جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
۱) تقاضای فراوان و رو به رشد افراد حقیقی برای بیمه به خصوص در ایالت هایی که دولت ایالتی از تامین بیمه های اجتماعی امتناع می کند یا آن را مشروط به معاینات پزشکی می نماید، به صورت نیاز به بیمه بازنشستگی و بیمه خدمات درمانی دیده می شود.
۲) تداوم جهانی شدن اقتصاد علیرغم روند کند آن به رشد صنعت بیمه کمک خواهد کرد. پدیده فوق به گسترش شرکت ها و توسعه آگاهی عمومی نسبت به حقوق مدنی نیز خواهد انجامید.
۳) تمرکز جمعیت و سرمایه در نواحی ساحلی باتوجه به تغییرات آب و هوایی در این نواحی موجب افزایش نیاز به بیمه خواهد شد.
۴) شرایط جدید اقتصاد و توام با خطرات احتمالی که شرکت ها و جوامع با آن مواجه هستند و وابستگی بیش از پیش انسان به فناوری نیز به نوبه خود در افزایش نیاز به بیمه اثرگذار هستند.
بنابراین با یک بینش مثبت ، با وجود فاجعه ۱۱ سپتامبر و پیش بینی های تاریکی که با خود به همراه آورد باید گفت که صنعت بیمه می تواند و باید از این معضل عبور کند و پا برجا بماند.
زمینه بالقوه بسیار خوبی برای رشد و به تبع آن فرصت سرمایه گذاری در این زمینه وجود دارد.
بیمه لویدز و بازار بورس لندن با بخش صدور منحصر به فرد آن و مهارت های تخصصی که در زمیــنه ســهام دارنـد در واقع می توانند از این آزمایش سخت عبور کرده و قویتر و مطمئن تر از گذشته به فعالیت خود ادامه دهند .
مترجم: رضا مفید
منبع: Insurance Day, Wednesday October 17 2001, No: 1081, p. 11.
تهیه و تنظیم: مهدی نمن الحسینی
مـرکـــز جـهانی آمـــار آتــــش ســوزی (World Fire Statistics Center) گزارش سالیانه اش را در خصوص زیان های اقتصادی وانسانی حوادث ناشی از آتش سوزی به سازمان ملل ارائه داده است.
طبق این گزارش، کشورهای جهان تلاش زیادی برای کاهش خســـارت های جــانی و مــالی حــوادث نــاشی از آتش سوزی انجام
نــداده اند و در مجــموع تــوجــه عمــومی به
آتش سوزی در مقایسه با سایر حوادث از جمله حوادث جنایی و جـاده ای بسـیار کمـتر است. چـرا که ایـمنی جاده ها مرتباً در حال بهبود است در حالی که هزینه چندانی در خصوص مقابله با آتـــش ســـوزی صـــورت نمی گیرد.
البته دلایلی برای خوش بینی وجود دارد کـــه مـــهم تریـن آن ها کــاهــش خســـارت های آتــش ســوزی در آمــریـکا در طی سال های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ است. خسارت های مســتقیم آتـــش ســـوزی (شــامـل انـفجارات تبـــعی
آتش سوزی و نه زیان حاصل از انفجاری که بدون رخداد آتشسوزی از قبیل برخی اعمال تروریستی ایجاد شده است ).
در امریکا از ۹/۹ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۶ به ۱/۹ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۸ کاهش یافته است . هم چنین تعداد قربانیان آتش سوزی نیز از ۵۴۰۰ نفر به ۴۴۰۰ نفر تقلیل یافت.
این روند نزولی تا حد زیای دلگرم کننده و حاکی از تدابیر دولت فدرال برای کاهش هزینه آتش سوزی است . در این خصوص دولت امــریکا از ۲۵ ســال پیش در حال مطالعه
روش های بدیع جهت پیشگیری وحفاظت در مقابل آتش سوزی است.
بدیهی است که اگر دیگر کشورهای جهان نیز مطالعات مشابهی را در خصوص مهار آتش سوزی انجام دهند آن گاه نتایج بهتری حاصل خواهد شد.
هـــدف اصــلی مـرکـز جهانی آمار
آتش سوزی، ترغیب دولت ها به اتخاذ راهکارهایی در جهت کاهش هزینه های ناشی از آتش سوزی است که اخیراً حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) را به خود اختصاص داده اند.
اهمیت این موضوع تا آنجاست که اتحادیه اروپا یک گروه کاری از متخصصین آتش سوزی را بــرای مــهار خــسارت های نــاشــی از وقوع
آتش سوزی تشکیل داده است.
هم چنین دولت انگلستان یک هیئت مشورتی در جهت بررسی روش های ایمنی در بـرابـر آتـش سوزی دایر کرده است که همه
گروه های دخیل در آتش سوزی عضو آن هسـتند.
ایـن هیـئت بیـشتر آمـار و ارقـام
خسـارت ها و هـزیـنه های ایجاد شده به وسیله
آتش سوزی را مورد توجه قرار داده و قصد دارد به کاهش هزینه های سنگین ناشی از آن کمک نماید. هم اکنون در این کشور یک عزم و اراده جمعی برای مقابله با آتش سوزی وعواقب آن وجود دارد، هرچند مدت زیادی طول خواهد کشید تا اقدامات موثر و جدی در این خصوص صورت گیرد ولی در هر حال این تلاش ها دلگرم کننده و امید بخش می باشد.
مرکز جهانی آمار آتش سوزی، سال گذشته از تاسیس یک بانک اطلاعاتی جامع در زمینه آمار آتش سوزی در گستره اروپا خبر داد.
بدین منظور گروهی شامل کاربران این بانک اطلاعاتی از جمله سرویس های مقابله با
آتــش ســوزی ، انــجمن های ایمنــی حـریق،
تهیه کنندگان تجهیزات مقابله با آتش سوزی ،
بیمه گران آتش سوزی ، دولت و مجامع صنعتی و علمی تشکیل و از این گروه خواسته شد با تکمیل یک پرسشنامه مشخص کنـند که در خصوص آتش سوزی چه آمـار و ارقـامی
مـی تـوانند تهیه کنند و به چه آمارهایی نیاز دارنـد.
جـواب های حاصـل از این پرسشنامه ها نـتایج بـسیار سـودمندی برای این مرکز به همراه خواهد داشت .
جدول ۱- هزینه خسارت های مستقیم ناشی از آتش سوزی در کشورهای منتخب جهان
کشور
خسارت های مستقیم (میلیون دلار) نسبت خسارت های مستقیم به GDP (درصد)
1998-1996
1996 1997 1998
اسلونی 0/17 0/9 4/11 09/0
جمهوری چک 4/51 6/36 6/65 09/0
ژاپن 6/3661 1/3576 4344 09/0
سنگاپور 1/82 9/79 7/66 09/0
ایالاتمتحدهامریکا 9900 9000 9100 11/0
آلمان 8/3246 2/2472 9/2544 12/0
مجارستان – – – 12/0 {88-1986}
لهستان 1/3 8/2 8/2 12/0
اسپانیا – – – 12/0 {1984}
انگلستان 1/1724 3/1803 7/2166 14/0
فنلاند 9/190 1/176 5/205 15/0
استرالیا – – – 16/0 {93-1992}
نیوزلند – – – 17/0 {94-1993}
اتریش 7/401 3/391 – 18/0 {97-1995}
هلند 5/722 – – 18/0 {96-1995}
کانادا 9/1167 3/1241 5/1006 19/0
فرانسه 9/3326 9/2441 8/2611 19/0
ایتالیا – – 7/2516 20/0
دانمارک 2/432 1/343 8/376 22/0
سوئد 0/571 0/517 2/493 22/0
سوئیس – – – 23/0
نروژ 5/422 1/407 5/367 27/0
بلژیک – – – 40/0 {89-1988}
جدول ۲- هزینه های خسارت های غیر مستقیم ناشی از آتش سوزی در کشورهای منتخب جهان
کشور متوسط نسبت خسارت های غیرمستقیم به GDP ( درصد) ۹۸-۱۹۹۶
نروژ 003/0
فنلاند 008/0
ایالات متحده آمریکا 009/0
سوئد 010/0
ایتالیا 014/0 {94-1993}
اسلونی 014/0
ژاپن 016/0 {86-1985}
فرانسه 020/0
انگلستان 020/0
جمهوری چک 021/0
کانادا 022/0 {1991}
آلمان 027/0
هلند 027/0 {96-1995}
دانمارک 029/0 {95-1993}
مجارستان 029/0 {93-1992}
اتریش 034/0 {97-1995}
سوئیس 095/0 {1989}
جدول ۳٫ تعداد قربانیان حوادث ناشی از آتش سوزی در کشورهای منتخب جهان
کشور 1996 1997 1998
سنگاپور 5 10 5
سوئیس 35 – –
اسپانیا 240 260 250
هلند 130 – –
استرالیا 145 110 135
اتریش 55 75 55
ایتالیا 425 475 –
آلمان 895 730 650
فرانسه 645 530 605
جمهوری چک 125 140 100
نیوزیلند 40 40 55
انگلستان 745 760 700
اسلونی 30 30 20
کانادا 410 460 370
یونان 140 160 145
نروژ 70 70 55
لهستان 620 600 550
دانمارک 105 75 75
سوئد 125 130 180
ژاپن 2020 2140 2100
ایالات متحده امریکا 5400 4400 4400
فنلاند 110 105 90
ایرلند 90 75 –
مجارستان 255 255 205
جدول ۴٫ تعداد قربانیان حوادث ناشی از آتش سوزی به ازای هر ۱۰۰ هزار
نفر جمعیت در کشورهای منتخب جهان
کشور تعداد قربانیان به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت
98-1996
سنگاپور 18/0
سوئیس 43/0 {96-1994}
اسپانیا 64/0
هلند 68/0 {96-1994}
استرالیا 70/0
اتریش 76/0
ایتالیا 79/0 {97-1995}
آلمان 92/0
فرانسه 02/1
جمهوری چک 18/1
نیوزیلند 20/1
انگلستان 25/1
بلژیک 27/1 {95-1993}
اسلونی 34/1
کانادا 38/1
یونان 41/1
نروژ 48/1
لهستان 54/1
دانمارک 61/1
سوئد 64/1
ژاپن 66/1
ایالات متحده امریکا 77/1
فنلاند 98/1
ایرلند 16/2 {97-1995}
مجارستان 35/2
جدول ۵٫ هزینه سازمان های اطفاء حریق در کشورهای منتخب جهان
کشور متوسط نسبت هزینه به GDP (درصد)
۹۸-۱۹۹۶
سنگاپور 03/0
اسلونی 06/0
دانمارک 09/0
نروژ 10/0
اتریش 11/0 {1994}
نیوزیلند 13/0
هلند 15/0 {96-1994}
بلژیک 18/0 {89-1987}
لهستان 18/0
سوئد 20/0
انگلستان 23/0
ایالات متحده امریکا 23/0
فنلاند 29/0 {94-1993}
ژاپن 34/0
کانادا 35/0 {1991}
جمهوری چک 38/0 {98-1997}
جدول ۶٫ هزینه های اداری بیمه آتش سوزی در کشورهای منتخب جهان
کشور متوسط نسبت هزینه به GDP (درصد)
۹۸-۱۹۹۶
مجارستان 01/0 {88-1987}
سنگاپور 03/0
فنلاند 04/0
هلند 04/0 {88-1987}
ایتالیا 05/0 {1998}
اسپانیا 05/0 {1986}
کانادا 06/0 {1991}
آلمان 07/0
سوئد 07/0
اسلونی 08/0
انگلستان 08/0
ایالات متحده امریکا 08/0
فرانسه 09/0
نروژ 09/0
دانمارک 10/0 {98-1997}
ژاپن 11/0
اتریش 14/0 {80-1979}
نیوزیلند 19/0 {94-1993}
بلژیک 28/0 {89-1988}
بازدید
بازدید
فصل اول:
کلیّات
کارهایی که می توانیم یا نمی توانیم بکنیم
وآنچه راکه ممکن است یا غیرممکن می پنداریم
به ندرت ناشی از توانایی واقعی ماست،بلکه بیشتر
از عقایدی که نسبت به خود داریم سرچشمه میگیرد
« آنتونی رابینز»
۱٫ تاریخچه
۲٫ تعاریف ومفهوم کارآفرینی
۳٫ نقش دولت درتوسعه کارآفرینی
۴٫ علل اهمیّت کارآفرینی
۵٫ کارگروهی شروع کارآفرینی
۶٫ کارآفرینی اجتماعی
۷٫ مراحل توسعه کارآفرینی تو سّط خانواده
۸٫ کارآفرینی و ایجاد اشتغال
۹٫ کارآفرینی در اسلام
تاریخچه ی کارآفرینی:
واژه ی کارآفرینی از کلمه ای فرانسوی به معنای متعهد شدن نشأت گرفته است و بنابر تعریف واژه نامه دانشگاهی « وبستر» کارآفرین کسی است که مخاطرههای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی،اداره و تقبل نماید۰
کارآفرین و کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرارگرفت واز قرن شانزدهم به نوعی کارآفرینی را در نظریههای اقتصادی خود تشریح کرده اند۰در بین نظریات اقتصاددانان می توان به نظریه توسعه اقتصادی ژوزف شومپیتر (پدر علم کارآفرینی) درسال ۱۹۳۴اشاره کرد۰
نظریات وی مبتنی برآن که کارآفرینان را موتورمحرکه توسعه اقتصادی تلقی وعملکرد آنان راتخریب خلاق می داند مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است۰
کارآفرینی ازسوی روانشناسان با درک نقش کارآفرینان دراقتصاد وبه منظور شناسایی ویژگیها والگوهای رفتاری آنها مورد توجه قرارگرفت ودانشمندان مدیریت نیز به کارآفرینی وایجادجو محیط کارآفرینانه درسازمانها پرداخته اند۰
جامعه شناسان کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی درنظرگرفته وبه بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان وسایرقسمتها و گروههای جامعه میپردازند۰
سیرتاریخی مفهوم کارآفرینی
به طور کلی سیرتاریخی مفهوم کارآفرینی را میتوان به پنج دوره تقسیم کرد:
دوره اول : قرن ۱۵و۱۶ میلادی : دراین دوره به صاحبان پروژههای
بزرگ که مسؤولیت اجرایی پروژههای بزرگ که مسؤولیت اجرای این
پروژهها همانند کلیسا،تأسیسات نظامی و۰۰۰بود کارآفرین اطلاق میشد۰
دوره دوم: قرن۱۷میلادی: همزمان با شروع انقلاب صنعتی بود،دراین دوره مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد۰به افرادی همانند بازرگانان وصنعتگران کارآفرین اطلاق می شد۰
دوره سوم: قرن ۱۸ و۱۹ میلادی: دراین دوره کارآفرین علاوه برمخاطره پذیر بودن،سرمایه مورد نیاز خود را ازطریق وام تأمین می کرد۰
دوره چهارم: دهههای میانی قرن بیستم :دراین دوره مفهوم نوآوری به عنوان یک جزءاصلی برتعاریف کارآفرینی اضافه شد۰
دوره پنجم: دوران معاصر (ازاواخر دهه ۱۹۷۰تاکنون): تا قبل ازاین دوره تنها توجه اقتصاددانان به کارآفرینی معطوف بود،اما دراین دوره به تدریج روانشناسان،جامعه شناسان ودانشمندان ومحققین علوم مدیریت نیزبه ابعاد مختلف کارآفرینی توجه نموده اند۰
سابقۀ کارآفرینی درایران:
درکشور ما تاشروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود۰مشکل بیکاری وپیش بینی حادترشدن آن دردهه۱۳۸۰ موجب گردیدکه درزمان تدوین برنامه سوم توسعه،موضوع توسعۀ کارآفرینی مورد توجه قرارگیرد۰دربرنامه اخیرتوسعه کارآفرینی درسطحوزارتخانههای علوم،تحقیقات، فناوری وبهداشت،درمان وآموزش پزشکی،جهاد کشاورزی،صنایع ومعادن وهمچنین مؤسسۀ جهاددانشگاهی شده است۰
متأسفانه ازواژۀ کارآفرینی، ایجاد کارواشتغال زایی برداشت می شود حال آنکه کارآفرینی دارای پیامدهای وسیعتری ازجمله: افزایش اعتماد به نفس،باورشدن خلاقیت،ایجاد توسعه تکنولوژی، تولید ثروت درجامعه وافزایش رفاه عمومی است ودرصورتی که فقط به جنبۀ اشتغال زایی آن توجه شود، ازسایرپیامدها بی بهره می مانیم۰
تعاریف ومفهوم کارآفرینی:
کارآفرینی ازابتدای خلقت بشردرتمام شئون زندگی انسان حضورداشته ومبنای تحولات وپیشرفتهای بشری بوده است۰لیکن تعریف زیاد ومتنوعی ازآن درسیرتاریخی وروند تکاملی موضوع بیان شده است که برخی ازاین تعاریف ارائه می گردد:
ــ کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطرات یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی،اداره وتقبل کند۰
ــ کارآفرین شخصی است که تخصّص وی تصمیم گیری عقلانی ومنطقی درخصوص ایجاد هماهنگی درمنابع کمیاب می باشد [کاسون،۱۹۸۲]
ــکارآفرینی خلق وایجاد بینش ارزشمندی ازهیج است۰کارآفرینی فرآیند ایجاد ودستیابی به فرصتها ودنبال کردن آنها بدون توجه به منابعی است که در حال حاضر موجود است۰کارآفرینی شامل :خلق،توزیع ارزش ومنافع بین افراد، گروهها وجامعه است۰
ــ کارآفرین شخصی است که فعالیت اقتصادی کوچک وجدیدی را باسرمایه خود شروع میکند۰
ــ کارآفرین پلی میان زایش ایده، تولید وانجام خدمات، مبادله اطلاعات وکالاست۰
ــ کارآفرینی فرایندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی با تقاضای تازه میشود۰کارآفرینی عبارت از فرآیند ایجاد ارزش ازراه تشکیل مجموعه ای منحصربه فرداز منابع به منظوربهره گیری ازفرصتهاست۰
ــ کارآفرینی عامل دگرگونی اجتماعی است وبه ایجاد مشاغل تازه وبهره گیری مؤثرازنیروی انسانی ومنابع طبیعی می انجامد.
نقش دولت درتوسعۀ کارآفرینی:
کارآفرینی به عنوان عامل کلیدی رشد وتوسعۀ اقتصادی درعصر مدرن شناختته شده است ودرمرکز رقابت بین المللی، شرکتهای کارآفرینانه هستند که لبه تیزرقابتی آنها معزوف به انعطاف سازمانی واستراتژی، تغییرمستمردرفرآیند ومحصولات وطرحهاست۰
طی چندتت سال گذشته،دولتها بطورجدی به تشویق کاآفرینی پرداخته اند، زیرا کارآفرینی موجب بهره مندی مردم وکشور می شود۰قبل ازآنکه مردم بتوانند کاری راشروع کنند،باید دارای سرمایه،تکنولوژی،تسهیلات لازم برای تولید کالا ونیروی کارانسانی مناسب باشند۰ همچنین باید دارای روحیه مناسب وشرایط درونی متعادل برای موفقیت درکارآفرینی باشند۰
باآگاهی از نیازهای کارآفرینی ومشاغلی که نیازبه حمایت دارند، به نظر میرسد که دولت بهترین موقعیت برای تعیین سیاست وطراحی برنامهها باهدف تشویق کارآفرینی باشد۰دولت ازطریق اعمال خط مشی در وزارتخانهها ومؤسّسات می تواند موجب شکوفایی کارآفرینی می شود۰
با توجه به نظریات جدید درمدیریت دولتی که تحت عنوان مدیریت گرایی مطرح است،دولتها باید درجهت کاستن ازتصدی گری گام بردارند و عمدتاً بر اعمال حاکمیت متمرکزشوند۰درزمینه آموزش کارآفرینی نیزبراساس دیدگاه مدیریت گرایی،انتظارنیست که دولت به طورمستقیم درگیرآموزش کارآفرینی شود، بلکه باید ضمن ایفای نقش سیاستگذاری، باحمایتها وپشتیبانیهای خود،درجهت رشد وتوسعه کارآفرینی درجامعه بکوشد۰
دولت میتواند برای آموزش کارآفرینان وصاحب کسب وکاری کوچک با تسهیل امکانات لازم،ازطریق منابع مختلفی به این مهم دست یابد:
ــ سازمانهای غیردولتی
ــ مؤسّسات آموزش دولتی و دانشگاهها
ــ سازمانهای محلی (حکومتهای محلی)
ــ مؤسّسات آموزش خصوصی
ــ اتاقهای بازرگانی وتجاری
ــ مؤسسات توسعه مدیریت
ــ انجمنهای بازرگانی
ــ سازمانهای مشاوره ای
آموزش کارآفرینی لازمه توسعه کارآفرینی است وبرهمین اساس دولتها باید درزمینۀ سیاستگذاری واجرای برنامههای آموزش کارآفرینی نقش اساسی ایفا کنند۰
بطور کلی میتوان نقش سیاستگذاری واجرایی دولتها درتوسعۀ آموزش کارآفرینی را با توجه به تجربۀ کشورهای مختلف درموارد ذیل بیان نمود:
۱٫ فرهنگ سازی وترویج روحیۀ کارآفرینی
۲٫ اصلاحات ساختاری و نهاد سازی
۳٫ ایجاد مؤسّسات آموزش دولتی ــ خصوصی
۴٫ پرورشگاههای کسب وکارکوچک
۵٫ آموزش کارآفرینی درمدارس
۶٫ آموزشهای ازراه دورورسانه ای
۷٫ مشاورههای مالی ــ فنی ومدیریتی
۸٫ نقش اطلاع رسانی دولت
علل اهمیت کارآفرینی:
کارآفرینی ازمحورهای اصلی رشد وتوسعه است وازنظربرنامه ریزی توسعۀ اقتصادی وتوسعۀ پایداردارای اهمیّت است زیرا:
۱) موجب ایجاد اشتغال می شود۰
۲) باعث افزایش سود وسرمایه گذاران می شود۰
۳) موجب دگرگونی ارزشها وتحول ماهیت آنها می شود وارزشهای
تازه ای به وجود می آورد۰
۴) موجب پرشدن خلأها وشکافهای بازارکارمیشود۰یعنی با توجه به دگرگونی شرایط بازار کاروفراهم شدن فرصتهای تازه،تصمیمهای تازه ای گرفته می شود۰
۵) موجب گذارازرکود اقتصادی،جبران عقب ماندگیهای اقتصادی وآسان شدن روند رشد وتوسعۀ کشورمی شود۰
۶) عوامل وشرایط لازم را برای تولید کالا، محصولات وبازاریابی آنها فراهم میکند۰
۷) کارآفرینی به هنگام بحران وناتوانی بخش خصوصی درایجاد اشتغال میتواند باعث جلوگیری ازپس روی اقتصاد شود۰
۸) باعث تأمین رفاه اجتماعی می شود۰
۹) موجب رقابت منابع به ویژۀ منابع مشابه داخلی با یکدیگروسرانجام موجب بهبود وبالارفتن کیفیت کالاها می شود۰
۱۰) باعث تقویت وتکامل صنایع داخلی می شود وبدین ترتیب زمینۀ رقابت فراهم می آید وسرانجام به افزایش صادرات ودریافت ارز برای کشورمی انجامد۰
۱۱) کارآفرینی موجب به وجود آمدن محصولات،خدمات،روشها،
سیاستها،افکارو راهکارهای نو برای حل مشکلات جامعه می شود۰
کار گروهی شروع کارآفرینی:
یکی ازمعیارهایی که کشورهای توسعه یافته را ازکشورهای درحال توسعه مجزامیکند،فرهنگ گروهی کارکردن است،درکشورهای توسعه نیافته افرادعلاقه به فعالیتهای گروهی ندارند وهمین امرسبب میشود علاوه برمصرف انرژی بیشترکارها باکیفیت پایین تر انجام پذیرد:
اصولاَ جهت رسیدن به یک جامعه کارآفرین،رشد فعالیتهای گروهی ضروری است وبدون چنین ویژگی،کارآفرینی درجامعه فراگیر نخواهد شد۰
حال ما با این سئوال روبرو خواهیم بود که چگونه باید یک کارگروهی موفق راسازماندهی کنیم وچه شرایط فرهنگی باید براین گروه حاکم شود تابتوانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند،برای نیل به این اهداف باید ازقدمهای کوچک آغاز کرد تادر نهایت با کسب تجربیات لازم بتوان به تشکیل گروههای بزرگتر اقدام کرد۰گروههای بزرگتری که بتوانند درجامعه زمینه ساز تحول باشند۰
برای تشکیل یک گروه کاری توجه به عوامل زیر می تواند مفید واقع شود۰
۱) انتخاب موضوع مورد علاقه ویافتن افراد علاقه مند به همکاری
۲) تعیین اهداف و وظایف
۳) ثبت نتایج به وسیله یکی ازافرادگروه
۴) انتخاب فردی به عنوان مسئول گروه
۵) حفظ احترام میان اعضای گروه
۶) آموزش مستمر درگروه وتبادل دانش بین افراد گروه
۷) انجام مطالعات درزمینه خلاقیت و نوآوری وکارآفرینی توسط اعضای گروه
۸) صبرو انتقادپذیری
۹) دعوتاز افراد متخصص مرتبط باموضوعات مورد بحث وشرکت درسمینارها ونمایشگاههاو۰۰۰
۱۰) گروه باید علم ودانش خویش رادر رابطه با رایانه و اینترنت وزبان انگلیسی ارتقا دهد۰
۱۱)لازم است اعضای گروهدرزمینۀ« روانشناسی گروه» مطالعه کنند۰
بدن شک تشکیل گروه و ادامه فعالیتهای آن همجون تولد موجودی است که اگر تداوم یابد،آرام آرام رشد وتکامل یافته وبه مرحله ای خواهد رسید که نتایج ارزشمندی از خود به جامعه ارائه میکند.
کارآفرینی اجتماعی
کارآفرینان اجتماعی افرادی هستند که از فرصتهای پیش آمده به خوبی استفاده کرده و با ایجاد تغییراتی چیزهای جدیدی را میآفرینند.
کارآفرین همیشه در جستجوی تغییر است و به آن حساسیت نشان میدهد و در یک فرصت استثنایی از آن استفاده میکند.
کارآفرینی ابزار بسیار مهمی در توسعه اقتصادی است که عمدهترین تاثیر خود را با ایجاد شغل نشان میدهد.
کارآفرینان برخی کارها را برای اولینبار انجام میدهند و از اینرو همیشه ریسکپذیرند.
کارآفرینان نیازی نیست مخترع باشند بلکه آنها به سادگی نیاز دیگران را برای ابداع ازطریق آفرینش ایدههای نو برطرف میکنند.
موسسات آموزشی باید کارآفرین اجتماعی تربیت کنند تا بتوان با روشهای جدید به پیشرفت اجتماعی دست یافت.
مفهوم و معنای کارآفرینان اجتماعی
مفهوم کارآفرینی اجتماعی از تعاملات انسانی و کنش و واکنش بشری نشأت گرفته است. کارآفرینی اجتماعی منفعت موسسه اجتماعی را با تصویری از انضباط، نوآوری و وابستگی اجتماعی بیان میدارد. باتوجه به اینکه اکثر موسسات اجتماعی با بازدهی پایین و عدم کارایی مواجهاند و بسیاری از فعالیتهای بشردوستانه از انتظارات و برنامههای دولت به دور ماندهاند ضروری است که کارآفرینان به مسائل اجتماعی توجه بیشتری داشته باشند؛ کارآفرینان اجتماعی نیازمند به توسعه و گسترش طرحها و مدلهای جدید برای قرن حاضر هستند. کارآفرینی اجتماعی پدیده نو و جدیدی نیست بلکه کارآفرینی از زمان پیدایش موسسات و بنگاههایی که به رسمیت شناخته شدهاند مطرح شده و کارآفرینان روشهای کارآمد و موثری را برای اجرای ماموریتهای اجتماعی خود جستجو میکنند. اکثر کارآفرینان اجتماعی با سازمانهای غیرانتفاعی جهت کسب سود و درآمد شروع به کار میکنند و صاحبان کار و سرمایه نیز با جذب آنان مسئولیت اجتماعی خود را به کارآفرینان اجتماعی واگذار میکنند. سوالهایی که در این زمینه مطرح میشود این است که: کارآفرین اجتماعی چگونه فردی است؟ کارآفرین اجتماعی تمایل به چه کاری دارد؟ کارآفرین اجتماعی چه مفهومی دارد؟
کارآفرینان اجتماعی افرادی هستند که تغییراتی را در خدمات اجتماعی از طریق موارد ذیل جهت دستیابی به ارزش اجتماعی بهوجود میآورند:
تبیین و تعریف فرایندهای جدید خدمات، تولیدات یا روشهای منحصربه فرد عملیاتی که با نوآوری همراه است؛
ایجاد ظرفیتهایی برای ماندگاری و گسترش فعالیت؛
توجه به ایجاد سرمایه و ارزش اجتماعی؛
بهکارگیری نگرشهای بازارمدار برای حل مسائل اجتماعی؛
یافتن بازارها و فرصتهای جدید برای ماموریت غیر سودآور یا زمینههای حمایت نشده توسط نیروهای بازار.
کارآفرین اجتماعی خلقکننده ارزش اجتماعی است ولی توجیه اینکه منابع مورداستفاده کارآفرین در ایجاد آن ارزش، مناسب بوده یا خیر، کار مشکلی است و تعهد اجتماعی شاخص مناسب و قوی برای بررسی کارایی و اثربخشی امور اجتماعی نیست. کارآفرینان اجتماعی در بازار کار میکنند اما این بازارها دارای نظم و انضباط معینی نیستند. خیلی از سازمانهای هدفدار اجتماعی برای بعضی از خدمات خود حقالزحمه مطالبه میکنند، آنها همچنین در دریافت بخششها، کمکهای داوطلبانه و انواع دیگری از پشتیبانیها رقابت میکنند. کارآفرینان اجتماعی دارای خصوصیات مشترکی هستند که این ویژگیها عبارتند از:
تفکر بیش از حد و دیدن فرصتهایی که دیگران نمیبینند؛
مخاطرهپذیری و تشویق به قضاوت و تعقل؛
مشکلگشایی؛
ایجاد چشماندازهای عملی بهوسیله عقایدشان که باعث بهبود زندگی افراد میشود؛
ساعت کاری چرخشی (منعطف) با ترغیب به سوی هدف اجتماعی.
عناصر کارآفرینی اجتماعی
کارآفرینی اجتماعی از شش جزء تشکیل شده که این عناصر به تفصیل عبارتند از:
۱- عاملان تغییر در بخش اجتماعی: کارآفرینان اجتماعی اصلاحگر و تحولگرا با یک ماموریت اجتماعی هستند، آنها تغییرات اساسی را در بخش اجتماعی با کارهایی که انجام میدهند بهوجود میآورند و چشماندازشان جسورانه است و به موارد اصولی و مشکلات اساسی تاکید میکنند و به علائم ساده رفتاری توجه ندارند. آنها اغلب نیازها را کاهش میدهند به جای اینکه دقیقاً آنها را برآورد سازند و در جستجوی تغییرات منظم و پیشرفتهای قابل قبولی هستند، اگرچه ممکن است بهصورت محلی فعالیت کنند فعالیتهایشان توانایی برانگیختن پیشرفتهای همگانی در مناطق انتخاب شده را دارد. درهرحال فعالیتهای آنها در زمینه آموزش، مراقبتهای جسمی، بهبود اقتصادی، هنر و بخش اجتماعی است.
۲- پذیرش ماموریت برای ایجاد و بقا ارزش اجتماعی: این مرکز ثقلی است که کارآفرینان اجتماعی را از کارآفرینان اقتصادی متمایز میسازد، حتی از آنانی که بهطور اجتماعی مسئول فعالیتهای بازرگانی هستند. برای کارآفرینان اجتماعی، ماموریت اجتماعی اساسی و بنیادی است. نقش کارآفرینی اجتماعی در توسعه اجتماعی این است که نمیتواند مزایای خصوصی ایجاد شده برای افراد را کاهش دهد. سودآوری، ایجاد ثروت و پاسخ به تمایلات مشتریان بخشی از این مدل است. ولی این عوامل ابزاری برای نیل به اهداف اجتماعی است. سودآوری معیار ایجاد ارزش و رضایت مشتری نیست بلکه معیاری برای میزان تاثیرات اجتماعی است. کارآفرینان اجتماعی یک برگشت طولانی در سرمایهگذاری را جستجو میکنند، آنان ازطریق واکنش سریع میخواهند پیشرفتهای درازمدت را ایجاد کنند و همیشه درمورد ماندگاری تاثیر اجتماعی فعالیت خود میاندیشند.
۳- شناسایی و ترغیب سرسختانه فرصتهای جدید: درجایی که دیگران مسائل و مشکلات را میبینند کارآفرینان فرصتها را شناسایی میکنند. کارآفرینان اجتماعی به سادگی به سوی درک نیازهای اجتماعی سوق پیدا نمیکنند درعوض آنان در زمینه اینکه به پیشرفتی دست پیدا کنند دیدگاه و بینش جدیدی دارند و چشمانداز کاری خود را معین میسازند. آنان مدلهایی را توسعه داده و قادرند به آنچه که انجام میدهند نائل شوند، همچنین آنان یاد میگیرند چه چیزی را انجام دهند یا ندهند. جزء اصلی کار آنان اصرار و پافشاری برای پیشبینی و قضاوت است. آنان زمانی که با یک مانع مواجه میشوند بیشتر فعالیت میکنند. سوال کارآفرینان این است که: چگونه میتوان بر این موانع فائق آمد؟ چگونه میتوان این کار را انجام داد؟ جواب آن است که آنان با شناسایی فرصتهای جدید و پافشاری و اصرار در آن و ترغیب هدف خود قادرند به موانع موجود غلبه کنند.
۴- بهکارگیری فرایند مستمر نوآوری، سازگاری و یادگیری: کارآفرینان مبتکر و نوآورند، آنان به انجام کارهای تازه و توسعه مدلهای جدید میپردازند و پیشقدم در ارائه نگرشهای جدیدند. باتوجه به گفته شومپیترSCHUMPETER) )، نوآوری میتواند اشکال بسیاری به خود بگیرد و نیازی به اختراع چیزهای جدید نداشته باشد و به سادگی میتواند با ایده جدید، روش جدید و با یک موقعیت جدید همراه باشد. کارآفرینان نیازی نیست که جزء مخترعان باشند بلکه آنها به سادگی نیاز دیگران را جهت ابداع، ازطریق آفرینش ایدههای جدید برطرف میکنند. نوآوری آنان ممکن است ازطریق چگونگی ساختار برنامههای اصلی یا کیفیت منابع دردسترس پدیدار شود. آنان روشهای نوآوری را برای اطمینان از مخاطرات جستجو میکنند که از آن طریق به منابع در طول زمان دست خواهند یافت و ارزش اجتماعی ایجاد خواهندکرد. تمایل به نوآوری بخشی از روش کار موثر کارآفرینان است و آنان درصدد کاهش فعالیت خود نیستند بلکه گرایش به تحمل بالایی از ابهام و یادگیری مدیریت ریسک برای خود و دیگران را دارند. آنان شکست در یک پروژه و یا برنامه را نه به عنوان تراژدی (نمایش) شخصی بلکه تجربه یادگیری میدانند.
۵- اقدام جدی و بیباکانه بهوسیله منابع دردسترس: کارآفرینان اجتماعی اجازه نمیدهند بهواسطه حفظ منابع خود از ترغیب چشماندازشان چشمپوشی کنند. آنها در انجام دادن کارهایشان با حداقل منابع و جذب حداقل منابع از دیگران، مهارت خاصی دارند. آنان از منابع کمیاب بهطور کارآ استفاده میکنند و منابع محدود خود را ازطریق اشتراک مساعی با دیگران و شرکای خود تامین میکنند. آنها همه منابع را با سرشت بشردوستانه برای کارهای تجاری خود جستجو میکنند و از طریق هنجارها یا سنتهای موجود درخصوص بخششها و کمکهای داوطلبانه محدود نمیشوند. آنان خطرات و مسائل آینده را ازطریق کاهش زیانهایی که به شکست منجر میشوند را تخمین میزنند. تحمل میزان ریسکپذیری سهامدارانشان را درک و شناسایی میکنند.
۶- ارائه حس بلندپروازانه پاسخگویی به موسسات و پیامدهای حاصله: از آنجا که انضباط بازار بهطور خودکار مخاطرات اجتماعی غیرکارآ را پاکسازی میکند، کارآفرینان اجتماعی گامهایی را برای اطمینان از اینکه آنها ارزش ایجاد میکنند را برمیدارند. آنان این اطمینان را دارند که بهطور دقیق نیازها و ارزشهای افراد ارزیابی میشود و قصد دارند با فعالیتهایی که انجام میدهند به جوامع خدمت کنند. آنان انتظارات و ارزشهای دیگر مخترعان و نوآوران را درک میکنند. آنان پیشرفتهای اجتماعی را برای مزیتهایی که به جوامع بشری دارد جستجو میکنند و برگشتهای اجتماعی و مالی آن را نیز درنظر میگیرند. کارآفرینان اجتماعی سازوکارهای بازخور برای تقویت پاسخگویی اجتماعی را بهوجود میآورند. آنان پیشرفتهای خود را با معیارهای همچون اجتماعی، مالی و پیامدهای مدیریتی ارزیابی میکنند.
مراحل توسعه کارآفرینی توسط خانواده:
1 – مراحل نهادینه کردن “فرهنگ کارآفرینی ” :
خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات، آئینها ورفتارهای اجتماعی میتواند نقش ثمر بخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل :” توفیق طلبی،” استقلال طلبی “، و”خطر پذیری”در عرصه فعالیت اقتصادی وهمسازی با واقعیتهای کاری در جامعه، به اعضاء خود ارزانی دارد.
نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود وچگونگی تجسم ارزشهای اجتماعی برای فرزندان در شکل گیری آینده شغلی آنها، میتواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد.مثلا ً چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت وایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزشهای مورد نظر والدین برای فرزند به تصویر کشیده شود، نوجوان در چنین شرایطی ذهن خود را برای رسیدن به چنین موقعیتی آماده میسازد.در ادامه چنین فرآیند ذهنی، فرد بدنبال راههای دستیابی به چنین موقعیتی است. او موقعیتهای متفاوت را باهم مقایسه میکند؛ شبیه سازی ذهنی انجام میدهد ؛به پرس وجومی پردازد ؛ وگاهی اوقات در نشریات، کتب، محیط مدرسه وحتی مجالس سخنرانی پرسشهای ذهنی خود را دنبال میکند. آنگاه، فرد با آگاهی ازارزش کاروتلاش آماده است بخش بزرگی از خواستهها، آرمانها وارزشهای مورد نظر خانواده خودرا به محک تجربه بگذارد.
۲- تعیین مسیر شغلی
فضای درون خانواده، خصوصا ً رهنمودهای والدین به فرزندان، این امکان را به آنها میدهد تا با گسستن از عادات ومعتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده، رفتار جدیدی را موردکندوکاو قرارداده وخود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند؛ به شکلی که بتوانند برفراز خواستهها وآرزوهای ذهنی خود ومنطبق برنظامهای مدرن پروبال بزنند واز نفوذ وسلطه اندیشه وروشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند.در ادامه چنین روندی، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید وخلق ارزش در جامعه خواهد شد.در این ارتباط، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود وهدایت آنها در مسیر شغلی، نقش مهمی در شناسایی وپرورش افراد خلاق وکارآفرین در جامعه ایفاء میکنند.
۳- توانمند سازی (یادگیری فن آوریهای جدید )
حمایت وتشویق والدین جهت یادگیری فن آوریهای جدید از جمله فن آوریهای تکنولوژیکی واطلاعاتی ومعرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالارا برای فرزندان فراهم میسازد، آنان را علاوه بر نقش آفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کارمفید وبهره وری بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها ورفتارهای کلیشه ای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی واجتماعی وتشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی واجتماعی، آنان را افرادی کارآمد وهدفمند میپروراند. زیرا پیروی از کلیشههای سنتی وتکراری در عرصههای گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت میتواند مفید واقع شود.
۴- راه اندازی واداره کسب وکار اقتصادی
در این مرحله، فرد باارزیابی مشاغل متناسب با خواستههای خود وخانواده، به خلق ایده در زمینه کارو فعالیت میپردازد ؛ چارچوب فکری خودرادرقالب طرح کسب وکار به جامعه عرضه میکند ؛ سپس، با مدیریت خودفعالیت اقتصادی را آغاز میکند. دراین مرحله، والدین بااستفاده از تجارب خود میتوانند فرزندشان را جهت اداره کسب وکاریاری کنند.هرچند ممکن است این نیازصرفا ًمتوجه حمایتهای مالی آنها نباشد.باادامه حمایت خانواده وتقویت روحیه کارآفرینی درفرزندان به منظور راه اندازی ومدیریت کسب وکار اقتصادی توسط آنان، نتایج ذیل متوجه جامعه خواهد شد :
– ایجادوتوسعه اشتغال در بخشهای اقتصادی کشور وبه تبع آن استقلال اقتصادی خانوادهها
– دگرگونی درروند تولید با استفاده از تکنولوژی پیشرفته وبدنبال آن تغییر در فرهنگ مصرف
– تنوع شغلی وایجاد رقابت گسترده در بازارهای اقتصادی
– بسط وتوسعه صادرات با اتکاء به منابع موجود در کشور
– کاهش نرخ بیکاری وتورم وبدنبال آن کاهش آسیبهای اجتماعی در جامعه
کارآفرینی و ایجاداشتغال
کارآفرینان از عوامل ضروری تغییر در یک اقتصاد مبتنی بر بازارند، آنها امکان استفاده موثر و فزاینده از منابع را فراهم می آورند و دادوستد بین بخشهای مختلف با امکانات واولویتهای متفاوت را تسهیل می سازند. همچنین رفتار کارآفرینانه، عامل شتاب دهنده تولید، انتشار و کاربرد ایدههای نوآورانه است و در جوامع دستخوش تغییرات سریع اقتصادی نیز، کارآفرینی تاثیرات زیانبار اجتماعی را ازطریق ایجاد فرصتهای شغلی تعدیل می بخشد. به طورکلی کارکرد کارآفرینانه هم به روی نرخ رشد بنگاههای جدید تاثیر دارد وهم شانس بقا و رشد بنگاههای موجود را افزایش می دهد.
اما به دلایل بسیاری، ایجاد یک ارتباط آماری بین کارآفرینی و میزان استخدام آسان نیست. کارآفرینی را نمی توان مستقیما اندازه گرفت زیرا غالبا پنهان است و حضور آن دررفتاری است که نمایانگر کارآفرینی است حتی اینکه کارآفرینی چگونه بروز می کند، خودموضوعی است که همواره درحال تغییر است. حتی اگر در مواردی مستقیما قابل اندازه گیری باشد بازهم برای ایجاد چنین ارتباطی، مشکلات وجود خواهد داشت. برای مثال، تحلیلگران با مشکل تفکیک تاثیر کارآفرینی از سایر متغیرها مانند سیاستهای بازارکار و غیره مواجه خواهندبود.
به علاوه، رابطه علت و معلولی بین کارآفرینی و استخدام یک رابطه یک طرفه نیست. برای مثال هنگام بیکاری و کاهش نرخ حقوق و دستمزد، هزینه فرصت کارآفرینی پایین است. درهر صورت واضح است که کارآفرینی شرط واجب پیشرفت اقتصادی دریک اقتصاد مبتنی بر بازار است و مشکلات مربوط به اندازه گیری آن نباید تلاش در جهت ترویج آن را، به عنوان بخشی از راه حل معضل بیکاری، کاهش دهد.
از آنجایی که بیکاری و فقر به طور فزاینده ای غالبا در مناطق شهری پرآشوب و ناآرام متمرکز و رویکرد دولتها برای تهییج و تشویق کارآفرینی به سوی سیاستهای جغرافیایی جهت گیری می شود، خوداشتغالی و تاسیس بنگاه می تواند یک اقتصاد محلی را که متاثراز رکود اقتصادی است، دگرگون سازد.
در برخی از کشورها مانند کانادا، سهم عمده ای از رشد مشاغل جدید در ۵ سال اول دهه ۱۹۹۰ ناشی از خوداشتغالی وتاسیس شرکتهای کوچک بوده است. در ایالات متحده، برای مثال بنگاههای اقتصادی کوچک، آنهایی که دارای ۲ تا ۴ نفر پرسنل بوده اند،در سال ۱۹۹۵ ۴۵۰۰۰۰ شغل جدید ایجاد کرده اند. بنابراین عجیب نیست که دولتهامشتاق کمک به چنین بنگاههایی بوده اند و موسساتی هم در این رابطه در اواخر این دهه ظهور کرده اند.
برنامه توسعه اشتغال واقتصاد محلی (LEED) در سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه (OECD) به مدت ۱۰ سال فعالیت این موسسات را ارزیابی کرده است و شواهدحاکی از آن است که اتخاذ چنین سیاستهای استخدامی کارساز بوده است. با وجود این،هنوز سهم این سیاستها در کل اشتغال اندک است به خصوص در کشورهایی ازقبیل دانمارک و نروژ که فعالیت هنری و صنایع دستی تقریبا از بین رفته است.
از این گذشته، امروزه فشار بر خزانه عمومی به قدری است که مداخله دولت فقط درمواردی ازقبیل زیانهای مرده (DEAD WEIGHT)، انحراف (DISTORTION) وجابجایی (DISPLACEMENT) مجاز است. زیانهای مرده می تواند مربوط به زمانی باشدکه مالیات دهندگان مجبورند از یک کارآفرین بالقوه که می خواهد کار جدیدی را آغاز کند،حمایت مالی به عمل آورند. تقویت کسب وکارهای جدید هم اگر به ایجاد یک مزیت رقابتی ناعادلانه برای برخی از بنگاهها منجر شود نیز ممکن است موجب انحراف دربازار گردد.
همچنین وجود موسسات جدید ممکن است به سادگی موجب ازبین رفتن و یاجابجایی مشاغل جدید با مشاغل قبلی شود. کاربرد این معیارها در سطوح محلی یامنطقه ای ساده تر است زیرا تاثیر و کارایی این برنامه می تواند به روشنی ارزیابی شود.OECD پیشگام اشکال جدیدی از برنامههای بازنگری و ارزیابی مشاغل جدید، هم دربعد ملی (برای مثال در استرالیا، ایرلند و جمهوری چک ) و هم در بعد منطقه ای (ویتوریادر اسپانیا و سستوسان جیوانی در ایتالیا) بوده است.
گامهای حمایتی
دولتها نقشهای متعددی را درحمایت از کارآفرینی ایفا می کنند. اولین قدم انجام ندادن برخی کارها به جای انجام دادن آنها است. ابزارهای کلاسیک دولتی – مالیات و مقررات – به روشنی بر روی فعالیتهای کارآفرینانه تاثیر می گذارد. هنگامی که میزان مالیات سنگین است و یا نیاز به ارائه گزارشهای پیچیده متعدد است، کارآفرینان از سیستم مالیاتی فرارمی کنند و اقتصاد زیرزمینی یا بازار کار غیرقانونی توسعه می یابد.
زمینه دیگری که دولتها می توانند به توسعه کارآفرینی کمک کنند تدارکات دولتی (PUBLIC PROCUREMENT) است. معمولا شرکتهای کوچک از تاخیر پرداختهای سازمانهای بزرگ دولتی رنج می برند. در برخی از کشورها همین تاخیر در پرداختهاموجب ازبین رفتن تعداد زیادی از این شرکتها می شود. این موسسات گاهی مجبورمی شوند در دوره ای که منتظر دریافت مطالبات خود از این سازمانها هستند از دیگران وام بگیرند که درنتیجه سود حاصله صرف بازپرداخت بهره به بانکها می شود.
آژانسهای توسعه می توانند مشوقهای محلی را ازطریق ایجاد اشکال جدیدی ازمشارکت دولتی – خصوصی به کار گیرند. در ایرلند، برای مثال ۳۵ مورد از این نوع مشارکت، سهم برجسته ای را در ارتقا کارآفرینی و کاهش بیکاری داشته است. در این رابطه چنین موسساتی می توانند نوآوری و کارآفرینی را با استفاده از ساختارهای حمایتی، دربین جمعی از موسسات کوچک محلی (به صورت خوشه ای یا شبکه ای )ترویج و آنها را در یافتن شرایط مناسب برای کسب وکار خود یاری کنند.
ایجاد انکوباتورها (پرورشگاههای ) کسب وکار هم روش دیگری برای توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال است. این پرورشگاهها با دراختیار قرار دادن کارگاههایی برای موسسات تازه تاسیس، تخصیص منابع و تجهیزات موردنیاز و عرضه آب و برق ازکارآفرینان حمایت می کنند. تحقیقات اخیر دال بر آن است که در مناطق محروم وجودفرهنگ وابستگی و یا ضدکارآفرینی از اهمیت خاصی نه فقط به دلیل تاثیرات اقتصادی غیرمستقیم بلکه به دلیل ارتباط سیاستهای اجتماعی با توسعه، برخوردار است. تنوع فزاینده و حجم فعالیتهای اقتصادی که توسط این انکوباتورها صورت می گیرد، کمک موثری نیز در انسجام اجتماعی خواهدبود.
سیستمهای تشویق کارآفرینی، با سیاستهای سنتی ایجاد اشتغال که هدفشان ایجادشغل در فعالیتهای موجود به جای ایجاد فعالیتهای جدید و حمایت مستقیم از موسسات کوچک و متوسط (SMES) است، تفاوت دارد زیرا آنها فقط بر مراحل اولیه کسب وکارموسسات جدید تمرکز می کنند. آنها دریافته اند که نه همه موسسات کوچک و متوسطنوآورند و نه همه آنها مهیای رشد و حتی برای بسیاری از این موسسات ممکن است بهترباشد که کوچک باقی بمانند.
به علاوه از آنجایی که در انکوباتورها دید وسیع تری نسبت به <آنچه که یک شرکت هست > وجود دارد آنها پیشنهاد می کنند که یک <فرهنگ کارآفرینانه > می تواند در بین بخش وسیعی از جمعیت به وجود بیاید. بنابراین دولتها می توانند به شکل موثری نه تنهاابزارهای عملی برای ترویج کارآفرینی را به کار گیرند بلکه می توانند فرهنگ کارآفرینانه رانیز ازطریق سیستمهای آموزشی در جامعه به شکل یک کل ارتقا دهند. آنها می توانند باکاهش نرخ مرگ ومیر کسب وکارهای جدید و کوچک با هزینه کم، بقای اینگونه شرکتها رادر عبور از مراحل اولیه به دیگر مراحل تضمین کنند.
کارآفرینی در اسلام
در فرهنگ کارآفرینی تظاهر به کار مسخره ترین امور محسوب میشود و کارهای گروهی به معنای حقیقی آن در سازمانها رایج است و لذا تفاوت کارگروهی با گروههای کاری بر همه روشن است.در زندگی کارآفرینانه افراد مشغول ارزش آفرینی به معنی عام آن میشوند به عبارت دیگر یا ارزش های مادی میآفرینند (کارآفرینان اقتصادی ) یا ارزشهای معنوی (کارآفرینان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ) و لذا میتوان گفت زندگی کارآفرینانه زندگی است که فرد حازم در اسلام دارد.برای روشن تر شدن موضوع معانی مختلف حزم و حازم ارائه میگردد:
حازم : آدم دور اندیش کاردان.
حازم : کسی که امروزش را اصلاح کند و برای فردایش چاره ای تدارک و مهیا کند.
حزم : پشتکار توام با اعتماد به نفس
حزم : حفظ آن چیزی است که به دشواری به دست آوردی و ترک چیزی است که به آن اکتفا نمودی.
حازم :عاقلی است دارای قدرت شناخت (تمیز دهنده ) و صاحب تجربه و سبک
حزم : مثل سیل شدیدی است که پستی و بلندی های زمین را در بر میگیرد.
حزم : مثل سیل شدیدی است که پستی و بلندیهای زمین را در بر میگیرد.
حزم : زمین سنگلاخ بلندی است که حیوانات و انسانها نمی توانند از آن بالا روند مگر با تلاش و جهد بسیار
حزم : نتیجه مدیریت فکر و ذهن است.
موفقیت به حزم است و حزم به مدیریت فکر و ذهن و ذهن به راز داری است.
رای و نظر زیاد است ولی حزم کم است.
حازم : من ( حضرت علی ) نزد مادرم حیدر نامیده شده ام و حیدر کسی است که حازم خیراندیش است.
حزم : منتظر فرصت شدن و عجله هنگامی که وسائل آن مهیا میشود.
حازم : کسی است که با روزگار خویش مدارا کند.
حزم : نگاه به عاقبت کار و مشورت با صاحبان عقل است.
حازم : کسی است که از امکانات موجودش خوب استفاده کند و کار امروز را به فردا وامگذارد.
حازم : کسی است که تجربهها را استوار سازد و سختیها و گرفتاری ها او را صیقل دهد و پاک کند.
حازم ترین افراد کمترین درخواست را از مردم میکند.
کسی که حزمش کم باشد عزم و اراده اش ضعیف است.
در این زندگی است که هنر را در جملات زیر میخوانی و در کربلا اوج آن را میبینی.
Art is , having a vision to see the world differently and skill to portrate it.
هنرمندی که دورنمای خود را با خون خودبه چه زیبایی بر پرده زمان و بوم دلهای آزادگان عالم ترسیم کردو آن را با صدای هل من ینصرنی به گوش جان من و شما رساند.بله در این زندگی خلاقیت به معنی شناسایی نیازهای سطح بالای انسان یعنی نیاز خود شکوفایی که اولیاء و انبیاء بهتر از همه آنها را برای نوع بشر شناسایی،معرفی و رفع نمودند.
در این زندگی است که پرده پندار دریده میشود و دنیا و آخرت، عقل و دل،علم، و عمل، ماده و معنا، روح و جسم با هم تنیده شده و به یک زبان میگویند : سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاالله و الله اکبر.
آن وقت است که کارت عار نمی شود و زبانت مار، حسادتت رقابت میشود و رقابتت بی رحم نمی شود.آن وقت است که تلاش میکنی تجارت بدون رضایت نکنی و رضایت بدون تجارت به دست نیاوری، آن وقت است که واقعا موتور توسعه میشوی و کار و عبادتت یکی میشود، قدرت فرصتها را میدانی و نمازت نمازمی شود و سوالت جواب.
فصل دوم:
خلاّقیت و نوآوری
تا زمانیکه به روشهای قبلی تفکّر می کنیم
غیرممکن است چیز تازه ای راخلق یا کشف کنیم ۰
۱٫ مفهوم وجایگاه خلاّقیّت و نوآوری
۲٫ تفاوت خلاّقیت و نوآوری
۳٫ فرآیند خلاقیت و نوآوری
۴٫ تکنیکهای خلاقیت و نو آوری
۵٫ شرایط ایجاد خلاقیت و نوآوری
۶٫ ویژگیهای افراد خلاق و نوآور
۷٫ ویژگیهای سازمانهای خلاق و نوآور
۸٫ کارآفرینی خلّاق
۹٫ موانع خلاقیت
۱۰٫ اصول نوآوری و منابع نوآوری
۱۱٫ ده عامل مهم شکست نوآوری
۱۲٫ DNAنوآوری
مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری
تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال ۱۹۵۰ توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد (GUILFORD) خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می دانست. (شهرآرای – مدنی پور، ۱۳۷۵، ص ۳۹)
بازدید
عالم برزخ
برزخ از نظر لغت اصطلاح
کلمه « برزخ» معمولا در محاورات ، همراه با کلماتی مثل « مابین »، « ما بینهما » به کار میرود ، مثلا گفته می شود :« برزخ ما بین این دو » یا « برزخ بین دو چیز » و یا «برزخ بین دنیا و آخرت » و در قرآن شریف آمده است :
« بینهما برزخ لایبقیان » « و جعل بینهما برزخا و حجراً محجوراً » .
مشاهده می شود که ، « برزخ» در دو آیه فوق همراه با کلمه « بینهما» به کار رفته است و این بدان علت است که « برزخ» در لغت به معنای « حاجز و مانع » است ، و حاجز و مانع در محاورات یک معنای مستقلی نیستند ، درست مثل معنای « فی » در عربی و کلمه «در» در فارسی است . اگر چه این دو کلمه به خودی خود دارای معنی و مفهومی هستند [یعنی:تو ، داخل ، درون ] اما این معنا ، معنای مستقلی نیست و برای تمام شدن معنای آن احتیاج به کلمه یا کلمه های دیگر است ، مثل اینکه میگوئیم: « در خانه ، در مدرسه و …» که کلمه « در » همراه با « خانه و مدرسه» توانسته است معنای خود را ایفا کند . روی همین حساب اگر معنای لغوی « برزخ » حاجز و مانع باشد باید معلوم شود حاجز میان چه و چه چیزی، و یا مانع میان کدام دو چیز .
برزخ در کتب لغت
۱-در کتاب « المنجمد » که کلمات مستعمله در لغت عرب را معنا می کند در ماده «برز» آمده است :
« البرزخ : الحاجز بین الشیئین ، ما بین الدنیا و الاخره من وقت الموت الی البعث»
یعنی : برزخ مانع میان دو چیز است ، و زمان میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت نیز برزخ است .
۲-کتاب « مفردات » راغب اصفهانی که لغات قرآن شریف را معنا میکند در مورد «برزخ» آورده است :
« البرزخ : الحاجز و الحد بین الشیئین ، و البرزخ فی القیامه : الحائل بین الانسان و بین بلوغ المنازل الرفیعه فی الاخره و منه قوله تعالی : و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون».
یعنی : برزخ مانع و حد فاصل بین دو چیز است ، و برزخ در قیامت همان فاصله بین انسان و رسیدن او به درجات رفیع در آخرت است ، و از همین باب است فرمایش خداوند که فرموده : « پشت سر اینها ( مردگان ) برزخی است تا روز قیامت .
۳-و در کتاب «مجمع البحرین » در همان ماده آورده اند :
« البرزخ : الحاجز بین الشیئین ، البرزخ فی قوله (ع) « نخاف علیکم هول البرزخ» هو ما بین الدنیا و الاخره من وقت الموت الی البعث ، فمن مات فقد دخل البرزخ ، و فیه الحدیث کلکم فی الجنه و لکنی والله اتخوف علیکم فی البرزخ ، قلت : و ما البرزخ ؟ قال : القبر منذ حین موته الی یوم القیامه ».
یعنی : برزخ مانع دو چیز است ، و در این حدیث از امام صادق (ع) که فرمود : « من از هول و سختی برزخ برای شما می ترسم » مقصود همان زمانی است که فاصله میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت است . پس هر کس که مرد ، داخل عالم برزخ می شود، و از همین باب است حدیثی که فرموده :« همه شما در بهشت هستید جز اینکه من از عالم برزخ شما می ترسم ، سئوال شد : برزخ چیست ؟»
حضرت فرمود : « قبر است از زمان مرگ تا قیامت ».
آنچه از کتاب نقل کتب لغت استفاده شد ، این بود که : « برزخ » دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است . معنای لغوی که همان حاجز و مانع است ، مانند پرده ای که بین زرده و سفیده تخم مرغ است . این پرده مانع از مخلوط شدن این دو ماده به یکدیگر است ومعنای اصطلاحی که به معنای فاصله زمانی بین دنیا وعالم آخرت است .
قرآن شریف در مورد معنای اصطلاحی برزخ می فرماید :
« … حتی اذا جاء احدهم الموت قال : رب ارجعونی لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا، انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» .
آنچه محل بحث است اینکه : وقتی مرگ آنها میرسد می گویند : « خدایا ما را به دنیا بازگردان تا اعمال صالح انجام دهیم» پاسخ این است که : « نه چنین است ، این حرفی است که اینها می زنند » سپس فرمود : «پشت سر اینها ، یعنی پس از اینکه از دنیا میروند ، تا روز قیامت عالم «برزخ » است .
در آیه شریفه ، حد فاصل بین مرگ و قیامت را « برزخ » نامیده است ، و دراحادیث فراوانی از ائمه معصومین نیز همین حد فاصل را عالم « برزخ» نامیده اند .
عالم برزخ از دیدگاه قرآن
عبدالله ادامه داد درست است بحث در ویژگی مرحله اول قیامت است اما به شرح عالم برزخ پرداخته بودیم و بیان کردیم که عالم برزخ برای اکثریت مردم که در حالتی متوسط از ایمان و کفر قرار دارند بی شباهت به حالت خواب نیست ، مومنان پیشرو و متنعم و کافران گرفتار انواع عقوبت و عذابند ( آیه ۱۰۰ ، مومنون ) ، برای احیای مردگان و برخاستن آنها از قبرها و حضورشان در دادگاه عدل پروردگار ، زمان زیادی وقت لازم نیست ، همانگونه که برای مرگ انسانها زمان طولانی لازم نبود ، صیحه اول مرگ است و صیحه دوم فریاد زنده شدن و رستاخیز و حضور در دادگاه عدل الهی « ان کانت الا صیحه واحده فاذاهم لدینا محضرون » (آیه ۵۳ سوره یس ) ای انسانهای به خواب رفته، ای خاکهای پراکنده و ای استخوانهای پوسیده به پا خیزید ، به پا خیزید و برای حساب و جزا آماده شوید .
در اینجا به بعضی روایات گویا و پر محتوی اشاره می کنند : عالم برزخ بهشت است برای نیکوکاران و شهیدان که در آن متنعمند به نعمتهای الهی و دوزخ است برای گناهکارانی مانند آل فرعون که صبح و شام در برابر آتش معذبند ، و در این رابطه علی علیه السلام در روایتی میفرماید: قبر یا باغی از باغهای بهشت است یا حفره و گودالی از گودالهای جهنم ( بحارج ۶ صفحه ۲۱۸).
حقیقت این است که آگاهی بر کیفیت عالم برزخ تأثیر زیادی در مسائل اعتقادی ندارد ، قرآن مجید اصل وجود عالم برزخ را در آیاتی چند با صراحت بیان نموده است ، همانگونه آل فرعون قبل از قیام قیامت هر صبح و شام از طریق عرضه شدن آتش بر آنها مجازات می شوند .
در سوره مومن آیه ۱۱ می فرماید : از قول عده ای که گرفتار عذاب در عالم برزخند میگویند : پروردگارا ما را دوباره میراندی و احییتنا دوباره زنده کردی اکنون به گناهانان خود معترفیم . آیا راهی برای خارج شدن از دوزخ وجود دارد ؟ «قالو ربنا امتنا اثنتین و احتیتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل » آنها که در این جهان اصرار به انکار معاد داشتند و پیامبران را به باد استهزاء می گرفتند در آنجا پرده های غرور و غفلتشان کنار می رود و چشم حقیقت بین آنها باز میشود و چاره ای جز اعتراف به گناه ندارند ، و گمان می کنند در آنجا اعتراف به گناه برایشان سودی دارد .
عالم برزخ کجاست ؟
دانستیم فاصله زمانی بین مرگ و قیامت « عالم برزخ » نامیده شده و مردگان تا برپائی قیامت ، در عالم برزخ به سر می برند . لازمه این علم این است که معتقد شویم همه آنهائی که از ابتداءخلقت عالم هستی تا کنون از دنیا رفته و از این پس نیز می میرند از انبیاء واولیاء و صالحین گرفته تا پادشاهان و ظالمین و مستکبرین و مشرکین ، همگی در آن عالم جمع هستند و در انتظار برپائی قیامت به سر می برند که البته معتقد هم هستیم.
اینک به این نکته می پردازیم که : عالم برزخ کجاست ؟ آیا عالم برزخ جزء این عالم است ؛ یعنی آیا عالم برزخ در همین دنیاست و مثلاً همین خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب دارد، و ارواح اموات چه مومن و چه کافر در روز این عالم یک حالت و در شب این عالم دارای حالت دیگری هستند ؟ یا اینکه طلوع و غروب خورشید برای اهل این دنیا تأثیر دارد و شب و روز برای برزخیان تأثیری ندارد ؟
اینها سئوالاتی است که در اذهان بسیاری از مؤمنین به معاد وجود دارد باید چند مطلب را خاطر نشان کرد که :
۱- عالم قیامت هنوز بر پا نشده و یکی از مقدمات برپائی آن نابودی نظام این عالم است و به تعبیر قرآن ، قیامت وقتی برپا می شود که :
« اذا الشمس کورت ، و اذا النجوم النکدرت ، و اذاالجبال سیرت ، و… و اذا البحار سجرت…» « اذا السماء انفطرت ، و اذا الکواکب انتثرت ، واذا البحار فجرت ، و اذالقبور بعثرت … » « اذا وقعت الواقعه ، لیس لوقعتها کاذبه ، خافضه رافعه ، اذا رجعنت الارض رجا ، و بست الجبال بسا ، فکانت هباء منبثا»
خورشید منکدر و نابود شود ، ستارگان در هم بریزند ، کوهها غبار پراکنده شوند ، دریاها دگرگون شوند ، ستارگان در هم و برهم شوند ، قبرها زیر و رو شوند ، زمین آن چنان به خود بلرزد که کوهها مانند پنبه زده شده شوند و زمین مانند غباری خفیف شود و…
اینها همه علائم فروپاشیدن نظام این عالم است ، و باید بدانیم تا این نظام وجود برپاست، عالم قیامت بر پا نشده و مردگان در عالم دیگری به نام « عالم برزخ » به سر می برند.
۲- در جای خود ثابت است که این خورشید و ماه در عالم قیامت وجود ندارند ، و خداوند متعال عالم قیامت را به وسیله نیروی دیگری روشن می کند و البته در آنهم اختلاف است که آیا نور و روشنائی قیامت ، بوسیله اعمال صالح هر شخص و آنهم برای خود اوست . همانگونه که قرآن شریف فرموده :
« یوم یقول المنافقون والمنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم ، قیل ارجعوا وراءکم فالتمسوا نورا …»
در آن روز ، زنان و مردان منافق به مومنین می گویند : از نور و روشنائی خود به ما نیز بهره دهید . به آنها خطاب می شود : بازگردید و از پشت سرتان (دنیا) نور بیاورید .
و یا چیزی همانند خورشید ، عالم قیامت را روشن می گرداند و همه خلائق از آن بهره میگیرند ، در این مورد نیز قرآن شریف می فرماید :
« و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله ، ثم نفخ فیه اخری فاذا هم ینظرون ، اشرقت الارض بنور ربها و وضع الکتاب ….» .
در صور دمیده می شود و همه آنهائی که در آسمان و زمین هستند از بین میروند مگر آنهائی را که خدا نمی خواهد . ( پایان دنیا ) ، برای مرتبه دوم صور دمیده می شود ، آنگاه است که قیامت بر پا می شود و زمین قیامت به نور پروردگارش روشن میشود و…
پس از بیان این سه مقدمه ، به اصل بحث که :« عالم برزخ کجاست ، خورشید و ماه این جهان ، شب و روز ما بر آنها هم اثر دارد یا نه » باز می گردیم .
در این مورد از میان آن همه احادیثی که هست به نقل چند حدیث می پردازیم :
۱- مرحوم شیخ کلینی درکافی به نقل از علی بن ابراهیم آورده است :
« علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، عن احمد بن محمد بن ابی نصر ، عن الحسین بین میسر قال: سألت اباعبدالله عن جنه آدم (ع) : فقال جنه من جنان الدنیا تطلع فیها الشمس و القمر و لو کانت من الجنان الاخره ما خرج منها ابدا» .
حسین بن میسر گفت : از حضرت صادق (ع) در مورد بهشتی که حضرت آدم (ع) در آن بوده سئوال کردم . حضرت فرمودند : آن باغی است از باغهای دنیا که خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب می کنند و اگر از باغهای قیامت بود هرگز آدم (ع) از آن خارج نمیشد.
مرحوم مجلسی نیز این حدیث را با سند دیگری در کتاب بحار نقل فرموده و بهر حال حدیث فوق از چند جهت قابل توجه است :
الف ) حضرت آدم (ع) در آن بهشتی که در عالم قیامت وعده داده شده خلق نشده و آن بهشت را مشاهده نکرده است .
ب ) در جائی از این دنیا بهشتی وجود دارد که قابل رؤیت و مشاهده انسانهای عادی نیست و نمی توانند به آنجا رفت و آمد کنند و در حقیقت می توان گفت : آن بهشت درعین حالی که در دنیاست ولی برای بشر از عوالم غیب محسوب است و البته باید توجه داشت که دنیا منحصر به کره زمین و چند صد کیلومتر اطراف آن نیست .
ج ) همین خورشید و ماه ، آن بهشت را روشن می کنند و بر آن طلوع و غروب دارند و بهترین دلیل « الف و لام » عهد حضوری است که حضرت بر کلمه « شمس و قمر» درآورده و در حقیقت مثل این است که فرموده باشند : این خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب دارند ، وگرنه باید « شمس و قمر » را بدون « الف و لام » و با تنوین ذکر میکردند و می فرمودند : « شمس و قمر » یعنی ماه و خورشیدی بر آن طلوع و غروب دارند .
۲- باز مرحوم شیخ کلینی به نقل از ضریس کناسی می نویسد :
« عده من اصحابنا ، عن احمد بن محمد ، و سهل بن زیاد ، و علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، جمیعا عن ابن محبوب ، عن علی بن رئاب ، عن ضریس الکناسی قال : سألت ابا جعفر(ع) ان الناس یذکرون ان فراتنا یخرج من الجنه فکیف هو ، و هو یقبل من المغرب و تصب فیه العیون و الادویه ؟ فقال ابوجعفر (ع) : و انا اسمع ان الله جنه خلقها الله فی المغرب و ماء فراتکم بخرج منها ، و الیها تخرج ارواح المومنین من حفر هم عند کل مساء فتسقط علی ثمارها و تأکل منها و تتنعم فیها و تتلاقی و تتعارف فاذا طلع الفجرهاجت من الجنه …
ضریس گفت : از حضرت باقر (ع) پرسیدم : مردم ( مقصود اهل سنت است ) میگویند: «آب فرات از بهشت خارج میشود » چگونه می شود درست باشد در صورتی که این آب از مغرب جاری است ( یعنی سرچشمه اش از مغرب زمین است ) و در بین راه چشمه ها و جویبارهای دیگری هم به آن ریخته می شود ؟ حضرت فرمودند :« بلی من هم شیندهام ( مقصود شنیدن از پدران و اجدادشان می باشد ) که خداوند در مغرب زمین بهشتی خلق فرموده و آب فرات شما از آن خارج می گردد و ارواح مؤمنین عصر هر روز به آن بهشت میروند و از میوه های آن می خورند و از نعمت های دیگر خداوند بهره میگیرند و همدیگر را ملاقات می کنند و چون فجر صادق طلوع کند از آن خارج میشوند …»
توجه در جملات حدیث نکات زیر را روشن می کند :
الف ) بهشتی در مغرب زمین وجود دارد که آب فرات هم از آنجا عبور می کند .
برزخ یا قیامت صغری و عوالم چهار گانه حیات
قال علی علیه السلام : من مات قامت قیامه
آنگاه که انسان بمیرد قیامت او بر پا می شود
علی علیه السلام می فرماید : هر وقت انسانی از این دنیا برود ، وارد قیامت خواهد شد . حال باید دانست که منظور از این جمله نورانی امیرالمومنین علیه السلام چیست ؟ اجمالا باید گفت که قیامت صغری و کوچک منظور است و اما تفصیل آن عبارت است از اینکه انسان چهار مرحله را مشاهده می کند :
۱- حیات دنیایی که عالم ماده و جسم است .
۲- عالم مثال و برزخ که چه بسا از عالم ماده قویتر و لطیفتر است ، که این عالم را قیامت صغری و کوچک معرفی می کنند .
۳- عالم نفس که به قیامت کبری معروف است .
۴- عالم صفات و اسماء الهیه که بالاتر از عالم نفس و قیامت است .
حال انسان این نردبان رشد و تکامل را باید از دنیا آغاز کند ، یعنی چند صباحی در دنیا زندگی می کند و پس از امتحانات و آزمایشات الهی که انجام میگیرد، مرگ او فرامیرسد و به عالم بالاتر یعنی عالم برزخ منتقل می شود و در آن حیات برزخی ، آمادگی پیدا می کند ، برای ورود در عالم قیامت کبری ، در حیات برزخی که همان قیامت صغری و کوچک انسان است ، چه بسا انسانهایی که در دنیا ، خویشتن خویش را صیقل نداده اند و خود را تزکیه نکرده اند ، کفاره این کج اندیشیها و کم کاری ها را باید با چشیدن عذابهای برزخی بپردازند ، تا آمادگی کامل پیدا کنند که به محض دمیده شدن در صور اسرافیل ، پاک و مصفی وارد قیامت کبری و روز محشر شوند . باز در همین حیات برزخی ، حال چند هزار و یا چند میلیون سال طول خواهد کشید ، بسیاری از انسانها ، با آن همه عذابهایی را که تحمل کرده اند ، پاک و منزه نخواهند شد و باید در جهنم وارد شوند و بعد از مدتی که عذابهای دردناک والیم قیامت را چشیده اند ، وارد بهشت گردند، و عده کثیری هم برای همیشه در جهنم مخلدند و باقی خواهند ماند و سپس انسانها با پشت سر گذاردن عالم دنیا و قیامت صغری یعنی برزخ ، و قیامت کبری یعنی نفس ، به عالم اسماء و صفات الهی پا می گذارند که نهایت تکامل انسان به این عالم و مقام نورانی منتهی می شود . توضیح بیشتر اینکه انسان دارای طبیعتی است مادی که بسیار ملموس و محسوس است و دارای محدودیت خاصی است و رشد و سیطره وجودی آن محدود است مثلا از بعد وزن و حجم و حواس پنجگانه بشری ، حد یقف دارد و قابل رشد و گسترش بالائی نیست . حال از این عالم طبیعت انسان کمی بالاتر بیائیم ، می بینیم انسان دارای قوای باطنی و درونی است ، اینکه انسان فکر می کند، مطالبی را حفظ و در ذهن خویش نگه می دارد و دارای قوه خیال و وهم است ، و انسان در حیطه این قوه الهی ، کارهای بسیار عجیبی را انجام می دهد ، مثلا در ذهن خود حرکتهای ستارگان و سیارات را تصور می کند و یا به دریاها ، کوهها و دشتها میاندیشد و یا در یک لحظه ، کل تاریخ زندگی خود را در نوار ذهن خویش تماشا و مرور می کند و یا در یک چشم بهم زدن ، جهان مادی را دور می زند . این بعد معنوی انسان بسیار گستردهتر از بعد طبیعی و جسمی انسان است که آن را مثال متصل می نامند ، چون با انسان همراه و متصل است . حال همین نیرو اگر از انسان به طور موقت جدا شود آنرا مثال منفصل می گویند ، چون جدای از انسان است . نام دیگر مثال را می شود برزخ نامید ، لذا برزخ متصل و برزخ منفصل خواهیم داشت .عالم خواب را ، برزخ منفصل معرفی می کنند که روح انسان ، به طور موقت از بدن فاصله می گیرد ، درعین حال سیطره ضعیفی بر بدن دارد . انسان در عالم خواب ، بسیار قویتر از عالم مثال و برزخ متصل ، عمل می کند . چرا که گستردگی او در عالم خواب نسبت به عالم بیداری که از ذهن و قوه مخیله و وهمیه خود استفاده می کند ، قویتر خواهد بود .
لذتها و شادیها ، غمها و شدائد ، حرکتها و تنوعهای زندگی ، قابل قیاس با حالت بیداری انسان نیست ، لذا عالم مثال متصل و منفصل ، نمونه کوچکی است از عالم بالاتر که عالم برزخ و قیامت صغری است و همین طور عالم برزخ نمونه ای است از قیامت کبری و هکذا عالم قیامت نمونه ای از عالم اسماء و صفات کمالیه الهیه خواهد بود .
حیات برزخ برای همه و اثبات آن
حیات برزخی برای همگان خواهد بود و مخصوص گروه خاصی نیست . آیاتی که برزخ را ثابت می کنند اطلاق و عمومیت آنها شامل همه انسانها با هر اعتقادی که دارند خواهد شد . علاوه بر شمول اطلاقات آیات و روایات برای جمیع خلائق ، دلائلی هم جداگانه برای مومنین و کفار و مشرکین وارد شده است که نمونه هایی را متذکر می شویم :
« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما اتیهم الله من فضله … »
« گمان مبرید آنانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند مردگانند ، بلکه آنان زنده اند و در پیشگاه خدا ، روزی می خورند، آنان به فضل و رحمتی که خداوند نصیب آنها گردانیده شادمانند ، بشارت و مژده دهند به مومنانی که هنوز به آنها نپیوسته اند و بعداً در پی آنها به سرای آخرت خواهند شتافت ، که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند »
روایتی صحیح السند و مشهور است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در جنگ بدر، بعد از پیروزی سربازان اسلام بر کفار و مشرکین ، بر جنازه های سران و فرماندهان کفر و شرک حضور پیدا کردند و خطاب به اجساد آنان فرمود :
« یا فلان یا فلان قد وجدت ما وعدنی ربی حقاً فهل وجد تم ما وعد ربکم حقا »
پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آلی ، خطاب به سران کفر فرمود : ای ابوجهل ! عتبه ، شیبه و امیه ! به تحقیق ما وعده خداوند خویش را به حق دیدیم و اما شما ، آیا وعده خداوند را که حق است دیده اید ؟ اصحاب به پیامبر عرضه داشتند: «یا رسول الله اتنادیهم و هم اموات ؟ فقال و الذی نفسی بیده انهم لاسمع لهذا الکلام منکم الا انهم لایقدرون علی الجواب »
آیا شما با مردگان سخن می گویید ، در حالی که آنان نمی توانند بشنوند ؟ حضرت فرمود : قسم به آنکسی که جانم در دست و قدرت اوست ، آنان از شما بهتر می شنوند و کلام مرا بهتر درک می کنند ، ولی قدرت بر جوابگویی ندارند .
از جمله آیاتی که حیات برزخی را ثابت می کند و در اینکه بین مرگ و عالم برزخ هیچگونه فاصله ای وجود ندارد و صراحت در وجود نعمات و نقمات برزخی دارد ، این آیه شریفه قرآن است که می فرماید :
« فاما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنه نعیم و اما ان کان من اصحاب الیمین فسلام لک من اصحاب الیمین و اما ان کان من المکذبین الضالین فنزل من حمیم و تصلیه جحیم »
« انسان وقتی دار فانی را وداع نمود ، اگر از مقربین و دوستداران خدا باشد ، بلافاصله بعد از مرگ ، روح و ریحان و بهشت نعیم الهی به آنان خواهد رسید و کسانی که از اصحاب یمین باشند ، ثواب و سلام خداوند به آنان می رسد و آنانی که از گمراهانند ، پس غذای آنان همان غذاهای جهنمی است آبهای داغ مانند فلز گداخته در حلقوم آنها خواهند ریخت و آنها را به آتش نزدیک می کنند »
لذا این آیه می خواهد بفرماید : که عالم برزخ بدون هیچ فاصله زمانی پس از مردن انسان، مشهود است و انسان خود را در آن خواهد دید .
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ان اولیاءالله لایموتون و لکن ینقلون من دار الی دار
به تحقیق اولیای خدا نمی میرند و لیکن از خانه ای به خانه دیگر انتقال پیدا میکنند . شواهد و قرائن پیرامون انتقال سریع انسان از دنیا به عالم برزخ بواسطه مرگ در تاریخ شرایع الهیه ، فراوان است که به یک نمونه بارز آن ، اشاره می کنیم : مرحوم علامه طبسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه شریفه بل احیاء عند ربهم یرزقون (بلکه شهداء زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند ) می فرماید : از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله روایتی نقل شده است پیرامون جعفر بن ابیطالب که در جنگ موته شرکت فرمود ، و به شهادت رسید . حضرت فرمود : من جعفر را دیدم که با دو بال با فرشتگان الهی ، در بهشت در حال پرواز بود . این جمله نورانی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نشانگر حیات انسان در عالم برزخ است که پس از ارتحال از دنیای خاکی ، پا به عالم دیگری میگذارد به نام عالم برزخ .
آیات و روایات زیادی دلالت بر وجود عالم برزخ دارند علاوه بر آنکه عقل و تجربه و حس هم به کمک آنها می آیند .کلمه برزخ که به معنای فاصله بین دو آب ویا دو خشکی است ، حد فاصل بین عالم اول که دنیای خاکی است و عالم سوم که آخرت و قیامت کبری نام دارد قرار دارد . دنیا به خاطر محسوس بودن آن قابل انکار نیست و همه انسانهایی که در عرصه دنیا حضور پیدا کرده اند ، عالم مادی را لمس کرده و به یقین ، وجود چنین دنیایی را شاهد بوده و هرگز در وجود آن شک و شبههای به خود راه نمیدهند . و اما عالم دوم که برزخ نام دارد ، به خاطر مادی و محسوس نبودنش در معرض شک و تردید قرار می گیرد . اینجاست که انسان باید از راهنمائی های پیامبران و رسولان الهی و کتب آسمانی بهره مند شود ، علاوه بر آنکه از قوه عاقله خویش نیز استفاده می کند و همین طور عالم سوم که قیامت کبری و روز حشر و نشر نام دارد ، موجب شک و تردید بشر قرار می گیرد و این در حالی است که انسان می تواند پله های نردبان یقین را طی کند ، از پله اول که علم الیقین است شروع کرده سپس پا به پله عین الیقین نهاده و با پیمودن سومین پله که حق الیقین می باشد خط بطلان بر همه شکوک بکشد.
« حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمال صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون »
« تازمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد می گوید : خدایا ! مرا باز گردان شاید در آنچه ترک کردم ، عمل صالحی انجام دهم ، گفته می شود : چنین نیست ، این سخنی است که او به زبان می گوید و اگر برگردد باز همان خواهد بود ، و پشت سر آنها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند »
بازدید
بازدید
بازدید
Bluetooth به معنای ارتباط بی سیم ولی با برد کوتاه می باشد.
هر وسیله اى که از سیم براى انتقال اطلاعات خود استفاده نمى کند از امواج رادیویى بهره مى گیرد در واقع امواج رادیویى سیگنال هایى هستند که توسط فرستنده در هوا پخش مى شود. امواج رادیویى قادر به انتقال صدا، تصویر و هر نوع Dataهستند. تلفن هاى بى سیم، موبایل، ماهواره ها، و غیره جزء وسایلى هستند که ارتباط خود را از طریق این امواج فراهم مى کنند. حتى دزدگیر اتومبیل شما هم از طریق امواج رادیویى کنترل مى شود. Bluetooth نوعى از ارتباطات امواج رادیویى ولى با برد کوتاه است و از پروتکل خاصى براى ارسال اطلاعات خود استفاده مى کند و به همین دلیل است که شرکت هاى معتبر سازنده دستگاه هاى ارتباطى و کامپیوترى علاقه زیادى دارند تا در این پروژه شرکت کنند.
در واقع تمام دستگاه هایى که بر پایه Bluetooth ایجاد مى شود باید با استاندارد مشخصى سازگارى داشته باشند.
,Blue Tooth بدون در نظر گرفتن محافظ و انشعاب وسایل الکترنیکی را قادر می سازد که ارتباطی بی سیم را از طریق طولهای کوتاه با هم داشته باشندولی همان طور که مى دانید فرکانس هاى امواج رادیویى با استفاده از واحد هرتز محاسبه مى شوند,
فرستنده این فرکانس ها که Transmitter نام دارد امواج مورد نظر را در یک فرکانس خاص ارسال مى کند و دستگاه گیرنده در همان طول موج اقدام به دریافت اطلاعات مى کند و دامنه آن GHZ2.40 تا GHZ2.48 است.
Bluetoothاز کجا آمد ?
شاید جالب باشد تا از تاریخچه نام Bluetooth هم اطلاع داشته باشیم. این نام از نام یک پادشاه دانمارکى به نام Harald Blaatand گرفته شده است. کلمه Blaatand پس از انتقال به زبان انگلیسى به شکل Bluetooth تلفظ شد که به معنى دندان آبى است.
این پادشاه که بین سال هاى ۹۴۰ تا ۹۸۶ مى زیست، توانست دانمارک و نروژ را که در جنگ هاى مذهبى با هم مشکل پیدا کرده بودند متحد کند و از آن پس شهرت زیادى کسب کرد.
در واقع تکنولوژى Bluetooth هم بر پایه اتحاد یکپارچه سیستم هاى کامپیوتر در قالبى بدون سیستم تاکید دارد که نماد کار و تلاش پادشاه دانمارکى است.
ایده اصلى ایجاد این سیستم در سال ۱۹۹۴ توسط شرکت موبایل Ericsson ارائه شد. این شرکت به همراه چند شرکت دیگر به دنبال یک سیستم ارتباطى بین وسایل الکترونیکى مختلف بودند تا قادر به هماهنگى و سازگارى با هم باشند.
امروزه بسیارى از وسایل ارتباطى مانند PC، PDA، موبایل، پرینتر و… از پروتکل هاى متفاوت و ناسازگار با یکدیگر استفاده مى کنند و همین امر باعث عدم ارتباط مناسب بین آنها خواهد شد.
بنابراین شرکت هاى مربوطه تصمیم به ایجاد یک استاندارد مشترک براى انواع وسایل ارتباطى گرفتند تا ارتباط میان آنها تحت یک پروتکل ثابت و مشخص برقرار شود. در حال حاضر Ericsson، Intel، Nokia، IBM و Toshiba از پدیدآورندگان و توسعه دهندگان این تکنولوژى هستند. این شرکت ها با تشکیل گروهى به نامSGI
Group) (Interest Special موفق شدند استاندارد مورد نظر را ایجاد کنند .
انواع شبکه های بدون کابل
چهار نوع متفاوت از شبکه های بدون کابل وجود دارد ( از کند و ارزان تا سریع و گران )
• BlueTooth
• IrDA
• HomeR-SWAP
• WECA-Wi-Fi
شبکه های Bluetooth: که بحث پروژه ما می باشد.
(Infrared Data Association) IRDI : استانداردی بمنظور ارتباط دستگاههائی است که از سیگنال ها ی نوری مادون قرمز استفاده می نمایند. استاندارد فوق نحوه عملیات کنترل از راه دور، ( تولید شده توسط یک تولید کننده خاص ) و یک دستگاه راه دور ( تولید شده توسط تولید کننده دیگر ) را تبیین می کند. دستگاههای IrDA از نورمادون قرمز استفاده می نمایند.
HomeRF و SWAP HomeRF ، اتحادیه ای است که استانداری با نام
Shared Wireless Access protocol)) SWAP را ایجاد نموده است . SWAP دارای شش کانال صوتی متفاوت بر اساس استاندارد DECT و ۸۰۲٫۱۱ است. دستگاههای SWAP در هر ثانیه ۵۰ hop ایجاد و در هر ثانیه قادر به ارسال یک مگابیت در ثانیه می باشند.
WECA و Wi-Fi :Wireless Ethernet) Compatibility Alliance) WECA رویکرد جدیدی را نسبت به HomeRF ارائه نموده است ,در حالی که دارای سرعت بالا یازده مگابیت در ثانیه می باشد.
فرق LAN و PANچیست؟
LAN باید قادر باشد تا بخشهایی حداقل با صد متر طول را پشتیبانی کند.
PANباید قادر باشد تا بخشهایی حداقل با ده متر طول را پشتیبانی کند.
PAN یک شبکه کامپیوتری مورد استفاده برای ارتباط میان DEVICEهای کامپیوتری نزدیک به هم است (شامل تلفن و PDA) این وسایل میتوانند به شخص تعلق داشته باشند یا نداشته باشند.
PAN ها می توانند برای ارتباط میان وسایل شخصی(ارتباط داخلی شخصی)یا برای ارتباط با یک شبکه رده بالا تر و اینترنت مور د استفاده قرار گیرند.
PAN ها می توانند با باسهای کامپیوتری مثل USB و FINEWINE سیم کشی شوند
PAN های بی سیم هم می توانند توسط تکنولوژی شبکه ای IRDA و BLUE TOOTH ساخته شوند.
فرق WI-FI و BLUETOOTH چیست؟
این استاندارد از زیرمجموعه Bluetooth است و تحت آن ارتباطى با قدرتى بیشتر از خود Bluetooth ایجاد خواهد شد. ارتباط Wi-Fi که مخفف Wireless Fidelity است بیشتر بر پایه ارتباط شبکه اینترنت به صورت بى سیم تاکید مى کند و همین امر باعث محبوبیت بسیار زیاد آن شده است با استفاده از این تکنولوژى به راحتى در مسافرت، هواپیما و یا هتل مى توان از طریق Laptop به اینترنت متصل شد. Wi-Fi که همان استاندارد IEEE802.11 است در مدل هاى ۸۰۲٫۱۱a و ۸۰۲٫۱۱b مورد استفاده قرار مى گیرد و استاندارد اصلى آن IEEE802.11b است.
در این مدل حداکثر سرعت انتقال اطلاعات ۱۱Mbps است و از فرکانس رادیویى ۲/۴ گیگاهرتز استفاده مى کند. براى سرعت بخشیدن به این استاندارد مدل دیگرى نیز به نام ۸۰۲٫۱۱b+ ایجاد شده که سرعت انتقال را تا ۲۲mbps افزایش مى دهد. در مدل ۸۰۲٫۱۱a سرعت اطلاعات حدود 54mbps است و از فرکانس 50 GHz استفاده مى شود.
به طور حتم این مدل در آینده اى نه چندان دور جاى ۸۰۲٫۱۱b را خواهد گرفت.
براى استفاده از این سیستم ایستگاه هایى به نام Access point در مناطق مختلف و به فواصل چند صد مترى قرار مى گیرد. این ایستگاه ها امواج رادیویى را در هوا منتشر مى کنند و هر کامپیوترى که به Wi-Fi مجهز باشد و در محدوده این ایستگاه ها قرار داشته باشد قادر به استفاده از اینترنت است و کاربران با قرار دادن یک کارت سخت افزارى IEEE802.11b و یا وصل کردن یک دستگاه Wi-Fi اکسترنال از طریق USB به کامپیوتر خود قادر به استفاده از این سیستم هستند.
قیمت اینترنت در این سیستم بسیار مناسب است. مثلاً در کشور آمریکا یک Account نامحدود یک ماهه با این سرویس به مبلغ 20 تا ۳۰ دلار در اختیار کاربران قرار مى گیرد.
از نظر برد موثر هم حداکثر تا ۱۵۰ متر اطراف Access Point مورد پوشش قرار مى گیرد. در این حالت سرعت انتقال ارتباط ۱mbps است. البته هر چقدر فاصله کاربر با ایستگاه اصلى کمتر از ۱۵۰ متر باشد سرعت انتقال اطلاعات بیشتر خواهد شد. مثلاً سرعت انتقال اطلاعات در فاصله ۱۰۰ مترى mbps5.5، در فاصله ۸۰ مترى ۸mbps و در فاصله ۵۰ مترى و کمتر از mbps است
BLUE TOOTH یک جایگزین برای ساختن PERSONAL AREA NETWORK است در حالی که در WI-FI تعداد زیادی آداپتورهای USB BLUE TOOTH وجود دارد که بعضی از آنها شامل یک آداپتور IRDI است و در واقع می توان گفت BLUE TOOTH را نباید با WI-FI مقایسه کرد که یک پروتکل سریع تر است و نیاز به سخت افزار پیچیده تری دارد و فاصله ی بیشتری را پوشش می دهد در حالی که از همان رنج فرکانسی استفاده می کند