جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

نماز و عبادت !

2,223

بازدید

نماز و عبادت ! ۴٫۷۵/۵ (۹۵٫۰۰%) ۴ امتیازs
پیشگفتار

از خدوند بزرگ، اخلاص و دوام و تاثیر سخن و نوشته می طلبیم و امید داریم که این گام کوچک در زمینه سازی برای گرایش فریضه بزرگ نماز، موثر باشد و در سایه نظام اسلامی، سهمی در نشر فرهنگ اسلامی در سراسر جهان داشته باشیم. که این وظیفه یکایک ماست. و امت بزرگ اسلامی ما، بتواند با تکیه به هویت دینی و فرهنگ غنی اسلامی خویش، دژ استوار حمایت از حق، و پناه مستحکمی برای محرومان جهان باشند.

…انه ولی التوفیق
 
چرا عبادت؟
عبادت، به معنای اظهار ذلت، عالی ترین نوع تذلل و کرنش دربرابر خداوند است. در اهمیت آن، همین بس که آفرینش  هستی و بعثت پیامبران (عالم تکوین و تشریع) برای عبادت است. خداوند می فرماید:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.
کارنامه همه انبیا و رسالت آنان نیز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
« و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است. روشن است که خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد و سود عبادت، به خود پرستندگان بر می گردد، همچنانکه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد.
ریشه های عبادت
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وادار می کند اموری است، از جمله:
۱-عظمت خدا
انسان وقتی خود را در برابر عظمت و جلال خدایی می بیند، نا خودآگاه در برابر او احساس خضوع و فروتنی می کند. آن سان که در برابر یک دانشمند و شخصیت مهم، انسان خویشتن را کوچک و ناچیز شمرده، او را تعظیم و تکریم می کند.
۲-احساس فقر و وابستگی
طبیعت انسان چنین است که وقتی خود را نیازمند و وابسته به کسی دید، در برابرش خضوع می کند. وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چیز، نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز، انسان را به پرستش خدا وا می دارد. خدایی که در نهایت کمال و بی نیازی است. در بعضی احادیث است که اگر فقر و بیماری و مرگ نبود، هرگز گردن بعضی نزد خدا خم نمی شد.
۳-توجه به نعمت ها
انسان، همواره در برابر برخورداری از نعمت ها، زبان ستایش و بندگی دارد. یاآوری نعمت های بیشمار خداوند، می تواند قوی ترین انگیزه برای توجه به خدا و عبارت او باشد. در مناجات های امامان معصوم، معمولا ابتدا نعمت های خداوند، حتی قبل از تولد انسان، به یادآورده می شود و از این راه، محبت انسان به خدا را زنده می سازد آنگاه درخواست نیاز از او می کند. خداوند هم    می فرماید: « قلیعبدوا رب هذا البیت، الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» مردم پروردگار این کعبه را بپرستند، او را که از گرسنگی سیرشان کرد و از ترس، ایمنشان نمود. در آیه ای دیگر است، پروردگارتان را بندگی کنید، چون شما را آفرید.
۴-فطرت
پرستش، جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. این روح پرستش، که در انسان فطری است، گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به « خداپرستی» می رسد، گاهی انسان در سایه جهل یا انحراف به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوت ها کشیده می شود.
انبیا، برای ایجاد حس پرستش نیامده اند، بلکه بعثت آنان، برای هدایت این غریزه فطری به مسیر درست است. علی (ع) می فرماید:
« فبعث الله محمدا بالحق لیخرج عباده من عباده الاوثان الی عبادته»
خداوند، محمد (ص) را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت پرستی به خدا پرستی دعوت کند.
بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن دعوت به توحید در عبادت می کند، نه اصل عبارت. زیرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل میل به غذا که در هر کودکی هست، ولی اگر راهنمایی نشود، به جای غذا، خاک می خورد و لذت هم می برد!
اگر رهبری انبیا نباشد، مسیر این غریزه منحرف می شود و به جای خدا، معبودهای دروغین و پوچ پرسیده می شود. آنگونه که در نبود حضرت موسی و غیبت چهل روزه اش، مردم با اغوای سامری، به پرستش گوساله طلایی سامری روی آورند.
بهانه یا تحقیق؟
با توجه به آنچه گذشت، معلوم می شود که کسانی هستند که روحیه تعبد و تسلیم ندارند و در پی بهانه اند تا شانه از بار تکلیف و دینداری خالی کنند. از این رو مسئله «تحقیق» را عنوان    می کنند و برای هر دستور دینی، دنبال فلسفه و دلیل می گردند و خیلی هم خود را روشنفکر جا می زنند. قرآن کریم نسبت به برخی از اینگونه افراد درباره اعتقاد به قیامت، می فرماید:
« بل یرید الانسان لیفجر امامه، یسل ایان یوم القیمه؟»
گروهی می خواهند راه گناه را در پیش گیرند، می پرسند: روز قیامت کی است؟
آنان مثل کودکان بهانه گیری هستند که هر لحظه بهانه می گیرند و آن که انجام شد. بهانه ای دیگر. قرآن درباره چنین کسان می گوید:
« و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر»
اگر نشانه از قدرت خدا و معجزات انبیا مشاهده کنند اعراض کرده، می گویند: این هم همان سحر و جادوی معمولی و همیشگی است!
اینان در مقابل مکانیک و پزشک و مدهای خارجی و وسوسه های نفس و تمایلات شیطانی تسلیم اند و چون و چرا ندارند، ولی وقتی نوبت به دستور دین می رسد، اهل تحقیق و استدلال    می شوند و قیافه هم می گیرند.
اهمیت نماز
جز آنچه از آیات و احادیث نقل شد، رفتار اولیا خدا نیز اهمیت و جایگاه آنرا بیان می کند. نماز، جز برنامه انبیا بوده است. حضرت عیسی (ع) در گهواره هم می گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:« واوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا»
امام حسین (ع)، حتی ظهر  روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.
حضرت ابراهیم(ع) همسر و کودک خویش را در بیابان های داغ مکه که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: « خدایا، تا نماز به پا دارند : « انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه»
پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می باختند و می فرمودند: وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است»
گر چه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می خوانند، اما امیر المومنین(ع) نماز را نه برای تجارت یا سپری از آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می دهد.
ترک نماز
ترک نماز، قطع رابطه کردن با آفریدگار هستی است و این در دنیا و آخرت، عواقب تلخی دارد. در قیامت، اهل بهشت از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را روانه جهنم کرد؟ یکی از پاسخ هایشان اینست که ما پابند به نماز نبودیم: « لم نک من المصلین»
درجایی دیگر، به نمازگزارانی که نسبت به نمازشان سهل انگار و بی اعتنا هستند و گاهی  می خوانند و گاهی نمی خوانند، می گوید: وای بر آنان :« قویل للمصلین الذین عن صلاتهم ساهون»
رسول خدا (ص) فرموده است:
« من ترک اصلاه متعمد فقد کفر»
هر که از روی عمد و با توجه نماز را رها کند، از اسلام خارج شده و کافر است.
و نیز فرموده است:
« بین العبد و بین الکفر ترک الصلاه»
مرز میان اسلام و کفر، چیزی بیش از رها کردن نماز نیست.
نمونه ای از اخلاص
علی (ع) در صفت متقین می فرماید:
« اذا زکی احدهم خاف مما یقال له»
هر گاه یکی از آنان ستایش می شود، از آنچه درباره اش گفته اند می هراسد.
مردان وارسته، هراس از آن دارند که توجه مردم به آنان، مانع توجهشان به خدا گردد و خود، مصداق  عن سبیل الله» شوند!
شبی در سیمای جمهوری اسلامی، مصاحبه ای با یک رزمنده شانزده ساله پخش شد. مصاحبه گر پرسید: کار تو چیست؟  گفت: خنثی کردن مین. پرسید: تا کنون چند «مین» خنثی کرده ای؟ گفت: از لطف خدا زیاد. پرسید: عدد آنرا می دانی؟ جواب داد: می ترسیم بگویم، شیطان مرا گول بزند و دچار عجب و غرور شوم و دوستانم که کمتر موفق بوده اند، احساس کوچکی کنند. الله اکبر…!
اخلاص در عبادت
همه عبادت ها باید به قصد قربت انجام گیرد و اگر گوشه ای از آن برای غیر خدا باشد. باطل است. مثلا اگر در نماز یکی از واجبات، برای غیر خدا باشد، نماز باطل است.
اگر یکی از مستحبات هم ریایی انجام گیرد، یا زمان عبادت (اول وقت خواندن) و مکان آن (درصف اول یا در مسجد خواندن) برای غیر خدا باشد، نماز باطل است. حتی اگر در زمستان، کنار بخار بایستد که هم گرم شود و هم نماز بخواند، باز عبادتش باطل است. خداوند، عملی را می پذیرد که از جهت شرایط زمانی و مکانی و کیفیت و خصوصیاتش، همه خالص باشد و برای او شریکی قرار داده نشود :« و لایشرک بعباده ربه احدا» در حدیث است: اگر رزمنده ای در جبهه، بخاطر تعصب یا بدست آوردن غنائم جنگی یا اظهار قدرت شجاعت و امثال اینها بجنگد، ارزش ندارد.
داشتن اخلاص و دوری از ریا، به قدری حساس و مشکل است که در حدیث از امام عسکری(ع) می خوانیم: ورود شرک در کارهای انسان از حرکت مورچه در شب تاریک، روی سنگ سخت، بی نمودتر است.
علی (ع) درباره اخلاص، سخنان بسیاری دارد که به چند نمونه اکتفا می شود:
« الاخلاص غایه»: نیت خالص، نهایت مطلوب و هدف نهایی است.
« الاخلاص فوز»: اخلاص، رستگاری است.
« الایمان اخلاص العمل»: ایمان، خالص ساختن کار است.
راه نزدیک شدن به اخلاص
گوشه ای از راههای نزدیک شدن به اخلاص در نیت و عمل، از این قرار است:
۱-تفکر در آفرینش
تفکر بیشتر در آفرینش، شناخت ما را به عظمت و قدرت خدا می افزاید و در نتیجه، کارها را برای او انجام می دهیم و به اخلاص نزدیک تر می شویم.
۲-توجه به صفات خدا
اوصاف خدای متعال را دانستن و آنها را زمزمه کردن و در ذهن، زنده نگاه داشتن، سبب توجه به او و قطع نظر از غیر او می گردد و انسان را کم کم خدایی می کند، مثلا دقت و توجه به اسامی و اوصاف خدا در دعای« جوشن کبیر»، مفید است.
نتیجه اخلاص
ارتباط خالصانه انسان با خدا، نورانیت ضمیر و صفای باطن و بصیرتی به همراه دارد که انسان را در پیچ و خم های زندگی و بن بست ها و مشکلات، هدایت می کند.
علی (ع) می فرماید:
« عند تحقیق الاخلاص تستنیر البصائر»
هر گاه خلوص در دل آید، نورانیت و بینش به همراه آن می آید. این همان « فرقان» است که قرآن کریم، آنرا از نتائج تقوا می شمارد و نیز می فرماید: اگر تقوا داشته باشید، خداوند برای شما نوری قرار می دهد که با آن، راه خود را می روید:« یجعل لکم نورا تمشون به»
اخلاص و دوری از هوای نفس و تقوا، این نتیجه را دارد که روشن بینی انسان را می افزاید و انسان را از تاریکی های شرک و جهل و هوس. به فضای نور و توحید و علم می رساند. آنکه اخلاص داشته باشد به فوز و رستگاری می رسد: « ان تخلص تفز»
اخلاص، در متن جامعه
اخلاص مطلوب و ارزشمند، آنست که در متن جامعه و در میان مردم و همراه با مسئولیت ها و فعالیت های اجتماعی باشد. عده ای به غلط، آنرا در انزوا و دوری از مردم می جویند. خداوند، شیر خالص و گوارا را از میان غذا و خون پدید می آورد. انسان خالص نیز باید از لابلای آلودگیها و ناپاکی های محیط، جان خود را سالم نگهدارد و نیت و عمل خود را از آلایش ریا پاک سازد و روسفید بیرون آید. اینگونه اخلاص است که ارزشمند و مهم است.
مخلص، خود را در اختیار پروردگار می گذرد و دل را خانه محبت او می سازد و انگیزه الهی را بر همه اعمال و رفتار خویش حاکم می کند و از این راه به غزت و سربلندی می رسد.
نماز و پیامبران
استخوان بی نماز
شخصی آمد به نزد حضرت رسول شکایت از فقر و نداری کرد حضرت فرمود: مگر نماز    نمی خوانی عرض کرد من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می کنم حضرت فرمود: مگر روزه        نمی گیری عرض کرد سه ماه روزه می گیرم. آن حضرت فرمود امر خدا را نهی و نهی خدا را امر   می کنی یا بکدام معصیت گرفتاری، عرض کرد یا رسول الله حاشا و کلا که من خلاف فرموده خدا را بکنم حضرت متفکرانه سربجیب حیرت فرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد عرض کرد یا رسول الله حق تعالی مرا سلام می رساند و می فرماید در همسایگی  این شخص باغیست و در آن باغ گنجشکی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی نمازی می باشد به شومی آن استخوان از خانه این شخص برکت برداشته شده است و او را فقر گرفته است حضرت باو فرمود برو آن استخوانرا از آنجا بردار بینداز دور. به فرموده حضرت عمل کرد و بعد از آن توانگر شد.

برترین نماز
پیامبر فرمود: نماز آدمی در جماعت برتر است از نمازی که چهل سال در خانه اش به جای می آورد. عرض کردند: یا رسول الله نماز یک روز؟ فرمود: بلکه یک نماز! سپس فرمود: هر گاه بنده خدا پشت سر امام عادل به نماز بایستد برای او صد میلیون و بیست درجه « مراتب است، و این قدر ثواب می برد»
اولین نماز جماعت در اسلام
نخستین نماز جماعت که در اسلام منعقد شد چنین بودکه روزی پیغمبر اکرم در نماز بود، علی (ع) کنارش ایستاد و به حضرتش اقتدا نمود در اینحال ابوطالب که فرزندش جعفر به همراه داشت سررسید، جعفر را گفت: تو نیز به کنار پسر عمویت نماز بخوان. و چون حضرت متوجه شد که جعفر نیز بر وی اقتدا نمود پیشتر رفت( که آن دو پشت سرش قرار گیرند) ابوطالب شادمان شد و بازگشت. پیغمبر (ص) فرمود: نماز را باید با جماعت خواند اگر چه بر روی سرنیزه ای باشد.
پاداش سجده طولانی بهشت است
امام صادق (ع) فرمود: روزی پیامبر اکرم مشغول تعمیر یکی از خانه هایش بود مردی از آنجا عبور می کرد. عرض کرد اجازه می فرمائید کمک کنم شما را فرمود مانعی نیست. همینکه کار را تمام نمود پیغمبر (ص) فرمود در خواست و حاجتی نداری؟ عرض کرد چرا حاجت من بهشت است حضرت رسول (ص) سربه زیر انداخته در فکر فرو رفت. بعد از مختصر زمانی فرمود حاجتت برآورده است وقتی خواست برود فرمود: ما را به طول سجده کمک کن.
نماز برای شکر گزاری
عطا بن ریاح می گوید: روزی نزد عایشه رفتیم، پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی که در عمرت از پیامبر (ص) دیدی چه بود؟ او گفت: کارهای پیامبر(ص) همه اش شگفت انگیز بود ولی از همه عجیب تر، اینکه شبی از شبها که پیامبر(ص) در خانه من بود، به استراحت پرداخت، هنوز آرام نگرفته بود از جا برخاست و لباس پوشید و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش، از اشک چشمش، تر شد.
سپس به سر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش، تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی که بلال او را به نماز خواند، پیامبر را گریان دید، عرض کرد چرا چنین گریانید، شما که مشمول لطف خدا هستید. فرمود: افلا اکون عدا شکورا « آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم.»

در نمازم خم ابروی تو در یادآمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آور گل و باد صبا شاد آمد
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با ناز خدا داد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد.
                                    حافظ
نماز و امامان
اثرات بی نمازی
روزی حضرت زهرا(س) به پدرش عرض کرد کسیکه در نمازش کاهلی می کند و نمازش را سبک می شمارد چه می شود؟ رسول خدا فرمود: هر کس در نماز کوتاهی کند و نماز را سبک بشمارد به پانزده بلا مبتلا می شود شش در دنیا و سه، وقت مردن و سه، در قبر. و سه، در وقتیکه از قبر خارج می شود.
اما آن بلاهائیکه در دنیا می رسد اول: برکت از روزی وی برداشته می شود، دوم عمرش     بی برکت می شود سوم محو می شود از روی او سیمای صالحین، چهارم هر عمل انجام دهد ثواب ندارد پنجم دعایش قبول نمی شود ششم از دعای صالحان بهره نمی برد. و اما بلاهائیکه وقت مردن باو می رسد: اول- ذلیل می میرد، دوم- گرسنه جان می سپارد، سوم- تشنه از دنیا می رود. و آن بلاهائیکه در قبر باو می رسد اول: یک ملک باو موکل می شود تا او را غذاب کند دوم:قبر بر وی تنگ گردد سوم: قبر وی تاریک شود و آن بلاهائیکه در قیامت باو می رسد: اول  – یک ملک او را کشان کشان می آورد به عرصات محشر دوم- حساب وی سخت می شود، سوم- خداوند باو نظر نمی کند و او را عفو نمی کند و برای اوست غذاب سخت.
دو رکعت نماز برای خدا
روزی دو ناقه بزرگ و چاق برای رسول خدا (ص) هدیه آوردند حضرت باصحاب خود فرمودند: آیا کسی هست در میان شما که دو رکعت نماز بخواند و در قیام و رکوع و سجود و وضو و خشوع اهتمام بامور دنیا نداشته و در قلب او فکر دنیا نبوده باشد تا من یکی از یک دو شتر را باور بدهم کسی جواب نگفت. سه مرتبه این جمله را فرمود کسی جواب او را نداد مگر علی بن ابیطالب (ع) برخاست و عرضه کرد یا رسول الله من می خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا بخاطرم راه نداده فکر دنیا را نمی کنم.
رسول خدا: بخوان. علی نماز را خواند تمام کرد. جبرئیل نازل شد و عرض کرد یا رسول الله یکی از دو شتر را به علی بده.
رسول خدا (ص): من با علی شرط کرده بودم چیزی از دنیا بقلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز بخاطرش آورد من کدام یکی را بگیرم بزرگشرا یا چاقش را.
جبرئیل: یا محمد خداوند می فرماید که علی فکر می کرد بزرگرا بگیرم یا چاقو را گرفته قربانی کنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فکر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یک شتر از آن دو شتر را به علی (ع) داد.
نماز برای صبر
قافله ای از حاجیان در صحرا به خیمه زنی رسیدند خواستند استراحت نمایند اجازه گرفتند در خیمه اش وارد شدند. زن گفت ای زائران خانه خدا خوش آمدید، شتران من به چرا رفته اند وقتی برگشتند از شما پذیرائی می کنم. زن بیرون شد از دورچوپان مویه کنان می آمد به زن گفت شترها نزدیک چاه آب که رسیدند هجمه کردند پسرت را به چاه افکندند. بدیهی است چاه هائی کذائی که عمق زیاد و آب فراوان دارد افتادن و مردن است امید نجاتی نیست.
زن جلو رفت تا چوپان را آرام کند گفت ما میهمان داریم صدا نده مبادا میهمانها ناراحت شوند، میهمان نوازی، لازمه مسلمانی است. فورا دستور داد گوسفندی کشتند و آماده برای پذیرائی شد.
وقتی زن وارد خیمه شد حاجیها باو گفتند ما خیلی متاسفیم که چنین جریانی رخ داده و در چنین موقعی مزاحم شدیم.
زن گفت آقایان حجاج من نمی خواستم شما بفهمید و متاثر شوید ولی حالا که دانستید پس اذان بدهید من دو رکعت نماز بخوانم، چرا؟ چون خدا در قرآن فرموده « واستعینوا بالصبر و الصلوه» بنماز طلب یاری کنید. من هم برای بردباری در این مصیبت نماز بخوانم. من و شما اسمی از اهل قرآن داریم،زن بیابانی بیک آیه قرآن عمل می کند. از نماز. بعد گفت که امتان قرآن می توانید بخوانید؟ یکی از حاجی ها شروع بخواندن آیات استرجاع کرد « ولنبلونهم بشی من الخوف و الجوع» زن گفت خدایا اگر بنا بود کسی در این دنیا بماند باید حبیبت محمد (ص) می ماند پرورگارا در قرآن مجیدت امر بصبر فرمودی و وعده آجر دادی، من در مصیبت جوانم صبر می کنم تو هم در عوض پاداشت را شامل حال من گردان این جوانم را بیامرز.

نماز مشکل گشاست
ابن خلکان در تاریخ خود می نویسد: چون بر بوعلی سینا مسئله مشکلی پیش می آمد    برمی خاست و وضو می ساخت و قصد مسجد جامع می کرد و نماز می گزارد و خدا را می خواند که آن مسئله مشکل را بر وی آسان کند و آن بسته و پوشیده را به رویش بگشاید.
انسان بر اثر اعراض از تعلیقات این نشانه و تصفیه خاطر و توجیه نفس ناطقه به ملکوت عالم بهتر و زودتر به حقیقت مطلوبش دست می یابد.
آرامش در نماز
در یکی از جنگها که پیامبر همراه لشکر بودند، در شبی که پاسبانی لشکر اسلام بر عهده عبادبن بشر و عمار یاسر بود، نصف اول شب نصیب، عباد گردید و نصف دوم نصیب عمار، پس عمار خوابید و تنها بشر بیدار بود و مشغول نماز گردید در آنحال یکی از کفار به قصد شبیخون زدن به لشکر اسلام برآمد بخیال اینکه پاسبانی نیست و همه خوابند از دور عباد را دید ایستاده و تشخیص نمی داد که انسانست یا حیوان یا درخت برای اینکه از طرف او نیز مطمئن شود تیری به سویش انداخت تیر بر پیکر عباد نشست و او ابدا اعتنائی نکرد، تیر دیگر باو زد و او را سخت مجروح و خونین نمود باز حرکت نکرد تیر سوم زد پس نماز را کوتاه نمود و تمام کرد و عمار را بیدار نمود عمار دید سه تیر بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون کرده گفت: چرا در تیر اول مرا بیدار نکردی عباد گفت: مشغول خواندن سوره کهف در نماز بودم و میل نداشتم آنرا ناتمام بگذارم و اگر نمی ترسیدم که دشمن بر سرم برسد و صدمه ای به پیغمبر برساند و کوتاهی در این نگهبانی که بمن واگذار شده کرده باشم هرگز نماز را کوتاه نمی کردم اگر چه جانم را از دست می دادم.
نماز شهید مطهری
در دانشکده الهیات واقع در سرچشمه نماز خانه کوچکی ساخته بودند که در قست جنوبی دانشکده قرار داشت. استاد بزرگوار ما مرحوم آیه الله علامه شهید مطهری احیانا نماز خود را فرادی در آنجا برگزار می کردند این نماز خانه، اوایل نماز خوان فراوانی نداشت ولی بتدریج بر مشتریان آن افزوده شد.
در روزهای غربت این نمازخانه روزی به مسجد درآمدم. استاد با اینکه هوا گرم بود- با عمامه و قبا و عبا در حال اقامه نماز بودند. واقعا نماز را اقامه می کردند. شاید به علت آنکه با تمرکزی عجیب و خضوع و خشوعی جالب توجه نماز می خواندند به هیچ وجه متوجه ورود من نشدند.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

خویشتن پنداری

1,995

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ایدز

552

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تکنولوژی آموزشی

1,016

بازدید

تکنولوژی آموزشی ۳٫۰۰/۵ (۶۰٫۰۰%) ۷ امتیازs


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

مشکلات شهرنشینی معاصر

3,215

بازدید

مشکلات شهرنشینی معاصر ۱٫۵۰/۵ (۳۰٫۰۰%) ۲ امتیازs


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تاریخ هنر طراحی

868

بازدید

بسیاری از هنرمند، طراحان وینی، همچون موریس و وان دو ولده، در حوزه های کاری مختلف به کار پرداختند، گاستاو کلمت، نقاشی که سفارشات فراوانی برای تزئین بناهای وین جدید داشت، پیشگام حرکت دوری گزینی از سبک های تاریخی شد. وی جمعی از هنرمندان را متشکل کرد که بعدا بعنوان «انشعابیون» معروف شدند. طراحی کلمت برای جلد کاتالوگ اولین نمایشگاه انشعاب در سال ۱۸۹۸، همان چارچوب به شدت عمودی برخی از پوسترهای بردسلی را به خدمت گرفت با همان فضاهای خالی دیوار مانند با به کار گیری تئاتری، عدم تقارن مفرط و کاربرد یک نوع ضخامت خط همین خط یکنواخت طرح و حروف را به نحوی که اساسا گرافیکی بود منسجم و یکپارچه می ساخت: طرح دو بعدی و برای تکثیر گرافیکی ترسیم شده بود.
پوسترهای نمایشگاه های انشعابیون نوعی زبان گرافیکی را با تنوعات غنی بیانی پدید آورد که در آن تصویر، تزئینات و متن در هم ادغام یم شد، و جلوه چاپنقش های ژاپنی، طرح هیا بردسلی و مباحث نظری والتر کرین تصویرگر انگلیسی به نام «خط و فرم» (چاپ در سال ۱۹۰۲) را با هم ترکیب می کرد. در همان سال پوستر آلفرد رولر برای چهاردهمین نمایشگاه انشعابیون، این شیوه وینی را به نمایش می گذارد. تصویر پوستر به طور اغراق آمیز فرم پردازی شده است: عناصری چون لباس، بال ها و موها مانند اثار موشا تزئین شده اند. خطوط سینوسی، که تاکیدی بر خطوط کناره نمای سبک آرت نوو است همگی محو شده و خط با همان چهار رنگ سطوح تخت پوستر چاپ شده و بیشتر یک الگوی تکرار شونده را پدید می آورد تا این که عمق را مشخص سازد. سطح کار با استفاده از کاغذ چاپ نخورده برای روشن ترین بخش های مربوط به حروف که اطلاعات اصلی تر را انتقال می دهد موکدتر شده بدین ترتیب اندازه یکنواخت حروف و کلیت بافت و نقوش مکرر را حفظ می کند.
در وین، فرم های سنتی حروف الفبا، که در ابداعات تزئینی ناکارآمد بود، ناخوانا بود، به تدریج استلیزه و دگر شکلی شد. این موارد در کتاب حروف تزئینی در خدمت هنر (۱۸۹۹)، اثر معلم حروف نسل قدیمی تر، رادلف فون لاریش تبلیغ و نقد شد وی حروف با طراحی ضعیف طراحان را، به دلیل عدم موفقیت آن در چیدن صحیح حروف در کنار هم و نیز تزئینات افراطی آنها مورد انتقاد قرار داد. در عین حال لاریش حروف اتوواگنر، معمار اصل سب رنسانس ونیزی را که خود رد سال ۱۸۹۹ به هنرمندان انشعابی پیوست، تایید کرد. حروفی که واگنر در ترسیمات پرسپکتیو معماری خود استفاده می کرد بسیار مورد توجه بودند، اما طرح وی برای نمای پیشین اداره تلگراف Diezeit در سال ۱۹۰۲ شباهت شگفت انگیزی به آثار گرافیکی وینی داشت. جالب آن که وی طرح مربع کوچک را به عنوان نقشمایه تزئینی به خدمت گرفت. مربع (که نقشی مهم و ماندگار ر آثار گرافیکی دهه ۱۹۲۰ داشت) تقریبا به دلمشغولی عمده طراحان «کارگاه های وین» (Wiener Werkstatte) بدل شد.  این گروه پیشرو در ساخت و بازاریابی آثار هنری دستی بودند در سال ۱۹۰۳ توسط یوزف هوفمان دستیار سابق اتووانگر و کولمان موزر طراح، هر دو از معلمین مدرسه هنر و صنایع دستی وین، با حمایت فریتز وارندورفر صنعتگر و حامی چارلز رئه مکینتاش و کلکسیونر طرح های بدسلی تاسیس شد.
مکینتاش علامت اختصاصی شرکت را خود پیشنهاد داد، اما هویت بصری کامل توسط هوفمان طراحی شد، هر مقاله با چهار علامت شناسایی معرفی می شد: نماد گل سرخ کارگاه ها وین ، و علائم تکنگار کارگاه ها، طراح و سازنده، هوفمان سربرگ ها، کارت ها، فاکتورها و کاغذ پیچ ها را طراحی کرد. در تمایم این آثار، نقشمایه مربع شکل تکرار می شد. در کاغذ تحریرها نیز به نظر می رسید شکل های مربعی تابع اصل واگنر است مبنی بر «چیزی که غیر کاربردیست نمی تواند زیبا باشد» . از این مربع ها برای مشخص کردن محل هایی که باید کاغذ تا بخوید ستفاده می شد (دوباره به صورت افقی) به این ترتیب مربع ها در گوشه های هر سطح ورق تا خورده ظاهر می شد. از علامت اختصاری گل سرخ نیز به عنوان بخشی از برنامه  برای خلق یک محیط کاملا طراحی شده استفاده شده حتی کلید کمدهای اداره نیز دسته ای به شکل علامت اختصاری رز داشتند.
برای قطع مجله ماهانه گروه انشعاب با نام Ver Sacrum (حلقه قدسی) نیز از مربع استفاده شد. این مجله که از سال ۱۸۹۸ منتشر شد و آثار نمایشگاه ها را بررسی می کرد و مقالات بیشتر را منتشر می ساخت، در هر شماره اثار تصویر سازی و تزئینی هنرمندان اشعابی را به شیوه تکثیر فتومکانیکی مجلات بسیار ارزانتر و غالبا با استفاده از دورن به اقتصادی ترین نحو ممکن و بیشترین جلوه منتشر می ساخت. مجله Ver scrum در سنت فراگیر چاپ خصوصی کتاب (انتشارات خصوصی) بسیار فراتر از یک مجله بود، وقتی پس از شش انتشار متوقف شد، فهرست مقالاتش تنها به شش صد می رسید. مجله دیگری که از نظر تأثیر گذاری و نیز از نظر کاربرد روش های اقتصادی به همان اندازه حائز اهمیت بود، مجله DieFlache بود؛ مجموعه ای از آثار طراحی.
گرایش طراحان ونیزی به فناوری های جدید تکثیر را به ویژه در طرح کارل اوتوژیسکا برای آتلیه چاپ اداره انتشارات دولتی که در حاشیه ای با طراحی موزر قرار داشت می توان مشاهده کرد. طراحی حروف آن بر عهده لاریش بود. صفحات اکثر کتاب های وینی بر خلاف پوسترهایش، توفیق کمتری در ساخت یک واحد منسجم داشت. آثار آلمانی سنتا با نوعی حروف چاپی سیاه «گوتیک» معروف به «فراکتور» چاپ می شدند. این حروف بتدریج جای خود را به نسخه های حروف چاپی وینی  سده پانزدهم داد. یک چنین طراحی تاریخگرایانه را آدولف لوس معمار بنیادگرا برای سر عنوان مجله اش با نام Das Andere (دیگر)، با عنوان فرعی « به سوی معرفی رهنگ غرب به اطریش» به خدمت گرفته شد. وی معتقد بود «حروف چنان مدرن به نظر می رسند که گویی همین دیروز ساخته شده اند. بسیار مدرن تر از حروف اتو اکمان [ارت نوو] پریروز»
طراحان اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم وین آموزه های جنبش هنر و صنایع دستی را جذب کردند و در رویکرد التقاطی و جهان نگرانه خود، در هوا خواهی برای فناوری های جدید، منادی جنبش های پیشروی طراحی شدند که بعد از جنگ جهانی اول شکل گرفتند. آثار گرافیکی ایگون شیله و اسکار کوشکا، از جنبه ترسیم و طراحی حروف، از شاهکارهای اکسپرسیونیسم متقدم محسوب می شوند؛ قابلیت تبدیل شکل و زمینه در آموزش حروف لاریش، که در تزئینات کولمان موزر مشهود است. بعدها به اصلی در آموزش مبانی طراحی بدل شد. طراحان وینی عموما سفارش دهندگان شان بودند، اما سفارش دهندگان آنها فراتر از جامعه مدگرا و تا خود حکومت، گسترش می یافت. در سال ۱۹۰۲، کولمان موزر سفارشاتی برای طراحی اسکناس و برای تمبر پستی دریافت کرد، وی تصویر را با حاشیه هایی به شکل نقوش مکرر خاص خودش قاب بندی می کرد (طرح های وی برای تمبرهای بوسنی هرزگوین در سال ۱۹۰۶ اولین تمبرهایی بود که در آن از عکس استفاده شده بود). با این وجود طراحان وینی اساسا نقاش محسوب می شدند: هنوز سالهای زیادی باقی مانده بود تا حرفه طراحی گرافیک تثبیت شود.
حرکتی به این سو در آلمان و از طریق آثار پیتر برنس و وان دو ولده به وقوع پیوست. این دو که از نقاشی به معماری روی آورده بودند، طراحی را به عنوان بخشی از برنامه ای می دیدند که تمامی هنرها را در زندگی روزمره با هم منسجم می کند کاری که فتوریست ها در ایتالیا و ساختگرایان در روسیه بعد از جنگ جهانی اول انجام دادند.
وان دو ولده نیز که تحت تأثیر ویلیام موریس بود کتاب های انتشارات خصوصی را طراحی می کرد، ولی بیش از آن که تأثیر ماشین را نادیده انگارد، بیشتر تمایل داشت تا بر آن تسلط یابد و صنعت را ترغیب کند تا به هنرمند امکان دهد شکل محصول خود را تعیین کند. وی موفقیت هایی هم حاصل کرد. طرح پوستر وی برای غذاهای کنسانتره، آثار نمونه وار سبک آرت نوو محسوب می شوند. این اثر اگر چه به عنوان یک چاپنقش در مجله هنر و ادبیات برلین به نام Pan منتشر شد، اما کاری کاملا تجاری محسوب می شد و بخشی از یک مجموعه تبلیغاتی و بسته بندی بود.
چنین قیومتی موجب ظهور گرایش به نوعی طراحی شد که توسط مدیران چند شرکخت بزرگ آلمانی در سال های نخست سده بیستم نشان داده شد: بیسکوئیت Kaffe , Bahlsen Hag و جوهر «پلیکان» گونتر و آگنر، در تصویر سازی برای شکت ها پیشرو بودند. یکی از فراگیرترین تلاش ها مربوط پیتر برنس بود. آثار گرافیکی اولیه وی مثلا پوستر ۱۹۰۱ وی برای نمایشگاه افتتاحی کلونی هنری در دار مشتات، آشکارا تحت تأثیر کادر کشیده پوسترهای مکتب گلاسکو است، اما طراحی خویشتندار و حروف نگاری تقریبا مکانیکی آن، کاملا قرن بیستمی بود. یکی از مشکل حروف هایی که عناصر سنتی را در خود جذب کرده بود، حروف چاپی خود برنس به نام "Behrens-Schrift" بود. وی نوشت «برای فرم دقیق حروف اصول روش تحریری گوتیک و ضربه قلم پر را الگو قرار دادم همچنین به جهت دستیابی به نوعی حروف آلمانی تر، تناسبات ارتفاع و پهنای حروف و ضخامت خطوط را به تأثیر از حروف گوتیک تنظیم کردم». اما فقط در سال ۱۹۱۶ بود که برنس به فرمی رسید که ارجاعات تاریخی را کنار نهاد. این حروف برای شرکت لوازم برقی AEG که برنس در سال ۱۹۰۷ به عنوان معمار و طراح به استخدام آن درآمد، طراحی شد. آثار و نشریات چاپی وی برای AEG که ساده و هندسی بود، به عنوان اولین کاربرد طراحی فراگیر به عنوان بخشی از سیاست کارخانه شناخته شد. این تلاش که در آغاز به عنوان «سبک خانگی» (یا داخلی) شناخته شد. و شامل مجموعه ای از قوانین بود که نحوه یکسان سازی تمامی عناصر درون یک سازمان را ارائه می داد، بعدا در سال های دهه ۱۹۳۰ توسط شرکت اولیوتی در ایتالیا و شرکت بسته بندی امریکا (CCA) به عنوان «هویت سازمانی» بسط یافت. عنصر اصلی این برنامه، علامت اختصاری بود که نوعی نشان شاخص محسوب می شود و گاه به همراه اسم تجاری شرکت، همیشه به یک سبک حرف نگاری و گاه بدون آن استفاده می شد. (در لترپرس، غالبا این نشان با حروفی که کنار یکدیگر قرار دارند یا به عنوان یک قطعه قالبریزی می شوند و به عنوان «حرف نشانه» معروف است، چاپ می شوند.)
اگر حقیقت اصلی تحولات طراحی گرافیک بعد از جنگ جهانی اول، بر جنبش پیشرو (آوانگارد) و الهامات آن استوار بود، تحرک کمتر و تحول اندکی در پوستر تجاری به وقوع پیوست. از دهه ۱۹۰۰، طراحی پوستر نه فقط به عنوان کارت پستی و نشانه های مینایی بلکه به صورت برچسب های پرفراژ شده مانند تمبر پستی، و به کارگیری ا، در بسته بندی تکثیر شد، این امر ایجاز در طرح و رنگ را موب شد. در دوره آغاز شده بیستم تا جنگ جهانی اول آلمان شاهد طرح هایی بود که از زبایی شناسی پالوده و قوی بگاراستاف برای تبلیغ محصولات مصرف کننده بهره می برد. در برلین گروهی از طراحان مرتبط با شرکت چاپ Hollerbaum and Schmidt عرصه جدیدی را پدید آوردند: پوسترهایشان تصویر را به شیئی که تبلیغ می شد و کلمات نام تجاری شرکت محدود ساختند. این سبک به عنوان پوستر شیئ (پوستر شیئ) معروف شد. استاد این سبک لویسن برنارد بود. معروف ترین طرح های وی برای کبرین Priester (1906) و سیگار Manoli به هیچ نوع شعار تبلیغی نیاز نداشت. شیء با همان سادگی گرافیکی، بی ابهام کلمات عرضه می شد.
هانس رودی ارت ویولیوس گیپکینز نیز برای همین چاپکر کار می کردند، دو استاد دیگر پوستر شیئی محسوب می شوند. پوستر اردت برای اتومبیل اوپل، با طیف محدودی از رنگ های تخت (مشکی، آبی، خاکستری و دو قهوه ای) استثنایی در سنت گرافیکی این سبک محسوب می شود: حرف "O" کلمه اوپل یک دایره کامل و مطابق با همان قراردادهای بصری نظیر سر راننده معرف چرخ اتومبیل است. (حرف "O" قاعدتا می بایست با همان حروف چاپی Pel نوشته می شد؛ یعنی خطوط کناری حرف باید ضخیم تر از بالا و پایین آن باشد).
چهارمین طراح برجسته آلمانی سبک پوستر شیئ، لودویگ هولوین بود که در مونیخ فعالیت می کرد. در سبک وی، همچون بگاراستاف، از حروف نگاری ضخیم که در محدوده های چهار گوش شکل گرفته بود و سطوح رنگی بزرگ با حاشیه زمخت، که شکل مستوی آن با بافت رنگ خیس و دلمه شده گسسته شده و با سایه ها و نور تند عکاسی موکد شده و کل طرح با یک حاشیه قاب بندی شده، استفاده شده بود.
پوستر شیئ همزمان با پوسترهای تجاری سنتی تر وجود داشت. این آثار نیز همچون آگهی ها شعارهای تبلیغی را وارد کار کردند، و از کلمات به همان شکلی که در روزنامه و مجلات به صورت عنوان و شرح تصویر استفاده می شد، بهره بردند. چنین آثاری اگر چه موثر بودند اما به تاریخ تبلیغات تعلق دارند. تبلیغات فقط زمانی که یک ایده منسجم بصری را به نمایش گذاشتند، آن گونه که در دهه ۱۹۵۰ در ایالت متحده رخ داد موقعیت ممتازی در تاریخ طراحی گرافیکی یافتند.

 

اصول و مفاهیم ارتباطات بصری
شناخت پیدا کردن نسبت به آنچه ارتباط بصری خوانده می شود مانند یادگیری زبان است زبانی کخه تنها از تصویر تشکیل شده است. تصاویری که برای ملل مختلف با زبانهیا خاص خودشان معنایی یکسان دارند. زبان بصری زبانی است محدودتر از زبانی که با آن صحبت می کنیم ولی مسلما ارتباطی مستقیم تر برقارار می کند و مثال بارز آن یک فیلم خوب است که اگر تصاویر بتوانند داستان را خوب بیان کنند دیگر احتیاجی به استفاده از واژه ها نخواهد بود.
بنابراین ارتباط بصری وسیله ای برای انتقال از یک فرستنده به یک دریافت کننده است که هیچ چیز نمی تواند جایگزین آن شود ولی شرط اولیه آن دقیق بودن اطلاعات، عینیت داشتن علامات، وجود سیستم رمزی واحد و عدم وجود سوء تفاهم است و در چنین شرایطی بسیار راحت تر و مستقیم تر می تواند با مخاطب ارتباط برقرار نمود بدون اینکه ملیت، زبان، نژاد و … او در این رابطه دخیل می باشد. پر واضح است که برخی از پیامهای بصری که برای مردمی خاص با فرهنگی خاص طراحی می شوند فقط برای همان مردم مفهوم خواهند داشت زیرا هر کس آن چیزی را می بیند که درباره اش اطلاعاتی دارد با این حال اصول عمومی و مبادی سواد بصری در همه ی موارد عادی صحیح است.
در دنیای تصاویر تبلیغاتی که به کار ارتباطات و اطلاعات بصری می آیند قواعدی وجود دارد. این قواعد حاصل پژوهشها و بازبینی هایی بر پایه اطلاعات آماری است. پس ضرورت پژوهشهایی بصری که بر پایه ویژگی های روانشناختی محصول به منظور یافتن تصاویری که دارای ارتباط با نتیجه منطقی رنگ و فنون متناسب با آن است به میان می آید و به طور مثال باید سطح فرهنگ آن دسته از مردمی که اطلاعاتی خاص دریافت می کنند در نظر گرفت تا به نتیجه ی قابل قبول رسید.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

کارت صدا

490

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

فـایـروال (سپر اینترنتی)

583

بازدید

فـایـروال (سپر اینترنتی) ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
فایروال وسیله ای است که کنترل دستی و به یک شبکه با بنا بر سیاست امنیتی شبکه تعریف می کند. علاوه بر آن از آنجایی که معمولاً یک فایروال بر سر راه ورودی یک شبکه می نشـیند لذا برای ترجمـه آدرس شبـکه نیـز بکـار گرفتـه می شود.
مشخه های مهم یک فایروال قوی و مناسب جهت ایجاد یک شبکه امن عبارتند از:
۱ – توانایی ثبت و اخطار: ثبت وقایع یکی از مشخصه های بسیار مهم یک فایروال به شمار می شود و به مدیران شبکه این امکان را می دهد که انجام حملات را کنترل کند. همچنین مدیر شبکه می تواند با کمک اطلاعات ثبت شده به کنترل ترافیک ایجاد دشه توسط کاربران مجاز بپردازد. در یک روال مناسب، مدیر می تواند براحتی به بخشهای مهم از اطلاعات ثبت شده دسترسی پیدا کند. همچنین یک فایروال خوب باید بتواند علاوه بر ثبت وقایع، در شرایطی بحرانی، مدیر شبکه را از وقایع مطلع کند و بر وی اخطار بفرستد.
۲ – بازدید از حجم بالایی از بسته های اطلاعات: یکی از تستهای یک فایروال، توانایی آن در بازدید حجم بالایی از بسته های اطلاعاتی بدون کاهش چشمگیری کارایی شبکه است. حجم داده ه ای که یک فایروال می تواند کنترل کند برای شبکه های مختلف متفاوت است اما یک فایروال قطعاً نباید به گلوگاه شبکه تحت حفاظتش تبدیل شود. عوامل مختلفی در سرعت پردازش اطلاعات توسط فایروال نقش دارند، بیشترین محدودیتها از طرف سرعت پردازنده و بهینه سازی که نرم افزار برکارایی فایروال تحمیل می شوند، عامل محدودکننده دیگر می تواند کارتهای واسطی باشد که بر روی فایروال نصب می شوند. فایروالی که بعضی کارها مانند صدور اخطار، کنترل دسترسی مبتنی بر URL و بررسی وقایع ثبت شده را به نرم افزارهای دیگر می سازد از سرعت و کارایی بیشتر و بهتری برخوردار است.
۳ – سادگی و پیکربندی: سادگی و پیکربندی شامل امکان راه اندازی سریع فایروال و مشاهده سریع خطاها و مشکلات است. در واقع بسیاری از مشکلات امنیتی که دامنگیر شبکه های می شود به پیکربندی غلط فایروال بر می گردد. لذا پیکربندی سریع و ساده یک فایروال، امکان بروز خطا را کم می کند. برای مثال امکان نمایش گرافیکی معماری شبکه و یا ابزاری که بتواند سیاستهای امنیتی شبکه را به پیکربندی ترجمه کند، برای یک فایروال بسیار مهم است.
۴ – امنیت و افزودگی فایروال: امنیت فایروال خود یکی از نکات مهم در یک شبکه امن است. فایروالی که نتواند امنیت خود را تامین کند، قطعاً اجازه ورود هکرها و مهاجمان را به سایر بخشهای شبکه نیز خواد داد. در دو بخش از فایروال، تامین کننده امنیت و شبکه است:
الف: امنیت سیستم عامل فایروال: اگر نرم افزار فایروال بر سیستم عامل جداگانه ای کار می کند، نقاط ضعف امنیتی سیستم عامل، می تواند نقاط ضعف فایروال نیز به حساب بیاید. بنابراین امنیت و استحکام سیستم عامل فایروال و بروزرسانی آن از نکات مهم در امنیت فایروال است.
۵ –  دسترسی امن به فایروال جهت مقاصد مدیریتی: یک فایروال باید مکانیزمهای امنیتی خاصی را برای دسترسی مدیران شبکه در نظر بگیرد. این روشها می تواند رمزنگاری را همراه با روشهای مناسب تعیین هویت بکار گیرد تا بتواند در مقابل نفوذگران تاب بیاورد.
انواع فایروال:
انواع مختلف فایروال کم و بیش از کارهایی را که اشاره کردیم، انجام می دهند، اما روش انجام کار توسط انواع مختلف، متفاوت است که این امر منجر به تفاوت در کارایی و سطح امنیت پیشنهادی فایروال می شود. بر این اساس فایروال ها را به ۵ گروه تقسیم می کنند.
۱ – فایروال های سطح مدار (Circuit-Level): این فایروالها به عنوان یک رله برای ارتباطات TCP عمل می کنند. آنها ارتباط TCP را با رایانه پشتشان قطع می کنند و خود به جای آن رایانه به پاسخگویی اولیه می پردازند. تنها پس از برقراری ارتباط است که اجازه می دهند تا داده به سمت رایانه مقصد جریان پیدا کند و تنها به بسته های داده ای مرتبط اجازه عبور می دهند. این نوع از فایروالها هیچ داده برون بسته های اطلاعات را مورد بررسی قرار نمی دهند و لذا سرعت خوبی دارند. ضمناً امکان ایجاد محدودیت بر روی سایر پروتکلها (غیر از TCP) را نیز نمی دهند.
۲ – فایروالهای پروکسی سرور: فایروالهای پروکسی سرور به بررسی بسته های اطلاعات در لایه کاربرد می پردازند. یک پروکسی سرور درخواست ارائه شده توسط برنامه های کاربردی پشتش را قطع می کند و خود به جای آنها درخواست ارسال می کند. نتیجه درخواست را نیز ابتدا خود دریافت و سپس برای برنامه های کاربردی ارسال می کند. این روش با جلوگیری از ارتباط مستقیم برنامه با سرورها و برنامه های کاربردی خارجی امنیت بالایی را تامیـن می کند. از آنجایی که این فایروالها پروتکلهای سطح کاربرد را می شناسند، لذا می توانند بر مبنای این پروتکها محدودیتهایی را ایجاد کنند. همچنین آنها می توانند با بررسی محتوای بسته های داده ای به ایجاد محدودیتهای لازم بپردازند. البته این سطح بررسی می تواند به کندی این فایروالها بیانجامد. همچنین از آنجایی که این فایروالها باید ترافیک ورودی و اطلاعات برنامه های کاربردی کاربر انتهایی را پردازش کند، کارایی آنها بیشتر کاهش می یابد. اغلب اوقات پروکسی سرورها از دید کاربر انتهای شفاف نیستند و کاربر مجبور است تغییراتی را در برنامه خود ایجاد کند تا بتوان داین فایروالها به کار بگیرد. هر برنامه جدیدی که بخواهد از این نوع فایروال عبور کند، باید تغییراتی را در پشته پروتکل فایروال ایجاد کرد.
۳ – فیلترهای Nosstateful packet: این فیلترها روش کار ساده ای دارند. آنها بر مسیر یک شبکه می نشینند و با استفاده از مجموعه ای از قواعد، به بعضی بسته ها اجازه عبور می دهند و بعضی از دیگر را بلوکه می کنند، این تصمیمها با توجه به اطلاعات آدرس دهی موجود در پروتکلهای لایه شبکه مانند IP و در بعضی موارد با توجه به اطلاعات موجود در پروتکلهای لایه انتقال مانند سرآیندهای TCP و UDP اتخاذ می شود. این فیلترها سرویسهای مورد نیاز شبکه جهت محافظت داشته باشند، همچنین این فیتلرها می توانند سریع باشند چون همانند پروکسی ها عمل نمی کنند و اطلاعاتی درباره پروتکلهای لایه کاربرد ندارند.
۴ – فیلترهای Stateful packet: این فیلترها بسیار باهوشتر از فیلترهای ساده هستند. آنها تقریباً تمامی ترافیک ورودی را بلوکه می کنند اما می توانند به ماشینهای پیشتشان اجازه بدهند تا به پاسخگویی بپردازند. آنها این کار را با نگهداری رکورد اتصالاتی که ماشینهای پشتشان درلایه انتقال ایجاد می کنند، انجام می دهند. این فیلترها، مکانیزم اصلی مورد استفاده جهت پیاده سازی فایروال در شبکه های مدرن هستند. این فیلترها می توانند ردپای اطلاعات مختلف را از طریق بسته هایی که در حال عبورند ثبت کنند. برای مثال شماره پورت های UDP , TCP مبدأ و مقصد، شماره ترتیب TCP و پرچمهای TCP. بسیاری از فیلترهای جدید Stateful می توانند پروتکلهای لایه کاربرد مانند HTTP , FTP را تشخیص دهند و لذا می توانند اعمال کنترل دسترسی را با توجه به نیازها و سرعت این پروتکلها انجام دهند.
۵ – فایروالهای شخصی: فایروالهای شخصی، فایروالهایی هستند که بر روی رایانه های شخصی نصب می شوند. آنها برای مقابله با حملات شبکه ای طراحی شده اند. معمولاً از برنامه های در حال اجرا در ماشین آگاهی دارند و تنها به ارتباطات ایجاد شده توسط این برنامه ها اجازه می دهند که به کار بپردازند نصب یک فایروال شخصی بر روی یک PC بسیار مفید است زیرا سطح امنیت پیشنهادی توسط فایروال شبکه را افزایش می دهد. از طرف دیگر از آنجایی که امروزه بسیاری از حملات از دورن شبکه حفاظت شده انجام می شوند، فایروال شبکه نمی تواند کاری برای آنها انجام دهد و لذا یک فایروال، شخصی بسیار مفید خواهد بود. معمولاً نیازی به تغییر برنامه جهت عبور از فایروال شخصی نصب شده (همانند پروکسی) نیست.
موقعیت یابی برای فایروال:
محل و موقعیت نصب فایروال همانند انتخاب نوع صحیح فایروال و پیکربندی کامل آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نکاتی که باید برای یافتن جای مناسب نصب فایروال در نظر گرفت عبارتند از:
۱ – موقعیت و محل نصب از لحاظ توپولوژیکی: معمولاً مناسب به نظر می سد که فایروال را در درگاه ورودی/خروجی شبکه خصوصی نصب کنیم. این امر به ایجاد بهترین پوشش امنیتی برای شبکه خصوصی با کمک فایروال از یک طرف و جداسازی شبکه خصوی از شبکه عموی از طرف دیگر کمک می کند.
۲ – قابلیت دسترسی و نواحی امنیتی: اگر سرورهای وجود دارند که باید برای شبکه عمومی در دسترس باشند، بهتر است آنها را بعد از فایروال و در ناحیه DMZ قرار دهید. قرار دادن این سرورها در شبکه خصوصی و تنظیم فایروال جهت صدور اجازه به کاربران خارجی برای دسترسی به این سرورها برابر خواهد بود با هک شدن شبکه داخلی. چون شما خود مسیر هکرها را در فایروال باز کرده اید، در حالی که با استفاده از ناحیه DMZ، سروهای جدا هستند، لذا اگر هکرها بتوانند به نحوی به این سرورها نفوذ کنند باز هم فایروال را پیش روی خود دارند.
۳ – مسریابی نامتقارن: بیشتر فایروالهای مدرن سعی می کنند اطلاعات مربوط به اتصالات مختلفی را که از طریق آنها شبکه داخلی را به شبکه عمومی وصل کرده است، نگهداری کنند. این اطلاعات کمک می کنند تا تنها بسته های اطلاعاتی مجاز به شبکه خصوصی وارد شوند. در نتیجه حائز اهمیت است کمه نقطه ورود و خروج تمامی اطلاعات به / از شبکه خصوصی از طریق یک فایروال باشد.
۴ – فایروالهای لایه ای: در شبکه های با درجه امنیت بالا بهتر است از دو یا چند فایروال در مسیر قرار گیرند. اگر اولی با مشکلی روبرو شود، دومی به کار ادامه می دهد. معمولاًٌ بهتر است دو یا چند فایروال مورد استفاده از شرکتهای مختلفی باشند تا در صورت وجود یک اشکال نرم افزاری یا حفره امنیتی در یکی از آنها سایرین بتوانند امنیت شبکه را تامین کنند.
با وجود هکرهها، باجگیران و خلافکارن دنیای اینترنت که در همه قسمتهای اینترتنت پرسه می زنند باید از خودتا مراقبت کنید. ما به شما کمک می کنیم تا بتوانید با خیال راحت و امنیت کامل در اینترنت سیر کنید.
اینترنت مکانی ترسناک و پر از انواع و اقسام مجرمان است. همه ما افتخار می کنیم که گیر باج گیران اینترنتی نیفتاده ایم. اما جرایم اینترنتی روز به روز در حال گسترش است. بدتر از آن، کامپیوترها تقریباً خنگ هستند –اگر مراقب نباشید- خودشان را حتی وقتی شما نباشید، تسلیم مجرمان می کنند. از بسیاری جهات، اینترنت شبیه به غرب وحشی است.  یکی صحرای گسترده و بی قانون که پر از راهزنان است. اما شما می توانید با انجام چند  عمل ساده در مقابل مجرمان اینترنتی محافظت کنید.
اولین قدم برای مطمئن شدن از یک امنیت کامپیوترتان، نصب یک فایروال است تا موقع وصل به اینترنت از شما محافظت کند، مخصوصاً اگر اتصال پهن باند داشته باشید که دائماً وصل است این موضوع برایتان اهمیت بیشتری پیدا می کند. اما به هر حال باید مطابق با نیازتان عمل کنید. تحقیقات اخیر نشان داده، کامپیتوتری که کاملاً بدون محافظ به اینترنت وصل می شود، در عرض تنها ۱۲۱ دقیقه می تواند مورد هجوم ویروس ها و فایل های هکی قرار گیرد.
اگر روی کامپیوترتان فایروال نصب کنید، مثل این است که ماشینتان را جایی پارک کنید و پنجره ها را باز بگذارید، بدین ترتیب خودتان به دنبال دردسر می گردید. بسیاری از این سیستم عامل ها این توانایی را دارند که فایروال های اولیه را خود نصب کنند و این برای شروع خوب است، اگر ویندوز xp نصب کرده اید، راهنمای مایکروسافت شما را در این فرایند هدایت می کند. معمولاً یک سری تنظیمات سیستمی کوچک لازم است تا بتوانید فایرولتان را راه انداز کنید.
اگر از یک مودم جداگانه برای اتصال به اینترنت استفاده می کنید و یا از یک روتر به عنوان مدخل شبکه تان استفاده می کنید، اغلب آنها برای خود یک فایروال توکار فایروال دارند. مودم های اکسترنال (External) و روترها یک فایروال داخلی دارند. راهنمای کارخانه سازنده را خیلی دقیق بخوانید تا بفهمید چگونه با سیستمتان کار می کند و در نتیجه می توانید میزان محافظت بیشتری داشته باشید. افراد محتاط تر احتمالاً می خواهند یک فایروال جداگانه روی سیستم عاملشان نصب کنند، مانند Norton Internet Security Alarm (از اینجا بگیرید) یا Zone Alarm (از اینجا بگیرد).
محصولات این چنینی لایه محافظت اضافه تری ایجاد می کنند تـــا آنهایی که می خواهند هر چه به سیستمشان وارد یا خارج می شود را کنترل کنند، از آن استفاده کنند و بسیاری از آنها، نرم افزار کنترل ویروس نیز دارند.
به محض اینکه فایروالتان نصب شود، یکی از بزرگترین تهدیدهای خارجی امنیتی حذف می شود. اکنون بزرگ ترین خطر از داخل شبکه خودتان است یا به بیانی دیگر، از جانب کامپیوتر خودتان، ویروس مقداری کد خرابکارانه است که خود را بـه دیگـر برنـامه هـا وصـل می کنـد. البتـه از این اصطلاح بـرای کــل نرم افزارهای جاسوسی نیز استفاده می شود به آنها Maware نیز می گویند. از دیگر نمونه ها می توان به کرم (Worm) (ویروسی که به میزبان احتیاجی ندارد) و تروجان (Trojan) (برنامه ای است که خود را به عنـوان برنامـه ای بی ضرر جـا می زند) اشاره کرد.
Malware ها معمولاً شما را مجبور می کنند آنها را به کامپیوترتان دانلود کنید، البته بدون اینکه خودتان متوجه باشید. گاهی اوقات این فرایند همزمان با دیگر کارهایی که معمولاً انجـام می دهیـد و آسیبـی به کامپیـوتان نمی زننـد، اتفـاق می افتد. بهترین راه برای دوری از ویروس ها این است که کاملاً مراقب باشید چه چیزی دارید دانلود می کنید. اگر کاملا مطمئین نیستید فایل مشکلی ندارد و از کجا آمده، دانلودش نکیند. اگر مراقب ایمیل هایتان نباشید و محتویاتشان را چک نکنید ممکن است برایتان خطر ساز باشند، بنابراین هرگز ضمیمه یک ایمیل اسپم را باز نکیند.
 بهترین راه برای محافظت خود در این زمینه داشتن یک نرم افزار آنتی ویروس خوب است . تعداری انتخاب در این زمینه وجود دارند کمه در میان آنها نسخه مجانی AVG( از اینجا بگیرید) از شرکت Grisoft، نرم افزار McAfee یا نرم افزار Panda به چشم می خورند. این نرم افزارها،سیستم شما را به خوبی چک می کنند تا برنامه های ویروسی نداشته باشید و خیالتان راحت شود. فایروال ها و برنامه های ضد ویروسی، به طور کلی از شما مراقبت می کنند، اما گاهی برنامه هایی از دید آنها پنهای رد شده و وارد کامپیوترتان می شوند. معمولاً این اتفاق کاملا تصادفی رخ می دهد. مثلا اگر اشتباهی روی یکی از این Pop-up های مزاحم کلیک کنید اما به هر نحوی که اتفاق بیفتد این برنامه های ناخواسته شروع به دانلود جاسوس افزارها روی کامپیوترتان می کنند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

گفتاری از ائمه(ع)

742

بازدید

امام محمدباقر در حدیث بسیار جالبی خطاب به جابر می فرماید: «آنکه ادعای تشیع می کند، آیا باید به همین که قائل به محبت ما اهل بیت است اکتفا کند؟به خدا سوگند جز آنان که از خدا بترسند و اطاعت او را به جا می آوردند پیرو ما نیستند و اینان جز با فروتنی در برابر خداوند، امانت و درستکاری ، بسیار به یاد خداوند بودن، روزه، نماز، نیکی به پدر و مادر، جویای حال نیازمندان از همسایگان، و قرض داران و ایتام، راستگویی و خواندن قرآن و… باز شناخته نمی شوند.» جابر می گوید: عرض کردم: ای پسر رسول خدا(ص)، ما کسانی را بدین صفات نمی شناسیم. امام (ع) فرمود: «ای جابر به راه باطل نلغزی، آیا کافی است که مردمی بگویند: من علی (ع) را و پیرو او هستم و فعال نباشد؟ پس اگر بگوید رسول خدا (ص) را که از علی (ع) بهتر است دوست دارم و از روش او پیروی نکند و به سنت او عمل ننماید، دوستی آن گرامی، برایش هیچ سودی نخواهد داشت، پس از خدا بترسید و برای رسیدن به آنچه نزد اوست تلاش کنید، بین خدا و هیچ کس رابطه قوم و خویشی وجود ندارد. محبوب ترین بندگان نزد خداوند بزرگ کسی است که پرهیزگارتر باشد و هیچ کس بر خدا حجتی ندارد. هر که مطیع خداست او ولی و دوست ماست و هرکه نافرمانی خدا کند، در حقیقت با رفتار و کرداری که دارد، دشمن ما است، به ولایت ما جز با عمل و ورع نمی توان رسید.»2 محبت و عشق به امام همچون رشته ی محکمی است که پیوند امت را با امام معنا و عمق می بخشد و این پیوند را از یک پیوند فرمایشی  و ؟؟؟؟ خشک خارج می سازد.
محبت و عشق به امام همچون جویباری است که با شناوری در آن می توان تا اقیانوس پر براکت و حیات بخش وجود امام به حرکت درآمد و به اتصال و پیوند به امام، وجود خود را در خدا محو، ساخت و از این محو شدن بقا و حیات یافت.
بدون آنکه نقش عوامل دیگر را درجانبازی های پیروان ائمه فراموش کنیم، آیا می توان نقش عمده و اساسی محبت و عشق ورزیدن به امامان را چه در زمان حیاتشان و چه در مان غیبت آخرین آن ها – حضرت مهدی (عج) در بقای دین و حفظ خط انقلاب راستین پیامبران در طول تاریخ یعنی تشیع نادیده گرفت؟ آیا این جز اثر عشق و محبت به امام و حقیقت اوست که میثم تمار، آنچنان بر روی چوبه ی دار درختان خرما به سخن وا می دارد و آنچنان از مونسی و محبت خود ستایش می کند که عبدالله بن زیاد پلید مجبود می گردد بر دهان او دهان بندی زده و بالاخره زبانش را از حلق بیرون کشد و شهیدش کند. و آیا این جز عشق و محبت است که یاران باوفای امام حسین (ع) را وا می دارد تا آنچنان بر پای او و حق خون دهند که سرخی خونشان تا ابد مستضعفان هر جامعه سیاه کفر زده و شرک آلودی را، آن چنان توان بخشد که بر خروشند و از میان سیاهی با سرخی خون خود به روشنایی ایمان و توحید و اسلام دست یابند.
و اگر نبود این عشق و محبت چگونه می توانست این ندای توحید ابراهیمی از میان شب  سراسر ظلم وبیداد طاغوتیان گذر کند تا روشنی بخش امروز ما و انسان وامانده ی این عصر گردد و فرداها را تا سلوع کامل حق و عدل و تباهی و نابودی ظلم و جور روشن گرداند.
و اگر نبود این عشق و محبت به قافله سالاران کاروان حق و خون، چگونه ممکن بود که پس از قرن ها تاریکی و ظلمت و استبداد خفقان ملتی به ندای امام خود آن روح خدا – خمینی کبیر – و آن امام بتشکن از تبار ابراهیمیان، لبیک گوید و در جای سرزمین خونبارش کربلای حسینی بر پا کند. براستی آن که مغزشکافته ی برادر ایمانی اش را که در حمله دژخیمان طاغوت صفت پهلوی  در حرم پام هشتمین امام که از جمجمه اش بیرون زده بر دست می گیرد و ایثار او را هدیه ی صاحب عصر و زمان بقیه الله الاعظم (عج) می کند و آن خواهر معصومی که با چادر خود عفتش را به دوش کشیده و کربلای شهدا را در ۱۷ شهریور تهران به پا می کند و آن برادر سرباز و پاسدار و جانبازی که در غرب  و جنوب این کشور و با خون خود راه ابراهیم وحسین (ع) را رنگین تر کرده و تداوم می بخشد، جز در اثر عشق و محبت به اهل بین و امامان هدی است؟ آیا جز در اثر عشق شیفتگی به حق و صاحبان آن که همین امامان پاک باشند و جز درلبیک گفتن به ندای بت شکافانه ی نائب دوازدهمین امام، می توان از راه دیگری این ایثار ها و فداکاری ها را بدست آورد؟ این همان رمز جاودان پویایی و حیات تشیع در تمامی قرون است و این همان رمزی است که امام صادق (ع) برای برقراری آن مجالس سوگواری تشکیل می دهد و می فرماید آنکس که بر سوگ حسین (ع) دیگران را بگریاند و آنکس که بگرید و آنکس که خود را به گریه کردن بزند بر همه جنت خدا واجب است، یعنی اینکه باید شمع این عشق و محبت ر تاریکترین  خفقان ترین زمان ها نیز خاموش نگردد تا گم گشتگان راه هایت عبور کنند تا فردای فجر، حق و عدل انسان را از استکبار نجات و رهایی بخشند.
به راستی این عشق و محبت از جانب پاکترین و برترین برگزیدگان خدا ازیک طرف و از جانب پیروان آنان از طرف دیگر چه شورانگیز و حرکت آفرین است.
آیه تطهیر
« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»
« همانا خداوند چنین اراده کرده است که رجس و پلیدی را از شما اهل بین دور کند و شما را از هر عیب و نقص پاک و منزه سازد.»  سوره ی احزاب آیه ی ۳۳٫
تشریح آیه: آیه ی شریفه تطهیر از آیات فوق العاده مهم و پر محتوایی است که عظمت و جلالت خمسه ی طیبه در آن به وضوح دیده  می شود و از آیاتی است که در اثبات ولایت بر حق علی بن ابی طالب و ذریه ی طاهرین آن حضرت مورد استدلال قرار می گیرد. در ابتدای این آیه کلمه ی «انما» وجود دارد که برای حصربه کار       می رود و مبین این حقیقت است که چنین موهبتی ویژه خاندان پیامبر (ص) است. و سپس کلمه «یرید» قرار گرفته که مطلقاً اشاره است به اراده ی تکوینی حق تعالی، زیرا که اراده تشریعی وپاک نگه داشتن خویشتن منحصر به خواندان پیامبر (ص) نیست. بلکه همه ی مردم موظف هستند ازهر گونه پلیدی و گناه پاک باشند و خویشتن را پاک نگه دارند، سپس مراد از اراده، اراده تکوینی است یعنی خداوند چنین خواسته تا آنان پاک باشند و برای رفع توهم حیر می گوییم که معصومین علیهم السلام دارای یک نوع شایستگی اکتسابی از طریق اعمال و رفتار خویش هستند که در عین قدرت و اختیار برای گناه کردن به سراغ گناه نمی روند و از ام سلمه روایت می کنند که قبل از اینکه این آیه بر حضرت نازل شود، ایشان علی (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسین (ع) را گرد خویش جمع نمود و عبایی روی آنها افکند و فرمود: «خداوند اینها اهل بیت من هستند، پلیدی را از آنها دور ساز و از هر گونه آلودگی پاکشان گردان» دراین وقت آیه « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت …» نازل شد.
علی و فاطمه دو دریای بی کران
«مرج السبحرین یلتقیان، سینهما برزخ لایغیان، مبای الاء رتکجما تکذبان، یخرج منها اللولوء و المجرمان»
« اوست که دو دریا را به هم در آمیخت و میان آن دو دریا حائل و فاصله ای است. پس ای جن و انس کدام نعمت خد را تکذیب می کنید. از آن دو دریا، لولوء و مرجان پدید آورد.»  «سوره الرحمن، آیات ۹ تا ۲۱»
بر اساس روایات و اخباری که در منابع اسلامی موجود است، این مطلب استناد می گردد که یکی از اهداف مهم، آیات فوق، معرفی دو دریای بزرگ علم و معرفت و کمال یعنی حضرت علی بن ابی طالب (ع) و حضرت فاطمه (س) و دو گوهر ارزشمند حاصل از آن ها یعنی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است.
در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است که در تفسیر آیه ی مرج البحرین یلتقیان … فرمود: «علی و فاطمه (ع) بحران یحمیقان، لایبغی احدهما علی صاحبه، بخرج منها اللولوء والمجرمان، قال: الحسن و الحسین «علی و فاطمه (ع) دو دریای عمیقند که هیچ یک بر دیگری تجاوز نمی کند و از این دو دریا، لولو و مرجان یعنی حسن و حسین (ع) خارج شده اند.»1 در تفسیر دارالمنثور به همین معنی از بعضی صحابه به پیامبران (ص) نقل شده است.۲ مرحوم طبرسی نیز در «مجمع البیان» آن را با مختصری تفاوت نقل کرده است. می دانیم قرآن مجید دارای بطونی است و یک آیه  ممکن است چندین معنی و یادها معنی داشته باشد و آنچه در این حدیث آمده است از بطون قرآن می باشد، که منافاتی با معنی ظاهری آن ندارد.
از ابن عباس نیز روایت کرده اند که در تفسیر این آیه گفته است: «مرج البحرین یلتقیان» منظور علی (ع) و فاطمه (س) است و «بینهما برزخ لابیغیان» مراد پیامبر اکرم(ص) است و «یخرج منها اللولوء و المرجان» مقصود امام حسن علیه الاسلام و امام حسین علیه السلام می باشند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

اهمیت و ارزش علم و دانش از نظرگاههاى حکماء

548

بازدید

لقمان :
لقمان حکیم به فرزند خود مى گوید: ((فرزند عزیز! دیدگان بصیرت خود را در انتخاب مجالسى که در آنها شرکت مى کنى کاملا باز کن و به گزین باش . اگر دیدى مجلسى از مردمى متشکل شده است که با دل و جان و زبان ، خدا را یاد مى کنند، در آن مجلس شرکت کن ؛ زیرا اگر عالم و دانشمند باشى علم و آگاهى تو در چنین مجلسى به مدد تو برمیخیزد و به تو سود میرساند و خاطر ترا نسبت به علم تجدید مى نماید. و اگر جاهل و نادان باشى آنان به تو علم مى آموزند، و با شرکت در آن مجلس سرانجام ، به علم و بصیرتى دست مى یابى . بنابراین باز هم شرکت تو در چنین نشستى ، درخور و مناسب تو مى باشد، و این امید هم وجود دارد که خداوند، شرکت کنندگان در این مجلس را زیر سایه لطف و رحمت خود قرار دهد، و از طریق ، چنین لطف و مرحمتى ضمنا شامل حال تو نیز گردد.
 آنگاه که با گروهى از خدابى خبر مواجه شوى و ببینى که در مجلسى ، افرادى شرکت دارند که از خدا یاد نمى کنند، بلکه او را بدست فراموشى سپردند، با آنان نشست و برخاست نکن ؛ زیرا اگر خود، از علم و آگاهى برخوردار باشى ، علم تو در طى مجالست با آنها به تو سودى نمى رساند. و اگر جاهل و نادان باشى همنشینى تو با آنها، جهل و بى خبرى و غفلت ترا فزاینده تر مى سازد. علاوه بر این ممکن است خداوند متعال آنانرا به کیفر جهل و غفلت دچار سازد و این کیفر، ترا نیز دربرگیرد)) (۱۲۴) .توراه :
 در توراه آمده است که موسى (علیه السلام ) فرمود: ((علم و حکمت و استوارمندى در اندیشه و گفتار و کردار را، بس شگرف و عظیم برشمار و از آن تجلیل کن ؛ زیرا اگر من نیروى حکمت و صواب اندیشى را در قلب کسى برقرار مى سازم صرفا بدین منظور است که مى خواهم او را مشمول رحمت و آمرزش  خویش قرار دهم .
 اى موسى ! حکمت آموز باش و رفتار خویش را بر موازین حکمت منطبق ساز و آنرا به دیگران بیاموز تا در این رهگذر به کرامت من در دنیا و آخرت دست یابى )).
زبور:
خداوند متعال در کتاب زبور به داود پیامبر(علیه السلام ) مى فرماید: ((داود! به احبار و دانایان و علماء بنى اسرائیل و رهبانان (صومعه نشین ) هشدار ده که با مردمان پرهیزکار، گفتگو و مجالست و بحث و مذاکره نمائید. اگر در محیط خود؛ با مردم تقوى پیشه و پرهیزکار برنخوردید با علماء و دانشمندان به بحث و مذاکره بنشینید. و اگر در جمع افراد محیط و پیرامون خود، دانشمندى را نیافتید با عقلاء و بخردان نشست و برخاست و گفتگو کنید؛ زیرا پرهیزکارى و دانش ‍ و خردمندى عبارت از سه مرحله و درجه اى است که هدف من از سپردن هر یک از این سه مرحله به مردم ، اینست که مى خواهم بشر دچار سقوط و نابودى نگردد)). (و هر کسى گمشده خویش یعنى تقوى و علم و عقل را در جوامع بشرى بیابد. و از هر یک از گروه پرهیزکاران و دانشمندان و خردمندان ، بهره خویش را بازگیرد تا جامعه انسانى احساس فقر و کمبود نکرده و دچار انحطاط و سقوط نگردد).
درباره مطلب فوق ، این سؤ ال پیش مى آید که چرا خداوند در طبقه بندى این مراحل ، تقوى و پرهیزکارى را بر سایر مراتب دیگر مقدم داشته است ؟
پاسخ چنان سؤ الى این است که تقوى و پرهیزکارى ، با علم و دانش به گونه اى پیوند و همبستگى دارد که تقواى بدون علم ، قابل تصور و امکان پذیر نیست . و چنانکه قبلا نیز یادآور گشتیم خشیت و بیم از خداوند صرفا در سایه علم و دانش امکان پذیر است . لذا خداوند در طبقه بندى مراتب سه گانه مذکور، علم و دانش را بر عقل و خرد مقدم نموده است ؛ زیرا هر عالم و دانشمندى ، ناگزیر باید عاقل و خردمند باشد تا به مرحله علم ارتقاء یابد.
انجیل :
خداوند متعال در سوره هفدهم انجیل مى فرماید: ((واى بر کسى که نام و عنوان علم و دانش بگوش او برسد و از آن جویا نگردد. او چگونه حاضر است ، با نادانان محشور شود و در آتش جهنم با آنان همنشین گردد؟
مردم ! پویاى علم باشید و آنرا بیاموزید؛ زیرا علم و دانش اگر فرضا موجبات سعادت و نیکبختى شما را فراهم نیاورد باعث تیره روزى و بدبختى شما نمى گردد. اگر علم و دانش ، مقام شما را رفیع نگرداند، سبب پستى و فروهشتگى منزلت شما نمى شود. اگر شما را بى نیاز نسازد، تهى دستى را براى شما به ارمغان نمى آورد. اگر به شما سودى نرساند، زیانبخش نخواهد بود.
این سخن را بر زبان جارى نسازید: که مى ترسیم عالم و دانشمند شویم و نتوانیم به مضمون علم و آگاهى خود عملا پاى بند باشیم ؛ بلکه باید بگوئید: امیدواریم که عالم و دانشمند گردیم و طبق آگاهى و علم خود عمل کنیم .
علم و دانش به مدد عالم و دانشمند برمیخیزد، و از او شفاعت و وساطت مى کند، و بصورت قدرتى درمیآید که با عالم و دانشمند همیارى مى نماید. بنابراین حقا نباید خداوند، عالم و دانشمند را در روز قیامت ، فرومایه و ذلیل سازد.
اى گروه علماء و دانشمندان ! درباره پروردگار خود چگونه مى اندیشید؟ آنها مى گویند: فکر و گمان ما درباره پروردگار ما این است که ما را مشمول رحمت و آمرزش خویش قرار دهد. خداوند به آنان مى گوید: من هم به اندیشه و درخواست و امید شما عمل کردم ؛ زیرا من حکمت و دانش و استحکام و استوارمندى در تفکر و رفتار را به شما سپردم و هدف من از این کار، چنین نبود که بدخواه شما بودم ؛ بلکه نسبت به شما اراده خیرخواهى داشتم . بنابراین – زیر سایه لطف و رحمت من – همراه بندگان شایسته من به بوستان بهشت و سراى نیکبختى من درآئید)).
مقاتل بن سلیمان مى گوید: در کتاب ((انجیل )) به این مطلب برخوردم که خداوند متعال به عیسى (علیه السلام ) فرمود:
((دانشمندان را گرامى دار و دربزرگداشت آنان دریغ مکن ، و اهمیت و ارزش مقام و مرتبت والاى آنانرا بشناس ؛ زیرا من دانشمندان را از لحاظ مقام و منزلت بر تمام آفریدگانم – بجز پیامبران و رسولان خود – مزیت و برترى بخشیدم ، مزیت و برترى آنان بر مخلوقات ، همانند مزیت و برجستگى آفتاب بر ستارگان ؛ و همسان برترى آخرت بر دنیا، و همچون برترى من بر تمام پدیده هاى هستى مى باشد)).
و از سخنان مسیح (علیه السلام ) است که فرمود:
((اگر کسى به زیور علم و دانش آراسته گردد، و رفتار خود را با موازین علمى خویش منطبق سازد، یعنى به علم خود عمل کند، او همان کسى است که در ملکوت آسمان ها به عنوان شخصیتى عظیم و شکوهمند و انسانى بزرگ نامبردار بوده و از او به عظمت یاد کنند)).
و – سخن فرزانگان دین و دانش درباره علم و علماء و دانشجویان
ابى ذر غفارى :
((هر باب و درى از علم که فراسوى ما گشوده مى شود و آن را فرامى گیریم از دیدگاه ما از هزار رکعت نمازى که استحبابا و با هدف طاعت از امر غیر واجب انجام مى شود، محبوب تر و خوش آیندتر است )) (۱۲۵) .
ابوذر غفارى مى گوید: از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) شنیدیم که مى فرمود: ((اگر مرگ دانشجوئى – همزمان با تحصیل و دانشجوئى او – در رسد به عنوان شهید و سرباز جان باخته در راه خدا محسوب مى گردد)).
وهب بن منبه (۱۲۶) :
(تحصیل و تاءمین بسیارى از مزایا در خود دنیا نیز رهین علم و آگاهى انسان مى باشد)؛ زیرا علم و دانش منشاء بسیارى از مزایا است و این مزایا از علم سر برمى آورند، آرى علم است که به شخص فرومایه ، منزلت ، و به انسان ذلیل و خوار، عزت و سرفرازى ، و به اشخاص فراموش شده و نادیده انگاشته و بدور از انظار، قرب و منزلت ، و به افراد تهى دست و بى چیز، غناء و بى نیازى ، و به انسانهاى گمنام ، شهرت و نام آورى ، و به افراد فاقد شخصیت و نفوذ اجتماعى ، هیبت و شکوه (۱۲۷) ، و به افراد بیمار و سست مزاج ، نیرو و تندرستى مى بخشد)).
سخن عارفان در مزایاى علم :
یکى از عرفاء مى گوید: ((مگر نه چنین است که اگر از بیمار، غذا و نوشیدنى و دارو را دریغ دارند آن بیمار مى میرد؟! قلب و دل آدمى نیز (به غذا و دارو نیازمند است ). اگر دل و جان انسان از دانش و تفکر و حکمت محروم گردد چنین دل و جانى از کار مى افتد و دچار مرگ و نابودى مى شود)).
آثار نیک همنشینى با دانشمندان :
عارفى دیگر مى گوید: ((اگر کسى در حضور عالم و دانشمندى بنشیند و نتواند از اندوخته هاى علمى او مایه اى ذخیره کند و در صیانت و حفظ کردن و از بر نمودن سخنانش احساس عجز و ناتوانى نماید (علیرغم چنین محرومیت و ناتوانى ، صرف همنشینى با عالم و دانشمند و شرفیابى از محضر او) هفت کرامت و فضیلت ، نصیب او مى گردد:
۱- به فضیلت و پاداشى – که (در تعالیم و فرهنگ دانش پرور اسلامى ) براى شاگردان و دانش آموختگان منظور شده است – دست مى یابد.
۲- مادامى که در محضر عالم و دانشمند بسر مى برد از گناهان و معاصى مصونیت دارد (و قهرا از تیررس جرم و نافرمانى خدا بدور است ).
۳- و آنگاه که در جهت پویائى از علم و دانش اندوختن ، از خانه خویش بیرون مى آید – تا آنگاه که در سراى عالم و مجلس درس او حاضر شود – مشمول لطف و رحمت الهى است .
۴- وقتى که در میان حلقه درس و در حضور عالم و دانشمند، جلوس مى کند – نظر به اینکه سایه رحمت الهى ، چنین حلقه اى را زیر پوشش خود قرار میدهد – او را از این بارش رحمت ، نصیبى خواهد بود.
۵ – مادامى که او به درس و سخنان عالم و دانشمند گوش فرامى دهد، همین گوش فرادادن ، به عنوان طاعت او به شمار آمده و در پرونده اعمال او ثبت و ضبط مى گردد.
۶- و اگر او علیرغم استماع سخنان استاد، احساس کند که چیزى از گفتار او را درک نکرده و به خاطر چنین احساسى ، اندوهگین گردد، همین اندوه و تنگدلى ، وسیله اى براى قرب او به پیشگاه خدا مى شود؛ چون خداوند متعال فرموده است :
(( ((انا عندالمنکسره قلوبهم )) ))
من در دلهائى که (به خاطر من ) درهم شکسته و فرو ریخته است ، جاى دارم .
۷- چنین شخصى با حضور خود در حوزه درس عالم و دانشمند – با وجود اینکه نمیتواند از لحاظ دانش اندوزى ، طرفى ببندد – این حقیقت را در مى یابد که مسلمانان به عالم و دانشمند دینى ارج مى نهند، و فاسقان و گناهکاران را تحقیر و تقبیح مى نمایند. درک این حقیقت موجب مى شود که قلبش از فسق و گناه ، متنفر و روى گردان شده و سرشت و طبیعتش به علم و دانش ، گرایش و آمادگى یافته ، و روحش با علاقه و دلبستگى به علم و معرفت ، آمیخته و عجین گردد. به همین جهت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) به مردم فرمان میدهد که با افراد صالح و مردمى که کاملا آراسته و پیراسته اند مجالست و نشست و برخاست نمایند)).
آثار متفاوت همنشینى با طبقات مختلف :
و نیز همان عارف گفته است : ((مجالست و همنشینى با هفت فرقه ، موجب فزونى هفت خصلت مى گردد:
۱- مجالست با اغنیاء و دولتمندان ، موجب فزونى دلبستگى به دنیا و ازدیاد
گرایش و تمایل عصبى انسان به مسائل دنیوى مى شود.
۲- نشست و برخاست با تهى دستان و فقراء، سبب ازدیاد رضاى درونى و شکر و سپاس انسان در برابر همان مقدارى از نعمتها مى گردد که خداوند نصیب او ساخته است .
۳- همدمى با پادشاهان ، مایه فزایندگى قساوت و سخت دلى و باعث ازدیاد تکبر انسان مى شود.
۴- همنشینى با زنان بر مراتب جهل و بى خبرى و هوسرانى آدمى مى افزاید.
۵ – مجالست با کودکان و خردسالان موجب فزایندگى جراءت و جسارت انسان نسبت به گناه و باعث تاءخیر و مسامحه در توبه و تعویق در بازگشت به خدا مى شود.
۶- مخالطت و شدآمد انسان با افراد صالح و شایسته ، بر گرایش انسان در طاعت از خداوند متعال ، فزونى مى بخشد.
۷- رفت و آمد و مجالست با علماء و دانشمندان بر علم و آگاهى انسان مى افزاید)) (و فرد از این رهگذر، اندوخته هاى علمى خود را غنى تر مى سازد(۱۲۸) ).
هر علم و فنى راه گشاى نیکبختى انسان است :
((خداوند متعال ، هفت چیز را به هفت نفر آموخت :
۱- اسماء اعظم (و رمزهاى گشایشگر و نمایانگر حقایق ) را به آدم ابوالبشر (علیه السلام ) تعلیم داد.
۲- فراست و هوشمندى ژرف بینانه اى به خضر(علیه السلام ) اعطاء کرد.
۳- تعبیر رؤ یا و خواب گزارى را به یوسف (علیه السلام ) تعلیم داد.
۴- فن و هنر زره سازى را به داود (علیه السلام ) آموخت .
۵ – زبان مرغان و پرندگان را به سلیمان (علیه السلام ) تعلیم داد.
۶- عیساى مسیح (علیه السلام ) را به توراه و انجیل آشنا و آگاه ساخت .
قرآن کریم در این باره مى گوید:
(( ((و یعلمه الکتاب و الحکمه والتوراه و الانجیل (۱۲۹) )) ))
خداوند متعال به عیسى (علیه السلام ) کتاب و حکمت و توراه و انجیل را تعلیم میدهد.
۷- به (خاتم الانبیاء) محمد (صلى الله علیه و آله ) شریعت و قوانین الهى و آئین یگانه پرستى را آموخت )). و منظور از تعلیم کتاب و حکمت به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) (که در آیات قرآنى به چشم میخورد) همین آگاهیهاى مربوط به قوانین الهى و آئین یکتاپرستى است .
نتیجه :
الف – علم و آگاهى آدم ابوالبشر (علیه السلام ) به اسماء و حقایق الهى ، سبب گشت که فرشتگان در پیشگاه او به سجده افتند و رفعت مقام و منزلت انسان بر همه موجودات ، محرز گردد.
ب – هوشمندى و فراست و ژرف بینى خضر (علیه السلام ) موجب شد که موسى و یوشع (علیهماالسلام ) همچون شاگردان مکتب او گردند، و سرانجام موسى را ناگزیر کند که در برابر او سخت فروتنى نماید؛ چنانکه این حقیقت از لابلاى آیات مربوط به داستان موسى و خضر(علیهماالسلام )، استفاده مى شود.
ج – علم به تعبیر رؤ یا و خواب گزارى یوسف (علیه السلام ) زمینه اى براى او فراهم ساخت که خاندانى آبرومند تشکیل دهد، و ریاست مملکت و کشورى را بدست گرفته و به گونه اى تمکن یابد که به عنوان فرد شاخص و برگزیده اى در میان خاندان یعقوب و تمام خاندان بشرى بدرخشد.
د – مهارت و کارآئى فنى داود (علیه السلام ) در امر زره سازى ، موجب ریاست و والائى مقام او گشت .
ه‍- سلیمان (علیه السلام ) از رهگذر درک زبان مرغان ، توانست بلقیس را بیابد و بر حکومت او (یعنى حکومت ابرقدرت زمان ) چیره شود.
و – اطلاع عیسى (علیه السلام ) بر حقایق توراه و انجیل ، موجب گشت که لکه هاى تهمت را از دامن مادر پاکدامن خویش بسترد.
ز – بصیرت و آگاهى حضرت خاتم الانبیاء محمد (صلى الله علیه و آله ) به راه و رسم زندگانى انسانى و قوانین الهى و آئین یکتاپرستى ، این افتخار را نصیب او ساخت تا از امت خود در روز قیامت ، شفاعت کند)).
راه بهشت و سعادت جاوید در دست چه کسانى است ؟
((راه بهشت و نیکبختى جاوید در دست چهار کس قرار دارد: عالم ، زاهد، عابد، و مجاهد:
۱- اگر عالم و دانشمند در دعوى خویش ، راستین باشد، حکمت و دانائى و ژرف اندیشى بدو ارزانى مى شود.
۲- زاهد و پارسا (در سایه زهد و پارسائى خود) از رفاه و امنیت روحى و آرامش درونى برخوردار مى شود، و در روز قیامت از عذاب دوزخ ایمن است .
۳- عابد و نیایشگر درگاه الهى ، از نعمت خوف و بیم از خداوند بهره مند مى گردد.
۴- مجاهد و کوشاى در راه خدا (که همه هم خویش را به راه خدا مى نهد و در اعلاء کلمه حق ، فرسایش ناپذیر و نستوه است ) از ستایش و تکریم خدا و خلق برخوردار مى شود)) (و گامهایش در راه حق ، استوارتر مى گردد).
طبقه بندى دانشمندان و تفاوت درجات آنها: علماء، حکماء و کبراء:
یکى از محققان مى گوید: دانشمندان ، سه دسته اند:
الف – کسانى که خداشناس اند، و در عین حال به احکام و دستورات او آگاهى دقیق ندارند، اینگونه دانشمندان ، بندگانى هستند که معرفت و بینش الهى بر دلهایشان چیره گشته است . لذا در مشاهده انوار جلال و کبریاء پروردگار، مستغرق اند و براى دانش اندوزى و کسب علم در مورد احکام و دستورات خداوند – جز در مسائل مبتلابه و حداقل احکامى که ناگزیر از فراگرفتن و عمل به آنها هستند – مجال و فرصتى نمى یابند و در آن توفیقى ندارند.
ب – گروهى دیگر از دانشمندان ، به اوامر و احکام الهى وقوف و آگاهى عمیق دارند؛ ولى نسبت به خود خداوند، فاقد چنین آگاهى ژرف بینانه اى هستند. اینان همان دانشمندانى هستند که حلال و حرام و دقائق احکام فقهى را عمیقا شناسائى کرده اند؛ لکن در شناخت اسرار الهى گرفتار قصور و نارسائى علمى مى باشند.
ج – سه دیگر، دانشمندانى هستند که در عین علم و آگاهى ژرف بینانه نسبت به خداوند، واجد بصیرت و بینش فقهى در مورد اوامر الهى هستند. چنین دانشمندانى در مرز مشترک میان جهان معقولات ، و جهان محسوسات جاى دارند. آنها گاهى از جهت حب الهى و قرب به خداوند، با خود او ماءنوس و دلخوش اند. و گاهى از رهگذر پیوند و ارتباط با محسوسات ، از طریق شفقت و رحمت به بندگان خداوند، با آنها انس و الفتى برقرار مى سازند.
آنگاه که اینگونه دانشمندان ، حاجت روحى و درونى خود را از طریق پیوند با خدا برآورده ساختند، نظر خویش را سوى خلق خدا معطوف داشته و بدآنها مى پیوندند و آنچنان با بندگان خداوند، اتحاد و همبستگى مى یابند که بصورت اندامهائى از پیکره آنها درمى آیند که گوئى خداى را نمى شناسند.
اما آنگاه که خلق خدا مى برند و در جهت همبستگى با پروردگار خود با وى خلوت مى کنند چنان سرگرم یاد خدا و خدمت به او مى گردند که گوئیا خلق خدا را نمى شناسند.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi