جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

اولین بانوی کارآفرین ملی

481

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

سیاستهای آموزشی دولت فرانسه

618

بازدید

از جمله مهمترین سیاستهای آموزشی دولت فرانسه طی سالهای اخیر می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
۱٫ احداث مراکز پژوهشی در مراکز آموزشی سراسرکشور
درحال حاضر، پرداختن به۷حوزه پژوهشی اعم از صنایع الکترونیک و فن‌آوری اطلاعاتی و آموزشی، حمل و نقل زمینی و هوایی، صنایع شیمیایی، صنایع غذایی- کشاورزی، علوم مربوط به نوآوری محصولات، پژوهش پزشکی وفن‌آوریهای محیط زیست ، از جمله مهمترین اولویتهای دولت فرانسه درحوزه پژوهش محسوب می‌گردد.به‌منظور نیل به تحقق سیاست مذکور،وزارت پژوهش فرانسه به استخدام پژوهشگران جوان و گسترش تحرک همگانی جوانان فرانسوی طی سالهای اخیرمبادرت نموده است.
مأموریت آژانس ملی پژوهش(Anvar)، ارتقاء فرهنگ پژوهش، برقراری ارتباط میان پژوهشگران و موسسات پژوهشی و نیز اجرای پژوهشهای کاربردی است.شایان ذکر است که دراین راستا، تشکلهایی تحت عنوان(GIP) درجهت تحقق برنامه‌ها و طرحهای پژوهشی مصوب، ایجاد شده که به سازماندهی مراکز پژوهشی و دانشگاه‌ها می‌پردازند.ازجمله مهمترین این تشکلها میتوان به سازمان Sophia Antipolis درمونپلیه، سازمانSaint-Quentin-en-yvelines و سازمان Cergy-Pontois درپاریس اشاره نمود.هدف دولت از ایجاد چنین تشکلهایی برقراری مشارکت واقعی میان مؤسسات بزرگ علمی‌و دانشگاه‌ها به‌منظور برنامه‌ریزیهای کلان درجهت تطابق با دانش مدرن میباشد.کشورفرانسه پس از ایالات متحده امریکا، ژاپن و آلمان درردیف چهارم کشورهای پیشرفته جهان قرار داشته و ۴/۲% تولید ناخالص داخلی(PIB) را به مقوله پژوهش و توسعه اختصاص داده است.کشورفرانسه همچنین به تولید ۷/۴% انتشارات علمی‌جهان و ۸/۱۶% انتشارات اتحادیه اروپا مبادرت مینماید.با وجودیکه اغلب موسسات پژوهشی به تامین اعتبار بالغ بر۵۰ درصد فعالیت‌های پژوهشی و توسعه‌ ملی مبادرت می‌نمایند، با این حال ، این رقم درکشور فرانسه بر۵۳%، در آمریکای شمالی بر ۵۷% و در ژاپن بر ۶۸% بالغ می‌گردد.مرکز ملی پژوهشهای علمی‌فرانسه(CNRS) با تعداد ۱۸ هزار محقق و پژوهشگر، بزرگترین مرکز پژوهشی اروپا محسوب میگردد.گفتنی است که  مرکزمذکور به تولید، مدیریت و ارتقاء راندمان فعالیتهای پژوهشی مبادرت می‌نماید.مرکز فوق ازتعداد ۳۰۰ گروه تخصصی ـ پژوهشی و ۱۰۰۰ گروه پژوهشی عمومی‌ مستقر در دانشگاه‌های سراسر کشور برخوردار می‌باشد. مرکز ملی پژوهشهای علمی‌فرانسه(CNRS) ، علاوه براجرای پژوهشهای تخصصی خود به  اجرای برنامه‌های مشترکی با برخی موسسات پژوهشی دیگر نیز مبادرت می‌نماید.
۲٫ ترویج‌ زبان‌ فرانسه‌ به عنوان زبان ملی و آموزشی
ترویج‌ زبان‌ فرانسه‌ به عنوان زبان ملی و آموزشی اصلی ترین سیاست آموزشی دولت فرانسه محسوب می‌گردد.باوجودیکه زبان‌ فرانسه‌ هیچ‌گاه‌ از رواج حال حاضر خود برخوردار نبوده است، با اینحال‌ هیچ‌گاه‌ تا به‌  امروز‌ درمقابل‌ اوج‌گیری‌ توقف ‌ناپذیر زبان‌ انگلیسی‌ که‌ می‌رود تا ‌به عنوان‌ زبان‌ ارتباطات‌ جهانی مطرح گردد،مورد تهدید واقع‌ نشده‌ است‌. هدف از اجرای چنین سیاستی مبارزه‌ با زبان‌ انگلیسی‌ نبوده‌، بلکه‌ مقصود اصلی، حفظ‌ سیستم‌ چندزبانی‌ و چندفرهنگی‌ جهانی‌ درکشور فرانسه میباشد.از جمله مهمترین اقدامات دولت فرانسه در جهت نیل به چنین هدفی میتوان به گسترش همکاریهای‌ میان‌ مدارس‌فرانسوی مستقر درخارج از کشور‌ و مدارس تحت نظارت سیستم‌‌ آموزشی‌ ملی‌، افزایش برنامه‌های آموزشی به زبان فرانسه در رسانه‌های سمعی و بصری و حمایت از ابتکارات جامع در این خصوص (راه اندازی رادیوی‌ فرانسوی‌ در صوفیه‌، رادیو بین‌المللی‌ فرانسه‌ (RFI)،احداث  انستیتوهای بین المللی فرهنگی‌،‌ آموزش‌  زبان فرانسه به‌روزنامه‌نگاران‌ بلغاری‌ و تشویق و ترغیب جوانان فرانسوی به فراگیری‌ زبانهای‌ خارجی‌ در داخل‌کشوردر جهت استقبال ازآموزش زبان فرانسه‌ در خارج‌ اشاره نمود.
۳٫ برقراری همکاری‌های بین المللی‌ دانشگاهی‌
طی سالهای اخیر، دولت فرانسه‌ تلاش‌ عمده ای در جهت ارائه دوره‌های آموزشی تا سطح‌ دیپلم‌ متوسطه به ۱۰۰ هزار نوجوان‌ فرانسوی در مدارس‌فرانسوی‌ خارج‌ از کشور به عمل آورده است.گفتنی است که چنین سیاستی با هزینه بودجه سالیانه ۵/۱میلیارد فرانک‌ صورت می‌گیرد.
 به عبارت دیگر، تربیت‌ دانشمندان‌ و محققین فرانسوی از پایه‌ متوسطه‌ تا آموزش عالی در دانشگاه ها و مراکز علمی سراسر جهان،‌ ‌ از جمله مهمترین سیاستهای‌ آموزشی دولت محسوب می‌گردد. از این روی ، اداره‌کل‌ فرهنگی‌ وزارت‌ امور خارجه‌ با اختصاص‌ 500 میلیون‌ فرانک‌ از سال‌ 1994، درجهت نیل به هدف مذکور‌ گام برداشته و به اعطای بیش‌ از۱۸هزار بورسیه تحصیلی‌ و دوره‌ کارآموزی‌ مبادرت نموده است.
۴٫ ارتقاء همکاریهای تخصصی‌‌‌ با سایرکشورهای‌ جهان‌
از آنجاییکه تربیت‌ و آموزش ‌سهم عمده ای از دانشمندان‌ فرانسوی‌، به ‌افزایش‌ درخواست‌ همکاری کشورهای جهان‌ با کشور فرانسه‌ درسطح‌ جهانی‌ منجرخواهد گردید، از اینرو دولت‌ فرانسه‌ به ارائه پیشنهادات‌ همکاری‌ خود در زمینه‌های مختلف آموزشی با سایرکشور‌های جهان تمرکز نموده است.آموزش‌ نیروی‌ انسانی ماهر‌، برقراری همکاری‌های بین المللی‌ آموزشی، استقرار نهادهای‌ حکومتی‌ و قانونی در سایر کشورهای جهان‌و آموزش‌کادرهای‌ اداری ماهر از جمله مهمترین اقدامات دولت فرانسه در جهت نیل به اهداف فوق محسوب می‌گردد‌. از این روی،اداره‌کل‌ فرهنگ‌ با همکاری چندین وزارتخانه‌، تشکیلات‌ اداری‌ محلی‌، سازمان‌های‌ غیردولتی‌ وشرکت‌های‌ تجاری‌، به‌ اجرای سیاستهای جامعی در این خصوص پرداخته‌ و به ایفای نقش‌ ‌ تشویقی‌ و هماهنگ‌سازی‌ درجهت‌ انسجام‌ هر چه‌ بیشتر اقدامات دولت‌ فرانسه‌ مبادرت نموده است‌.
 5. افزایش ابزارهای‌ سمعی‌ و بصری‌
اجرای سیاست افزایش ابزارهای‌ سمعی‌ و بصری‌ در جهت تثبیت‌ جایگاه‌ امروزی زبان‌ فرانسه  و توسعه‌ آن‌ درسطوح بین المللی از جمله مهمترین سیاستهای دولت فرانسه طی سالهای اخیر محسوب می‌گردد.در این راستا، تلاش دولت درجهت گسترش‌ سریع‌ ابزارهای جدید تکنولوژیک،‌ به ارائه طرح‌ 5‌ ساله‌ ‌ توسعه‌ ابزارهای‌ سمعی‌ و بصری‌ ‌ فرانسوی درسایر کشورهای‌ جهان منتهی گردید.راه اندازی خطوط‌ اصلی‌ طرح‌ مذکور، به راه اندازی ۲ کانال‌ تلویزیونی‌ فرانسوی(‌کانال فرانسوی‌ زبان‌ TV5 ‌درجهت ترویج‌ و اشاعه‌ زبان‌ فرانسه و‌ کانال‌فرانسوی‌ بین‌المللی‌(CFI) به عنوان بانک‌ فرانسوی برنامه‌های آموزشی برای‌ کلیه تلویزیون‌های‌ جهان‌، منجرگردیده است.
گفتنی است که کانال‌ تلویزیونی مذکور به پخش برنامه‌های ویژه بینندگان‌ غیرفرانسوی‌ زبان‌ مبادرت نموده و از متد آموزشی با درج‌ زیرنویس‌ و دوبله‌ استفاده می‌نماید.
۶ . ارائه مشاوره تحصیلی و شغلی مناسب به نسل جوان کشور در جهت جایدهی مناسب شغلی به آنان
۷٫ تأکید برگسترش برنامه های آموزش متوسطه علاوه بر آموزش فنی‌و حرفه‌ای، درجهت جبران کمبود نیروی انسانی ماهر
۸ .  تربیت نخبگان ملی، بدون اتکا به وراثت و ثروت در نهادهای آموزشی
۹٫  أکید بر انتقال دانش نظری، عملی، فرهنگ عمومی و روش استدلالی
۱۰٫  تأکید بر فرهنگ عمومی به موازات پرداختن به آموزش‌های فنی و
حرفه‌ای
توجه به سیاست فوق از جمله مقولات بحث برانگیز در طول تاریخ نظام آموزشی فرانسه بوده است که همچنان نیز ادامه دارد.این‌گونه بحث‌ها که ریشه در وفاداری به اصول سه‌گانه جمهوری (برابری، برادری و آزادی) دارد، بر این استدلال استوار است که (مدارس دولتی) ملزم به جبران کمبودهای آموزشی و غیرآموزشی آندسته از دانش‌آموزانی می‌باشند که در خانواده، از انضباط، دقت علمی و فرهنگ عمومی بی‌بهره مانده‌اند.
۱۱- تربیت نیروی انسانی ماهر به موازات تلاش در جهت تحقق بخشیدن به برابری فرصت، عدالت اجتماعی و دست‌یابی به فرهنگ عمومی
۱۲- استقرار نظام کارآموزی حرفه‌ای مداوم در جهت تربیت مهندسین و تکنسین‌های حرفه‌ای در خارج از مدارس عالی
۱۳- پرداختن به مطالعاتی با عنوان (پایه‌گذاری و ترسیم آموزش جهانی) به منظور یافتن نوعی متد آموزشی با کیفیت جهانی
اصلاح سیاستهای آموزشی
برگزاری جلسات مشترک‌ وزارت‌ آموزش‌ عالی‌ با تعدادکثیری از نمایندگان دانشگاههای‌ کشور در سال‌ 1994،منجر به‌ ارائه‌10‌پیشنهاد اصلاحی درساختار آموزشی کشورفرانسه گردید. تشویق‌ و ترغیب تعداد۲۴ دانشگاه‌ کشور‌ در جهت‌ افزایش سطح‌ همکاریهای‌ خود با دانشگاههای‌ بزرگ‌ جهان‌، احداث مؤسسات‌ مستقل آموزشی‌ نظیر گالاتاسرای‌ در استانبول‌ با حمایت ۷ دانشگاه‌ فرانسوی‌ و پذیرش‌ متقابل‌ مدارک‌ دانشگاهی‌ 15 دانشگاه‌فرانسوی‌ و ۱۵دانشگاه‌ برزیلی‌ طی سال‌ 1994 از جمله اصلاحات فوق به شمار می آید.

ساختار آموزشی
ساختار نظام آموزشی فرانسه بر مبنای دو محور اصلی (پایداری) و (پویایی) بررسی می‌گردد. در محور پایداری، سیاست‌های آموزشی و قوانین مصوب در جهت دست‌یابی به وضعیت مطلوب آموزشی (پنداره نظام) و در محور پویایی، نوسامانی ساختارها و استقرار زیرساختها، اهداف و عملکرد وضعیت موجود نظام آموزشی کشور مورد توجه قرار گرفته است. محور پایداری بر مفهوم تداوم در حفظ ارزش‌های سه‌گانه جمهوری (برابری، برادری و آزادی) تأکید دارد.
در این محور، تلاش‌های متفکران و مسوولان کشور ظرف مدت بیش از دو قرن پس از انقلاب فرانسه (۱۹۹۵-۱۷۸۹) در قالب سیاست‌های عمده آموزشی عرضه گردیده است.محور پویایی و نوآوری نیز که به معنای تکاپوی وضعیت موجود نظام آموزشی (سیاست‌ها،‌ اهداف، ساختار، کادر و عملکرد آموزشی) است، درجهت پاسخگویی به نیازهای جامعه در حال تحول و دست‌یابی به وضعیت مطلوب آموزشی عنوان گردیده است.به طورکلی می‌توان گفت که نظام آموزشی فرانسه، محصول برهه خاص زمانی است که با پایداری و پویایی از آغاز انقلاب ملی طی سال۱۷۸۹تاکنون همچنان ادامه داشته است.
گفتنی است که برهه زمانی فوق نیز خود به سه دوره به شرح ذیل قابل تقسیم می‌باشد:
– دوره اول (طی سال‌های۱۸۷۹-۱۷۸۹): تلاش در جهت نیل به آموزش ابتدایی برای کلیه کودکان واجب‌التعلیم.
–    دوره دوم (طی سال‌های ۱۹۷۵-۱۸۸۰): تلاش در جهت تحقق آموزش پایه و رایگان تا پایان دوره کالج (رده سنی۱۶ سال) برای کلیه رده‌های سنی
–    دوره سوم (طی سال‌های۲۰۰۳- ۱۹۷۵): تحقق برنامه‌های آموزش پایه و رایگان تا پایان مقطع متوسطه برای۹۰ درصد از دانش‌آموزان رده‌های سنی ذی‌ربط و فراهم‌سازی امکان برخورداری از آموزش عالی و کارآموزی حرفه‌ای مداوم و جای‌دهی شغلی برای کلیه متقاضیان فرصت شغلی
      مقاطع آموزش پیش دبستانی، آموزش ابتدایی و کالجهای دانشگاهی۳ مقطع اصلی آموزشی کشور فرانسه راتشکیل می‌دهند.اکثریت شهروندان فرانسوی  درمراکز آموزش متوسطه حضور یافته،دیپلم متوسطه دریافت نموده و برخی دیگر نیز به آموزش فنی و حرفه ای روی می‌آورند.
بالغ بر۱۳میلیون دانش آموز در مدارس کشور فرانسه به تحصیل مبادرت می‌نمایند. نظام آموزشی کشور یکپارچه بوده  واین در حالی است که  ساختار حال حاضر  آن در خلال دهه های۶۰ و۷۰ دستخوش تغییرات تدریجی گردیده است که از جمله این تغییرات می‌توان به تفکیک مقاطع  آموزش ابتدایی ومتوسطه از یکدیگر اشاره نمود.از دهه۷۰ کشور فرانسه از افزایش قابل توجهی در توسعه ورشد نظام آموزش پیش دبستانی برخوردار گردیده است.در این اثنا، با توجه به تغییرات آموزشی کشور، امکان حضورکلیه کودکان گروه سنی ۵-۳ سال در کلاسهای پیش دبستانی فراهم گردید. از سال ۱۹۶۷، سن حضور دانش‌آموزان در مدارس مقطع  آموزش پایه  بین رده‌های سنی ۱۶-۶ سال تعیین گردیده است. کشور فرانسه با برخورداری از تعداد۶۰ هزار مدرسه ابتدایی، به فراهم سازی تسهیلات آموزشی لازم برای دانش آموزان ، در خلال ۵ سال اول آموزش رسمی‌مبادرت نموده است. در۳ سال اول آموزش رسمی، آموزش پایه در حوزه مهارتهای پایه (ابتدایی ) ارائه گردیده  ودر دو سال باقی مانده  دانش آموزان، آموزش‌های لازم را فراگرفته ومدارس  ابتدایی را پشت سر می‌گذارند.مقطع آموزش  متوسطه نیز خود  به دو مرحله متوالی تقسیم می‌گرددکه به نام سیکل یا دوره نامگذاری شده است. تقریباً کلیه کودکان رده‌های سنی۱۱ تا ۱۵ سال در کالج ها حضور  می‌یابند. از سال ۱۹۷۵تنها تعداد  یک کالج جهت آموزش  توانائی‌های مختلط  اجتماعی به کلیه دانش آموزان  صرفنظر از سطح پیشرف تحصیلی آنان  وجود داشته است.پس از گذراندن دوره۳ آموزش  دانش آموزان به کالج ‌های عمومی، فنی ویا فنی حرفه ای راه یافته  که آنها را برای آزمونهای  مکاتبه ای کارشناسی  یا مهندسی آماده می‌نماید. درمقطع مذکور از دانش آموزان رده سنی۱۸ سال ثبت نام بعمل می آید.تصمیم گیریهای آموزشی درخصوص دروس تجدیدی، تعیین کلاس‌های بالاترآموزشی،تغییر رشته تحصیلی با روند گفتگوی میان مدارس ( معلمان،کادر اجرائی وپرسنل دستیار)، اولیاء و نمایندگی‌های دانش آموزی صورت می‌گیرد. اگرچه معلمان به ابراز  نظرات خود در شوراهای آموزشی مرکب از نمایندگان دانش آموزی ،معلمان ووالدین- مبادرت می‌نمایند،با این وجود والدین از حق تقاضای ورود دانش آموزان به مقاطع  بالاتر آموزشی و یا تقاضای تکرار سال تحصیلی گذشته برخوردار می‌باشند. درکلیه مدارس کشور،مشاوران متخصصی در جهت ارائه خدمات مشاوره  به دانش آموزان،والدین ومعلمان در راستای برطرف سازی مشکلات آموزشی پیش روی دانش آموزان،در نظر گرفته شده است .در حال حاضر فرم۳ (سال آخر کالج ) نقطه آغازین آموزش کالج  می‌باشد که طی  آن دانش آموزان در خصوص برخی از موضوعات مورد علاقه خود به مطالعه پرداخته و به تعیین رشته تحصیلی مبادرت می‌نمایند.
اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان کشور فرانسه  در مدارس تحت نظارت وزارت آموزش ملی آموزش می‌بینند. با این وجود درحدود ۱۰۰ هزار دانش آموزان مواجه با  معلولیتهای مختلف جسمانی، در مدارس استثنایی و تحت حمایت وزارت بهداشت و بالغ بر۲۰۰ هزار دانش آموز در کالج‌های کشاورزی به تحصیل مبادرت می‌نمایند. در مجموع  بالغ بر۳۰۰ هزار دانش آموز رده  سنی بالای۱۶ سال  تحت دوره‌های کار آموزی-  قرار گرفته اند.
همگام با نظام آموزشی عادی کشور، کلاسهای تخصصی تطبیق یافته در نظر گرفته شده است که نقطه مشترک و اتکاء آنها مدارس ابتدایی ومتوسطه می‌باشد. برخی از برنامه‌های آموزشی من جمله برنامه آموزشی(CLIS)  نیز  به عنوان پلی در جهت  باز گرداندن دانش آموزان به نظام آموزشی و برنامه آموزشی (SEGPA)به منظور ارائه  آموزش‌های فنی وحرفه ای عمومی‌ به کودکان ونوجوانانی که بنا به  علل  روانشناختی،عاطفی یا رفتاری با مشکلاتی در حوزه  آموزش مواجه  می‌باشند، ارائه می‌گردد.همچنین برنامه‌های آموزشی مشابه برنامه‌های فوق،  در مدارس خاص در نظر گرفته شده است،که از آن جمله می‌توان به مدارس تحت پشتیبانی ونظارت وزارت بهداشت اشاره نمود. هدف ارائه  برنامه‌های آموزشی فوق ارتقاء توانایی‌های با القوه دانش آموزان می‌باشد. مدارس تحت نظارت وزارت آموزش ملی ممکن است عمومی‌یا خصوصی باشند. گفتنی است که مدارس خصوصی بالغ بر ۱۵% از دانش آموزان مقطع آموزش ابتدایی و۲۰ % از دانش آموزان مدارس مقدماتی متوسطه را تحت پوشش قرار داده اند. اکثریت مدارس خصوصی کشور در زمره مدارس کاتولیک بوده  و با دولت قرارداد آموزشی منعقد می نمایند.
آموزش پیش دبستانی
ساختار آموزشی
حضور در دوره‌های آموزش پیش دبستانی در کشور فرانسه  اختیاری و رایگان بوده وبه منظور آموزش کودکان رده های سنی ۵-۲ سال در نظر گرفته شده است. شایان ذکر است آندسته از  کودکانی که تا روز اول سال تحصیلی مدارس به سن ۲ سالگی رسیده باشند، مورد پذیرش واقع می‌گردند اقداماتی نیز در خصوص اولویت احداث  مدارس مذکور در نواحی محروم اجتماعی کشور صورت گرفته است.
کودکان رده سنی ۲سال(حدود ۴۰% ) منحصرا در چارچوب مدارس و ظرفیت کلاسهای آموزشی موجود و کلیه کودکان رده سنی۳‌سال مورد پذیرش قرار می‌گیرند و این در حالیست که در سال۱۹۶۰ میلادی تنها ۳۶% از کودکان  فرانسوی  مورد پذیرش مراکز آموزش پیش دبستانی قرار گرفتند. هدف غائی وزارت آموزش و پرورش، پژوهش و فن‌آوری فرانسه از ارائه دوره‌های آموزش پیش دبستانی، ارتقاء توانمندیهای کودکان، در جهت شکل دهی به  شخصیت اجتماعی آنان میباشد. از سال ۱۹۹۵ میلادی، طرح  آموزش واقعی پیش دبستانی با اهداف دقیق و کارآموزان متبحر به‌اجرا گذارده  شد. درتمام مدت ۲۶ ساعت آموزش در هفته، آموزش زبان از امتیاز ویژه ای  برخوردار بوده و  تسلط شفاهی و آشنایی با نوشتار،تقویت قدرت احساس، تخیل و قدرت  خلاقیت دانش آموزان از طریق پرداختن به  آموزش هنری توسعه می‌یابد.گفتنی است که بالغ بر۲۰هزار مرکز آموزش پیش دبستانی به ثبت نام از بیش از۲میلیون کودک فرانسوی مبادرت می‌نمایند. در صورت عدم وجود کلاس‌های پیش دبستانی،کودکان رده سنی ۵ سال به کلاس‌های آمادگی و مدارس ابتدایی پیوسته و به چرخه آموزش  ابتدایی ومقدماتی وارد می‌گردند.از آنجاییکه کشور فرانسه از تجربه فراوانی در ارائه آموزش پیش دبستانی به کودکان برخوردار می‌باشد، از این روی بیش از۹۹% کودکان رده سنی۳ سال در این مدارس حضور می‌یابند. رقم مذکور درخصوص کودکان رده سنی۲سال بر۲/ ۳۵ % بالغ می‌گردد.تحصیل در مدارس  عمومی‌پیش دبستانی رایگان می‌باشد واین در حالیست که مراکز خصوصی  به اخذ شهریه تحصیلی مبادرت می‌نمایند. مدارس عمومی‌پیش دبستانی نیز  توسط شهرداری ها احداث و اداره می‌گردند. طبق قانون اصلاحیه آموزشی مصوب۱۵جولای۱۹۸۹و قانون مصوب ۱۹۷۵کلیه کودکان فرانسوی رده سنی۳ سال از  امکان حضور در مهدهای کودک برخوردار می‌باشند.علاوه بر این قانون مصوب۶ سپتامبر ۱۹۹۵ نیز که در خصوص نمایش ساختار و نحوه عملکرد مهدهای کودک تصویب گردیده بر تقویت خصیصه‌های بالقوه کودکان، به فعل در آوردن  آن در جهت  شکل گیری شخصیت آنان و فراهم آوردن بهترین امکانات در جهت موفقیت کودکان در مدارس ویادگیری بیشتر تأکید دارد.
 گفتنی است درمهدهای کودک کشور فرانسه  از تخصصهای سرباز معلمان جهت  آموزش کودکان استفاده می‌گردد چرا که خدمت سربازی درحال حاضر در کشور فرانسه به حالت تعلیق در آمده و با اجرای طرح جامع جذب سرباز معلم JAPD جایگزین گردیده است.از سوی دیگر،جهت جبران به حد نصاب نرسیدن تعداد ثبت نام کنندگان  مهدهای کودک،که معمولاً در مناطق کم جمعیت وکوهستانی کشور رخ می‌دهد، کودکستانهای بین منطقه ای تأسیس گردیده است که به ارائه خدمات آموزشی به کودکان نواحی مختلف مبادرت می‌نمایند.در مناطق کم جمعیت نیز کلاس‌های موقتی پاره وقت تشکیل می‌گردد.به طور کلی دانش آموزان  به سه رده سنی کودکان،رده سنی نوجوانان ورده سنی جوانان تقسیم می‌گردد. گفتنی است، تقسیم بندی فوق در جهت مد نظر قرار دادن  بلوغ فکری و استعداد یادگیری رده‌های‌سنی از انعطاف پذیری برخوردار می‌باشد.تیم تدریس، با مشورت والدین به تعیین جایگاه کودکان  در رده‌های سنی آموزشی  مطابق  با استعداد ها و نیازهای آنان مبادرت می‌نمایند. سه رده سنی مذکور  با اولین چرخه آموزشی تطابق داشته در حالی که رده سنی جوانان و مقطع آموزش مقدماتی متوسطه با چرخه آموزشی پایه و مقدماتی تطابق دارد. چرخه‌های آموزشی چندین ساله نیز  با هدف برآورده نمودن  نیازهای کودکان طراحی گردیده است. متوسط آموزش هفتگی۲۶ ساعته به کودکان مقطع پیش دبستانی ارائه می‌گردد.
آموزش پیش دانشگاهی
آموزش پیش دانشگاهی درکشور فرانسه از سن۶ سالگی آغاز شده و ۱۲ سال به طول می‌انجامد. تحصیلات دوره ابتدایی که نخستین مقطع آموزش پیش دانشگاهی است،از ۶ سالگی آغاز شده و مدت زمان ۵ سال به طول می انجامد.پس از اتمام مقطع آموزش ابتدایی، کلیه دانش آموزان ملزم به گذراندن دوره آموزشی۴ ساله مقدماتی متوسطه می باشند. مقطع آموزش تکمیلی متوسطه نیز مدت زمان ۳ سال به طول می‌انجامد.مجموع سنوات آموزشی تحصیلات پیش دانشگاهی کشورفرانسه ۱۲سال به طول انجامیده  به اخذ مدرک دیپلم متوسطه Baccalaureate (Bac) منتهی می گردد.گذراندن این مقطع برای کلیه کودکان فرانسوی اجباری است.پس از مقطع آموزشی فوق، دوره آموزشی ۲ ساله سیکل اول آموزش متوسطه آغاز می‌گردد.گفتنی است که طی مقطع آموزشی مذکور دانش آموزان به سوی ۳محور تحصیلی ذیل هدایت می‌گردند:
الف : محورآموزشی که به آموزش متوسطه عمومی‌و فنی منتهی گردیده و مشتمل بر یک دوره آموزشی۲ساله دیگر می‌باشد که دانش آموزان در سن ۱۵ سالگی آن را به اتمام رسانده و بر اساس نتایج تحصیلی خود در یکی از زمینه‌های ذیل آموزش می‌بینند:
دوره ۳ ساله آموزش عمومی‌(مشتمل بر رشته‌های ریاضی فیزیک،علوم تجربی،اقتصاد…) که به احراز دیپلم متوسطه(BAC) منتهی می‌گردد.
 دوره ۳ ساله تکنسین رشته‌های مکانیک، الکترونیک،عمران،فیزیک،شیمی،بازرگانی و .. که به احراز دیپلم تکنیسین(B.T.) منتهی می‌گردد.
دوره ۲ ساله آموزشی که منتهی به احراز گواهینامه تحصیلات حرفه ای(BEP) نظیر اتومکاتیک، بدنه ماشین، تراشکاری، جوشکاری، ریخته گری و…. می‌گردد.
ب : محور آموزشی که به تحصیلات فنی و حرفه ای مشتمل بر دوره۳ ساله آموزشی و احراز گواهینامه توانایی حرفه ای(CAP)منتهی می‌گردد. دراین محور دانش آموزان رده‌های سنی ۱۷- ۱۶سال به تحصیل در۲۵۰ رشته تخصصی مبادرت می‌نمایند.

ج: محور آموزش حرفه ای که بر آموزش حرفه ای۳- ۱سال مشتمل بوده و  به احراز گواهینامه تحصیلات حرفه ای(CEP)منتهی می‌گردد.

 


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

امداد رسانی در فوریتهای پزشکی

2,660

بازدید

امداد رسانی در فوریتهای پزشکی ۴٫۶۷/۵ (۹۳٫۳۳%) ۳ امتیازs



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تغییرپذیری خلق

412

بازدید

یکى دیگر از مبادى علم اخلاق این است که آیا اخلاق، قابل تغییر است‏یا نه؟ فارابى در کتاب شریف «الجمع بین الرایین‏» در باره یکى از بحثهاى مورد اختلاف دو شخصیت‏بزرگ علمى یعنى ارسطو و افلاطون در مسئله اخلاق مى‏فرماید:
عده‏اى بر آنند که بین این دو شخصیت عظیم علمى، اختلاف نظر هست; ارسطو بر این باور است که اخلاق، جزو عادات تغییر پذیر و تحول یاب است; اما افلاطون بر این عقیده است که اخلاق بر دو قسم است: قسمى طبیعى و قسمى دیگر کسبى است و بخش طبیعى اخلاق، قابل تغییر نیست (۱) .
البته اگر این دو سخن با همین دو تعبیر، از آن دو شخصیت‏بزرگ فلسفى نقل شده باشد، با هم ناهماهنگ است; زیرا ارسطو مى‏گوید اخلاق کلا قابل تغییر و تحول است ولى افلاطون مى‏گوید شاخه‏اى از اخلاق که کسبى است، قابل تغییر است; اما بخش دیگر آن که طبیعى است قابل تغییر نیست.
تبیین نظر ارسطو و افلاطون
فارابى مى‏گوید:
جناب ارسطو این مسائل را در کتاب «فیه ما فیه‏» گفته است و من در آن کتاب به شرح این مطالب پرداختم و گفتم اولا: این کتاب در قوانین مدنى است، نه در اخلاق; یعنى، مسائل حقوقى را بازگو مى‏کند; نه مسائل اخلاقى را و ثانیا: نظر جناب ارسطو در آن کتاب، مسائل کلى و مطلق است نه مسائل جزئى (۲) .
یعنى به طور کلى بحث مى‏کند که آیا اخلاق همانند «ذاتیات‏» و یا به تعبیر پیشینیان «جنس‏» و «فصل‏» و «ماده‏» و «صورت‏» است و به عبارت دیگر همان طور که فصل، ذاتى هر ذى فصل و نوع، ذاتى هر ذى نوع است، آیا خلق، ذاتى هر متخلق و تغییر ناپذیر است‏یا هر خلقى قابل تغییر است؟
جناب ارسطو اصل امکان قبول تغییر را مطرح کرده و سخن او در سهولت و صعوبت آن نیست. اما سخن افلاطون این است که اخلاق، دو قسم است; بخشى از آن طبیعى و تغییر آن، دشوار و بخش دیگر کسبى و تغییر آن آسان است و منظور از طبیعى بودن «صورت نوعیه‏» و ذاتى شدن نیست; بلکه ملکه شدن به منزله صورت شدن است و قهرا تغییرش دشوار است; ولى محال نیست. چرا که بین «متعذر» و «متعسر» فرق است. «متعسر» چیزى است که ممکن ولى دشوار است اما «متعذر» چیزى است که انسان از انجام آن معذور است و قادر بر آن نیست. متعذر در این گونه موارد که در مقابل متعسر قرار مى‏گیرد، به معناى ممتنع است.
بنابراین، نظر افلاطون این است که تغییر دادن اخلاقى که طبیعى شود دشوار است; اگر درختى به صورت کج رشد کند و راه عابران را ببندد، باغبان مشکل مى‏تواند آن را راست کند، ولى چنین نیست که به هیچ وجه نتوان آن را مستقیم کرد; البته منحنى بالذات را نمى‏شود مستقیم کرد; اما مى‏شود با عواملى این مانع سر راه را برداشت. منظور افلاطون از این مثال این است که تغییر روش کسى که به خلقى خاص، سالیان دراز، عادت کرده و به حد کهولت رسیده است، سخت است.
در تعبیرات دینى ما هست که: «رد المعتاد عن عادته کالمعجز» (3) یعنى، تغییر دادن مسیر اعتیاد کسى که به چیزى عادت کرده، مانند معجزه است البته نه خود معجزه و در آثار ادیبان بزرگوار ما آمده است:
«تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است‏»
این خود تشبیهى است و جناب شیخ مصلح الدین سعدى، نمى‏خواهد بگوید همان طور که گردو روى گنبد دوار نمى‏ایستد بلکه مى‏غلطد، تربیت‏براى نااهل روا نیست، منظور وى دشوار بودن است نه محال بودن.
بنابراین، جناب فارابى مى‏فرماید: افلاطون مثل ارسطو فتوا مى‏دهد که ممکن است اخلاق را عوض کرد اگر چه این تغییر، دشوار است; و سپس مى‏افزاید: هر صورت جدیدى بعد از مدتى که با ماده خود، قرین مى‏شود، مجموعا ماده ثانى براى صورت بعدى مى‏شود و آن صورت بعدى هم که روى این مجموعه پدید مى‏آید و مدتى با آنها عجین مى‏شود، مجموعا ماده براى صورت سوم و… مى‏گردند. آنگاه مثالى ذکر مى‏کند: مثل این که خاک به صورت گیاه در مى‏آید و گیاه وقتى رشد کرد، به صورت الواح، چوبها و تخته‏ها و تخته‏ها به صورت تخت، میز تحریر و مانند آنها در مى‏آید که به این ترتیب، هر کدام از اینها زمینه براى پذیرش صورتهاى بعدى است.
البته این صورت، صورت طبیعى نیست; بلکه صورت صناعى است که جناب افلاطون آن را در حد مثال براى تقریب به ذهن ذکر کرده‏اند; یعنى نفس با هر خصوصیتى که مانوس شود، زمینه براى صفت‏بعدى را پیدا مى‏کند و آن صفت‏بعدى هم که مدتى در نفس مى‏ماند براى پدید آمدن صورت طبیعى دیگرى، زمینه و طبیعت مى‏شود. بنابراین، افلاطون نمى‏گوید تغییر صور و افراد، یکسان است; بلکه مى‏گوید بعضى از آنها سخت و بعضى، سهل است و جناب ارسطو هم نمى‏گوید تغییر همه یکسان است; یعنى، تغییر اخلاق براى کسى که معتاد به خلقى شده با کسى که عادت نکرده، یکسان است پس در اصل امکان تغییر و نیز در تفاوت بین درجات اخلاقى به صعوبت و سهولت، هر دو موافقند و بین این دو بزرگوار، اختلاف نظرى نیست.

امکان تغییر انسان و انواع تغییرپذیرى
آنچه که در جهان یافت‏شده یا مانند فرشتگانى است که سخن همه آنها این است: «وما منا الا له مقام معلوم‏» (4) و تغییر پذیرى در حیطه آنان راه ندارد، چون موجوداتى مجرد و ثابتند و یا مثل موجودات عالم طبیعت مانند آسمانها، دریاها، کوهها، درختان، حیوانات و انسان است که تغییر پذیرند.
تغییر پذیرى بر سه گونه است: یا به صورت زوال و نابودى است که پیشینیان از آن به «کون و فساد» تعبیر مى‏کردند و یا به صورت تکامل یا تنازل است که سه قسم مى‏شود و هر سه قسم تغییر هم در انسان هست. چون انسان در قلمرو طبیعت است و هر موجودى که در منطقه طبیعت‏به سر مى‏برد پذیراى تغییر است.
موجودى که در مسیر حرکت قرار مى‏گیرد، گاهى بر اثر آسیب و گزند حوادث، فاسد مى‏شود; گاهى راههاى تنزل و گاهى راههاى تعالى و تکامل را طى مى‏کند. گرچه آنچه که حرکت است، بالاصاله و بالذات، همان است که در مسیر کمال باشد; اما برخى تحولات بالعرض هم هست.
در هر صورت، انسان مى‏تواند سه گونه تغییر داشته باشد:
۱ زوال پذیرى و این همان مسئله «مرگ‏» است; مثل سایر موجودات که فاسد مى‏شوند: «کل نفس ذائقه الموت‏» (5) .
۲ تغییر پذیرى در جهت تنزل که: «ان المنافقین فى الدرک الاسفل من النار» (6) که اینها به جاى «تدرج‏»، «تدرک‏» دارند! یعنى به جاى این که درجاتى را طى کنند درکاتى را مى‏پیمایند.
۳ تغییر پذیرى در مسیر کمال که انسانها در این گونه تغییر، «درجات‏» دارند; به این معنا که، در اوایل امر با استناد به آیه «لهم درجات عند ربهم‏» (7) داراى درجه هستند ولى در اواخر بر اساس آیه «هم درجات عند الله‏» (8) ، خودشان عین ملکات نفسانى و متن «درجه‏» کمال مى‏شوند.
بنابراین، تغییر پذیرى درانسان هست; ولى آنچه که در محورهاى اخلاقى مطرح است همین دو بخش تغییر یعنى تغییر به طرف نزول و به طرف صعود است و گرنه تغییر موت و زوال و نابودى، امرى طبیعى است و ربطى به اخلاق ندارد، البته موت ارادى، در بحثهاى اخلاقى جایگاهى رفیع دارد ولیکن چنین مرگ اختیارى به همان تکامل وجودى برمى‏گردد که از انحاى تغییر استطالى است.
از نشانه‏هاى امکان تغییر، ضرورت بعثت انبیا و مختلف بودن انسان در همه ادوار زندگى است.
بعثت انبیا
یکى از بهترین ادله ضرورت بعثت انبیا (علیهم السلام) سامان بخشیدن به نابسامانیهاى اخلاقى است که انسانهاى بد آموخته را به اخلاق خوب تربیت کنند. اما اگر تغییر اخلاق و دگرگونى اوصاف نفسانى، ممکن و میسر نمى‏بود، انبیامبعوث نمى‏شدند چون بر فرض هم که بیایند و مردم را عالم کنند، وقتى علم‏نتواند نهاد آنان را دگرگون کند، بعثت و تعلیم چه سودى خواهد داشت؟ در این‏صورت، تعلیم کتاب و حکمت، بارى بر روى دوش انسانها خواهد بود و انبیا رنجى بر رنجهاى انسانها مى‏افزایند، رنج فراگیرى و رنج ناهماهنگى بین علم واخلاق.
اما اگر تهذیب نفس ممکن باشد، هر دو رنج‏برطرف مى‏شود وقتى چیزى یاد گرفتند، هم لذت مى‏برند که از درد جهل رهایى یافتند و هم لذت مى‏برند که آن رذایل اخلاقى را در سایه این علوم و معارف آموخته شده عوض مى‏کنند و اگر مستکبران دعوت انبیا را نپذیرفته‏اند، اما بسیارى از افراد پذیرفته‏اند. مستکبران بر اثر این که اموال و اولادشان، «فتنه‏»اى براى آنان بود، توفیق تهذیب روح، نصیبشان نشده است; چنانکه میگسارى، قمار بازى، بت پرستى، شرک، تجاوز، تعدى، دروغ و معاصى دیگر، جزو اخلاق رایج مردم «حجاز» شده بود و در میان مردم «مدین‏» «حجر» سرزمین قوم «عاد» و «ثمود» و… هم رایج‏بود; ولى انبیا آمدند و تا حدودى، موفق شدند و برخى از آنها را اصلاح کردند; گرچه در بعضى از ادوار تاریخى، توفیق هدایت، کمتر نصیب مردم مى‏شده و اکثر آنان به طرف فساد مى‏رفتند.
قرآن در این زمینه، راجع به قوم لوط مى‏فرماید: «فما وجدنا فیها غیر بیت من المسلمین‏» (9) (تنوین تنکیر در «بیت‏» نشانه وحدت است) یعنى، فقط یک خانوار به پیغمبرشان ایمان آورد. در بخشى دیگر مى‏فرماید: «ولا تجد اکثرهم شاکرین‏» (10) که شیطان این پیام را داد و یا در جاى دیگر، مى‏فرماید: «وما وجدنا لاکثرهم من عهد وان وجدنا اکثرهم لفاسقین‏» (11) ; یعنى، اکثر آنها متعهد نیستند بلکه فاسقند; اما گروه فراوانى بر اثر تهذیب انبیا، مهذب و مزکى شدند و اگر تغییر خلق میسر نبود، انبیا همیشه ناکام مى‏ماندند و اصل بعثت نیز، لغو مى‏شد.
برهان عقلى بر امکان تغییر و شواهد تجربى بر وقوع آن، نشان مى‏دهد که اخلاق تغییر پذیر است; بدان، خوب و خوبان، بد مى‏شوند. البته همان گونه که در علوم، گاهى فراگیرى، سهل و گاهى سخت است، در اخلاق هم چنین است; فراگیرى علوم و اخلاق و تخلق به اخلاق جدید براى سالمندان، سخت است; ولى سخت‏بودن غیر از محال بودن است. تعلم و تخلق حکم واحد دارند; زیرا اگر سالمند بخواهد مطلب جدیدى را یاد بگیرد، براى او بسیار سخت است; در حالى که تعلیم براى همه در هر سن، ممکن است و به همین جهت هم دستور داده شده تا گور، علم بیاموزید; تغییر اخلاق هم چنین است.
باید بین سختى و امتناع فرق گذاشت; انبیا (علیهم السلام) هم آمدند و تا حدودى در تغییر اخلاق موفق بودند، هم آن ممکن را به فعلیت رساندند و هم آن دشوار را سهل کردند; زیرا وقتى به انسان آگاهى بدهند و انسان، آگاه شود که رذیلت اخلاقى سم است، از آنجا که به حیات خود علاقمند است و یقین دارد که این سم او را از پا در مى‏آورد، از آن دست‏برمى‏دارد. انبیا (علیهم السلام) نه تنها از راه علم حصولى بلکه از راه علم حضورى و شهودى، در انسان باور ایجاد مى‏کردند که آن باور در تغییر اخلاق، نقش سازنده‏اى دارد.
تکلیف، در همه ادوار زندگى
نشانه دیگر براى تغییر پذیرى خلق آن است که براى هر کسى تکلیف تا لحظه مرگ وجود دارد، در حالى که اگر تغییر عادت، محال باشد، چنین تکلیفى، «تکلیف به محال‏» است و تکلیف به محال هم ممکن نیست از حکیم مطلق صادر شود. پس تکلیف دائمى در تمام ادوار زندگى، نشانه امکان تغییر اخلاق، است و نباید گفت اگر کسى با برخى مسائل اخلاقى عادت کرده باشد، تغییر آن محال است.
تغییر خَلق و خُلق
غزالى، تغییر «خلق‏» را از تغییر «خلق‏» جدا کرده است; این مطلب را دیگران هم گفته‏اند. بسیارى از خطوط اصلى مطالب را مرحوم فارابى، ابن سینا و ابن‏مسکویه بیان کرده‏اند و بعد غزالى که شارح خوبى است آنها را مشروحا ارائه‏داده است; ولى او متاسفانه نتوانست امهات معارف عقلى را بیابد. چون، فلسفه را نزد استاد ماهرى فرا نگرفت و خیال کرد فلسفه، علمى است که با مطالعه‏قابل فراگیرى است; در حالى که فلسفه، علمى است که اگر کسى آن را پیش استاد متظلع نخواند، اگر چه در حد غزالى باشد به عمقش نمى‏رسد. شاهد این سخن سخنان اوست که وقتى مى‏خواهد در مسائل عمیق فلسفى اظهار نظر کند، پیاده بودن او محسوس است! خود نیز اعتراف مى‏کند که فلسفه را نزد استاد نخوانده است; وى ابتدا «مقاصد الفلاسفه‏» و سپس «تهافت الفلاسفه‏» را نوشته است.
غزالى در کتاب شریف «احیاء» مى‏فرماید:
خَلق قابل تغییر نیست، ولى خُلق قابل تغییر است و انبیا آمدند که خُلق را عوض کنند (۱۲) .
رنگین پوست و سیاهروى، نمى‏تواند رنگ پوست‏خود را تغییر بدهد; ولى اگر قلب کسى سیاه باشد مى‏تواند آن را با توبه سفید کند; چنانکه عده‏اى چنین کردند و عده‏اى که قلبشان سفید و روشن بود، خداى نخواسته به دام ارتداد افتادند و سیاه دل شدند:
«ان الذین امنوا ثم کفروا، ثم امنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم یکن الله لیغفر لهم‏» (13) .
تغییر، هم در اعتقاد و هم در اخلاق و عمل ممکن است.
نقش معرفت در تغییر اخلاق
معرفت هم در تحصیل اخلاق و هم در تغییر آن، مهمترین نقش را دارد; اما معرفت دو قسم است:معرفتهاى حصولى و معرفتهاى حضورى; ولى همان طور که در سایر مسائل، نقش معرفتهاى حضورى و شهودى، قویتر از معرفتهاى مفهومى و حصولى است، در این دو بخش یعنى تحصیل اخلاق و تغییر آن نیز معرفت‏شهودى، اثر بیشترى دارد; یعنى، اگر انسان، فضیلت‏یک خلق و رذیلت‏خلق مقابل آن را مشاهده کند، فورا از رذیلت، دست‏بر مى‏دارد; چون نفس گرچه «اعدى عدو» درونى انسان است و تا انسان را از پا در نیاورد آرام نمى‏نشیند و سعى مى‏کند اسیر بگیرد، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید: «کم من عقل اسیر تحت هوى امیر» (14) ولى شهود فضیلت اخلاقى، در انسان، گرایش ایجاد مى‏کند و انسان دگرگون مى‏شود و شهود مسموم بودن رذایل اخلاقى، گریز از رذایل اخلاقى ایجاد مى‏کند.
لذا در بعضى از تعبیرات دینى آمده است: «بعد نفسک‏»; «ایاکم و…» (15) ، «ایاک‏» یعنى خود را دوربدار; مبادا با سم یا آتش، بازى کنى و یا سم در تو اثر کند.
حضرت على (سلام الله علیه) پس از ذکر ماجراى عقیل مى‏فرماید:
شبانگاه شخصى به سراغ من آمد و معجونى به همراه داشت; معجونى منفورکه ازآن منزجر بودم،گویى با قى یا آب دهان مار آمیخته شده بود. به اوگفتم که اگراین معجون، صدقه، صله، زکات و مانند اینهاست که به ما نمى‏رسد.گفت:هدیه است. گفتم: «امختبط انت؟»: در این صورت، تو فرد مخبطى خواهى بود; یعنى، اگر رشوه را به عنوان هدیه آورده‏اى که به بهانه مشروع بودن، من آن را بگیرم، باید فردى دیوانه باشى (۱۶) .
براى اینکه اگر «قى کرده‏» افعى را به صورت خمیرى درآورند، هیچ انسان عاقلى آن را نمى‏خورد. البته این بیان که در نهج البلاغه آمده، سخنى شاعرانه نیست تا «احسنه اکذبه‏» باشد، یعنى هرچه اغراق آمیزتر باشد، دلپذیرتر گردد; بلکه حضرت درون رشوه را دید و فرمود: خوردن رشوه مثل خوردن غذاى قى شده افعى است.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

هنر هات

1,206

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

مدیریت مشارکتی

2,771

بازدید

اگر مدیریت مشارکتی را بسان رهیافتی جامع برای جلب مشارکت فردی و گروهی کارکنان در جهت حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعریف کنیم و بر این باور باشیم که مدیریت مشارکتی ارتباط دائم، متقابل و نزدیک بین مدیریت ارشد و کارکنان است می توان
گفت که:
مدیریت مشارکتی به معنای مشارکت افراد مناسب، در زمان مناسب و برای انجام کار مناسب است.
بر پایه این تعریف، مشارکت کارکنان در کارهایی که به خود آن ها مربوط می شود؛ مشارکتی داوطلبانه، ارادی و آگاهانه خواهد بود که این درگیری شخص را تشویق می کند که به تحقق هدف های گروه کمک کند و در مسؤلیت ها و پیامدهای آنها سهیم شود.
مدیریت مشارکتی دو هدف عمده را دنبال می کند: نخست، ارج نهادن به ارزش های انسانی و به یاری طلبیدن افرادی که به نوعی با سازمان در ارتباط اند. دوم، رسیدن به هدف های از پیش تعیین شده به کمک همین افراد. این هدف ها بر چند اصل اساسی استوار است:

۱٫هر فرد عضو سازمان جزئی از یک ماشین بزرگ به حساب نمی آید، بلکه انسانی برخوردار از قدرت تفکر، هوش و استعداد و تجربه های گرانقدر است که هر گاه زمینه ها و شرایط مساعد فراهم شود، می تواند همه چیز را به نفع خود و سازمان خود تغییر دهد.
۲٫هر کار لزوماً به بهترین و مفیدترین حالت ممکن انجام نمی شود و بی تردید می توان هر کار معین را به گونه ای بهتر انجام داد و بهبود مستمر در انجام کار (Continuous Improvement) به کمک اعضای مجموعه به صورت گروهی انجام می شود.
۳٫مشارکت کارکنان کمک می کند تا مدیریت از بسیاری کارهای جزئی آسوده شود و به کارهای اساسی بپردازد.
چنانچه اجرای مدیریت مشارکتی و نظام های تشکیل دهنده آن با موفقیت همراه باشد، از مزایا و پیامدهای چون بهبود روابط انسانی بین مدیریت و کارکنان، تقویت انگیزش در کارکنان، بهبود گردش کار در سازمان، بروز خلاقیت و نوآوری، تقلیل هزینه های تولید کالا و خدمات، افزایش احساس تعلق سازمانی در کارکنان و همسو شدن هدف های آنان با هدف های سازمان و در نهایت افزایش رضایت مشتری و به دست آوردن سهم بیشتر در بازار برخوردار خواهد بود.
برای دستیابی به این مزایا باید ابتدا ویژگی های افراد مشارکت جو را بشناسیم که سلامت روانی و ادراکی و توانایی ایجاد اندیشه های بسیار با سرعت زیاد و ارائه آن ها به افراد فرادست؛ ابتکار؛ توانایی ایجاد و ارائه پیشنهادهای جدید؛ استقلال رای و قدرت داوری؛ متفاوت بودن از همکاران در ارائه دیدگاهها و اندیشه های نو ومسؤلیت پذیری، از جمله مشخصات افـراد مشارکت جو است. معمولاً چنین افرادی را می توان در سازمان هایی با ویژگی های زیر یافت:
۱٫رقابت؛ در آن ها رقابت کامل و فشرده است چرا که مشارکت در سازمانی تحقق می پذیرد که رقابت کامل بر آن حاکم باشد.
۲٫دسترسی مدیران به دانش گسترده؛ مدیران سازمان های مشارکت جو بر این اعتقادند که دانش در سطح سازمانشان به وفور پراکنده است و خود به راحتی می توانند اندیشه ها و دیدگاه های دیگران را مستقیم و بی واسطه دریافت کنند.
۳٫حترام به افراد؛ کارکنان این سازمان ها بر این باورند که می توانند همگام با نیازهای سازمان رشد کنند.
۴٫روابط دائمی و بلند مدت کارکنان و در نتیجه برخورداری از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمان ها است.
۵٫استقبال مدیران از عامل تغییر؛ در این سازمان ها همه مدیران تغییر را به عنوان تنها عامل پایداری می دانند و با خشنودی از آن استقبال می کنند. طبیعی است در چنین سازمانی لازم نیست که مدیر بخش زیادی از وقت خود را با اندیشه درباره چگونگی برخورد با تغییرات بگذراند، زیرا همه به این باور رسیده اند که تغییر نوعی ارزش مثبت است.
۶٫از ویژگی های سازمان مشارکت جو، ساختار متغیر و تعاملی آن است. در فعالیت های از پیش برنامه ریزی شده مناسبترین ساختار، ساختار سنتی و مکانیکی است اما در شرایط مشارکتی، ساختار پویا راهگشاتر است و نظام کنترلی کمتر برقرار می شود. در چنین شرایطی افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردارند، البته با این فرض که در سازمان تعادل و موازنه برقرار باشد، زیرا اعضای چنین سازمانی نه محیط کار خود را آشفته و پر هرج و مرج می خواهند که افراد به هر کاری دست بزنند و نه این که می خواهند کنترل مستقیم به گونه ای باشد که هیچ جرقه ذهنی متبلور نشود.
۷٫انعطاف پذیری مشخصه دیگر این گونه سازمان ها است. در ساختار سازمانی انعطاف پذیر تحول گرا، تبادل اطلاعات به راحتی انجام می شود و افراد در فرایند تصمیم سازی مشارکت دارند.
گسترش فرهنگ مدیریت مشارکتی ـ به سان رویکردی نو و جامع به کل مجموعه ـ بخشی از هدف های بلند مدت مدیریت است که نظام های اجرایی آن را با توجه به شرایط خاص سازمان طراحی و به مورد اجرا می گذارند و با جابجایی فرد یا بروز اتفاقی خاص، متوقف نمی شود.
یکی از عوامل اصلی و مؤثر در اجرای مدیریت مشارکتی، صداقت مدیریت است. کارکنان سازمان باید از صداقت مدیریت اطمینان کامل داشته باشند و به خوبی از دلایل آن آگاه باشند. در این صورت با مشارکت دادن کارکنان در امور سازمانی می توان نتایج و پیامدهای همه جانبه ای را برای سازمان و کارکنان آن فراهم آورد. در نظام مشارکت سازمانی، مدیران و کارکنان به تبادل نظر با یکدیگر می پردازند و همین امر منجر به ایجاد محیطی دوستانه و توأم با اعتماد و اطمینان متقابل در سازمان می شود. کارکنان با مشارکت در کارها خود را در سود و زیان سازمان سهیم می دانند و همه تلاش خود را با کمک مدیران در جهت افزایش کارایی و اثر بخشی سازمان به کار می گیرند.
در نظام مشارکت سازمانی، مدیران برای رسیدن به هدف هایشان با راه حل های پیشنهادی بسیاری از سوی کارکنان مواجه می شوند که پس از ارزیابی آن ها می توانند بهترین راه حل ممکن را انتخاب کنند. نکته مهم در به کارگیری شیوه های مشارکتی توجه به موانع و دشواری های فرا روی مدیران در سازمان هاست، زیرا با کسب آگاهی در زمینه های اجرایی و درک صحیح موانع بهتر می توان به رویارویی با آنها پرداخت و در صورت تعامل با کارکنان بهتر می توان به این مهم دست یافت.
ضمن این که باید زمینه های لازم اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، ساختاری و … را برای اجرای موفقیت آمیز این نظام فراهم کرد تا اجرای آن با بحران مواجه نشود.
سیر تکوین مدیریت مشارکتی
مشارکت یک مفهوم قدیمی است که ریشه در اداره امور عمومی و افکار مذهبی دارد. به عنوان مثال، مشارکت بر مبنای مشورت در اسلام تحت عنوان «شورا» مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم به طور صریح مدیران را مکلف می کند در اموری که نیاز به تحقیق و تفحص دارد بر مبنای مشورت به تصمیم گیری بپردازند.
به هر حال ، مدیریت مشارکتی علیرغم قدمت تاریخی خود، بعد از انقلاب صنعتی به صورت علمی مورد بررسی قرار گرفت. پیدایش نظریه های کلاسیک، ساختار، تخصص گرایی، عقلایی بودن، و نظم و ترتیب را در سازمانها مورد تاکید قرار دادند (ویلسون و روز بفلد، ۱۹۹۰). تضادهایی که فلسفه کلاسیک با روح و روان انسانی داشت، موجب گشت توجه به روابط انسانی معطوف گردد.
در سال ۱۹۷۲ التون مایو (اوبرایان، ۱۹۸۴) و همکارانش سعی کردند بین شرایط کاری و بهره وری رابطه ای پیدا کنند. این مطالعات برحسب تصادف، اهمیت مدیریت مشارکتی را کشف کرد و رفته رفته با تاکید بر جنبه های اجتماعی گروه های کار، مکتب جدیدی با نام»روابط انسانی» پایه گذاری شد که سعی می کرد مشارکت واقعی را مورد تشویق قرار دهد.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

راه هاى اثبات نبوت

735

بازدید

راه هاى اثبات نبوت ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
بحث ما درباره نبوت است که به یک اعتبار دومین اصل و به اعتبار دیگر سومین اصل از اصول دین است . اصول دین به یک اعتبار عبارت است از توحید , نبوت و معاد , ولى از دیده شیعیان چون دو چیز دیگر هم جزء اصول دین است , گفته مى شود که اصول دین پنج است : توحید , عدل , نبوت , امامت و معاد . به هر حال نبوت یکى از ارکان اصول دین است . راجع به نبوت بحثهاى زیادى هست که ما عجالتا فهرست بحثها را آن اندازه اى که فعلا به نظرمان رسیده عرض مى کنیم و ممکن است که آقایان هم موضوعاتى داشته باشند که لازم باشد در اطراف آنها بحث شود . مفهوم عمومى اى که همه مردم از نبوت دارند این است که بعضى از افراد بشر واسطه هستند میان خداوند و سایر افراد بشر , به این نحو که دستورهاى خدارا از خدا مى گیرند و به مردم ابلاغ مى کنند . تا این حد را همه در تعریف نبوت قبول دارند . این دیگر تفسیرى همراهش نیست : گروهى از افراد بشر که دستورهاى خدا را از ناحیه خداوند مى گیرند و به مردم ابلاغ مى کنند . آنگاه در اینجا مسائل زیادى هست . یکى از مسائل این است که اساسا چه نیازى در عالم به این کار هست که دستورهایى از ناحیه خدا به مردم برسد , اصلا مردم نیاز به چنین چیزى دارند که از ناحیه خدا به آنها دستور برسد , یا نه , چنین نیازى نیست ؟ و تازه اگر چنین نیازى هست آیا حتما راه برآورده شدن این نیاز این است که به وسیله افرادى از بشر این دستورها ابلاغ بشود , راه دیگرى وجود ندارد ؟ اگر گفتیم این نیاز هست , این نیاز از چه قسمت است ؟ آیا زندگى اجتماعى بشر بدون آنکه یک دستور الهى در آن حکمفرما باشد نظم و نظام نمى پذیرد ؟ یا نه , از این جهت بشر نیازى ندارد , از آن جهت نیاز دارد که زندگى بشر محدود به زندگى دنیا نیست , یک زندگى ماوراء دنیایى هم وجود دارد و آن زندگى ماوراء دنیا از نظر اینکه بشر در آنجا سعادتمند باشد بستگى دارد به اینکه در این دنیا چگونه زندگى کند , چه جور معتقدات و افکارى داشته باشد , چه جور خلقیاتى داشته باشد و چه جور اعمالى داشته باشد که اعمال صالح گفته مى شود . چون سعادت بشر در آن دنیا بستگى دارد به افکار و معتقدات و اخلاقیات و اعمالش در این دنیا , پیغمبران دستورهایى از ناحیه خدا براى بشر آورده اند که فکر و عمل و اخلاق خودش را طورى تنظیم کند که در آن دنیا سعادتمند باشد . و یا هر دو , یعنى هم زندگى اجتماعى بشر اگر بخواهد سعادتمندانه باشد احتیاج دارد که آن دستورهاى خدایى اجرا بشود و هم زندگى اخروى بشر , و ایندو به یکدیگر پیوسته و وابسته اند نه اینکه ضد یکدیگر باشند که آنچه زندگى اجتماعى را صالح مى کند آن دنیا را خراب کند و بالعکس , نه , در هر دو , بشر چنین نیازى دارد . پس یک بحث درباب نبوت مسأله نیاز به انبیاست .
بحث دیگر درباب نبوت این است که انبیاء که ما مى گوییم دستورها را از ناحیه خدا مى گیرند این را چگونه مى گیرند ؟ که این نامش ( وحى) است , بحث در مسأله وحى است , یعنى انبیاء این تعبیر را درباره خودشان به کار برده و گفته اند از ناحیه خدا به ما وحى مى شود . آنگاه درباب وحى , نام فرشتگان را آورده اند , جبرئیلى مخصوصا نامش برده شده است در خود قرآن و در کتابهاى دیگر آسمانى به عنوان واسطه وحى , و به هر حال این گرفتن دستور , تلقى کردن دستورهاى خدا که خودشان اسم ( وحى) رویش گذاشته اند چگونه و به چه شکل است ؟
مسأله دیگر که باز یک مسأله اساسى درباب نبوت است این است که انبیاء ( ۱ ) معجزه داشتند و معجزه هایى مىآوردند . معجزه چیست ؟ خود معجزه هم به اندازه مسأله وحى یک مسأله مرموزى است . آیا اصلا معجزه وجود داشته است و مى توا ند وجود داشته باشد ؟ آیا معجزه ضد علم است یا ضد علم نیست ؟ علم و معجزه آیا با هم ناسازگارند یا ناسازگار نیستند ؟
به نظر من مىآید که بحثهاى اساسى درباب نبوت همین سه بحث است : یکى  اینکه آیا نیاز به دستورات الهى هست یا نیست و اگر هست از چه راه ؟ دیگر اینکه این کیفیت ارتباط چگونه کیفیتى است ؟ و سوم اینکه معجزات که دلیل و آیت پیغمبران است چیست و چگونه بوده است و ماهیت معجزه چیست , رابطه اش با علم چه رابطه اى است ؟
البته مسائل دیگرى هم در اینجا هست گو اینکه به اندازه این مسائل , اساسى نیست ولى به هر حال آنها هم مسائل مهمى است .

( نبى) و ( رسول)
مثلا یکى از مسائل که از نظر قرآنى خیلى قابل بحث است این است که در قرآن , هم تعبیر ( نبى) آمده است و هم تعبیر ( رسول) , نبى و رسول , نبیین و رسل , آیا نبوت با رسالت فرق مى کند , یعنى دو مقام و دو خصوصیت است ؟ یا نه , یک چیز است که با دو اسم تعبیر شده است ؟ کلمه ( نبى) از ماده ( نبأ) است . نبأ یعنى خبر , البته خبرهاى مهم و عظیم و خبرهاى صادق . مثل اینکه هر خبرى را نبأ نمى گویند , کلمه ( حدیث ) یا ( خبر) را ممکن است بگویند ولى کلمه ( نبأ) یک اهمیت دیگرى دارد . نبى یعنى خبر دهنده , چون انبیاء از خدا خبرهایى آورده و به مردم داده اند , به این اعتبار به آنها گفته اند ( نبى) . کلمه ( رسول ) از ماده ( رسالت) است که اصل معنایش رهایى است در مقابل قید . ( مرسل) در زبان عرب یعنى رها شده , در مقابل ( در قید شده) . مثلا اگر مویى را همین طور رها کنند به پایین , مى گویند ( ارسله) یعنى رهایش کرد , اما اگر مو را با سنجاقى ببندند این نقطه مقابل ارسال است . ولى این کلمه را در مطلق مورد فرستادن به کار مى برند . وقتى که کسى , کسى یا چیزى را از جایى به جایى مى فرستد , به آن مى گویند ( ارسال) و ( رسول) یعنى فرستاده به طور کلى . نمایندگانى که مثلا یک امیر , یک پادشاه از پیش خودش نزدیک نفر دیگر مى فرستد اینها را معمولا در زبان عربى ( رسول) مى گویند , رسولى فرستاد یعنى نماینده اى فرستاد , فرستاده اى فرستاد . این معنى لغوى اش .
آیا در اصطلاح قرآن میان ( نبى) و ( رسول) فرقى هست که قرآن وقتى به کسى مى گوید ( نبى) به یک عنایت خاصى مى گوید و وقتى مى گوید ( رسول) به عنایت دیگرى است که احیانا ممکن است کسى نبى باشد رسول نباشد , یا برعکس رسول باشد نبى نباشد , چنین چیزى هست یا نه ؟ این هم بحثى است که چون در درجه اول لزوم نیست ما فعلا وارد آن نمى شویم , اگر لازم بود روى این جهت هم بحث مى کنیم که آیا میان ایندو فرق هست و یا فرق نیست ؟ این مخصوصا از این جهت ضرورت پیدا مى کند که در آیه ختم نبوت , ما به این تعبیر داریم که : (   ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین)   ( 2 ) . بعضى ها ( البته در عصرهاى اخیر و نه آدمهاى حسابى , افرادى که دنبال بهانه مى گردند ) گفته اند در اینجا قرآن که نفرموده رسالت ختم شده است , فرموده نبوت ختم شده است , چه مانعى دارد که نبوت ختم شده باشد و رسالت هنوز ختم نشده باشد ؟ اگر بگوییم نبوت مگر چیست که ختم شده و رسالت ختم نشده ؟ مى گویند انبیاء فقط به کسانى مى گفتند که مثلا در عالم رؤیا , در عالم خواب چیزهایى را مى دیدند , اما رسالت مطلب دیگرى است که آن ختم نشده . این را فقط براى اینکه توجه به اهمیت مطلب داده باشیم عرض کردم . ما آن سه بحث اساسى و اصولى خودمان را عرض بکنیم .

نیاز به رسالت
مسأله اول مسأله نیاز به رسالت بود . بدون شک اگر ما مسأله آخرت را بپذیریم یعنى اگر قبول کنیم که زندگى بشر با مردنش در این دنیا پایان نمى پذیرد و نشئه دیگرى ماوراء نشئه دنیا هم وجود دارد و بشر در آن نشئه حیات و زندگى دارد و در آنجا هم به نوعى مرزوق است , سعادتى دارد , شقاوتى دارد : (   و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون ۰ فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم)   ( 3 ) ( این جزو خبرهایى است که پیغمبران آورده و داده اند و از جنبه هاى علمى و فلسفى هم بحثهایى شده ) اگر ما تنها مسأله آخرت را بپذیریم ( برزخ و آخرت و اینها ) بدون شک علم و عقل بشر کافى نیست براى تحقیق در مسائل آخرت و تشخیص اینکه چه چیز براى سعادت اخروى نافع است و چه چیز مضر . حتى بشر با علم و عقل خودش اصلا نمى تواند پى ببرد به وجود یک نشئه اى . تا امروز هم که علم بشر اینهمه پیش رفته است هنوز ما بعد مرگ به عنوان یک مجهول براى بشر تجلى مى کند , هنوز هم واقعا قطع نظر از هر فکرى , اگر از نظر کلى بخواهیم ببینیم , به صورت یک مجهول است براى بشر , یعنى نمى تواند این را از نظر علمى صد در صد اثبات کند که چنین چیزى هست ( البته یک قرائن و دلائلى هست اما یک امرى که از نظر علم , قطعى تلقى شده باشد نیست ) کما اینکه از نظر علم نمى تواند این را صد در صد نفى کند بگوید نه , علم کشف کرده که چنین چیزى نیست . جزء مجهولات بشر است .
پس اگر مسأله عالم آخرت را که باز خود پیغمبران هستند که اصل وجود آن را خبر داده اند و راه سعادت و راه شقاوت در آنجا را نشان داده اند در نظر بگیریم نیاز به انبیاء صد در صد قطعى است و جاى بحثى در آن نیست .
آن چیزى که بیشتر باید رویش بحث کرد مسأله زندگى اجتماعى است که آیا واقعا این زندگى دنیایى بشر نیازى به پیغمبران دارد یا ندارد ؟ اولا ببینیم خود قرآن چه مى گوید ؟ آیا در قرآن به این مسأله عنایتى هست یا قرآن فقط توجه به عالم آخرت دارد ؟ ما مى بینیم قرآن تنها مسأله عالم آخرت را بیان نمى کند , مسأله زندگى دنیا را هم از نظر هدف انبیاء مطرح مى کند , خیلى هم واضح و صریح , در آن آیه معروف : (   لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط)   ( 4 ) پیامبران خودمان را با دلایل و بینات فرستادیم , کتاب و مقیاس همراه آنها فرستادیم تا در میان مردم عدالت بر پا بشود . پس معلوم مى شود قرآن این را یک نیازى دانسته است و براى این اصالتى قائل شده است , و در اینجا حتى آن هدف دیگر یعنى شناخت خداوند را هیچ ذکر نمى کند , در جاهاى دیگر ذکر مى کند ولى در اینجا این هدف را ذکر نمى کند شاید براى اینکه نشان بدهد که این هم اصالتى دارد و واقعا این جهت مورد نیاز است و باید باشد . پس قرآن که نظر داده است که از ضرورتهاى زندگى بشر وجود عدالت است وجود پیغمبران را براى برقرارى عدالت لازم و ضرورى مى داند .
از نظر علمى چطور ؟ از نظر مطالعات اجتماعى چطور ؟ آیا چنین ضرورتى هست یا نه ؟ راجع به این خیلى مى شود بحث کرد , ما یک بحث مختصرى عرض مى کنیم , اگر باز نیاز باشد ممکن است که بیشتر بحث کنیم .
بشر یک موجود خاصى است که زندگى اش باید زندگى اجتماعى باشد یعنى بدون اینکه با یکدیگر زندگى کنند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند و زندگى تعاونى داشته باشند امکان پذیر نیست , ولى برخلاف سایر جاندارهاى اجتماعى که به حکم غریزه و اجبار زندگى شان اجتماعى هست , به حکم غریزه اجبار نداردکه زندگى اش اجتماعى باشد . مقصودم این جهت است که حیوانهاى اجتماعى از طرف خود خلقت و طبیعت مسخر و مجبورند که اجتماعى زندگى کنند , تقسیم کار را خود خلقت و طبیعت در میان آنها انجام داده , قانون اجتماعى شان را خود خلقت جبرا براى آنها وضع کرده است و آنها هم به طور خودکار , کار خودشان را انجام مى دهند . مثلا زنبور عسل , ما داریم مى خوانیم و مى بینیم که تکلیف و وظیفه خودش را اجبارا مى داند , یعنى لزومى نیست با تعلیم و تربیت یاد بگیرد و کوشش کند تا بفهمد راه چیست , اجبارا به او داده شده است . وظیفه و راه خودش را اجبارا مى داند . پستها هم عوض نمى شود , هر کدام یک مقام معلومى دارند , آن که کارگر است , کارگر است و آن که مهندس است , مهندس است و آن که حاکم و حکمران و ملکه است , ملکه است . حتى ساختمانهاى اینها با هم متفاوت است , برعکس بشر که باید زندگى اش زندگى اجتماعى باشد و به حکم اینکه یک موجود مختار و عاقل و آزادى آفریده شده است تمام اینها را خودش باید انجام دهد به اختیار خودش , خودش باید فکر کند و ( ۵ ) برود براى خودش انتخاب کند . این نقصها از نظر غریزى در بشر هست به این معنا که به او این غریزه داده نشده است . حالا چرا داده نشده است , آن خودش یک حساب دیگرى دارد که گفته اند چرا داده نشده است . آنوقت بشر به موجب همین که مختار و آزاد آفریده شده است امکان تخلف از وظیفه همیشه برایش هست , و به حکم اینکه غریزه حیات دارد و مى خواهد زندگى بکند , نفع جو آفریده شده و دنبال منفعت خودش هست , این است که هر فردى آن چیزى که ابتدائا درباره آن فکر مى کند این است که در اجتماع دنبال هدفهاى شخص خودش و فرد خودش برود نه دنبال مصلحت اجتماع , یعنى آن چیزى که اول براى بشر و براى فکر بشر مطرح است منفعت فرد است نه مصلحت اجتماع , مصلحت اجتماع را نه خوب تشخیص مى دهد و نه به فرض تشخیص دادن رعایت مى کند . حیوان اجتماعى به حکم غریزه مصلحت اجتماع را تشخیص مى دهد مى رود دنبالش و به حکم غریزه هم آن را اجرا مى کند , و بشر در هر دو ناحیه این نیاز را دارد , نیاز دارد به یک هدایت و رهبرى که او را به سوى مصالح اجتماعى اش هدایت و رهبرى کند , و نیازمند است به یک قوه و قدرتى که حاکم بر وجودش باشد که آن قوه حاکم بر وجودش او را دنبال مصالح اجتماعى بفرستد . مى گویند پیغمبران براى این دو کار آمدند , هم او را به مصالح اجتماعى رهنمایى مى کنند و هم که این دومى شاید بالاتر است او را موظف مى کنند , یک قدرتى بر وجودش مسلط مى کنند به نام ( ایمان) که به حکم این قدرت آن مصالح اجتماعى را اجرا مى کند , دنبال آنچه که مصلحت اجتماعى تشخیص مى دهد ( حالا یا به حکم وحى یا به حکم عقل و علم , فرق نمى کند ) مى رود و اگر حکومت دین و حکومت انبیاء در میان بشر در گذشته و حال نبود , به عقیده اینها اصلا بشریتى نبود , یعنى اصلا امروز بشرى روى زمین نبود , بشر خودش را خورده بود , اصلا بشر فانى شده بود . بشر بقاى خودش را در روى زمین و همین تمدنى را که امروز در روى زمین دارد مدیون پیغمبران است . آنها , هم او را رهبرى کردند و هم خودش را از شر خودش نگهدارى کردند , و حتى امروز هم که اینهمه علم پیش رفته و عقل بشر کامل شده است باز هم نقش انبیاء محفوظ است , یعنى همین الان هم بشر تربیتهاى انسانى اى که دارد , ارث از گذشته اى است که سر منشأش پیغمبران بوده اند , و مقدار انسانیتى که دارد باز هم از بقایاى همان تعلیمات دینى و کتابهاى آسمانى است که اگر فرض کنیم همین الان تأثیر کتابهاى آسمانى را با یک قوه و قدرتى از روح بشر به کلى بیرون بکشیم , این مساوى خواهد بود با فناى بشریت یعنى با از بین رفتن روح انسانیت به طور کلى و قهرا فناى بشریت , بشر به صورت یک موجودات درنده اى در خواهد آمد که هیچ روح اجتماعى نداشته باشند و همه مجبور باشند با همدیگر باشند ولى نه مجموع شیرها بخواهند با هم زندگى کنند , چون خیلى تفاوت است میان افراد بشر , مثل یک جنگلى خواهد بود  که در آن عده اى گوسفند باشد , عده اى گرگ , عده اى شغال , عده اى شیر , عده اى ببر , عده اى پلنگ , عده اى شتر و عده اى اسب , اینها به جان یکدیگر بیفتند و قوى ضعیف را پایمال خواهد کرد .
این یک خلاصه اى بود که مى خواستم در این باره عرض کنم , چون خودم نمى دانم که لازم هست ما درباره این مطلب زیاد بحث کنیم یا نه . این به عبارت دیگر همان بحث ( نیاز به دین) است که بشر در زندگى اجتماعى خودش به دین نیاز دارد . روح مطلب همین بود که عرض کردم , که اگر بیش از این نیاز باشد بعد روى آن بحث مى کنیم .
پس راهى که از جنبه نیاز به نبوت ذکر شده است دوتاست : مسأله آخرت , مسأله زندگى اجتماعى و فردى .

وحى
حالا بیاییم وارد مسأله دوم بشویم : مسأله وحى , مسأله اینکه پیغمبران از خدا دستور مى گرفتند , چگونه دستور مى گرفتند ؟ کیفیتش چگونه بوده است ؟ مقدمتا این مطلب را مى توانیم بگوییم که همان طور که گفته اند هیچ کس نمى تواند ادعا بکند که من مى توانم حقیقت این کار را تشریح بکنم . اگر کسى بتواند چنین ادعایى بکند خود همان پیغمبران هستند , براى اینکه این یک حالتى است , یک رابطه اى است , یک ارتباطى است نه از نوع ارتباطاتى که افراد بشر با یکدیگر دارند یا افراد عادى بشر با اشیاء دیگرى غیر از خدا دارند . کسى هیچ وقت ادعا نکرده است که کنه و ماهیت این مطلب را مى تواند تشریح بکند , ولى از این هم نباید مأیوس شد که تا حدودى مى شود درباره این مطلب بحث کرد , لااقل از راه اینکه یک چیزهایى را مى شود نفى کرد و درباره یک چیزهایى از روى قرائنى که خود پیغمبران گفته اند مى شود بحث کرد . در اینجا به طور کلى سه نظریه است .

نظریه عوامانه
یک نظریه نظریه عامیانه است . من نمى گویم درست یا نادرست , بعد که آیات قرآن را خواندیم ببینیم که قرآن با کدامیک تطبیق مى کند . یک نظرى عوام الناس دارند و آن این است که تا مى گویند ( وحى) اینجور به فکرشان مى رسد که خداوند در آسمان است , بالاى آسمان هفتم مثلا , در نقطه خیلى خیلى دورى , و پیغمبر روى زمین است , بنابراین فاصله زیادى میان خدا و پیغمبر وجود دارد , خدا که مى خواهد دستورهایش را به پیغمبرش برساند نیاز دارد به یک موجودى که بتواند این فاصله را طى کند و آن موجود قهرا باید پر و بال داشته باشد تا این فاصله را طى کند , و از طرفى هم باید عقل و شعور داشته باشد که بتواند دستورى را از خدا به پیغمبر القاء کند . پس این موجود باید از یک طرف جنبه انسان باشد و از یک جنبه مرغ . باید انسان باشد تا بتواند دستور خدا را براى پیغمبر بیاورد چون مى خواهد نقل کلام و نقل سخن کند , ولى از طرف دیگر چون این فاصله بعید را مى خواهد طى کند ( اگر هر انسانى مى توانست که خود پیغمبر مى رفت و بر مى گشت ) باید یک پر و بالى داشته باشد تا این فاصله میان زمین و آسمان را طى کند , و او همان است که به اسم ( فرشته) نامیده مى شود . عکس فرشته ها را هم که مى کشند و انسان نگاه مى کند مى بیند یک انسان است , سر دارد , چشم دارد , لب دارد , بینى دارد , گردن دارد , دست دارد , پا دارد , کمر دارد و همه چیز دارد به اضافه دو تا بال نظیر بال کبوتر , فقط لباس ندارد که حتى بى شلوارش را هم مى کشند . آقا بزرگ حکیم گفته بود ( اینکه مردم شنیده اند ملائکه مجردند , اینها مجرد از تنبان فرض کرده اند ( به همان زبان مشهدى ) , مجرد است یعنى خالى از تنبان است , شلوار پایش نیست .
این یک تصور است , خدا چون در آن بالاى بالا قرار گرفته است وقتى مى خواهد براى پیغمبرش خبر دهد به آن فرشته مى گوید , او هم پر و بال مى زند , از بالا مىآید پایین , بعد هم با پیغمبر حرف مى زند , با همین گوش و با همین چشم , پیغمبر مى بیند یک انسانى آمد با بال , از در وارد شد حرفش را زد و رفت . پیغمبر از چه طریق حرف خدا را تلقى مى کند ؟ از همین طریق که حرف ما را تلقى مى کند , با این تفاوت که حرف ما را بلاواسطه مى شنود , خود ما را مى بیند و حرف ما را مى شنود , ولى حرف خدا را چون در فاصله دورى قرار گرفته است به وسیله یک انسان بالدار مى شنود اما از همین راه مى شنود , مىآید حرف مى زند و گفتگو مى کند و مى رود . این یک نوع تصور است . عامه مردم درباب وحى چنین تصورى دارند .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

سونا

329

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

حرکتهای جهادی پیامبر

942

بازدید

حرکتهای جهادی پیامبر ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
نهضت آسمانی پیامبران که برای نجات انسان ها از چنگال اوهام و خرافات و زورگویی زورمندان پی ریزی می گردد، بسان موج دریاست که در آغاز پیدایش، بصورت دایره کوچکی پدید می آید، که هر چه از مرکز دایره دورتر شود شعاع آن وسیعتر و گسترده و قدرتش شدیدتر می گردد.
انقلاب معنوی و تحول دینی که در سرزمین مکه، بوسیله پیامبر بزرگ اسلام پی ریزی گردید، روز نخست محیط غار حرا و خانه خدیجه (س) و کلبه های شهر مکه را روشن نمود و مرور زمان موجب گسترش آن شد و در اندک زمانی شرق و غرب جهان را فراگرفت و ندای توحید در پهنه بسیار وسیعی از جهان، از کشور فرانسه تا دیوار چین طنین انداز گردید.
به نظر می رسد پیامبر (ص) در مدت ۲۳ سال، از طرق مختلفی برای هدایت حرکت کرده باشد اما در یک تقسیم بندی کلی نسبت به طبقات مختلف مردم با توجه به ظرفیت هر گروهی، می توان سه شیوه را از حرکت های پیامبر (ص) استنباط نمود.
۱ حرکت فکر و تبلیغی ؛ که بصورت بیان آیات و با کمک از مضامین استدلالی انجام می داد.
۲ مدارا کردن ؛ عده ای در جامعه هستند که به سبب تربیت های خاصی که اکثراً در زمینه های دنیا پرستانه یافته اند باید با آنها معامله دوستانه شود، وجودشان در جامعه مضر به حال دیگران نبوده و بسا به جهت دارا بودن ویژگی های خاص بتوان در پیشبرد جامعه از آنها بهره گرفت و اسلام با توجه به اینکه امید دارد در نهایت مسیر آنها را در جهت هدایت تغییر دهد، این اجازه را به خود نمی دهد که با آنها همان رفتار را بکند که با افراد یاغی و مفسد می کند.
۳ گروهی که هیچ امیدی نسبت به هدایت آنها وجود ندارد و بعنوان عامل مخرب و مضر به حال اسلام و مسلمین هستند، با آنها باید از طریق فشار و کارزار وارد عمل شد و قرآن چه زیبا بر این نکته اشاره می فرماید:
« وَلو عُلم الله فیهم خیراً لا سمعهم و لو اسمعهم لتولوا و هم معرضون.»
اگر خداوند در آنها نیکی (قابلیت) سراغ داشت به آنان می شنواند و اگر به آنها بشنواند، پشت کرده و اعراض می کنند.
پیامبر در مورد مشرکین که مانع عمده در سر راه رشد او بودند، با حرکت های فکری خود ابتدا سراغ آنها رفته و اگر آنها تحمل و ظرفیت پذیرش را نداشتند، با رفتن به مکه و فتح آن و ایجاد زمینه اسلامی و مسلط شدن بر آنها سعی می کند با از بین بردن عناصر مفسد، کسانی را که زیر سلطه آنها و با تحمیقات آنها را انحراف گزیده بودند را نجات دهد.
 
ضرورت حرکت های جهادی؛
رسالتی که انبیاء الهی بر دوش دارند رها کردن انسان از زنجیرهای ستم و ظلم ظالمین و مستکبرین است. حرکت آزادی بخشی که برای انسان زمینه پذیرش هدایت آماده ساخته، محیط فکری او را از عناصر مفسد پاک می کند.
از آیاتی در قرآن که وعده پیروزی را به مومنین داده و در آنها ضمانت پیروزی حق بر باطل و وراثت زمین برای بندگان صالح ذکر شده، می توان چنین استفاده کرد که چیزی که هدف و غایت نهایی عالم دنیاست نابودی ظلم و استکبار است و این با جهاد و جنگ علیه آنها امکان پذیر می باشد، آن چیزی که اقتضای فطرت انسانی است حاکمیت حق و نابودی باطل است.
سنت خداوند نیز ا این قرار است تا جوامعی که دچار فساد و تباهی و روابط ظالمانه حاکمیت مطلق بر امور فردی و جمعی مردم شه از بین برود، این نابودی گاه با مداخله بوسیله امور طبیعی انجام می شود، کما اینکه در مورد اقوامی چنین شد و بسا نیز باید به دست مومنین این کار عملی شود.
جهاد یا دفاع (در حرکت های رسول الله):
اگر جهاد ابتدایی را همان دفاع از آزادی واقعی انسان ها که حق فطری و طبیعی آنهاست بدانیم، این جهاد به معنای دفاع است. در این صورت کلمه دفاع هم شامل جنگ و جهاد با دشمنی است که به کشور اسلامی هجوم آورد و هم شامل دفاع در مقابل کسانی که محیط ترس و وحشت برای مسلمین فراهم و یا هر ضدیت دیگر با نظام اسلامی کرده اند و یا اینکه با ایجاد محیط فاسد درون انسان ها را آلوده کرده و آنها را از فطرتشان دور کرده اند.
این وظیفه مسلمین است تا با جنگ علیه مستکبرین، محیط را برای بندگان صالح خداوند فراهم آورند. در مورد حرکت های پیامبر تقریباً هر دو مفهوم جهاد (ابتدائی) و دفاع، سازگار است. جهاد از آنرو که پیامبر تصمیم گرفته اسلام را در میان توده های مردم منتشر کرده، در این راه طبیعی است که ضرباتی به اجتماع مشرکین وارد خواهد شد و در نتیجه آنها به مقابله بر می خیزند و مسلمین دفاع می کنند در اینجا حرکت اصلی از پیامبر (ص) است. حرکتی آزادیبخش که در راه رهایی انسانها از بند زور زورمندان آغاز گشته است. چیزی که حیاتی نو به جامعه می بخشد.
در واقعه بدر آشکار بود که مشرکین در مقابل پیامبر (ص) ولو در مدینه آرام نمی نشستند و از طرف دیگر قبل از آن مسلمین مورد ظلم قرار گرفته بودند، لذا به امر رسول الله (ص) ضربات خود را شروع کردند و این خود یک حرکت «دفاعی و انتقامی» بود.
حادثه احد با هجوم مشرکین مدینه آغاز شد که مسلمین به دفاع برخاستند. انگیزه مشرکین انتقام از مسلمین به سبب واقعه بدر بود. حادثه احزاب از ناحیه مشرکین آغاز شد، حادثه ای که مرزی در دوران تاریخ مدینه شد. قبل از آن پیامبر (ص) دفاع می کرد و بعد از آن چیزی شبیه هجوم، در واقعه «حدیبیه» پیامبر به عنوان قدرت مسلط نه برای جنگ که برای زیارت خانه خدا آمده و به صلح کشید. حادثه فتح مکه به سبب پیمان شکنی قریش و عدم رعایت آنان در مقابل تعهداتشان در حدیبیه از ناحیه پیامبر آغاز شد. سایر حرکت ها در پی یا بعد از شروع، علیه آن مشرکین توطئه چین وارد جنگ می شد، همچون وقایع؛ بنی النظیر ، بنی قریظه ، حنین ، تبوک و …
در هر صورت این حرکت ها در عین آنکه آغاز گر عملی اکثر آنها مشرکین هستند، سبب اصلی شان حرکت فکری و تبلیغی پیامبر (ص) است، حرکتی که آنها را وا می دارد قبل از شکست واقعی فکری و عملی، علیه پیامبر وارد جنگ بشوند. پیامبر اکرم ۲۷ غزوه و ۷۰ سریه داشتند. «سریه» جنگ هایی است که پیامبر در آن خود حضور نداشتند.
غزوات پیامبر اسلام (ص)
جنگ بدر: (غزوه)
جنگ بدر اولین درگیری مسلمین با مشرکین بود که در عین حال مهمترین جنگ اسلام از جهات مختلف می باشد. در سال دوم هجرت پس از آنکه پیامبر (ص) تا آن هنگام چند مرتبه گروههایی را برای حمله به کاروان قریش فرستاده بود ولی درگیری صورت نگرفته بود، خود با بیش از ۳۰۰ نفر از اصحاب خود به سوی کاروانی از قریش که از شام عازم مکه بود و باید از نقطه ای که نزدیک مدینه بود عبور می کرد حرکت کردند.
حمله به کاروان دو جهت داشت؛‌ یکی از آنکه ضربه ای به مشرکین تلقی شده و پیامبر با ضربه قریش به تمام کسانی که از ترس قریش ایمان نمی آوردند روحیه تغییر عقیده می داد و دیگر اینکه قریش در مکه اموال مهاجرین را غصب کرده بودند و از اینطرف مهاجرین سربار انصار بودند، آنها می بایست با حمله به کاروان، در حقیقت اموال مهاجرین را پس می گرفتند در این میان تعداد مسلمین نزدیک به دو هزار نفر رسیده بود و اینک می توانستند تا رو در روی مشرکین بایستند لذا اجازه جنگ به آنها داده شد.
ابوسفیان رئیس کاروان که از حمله مسلمین به کاروان خبر داشت با فرستادن افرادی متوجه حرکت مسلمین شده و علاوه بر تغییر مسیر خود به مشرکین نیز پیغام داد تا برای نجات کاروان اقدام کنند. ابوجهل و سایر مشرکین نیز با تعدادی نزدیک به هزار نفر عازم نقطه ای شدند که احتمال ملاقات پیامبر (ص) با مشرکین بود آن نقطه در نزدیک چاه های بدر واقع شده بود، نتیجه امر این شد که مسلمین عوض حمله به کاروان می بایست با سپاه مشرکین روبرو شوند و چون خود را برای جنگ با سپاه مشرکین آماده نکرده بودند و شاید نسبت به جنگ بسیاری نظر خوش نداشتند، قرآن نیز اشاره به کراهت گروهی نسبت به این مسئله دارد.
انصار نیز قبل از آن در پیمان عقبه، قول دفاع به پیامبر داده بودند نه جهاد از اینرو پیامبر از آنها خواست تا نظرات خود را اعلام کنند. در این میان جمعی از مهاجرین اعلام حمایت کردند ولی پیامبر (ص) از انصار خواست تا نظراتشان را بگویند. آنها نیز حمایت خود را اعلام داشتند. شب هنگام آنها به درگاه خداوند استغاثه کردند خداوند در این باره فرمود:
«فاستجاب لکم انی ممدکم بالف من الملائکه مردفین» سوره انفال آیه ۹
خداوند دعای شما را با فرستادن هزار ملک اجابت نمود.
پس از آنکه همه خوابیدند پیامبر (ص) تا صبحگاهان به راز و نیاز و عبادت مشغول بوده است. خداوند از آرامشی سخن می گوید که آنشب تمام مسلمین را فرا گرفته بود.
مسلمین برای آوردن آب به نزدیک چاه های بدر رسیدند ولی در آنجا دو نفر از مشرکین را دیده و نزد پیامبر (ص) آوردند و پس از تحقیقات روشن شد که تعداد مشرکین قریب هزار نفر بودند و در این شب گویا چاه های آب در معرض تهدید دشمن بوده است که به رحمت خداوند با بارش باران مسلمین یاری شدند. روز بعد ۱۷ ماه مبارک رمضان نبرد آغاز شد، به علت فاصله دو سپاه کثرت دشمنان قابل رؤیت نبود.
«ولو ارایکهم کثیراً لفسلتم»
اگر تعداد آنها را زیاد نشان می دادیم شما سست می شدید.
ضمن درگیری نیز مسلمین را در نظر مشرکین کوچک جلوه داد تا خود را سست بگیرند در این میان علی (ع) و حمزه بیش از همه از خود شجاعت نشان دادند در حالی که پیامبر خود نیز در صحنه حضور داشتند. علی (ع) می فرماید نزدیک ترین افراد به دشمن بوده است.
بزودی مشرکین شکست خوردند در حالی که ۷۰ کشته و ۷۰ اسیر به جای گذاشته بودند، فرار نمودند. در میان کشته شدگان ابوجهل، اُمیته بن خلف و چند تن دیگر از سران شرک دیده می شدند. نیمی از کسانی که در این نبرد به هلاکت رسیدند، بدست علی (ع) بوده است و هنگامی که زید بن حارث خبر پیروزی مسلمین را به مدینه آورد برای مردم قابل باور نبود تا اینکه خبر ثابت گردید و پیامبر به مسلمین اجازه داد تا اسرای خود را یا کشته و یا با گرفتن فدیه آنها را رها کنند. آنها نیز راه دوم را برگزیده و بعضی از اسرا نیز با پذیرفتن شرط تعلیم چند کودک مسلمان آزاد شدند.
نتایج جنگ بدر:
۱ پیروزی سیاسی اسلام در پیروزی قریش به عنوان نیرومند ترین قبائل،
۲ بدست آوردن غنائمی از مشرکین فراری باضافه گرفتن فدیه (چهار هزار درهم برای هر اسیر)
۳ افزایش روحیه نظامی مسلمین و اعتماد و اطمینان به یاری خداوند که پیروزی معنوی والایی بود.
۴ ریختن ترس کسانی که تا آن روز قدرت اسلام را اندک می دانستند و از نزدیک شدن به آن هراسان بودند.
۵ کشته شدن سران قریش (تنها ابوسفیان ماند که خود جنگ احد و احزاب را بپا کرد)
جنگ احد (غزوه)
این جنگ در سال سوم هجرت اتفاق افتاد مشرکین با تعداد سه هزار نفر برای انتقام از حادثه بدر راهی مدینه شدند، این تعداد همه از قریش نبودند بسیاری از آنها قبائل هم پیمان قریش و نیز کسانی بودند که در اطراف مکه سکونت داشتند وبنام احابیش نامیده می شدند. همچنین تعدادی از زنان را نیز به میدان جنگ آورده بودند تا محرک مردان در جنگ باشند با رسیدن به کوه احد در نزدیکی مدینه، پیامبر از حمله آنان آگاهی یافته و مردم را برای کارزار آماده نمود.
جوانان مسلمان و انقلابی از پیامبر خواستند تا در خارج از مدینه با دشمن روبرو شوند پیامبر نیز پذیرفت و سپاه اسلام که نزدیک هزار نفر بودند راهی منطقه شدند اما در نیمه راه ۳۰۰ نفر همراه عبداله ابن ابی سلول بازگشتند ولی پیامبر بدون اعتنا به حرکت خود ادامه داد.
در این درگیری که مسلمین در دامنه کوه احد بودند و مشرکین روبروی آنها در دشت بودند پیامبر (ص) در شکافی در کوه که در پشت سر آنها قرار داشت تعدادی را بعنوان محافظ قرار داده و بر آنها امر کرد تا محل خود را ترک نکنند. درگیری آغاز شد و مشرکین شکست خورده و نزدیک به متلاشی شدن بودند. خالدبن ولید با تعداد ۲۰۰ نفر آماده در کمین پیامبر و یارانش بود خالی شدن شکاف از محافظان پیامبر (ص) که با دیدن پیروزی برای جمع کردن غنائم به پائین رفته بودند زمینه را برای دشمن فراهم نمود.
خالد کوه را دور زد و از پشت به مسلمین حمله برد. مسلمین وحشت زده از برابر نیزه ها و شمشیر های دشمن فرار کردند و تنها چند نفر از انصار و یک نفر از مهاجرین کنار پیامبر ماندند و بعد از درخواست پیامبر تنی چند اضافه شدند، از جمله کسانی که با نهایت شجاعت از پیامبر (ص) دفاع کرد امیر المؤمنین (ع) بود. او بیشترین تلاش را در دفاع از جان پیامبر (ص) قرار داده بود و بشدت از او دفاع می کرد، پیامبر (ص) پس از اتمام جنگ ضمن قدردانی از جنگ نیکوی او از زحمات ابودجانه، سهل بن خفیف و ام عامر نیز یاد نمود.
گاهی برخی از بانوان تجربه دیده برای کمک به جنگاوران اسلام همراه آنان از مدینه بیرون می آمدند و با سیراب کردن تشنگان و شستن لباس های سربازان و پانسمان کردن زخم مجروحان به پیروزی مسلمین کمک می کردند.
ام عامر که نام وی نسیبه است نیز برای رسانیدن آب به سربازان اسلام در احد شرکت کرده بود و زمانی که ورق پیروزی مسلمانان برگشت و جان پیامبر (ص) در معرض خطر قرار گرفت مشک آب را به زمین گذاشته و با شمشیری که بدست آورده بود سعی می کرد از حملات دشمن به پیامبر (ص) بکاهد. در این میان زخمی بر شانه او وارد شد که پیامبر (ص) یکی از پسران او را برای بستن زخم مادر فرا خواندند و از یکی از کسانی که فرار می کرد خواستند که سپر خود را به زمین بیندازد تا نسیبه از آن استفاده کند و پیامبر (ص) شخصی را که به پسر او زخم وارد آورده بود به او نشان داد  و او با شمشیر او را نقش بر زمین نمود.
پیامبر فرمودند قصاص فرزند خود را گرفتی. در این نبرد بیش از ۷۰ نفر از مسلمین شهید شدند و جنگ با خالی شدن میدان از دو سپاه پایان یافته و این در حالی بود که پیامبر مجروح گشته بود. علت عمده فرار مسلمین در این جنگ خبری بود که یکی از مشرکین دائر بر کشتن پیامبر با صدای بلند فریاد کشید. قرآن در آیاتی چند از سوره آل عمران به این ماجرا به شکل مختصری اشاره می کند و با ذکر شکست مسلمین و دادن کشته های زیاد می فرماید:
ان یمسسکم قرح فقد مس القوم فرح مثله (سوره آل عمران آیه ۱۴)
اگر بر شما آسیبی رسیده به دشمنان نیز به همان شکل آسیب رسیده است.
علت دیگری که زمینه شکست را برای مسلمین فراهم کرده زمینه گمراهی در درون برخی از آنها بود زمینه ای که شیطان با بهره گیری از آن، آنها را گمراه کرد. قرآن می فرماید:
ان الذین تولو امنکم یوم التقی الجمعان انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا ولقد عفا لله عنهم (آل عمران آیه ۱۵۵)
کسانی که در روز احد پشت به جنگ شما کردند آنها را بجهت بعضی از کردارهایشان به گمراهی کشاند.
دنیا پرستی گروهی که مأمور حفاظت شکاف کوه بودند و برای جمع غنیمت آمده بودند باعث شد که حرکت احد نه تنها به موفقیت نرسد بلکه موجبات ضربه خوردن مسلمین را نیز فراهم کند اگرچه در این جریان مشرکین موفق به از بین بردن اسلام نشدند.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

آموزش فتوشاپ

526

بازدید

پیشگفتار
فتوشاپ ۵/۵ جدیدترین نگارش برنامه ایست که از سال ۱۹۸۷ به بعد بعنوان ابزار استاندارد کار بر روی تصاویر شناخته شده است. این نگارش جدید امکانات بسیاری جدیدی را عرضه کرده است که شامل: ابزارهای جدید و برگرداندن تصاویر به قبل از اجرای دستورات می‌شود (در این نگارش فتوشاپ حتی اگر یک تصویر ذخیره یا save شده باشد باز هم می‌توان تغییرات بوجود آمده در آن را غیراجرایی یا undo کرد علاوه بر این مدیریت رنگها پشتیبانی از کانالهای ۱۶ بیتی و امکانات تایپی این نگارش بهبود قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده است. اگر شما با نگارشهای قبلی این نرم‌افزار کار کرده‌اید از امکانات قدرتمند جدید نگارش ۵/۵ آن شگفتزده خواهید شد. اما اگر این اولین مرتبه آشنایی شما با این نرم‌افزار است متوجه خواهید شد که این نرم‌افزار همه انتظارات شما را برآورده خواهد کرد. اولین و بزرگترین شگفتی برای افرادی که برای اولین‌ مرتبه با فتوشاپ ۵/۵ کار می‌کنند آن است که متوجه می‌شوند که محیط تصویری این برنامه به آن پیچیدگی و دشتواری که در ابتدا ممکن است به نظر برسد نیست. اگر قبلاً با هر یک از نرم‌افزارهای شرکت  Adobe(که فتوشاپ را طراحی کرده است) کار کرده باشید بلافاصله متوجه می‌شوید که محیط تصویری فتوشاپ برای شما آشناست. اما اگر این اولین برنامه‌ای است که در زمینه کارهای گرافیکی با آن کار می‌کنید بهتر آن است که فصلهای این کتاب را فصل به فصل به ترتیب مطالعه کنید.
اگر بخواهیم صدافت داشته باشیم باید بگوییم که شما نمی‌توانید ظرف یک روز مطالعه به یک متخصص فتوشاپ تبدیل شوید اما این کتاب ( که نام اصلی آن ((خودآموز ۲۴ ساعته فتوشاپ)) است) باعث می‌شود که ظرف ۲۴ ساعت یا بیشتر سرگرم باشید. این کتاب به ۲۴ فصل تقسیم شده که برای مطالعه هر کدام از آنها یک ساعت وقت در نظر گرفته شده است. البته مطالعه بعضی از فصول بیش از یک ساعت و مطالعه بعضی دیگر کمتر از یک ساعت وقت لازم دارد. اما در هر صورت اگر اراده کنید حداکثر ظرف دو روز می‌توانید این کتاب را مطالعه کنید.
اما بهترین روش آن است که بین هر دو درس یک تا دو ساعت فاصله در نظر گرفته و در این فاصله آنچه را که در‌ آن درس فرا گرفته‌اید تمرین کنید و دقیقاً آنچه را که با کلیک کردن یک دستور اجرا می‌شود بررسی کنید.

تعییر دادن ابعاد تصویر
در فتوشاپ بسادگی می‌توان ابعاد یک تصویر یا هر یک از اجسام داخل آن را تغییر داد برای انجام این کار دو روش وجود دارد: تغییر دادن Image(تصویر) و تغییر دادن اندازه Canvas(بوم). اگر ابعاد تصویر را تغییر دهید خود تصویر بزرگتر یا کوچکتر می‌شود اما اگر اندازه بوم را تغییر دهید کاغذی که تصویر روی آن قرار دارد بزرگتر یا کوچکتر می‌شود و خود تصویر بدون تغییر باقی می‌ماند. شما در صورتی باید ابعاد بوم زیر تصویر را بزرگتر کنید که بخواهید در اطراف تصویر فضای عمل بیشتری داشته باشید و در ضمن نخواهید خود تصویر را کوچکتر کنید.

تغیر دادن ابعاد تصویر
برای تغییر دادن ابعاد یک تصویر Image باید از منوی Image دستور Image size (اندازه تصویر) را اجرا کنید پنجرهsize Image ظاهر می‌شود. در بالای پنجره در ناحیه Pixel Dimensions (ابعاد بر حسب پیکسل) پهنا (Width) و ارتفاع (Height) تصویر بر حسب پیکسل یا درصد نشان داده می‌شود. علاوه بر این در ناحیه Print size (اندازه چاپی) شما می‌توانید پهنا، ارتفاع و دقت (Resolution) تصویر را بر حسب پیکسل، اینچ، سانتیمتر، نقطه یا تعداد ستون تعیین کنید. علاوه بر این می‌توان این ابعاد را بصورت درصدی هم تعیین کرد.
هنگامی که برای اولین مرتبه پنجره size Image را باز می‌کنید اگر در ناحیه  Pixel Dimensionپهنا و ارتفاع را بر حسب درصد ((Percent تعین کرده باشید این دو برابر ۱۰۰ درصد خواهند بود. برای بزرگ یا کوچک کردن تصویر ساده‌ترین روش آن است که ابتدا مطمئن شوید که در پایین این پنجره گزینه  Constrain proportions (تناسب حفظ شود) فعال است و سپس به سادگی درصد جدید پهنا یا ارتفاع را در مستطیل مقابل آن تایپ کرده و دکمه ok را کلیک کنید. اگر قبل از کلیک کردن دکمه ok دقت کنید متوجه می‌شوید که به محض تغییر دادن یکی از اندازه‌های پهنا یا ارتفاع اعداد دیگر این پنجره نیز تغییر می‌کنند تا درصدهای جدید بزرگ یا کوچک شدن تصویر را منعکس کنند.
برای مشاهده اینکه چگونه تغییر یافتن ابعاد یک تصویر روی حجم فایل و ابعاد تصویر چاپ شده در پرینتر تأثیر می‌گذارد مجدداً پنجرهsize Image را باز کنید. در بالای این پنجره حجم فایل جدید نشان داده می‌شود.

تغییر دادن ابعاد بوم
اگر ابعاد بوم را بزرگتر کنید فضای کاری بیشتری به دور تصویر بوجود می‌آید و کار بر روی تصویر ساده‌تر می‌شود اما اندازه خود تصویر تغییری نمی‌کند از طرف دیگر اگر ابعاد بوم را کوچکتر کنید مانند آن است که ابزار  Crop(قاب برش) را بکار گرفته و از دور تا دور تصویر قسمتهایی را قیچش کرده باشید. البته ما کوچکتر کردن ابعاد بوم از اندازه تصویر را به هیچوجه توصیه نمی‌کنیم زیرا ممکن است بطور ناخواسته نه بخشی از تصویر نیز طی این کار حذف شود و دیگر نتوانید آن را بازگردانید برای تغییر دادن ابعاد بوم از منوی Image دستور Canvas size را انتخاب کنید. پنجره Canvas size باز می‌شود در این پنجره برای پهنا (Width) و ارتفاع (Height) مقادیر جدیدی را وارد کنید. شما می‌توانید هر واحد اندازه‌گیری دلخواهی را برای تعیین این مقادیر انتخاب کنید. فتوشاپ با وارد شدن اندازه‌های جدید حجم جدید فایل را نیز محاسبه کرده و در بالای ناحیه New size نمایش می‌دهد. از طرف دیگر چنانچه ابعاد بوم را بزرگتر کنید قسمت اضافه شده به بوم با رنگ  Bacjground (زمینه) ظاهر می‌شود.
در پایین پنجره Canvas size یک پارامتر Anchor (لنگر) وجود دارد که نشان می‌دهد که تصویر باید در کدام قسمت از بوم جدید قرار گیرد. شما می‌توانید در هر یک از خانه‌های خالی این نماد کلیک کنید تا تصویر به‌ آنجا منتقل شود. فلشهای دور تا دور تصویر نشان دهنده آن هستند که قسمتهای خالی بوم چگونه دور تا دور تصویر را فرا می‌گیرند. در شکل نتیجه قرار دادن تصویر در گوشه بالایی سمت چپ بوم دیده می‌شود. همانطور که مشاهده می‌کنید اندازه تصویر تغییر نکرده بلکه فقط بوم بزرگتر شده و در ضمن تصویر به گوشه بالایی- سمت چپ بوم منتقل شده است.

تغییر دادن ابعاد یک جسم انتخاب شده
شما می‌توانید یک جسم انتخاب شده را نیز بزرگتر یا کوچکتر کنید. برای انجام این کار ابتدا یک جسم یا یک قسمت از یک تصویر که باید ابعاد آن تعییر کند را انتخاب کنید ( می‌توانید برای انجام این کار از هر یک از ابزارهای انتخاب که مایلند استفاده کنید). پس از آنکه کادر انتخاب فعال شد از منوی  Editدستور  Transform (تبدیل) و از منوی فرعی آن دستور Scale را انتخاب کنید. به این ترتیب یک کادر دیگر به دور جسم انتخاب شده شما کشیده می‌شود که شبیه به کادر ابزار  Cropاست شما می‌توانید هر یک از گیره‌های چهار گوشه این کادر را با ماوس گرفته و به جهت دلخواه بکشانید. در حین کشاندن هر یک از این گیره‌ها به اطراف باید کلید  shift  را پایین نگه‌دارید تا تناسب تصویر حفظ شود و جسم بصورت نامتقارن بزرگ یا کوچک نشود. اگر روی گیره‌های وسط اضلاع کادر کلیک کرده و دکمه ماوس را پایین نگه‌داشته و آن را جابجا کنید جسم متناسب با حرکت ماوس فقط در آن جهت کش آمده یا منقبض می‌شود.

دوران
دلایل زیادی برای دوران دادن کل یک تصویر وجود دارند: اگر یک عکس را از طریق اسکنر اسکن کرده یا از طریق یک دوربین دیجیتال گرفته باشید ممکن است این عکس بصورت افقی اسکن شده یا در فایل ذخیره شده باشد. در این حالت یک دوران ۹۰ درجه باعث می‌شود که عکس به وضعیت درست درآید. این یک مورد متداول در کار با اسکنرها است زیرا اغلب اگر تصویر را بصورت افقی در آنها قرار دهید سریعتر اسکن می‌شوند.

Save و  Lodeکردن تغییرات
دو دکمه دیگری که در گوشه بالا سمت راست پنجره  Variationsقرار دارند دکمه‌های  Save و Loadهستند. دکمه Save می‌تواند تغییراتی که شما بوجود آورده‌اید را ذخیره کرده و سپس آن را برروی هر تصویر دیگری که می‌خواهید اجرا کند. این شیوه برای مواردی خوب است که تعدادی تصویر داشته باشید و بخواهید همه آنها را به یک میزان مثلاً روشنتر کنید مثلاً در حالتی که با دوربین خود چندین عکس گرفته‌اید و در همه آنها وضعیت هوا طوری بوده که عکسها همگی تیره‌تر از حالت معمول ظاهر شده‌اند و یا در حالتی که اسکنر شما همه عکسها را اندکی زردتر از حد معمول اسکن می‌کند شما می‌توانید ابتدا یک عکس را با دستور  Variationsبه آن حالتی که می‌خواهید درآورده و سپس این شیوه را  Saveکرده و در نهایت هر تصویر دیگری که باز می‌کنید را با  Lode کردن شیوه قبلی به همان ترتیب اصلاح کنید.
اگر روی دکمه  Saveکلیک کنید یک پنجره  Save As (ذخیره شود با نام…) معمولی باز شده و در آن از شما خواسته می‌شود که برای این شیوه تغییر یک نام انتخاب کنید. مثلاً شما می‌توانید نام شیوه‌ای که باید روی عکسهای گرفته شده در یک روز مه‌آلود باید اجرا شود را  foggy day fix(تصیح اسکنر) بگذارید. سپس تصاویر دیگر را باز کرده و در مورد هر یک از آنها ابتدا دستور Variations را اجرا کرده و سپس روی دکمه Lode کلیک کنید و در پنجره باز شده که نام آن open است روی نام شیوه‌ای که می‌خواهید احضار شود کلیک کرده و در نهایت دکمه open این پنجره را کلیک کنید.

دستورات دیگر شاخه Adjust
همانطور که مشاهده کردید دستور Variations یک را سریع برای تنظیم رنگهای یک تصویر است اما گاهی اوقات این دستور نمی‌تواند به اندازه کافی روی رنگهای تصویر کنترل داشته باشد مثلا گاهی اوقات یک تصویر ممکن است کیفیت متوسطی داشته باشد و شما پس از تغییر دادن رنگهای آن با Variations متوجه شدید که کنتراست تصویر از بین رفته است (یعنی مرز بین رنگهای مختلف آن محو شده یا به عبارت دیگر کناره‌های اجسام واضح نیست) در این موارد شما باید از ابزارهای کنترلی دقیقتری که روی رنگهای تصویر بصورت دقیقتر کار می‌کنند استفاده کنید. اجازه دهید کار خود را با دو دستور  Levels(ترازها) و Curves (منحنی‌ها) آغاز کنیم.

هیوستوکرامها
در پایین منوی  Imageیک دستور به نام  Histogramوجود دارد. این دستور حقیقتاً هیچ کاری انجام نمی‌دهد اما اگر نحوه کار با آن را بیاموزید می‌تواند در وقت شما صرفه‌جویی زیادی کند.
اگر قبلاً درس استاتیک را خوانده باشید می‌دانید که یک هیوستوگرام یک نوع نمودار میله‌ای است. در فتوشاپ منظور از هیستوگرام نموداری است که وضعیت رنگ تصویر را در حالت سیاه و سفید نشان می‌دهد و در آن خطوطی عمودی وجود دارد که تعداد پیکسلهای موجود در هر گام از مود  Grayscaleرا نشان می‌دهد. این خطوط مقادیری بین صفر و ۲۵۵ را نشان می‌دهند. این نمودار شبیه به نمودار نشان داده شده در پنجره Levels است.
شاید در ابتدا شما تعجب کنید که چه چیز این نمودار مفید است اما با نگاه کردن به این نمودار شما می‌توانید تعیین کنید که آیا در تصویر آنقدر جزئیات وجود دارد که بتوانید تصحیحات رنگ موردنظر خود را با موفقیت در آن اعمال کنید یا خیر. اگر یک عکس بد یا بداسکن شده داشته باشید با مطالعه این هیستوگرام متوجه میشوید که آیا کار روی این عکس ارزش آن را دارد یا اینکه باید این عکس را دور بیاندازید و یک عکس دیگر بگیرید. اگر همه خطوط هیستوگرام به یک سمت تمایل داشته باشند بطوریکه به نظر برسد که این خطوط در یک ظرف نمودار جمع شده‌اند احتمالاً کار روی این تصویر در کیفیت آن تأثیری نخواهد داشت اما اگر از خطوط هیستوگرام بطور نسبتاً یکنواختی در طول آن پخش شده باشند به آن معناست که رنگها در این تصویر بطور یکنواخت پخش شده‌اند و انجام دستورات  Adjustروی آن نتیجه مطلوبی ایجاد خواهد کرد.
هیستوگرام یک کاربرد دیگر هم دارد و آن این است که شما از دامنه رنگ تصویری که روی آن کار می‌کنید یک معیار بدست خواهید آورد. گاهی اوقات به این معیار کلید گفته می‌شود یک تصویر یا کلید پایین یا کلید وسط و یا کلید بالا است که این بستگی به آن دارد که در آن رنگهای روشن بیشتر باشند یا رنگهای متوسط یا رنگهای تیره.
بعنوان مثال درمورد تصویری که در آن همه رنگها نزدیک به خاکستری متوسط باشند هیستوگرام آن فقط یک خط خواهد داشت که آن هم تقریباً در وسط هیستوگرام خواهند بود.
همه آنچه که شما حقیقتاً باید بدانید آن است که با نگاه کردن به یک هیستوگرام اگر خطوط عمودی نمودار بطور یکنواخت در طو ل نمودار توزیع شده باشند معنای آن این است که این تصویر یک تصویر کلید وسط است اما اگر اکثر خطوط نمودار در سمت راست آن جمع شده و تعداد اندکی از آنها در سمت چپ نمودار باشند معنی آن این است که این تصویر یک تصویر کلید بالا است و نهایتاً اگر اکثر خطوط در سمت چپ جمع شده و تعداد کمی از آنها در سمت راست تصویر باشند این یک تصویر کلید پایین است.
واژه جدید یک هیستوگرام یک نمودار است که نشان می‌دهد که مقادیر رنگ هر پیکسل از تصویر به چه نحوی در طول افقی تصویر توزیع شده‌اند. همچنین با نگاه کردن به این نمودار شما متوجه می‌شوید که آیا اطلاعات رنگهای تیره تصویر که در سمت چپ آن نشان داده می‌شود رنگهای متوسط تصویر که در وسط آن نشان داده می‌شود و رنگهای روشن تصویر که در سمت راست نمودار نشان داده می‌شوند آنقدر زیاد هستند که بتوانید روی این تصویر کار کنید و کیفیت آن را بهتر کنید یا خیر.
اگر در یک تصویر خطوط عمودی هیستوگرام ارتفاع کمی داشته و در ضمن تعداد آنها بسیار کم باشد پس این تصویر اصولاً قابل اصلاح نیست.
اگر در یک تصویر هیستوگرام خطوط عمودی زیادی داشته باشد اما این خطوط بصورت یک تپه در وسط نمودار جمع شده باشند و در ضمن در دو طرف یا یک طرف نمودار نیز خطوط عمودی اندکی وجود داشته باشد معنی آن این است که رنگهای متوسط تصویر زیاد است اما رنگهای تیره و روشن (چپ و راست نمودار) وضعیت خوبی ندارند و برای بیشتر کردن کنتراست (وضوح) تصویر باید با فلشهای چپ و راست زیر نمودار هیستوگرام پنجره دستور  Levelsکار کرده و آنها را به سمت وسط نمودار بکشید تا رنگها یکنواختر در طول تصویر (نمودار) پخش شوند.
اگر در یک تصویر ارتفاع هیستوگرام در یکی از دو طرف راست یا چپ زیاد بوده (بصورت تپه) و در وسط و طرف دیگر ارتفاع آن کم باشد باید با استفاده از فلشهای زیر آن از ارتفاع تپه مذکور کم کرده و ارتفاع هیستوگرام در وسط و طرف دیگر را تا می‌توانید افزایش دهید تا رنگها روشن و متوسط و تیره به یک اندازه درتصویر وجود داشته باشند و کنتراست تصویر زیادتر شود.
کاربرد اصلی هیستوگرامها درتصاویر اسکن شده است زیرا معمولاً اپراتوری که عمل اسکن را انجام می‌دهد درک درستی از مقوله رنگ ندارد و در نتیجه بدون تنظیم اسکنر برای یک عکس خاص آن عکس را با همان پارامترهای تعریف شده قبلی اسکن می‌کند که در نتیجه این کار رنگهای تصویر اسکن شده معمولاً به یک میزان خاص کم یا زیاد یا تیره یا روشن می‌شوند. هیستوگرامها برای تصیح چنین اشتباهاتی بسیار مفیدند و شما می‌توانید با یک نگاه این موضوع را تشخیص دهید فراموش نکنید که در هر صورت ارتفاع هیستوگرام باید تا حد ممکن یکنواخت تغییر کند و متقارن به نظر برسد.

 
دستورات  Levels و  Gurves
این دو دستور روشهایی برای تغییر دادن روشنی (Brightness) یک تصویر هستند. هر دو این دستوارت تقریباً یک عمل انجام می‌دهند و تفاوت آن دو در آن است که دستور  Gurvesاین عمل را زیرکانه انجام می‌دهد. اجازه دهید که کار خود را با دستور Levels که پنجره آن را در شکل مشاهده می‌کنید آغاز کنیم. همانطور که مشاهده می‌کنید این دستور نیز یک هیستوگرام و نیز تعدادی ابزرا کنترلی برای تنظیم مقادیر رنگ یک تصویر دارد.
دستور Levels
پنجره دستور Levels یک ابزار مفید برای تنظیم مقدار روشنی یک تصویر براساس اطلاعات موجود در هیستوگرام آن است در زیر هیستوگرام یک نمودار میله‌ای وجود دارد که بصورت یک خط با چند فلش در زیر آن است. اگر فلش وسط را با ماوس گرفته و به منتها‌الیه سمت چپ که یک مثلث سمت راست که یک مثلث خالی است منقل کنید تصویر کاملاً تیره می‌شود. بنابراین با حرکت فلش وسط (خاکستری) از سمت چپ به سمت راست به تدریج رنگهای تصویر تیره‌تر خواهند شد. شما می‌توانید هر یک از رنگهای اصلی (مثلاً قرمز، آبی یا سبز) را در مستطیل  Channelبالای این پنجره انتخاب کرده و سپس مقدار این رنگ را در تصویر خود با استفاده از نمودار میله‌ای زیر هیستوگرام کمتر یا بیشتر کنید و یا اینکه می‌توانید با انتخاب  RGBیا CMYK در مستطیل Channel هر سه یا چهار رنگ اصلی تصویر را همزمان کم یا زیاد کنید.
۱- برای تنظیم روشنی یک تصویر با استفاده از دستور Levels را انتخاب کنید (می‌توانید کلیدهای L+ ENTER را بزنید.)
۲- روی مربع کنار گزینه پیش‌نمایش که در گوشه پایینی سمت راست پنجره Levels قرار دارد کلیک کنید تا فعال شود. با این کار هر تغییری که در پنجره Levels روی تصویر بوجود آورید در همان لحظه روی تصویر نشان داده خواهد شد. اگر این گزینه غیرفعال باشد با تغییر مقادیر هیستوگرام تصویر هیچ تغییری نخواهد کرد تا اینکه روی دکم ok پنجره Levels کلیک کنید.(یعنی تغییر فقط پس از اعمال شدن دیده خواهد شد).
۳- در یک تصویر رنگی شما هم می‌توانید کل مقادیر RGB یا CMYK را همزمان تغییر دهید و هم می‌توانید روی تک‌-‌ تک رنگهای اصلی هر یک از دو مود کار کنید. برای انتخاب هر رنگ اصلی باید در مستطیل کانال بالای پنجره Levels روی فلش به سمت پایین کلیک کرده و از لیست ظاهر شده کانال موردنظر خود را انتخاب کنید. در حال حاضر فعلاً کانال مرکب RGB یا CMYK است را انتخاب کنید در ادامه همین فصل در مورد کانالهای رنگ توضیحات بیشتری ارائه خواهیم کرد.
۴- برای آنکه حد سیاه یک تصویر را تعیین کنید باید مثلث سمت چپ نمودار زیر هیستوگرام را با ماوس گرفته و آن را روی جایی که خطوط عمودی هیستوگرام از آنجا آغاز می‌شوند قرار دهید منظور از حد سیاه آن است که تصویر از این حد بیشتر نمی‌تواند فاقد یک کانال باشد
۵- برای تعیین حد سفید یک تصویر باید در نمودار میله‌ای زیر هیستوگرام فلش سفید سمت راست را با ماوس گرفته و آن را روی نقطه که از آن به بعد خطوط عمودی هیستوگرام تمام می‌شوند قرار دهید منظور از حد سفید آن است که تصویر بیشتر از این حد نمی‌تواند دارای یک کانال باشد
بعبارت دیگر دو حد سیاه و سفید زیر هیستوگرام بیانگر حداقل و حداکثر مقدار رنگی هستند که یک کانال مثلا قرمز یا RGB می‌تواند داشته باشد و شما با گرفتن فلش وسط نمودار و کشیدن آن به چپ یا راست در داخل این محدوده می‌توانید مقدار رنگ یک کانال را کمتر یا بیشتر کنید.
۶- با گرفتن فلش وسط و کشیدن آن به چپ یا راست مقدار رنگ را در کانالی که انتخاب کرده‌اید تعیین کنید.
در شکل نتیجه اعمال چنین تغییری دیده می‌شود.
۷- برای آنکه کنتراست را تعیین کنید باید از نمودار میله‌ای پایین پنجره Levels که نمودار  Output Levels است استفاده کنید. در این نمودار میله‌ای دو فلش سیاه و سفید وجود دارد فلش سیاه کنترل‌کننده وضوح سایه‌های تصویر است هر چه این فلش را بیشتر به سمت راست بکشید تصویر کمرنگ تر شده و در نتیجه رنگهای تیره آن کاهش می‌یابد. اما اگر فلش سفید سمت راست نمودار را به سمت چپ بکشید تصویر تیره‌تر می شود مکان اولیه فلش سفید یا توخالی حداکثر میزان رنگهای روشن تصویر را نشان می‌دهد بنابراین هر چه آن را بیشتر به سمت چپ بکشید رنگهای روشن تصویر در تیرگی محو می‌شود در این حالت نیز سایه‌های تصویر محو می‌شود اما این مرتبه سایه روشن تصویر در تیرگی محو می‌شود شما باید با تغییر دادن مکان این دو فلش آن حالتی که تصویر بیشترین کنتراست را پیدا کند بدست آورید یعنی مرز بین سایه و روشن تصویر باید دارای حداکثر وضوح باشد به چنین تصویری تصویر با کنتراست زیاد اصطلاحاً شارپ یا تیز گفته می‌شود. عکس این حالت تصویر یا کنتراست پایین یا فلو نامیده میشود.
۸- پس از خاتمه کار روی دکمه OK این پنجره کلیک کنید.
علاوه بر اینها شما می‌توانید از ابزار قطره‌چکان استفاده کره و ترازهای پنجره Levels را تغییر دهید به این منظور در پنجره Levels روی قطره‌چکان سفید کلیک کرده و سپس روی روشنترین نقطه تصویر کلیک کنید. بعد روی قطره چکان سمت چپ کلیک کرده و سپس روی تیره‌ترین نقطه تصویر کلیک کنید. اگر در تصویر ناحیه‌ای دارید که به نظرتان رنگ آن متوسط است با قطره‌چکان وسطی روی آن کلیک کنید با انجام این کارها سه رنگ حداقل حداکثر و متوسط تصویر انتخاب می‌شوند و هیستوگرام متناسب با آنها تغییر می‌کند.
اگر قطره‌چکان خالی سمت راست را انتخاب کرده و سپس روی یک نقطه از تصویر کلیک کنید هر مقدار درصد از کانالی که انتخاب کرده‌اید در آن نقطه وجود داشته باشد از کل نقاط تصویر آن مقدار درصد از آن رنگ کسر می‌شود. مثلاً اگر کانال آبی لاجوردی را انتخاب کرده و قطره‌چکان خالی را روی یک نقطه از تصویر که مقدار لاجوردی آن ۱۰% است کلیک کنید از رنگ کل نقاط تصویر ۱۰% رنگ لاجوردی کم می‌شود. عکس این حالت با انتخاب قطره‌چکان پر اتفاق می‌افتد یعنی با انتخاب این قطره‌چکان و کلیک کردن روی یک نقطه از تصویر هر مقدار درصد از کانالی که انتخاب کرده‌اید و آن نقطه وجود داشته باشد به کل پیکسلهای تصویر همان درصد از آن کانال اضافه می‌شود. مثلاً اگر کانال Cyan را انتخاب کرده و سپس با قطره‌چکان پر روی نقطه‌ای از تصویر که درصد آبی لاجوردی آن ۲۰% است کلیک کنید به رنگ کل پیکسلهای تصویر این مقدار آبی لاجوردی اضافه می‌شود قطره‌چکان خاکستری کاری بین این دو کار را انجام می‌دهد یعنی گاهی اوقات به یک کانال از رنگ تصویر یک درصد را اضافه و گاهی از آن کم می‌کند که این به نقطه‌ای که روی آن کلیک می‌کنید بستگی دارد.

دستور Curves
تنظیم رنگ یک تصویر از طریق دستور Curves بسیار شبیه به انجام کار با دستور  Levelsاست. شما می‌توانید با هر دو این دستورا مقدار روشنی تصویر را تنظیم کنید. تفاوت عمده این دو دستور در آن است که به جای تنظیم رنگ یک کانال توسط سه فلش زیر هیستوگرام پنجره Levels شما در دستور Curves می‌توانید مقدار هر کانال را توسط یک نمودار جداگانه به هر اندازه دلخواه تعین کنید.
هنگامی که پنجره Curves را باز می‌کنید در ابتدا شما درکادر مربعی داخل آن به جای یک منحنی یک خط قطری را مشاهده می‌کنید. همچنین دیگر از هیستوگرام خبری نیست در عوض شما یک نوع نمودار خطی دارید که در واقع قطر مربع است. در این مربع ضلع افقی پایین بیانگر مقادیر اصلی یا همان مقادیر  Input Levelsیا ترازوهای ورودی دستور و ضلع عمودی سمت چپ بیانگر مقادیر جدید یا همان Output Levels یا ترازوهای خروجی دستور است. هنگامی که در ابتدا این پنجره را باز می‌کنید خط این نمودار بصورت یک خط قطری است زیرا هیچ مقدار جدیدی به رنگها وارد نشده است. همه پیکسلها دارای مقادیر ورودی و خروجی یکسانی هستند. همانند قبل در این پنجره نیز مطمئن شوید که گزینه preview فعال است تا بتوانید تأثیر تغییر خط منحنی برروی تصویر را در همان لحظه مشاهده کنید.
همانند پنجره  Levelsشما می‌توانید روی دکمه  Autoاین پنجره کلیک کرده یا از قطره‌چکانهای آن استفاده کنید اما از آنجاییکه دستور Curve نسبت به دستور Levels کنترل بیشتری برای تنظیم رنگ در اختیار شما قرار می‌دهد بهتر است به جای استفاده از این دو از منحنی تراز این دستور استفاده کنید تا بیشترین کنترل را در تنظیم رنگ در اختیار داشته باشید.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi