات‌نواحی‌ حومه‌ شهرها یافت‌ می‌شود. از طرف‌ دیگرچون‌ تنها یک‌ سوم‌ کارگران‌ سیاه‌ در این‌ مناطق‌زندگی‌ می‌کنند دسترسی‌ آنها به‌ فرصتهای‌ شغلی‌محدود است‌. بر اساس‌ “نظریه‌ ناموزونی‌ فضایی‌23″،استقرار سیاهان در قالب‌ جدایی‌ نژادی‌ در شهرها وبه‌ دور از مناطق‌ عرضه‌ شغل‌ در حومه‌ها از جمله‌دلایل‌ فقر آنهاست‌. نخستین‌ گواه‌ اعتبار این‌ نظریه‌را کاین‌ (1968) مطرح‌ می‌کند. طبق‌ برآورد اوجدایی‌ نژادی‌ در شیکاگو باعث‌ از دست‌ رفتن‌20000 فرصت‌ شغلی‌ شده‌ است‌.
تحقیقات‌ جدیدتر حاکی‌ از آن‌است‌ که‌رشد اشتغال‌ در جاهایی‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ ازدسترسی‌ کارگران‌ سیاه‌ خارج‌ بوده‌ است‌ (رافائل‌،۱۹۹۸). بر اساس‌ مطالعات‌ رافائل‌ تغییرات‌ نرخ‌اشتغال‌ در دهه‌ 1980 در سانفرانسیسکو – اوکلند -سن‌خوزه‌ به‌ قرار زیر است‌: برای‌ کل‌ این‌ منطقه‌مادرشهر میزان‌ اشتغال‌ 21 درصد افزایش‌ را نشان‌می‌دهد و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ در مناطق‌سفیدپوست‌ نشین‌ (یعنی‌ مناطق‌ با جمعیت‌ کمتراز ۲۰ درصد سیاه‌پوست‌) نرخ‌ افزایش‌ اشتغال‌ 23درصد بوده‌ است‌. در مقابل‌ در نواحی‌ سیاه‌پوست‌نشین‌ (یا حداقل‌ 20 درصد سیاه‌) کل‌ افزایش‌ نرخ‌
اشتغال‌ فقط ۲ درصد گزارش‌ شده‌ است‌. اشتغال‌صنعتی‌ نواحی‌ سفیدپوست‌ مذکور ۱ درصد و نرخ‌نواحی‌ سیاه‌پوست‌ نشین‌ منفی‌ 21 درصد بوده‌است‌. بیش‌ از نیمی‌ از کارگران‌ کم‌ تخصص‌ سیاه‌ دربخشهای‌ حمل‌ و نقل‌، کارخانه‌ای‌، ارتباطات‌،ساختمان‌سازی‌، ادارات‌ دولتی‌ ومغازه‌داری‌مشغول‌ به‌کار بوده‌اند. رشد اشتغال‌ این‌ بخشها درکل‌ منطقه‌ مادرشهر مورد بحث‌ 4 درصد و برای‌نواحی‌ سفیدپوست‌ نشین‌ 9 درصد ثبت‌ شده‌ است‌که‌ در مقام‌ مقایسه‌ نواحی‌ سیاه‌پوست‌ نشین‌ 14درصد رشد منفی‌ داشته‌اند.
معنای‌ دیگر جدایی‌ نژادی‌ این‌است‌ که‌مدت‌ زمان‌ سفر روزانه منزل‌-محل‌ کار برای‌سیاهان‌ نسبتا طولانیتر از سفیدپوستان‌ است‌.متوسط زمان‌ سفر برای‌ کارگران‌ فقیر سفید و سیاه‌در سال‌ 1990 عدد ۲۶ دقیقه‌ در برابر ۳۰ دقیقه‌ثبت‌ شده‌ است‌ (اورگان‌ و کوئیگلی‌، ۱۹۹۸).گابریل‌ و روزنتال‌ با در نظر گرفتن‌ عوامل‌ گوناگونی‌چون‌ میزان‌ درآمد، قیمت‌ مسکن‌ و امتیازات‌همسایگی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ زمان‌ سفرروزانه‌ کارگران‌ ماهر دارای‌ دیپلم‌ دبیرستان‌سیاه‌پوست‌ در مقایسه‌ با سیاه‌پوستان‌ 22 درصدطولانیتر است‌. مدت‌ زمان‌ سفر طولانی‌ یعنی‌ کم‌شدن‌ دریافتی‌ خالص‌ سیاه‌پوستان‌ از طریق‌ تقلیل‌زمان‌ کار و سایر فعالیتها.
جدایی‌ نژادی‌ و در نتیجه‌ سفر طولانیتربرای‌ رسیدن‌ به‌ محل‌ کار موجب‌ پایین‌ آمدن‌ درجه‌اشتغال‌ کارگران‌ سیاه‌پوست‌ می‌شود.سه‌ژوکویست‌ و ایهلندفلد۲۴ (۱۹۹۰) با استفاده‌ ازداده‌ها و اطلاعات‌ منطقه‌ مادرشهر فیلادلفیا نشان‌می‌دهند که‌ هزینه‌ بالاتر سفرهای‌ روزانه تاثیر منفی‌در اشتغال‌ دارد. هم برای‌ سیاهان‌ و هم‌ برای‌سفیدپوستان‌، یکی‌ از دلایل‌ نرخ‌ اشتغال‌ پایینترجوانان‌ سیاه‌ نسبت‌ به‌ سفید در فیلادلفیا (۲۶درصد سیاه‌ در برابر ۴۹ درصد سفید) این‌است‌ که‌زمان‌ سفر روزانه‌ این‌ دو گروه‌ 26 دقیقه‌ برای‌سیاهان‌ و ۱۹ دقیقه‌ برای‌ سفیدپوستهاست‌. درواقع‌، این‌ تفاوت‌ زمان‌ سفر روزانه‌ منجر به‌ تفاوتی‌در حدود ۵ر۳ برابر در نرخ‌ اشتغال‌ می‌شود.
اگر چه‌ ساکنان‌ سیاه‌ مراکز شهری‌ می‌توانندبا سفر روزانه‌ به کار در حومه‌ها بپردازند(همچنانکه‌ خیلی‌ها چنین‌ می‌کنند) اما این‌ گونه‌سفرهای‌ روزانه‌ “بر خلاف‌ جریان‌” هم‌ زمان‌برهستند و هم‌ گران‌. دو دلیل‌ عمده‌ در این‌ رابطه‌وجود دارد; نخست‌ اینکه‌ سیستم‌ حمل‌ ونقل‌اساسا برای‌ انتقال‌ مسافران‌ از حومه‌ به‌ مراکز شهرطراحی‌ و زمان‌بندی‌ شده‌ است‌ و مناسب‌ انتقال‌شاغلان‌ مرکزنشین‌ به‌ حومه‌ نیست‌ و دیگر اینکه‌به‌طور نسبی‌ تعداد زیادی‌ از خانوارهای‌ فقیراتومبیل‌ شخصی‌ ندارند. طبق‌ مطالعات‌ اورگان‌ وکوئیگلی‌ (1998) 45 درصد کارگران‌ سیاه‌پوستی‌که‌ در شهرها زندگی‌ می‌کنند دسترسی‌ به‌ اتومبیل‌شخصی‌ ندارند. داشتن‌ اتومبیل‌ زمان‌ قابل‌ توجهی‌را ذخیره‌ می‌کند. برای‌ کارگران‌ سیاه‌پوستی‌ که‌ ازمرکز شهر به‌ حومه‌ها از طریق‌ وسایل‌ نقلیه‌عمومی‌ می‌روند دسترسی‌ به‌ اتومبیل‌ یعنی‌ صرف‌وقتی‌ در حدود ۱۹ دقیقه‌ در روز
نداشتن‌ اتومبیل‌ به‌ صورتی‌ دیگر بر اشتغال‌تاثیر می‌گذارد. مطالعه‌ مورد نظر در مورد کارگران‌ماهر در دیترویت‌ نشان‌ می‌دهد که‌ داشتن‌ اتومبیل‌یعنی‌ استفاده‌ از حوزه‌ وسیعتری‌ برای‌ پیدا کردن‌کار. مطالعه‌ دیگری‌ در همین‌ رابطه‌ داشتن‌ اتومبیل‌را پیش‌شرط پیدا کردن‌ کار و آموزش‌ حرفه‌ای‌ارزیابی‌ می‌کند. این‌ مطالعه‌ در چهارچوب‌ “برنامه‌آموزش‌ پدران‌ بچه‌های‌ تحت‌ پوشش‌ تامین‌اجتماعی‌” قرار دارد و بر آن‌است‌ که‌ به‌ جای‌سیاست‌ حمایتی‌ باید به‌ سوی‌ اشتغال‌ روی‌آورد….
اطلاعات‌ ما در باره‌ نظریه‌ ناموزونی‌فضایی‌ چقدر است‌؟ سه‌کوژوسیت‌ و ایهلندفلد(۱۹۹۱) فرضیه‌های‌ ناموزونی‌ را در ۵۰ منطقه‌مادرشهر آزمایش‌ کرده‌اند که‌ نتایج‌ آن‌ به‌ قرار زیراست‌.
۱٫ در جمع‌بندی‌ کلی‌ نرخ‌ اشتغال‌ سیاه‌پوستان‌ وسفیدپوستان‌ تفاوتی‌ بین‌ 24 تا ۲۷ درصد به‌ نفع‌سفیدپوستان‌ دارد. این‌ شکاف‌ برای‌ اسپانیایی‌ زبان‌تبارها و سفیدها بین‌ 29 تا ۳۴ درصد در نوسان‌است‌.
۲٫ ناموزونی‌ فضایی‌ در حوزه‌های‌ مادرشهری‌اهمیت‌ بیشتری‌ پیدا می‌کند. در شهرهای‌ کوچک‌تفاوت‌ نرخ‌ اشتغال‌ سیاه‌ و سفید تنها ۳ درصد و درشهرهای‌ متوسط ۱۴ درصد است‌، در حالی‌ که‌ درشهرهای‌ بزرگ‌ این‌ رقم‌ به‌ یک‌ چهارم‌ هم‌ می‌رسد.
این‌ مجموعه‌ مطالعات حاکی‌ از آن‌است‌ که‌ناموزونی‌ فضایی‌ یکی‌ از چند عاملی‌ است‌ که‌منجر به‌ افزایش‌ نرخ‌ فقر در شهرها (نسبت‌ به‌حومه‌ها) شده‌ است‌.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تکنولوژی اطلاعات

572

بازدید

تکنولوژی اطلاعات ۴٫۳۳/۵ (۸۶٫۶۷%) ۳ امتیازs


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi