جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
مدیریت سازمانها
بازدید
بازدید
انواع دیابت:
دیابت نوع (۱): دیابت نوع (۱) (تیپI) تقریباً ۵۰% افراد دیابتی به نوع یک مبتلا هستند. در دیابت نوع I به دنبال یک اتوایمیون (از بین رفتن سلولهای خودی) سلولهایB جز ایدلانگرهانی تخریب می شود نتیجه این امر کاهش و یا اختلال در تولید انسولین است.
اتوامیون: وقتی انتی بادی ها در بدن شما بر علیه بافت های طبیعی بدن وارد عمل شده و همانند بافت خارجی واکنش می دهند و نوعی پاسخ غیر طبیعی را به وجود می آید.
عدم وجود انسولین در خون باعث می شود کبد کنترلی سوی مقدار GC تولید شده خود نداشته باشد. که نتیجه این امر افزایش قند خون ناشتا می باشد. اگر غلظت گلوگز همچنان در خون رو به افزایش باشد تا انجا که به آستا نهی کلیوی برسد.
(mg 180-20)کلیه ها نمی توانند تمام گلوکز پالایش( تصفیه شده) را باز جذب کنند در نتیجه بخش GL وارد ادرار میشود.(گلوکزوری) دفع بیش از حد گلوکز از طریق ادرار را اتلاف شدید آب و واکترولیت ها( مایعات بدن) همراه است که به این حالت دیورز اسموتیک( دفع زیاد آب از بدن) گفته میشود.
شما در این بیماری برای کنترل قند خون میبایست انسولین تزریق شود. ویژگیبارز این نوع دیابت بروز ناگهانی و حاد آن ی باشد که اغلب قبل از ۳۰سالگی اتفاق میافتد.
دیابت نوع ۲(تیپII): تقریباً ۹۵-۹۰% افرادبه دیابت نوع II می باشند که شما هم یکی از انها هستید. در این نوع بیماری حساسیت سلولها نسبت به انسولین کم شده و نقص در عملکرد سلولهای B منجر به کاهش تولید انسولین می گردد. در حالت طبیعی انسولین به گیرنده های خاصی در سطح سلول متصل می شودو مجموعه ای از واکنش های مربوط به متابولیسم(سوخت و ساز) GL را در سلول آغاز می کند.
در جریان دیابت نوع ۲ سرعت واکنش های داخل سلولها کاهش می یابد و در نتیجه اثر بخشی انسولین بر روی سلولهای بافی در جذب GL و سلولهای کبدی در ذخیره GL کاهش می یابد.این نوع دیابت در ابتدا با رعایت رژیم غذایی و ورزش درمان می گردد و شما بایداین موارد را رعایت کنید.
اگر با ادامه درمان همچنان قند خون شما بالا باشد در آن صورت از دلسوهای پایین اورنده قند خون خوراکی بعنوان مکمل های درمانی استفاده می گردد و برخی از بیماران داروهای خوراکی موثر واقع نشده و حتماً می بایست از انسولین به صورت تزریق استفاده شود. دیابت نوع II بیشتر در افراد بالای ۳۰ سال و چاق روی می دهد.
دیابت حاملگی:
دیابت ممکن است در طی حاملگی رخ دهد که تعریف دیابت حاملگی این است:
به هر درجه ای از عدم تحمل گلوکز گفته می شود که در طی دوران بارداری رخ می دهد. اکثر شما زنان باردار در طی دوران حاملگی باید از نظر دیابت آزمایش شوید.
هایپرگلیسمی دوران بارداری به علت ترشح هورمونهای جفتی است که سبب ایجاد مقاومت نسبت به انسولین می شود. توصیه می شود شما که از یک یا چند مورد از معیارهای زیر برخوردار هستید از نظر ابتلا به دیابت حاملگی در هفته های ۲۴تا۲۸ بارداری غربالگری شوید. به سن۲۵سال یا بالاتر،زنان ۲۵ سال یا جوانتر که چاق باشند یا سابقه خانوادگی دیابت
دیابت حاملگی در بالاتر از ۱۴ درصد از زنان باردار رخ داده و ریسک ابتلا به بیماری های فشار خونی را در این زنان افزایش می دهد.
اهداف درمانی:
۱٫ حفظ و نگهداری خوب قند خون در دوران حاملگی
۲٫ دریافت کافی کربوهیدرات برای جلوگیری از کترنمی به خصوص در ۳ماهه دوم بارداری
۳٫ با بررسی عملکرد کلیه ها و ارزیابی بیمار از نظر پراکلامیس وهیدرآمنیوس
۴٫ ارزیابی
پس از زایمان و به دنیا امدن نوزاد، سطح قند خون شما در مبتلا به دیابت حاملگی به سطح نرمال بر می گردد. لذا تمامی شما عزیزانی که مبتلا به دیابت حاملگی هستید برای جلوگیری از ابتلا به دیابت نوع دوم در سالیان بعد می بایست با رژیم غذایی صحیح و ورزش وزن خود را به حد ایده ال برسانید.
تظاهرات بالینی دیابت:
تظاهرات بالینی دیابت شامل سه قسمت می باشد: پرادراری(پلی اوری) پرنوشی(پلی دیپی) پرخوری(پلی فاژی). از دست رفتن بیش از حد مایعات در اثر دیورزاسموتیک ( دفع زیاد آب از بدن) اتلاف آبد بدن منجر به بروز پلی اوری(افزایش ادرار) و پلی دیسپی(تشنگی زیاد) می شود در نتیجه کمبود انسولین و شکستن پروتئین های چربی ها اشتهای بیمار زیاد می شود(پلی فاژی).
سایر غلائم عبارتند از: خستگی و ضعف، تغییرات ناگهانی در وضعیت بینایی.گزگز و بی حسی دست و پا ها، خشکی چوست و ترمیم و بهبود کند زخم های بدن و عفونت های عود کننده.
علایمی چون از دست دادن ناکهانی وزن، تهوع و استفراغ، دردهای شکمی ممکن است در دیابت نوع یک در صورت وقوع کتواسیدژ (DKA) دیده شوند. (هیپوگلیسمی)کاهش قند خون: زمانی اتفاق می افتد که قند خون به حدی کاهش یابد که سبب بروز علائم و نشانه گردد. هیپوگلیسمی معمولاً به سطح قند خون کمتر از ۳ mmol در بیماران دیابتیک تحت درمان با انسولین یا داروهای خوراکی پایین آورنده قندخون تعریف می شود.
سن،جنس و وضعیت های طبی مربوطه(بیماری های کبدی،بیماری عروق، مغزی و نوروپای، اختلال عصبی در سیستم خودکار)و سرعت کاهش GL(قندخون)ممکن است بر بروز و شناخت علائم و نشانه های هیپوگلیسمی اثر گذارد.
اهداف مراقبت:
باید از احتمال بروز هیوگلیسمی در همه بیماران تحت درمان با انسولین آگاه بود به منظو افزایش دادن سریع سطح قند خون حفظ و نگهداری سطح قند خون در محدوده ی قابل قبول ۱۰-۴ mmol/l (70-180 mg/100ml) تعیین جستجوی علت هیپوگلیسمی محدود کردن حملات هیپوگلیسمی بیشتر تسکین ترس و اضطراب- پیشگیری از بروز تروما(ضربه) در اثر هیپوگلیسمی .
انواع کاهش قند خون: (هیپوگلیسمی) ۱٫ شبانه: قند خون ممکن است در طی شب (حدود ساعت ۲-۳ صبح سقوط کند و بیمار متوجه هیپوگلیسمی نشود).
نشانه ها:
۱٫تعریق شبانه، خواب آشفته،(بختک) خرناس غیر عادی، خواب آلودگی صبحگاهی، سردرد، افسردگی، قندخون بالا قبل از صبحانه ادرار اسیدی(کتونوری) صبحگاهی
۲٫ هیپوگلیسمی مزمن: در افراد سالخورده تحت درمان باOHAS ممکن است هیپوگلیمی به صورت مزمن درآید و به صورت کندی اعمال ذهنی، تغییرات شخصیت یا اختلالات رفتاری نمایان شود.
۳٫ هیپوگلیسمی نسبی: افرادی که برای مدت نهان طولانی به سطح قند خون بالا عادت کرده اند ممکن است با سطح طبیعی قند خون علایم هیچوگلیسمی را نشان دهند.
بازدید
انواع مهاجرت و طبقه بندی آن:
مهاجرت در بحث کلی به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:۱-مهاجرت بین المللی،۲-مهاجرت خارجی،۳-مهاجرت داخلی.در بحث مهاجرت داخلی سه موضوع بررسی می شود:۱-مهاجرت داخل شهرستانی،۲-مهاجرت بین شهرستانی،۳-زمان انجام مهاجرت.مهاجرت داخل شهرستان به چهار دسته کلی تقسیم می شود:۱-مهاجرت روستا به روستا،۲-مهاجرت روستا به شهر،۳-مهاجرت شهر به شهر،۴-مهاجرت شهر به روستا.مهاجرت بین شهرستانی هم بر حسب اینکه داخل استان انجام می شود یا بین چند استان انجام شود به دو دسته داخل استانی و بین استانی تقسیم می شود که این دو دسته هر کدام به چهار شکل روستا به روستا،روستا به شهر،شهر به روستا وشهر به شهر انجام می شوند که در ادامه به توضیح بیشتر این مهاجرتها می پردازیم.
اگر چه مهاجرت هااز تنوع بسیار چشمگیری برخوردار می باشند ولی می توان انها را در چهارچوب تعریف مهاجرت در رابطه با هدف،مدت،فاصله،مسیر،حجم،سرعت طبقه بندی نمود.در این صورت مهاجرتهای دائمی،اجباری،اخراجی،ازاد،برنامه ریزی شده به موازات مهاجرتهای داخلی،خارجی،بین ناحیه ای،بین المللی،قاره ای و بین قاره ای مطرح می شود.
در سالهای اخیر گرایش فزاینده ای به طبقه بندی مهاجرتها از نظر داخلی(درون مرزی)و یا خارجی(برون مرزی)و یا بین المللی وجد داشته،زیرا شناخت نوع مهاجرتها به اگاهی از حرکات جمعیت در داخل مرزها و یا خارج ان در حل مسائل سیاسی و برنامه ریزی های کلی و ناحیه ای کمک می کند.اگر چه تقسیم مهاجرتها به داخلی و خارجی به طبقه بندی مهاجرتها اعتبار بخشیده،ولی این مهاجرتها کاملا از نظر علل ویژگی ها و پیامدها با یکدیگر متفاوت هستند و این تتقسیم بندی جغرافیدانان جمعیت را قانع نمی سازد،جغرافیدانان جمعیت اگر چه به بررسی افزایش و کاهش ماجرتها و اثرات اجتماعی و اقتصادی ان توجه دارند ولی انان به اثرات محیط بر مهاجرتها و پیامدهای ان در نواحی عزیمت و مقصد ارزش زیادی قائل هستند.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)
به طور کلی ملاک های دسته بندی مهاجرت عبارتند از:زمان،خواست و اراده،شکل مهاجرت.
زمان:
با ملاک قرار دادن زمان به عنوان مشخص کننده مهاجرت،مهاجرت به دودسته تقسیم می شود:
الف)مهاجرتهای قطعی(دائمی):مهاجرتن در ان قصد یا امکان بازگشت به محل قبلی خود را ندارند.یا خود مهاجر تصمیم گیرنده است یا به علت عوامل طبیعی یا سیاسی امکان بازگشت به محل قبلی را ندارند.بعضی جغرافیدانان جمعیت اعتقاد دارند اگر مدت اقامت در مقصد بیش از یک سال باشد،مهاجرت دائمی است.
ب)مهاجرت به قصد بازگشت(موقتی):نمونه این مهاجرت،مهاجرت فصلی است گه در ان افراد در فصل معینی از سال که معمولا بعد از برداشت محصول کشاورزی است به مناطقی که در ان امکان کار و فعالیت دارد مهاجرت می کنند و دوباره در فصل کار به محل قبلی خود باز می گردند.بعضی محققان دت اقامت کمتر از یک سال را مهاجرت موقتی به حساب می اورند.این نوع مهاجرت معمولا به صورت انفرادی است.(مهاجرت-دکتر زنجانی-۱۳۸۰)
ولی بهید قبول کرد که مهاجرت در رابطه با زمان قرار نمی گیرد بلکه انگیزه و قصد مهمترین عامل د مهاجرتت محسوب می شود،هم چنانکه قبلا اشاره شد مهاجرت عبارت است از ترک سرزمین اصلی و اقامت در سرزمین دیگر بدن قصد بازگشت.بنابراین تفاوت فاحشی بین مهاجرت و توریست ظاهر می شود زیرا توریست به افرادی اطلاق می شود که به قصد بازگشت ولو طولانی بدون داشتن شغلی در یک کشور و یا یک ناحیه به غیر از سرزمین اصلی خود به سر می برد.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک-۱۳۷۳)
مهاجران طولانی مدت:علاوه بر مهاجران فصلی و کوتاه مدت، گروهی از مهاجران به مهاجرتهای دراز مدت تری می پردازند.وجه بارز تر این نوع مهاجرتها عزیمت نیروی کار از مقطه ای به نقطه دیگر یا مهاجرت به قصد تحصیل و نظایر ان است که مدت زمان زیادی را می طلبد.نمونه ای از این نوع را می توان در اغلب کشورهای صنعتی بر شمرد که وجود ایتالیاییها در سوییس،پرتغالیها در فرانسه از این جمله اند.تا زمانی که مهاجر بخواهد یا شرایط محل کار اجازه دهد مهاجرت ادامه یافته و طولانی تر می شود.این مهاجرتها سرانجام یا با بازگشت مهاجران خاتمه می یابد و یا به دلیل علقه هایی که در طول زمان ایجاد می شود به مهاجرت های قطعی و بدون بازگشت تبدیل می شود.
در بررسی های مهاجرتی به اصطلاحاتی نظیر مهاجرت ویژه و ناویژه و یا درجه میزان مهاجرت بر می خوریم که این اصطلاحات به بررسی مهاجرتی شکل کمی می دهد.مهاجرت ویژه عبارت است از تفاضل وارد شدگان و خارج شدگان به یک واحد جغرافیایی می باشد،در صورتیکه مهاجرت ناویژه مجموع واردشدگان و خارج شدگان را شامل می گردد به عبارت دیگر مهاجرت ویژه نقشی در کمیت جمعیت ساکن دارد و مهاجرت ناویژه حرکات جمعیت را دریک ناحیه و یا یک کشور مشخص می نماید.درجه و میزان مهاجرت عبارت است از نسبت تعداد مهاجرین به تعداد جمعیتی که می توانند در معرض مهاجرت احتمالی قرار بگیرند به عبارت دیگر نسبت تعداد مهاجرت ناویژه به کل جمعیت ضربدر ۱۰۰۰ را درجه و میزان مهاجرت می نامند.که ممکن است این درجه و میزان را برای مهاجران داخلی و خارجی،زن،مرد،یا هر گروه سنی محاسبه نمود.
خواست و اراده(ماهیت مهاجرت)
از این نظر مهاجرتها به دو دسته تقسیم می شوند:
الف)مهاجرتهای ارادی و خود خواسته
ب)مهاجرتهای اجباری
در حالت اول مهاجرت به دنبال اراده مهاجر انجام می شود.
مساله خواست در مهاجرتها بیشتر ناظر بر مهاجرتهای انفرادی است.در این باره به نظر سرپرست خانواده توجه می شود.معمولا در مهاجرتهای گروهی،مهاجران به دو دسته مهاجران اصلی و تبعی تقسیم می شوند.((مهاجران تبعی))تابعی از مهاجران اصلی هستند.
مهاجرتهای اجباری به مهاجرتهایی گفته می شود که در ان اراده مهاجر تاثیری در انجام یا عدم انجام مهاجرتها ندارد،نظیر انتقال بردگان از سرزمینی به سرزمین دیگر.
شکل مهاجرتها:
از نظر شکل مهاجرتها به دو دسته تقسیم می شوند:
الف)مهاجرتهای فردی:به جابه جایی های افراد چه به صورت انفرادیو چه به صورت خانواری یا تعدادی از اعضای خانوارها با هم گفته می شود.
ب)مهاجرتهای توده ای:انبوهی از انسانها را شامل می شود و اغلب جنبه استعماری دارد.مهاجرتهای توده ای در مواردی جنبه سیاسی می یابند.این مهاجرت در عین حال می تواند پیروان مذهب خاصی را در بر گیرد که نمونه بارز ان مهاجرت مسلمانان هند به پاکستان است.(مهاجرت-حبیب الله زنجانی)
انواع مهاجرت:
مهاجرتهای اختلافی:
با توجه به اینکه در عملکرد مهاجرتها اعم از مهاجر و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ان تفاوتهایی وجود دارد.بنابراین می توان این عملکردها را تحت عنوان مهاجرتهای اختلافی مورد بررسی قرار داد.جریانات مهاجرتی به مقدار زیادی در رابطه با انتخاب و نسبت به ویژگی و درجه تخصص افراد،ساختمن سنی و غیره تفاوت دارد.یکی از ویژگی های مهم مهاجرتی سن است.
درمهاجرتهای داخلی و خارجی برتری معمولا با جوانان است و مهاجرت انان به منظور دستیابی به شغل صورت می گیرد.جوانان خود را ساده تر از بقیه با شرایط محیط جدید مطابقت می دهند.
در کشورهای پیشرفته در میان مهاجرین داخلی در مسافتهای کوتاه تداد زمان قابل توجه می باشد.در حالیکه مهاجران داخلی در فواصل بلند را غالبا مردان تشکیل می دهند.از سوی دیگر در کشورهای در حال توسعه چه در مهاجرتهای داخلی چه بین المللی اکثریت مهاجران را مردان تشکیل می دهند.
در کشورهای توسعه یافته وضعیت تاهل مهاجران نیز تغییر یافته است.زمانی مهاران مردان بودند ولی امروزه درکشورهای در حال توسعه این حالت وجود دارد اکنون در کشورهای پیشرفته اعظم مهاجرتها به صورت خوانوادگی است.برای دستیابی به مسکن،مدرسه و شرایط شغلی بهتر انجام می شود.
هم چنین طبقات متخصص نسبت به طبقات کارگر گرایش بیشتری به مهاجرت دارند.افراد بیکار نیز بیش از شاغلین تمایل به مهاجرت نشان می دهند.انتخاب مهاجرت از عوامل نژادی،ملیت،میزان تحصیلات تاثیر می پذیرند و معمولا روند مهاجرت به شرایط مقصد بیش از شرایط مبدا بستگی دارد.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)
مهاجرتهای فصلی:
در پایین ترین سطح مراحل اقتصادی گروههای کوچنده و جمع اوری کننده غذا قرار دارند که به وسیله شکار و ماهیگیری یا جمع اوری خوراک زندگی می کنند و غالبا در مهاجرتهای فصلی به سر می برند.گروههایی از انها عبارتند از:تیرادل فوگینها-اندامنها-اسکیموها-شکارچیان گوزن سیبریه-پیگمه ها-سمانگ ها-سکائیها د مالزی و واها.
کوچ نشینی شبانی عبارت است از حرکتهای گروههای انسانی که به همراه گله ها یا رمه های خود به منظور یافتن چراگاه صورت می گیرد.معمولا بر روی یک عرض وسیع جغرافیایی به سر می برند.ویژگی های جوامع چادرنشینی،ابعاد گروه های ان،فواصل،زمان و مسیر مهاجرتها و نوع دامها عمدتا نسبتت به شرایط جغرافیایی و محیطی متفاوت است.اختلاف عمده میان کوچ نشین و رمه گردان ونیمه کوچ نشین اصولا در رابطه با زمانی نیست که عمل کوچ انجام می شود،بلکه در رابطه با نوع عملکرد و شکل بهره وری انان از زمین و دام است.
کوچ نشینان در معاملات بازرگانی و اشتغالات فصلی جهت جمع اوری محصول وارد می شوند.جمع اوری محصول موجب تحریک مهاجرتها در بسیاری از قسمتهای جهان به ویژه نقاطی که کشت تجاری در ان جا رواج دترد می گردد.(اصول و مبانی جغرافیای جمعیت-پروفسور کلارک)
بازدید
بازدید
با اینکه تاسیس دولت صفوی به دست شاه اسماعیل در سال ۹۰۷ ه.ق. انجام گرفت ولی علل و عوامل تکوین این دولت به دو قرن قبل از آن بازمی گشت. با این نظر اجمالی به تاریخ اجتماعی ایران بعد از اسلام ، باید گفت که ایجاد دولت شیعی صفوی نقطه اوج نهضتهایی بود که به طرفداری از تشیع علیه حکومتهای بنی امیه و بنی عباس و قدرتهای همسوی آنان صورت گرفت . هجوم مغول در اوایل قرن هفتم ه.ق. و سقوط بغداد ( مرکز خلافت عباسی ) در آغاز نیمه دوم این قرن زمینه و شرایط مساعدی را فراهم کرد تا پیروان مذاهب ( به ویژه تشیع و نحله های فکری وابسته به آن ) امکان بیشتری برای رشد و توسعه پیدا کنند . در واقع قرن هشتم و نهم هجری ( به خصوص دوران انحطاط حکومت ایلخانان و تیموریان ) تا حد زیادی به رشد تشیع و تصوف کمک کرد . شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی نیای بزرگ صفویان و پیشوای طریقت صفوی در عصر ایلخانان می زیست . تولد او به سال ۶۵۰ ه.ق. و وفاتش به سال ۷۳۵ ه.ق. روی داد و با ایلخانانی همچون سلطان محمود غازان خان اولجایتو و سلطان ابوسعید بهادرخان معاصر بود .
بر پایه یکی از قدیمترین متون صفویه ( صفویه الصفاء تالیف این بزاز ) جد اعلای شیخ صفی الدین موسوم به فیروزشاه زرین کلاه در ناحیه مغان و مجاورت غرب گیلان توطن اختیار نمود و فرزندان او در آن نواحی با حسن سلوک و پرهیزگاری و زهد روزگار می گذرانیدند . صفی الدین که هشتمین نسل فیروزشاه بود در آغاز جوانی با شور و اشتیاقی که در کسب عرفان داشت به دنبال مراد از شهری به شهری می رفت . سرانجام در گیلان به خانقاه شیخ تاج الدین ابراهیم ( معروف به شیخ زاهد گیلانی ) رسید و در سلک مریدان او در آمد . شیخ که استعداد ذاتی و صلاحیت او را در سیرو سلوک دریافته بود ، وی را به جانشینی خویش انتخاب کرد و در سال ۷۰۰ ه.ق. که شیخ زاهد وفات یافت صفی الدین به جای او بر مسند ارشاد نشست و شهر اردبیل را که موطنش بود مرکز فعالیت خود ساخت و خانقاهی در آن بر پا نمود . این خانقا به زودی مرکز تجمع پیروان شیخ صفی شد . ظلم و جور حکام ایلخانی و کارگزاران آنان و مضیقه هایی که برای مردم فراهم می کردند ،خانقاههای آن روزگار را به مراکز تجمع ناراضیان و اندیشه وران تبدیل کرده در این میان خانقاه شیخ صفی از موقعیت ممتازی برخوردار بود . همچنین موقعیت اردبیل بر سر راههای ارتباطی گیلان و اران و آذربایجان و آناتولی و نیز نفوذ معنوی شیخ و احترامی که ایلخانان معاصر او برایش قایل بودند بیش از پیش بر اهمیت این خانقاه افزود .
شیخ صفی الدین در سال ۷۳۰ ه.ق. در حالی که مریدان بسیاری در حلقه طریقت او فراهم آمده بودند ، زندگی را بدرود گفت و فرزندش ، صدر الدین موسی جانشین او شد . از این زمان تا دوران که شیخ جنید به پیشوایی رسید رهبران خانقاه تنها کوشش خود را صرف تبلیغ و ارشاد مریدان در مناطق دور و نزدیک می کردند و در این دوران که از سال ۷۳۰ تا ۸۳۰ ه.ق. به طول انجامید نفوذ طریقت صفوی در میان عشایر محروم و تهیدست آناتولی ( که از ترکان مهاجر آن دیار بودند ) و شیعیان جزیره و شامات و جبل لبنان بالا گرفت . ولی از زمان که شیخ جنید به پیشوای خانقاه رسید به علت انتشار تشیع غالی در سرزمینهای یاد شده – به ویژه در آناتولی – و همبستگی افکار صوفیانه با آرمانهای تشیع ، خانقاه اردبیل به مرکز تبلیغات شیعی تبدیل شد . بروز اختلافات بین حکام سلسله های آق قویونلو و قره قویونلو و موقعیت خانقاه در این کشمکشها سبب گردید تا طریقت صفوی به جریانات سیاسی و نظامی وقت کشانده شود . شیخ جنید ، که توسط جهانشاه قره قویونلو از اردبیل تبعید شده بود ، در دیار بکر مورد حمایت اوزون حسن رقیب جهانشاه قرار گرفت و با کمک او به تجهیز طرفداران خود در میان قبایل ترک و شیعیان پرداخت . وی در جنگهایی که به خواست اوزون حسن برپا شده بود ، شرکت کرد . اما در سال ۸۶۰ ه.ق. که به عنوان جهاد مذهبی به ناحیه شروان رفت ( در جنگ با شروانشاه ) به قتل رسید . پس از وی حیدر ( فرزندش ) جای او را گرفت . او نیز مانند پدر از حمایت اوزون حسن برخوردار گردید و امیر آق قریونلو ، دختر خود را به ازدواج او در آورد .
شیخ حیدر ( یا به قول مورخان عصر صفوی ، سلطان حیدر ) در اردبیل از صوفیان سرسپرده خود نیرویی منظم و مسلح به وجود آورد که به علت کلاه دوازده ترک و متحدالشکل آنان به تارکی سرخ منتهی می شد ، به ” قزلباش ” معروف شدند . این نیرو بعدها در شکل گیری دولت صفوی نقش عمده ای ایفا کرد .
سلطان حیدر که بلندپروازیهای پدر را در جهاد مذهبی با شروانشاه دنبال می کرد در راس جنگجویان خود به شروان لشگر کشید . ولی با تمام جلادت و رشادتی که به خرج داد از قوای متحد شروانشاه و یعقوب بیک آق قویونلو شکست خورد و کشته شد ( ۸۹۳ ه.ق. ) فرزندانش علی ، ابراهیم و اسماعیل به فرمان یعقوب بیک در قلعه استخر فارس زندانی شدند . اما نزاع بر سر جانشینی یعقوب بین بایسنقر میرزا ( فرزندش ) با رستم ( نواده اوزون حسن )بار دیگر پای خاندان صفوی را به میان کشید . در این راستا رستم میرزا برای مقابله با رقیب زورمند خود یعنی بایسنقر میرزا تصمیم گرفت پسران حیدر را از زندان آزاد و با نیروی صوفیان رقیب را از میدان به در کند . با رسیدن فرزندان حیدر به اردبیل ، علی ( فرزند ارشد ) در معیت لشگری که از صوفیان فراهم کرده بود به مقابله با بایسنقر شتافت و او را در میان رود کر شکست داد . اما به علت سوء ظن رستم بیک و بیمی که وی از قدرت روز افزون هواداران سلطان علی داشت علی را ضمن توظئه ای در راه بازگشت به آذربایجان به قتل رسانید و حکم دستگیری ابراهیم و اسماعیل را صادر کرد . ولی آن دو به کمک مشاوران نزدیک خود از معرکه گریختند و پس از مدتی اختفا در اردبیل به سوی گیلان رفتند و حاکم لاهیجان ( کارکیا میرزا علی ) که سادات شیعی آن سامان بود مقدم آنان را گرامی داشت . پس از چند ماه که از اقامت فرزندان حیدر در لاهیجان گذشت ابراهیم به هوای دیدار وطن عازم اردیبل شد. اما اسماعیل تا سال ۹۰۵ ه.ق. کهآغاز نهضت اوست شش سال در لاهیجان باقی ماند . او در این مدت تحت نظر و مراقبت کارکیا میرزا علی با خواندن و نوشتن و تعلیم قرآن و فنون سواری و تیر اندازی آشنا شد . سرانجام در نیمه محرم سال ۹۰۵ ه.ق. که دوازده سال تمام داشت ، با مشورت ” اهل اختصاص ” به ویژه حسین بیگ الله و ابدال بیگ دده تصمیم به خروج از لاهیجان و عزیمت به سوی اردبیل گرفت . در این جریان هر اندازه میرزا علی کوشید از تصمیم زود رس او ممانعت کند ، فایده ای نبخشید . در راه حرکت به اردبیل و از این شهر به ارزنجان ، و هزاران نفر از مریدان و صوفیان نواحی مختلف و عشایر استاد جلو ،شاملو ، ذوالقدر ، افشار ، قاجار و ورساق به اردوی اسماعیل پیوستند . او ابتدا تصمیم داشت به منظور جهاد به گرجستان عزیمت کند ولی در ارزنجان تصمیم او تغییر کرد و آماده جنگ شروان گردید . انگیزه او از این اقدام ، انتقام از شروانشاه بود ( زیرا پدر و جدش در جنگ با او به قتل رسیده بودند ) . اسماعیل همراه سپاه خود پس از عبور جسورانه ای از رود کر ( کورا ) و تصرف شماخی ، شروانشاه را در نزدیک قلعه گلستان شکست داد و به قتل رسانید ( ۹۰۶ ه.ق ) . پس از آن قلعه شهر نو و باکو و گلستان را تسخیر کرد و در ناحیه شرور بر قوای الوند بیگ آق قویونلو که به کمک فرخ یسار پادشاه شروان شتافته بود غلبه کرد و او را مجبور ساخت به سوی عراق بگریزد و خود پس از عبور از نخجوان پیروزمندانه وارد تبریز گردید ( ۹۰۷ ه.ق. ) و با فتح تبریز ، دولت صفوی پا به عرصه وجود نهاد .
شاه اسماعیل در نخستنین جمعه پیروزی ، فرمان داد تا خطیب شهر خطبه ائمه اثنی عشر ( ع ) را بخواند و جمله های ” اشهدان علیا” ولی الله ” و ” حی علی خیر العمل ” را اذان بگوید . همچنین ، مذهب دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام گردد.
نخستین سالهای سلطنت شاه اسماعیل صرف از میان بردن قدرت و نفوذ دولت آق قویونلو و سرکوب حکام محلی شد . وی از سال ۹۰۷ ه.ق. تا فتح خراسان به سال ۹۱۶ ه.ق. در جنگ همدان سلطان مراد آق قویونلو را ( که فرمانروای عراقین و فارس و کرمان بود ) شکست داد و مناطق تحت نفوذ آق قویونلوها را تسخیر کرد . همچنین طی جنگهایی با مراد بیگ آق قویونلو رئیس محمد کره ( حاکم ابر قوه ) حسین کیای چلاوی ( حاکم فیروز کوه و سمنان و خوار ) ، ابوالفتح بیگ ( فرمانروای کرمان ) و دیگر قدرتهای محلی ، به عمر این حکومتها پایان داد . در سال ۹۱۳ ه.ق. ضمن جنگ با علاء الدوله ذوالقدر ، دیار بکر را فتح کرد و در سال ۹۱۴ ه.ق. حاکمیت خود را بر بغداد و عتبات مسلم گردانید . همچنین خوزستان و هویزه را ( که در تصرف سادات مشعشعی بود ) به تصرف در آورد و به نفوذ باریک بیگ پرناک در عراق عرب پایان داد . در سال ۹۱۵ ه.ق. برای جنگ با محمد خان شیبانی ( فرمانروای ازبک ) که بر خراسان و شرق ایران تا کرمان تسلط یافته بود تصمیم به تدارک لشکر گرفت . شیبک خان ازبک یا محمد شیبانی پادشاه دولت ومقتدری بود موسوم به ” شیبانیان ” . اعقاب شیبان ، پسر جوجی خان ، از اواخر قرن هشتم ه.ق. به تدریج بر ماوراء النهر مسلط شدند و محمد خان در سال ۹۰۰ ه.ق. بر سراسر این ناحیه تسلط یافت. وی با استفاده از ضعف بازماندگان دولت تیموری ، بر خراسان و نواحی شرقی ایران غلبه کرد . ظهور دولت شیعی صفوی ، دشمنی دولت شیبانی و دولت عثمانی را ( که هر دو از مذهب تسنن حمایت می کردند ) برانگیخت و موجب یک رشته مخاصمات و محاربات بین ایران و دولتین مذکور شد و طبعا” نوعی اتحاد و همبستگی بین آن دو در راه مبارزه علیه دولت صفوی برقرار گردید . اسناد و مدارک مشعر بر مکاتبات فیمابین دولت عثمانی و ازبک ، این اتحاد را اثبات می کند . تجاوزات ازبکان در خراسان و شرق ایران و ارسال نامه های تهدید آمیز محمد شیبانی به پادشاه صفوی شاه اسماعیل را به تدارک جنگ خراسان مصمم ساخت . وی پس از فراخواندن سپاهیان از مناطق مختلف کشور رهسپار خراسان شد و در شعبان سال ۹۱۶ ه.ق. در نزدیکی شهر مرو شکست سختی به ازبکان وارد ساخت و محمد خان شیبانی در اثنای این جنگ به قتل رسید. شکست ازبکان را تسخیر تمامی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر را بر روی شاه اسماعیل گشود و مرزهای شرقی دولت صفوی ، ازیک سو تا بلخ و از سوی دیگر ، تا آمو دریا گسترده شد . اگر چه شاه اسماعیل علاقه چندانی به امر اداره ماوراءالنهر از خود نشان نداد و تنها به علت تجاوزات امرای ازبک ناگزیر به لشکر کشیهای مجدد به آن ناحیه گردید ، ولی با منصوب کردن حکامی در شهرهای مختلف ، عملا” حاکمیت دولت صفوی را در حوضه جنوبی رود جیحون تثبیت کرد .
شکست ازبکان عکس العمل شدید کارگزاران دولت عثمانی را برانگیخت و سیاست آمیخته با مماشات و تساهل سلطان با یزید در برابر شاه اسماعیل با مخالفت شدید سران ینی چری و علمای اهل تسنن عثمانی روبه رو شد. مخالفان که سلطان را سد راه مبارزه با دولت صفوی می دانستند به دور سلیم ( فرزند او ) گرد آمدند و ضمن توطئه ای که به مرگ با یزید انجامید این مانع را از سرراه برداشتند .
سلطان سلیم پس از فوت پدر ، به قصد جنگ با شاه اسماعیل و براندازی دولت نوپای صفوی سپاه بزرگی از ینی چریها و ممالک دست نشانده فراهم ساخت و پس از قتل عام شیعیان و طرفداران شاه اسماعیل در آناتولی در محرم سال ۹۲۰ ه.ق. به سوی ایران حرکت کرد. وی در ماه رجب همین سال در دشت چالدران ( نزدیک خوی مستقر شدو در شرایطی که سپاهیان عثمانی از لحاظ کثرت عدد و مجهز بودند به اسلحه گرم از امتیاز بزرگی برخوردار بودند جنگ آغاز گردید. با تمام رشادت و جلادتی که شاه اسماعیل و امرای قزلباش نشان دادند جنگ با پیروزی سلطان سلیم خاتمه یافت و شهر تبریز سقوط کرد . اما سلطان عثمان تنها چند روزی توانست در آذربایجان بماند . بیم از عدم امنیت و تدارکات ، دوری از مرکز حکومت و مهمتر از همه طغیان ینی چریها ( به علت عدم رضایت از جنگ و کشتار مسلمانان ) وی را مجبور به عقب نشینی کرد .
اگر چه جنگ چالدران ضربه سنگینی به دولت صفوی وارد کرد ولی موجب از بین رفتن آن نشد. بعد از واقعه چالدران شاه اسماعیل تا پایان عمر دست به کار مهمی نزد و بیشتر اوقات خود را به آسودگی و فراغت گذراند و جز اعزام لشکریانی به ماوراءالنهر و گرجستان ( برای فرونشاندن پاره ای طغیانها ) حرکت مهمی انجام نداد . سرانجام در ۱۵ رجب سال ۹۳۰ ه.ق. شاه اسماعیل پس از بازگشت از ییلاق شکی به آذربایجان در ناحیه سراب در ۳۸ سالکی چشم از جهان فروبست در حالی که دولتی با ثبات بنیان نهاده بود که طی دو قرن ادامه یافت و از نظر تشکیلات و نظامات از مهمترین دولتهای بعد از اسلام در ایران شمرده می شود .
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید