جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
تعارض
تعارض و ماهیت آن :
اگر همکاری و رفتارهای خوب اجتماعی در یک طرف پیوستاری که چگونگیِ کار کردن افراد وگروهها را با یکدیگر در سازمانها توصیف می کند قرار گیرد ، در طرف دیگر آن مطمئنا ً تعارض قرار می گیرد . این واژه معانی زیادی دارد و برای اشاره به رویدادهایی با دامنه وسیع نظیر اضطرابهای درونی ناشی از نیازها و خواسته های رقابتی ( تعارض درونی ) تا خشونت بازبین کشورها ( جنگ ) مورد استفاده قرا رمی گیرد ( بارون وگرین برگ ، ۱۹۹۰ ) . در حوزه رفتار سازمانی تعارض عمدتاً به مواردی اشاره دارد که در آن واحدها یا افراد در درون یک سازمان بجای کار کردن با همدیگر در مقابل یکدیگر کار مـی کنند. فرهنگ لغت و بستر، تعارض را به صورت (نبرد و اختلاف نیروهای متـضاد، و تضـاد موجـود بین غرایز یا اخـلاقیات و ایده آل های دینی و اخلاقی) تعریف می کند.. (فیاضی، ۱۳۸۲). رابینز (۱۹۹۰) معتقد است که تعارض فرایندی است که در آن شخص اول به طور عمدی می کوشد تا به گونه ای باز دارنده سبب ناکامی شخص دوم در رسیدن به علائق و اهدافش گردد. (به نقل از خواجه ای، ۱۳۷۲)
داج ۳ (۱۹۹۳) تعارض را عدم تطابق و تفاهم در مورد فعالیتهای انجام شده تعریف کرده است. تامسون۴ تعارض را هر رفتاری که از جانب اعـضای یک سـازمان به منظور مخالفـت با سایر اعضاء صورت می گیرد، می داند.(میرکمالی، ۱۳۷۱)
با توجه به یک تعریف جامع و پذیرفته شده ، تعارض فرایندی است که از طریق آن یک گروه متوجه می شودکه گروه دیگر اقداماتی را انجام داده است و یا در حال انجام است که اثرات منفی را برخواسته های او می گذارد (گرین برگ، ۱۹۹۰) . به عبارت دیگر عناصرکلیدی تعارض به نظر می رسدکه در برگیرنده :
۱) علائق متضاد بین افراد یا گروهها ۲) شناخت چنین تضادهایی در علائق ۳) اعتقاد بر این اصل که هر طرف علائق دیگری را خنثی خواهد کرد ( یا قبلاً کرده است ) ۴) اقداماتی که در واقع چنین اثرات را به وجود می آورد . شکل ۱ ، ماهیت تعارض سازمانی را نشان میدهد :
شکل ۱ ماهیت اساسی تعارض سازمانی ( بارون و گرین برگ ، ۱۹۹۰ )
گیبسون و هاجز (1991 ) تعارض را در سه بعد توصیف کرده اند :
• تعارض عمومی در مقابل تعارض خصوصی – یعنی تعارض آشکار و قانونی در مقابل تعارض پنهان و غیر قانونی ( گورون ۳، ۱۹۹۹ ).
• تعارض رسمی در مقابل تعارض غیر رسمی ۴– تعارض مربوط به زنجیره فرماندهی در مقابل تعارض بین افراد یا گروهها
• تعارض عقلانی در مقابل تعارض غیر عقلانی ۵– تعارض از پیش اندیشه شده و منطقی در مقابل تعارض عاطفی، آنی ، خود به خود و غیر منطقی ( پوت نام ۶، ۱۹۹۲ ) .
تعارض معمولا ً در مواقع زیر رخ می دهد :
• افراد یاگروهها تصور می کنند که آنها اهداف و ارزشهای انحصاری دو جانبه ای دارند .
• افراد از رفتارهایی استفاده می کنند که برای شکست دادن یا غلبه کردن بر مخالفان طراحی شده است
• .گروهها با یکدیگر با اعمال مخالفت انگیز دو جانبه ، روبرو می شوند .
• گروه سعی می کند یک موقعیت مطلوب نسبت به گروه یا شخص دیگر بدست آورد
ادراکات نقش عمده ای در تعارض ها دارند . از این منظرافراد تعارض را در سه بُعد می بینند
• رابطه ای / کاری ۸: تعارض مبتنی برکار ، بر روی خود کار تمرکز می کند و در حالیکه تعارض مبتنی بر افراد بر روابط جاری بین افراد متمرکز می شود (سی سا 9، ۱۹۹۶ ).
• احساسی / عقلانی ۱۰: گروهها یا بر اجزای احساسی تعارض و یا اجزای شناختی تعارض توجه دارند
• همکارانه کردن / رقابتی ۱۱ : هر گروه می تواند باگروه دیگر همکاری نماید یا به هزینه کنار زدن گروه دیگر برنده شود ( پینگلی ۱۲، ۱۹۹۴ ) .
با توجه به تعاریف فوق می توان گفت : اختلاف در تعریف ها حول محور اهداف می چرخد و معنی واژه مزبور این است که آیا تعارض تنها در مرحله عمل آشکار می شود یا خیر ؟ به این معنی که آیا رفتاری که مانع و سد راه دیگران می شود یک عمل آگاهانه ( با قصد ونیت ) است ؟ یا اینکه در نتیجه اوضاع و شرایطی اتفاق می افتد .
آیا تعارض تنها به معنی آشکار ساختن عمل است یا خیر ؟ طبق برخی از تعاریف برای اینکه تعارض وجود داشته باشد باید نشانه هایی از نزاع و کشمکش یا زد و خورد آشکار ( بین افراد و گروه ها ) به چشم بخورد ، لذا چنانچه بپذیریم نخستین وظیفه مدیر شکوفا ساختن توانایی و خلاقیت کارکنان است در این صورت باید بیشتر به عوامل مربوط به ایجاد تعارض توجه کرد ( خدابخشی ۱۳۷۵ ).
تعارض بوسیله طرفین درگیر آن درک می شود ، زیرا تعارض یک موضوع ادراکی است . اگر کسی از تعارض آگاهی ندارد پس در این حالت تعارض وجود ندارد ، البته تعارضات درک شده نیز ممکن است واقعی نباشند . از این رو شرط وجود تعارض این است که طرفین آن را درک کرده باشند ، آنچه در این تعاریف مشترک است مفاهیمی از قبیل شرایط ، مسائل مورد توجه طـرفین ، به نظر رسـیدن مخالفـت و کمیابی منابع می باشد و فرض بر این است که برای ایجاد تعارض دو نفر یا تعداد بیشتری وجود دارند که منافع متضاد و ناسازگار دارند . منابع ( خواه پول ، ارتقاء وجهه ، قدرت و یا هر چیز دیگر ) نا محدود نیستند و کمیاب بودن آنها رفتارهای مانع زا ، برای دیگران را تشویق می کند . از این رو طرفین درگیر در یک تعارض با هم در تضاد قرار می گیرند .
موقعی که یکی از طرفین در راه تحقق هدف دیگری مانع ایجاد می کند ، حالت تعارض وجود دارد . بنابراین تفاوت بین تعاریف ارائه شده از تعارض بر قصد یا نیت طرفین تکیه دارد و این نکته که آیا تعارض اصطلاحی است که مبین عمل بیرونی و ظاهری است متمرکز می باشد ، ( الوانی و دانایی فرد ، ۱۳۷۳ ) . واکنش طبیعی به پدیده تعارض در سازمان این است که می توان آنرا به عنوان یک نیروی بازدارنده به حساب آورد که تحت شرایط ناراحت کننده به وجود می آید و لازم است که به این نکته اساسی اشاره کنیم که فرد و نوع رفتار وی تنها عامل به وجود آورنده تعارض نیست ،بلکه شرایط سازمان ها و نظر یا ماهیت اصلی آنها در ایجاد تعارض موثر هستند . روانشناس معروف سنفورد ( 1964 ) معتقد است که سی سال پیش این امر ساده بود که گناه وجود تعارض در سازمان را به گردن افـراد انداخـت ولی آن فرمـول ساده دیگر مناسب وضع کنـونی سـازمان ها نیـست زیرا در این زمان درباره فرایـندهای اجـتماعی دانــش و اطلاعات بیـشتری وجود دارد ( پارسائیان ، اعرابی ، ۱۳۷۶ ).
دیدگاههای متفاوت پیرامون تعارض سازمانی
دیدگاه ها درباره علل تعارض به دید ویژه افراد در مورد ماهیت جامعه و سازمان های درون آن بستگی دارد ( گیبسون و ایوانسویج ، ۱۹۹۱ ) .
سه دیدگاه در این زمینه ارائه شده است و هر کدام که مورد پذیرش قرار گیرد حائز اهمیت می باشد زیرا:
• تعیین می کند که چه نوع رفتاری از افراد انتظار می رود .
• بر عکس العمل شما در مورد رفتار دیگران تاثیر می گذارد .
• انتخاب روش های قابل استفاده جهت تغییر این رفتارها را تعیین می کند .
دیدگاه سنتی ( یگانگی )
بر طبق این دیدگاه تعارض به معنی عملکرد اشتباه در گروه ، بخش یا سازمان می باشد . با توجه به این دیدگاه ، تعارض بدو مضر بوده و بنابراین می بایست در صورت امکان از آن برحذر بود و در صورت بروز می بایست ریشه کن شود . این دیدگاه سنتی خوانده می شود ، زیرا از مطالعات هاتورن که در سال های ۳۲-۱۹۲۴ در امریکا انجام شد سرچشمه می گیرد.
این دیدگاه سازمان ها را اساسا ً ساختارهای هماهنگ و موزون دانسته که نمی بایست هیچگونه تعارض سیستماتیک علائق در آن وجود داشته باشد . اهداف مشترک برای این سازمان ها وجود داشته و موفقیت یا شکست سازمان منجر به موفقیت یا شکست کارمندان و مدیران خواهد شد .
در این دیدگاه ، همفکری (عدم تعارض ) یک حالت ایده آل و طبیعی می باشد و بروز تعارض به معنی نقطه آغازین به خطر انداختن حیات سازمانی می باشد .
بنابراین ، دیدگاه سنتی به تعارض به عنوان یک پدیده غیر ضروری و مضر می نگرد و آنرا مخرب دانسته و وجود آن را موجب کاهش رضایت شغلی ، تضعیف روابط بین واحدها و کاهش اثر بخشی می داند
( فاکس ، ۱۹۹۶ ) .
دیدگاه کثرت گرا
این دیدگاه معتقد است که اشخاص دارای علایق مختلف و منحصر بفرد بوده و براساس این علایق در گروه ها جای گرفته و یک سازمان شامل گروه هایی با اهداف و علاقه جدا بود ه که هر کدام اهداف خویش را دنبال می کنند . گاهی اوقات این علایق مشابه بوده و گاهی اوقات نیز مخالف یکدیگر می باشد که در این صورت منجر به تعارض می شود .
با قبول دیدگاه کثرت گرا به این استدلال می رسیم که تعارض نه تنها امری اجتناب ناپذیر می باشد ، بلکه پدیده ای ضروری برای سلامتی سازمان می باشد . با این وجود ، بر خلاف دیدگاه سنتی که تعارض را امری مضر می داند که می بایست حذف گردد ، در دیدگاه کثرت گرا تعارض را می بایست قبول کرد زیرا در شرایط خاص باعث افزایش کارایی می شود . ( لوئیس پوندی ۳ ، ۱۹۶۴ ) اظهار می دارد که :
تعارض ضرورتاً امر خوب یا بدی نمی باشد ، اما می بایست از لحاظ کارکردی و غیر کارکردی سازمانی مورد ارزیابی قرا رگیرد .
نگرش کثرت گرا ، این احتمال را مطرح می کند که تضاد می تواند عنصری سازنده باشد اما به نوعی ، عمدتاً وقوع آن را در سازمان نامیمون و موجد ضرر می داند و به عبارت دیگر بعد غیر کارکردی تعارض را بیش از منافع آن می داند .
دیدگاه تعامل گرا 3
این دیدگاه فراتر از مکتب نظریه کثرت گرا به تحمل و مدیریت تعارض نگاه می کند . این دیدگاه هم به تحریک تعارض و هم به حل تعارض تاکید می کند . این مکتب فکری اظهار می دارد که یک گروه یا واحدی که در آن هیچ گونه اختلافی نباشد و بسیار دوستانه ، سازگار و هماهنگ عمل نماید می تواند نسبت به نیازهای در حال تغییر بی تفاوت و بی احساس شود . مدیری که دارای دیدگاه تعامل گرایی است همواره می کوشد جنبه های بالقوه مثبت تعارض را برای رشد سازمان فراهم نموده و حنبه های منفی تعارض را کاهش دهد . به عبارت ساده تر ، در این دیدگاه به مدیران توصیه می شود که به فکر ریشه کردن تعارض نباشند بلکه تزریق شرایط تضاد آور را نیز در نظر گیرند . این موضوع شرط تسهیل سازندگی ، تحرک زایی و پویایی سازمان است . لذا نقش مدیران در این نگرش ، عبارت خواهد بود از متعادل سازی تعارض ها در سطح عملکردی. ( جنس ۱، ۱۹۸۲ ) .
انواع تعارض
دسته بندی های متفاوتی از تعارض به چشم می خورد به زعم ممی زاده ( ۱۳۷۴) بسته به اینکه از چه دیدگاهی به تعارض نگاه کنیم می توان آن را به انواع مختلفی تقسیم کرد.
اندروزو هرشل ۲ ( ۱۹۹۷ ) معتقدند که به طور کلی دو نوع تعارض در سازمان وجود دارد :
– تعارضهای نهادینه شده ۳: که ناشی از طبیعت خاص، هدف ها و مقاصد سازمان است . تقابل منافع و سایر اهداف سازمان با منافع و اهداف کارکنان از نوع تضادهای نهادینه شده است
– تعارض های نو ظهور ۴: شکل دیگری از تعارض است که ناشی از تعاملات رسمی و غیر رسمی افراد در کارهای روزمره است . یکی از علت های این نوع تعارض ممکن است ناشی از رقابت افراد برای منابع سازمانی باشد
تعارض های نهادینه شده و نوظهور در سطوح مختلف اتفاق می افتند . سطوح مختلف تعارض عبارتند از: تعارض در ون فردی ، تعارض بین فردی ، تعارض بین گروهی و تعارض بین سازمانی.
رابینز ۵ ( ۱۹۹۶ ) در یک دسته بندی تعارضات را به دو دسته تقسیم می کند : سازنده ومخرب
– تعارض سازنده ۱ : تعارض در صورتی سازنده می باشد که کیفیت تصمیم گیری را بهبود بخشد . خلاقیت و نوآوری را ترغیب کند ، علایق و کنــجکاوی افراد و گروه ها را بر انگـیزد ، راهـی برای شــنیدن شکایت ها تعییـن نمـاید . تنش ها را از بین برده و ارزیابـی های شخصی را تشویق نماید ( گیــبـسون و ایوانـسویچ ۲، ۱۹۹۱).
– تعارض مخرب ۳: تعارض در صورتی مخرب است که ایجاد نارضایتی نماید ، سازمان را از اهداف خود دور کند ، باعث فرو پاشی روابط گردد ، باعث تخریب گروه شود ، ارتباطات را کند کند و انسجام گروه را کاهش دهد (همان منبع ص ۶۳۸) .
تعارض و اثرات اصلی آن ۴
در صحبت های هر روزه واژه تعارض دارای توارد ذهنی بسیار منفی می باشد . به نظر می رسد که این واژه اشاره به عصبانیت ، مقابله مستقیم ، رفتار آسیب رسان و خشن داشته باشد . در واقع تعارض در محیط کار در مثل به مانند شمشیر دو لبه ای می ماند که بسته به دلیل وقوع و چگونگی گسترش آن موجب بوجود آمدن پیامدهای مثبت و منفی می شود .
اثرات منفی تعارض موجب به وجود آمدن احساسات منفی قوی می شوند و از این منظر باعث ایجاد فشارهای روانی می گردند . تعارض معمولا ً باعث تداخل در ارتباطات بین افراد ، گروهها و بخشها می گردد . در این صورت موجب از بین رفتن هماهنگی بین آنها می شود
انرژی و توجه مورد نیاز برای انجام وظایف محوله را درجهت تحقق اهداف سازمانی صرف مسائل حاشیه ای ناشی از آن می کند . در تمام این موارد تعارض می تواند اثرات جدی بر روی اثر بخشی سازمان بگذارد .
دیگر اثرات ناشی از تعارض بعضی مواقع آن چنان ظریف می باشند که گاهی اوقات به آسانی مورد بی توجهی قرار می گیرند.
یافته های تحقیقات نشان می دهند که تعارض بین گروهها رهبران آنها را تشویق می کند تا از سبک مدیریتی مشارکت جویانه به سبک مدیریتی دستوری تغییر روش دهند ، زیرا گروهی که فشار روانی را تجربه می کند به یک رهبری قاطـعانه نیازمند است . با توجـه به این امر رهـبران به هنـگام گستـرش تعـارض تاکتیک های کنترلی بیشتری بکار می برند . در نتیجه این تغییرات ، گروه هایی که تعارض را تجربه می کنند محیط کاری ناخوشایندتری را در مقایسه با زمانی که با این نوع فشارها مواجه نبودند دارند .
از طرفی دیگر، تعارض باعث افزایش تمایل دو طرف به باقی ماندن در حالات منفی می شود . همانطور که قبلاً اشاره کردیم اعضاء گروهها یا واحدهای مخالف سعی دارند تا بر روی اختلافات یکدیگر تأکید کنند .
این اختلافات بسیار بدبینانه نگریسته می شود و باعث می گردد تا نگاهی ناپسند به یکدیگر داشته باشند . سرانجام ؛ اختلاف موجب می شود تا افراد گروه بر روی قسمت خود متمرکز شود و تنها نسبت به گروه خود احساس وفاداری نماید و هر کس حتی من باب آزمایش بگوید که وضعیت گروه مقابل برتری هایی دارد به او به چشم یک خائن نگریسته می شود و قویاً مورد سرزنش قرار می گیرد و این امر باعث می شود تا دو طرف نتوانند یکدیگر را بخوبی درک کنند ( وضعیتی که احتمال راه حل موثر را برای حل اختلافات به حداقل می رساند و احتمال تفکر گروهی را افزایش می دهد )
نمای کلی تعارض ، تماماً منفی نمی باشد . اگر تعارض در بعضی از سازمانها موجب اثرات منفی می شود می تواند تحت بعضی از شرایط خاص دارای اثرات مثبت نیز باشد . ابتدا تعارض باعث می شود تا مسائلی که قبلاً به رسمیت شناخته نشده اند ، دوباره مطرح گردند با تشخیص چنین مشکلاتی اولین گام تلاش برای حل آنهاست و از این حیث تعارض می تواند مفید باشد . دوم اینکه ، اختلاف گاه موجب توجه و رسیدگی به رویکردها و ایده های جدید می شود و زمینه را برای خلاقیت ، ابتکار و تغییر در سازمان مهیا می کند . این امر بدین علت است که سازمان نمی تواند هنگامی که یک تعارض بوجود می آید مانند همیشه به کار خود ادامه دهد . نیاز به تصمیم گیری در شرایط سخت ، سیاستهای جدید ، تغییرات در پرسنل و حتی ساختار درونی جدید از اثرات موثر تعارض است و تغییرات مناسب در ادامه آن اتفاق می افتد . سوم اینکه ، چون تعارض باعث افزایش وفاداری گروهی می شود می تواند موجب افزایش انگیزش و عملکرد در درون گروهها و یا واحدهای درگیر شود . تلاش برای کـسب سطـوح بالاتری از موفقیـت هم باعـث پیش افــتادن از سازمان های رقـیب می شود و هم موجب تائید نگرش نسبت به خود می گردد .
در آخر تعارض هر دو طرف را تشویق می کند تا به عملکرد یکدیگر به دقت بنگرند و ببینند که حریف بدنبال چه اهدافی می باشد . که این موضوع خود موجب افزایش انگیزش و عملکرد می شود . از این منظر ، تعارض می تواند روی اثر بخشی سازمان تاثیر بسزایی داشته باشد . بسیار مهم است که اشاره کنیم سود و فواید زمانی حـاصل مـی شود که تعارض بخوبی مدیریت شود نه اینکه از کنـترل خارج شود (لوتهنز، ۱۹۹۱) ۱٫
• اگر از بعد سازمانی و سلسله مراتب به تعارض بنگریم لازم است آن را به دو دسته کلی افقی (تعارض بین یک ستاد با ستادی دیگر و تعارض بین یک صف با صف دیگر) و عمودی (میان واحدهایی از سطوح مختلف سازمان) بروز می نماید و به تعارض صف و ستاد معروف است. (محمدزاده، بهروژان، ۱۳۷۵).
• لوتهنز ( ۱۹۹۲ ) معتقد است که تعارض در سطوح مختلفی به وقوع می پیونددو بر این اساس ۴ نوع تعارض در سازمان ها مشاهده می شود .
الف ) تعارض درون فردی ۲: این نوع تعارض در درون افراد سازمان به دو شکل ظاهر می شود:
تعارض ناکامی و تعارض هدف: تعارض ناکامی زمانی روی می دهد که سائق ۳ تحریک شده ای قبل از اینکه فرد به هدف مورد نظرش برسد با مانع برخورد می کند
این مانع ممکن است آشکار ( بیرونی یا مادی ) باشد و یا اینکه پنهان ( درونی یا ذهنی – اجتماعی روانی) باشد . یک نمونه شرایط ناکامی ممکن است فرد تشنه ای باشد که به آب برسد ولی از دستیابی به مخزن آب منع شود. شکل ۲ این شرایط ناکامی را نشان میدهد.
این ناکامی معمولا ً مکانیسم دفاعی را در فرد تحریک می کند. شکل ۳ عکس العمل فرد را با لگد زدن و با دشنام دادن نشان می دهد.
شکل ۳ عکس العمل فرد نسبت به ناکامی (همان منبع، ص ۳۷۲)
دیگر منبع معمول تعارض درون فردی، تعارض هدف ۱ می باشد که هم دارای ویژگی های مثبت و هم منفی است . فرد دارای دو هدف و یا بیشتر از آن می باشد . در ناکامی یک انگیزه مفرد قبل از اینکه هدف تحقق یابد با مانع برخورد می کند در حالیکه در تعارض هدف انگیزه های زیاد مانع همدیگر می شوند . تعارض هدف به صورت های تعارض خواست- خواست ۲ (افراد سعی می کنند تا از بین دو هدف جذاب یکی را انتخاب نمایند)، تعارض اجتناب- اجتناب ۳ (فرد بایستی یکی از دو گزینه غیرجذاب و نامطلوب را انتخاب نماید). تعارض خواست – اجتناب ۴ (زمانی روی می دهد که فرد برای دست یابی به هدف هم احساس مثبت و هم احساس منفی دارد) مشاهده می گردد (مقیمی، ۱۳۷۷).
ب ) تعارض بین فردی ۵
علاوه بر جنبه های درون فردی تعارض ، جنبه های بین فردی تعارض هم در رفتار تعاملانه افراد بسیار مهم می باشند .
تعارض بین افراد تعارضی است که بین دو فرد یا بیشتر بر سر موضوعات مختلف به وجود می آید . یکی از دلایل مهم این تعارض ، اهداف و روش هایی است که افراد دنبال می کنند و احساس می کنندکه این اهداف وعقاید و رفتارهایشان متضاد و مخالف هم می باشد این نوع تعارض بر دو نوع تقسیم می شود (حقیقی ۱۳۸۰ ) .
– تعارض در نقش ۶ (زمانی رخ می دهد که یک فرد بطور همزمان دو نقش را ایفا می کند)
– ابهام در نقش ۱ (تعریف درستی از شغل نشده باشد و شاغل نسبت به ماهیت شغل به آگاهی و اطمینان نرسیده باشد).
ج) تعارش بین گروهی ۲
این نوع تعارض بین گروه ها رخ می دهد که ممکن است دارای نتایج مثبت یا منفی باشد. رقابت بر سر منابع، وابستگی کاری، ابهامات مربوط به وظایف و اختیارات و مبارزه جهت کسب جایگاه برتر را می توان از دلایل و زمینه های متعدد اختلافات و تضادهای بین گروهی دانست (کوتهنز، ۱۹۹۲، به نقل از کان ) ۳
د) تعارض بین سازمانی 4
بعضی از همان پویایی هایی که در تعارض بین گروهی وجود دارد، در بین سازمان ها نیز تأثیرگذار است. اغلب تعارض های بین سازمانی در موقعیت بازار رخ می دهد که شرکت ها خواهان سهم بازار بیشتری هستند و یا برای به دست آوردن منابع کمیاب با یکدیگر رقابت می کنند. (مقیمی، ۱۳۷۷)
علل ایجاد تعارض در سازمان ها ۵
اساسا ًعلل تعارض شامل سه طبقه ی جدا می باشد که اغلب این علت ها می تواند در سایر طبقات نیز قرار گیرد ( قربانی ، ۱۳۷۸ ).
۱- تعارض ارتباطی ۶: اطلاعات ناقص در فرایند ارتباط می تواند مولد سوء تفاهم بوده و موجبات موفقیت یا شکست یک کار را فراهم نماید که این امر موجب ایجاد تعارض بین فرستنده و گیرنده اطلاعات ازنظرارتباطی می شود . بنابراین مشکلات فرآیند ارتباط می تواند ناشی از ارتباط کم و یا ارتباط بسیار زیاد و یا هر یک از موانع دیگر ارتباطی باشد ( چاندی ۷، ۱۹۹۸ ) .
۲ – تعارض رفتاری ۸: این تعارضات از افکار و احساسات ، عواطف و نگرش ها ، ارزش ها و ادراکات افراد نشأت گرفته و اغلب مشخصه های مهم شخصیت را منعکس می کند . بنابراین ارزشها و ادراکات بعضی افراد ازموقعیت و شرایط ، طوری است که خود موجب ایجاد تـعارض با دیگران می گردد . به طـوری که آنها ارزش های مختلف داشته و ادراک ناهمسانی از موقعیت واحد دارند ، افرادی که خیلی مستبد هستند با همکاران خود مخالفت کرده و از طریق بزرگ نمایی اختلاف جزئی که ممکن است پیش بیاید ، تعارض بوجود می آورند ، از طرف دیگر افرادی که از اعتماد به نفس پائینی برخوردارند ، همیشه ازجانب دیگران احساس تهدید کرده و در مقابل مسائل ساده واکنش شدید نشان داده و زمینه ی ایجاد تعارض را فراهم می کنند .
تعارضات رفتاری ممکن است به تعصبات ناشی از عواملی مانند : مذهب ، نژاد ، جنسیت و . . . وابسته باشد . بعضی از مردان درمورد کارکنان زن احساس ترحم می کنند . بعضی خانواده ها کنیه های خانوادگی را ادامه می دهند . این تعارضات نشان دهنده درستی یا نادرستی جریانات نیست ، بلکه از عواطف و احساسات ناشی از این جریانات سرچشمه گرفته است . تعارض رفتاری حتی زمانی که اعتقادات و ارزش های افراد توسط شخصی مورد چالش و تهدید قرار می گیرد نیز ممکن است به وجود بیاید . یک مدیر ممکن است بخواهد بعضی از کارکنان را بخاطر صرفه جویی مالی اخراج کند در حالی که مدیر دیگری ممکن است حس انسان دوستانه داشته و روش های دیگری را جهت صرفه جویی اقتصادی مورد استفاده قرار دهد . یا استادی ممکن است برای روش تدریس خود ارزش قائل باشـد به طوری که نظارت نزدیک از روش تدریس او موجب ناراحتی اش می گردد ( لیکرت ، ۱۹۷۶ به نقل از قربانی ، ۱۳۷۸) .
لیکرت برخی از علل بوجود آمدن تعارض راکه از طریق مدرنیزه شدن جوامع ایجاد شده است را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده است . این نوع تعارضات از انتظارت غیر واقعی و پیچیدگی های اجتماعی و سیستم های سازمانی نشات می گیرد . ایجاد تعارض در نتیجه اختلاف بین اهداف سازمان رسمی و رشد روانی فرد نیز به وجود می آید . در حالی که سازمان بر وابستگی و اطاعت از دستورات اعضاء تاکید دارد . افرادی که به بلوغ روانی رسیده اند دوست دارند مستقل باشند ، خلاقیت داشته باشند ، در تصمیم گیری ها وانجام فرایند تصمیم گیری شرکت جویند که اگر نیازهای افراد و انتظارات سازمان با یکدیگر سازگاری نداشته باشند به ایجاد تعارض رفتاری منجر می گردد .
۳- تعارض ساختاری : این تعارضات به واسطه جریاناتی در ارتباط با طراحی ساختار سازمان و همچنین طراحی واحدهای زیر مجموعه سازمان ایجاد می شود که به برخی از آنها اشاره می گردد .
• اندازه سازمان : هر چه ساختار سازمان بزرگتر باشد زمینه ایجاد تعارض بیشتر است . تعارض ها خیلی مشابه هستند ، زیرا هنگامی که سازمان بزرگتر باشد ، بیشتر برخوردها غیر شخصی و رسمی بوده ، اهداف نامشخص ، نظارت و سرپرستی در سطح بالا می باشد و برای رساندن اطلاعات واضح و متنوع راه های زیادی وجود دارد ، تا اینکه به مقـصد برسد که ایـن عوامـل موجــب ایجاد زمــینه تــعارض مـــی گردد ( موریس ۲، ۱۹۸۴ ، به نقل از قربانی )
• اختلاف بین صف و ستاد ۳: یکی از منابع تعارض اختلاف بین واحدهای صف وستاد در داخل سازمان می باشد . واحدهای صف شامل کارکنانی است که به طور مستقیم در ارتباط با فعالیت های سازمان قرار دارند و واحدهای ستاد عمدتاً نقش مشورتی و پشتیبانی ازکارکردهای نیروهای صفی دارند که این تعارضات از وجود ادراکات مختلف از نقش ها و مسئوولیت ها نشات می گیرد که عموماً کارکنان ستادی اغلب احساس بی اختیاری کرده و از عدم کنترل و نظارت ناراحت هستند . این ادراکات موجب ایجاد تعارض بین صف و ستاد می گردد ( چاندن ، ۱۹۹۸ ، به نقل از قربانی ) .
• مشارکت ۴: این گمان وجود دارد که اگر زیردستان در فرایند تصمیم گیری ، اجازه مشارکت پیدا نکنند ، آنها احساس ناراحتی کرده و همین ناراحتی ها به تعارض منجر خواهد شد ، از طرف دیگر به طور غیر مستقیم ، اگر زیردستان فرصت مشارکت بیشتر داشته باشند میزان تعارض نیز بالا خواهد رفت . وجود این تعارض بیشتر به خاطر این حقیقت است که مشارکت زیادتر منجر به افزایش آگاهی افراد از اختلافات می شود ، این تعارض هنگامی که افراد علاقمند به تحمیل نظرات خود به دیگران هستند افزایش بیتشری پیدا می کنند ( موریس ، ۱۹۸۴ ) .
• ابهام نقش : نقش های شامل دسته ای از فعالیت ها هستند که به یک جایگاه معین در سازمان وابسته هستند . اگر این فعالیت های کاری خوب تعریف نشوند ، شخصی که کار انجام می دهد یعنی متصدی شغل نمی تواند آنچنان که مردم از او انتظار دارند ، وظیفه اش را انجام دهد ، بخاطر این که نقش او خوب و واضح تعریف نشده است . این امر موجب ایجاد تـعارض بین شخــص و افــرادی که به کار او وابسـته هستند می شود .
• طراحی گردش کار ۱: اگر ساختار گردش کار و شرایط هماهنگی کاری ، خوب طراحی نشده باشد به مشکلات درون گروهی و تعارض منجر می شود به خصوص وقتی که کارها به همدیگر وابستگی متقابل داشته باشند . طبق نظر موریس سازمان ها از گروه های مختلفی تشکیل شده اند که با یکدیگر کار کرده تا از طریق همکاری به اهداف مشترک دست یابند . برای مثال در یک دانشگاه باید بین مدیر و اساتید و سایر کارکنان اداری همکاری وجود داشته باشد ، به دلیل آنکه به یکدیگر وابسته است در غیر اینصورت بین آنها تعارض بوجود می آید .
• کمیابی منابع ۲: وقتی که افراد باید منابع سازمان مانند سرمایه ، تسهیلات و غیره را به طور مشترک استفاده کنند و این منابع کمیاب موجب ایجاد رقابت شدید در جهت بدست آوردن آنها شود . وقتی که کمیابی منابع وجود دارد ، کارکنان سازمان باید تعدیل پیدا نمایند . سطوح سازمان می بایست کاهش پیداکنند که در صورت عدم توجه رقابت شدید برای دریافت منابع مالی ایجاد شده و همین امر موجب ایجاد و پرورش تعارض می شود .
تحقیقات نشان داده است که دو نفر دانشمند که با هم توافـق ندارند خصـومت خود را نـشان نمی دهند مگر زمانی که کاهش فضـای آزمایشـگاهی آنها را جهـت نگـهداری محل کارشان بر انگیزد ( توماس ۳ ،۱۹۷۶ به نقل از قریانی ،۱۳۷۸ ) .
تعارض و تغییر ۴
لازمه پدیده تغییر که در مفهوم سیستم باز یک امر بنیادی است وجود تعارض است (هنسن ۵ ، ترجمه نائلی ، ۱۳۷۰) . یک سازمان عاری از تعارض احتمالاً سازمانی ایستا ، بی تحرک و غیرحساس نسبت به ایجاد تغییر است . تغییرات خود بخود صورت نمی گیرد . تغییر نیاز به یک محرک دارد و آن محرک همان تعارض است .
قبل از مساعد شدن شرایط برای شروع تغییر بایستی میزانی از نارضایتی از وضع موجود وجود داشته باشد. پس سازمانی که عاری از تعارض است هیچ گونه نیروهای داخلی برای شروع تغییر سازمانی درون خود ندارد ( رابینز ، ۱۹۹۴ ، ترجمه الوانی و دانایی ، ۱۳۷۶ ) . شکل 4 بیانگر این ارتباط است.
شکل 4 تعارض و تغییر ( رابینز ، ۱۹۹۴ ، ترجمه الوانی و دانایی فرد ، ۱۳۷۶ )
با اولین زمزمه های اختلاف و ائتلاف های اولیه برای بدست آوردن بعضی امکانات و منابع ، تعارض به وجود می آید . اما وقتی که تعارض به وجود آمد تغییر نیز صورت می گیرد و بعد از تغییر، سازمان با شرایط ایجاد شده سازگاری پیدا می کند و این عمل تداوم می یابد .
تعارض هم از تغییر ناشی می شود و هم موجب تغییر می شود . بدین لحاظ است که تعارض دو وجهی است و همواره واکنشی در مقابل وضع موجود است . هر قدر دامنهتغییرات وسیع تر باشد و شکاف عمیقی بین وضع موجود و وضــعی که ناشی از تغییــرات به وجــود می آید تعـارض بیشتر رخ می نماید. تغییر با خود عدم اطمینان را به همراه می آورد و به گفته وارن بنی ست (( هر قدر موارد عدم اطمینان بیشتر شوند ، زمینه های تعارض در افراد بیشتر می شود )) ( میرکمالی ، ۱۳۷۱ ).
تعارض و اثر بخشی سازمانی
بسیاری چنین می پندارند که تعارض موجب تضعیف عملکرد گروه در سازمان می شود اما در حقیقت چنین پنداشتی نمی تواند درست باشد . چارلز بی هندی در این ارتباط می گوید (( زندگی توأم با تضاد مثل سوار شدن بر الاکلنگ است . اگر نحوه کار الاکلنگ را بدانید و طرف مقابل شما نیز سواری بر الاکلنگ را بداند قطعاً سواری لذت بخشی خواهید داشت ، ولی اگر فرد مقابل شما بازی را بلد نباشد و یاعمداً الگوی بازی را به هم بریزد بی تردید ضربه غیرمنتظره و ناراحت کننده ای را دریافت خواهید کرد )).(هندی ، ترجمه طلوع ، ۱۳۷۵ ).میزان تعارض د رسازمان می تواند بسیار زیاد یا اندک باشد . اگر تعارض در هر یک از دو انتهای طیف قرار گیرد عملکرد را کاهش می دهد . سطح مطلوب آن است که تعارض به حدی باشد که مانع از رکود و خمودگی شود ، موجب خلاقیت و نوآوری گردد ،فشار روانی را کاهش دهد ، تغییرو تحول پدید آورد و از سوی دیگر بدان حد نباشد که موجب تشنج و ناهماهنگی شود . اگر تعارض در سطح بسیار بالایی باشد ، موجب کم شدن اثربخشی سازمان خواهد شد که در نتیجه رضایت شغلی اعضاء ، سطح بازدهی و تولید سازمان کاهش می یابد و نرخ غیبت کارکنان افزایش پیدا می کند (رابینز، ۱۹۹۶،ترجمه پارسائیان و اعرابی، ۱۳۷۵).
راهبردهای پیشگیری از تعارض
بلیک شپارد و موتون بیان می کنند که پیشگیری تعارض آسان تر از کاهش تعارض پس از پیدایش آن است ( محمد زاده و مهروژان ، ۱۳۷۵ ) . بنابراین می طلبد که مدیران از فنون پیش گیری از تعارض آگاهی کافی داشته باشند . روش های زیر را می توان برای انجام این امر به کار برد .
تاکید بر اهداف و اثر بخشی سراسری سازمان : تاکید بر اهداف و تعهد در تسهیل عملیات موثر می تواند در جلوگیری از تعارض اهداف موثر باشد . اگر تاکید بر اهداف بزرگتر باشد کارکنان تصویری بزرگتر از سازمان خواهند داشت و برای حصول به این اهداف همکاری بیشتری خواهند نمود .
تسهیل ارتباطات میان گروهی: ادراک نادرست از توانائی ها ، اهداف و انگیزه های دیگران غالبا ً موجب تعارض می شود . بنابراین تشویق گروه ها به بحث و مکالمه و سهیم کردن آنها در اطلاعات از بروز تعارض جلوگیری می کند .
تعیین وظائف ثابت با ساختار صحیح : زمانی که فعالیت ها به وضوح تعیین و تفهیم شود و مورد پذیرش کارکنان قرارگیرد ، احتمال بروز تعارض کمتر خواهد بود ، زمانی که ابهام در وظائف وجود داشته باشد ، تعیین وظایف با ساختار صحیح ، ابهام را به حداقل می رساند .
احتراز از موقعیت های برد و باخت : اگر ازموقعیت های بر دو باخت احتراز شود در این صورت از تعارضات مربوط به آن جلوگیری می شود . زمانی که منابع کمیاب باشد ، مدیریت می تواند از تخصیص منابع به نحوی اسـتفاده کند که در جهت افزایش اثر بخشی سـازمانی بوده و مورد پذیـرش همـگان باشد (محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۷).
راهکارهای رفع تعارض
رابینز درکتاب خود تحت عنوان فنون رفع تعارض سازمانی ، فنون زیر را مطرح کرده است ( به نقل از مهدیزاده ، ۱۳۷۴ ) .
اهداف مشخص و مشترک: اهداف نا مناسب ، نا مشخص و متضاد زمینه ساز تعارض بوده و آن را توسعه و تشدید می نماید و بر خلاف آن این اعتقاد وجود دارد که تعیین اهداف مشخص و در عین حال مشترک میان واحدهای متعارض ( اهدافی که برای هر دو طرف قابل فهم و ارزشمند بوده اما هیچ یک به تنهایی قادر به درک آن نیستند ) از شدت و عمق تعارض کاسته و گامی برای اداره بهینه آن می باشد . این فن نیاز به همـکاری و هماهنـگی متقـابل را تشـویق نموده و ارتبـاطات سـالم را جـایـگزین تعارض می نماید .
کاهش وابستگی ها : هر چه وابستگی بین دو گروه ، واحد یا سازمان افزایش می یابد به همان میزان نیز پتانسیل تعارض و احتمال بروز آن افزوده می شود که مناسب ترین تدبیر در این شرایط برای رفع تعارض و اداره آن انتقال نوع وابستگی ها به طور تدریجی از حالت دو طرفه به یک طرفه و از آن به قطع وابستگی ، تا با این عمل ضمن کاستن از میزان وابستگی ها ، احتمال بروز تعارض نیز کاهش یابد .
گسترش منابع و امکانات : وقتی تعارض بدلیل کمبود منابع و یا شکل تقسیم و بهره گیری متقابل از منابع مشترک بروز می نماید مناسب ترین تدبیر برای رفع آن افزودن بر منابعی است که طرفین متعارض به طور مشترک به آن نیاز دارند .
مافوق واحد ( رئیس مشترک ) :ساده ترین و معمول ترین راه حل تعارضات سازمانی ارجاع آنها به یک مافوق واحد مشترک است .
جابجایی پرسنل : این تدبیر در کاهش شدت تعارض و افزایش تفاهم و تسریع در امر توافق موثر می باشد ، البته پیش از اجرای این راهبرد می باید مسائل حاشیه ای را دقیقاً سنجید.
تجزیه فیزیکی و ساختاری : به منظور کاهش تعارضات یکی از تدابیر ، تجزیه گروهها یا واحد ها از لحاظ سازمانی است که این عمل میتواند به دو شکل فیزیکی یا ساختاری به مورد اجرا گذاشته شود . در تجزیه فیزیکی جدا کردن واحدهای درگیر از لحاظ موقعیت فیزیکی و محل استقرار آنها مد نظر است ولی در تجـزیه ساخـتاری جـدا کردن واحدهای درگـیر از لـحاظ ساختار سازمانی و سلسله مراتب آنها مد نظر می باشد .
واحدهای هماهنگ شده: لارنس و لورش در مطالعات خود دریافتند که بسیاری از سازمان ها و شرکت ها تعارضات خود را از طریق ایجاد گروه ها یا واحدهای هماهنگ کننده که وظیفه برقراری تناسب و تعاون میان واحدهای متعارض را برعهده دارند حل می نمایند . بطور کلی ایجاد واحدهای هماهنگ کننده و افراد میانجی از لحاظ سرعت عمل و محدود نمودن وسعت تعارض حائز اهمیت فراوانی است .
تغییر سیستم ارزیابی و ارائه پاداش : وایلند و آلریچ معتقدند که با تغییر معیار ارزیابی عملکرد از انفرادی به گروهی و جمعی آن هم به صورت مرتبط با سایر گروه ها و واحدها می توان تا حد زیادی از تعارضات سازمانی کاست . این تغییر گامی مثبت برای حل تعارض و ترویج روحیه تعاون در سازمان وبین گروه ها و افرادی است که زمینه بروز تعارض در آنها بیشتر وجود دارد .
سیستم رسیدگی به شکایات : از طریق ایجاد کانالهای رسمی و باز استیناف میتوان با رسیدگی هر چه سریع تر به تعارضات در مراحل اولیه آنها را حل نمود و از گسترش بیشتر بسیاری از آنها جلوگیری نمود .
ضابطه مند کردن امور : با ضابطه مند کردن امور و رسمیت بخشیدن به آنها می توان رویه عمل مشخصی برای انجام هر یک از آنها تدوین نمود و برای اجرا به فرد ، گروه یا واحد مربوطه ارجاع داد که با این عمل احتمال بروز تعارضاتی از قبیل (( رابطه مداری ، ابهام در مسئوولیت ها و اختیارات نابرابر )) کاهش می یابد .
طراحی مجدد مشاغل: برخی از تعارضات سازمانی در عدم تناسب بین شغل با شاغل آن ریشه دارد . مناسب ترین استراتژی برای انطباق بین آنها و کاستن از عدم تناسبها و برخی ابهامات ، طراحی مجدد شغل و بهبود کمی وکیفی آن می با شد.
اخراج ، ادغام و انحلال : در برخی مواقع برای حل تعارضات فردی و گروهی راهی جز اخراج یک یا تعدادی از افراد و یا انحلال بخش یا واحدی از سازمان وجود ندارد ، لذا متخصصان علوم رفتاری معتقدند که در صورتی که تعارض بسیار شدید و عمیق شود ، ضمناً احتمال اشاعه آن در کل سازمان وجود داشته
بازدید
بازدید
بازدید
۲- پروسه های پایه Basic Process
با وجود اینکه چندین روش RP وجود دارد ولی در تمامی آنها پنج مرحله زیر مشترک است:
۱- ایجاد مدل CAD از طرح
۲- تبدیل مدل CAD به فرمت STL
۳- برش فایل STL به لایه های نازک
۴- ساخت مدل به صورت لایه های روی یکدیگر
۵- تمیز کردن و پرداخت مدل
۱- ایجاد مدل CAD: ابتدا جسم توسط یک نرم افزار CAD مدل سازی می شود، مدل سازی های Solid از قبیل Pro Engineer نسبت به مدل سازی های Wire Frame از قبیل اتوکد، اشیاء سه بعدی دقیق تری مدل می کنند، که در نهایت به بهتر شدن نتایج مشخص می شود.
۲- تبدیل به فرمت STL: نرم افزارهای CAD مختلف، از الکوریتم های متفاوتی برای ارائه جسم سه بعدی استفاده می کنند، برای ایجاد سازگاری، فرمت STL (استریولیتوگرافی، اولین روش RP) به عنوان فرمت استاندارد صنعت RP پذیرفته شده است. بنابراین گام بعدی تبدیل فایل CAD به فرمت STL می باشد، این فرمت سطح سه بعدی را به وسیله مجموعه ای از مثلث های صفحه ارائه می کند. چون فایل های STL از المانهای صفحه ای استفاده می کنند، قادر نیستند سطوح منحنی را دقیقاً ارائه کنند، با افزایش تعداد مثلثها تقریب بهبود می یابد، ولی این کار منجر به افزایش حجم فایل می شود، فایل های بزرگ و پیچیده به زمان بیشتری برای پیش پردازش و ساخت نیاز دارند، در نتیجه طراح باید در تولید یک فایل STL بین دقت و مدیریت پذیری تعادل ایجاد کند. چون فرمت STL جهانی می باشد، این مرحله نیز در میان تمامی روش های RP مشترک است.
۳- برش فایل STL: در گام سوم، برنامه پیش پردازش فایل STL را برای ساخت آماده می کند، چندین برنامه موجود است که در هر کدام به استفاده کننده، اجازه داده می شود تا اندازه (size)، مکان (location) و جهت مدل (orientertion) را تنظیم کند. جهت دهی مدل به چند دلیل مهم است: اول آنکه خواص مدل در جهات مختلف، متفاوت است، به عنوان مثال نمونه ها معمولاً در جهت Z ضعیف تر و کم دقت تر می باشند، علاوه بر این، جهت دهی قطعه تا حدی زمان لازم برای ساخت مدل را مشخص می کند، قرار دادن ابعاد کوتاهتر در جهت Z منجر به کاهش تعداد لایه ها در این جهت می شود، که در نهایت باعث کاهش زمان ساخت می گردد.
بسته به تکنیک مورد استفاده، نرم افزارهای پیش پردازش مدل STL را به لایه هایی با ضخامت ۰۱/۰ تا ۷/۰ میلی متر برش می زنند. این برنامه ها ممکن است برای تولید یک سازه جایی به عنوان تکیه گاه مدل، در زمان تولید نیز در نظر بگیرند.
تکیه گاه ها برای قسمتهای ظریف و نازک شبیه به قسمتهای آویزان، حفره های داخلی و قسمتهایی که در آنها دیواره نازک است مفید می باشند. هر سازند ماشین RP نرم افزار پیش پردازش مخصوص به خود را ارائه می کند.
۴- ساخت لایه به لایه: گاه چهارم، ساخت واقعی قطعه است. با استفاده از روش های RP، ماشین RP در هر بار یک لایه از پلیمر، کاغذ یا پود فلز را می سازد. اکثر ماشین ها خودگردان «اتومات» بوده و نیاز کمتری به مداخله انسان دارند.
۵- تمیزکاری و پرداخت: گام نهایی است که شامل برداشتن نمونه از ماشین و جدا کردن هرگونه، تکیه گاه است، بعضی از مواد حساس به نور، باید قبل از استفاده پخته شوند، ممکن است نمونه به تمیز کردن جزئی و پرداخت سطح نیز، نیاز داشته باشند.
ماسه زنی «sanding» آب بندی و درزبندی (sealing) و یا رنگ کاری باعث می شود مدل دارای ظاهر و دوامی بهتر باشد.
۳- روش های RP:
اکثر ماشین های RP تجاری موجود از یکی از ۶ روش ذکر شده استفاده می کنند:
۱- استریولیتوگرافی: استریولیتوگرافی به عنوان انقلاب RP به سال ۱۹۸۶ برمی گردد، در این روش با در معرض قرار دادن پلیمرهای مایع حساس به نور، در مقابل نور ماوراء بنفش، جسم جامد تشکیل می شود. همان طور که در شکل زیر ملاحظع می شود، مدل روی صفحه ای (Plat Form) که دقیقاً زیر سطح اپوکسی مایع یا رزین آکریلات (acrylate) موجود در ظرف مایع است، ساخته می شود. توسط لیزر کم قدرت باتمرکز بالا، لایه اول ترسیم می شود که باعث می شودسطح مقطع مدل تبدیل به جامد شود. در حالی که سطوح اضافی به صورت مایع باقی می ماند. سپس توسط یک آسانسور، صفحه به داخل مایع پایین می رود، سپس توسط یک جاروب کننده، لایه جامد شده، مجدداً پوشانده می شود و مجدداً لیزر لایه دوم را روی لایه اول تشکیل می دهد برای موقعیت دهی نور لیزر از دو آینه عمود بر هم استفاده می شود که توسط سرد کنترل و گالوانومتر تنظیم می شوند، این پروسه تا کامل شدن نمونه ادامه می یابد. پس از آن قطع جامد از وان برداشته شده و مایع اضافی آن شسته می شود، تکیه گاه ها از مدل جدا شده و مدل در اجاق ماوراء بنفش قرار می گیرد تا پخت کامل شود.
ماشین های استرلیتوگرافی (SLA) از سال ۱۹۸۸ توسط کمپانی ۳D-System ساخته شده اند و این کمپانی به عنوان رهبر این صنعت بوده و بیشتر از هر کمپانی دیگری از این نوع دستگاه ها ساخته است. نمونه های اولیه استریولیتوگرافی شکننده بودند و در اثر پخت تمایل به پیچش و اعوجاج داشتند ولی اصلاحات اخیر تا حد زیادی این مشکل را برطرف کرده است.
مزایای این روش:
۱- پایداری سیستم، پروسه به صورت اتوماتیک انجام شده و نیاز به دخالت اپراتور نمی باشد.
۲- دقت ابعادی خوب ۱/۰ + میلی متر
۳- صافی سطح خوب: البته در روی دیواره های جانبی و سطوح منحنی، آثار پله را می توان مشاهده کرد، ولی سطح روی قطعه دارای صافی سطح خیلی خوبی است.
۴- دارای پردازش بالا بوده و قادر به ساخت قطعاتی با پیچیدگی بالا است.
۵- شرکت ۳D-System نرم افزاری به نام (Quick cast) برای ساخت قطعات توخالی ارائه کرده است که می توان از آن مستقیماً به عنوان الگو در روش ریخته گری مومی استفاده کرد.
۶- این روش بیشتر از سایر روش ها استفاده شده است و جا افتاده تر است.
معایب این روش:
۱- پیچش و تابیدگی قطعه: گاهی اوقات رزین آب جذب می کند که منجر به پیچش و تابیدگی می شود، خصوصاً در نقاط نسبتاً نازک
۲- هزینه نسبتاً بالا دستگاه: ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار آمریکا، ولی پیش بینی می شود که این قیمت با کاربرد بیشتر روش کاهش یابد.
۳- رنج محدود مواد قابل استفاده: تنها از رزین های قابل پخت با نور می توان استفاده کرد.
۴- مرحله پخت بعد از ساخت: در اکثر موارد قطعه داخل وان پخته نمی شود و معمولاً یک مرحله پخت بعد از ساخت نیاز دارد.
۵- هزینه نگهداری و ساخت بالا: رزین و تفنگ لیزر خیلی گران است. سنسورهای نوری باید مرتب تنظیم شوند که نسبتاً گران است. «یک گالن متوپلیمر ۳۰۰ تا ۵۵۰ دلار است بستهب ه نوع دستگاه به ۷۸ تا ۶۷ گالن نیاز است که کل آن به ۲۳۴۰ تا ۲۷۳۰ دلار برای هر بار پر کردن مخزن پلیمر می شود. همچنین هزینه جایگزین تفنگ لیزر ۹۲۰۰ تا ۲۵۰۰۰ دلار آمریکا است».
۶- در اکثر رزین های مایع از آکرلیک استفاده شده است که باعث سوزش چشم یا اثرات کمی دیگر می شود، بعضی از این رزین ها ممکن است سرطانزا باشند.
۷- نیاز به تکیه گاه های متفاوت
کاربردها:
۱- ساخت مدل های مفهومی
۲- تست مونتاژ و تداخل وبرنامه ریزی پروسه
۳- به عنوان مدل در ریخته گری مومی
۲- ساخت اشیاء لایه به لایه Laminated object Manufacture
در این روش که توسط کمپانی Helisys توسعه یافته است، مواد به صورت ورقه هایی با پوشش چسبنده به صورت لایه به لیه به یکدیگر چسبیده و نمونه در نهایت تشکیل می شود. مواد اولیه شامل کاغذی است که با چسب آغشته شده و روی قرقره هایی پیچیده شده است، چسب مذکور در اثر حرارت فعال می شود. همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است، یک مکانیزم تغذیه کننده/ جمع کننده «Collecter/Feeder» ورقه را روی صفحه یا PlatForm می گسترانند، در حالی که پایه از کاغذ ساخته شده است و دو طرف آن نوار فوم قرار دارد سپس یک غلطک گرم با اعمال فشار کاغذ را به پایه می چسباند. خطوط مرزی لایه اول در کاغذ توسط لیزر بریده می شود. «از لیزر CO2 استفاده می شود» و سپس سطح اضافی توسط لیزر هاشور زده می شود «فضای منفی نمونه». هاشور باعث شکستن مواد اضافی می شود که باعث ساده تر شدن ماده در طی مرحله پس از ساخت می شود. در طی ساخت، مواد اضافی به عنوان تکیه گاه قسمتهای آویزان و دیواره های نازک عمل می کنند. پس از اینکه اولین لایه بریده شد، صفحه پایه به سمت پایین حرکت و مواد تازه به کار می رود. مجدداً صفحه پایه به کمی پایین تر از ارتفاع قبلی بالا می رود و غلطک گرم، لایه دوم را به لایه اول می پسباند و سپس لیزر لایه دوم را به لایه اول می پسباند، این مراحل تا کامل شدن قطعه ادامه می یابد و در نهایت قطعه دارای بافتی شبیه چوب می شود. چون مدل از کاغذ ساخته شده است باید آببندی شود و رنگ زده شود.
کمپانی Helisys ورقه هایی از جنس پلاستیک، کاغذ پس زننده آب، سرامیک و پودر فلز را نیز مورد استفاد ه قرار می دهد. قطعه تولید شده توسط نوارهای پودر فلز برای استحکام بیشتر باید پخته شود.
مزایای این روش:
۱- سرعت نسبتاً بالایی دارد، چونکه لیزر تنها مرز قطعه را اسکن می کند و لازم نیست که کل سطح مقطع را اسکن کند.
۲- قطعه پس از ساخت بلافاصله قابل استفاده بوده و نیاز به پخت پس از ساخت ندارد.
۳- نیاز به تکیه گاه نبوده و مواد لایه های قبل به عنوان تکیه گاه استفاده می شوند.
۴- به سادگی مورد استفاده قرار می گیرد.
معایب این روش:
۱- گرچه موادی از قبیل کاغذ، پلاستیک، سرامیک و کامپوزیت ها توانایی استفاده در این روش را دارند ولی در حال حاضر بیشتر از کاغذ استفاده می شود و سایر مواد در مرحله توسعه می باشند.
۲- قطعات ساخته شده به سرعت رطوبت را جذب می کنند، در نتیجه بلافاصله پس از ساخت باید به اپوکسی مخصوص مثلاً Lompoxy آغشته شوند.
۳- گرچه غیرممکن نیست، ولی برداشتن مواد اضافی «فضای منفی نمونه» از داخل خیلی مشکل است و در نتیجه برای ساخت قطعات تو رفته و مقعر استفاده نمی شود.
۴- وقتی محفظه خیلی گرم باشد، خطر آتش سوزی وجود دارد.
۳- سینتر انتخابی توسط لیزر Selective Laser Sintering (SLS)
این روش توسط کارل دیکارد در دانشگاه تگزاس در سال ۱۹۸۹ ارائه شد و سپس توسط شرکت DTM گسترش یافت.
در این روش که در شکل نمایش داده شده است ذرات پودر از قبیل نایلون، الاستومر و یا فلز به صورت انتخابی توسط لیزر در یکدیگر نفوذ کرده و جسم جامد را ایجاد می کنند. قطعات بر روی صفحه پایه ای ساخته می شوند که دقیقاً زیر پودر قابل نفوذ با حرارت می باشد. لیزر الگوی لایه اول را دنبال می کند و باعث زینتر این لایه می شود. سپس صفحه به اندازه ارتفاع لایه بعدی به پایین آمده و پودر مجدداً شارژ می شود. این پروسه تا کامل شدن قطعه ادامه پیدا می کند. پودر اضافی هر لایه در زمان ساخت به عنوان تکیه گاه عمل می کند.
ماشین های SLS توسط شرکتهای TX, Austin, DTM تولید می شوند
شرایط محفظه فرآیندب ه دقت کنترل می شود، دمای این محفظه همواره باید زیر نقطه ذوب باشد، برای جلوگیری از اکسیداسیون پودرها در دمای بالا، محفظه پر از نیتروژن است. لیزر دمای ذرات پودر را تا زیر نقطه ذوب بالا می برد و در نتیجه ذرات پودر در هم نفوذ می کنند.
مزایای این روش:
۱- تولید قطعات محکم تر نسبت به سایر روش ها
۲- رنج متنوع تر مواد مورد استفاده شامل: پلاستیک، واکس و فلز و سرامیک و …
۳- قطعات در زمان کوتاهی (معمولاً با سرعت بیش از ۱ اینچ در ساعت) ساخته می شوند.
۴- به مرحله پخت پس از ساخت نیاز نیست.
۵- به تکیه گاه نیاز نیست.
معایب این روش:
۱- پودر باید قبل از پروسه ساخت به دمای زیر نقطه ذوب برسد که حدود ۲ ساعت طول می کشد. پس از ساخت قطعه باید حدود ۵ تا ۱۰ ساعت قبل از برداشتن قطعه برای سرد شدن آن صبر کرد.
۲- صافی سطح قطعه به اندازه پودر و نقطه لیزر محدود شده است که باعث متخلخل شدن سطح می گردد، تنها به وسیله مراحل پس از ساخت می توان به سطحی صاف دست یافت.
۳- محیط پروسه باید همواره پر از نیتروژن باشد تا عمل زینتر به خوبی انجام شود که هزینه عملیات را افزایش می دهد.
۴- گازهای سمی ایجاد می شود که در محیط منتشر می شود.
۵- استفاده از مواد مختلف، احتیاج به پروانه های جداگانه دارد.
بازدید
نمودار ۱ـ توزیع سنی ۵۶۰۰۰ مورد بروسلوز گزارش شده به اداره کل مبارزه با بیماریها(ایران) ۰
بازدید
در فعالیتی چون حل کردن مسئله، هر دو نوع تفکربرای ما مهم تلقی می شود. اول، باید مسئله را تحلیل کنیم؛ سپس باید راه حل های ممکن را به وجود آوریم، پس از آن باید بهترین راه حل را انتخاب کره وآن را کامل نماییم ، و سر انجام باید تاثیر راه حل را ارزیانی کنیم. همانطو که مشاهده می کنید، این فرآیند یک تناوب را بین دو نوع تفکر نقدی و خلاق آشکار می کند. عملاً این دو نوع تفکر بیشتر مواقع با هم عمل می کنند اما به یکدیگر وابسته نیستند.
خلاقیت چیست؟
توانایی . یک تعریف ساده می گوید خلاقیت توانایی تصور و ابداع چیزی است. همانطو که در زیر مشاهده خواهید کرد، خلاقیت به خلق چیزی از عدم اطلاق نمی شود( تنها خدا می تواند این کار را انجام دهد)، خلاقیت توانایی ایجاد ایده های تازه از طریق ترکیب ، تغییر یا دوباره استفاده کردن ازایده های موجود است. برخی ایده های خلاق شگفت انگیز وهوشمندانه هستند، درشرایطی که برخی دیگر ساده ، خوب و کاربردی بوده اما آنقدرها مور توجه قرار نمی گیرند.
باور کنید یا نه ، باید بگوییم که هر کس دارای توانایی خلاق ذاتی است. برای مثال ، خلاقیت کودکان را در نظر بگیرید. در سنین بزرگسالی اغلب خلاقیت توسط آموزش سرکوب شده، اما هنوز وجود دارد و می توان آن را بیدار کرد. تمام آن چیزهایی که برای خلاق بودن بدان نیاز داریم تعهد به خلاقیت و وقت گذاشتن برای آن است.
رویکرد. خلاقیت یک رویکرد است : توانایی پذیرفتن تغییر و تازگی، آمادگی بازی با ایده ها و امکانات، انعطاف در برابر دیدگاه ها ، در حالی که در جستجوی راه های اصلاح آن هستید.
فرآیند. افراد خلاق به سختی و به طور مستمر کار می کنند تا به وسیله تغییرات تدریجی و پالایش کارهایشان، ایده ها وراه حل ها را اصلاح کنند. بر خلاف اسطوره شناسی خلاقیت ، تنها تعداد بسیار اندکی از آثار خلاق و عالی با یک ضربه ناگهانی و هوشمندانه خلق شده است. آنچه بیشتر به حقایق واقعی نزدیک تر است، داستان آنهایی است که اختراع را از مخترع دور کردند تا آن را بفروشند ؛ چرا که مخترع می خواست تغییرات جزئی را در اختراع خود وارد کند و در کل آن را بهتر کند. شخص خلاق می داند هر چیز همواره جایی برای تغییر دارد.
روش های خلاق
برای ایجاد نتایج خلاق روش های بسیاری وجود دارد. در اینجا به پنج روش کلاسیک اشاره کرده ایم :
تکامل تدریجی . این شیوه افزایش پیشرفت است. ایده های تازه ای که از دیگر ایده ها وراه حل ها تازه ای که از راه حل های قبلی مشتق می شوند، ایده های تازه ای به وجود می آورند که این ایده ها و راه حل های تاره نسبت به دیگر راه حل ها اندکی اصلاح شده اند. بسیاری از موارد پیچیده ای که امروزه از آن استفاده می کنیم، در طی یک دوره طولانی و افزایش مستمر به وجود آمده است. بهتر کردن چیز از زاویه های مختلف تدریجاً آن را بسیار بهبود می بخشد-،حتی ممکن است با ماهیت اصلی خود کاملاً تفاوت پیدا کند. برای مثال به تاریخ اتومبیل با هر محصول پیشرفت تکنولوژی نگاه کنید. با تولید هر محصول جدیدی اصلاحات به وجود آمدند. هر مدل جدیدی براساس مجموعه خلاقیت های مدل قبلی ساخته می شود ، تا این که در طول زمان، پیشرفت در اقتصاد و داوم آسایش صورت می گیرد. دراین جا خلاقیت در پالایش ، پیشرفت مرحله به مرحله نهفته است تا بوجود آوردن چیزی کاملاً جدید. شیوه تکامل خلاقیت همچنین تداعی کننده اصول نقدی است : هر مسئله ای که یکبار حل شده ، برای بار دوم به شیوه ای بهتر قابل حل است. متفکران خلاق این ایده را قبول نمی کنند که هنگامی که یک مشکل حل شده است، فراموش می شود یا این که ” اگر نشکسته ، تعمیرش نکن”. فلسفه یک متفکر خلاق این است که ” هیچ چیز همانند یک تغییر جزئی تاثیر ندارد”.
تلفیق . با این روش، دو یا چند ایده موجود با یکدیگر ترکیب شده و یک ایده سوم را به وجود می آورد. ترکیب ایده یک مجله و یک نوار کاست این ایده مجله ای به وجود می آید که می توانید مجله ای را تاسیس کنید که شنیداری باشد. این مجله می تواند برای افراد ناشنوا و کسانی که فواصل دور شهری را هر روز طی می کنند ، مورد استفاده قرار گیرد.
تحول بنیادین . گاهی ایده جدید ایده ای کاملاً متفاوت و دارای تغییرات واضحی نسبت به ایده های پیشین است. در شرایطی که فلسفه پیشرفت تکاملی ممکن است یک استاد را به پرسیدن این سوال وادارد که ” چگونه می توانم بهتر و بهتر درس بدهم؟” ، اما پیشرفت تحولی این سوال را بیان می کند که ” چرا درس بدهم، دانشجویان را به درس دادن به یکدیگر ترغیب می کنم ، کار گروهی یا ارائه گزارش؟ ” . برای مثال ، تکنولوژی تکاملی در زمینه مبارزه با موریانه هایی که وسایل خانه را می جوند گسترده شده و حشره کش ها و گاز های بی خطرتر و سریع تربرای از بین بردن آنها به وجود آمده است. یک تغییر نسبتاً تحولی می گوید: گازها را به دلیل نیتروژن استفاده نکنید. یک ایده خلاق تحولی می پرسد،” در ابتدا چه تدابیری بیاندیشیم تا از خوردن وسایل توسط موریانه ها جلوگیری کنیم؟” این پرسش به ابداع راه حلی چون تولید یک خوراک مخصوص موریانه منتهی می شود.
استفاده دوباره . به یک چیز قدیمی نگاهی نو داشته باشید. نام ها را کنار بگذارید تعصب ها، انتظارات و پیشفرض ها را دور بریزید و فکر کنید چگونه می توان از چیزی دوباره استفاده کرد. یک شخص خلاق ممکن است به گورستان اتومبیل ها برود و از موتور یک اتومبیل مدل T [ اتومبیل هایی که کمپانی فورد بین سال های ۱۹۰۸ تا 1927 ساخته می شد.] یک اثر هنری خلق کند. آن را نقاشی کرده و در اتاق نشیمن قرار دهد. یک شخص خلاق دیگر ممکن است همان موتور را به ابزاری برای حرکت سریع گاری اش تغییر دهد. هدف، دیدن فراتر از همان ابزار قبلی و استفاده های سابق است تا بتوانیم ایده های تازه و راه حل های مناسب پیدا کنیم. برای مثال، یک گیره کاغذ می تواتد به عنوان آچار و رنگ به عنوان چسب مورد استقاده قرار گیرد، از مایع ظرفشویی می توان برای از بین بردن” اسید دی اکسی ریبونو کلیک” از باطری ها استفاده کرد. اسپری های پاک کننده می تواند مورچه ها را بکشد.
تغییر مسیر . بسیاری از پیشرفت ها زمانی اتفاق می افتد که توجه از یک زاویه مسئله به یک زاویه دیگر معطوف می شود و گاهی این امر را بینش خلاق می خوانند. یک مثال کلاسیک در این زمینه : اداره راهنمایی رانندگی سعی می کند مانع اسکیت سواری کودکان درگودال ها شود. ادراه راهنمایی رانندگی حصار به وجود آورد که کودکان دور شوند، اما چنین نشد. سپس یک نرده بزرگ تر گذاشتند که توسط کودکان سوراخ شد. یک حصار قوی تر جایگزین آن کردند که آن هم شکسته شد. حصار بعدی یک حصار تهدید آمیز بود که نادیده گرفته شد. سر انجام شخصی تصمیم گرفت مسیر را تغییر دهد و پرسید، “مشکل در اینجا چیست؟ “کودکان می خواهند در گودال اسکیت سواری کنند “. “چگونه می توان مانع اسکیت سواری آنها شد؟” راه حل ریختن بتون وسط گودال بود تاسطح صاف آن را از بین ببرد. این راه حل هوشمندانه مشکل را حل کرد.
این مثال یک حقیقت نقدی را در حل مسئله نشان می دهد : هدف حل مسئله است ، نه اعمال یک راه حل خاص. وقتی یکی از راه حل ها عمل نمی کند، به راه حل دیگری فکر کنید. هیچ تعهدی نسبت به یک راه خاص وجود ندارد. تنها هدف را مد نظر داشته باشید. پافشاری در یک راه گاهی خود مشکل است. زیرا کسانی که در یک راه پافشاری می کنند، بیش از حد به یک راه احساس تعهد کرده ، کارشان عملی نخواهد شد ، و نتیجه نمی گیرند.
تفکر خلاق
وزن مغز سه پوند می باشد و هر روز هزار تای آن از بین می رود. این عضو مهم کم به کار گرفته می شود و هیچ آموزش درستی درباره استفاده از آن داده نشده است .
فکر کردن یک مهارت است و بنابراین می تواند آموخته شود .متاسفانه در مدارس ،دانشگاهها و مراکز آموزشی بندرت آموزش دغاده می شود.یک مطالعه تازه در آمریکا نشان داد که همبستگی زیادی میان ضریب هوشی بالا و خلاقیت ،استقلال،حس کنجکاوی،معلومات روانی در کلام یا فعالیت وجود ندارد.
مغز دارای دو نیمه است که به وسیله رشته ای از تارهای عصبی به هم مربوط شده است .هر نیمه فعالیتی متفاوت را انجام می دهد.
طرف چپ مغز بیشتر با فعالیتهای علمی سروکار دارد مانند منطق ،استدلال ،استنتاج و تحلیل.
طرف راست با فعالیتهای هنری مربوط است مانند موسیقی ،تصور خلاق،رنگ و هنر.
بیشتر فعالیتها نیاز به آن دارد که هر دو طرف در زمانهای مختلف به کار افتد تا توازنی پدید آید.تجزیه و تحلیل مسائل کار طرف چپ است ولی یافتن راه حلی مناسب می تواند از وظایف ناحیه راست باشد.
پدید آوردن راههای مختلف تصمیم گیری کاری تصوری است و مقایسه این راه کارها با هدفهای اصلی ، فعالیتی منطقی و مربوط به طرف چپ است .هنرمندان باید دارای قرینه سازی و طراحی و نیز شناخت تناسب رنگها باشند،دانشمندان نیاز دارند که از موانع منطقی پرش نمایند تا اکتشافها ی تازه ای بکنند. گفته می شود انیشتن نوعی تفکر خیالی را شروع کرده بود و می پنداشت که برروی اشعه خورشید سفر می کند،بدین سان وی این حالت درون بینی و بصیرت را بدون ارتباط منطق ی دنبال می کرد.این دو نیمه مغز در دو طرف،دو شیوه تفکر جدا از هم را پدید می آورند.لذا انسان دارای دو نوع تفکر می باشد:
بازدید
بازدید
فصل دوم
زندگی علمی امام باقر(ع)
زندگی سیاسی امام
زندگی اجتماعی
فصل سوم
حکمتها و درسهایی از امام باقر علیه السلام
مقدمه
ارزش والای عقل
جایگاه بلند دانش
علم سلاحی کارآمد
لزوم دقت در گزینش معلم
ارزش علم در کنار عمل
آگاهان بی عمل گرگهای جامعه
اطاعت و بندگی
پایداری در مسیربندگی
آثار یاد و ذکر خدا
حسن خلق
فروخوردن خشم
راه غلبه بر خشم
اجتناب از تکبر و فخر
کنترل زبان
نهی از کسالت و بی حوصلگی
پیشتازی در میدان ارزشها
مومنان اعضای یک پیکر
عفو گذشت رمز زندگی با مردم
شیوه روستایی
صداقت و امانت
جاذبه و دافعه
عالترین نمود مورت اجتماعی
معاشرتهای ممنوع و زیانبار
مقدمه
شناخت و معرفت چهارده معصوم امری واجب و ضروری است و هیچ عذر و بهانه ای در ترک این امر پذیرفته نیست و هرکس که بدون معرفت و شناخت امام از دنیا برود مرگ او همانند مرگ زمان جاهلیت و مرگ گمراهان و کافران و منافقان می باشد هدف از گردآوری این مجموعه داستان هایی که در این کتاب آمده است و به سری این کتاب ها خواهد آمد این است که تا ملودی هرچند ناچیز نسبت به مقام والا و عظیم اهل بیت آشنا شویم و دیگران را نیز آشنا کنیم و فریاد بر آوریم که این مسلمانان ای شیعیان! امام خود را بشناسید و بیش از این در ظلمت بی معرفتی نسبت به مقامات اهل بیت (ع) نمایند.
از این چاه تاریک و ظلمانی بیرون بیاید. و با خورشید و نور آشنا شوید حقایق را ببینید و درک کنید خداوند متعال اهل بیت (ع) را به یار عزیز و گرامی خلق کرده است و آنها را بر تمام مخلوقات جهان هستی برتری داده است و هیچ مخلوقی بهتر است آنها وجود ندارد و آنها با معرفت ترین و با محبت ترین و مطیع ترین مخلوقات نسبت به خداوند متعال هستند. اهل بیت (ع) به لطف خدا دارای هر نوع علم و قدرتی هستند و لی چون بنده و مطیع محض خداوند متعال می باشد بدون خواست خدا هیچ کاری نمی کنند و بنابر حکمتی که خداوند متعال به آنان عنایت فرموده است عمل می کنند همان طور که ذکر شد قدرت آن ها به قدری است که می توانند جهان و جهانیان را خلق و نابود کنند چه برسد به پیروزی بر دشمنان و معالجه ی امراض خود با دیگران و چون بنده ی محض خدا هستند از قدرت خود فقط در موردی که مصلحت باشد و خدا بخواهد استفاده می کنند.
فصل ۱ اجمالی از ولادت تا رحلت
پنجمین طلوع امامت
۱-ابو جعفر امام محمد باقر(ع) پنجمین آفتابی است که بر افق امامت، جاودانه درخشید زندگیش سراسر دانش و ارزش بود، از این رو باقر العلوم نامیده شد: یعنی شکافنده دشواریهای دانش و گشاینده پیچیدگیهای معرفت.
ولادت: حضرت ابوجعفر، باقر العلوم در شهر مدینه تولد یافت.
تبار والای امام باقر(ع): امام محمد باقر(ع) از جانب پدر و نیز مادر به شجره پاکیزه نبوت منتهی می گردد. او نخستین مولودی است ه در خاندان علویان از التقای دو بحر امامت تولد یافت پدر: علی بن الحسین زین العابدین (ع)مادر: ام عبدالله ، فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع)
نام و کنیه: نام آن حضرت محمد است این نامی است که رسول خدا(ص) از دیر زمان برای وی برگزیده بود.
القاب: برای امام باقر(ع) این القاب یاد شده است. ۱-باقر۲-شاکر۳-هادی۴-امین۵-شبیه (به جهت شباهت آن حضرت به رسول خدا)
همسران : در منابع تاریخی ، برای امام باقر (ع) دو همسر و دو (ام ولد)) نام برده اند همراه عبارتند از : ۱- ام مروه ۲- ام حکیم
فرزندان: برای امام باقر (ع) هفت فرزند یاد کرده اند پنج پسر و دو دختر
۱-جعفربن محمد الصادق(ع) ۲-عبدالله بن محمد۳-ابراهیم بن محمد از ام حکیم ۴- عبیدالله بن محمد از ام حکیم۵-علی بن محمد ۶-زینب بن محمد ۷-ام سلمه
جایگاه دینی و علمی: جایگاه دینی و علمی امام باقر(ع) اصولا از محوری ترین مباحث زندیگ ان حضرت می باشد، امام باقر از امامانی است که شرایط و مقتضیات زمان و نیازهای جامعه اسلامی به وی مجال داد تا در جایگاه تبیین معارف دینی و تفسیر کلام و تشریع سنت پیامبر(ص) درخشش تمام بیابد.
پایگاه اجتماعی
امام باقر(ع) از یک سو بزرگ خاندان علومان بود. از سوی دیگر شیعه هر چند در تنگنای شرایط سیاسی و دوران تقیه به سر می برد. اما جمعیت متشکل و نیروی عقیدتی آنان برای هیچ یک از حکومتهای قابل چشم پوشی نبود و خود قدرتی اجتماعی به شمار می آمد. و منصب امامت باقر العلوم را در مرکز رهبریت این نیروها قرار می داد. سومین پایگاه مهم اجتماعی امام باقر(ع) شاگردانش و رشد یافتگان مکتب او بودند این سه عامل مهم، پایگاه اجتماعی نیرومند و انکارناپذیری برای امام باقر(ع) پدید آورده بود
امامت باقر العلوم(ع): پس از وفات امام سجاد(ع) در سال ۹۵ هجری فرزند برومند آن حضرت محمد بن علی بن الحسین (ع) به امامت نایل گشت.
از جمله مهمترین اهداف بررسی تاریخ زندگی امامان (ع) نمایاندن دلایل راستین امامت آنان است.
تصریح باقر العلوم (ع) به امامت خویش
شاید گمان رود که ثبات امامان با استفاده به نظر و تایید خود آنان امری غیرقابل قبول است و تعبیر دیگر، شهادت فرد به نفع خود، نپذیرفته نیست و ثمری بر آن مترتب نمی باشد.
امام باقر (ع) به زراره فرمود ما دوازده امام هستیم که از جمله ما حسن بن علی و حسین علی است و پس از ایشان امامان از نسل حسین (ع) می باشند.
امام باقر(ع) در بیانی دیگر فرمود: ماییم و الیان امر خدا و فزانه داران علم او و وارثان وحی و حاملان کتاب الهی، اطاعت ما بر مردم واجب و محبت ما ایمان و دشمن ما کفر است ، دوستان ما در بهشت و دشمنان ما در آتشند.
آن حضرت می فرمودند: در لیله القدر بر ما مفخی نیست زیرا ملائکه در آن شب اطراف ما در چرخشند.
بازدید
پیشینه سیستم های پشتیبانی مدیریت ارشد
واژه EIS ابتدا در اواخر دهه ۱۹۷۰ از MIT شروع شد و بوسیله راکارت Rokart” “و تریسی treacy” “در سال ۱۹۸۱ در چندین مقاله کاری مختلف و یک مقاله در هاروارد بیزینس رویو “Harvard business review”به شهرت رسید
( ۱۹۹۴، Cheng & Negi)
تعریف سیستم پشتیبانی مدیریت ارشد
سیستم های اطلاعاتی هستند که نیازهای اطلاعاتی مدیران ارشد را تامین می کنند .(صرافی زاده ،علی پناهی،۱۳۸۰)
تعریف دیگر
ess یک سیستم کامپیوتر محور است که این قابلیت را برای مدیر سطح عالی ایجاد می کند که دسترسی آسان به اطلاعات داخلی و خارجی که با تصمیم گیریهای استراتژیک و سایر مسئولیتهای اجرایی مرتبط است را داشته باشند .Horn Nord & Deryl nord, 1995) )
تعریف دیگر
سیستم پشتیبانی مدیر ارشد سیستم های کامپیوتری هستند که متناسب با شیوه مدیریت و مسئولیتهای مدیران ارشد ایجاد شده اند . و با تعبیه امکانات خاص این سیستمها نیازهای زیر را تامین می کنند.
نیازهای اطلاعاتی مدیران ارشد
• به سرعت بتوانند موقعیت را درک کنند
• کارهای تجاری سازمان را تسهیل نمایند
• مطرح شدن چند مسئله همزمان
• برای ایجاد برنامه کاری
• برای حفظ دیدگاه از موسسه
• برای حفظ چشم انداز در صنعتsenn, 1990))
ویژگیهایی که یک سیستم پشتیبانی مدیریت اجرایی باید داشته باشد
نمایش به صورت نمودار و تصویر به منظور آسان بودن
رابط جهت استفاده آسان
ارائه اطلاعات کلی و جامع
ارائه جزئیات در صور ت لزوم
هماهنگی منابع مختلف داده ها
به موقع بودن اطلاعات
اثر بخشی در شرایط عدم اطمینان
داشتن نگاه به آینده
استفاده کنندگان از Ess
اگر چه Ess تنها برای استفاده مدیران اجرایی ارشد و ceo ها طراحی شده است با این حال در خیلی از سازمانها صدها استفاده کننده از Ess وجود دارد . ولی هدف اصلی سیستم های پشتیبانی مدیران ارشد اجرایی تامین اهداف مدیر ارشد اجرایی است
Horn Nord & Deryl nord, 1995) )
میزان استفاده مدیران مختلف از :ess منبعHorn Nord & Deryl nord, 1995) )
تفاوتESS با EIS
واژه ess و eis اغلب به جای همدیگر به کار میروند اما اغلب ess اشاره به یک مجموعه گسترده تر از قابلیتها نسبت به eis می باشد. ( ۱۹۹۴، Cheng & Negi)
تفاوت ESS با DSS
DSSها عمو ما تمر کز بر مدلها دارند . درحالیکه ESS ها نوعا شامل مدل نمی باشند و تمرکز آنها بر تعیین مساله و گر دآوری داده است و بنابراین مدلهای ریاضی در حمایت از این مرحله از فرایند تصمیم گیری مفید نخواهد بود. در بیشتر اوقات اطلاعات تولید شده بوسیله EIS به عنوان ورودی برای DSS مورد استفاده قرار می گیرد. ( ۱۹۹۴، Cheng & Negi)
قابلیتهای ess
۱٫ ارائه دیدگاه جامع از سازمان: یکی از نقشهای کلیدی مدیران ارشد داشتن دیدگاه جامع از سازمان است.
۲٫ پشتیبانی از برنامه ریزی استراتژیک : منظور از برنامه ریزی استراتژیک تعیین اهداف بلند مدت سازمان است که از طریق تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف سازمان , پیش بینی روندها در آینده , برنامه ریزی خطوط جدید تولید, تهیه تجهیزات جدید و اتخاذ تصمیمات خاص در شرایط حاد اقتصادی میسر می شود.
۳٫ پشتیبانی از سازمان دهی و تامین نیروی انسانی در بلند مدت. مدیران ارشد باید به ساختار سازمانی نیز توجه داشته باشند.
۴٫ پشتیبانی از کنترل استراتژیک : بخش دیگری از تصمیمات مدیران ارشد به کنترل استراتژیک معطوف می شود که نظارت و مدیریت عملیات کلی سازمان است. یک سیستم essکارآمد می تواند به مدیران ارشد کمک کند تا ضمن کنترل بر ابعاد مختلف سازمان از منابع مو جود به بهترین نحو استفاده کنند.
۵٫ حمایت از مدیریت در شرایط بحرانی : حتی با برنامه ریزی دقیق استراتژیک هم ممکن است بحران بروز نماید . حوادث غیر مترقبه مانند سیل و بروز اختلال در سیستم ها می تواند بخش های عمده سازمان را با بحران مواجه سازد . مدیریت این بحرانها نیز از وضایف مدیریت ارشد می باشد . در بسیاری از موارد طرحهای اضطراری استراتژیک را می توان با کمک ess جایگزین نمود تا سازمان بتواند بر بحران ها فائق آ ید.( صرافی زاد ه, علی پناهی, ۱۳۸۰)
بازدید