جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

جلال‌الدین محمد بلخی(مولوی)

1,914

بازدید

جلال‌الدین محمد بلخی(مولوی) ۴٫۴۰/۵ (۸۸٫۰۰%) ۵ امتیازs


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ریشه‌های فقر و فساد

707

بازدید

 برای مبارزه با فقر و فساد، یعنی دو آفت بزرگ زندگی اجتماعی و اقتصادی، باید ابتدا به علل آنها توجه کرد. تا وقتی که این علت‌ها از میان نرود، فقر و فساد ناگزیر به اشکال مختلف باز تولید خواهد شد. فقر از لحاظ اقتصادی عمدتا دو چهره دارد: بیکاری و درآمد ناکافی. فساد الزاما وابسته به فقر نیست، اما فقر ممکن است زمینه ساز گرایش به فساد باشد. فساد اقتصادی اساسا عبارت است از: سوء استفاده از قدرت و امتیازات ویژه و کم و بیش انحصاری در جهت کسب درآمدهای خارج از چارچوب قانون یا عرف اقتصادی جامعه، حال باید دید چه عواملی این پدیده را در جامعه رشد می‌دهند.
 بیکاری یک پدیده اقتصادی است که علت‌ آن مازاد عرضه نیروی کار نسبت به تقاضا برای نیروی کار است. این پدیده نشانه وضعیت رکود یا عدم رونق اقتصادی است. به  عبارت دیگر، عدم تمایل بنگاه‌های بالفعل و بالقوه اقتصادی برای تولید بیشتر و استخدام نیروی کار، عامل اصلی گسترش بیکاری است. بنگاه‌ها زمانی تولید را افزایش می‌دهند که تولید سودآور باشد و زمانی به استخدام نیروی کار دست می‌یازند که بازدهی اقتصادی نیروی کار بیش از دستمزد پرداختی باشد.
 چرا افزایش تولید برای بنگاه‌ها سودآور نیست؟ از یک طرف هزینه‌های نامرئی تولید (هزینه‌های معاملاتی) بسیار بالا و از طرف دیگر نظام مالیاتی و برداشت‌های گوناگون از درآمد و سود بنگاه‌ها به صورت عوامل مهم بازدارنده عمل می‌کنند.
 منظور از هزینه‌های نامرئی یا معاملاتی عبارت است از: صرف وقت و انرژی زیاد، و بعضا صرف منابع مالی به صورت پول چای یا رشوه برای اخذ مجوزهای گوناگون از مراجع مختلف اداری برای راه‌اندازی و ادامه فعالیت اقتصادی.
 تعریف نشدن حقوق مالکیت فردی، هزینه‌های نامرئی مشابهی را برای به اجرا گذاشتن قرادادها و استیفای حق مالکیت به بنگاه تحمیل می‌کند مانند مشکل ناشی از امتناع برخی از مسوولان بخش‌های عمومی از اجرای قراردادها یا بر فرض مشکل عمومی چک های بلامحل در جامعه. به طور خلاصه می‌توان گفت که بنگاه اقتصادی در وضعیتی قرار دارد که منافع آن عمومی شده یعنی همه در آن شریک هستند یا ادعای سهم دارند اما هزینه‌های آن خصوصی و به عهده خود بنگاه است.
 چرا بنگاه‌ها استخدام نمی‌کنند؟ زمانی که هزینه نیروی کار بالاتر از بازدهی اقتصادی آن باشد، بنگاه از استخدام امتناع می‌کند. قانون کار و تامین اجتماعی هزینه‌های مرئی و نامرئی زیادی را علاوه بر حداقل دستمزد، به طرفین قرارداد کار تحمیل می‌کند.
 به طوری که عملا، هزینه نیروی کار دیگر تناسبی با بازدهی اقتصادی ندارد. به عنوان مثال ۳۰ درصد دستمزد تحت عنوان تامین اجتماعی از طرفین قرارداد کار گرفته می‌شود که نرخی مشابه به آن در هیچ جای دنیا وجود ندارد و در عمل به معنای افزودن به هزینه نیروی کار به میزان ۳۰ درصد است. بوروکراسی دولتی با تحمیل مقررات خود، آزادی قرارداد میان نیروی کار و بنگاه‌ را از آنها سلب کرده و مانع از توافق آنها برای استخدام در شرایطی خارج از این مقررات موضوعه تحمیلی می‌شود. اینجا بوروکراسی دولتی است که به بهانه حمایت از نیروی کار مانع از ایجاد اشتغال می‌شود و بیکاری را دامن می‌زند.
 چرا بخش وسیعی از نیروی کار درآمد ناکافی دارند؟ رکود اقتصادی و بیکاری مهم‌ترین عامل پایین بودن دستمزدها است.
 زمانی که فعالیت‌های اقتصادی دچار رکود است و بنگاه‌ها تمایلی به افزایش تولید ندارند و خیل عظیمی از بیکاران متقاضی استخدام هستند، برای بستن قرارداد کار، نیروی کار در موضع ضعیفی قرار دارد و ناگزیر نمی‌تواند دستمزد بالایی را مطالبه کند.
 پس درآمد ناکافی نتیجه دو عاملی است که پیشتر به آنها اشاره کردیم.
 چه عواملی موجب رشد فساد می‌شود؟ کسب درآمد غیرقانونی و نامشروع نه فقط یک مشکل اقتصادی بلکه مشکل اجتماعی و فرهنگی است. فساد اقتصادی اغلب ریشه در لابه‌لای بوروکراسی پیچیده در اقتصاد دولتی دارد. تقریبا هیچ موردی از فساد اقتصادی را نمی‌توان سراغ گرفت که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوء استفاده از اختیارات و امتیازات مناصب دولتی ناشی نشده باشد. اقتصاد دولتی موجد موقعیت‌های انحصاری یا رانت‌ها است و این خود بزرگترین منشا فساد است.
 مجوزهای بازرگانی خارجی و داخلی در شرایط غیررقابتی، مجوزهای توزیع کالاها به قیمت دولتی در شرایط دو گانگی قیمت‌ها در بازار، اختیارات مربوط به اعطای تسهیلات بانکی با نرخ‌های بسیار پایین، اختیارات مربوط به توزیع ارز به قیمت‌های پایین و غیره همگی منابع اصلی فساد اقتصادی و ارتشا در جامعه ما است.
 اگر دقت کنیم می‌بینیم فقر و فساد هر دو ریشه در یک معضل اصلی دارد و آن سیطره بوروکراسی دولتی، چه به صورت تصدی و مالکیت و چه به صورت کنترل اداری، بر عرصه فعالیت‌های اقتصادی است، عرصه‌ای که قاعدتا حوزه فعالیت‌های خصوصی و قراردادهای توافقی است.
 اگر تشخیص بیماری را به طوری که گذشت، درست فرض کنیم تجویز درمان به شرح زیر خواهد بود.
 1- پایین آوردن هزینه‌های معاملاتی بنگاه‌ها از طریق مقررات زدایی و کاستن از بوروکراسی دولتی درخصوص اخذ مجوز تاسیس واحدهای اقتصادی و ادامه فعالیت آنها.
 2- پایین آوردن هزینه‌های معاملاتی از طریق تمهیدات حقوقی به منظور تعریف دقیق حقوق مالکیت فردی و تضمین اجرای قراردادها.
 3- اصلاح ساختاری و اساسی قانون کار و تامین اجتماعی در جهت تامین آزادی قرارداد میان نیروی کار و بنگاه از یک طرف و انحصار زدایی از تامین اجتماعی دولتی و ایجاد امکان برای رقابت بنگاه‌های خصوصی بیمه در زمینه قراردادهای آزادنه کار.
 4- آزادسازی فعالیت‌های اقتصادی در همه زمینه‌ها به منظور شکستن انحصارهای دولتی، ایجاد رقابت و بالابردن بهره‌وری اقتصادی.
 5- یکسان کردن قیمت‌ها در همه عرصه‌ها به منظور از میان بردن منشا رانت و فساد اقتصادی.
 6- مقررات زدایی در جهت کاستن از قدرت بوروکراسی و از میان برداشتن زمینه‌های سوء استفاده اقتصادی از قدرت اداری و سیاسی. کوتاه کردن دست بوروکرات‌ها و سیاستمداران از دست‌اندازی در فعالیت‌های اقتصادی، شرط لازم برای ریشه‌کن کردن فساد اقتصادی است.

ضرورت اصلاحات اقتصادی (در ایران) و الزامات نظام جهانی
             فرآیند جهانی شدن اقتصاد (Globalization) که همگرایی و ادغام (Integration) بازارهای تجارت، سرمایه و مالیه جهانی و بالاخره تنظیم و همسو کردن قوانین، مقررات و کارویژه های فعالیتهای اقتصادی در سراسر جهان را بدنبال داشته و در این راستا هر روز بر سرعت خود می افزاید نحوه و حوزه های تعاملات اقتصادی میان کشورها ومیان نظام اقتصاد جهانی و هر یک از کشورها را بطریق نوین تبین کرده است. جهانی شدن اقتصاد که در چارچوب گسترش، توسعه و همه گیر شدن نظام اقتصاد سرمایه داری به پیش می رود، الزامات تنظیمی لیبرالیسم نوین اقتصادی (Liberalism Regulation) را به عنوان ابزارهای ضروری و اولیه تعامل با نظام اقتصاد جهانی معرفی می کند. این الزامات در قالب اصلاحات نوین اقتصادی،‌تجاری، مالی، پولی و نیز اصلاح ساختار اقتصاد ملی کشورها وجایگاه دولت در آن ظاهر می گردند تا بدین ترتیب راه ورود و در واقع ادغام هر یک از اقتصادهای ملی در نظام اقتصاد جهانی را ممکن و هموار سازد.
            بهره مندی از مزایا و کاهش هزینه های تعامل هر یک از نظامهای اقتصاد ملی با نظام اقتصاد جهانی منوط به درجه و نحوه انطباق اصلاحات اقتصادی داخلی با الزامات نظام لیبرالیسم نوین اقتصادی و سرمایه داری در جهان است. اما از سوی دیگر، انجام اصلاحات اقتصادی داخلی که عمدتاً بر آزادسازی نظام اقتصادی و کاهش نقش وحضور دولت در پیکره اقتصاد ملی این کشورها پافشاری می کند به تنهایی و ضرورتاً تضمین کننده قطعی رشد و توسعه اقتصادی، افزایش درآمدهای اقتصادی، کاهش هزینه های تولیدی و تجاری، افزایش سهم از سرمایه گذاری خارجی، ظهور و تقویت مزیتهای نوین اقتصادی و تولیدی نسبی،  ارتقاع سطح تکنولوژی های پیشرفته تولیدی و نهایتاً بهبود جایگاه و قدرت رقابت اقتصادی کشورهای مربوط نمی باشد، بلکه تمامی اینها همچنین بستگی به جایگاه و حضور فعال سایر بازیگران دولتی، غیر دولتی و فراملیتی در نظام اقتصاد جهانی دارد به علاوه اینکه، الزامات نظام اقتصاد جهانی در جهت اجرای اصلاحات اقتصادی کشورها در مواردی می تواند منجر به آسیب پذیری های جدی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در سطح ملی و در سطح روابط این کشورها بانظام اقتصاد جهانی گردد و حتی در مواردی بحرانهای جدی اقتصادی برای این کشورها بدنبال داشته باشد، که بحرانهای اخیر در آرژانتین، برزیل،‌اوروگوئه و ترکیه از این نمونه هستند.
            به اعتقاد بسیاری از نویسندگان منتقد فرآیند جهانی شدن اقتصاد که به تبعات ناشی از نابرابری های اجتماعی این فرایند توجه ویژه ای مبذول می دارند،‌جهانی شدن اقتصاد سبب گسترش فقر و بیکاری و تنزل جایگاه اجتماعی بخش وسیعی از مردم در کشورهای فقیر و حتی در کشورهای غنی می گردد و به تعبیری جهانی شدن بعضی از مردم دارا و محلی شدن بعضی مردم ندار را بدنبال می آورد. به اعتقاد یکی از این نویسندگان جهانی شدن اقتصاد به سود داراترین کشورها و به ضرر ندارترین کشورها تمام می شود. بنابر آمار برنامه توسعه سازمان ملل متحد در بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ ندارترین کشورها که بیست درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهند شاهد کاهش سهم خود در مبادلات جهانی از ۴% به کمتر از ۱% بوده اند.
            بنابراین، نه فقط فرآیند جهانی شدن اقتصاد، الزامات گسترده ای را برای نحوه و میزان تعامل اقتصاد ملی هر یک از کشورها با آن تبیین می کند بلکه این الزامات و اصلاحات اقتصادی پیشنهاد شده با چالشهای جدی روبرو می گردند. در این راستا، شناخت اصلاحات اقتصادی پیشنهادی از سوی نظام اقتصاد جهانی برای ج.ا.ایران جهت تعامل هر چه بیشتر، بهتر و سودآورتر با این نظام و شناخت آسیبهای احتمالی ناشی از اجرای اینگونه اصلاحات،‌اهمیت و ضرورت بحث و بررسی موضوع فوق را نشان می دهد.
            در این نوشتار،‌ابتدا به برخی از ویژگی های فرآیند جهانی شدن اقتصاد در ایجاد و تبیین راههای نوین تعامل نظامهای اقتصاد ملی (از جمله ایران) با نظام اقتصاد جهانی اشاره می کنیم. سپس به برخی چالشها و ابعاد متناقض این فرآیند درچارچوب منافع و هزینه های تعامل با نظام اقتصاد جهانی می پردازیم. در مرحله سوم، رئوس اصلاحا ت الزامی تعریف شده از سوی نهادهای اقتصادی و مالی نظام اقتصاد جهانی در روابط با کشورها بویژه برای ایران را توضیح می دهیم. بدیهی است بحث و ارزیابی کافی مطالب ارائه شده در هریک از قسمتهای این نوشتار نیازمند حوصله، زمان و فضای هر چه بیشتر است و ما بعلت محدودیتهای گوناگون تنها به بیان اختصاری مطالب اکتفا می کنیم. چارچوب نظری این نوشتار در قالب رهیافت اقتصاد سیاسی (Political Economy Approache) مطرح می گردد و نگاه انتقادی (Critical) شیوه مشهود در بررسی الزامات ونتایج اصلاحات اقتصادی پیشنهاد شده از سوی اقتصاد جهانی لیبرال می باشد.
کارنامه نظام از منظر اقتصاد اسلامی
گذشت بیش از ۲۵ سال از برقراری حکومت مسلمین ایران، فرصت خوبی است تا اقتصاد ایران را با معیارها و اهداف مورد تأکید اسلام سنجیده، درجه اهتمام مسؤولان و میزان موفقیت آنان را در تحقق آرمان‌های اسلامی مشخص کنیم. برای این منظور وضعیت اقتصاد ایران را در مسایل زیر بررسی می‌کنیم:
۱ـ مبارزه با فقر ۲ـ مبارزه با شکاف طبقاتی ۳ـ تحریم ربا ۴ـ نظام مالیاتی ویژه ۵ـ تخصص‌گرایی ۶ـ استقلال ۷ـ تولید دانش ۸ـ کرامت دانشمند ۹ـ تحقیق و توسعه ۱۰ـ برنامه‌ریزی
البته تعالیم اسلام منحصر به این موارد نیست، به امید خدا در نوشته‌های بعدی سایر تعالیم بررسی خواهد شد. به عنوان روش کار، بیان می‌شود که در هر موضوعی، نخست وضعیت موجود بررسی، سپس وضعیت مطلوب (از دید اسلام) ارایه و با وضعیت موجود مقایسه می شود.
۱ـ مبارزه با فقر
الف ـ وضع موجود
متأسفانه عملکرد اقتصادی غلط در ایران سبب شده تا به رغم داشتن منابع اقتصادی بسیار غنی و نیروی انسانی بسیار فعال و با استعداد ـ که در المپیادهای علمی، آثار آن را می‌توان دید ـ فقر جولان دهد. در این مورد محققان(۱) اعلام کرده‌اند: در حالی که در جهان ۸۰۰ میلیون نفر در گرسنگی مطلق به سر می‌برند، کشور ما با داشتن تنها یک درصد از جمعیت جهان و در حالی که ۱۷ درصد کل ذخایر گاز جهان و ۹ درصد از ذخایر نفت جهان را داراست، بر اساس آمار سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۱، در ردیف یکصد‌وپنجاه‌وسوم از ۱۶۰ کشور جهان قرار دارد(۲) که بیانگر وضعیت اسفبار اقتصادی کشور و گسترش فقر در آن است. این آمار نشان می‌دهد که ایران از نظر گسترش فقر و ناداری در کنار فقیرترین کشورهای آفریقایی قرار گرفته است. آن هم ایرانی که جمعیت بااستعداد و فعال و ذخایر نفت و گاز آن خیره‌کننده است.
آقای مهندس جهانگیری ـ وزیر صنایع و معاون ـ نیز اعلام کرده است که در ایران، درآمد سرانه ۱۵۰۰ دلار است(۳). در حالی که این رقم برای کشورهای همسایه و مشابه ایران به ۱۰ هزار دلار می‌رسد. البته اگر توجه کنیم، درآمد سرانه رقمی میانگین است که از تقسیم درآمد ملی بر تعداد جمعیت حاصل می‌شود، می‌توان دریافت که با توجه به وجود شکاف طبقاتی، درآمد افراد فقیر که تعداد آنها بر اساس آمارهای رسمی دولتی بیش از ده میلیون نفر است، چقدر ناچیز می‌باشد.
در همین زمینه باید به وضعیت اسفبار کودکان فقیر اشاره کرد که در ایران یک میلیون کودک خردسال دچار سوءتغذیه هستند(۴)، میلیون‌ها کودک ایرانی فاقد امکانات تحصیلی، بهداشتی و درآمدی مناسب هستند که بعضا مجبور می‌شوند به گدایی، اعتیاد، تن‌فروشی روی آورند.
در همین زمینه در همایش ملی آسیب‌های اجتماعی ایران، گفته شد که ۶۸ درصد از شاغلان کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند و همین امر سبب پیدایش روسپی‌گری، خودکشی و گسترش فرار از خانواده، طلاق، فحشا، اعتیاد و دیگر مفاسد می‌شود. گسترش فقر سبب شده است که سالیانه ۲۰ هزار نفر در ایران اقدام به خودکشی کنند؛ یعنی در هر پانزده دقیقه یک نفر(۵).
ب ـ معیار اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلام به دو دلیل عمده فقر را تحمل نمی‌کند؛ ‌اول اینکه وجود فقر متضاد با هدف دین است، زیرا بنا به فرموده حضرت رسول(ص) «کاد الفقر ان یکون کفرا» (6) یعنی فقر به کفر منجر می‌شود. چون هدف دین، گسترش ایمان و محو کفر است، لذا اسلام نمی‌تواند فقر را پذیرا شود. درستی این حدیث شریف را هر یک از ما در زندگی روزمره خویش ملاحظه کرده‌ایم، حتی وقتی پدر فقیر می‌شود و نمی‌تواند درآمد لازم را برای خانواده بیاورد، فرزندان و همسر به او کافر می‌شوند ـ اغلب اینگونه است و کلمه «کاد» در حدیث مذکور ناظر بر همین حقیقت است ـ وقتی دولت، نتواند کار و درآمد مکفی برای مردم به وجود آورد و فقر در جامعه گسترش پیدا کند، مردم به آن دولت کافر شده، با آن مبارزه می‌کنند.
دلیل دوم آن است که هدف دین اسلام، گسترش مکارم اخلاق است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(7) یعنی من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را گسترش دهم. با توجه به اثر فقر بر گسترش طلاق، از هم پاشیده شدن نهاد خانواده، گسترش فساد، فحشا، اعتیاد، خودکشی و دیگرکشی و غیره می‌توان دریافت که اقتصاد اسلامی، مخالف گسترش و وجود فقر به هر اندازه است، زیرا فساد اجتماعی ضدمکارم اخلاق است. پس هر اندازه فقر در جامعه وجود داشته باشد، به همان نسبت آن جامعه غیراسلامی خواهد بود.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

مدیریت ژاپنی

7,543

بازدید

مدیریت ژاپنی ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۴ امتیازs
شرکتها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی امروزی در فرایند جهانی شدن ضمن روبه رو شدن با چالشهای بی شماری می باید با رقبای قدرتمند رقابت کنند. از آنجایی که رقابت پذیری، نیازمند برنامه ریزی صحیح همه‌جانبه برای استقرار سیستم های مدیریتی به منظورارتقای بهره وری و کیفیت محصولات و خدمات است، لازم است موسسات با شیوه های صحیح مدیریت آشنایی کامل را داشته باشند.
مکتبها و نظریه های بسیاری ازجمله: مکتب کلاسیک، نئوکلاسیک، تئوری اقتضایی، نظریه های انگیزشی، تئوری z (مدیریت ژاپنی)و… در علم مدیریت مطرح شده است که هریک از آنها شیوه خاصی از مدیریت را به همراه خواهند داشت، ولیکن چنین به نظر می‌رسد که ژاپن و شیوه مدیریتی آن از آغاز دهه ۰۶۹۱ میلادی به این سو توانسته است توجه همگان را به خود جلب کند. ژاپن در دو جنگ جهانی شرکت جسته، در یکی کامیاب و در دیگری ناکام گشته است. برفراز خرابه ها و ویرانیهای پس از جنگ جهانی دوم، با دگرگون کردن جهت گیری سیاسی خود، در راهی تازه گام گذاشته است و با دست آویختن به نظام نوین مدیریتی، فراگرد پیشرفت اجتماعی و اقتصادی را در زمانی بسیار کوتاه می پیماید. این کامیابی همه جهانیان را بر آن داشته است که به بررسی دقیق این نوع مدیریت بپردازند و تجربه ای ازآن حاصل کنند.

الگوی شغلی
تئوری Z (مدیریت ژاپنی)، چگونگی اداره سازمانهای ژاپنی را توضیح می دهد. ویلیام اوچی (WILLIAM OUCHI) بنیانگذار تئوری مزبور معتقد است که حمایت از کارکنان در تمام دوران خدمت، ایجاد صمیمیت و تفاهم عمیق درمیان آنان، اشتراک مساعی در تصمیم گیری، مسئولیت مشترک و خودداری از کنترل و نظارت نزدیک به کار اعضای سازمان سبب می شود که کارکنان سازمان را متعلق به خود بدانند و صادقانه تمام نیروی فکری و توانائیهای خود را به منظور بازدهی بیشتر به کار گیرند. برای به دست آوردن تصویر کامل تری از این تئوری، ویژگیهای آن را به شرح ذیل موردبحث قرار می دهیم.
۱ – استخدام مادام العمر: هنگامی که فردی به استخدام یک شرکت درمی آید، درحقیقت او در آن شرکت تولد می‌یابد و همچنان که هرگز ولادت خود را درخانواده از دست نمی دهد، از حقوق و مزایای استخدام شدن نیز هرگز بی نصیب نمی ماند که از آن به «استخدام مادام العمر» تعبیر می شود.
۲ – نظام رینگی: واژه رینگی در اصل از دو بخش «رین» به معنی «پیشنهاد دادن به بالادست و جلب نظر وی با آن «و» «کی» به معنی «اندیشه کردن و تصمیم گرفتن» تشکیل شده است. درنتیجه نظام رینگی مفاهیم هر دو بخش را در برگرفته است و به معنی تصمیم گرفتن از راه نوشته و سند به کار گرفته می شود. بدین صورت که: مدیران رده های پایین سازمان روزانه با شماری از تصمیم ها روبرو هستند، آنان در سند یا برگه تصمیم گیری موضوع موردنظر را به روشنی توصیف می کنند و توصیه خود را نیز برای گشودن آن مشکل عنوان می‌سازند و سپس آن را به تمام بخشها و دفاتر گوناگون می فرستند که این تصمیم با کار آنها پیوستگی پیدا خواهدکرد و مدیران این بخشها پس از بررسی، چنانچه با آن موافق باشند، مهر خود را در کنار آن برگه نقش می زنند. این برگه آرام آرام با گذشتن از مسیر گوناگون به میز ریاست می رسد، هنگامی که ریاست شرکت هم مهر خود را بر برگه تصمیم گیری نهاد، آن برگه به صورت یک تصمیم درمی آید و برای اجرا به مدیری که آن را در تمام آغاز تهیه کرده بود، بازگردانده می شود.
۳ – ارزشیابی و ترفیع بطئی: درشرکتهای بزرگ ژاپنی مسیر ترفیع و پیشرفت شغلی از یک کارمند جوان با استعداد تا مدیریت شرکت معمولا” گذر از همه مشاغل عمده داخل را دربرمی گیرد. به عبارت دیگر، ترفیع به کندی صورت می پذیرد. در مقابل ارزیابیها نیز به صورت جمعی و در درازمدت انجام می‌شود. بدین ترتیب که گروهی از سرپرستان که کارمند را می شناسند به طور ضمنی وی را موردارزیابی قرار خواهند داد.
۴ – توجه به تمام جنبه های زندگی کارکنان: توجه به کارکنان به معنای نگرشی است که سرپرست نسبت به کارمندانش دارد. در سازمانهای آمریکایی، سرپرست کارمند را از دیدگاه کار و وظیفه اش می نگرد و ممکن است تفحص در زندگی خصوصی او را معقول نداند. برخلاف این نگرش محدود، توجه عمیق نسبت به کارکنان براساس تئوری Z قسمتی از نقش مدیریت را تشکیل می دهد. به این معنی که مدیر به آگاهی یافتن از تمام خصوصیات شخصی کارکنان علاقه مند است.
براساس چهار ویژگی مذکور الگوی شغلی مدیریت ژاپنی به صورت زیر تدوین گشته است: در ابتدای شرکتهای ژاپنی کارمندان خود را از میان فرهیختگان دبیرستانها یا دانشگاهها برمی گزیند. آنان در یک روز مشترک و عمومی و با حقوق و دستمزد مشابه کار خود را آغاز می کنند و پس از آنکه در مجموعه متنوعی از فعالیتهای شرکت
 
در بخشهای مختلف آن به کار پرداختند و لیاقت وکاردانی خود را برای گروهی از سرپرستان آشکار کردند، به مقام بالاتر دست خواهندیافت. به عبارت دیگر، تازه واردان تنها زمانی ازنردبان ترقی بالا خواهند رفت که اولا” : در بخشهای مختلف آن فعالیت کرده باشند و ثانیا” موافقت همگانی را در زمینه شایستگی شغلی به دست آورده باشند. بنابر آنچه ذکر شد، سه عامل اساسی برای دستیابی به پایگاههای بالای سازمان به ترتیب اهمیت عبارتند از: پیشینه تحصیلی دانشگاهی، سابقه ارشدیت در خدمت، لیاقت و کاردانی فردی. در این الگو بین مسئولیت مدیر و زیردستانش خطی به روشنی کشیده نشده است و همه اعضای شرکت در تمام سلسله مراتب سازمانی به صورت یک مجموعه به هم پیوسته برای دستیابی به اهداف سازمانی به فعالیت می پردازند.درشکل شماره یک اهمیت این مسئله در سلسله مراتب سازمان های ژاپن نشان داده شده است.
مدیریت در محل
رابطه عاطفی میان مدیران ژاپنی و کارمندان به قدری وسیع است که هیچ مدیری در موسسات ژاپنی در یک مجموعه دفتری دورافتاده و پشت درهای بسته مخفی نمی گردد. بلکه همراه با کارمندان خود در قسمتهای مختلف کارخانه به فعالیت می پردازد و از انجام امور و مشکلات و نواقص کار، آگاه می گردد. این شیوه رهبری، «مدیریت در محل» نامیده می شود.
«هوندا»، مدیر بزرگترین شرکت ژاپنی پس از جنگ جهانی دوم معتقد است که: «در کف کارخانه دانش بیشتری وجود دارد تا در دفتر کار». مدیران ژاپنی می دانند که دشواریهای کارخانه به ندرت در پشت میز یا در اتاق کنفرانس حل می شود. به آنان توصیه می گردد: «جایی بروید که عمل باشد». مدیران به محل پدید آمدن مشکل در کارخانه می روند تا به طور دست اول آن را مشاهده کنند. در آنجا، آنان واقعا” می توانند بخش ناقص کار را لمس کنند و با همکاران درگیر در این دشواری صحبت کنند. تنها پس از آن است که مدیران می توانند به طور موثر به حل مشکلات کمک کنند.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

اروپا

1,638

بازدید

اروپا ۳٫۳۳/۵ (۶۶٫۶۷%) ۶ امتیازs
مقدمه:
اروپا قسمتی از پهنه سرزمین وسیعی است بنام « اوراسیا » که آنرا قاره آسیا فرا گرفته و در منتهی الیه غربی بصورت شبه جزیره ای به سوی اقیانوس اطلس پیش رفته است. در مقایسه با سایر قاره ها این سرزمین از چند جهت دارای ویژگیهای خاص است. مثلاً‌ از نظر اقلیمی دارای معتدل ترین آب و هوا می باشد و سراسر آن بجز قسمتی از شبه جزیره ایبری در اسپانیا و نواحی جنوب ایتالیا پوشیده از جنگل است و دارای رودهای پر آب می باشد.
ثانیاً: دارای پر مضرس ترین سواحل می باشد که این امر از نظر اقتصادی اهمیت ویژه ای دارد.
ثالثاً: از لحاظ جغرافیایی اروپا بخشی از اسیا می باشد اما آنچه به این سرزمین خصوصیت قاره ای جدا از آسیا را بخشیده ویژگی تاریخی و فرهنگی آن می باشد بعلت دارا بودن موقعیتطبیعی و شرایط اقلیمی مساعد ، این سرزمین زیستگاه و مأمن مطبوعی برای اقوام مهاجر بود و در تاریخ بعنوان خاستگاه تمدن مشخص شناسایی خسته شده است که طبق ادعای برخی از مورخین و جامعه شناسان ریشه های آنرا باید در فرهنگ و تمدن یونان و رم و خاورمیانه بخصوص فلسطین ( یهود و مسیح ) جستجو کرد.

معنی اروپا «Earope»
اروپا در معنی غروبگاه افولخورشید است. اروپا وجه تسمیه ای بود که یونانیها به این قسمت از Euro – Asia داده بودند. چون شناخت و آگاهی یونانیها نسبت به فرهنگ و تمدن آسیا و شمال آفریقا به مراتب بیشتر از اروپا بود ، عنوان غروبگاه « Sunset » گذشته از بیان موقعیت جغرافیائی این منطقه نسبت به جزایر یونان ، مشعر به ابهام بی خبری یونانیها نسبت به این سرزمین بوده است.
امروزه معنی تحت اللفظی Main – Land , Europe یا سرزمین است که با تعبیر یونانی آن بسیار متفاوت است.
رومیها با گسترش امپراطوری خود بویژه در قرن سوم میلادی ، نفوذ خود را در داخل اروپا تا اقصی نقاط آن من جمله انگلستان اشاعه دارند و بدین ترتیب در راه فرهبخش و آشنا ساختن اقوام « گل » و « ژرمن » و غیره با فرهنگ خود نقش مؤثری داشتند. اشغال رم بوسیله بربرهای شمال اروپا از جمله استروگتها ، بورگانه ها ، فرانکها و اتصاف آنها به آئین مسیحیت بیش از پیش راهگشای آشنایی اروپائیان با تمدن رم گردید.
از لحاظ جغرافیایی تعیین دقیق حقدود شبه جزیره اروپا که ملحق به غرب آسیا می باشد مورد اختلاف نظر بوده است. تا قرن ۱۸ بویژه زمانی که امپراطوری عثمانی ببر قسمت اعظم بالکان و شمال دریایی سیاه تسلط داشت. غالباً حدود شرقی اروپا را حدود شرقی پرنس نشین مسکو می دانستند اما امروزه اکثر جغرافی دانان غربی حدود شرقی اروپا را کوهپایه های «اورال» و تپه های «موگواداژار» و در طول رودخانه «امبا» تا سواحل شمالی دریای خزر می دانند که پس از قوسی از غرب دریای خزر و گذشتن از کومانیچ و کرچ Kerch به دریای سیاه منتهی می شود.
با آنکه در تعریف جدید از حدود شرقی جغرافیای اروپا ، قفقاز جزء آسیا آورده شده ، لکن قبرس و ترکیه که از لحاظ ژئولوژیکی (Geoloyic) جز اسیا هستند. غالباً‌ در قلمرو سیاسی و فرهنگی اروپا آورده می شوند.

ویژگیهای تاریخی ـ فرهنگی اروپا
در قیاس با سایر قاره ها اروپا از لحاظ فرهنگی ـ نژادی از همگونی و یکرنگی بیشتری برخوردار می باشد هیچ یک از چهار قاره دیگر دارای چنان یکپارچگی در زمینه های زیر نبوده است.
۱)    جمعیت تقریباً یکپارچگی سفید پوت و غیر رنگی البته در سالهای اخیر عده ای از رنگین پوستان سایر قاره ها از جمله سیاهان آفریقا و زردهای آسیا به این قاره کوچ کرده و نژادهای دور گه نیز پدید آمده است.
۲)    اشتراک در مذهب مسیحیت.
۳)    وحدت و اشتراک ریشه زبانی بطوریکه بیش از ۵/۴ سکنه آن دارای ریشه زبان هندو اروپایی و کمتر از ۵/۱ به ریشه های (ایفور ـ فنلاندی ـ ترک ـ التایی ـ باسک و … ) می باشند.
۴)    استفاده از لاتین بعنوان زبان مشترک علمی تا قرن ۱۹٫
۵)    ساختار سیاسی ـ اجتماعی گسترده و یکدست نظام مسلط فئودالیسم طی راستایی زمانی ۱۴ قرن.
۶)    ساختار اجتماعی بر اساس طبقات اقتصادی.
۷)    پاسداری و دفاع از جهاد و ارزشهای مشترک فرهنگی و اجتماعی چون همیاری و مشارکت مادی و معنوی در پیکارهای طیبی ، مبارزه علیه پیشرفت نفوذ تاتارها ، ترکان عثمانی و مورها یا موریشهای شمال آفریقا.
این اشتراک فرهنگی کم و بیش تا آغاز عصر جدید در میان جوامع اروپایی تجلیات عینی و خارجی داشت. اما بدنبال تحولات مهمی چون سقوط امپراطوری بیزانس نهضت علمی و ادبی رنسانس ، کشف راههای دریایی ، انقلاب صنعتی و بازرگانی ، رفرماسیون مذهبی یکپارچگی فرهنگی مورد بحث بتدریج مخدوش و دستخوش دگرگونی و پراکندگی گردید.
بخصوص در طول قرن ۱۷ و سیمای فرهنگی کم و بیش مشخص در اروپا ظاهر گردید که در ادامه آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.

سیمای نژادی و زبانی اروپا (جغرافیای زبانی ):
با آنکه اکثر اروپائیان سفید پوست هستند اما ریشه زبانی مشترکی ندارند ، بر اساس مطالعاتی که طبق همبستگی ریشه های زبانی بعمل آمده بیش از ۵/۴ اروپائیان از خانواده هندو اروپایی یا آریایی هستند و کمتر از ۵/۱ دیگر از خانواده های دیگر می باشند که هر یک از این خانواده ها به شاخه های زبانی زیر تقسیم می شوند.
الف) هند و اروپایی یا آریایی
۱)    ژرمنها ـ (آلمانها ، اسکاتلندها ، انگلیسیها ، هلندیها ، اسکاندیناویها ، ایرلندیها ، فلمینگها ، اطریشیها).
۲)    اسلاوها ـ (روسها ، اوکراینیها ، لهستانیها ، چکها ، اسلواکها ، صربها ، کرواتها ، بلغارها).
۳)    رومیها ـ ( فرانسویها ، اسپانیایها ، کاتالونیها ، پرتعالیها ، ایتالیا ، رومانیها ، بلژیکیها).
۴)    گروههای کوچکتر نظیر ـ ( یونانیها ، آلبانیها‌، لیتوانیها ، سلتی ها).
ب) ایغور ـ فنلاندی
شامل زبانهای فنلاندی ، کارلین ، استونی ، لاپ ، مجاری و نیز فنلاندی شرق بقیه روسیه اروپایی شامل:
(موردوینیان ـ یتاک ـ کوهی ـ زبان ترکی که بوسیله اقلیتهای روسیه اروپا صحبت می شود ارتباط و نزدیکی با خانواده ایغور ـ فنلاندی دارد).
ج) باسکهای مقیم فرانسه و اسپانیا دارای زبان خاص و منحصر به فرد خود هستند که یا هیچ یک از خانوارهای زبانی اشاره شده ارتباطی ندارد و در میان زبانهای شناخته شده دنیا تا حدودی به زبان گرجی مرتبط است.
د) سایر زبانها: زبان مردم مالت که منشعب از خانواده زبان سامی است.
در دوره استعمار مهاجرین جدیدی نیز به اروپا آمده اند از جمله.
۱)    مهاجرین شمال آفریقا (الجزایر ، مراکش ، تونس ، که ۳ میلیون نفر آنها در فرانسه است).
۲)    ترکها که مهمترین نیروی کار آلمان هستند و تعدادشان در المان ۵/۲ میلیون است.
۳)    جمعیتهای هند ، پاکستانی ، بنگلادشی ، شرق آفریقا و … که انگلیسی زبان هستند. در دوره های اخیر عده زیادی از ایرانیها وارد ساختار داخلی اروپا شده اند برای آنها پدیده ای نا مطلوب بوده است. بخصوص عده زیادی از ایرانیها در سوئد هستند. نکته قابل توجه در مورد جغرافیای زبانی مورد بحث این است که اکثریت جوامع نسبت به دو شاخه زبانی عمده یعنی رومنها و ژرمنها در اروپای غربی و مرکزی قرار دارند و جوامع منتسب به شاخه اسلاو و ایغور فنلاندی در اروپای شرقی جای دارد. این تفکیک زبانی بعد از جنگ دوم جهانی در نتیجه اخراج و یا مهاجرت داوطلبانه ۱۶ میلیون آلمانی زبان از اروپای شرقی و سایر جابجایهای انسانی ، صراحت بیشتری پیدا کرده است. قابل توجه آنکه جغرافیای نژادی اروپا مشابهت نزدیک با توسعه جغرافیای مذهبی آن داشته است.

تقسیمات جغرافیای مذهبی
تا قبل از Reformation اکثر ملل بالکان و بعضی از جوامع اروپای شرقی پیرو کلیسای ارتدوکس قسطنطنیه یا روم شرقی بودند و کلیه جوامع اروپای غربی و مرکزی تابع کلیسای روم بودند. با شروع Reformation تمامی جوامع اروپای غربی و مرکزی به نحوی از انحاء در مظان تحولات و تطورات مذهبی مورد بحث قرار گرفتند.
حال آنکه اکثر جوامع اروپای شرقی کم و بیش برکنار از چنین تحولات مذهبی بودند زیرا اکثر ملل این منطقه که زیر سلطه امپراطوری عثمانی و اطریش وسپس روسیه قرار داشتند. پایبندی به مذاهب سنتی را یک امر ضروری برای حفظ موجودیت فرهنگی و ملی خود در قبال سیاستهای همگون سازی فرهنگی از سوی امپراطوری های حاکم میدانستند تمسک شدید یونانیها ، رومانیها ، بلغارها به کیش ارتدوکس نوعی مقاومت به منظور عدم استحاله در امپراطوری عثمانی بود. به همین روال پایبندی عجیب مجارها ، لهستانیها به ایین کاتولیسم برای حفظ موجودیت خود در قبال برنامه های ژرمنی کردن (Germanization) و روسی کردن (Russiazation) بود.
در مجارستان تا نیمه سوم قرن ۱۹ زبان لاتین ، زبان الهی حکومت و دولت نیمه مستقل این جامعه بود.
کاتولیسم در لهستان نقش محوری برای بقای موجودیت ملی در دوران تقسیم این کشور داشت.
بویژه در قبال برنامه روسی کردن تحمیلی تزارها و حتی پس از استقرار رژیم سوسیالیست در این کشور .‌کاتولیسم نقش مهم خود را حفظ کرد.
رنسانس زمینه ساز اصلاح گر مذهب در اروپا شد ، در اصل رنسانس در بعد ادبی پیدا شد. به طوریکه احیای فرهنگی فراموش شده یونان و روم سرآغازی شد برای یک روند علمی علیه جمودیت مذهبی اروپا اصلاً مذاهب با دو مقوله رابطه چندانی ندارند:
یکی فلسفه و دیگری علم
رنسانس ۳ بعد پیدا کرد: یکی علمی دیگر فرهنگی سوم مذهبی.
نظام فئودالی به دلیل منافع خود طرفدار وضع موجود بود. حال آنکه کشف راههای دریایی باعث پیدایش طبقه نوخاسته بورژوازی ، بازرگان مسلک گردید که بنای مخالفت با فئودالها را گذاشت. انقلاب مذهبی نیز در راستای منافع این گروه انجام گردید مذهب مسیحیت در غرب اروپا دچار انشقاق گردید در حالیکه در اروپای شرقی امپراطوریهای موجود سعی در استحاله فرهنگی اقلیتها داشتند و این اقلیتها با پایبندی به مذاهب خود در قبال این استحاله مقاومت می کنند.
از نظر مذهبی اروپا سه دوره را پشت سر گذاشته است:
۱)    شمائیزم: (خدایان قدرت طبیعی)
اروپائیها و اکثراً هستند ـ اروپائی در این دوره دارای مذهب Naturalism بودند که مظهر آن را می توان در یونان دید و یا اسکاندیناوی دارای خداوندان طبیعی بودند که مظهر قدرت محسوب می شوند. در مورد اینکه چرا نچرالیسم در اروپا جایگاه خاصی پیدا کرد ، بحثی دامنه دار بین اندیشمندان است ولی وضعیت جغرافیایی قاره در این خصوص عمده ای داشته است.
۲)    اشاعه مذهب میترائیسم: که در طول جنگهای ایران و یونان و روم بوسیله ایرانیها به اروپا منتقل شد سربازان ایرانی این آیین را به رومیها و آنها به سایر نقاط اروپا منتقل کردند و بخشهای وسیعی از پرتغال ، اسپانیا ، انگلستان خلاصه بخش عظیمی از اروپا به میترائیسم گراییدند. (ادیان ایرانی قبل از اسلام: زدر شتیزم ، مزدکیزم ، مانوئیزم ، میترانیزم و … ) میترا در آیین ایرانیها یکی جز فرشتگان جنگ و قدرت و یکی جز فرشتگان یا اشاسمندان حافظ صلح و قراردادها و گاهی جزئی از اهورا مزدا بود و خدا صد نقش عوض می کرده است. در ایران نیز بعنوان مظهر نور و روشنایی و مهر بود است و میترایی که به اروپا رفت از اهورا مزدا متولد شد. دین مانی نیز در اروپا طرفدارانی پیدا کرد.
۳)    دوره مسیحیت: از وقتی که در قرن ۳ و ۴ میلادی کنسانتین مذهب مسیحیت را پذیرفت. این دین در اروپا اشاعه یافت و مظاهری از میترائیسم وارد مسیح شد. مثلاً شب یلدا شب تولد میترا بود که به مسیحیت منتقل شد.
میترا از مادری باکره متولد شد و مسیح(ع) نیز از مریم باکره متولد شد. میترا مظهر نور و روشنایی و نور و مهر بود که روز خورشید (Sunday) متولد شد و در مسیحیت روز مذهبی شد.
مسیحیت ( به شاخه ـ ارتدوکس روم ـ یونانی (کلیسای قسطنطنیه) تقسیم می شود این تقسیم بندی زمان تقسیم امپراطوری روم به شرق و غرب انجام شد.
چون در مذهب ارتباط تنگاتنگی با قومیت داشت. حکومت که تقسیم شد مذهب نیز تقسیم شد. بعد از قرن ۱۹ پدیده جدیدی از آفریقا به آسیا وارد اروپا شد و آن اسلام بود. از یکطرف بقایای نفوذ فرهنگی عثمانیها در بالکان مانند هرزگوینها ، ترکهای بلغاری ، آلبانیها ، به دین اسلام گرویدند و از سوی دیگر مهاجرین آفریاقیی ، آسیایی اسلام را از قرن ۱۹ به بعد به اروپا منتقل کردند.
بطوریکه امروزه اسلام دومین دین بعد از مسیحیت در اروپا می باشد. و اروپاییها از این بابت چندان خشنود نیستندپس از اسلام آیین یهود و سپس بهائیت در اروپا تأهیر خاص داشته است.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

بانک صادرات

733

بازدید

بانک صادرات ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
تولد یک بانک
در پانزدهم شهریور سال ۱۳۳۱ مؤسسه ای اقتصادی به نام « شرکت سهامی بانک»  با سرمایه ۲۰ میلیون ریال که ۵۰  درصد آن پرداخت شده بود در اداره ثبت شرکتها و مالکیتهای صنعتی تهران به ثبت رسید . این شرکت بعدها « بانک صادرات و معادن  » نام گرفت . این بانک در ۲۲ آبان همان سال و با سیزده نفر در طبقه دوم یک ساختمان واقع در کوچه تکیه دولت ( معروف به کوچه مرغیها ) بطور رسمی شروع به کار کرد ، شروعی که حتی در خوشبینانه ترین حالت در عرصه رقابت با بانکهای قدیمی و مقتدر دولتی ، موفقیت و یکه تازی را دشوار می نمود .
اهداف اجرائی این بانک خصوصی در سالهای اولیه تشکیل عبارت بود از : دادن وام و سرمایه گذاری در فعالیتهای اقتصادی از قبیل صنایع و استخراج معادن و توسعه کشاورزی و جلب سرمایه های داخلی و پس اندازهای هر چند کوچک ، ایجاد شبکه وسیع بانکی در سراسر کشور و ارئه تسهیلات بانکی بهتر به مردم
آغـاز حـرکت
پانزدهم شهریور ماه ۱۳۳۱ مؤسسه‎ای اقتصادی به نام «شرکت سهامی بانک» با سرمایه ۲۰ میلیون ریال که ۵۰ درصد آن پــرداخت شده بــود در اداره ثبت شرکتها و مالکیتهای صنعتی تهران به ثبت رسید . این شرکت بعدها «بانک صادرات و معادن» نام گرفت . تأسیس این بانک در نخستین گام ارمغان گرانبهایی برای بانکداری ایران بود چرا که برای اولین بار بانکداری و مراجعه به بانک را برای عموم مردم فراهم و تسهیل نمود در آن زمان بانکها به صورت ادارات دولتی با مردم رفتار می‎کردند ولی بانک صادرات ایران با بهترین برخوردها و ایجاد شعب در مکانهای دور افتاده کار خود را آغاز کرد .
 
گسترش شعب
تأسیس بانک صادرات ایران در اولین گام ، ارمغان گرانبهایی برای بانکهای ایران بود ،چرا که برای اولین بار ، بانک و بانکداری و مراجعه به بانک را برای عموم مردم فراهم و تسهیل نمود . آن زمان بانکها به صورت ادارات دولتی با مردم رفتار میکردند ، ولی بانک صادرات ایران با بهترین برخوردها و ایجاد شعب در مکانهایی بسیار دور افتاده کار خود را آغاز کرد .
این شرایط و تفکر باعث شد که پس از یک سال و دوماه دومین شعبه بانک صادرات و معادن در تاریخ دهم دیماه سال ۱۳۳۲ در « خیابان قزوین » تهران با نام سینا آغاز به کار کند و با سیاست ارائه خدمات بیشتر به مردم در اقصی نقاط کشور ، روند روبه گسترش شعب خود را حتی در خارج از مرزهای جغرافیایی ادامه دهد . ضمن اینکه اولین شعبه خارج از کشور در سال ۱۳۴۰ شمسی در شهر همامبورگ آلمان رسماً افتتاح شد و بلافاصله در همان سال به موازات افتتاح شعب متعدد در داخل کشور شعب پاریس ، لندن و بیروت نیز تأسیس و آغاز به کار کرد .
به طوری که در حال حاضر با بیش از ۳۲۰۰  شعبه در داخل کشور و ۲۳  شعبه در نقاط مهم اقتصادی جهان به انجام عملیات مختلف بانکی مشغول است .
 تجدید فعالیت با نام جدید
در سال ۱۳۴۲  کلمه معادن از بانک حذف شد و بانک صادرات ایران با نامی جدید در عرصه رقابت با ۳۴ بانک دیگر ظاهر شد . با توجه به تعدد بانکها در آن مقطع و کسب موفقیت و برتری ، تعصب ، جدیت و ابتکار عمل سرلوحه خط مشی های بانک قرار گرفت . در این بین بانک صادرات ایران با بهره گیری از تلاش فزاینده مدیران و تعصب سازمانی کارکنان خود توانست تنها بانک خصوصی باشد که از اغلب بانکهای دولتی و خصوصی پیشی بگیرد و نام خود را در صدر جدول بانکهای کشور قرار دهد .
بانک صادرات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
در هفتم خرداد ماه ۱۳۵۸ با تصویب لایحه‎‎ای نظام بانکی کشور ملی اعلام شد ، پس از آن و بعد از تشکیل چندین مجمع عمومی به موجب تصمیمی که در دی ماه ۱۳۵۸ اتخاذ شد تغییراتی در ساختار شبکه بانکی کشور ( که در آن زمان شامل ۳۵ بانک بود ) ایجاد شد . با سازماندهی جدید بانکهای (( ملت )) ، (( تجارت )) ، (( مسکن )) و (( صنعت و معدن )) از ادغام چند بانک کوچک و بزرگ تشکیل شدند و بانک صادرات ایران نیز در هر استان با نام بانک همان استان خوانده شد . هدف از تأسیس بانکهای استان اجرای سیاست عدم تمرکز در تأمین مالی و امهای منطقه‎ای و پاسخگویی به نیازهای خاص هر استان بود . پس از آن با توجه به تغییرات ایجاد شده در ساختار اقتصادی کشور در تاریخ چهاردهم دی ماه ۱۳۶۹ مقرر شد که بانک صادرات ایران مجدداً همچون گذشته به صورت یکپارچه فعالیتهای خود را سازماندهی کند و با استفاده از تجارب گذشته از طــریق یکسان ســازی عملیات بانکــی خود توانایــی بیشتــری را بــرای ارائه خدمات مطلوب و تحقق شعــار (( خدمت به مردم )) کسب نماید .
بانک صادرات ایران در خدمت مردم
بانک صادرات ایران در حال حاضر با پشتوانه بیش از نیم قرن تجربه ارائه خدمات نوین با صدور انواع چکهای بانکی و چکهای درگردش برای ایجاد امنیت بیشتر و آسودگی خاطر مشتریان در حمل و نقل پول نقد ، ارسال حوالجات بین شهری ، به منظور ایجاد تسهیلات لازم بــرای رشد فــرهنگ مبادلات مالــی غیــرنقدی و در جهت کمــک به آحاد جامعه ، شعــار (( خدمت به مردم )) را پیگیری می‎کند . سرعت عمل در ارسال حوالجات ، چکها و بروات مشتریان به دور افتاده‎ترین نقاط کشور و با جدیدترین و پیشرفته‎ترین تجهیزات و امکانات رایانه‎ای به منظور ایجاد سهولت در معاملات تجاری و مراودات مالی روزمره از جمله ویژگیهای شبکه بانک صادرات ایران به شمار می‎رود .
افتتاح انواع حسابهای ارزی و ریالی ، جاری ، سپرده سرمایه گذاری بلندمدت و کوتاه‎مدت ، قرض الحسنه پس انداز ، سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت ویژه و اعطای تسهیلات مالی در بخشهای مختلف اقتصادی ، بخشی از خدمات و فعالیتهای این شبکه بانکی است . بانک صادرات ایران با استفاده از فن‎آوریهای روز و با تجهیز به سیستم پرداخت همزمان رایانه‎ای (سپهر ) تلفن‎بانــک ، تند دریــافت ، SMS ، e – mail و … تلاش دارد همگام بــا صنعت بــانکداری نویــن در جهت تحقق شعــار ( رضایت مشتری ) قدم بردارد .
گوشه ای از خدمات بانک صادرات ایران
۱ ـ امکان دریافت صورتحساب از طریق نمابر ( فاکس )
۲ ـ امکان اطلاع از آخرین میزان موجودی در هر لحظه از طریق تلفن گویا
۳ ـ امکان دریافت صورتحساب در مقاطع زمانی مشخص ( حداکثر ۲ ماه )
۴ ـ وصول چکهای انتقالی عهده شعب تهران و واریز چکهای مسافرتی شعب سایر بانکهای هر شهرستان در همان روز به حساب مشتریان
۵ ـ وصول چکهای عهده شعب این بانک ( درون شهری و برون شهری ) در همان روز و واریز آن به حساب از طریق نمابر
۶ ـ افتتاح حساب جاری برای اشخاص حقیقی و حقوقی
۷ ـ امکان تمدید قرارداد سپرده بلندمدت در سررسید بدون مراجعه به بانک و بهره‎مندی از سود آن برای دارندگان حساب سپرده سرمایه‎گذاری بلندمدت
۸ ـ امکان انتقال تمام یا قسمتی از سپرده بلندمدت و منافع آن به غیر
۹ ـ برخورداری از سود سپرده بلندمدت پس از برداشت قسمتی از آن بدون ابطال قرارداد و تغییر در نرخ سود
۱۰ ـ افتتاح انواع سپرده‎های سرمایه‎گذاری بلندمدت با پرداخت سود سپرده‎ها به طور ماهیانه
۱۱ ـ امکان واریز سود علی الحساب سپرده‎های سرمایه‎گذاری بلندمدت به صورت ماهانه به حسابهای معرفی شده توسط سپرده‎گذار
۱۲ ـ افتتاح حساب سپرده کوتاه مدت ویژه با دو درصد بیشتر از سود سپرده کوتاه مدت عادی
۱۳ ـ انتشار چکهای درگردش با مبالغ دویست هزار تا پنج میلیون ریال به منظور تسهیل در مبادلات روزانه
۱۴ ـ توسعه خدمات سیستم On – line به کلیه شعب
۱۵ ـ صدور انواع ضمانتنامه
۱۶ ـ برخورداری از سود روزشمار برای انواع سپرده‎گذاریها
۱۷ ـ صدور انواع کارتهای اعتباری ( سبزکارت ، سیمین کارت و زرین کارت ) 
بانک صادرات ایران و نوآوری‌
بانک صادرات ایران به مقتضای زمان و در همان ابتدای فعالیت، نوآوری را سرلوحه امور خود قرار داد. افتتاح حساب‌هایی همچون پس‌انداز نوزاد، پس‌انداز در گردش، پس‌انداز محصل، نوروز، اندوخته فردا، ذخیره پاداش ماهیانه، سکه‌‌های طلا و… که عمدتا محصول فکر و ابداعات مدیران و کارکنان بانک بود.در کنار افزایش روزافزون <سرعت> موجب گردید که جایگاه این بانک نسبت به رقبا متمایز و مورد توجه گسترده عموم هموطنان قرار گیرد.در این چارچوب بانک صادرات ایران به عنوان نخستین بانک ایرانی از دستگاه‌‌های رایانه برای افزایش مستمر سرعت در عملیات بانکی بهره جست. تحت چنین فعالیت‌هایی بود که روز به روز بر اعتبار نام بانک صادرات ایران افزوده شد و مدیران بانک با استفاده از جلب اعتماد مردم، فعالیت بانک را بیش از پیش گسترش دادند.
افتتاح انواع حساب‌های ارزی و ریالی، جاری، سپرده سرمایه‌گذاری بلندمدت و کوتاه مدت، قرض‌الحسنه پس‌‌انداز، سپرده کوتاه‌مدت ویژه و اعطای تسهیلات مالی در بخش‌های مختلف اقتصادی، بخشی از خدمات و فعالیت‌های این شبکه بانکی است. بانک صادرات ایران با استفاده از فناوری‌های روز و با تجهیز به سیستم پردازش هوشمند رایانه‌ای (سپهر) تلفن بانک، تند دریافت، SMS ، e-mail و… تلاش دارد همگام با صنعت بانکداری نوین در جهت تحقق شعار <رضایت مشتری> قدم بردارد.
بانک صادرات ایران از دیروز تا خدمات نوین امروز
تاریخچه:
در پانزدهم شهریور سال ۱۳۳۱ موسسه‌ای اقتصادی با سرمایه ۲۰میلیون ریال که ۵۰درصد آن پرداخت شده بود در اداره ثبت شرکت‌ها و مالکیت‌‌های صنعتی تهران به ثبت رسید. این شرکت بعدها «بانک صادرات و معادن» نام گرفت.
 

این بانک در ۲۲ آبان‌ همان سال و با سیزده نفر در طبقه دوم یک ساختمان واقع در کوچه تکیه دولت (معروف به کوچه مرغی‌ها) به طور رسمی شروع به کار کرد، شروعی که حتی در خوشبینانه‌ترین حالت در عرصه رقابت با بانک‌های قدیمی و مقتدر دولتی، موفقیت و یکه تازی را دشوار می‌نمود.اهداف اجرایی این بانک خصوصی در سال‌های اولیه تشکیل عبارت بود از: دادن وام و سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های اقتصادی از قبیل صنایع و استخراج معادن و توسعه کشاورزی و جلب سرمایه‌های داخلی و پس‌اندازهای هر چند کوچک، ایجاد شبکه وسیع بانکی در سراسر کشور و ارائه تسهیلات بانکی بهتر به مردم.گسترش شعب تاسیس بانک صادرات ایران در اولین گام، ارمغان گرانبهایی برای بانک‌های ایران بود، چراکه برای اولین بار، بانک و بانکداری و مراجعه به بانک را برای عموم مردم فراهم و تسهیل نمود. آن زمان بانک‌ها به صورت ادارات دولتی با مردم رفتار می‌کردند، ولی بانک صادرات ایران با بهترین برخوردها و ایجاد شعب در مکان‌هایی بسیار دورافتاده کار خود را آغاز کرد.
این شرایط و تفکر باعث شد که پس از یک سال و دو ماه دومین شعبه بانک صادرات و معادن در تاریخ دهم دی‌ماه سال ۱۳۳۲ در «خیابان قزوین» تهران با نام سینا آغاز به کار کند و با سیاست ارائه خدمات بیشتر به مردم در اقصی نقاط کشور، روند رو به گسترش شعب خود را حتی در خارج از مرزهای جغرافیایی ادامه دهد.
ضمن اینکه اولین شعبه خارج از کشور در سال ۱۳۴۰ شمسی در شهر هامبورگ آلمان رسما افتتاح شد و بلافاصله در همان سال به موازات افتتاح شعب متعدد در داخل کشور شعب پاریس، لندن و بیروت نیز تاسیس و آغاز به کار کرد.به طوری که در حال حاضر با بیش از ۳۲۰۰ شعبه در داخل کشور و ۲۳شعبه در نقاط مهم اقتصادی جهان به انجام عملیات مختلف بانکی مشغول است.تجدید فعالیت با نام جدید
در سال ۱۳۴۲ کلمه معادن از بانک حذف شد و بانک صادرات ایران با نامی جدید در عرصه رقابت با ۳۴ بانک دیگر ظاهر شد. با توجه به تعداد بانک‌ها در آن مقطع و کسب موفقیت و برتری، تعصب، جدیت و ابتکار عمل سرلوحه خط مشی‌های بانک قرار گرفت. در این بین بانک صادرات ایران با بهره‌گیری از تلاش فزاینده مدیران و تعصب سازمانی کارکنان خود توانست تنها بانک خصوصی باشد که از اغلب بانک‌های دولتی و خصوصی پیشی بگیرد و نام خود را در صدر جدول بانک‌های کشور قرار دهد.
تعداد پرسنل بانک صادرات در حال حاضر بانک صادرات ایران دارای ۲۹۴۹۱نفر پرسنل در واحدهای صف و ستاد می‌باشد.«خدمات نوین» بانک صادرات ایرانحساب‌های دومنظوره: سیستم حساب‌های دومنظوره، سیستمی است که این امکان را به شما مشتریان عزیز که دارای چندین حساب سپهری در این بانک می‌باشید می‌دهد تا موجودی حساب خود را در بین چند حساب (به استثنای سپرده سرمایه‌گذاری بلندمدت) شناور و جابه‌جا نمودن و ضمن پرداخت به موقع وجه چک از حساب جاری خود، از مزایای سایر حساب‌ها همانند کوتاه‌مدت و قرض‌الحسنه نیز بهره‌مند شوید.دستور پرداخت بانک صادرات ایران در راستای تحقق اصل مشتری محوری و ارائه خدمات شایسته به مشتریان، به بهره‌گیری از فن‌آوری‌های روز، طرحی به نام دستور پرداخت را در شعب سپهری خود اجرا نموده است کلیه مشتریان می‌توانند با استفاده از این طرح، مسوولان وصول مطالبات با پرداخت دیون آتی خود را به بانک محول نمایند.
نحوه استفاده از طرح فروشندگان براساس این طرح کلیه اشخاص و مراکز فروش که اقدام به فروش اقساطی کالا و یا خدمات به مشتریان می‌نمایند، می‌توانند با مراجعه به یکی از شعب سپهری، ضمن معرفی یک حساب سپهری به استثنای سپرده سرمایه‌گذاری بلندمدت مسوولیت وصول مطالبات خود را از طریق انعقاد قرارداد به بانک محول نموده و بدون اخذ چک یا صدور دفترچه اقساط، نسبت به وصول مطالبات خود در سررسیدها تعیین شده اقدام نمایند.خریداراندر اجرای طرح فوق، خریداران کالا یا خدمات، باید به یکی از شعب سپهری مراجعه و از طریق تکمیل فرم اختیارنامه پیش‌بینی شده، ضمن معرفی یک حساب سپهری، به استثنای حساب سپرده سرمایه‌گذاری بلندمدت، مسوولیت برداشت وجوه اقساط کالا و خدمات خریداری شده از حساب خود، و واریز آن به حساب فروشندگان یا سایر اشخاص ذی‌نفع را به بانک واگذار نمایند.
واحد امداد مشتریان دارندگان کلیه حساب‌های سپهری نزد شعب بانک صادرات ایران در صورت بروز هرگونه مشکل در ارائه خدمات سپهری و یا طرح نظرات و پیشنهادات در این خصوص می‌توانند با شماره ۹ -۶۶۷۳۹۷۶۶ مرکز امداد مشتریان این بانک در طول شبانه‌روز تماس حاصل فرمایند.
سامانه گویای بانک صادرات این سامانه با هدف مشتری‌مداری و در راستای اجرای طرح تکریم مشتریان از سه بخش اطلاع‌رسانی عمومی، راهنمای شعب و صندوق صوتی جهت دریافت انتقادات و پیشنهادات مردمی تشکیل شده است و قادر است با شماره‌تلفن ۸۱۵۴۴ در تمام ساعات شبانه‌روز به طور همزمان پاسخگوی ۹۰تماس از سوی مشتریان باشد. پرداخت قبوض خدمات شهری از طریق تلفن ۱۵۵۳
در راستای جلب رضایت مشتریان صرفه‌جویی در وقت و هزینه هموطنان، ارائه خدمات جدیدی تحت عنوان دریافت مکانیزه قبوض خدمات شهری (آب، برق، تلفن ثابت گرامی و ارتقای کیفی خدمات و همراه و گاز، از طریق شماره‌تلفن چهاررقمی ۱۵۵۳ آغاز شد. با ارائه این خدمات مشتریان بانک در سراسر کشور می‌تواند، پس از دریافت سپهر‌کارت بانک صادرات بدون نیاز به گرفتن پیش‌شماره، از طریق شماره‌تلفن ۱۵۵۳که در مرکز هر استان فعال می‌باشد نسبت به پرداخت قبوض خدمات شهری خود در هر ساعت از شبانه‌روز اقدام نمایند. گفتنی است سیستم پرداخت قبوض خدمات شهری بانک صادرات از ضریب امنیتی بالا و همچنین مزیت سهولت در ارائه خدمات برخوردار است. لازم به ذکر است کمافی‌السابق علاوه بر شماره‌تلفن مذکور، هموطنان گرامی از طریق خودپردازدهای بانک صادرات ایران نیز به صورت ۲۴ساعته قادر به پرداخت قبوض خدمات شهری خود می‌باشند. تعیین مبلغ چک این سرویس از خدمات جدید بانکداری اینترنتی می‌باشد و به مشتری امکان می‌دهد مبلغ چک‌های صادر شده خود را در همراه با شماره چک و تاریخ آن به بانک اعلام نماید تا در هنگام پرداخت مبلغ چک، اپراتور بانک متوجه مخدوش بودن یا جعل چک (در صورت جعل مبلغ آن) قرار گیرد. مشتری می‌تواند به نحو ذیل نسبت به تعیین مبلغ اقدام نماید:
۱ – مشتری پس از ورود به سیستم بانکداری اینترنتی، از طریق منوی «خدمات چک» اقدام به انتخاب گزینه «تعیین مبلغ چک» نماید.
۲ – پس از باز شدن صفحه موردنظر، شماره چک (شامل سری و شماره چک به ترتیب از چپ به راست)، شماره حساب مبلغ چک را وارد نماید و کلید «ادامه» را کلیک نماید.
۳ – در صفحه دوم موارد وارد شده در صفحه اول پیش‌نمایش داده می‌شود و مشتری باید نسبت به امضای الکترونیکی آن اقدام نماید (این امضا همانند امضای الکترونیکی انتقال وجه می‌باشد و راهنمای آن در اختیار مشتری می‌باشد) و کلید تایید را کلیک نماید.
۴ – بعد از این مرحله اطلاعات وارد شده در سیستم متمرکز سپهر ذخیره می‌شود. هرشعبه که اقدام به پرداخت مبلغ فوق نماید. اپراتور مبلغ وارد شده توسط مشتری را مشاهده می‌نماید.
شعب ۷۲۴ شعبه ۲۴ ساعته این بانک که با عنوان «شعب ۷۲۴» فعالیت می‌کنند با هدف تکریم ارباب رجوع و صرفه‌جویی در وقت و هزینه آنان و همچنین ارتقای سطح کیفی خدمات راه‌اندازی گردیده است.این شعب مجهز به دستگاه‌های خودپرداز، کیوسک‌های اطلاع‌رسانی و رایانه قابل اتصال به شبکه خدمات بانکداری اینترنتی می‌باشند. شعب ۷۲۴ در ۷ روز هفته به صورت ۲۴ ساعته به دارندگان انواع حساب‌های سپهری و کارت بانک‌های عضو شتاب، سرویس ارائه می‌دهند. شایان ذکر است، این شعب در آینده از دستگاه‌های چاپگر جهت چاپ صورتحساب و سیستم‌های تحویلداری خودکار که قابلیت دریافت وجه نقد را نیز خواهند داشت، بهره‌مند می‌شوند. خودپردازهای سیار خودپردازهای سیار به منظور دسترسی و استفاده آسان مردم از خدمات نوین بانکی و جلب رضایت هرچه بیشتر مشتریان راه‌اندازی شده است. این خودپردازها که متشکل از دو دستگاه ATM با تجهیزات مورد نیاز جانبی از قبیل آنتن ماهواره و سیستم‌های تامین برقی می‌باشند بر روی یک دستگاه کامیونت تعبیه و نصب شده و بدون نیاز به برق شهری و خطوط ارتباطی زمینی قابلیت سرویس‌دهی به کلیه دارندگان سپهرکارت و کارت بانک‌های عضو شبکه شتاب در هر مکان و در کوتاهترین زمان ممکن را دارد.  مکان استقرار خودپردازهای سیار از طریق سیستم‌های رایانه‌ای و به واسط مانیتورینگ دستگاه‌های خودپرداز عموما در نقاط پرتردد، ترمینال‌ها، مراکز خرید، نمایشگاه‌ها، میادین شهری و مبادی ورود و خروج شهرها، تعیین و حداکثر یک ساعت پس از مشخص شدن محل استقرار به آن نقطه اعزام و تنها ۱۰ دقیقه پس از رسیدن دستگاه به محل، قابلیت سرویس‌دهی به مشتریان را خواهند داشت.
گفتنی است این خودپردازها در هنگام قطع برق شهری به هر دلیل از جمله وقوع بلایای طبیعی و یا هر پیشامد غیرمترقبه و در ساعات غیراداری و ایام تعطیل قابلیت سرویس‌دهی دارند.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابکان و خوارزمشاهیان‏

1,116

بازدید

نفوذ سیاسى زنان در دربار اتابکان و خوارزمشاهیان‏ 4.20/5 (84.00%) 5 امتیازs
فرمانروایى آبِش‏خاتون‏
سلجوق‏شاه، از خاندان سلغریان، وقتى به قتل رسید جز اتابک آبِش دختر سعد و خواهرش سُلْغَم، کسى وارث تاج و تخت نبود. از این جهت آبش‏خاتون که به همراه خواهر در قلعه‏اى زندانى بود به رغم کمى سن به کمک امراى شول و تراکمه به حکومت رسید و چون او و خواهرش تنها بازماندگان حکّام سُلغرى بودند، خطبه به نامش خواندند و سکّه به نامش ضرب نمودند.
خواجه رشیدالدین فضل‏اللَّه همدانى در کتاب جامع‏التواریخ نوشته است آبش‏خاتون در زمان ترکان‏خاتون نامزد منگوتیمور گردید. این خانم به مذهب تشیّع گرایش داشت و تحت تأثیر افکار شرف‏الدین ابراهیم در ترویج این آئین کوشید و اموال خویش را وقف پیشبرد و گسترش تشیّع نمود.(۱) پس از چندى میان شرف‏الدین و آبش‏خاتون اختلافى بروز کرد و این زن دستور داد وى را به قتل برسانند. گفته‏اند این فرد که از سادات شیراز بود، ادعاى مهدویت کرده بود.(۲)
از این پس اوضاع نابسامان و ناتوانى این بانو، عملاً حکومت را از دست وى بیرون آورد به نحوى که از امارت جز نامى برایش باقى نماند تا آنکه بین آبش‏خاتون و مرکز فرمانروایى مغولان ارتباطى برقرار گردید و وى به عقد ازدواج طلاشمنکو فرزند هلاکوخان در آمد. مدتى طلاشمنکو، والى فارس بود و در سال ۶۸۲ هجرى، آبش‏خاتون به جاى وى گماشته شد. استقبال مردم شیراز از او و پشتگرمى وى به خان مغول سبب گردید تا این زن از روش مسالمت‏آمیز قبلى دست بردارد و رفتارى خودسرانه با مردم در پیش گیرد و دیوانى براى مصادره املاک و دارایى اهالى این سامان به راه اندازد. آبش‏خاتون در خرج و هزینه عایدات اسراف و تبذیر بسیارى مى‏نمود و از این جهت سرزمین فارس در دوران حکمرانى وى با قحطى و خشکسالى مقارن گشت و عایدات کمترى به حکومت مرکزى ارسال نمود
با پیروزى ارغون‏شاه مغول در سال ۶۸۳ هجرى، آبش‏خاتون از حکومت شیراز معزول گردید و به تبریز فرا خوانده شد و سیدعمادالدین با فرمان ویژه‏اى به جاى او منصوب گردید. آبش‏خاتون به دلیل آنکه دو فرزند به نام‏هاى کردوجین و الغانجى از خاندان مغولى داشت، از رفتن امتناع نمود و با یارى اتباع خود به تحریک و توطئه علیه سیدعمادالدین برآمد. سرانجام وى در شوال همان سال به دست گماشتگان آبش‏خاتون به قتل رسید
حامیان عمادالدین به اردوى مغولى رفته و از این وضع شکایت کردند. اَرغون، از امیران مغولى، آبش‏خاتون را فرا خواند و نیز نامه‏اى به اُولجاى‏خاتون نوشت و در آن ابراز داشت به مشاورت تو، وى حکم ما را تغییر داده و طریق طغیان پیش گرفته است. اُولجاى از این وضع اظهار تأسف نمود و پاسخ داد آبش‏خاتون باید در نزد بزرگان قوم محاکمه گردد و در پیامى به آبش‏خاتون، او را ملامت کرد و گفت باید هر چه زودتر خود را به اردو برساند. چون فرستاده ارغون به شیراز رسید، آبش‏خاتون با اعطاى تحف و هدایا، او را سرگرم نمود و به همراه معتمدان خویش پیشکش‏هایى نزد امرا و خاتونان مغول ارسال داشت بدان امید که با کمک ایشان و خصوصاً معتبرترین خاتون‏ها یعنى اُولجاى‏خاتون از مرگ رهایى یابد. وقتى اَرغون از این وقایع مطلع گردید بیش از گذشته برآشفت و عده‏اى را به دربار شیراز فرستاد تا در باره قتل عمادالدین تحقیق کند. مالیات را جمع‏آورى نموده و آبش‏خاتون را برگردانند. آن گروه چنین کردند و دست به مؤاخذه گشودند و کارگزاران و خواجگان را در بند کشیدند ولى با آبش‏خاتون به خشونت سخن نگفتند زیرا هم اسم فرمانروایى داشت و هم عروس هلاکو بود. در این هنگام فرستاده‏اى از طرف ارغون‏خان رسید که آبش‏خاتون را در محل محاکمه مجرمان حاضر سازند. اُولجاى‏خاتون که زنى صاحب‏نفوذ بود، نزد ایلخانان ارغون واسطه گردید و گفت که حضور وى در دادگاه مغولى مناسب شأن عروس هلاکو نمى‏باشد و بهتر است افراد دون‏پایه و جلال‏الدین نایب دیوان که به خاندان سُلغورى وابسته است به جاى وى در محکمه حاضر گردد. این نظر مورد قبول واقع گردید و نخست خواجگان و حکّام را محاکمه کردند و هر کدام را هفتاد تازیانه زدند. مملوک‏هاى عمادالدین مقتول بر سر جلادان ایستاده بودند تا این مجازات را به شدت انجام دهند. از آن سوى، آبش‏خاتون براى جلال‏الدین پیغام فرستاد که پایدار باشد و لب نگشاید ولى چون چندین ضربه شلاق به وى زدند زبان به اعتراف گشود و گفت با آبش‏خاتون متحد شدیم تا عمادالدین علوى را از میان برداریم. پس جلال‏الدین را دو نیم کردند. آبش‏خاتون هم موظف گردید به همراه موافقانش هر کدام پانصدهزار دینار قروض عمادالدین را به اولادش بپردازند. آبش‏خاتون یک سال و چند ماه پس از عزل، در سال ۶۸۵ هجرى درگذشت. با وجود آنکه زن مسلمانى بود اما به رسم مغولان تدفین گردید.(۳) قوانین جانشینى و
راثت اسلامى هم در انتقال دارایى‏هاى او در نظر گرفته نشد.
آبش‏خاتون که بر خلاف کم‏سالى، به خواست مغولان، حاکم قلمرو وسیع فارس و توابع گردید، مدت دوازده سال بر این ناحیه فرمانروایى داشت. او به رغم اقتدار، دلاورى و تدبیر متأسفانه به مشکلات اقتصادى مردم هیچ توجهى نداشت و مدام در فکر گسترش و افزایش املاک و دارایى‏هاى دیوانى و رونق حوزه حکمرانى خود بود و در زمان وى حتى نواحى عمران و آباد رو به ویرانى رفت و چون قلمرو مذکور تهدید به آشفتگى و اغتشاش گشت، حکم عزلش صادر گردید. با مرگ وى، حکومت اتابکان فارس پایان پذیرفت. ناگفته نماند وى در کوى طناب‏بافان شیراز مدرسه‏اى احداث نمود و نیز رباطى بنا کرد که آرامگاه خانوادگى سُلغریان است و آثارش به صورت بناى نیمه‏ویرانى هنوز در دروازه قصابخانه شیراز بر جا مى‏باشد و به خاتون قیامت معروف است.(۴)
سعدى، شاعر معروف ایران، آبش‏خاتون را چنین مدح کرده است:
فلک را این همه تمکین نباشد
فروغ مهر و مه چندین نباشد
صبا گر بگذرد بر خاک پایت
عجب گر دامنش مشکین نباشد
ز مروارید تاج خسروانیت
یکى در خوشه پروین نباشد
قاى مُلک باد این خاندان را
که تا باشد خلل در دین نباشد ( ۵ ) …
کردوجین، بانوى باتدبیر
کردوجین دختر آبش‏خاتون از زنان مدبّر، سیاستمدار و نیکوکار مى‏باشد. وى با چندین نفر ازدواج کرد که به متارکه انجامید. آخرین شوهرش امیرچوپان نام دارد. در این خصوص مورخان نقل کرده‏اند چون سلطان ابوسعید در سال ۷۱۷ هجرى، به سلطنت رسید، کردوجین هدایاى گرانبهایى برایش فرستاد. سلطان هم او را مورد لطف قرار داد و با صدور فرمانى، او را از پرداخت مالیات معاف کرد و در سال ۷۱۹ هجرى، حکومت فارس را به وى بخشید. اگر چه کردوجین به دستور ابوسعید با امیرچوپان ازدواج کرد اما پس از چندى سلطان به وى بدگمان شد. امیرچوپان به مَلک غیاث‏الدین، حاکم هرات پناه برد اما او براى خوشایندى ابوسعید وى را به قتل رسانید.
وقتى کردوجین به سِمت زمامدارى فارس منصوب گردید، بر خلاف روش مذموم مادرش، به رعایت حال مردم و آبادانى شهرها و روستاها پرداخت. بر موقوفات پدران خویش نیز افزود و فرمان داد تمامى آنها در امور خیر و نیک صرف شود و در عصرى که غالب اوقاف نواحى گوناگون ایران دستخوش انهدام و زوال بود و اکثر مدارس رو به ویرانى نهاد و اوقافى که باید صرف آنان گردد و براى تأمین معاش معلمان غریب، محصلان فقیر و مُعیل به کار رود عده‏اى زورگو و مُفت‏خور به غارت مى‏بردند و مى‏خوردند، این بانوى کاردان و سیّاس ضمن آنکه جلو سوء استفاده‏ها و نابسامانى‏ها را گرفت، امور مزبور را در نهایت امانت، صرف خیرات و مبرّات و مستحقان ساخت. «وصّاف» که معاصر وى بوده و از مورخان مشهور این دوران مى‏باشد نحوه حکومت، مردمدارى و خوش‏خویى این بانو را مورد تحسین قرار داده و از مراقبت شدید وى از بناهاى وقفى خصوصاً مدرسه عضدى سخن گفته است. کردوجین در هنگام حکمرانى فارس، بناهاى متعددى در مرکز این ناحیه یعنى شیراز احداث کرد و ۱۲ مدرسه، رباط، بیمارستان، مسجد و سد ساخت و موقوفات زیادى برایشان اختصاص داد. از جمله آنها مدرسه شاهى را باید نام برد که کردوجین در جوار دولتخانه اتابکى احداث کرد. در این بناى جالب براى تعیین ساعات و اوقات نمازهاى پنج‏گانه و معرفت مقادیر شب و نزول و عروج سیارات هفت‏گانه در منازل بروج، ترتیب نیکویى دادند. «وصّاف» در این باره ابیاتى سرود که آن را با آب زر و لاجورد بر آن نقش کردند:
وقت و ساعات تو دل‏افروز است‏
شب تو قدر و روز نوروز است
ساخت قبّطت چو خُلد برین
محنت‏انداز و راحت‏اندوز است
از بلنداى طاق بارگهت
دل قندیل چرخ پرسوز است
 کردوجین باد در دو دنیا شاد
حافظش خالق شب و روز است
کردوجین در حوالى این مدرسه، بوستانى براى تفریحگاه عموم مردم بنا کرد که در دو سوى آن آبخورهایى قرار داشت که آبى صاف و گوارا از آنها مى‏گذشت. حمامى احداث کرد که از نظر امکانات کم‏نظیر بود و درآمد آن را براى امور خیریّه، وقف ابدى نمود. براى طالبانِ علم، حافظان قرآن و مستمندان و افراد بى‏بضاعت مقررى ماهیانه و حتى روزانه مشخص کرد. گفته‏اند کردوجین براى دفن خود در جوار حرم مقدس نبى اکرم(ص) در مدینه جایى را در نظر گرفت و در احداث آن از مال حلال استفاده کرد اما وقتى او در سال ۷۴۸ هجرى در شهر سلطانیه زنجان وفات یافت، پیکرش را از آنجا به شیراز برده و در مدرسه‏اى که خودش ساخته بود دفن کردند.(۶)
ترکان‏مریم‏
ترکان‏مریم از زنان خیّر و فرمانروا است. وى همسر ابومنصور بن‏لنگر و مادر قطب‏الدین محمود از اتابکان یزد مى‏باشد. بنا به نوشته تاریخ یزد، مدتى این بانو حکومت کرد و در دوران حکومت خود آثارى به یادگار نهاد که از آن جمله مى‏توان روستاى مریم‏آباد و تأسیسات آن از جمله قنات، مسجد، دروازه و بازار را نام برد که دو بناى اخیر به نام‏هاى دروازه مادر امیر و بازار مادر امیر معروفند.(۷)
شاه‏ترکان – مادر سلطان رکن‏الدین فیروزشاه – به سبب لیاقت و کاردانى پس از مرگ شوهر (سلطان شمس‏الدین الشمش) و در زمان حکومت پسر خود، زمام امور را به دست گرفت و از سال ۶۳۳ هجرى که زمان حاکمیت فرزندش بر دهلى است، کار ملت و مُلک را عهده‏دار بود. اگر چه او در آغاز حکومت، دشمنان را سرکوب نمود اما به زودى سران مملکت با مادر و پسر به مخالفت برخاستند و در غیاب فیروزشاه میان سلطان رضیه (خواهر فیروزشاه) و شاه‏ترکان نزاع سختى در گرفت که به هوادارى رضیه، شاه‏ترکان را دستگیر کرده و به زندان فرستادند.(۸)
عَلَم مخالفت‏
یکى از غلامان غزنوى به نام انوشتکین غرجه که در خدمت ملک‏شاه سلجوقى به درجه طشت‏دارى رسیده بود، از جانب وى به حکومت خوارزم منصوب شد و به لقب خوارزمشاه مشهور گردید. این مرد باکفایت، مؤسس سلسله‏اى تحت عنوان خوارزمشاهیان است که به روزگار سنجر سلجوقى درگذشت. پس از وى، قطب‏الدین محمد، فرمانرواى خوارزم گردید و با فوت او در سال ۵۲۲ هجرى پسرش اَتْسِزْ به جایش نشست. این شخص نخستین حاکم از خوارزمشاهیان است که عَلَم استقلال برافراشت. با مرگ اتسز، فرزندش ایل‏ارسلان زمام امور را به دست گرفت.(۹) ملکه ترکان – همسر ایل‏ارسلان – از زنان بانفوذى بود که به هنگام حیات شوهر در کنارش به زمامدارى مشغول گردید و بنا بر سنت ترک‏ها طرف مشورت همسر خویش قرار مى‏گرفت و در امور کشوردارى نیز مداخله مى‏کرد. بعد از فوت این فرمانروا به دلیل نفوذ ملکه‏ترکان سلطان شاه‏محمود (فرزند ایل‏ارسلان) که کودکى بیش نبود براى تصاحب تاج و تخت برگزیده شد اما این زن عملاً زمام امور را در دست داشت و چنان به حکومت مى‏پرداخت که گویى تا پایان عمر در آن مقام باقى خواهد ماند. پس از مدتى پسر دیگر ایل‏ارسلان که تکش نام داشت با ترکان‏خاتون عَلَم مخالفت برافراشت و پس از ادعاى سلطنت با همیارى خاتونى به نام کویونگ (از حکّام قراختایى) با سپاهى فراوان به جنگ با رقیب پرداخت. ملکه قراختایى نیز همسرش را در رأس قوایى انبوه به نبرد با ملکه ترکان و سلطان‏شاه فرستاد. اما ملکه ترکان در این گیر و دار شکست خورد و در ۲۲ ربیع‏الاول ۵۶۸ هجرى، تکش به حکومت رسید. ملکه و فرزند پس از این واقعه به خراسان رفتند و هدایایى نزد ملک‏مؤید (فرمانرواى خراسان) فرستاده و با وعده پادشاهى خوارزم او را با خود همراه ساختند. ملک‏مؤید به همراه ملکه ترکان به جنگ تکش رفت اما در ناحیه‏اى به نام سوبرلى از او شکست خورد و در این نبرد اسیر و سپس کشته شد. ملکه ترکان و سلطان‏شاه (پسر) به روستایى عقب‏نشینى کردند. تکش آنان را تحت تعقیب قرار داد و ملکه را به اسارت در آورد و او را کشت(۱۰) و سپس با سلطان‏شاه صلح کرد و به عراق و رى لشکر کشید.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ادبیات زنانه و مردانه

2,796

بازدید

ادبیات زنانه و مردانه ۴٫۲۰/۵ (۸۴٫۰۰%) ۵ امتیازs
زن رنجکشیده و کهن الگوها
در دهه هاى اخیر شاهد به چالش کشیده شدن تصویر زن ازسوى حامیان برابرى بوده ایم، گاهى مناقشات دراین زمینه بالاگرفته و توجه مطبوعات را نیز جلب کرده است. مقالات و حتى کتابهایى در باب نسوان به مثابه گروهى رنج کشیده یا دردناک بودن زنانگى نوشته شده و زوایاى گونه گونى عزیمت گاه مباحثى با محوریت زن شدند. از آنجا که متون کهن ـ چه تاریخى، چه تربیتى و چه ادبى ـ شاهد سلوک زن درتاریخ بوده اند به عنوان سندهایى خاموش موردتوجه قرارگرفتند.
ارواح نویسندگان اینجا و آنجا درمصاحبه هاى بلند و کوتاه احضارشده و تأدیب کشتند. درکتابى (تاریخ مذکر) خواندم تنها زن ایرانى که درمتون فارسى حضور فعال دارد مادر حسنک است که البته او هم درنهایت جگرآور بودن به گریه نکردن اکتفامى کند. اما آیا به راستى راه دیگرى براى تحقیق نمانده است؟
درنگاه اول، اغلب کتابها ناامیدکننده اند اما پایگاههاى مقاومت نیز دیده مى شوند.
مثلاً مولوى [بین شعرا] مردانى را که عاشق همسر خود نیستند ناقص مى داند و ابن عربى [بین عرفا] زن را قابل و حق را فاعل مى پندارد، آنگاه نتیجه مى گیرد که او پذیراى صور حق است.
به تاریخ دور و کهن الگوها که دقیق مى شوم نمى توانم جلوى تعجب خودم را بگیرم.
گذشته از مادر ـ خدابودن مادر بودا در شرق و مریم مقدس درغرب، در فرهنگ ما حضرت فاطمه (س) علت خلقت معرفى شده و حضرت على (ع) مى فرمایند: وقتى حضرت رسول(ص) درباره مقام و حق زن در برابر مرد مى گفتند احساس کردم که مى خواهند بگویند هیچ مردى حق اف گفتن به زن خود را ندارد.
در دوره اشکانى حق مالکیت، سهم ارث و حق شکایت به دادگاه از بدرفتارى شوهر داشتند، کوروش برخلاف سنن و تحت تأثیر آتوسا، پسرکوچکتر خودش «خشایار» را به ولیعهدى برمى گزیند، گردآفرید، فرنگیس و گردویه جنگ آور و فرمانده بودند و هما، دینک، پوراندخت و آزرمیدخت به پادشاهى رسیدند.
درآیین مزدایى سه تن از گروه فرشتگان یا ایزدان جاودانى زن اند. تا به حال به شاهنامه فکرکرده اید، بیشتر پیشنهادهاى ازدواج ازسوى دختران است.
اما آیا عملاً همه چیز به همین خوشى بوده است؟
این عنصرالمعالى نیست که در قابوسنامه تردید مى کند آیا دختران باید آموزش ببینند؟ آیا نظامى نمى گوید: «آیا نمى بینى که ریحان را چون تروتازه باشد ببویند و چون به پژمردگى دگرگون حال شود در [پلیدى جاى] افکنند» و به این ترتیب زن همچون محصولى مصرف شدنى بررسى مى شود.
جمله هاى ضدونقیضى که نوشته ام وقتى بحرانى تر مى شوند که به یاد بیاوریم زبان فارسى ماهیتى خنثى دارد، به عنوان مثال ما در اشاره به زن و مرد فقط مى گوییم «او» اما در دیگر زبانها مجبور به روشن کردن جنسیت «مورداشاره پذیر» هستیم.
آیا ما سنتى زن ستیز را پشت سر نهاده ایم؟ براى پاسخ به این پرسش نمى توان به یک نگاه ایدئولوژیک متکى بود چرا که ویژگى تقلیل دهنده ایدئولوژى بنا به آنچه مشهور است تولیدکننده نوعى آگاهى کاذب است در حالى که ما به سازوکارى فرارونده وفراگیر نیازمندیم.
< گفتمان
چرخش دکارت به سمت انسان و اصالت بخشیدن به سوژه از مهمترین وقایع تاریخ فلسفه است.
او مى اندیشید، پس بود. وجود سوژه در ادبیات فلسفى دکارت وابسته است به توانایى اش به اینکه خود را یگانه و مستقل، متمایز از دیگران بداند و چیزى که فوکو با آن مخالفت کرد همین سوژه خودمختار بود. سوژه درنگاه فوکو درموقعیت شدن است و نه درحالت بودن، بحرانى که از آن یادمى شود به خاطر جابه جایى افراد در سوژه هاى مختلف است آنها گاهى به نقشهاى ناخواسته پرت مى شوند و گاهى فعالانه به فاعلیت در سوژه مشخصى مى پردازند.
از یک طرف آدمى نمى تواند به کمدهاى شخصى خود پناه ببرد [همه مى دانیم که هیچ کمدى آشپزخانه ندارد] و ازسوى دیگر مجبور است منبع این فشارهاى خارجى را تحلیل کند.
به این ترتیب پاى گفتمان به بازى «آگاهى» بازمى شود.هرچه را که دلالت مند است یا معنى دارد مى توان بخشى از گفتمان به حساب آورد.
درواقع آن مجموعه ساده اى از پاره گفتارهایى است که واجد معنا، نیرو و تأثیر در یک ساخت اجتماعى است. به این صورت مى توان زمینه اى که پاره گفتارها را گرد مى آورد به نوعى گفتمان دانست.
گفتمانها هم فهم ما از واقعیت، هم تصورى را که از هویت خودمان داریم را شکل مى دهند. با این حال ثابت نیستند، بلکه پایگاه تعارضى دائمى برسرمعنا هستند.
فوکو گفتمان را نه به مثابه مجموعه اى از نشانه ها یا قطعه اى از متن بلکه «رویه ها»یى مى داند که به گونه اى نظام مند موضوعات و ابژه هایى را که درباره شان سخن مى گوییم شکل مى دهند.
مسأله مهم از نظر او پرداختن به نحوه چانه زنى در روابط قدرت است [چرا که گفتمان تولید کننده حقیقت و قدرت است] او بر این گمان نیست که در یک رابطه نهادى شده، طرف قوى در واقع از قدرت بلا منازع برخوردار است ومى گوید:«هر جا قدرت هست مقاومت نیز هست» این مفهوم از مقاومت همیشه حاضر ، از نظر بیشتر فمنیست ها(در غرب) در دور کردن نظریه از پرداختن به الگوهاى سلطه مبتنى بر ظالم ـ مظلوم که در اندیشه فمنیستى اولیه رایج بود یارى رسانده است.
< بار دیگر گذشته و متون
عبور از زندگى قبیله اى و نظام اجتماعى مبتنى بر کشاورزى رفته رفته به انسجام جمعیتها ونهایتاً ایجاد سرزمین و استقرار حکومت انجامید. ثروتها اندوخته شد و نزاع شکل سیستماتیک گرفت بنابراین قهرمانها سر بر آوردند. وجود طبقات و نیاز به تقسیم کار انسانهایى را که با شکلى مشخص آفرید که یا براى دفاع و یا براى حمله گسیل مى شدند و به خاطر اهمیتى که داشتند از نفوذ خوبى برخوردار بودند. مى توان گفت موازى با آن(نه به شکلى مکانیکى بلکه به صورتى پیچیده) ادبیات فولکولور که شاخص فرهنگى ـ ادبى جوامع مادرسالار بود به ادبیات حماسى تبدیل شد. ادبیات فولکولوریک همچون مادرى ادبیات حماسى را در خود پرورانداما بزودى این رویکرد به عنوان رویکردى مردانه متمایز شده قهرمان ـ مرد را فراهم آورد. دوره شعر غنایى(عراقى ) پا مى گرفت ومحبوب با ظاهرى زنانه مرام ورفتار مردانه اى را به رخ مى کشید. پارادوکس غزلهاى این دوره بسیار جالب توجه است. شاعران که غالباً مرد هستند به زارى وشکوه مى پردازند که معمولاً عملى زنانه محسوب مى شد، مردى که فاعل است قلم به دست مى گیرد ودر کاغذى که مفعول است شروع به نوشتن مى کندو…
چنانکه یونگ مى گوید هر مردى در خودزنى وهر زنى درخودمردى دارد اما گویى در ادبیات غنایى این نرینگى و مادینگى به تعادل رسیده اند. از طرفى خنثى بودن زبان فارسى باعث مى شود من در پدر سالار بودن تاریخ ادبیات بعداز دوره حماسى شک کنم گیرم که حضور زنها در ادبیات مخفیانه باشد.
در بحث از گفتمان «تعارض» یکى از مباحثى است که موردتوجه رویکردهاى فمنیستى قرار گرفته است، هرگاه بپذیریم که ادبیات تعلیمى واکنشى نسبت به مسائل اجتماعى بود. آنگاه مى توانیم به شکل دیگرى گزاره هاى زن ستیز را تأویل کنیم، مثلاً اوحدى مى گوید: زن خود را قلم به دست مده ‎/ دست خود را قلم زنى زان به ‎/ او که الحمد را نکرده درست‎/ ویس و رامین چراش باید جست.
در جایى که زنان آموزش نمى دیدند چگونه چنین ابیاتى نوشته مى شوند. وجوداین ابیات خود حجتى بر وجود آموزش وچانه زنى زنها براى آموختن است یا اگر غزالى اززبان خسرو پرویز مى گوید: «به تدبیر ورأى زنان کار مکنید، که هر کس که به تدبیر ورأى زنان کار کند به هر در مى زیان کند» نشان مى دهد که زنان در امور حکومتى دخالت داشته اند کما اینکه مثلاً یکى از دلایل سقوط هخامنشى را دخالت زنان دانسته اند.
موضوع بعدى مسأله دسترسى به گفتمان است و من سعى مى کنم به طور خلاصه از آن به شکل یک نتیجه گیرى نسبى استفاده کنم. راست است که مى گویند مسائل بیرونى باعث محرومیت زنان از به دست گرفتن پاره گفتارها شده است. معمولاً مردها سخن مى گویند و این مطلقاً به خاطر بى کفایتى ذاتى زنها نیست اما این تصور که مردها در گروه هاى مخفى به شکلى حساب شده و موذیانه و درجلساتى سرى شروع به کارشکنى علیه زنها کرده اند تا گفت وگو را به چنگ بیاورند بسیار رؤیاپردازانه است. اساساً عواملى که ناخواسته زنها را از گفتن بازداشته، مردان را به گفتن محکوم کرده.
به هر روى رابطه دو جنس گاهى خصمانه بوده است و حملات از دوطرف پیگیرى مى شد. با این تفاوت که جور مردها به شکل مکتوب مستنداست اما این موجب اثبات منفعل و صرفاً منفعل بودن زنها نمى شود. تصویر تاریخى که مردها تمام وقت به ظلم علیه زنان مشغولند اغراق آمیز و کاریکاتوریزه است، از طرفى دیگر با اندکى تلاش مى توان سکوت زنها را ریاکارانه و همچون سلاحى علیه مردها دانست و نام آن را استراتژى موش مردگى نهاداما این هر دو نامنصفانه اند.
در لحظات خصمانه تاریخ مردها با جنجال و به شکلى مکتوب و زنها درسکوت علیه یکدیگر مانور داده اند اما طى سالها انباشت مکتوبات حاوى زن ستیزى ضعف نسوان راچنان حقیقى مسلم وانموده است و آرام آرام فرهنگى پرداخته گشته که از جامعه مؤنث جمعیتى ضعیف ومظلوم ساخته است واین متأسفانه چیزیست که نمى توان انکار کرد اما در بخش دوم یادآوردیم که سوژه تحت تأثیر گفتمانهاست با این وجود دشوار مى توان گروه جنسى خاصى را در آنچه بر سر تاریخ گذشته است مقصر دانست.در پایان باید توجه داشت که این یک واقعیت است: در آینده سرنوشت هرجامعه اى به دست همان جامعه رقم مى خورد.
زندگی و اندیشه محمدعلی فروغی
 
زندگی محمدعلی فروغی
 
محمدعلی فروغی درسال ۱۲۵۴ هجری خورشیدی در یک خانواده فرهیخته و فرزانه در تهران بدنیا آمد. اسم پدر او محمدحسین ذکاء‌الملک بود که در شعر به “فروغی“ معروف بود. پدر محمدعلی فروغی در عصرناصری دارای مناصب دیوانی متفاوت بود و همزمان یک هفته‌نامه ادبی و اجتماعی و سیاسی به نام “تربیت“ هم انتشار می‌داد. محمدعلی فروغی با این پشتوانه خانوادگی از پنج‌سالگی تحصیلات خود را شروع کرد. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون گذراند و به تحصیل فن پزشکی و داروسازی مشغول شد، اما بعد از چند سالی تحصیل، آن رشته را رها نمود و به فلسفه و ادبیات روی آورد. محمدعلی فروغی در تداوم تحصیل فلسفه بنابرعلاقه‌ای که داشت به تحصیل فلسفه مشاء بیش از مکاتب دیگر فلسفی علاقه نشان داد. در مدرسه صدر محمدعلی فروغی به تکمیل زبان‌های فرانسه و انگلیسی مبادرت ورزید، و با یادگیری این زبان‌ها امکان دستیابی به آثار و نظریات فلیسوفان اروپائی را برای خود تسهیل نمود. فروغی بعد از اتمام تحصیلات خود وارد خدمات دولتی شد و به استخدام وزارت انطباعات درآمد و شغل مترجمی زبان فرانسه و انگلیسی را در آن وزارتخانه به عهده گرفت. در کنار شغل دولتی، محمدعلی فروغی به حرفه معلمی هم مشغول بود. گویا فروغی به شغل معلمی بسیار علاقمند بود و از گذراندن وقت در میان دانش‌آموزان و دانشجویان لذت می‌برد. محمدعلی فروغی در کنار پدرش گرداننده هفته نامه “تربیت“ هم بود و در آن, آثار ترجمه شده خود را چاپ می‌نمود.
   پس از صدور فرمان مشروطبت محمدعلی فروغی در قسمت دبیرخانه مجلس شروع به کار کرد. در انتخابات دوره دوم مجلس که پس از استبداد صغیر و خلع محمدعلیشاه انجام گرفت از تهران به وکالت مجلس انتخاب شد و در سال ۱۲۸۹ خورشیدی به ریاست مجلس شورای ملی رسید. بعد از مدتی محمدعلی فروغی از ریاست مجلس کناره‌گیری کرد و در مقام نایب‌رئیس مجلس در کنار میرزاحسین‌خان موتمن‌الملک، به کار خود ادامه داد. پس از انحلال مجلس دوم محمدعلی فروغی در کابینه صمصام‌السلطنه مقام وزارت عدلیه را به عهده گرفت. در انتخابات مجلس دوره سوم دوباره به وکالت از طرف تهران انتخاب شد. در سال ۱۲۹۳ میرزاحسن پیرنیا وزارت عدلیه در کابینه خود را به فروغی واگذار نمود. فروغی در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی به عضویت در هیئت‌نمایندگی ایران به کنفرانس صلح پاریس رفت. فروغی در آن کنفرانس سعی کرد دعاوی مالی و سیاسی ایران را که مولود جنگ بین‌الملل اول بود، مطرح کند. فروغی و دیگر دستیاران او در آن کنفرانس نتایج مثبتی نگرفتند و خسارات سنگین ایران در جنگ بین‌الملل اول پرداخت نشد. فروغی مدت دوسال در اروپا اقامت گزید و در این مدت تلاش‌ها و کارهای فرهنگی بسیاری را در فرانسه و آلمان انجام داد. از جمله ایراد سخنرانی‌های متعدد در مورد تاریخ و ادبیات ایران در محافل فرهنگی فرانسه و ‌آلمان بود. پس از بازگشت در سال ۱۳۰۱ در کابینه حسن مستوفی‌الممالک وزیرخارجه کابینه شد.
   در دورانی که سردارسپه رضاخان رئیس‌الوزراء بود چهار کابینه تشکیل شد و از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ فروغی در دو کابینه آن پست وزارت خارجه و در دو کابینه دیگر آن مقام وزیر مالیه را برعهده داشت.
   در روز نهم آبان ۱۳۰۴ شمسی طرح نمایندگان مجلس مبنی برخلع قاجاریه و سپردن حکومت موقتی به رضاخان سردارسپه به تصویب رسید و فروغی در همان روز نخست‌وزیر گردید و بعد از آن به تشکیل مجلس مؤسسان مبادرت ورزید و از جمله کسانی بود که سلطنت را با اصلاح چند اصل متمم قانون اساسی در خانواده پهلوی استوار نمود. فروغی اولین نخست‌وزیر رضاشاه بود به مدت آن شش‌ماه بود. بعد از کناره‌گیری از مقام رئیس‌الوزرائی محمدعلی فروغی در کابینه‌های دیگر مدتی مسئولیت پست‌هائی را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۰۶ به سمت سفیرکبیر ایران برای حل مسائل مرزی ایران و ترکیه، مامور رفع اختلافات شد. وی توانست دوستی و مودت دوکشور را تقویت نماید بطوری که شاه ایران توسط آتاتورک به ترکیه دعوت شد. محمدعلی فروغی در مقام ریاست هیئت‌نمایندگی ایران در جامعه‌ملل هم خدمت کرده است, بطوری که در کتاب آداب مشروطیت آمده است پس از ورود به جامعه‌ملل به اتفاق آرای نمایندگان کشورهای جهان به ریاست جامعه برگزیده شد.
   در سال ۱۳۱۲ فروغی برای بار دوم به مقام نخست‌وزیری رسید و تا آذر ۱۳۱۴ در این مقام باقی ماند. گفته می‌شود؛ علت کناره‌گیری فروغی از مقام نخست‌وزیری برای بار دوم به دلیل شفاعت بدون اثر و نتیجه‌ای بود که از محمدولی اسدی نایب‌التولیه استان قدس‌رضوی نزد رضاشاه نموده بود. پسر محمدولی اسدی داماد فروغی بوده است.
   محمدعلی فروغی بعد از کناره‌گیری به کارهای فرهنگی پرداخت و در این دوره آثار و ترجمه‌های پراهمیتی از خود به جاگذاشت. روز پنجم شهریور ۱۳۲۰ قشون شوروی و انگلیس به ایران حمله کردند، رضاشاه فروغی را احضار نمود و مقام نخست‌وزیری را به وی سپرد. فروغی در این دوره حساس تاریخی توانست وظیفه خود را به عنوان یک وطن‌پرست به خوبی در قبال وطنش ایفاء کند. او با درایت و فهم سیاسی بالائی که داشت توانست مملکت را از خطرات بسیاری از جمله اشغال کامل کشور و تجزیه آن به دست متفقین حفظ نماید. فروغی استمرار سلطنت و به پادشاهی رسیدن ولیعهد محمدرضا پهلوی را در خدمت این امر مهم گرفت. محمدعلی فروغی پس از آخرین دوره نخست‌وزیریش به وزارت دربار رفت و قرار بود که در مقام سفیرکبیر ایران در آمریکا به آنجا سفر کند ولی زندگی پرارزشش به پایان راه رسیده بود. او در روز جمعه ۶ آذر سال ۱۳۲۱ ساعت ۱۵ بعدازظهر در اثر بیماری ممتد قلبی جهان را به دورد گفت. و در ابن‌بابویه در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد.
 


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

اسلحه

19,809

بازدید

اسلحه ۴٫۱۶/۵ (۸۳٫۱۶%) ۷۶ امتیازs
کلاشنیکف
 
کلاشنیکف ۴۷ اس

کلاشنیکف، (AK-47) (مخفف Automatic Kalashnikov rifle 1947 model;) و یا Kalashnikov (به روسی: Автомат Калашникова образца ۱۹۴۷ года) که‌ به‌ لفظ عامه‌ گاه آن را کلاشینکف و یا به‌ طور خلاصه‌ “کلاش” نیز می‌نامند اسلحه‌ای انفرادی است که‌ به حالت تمام اتوماتیک یا نیمه اتوماتیک می‌تواند تیراندازی کند.این سلاح به روش غیرمستقیم و با فشار گاز ناشی از انفجار باروت مسلح می شود و سیستم قفل گلنگدن آن از نوع چرخشی است.این سلاح در سه نوع با قنداق ثابت وتاشو از زیر و تاشو از بغل ساخته می شود که نوع تاشو آن به دلیل اشغال کردن فضای کمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته است. به خاطر کوچکی و سبک بودن نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد. کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ است ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده است.
 
تاریخچه‌ کلاشنیکف
اسلحه‌ کلاشنیکف در سال ۱۹۴۷ توسط میخائیل کلاشنیکف روسی طراحی شد و در دوران جنگ سرد توسط بسیاری از کشورهای بلوک شرق استفاده‌ گردید.
کلاشنیکف، اسلحه قرن
با گذشت ۶۰ سال از ساخت اولین نمونه سلاح “کلاشنیکف” (AK-47) مخترع این سلاح می‌گوید این طور نیست که به خاطر نگرانی از خونریزی‌هایی که این اسلحه فوق‌العاده رایج در جهان موجب شده، با وجدانی آسوده نخوابد.
به گزارش آسوشیتدپرس، میخائیل کلاشنیکف، مخترع رایج‌ترین تفنگ جهان یعنی AK-47 در مراسمی که به مناسبت ساخت اولین نمونه از این سلاح در مسکو برگزار شد، اظهار داشت: من با وجدانی آسوده می‌خوابم، این سیاستمداران هستند که به خاطر ناکامی در توافق با هم و متوسل شدن به خشونت مقصرند.
احتمالا پیش از شروع به ساخت کلاشنیکف بود که این مخترع روس نتوانست به راحتی سر بر بالین بگذارد، شاید او نگران اسلحه‌های برتر سربازان آلمانی نازی بود، سلاح‌هایی که علیه سربازان ارتش سرخ در جنگ جهانی دوم به کار گرفته می‌شد.
میخائیل کلاشنیکف خود زمانی که در خط مقدم ارتش سرخ می‌جنگید، سلاح‌های نازی‌ها را از نزدیک مشاهده کرد.
کلاشنیکف پس از آنکه بر اثر حمله‌ی نازی‌ها به تانکش‌ در سال ۱۹۴۱ مجروح و در بیمارستان بستری شد، تصمیم گرفت که با در هم آمیختن ویژگی‌ها و کاربردهای سلاح آمریکایی ام یک و تفنگ آلمانی اس. تی. جی ۴۴ یک تفنگ خودکار طراحی و تولید کند. کلاشنیکف که در سن ۸۷ سالگی کم بنیه اما همچنان تیزهوش به نظر می‌رسد در این مراسم گفت: (اگر می‌خواهید کسی را مقصر بدانید) آلمان‌های نازی را به خاطر اینکه مرا مجبور کردند طراح سلاح شوم، مقصر بدانید! وی افزود: البته من همواره می‌خواستم که دستگاه‌ها و ماشین‌آلات مورد نیاز کشاورزی بسازم.  از آغاز تولید کلاشنیکف تاکنون بیش از صد میلیون قبضه از مدل AK-47 در کارخانه‌ی تولید این سلاح در شهر ایژوسک روسیه و یا سایر کشورها با مجوز قانونی و یا به طور غیر قانونی ساخته شده است.
در همین حال سرگئی چمزوف، مدیر شرکت رزوبورن اکسپورت، از کمپانی‌های فعال در زمینه‌ی صادرات تسلیحات روسیه گفت که تقریبا هر ساله یک میلیون قبضه سلاح کلاشنیکف بدون مجوز قانونی تولید می‌شود.
کلاشنیکف شاخص‌ترین سلاح بکار گرفته شده در کلیه‌ی جنگ‌ها، کودتاها و حملات تروریستی و دزدی‌ها و آشوب‌ها بوده است. این سلاح اگرچه به لحاظ دقت در نشانه‌گیری طراز اول نیست اما به خاطر سهولت تعمیر و نگهداری از آن بسیار محبوب است. کلاشنیکف ثابت کرده که سلاحی قابل اعتماد وایده‌آل برای نبردهای مسلحانه در مناطق جنگلی و بیابانی است چرا که در مناطق مرطوب و پرگرد و خاک می‌تواند به طور مستمر شلیک کرده و سریع‌تر از سایر اسلحه‌ها سرهم بندی وآماده‌ی شلیک ‌شود.
میخائیل کلاشنیکف درخصوص ویژگی‌های اختراعش گفت: سربازان آمریکایی در جریان جنگ ویتنام اسلحه‌های M-16 خود را کنار گذاشته و به کلاشنیکف AK-47 روی آوردند. در حال حاضر هم شنیده‌ام که سربازان آمریکایی از کلاشنیکف در جنگ در عراق استفاده می‌کنند.
قابلیت اطمینان و سادگی این تفنگ باعث شده که به نماد بسیاری از جنبش‌های شورشی در جهان تبدیل شود و در پرچم کشور موزامبیک تصویر سلاح کلاشنیکف به چشم می‌خورد.
هوگو چاوز، رییس‌جمهور ونزوئلا که خود را رهبر جنگ با امپریالیسم خوانده در سال ۲۰۰۵ دستور خرید ۱۰ هزار کلاشنیکف برای ارتش کشورش را صادر کرد.
ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه طی بیانیه‌ای اظهار داشت: تفنگ کلاشنیکف سمبل نبوغ خلاقانه‌ی مردم ماست.
خان (اسلحه)
خان به شیارهای موازی و مارپیچی در داخل لوله برخی تفنگ‌ها و دیگر جنگ‌افزارها گفته می‌شود. وجود خان باعث میشود که گلوله با چرخش حول محور حرکت خود از لوله خارج شود. خان با ایجاد حرکت چرخشی در گلوله باعث پایداری ژیروسکوپی گلوله و افزایش دقت تیراندازی می‌شود.
خان در دو نوع چپ گرد و راست گرد وحود دارد.
کار افزودن خان به لوله سلاح‌ها را «خان‌کشی» می‌گویند.
کالیبر
کالیبر (از فرانسه Calibre) درسلاح‌های گرم به معنی قطر داخلی لوله سلاح است. گاه این اصطلاح برای اشاره به قطر گلوله نیز به کار می‌رود.
در زبان‌های اروپائی این واژه از واژه ایتالیایی کالیبرو (calibro) آمده که آن نیز خود از واژه عربی «قالب» گرفته شده که قالب هم از ریشه پارسی کال و واژه کالبد گرفته شده است.
کالیبر را در کشورهای اروپایی بر حسب میلیمتر و در آمریکا بر حسب اینچ نشان می‌دهند.
برخی از کالیبرهای مشهور
در طول تاریخ اسلحه سازی کالیبرهای متفاوتی تولید و مورد استفاده قرار گرفته است. هرچه کالیبر یک سلاح بزرگتر باشد، به دلیل افزایش قطر گلوله وزن آن نیز بیشتر شده و انرژی بیشتری در لحظه برخورد تولید می‌کند. از این رو در گذشته استفاده از کالیبرهای بزرگ مرسوم بود. ولی در طول جنگ جهانی دوم با تجربیات عملی بدست آمده، همه کشورها به سمت استفاده از کالیبرهای کوچکتر رو آوردند. در همین راستا تعدادی کالیبر بصورت استاندارد معرفی شد که بجای اینکه هر کارخانه ای کالیبر خاص خود را تولید کند؛ همه کارخانه های اسلحه سازی بر اساس کالیبرهای استاندارد، سلاحهای جدید را طراحی و تولید می کنند‎۰/۲۲ یا کالیبر خفیف
‎۵/۵۶ کالیبر ناتو (جدید)
‎۰/۲۷۰ کالیبر بسیار رایج تفنگ‌های شکاری
‎۷/۶۲ کالیبر ناتو (قدیمی)
‎۳۰-۰۶ کالیبر بسیاری از تفنگ‌های شکاری و معادل کالیبر ناتو (قدیمی)
‎۰/۳۲ کالیبر سلاح کمری
‎۰/۳۸ کالیبر رولور اسپرینگ‌فیلد
‎۰/۴۵ کالیبر کُلت
۹ میلیمتر کالیبر رایج سلاح کمری و مسلسل سبک
۰/۵۰ کالیبر مسلسل سنگین براونینگ معروف به «کالیبر ۵۰»
البته نمونه هایی از کالیبرهای بزرگتر نیز در سلاحهای تک تیراندازی یا ضد زره با مصارف خاص و محدود تولید و مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله معروفترین سلاحهای کالیبر ۶۲/۷ اسلحهAK47 کلاشنیکف است که در ایران به عنوان سلاح سازمانی نیروهای مسلح استفاده می شود. همچنین معروفترین سلاحهای کالیبر ۵۶/۵ نیز اسلحه M16 و M4 ساخت ایالات متحده است. نتایج خوب استفاده از کالیبر۵۶/۵ در جنگهای اخیر ایالات متحده -مانند جنگ ویتنام، سومالی و عراق – همه کشورها را تشویق به استفاده از این کالیبر نموده بطوری که کالیبر ۵۶/۵ رسما از سال ۱۹۸۰ در ناتو به خدمت گرفته شد.
برتری کالیبر ۵۶/۵ بر ۶۲/۷



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

آموزش فوتبال توسط پله

3,110

بازدید

آموزش فوتبال توسط پله ۴٫۲۰/۵ (۸۴٫۰۰%) ۱۰ امتیازs
پله در ۲۳ اکتبر سال ۱۹۴۰ در شهر (ترس کوراکوس و میناس گرایس متولد شد . او دوران طفولیت خود را در شهر بارو مرکز سائوپائولو گذراند . در سال ۱۹۶۵ به شهر سانتوس نقل مکان کرد و تحت سرپرستی مربی خود آقای والد ماردی بریتو در آمد . دو سال بعد در حالی که هفده سال بیش نداشت مقام قهرمانی جهان را کسب کرد و پس از آن به عنوان بزرگترین ورزشکار با استعداد جهان شناخته شد . تاکنون موفق به شکستن تمام رکورد های جهانی نیز شده است .
علی رغم تمام این شهرت ها و محبوبیت ها پله هیچ گونه تغییری نکرده است . او هنوز هم به سادگی و نفوذ پذیری روزی است که به شهر سانتوس وارد شد .

تاریخ پیدایش فوتبال در آمریکا

 

انگلیس ها وقتی به امریکا مهاجرت نمودند تنها کلیسا ها و مذهب را با خودشان به آنجا نبردند .بلکه دورنمایی از فوتبال را همراه بردند . خشونت اوایل آغاز فوتبال در آمریکا به اندازه خشونت ان در انگلستان بود . در آن سال ها روی خشونت در بازی بیشتر تکیه می شد تا به تکنیک و استراتژی . چون از دهه ۱۸۰۰ جنتلمن ها و مقامات اجتماعی به ان ورزش روی آوردند و لذا از میزان خشونت کاسته و به تکنیک و هیجان بازی افزوده شد .
آغاز فوتبال در آمریکا مدیون دانشگاه ها است . البته با تقلید از قوانین فوتبال انگلیسی از سال ۱۸۲۰ به بعد دانشگاه پرتیستون شروع به نوعی بازی نمود که تقریبا دست رشته خودمان بود . با توجه به اینکه از پاها استفاده وافر می نمودند.
در سال ۱۸۶۹ دانشگاه پرتیستون ۶ بر ۴ دانشگاه راجرز را شکست داد که بعد ها آن مسابقه را مبدا آغاز فوتبال در امریکا قرار دادند .
در سال ۱۸۷۳ نماینده ای دانشگاه های آمریکا به اتفاق در کنفرانسی قانون یکپارچه شدن فوتبال را تصویب نمودند . و بعد از آن دانشگاه ها فقط از یک قانون کلی در فوتبال پیروی می کردند . تنها دانشگاهی که مخالفت نمود و سال های بعد به سایر دانشگاه ها پیوست دانشگاه هاروارد بود .
بین سال های ۱۸۷۵ تا ۱۸۹۰ فوتبال محبوبیت خود را کم کم از دست می داد و این امر به دلیل محبوبیت عجیب راگبی در نزد مردم بود . که البته با وجود مهاجرین بلوک غرب از قبیل انگلستان ، اسکاتلند ، ایرلند ، آلمان غربی ، ایتالیا و مهاجرین بلوک شرق مثل آلمان شرقی ، لهستان ، چکسلواکی در شمال شرقی امریکا محبوبیت گذشته را بازیافت و رفته رفته از آنجا به غرب آمریکا و در این میان به سین سیناتی ، سنت لوئیس ، شیکاگو ، دنور و سان فرانسیسکو کشانده شد .
همراه با شکل گرفتن فوتبال حرفه ای در امریکا رسوخ این ورزش در مدارس آمریکا انکار ناپذیر بود . مزیت فوتبال انگلیسی بر فوتبال خشونت بار آمریکایی تا این سطح بود که : سال ۱۹۶۷ در دالاس یکی از شهر های بزرگ ایالت تگزاس بیش از ۱۱ ایم وجود نداشت اما در سال ۱۹۷۳ طبق آمار رسمی ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ نفر از مردم به فوتبال روی آوردند و بیش از ۱۱۷۰ تیم پا به عرصه وجود نهاده بود . همینطور تعداد تیم های فوتبال در مداری آمریکا حین فقط ۵ سال از ۸۰۰ به ۳۰۰۰ تیم و در سطح کالج از ۲۰۰ به ۶۰۰ تیم رسیده بود .
در حال حاضر اگر یک طفل ۸ ساله علاقه به فوتبال داشته باشد می تواند در لیگ سراسری فوتبال خردسالان شرکت نماید و در صورت مستعد بودن در سال های بعد در حین تحصیل به لیگ سراسری فوتبال دانشگاه ها و از آنجا در امر بهتر بودن به لیگ سراسری فوتبال حرفه ای بپیوندد .
تاریخچه فوتبال از نگاه پله
 

فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا گفته می شود فوتبال؛ آمریکایی ها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباط می کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکایی ها شده است . (در زبان آمریکایی فوتبال معمول را ساکر SOCCER می نامند .
در تاریخ ریشه های این ورزش بدین گونه بوده است :
سربازان چینی در حدود ۲۰۰۰ سال پیش ورزشی می کردند که آنرا تسوچو (TSUCHU) می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند .
در روز تولد امپراتور در مقابل کاخ امپراتوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع ۹۰ سانتی متر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمی امپراتور و دوستان و مهمانانش به بازی می پرداختند . یکی از امپراتوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سر از تنش جدا کنند .
۶۰۰ سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آنرا کماری (KEMARI) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو بوده است .
حتی قبل از چینی ها ، یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آنرا هارپاستون (HARPASTON) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود که درونش ماسه و یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی آوردند به نام هارپاستیوم (HARPASTIUM) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمین ای بود تا فوتبال در انگلیس به مدرنی امروز برسد .
هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجایی که نوشته اند در روستاهای انگلیسی حدود ۱۰۰۰ سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه دادن کردند . ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را (که غالبا از سر تو خالی گاو یا چیز های شبیه با آن بوده است) به منطقه دفاعی حریف برسانند .
در قرن ۱۴ میلادی این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آنرا غیر قانونی خواند . ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و مجذوبیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش به خصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال ۱۵۷۲ مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند .
۲۵۰ سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره به خاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیم برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاذ نمایند .
در دهه ۱۸۰۰ مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریح محصلین در برنامه درسی گنجانیدند . ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خودش داشت . سپس در سال ۱۸۲۳ فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت . و در سال های ۱۸۴۸ و ۱۸۶۲ فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام « ساده ترین ورزش » نوشته شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال بود .
بانوان در سال های قبل از ۱۹۰۰ به فوتبال جذب شدند و به بزای و مسابقه می پرداختند .
در سال ۱۸۶۷ قانون آفساید به قوانین فوتبال اضافه شد . و تغییر بعدی به کار بردن فقط یک دروازه بان بود . سرانجام در سال ۱۸۸۱ فوتبال به حد کامل از نظر قوانین کنونی اش رسید . سال های قبل اکثر اختلافات بین آماتوری و حرفه ای بودن این ورزش بوده است در این میان اشرافیان عقیده داشتند که فوتبال باید آماتوری باشد زیرا در مدرسه و دانشگاه به عنوان یک سرگرمی مفرح بود تا ورزش . اما طبقه کارگر و فقیر چون بازی فوتبال زندگی شغلی آنها را دستخوش تغییرات منفی می کرد . لیکن طبیعتاً با آماتوری مخالف بودند چون علاوه بر بازی فوتبال خواهان درآمدی از آن ورزش بودند . چنانکه در سال ۱۸۸۲ شکست یک تیم خوب اشرافیان از تیم گمنامی که با هزینه شخصی اداره می شد باعث شد که خود اشرافیان هم به طرف حرفه ای شدن تمایل پیدا کنند که شاید این امر باعث شود که فوتبال از حالت سرگرمی و تفریح خارج شود . در سال ۱۸۸۵ قانون حرفه ای شدن تیم های فوتبال تصویب شد و در سال ۱۸۹۰ به حد تقریبی امروز خود رسید و ضربه پنالتی هم حین این سال ها به قوانین فوتبال اضافه شد و بالاخره در سال ۱۹۰۱ بازی تاتنهام و شفیلد یونایتد ۱۰۰۰۰۰ تماشاچی را در کریستال پالاس لندن هنگام فینال باشگاه ها به طرف خود جلب کرد .
و بالاخره فوتبال حرفه ای از طریق انگلستان ابر قدرت آن زمان و همچنین به خاطر نفوذش به اکثر کشور های دنیا صادر شد که در این میان کشور های آمریکای جنوبی پر استعداد ترین بودند . طبیعتاً در دوران صدور فوتبال به دنیا اتفاقات جالبی هم روی داده است . مثلا یک انگلیسی که برای معرفی و آشنا نمودن فوتبال به آرژانتین سفر کرده بود ، توسط پلیس دستگیر شدند . چون بازیکنان با شورت تمرین را آغاز کرده بودند و در آرژانتین با شورت مقابل مردم ظاهر شدن غیر قانونی بود . همین طور در آلمان غربی وقتی یک تیم انگلیسی مشغول تمرین سر زین یعنی زدن توپ به دیوار با سر بودند پلیس در صدد دستگیری برآمد . زیرا فکر می کردند که بازیکنان با این تمرین دارند خودکشی دسته جمعی می کنند .
در سال ۱۹۰۴ فدراسیون بین المللی فوتبال ( فیفا – FIFA ) با شرکت فرانسه ، بلژیک ، هلند ، دانمارک و اسپانیا تشکیل شد و ۲۵ سال بعد اعضایش به ۱۳۰ کشور رسید . نقش فیفا در متحد کردن سراسری فوتبال انکار ناپذیر است .
کنترل و تسلط بر توپ
یکی از تکنیک های فوتبال و بازی فردی ، کنترل و تسلط بر توپ است . این حرکت ، موجب می شود تا بازیکن با تسلط بر توپ و آرامش ، توپ را هدایت کرده و برنامه های خود را در زمین پیاده کند.
زمانی که توپ را نگه می داریم می توانیم دست خود را در بالای سطح آن حرکت دهیم بدون اینکه با کوچکترین مقاومتی مواجه شویم. توپ زاویه ای ندارد و به علت داشتن شکل گرد مانند ، فاصله دست ها از مرکز ثقل آن مساوی است . امیدواریم که این حقیقت را در نظر بگیرید زیرا هر چقدر که در مورد اشیا تفکر می کنید بیشتر و بهتر می توانید به ماهیت و کیفیت آنها پی ببرید .
ارتباط میان دست و توپ ، میان پا و توپ نیز وجود دارد و می توان گفت که ارتباط میان پا و توپ بیشتر و پیچیده تر می باشد . بنابراین می توانید از قسمت بالا ، پایین ، خارج و حتی زیر پا در جهت کنترل توپ استفاده کنید . شما می توانید توسط پاشنه پا ، زانو ، ران ، سینه ، شانه و سر به توپی که تصور می کنید در مقابل شما مقاومت می کند ضربه بزنید .
می بینید زمانی که توپ به طرف فردی می آید عکس العمل او را بر می انگیزد به نحوی که فورا به توپ ضربه زده و آن را از خود دور می کند . سپس شروع به تعقیب کردن توپ می کنند گویا قصد عذرخواهی از او را دارد . بعضی ها قبل از فراگیری نحوه کنترل توپ ، عادت دارند که به آن ضربه بزنند بدون اینکه از خود در مورد چگونگی این مطلب سئوال کنند .
اگر مایل به یادگیری فوتبال به طور کامل هستید ابتدا باید طریقه کنترل و تسلط بر توپ و در نتیجه کنترل جهتی که به آن ضربه می زنید فرا بگیرید . لازم است که مانند یک دوست با توپ رفتار کنید . در مورد کنترل توپ باید گفت که آنرا بر روی زمین هل داده و مستقیم به آن نگاه کنید . به نظر می رسد که توپ از شما خواهش می کند که جلو آمده و با آن بازی کنید . بدن باید به حالت متعادل بوده و عضلات در حال آرامش به سر برند . سپس به آرامی پای خود را در بالای توپ قرار داده ، آنرا به طرف عقب رانده و تلاش کنید که با قرار دادن انگشت پا در زیر آنرا از روی زمین بلند کنید . به منظور حفظ تعادل به جلو خم شده ، بازوها را بالا نگاه داشته و کمی در زیر خط شانه ها استراحت کنید .
از زانوی پای تکیه گاه به عنوان فنر استفاده کنید . پای کنترل کننده همیشه باید مرکز توپ را هدف گیری کند . با بکار بردن قابلیت انحناء مچ پا ، توپ را در حال پرش نگاه دارید . حرکات و تعادل بدن نیز بسته به محل توپ تغییر می کند . اگر یک لحظه از توپ چشم بردارید ملاحظه می کنید که جهت مورد نظر شما را طی نخواهد کرد و صرفا به این علت است که توجه کافی به آن نکرده اید . دایره ای به شعاع ۸۳/۱ متر رسم کرده و سپس کوشش نمایید که در داخل آن بازی کنید بدون اینکه اجازه دهید توپ از دایره خارج شود . اگر بتوانید بدون تماس توپ با زمین آن را بیست متر به بالا پرتاب کنید مطمئنا بازیکن بسیار خوبی خواهید بود . فراموش نکنید که این اعمال را با هر دو پا انجام دهید . بازیکن خوب کسی است که با نحوه کنترل توپ توسط هر دو پا آشنایی داشته باشد . سپس کوشش نمایید که نحوه کنترل توپ توسط ران ها ، سر و حتی شانه ها را فرا بگیرید . به وسیله تمرینات زیاد می توانید ضربات توپ را ترکیب کنید بدین ترتیب که : توسط پا به توپ ضربه زده ، آن را روی زانو و سر برگردانده و دوباره جلوی پا بیاورید . بزودی متوجه می شوید که با تمرینات بیشتر قادر به ارائه حرکات بهتری خواهید بود .نکته مهم این است که حرکات را فقط توسط تمرینات فرا می گیرید بنابراین تا آنجایی که ممکن است تمرینات خود را ادامه دهید . اگر در حین تمرینات مرتکب اشتباهی شدید مایوس و افسرده نشوید . در مورد علت اشتباه خود اندیشیده ، آن را اصلاح کرده و دوباره سعی در انجام آن کنید . هر چقدر بیشتر به تمرین حرکات بپردازید ، سریع تر و بهتر می توانید عمل کنید .
به طور همزمان نکات دیگری مانند محدودیت های خود را فرا می گیرید . هرگز تصور نکنید که به همه چیز آگاهی دارید زیرا تمام افراد بشر هر روز چیزهای جدیدی فرا می گیرند . اگر توپی در دست ندارید می توانید از پرتغال ، روزنامه یا جوراب مچاله شده استفاده کنید . این درس را به دقت فرا گرفته و تمرین کنید زیرا پایه و اساس فوتبال بر کنترل توپ استوار است.
پاس
در سنین نوجوانی با وسائل مختلف ارتباط جمعی آشنا شده اید . رادیو ، تلویزیون ، تلفن ، روزنامه ، مجلات و کتاب ها و اینترنت وسائل مختلف ارتباط جمعی هستند .
پاس فوتبال نیز یکی از وسائل ارتباط بوده و بازیکنان را به هم پیوند می دهد . به وسیله پاس دادن بازیکنان با یکدیگر تماس یافته و توپ را از ناحیه دفاع به ناحیه خط حمله می برند . هر چقدر که بهتر بتوانید این ارتباط را برقرار کنید در پیش بردن تیم به سوی پیروزی موفق تر خواهید بود . فوتبال یکی از بازی های گروهی است که در آن یازده بازیکن با یکدیگر همکاری می کنند . این بازیکنان مانند شرکای یک شرکت می باشند . آنها در جهت کسب امتیاز تیم به وسیله به ثمر رساندن گل ها کمک کرده و تلاش می کنند به هر ترتیب که شده در مسابقه پیروز شوند .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تقطیر

3,260

بازدید

تقطیر ۳٫۴۰/۵ (۶۸٫۰۰%) ۱۵ امتیازs

شیمی کاربردی

اجزای سازنده یک محلول با روش تبخیر و تراکم است. روش جداسازی مواد اجزای سازنده یک محلول گوناگونند. یکی از این روش‌ها فرآیند تقطیر است که خود روش‌های مختلفی دارد و از جمله کاربردهای مهم آن در پالایش جداسازی مواد نفت و جدا سازی اجزایی آن است.
انواع تقطیر:تقطیر ساده: اجزای سازنده محلولی از یک ماده حل شده غیر فعال را می‌توان با تقطیر ساده از هم جدا کرد. برای این کار محلول را می‌جوشانیم تا حلال فرار، تبخیر و از ماده حل شده جدا شود. با سرد کردن بخار (میعان)، حلال مایع جمع آوری می‌شود و ماده حل شده به صورت باقی مانده تقطیر باقی می‌ماند.
هنگامی که ناخالصی غیر فراری (مانند شکر یا نمک) به مایع خالصی اضافه میشود فشار بخار مایع تنزل می یابد و به این دلیل که مولکولهایی که در سطح مایع هستند فقط مولکولهای جسم فرار نیستند قابلیت تبخیر مایع کم میشود. در هنگام تقطیر یک مایع خالص چنانچه مایع زیاده از حد گرم نشود درجه حرارتی که در گرماسنج دیده میشود، یعنی درجه حرارت دهانه خروجی، با درجه حرارت مایع جوشان در ظرف تقطیر، یعنی درجه حرارت ظرف، یکسان است.
درجه حرارت دهانه خروجی، که به این ترتیب به نقطه جوش مایع مربوط میشود، در طول تقطیر ثابت می ماند.
هرگاه در مایعی که تقطیر میشود ناخالصی غیر فراری موجود باشد، درجه حرارت دهانه خروجی همان درجه حرارت مایع خالص است زیرا ماده ای که بر روی حباب گرما سنج متراکم میشود به ناخالصی آلوده نیست. ولی درجه حرارت ظرف به علت کاهش فشار بخار محلول بالا میرود

 

ب) تقطیر جزء به جزء:
    برای جداکردن موادی که نقطه جوش آنها خیلی به هم نزدیک باشد از تقطیر جزء به جزء استفاده میکنند. اختلاف این روش با تقطیر ساده آن است که در این حالت از یک ستون تقطیر جزء به جزء استفاده میشود.
    ستونهای تقطیر جزء به جزء انواع متعددی دارند ولی در تمام آنها چند خصلت کلی مشاهده میشود. این ستونها مسیر عمودی را به وجود می آورند که باید بخار در انتقال از ظرف تقطیر به مبرد از آن بگذرد، این مسیر به مقدار قابل ملاحظه ای از مسیر دستگاه تقطیر ساده طویلتر است. هنگام انتقال بخار از ظرف تقطیر به بالای ستون مقداری از بخار متراکم میشود. مایع متراکم شده، در حالی که به پایین ستون می ریزد دوباره در تماس با بخاری که از پایین به بالا در جریان است به طور جزئی تبخیر میشود و به سمت بالا میرود و طی این میعان و تبخیر شدنهای متوالی بخار از جزء فرار تر غنی تر میشود، یعنی هرچه به سمت بالای ستون پیش میرویم غلظت جزء فرار تر بیشتر و هر چه به سمت پایین می آییم غلظت جزء غیر فرار بیشتر میشود.
    از نقطه نظر تئوری، جدا کردن دو ترکیب فرار به طور کامل، بوسیله تقطیر حتی زمانیکه اختلاف در نقطه جوش آنها زیاد باشد امکان پذیر نیست زیرا همیشه جزء دارای نقطه جوش پایین تر فشار بخارش را بر روی نقطه جوش جزء دیگر اعمال نموده و پاره ای از مولکولهای با نقطه جوش بالاتر نیز تقطیر میگردند. اما بهرحال در امور تجربی، بوسیله تقطیر جزء به جزء میتوان مخلوط اینگونه مایعات را در حد مطلوبی جدا نمود.
مخلوط دو ماده با هم در برخی مواد تولید آزئوتروپ میکند، یعنی مخلوط با درصد معینی تا آخرین قطره تقطیر میشود. در اینگونه موارد نمیتوان مخلوط را بوسیله تقطیر جزء به جزء از یکدیگر جدا کرد. برای از بین بردن این حالت یا ماده دیگری به مخلوط اضافه میکنند تا آزئوتروپ دیگری که مطلوب باشد بدست آید و یا فشار را تغییر میدهند. مثلا الکل ۹۵ درصد تشکیل آزئوتروپ میدهد که برای از بین بردن نقطه آزئوتروپ، بنزن به آن اضافه میکنند که در نتیجه نقطه آزئوتروپ دیگری با درصد آب بیشتر ایجاد میشود که بدین ترتیب آب خارج شده، الکل و بنزن باقی میماند که بوسیله تقطیر جزء به جزء به راحتی جدا میشودسیستمهای که از قانون رائول انحراف دارند بر دو نوع هستند :        نوع محلول که محلول آزئوتروپ با نقطه جوش کمینه نام دارد، در دمایی به جوش می‌آید که پایین‌تر از نقطه جوش هر یک از اجزای آن در حالت خاص است.
سیستمهای که از قانون رائول انحراف منفی دارند: اگر سیستمی انحراف منفی از قانون رائول نشان دهد، در منحنی فشار کل مینیممی وجود خواهد داشت. محلولی که غلظت متناظر با این کمینه دارد، فشار بخاری خواهد داشت که در هر دمایی، پایین‌تر از فشار بخار هر یک از اجزای آن در حالت خاص است. چنین محلولی در دمایی بالاتر از نقطه جوش هر یک از اجزای سازنده در حالت خاص، می‌جوشد. این محلول آزئوتروپ با نقطه جوش بیشینه نامیده می‌شودبخار در حالت تعادل با مایع همگن که نقطه جوش بیشینه یا کمینه دارد، دارای همان غلظتی است که مایع آن دارد. از این رو آزئوتروپ‌ها، مانند مواد خالص، بدون تغییر تقطیر می‌شوند. از محلول جز به جز یک محلول دو جزئی که آزئوتروپی تشکیل می‌دهند، سرانجام یک جز خالص، و آزئوتروپ حاصل می‌شود ولی دو جز آن به صورت خالص به دست نمی‌آید.
   تبلور مجدد   
   
در واکنشهای آلی محصولات بندرت به صورت خالص به دستمی آیند. وقتی ماده به صورت جامد باشد معمولا آنرا در حلالی حل کرده و مجددا بهصورت بلور رسوب میدهند. این عمل را تبلور مجدد می نامند.
ترکیبی که میخواهیم متبلور کنیم را باید در یک حلال یا مخلوطی از حلالهای داغ، محلول بوده و در حالتسرد همان حلالها نامحلول باشد. عمل تخلیص در صورتی انجام میشود که ناخالصی یا درحلال سرد محلول باشد و یا در حلال داغ نامحلول باشد. در حالت دوم محلول را بصورتداغ صاف میکنیم تا ناخالصیهای محلول جدا شوند. اگر محلول رنگی باشد و ما بدانیم کهجسم مورد نظر بیرنگ است مقدار کمی از زغال رنگبر به محلول سرد اضافه نموده سپس آنراحرارت داده، بصورت داغ صاف میکنیم. زغال رنگبر، ناخالصیهای رنگی را جذب میکند.
انتخاب محیط تبلور کارساده ای نیست، رفتار حلالیت ترکیب یا باید شناخته شده باشد و یا باید به طریق تجربیمشخص گردد. مثلا وقتی که تبلور پارادی بروموبنزن مورد نظر باشد مخلوطی از اتانل وآب به کار میرود. ترکیب هم در اتانل سرد و هم در اتانل داغ محلول است: از اینرواتانل تنها، برای این کار مفید نیست. از طرف دیگر این ترکیب چه در آب سرد و چه درآب داغ کم محلول است بنابر این آب تنها نیز برای این کار مفید نیست. اما مخلوطمساوی از الکل و آب در حالت داغ حلال خوبی برای جسم است و در حالت سرد حلالیت آنجزئی است از اینرو از مخلوط این دو حلال برای تبلور پارادی بروموبنزن استفادهمیشود.
بعضی مواقع عمل تبلورخودبخود صورت نمیگیرد و باید آنرا بر اثر تحریک متبلور نمود. بدین منظور یا جدارداخلی ظرف در سطح محلول را میخراشند و یا ذراتی خالص از همان جسم را در محلول سردوارد میکنند تا تبلور شروع شود. بسیاری از ترکیبات بر اثر سرد کردن محلول یا سردکردن به همراه هم زدن به صورت بلور در میآیند. برخی ترکیبات به صورت روغن در آمده چندین ساعتو حتی گاهی چندین روز وقت لازم است تا بلور تشکیل شود.

بطور خلاصه تبلور مجدد به روش انحلال شامل مراحل زیراست:
(۱)-انتخاب حلال مناسب،(۲)- انحلال جسم مورد تخلیص در نقطه جوش حلالیا نزدیک به آن،(۳)- صاف کردن محلول داغ برای جداکردن ناخالصیهاینامحلول،(۴)- تبلور از محلولی که در حال سرد شدن است،(۵)- جداکردن بلورها از محلولی که در آن شناور هستند،(۶)- شستشوی بلورها برای خارج کردن محلولی که به آنها آغشته است،(۷)- خشک کردن بلورها
بخشعملی

    خالص سازی بنزوئیک اسید: یک گرم بنزوئیک اسید ناخالص را در ظرف ارلن مایر ۵۰ میلی لیتری تمیزی قرار دهید. حدود ۱۰ میلی لیتر آب به آن اضافه کنید. با چراغ گاز حرارت دهید تا به آرامی به جوش آید. در قسمتهای یک میلی لیتری به اندازه لازم آب اضافه کنید تا دیگر جسم جامدی در محلول جوشان حل نشود.
    اگر محلول رنگین است (توجه داشته باشید که بنزوئیک اسید خالص بیرنگ است) محلول را کمی سرد کنید (احتیاط: هیچگاه به محلول جوشان زغال رنگبر اضافه نکنید) حدود ۱/۰ گرم زغال رنگبر اضافه کنید و دوباره مخلوط را همراه با همزدن گرم کنید تا برای چند دقیقه بجوشد. مخلوط داغ را مطابق شکل (۱) بصورت داغ صاف کنید. ظرف خالی را با ۱ تا ۲ میلی لیتر آب داغ بشویید و محلول شستشو را از صافی عبور دهید. در صورتی که محلول صاف شده هنوز رنگی باشد، عمل با زغال رنگبر را تکرار کنید. اگر طی صاف کردن بلور تشکیل شد محلول را دوباره حرارت دهید تا بلورها حل شود سپس ظرف را با شیشه ساعت یا بشر معکوسی بپوشانید و اجازه دهید به آرامی سرد شود تا به دمای اتاق برسد (اگر سریع سرد شود بلورهای ریز ایجاد میشود). سپس ظرف را برای حدود ۱۵ دقیقه در آب یخ قرار دهید.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi