جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
جغرافیای انسانی
چکیده
منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی یکی از خاستگاههای تمدن و فرهنگ شهری ست. ویژگی عمده کشورهای این منطقه این است که هرچند انتقال جمعیتی یعنی انتقال از مرگومیر و باروری بالا به مرگومیر و باروری پائین صورت گرفته است ولی هر کشوری در مراحل متفاوتی از آن قرار دارد. پیشبینی شده است که شمار جمعیت در این منطقه طی چندین دهه همچنان افزایش یابد و این بدان خاطر است که گشتاور رشد جمعیت در این منطقه مثبت است.
امروزه رشد سریع جمعیت چالشهائی را که این منطقه در آغاز هزاره سوم میلادی با آن روبروست، تشدید میکند. یکی از چالشها، فراهم نمودن خدمات بهداشت باروری برای زنان ۱۵ تا ۴۹ سالهای است که طی ۳۰ سال آینده دستکم دو برابر خواهد شد. سالخوردگی جمعیت و تامین نیازهای بهداشتی آنها یکی دیگر از چالشهای این منطقه است. علیرغم تلاش دولتهای منطقه در حوزه آموزش، شمار افراد بزرگسال بیسواد در بعضی کشورها افزایش خواهد یافت. بیکاری بویژه در میان جوانان و زنان یکی دیگر از ویژگیهای جمعیتشناختی منطقه است. علاوه بر اینها، رشد جمعیت در زمینههای دیگری چون مسکن و منابع آب، منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی را با چالشهای اساسی مواجه خواهد ساخت.
این وضعیت کشورهای منطقه را ناگزیر از پذیرش این واقعیت کرده است که برای تعدیل نرخ رشد جمعیت و پیشگیری از تشدید مشکلات، به اجرای برنامههای تنظیم خانواده و کنترل موالید بپردازند. در این راستا، کشورهای مصر، ایران و ترکیه از اولین کشورهائی بودند که بطور رسمی از برنامههای تنظیم خانواده حمایت کردند. هماکنون در منطقه دولتی وجود ندارد که دسترسی زوجین به اطلاعات و خدمات تنظیم خانواده را محدود کند.
صاحبنظران بر این باوراند که در سایه اقداماتی چون التزام به ثبات سیاسی، سرمایهگذاری در بهداشت و منابع انسانی و سیاستهای اقتصادی سالم و بیعیب و نقص میتوان چالشهای جمعیتی را در این منطقه به پاداش جمعیتی تبدیل نمود.
واژگان کلیدی: چالشهای جمعیتی ـ افریقای شمالیـ گشتاور رشدـ خاورمیانه ـ پاداش جمعیتی
مقدمه
مردم خاورمیانه و آفریقای شمالی[۱] نقشی طولانی، هرچند در مواردی متغیر و ناپایدار، در تاریخ تمدن بشری داشتهاند. این منطقه یکی از خاستگاههای تمدن و فرهنگ شهری ست. سه دین عمده دنیا یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ریشه در این منطقه دارد. دانشگاههای موجود در خاورمیانه و آفریقای شمالی از قدمت بیشتری در مقایسه با دانشگاههای اروپا برخوردارند. در دوران معاصر، سیاست، مذهب و اقتصاد خاورمیانه و آفریقای شمالی بشدت با روشهائی که دنیا را تحت تاثیر قرار داده، گره خورده است. عرضه نفت در سطح وسیع و کلان[۲] یکی از دلائل عمده علاقهمندی جهانی ست ولی تاثیر خاورمیانه و آفریقای شمالی فراتر از حوزههای نفتی گرانقیمت آن میباشد. این منطقه از موقعیت جغرافیائی و استراتژیک مهمی بین آسیا، آفریقا و اروپا برخوردار است و همیشه درگیر کشمکشهای زمین و نفوذ بیگانگان بوده است.
امروزه، رشد سریع جمعیت چالشهائی را که این منطقه در آغاز هزاره سوم با آن روبروست، تشدید میکند. جمعیت خاورمیانه و آفریقای شمالی که در طول صدها سال در حدود ۳۰ میلیون نفر نوسان داشته است، در اوائل قرن بیستم به حدود ۶۰ میلیون نفر رسید. در نیمه دوم قرن بیستم رشد جمعیت در این منطقه به شدت افزایش یافت. کل جمعیت طی یک دوره ۵۰ ساله با ۲۸۰ میلیون نفر افزایش از حدود ۱۰۰ میلیون نفر در سال ۱۹۵۰ به حدود ۳۸۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ رسید. در طول این دوره، جمعیت خاورمیانه و آفریقای شمالی، ۷/۳ برابر یعنی بیش از هر منطقه عمده دیگری در جهان افزایش یافت ( نمودار ۱).
نمودار (۱)
نسبت حجم جمعیت در سال ۲۰۰۰ به حجم جمعیت در سال ۱۹۵۰
بر حسب مناطق عمده جهان
Source : United Nations, World Population Prospects: The 2000 Revision (New York: United Nations, 2001)
تغییرات جمعیت
در طول سده گذشته خاورمیانه و آفریقای شمالی میزان بالاتری از رشد جمعیت را نسبت به هر منطقه دیگری در جهان تجربه کرد. نرخ رشد سالیانه جمعیت منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی به بالاترین حد خود یعنی ۳ درصد در حدود سال ۱۹۸۰ رسید و این در حالی ست که میزان رشد جمعیت در کل جهان حداکثر به ۲ درصد در سال در بیش از یک دهه قبل[۳] رسید. بهبود در بازماندگی و وضعیت زندهماندنی انسان[۴] بویژه در طول نیمه دوم قرن بیستم موجب رشد سریع جمعیت در خاورمیانه و آفریقای شمالی و دیگر مناطق کمتر توسعهیافته شد. عرضه خدمات جدید پزشکی و اقداماتی در زمینه بهداشت عمومی همچون آنتیبیوتیکها و ایمنسازی، موجب کاهش سریع میزانهای مرگومیر در جهان درحال توسعه پس از سال ۱۹۵۰ شد در حالی که کاهش در میزانهای موالید با تاخیر صورت گرفت که همین خود میزانهای بالائی از افزایش طبیعی را (مازاد موالید بیشتر از تلفات) موجب شد.
در پنجاه سال گذشته، کاهش مرگومیر در جوامع درحال توسعه، عمدتاً در زمینه مرگومیر کودکان و اطفال بوده است. در این منطقه مرگومیر اطفال (یعنی بچههائی که قبل از نخستین سالگرد تولدشان میمیرند) از حدود ۲۰۰ در هزار تولد زنده در اوائل دهه ۱۹۵۰ به کمی بیش از ۵۰ در هزار تولد زنده در آغاز قرن بیستویک تقلیل یافت. علیرغم این کاهش سریع و این واقعیت که میزانهای مرگومیر اطفال در بعضی از کشورهای ثروتمند و نفتخیز حوزه خلیج فارس کاملاً پائین است (مرگومیر اطفال در کویت پائینتر از متوسط مرگومیر اطفال در اروپا میباشد)، میزان منطقهای مرگومیر اطفال در خاورمیانه و آفریقای شمالی بالاتر از میزان متناظر آن در آمریکای لاتین وآسیای شرقی است
در حالی که انتقال جمعیتی یعنی انتقال از مرگومیر و باروری بالا به مرگومیر و باروری پائین، ویژگی مسلط در تمام منطقه است. ولی، هر کشوری در مراحل متفاوتی از آن قرار دارد(نمودار ۳ ). در خاورمیانه و آفریقای شمالی باروری به طور متوسط از ۷ بچه برای هر زن در حدود سال ۱۹۶۰، به ۶/۳ بچه در سال ۲۰۰۱ تقلیل یافت. میزان باروری کل (متوسط شمار موالید برای هر زن) در کشورهای بحرین، ایران، لبنان، تونس و ترکیه کمتر از ۳ بچه و در کشورهای عراق، عمان، منطقه فلسطین، عربستان صعودی و یمن بیشتر از ۵ بچه است .
هرچند انتظار میرود که در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی کاهش باروری همچنان ادامه داشته باشد، ولی شمار جمعیت طی چندین دهه بسرعت افزایش خواهد یافت. در شماری از کشورها، شمار افراد جوانی که به سالهای بچهزائی میرسند، از شمار بیشتری در مقایسه با نسل قبلی برخوردارند. از اینرو، در مجموع موالید زیادی را هم خواهند داشت. این پدیده همان چیزی است کـه گشتاور جمعیت[۵] یا نیروی فزاینده و محرک جمعیت نام دارد. جمعیت این منطقه هر سال ۲ درصـد افـزایش مییـابد*. سـالانـه تقریبـاً ۷ میلیـون نفـر بر شمـار جمعیت افـزوده مـیشود و انتظار مـیرود که در پنجاه سال آینده جمعیت خاورمیانه و آفریقای شمالی تقریباً دو برابر شود
پیامدها و چالشهای جمعیتشناختی
بدون توجه به سطح توسعه اقتصادی یا درآمد ملی، کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی به طور فزایندهای در زمینه فراهم آوردن نیازهای اساسی برای شماری از شهروندان رو به رشد، در زمینههائی چون مسکن مناسب، بهداشت، مراقبت بهداشتی، آموزش و اشتغال و مبارزه با فقر، محدود نمودن شکاف بین اغنیا و فقرا و به طور کلی بهبود استاندارد زندگی با چالش مواجه هستند. علاوه بر این، کمبود منابع آب منطقه، تقاضای در حال رشد برای منابع آب را افزایش میدهد.
جمعیت جوان این منطقه، نیروی محرک بیسابقهای برای افزایش جمعیت منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی ست. یک سوم جمعیت این منطقه کمتر از ۱۵ سال سن دارند. در طول پانزده سال آینده این کودکان و نوجوانان به سنین بچهزائی میرسند و وارد بازار کار خواهند شد. در خاورمیانه و آفریقای شمالی طی ۳۰ سال آینده، شمار زنان واقع در سنین بچهزائی دستکم دو برابر خواهد شد. فراهم نمودن خدمات بهداشت باروری برای شماری از زنان در حال رشد یکی از چالشها و کلید حل رشد جمعیت است.
در خاورمیانه و آفریقای شمالی به موازات افزایش شمار کل جمعیت، جمعیت سالخورده نیز افزایش یافته و تامین نیازهای بهداشتی آنها یکی از دلائل افزایش هزینههای بهداشتی و شکلگیری نظامهای بهداشتی است. برای مثال، انتظار میرود جمعیت سالخورده یعنی افراد ۶۰ ساله و بالاتر کشور مصر از ۳/۴ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۷/۲۳ میلیون نفر در سال ۲۰۵۰ افزایش یابد. همچنین انتظار میرود که جمعیت سالخورده عربستان صعودی از ۱ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۷/۷ میلیون نفر در سال ۲۰۵۰ افزایش یابد.
جمعیت واقع در سنین کار و فعالیت به عنوان کوهارتهای بزرگی از بچهها که به سنین بزرگسالی میرسند بسرعت افزایش مییابد. برای مثال، در سال ۱۹۹۶ در مقابل هر اردنی واقع در سن ۶۰-۴۵ سالگی که به سنین بازنشستگی نزدیک میشدند، ۵ اردنی زیر ۱۵ سال آماده ورود به بازار کار بودند. در عربستان صعودی این نسبت در سال ۱۹۹۶، ۸ به ۱ بوده است
بستگی اقتصادی منطقه یعنی نسبت جمعیت غیرفعال به لحاظ اقتصادی به جمعیت فعال از نظر اقتصادی در دنیا بسیار بالاست. نسبت جمعیت فعال به لحاظ اقتصادی در خاورمیانه و آفـریقـای شمـالـی در مقـایسـه با تمـام مناطق دیگر، به خاطر ساخت سنی جوان و سطح پائین مشارکت نیـروی کـار زنان، پایینتر است. بر پایـه آمارهای منتشره از سوی دفتر بینالمللی کار در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی تنها کشورهای با نسبت بستگی ۲ یا بالاتر (به طور متوسط دو فرد غیرفعال به لحاظ اقتصادی در مقابل یک فرد فعال از نظر اقتصادی) گزارش شده است[۶].
التزام به ثبات سیاسی ، سرمایهگذاری در بهداشت و منابع انسانی و سیاستهای اقتصادی سالم و بیعیب و نقص میتواند چالشهای جمعیتی منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی را به پاداش جمعیتشناختی تبدیل کند. برای مثال، پاداش جمعیتی هنگامی رخ میدهد که جمعیت جوان زیاد،سالم و تندرست، تحصیلکرده و آموزش دیده، آماده جذب در یک بازار اقتصادی و مشارکت در اقتصاد ملی ست. متاسفانه، کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی، در حال حاضر بیشتر مستعد فرار مغزها به عنوان جریان وسیعی از افراد تحصیلکرده که منطقه را به قصد اروپا، آمریکای شمالی و بقیه نقاط جهان ترک میکنند، هستند.
بسیاری از دولتها تلاش میکنند که نیازهای اساسی جمعیت در حال رشدشان را فراهم نمایند. منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی، بالاترین میزان بیکاری را در دنیا دارد. بر پایه یک تحلیل، طی سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۰، اقتصاد کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی با این فرض که نسبت جمعیت واقع در سنین کار و فعالیتی که وارد بازار کار میشوند، بدون تغییر باقی بماند، نیازمند ایجاد نیمی از مشاغل موجود در سال ۱۹۹۶ به منظور جلوگیری از افزایش میزان بیکاری در منطقه به بیش از رقم ۱۴ درصد در اواسط دهه ۱۹۹۰ میباشد.[۷] برای مثال، اقتصاد کشور مصر نیازمند ایجاد سالانه ۵۰۰۰۰۰ فرصت جدید شغلی برای جذب افراد تازه واردی ست که به بازار کار ملحق میشوند. حتی بعضی از کشورهای ثروتمند نفتی حوزه خلیج فارس همچون عربستان صعودی که به طور سنتی بیکار نداشتهاند، با بیکاری جوانان مواجه خواهند شد.
بازدید
ادبیات معاصر
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
یکی از فوائد تربیتی روزه تقویت اراده است . بویژه برای کسانی که در تصمیم گیریها خیلی زود سرخورده شده و واپس می زنند .
یکی از روانشناسان آلمانی می گوید : که بزرگترین وسیله ای که با آن می توان به تقویت اراده پرداخت چیزی نیست جز روزه و این درحالی است که اسلام حدود ۱۴ قرن پیش به آن اشاره کرده است و به روانشناسان امروز روشن شده .
اثرات شفا بخش روزه:
پزشکان بسیاری دربیمارستانهای آمریکا ، انگلیس ، آلمان ، فرانسه … از طریق تجویز روزه وامساک بیماران بسیاری را درمان کردند.
بیماریهای مانند : زکام نای و نایچه ، نوراستنی ( عصبانیت) ، بیماریهای کبد ، سینوزیت ، بیماری اسکروز، کم خونی و ضعف عمومی بدن ، ضعف روده ها ، سل، رماتیسم ،نقرس ، بیماریهای کلیه ، سیفلیس ، طاعون ، سردرد ، چاقی ، ورم رگهای بزرگ قلب ، سرطان خون، بیماری های زنان ( اختلالات قاعدگی، یائسگی،سقط ، نازائی )
نظریات پزشکان جهان درباره روزه:
دکتر هلموت لوترنر و روزه:
او یک پزشک آلمانی است که درکتاب اخیر خود با نام جوان شدن می نویسد :
روزه بهترین فرصت است که انسان درفرم بماند یا به فرم اصلی خود بازگردد . وی می گوید : درمدت روزه داری باید از نوشیدن چای خود داری و بیشتر سبزی مصرف گردد و روزه می تواند بسیاری از امراض دستگاه گوارش وقلب و…. را معالجه کند.
دکتر تومانیاس وروزه:
بزرگترین فایده کم خوردن و پرهیزنمودن ( روزه ) آن است که چون معده در مدت یازده ماه لاینقطع مملو از غذا بوده ، درظرف یکماه روزه داری می تواند مواد غذایی خود را بخوبی دفع سازد و همین طور کبد که برای هضم مجبور است دائما صفرا ترشح کند درمدت سی روز ترشحات صفرا وی را صرف حل کردن باقیمانده غذا درمعده می کند و روزه بهترین دارو برای سوء هاضمه است.
پیشگیری از یبوست درماه مبارک رمضان:
به علت عدم آشامیدن آب در طول روز درماه مبارک رمضان حرکات دوری روده کاهش یافته ومنجر به یبوست در طول روز می شود . برای رفع آن :
۱- نوشیدن آب از حدود یک ساعت بعد از افطار تا نیم ساعت قبل از سحری خوردن
۲- استفاده از انواع سبزیجات خام و پخته و میوه جات نیز در لینیت مزاج موثر است .
۳- می توان از خیسانده آلو وانجیر بعد از صرف غذا به عنوان دسر استفاده کرد تا مزاج را روان کند
۴- پرهیز ازخوردن چای پررنگ ، قهوه ، کاکائو چون موجب پیدایش حالت یبوست می شود
بهترین زمان برای خوابیدن و درس خواندن درماه مبارک رمضان:
تغییراتی که در هورمونهای بدن ( بخصوص گوارش ) ایجاد می شود اقتضا می کند :
۱- انسان شب ها زودتر بخوابد و صبح زودتر برخیزد
۲- در فاصله طلوع سپیده صبح تا هنگام طلوع آفتاب نخوابد
۳- همچنین از نزدیک غروب آفتاب تاهنگام مغرب شرعی زمان نامناسبی برای خوابیدن است
۴- خواب قیلوله اثر نشاط بخشی دارد
۵- خواب باشکم پر بلافاصله پس از صرف سحری غالبا منجر به پیدایش طعم نامطبوع دردهان و ایجاد کسالت و بی نشاطی می گردد .
۶- اشخاصی هم که توفیق عبادتهای شبانه را دراین ماه دارند لازم است حداقل ۶-۵ ساعت استراحت و خواب آرام داشته باشند .
۷- ساعات مناسب درس خواندن ، درساعات توصیه شده برای بیداری است (بین طلوعین ) البته بلافاصله بعد از صرف غذا یا درلحظات پایانی روز وغلبه گرسنگی زمان مناسب نیست.
سفارش های عمومی برتغذیه درماه مبارک رمضان:
۱- هنگام افطار از آغاز کردن تغذیه با آب سرد ، نوشابه ومانند آن جدا خود داری شودبرای رفع گرسنگی بهتر است از آب ولرم یا چایی کم رنگ استفاده گردد.
۲- افطار راباخوردن خرما ، کشمش ، عسل با یک قند طبیعی آغاز کنید تا اشتها کنترل شود وزیاده خوری کمتر پیش می آید
۳- خوردن چای شیرین کم رنگ ، شیرگرم ، فرنی ، حلیم بی روغن در آغاز افطار مناسب است
۴- نان وپنیر و سبزی یا نان وپنیر وگردو برای افطار مناسب تر از آش و سوپ است : چون نفخ آور هستند
۵- سبزی را درافطار میل کنید و درسحری بهتر است کمتر مصرف شود چون گاهی منجر به تشنگی می شود
۶- حتما در غذای افطار وبه خصوص سحر میوه میل کنید ( بخصوص آلو وانجیر خیسانده )
۷- اگر دچار بیوست می شوید علاوه بر خوردن آلو ازخورشت های ملین مانند : خورشت آلو ، و خورشت های سبزی دار استفاده کنید
۸- در طول روز که در حال امساک روزه اید از رفتن به حمام داغ و خون دادن و سایر کارهایی که باعث ضعف می شود خود داری کنید.
بازدید
بعد از بیان تفاوتهای تولید دستی، انبوه و ناب در بخشهای مختلف فکر کنم افزودن این قسمتها بد نیست:
تفاوت در زنجیره عرضه :
وظیفه کارخانه مونتاژ نهایی که مونتاژ قطعات به صورت یک محصول کامل است ، تنها پانزده درصد از کل روند تولید را تشکیل میدهد . چالشی که شرکتهای مونتاژ نهایی پیوسته با آن روبرو بودهاند ، عبارت است از هماهنگی بخشیدن به روند عرضه بهگونهای که سفارشات به موقع ، با کیفیت و هزینه پایین به خط مونتاژ نهایی برسند .
در سیستم تولید انبوه مساله خرید یا ساخت ، ابتدا توسط کارکنان مرکز مهندسی طراحی میشود ، سپس شرکتهای مذکور طراحیها را در اختیار عرضهکنندگان قرار میدهند ؛ همچنین تعداد ، کیفیت و زمان ارائه را نیز مشخص میکنند آنگاه ازعرضهکنندهها میخواهند تا قیمت خود را پیشنهاد دهند ؛ از میان همه شرکتهای داخلی و خارجی که در این مناقصه شرکت کردهاند ، شرکتی که کمترین قیمت را داده باشد مناقصه را میبرد .
کارخانه ناب ، شرکتهای مختلف عرضهکننده قطعات را در سطوحی با کارکردهای مختلف سازماندهی میکند و به شرکتهای که در هر سطح قرار میگیرند ، مسئولیتهای مختلفی واگذار میکند . مسئولیت عرضهکنندگان ، نخست آن است که به عنوان بخش مکمل گروه تکوین محصول ، در امر تکوین محصول جدید فعالیت کنند . همچنین کارخانه ناب عرضهکنندگان رده نخست را تشویق میکند تا با یکدیگر درباره بهترکردن مراحل طراحی مشورت کنند . از آنجا که اکثرا هر عرضهکننده در یک نوع قطعه تخصص دارد و از این لحاظ با عرضهکنندگان دیگر گروه در رقابت نیست ، انتقال اطلاعات امری ساده و در عین حال مفید برای همه است . هر عرضهکننده رده نخست با عرضهکننده رده دومی کار میکند و وظیفه ساختن هر جزء به این شرکتهای رده دوم داده میشود . این شرکتهای عرضه تقریبا مستقل بوده و مونتاژگر ناب در بخشی از سرمایه این شرکتها سهیم است و به صورت بانکدار گروه عرضهکنندگانش عمل میکند و نیاز مالی آنها را به صورت وام رفع مینماید و از نیروی انسانی خود در صورت نیاز شرکتهای عرضهکننده به آنها ، نیروی متخصص و مدیر قرض میدهد . بنابراین مزیت استفاده از تولید ناب برای عرضهکنندگان عبارت است از کاهش موجودیها ، افزایش جریان نقدینگی ، بهبود کیفیت ، تسهیل بازاریابی و … که تمام موارد مذکور منجر به کاهش هزینههای شرکتهای عرضهکننده میشود .
تفاوت در طراحی قطعات :
روند طراحی در شرکتهای تولید انبوه مرحلهبهمرحله ، به صورت هرگام در یک زمان آغاز میشود . نخست ، گروه طراحی محصول در شرکت مونتاژ ، طرح کلی مدل جدید را مشخص میکند و مدیریت ارشد آن را مورد بررسی قرار میدهد ؛ سپس جزئیات محصول طراحی میشود و در مرحله بعد نقشههای مهندسی دقیق برای قطعه آماده میشود و موادی که باید از آن ساخته شود ، به طور دقیق تعیین میگردد و در این مرحله سازمانهای سازنده این قطعات از طریق مناقصه مشخص میشوند ؛ در این مرحله مونتاژگرتولید انبوه یک حد کیفی نیز تعیین میکند سپس قیمت ، شرایط تحویل و زمان قرارداد مشخص میشوند .
در این شکل رابطه ، مونتاژگر تکیه بر قیمت دارد. بنابراین ، رمز اصلی در بردن مناقصه برای عرضهکنندگان ، دادن یک قیمت پایین برای هر قطعه است . بنابراین عرضهکنندگان در ابتدا سعی میکنند که قیمتی حتی پایینتر از بهای تمام شده بدهند تا مناقصه را ببرند ؛ بعد از آنکه مونتاژگر به آنها وابسته شد به دلایل مختلف و بنابر سنت تعدیل قیمت سالانه که تورم کلی را مدنظر قرار میدهد قیمتها را افزایش میدهند و اینگونه است که قرارداد آنها به قرارداد پولسازی تبدیل می شود .
در تولید ناب عرضهکنندگان بر اساس قیمتهایی که میدهند انتخاب نمیشوند بلکه اساس گزینش آنها سابقه همکاری و تجربهایست که از عملکرد آنها وجود دارد ؛ در این سیستم ، ارتباط عرضهکنندگان به صورت هرمیشکل است که عرضهکننده اول طرف اصلی با مونتاژگر است و عرضهکنندگان فرعی به صورت سلسله مراتبی با هم ارتباط دارند . عرضهکنندگان رده اول پس از شروع روند طراحی دو تا سه سال پیش از تولید ، هیاتی را که مهندسان طراح دائم نامیده میشوند ، به گروه تکوین درشرکت مونتاژ معرفی میکنند . هنگامیکه طراحی محصول با همکاری پیوسته مهندسان شرکتهای عرضهکننده تکمیل شد ، طراحی و مهندسی دقیقتر بخشهای متفاوت به متخصصان مربوطه در شرکتهای عرضهکننده ارجاع میشود . ازینرو کل مسئولیت طراحی و ساخت قطعات یک سازه به عهده عرضهکننده رده اول است .
تفاوت در شیوههای طراحی :
تفاوت شیوههای طراحی تولیدکنندگان انبوه و ناب در چهار مورد است :
۱- رهبری : تولیدکنندگان ناب از نوعی رهبری به نام (شوسا) که تویوتا پیشگام آن بود ، استفاده میکنند . شوسا رهبر گروهیست که وظیفه آن طراحی و مهندسی محصول جدید و آماده کردن آن برای تولید است . شوسا دارای قدرت بسیاری است او فرایندی را هدایت میکند که نیازمند مهارتهای بسیاریست که از عهده یک فرد خارج است . تولیدکنندگان انبوه نیز دارای رهبر گروه تکوین محصول هستند اما در این سیستم رهبر بیشتر یک هماهنگکننده است که وظیفهاش متقاعدکردن اعضای گروه برای همکاری است . این رهبر دارای قدرت محدود است .
۲- کار گروهی : شوسا گروه کوچکی را برای اجرای پروژه تکوین محصول گرد هم میآورد . اعضای این گروه همه از بخشهای اجرایی شرکت هستند ؛ نظیر بخشهای ارزیابی بازار ، طراحی محصول ، مهندسی تولید و عملیات کارخانه . البته افراد گروه پیوند خود را با بخشهای اجرایی مربوطه حفظ مینمایند اما در طول عمر برنامه ، آنها مشخصا تحت فرمان شوسا هستند . در مقابل در بیشتر شرکتهای تولید انبوه ، یک پروژه تکوین شامل افرادیست که برای مدت کوتاهی از بخشهای اجرایی قرض گرفته میشوند . همچنین خود پروژه در طول خط تولید که گستره آن از ابتدا تا انتهای شرکت است ، از بخشی به بخش دیگر در حرکت است و در نتیجه در هر بخش افراد متفاوتی روی پروژه کار میکنند .
۳- ارتباط با یکدیگر : در تولید ناب ارتباط میان اعضا بدین شکل است که اعضای گروه رسما متعهد میشوند که دقیقا کاری را انجام دهند که همه اعضای گروه بر سر آن به توافق رسیدهاند . اما در تولید انبوه اعضای گروه از برخوردهای مستقیم به شدت پرهیز میکنند . آنها بر سر تصمیمات مربوط به طراحی ، قولوقرارهای مبهمی با یکدیگر می گذارند و کاری را تا وقتی انجام میدهند که دلیلی علیه آن وجود ندارد .
در ابتدای طراحی در سیستم تولید ناب تعداد افراد درگیر در بالاترین میزان خود است ؛ همه متخصصان حاضرند و شوسا رهبری گروه را بر عهده دارد و به میزانی که پروژه پیش میرود از تعداد افراد درگیر کاسته میشود . اما در تولید انبوه ، در آغاز کار تعداد افراد درگیر در پروژه کم است و در زمان عرضه محصول به بازار ، تعداد مذکور به اوج خود میرسد چرا که این افراد اکنون باید مشکلاتی را رفع کنند که باید در آغاز رفع میشد و این مشابه دوبارهکاری در پایان خط تولید است که در نتیجه قیمت محصول افزایش و کیفیت نهایی کاهش مییابد.
۴ – تکوین همزمان : به علت ارتباط میان طراحان بخشهای مختلف محصول ، این امکان فراهم میشود تا بخشهای مختلف یک محصول بهصورت همزمان حرکت کند . به عنوان نمونه در طراحی خودرو ، طراح قالب و طراح بدنه با تماس و ارتباطی که با هم دارند این امکان را ایجاد میکنند که به طور همزمان بر روی یک پروژه کار کنند . اما در تولید انبوه چون ارتباطات در حداقل است و اعضای گروه به هم اعتماد کمی دارند و بعضا آنها را رقیب خود می شناسند امکان تکوین همزمان محصول و ارتباط دقیق و پیش بینی از بین می رود . پس این چنین است که روشهای تکوین محصول ناب ، همزمان از میزان نیرو و زمان لازم برای ساخت محصول می کاهد و این برخلاف آن فرضهاییست که در تولید انبوه وجود دارد که : من می توانم کار را زودتر تحویل بدهم ولی هزینه اش برای شما بیشترمی شود ، یا توهم : کیفیت پر هزینهتر است .
تفاوت در طرز کار کارخانه :
اوهنو ، سیستم کانبان را ایجاد کرد که در یک گام تنها قطعاتی ساخته میشوند که میباید در گام بعدی فورا عرضه شوند . به این ترتیب کانتینرهای قطعات را به محل استفاده حمل میکنند ، هنگامیکه بار یک کانتینر تماما استفاده شد ، به محل ارسال باز میگردد و بازگشت آن علامتیست برای ساخت قطعات جدید .
طبق این ایده موجودی انبار در کار نیست و اگر تولید یک قطعه با اشکال مواجه شود کل خط تولید متوقف می شود . همین امر از نقطهنظر اوهنو نقطه قوت این ایده بود ، چراکه در صورت تحقق این ایده همه شبکههایی که تدوام تولید را ضمانت میکرد ، از میان میرفت . در خط مونتاژ نهایی قطعات به طور پیوسته عرضه میشوند و تقسیم کار متوازن است و وقتی کارگری با قطعه معیوب مواجه میشود آنرا به دقت برچسب میزند و به محوطه کنترل کیفی میفرستد تا قطعه جانشین آن را دریافت کند . کارگران کنترل کیفی ، چراهای پنجگانه را در مورد قطعه معیوب اعمال میکنند تا رسیدن به منشا اصلی آن ، تا علتیابی شده و دیگر روی ندهد .
در سیستم تولید انبوه ، فقط مدیران ارشد میتوانند خط تولید را متوقف کنند و خط غالبا بدلیل مشکلات مربوط به ماشینآلات و عدم ارائه قطعات متوقف میشود ؛ اما در سیستم تولید ناب هر کارگری میتواند خط تولید را متوقف کند و جالب اینجاست که در این سیستم تقریبا هیچگاه خط تولید نمیایستد چرا که مشکلات از پیش رفع میشود و هیچگاه یک مشکل برای بار دوم روی نمیدهد. در واقع ، توجه پیوسته به مشکلات و ممانعت از بروز آنها بیشتر دلایلی را که منجر به باز ایستادن خط می شود را از بین میبرد.
تفاوت در رفتار با مشتری :
در سیستم تولید انبوه فورد ، چون تنوع محصول کم بود و چون مالک خودرو از عهده بیشتر تعمیرات آن برمیآمد ، وظیفه فروشنده این بود که آنقدر خودرو و قطعات یدکی دراختیار داشته باشد که بتواند متناسب با تقاضای مشتری عرضه کند . رابطه کارخانه و فروشنده رابطهای زورمدارانه بود ، به این مفهوم که کارخانه سعی میکرد برای هموار کردن تولید ، خودروهایش را به فروشنده تحمیل کند و رابطه فروشنده و خریدار نیز به همان اندازه زورمندانه بود ، چرا که فروشنده برای آنکه عرضه و تقاضا را با هم تطبیق دهد قیمتها را طوری تغییر میداد که بیشترین سود را کسب کند . در این سیستم فروش ، هیچ تعهد درازمدتی از سوی طرفین نبود و همه برای آنکه فرصت چانه زدن را بیشتر کنند ، اطلاعات خود را مخفی میکنند و فروشنده اطلاعات درستی درباره محصول نمیدهد و مشتری نیز خواستههای حقیقی خود را مطرح نمیکند و بدین ترتیب در دراز مدت همگی ضرر می بینند .
اما در سیستم فروش تویوتا ، این شرکت شبکه ای از توزیع کنندگان دارد که برخی مستقل و در برخی تویوتا مبلغ کوچکی سرمایهگذاری کرده است . این فروشندگان ابداعگر مجموعه جدیدی از روشها شدند که تویوتا آن را فروش فعال (Aggressive Selling)نامید. ایده اصلی فروش فعال ، ایجاد رابطه درازمدت و در حقیقت مادامالعمری بود میان شرکت مونتاژگر ، فروشنده و خریدار ؛ این رابطه به این صورت ایجاد میشد که فروشنده جزئی از سیستم تولید و خریدار جزئی از روند تکوین محصول گردد ؛ فروشنده جزئی از سیستم تولید شد به این صورت که تویوتا بتدریج تولید را برای خریداران ناشناخته متوقف کرد و به جای آن سیستم ساخت سفارشی را قرار داد . یک سیستم کانبان دیگری که در آن فروشنده نخستین گام حرکت بود ، او سفارشات مربوط به خودروهای پیشفروش شده را به کارخانه میفرستاد تا طی دو یا سه هفته به مشتریان عرضه گردد . همچنین در این سیستم موجودی به اندازه دو یا سه هفته بیشتر نیست و درچنین شرایطی هزینههای نگهداری محصول تکمیل شده کاهش می یابد ؛ در این سیستم ، فروشنده با مراجعه مستقیم به مشتری ، یک پایگاه اطلاعاتی ایجاد میکند که اطلاعات مربوط به خانوادهها و اولویتهای آنان را تشکیل میدهد و بدینترتیب شرکت انرژی خود را صرف کسانی میکند که احتمال خرید آنها بیشتر است و این چنین است که اگرتولیدکننده ناب نتواند چیزی را بسازد که مشتری می خواهد، آنگاه همه تنوعی که تولید ناب ممکن میکند ، بیهوده است .
اما در سیستم تولید انبوه نیازهای کارخانه در درجه اول اهمیت است . درواقع فروشنده و خریدار باید خود را با کارخانه سازگار کنند . رابطه بخش بازاریابی و فروشندگان نوعا زورمدارانه است ، زیرا بخش بازاریابی وظیفه خود می داند اطمینان یابد که میزان فروش فروشندگان آن قدر هست که کارخانه بتواند میزان تولید خود را ثابت نگه دارد . فعالیت کلیدی بخش فروش آن است که با تردستی ، فروشنده و مصرف کننده را چنان برانگیزاند که همه خودروهایش فروش رود . در این سیستم مهارتهای فروشنده در این نیست که اطلاعات را به طراحان محصول برگرداند ، بلکه در مجاب کردن مشتری است . به همین دلیل بازخورد قوی برای انتقال نیازهای مشتری از طرف فروشنده به کارخانه وجود ندارد . همچنین فروشنده قصد دارد معامله را هرچه زودتر قطعی کند وبرای رسیدن به هدفش اطلاعات کمی درباره محصول به مشتری میدهد و وقتی معامله صورت گرفت ، فروشنده دیگر کاری با مشتری ندارد .
سیستم فروش ناب ، سعی در ایجاد وفاداری مادامالعمر در مشتری دارد و همیشه نگران سهم بازار خود است و سعی میکند حتی یک مشتری را از دست ندهد . این سیستم ، فعال است ، نه منفعل و فروشنده مراجعه مستقیم به مشتری میکند . وقتی که سرعت فروش کم است ، نیروهای فروش ساعت بیشتری کار میکنند و وقتی فروش از یک سطحی پایینتر بیاید که کارخانه سفارش کافی برای ادامه فعالیت ندارد ، کارمندان تولید به سیستم فروش منتقل میشوند . بنابراین مشتری در نظر این سیستم تولید جزء مکمل روند تولید است .
از ایراداتی که به این سیستم فروش گرفته می شود هزینههای بالای آن است اما شرکتهای ژاپنی کاملا از هزینههای سیستم خود آگاهند و استدلال آنها چنین است که اگر کارکرد فروش ناب همچون کارکرد فروش در تولید انبوه باشد ، همه هزینههایی که برای ناب شدن تولید صرف می شود ، بیمعنی می شود .
بازدید
بازدید
بازدید
حقوق کیفری