جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

تبلیغات کاپریلا

سوء رفتار با کودک ۲

604

بازدید

کودکان مورد خشونت نیازمند صحبت دوستانه درباره ترس ها و دل مشغولی های شان با بزرگسالان هستند وکمی که آنها را در بهبود وضع شان یاری کند . اکثر کودکان وابسته به یکی از والدین یا هردوشان در امر حمایت از خود در رویارویی با بحران وچالش های عاطفی هستند . هر چند این موضوع بعضی اوقات میتواند مانع توانایی های والدین در مواجهه با موضوع شود والدین که با خشونت مزمن زندگی میکنند ، ممکن است از لحاظ عاطفی احساس تنهایی کرده ، افسرده ، عصبانی و گرفته باشند . بنابراین ممکن است از نظر عاطفی کمتر به کودکان شان رسیدگی کنند . در مورد خشونت خانگی که در آن یکی از والدین قربانی خشونت و صفحه ۱۷ از کتاب خشونت خانگی علیه کودکان . نویسندگان : ریچاردای . برمن . لوس سالسیدوکارتز و …
ترجمه وتالیف : محمد قلی پور
دیگری مقصر است ، کودکان ممکن است کمتر قادر به رو آوردن به والدین جهت اطمینان خاطر دوباره ، حمایت باشند معدود تحقیقاتی که تا امروز در زمینه ترمیم پذیری و بروز خشونت خانگی انجام شده ، نشان می دهد که محبت های مادرانه ، به خصوص ابراز عاطفه مادر ، ممکن است برای توانایی کودک در دست و پنجه نرم کردن شان باشند آها هم دل مشغول خشونت بوده و سعی در مصونیت خود دارند و هم دچار افسردگی هستند . در جریان بزرگ کردن شان ممکن است توافق بر اتخاذ شیوه های دیگری نیز باشد . مطالعات انجام شده بر روی الگوهای محبت آمیز زنان یا انجام رفتارهای پرخاشگرانه بر روی کودکان ، تفاوت آشکاری با گروه کنترل ندارد و به نظر می رسد زنان مصدوم ممکن است روش های توام با تنبیه بیشتری در تربیت کودک به کار گرفته و یا با کودکان شان پرخاشگرانه مواجه شوند . تحقیقات محدود در زمینه رابطه بین پدران آزار دهنده و کودکان شان تا امروز نشان میدهد که اینگونه پدران که خشن نیستند، به کودکان خود کمتر ابراز محبت میکنند با توجه به یافته های موجود نیازمند تحقیقات بیشتری در زمینه اثرات خشونت خانگی بر تربیت کودکان هستیم . از آنجا که والد آسیب دیده میتواند حامی خطرناکی برای کودک باشد ، و به خاطر اینکه کودکان اغلب در جریان تماس با کسی قرار دارند که آنها را اذیت و آزار میکند ، خدمات ارائه شده باید به کمک والدین آمده تا آنها بتوانند روابط خود با فرزندان شان را بهبود بخشند . اگر والدینی که خشونت خانگی را اعمال میکنند ، قادر به شناسایی نیازهای کودکان خود نباشند ، رابطه با فرد بزگسالی که در ارتباط نزدیکی با منزل یا مدرسه کودک است ، میتواند مفید باشد . کودکان دارای مهارت های ارتباطی و اجتماعی خوب احتمالا در این گونه ارتباط گیری موفق تر از کودکانی هستند که از چنین مهارتهایی برخوردار نیستند . برای مشخص شدن اینکه حمایت های اجتماعی مفیدترین چیز برای کودکانی است که مورد خشونت خانگی واقع شده اند به مطالعات بیشتری نیاز است . صفحه ۱۸ و ۱۹ از کتاب : خشونت خانگی علیه کودکان – نویسندگان : ریچاردای برمن لوسی سالسیدوکارتر ترجمه و تالیف : محمد قلی پور .
در معرض خشونت گذاری کودکان : گسترده خشونت کودکان ، اعم از نوع خشونت و ابراز استفاده از آن متفاوت است . برخی از کودکان ، به خصوص آنهایی که در مناطق کم در آمد زندگی میکنند، « خشونت اجتماعی مزمن » یعنی به تناوب و مدام ، اسلحه گرم ، چاقو ، مواد مخدر وخشونت تصادفی در همسایگیهای خود را تجربه میکنند . در مدارس ابتدایی شهری ، بندرت کودکانی یافت میشوند که مورد چنین حوادث خشونت باری واقع نشده باشند . کودکان مورد مصاحبه در مطالعات انجام شده ، معمولا مشاهده دعوا و کتک کاری در حوادث روزانه بوده اند. کودکانی که در مناطق از نظر اقتصادی – اجتماعی پائین تر زندگی نمیکنند ، کمتر دچار خشونت اجتماعی میشوند ، ولی خشونت خانگی و رسانه ای در همه جای کشورمان از نظر اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی اتفاق میافتد . حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از زنان آمریکایی ، در طول روابطی که داشته اند . حداقل یک بار کتک خورده اند . به نظر میرسد زنان بیش از مردان به وسیله شرکای زندگی خود جراحت برداشته ونیازمند مداوای پزشکی میشوند ، و احتمالا جراحات شان بازگو نمیشود . بسته به تعاریف سوء استفاده و نمونه های مورد مطالعه ، برآورد چنین خشونت هایی متفاوت است . مطالعه ای در این رابطه نشان داد که بیش از ۳ درصد ( حدود ۱/۸ میلیون) از زنان به وسیله مردان یا شرکای زندگی شان در طول یک سال مورد آزار و اذیت قرارگرفته اند ، در حالی که مطالعات دیگر نشان میدهد که زنان مورد خشونت ، اعم از آزار جنسی ، خشونت جسمی یا فحاشی به بیش از ۶۵درصد میرسد . برآوردها نشان میدهد سالانه بیش از ۳/۳ میلیون از کودکان شاهد سوء استفاده جسمی و فحاشی مثل رفتارهای توام با توهین برخورد و آزارهای کشنده با اسلحه و چاقو هستند .
همچنین برآوردها نشان می دهد که بیش از سه میلیون کودک خودشان قربانی سوء استفاده فیزیکی به وسیله والدین شان هستند . در منازل ، جایی که خشونت خانگی اتفاق میافتد ، کودکان مورد سوء استفاده جسمی یا مورد غفلت ، ۱۵ برابر بالاتر از میانگین ملی قرار دارند . چندین مطالعه انجام شده نشان می دهد که ۶۰ تا ۷۵ درصد از خانواده هایی که درزنان مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند ، کودکان نیز آزار دیده اند ( مقاله فن توزو ، و موردر این کتاب جزئیات بیشتری را در رابطه با شیوع و اثرات خشونت خانگی بر کودکان آورده است )
تلویزیون ، سینما و اینترنت نیز ، کودکان را مورد خشونت قرار می دهند . بر اساس آمار ارائه شده از سوی انجمن روان درمانی آمریکا هر کودک آمریکایی در طول ی هفته ۲۸ ساعت تلویزیون نگاه میکند ، و در من حدود ۱۸ سالگی ۱۶۰۰۰ مورد قتل ساختگی و ۲۰۰/۰۰۰ عمل خشونت را خواهد دید . تلویزیون خصوصی برای کودکان ۵۰-۶۰ برابر خشن تر است تا برای بزرگسالان ، وبعضی از کارتن ها به طور میانگین بیش از ۸۰ موردعمل خشونت زا در هر ساعت پخش میکنند . با ورود ویدئوکاست ها ، فیلم ها ، سگاها و بازی های کامپیوتری موضوع های خشونت را فروخته یا اجاره داده می شوند . بسیاری از کودکان و نوجوانان بیش از پیش مورد خشونت رسانه ها واقع می شوند.
خشونت بیشتر از همه بر پیشرفت کودکان تاثیر کودکان تاثیرگذار بوده ، و مناسبات خویشاوندی را در کودکی و بزرگسالی تحت تاثیر قرار میدهند . موضوع بعدی درباره افزایش مطالعات در زمینه تاثیرات خشونت اجتماعی است . این مطالعات همچنین به یافته های کلیدی در زمینه تاثیر خشونت خانواده و رسانه ها بر کودکان دست یافته اند . صفحه ۷۲ و ۷۱ و ۷۰٫
تاثیرات رفتاری و عاطفی خشونت :
بخشی از مطالعات انجام شده ، مواجهه با کودکان در معرض خشونت خانگی است که هنوز نسبتا محدود است ومشکلات عدیده تحقیقاتی در زمینه اثرات رفتاری و عاطفی وجود دارد . به طور مثال ، برخی از تحقیقات ، اغلب با مشکلات اخلاقی مواجه اند ، به خصوص وقتی تحقیق مقایسه یا کنترل کودکانی که ادر معرض خشونت اندوسرویس های ارائه دهنده خدمات را موردتوجه قرار میدهد .هر چند تحقیق در این حوزه ، اغلب شامل جمع آوری داده های کیفی با تاکید بر گروه ها و مصاحبه ها است . بهبود داده های کیفی در زمینه نتایج مربوط به کودکان به سنجش پدیده های اجتماعی کمک میکند . گر چه شناخت کمی احساسات و حوادث ممکن است با اهمیت ترین شیوه تغییر باشد، جمع آوری چنین داده هایی از افراد مختلف در دنیای کودکان ( والدین ، مراقبان ، معلم ها ، افسران پلیس ) وقت گیرتر از اندازه گیری های کیفی بر روی کودکان در دنیای کودکان زمان است و ممکن است هدایت سیستماتیک آن مشکل باشد و هنوز با حساسیت کودکان ، خانواده ها و اجتماع روبه رو میشود . تنها محققان که با جمع آوری چنین داده ها میپردازد ممکن است به داستان های کودکان که اغلب فجیع است ، گوش دهند ، و برای دیگر افرادی این کار مشکل است . به رغم تحقیق محدود در این حوزه ، در عین حال ، میتوان از مطالعات انجام شده درباره اثرات خشونت بر کودکان مطالب زیادی جمع آوری کرد . نوشته هایی که در رابطه با شناخت خشونت خانوادگی است و اثرات نامطلوب جسمی ، شناختی ، عاطفی وموفقیت اجتماعی بر کودکان دارند ، از این جمله اند . مطالعات انجام شده در زمینه اثرات خشونت رسانه ای نیز نشان دهنده افزایش رفتارهای منفی است . مطالعات زیادی نیز وجود دارد که علاقه مندی بیشتری در رابطه با اثرات خشونت بر زندگی کودکان در مناطق شهری را نشان میدهد . از آن جمله ، مطالعه بر روی کسانی است که در معرض خشونت اجتماعی مزمن قرار دارند . به موازات مهم ، مطالعاتی در رابطه با کودکان شهری در ایالات متحده و مناطق جنگی انجام شد . یافته های بدست آمده از این مطالعه ، علائم اختلال رفتاری پس ضربه ای را در زندگی کودکان در مناطق جنگ زده شهری نشان میداد ، که مشابه علائم زندگی کودکان در مناطق عملیاتی است توضیح اینکه ، این علائم در سنین مختلف
صفحه ۷۳ و ۷۲ از کتاب : خشونت خانگی علیه کودکان     نویسندگان : ریچاردای. برمن . لوسی سالسیدوکارتز و ..     ترجمه و تالیف : محمد قلی پور
اثرات خشونت در فرایندرشد : در حالی که کودکان در تمامی سنین مورد خشونت واقع میشود ، ولی پیامدهای حاصل از خشونت در سنین پائین تر به خصوص پیامدهای دراز مدت آن ، کمتر شناخته شده است . بسیاری از مردم خیال میکنند که خیلی از کودکان کم سن و سال به هیچوجه مورد خشونت نیستند . آنها به اشتباه خیال میکنند که برای دانستن یا به خاطر آوردن آنچه اتفاق افتاده کم سن وسال هستند . هر چند ، مطالعات نشان میدهد که بین خشونت ، اتفاق افتاده و رفتارهای منفی در تمامی سنین رابطه وجود دارد .
نوزادان و اطفال : تحقیقات نشان میدهد که حتی درابتدایی ترین مراحل رشد نوزادان و اطفال بین خشونت و اراده بر کودک و مسائل عاطفی – رفتاری رابطه وجود دارد . نوزادان و اطفالی که دار منازل یا در جامعه شان شاهدخشونت می باشد، دچار تندخویی افراطی ، رفتار نارس ، آشفتگی در خواب ، اندوه عاطفی ، ترس از تنهایی ، زود ادراری و پرحرفی میشوند . وجود ضربه ( تراما ) به خصوص خشونت خانوادگی ، رشد طبیعی اعتماد سازی کودک و رفتارهای بعدی که مقدمه ای برای رشد خوداتکایی اوست را به مخاطره می اندازد . گزارش های ا خیر بیان کننده این واقعیت است که وجود علائم در اینگونه کودکان کم سن و سال بسیار مشابه علائم پس ضربه ای در بزرگسالان است علائمی نظیر تجربه مجدد حادثه تراماتیکم (ضربه دار ) نظیر اجتناب ، عدم تفاهم و تحریک پذیری مضاعف به عنوان مثال ، در یک مطالعه کودکان کم سن و سال از نزدیک شدن به محل وقوع حادثه ای که شاهد آن بودند در هراس بوده ، ترس از خوابیدن داشته ، و یا با کابوس از خواب میپریدند و در بازی های خود کمتر عاطفه ای از خود نشان میدادند .
صفحه ۷۴ و ۷۵ از کتاب : خشونت خانگی علیه کودکان     نویسندگان : ریچارد ای . برمن لوسی سالسیدوکارتر و …         ترجمه و تالیف : محمد قلی پور
کودکان مدرسه ای : چندین مطالعه  ، رابطه بین خشونت اجتماعی و علائم تشریحی ، افسردگی و رفتارهای اجتماعی پرخاشگرانه در کودکان مدرسه ای همجوار با مکان های خشونت زای شهری را تایید کرده اند همانند پیش دبستانی ها کودکان مدرسه ای در معرض خشونت ، احتمالا بیشتر در خواب دچار آشفتگی میشوند و احتمالا بازی آزادنه شان را به معلم مدرسه یا رئیس نشان میدهند . آنها معمولا به سختی میتوانند حواس شان را جمع کنند ، زیرا افکارشان همواره مغشوش است . به علاوه کودکان مدرسه ای احتمالا پیرامون قصد خشونت بیشتر آگاه بوده و نگران مداخله و توقف آن هستند . در موارد حاد خشونت اجتماعی، کودکان مدرسه ای همچنین ممکن است علائمی مشابه فشار اختلال زایی پس ضربه ای مثل علائم اطفال ونوزادان از خود نشان دهند دو مطالعه انجام شده ، هم کودکان ۱۰-۶ سال داواشنگیتن دی سی – washangton D.C و هم کودکان ۱۲-۹ سال در نیوارلئانز Neworleans – گزارش کودکان رابطه معنا داری  بین شاهد خشونت بودن و بروز علائمی نظیر کابوس ، ترس خروج از منزل ، تشویش و بی حالی را نشان داد . ۴۰ درصد از مادران نمونه نیوارلئانز و ۲۰ درصد از نمونه واشنگتن دی . سی میگویند کودکان شان نگران سلامت خود هستند . همین تعداد از کودکان احساس نگرانی و هراس میکنند .
مطالعات دیگری در مورد کودکان مدرسه ای که در معرض خشونت خانوادگی قرار دارند ، حاکی از آن است که آنها نیز مورد خشونت اجتماعی قرار می گیرند . چنین کودکانی معمولا فراوانی بیشتری از رفتارهای مساله ساز درونی ( انزوا و تشویش ) و رفتارهای مساله ساز بیرونی ( پرخاشگری و بزهکاری) در مقایسه با کودکانکه در خانواده های توام با آرامش از خود نشان میدهند . روی هم رفته ،ایفای نقش ، نحوه نگرش ها ، صلاحیت اجتماعی و انجام تکالیف مدرسه اغلب به طور منفی تحت تاثیر ] مقوله خشونت [ قرار میگیرند . از این که بگذریم ، مطالعاتی نشان میدهند که کودکان بزرگتر ، آنهایی که مورد سوء استفاده واقع میشوند یا از آنها غفلت شده است ، احتمالا کمتر می توانند در مدرسه حاضر شوند ؛ مرتکب جرم می شوند، تجربه مسائل عاطفی ، جنسی و شرب خمر را پیش رو دارند . مطالعات مربوط به کودکان مدرسه ای که مورد خشونت رسانه ای واقع شده اند نیز میدهد که رسانه ها تاثیر نامطلوبی بر کودکان دارند به عنوان مثال یک مطالعه طولی از پسران ۸ ساله که در آن عادات و الگوهای رفتاری مطالعه میشد ، خشن ترین برنامه ها باعث رفتار پرخاشگرانه و بزهکاری میشد این رفتار در سن ۱۸ سالگی بروز میکرد و رفتار جدی مجرمانه در سن ۳۰ سالگی از آنها سر میزد . گزارش ها حاکی از آن است کودکانی که در معرض خشونت رسانه ای واقع اند ، ممکن است رفتارهای منفی شان رو به افزایش نهد ، چون پتانسیلی برای یادگیری اجتماعی و مدل سازی رفتارهای ناشایست برای جوانان است . خشونت حتی وقتی به صورت داستان نوشته میشود و زیبا نشان داده می شود ، احتمال تاثیر منفی بر کودکان داشته و افزایش کشش کودکان به خشونت را ایجاد میکند . صفحه ۷۶ از کتاب : خشونت خانگی علیه کودکان نویسندگان : ریچارد ای . برمن 
لوسی سالسیدوکارتر     ترجمه وتالیف : محمد قلی پور
 
۲ قانون و کودک ( بزهکاری در کودکان )
به هیچوجه کودک بزهکار وجود ندارد ، بلکه هدایت شده به بزهکاری وجود دارد .
کودکان امروزی در شرایطی پا به عرصه ی وجود میگذارند که در هر دقیقه ی آن ۴ جنایت جدید اتفاق میافتد . آمار داده شده در این راستا نشان می دهد که وضع کنونی جوامع انسانی بسیار ناهمگون بوده و اگر بر تعداد و ارقام جنایات رخ داده ، آمار جنایات مخفی و یا جرمهای پنهانی را نیز بیفزاییم ، آنگاه مشخص می شود که دور نمای زندگی بشری در شرایط فعلی بسی نا امید کننده تر از آن است که تصورش را بکنیم .
اگر در کنار این تربیت و پرورش کودکان را در نظر بگیریم و همچنین متوجه شویم که در شرایط فعلی کودکانمان تا چه اندازه ای تحت تاثیر شرایط ناهمگون در مجادلات تمایز بین خوب و بد و ارزش و ضد ارزش و … میباشند، آن زمان در مییابیم که با کمی غفلت و سهل انگاری  با لحظه ای درنگ و ساده اندیشی ، ناخواسته فرزندانمان را به عوامل ضد اجتماعی بدل خواهیم کرد و آن ها را در مسیر انحرافی ناسازگاری اجتماعی و بزهکاری مشاهده خواهیم نمود  همه به این امر واقف هستیم که کودکان در سنین بسیار پایین نیز گاه گداری دست به جرایم و اشتباهات کوچکی میزنند و حتی بسیاری از روان شناسان ومتخصصین امور تربیت کودک ادعا مینمایند که کودکان در سن بسیار پایین و زمانی که روی پای خودشان میایستند ، ناخواسته به سمت و سوی گناهان و اشتباهاتی میروند که تصور مینمایند از پس آن برخواهند آمد یعنی خود حرکت اشتباه خویش را درک کرده ولی برای این که موجودیت و حضور قدرتمند خویش را به ثبوت برسانند ، به سمت خطا رفته و سعی مینمایند که آن را با موفقیت پشت سر نهاده و زمانی که موفق در کارشان میشوند ، توجیهاتی را نیز برای خطایشان ابراز میدارند . اما وقتی در کارشان موفق نشوند ، سر خورده شده و باز خطای دیگری را مرتکب میگردند و این بار با دروغگویی سعی مینمایند که بر خطای خود سرپوش بگذارند . این در واقع نخستین حرکت کودک به سوی ناسازگاری با اصول و قوانین میباشد که اگر از سوی والدین تحت کنترل و دقت قرار نگیرد ، منجر به شیوع عادات بدتر از آن شده و به بزهکاری مبدل میگردد .
یکی از دانشمندان امر تربیت کودک به نام ایی . بننت ادعا دارد که : « در میان انسانها کسی نیست که مرتکب گناه و یا خطا نشده باشد و کسانی که به دفعات مرتکب خطا می شوند ، به یقین خطاهای تکراری را ناچیز و غیر مهم می شمارند » به راستی نیز اینگونه است به طوری که شاید شما و من بارها از باغچه های همسایه گل رز دزدیده ایم و یا به کمک دوستان با دزدیدن وسایل یکی از دوستان خود سعی کرده ایم سر به سر او بگذاریم . آیا به نظر شما این کار در جرگه ی گناه و جرم میباشد یا خیر ؟ اگر به قطعیت پاسخ مثبتی داده باشیم ، باز توام با اشتباه بوده و اگر به صراحت جواب منفی نیز بدهیم ، باز میتوان گفت که پاسخ داده شده دارای ضریب اطمینان کمتر است . زیرا اگر این خطا به دفعات تکرار شده و از حالت شوخی به جدیت روی بیاورد ، به یقین عادت یافتن به کار دزدی منجر به عادی شدن خطا و جرم خواهد شد و به نهایت فرد خاطی به تدریج دست به دزدیهای بزرگتری خواهد زد . دقیقا موضوع تخم مرغ دزد نهایتا شتردزد میگردد ، در این مورد صدق  میکند . لیکن با هدایت ومتوجه کردن خطای کودک به جرم خود ولو به شوخی، خواهد توانست کودک را به کار خطا آمیزش متوجه سازد و مانع از تکرار آن شود . در واقع میتوان گفت که هر فردی در کودکی به دلایلی مرتکب کارهایی میشود که سبب ناراحتی، اضطراب و نگرانی دیگران میشود و این جرم و خطا به هر دلیلی اعم از شوخی و یا سر به نهادن نیز باشد ، باز جرم بوده و باید کودک به نحوی متوجه این قضیه باشد تا آنرا عملی نسازد از طرفی ارتکاب به این نوع اعمال باعث می شود که کودک باور کند که اگر کار خطایی را به سهو و شوخی انجام دهد به عنوان جرم و گناه محسوب نخواهد شد و این یکی دیگر از انحرافات فکری و اخلاقی کودک خواهد بود . زیرا با نادیده گرفتن عمل وی به نوعی سبب ساز رشد فکر منفی دیگری در کودک خواهیم شد و با دست خود کودکمان را به سمت انحراف سوق خواهیم داد و او به تدریج عادت خواهد کرد که اگر به شوخی حقوق و آسایش دیگران را نیز زیر پا بگذارد ، باز کار اشتباهی را نکرده است و عدم توجه به حقوق دیگران و یا نادیده گرفتن ناراحتی و اضطراب سایرین در او حالت ضد اجتماعی را به تدریج رشد خواهد داد و کودک ناخواسته در طول زمان به سمت خودخواهی و نفع پرستی شخصی روی خواهد آورد  باید بدانیم که کودکان در سنین پایین هیچگاه مفهوم اجتماع یا رفتارهای مثبت اجتماعی و غیر اجتماعی را نمیدانند . آن ها هر کاری را که برایشان لذتبخش و شوخ باشد ، انجام میدهند و در اینجا وظیفه والدین است که متوجه رفتارهای کودکانشان باشند و هر نشانه و یا علایمی از بزهکاری اولیه را در آن ها مشاهده نمودند ، سریعا کودک را متوجه خطایش ساخته و او را از ادامه و انجام مجدد خطا بر حذر دارند . کودکی که در دوران خردسالی دست به کارهای خلاف رفتار و ارزشها و هنجارهای اجتماعی بزند و به دلایلی که برای خودش توجیه پذیر بوده و از عوالمان دوران کودکی بوده و بدان اهمیت ندهدو در کنار این ، بی توجهی والدین نیز او را از ارتکاب به کارهای هر چند ناچیز و کم اهمیت باز ندارد ، به یقین همین عادت در دوران نوجوانی و بلوغ رشد یافته و در آن زمان که نیازهای کودک بیشتر شده و توجیهات خاصی که در سایه ی تحولات و رشد جسمانی ، فیزیکی ، روحی و شخصیتی بر وی تعریف خواهند شد ، دست به کارهای خلاف بزرگتری خواهد زد  با توجه به این که کودک با پا نهادن به سن بلوغ بیشتر خودش را در جامعه احساس کرده و نخستین گام جهشی خویش را در وارد شدن به جرگه ی دوستان و شرکت جستن در گروهها انجام داده و تجربیات نوینی اخذ مینماید ، بیشتر از هرسنی تحت مخاطرات القایی قرار دارد . اگر کودکی در سنین پایین تحت کنترل نباشد و کارهای خلافش نادیده انگاشته شود، آنگاه در سن بلوغ برای ابراز وجود در برابر دیگران و سایر اعضای گروه دوستان سعی خواهد کرد کارهایی را انجام دهد که سایرین از آن ابا داشته و با از انجام آن هراس دارند . این عمل نیز با توجه به این که مدح و ستایش دوستانش را در بر خواهد داشت ، نوجوان به کارهای خلاف با نگاه ارزش و شجاعت نگریسته و آن را به دفعات تکرار خواهد کرد که همین امر او را در برابر ارتکاب به جرم خونسرد ساخته و جرایم در دیدگاه وی کم اهمیت و عادی جلوه خواهند کرد .چنین حالتی به تدریج نوجوان را با بالا رفتن سن وحضور یافتن در میان دوستان کم جربزه وابراز شخصیت قدرتمند ، پیش از پیش در معرض ارتکاب به خطاها و جرایم قرار خواهد داد .
با عنایت به موارد مذکور باید عوامل دیگری را نیز در ارتکاب به جرم کودکان در نظر گرفت . همانگونه که مشخص گردید ، کودک به هیچوجه در کودکی جرم را نشناخته و کاری را که لقب جرم و بزهکاری بر آن متصور است ، درک نمیکند اما با توجه به علایق و روحیاتش دست به کارهایی میزند که در نظرش منطقی و یا کم اهمیت بوده ولی همان حالات و رفتار به نوعی مقدمه ی بزهکاری و اعمال ضد اجتماعی تلقی میشود . همانگونه که بیان گردید ، اگر چنین اعمالی از سوی والدین و یا سرپرستان کودک نادیده انگاشته شود ، به تدریج تبدیل به معضل اجتماعی خواهد شد و رفتار فرد قالب بزرگی گر فته و با قدرت هر چه تمامتر جامعه را تکان خواهد داد .

به عبارتی کار خلاف ابتدایی و سهل را میتوان به بهمنی تشبیه کرد که از بالای کوه سرازیر میشود و هر اندازه که به پایین و عمق نزدیکتر می گردد ، به همان میزان برکثرت، ضخامت ، قدرت وتاثیر گذاریش افزوده می شود . حال آن که بهمن ابتدای امر از روی ندانم کاری و یا ناخواسته در اثر سوت زدن و یا شلیک گلوله ای و یا فریاد کشیدن در کوه و انعکاس موج صوتی در روی برفهای سبک و بی پایه  و شکافته شدن آن ها از یکدیگر ایجاد می شود و به تدریج چنان قدرتی مییابد که میتواند دودمان خیلی از انسانها را زیر ورو کند . جرم نیز در کودکان دقیقا به این موضوع شباهت دارد . زمانی که والدین ناخواسته و از روی ندانم کاری در برابر عمل خلاف فرزند خویش میخندند و آن را به شوخی میگیرند ، با همین عمل خود فرزندانشان را به قعر فلاکت میفرستند . چه بسا والدینی دیه میشود که به طور مثال با مشاهده ی شوخی دو فرزند با یکدیگر که یکی از فرزندان برای این که برادر و یا خواهر خودش را اذیت کند ، کتابش را مخفی مینماید و با حالت جدی و حق به جانب در برابر کودک مضطرب و نگران که کتابش را گم کرده ادعای بی اطلاعی مینماید . والدین در برابر مشاهده ی این عمل به جای آن که کودک خاطی را که کتاب برادر و یا خواهرش را مخفی کرده موردسرزنش قرار داده و او را متوجه عمل خلافش نمایند ، در برابر شوخ طبیعی و زرنگی  و شیطنت او میخندند و عمل وی را شیطنت کودکانه قلمداد مینمایند .اما این کودک با عمل خویش دو کار ضد اجتماعی را مرتکب میشود و والدین او را در کارش تشویق مینمایند و همین تشویق باعث میشود که کودک تصور کند کارش خلاف نیست و با تکرار آن سبب جلب نظر دیگران و علاقمند شدن آنان به وی میشود این دو جرم و رفتار ضد اجتماعی به ترتیب زیر می باشند :

۱_ کودک یاد میگیرد که در برابر حق و حقوق دیگران چندان مسوولیتی ندارد وحرمتی نگذاشتن به حقوق و آسایش دیگران در او عملی عادی جلوه میکند .
۲_ کودک یاد میگیرد که اگر کاری برای شوخی باشد و یا نفع شخصی بوده و بتواند برای مدتی روحیه ی او را ارضا نماید ، عملش جرم به حساب نمیآید .
با توجه به تحلیل فوق می توان بیان داشت که همین دو دیدگاه عمده ، باعث میشود که کودک در سنین بالا نیز در برابر مسوولیتها احساس وظیفه نکرده و از انجام وظایف محوله شانه خالی نماید از طرفی خود را در برابر دیگر اعضای جامعه مسوول ندانسته و جامعه را پیکره ای واحد قلمداد نکرده و خود را بخشی یا عضوی از آن محسوب ننماید . از طرفی روحیه ی خود پرستی و نفع طلبی در او افزایش یافته و هر کاری را که برایش توجیه پذیر بوده و ارزش داشته باشد و با تحلیلهای شخصی وی منطبق باشد ، آن را انجام دهد.
با مشاهده ی نمونه ی ساده ولی عمیق میتوان دریافت که بیماری عظیم و طاقت فرسای اجتماعی به نام بزهکاری از موضوعی ساده شکل گرفته و به غول عظیمی بدل شده است . البته ناگفته پیداست عوامل دیگری نیز در تشدید این بیماری دخیل میباشند . به طوری که در بروز جنگ کودکان برای بقای خود دست به کارهای خلافی میزنند . برای این که گرسنه نمانده و نمیرند ، حتی دست به دزدی و غارت اموال نزدیکترین فرد خانواده ی خود میزنند . همین رفتار و تکرار باعث می شود که بزهکاری در روحیه ی کودک افزایش یابد و از این جهت بروز جنگهای خانمانسوز یکی دیگر از عوامل بزهکاری در جوامع است . میزان کودکان و یا افراد بزهکار و مجرم در کشورهایی که در آن ها در مقاطع مختلف جنگ داخلی ویا بین المللی اتفاق افتاده بیش از کشورهایی است که در سعادت و آسایش و امنیت زندگی کرده اند .
درجریان جنگهای اول و دوم جهانی میزان بزهکاری و جرایم در کشورهای مختلف اروپایی ، ژاپن و آمریکا چنان بالا رفت که در جریان جنگ و حتی بعداز آن دولتمردان کشورهای یادشده بر آن شدند که قوانین شدیدی را برای جلوگیری از ارتکاب جرایم وضع نمایند .
حتی طبق آمارهای رسمی مشخص گردیده است که میزان جرم و ارتکاب به آن در میان کودکان در بعد از جنگ دوم جهانی در آمریکا ، ژاپن ، سوئد فنلاند آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سابق چندین برابر بیشتر از میزان جرایمی بوده که بزرگترها مرتکب آن شده بودند . ناگفته نماند که تاثیرات مخرب جنگ تنها بر کشورهای در حال جنگ حاکم نبوده ، حتی بر کشورهای همجوار و همسایه نیز اثر مینماید  به طوری که در کشور سوئیس که امروزه به عنوان کشور با ثبات و امنیت شناخته می شود و در آن هیچ جنگ و جدالی صورت نگرفته و حتی در اثنای جنگ جهانی دوم نیز به عنوان کشور بی طرف به شمار میرفت . میزان ارتکاب جرم در افراد کمتر از ۲۱ سال در سال ۱۹۳۶ حدود  23% بوده است . این میزان در سال ۱۹۳۸ به ۲۴/۵% افزایش پیدا کرده و در سال ۱۹۴۰ به ۲۷/۵% و در سال ۱۹۴۲ به بالاترین میزان خود یعنی ۳۷/۷%رسیده بود اما خوشبختانه امروزه این میزان در حد بسیار پایین ترین قرار دارد .


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

جرم (روانشناسی جرم )

2,715

بازدید

جرم (روانشناسی جرم ) ۳٫۰۰/۵ (۶۰٫۰۰%) ۲ امتیازs

2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

روانشناسی (ماهیت روانشناسی)

1,103

بازدید

روانشناسی (ماهیت روانشناسی) ۵٫۰۰/۵ (۱۰۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
ماهیت روانشناسی
روانشناسی تقریباً با همه ی جنبه های زندگی ما ارتباط دارد. به همان اندازه که جامعه پیچیده شده روانشناسی هم به صورت روز افزونی نقش مهمتری در حل مسائل آدمی بازی کرده است . روانشناسان با انواع بسیاری از رفتارها سروکار دارند که برخی از آنها از اهمیت گسترده ای برخوردار ند : 
کدام شیوه های فرزند پروری به شادکامی وکارآمدی در دوره ی بزرگسالی می انجامد ؟ چگونه می توان از پیدایش بیماریهای روانی پیشگیری کرد ؟ برای ریشه کن کردن پیش داوری نژادی چه می توان کرد ؟ کدام شرایط خانوادگی و اجتماعی مشوق پرخاشگری ، از خود بیگانگی و بزهکاری است ؟ چگونه می توان به یک بیمار درمان ناپذیر کمک کرد که با آرامش خاطر بمیرد ؟روان درمانی تا چه اندازه در درمان الکلیسم مؤثر است ؟ آیا می توان با استفاده از داروهایی که موجب تسهیل انتقال عصبی می شوند حافظه را بهتر کرد ؟
روانشناسان با مطالعه این مسایل و مسایل فراوان دیگر سروکار دارند .
روانشناسی درعین حال از طریق اثری که درقوانین وسیاست دولت دارد بر زندگی ما اثر می گذارد . قوانین مربوط به تبعیض نژادی مجازات ها ، هرزه نگاری ، رفتارجنسی وشرایطی که در آن فرد مسئول اعمال خودشناخته می شود همه از نظریه ها و پژوهش های روانشناختی اثر می پذیرند .
با توجه به این که روانشناسی درتمام وجوه زندگی ما اثر می گذارد شایسته است حتی کسانی که در پی کسب تخصص دراین رشته نیستند آگاهی مختصری از واقعیت های بنیادی وروشهای بررسی آن داشته باشند .
یک درس مقدماتی در روانشناسی می تواند شما را درک رفتار دیگران و بصیرت در نگرش ها و واکنش های خودتان یاری دهد وعلاوه برآن شما را آماده کند تا ادعاهایی را که به نام روانشناسی عنوان می شود ارزیابی کنید .
روانشناسی نسبت به سایر رشته ها ی علوم دانش جوانی است . در سال های اخیر شاهد فوران سیل آسای پژوهش در این علوم بوده ایم . درنتیجه مفاهیم ونظریه های این علم دائماً درحال تغییر و تحول است . به همین علت هم ارائه ی تعریف دقیقی ازروانشناسی کار دشواری است  روانشناسان بیش از هر چیز علاقه دارند بدانند که چرا مردم به گونه ای که می بینیم رفتار می کنند . با این حال شیوه های مختلفی برای تبیین اعمال آدمی وجود دارد . پیش از آنکه تعریفی از روانشناسی ارائه دهیم بهتر است نخست به گونه های مختلفی از رویکرد به پدیده های روانشناختی بپردازیم .
رویکرد هایی به روانشناسی
هر عملی را که ازیک فرد سر می زند می توان از چند دیدگاه گوناگون تبیین کرد . مثلاً فرض کنید از خیابان رد می شوید . این عمل را می توان به عنوان شلیک عصب هایی توصیف کرد که موجب فعال شدن عضلانی یم شوند که شما را از این سوی خیابان به سوی دیگرآن می رسانند ، اما همین عمل را می  توان بدون کوچکترین اشاره ای به رویداد های داخل بدن توصیف کرد : چراغ سبز یک محرک است و پاسخ شما به آن عبور کردن از خیابان است . عمل شما رامی توان برحسب قصد وهدف آن نیز تبیین کرد . شما نقشه ی ملاقات با یکی از دوستان را درذهن خود طرح کرده اید وعبور از خیابان یکی از اعمال بسیاری است که انجام آن برای اجرای این نقشه ضرورت دارد .
همان طورکه این عمل ساده ی عبوراز خیابان به شیوه های گوناگون قابل توصیف است ، در روانشناسی نیز به رویکرد های گوناگونی برمی خوریم . در این مورد از رویکرد های بسیاری می توان یاد کرد . اما پنج رویکردی که دراینجا عرضه می شود می توانند ما رابا مفاهیم عمده ی روانشناسی نوین آشنا سازند .
باید توجه داشت که  این رویکرد های گوناگون مانعه الجمع نبوده ، بلکه درهر یک از آنها جنبه های گوناگونی از یک مسئله پیچیده مورد توجه قرار گرفته است .
درمطالعه ی روانشناسی رویکرد « درست » یا « نادرست » وجود ندارد بسیاری از روانشناسان از یک نظرگاه التقاطی پیروی می کنند و در تبیین پدیده های روانشناختی آمیزه ای از چندین رویکرد را به کار می برند .
رویکرد عصبی – زیستی
دریکی از رویکردها در زمینه مطالعه ی آدمیان سعی می شود که رفتار به رویدادهایی که در داخل بدن و به ویژه در مغز و دستگاه عصبی صورت می گیرد ارتباط داده می شود .
این رویکرد در پی آن است که آ« دسته از فرآیندهای عصبی – زیستی را که زیر بنای رفتار و رویدادهای ذهنی است ، مشخص سازد . مثلاً روانشناسی که سرگرم بررسی یادگیری از دیدگاه عصبی – زیستی است به تغییراتی توجه دارد که درنتیجه یادگیری یک مهارت تازه در دستگاه عصبی روی می دهد .
ادراک را می توان با ثبت فعالیت یاخته های عصبی مغز به هنگام ارائه محرک های مختلف مطالعه کرد . کشفیات اخیر نشان می دهد که رابطه ی نزدیکی بین فعالیت مغز و رفتار و تجربه وجود دارد . با تحریک برقی خفیف نواحی معینی از قسمت های عمقی مغز می توان در حیوانات واکنش های هیجانی از قبیل ترس و خشم ایجاد کرد  ، یا تحریک برقی نواحی خاصی از مغز آدمی موجب به وجود آمدن احساس لذت و درد وحتی خاطره های روشنی ازرویدادهای گذشته می شود .
به علت پیچیدگیهای مغز وبا توجه به این واقعیت که برای مطالعات لازم به ندرت می توان به مغز زنده ی آدمی دسترسی یافت ، دانش ما درباره ی کارکردهای عصبی بسیار اندک است . از سویی نیز هرگاه تصویر روانشناختی ما از آدمی به تمامی متکی برعصب – زیست شناختی باشد چنین تصویری به غایت نارسا خواهد بود . به همین دلیل است که برای مطالعه پدیده های روانشناختی ازروش های دیگری نیز استفاده می شود . در اغلب موارد عملی تر آنست که به بررسی شرایط پیشایند پی آمد های آن بپردازیم . بی آنکه خود را باآنچه دردرون جاندار می گذرد درگیر کنیم .

رویکرد رفتاری
آدمی صبحانه می خورد ، دوچرخه سواری می کند ، حرف می زند  ، سرخ می شود ، می خندد و گریه می کند . همه ی اینها شکل هایی از رفتار هستند . یعنی آن دسته از فعالیت های جاندار هستند که می توان آنها را مورد مشاهد ه قرار داد . دررویکرد رفتاری ، روانشناس از طریق مشاهده ی رفتار است که به مطالعه افراد می پردازد نه از راه بررسی اعمال درونی آنها . این نظر که موضوع روانشناسی باید منحصر به مطالعه ی رفتار باشد نخستین باردراوایل قرن بیستم توسط روانشناس آمریکایی ، جی . بی . واتسون ارائه شد . تا آن زمان روانشناسی به عنوان دانش بررسی تجارب ذهنی تعریف می شد و بخش عمده ی داده های آن خودنگری هایی بود که ازطریق درون نگری به دست می آمد .
واتسون احساس کرد که درون نگری دیدگاه ناسودمندی است و این نظر را پیش کشید که اگر قرار باشد روانشناسی به صورت یک علم درآید ، داده های آن باید قابل مشاهده و قابل اندازه گیری باشد . فقط خود شما می توانید درباره ی ادراک ها واحساس های خود به درون نگری بپردازید ، اما دیگران هستند که می توانند رفتار شما را مورد مشاهده قرار دهند .
واتسون معتقد بود که تنها ازطریق مطالعه آنچه افراد انجام می دهند یعنی مطالعه ی رفتار افراد می توان یک علم عینی روانشناسی به وجود آورد .
رفتار گرایی ، به عنوانی که نظریه گاه واتسون به خود اختصاص داد، مسیر روانشناسی را درطی نیمه اول قرن بیستم شکل گیری کرد خلف آن یعنی روانشناسی محرک – پاسخ . هنوز هم به ویژه درسایه ی پژوهش های ب- اف – اسکینر روانشناس دانشگاه هاروارد از نفوذ فراوانی برخوردار است .
در روانشناسی محرک – پاسخ بررسی می شود که چه محرک هایی پاسخ های رفتاری را فرا می خواند ، چه پاداش ها و چه تنبیه هایی این پاسخ ها را پایدار می کند و چگونه می توان رفتار را با تغییر الگو پاداش و تنبیه تغییر داد .
روانشناسی محرک – پاسخ  به آنچه درون جاندار می گذرد کاری ندارد و به همین دلیل هم گاهی آن را رویکرد « جعبه سیاه » نامیده اند ، به این معنا که به فعالیت های دستگاه عصبی که دردرون این « جعبه » درجریان است بی اعتنا می ماند و آنها را نادیده می گیرد . 
روانشناسان S-R معتقدند که دانش روانشناسی را می توان منحصراً برپایه درون داده و  برون دادهای این جعبه بنا نهاد . بدون آنکه دربند این باشیم که در داخل جعبه چه اتفاقی می افتد . بنابراین برای پرورش نظریه ای درزمینه ی یادگیری می توان به این مشاهده دست زد که رفتار آموخته شده چگونه تحت تأثیر شرایط محیط تغییر می کند ، به این معنا که مثلاً چه الگوهایی از پاداش وتنبیه به سریعترین یادگیری که با کمترین خطا همراه است منجر می شود .
چنین نظریه ای برای آنکه نظریه ی سودمندی باشد نیازی به مشخص کردن این امرندارد که یاد گیری چه تغییراتی دردستگاه عصبی به وجود می آورد .
روانشناسان محرک – پاسخ به طورکلی به مطالعه ی فرایند های ذهنی که میانجی محرک ها و پاسخ ها هستند علاقه ای نشان نمی دهند . امروزه کمتر روانشناسی رامی توان سراغ داشت که خود را رفتارگرای ناب بنامد با این وجود بسیاری از تحولات نوین ازکار رفتارگرایان سرزده است .

رویکرد شناختی
روانشناسان شناختی معتقدند که آدمی گیرنده ی نافعال محرک ها نیست بلکه ذهن او به صورت فعالی به پردازش اطلاعات دریافتی دست می زند و آن را به شکلها و مقولات
 تازه ای تبدیل می کند .
شناخت ، به فرایند های ذهنی ادراک ، حافظه و خبر پردازی اطلاق می شود که شخص به کمک آن ها دانش می اندوزد ، مسئله حل می کند یا برای آینده نقشه می ریزد .
روانشناسی شناختی بامطالعه علمی شناخت سروکار دارد وهدف آن اجرای آزمایش ها و پردازش نظریه هایی است که بتوانند نحوه سازمان بندی وکارکرد فرایندهای ذهنی را تبیین کنند. اما تبیین مستلزم آنست که نظریه بتواند پیش بینی هایی را درخصوص رویدادهای قابل مشاهده یعنی رفتار امکان پذیر سازد .
رویکرد شناختی در مطالعات روانشناسی تاحدودی به عنوان واکنشی در برابر محدودیت رویکرد R- S  رشد کرد . تجسم اعمال آدمی صرفاً درقالب درون دادهای محرک و برون داده ی پاسخ ممکن است برای مطالعه شکل های ساده از رفتار کافی باشد اما این رویکرد بسیاری از حوزه های جالب توجه کارکرد آدمی را نادیده می گیرد .
آدمیان می توانند بیندیشند ، برنامه ریزی کنند ، بر اساس اطلاعاتی که به خاطر سپرده اند تصمیم بگیرند و ازمیان محرک هایی که توجه آنها را به خود جلب می کند به شیوه ی گزینشی دست به انتخاب بزنند .
رویکرد روانکاوی
پابه پای رشد رفتارنگری درآمریکا ، در اروپا نیز دیدگاه روانکاوی درباره رفتار آدمی توسط زیگموند فروید پرورش یافت . برخلاف مفاهیمی که درسطور گذشته بررسی شده ، مفاهیم روانکاوی نه بر مطالعات آزمایشی ، بلکه برمورد پژوهیهای فراوان بیماران روانی مبتنی است . مفاهیم روانکاوی تأثیر ژرفی در تفکرات روانشناختی داشته اند .
فرض بنیادی درنظریه فروید این است که قسمت عمده رفتار آدمی در فرایندهایی ریشه داردکه ناهوشیارند .
مقصود فروید ازفرایندهای ناهوشیار عبارت بود از افکار ، ترس ها وخواست هایی که شخص به آنها آگاهی ندارد ولی درهر حال بررفتار اثر می گذارند .
او معتقد بودکه بسیاری از تکانه هایی که در دوران کودکی بامنع یا تنبیه والدین و جامعه روبرو می شوند برخاسته از غریزه های فطری هستند . چون این تکانه ها به هنگام زادن در همه ما وجود دارند به همین جهت اثر فراگیری درما دارند که باید به گونه ای با آن کنار آمد . ممنوع کردن آنها فقط سبب می شود که ازحیطه ی آگاهی به ناهشیار رانده شوند وهمان جا بمانند و رفتار را زیر نفوذ خود بگیرند .
فروید معتقد بودکه تکانه های ناهشیار به صورت رویا ، لغزشهای کلامی ، اطوار ، نشانه های بیماری روانی ونیز به صورت رفتارهای جامعه پسندی از قبیل فعالیت های هنری وادبی جلوه می کند .
بسیاری از روانشناسان ، نظرگاه فروید را درمورد ناهوشیار به طور کلی نمی پذیرند . اما احتمالاً این را می پذیرند که آدمیان به برخی از جنبه های شخصیت خودآگاهی کامل ندارند . فروید معتقد بود که هریک از اعمال ما علتی دارد ، اما این علت درا غلب موارد نوعی انگیزه ی ناهوشیار است نه دلیل خود پسندانه ای که ما برای رفتارخود ارائه می دهیم .
نظرگاه فروید درمورد طبیعت آدمی اصولاً یک نظرگاه منفی بوده آدمیان تابع همان غرایزی هستند که درحیوان ها وجود دارد  . ( به طور عمده غریزه جنسی و غریزه پرخاشگری ) ومدام با جامعه ای که بر کنترل این تکانه ها تأکید می ورزد ، درحال ستیزند . باتوجه به اینکه فروید پرخاشگری رایک غریزه بنیادی می دانست نسبت به امکان زندگی صلح آمیز بین آدمیان نظر بد بینانه ای داشت  .
رویکرد پدیدار شناختی
رویکرد پدیدار شناختی برتجربه خصوصی تأکید دارد . این رویکرد با نظریه شناختی فرد درباره جهان و تفسیر رویدادها ، یعنی با پدیدار شناسی فرد ، سروکاردارد . می کوشد رویدادها یا پدیده ها را بدانسان که فرد آنها را تجربه می کند دریابد بی آنکه برای این کار به مفاهیم از پیش ساخته واندیشه های نظری متوسل شود .
روانشناسان پدیدار نگر معتقدند که بامطالعه نظرگاه افراد درباره خود ودرباره جهان می توان اطلاعات بیشتری درخصوص طبیعت آدمی به دست آورد تا با مشاهده اعمال آدمیان .
دو نفر ممکن است دربرابر موقعیت واحدی پاسخ های کاملاً متفاوتی ازخود نشان دهند ، تنها از راه پرس و جو از خود  آنان درباره نحوه ی تفسیر آنها از آن موقعیت است که می توان رفتار آنها را کاملاً درک کرد .


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

عزت نفس (ادامه)

574

بازدید

عزت نفس (ادامه) ۴٫۳۳/۵ (۸۶٫۶۷%) ۳ امتیازs

3+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

عزت نفس

2,018

بازدید

عزت نفس ۲٫۷۵/۵ (۵۵٫۰۰%) ۴ امتیازs
مقدمه
در جوامع کنونی و بویژه با ورود به قرن بیست و یکم اکثریت قریب اتفاق افراد به اصول بهداشتی مربوط به ابعاد مختلف جسمانی خویش آگاهی دارند به والدین از طریق رسانه های گروهی و به فرزاندان از طریق آموزشگاهها این مهم توصیه و سفارش می شود.
ولی اکثریت جامعه متاسفانه به امر بسیار مهم بهداشت روانی خود و فرزندان اهمیت نمی دهند و بهتر آنکه بیان نمائیم آگاهی ندارند. در حالی که بر حسب آمارهای کشورهای مختلف تعداد افراد مبنی بر مشکلات و معضلات روانی رو به فزونی است.
در این میان یکی از مباحث مهم در امر بهداشت روانی عزت نفس یا همان خود بزرگواری می باشد. که یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل می دهد و به طور حتم روی سایر جنبه های شخصی انسان اثر می گذارد. و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبه های شخصیت یا ناموزونی آنها خواهد شد و حتی ممکن است پایه گذار بیماریهای روانی گوناگون مانند افسردگی، کمرویی، پرخاشگری، ترس و … شود (بیابان گرد، ۱۳۷۳،ص ۱۰) عزت نفس عبارت است از ارزشی که اطلاعات و اعتقادات خود فرد در مورد تمام یا چیزهایی که از او ناشی می شود به دست می دهد (شاملو، سعید، ص ۷۰).
عزت نفس و منبع کنترل از جمله مفاهیمی هستند که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از روانشناسان و پژوهشگران قرار گرفته اند، اما قدمت تاریخی این موضوع در مباحثی که علماء و فلاسفه تعلیم و تربیت در گذشته داشته اند نیز به چشم می خورد در طول صد سال گذشته نیز بسیاری از روان شناسان این نظر را پذیرفته اند که انسان دارای یک نیاز به عزت نفس می باشد (مانند آدلر  1930، آلپورت  1937، راجرز  1959، سالیوان   1953، طارن هورنی   1937، جیمز   1890 ، مازلو ، ۱۹۷۰) از میان افراد طارن هورنی ۱۹۳۷ روشی را که افراد تلاش می کنند بواسطه آن یک خود پنداره مطلوب از خود بدست آورده و از آن محافظت و دفاع نمایند را مورد بحث قرار داده است.
فرنچ  (1968)  و ارگو  (1972) از عزت نفس به عنوان یک سپر فرهنگی در مقابل اضطراب نام می برند. کوپراسمیت(۱۹۶۷) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که کودکان با عزت نفس بالا افرادی هستند که احساس اعتماد به نفس، استعداد، خلاقیت و ابراز وجود می کنند و به راحتی تحت تاثیر عوامل محیطی قرار نمی گیرند.
افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش فرد در کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس، متکبر و پرخاشگر بودن، تمایل به داشتن سلامتی بهتر، افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش فرد در کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس، متکبر و پرخاشگر بودن، تمایل به داشتن سلامتی بهتر، لذت بردن از روابط با دیگران، پیش بینی مثبت نسبت به موفقیتهای بعدی، ارتباط تنگاتنگ در بین عزت نفس و ابراز وجود، از نشانه های بارز سطوح عزت نفس بالا در افراد است.
جورج کلی  1955 در کتاب روانشناسی ساخت های شخص این نظریه را مطرح کرده است، انسان در پی آن است که محیط خود را پیش بینی و کنترل کند. کلی پیشنهادی کرده است که هر فرد بشر ساخت ها برای خود تدوین کرده که از طریق آنها رویدادهای جهان را ملاحظه و تفسیر می کند و از این راه می تواند رویدادها را پیش بینی و کنترل کند. وی خاطر نشان کرد «ساخت ها تجاربی هستند که پویش های ذهنی در آن جریان دارند. این ساخت ها انتظار توام با پیش بینی تغییر در رویدادها را ممکن می سازند». کلی خاطر نشان می سازد که وقتی ساخت های شخص در ایفای نقش شکست می خورند، فرد احساس تهدید، گناه، خصومت و پرخاشگری می نماید (جورج کلی، کتاب روانشناسی ساخت های شخصیت، ۱۹۵۵، ص ۳-۲)
در بین نظریه پردازان یادگیری اجتماعی جولیان راتر (۱۹۵۴) پایه فرضیات و منطق علمی خود را تحت تاثیر نظریات طانتور قرار داده و کاربرد نظریات وی در زمینه یادگیری اجتماعی متاثر از نظریات آدلر است.
فرض راتر بر این است که: وقوع فردی نه تنها ناشی از ماهیت و اهمیت هدف ها برای فرد بدنبال دارد. در نظریه ی یادگیری راتر (۱۹۵۴) نیروی بالقوه رفتاری که در یک موقعیت خاص روی می دهند تابعی است از انتظاری که فرد از رفتار خو در مقابل پاداش مناسب دارد و همچنین ارزش آن پاداش برای فرد.
یکی از مفاهیم ویژه و پر اهمیت در نظریه یادگیری اجماعی راتر منبع یا مکان کنترل است. این مفهوم دارای دو بعد کنترل درونی و بیرونی است. بنابر فرضیات راتر، افرادی که دارای کنترل بیرونی هستند دارای ادراک مثبت یا منفی از حوادث و رویدادهایی هستند که ارتباطی با رفتار فرد ندارد و قوای کنترل فردی است. راتر این افراد را معتقد به شانس یا برونی فرض می کند در بعد دیگر کنترل درونی قرار دارند. این کنترل فردی است راتر این افراد را معتقد به مهارت یا درونی فرض می کند (راتر، ۱۹۷۲، ص ۲۸).
ایستین و کوموریت (۱۹۷۱) با انجام تحقیقی دریافتند که آزمودنیهایی که عزت نفس پایین و متوسط داشتند هر دو بطور معنی داری دارای منبع بیرونی کنترل، و آنهایی که دارای عزت نفس بالا بودند دارای منبع درونی کنترل هستند .
آنچه در ادامه می آید پژوهشی است که پیرامون ارتباط منبع کنترل با عزت نفس در بین دانشجویان یکی از دانشگاه ها انجام شده است.

عزت نفس:
 مقدار ارزشی که ما به خود نسبت می دهیم عزت نفس نامیده می شود به عبارت دقیق تر، عزت نفس مقدار ارزشی است که ما فکر می کنیم دیگران برای ما به عنوان یک شاخص قائل هستند (ساندفرد ، فرانک ، ۱۹۵۶)
 عزت نفس مولفه ای است که آزمون عزت نفس کوپراسمیت آن را می سنجد.

نظریه ی روانشناسان و جامعه شناسان درباره عزت نفس
جامعه شناسان و روان شناسان بصیرت ها و رهنمودهای عمده ای را برای مطالعه عزت نفس ارائه داده اند و عزت نفس را یک مورد مهم می دانند بر نظرات برخی از آنها به طور اختصار اشاره می کنیم.
۲-۱-۱- نظریه ی جیمز 
کوپراسمیت در رابطه با نظریه جیمز (۱۹۶۷) می نویسد:
«جیمز (۱۸۹۲) از اولین کسانی است که در مورد عزت نفس نگاشته است به اعتقاد وی آرزوها و ارزشهای انسان نقش اساسی در تعیین اینکه آیا او خود را مطلوب می پندارد یا نه دارند. احساس  فرد در این دنیا کاملاً به آنچه می خواهد باشد یا انجام دهد بستگی دارد.
وی می پنداشت که قضاوت فرد در مورد ارزش خود تابعی است از موقعیتها و کمالات وی نسبت به آنچه ادعا یا آرزوی خوب انجام دادن آن را دارد».
بنابراین بر اساس نظریه جیمز فردی که توانائی موسیقی اش بیشتر نسبت به توانایی ریاضی اش می بالد چنانچه در یک کنسرت بد عمل نماید در مقایسه با عملکرد در امتحان ریاضی عزت نفس وی بیشتر از تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
اگر فرد به هیچ وجه به ریاضیات خود نبالد عملکرد ضعیف در امتحان ریاضی عزت نفس او هیچ تاثیری نخواهد گذاشت. جیمز این موضوع را با طرح کلی فرمول عزت نفس ابراز نموده است.
عزت نفس =     موقعیت / آرزوها یا انتظارات 
بر اساس فرمول فوق اگر در زمینه ارزشمند پیشرفت به آرزوها نزدیک باشد یا به آن زمینه دست یابیم نتیجه آن عزت نفس بالاست. اگر اتلاف زیادی بی پیشرفت و آرزوها وجود داشته باشد، خود را ضعیف می دانیم. (کوپر اسمیت، ۱۹۶۷).
رومهاودی (۱۹۸۶) می نویسد: «جیمز در ادامه نظریه اش پیشنهاد می کند که شخص
می تواند عزت نفس خود را از طریق افزایش پیشرفت و یا کاهش آرزوهایش افزایش دهد».
۲-۱-۲- نظریه ی مید
کوپر اسمیت   (1967) درباره ی نظریه مید می گوید «او به عنوان جامعه شناس توجه اش به فرآیندی بود که در اثر آن فرد عضو سازگار اجتماعش می شود. مید نتیجه می گیرد که در جریان این فرآیند فرد ایده ها و نگرش های ابراز شده توسط افراد مهم زندگی اش را درونی می نماید. اعمال و نگرش های آنها را مشاهده می کند و آنها را اغلب بدون شناخت پذیرشته و مثل اینکه از آن خویش می دارد. او نگرش خودش را کسب می کند که با نگرش هایی که افراد مهم در زندگی او ابراز کرده اند هماهنگ است و با درونی کردن واکنش دیگران نسبت به خودش آنگونه که آنان برای او ارزش قائل اند برای خودش ارزش قائل می شود». و خودش را تا حدی که آنها او را طرد کرده نادیده گرفته و باور می کند چیزهایی را که دیگران به او نسبت می دهند.
از گفته های مید می توان نتیجه گرفت که عزت نفس تا حدی از ارزیابی منعکس شده دیگران ناشی می شود.
هیچ انسانی در ارزیابی از خود یک جزیره ی تنها نیست که فقط خودش باشد. او در درون خود آئینه منعکس کننده گروه اجتماعیش را حمل می کند. اگر او ارزش زیادی برای خودش قائل است، افرادی در زندگی او بوده اند که با توجه به احترام با او رفتار نموده اند و اگر او خود را دست کم می گیرد افراد مهم دیگر بصورت یک شی با او رفتا نموده اند. تفکر و نحوه ی رفتار افراد مهم کلید اصلی نظریه مید در مطالعه عزت نفس است.
۲-۱-۳- نظریه ی کولی
گی ریشه  (1989) درباره ی نظریه کولی می نویسد: «او همانند مید از دید جامعه شناسی به فرد نگاه می کند و نقش محیط را بسیار مهم می داند. او خود را جنبه ی اجتماعی شخصیت توصیف می کند. و در بحث مفهوم خود بیان می نماید که اصولاً خود و جامعه دو پدیده همانند هستند که در یک ارتباط متقابل شکل می گیرند.
آگاهی شخصی از خودش بازتاب افکار دیگران است.
آلبرخت(۱۹۸۶) می گوید از نظر کولی از طریق پاسخ ها یا بطور متداولتر تعبیر و یا تفسیر پاسخ هایی که شخصی از دیگران دریافت می کند شکل می گیرد. درست همان طور که ما چهره مان را درآیند می بینیم خومان را در آیینه اجتماعی تحت تاثیر واکنش دیگران به وجودمان صحبت هایمان و نیازهایمان می بینیم و این همان است که کولی آئینه خود نامیده است.
به اعتقاد وی سرگام در رشد آئینه خود نما وجود دارد.
۱-    تصویر ظاهر شخص در نظر دیگران(آیا مرا چاق می بینید یا لاغر)
  2-تصویر قضاوت دیگران از آن ظاهر (آیا ظاهر مرا مثبت ارزیابی می کند یا منفی)
  3-نتایجی که در آن مورد احساس می کند (غرور، خجالت، تحقیر)
بنابراین اگر ما احساس کنیم دیگران به طور منفی به ما پاسخ می دهند این می تواند به شدت به مفهوم خود ما تاثیر بگذارد مگر اینکه دیگران تصویب و پذیرش را به ما بدهند.
۲-۱-۴- نظریه ی روزنبرگ
پترسون   (1977) درباره ی نظریه ی روزنبرگ می گوید او با ابراز موضعی شبیه جیمز فرض می کنند که فرآیند قضاوت فرد درباره ارزش خود را می توان طی سه گام مورد تحلیل قرار داد.
اول، خرد ابعادی را که بر اساس آن درباره ی خود قضاوت می نماید انتخاب می نماید.
(مثلاً قضاوت در مورد یک توانایی ورزشی یا تحصیلی)
دوم: فرد خودش را در این ابعاد ارزیابی می نماید.
(مثلاً من یک ورزشکار بد و یا دانش آموز ضعیف هستم).
سوم: اینکه فرد این ارزیابی را بر حسب ارزش خود تفسیر می نماید. (مثلاً من یک ورزشکار و یا دانش آموز ضعیف هستم اما با وجود این یک انسان ارزشمند هستم).
کوپر اسمیت (۱۹۶۷) در این باره می گوید: روزنبرگ مطالعات وسیعی در مورد پیشایندهای عزت نفس انجام داده است.
تحقیق او گامی مهم در روشن کردن بسیاری از شرایط اجتماعی همراه با افزایش یا کاهش عزت نفس نشان می دهد اطلاعات او از یک مطالعه ارزیابی که بر روی بیش از ۵۰۰۰ دانش آموز دبیرستانی انجام شد به دست آمده است.
۲-۱-۵- نظریه ی سالیوان
 کوپراسمیت (۱۹۶۷) با تحقیق بر روی نظریه سالیوان بر این باور است که او یکی از اجزاء مهم شخصیت انسان را نظام خویشتن می داند که از طریق رابطه با اشخاص مهم رشد می کند از نظر سالیوان خویشتن منشاء اجتماعی دارد.
او تفسیر مید از آبشخورهای اجتماعی شخصیت را می پذیرد. و سپس به یک تحلیل گسترده تری از فرآیندهای بین فردی می رسد.
پترسون (۱۹۷۷) می گوید: «سالیوان از عزت نفس بر اساس نیاز به امنیت بین فردی نظر می دهد. طبق این نظریه ارزش خود با احساس توان فرد برای اجتناب از ناامنی بین فردی بالا می رود.»
اسمیت (۱۹۷۷) عنوان می کند که سالیوان معتقد است فرد بطور مداوم در مقابل از دست دادن عزت از خود دفاع می کند. زیرا این فقدان اضطراب ایجاد می نماید در واقع فرد نیازمند است. دفع اضطراب کند. زیرا اضطرابی را که در اثر تهدیدات بر عزت نفس (از طریق طرد یا ارزیابی منفی دیگران) حاصل شده است دفع نماید.
زیرا اضطراب که یک پدیده فردی است. هنگامی اتفاق می افتد  که فرد انتظار طرد یا تحقیر شدن به وسیله دیگران را دارد یا واقعاً بوسیله خود یا دیگران طرد یا تحقیر می شود.
سالیوان همچنین در مورد اینکه فرد چگونه یاد می گیرد که تهدید به عزت نفس خود را تقلیل دهد یا بی اثر نماید صحبت نموده است.
افراد می آموزند که با سبک های مختلف و درجات مختلف با چنین تهدیدهایی رویاروی شوند.
توانایی اجتناب با کاهش از دست دادن عزت نفس در حفظ سطح نسبتاً بالا و مطلوب عزت نفس مهم می باشد. گرچه سالیوان ر مورد اینکه این توانایی چگونه به وجود می آید. بحثی به عمل نمی آورد ولی می پندارد که تجربیات اولیه خانوادگی اش نقش مهمی را ایفاد می نماید. او بر بنیان بین فردی عزت نفس یعنی اهمیت ویژه والدین و خواهران و برادران و اهمیت روش های کاهش دهنده حوادث تحقیر کننده تاکید کرده است.
به اعتقاد پروین  (1994) تاکید سالیوان بر تاثیرات اجتماعی از نظریه های او در مورد رشد انسان مشهود است.
این نظریات در تاثیرات بین فردی و در تاکید بر مراحل مهم رشد بعد از عقد ادیپ به اریکسون است. مخصوصاً تاکید سالیوان بر دروه ی نوجوانی و قبل از نوجوانی شایان ذکر است.
در خلال مرحله نوجوانی تجارب کودک با دوستان و معلمان خو با تاثیرات والدین رقابت می نماید.
مقبولیت اجتماعی اهمیت پیدا می کند، اعتبار کودک در میان دیگران منبع مهمی برای عزت نفس با اضطراب می شود.
۲-۱-۶- نظریه ی هورنای  
در ارتباط با نظریه ی هورنای کوپراسمیت(۱۹۹۶) می نویسد:هورنای (۱۹۵۲-۱۹۶۵) نیز به فزاینده بین فردی و طرق دور کردن احساس خود تحقیری تاکید دارد. او فهرستی از عوامل گوناگون که احساس بی پناهی و انزوا را ایجاد می نماید به دست می دهد و معتقدات اضطراب اساسی، منبع عمده ناشادمانی و کاهش کارآمدی شخصی می باشد.
کوپراسمیت(۱۹۶۷) در این باره می نویسد: شرایطی را که هودنای برای ایجاد اضطراب نام می برد و معتقد است این شرایط احتمالاً موجب اضطراب می شوند عبارت می داند از:
تسلط، بی تفاوتی، فقدان احترام، توهین، فقدان نخستین، فقدان گرامی، انزوا و تبعیض. او بیان می دارد اگر چه فهرست عوامل ویژه ممکن است انتهایی نداشته باشد اما پیشامد مشترک تمام این شرایط اختلال در روابط بین کودک و والدین است که عموماً با خودمداری والدین صورت می گیرد.
هورنای در بحث دفاع در مقابل احساس اضطراب بر عزت نفس تاکید می کند. اما در مورد دفاع ها می گوید که یک روش رویایی با اضطراب تشکیل تصویر آرمانی از ظرفتهای افراد است. در واقع فرد برای غلبه بر اضطراب باید عزت نفس، خود را تقویت نماید و برای تقویت عزت نفس باید تصویر آرمانی بسازد.
این تصویر آرمانی بهردلیل عالی و بلند پایه بودن اثر تقویت و عزت نفس را دارد.
اما چنانچه این تصویر آرمانی غیر واقع بینانه باشد و به آن نرسد منجر به نارضایتی
می شود.
بدینسان تصویر آرمانی نقش مهمی در اینکه فرد خود را چگونه ارزیابی می نماید دارد. تصویر آرمانی هورنای از آرزوهای جیمز متفاوت است. زیرا تصویر آرمانی (هورنای) ضرورتاً ناشی از احساسات منفی است. ولی آرزوها(جیمز) ممکن است از احساسات مثبت یا منفی برخیزد.
در هر دو مورد نتیجه می گیریم که سطح قابلیت انعطاف آرمان، یک جزء اساسی در ارزشیابی خود است.

۲-۱-۷- نظریه ی آدلر
آدلر   (1956-1927) در مقایسه با دیگر نظریه پردازان بر اهمیت ضعیف و ناتوانائیهای واقعی که منجر به عزت نفس پایین می شود تاکید بیشتری نموده است.
کوپر اسمیت(۱۹۶۷) درباره ی نظریه ی آدلر می گوید: او در ابتدای کار تصور می نماید که احساس حقارت در حول و حوش اعضا یا الگوهای مشخصی از رفتار که واقعاً نقص دارند به وجود می آید این نقص های واقعی (مثل کوری، ضعف جسمانی و …) ممکن است احساس ناکفایتی را بوجود آورند.
اما بعداً آدلر این نقایص و ناتوانائیها را حقارت عضوی نامیده از تعریف اجتماعی و فردی احساس حقارت متمایز می نماید.
آدلر به شرط و پیشایند را که ممکن است پیامدهای تاسف باری در رشد عزت نفس داشته باشد ذکر می کند.
اول حقارت های عضوی و تفاوتهای اندازه و قدرت این اشرایط تا حد زیادی غیر قابل اجتناب می باشد اما به علت اینکه اثرات برانگیختگی دارند می توانند منجر به نتیجه مطلوب گردند.
او مفروض می دارد که احساس حقارت ناگزیر در تجربیات دوران کودکی هر فرد بوجودمی آید.
مقایسه بین قدرت و اندزاه که کودکان انجام می دهند آنها را بر این نتیجه گیری وا می دارد که در حقیقت ضعیف و ناقص می باشند و نتیجه آن احساس مقاومت و نابسندگی است که کودک را در رسیدن به شایستگی بیشتر تحریک می کند.
پیشایند دوم که مهم نیز می باشد عبارت از عدم دریافت میزان مناسب پذیرش و حمایت و تشویق از والدین و دوستان نزدیک می باشد.
کودکان دارای حقارت عضوی با دریافت پذیرش و حمایت می توانند ضعفها را جبران و به قوت تبدیل نمایند اما آنها بدون چنین حمایتی ناامید و پریشان می شوند.
پیشایند سوم افراط زیاد در حمایت و پذیرش است. در صورتیکه آدلر معتقد به اثرات سودمند حمایت و پذیرش می باشد ولی در مورد اثرات تخریبی افراط زیاد اخطار می دهد او معتقد است که کودکان نازپرورده به میزان غیر واقع بینانه ای از ارزش دست خواهند یافت.
آنها خود محور و طلبکار می باشند و خواهان شرکت در روابط دو جانبه اجتماعی نیستند و یا آمادگی آنرا ندارند.
ایزدی (۱۳۵۱) در این باره می نویسد:
آدلر چهار موقعیت خانوادگی را مولد احساس حقارت دانسته است.
مراقبت افراطی، کمال طلبی والدین یا خرده گیری بیش از حد آنها، طرد شدن از طرف والدین، ناپروردگی.


5+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

روانشناسی یادگیری ۲

1,194

بازدید

روانشناسی یادگیری ۲ ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
شیوه های ارائه آموزش
– شیوه ادراکی – حرکتی: این شیوه آموزش بر مبنای تقویت مهارت های ادراکی- حرکتی می باشد و آن را ثمربخش ترین شیوه ارائه آموزش می داند.
– شیوه زبانی: عامل پدیدآورنده ناتوانی های یادگیری را مهارت های درون دادی، تداعی انگیزی و برون دادی ضعیف زبانی        می داند و تقویت مهارتهای زبانی به وسیله متخصصان و زبان شناسان را توصیه می کند.
– شیوه چند حسی: اطلاعات از طریق چند حس به طور همزمان به کودک داده می شود و اطلعات  در ذهن کودک حک           می شود و فراموش نمی شود.
– شیوه صحیح آموزی: توانایی های یادگیری را به طور عمده ناشی از فقر و نارسانی های اولیه می داند، بنابراین با بازسازی فرایندهای آموزشی به شکل صحیح می توانیم آن را اصلاح کنیم.
– شیوه آموزش مستقیم: که مبتنی بر آموزش مستقیم مهارت های تحلیل شده است و مشابه به روش صحیح آموزی است.
توصیه های آموزشی
فرد مبتلابه ناتوانی های یادگیری دارای رفتارهای شناختی، اجتماعی، هیجانی است که باید برنامه های آموزشی بر این اساس         بنا گردد و تا آنجا که ممکن است آموزش ها به صورت انفرادی باشد.
مهارتهای پی در پی تمرین شود، در آموزش از واژگان ساده و قابل فهم استفاده شود.
جهت بهداشت روانی کودک از مشاور استفاده کنیم. از مثلث کودک، والدین، مربیان که کارآمدترین شکل آموزش دادن است استفاده کنیم.
یادگیری مفاهیم
مقدمه
یادگیری مفاهیم و اصول شالوده فعالیتهای ذهنی آدمی را می‌ریزند. ما از راه مفهوم آموزی دنیا را در ذهن خود خلاصه می‌کنیم و با ایجاد ارتباط میان آنها ، پدیده‌های هستی را می‌شناسیم و به تفکر می‌پردازیم. مفاهیم عناصر اصلی اصول و قوانین را تشکیل می‌دهند و اصول و قوانین به نوبه خود تار و پود نظریه‌ها و اندیشه‌های انسان را می‌سازند. به عبارتی هر فرد یا آدمی پیش از آنکه بتواند به محرکها و رویدادهای محیط خود پاسخ مناسبی بدهد باید با مفاهیم در خود و مربوط آشنایی کافی داشته باشد. چنانکه اگر بخواهیم مساحت یک مربع مستطیل یا دایره را بدست آوریم باید با مفاهیم طول و عرض یا شعاع ، مجذور و عدد پی آشنا باشیم.
اهمیت یادگیری مفاهیم
دی چکو و کرافورد (۱۹۷۴) چندین مورد را در رابطه با تاثیر یادگیری مفاهیم در زندگی انسانها توضیح داده‌اند:
۱٫    مفاهیم پیچیدگی محیط را کاهش می‌دهند.
۲٫    مفاهیم ما را در شناسایی اشیا محیط پیرامون مان یاری می‌دهند.
۳٫    مفاهیم نیاز به یادگیری مکرر را کاهش می‌دهند.
۴٫    هر گونه آموزشی به یاری مفاهیم امکان پذیر است.
روش آموزش مفاهیم
چون مفاهیم نادرست موجب اندیشه و استدلال نادرست می‌شوند، به این جهت در آموزش آنها باید دقت کافی بکار برد. روش آموزش مفاهیم را در هفت مرحله می‌توان شرح داد. این مراحل بر مراحل عمومی آموزش مبتنی هستند:
مرحله اول
عملکردی را که پس از آموزش مفهوم از یادگیرنده انتظار دارید در آغاز درس بیان کنید؛ در یادگیری مفاهیم ، عملکرد مورد نظر معمولا به صورت توانایی یادگیرنده در شناسایی مثالهای تازه مفهوم یاد گرفته شده بیان می‌شود. بنابراین لازم است یادگیرندگان قبل از شروع یادگیری بدانند در طول یادگیری چه چیز را یاد خواهند گرفت و بعد از اتمام یادگیری چه عملکردی باید داشته باشند.
مرحله دوم
از تعداد ویژگیهای مفاهیم پیچیده کم کنید و ویژگیهای مهم را بارزتر جلوه دهید؛ برخی از مفاهیم ویژگیهای متعددی دارند. لازم نیست معلم تمام ویژگیهای مربوط را نام ببرید. تاکید بر ویژگیهای مهم ارزش بیشتری در یادگیری مفهوم مورد نظر خواهد داشت.
مرحله سوم
واسطه‌های کلامی لازم را در اختیار یادگیرندگان قرار دهید. شواهد تجربی نشان داده است یادگیری پاره ای از نامها و اصطلاحات به صورت واسطه‌های کلامی به دانش آموزان در یادگیری مفاهیم کمک می‌کند.
مرحله چهارم
مثالهای مثبت و منفی مفهوم را در اختیار یادگیرندگان قرار دهید؛ به عنوان مثال در یادگیری مفهوم پرنده مثالهای گنجشک ، کبوتر ، اردک به عنوان مثالهای مثبت و سگ ، گربه ، موش به عنوان مثالهای منفی ارائه شوند.
•    مرحله پنجم: مثالهای مفهوم را بطور متوالی ارائه دهید.
•    مرحله ششم: فرصتهایی را برای پاسخگویی یادگیرندگان فراهم کنید و پاسخهای آنها را تقویت کنید.
•    مرحله هفتم: یادگیری دانش آموز را ارزشیابی کنید.
پیشنهادهایی برای یادگیری بهتر مفاهیم
به عقیده لیونوردروین برای یاری دادن به دانش آموزان در کاربرد مفاهیم درست باید به موارد زیر توجه نمود:
مثالهای عملی
به جای توضیح یک واژه با واژه دیگر شایسته است در هر دوره سنی با مفاهیم مربوط به آن دوره آموزش دهیم و برای تشریح هر مفهوم مثالهای عملی و قابل ادراک شاگردان ارائه کنیم.
مثال زدن شاگردان
در آموزش هر مفهوم جدید معلم پس از تعریف و تشریح و کاربرد آن در مثالها و نمونه‌های مختلف از شاگردان می‌خواهد به آنان نیز به نوبه خود مفهوم را در مثالهایی بکار برند تا یادگیری عمیق و کامل شود.
تشریح واژه‌های دو پهلو
معلمان هنگامی که در گفتارها و نوشتارها به مفاهیم دو پهلو یا مبهم برخورد می‌کنند از دانش آموزان بخواهند معنای آنها را توضیح دهند تا رفع هر گونه ابهامی بشود.
جلوگیری از تعمیم غلط
مرزها و حدودها را در کاربرد مفاهیم به دانش آموزان نشان داد تا دچار تعمیمهای غلط نشوند.
رابطه یادگیری مفاهیم با یادگیری اصل ، قاعده ، اندیشه و استدلال
قاعده معمولا از دو یا چند مفهوم برای تجسم و کاربرد اندیشه خاص بوجود می‌آید، اما اصل برخلاف قاعده که در توصیف اندیشه خاص بکار می‌رود مجموعه‌ای از مفاهیم است که برای بیان اندیشه کلی و فراگیر دارای کاربرد است. در واقع اصول و قواعد به بیان رابطه بین دو یا چند مفهوم می‌پردازند و ابزارهای اندیشه به حساب می‌آیند.
ارتباط یادگیری مفاهیم با سایر انواع یادگیری
بطور کلی یادگیری مفاهیم برای یادگیریهای دیگر از ساده تا پیچیده ، یادگیری روزمره زندگی تا یادگیریهای دقیق عملی ضروری و اساسی ، تمامی دارای مفاهیمی هستند که بدون یادگیری و درک کامل آنها بقیه مراحل یادگیری اتفاق نخواهد افتاد. مثل مفاهیم دایره و مثلث در هندسه ، نیرو در فیزیک و … .
یادگیری های شبانه تنها منجر به یادآوری نوک زبانی می شود / انقباض بدن داوطلب مضطرب کارکرد حافظه را مختل می سازد
تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود.
دکتر “محمد رضا افضل نیا” در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی “مهر” افزود: به طور کلی یکی از عواملی که در یادگیری و یادآوری تأثیر زیاد دارد، اضطراب است. این عامل موجب برانگیختگی و آشوب درونی می شود که از لحاظ فیزیولوژیکی ۱۷ تغییر مهم را در عملکرد دستگاه های بدن به وجود می آورد. این حالت طور مستمر در مغز حالتی تحمیلی مانند کودتای نظامی ایجاد می کنند.
وی ادامه داد: بر اثر آدرنالین بالا به هنگام اضطراب، تغییرات کارکردی در سیستم ادراکی و واکنش های بدن به وجود می آید. در این هنگام مردمک چشم بیش از اندازه معمول گشاد شده و کارکرد سلول های مخروطی آن دچار اختلال می شود در نتیجه ظرافت ها و جزئیات کمتری از یک سئوال مد نظر قرار گرفته می شود و تنها سلول های میله ای که مسئول ادراکات کلی از محیط است، فعال می شوند.
این روانشناس شناختی اظهار داشت: بدن و ماهیچه های داوطلب مضطرب دچار انقباض شده و آرامش سلب می شود و به دنبال آن کارکرد حافظه نیز مختل، تمرکز و بازیابی اطلاعات از حافظه با مشکل مواجه می شود.

وی اظهار داشت: در چنین شرایطی فراشناخت نیز مختل می شود و فرد به درستی نمی داند تا چه اندازه موضوعی را که فراگرفته است، می داند و ارزیابی درستی از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنین توجه نیز نقش فعال و همیشگی خود را در دالان یادگیری و یادآوری مطالب از دست می دهد.
این روانشناس شناختی گفت: از نظر شناختی توجه، نقش اصلی را در یادگیری و یادآوری آموخته ها ایفا می کند و بدون آن کمتر چیزی به ادراک پایدار می انجامد حال آنکه اضطراب زیاد بیشترین تأثیر را بر همین اهرم یادگیری خواهد گذاشت.
وی داشتن اعتماد به نفس را یکی از عواملی دانست که در کنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبی که در بلندمدت در زندگی خود احساس امنیت روانی را به همراه تقویت های شناختی و رفتاری زیاد تجربه کرده است، دارای اطمینان به خود بالا است و کنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون های مهم بیشتر است.
افضل نیا خاطرنشان کرد: فردی که در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به کلی موقعیت خود را از دست می دهد و مدام خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی می کند و دچار خود سرزنشی یا تقلید کورکورانه از اعمالی که دیگر داوطلبان ممکن است انجام دهد می شود.
وی ادامه داد: داوطلب کنکور بهتر است در این برهه از زمان، به مرور دانسته های قبلی بپردازد و با آرامش و سلطه بیشتر دانش خود را کنترل و هدایت کند.
عضو انجمن روانشناسان شناختی ایران با اشاره به نقش خواب در افزایش یادگیری گفت: یادیگری های اخیر بدون خواب کافی پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبیت نمی شود لذا به داوطلبان کنکور توصیه می شود روزهای قبل از آزمون خواب و تغذیه کافی و مناسب داشته باشند.
وی تأکید کرد: تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود.
دکتر افضل نیا یادآور شد: خواب های پراکنده در روز نمی تواند جایگزین خواب به هنگام و پیوسته شبانه باشد. خوابهای در طول روز تنها پس از ۴ ساعت فعالیت مسمتر مغزی به اندازه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه و جهت استراحت مغز مفید است.
عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذایی چون نخود و کشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذیه نورون های یادگیرنده مغزی، ادویه جات، بادام و روغن ماهی برای تقویت حافظه و قهوه (البته نه برای بیدار ماندن بیشتر در شب) مفید است و کشیدن نفس عمیق جهت انبساط عروق و رساندن اکسیژن به مغز توصیه می شود.
راهبردهای یادگیری
مغز، عضوی پیچیده است. به هرحال، مسئول همه توانایی‌ها و همه پیچیدگی‌های ماست. دانشمندان، سال‌های متمادی این عضو را مورد مطالعه قرار داده‌اند و (مخصوصاً در سال‌های اخیر) چیزهای زیادی درباره نحوه کار آن فهمیده‌اند. غیرممکن است که این پیشرفت‌ها را بتوان در چند جمله ساده خلاصه کرد، از این رو، این کتاب مطالب زیادی دارد. من سعی کرده‌ام این مطالب را به‌صورتی منطقی سازماندهی کنم و آنچه را نیاز به دانستن آن دارید، به ترتیبی که نیاز دارید، ارائه کنم (به هر حال شما پیش از فهمیدن برخی مطالب، نیاز دارید اول چیزهای دیگری را یاد گرفته باشید). در ضمن سعی کرده‌ام تا حد ممکن، واضح بنویسیم و مثال‌ها را تا جائیکه می‌توانم ساده و روشن انتخاب کنم. با این حال نباید انتظار داشته باشید فقط با یک مطالعه سرسری، بر مطالب این کتاب مسلط شوید.
یادگیری درباره فیزیولوژی رفتار، چیزی بیش از حفظ داده‌ها است. لبته داده‌هایی وجود دارند که باید به خاطر سپرده شوند، مثل اسامی قسمت‌های مختلف دستگاه عصبی، اسامی مواد شیمایی و داروها، اصطلاحات علمی مربوط به پدیده‌های ویژه و روش‌های مورد استفاده برای بررسی آن‌ها، و از این قبیل. اما در هیچ زمینه‌ای، کندوکاو اطلاعات کامل نشده است، ما فقط کسر اندکی از آنچه را که باید بدانیم، می‌دانیم. و تقریباً با اطمینان می‌توان گفت بسیاری از داده‌هایی که ما در حال حاضر می‌پذیریم، روزی نادرست بودن آن‌ها اثبات خواهد شد. اگر تمام کاری که می‌کنید، یاد گرفتن داده‌ها باشد، زمانی‌که این داده‌ها مورد تجدید نظر قرار می‌گیرند، چه خواهید کرد؟
چاره این کهنه شدن، دانستن فرآیندی است که این داده‌ها از طریق آن‌ها به‌دست آمده‌اند. در علم، داده‌ها نتیجه‌گیری‌هایی هستند که دانشمندان درباره مشاهدات خود به آن‌ها دست می‌یابند. اگر شما فقط نتایج را بیاموزید، کهنه شدن دانش‌تان، تقریباً حتمی است. باید به خاطر داشته باشید که کدام نتایج رد شده‌اند و نتایج جدید کدام‌اند، و این شیوه یادگیری طوطی‌وار، دشوار است. اما اگر راهبردهای پژوهشی را که دانشمندان مورد استفاده قرار می‌دهند، مشاهداتی که انجام می‌دهند و منطقی را که به نتیجه‌گیری‌ها منجر می‌شوند، بیاموزید، به درکی می‌رسید که هنگام ظاهر شدن مشاهدات جدید (و داده‌های جدید) به راحتی قابل تجدیدنظر است. اگر آنچه را که در پس نتیجه‌گیری‌ها قرار دارد، بفهمید، در نتیجه خواهید توانست اطلاعات جدید را به آنچه که در حال حاضر می‌دانید، ضمیمه کنید و خودتان، این نتایج را مورد بازبینی قرار دهید.
با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها درباره یادگیری، دانش، و روش‌ علمی، این کتاب فقط مجموعه‌ای از داده‌ها را ارائه نمی‌کند، بلکه توضیحی از روال‌ها، آزمایش‌ها و استدلال‌های منطقی را نیز که دانشمندان در تلاش برای فهم فیزیولوژی رفتار به‌کار برده‌اند، عرضه می‌کند. اگر از روی مصلحت‌اندیشی، بر نتیجه‌گیری‌ها توجه کنید و فرآیندی را که به آن‌ها منجر شده، نادیده بگیرید، این ریسک را مرتکب می‌شوید که دانشی که کسب می‌کنید، به‌سرعت کهنه خواهد شد. از طرف دیگر، اگر سعی کنید آزمایش‌ها را بفهمید و ببینید که نتیجه‌گیری‌ها چگونه از نتایج به‌دست می‌آیند، دانشی کسب خواهید کرد که پویا است و تحول پیدا می‌کند.


2+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

روانشناسی یادگیری ۱

1,242

بازدید

روانشناسی یادگیری ۱ ۴٫۰۰/۵ (۸۰٫۰۰%) ۱ امتیاز
مقدمه :
یادگیری تغییر نسبتا دایمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل شده است. تغییراتی در رفتار که حاصل‌اش (و نه تمرین) ، با شرایط موقت جاندار (مثل خستگی یا حالات ناشی از مصرف برخی داروها) باشند مشمول این تعریف نمی‌شود
نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است. یادگیری نه تنها در آموختن خاص مطالب درسی ، بلکه در رشد هیجانی ، تعامل اجتماعی و حتی رشد شخصیت نیز دخالت دارد. مثلا یاد می‌گیریم از چه چیزی بترسیم، چه چیز را دوست بداریم. چگونه مودبانه رفتار کنیم و چگونه صمیمیت نشان دهیم.
انواع یادگیری
از چهار نوع یادگیری مشخص می‌توان گفتگو کرد. این چهار گروه شامل خوگیری ، شرطی سازی کلاسیک ، شرطی سازی عامل و یادگیری پیچیده است که هر کدام را بطور مختصر توضیح می‌دهیم.
خوگیری
خوگیری ساده ترین نوع یادگیری است و آن عبارت از نادیده گرفتن محرکی است که با آن مانوس شده‌ایم، یا پیامد مهمی برای ما ندارد. به عنوان مثال ما به صدای تیک تک ساعت عادت کرده‌ایم لذا یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازه‌ای را نشنویم نمونه‌ای از خوگیری است.
شرطی سازی کلاسیک
شرطی سازی کلاسیک یعنی پیوند دادن دو محرک در اثر مجاورت. پس از آن که محرک خنثی (محرک شرطی) چند بار با محرک غیر خنثی (محرک غیر شرطی) ، محرکی که بطور طبیعی و ثابت پاسخی ایجاد می‌کند، همراه شد، از خنثی بودن ساقط می‌شود و می‌تواند به تنهایی همان پاسخ را ایجاد کند. مثلا نوزاد یاد می‌گیرد که دیدن پستان مادر ، چشیدن شیر را در پی دارد.
شرطی سازی عامل
طبق نظریه شرطی شدن عامل ، ارگانیسم یاد می‌گیرد که رفتار تقویت شده را تکرار کند. اولین پاسخهای درست با کوشش و خطایی تصادفی یا با راهنمایی فیزیکی یا کلامی حاصل می‌شود. رفتارهای تقویت شده ، با فراوانی بیشتر ظاهر می‌شوند. مثلا کودک می‌آموزد که کتک زدن خواهر یا برادر سرزنش والدین را به دنبال دارد.
یادگیری پیچیده
این نوع یادگیری متضمن چیزی بیش از تشکیل پیوندها است. مثلا بکار گیری راهبرد معینی برای حل یک مسئله یا طراحی یک نقشه ذهنی از محیط خود.
اساس عصبی یاد گیران
پژوهشگران عقیده دارند که اساس عصبی یادگیری را باید در تغییرات ساختاری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب بیش از پیش به بررسی این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی پرداخته‌اند

هیلگاد روانشناس آمریکایی در یک تعریف جامع یادگیری را اینگونه تعریف می‌کند: ” یادگیری یعنی؛ تغییر نسبتا پایدار در رفتار که بر اثر تجربه در توانایی‌های بالقوه فرد بوجود می‌آید.”
دیدکلی
•    تفاوت سطح انسان قرن ۲۱ با اجداد غارنشین را چه چیزی پر می‌کند؟
•    یادگیری در زندگی انسان چه نقشی دارد ؟
•    ایا یادگیری محدود به مدارس و آموزشگاهها است ؟
نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است. یادگیری تنها آموختن مهارتی خاص با مطالب درسی نیست؛ بلکه در رشد هیجانی ، رشد شخصیتی ، تعامل اجتماعی انسان دخالت دارد. انسان یاد می‌گیرد که از چه چیزی بترسد، چه چیزی را دوست بدارد و کجا چگونه رفتار کند. در واقع نوزاد از همان لحظه تولد درگیر فرآیند یادگیری می‌شود و این توانایی است که باعث پیشرفت و تفاوت روزانه او تفاوت انسانهای یک نسل از انسانهای نسل قبل از خودشان می‌شود.

فرآیند یادگیری با توجه به اهمیتش همیشه مورد توجه بوده و در این مورد دانشمندان بسیاری اظهار نظر ، پژوهش و نظریه پردازی کرده و جواب بسیاری از سوالات را روشن کرده‌اند، بطوری که می‌توان با صراحت و اطمینان در مورد اینکه “یادگیری چیست ؟ ، چگونه رخ می‌دهد و عوامل موثر کدام هستند ؟ ” بحث کرد.
ویژگی‌های یادگیری
تغییر در رفتار
یادگیری همره با “تغییر” است، به گونه‌ای که بعد از کسب یادگیری موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش (بیرونی یا درونی) به یک روش یا حالت جدید تغییر می‌یابد. این تغییر هم در رفتارهای ساده و هم در رفتارهای پیچیده دیده می‌شود.
پایداری نسبی
درست است که یادگیری همراه با تغییر است ولی هر تغییری یادگیری محسوب نمی‌شود، بلکه تغییرات ناشی از یادگیری پایداری (Permanency) دارند؛ و تغییراتی که پایداری نداشته باشند را نمی‌توان به یادگیری نسبت داد (نظیر تغییرات ناشی از مصرف دارو یا مواد ، هیجانها ، خستگی و… که پس از رفع اثر دارو ، موضوع هیجان یا رفع خستگی و…تغییرات نیز ناپدید می‌شوند). فردی که مسئله یا چیزی را یاد گرفته است تغییرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع لازم به اجرا در می‌آورد.
توانایی‌های بالقوه
یادگیری در فرد نوعی توانایی ایجاد می‌کند، بدین معنی که ” تغییرات پایدار در رفتار” نتیجه تغییر در “توانایی‌ها” است، نه تغییر در رفتار ظاهری. اگر طرف دیگر این توانایی‌ها همیشه مورد استفاده قرار نمی‌گیرند بلکه بعضی مواقع بصورت بالقوه هستند و هر وقت موقعیت و فرصت استفاده فراهم شود؛ از حالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل (عمل) در می‌آیند. مثلا فردی که دوچرخه سواری را یادگرفته است، اگر موقعیت دوچرخه سواری برای او فراهم نباشد این توانایی بصورت بالقوه در فرد باقی می‌ماند و هر وقت موقعیت و فرصت دوچرخه سواری فراهم شود (مثلا یک دوچرخه در اختیار او قرار گیرد) این توانایی از بالقوه به بالفعل (حالت عمل) در می‌آید. این بدان معنی است که یادگیری هیچ وقت از بین نمی‌رود.
تجربه
هر نوع تغییر در توانایی‌های بالقوه زمانی یادگیری محسوب خواهد شد که بر اثر “تجربه” (Experience) باشند، یعنی”محرک‌ها” (عوامل) بیرونی و درونی بر فرد (یاد گیرنده) تاثیر بگذارد (نظیر خواندن کتاب ، گوش دادن به یک سخنرانی ، زمین خوردن کودک و فکر کردن در باره یک مطلب و …) بدین ترتیب تغییرات پایداری که در توانایی افراد بوسیله عواملی به غیر از تجربه بدست می‌آید یادگیری محسوب نمی‌شود. تغییرات پایدار غیر تجربه‌ای بیشتر عوامل رشدی را دربر می‌گیرند (نظیر عضلانی شدن ، دندان درآوردن ، تغییرات بلوغ ، پیر شدن و …).
یادگیری یا وراثت
بحث در مورد نقش یادگیری و وراثت (Inheritance) به سه نظریه متفاوت که هر یک طرفداران خود را دارند؛ منتهی می‌شود. گروه اول از این دیدگاه دفاع می‌کنند که “این وراثت است که رفتار و اعمال ما را شکل می‌دهد و یادگیری نقشی زیادی ندارد. گروه دوم به نقش مطلق یادگیری تاکید و وراثت را رد می‌کنند. اما در دهه‌های اخیر نظریه سومی نیز مطرح گردید که در آن بر نقش “تعاملی وراثت و یادگیری” تاکید شده است. هم از لحاظ نظری و هم از دیدگاه تحقیقی نظریه سوم بهترین دیدگاه و راهکار را دارد. از دیدگاه این گروه هیچ کدام مطلق نیستند، بلکه آنها کامل کننده یکدیگر هستند.
“انسان موجودی یادگیرنده است اما انسان چیزی را یاد نمی‌گیرد، مگر آنکه قبلا در ساخت ژنتیکی‌اش ، توانایی‌ها و برنامه ریزی‌هایی وجود ندارند که مستقل از توارث باشد و هیچ رفتاری وجود ندارد که تحت تاثیر یادگیری قرار نگیرد مثلا کودکان بعد از سن معینی شروع به “خزیدند ، ایستادن و راه رفتن” می‌کنند (نقش وراثت) با این حال در ابتدا نواقص و مشکلات زیادی دارند که با گذشت زمان و در اثر تجاربی که بدست می‌آورند، آنها را اصلاح می‌کنند (حش یادگیری)
نظریه‌های یادگیری
تداعی گرایی (Associationism)
تداعی سنت گرایی از ارسطو فیلسوف یونانی باقی مانده است که در اواخر قرن نوزده و در اوایل قرن بیستم بصورت علمی و با عنوان‌های “شرطی سازی ، نظریه‌های محرک – پاسخ و رفتار گرایی” در آزمایش‌های پاولف (Pavlov )، ترندایک ( Thorndike) و اسکینر (Skinner) و …” مورد مطالعه واقع شده است. این نظریات بر پیوند بین محرک‌ها و پاسخ‌ها تاکید و یادگیری را حاصل آن می‌دانند. این نظریات “شناخت ، تفکر ” و هر فرآیندی را که قابل مشاهده مستقیم نباشد را مردود می‌دانند.
یادگیری اجتماعی (Social Learning)
نظریه یادگیری اجتماعی شکل دیگری از نظریه‌های تداعی گرا است که در کارهای البرت بندورا (Albert Bandura) و جولیان راتر (Julien Rotter) دیده می‌شود. این نظریه‌ها هم بر رابطه “محرک- پاسخ” تاکید دارند ولی در کنار آن بوجود “متغیرها و عوامل شناخت درونی” واسطه بین “محرک- پاسخ” اعتقاد دارند. این کار آنها بازتاب و تقویت کننده رویکردهای شناختی در روانشناسی است.
شناخت گرایی (Cognitiveism)
تاکید “رویکرد شناختی” معمولا ، بر ادراک (Perception) ، تصمیم گیری (Decision making )، پردازش اطلاعات و… است این نظریه‌ها در مخالفت با “تداعی گرایی افراطی” بوجود آمدند. در واقع این نظریه‌ها به جنبه‌هایی از فرآیند یادگیری توجه کردند که در نظریه‌های تداعی گرا کنار گذاشته و حتی مردود اعلام شده بود. از نظریه پردازان این حوزه می‌توان با نظریه‌های (Gestalt)، پردازش اطلاعات و … اشاره کرد.
حافظه و یادگیری
به نظر می‌رسد انسان هر چه دارد (منظور پیشرفت‌ها) از برکت وجود حافظه (Memory) دارد. در واقع اگر حافظه نبود، شواهدی هم برای وجود یادگیری در دسترس نبود. گفته شده اگر حافظه نبود انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز روشن کردن آتش را یاد بگیرد. بدین ترتیب حاقظه و یادگیری بطور جدایی‌ناپذیری باهم ارتباط دارند. حافظه ، یادگیری را با ذخیره کردن تجربیات و یکپارچه کردن آنها تسهیل می‌کند.
برای ثبت ، نگهداری و بازخوانی موضوعات یادگرفته شده مراحل سه گانه “رمز گردانی (Coding)، اندوزش (Storage) و بازیابی (Retrieval) لازم است. و این سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه یعنی حافظه فوری (Immediate Memory)، حافظه کوتاه مدت Short- Term Memory)) و حافظه بلند مدت (Long- Term Memory) مورد بررسی قرار می‌گیرد.
فیزیولوژی یادگیری و حافظه
تمام اتفاقات مربوط به یادگیری (چه از نوع تداعی و چه از نوع شناختی) و تمام مراحل و فرایندهای مربوط به حافظه در مغز انجام می‌گیرد. تحقیقات زیادی درمورد محل و موقعیت نورونهایی که با یادگیری و حافظه در ارتباط هستند، شده است تا به سوالاتی از قبیل “مکانیزم عصبی یادگیری و یادآوری چگونه است؟ ، چگونه خاطره‌ها نگهداری می‌شوند؟ و… پاسخ داده شود.
این تحقیات به نظریه‌های زیاد و متفاوتی مانند نظریه تثبیت (Consolidation Theory) ، نظریه سنتز پروتئین (Portion Synthesis Theory) ، نظریه میانجی‌های عصبی (Neurotransmitter Theory) و… منجر شده است. اما باز هم اطلاعات و آگاهی انسان از فرایند دقیق این اعمال ناقص است و پژوهش‌هادر این زمینه ادامه دارد.
گستره روانشناسی یادگیری
کلید ورود به مطالعات و مباحث روانشناسی مطالعه و آگاهی از روانشناسی یادگیری است. روانشناسی یادگیری پایه‌ای برای درک و فهم سایر حوزه‌های روانشناسی است و سایر حوزه‌های روانشناسی نیز از نظریات و تحقیقات روانشناسی یادگیری استفادهای وسیعی می‌برند. در کنار این موضوع روانشناسی یادگیری در زندگی روزمره از کاربردی‌ترین حوزه‌های روانشناسی است مدرسه ، آموزشگاه‌ها ، روشهای تربیت کودک ، آموزش رانندگی ، روش‌های درمانی و انتقال تجربیات از نسلی به نسلی دیگر به یادگیری و روشهای آن وابسته هستند.
چشم انداز این علم
این تفکر که “در آینده از اهمیت و جایگاه یادگیری کاسته خواهد شد”، محال است. توجه ، مطالعه ، اظهار نظر و نظریه پردازی در حوزه یادگیری و روش‌های آن از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است و به نظر می‌رسد این وضع در آینده هم ، همین باقی خواهد ماند. انسان همیشه دنبال روش‌های جدید و بهتری برای یادگیری است. در حال حاضر پژوهش‌های مرتبط با “یادگیری شناختی” از پرکارترین و مقدم‌ترین حوزه‌ها است و در آینده هم این حوزه فعالیت بیشتری خواهد داشت.
روش های نوین یادگیری :
آنچه بنده تا کنون مشاهده و تجربه کرده ام به طور اختصار عرض می کنم .یکی از مواردی که در یاد گیری مؤثّر است استفاده از رسانه های جمعی و رایانه میباشد .مثلادر درس آمار و مدلسازی هنگامی معلّم به کمک (CD) مینی تب تدریس می کند یادگیری راحت تر است و  محاسبه و فاکتور های موجود مانند پراکندگی،چارکهاوغیره بسیار راحت تر و آسان تر می با شد و سریعتر می توان مطالب را به دانش آموزان ارائه کرد البتّه تجزیه و تحلیل این فاکتورها به عهده معلّم می باشد.
از طرفی با توجّه به تجرته ای که دارم به نتیجه رسیده ام اگر هر هفته در مقاطع راهنمائی و متوسطه دو ساعت کلاس درس ریاضی آزاد به شکلی که مطرح میکنم برگزار شود در ایجاد انگیزه و شور و نشاط در دانش آموزان مؤثّر است.از طرف مسئولین با توجّه به هر سال تحصیلی فهرستی از عنوان های مختلف مباحث ریاضی مطرح شود و معلّم مختار باشد هر عنوان را که می خواهد انتخواب کند و مطالبی را در مورد آن عنوان مطرح کند سپس مسائلی از خود در همان رابطه مطرح کند و آن را بین دانش آمو زان به بحث و تبادل نظر قرار دهد .حل مسائل را بعهده خود دانش آموزان قرار دهد و نحوه امتحان نیز به عهده معلّم باشد و باتوجّه به مطالب تدریس شده امتحان گرفته شود.
من تقریبا ده سال است که در ده دقیقه آخر هر کلاس سعی می کنم یک مسئله مربوط با موضوع درسی  مطرح کنم و یک نمره برای حل آن در نظر می گیرم و این کار آنقدر باعث شور و نشاط در دانش آموزان می شود که هسجچان و علاقه وافر دانش آموزان به وضوح مشاهده می شود و با نظر خواهی که از ـنها به عمل آمده است این کار مورد تائید اکثر آنهابوده است.
این کلاس آزاد ریاضی بدان جهت مفید است که در کلاس درس معلم امکان آن را  ندارد که به مسائل جانبی بپردازد و تاید به مطالب کتاب و تمرینات آن بپردازد. مشکلات دیگر آموزش ممکن است به مسائل زیر مربوط شود:
۱-    تدریس همکاران محترم ریاضی بیش از  24ساعتدر هفته به علت کمبود دبیروغیره.
۲-    استاندارد نبودن کلاس ها از نظر تعداد دانش آموزان
۳-    آشنا نبودن بعضی از همکاران محترم با رایانه و یا در  دسترس نبودن آن                                            
۴-    نحوه برگزاری آزمون سراسری
۵-    تشویق
۶-    آشنا شدن با روش های نوین یادگیری
۷-    آشنا شدن با الگوهای یک تدریس نوین
۸-    قداست علم
۹-    عادت در یادگیری
۱۰-    تغییر یا حذف مطالب کتب درسی قبل از آنکه معلم کتاب را بررسی کرده باشد
۱۱-    قدر دانی از آثار و تألیفات همکاران ارجمند ریاضی
۱۲-    حذف امتحانات نهایی در پایه های پنجم ابتدائی و سوم راهنمائی و استفاده از معلمین متخصص در رشته های ریاضی در دوره ابتدایی که راجع به بعضی از موارد توضیح می دهند و موارد ۶و۷و۹ با استناد به کتاب کلیت روش ها و فنون تدریس (آثار……… صفوی)بیان می کنم.
نحوه برگزاری آزمون سراسری
یکی از مواردی که در سال های سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی در نحوه تدریس معلم تآثیر می گذارد نحوه پذیرش دانشگاه ها بر اساس آزمون سراسری می باشد و این باعث شده است دانش آموزان کمتر به درک مفاهیم ریاضی بپردازند و از اثبات قضایا و چگونگی بدست آمدن یک فرمول سر باز زنند و تمایلی نشان نمی دهند در کلاس هندسه تحلیلی هنگامی طریقه بدست آوردن فرمول فاصله از یک نقطه از صفحه را تدریس می کردم در پایان یک دانش آموز پرسید آیا اثبات این فرمول در امتحان می آید در آزمون سراسری چه طور ؟من گفتم خیر .ایشان گفت : پس بهتر نبود از اول فقط فرمول را می نوشتید و می گفتید بدین ترتیب جایگزین کنیم و اگر در کلاس نکات تستی مطرح نشود دانش آموزان از کار معلم راضی نیستند پس باید در این مورد فکر اساسی برداشته شود که به مفاهیم توجه شود دیگر آنکه در کتب درسی بدون آنکه قبلاً همکاران کلاسهای مورد نظر را طی کرده باشند .
  قداست علم
سه چیز در متن خود از قداست برخوردار است:علم،تقوا،جهاد.و باید سعی کنیم که قداست علم را به دانش آموزان بفهمانیم.
تشویق
قدر دانی از افراد شایسته و نیکوکار و ارج نهادن به شخصیت  و اعمال و رفتار آنان بسیار اهمیت داردو فوق العاده در پیشرفت امور مؤثر است ، به گونه ای که ممکن است شخصی بر اثر تشویق دگرگون شود و کاملاً مسیر زندگی خویش را تغییر دهد و به درجاتی بس عالی ارتقاء یابد و به عکس بی اعتنائی و بی توجهی در برابر اعمال و رفتار پسندیده  موجب دلسردی است و سبب می شود که افراد شور شوق و هیجان  خود را از برای انجام کارهای نیک و ارزنده و کسب فضائل و محاسن از دست بدهند و رغبتی برای نیل به مقامات عالیه از خود نشان ندهند. لذا باید توجه داشته باشیم که مبادا نسبت بهه نیکان و کارهای نیک نوباوگان با بی اعتنائی برخورد نمائیم و ارزش و اهمیتی برای آنان در نظر نگیریم و نیز باید بدانیم که در مسابقات علمی داوری بسیار مهم است چنانکه معلوم است آن کسی که به رأی داور برنده معرفی می شود این برای او امتیاز و تشویق به حساب آمده چه بسا بر اثر داوری عادلانه آن کسی که برنده محسوب شده در زمینه آنچه مسابقه داده به درجات بس عالی نائل شود.
یادگیری از کتاب تعلیم و تربیت  اسلامی
یادگیری فرایند تغییر کردن ،تغییر یافتن ،با تغییر پذیرفتن کم و بیش دائمی است یا انجام می دهیم ایجاد می گردد.
 می توان کفت بهترین تعریفی که تا کنون از یادگیری شده است از آن هیلگارد و مارگویز است.این دو روان شناس  یادگیری را بدین شرح تعریف کرده اند: «یادگیری یعنی ایجاد تغییر نسبه ثابت،در رفتار بالقوه یادگیرنده، مشروط بر این که این تغییر بر اثر اخذ تجربه رخ داده باشد»
خصوصیات این تعریف یعنی تغییر نسبه ثابت ،رفتار بالقوه و تجربه اهمیت بسزا دارد و اینها هستند که این تعریف را از دیگر تعریفهای یادگیری متمایز می سازند . با استناد به تعریف فوق بطوری که از کلمه «رفتار بالقوه»بر می آید،باید گفت که  یادگیری با عملکرد تفاوت دارد.یادگیری ، بر تغییرات نسبه دراز مدت حاصل از تجربه و تمرین در دلالت دارد . در حالی که عملکرد عبارت از تبدیل یادگیری به رفتار است. عملکرد،متأثر از عوامل خلق الساعه ، چون انگیزش ، مقتضیات محیط و خستگی است . پس بنا به اقتضای این عملکرد ممکن است یک  شاخص صحیح یا نا صحیح برای یادگیری باشد.
راههای یادگیری
۱-تقلید:انسان بسیاری از رفتارها و کردارهای خود را در مرحله آغازین زندگی از راه تقلید از والدین و اطرافیان خود یاد می گیرد. مثلاً سعی می کند سخن گفتن را با تقلید از دیگران در مورد تلفظ کلمات که در برابرش بارها تکرار شده است یاد بگیرد.به همان  گونه که تلاش می کند راه رفتن ، لباس پوشیدن و آداب و رسوم را از کسانی که با او در تماس هستند بیاموزد. بدین ترتیب آدمی بسیرای از عادتها و رفتارها را از راه تقلید از محیط زندگی فرا می گیرد.
کسی که از دیگران تقلید می کند او را الگو و پیشوای خود قرار می دهد و در او نسبت به خود تفوق و برتری احساس می کند لذا از او تقلید می کند و می خواهد که خودش را به مثابه او جلوه گر سازد. برای همین است که اعمال و رفتار افراد برجسته مورد توجه و تقلید دیگران قرار می گیرد و نظر ایشان را به خود جلب می کند. مثلاً والدین و اطرافیان چون در نظر کودک مهم و با عظمتند مقتدای او هستند و نیز پیامبران اسوه دیگرانند.
۲-آزمایش علمی و آزمایش و خطا: آدمی از راه تجربه علمی در رویاروئی با مشکلات گوناگون زندگی و تلاش برای حل و غلبه بر آنها به فراگیری می پردازد. او در مراحل زندگی پیوسته با مسائل تازه ای برخورد می کند که پیش از آن نیاموخته است. در این هنگام می اندیشد که چه چاره ای در برابر آنها به کار برد و چه رفتاری داشته باشد.وی در چنین مواردی طوری عمل می کند ککه در شرایط مختلف دفتارهای  گوناگون داشته باشد که البته در برخی موارد دچار اشتباه می شود.بدین ترتیب آدمی همواره از طریق آنچه روان شناسان آن را آزمایش و خطا می نامند چگونگی برخورد با مسائل جدید و راه حل مشکلاتی را که عملاًدر زندگی با آنها مواجه می شود می آمورد.
۳-تفکر و مشاوره: انسان از طریق تفکر و مشاوره به یادگیری می پردارد زیرا وقتی درباره مشکل خاصی فکر یا مشاوره می کند در واقع به نوعی آزمایش و خطای ذهنی دست می زند. او با این کار در ذهن خود یا با استمداد از آرای دیگران راه حلهای گوناگون آن مشکل را مورد بررسی قرار می دهد  و راه های اشتباه و غیر متناسب را رد می کند. بنابر این انسان از طریق تفکر و مشاوره برای رسیدن به هدف خود به راه های جدیدی پی می برد و به نوآوریها و ابداعهای تازه ای راهنمائی می شود . به همین دلیل روان شناسان جدید این نوع یادگیری را «عملیات عالی یادگیری»می نامند.
۴- انگیزه: انگیزه در امر یادگیری اهمیت فراوانی دارد. اگر برای دست یابی به هدف مشخص انگیزه ای نیرومند  وجود داشته باشد انسان تلاش می کند که راه های درستی برای یادگیری و رسیدن به هدف خویش پیدا نماید.و چنانکه با مشکلی مواجه می شود با کوششی هر چه تمامتر به حل آن مشکل می پردازد تا سر انجام راه حل مناسب را بیابد.
۵- پند گرفتن از رویدادهای مهم تاریخ: یکی از عواملی که تحریک انگیزه یادگیری وجلب توجه آدمی کمک می کند رویدادها و حوادث و مشکلات مهمی است که وجدان مردم را تحریک می کند و توجهشان را بر می انگیزد. معمولاً بر اثر تحقق این گونه رویدادهای مهم آمادگی دارند تا درس و پندی را که در آنها وجود دارد بیاموزند .
۶- تکرار : یکی از راه‌‌های یادگرفتن و به خاطر سپردن تکرار است و عرضه مکرر اندیشه‌ها و آرا به افراد معمولاً به استقرار این اندیشه‌ها و نظرات و تثبیت آنها در اذهانشان می‌انجامد.
۷- توجه : مسأله توجه در یادگیری عامل مهمی به حساب می‌آید ؛ مثلاً اگر انسان به یک سخنرانی توجه نکند نمی‌تواند مضمون و مفاد آن سخنرانی را درک نماید و در نتیجه نمی‌تواند در آینده مطلبی را که در سخنرانی بیان شده به یا‌د‌ آورد . به همین دلیل معلمان و مربیان همواره می‌کوشند که در شاگردان خود حالت توجه و دقت به وجود آورند تا درس را کاملاً درک کنند و یاد بگیرند.
۸- مشارکت پی‌گیرانه : برای یادگیری مهارتهای حرکتی لازم است یادگیرنده به تمرین عملی مهارتها بپردازد تا یادگیری کامل حاصل شود تمرین عملی نه تنها در یادگیری مهارتهای حرکتی مهم است که در یادگیری علوم نظری و رفتارهای اخلاقی و فضایل و ارزشها و آداب و رفتار اجتماعی نیز اهمیت دارد ؛ زیرا انسان کاری را که می‌خواهد یادبگیرد اگر خودش انجام دهد به سرعت و دقت یادگیری او کمک می‌کند . نتایج یک تحقیقات تجربی این مسأله را روشن کرده‌است که افرادی که برخی از کلمات مقابل خود را خود می‌خواندند در حفظ آنها سریعتر  و موفقتر ازکسانی بودند که تنها معلم یا مسئول آزمایشگاه آن کلمات را برایشان می‌خواند و آنها گوش می‌دادند و نیز آنان موفقتر از کسانی بودند که معلمان ضمن خواندن کلمات تصویر همان کلمات را برای آنها روی پرده به نمایش می‌گذاشتند . نتیجه این آزمایش اهمیت مشارکت پی‌گیرانه را در امر یادگیری نشان می‌دهد.
۹- توزیع یادگیری : تحقیقات تجربی روانشناسان معاصر ثابت کرده‌است که توزیع یادگیری یا تمرین آن ، در فاصله‌های زمانی دور از هم  که در خلال آن فرصتهایی برای استراحت فراهم شود به سرعت یادگیری و تثبیت آن در حافظه کمک می‌کند. این تحقیقات همچنین روشن کرده‌است که یادگیری با استفاده از روش‌ توزیع بسیار بهتر از یادگیری به روش متمرکز است. روش متمرکز روشی است که در طول مدت زمانی پیوسته و بدون فاصله‌های استراحت صورت می‌گیرد.


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

چگونه خوشبخت شویم

486

بازدید

تحلیل بر ۲۰ گزیده از مجموعه چگونه خوشبخت شویم

خوشبخت کسی است که هم در بهداشت جسم خود و تغذیه سالم بادقت بکوشد و هم در بهداشت روح خود و تغذیه معنوی صحیح که با تذکر و موعظه و مطالعه زندگی میسر است تلاش و کوشش نماید:
انسان موجودی است دارای دو بعد که یک بعد آن نیازهای جسمی و بعد دیگر آن نیازهای روحی او می‌باشد. برای رسیدن به تعالی نیازمند ارتقای نیازهای روحی و مصنوعی می‌باشیم، اما در جامعه‌ای که مردم منتظران واقعی حضرت ولیعصر می‌باشند نیازمند انسانهایی هستیم که نه تنها به لحاظ حضوری و روحی در مراتب بالائی هستند بلکه از لحاظ جسمی توانائی مبارزه با دشمنان و مشکلات را داشته باشند.
در همین راستا مطالعه زندگی یشیاوندکه و موعظه پیشنهاد شد که یکی از بهترین رمز و رسیدن به سعادت واقعی می‌باشد.

 
گزیده ۲۰۷ ص ۷۰
سعادتمندان میانه‌رو هستند، حتی هنگامی که نماز می خوانند صدایشان را نه بسیار بلند می‌کنند و نه بسیار اهسته بلکه راهی بین این دو که حد وسط است اختیار می‌کنند.
«خَیر الامور اوسطها»
افراط و تفریط یکی از مشکلات بزرگ انسان‌هائی است که دچار شخصیت های دگرگون و ارزشهای دوگانه می‌باشند این انسانها هیچگاه نمی‌توانند یک زندگی همه‌ج انبه و موفق داشته باشند.
انسان یک موجود چندبعدی و همه جانبه است که توقع بیش از حد به یکی از نیازها باعث کمبود در دیگر نیازها و بوجود آمدن نوعی تعارض در شخصیت فرد می‌شود، پس برای رسیدن به سعادت راهی باید در جهت ارضای همه جانبه نیازها که به همان عضو میانه‌روی یا همان انتخاب حدوسط است می‌باشد.

 
گزیده ۶۰ ص ۳۳
سعادتمند کسی است که باعث نیکوکاری شود وب رای او از آن نیکویی بیهوده کامل خواهد بود و بدبخت کسی است که به وسیله کار زشتش گردد و از آن زشتش سهمی به سزا خواهد یافت و خداوند بر همه اعمال ما مراقب است.
در علم جدید روانشناسی به ضابطه‌ای دست یافته‌‌اند که آن را به عنوان قانون «کار ما» نامگذاری نموده اند طبق قانون کار ما:
«هر پدیده‌ای ، پدیده‌ای مشابه خود را به دنبال خواهد داشت از نوع و جنس همان پدیده‌ی اول»
مشاهده می‌شود که پیشرفت علم همیشه در مسیر تایید و تثبیت آیات قرآنی در سخنان ائمه مع صومین بوده است که این نیز گوشه‌ی دیگری از آن می‌باشد و در حقیقت آورده شده که برای دریافت نیکی باید کارهای نیکو انجام داد و نتیجه کارهای زشت بازگشت کارها به سوی خودمان می‌باشد.
بدیهی است که چنانچه در جامعه‌ای ملت برای کارهای نیک تلاش کنند یقیناً آن جامعه به سعادت واقعی خواهد رسید.

 
گزیده ۴۵ ص ۲۸
مهربانی و خوشرویی همانا خوشبختی و مایه سعادت است و تندخویی و سخت‌دلی مایه بدبختی و شقاوت می‌باشد، با دیگران خوش اخلاق باشید و به آن احترام گذارید و با مشورت دیگران را بزرگ بشمارید تا به سعادت و خوشبختی برسید.
در آیات و روایات مختلف مومنان به مهربانی و خوشرویی دعوت شده‌اند همان طور که آمده است:
«نیمی از دین اخلاق نیکوست»
یقین است که چنانچه در جامعه‌ای انسان ها با مهربانی و خوشرویی با هم برخورد داشته باشند و از تندخوئی و سخت دلی پرهیز کنند و به یکدیگر احترام بگذارند به جامعه‌ای متمدن و با فرهنگ عالی خواهیم رسید که هیچ عاملی نمی‌تواند خوشبختی و یا سعادت جامعه را خدشه‌دار بنماید.
آمده است با دیگران احترام بگذارید و با آنها مشورت کنید که این باعث بوجود آمدن یک نوع اتحاد در بین مردم جامعه و همچنین عملکردهای عاقلانه و باتدبیرند از آنها خواهد شد و این پایه و اساس جامعه‌ای سعادتمند خواهد بود.

 
گزیده ۴۰ ص ۲۷
به دنبال صبر و پرهیزگاری امدادهای الهی می‌رسد و آنکه به دنبال سعادت است بایستی تلاش و کوشش در راه هدف مقدس خویش نماید.
تفکر و تعمق در زندگی انسانهای موفق نشان داده است که این افراد همیشه اهدافی بزرگ داشته‌اند که رسیدن به هدف را نوعی رسالت الهی در خود احساس می‌کردند که در جهت کمک به مردم یا نزدیک شدن به ذات مقدس الهی می‌باشد و همین باعث وجود نوعی تقدس در اهداف آنها می‌شده است.
انسان با داشتن هدفی بزرگ و مقدس تلاش مضاعف در راه رسیدن به هدف خود دارد و برای پیروزی باید با مشکلات زیادی مبارزه کند همان طور که گفته‌اند: شکست مقدمه پیروزی می‌باشد.
در اینجا ابتدا توصیه به صبر شده که این امر به وضوح لازمه مقابله با مشکلات و شکستهای احتمالی می‌باشد و بعد مژده امدادهای الهی آمده که این تفکر باعث ایجاد نوعی توکل و اعتماد به نفس می‌شود و در حقیقت این همان مطلوب‌ترین مسیریست که می‌شود در راه رسیدن به سعادت پیمود.

 
گزیده ۲۳ ص ۲۲
انفاق به نیازمندان واقعی با توجه به موازین صحیح اقتصادی یکی از ارکان خوشبختی جامعه است و در این جامعه می‌توان به خوشبختی واقعی رسید.
همان طور که مسلم است به تاکید دستورات اسلام و موازین و مقررات که در قرآن دستور داده شده است تنها ترین و بهترین راه رسیدن به موفقیت و خوشبختی جامعه است در اینجا توصیه به انفاق باتوجه به موازین صحیح اقتصادی آمده است که چنانچه این امر انجام پذیرد اختلاف طبقاتی در جامعه کم شده و طبعاً بسیاری از مشکلات مانند دزدی، تجاوز به حقوق دیگران، حسادت‌ها،.. گرفته می‌شود.
در حدیثی نقل شده است که از دری که فقر می‌آید از در دیگری ایمان می‌رود بنابراین برای داشتن جامعه‌ای در پرتوی ایمان که لزوم داشتن جامعه‌ای خوشبخت است نیازمند از بین بردن فقر هستیم که در اینجا به بهترین شکل، بهترین راه حل برای مبارزه با این مسئله پیشنهاد شده است.

 
گزیده ۳۰ ص ۲۵
فکر و عمل خوش است که آدم را خوشبخت می‌کند به خصوص آنکه بداند آنچه کشت کند همان را درو نماید «آیه ۳۰ سوره آل عمران»
ای برادر تو همه اندیشه‌ای         ورنه باقی استخوان و ریشه‌ای
امروزه در علم جدید کنونی به روشنی مشخص گردید که هر مشکلی که در دنیای مادی تصویری در خود اختصاص داده شکلی از منور انرژی بوده که قابل تبدیل به انرژی می‌باشد و همچنین در قانون بزرگ به اثبات رسیده انیشتن:
E=mc2
ثابت شده که تحت شرایط خاص انرژی نیز قابل تبدیل به ماده‌ می‌باشد «سرعت صفر» پس می‌توانیم انسان را به عنوان یک منبع انرژی که در مباحث پیچیده‌تر این انرژی به چهار نوع الفا، بتا، گاما، لاندا تقسیم بندی خواهد شد و در نظر بگیریم و در حقیقت فکر انسان نوعی از انرژی است که طبق قانون انرژی قابلیت جذب انرژی هم نوع خود با درجه بالاتر از خود را داراست.
بدیهی است که آوردن کلمه «عمل» در پس از کلمه «فکر» نشانگر اهمیت فکر و نوعی پایه و اساس گذاری نحوه تفکر در هر عمل را یادآورد شده است، بنابراین فکر و عمل خوش نشات گرفته از همان فکر خوش و در یک نوع رابطه طولی و فرد در عرض یکدیگر می‌باشد.
انسان با تفکر خوش در حقیقت به بروز و تولید نوعی از انرژی پرداخته که طبق مباحث گفته شده این انرژی در تماس سطح کائنات جستجو کرده و به جذب خوشبختی و توانمندی موثر واقع خواهد شد.
در روانشناسی یکی از اصول مردم به عنوان «اصل کارما» تثبیت شده است که طب تعریف این اصل: هر نوع تفکر یا فعالیتی بازگشتن دارد از همان نوع و جنس که به نظر می‌رسد این اصل برگرفته شده از همین آیه می‌باشد و خداوند در این آیه از قرآن کریم با تعبیری لطیف تر و ملموس‌تر آورده است که آنچه کشت کند همان را درو نماید.
در مجموع باید گفت که مثبت نگری و زیبااندیشی که در اینجا با تعبیر فکر و عمل خوش آمده است در تمامی ادیان الهی و تئوری های بشری تاکید داشته که به نظر می‌رسد یکی از شروط لازم و اساسی برای دستیابی به خوشبختی دنیوی و اخروی می‌باشد.

 
گزیده ۳۵ ص ۲۶
به عهد و پیمان خویش پاینده باشید تا سعادتمند و خوشبخت شوید اگرچه با کافران و دشمنان خود پیمان بستید «آیه ۷۵ تا ۸۱ سوره ال عمران»
به طور کلی الزام بوجود آمدن هر نظم و انضباطی در هر تشکل و جامعه‌ای پاینده و متعهد بودن افراد آن تشکل یا جامعه به یک سری قوانین و انجام تعهدات پیمانهای منعقد شده بین فرد با فرد یا فرد با جامعه می‌باشد ، خوشبختی یک جامعه در گروی حضور نظم و نبود حرج و مرج و در راستای یکپارچگی و اتحاد به وقوع خواهد پیوست.
القای اعتماد به نفس که در علم روانشناسی به عنوان عامل اصلی تمامی مشکلات روانشناسی شناخته شده در مضمون این آیه نهفته شده است چرا که با به انجام تعهدات یکی از بزرگترین عوامل تاثیرگذار در اعتماد به نفس می‌باشد که البته لازم به ذکر می‌دانم که قبل از این عهد و پیمان را به سه بخش عمده تقسیم بندی کنم:
الف) تعهد با خدا
ب) تعهد با خویش
ج) تعهد با مخاطب «شخص یا جامعه»
الف) تعهد با خدا
هر انسانی در برابر وجود لایتناهی آفریدگار هستی و در برابر تعهدات و هر آنچه که خداوند در اختیار او قرار داده است وظیفه‌ای بر دوش دارد که از مهمترین آنها تقوا پیشگی و طاعت و بندگی خداوند می‌باشد که به طور قطع خوشبختی جز در بندگی حضرت حق حاصل نخواهد شد.
ب) تعهد با خویش
انسان در پیمودن مسیر کمال که ملزم است که از جانب خدا و ائمه معصومین به عهده او نهاده شده است وفای به عهد در این سنجش مربوط به انجام یک سری از واجبات الهی و دوری از حرامات در جهت پیمودن قله‌های کمال و رسیدن به تعالی می باشد.
ج) تعهد با مخاطب «شخص یا جامعه»
این نوع تعهد شامل قراردادهایی با توافقی طرفین یا تعهدهایی جهت انجام در یک جامعه نباید توافق اکثر آرای مردم و شکل پذیرفته است بنابراین شخص با پذیرفتن و انجام به عهد خویش باعث ایجاد اطمینان و آرامش در مجموعه خواهد شد که طبعاً این برخورد باعث افزایش اعتبار و افزایش ارتباطات مردمی نوعی عملکردهای دوست خواهانه و همکاریهای بیشتر در تمامی امور خواهد شد و این بنیان‌گذاری برای زندگی در سایه سعادت می‌باشد.
از آنجا که هر انسانی نشانگر نوعی شخصیت و مکتب خود می‌باشد در ادامه آیه تذکری هوشمندانه به چشم می‌خورد که تکیه بر وقای به عهد با کافران و حتی دشمنان خود را دارد، مسلماً در ادامه این نوع برخورد باعث ساختن باورهای درستی از اسلام و مسلمانان در دیگر فرقه‌ها و گروهها خواهیم شد که خود بهترین تبلیغ برای شریعتمان می باشد.

 
گزیده ۹۷ «آیه ۱۰۸ سوره انعام»
خوشبخت هیچگاه دهان به دشنام دادن به دیگران حتی به دشمنان خدا باز نمی‌کند زیرا ممکن است که دیگران دهان به دشنام بازنمایند و این چنین تیره بختی گشوده خواهد شد.
برای رسیدن به یک نوع خوشبختی منسجم در یک جامعه نیازمند وجود امنیت و آرامش در تک تک افراد خواهیم بود برای این منظور بر همه مرد و زن مسلمان این وظیفه نهاده می‌شود تا با ایجاد تفاهم و دوستی به تعالی بزرگ انبیا و پیغمبران الهی پرداخته و مسیرهای زیبای اسلام را در جهت رسیدن به کمال واقعی دنیوی و اخروی بر تمامی دنیا آشکارا سازد.
روایت شده است که در زمان پیغمبر ایشان نیزبر مسلمان می‌فرمودند که «عباده بر بتهای جاهلان فراموش کنید تا آنها بر خدای شما نسبت ناسزا ندهند.»
بدیهی است که این نگرش روشنکفرانه و متمدن است که می تواند قلب و جان مخاطب را مجذوب خویش کرده و در بوجود آوردن فضامین صمیمانه و همچنین پرورش اسلام و طبعاً سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی که پیامد اسلام و مسلمانی است موفق باشید.
نشان داده شده است که در به کارگیری نوعی کلمان و دشنام دادن ها باعث وجود تفکری انتزاعی در مخاطب گشته که در این حالت حتی تک تک اعضا و جوارح داخلی «غددها و ترشحات و سلولهاو…» در جهت مخالفت با توهیت یا اطلاحاً عامل برانگیخته فعلا خواهد شد. واضح است که در بروز چنین شرایطی توقعی جز درگیری پرخاشگری عدم امنیت بر فهش و توهین در مقدسات … نمی‌توان راست و سعادت و خوشبختی در این صورت امری غیرممکن به نظر می‌رسد.
 
گزیده ۱۴۹ ص ۵۶ آیه ۹۴ سوره یونس
سعادتمند کسی است که هرگاه شک و تردیدی داشت از آنها که دانا و دانشمندند بپرسد تا به حق و حقیقت دست یابد.
انسان سعادتمند همیشه در راستای توکل الهی دارای اعتماد به نفس بالا بودهو از آنجا که «ان الا یدافع ان الذین امنو» همیشه دارای عزت نفس و استواری در نگاه خود خواهد بود.
یکی از اصول مهم سه گانه اعتماد به نفس قاطع بودن و جدا شدن از شک و تردید می‌باشد  که مسلماً مفهوم ابتدائی در این آیه نظر به ایجاد اقتدار و اعتماد در وجود مومنان و مسلمانان داشته است.


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

روانشناسی ورزش۴

1,304

بازدید

روانشناسی ورزش۴ ۳٫۵۰/۵ (۷۰٫۰۰%) ۲ امتیازs
ابراز احساسات مثبت
مکیک اف و کوذار  (1983) یک عنصر مهم در خشنودی بازیکن و موفقیت در عملکرد او را ، تائید و تحسین تلاش و استعداد او می دانند. مربیان موفق عملکرد ورزشی خوب را تحسین می‌کنند. گینوت (۱۹۶۵) می گوید تحسین عملکرد بجای تحسین شخصیت به ورزشکار امکان می‌دهد تا در اشتباه کردن احساس امنیت بیشتری کند  و بدون ترس، خطرپذیری نماید و در این روش اعتماد‌ به‌ نفس او افزایش می‌یابد Ginot
به عقیده ویلیام و هکر (۱۹۸۲ ) تایید تلاش ها، اعتماد‌ به‌ نفس بهینه شده و ورزشکار پذیرای بازخورد انتقادی برای بهینه‌ کردن ضعف‌ های خود می‌شود Williams , Hacker . انشل تایید‌ شدن یک نیاز اجتماعی می داند ، رهبران گروه و در حد کمتری اعضای گروه، با ارائه بازخورد مثبت و در صورت نیاز اطلاعات آموزشی درباره برخی از جنیه‌ های عملکرد تیم مانند نگرشی مثبت، تلاشی خوب، عملکرد های ماهرانه، انسجام گروهی را به گونه‌ای  اندازه‌ پذیر بهینه می‌کند
برای داشتن یک تیم منسجم، استفاده درست از تحسین کلامی و غیرکلامی بویژه به سبب همکاری ویژه اعضای تیم در ایجاد خشنودی دوسره سودمند است .اسمیت و دیگران )  Smite etal1977) به منظور انتقاد سازنده به شیوه حساس امّا مؤثر رویکرد ساندویچ را ارائه داد: ۱-اظهار مثبت ۲- بازخورد مثبت آینده‌گرا ۳-یک تعریف.
بازیکن برای راحت‌شدن و خلاص شدن از حمله کلامی پیش‌بینی نشده، معمولاً از گوش‌دادن پرهیز می‌کند درواقع پیام نامطبوع را نمی‌گیرد، زیرا بازیکن بجای پیامی منفی نیاز به تائیدی مثبت دارد، وقتی ورزشکار اظهار مثبت را پذیرا شد به توصیه آموزشی بعدی نیز گوش فرا خواهد داد (بردن نام کوچک مثل فرزانه توپ سختی را زدی) نشان‌دهنده توجه بیشتر به گوینده و احساس تهدید کمتر و حساسیت نسبت به فرد است.
اندیشیدن درباره رویداد ناگوار شانس تکرار آن را افزایش می دهد، برای اینکه نگذاریم ورزشکار درباره اشتباه گذشته خود بیندیشد، مربی در موقع اظهار مثبت بایستی رفتارها و رهیافت هایی را توضیح دهد که ورزشکار برای اجراهای بعدی باید روی آنها کار کند. تعریف که در روان‌شناختی به آن اثر فعلی می‌گویند به این معنی است که اطلاعات تازه‌تر بهتر از اطلاعاتی که قبلاً ارائه شده‌اند، به یاد می‌ماند، بویژه زمانی که ورزشکار از مربی بازخورد سازنده می‌گیرد، پایان‌دادن این کنش متقابل به شکل مثبت مزایای زیر را دارد: ۱- یادآوری اطلاعات را بهینه می‌سازد زیرا ما درون‌داده مثبت را بهتر از درون‌داده منفی به یاد می آوریم. ۲- به اعتماد و وفاداری بیشتر نسبت به مربی و تیم می‌انجامد. ۳-اعمالی که به درستی انجام شده‌اند را تقویت می‌کند زیرا ورزشکاران نیاز دارند، به یاد آورند که در کجا به خوبی عمل کرده‌اند. ۴- به بازیکن کمک می‌کند تا مهارتهای یادگیری را، زمانی‌ که هیجانهای مربی مداخله می‌کنند از آنچه که شوک‌آور هستند، درک کند.(۷)
توانایی انتقاد سازنده :
مربیان موفق در گفتگوی مؤثر رفتار را انتقاد می‌کنند نه شخصیت را، هایم گینوت Haim Ginott 1965 معتقد است که انتقاد از شخصیت هرگز سازنده نیست زیرا که هیچ اطلاعاتی  به شنونده نمی‌دهد بنابراین امکان قضاوت واقع‌بینانه را از بین می‌برد. میچایکوف و کوذارMechikoff , Kozar1983 نقش سرمربی را در طول تمرین، انتقادی از نوع سازنده می‌دانند. متأسفانه بیشتر مردم به دلایل نادرست دیگران را مورد انتقاد قرار می‌دهند و بجای ارائه بازخورد اغلب هدف جریحه‌دار کردن احساسهای شخص دیگر را دارند و مکرراً (به طور مکرر) در این هدف موفق می‌شوند. در انتقاد متداوم ورزشکار یاد می‌گیرد که خود را محکوم کند یا دیگران را مقصر بشمارد. به نظر گینوت ۱۹۶۹ کارکرد انتقاد سازنده این است که به فرد نشان دهد، در موقعیت مربوطه چه باید کرد. انتقاد مفید هرگز متوجه شخصیت بازیکن نیست بلکه متوجه شرایط محیطی است و اینکه چه باید کرد. وقتی شخصی در حال غرق‌شدن است، زمان انتقاد کردن از او یا آموزش شنا به او نیست بلکه اکنون زمان یاری‌رسانیدن به اوست. پس به موقعیتی که پیش‌روی ورزشکار است توجه کنید و تصمیم بگیرید که از اینجا باید به کجا رفت. هرسی و بلانچارد ۱۹۷۷ (Hersey , Blanchard) به این نتیجه رسیدند که بازخورد سازنده درباره عملکرد، صمیمت و ابراز ارادت و حساسیت به احساسهای دیگران برای بهینگی عملکرد ضروری‌اند. یک تیم کارآمد مرکب از اعضای مطمئن پذیرای بازخورد برای رفع خطاها و ضعف‌هاست.(۷)
اختلاف‌ عقیده داشتن با دیگران
انشل۱۹۸۷ می‌گوید اگرچه سرمربی تصمیم نهایی را می‌گیرد اما استفاده از همه منابع موجود مانند دستیاران، ورزشکاران و… قبل از تصمیم به جمع‌آوری اطلاعات لازم برای تصمیم عاقلانه کمک می‌کند و باعث می‌شود دستیاران و همه اعضای تیم از آن حمایت کنند، فرد زمانی از عقاید دیگران استفاده می‌کند که از اختلاف‌عقیده داشتن با دیگران هراسی نداشته باشد. مربیان موفق در یک چیز مشترک هستند  از آن جمله که تدافعی عمل نکرده و گوش‌دهنده خوبی می‌باشند و پذیرای عقاید دیگران هستند و از بازخورد درباره عملکرد خودشان استقبال می‌نمایند.(۷)
ابراز وجود در موقعیت‌ های خدماتی:
مربیانی که تصمیم می‌گیرند به تنهایی و با اتکای به خود کار کنند با این گمان که همه پاسخ‌ها را دارند، خود را جدا از تیم می‌گذارند و از اعضای تیم حمایتی دریافت نمی‌کنند و بقیه افراد دخیل در تیم خود را برای شکست و موفقیت، پاسخگو نمی‌دانند زیرا دارای حس مشترک اندکی هستند، مربی می‌تواند از کسانی که  به صحنه رقابت از همه نزدیکترند یعنی ورزشکاران، درون‌داده بگیرد و یا از کسانی که می‌توانند درباره وضعیت جسمانی و روانی بازیکنان به او بینش دهند اطلاعات بگیرد، علاقمندی به روشی که همکار دیگری برای بازی به کار می‌برد، گرفتن این اطلاعات می‌تواند در تبیین دلایل نتایج عملکرد، مربی را یاری کند. بلانچارد و هرسی در سال ۱۹۷۷ در نگره چرخه زندگی به منظور هماهنگ کردن رفتارهای مردم‌گرا و تکلیف‌گرا پرورش رهبری تیمی را پیشنهاد کردند، فرصت نشان‌دادن و گسترش رهبری بخش اساسی موقعیت مربیگری است امّا مربیان می‌توانند با دادن فرصت‌هایی برای رهبری‌کردن به سایر اعضای تیم، ویژگی‌هایی چون خودانگیختگی، مسئولیت‌پذیری و وفادارای به اهداف تیم را در آنها بوجود آورند. انشل یکی از علائم رهبران مطمئن این است که بدانند چه موقع رهبری نکنند و گاهگاهی فرصت انجام تکالیف را به سایر اعضای تیم بدهند. کنش متقابل و کمک از همه اعضای تیم، اداره تیم را آسان کرده به ایجاد انسجام تیمی می‌انجامد.(۷)

تحقیقات انجام شده در داخل کشور
خلجی ( ۱۳۶۷ ) در پژوهش خود به این نتیجه رسید ‌، فعالیت های جسمانی استقامتی منظم و معتدل موجب ایجاد مکانیزم هایی می گردد که به نظر می رسد با صفات مطلوب شخصیتی در ارتباط باشد . (۱۷)
گروه محققین( ۱۳۶۸)  گزارش کردند آموزش ابراز وجود روش مناسبی برای رفع مشکلات ارتباطی در افراد منفعل ، پرخاشگر و پرخاشگر منفعل می باشد و ۷۰ % روانشناسان ایرانی آموزش ابراز وجود را برای  مردم  ایران ضروری  می دانند و فقط ۲۵ %  آنها، آن را به میزان زیاد مورد استفاده قرار       می دهند.(۳۳)
حسین زاده دهنوی(۱۳۷۱) به این نتیجه رسید که ورزشکاران رشته های گروهی نسبت به ورزشکاران رشته های انفرادی برون گراتر هستند و ورزشکاران انفرادی نسبت به ورزشکاران گروهی درون گراتر می باشند.(۱۶)
رمضانی نژاد (۱۳۷۲) دربررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار اظهار کرد ، دانشجویان ورزشکار، برتری جوئی و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دانشجویان غیرورزشکار دارند، خودکفائی ورزشکاران کمتر از غیرورزشکاران بود، بین دوگروه ازنظر شاخص اجتماعی بودن و درون گرائی، تفاوت معنی داری  مشاهده نشد.(۲۳)
میرنصوری (۱۳۷۳) نتیجه گرفت،  شخصیت ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی در نمود درون گرائی و برون گرائی تفاوت دارد ، ورزشکاران رشته های گروهی پرخاشگرترند. اعتماد به نفس و پرخاشگری ورزشکاران بالاتر و همچنین نوع ورزش درشکل گیری شخصیت مؤثراست.(۳۹)
رمضانی  ( 1373)  با  کاربرد تکنیک های آموزش ابراز وجود در درمان عدم قاطعیت دانشجویان بیان کرد، آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت در دانشجویانی شد که در مهارتهای ارتباطی خود با دیگران و احقاق حقوق خود با مشکل مواجه بودند .(۲۱)
بهرامی ( ۱۳۷۴- ۱۳۷۵) با مقایسه آموزش ابراز وجود به دانش آموزان کم جرات دختردبیرستانی  با شیوه های مشاوره گروهی و فردی شهر اصفهان به این نتیجه دست یافت که مشاوره فردی و گروهی هر دو اما  مشاوره گروهی تاثیر بیشتری داشت.(۹)
اهری هاشمی( ۱۳۷۵) در بررسی خود اعلام داشت ۱- بین دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار در متغیرافسردگی و انحراف اجتماعی  – روانی تفاوت معنی داری مشاهده شد.  2 – بین ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی،  هیچ یک از مقیاس ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۸)
جلالی سردرودی ( ۱۳۷۵- ۱۳۷۶) در بررسی تاثیر ورزش بر مهارت های روانی   – حرکتی و سازش اجتماعی بیان کرد، بین مهارتهای روانی  – حرکتی و سازش اجتماعی دانش آموزان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری بدست آورد .(۱۴)
احمدی( ۱۳۷۵-۱۳۷۶)  نتیجه گرفت، اثر بخشی بازی درمانی بر پرخاشگری آشکار کلامی محدود وبر پرخاشگری آشکار غیرکلامی تایید، بر پرخاشگری پنهان کلامی و غیرکلامی ( پرخاشگری منفعلانه ) و افزایش رفتارهای سازش یافته نیز مورد تایید قرارگرفت .(۳)
جلالی (۱۳۷۶ ) بررسی اثر روش های درمانی و آموزش سرمشق پذیری و تمرین ، سرمشق پذیری و آرمیدگی عضلانی در درمان رفتارهای غیر جرات ورز و آموزش رفتارهای جرات ورزانه به این نتیجه رسید که گروه سرمشق پذیر و تمرین در تمام متغیرهای  جرات ورزی ، عملکردی ،  پرخاشگری ، سلطه پذیری ، انفعالی و اضطرابی تفاوت معناداری را نشان دادند .(۱۳)
نیک نژاد (۱۳۷۶- ۱۳۷۷) درمورد جایگاه ورزش دربین طبقات مختلف اجتماعی به این نتیجه رسید که  طبقات پایین جامعه احساس می کنند که نابرابری ها برعلیه آنها روز به روز بیشتر می شود بنابراین در تضادی عمیق با این نابرابری ها قرارمی گیرند در حالی که طبقه سرمایه دار بدون توجه به اجرای  هرگونه مهارتی احساس می کند که موقعیت اجتماعی آنها باعث درامان ماندنشان می شود از این رو داشتن انتظار رقابتی یکسان از طبقات مختلف جامعه واقع بینانه نیست .(۴۱)
محامد ( ۱۳۷۷) مقایسه دانش آموزان آزار رسان ، آزارپذیر و عادی از لحاظ میزان ابراز وجود و عملکرد تحصیلی و پرخاشگری پدران آنان به این نتیجه رسید بین ابراز وجود دانش آموزان آزاررسان  آزارپذیر و عادی تفاوت معناداری وجود داشت ، ابرازوجود آزاررسان ها بیشتر بود ، پرخاشگری پدران تایید نشد ، بین عملکرد تحصیلی سه گروه تفاوت معناداری بدست آمد و درگروه گواه یا عادی عملکرد تحصیلی بهتری مشاهده شد ، بین گروه های مختلف از لحاظ وضعیت اجتماعی  اقتصادی تفاوت معناداری وجود نداشت . (۳۵)
رضویه ( ۱۳۷۸) دربررسی رابطه پرخاشگری ارتباطی با سازگاری عاطفی  – اجتماعی به این نتیجه رسید  که بین پرخاشگری آشکار و ارتباطی و سازگاری عاطفی  – اجتماعی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد .(۲۰)
توکل و  مظفری ( ۱۳۷۹) در بررسی تمایلات ضد اجتماعی دانشجویان و دانش آموزان پیش دانشگاهی و ارتباط آن با ویژگی های فردی و اجتماعی آنان  به این نتیجه رسیدند که تمایلات ضد اجتماعی در مناطق مرزی و محروم کشور شکل نمایان تری دارد .(۱۲)
هرمزی نژاد( ۱۳۷۹ ) در پژوهش خود گزارش نمود بین متغیرهای عزت نفس و کمال گرایی با ابراز وجود رابطه معناداری وجود دارد .(۴۲)
در تحقیقی به راهنمایی  شهنی ییلاق و  نیسی(۱۳۸۰) تاثیر آموزش ابراز وجود برقاطعیت ، عزت نفس ، اضطراب اجتماعی و بهداشت روانی دانش آموزان مضطرب اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت که آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت و عزت نفس و بهداشت روانی و کاهش اضطراب در روابط اجتماعی گشت.(۲۵)
محمدی فر و  یزدانی(۱۳۸۱) در مطالعه عوامل مؤثر بر احساس شادی و بهزیستی در دانشجویان دانشگاه تهران  سلامت جسمانی را اصلی ترین مؤلفه یافت و وضعیت اقتصادی ، استقلال در تصمیم گیری، وضعیت شغلی و هیجان خواهی و برخورداری از تجربه های جدید، در مراتب بعدی قرارگرفتند بین گروه جانباز و عادی بدلیل اعتقادات دینی تفاوتی مشاهده نشد.(۳۷)
اداره کل زندان های استان خوزستان  (1382) با بررسی تاثیر ورزش بر میزان ابرازوجود، عزت نفس   پرخاشگری ،‌ نوجوانان کانون اصلاح و تربیت به این نتیجه رسیدند که تاثیر ورزش بر افزایش عزت نفس و ابراز وجود و کاهش پرخاشگری و درگیری بین افراد تاثیر قابل ملاحظه ای داشت و امکان بازپروری را در محیطی آرام فراهم آورد.(۴)

تحقیقات انجام شده در خارج کشور
بوت و اسپرلینگ   (1942 و ۱۹۵۸)  در  بررسی تفاوت های شخصیتی ورزشکاران رشته های مختلف به این نتیجه رسیدند که بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد.(۲۲)
انشل   گزارش کرد مقایسه زنان ورزشکار و غیرورزشکار در بازی های پن امریکن  1959 نشان داده است، زنان ورزشکار نمره های نسبتا بالاتری در ارتباط برقرارکردن با دیگران، بدست آوردند.(۷)
در پژوهشی سالتر  ( 1949 ) آموزش بیان احساسات ، صحبت کردن توام با حرکات بدنی ، ابرازنظر مخالف … را برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد .(۲۱)
لوشن   ( 1963) اظهار داشت ، مشارکت ورزشی توده های  متوسط در مقایسه با دیگر طبقات از درصد بالایی  برخوردار است تحقیق او بر روی تیم قایقرانی با پاروی آلمان گواه صادقی بود بر این که ورزش از رهگذر فرصت های فراوانی که بدست می دهد و شرایط و موقعیت های مشارکت گسترده در آن ، راه هایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی در طبقات متوسط و بالا در اختیار      می گذارد .(۷)
در پژوهش های دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا معلوم شده است که مشارکت در فعالیتهای ورزشی با محافظه کاری سیاسی و همنوایی با نظامهای هنجاری اجتماعی ارتباط مستقیم دارد .(۲۴)
گامیل   (1964) در مقایسه ویژگی های شخصیتی رشته های تیمی و غیر تیمی به این نتیجه رسید ورزشکاران انفرادی خود کفاتر ، کم اضطراب تر ، درون گراتر و از نظر روانی آرام تر هستند.(۲۲)
اسلاشر   (1964) گزارش نمود بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد. (۲۲)
 پیترسون  و همکاران (۱۹۶۷) در بررسی تفاوتهای شحصیتی ورزشکاران رشته های تیمی و انفرادی   اعلام داشت ، زنان ورزشکار در رشته های انفرادی برتری جویی ، درون گرایی و خودکفایی بیشتری از زنان ورزشکار رشته های تیمی بدست آوردند. (۲۲)
کرول  و همکاران (۱۹۶۷ ) با  بررسی ویژگی های شخصیتی بازیکنان نخبه و مبتدی بسکتبال و کاراته نتیجه گرفت ، اختلاف معناداری از لحاظ ویژگی های شخصیتی بین آنها وجود ندارد .(۲۲)
سینگر  (1969) گزارش نمود ورزشکاران رشته های انفرادی در عامل اعتماد به نفس و رشته های تیمی در عامل دستپاچگی و عجله امتیاز بالاتری گرفتند. (۲۲)
گاراری ، اسچینفلد   (1970)  اعلام نمود نیازهای ادراک شده مردان و زنان در ورزش به طور معنی داری باهم تفاوت داشتند ، نیازهای زنان امنیت گرایی ، انفعالی ، تدافعی ، زیردست و بی تحرک بودن و برای مردان تقلای بدنی شدید ، خشونت ، پیشرفت ، فعالیت حرکتی ، استقلال و تسلط طلبی بدست آمد. (۲۲)
 ولپه    (1970) نیز به این نتیجه رسید که بایستی رفتارهای مخالف عدم قاطعیت را به فرد آموزش داد ، او می گوید رفتارهای ابرازوجودانه ، با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر درصورت وجود یکی ، دیگری محو خواهد شد. (۲۱)
لازاروس   (1971)  ضمن توضیح تکنیک های متعدد به بررسی روشهای از بین بردن عدم قاطعیت پرداخته است درنتایج  او ابراز وجود روشی برای احقاق حق است و با آن می توان روابط نامتناسب افراد را اصلاح کرد. (۲۱)
زیلمن   (1972 ) در بررسی علل وقوع خشونت در ورزشکاران گزارش کرد بیشترین احتمال وقوع خشونت خصمانه زمانی است که فرد از لحاظ فعالیت بدنی برانگیخته می شود و ابراز موفقیت آمیز خشونت منتهی به افزایش خشونت می شود. (۷)
 بریانی و ترور  ( 1974) در بررسی نمونه دانشجویان ،گزارش کرد که ۹ % آنها مشکلات اجتنابی در موقعیت های اجتماعی داشته اند. (۲۱)
فراتزک  (1975) با مطالعه روی صفات شخصیتی ورزشکاران برتر و متوسط دانشگاهی نتیجه گرفت  مردان ماهر و برتر : خود کفاتر و حساس تر هستند و اطمینان بیشتری به خود دارند. (۵۵)
نیال ، توتکو  ( 1975 )  مقایسه ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان ورزشکار : زنان از نشان دادن عواطف خود ترسی ندارند بنابراین فشار ناشی از ورزش با شدت کمتری مانع عملکرد ورزشی آنان می شود و همچنین احساس های خود را بیشتر از مردان برای دیگران ابراز می کنند و این عادت فشار را در آنها کاهش می دهد زیرا خود پنداری آنها با شکست یا موفقیت ورزشی منحرف نمی شود ، به هر حال آنها برای رسیدن به سطح ورزشکاری تجربه نسبتا“ خوبی برای غلبه بر موانع داشته اند. (۷)
شاو     (1976 ) گزارش کرد ترس اجتماعی و بی کفایتی اجتماعی مشکلات مربوط به مردان هستند در تحقیق او ۶۱ % مبتلایان مرد و ۶۰ % موارد شروع آن حدود ۲۰ سالگی بوده است .(۲۱)
بلانچارد ، هرسی   (1977) دربررسی ویژگیهای رهبران موثر در ورزش گزارش نمود دادن فرصت رهبری به اعضای تیم منجربه  مسئولیت پذیری ، خود انگیختگی ، وفاداری به اهداف تیم شده وکنش متقابل مثبت بین اعضای گروه را آسان می کند. (۷)
 شاو  (1977) در پژوهش خود اعلام داشت ورزشکار تیمی گرایش بیشتری به برونگرایی وابستگی ،‌ اضطراب بالا و واقع بینی کمتری دارند ، ورزشکاران رشته هایی که مستلزم تماس جسمانی و مستقیم بود در مقایسه با غیرورزشکاران برونگراتر و مستقل تر بوده اند. (۲۲)
 منشور بین المللی تربیت بدنی وورزش یونسکو در سال (۱۹۷۸) رویکرد ورزشی خود را بر اساس ارتقای ارتباط نزدیکتر بین مردم وافراد جامعه   –  برقراری همبستگی  –  برادری  –  احترام و درک متقابل – احترام برای یکپارچگی وشخصیت آدمی  – ترویج ارزشهای اخلاقی بویژه در مبارزه با انزوا و خشونت – ترویج ورزش برای همگان بویژه معلولان جسمی و ذهنی – حمایت از ورزش زنان به عنوان ابزار تعلیم و تربیت و در نهایت ورزش وسیله ای برای کاستن فاصله ی فقیر و غنی یاد کرده است ، در واقع برایند این خواسته ها و اهداف نیکو ، شمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهترزندگی کنند. (۳۴)


5+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

روانشناسی ورزش۳

477

بازدید

نسپر    (2005 )  در بررسی  اثر تمرینات ورزشی و یوگا درپیشگیری و درمان بیماری های اعتیاد آور نشان داد ورزش با آموزش مهارت های ارتباطی بین فردی و اجتماعی ، مهارت تصمیم گیری ، دخالت فامیل و  ابراز وجود با قدرت نه گفتن جزو درمان های پیچیده و بلند مدت و منظم آن قرار دارد .مزیت یوگا به دلیل توام بودن تمرین های  ورزشی و آرام سازی است و از طرفی ورزش  رقابتی حرفه ای تعداد عوامل خطرزا را در مشکلات مرتبط به مواد افزایش می دهد. (۶۶)
ویلسون  و همکاران  (2005 ) با مقایسه ۲۱ برنامه برای خویشتن داری تا ازدواج گزارش کرد تقدم بر مهارت هایی چون  انتخاب هدف  – تصمیم گیری و ابراز وجود    –روابط صادقانه و عوامل روانی چون احترام به خود نتیجه بهتری را حاصل کرد. (۷۹)
باری تایگای    (2005 )   تاثیر ورزش به روی سلامت ذهنی : افزایش ترشحات غده هیپوفیز و اندورفین ها مانع افسردگی و استرس شده و یک حس کنترل بر بدن و زندگی را بدست می دهد ، توسعه ابراز وجود و کمک به فرد درتغییر الگوهای فکری و کاهش تنش و عصبانیت ، گیجی و خستگی از نتایج ۵ ساله تحقیق مور در دانشگاه  داک  D  uke   بود، برای رسیدن به این نتایج  20 تا ۳۰  دقیقه تمرینات هوازی  بیشترین تاثیر را داشتند. (۴۵)

جمع‌بندی و نتیجه‌گری از  پژوهش‌ های انجام گرفته
ابراز وجود روشی جهت احقاق حقوق افراد در ارتباطات بین‌فردی و اجتماعی است، فقدان آن با مشکلات روانی همچون انفعال- پرخاشگری- پرخاشگری منفعل- اضطراب- افسردگی- تنش و استرس و از طرفی وجود آن با عزت‌نفس، کمال گرای، جلوگیری از انحرافات اجتماعی و موفقیت‌های شغلی و حضور مثبت و مؤثر در جامعه و… همراه است، فاصله طبقاتی و عدم وجود امکانات خود‌مطرح شدن بویژه در مناطق محروم و کمبود اطلاعات و عدم آگاهی مردم در این زمینه منجر به افزایش افراد فاقد ابراز وجود می گردد. روانشناسان از روشهای سرمشق‌پذیری و تمرین و مشاوره گروهی  بیشترین استفاده را افزایش میزان ابراز وجود و رفع مشکلات ارتباطی افراد، کرده‌اند. به منظور رفع ترس از روابط اجتماعی نیاز به شرایط و امکاناتی است که مهارتهای ارتباطی را در افراد رشد دهد.
پژوهشهای حاکی از تفاوت‌های شخصیتی بین ورزشکاران و غیر‌ورزشکاران نشان‌دهنده ویژگی‌هایی است که در نتیجه شرکت در ورزش رشد یافته‌اند. نمرات بالایی که ورزشکاران در برقراری ارتباط با دیگران کسب کرده‌‌اند از این جمله است، افسردگی و اضطراب کمتر و اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس و احترام به خود بالایی در ورزشکاران گزارش شده است حتی خشونت به دلیل ایجاد سیکل معیوب برانگیختگی- ضعیف‌شدن عملکرد در ورزشکاران سطوح بالا مشاهده نشده است. مربیان موفق در گفتگوی مؤثر نیز از قدرت نه‌گفتن- انتقاد سازنده- ابراز احساسات مثبت- بیان و ابراز محدودیت‌های شخصیتی (شخصی) در موقع لزوم- ارائه رفتر منطقی در موقع اختلاف‌ عقیده‌داشتن با دیگران و ابراز وجود در موقعیت‌های خدماتی، در برقراری ارتباط صمیمانه با اعضای تیم‌هایشان استفاده نموده‌اند.انتقال این تکنیکها به شرکت‌کنندگان در ورزش مخصوصا ورزشکاران که حتی از علائم غیر کلامی مربی سرمق‌پذیری می‌کنند، محیط ورزش را به فضایی آرام و شاد نبدیل می‌کند که امکان بازپروری و بهبود و پیشرفت مهارتهای روانی و ارتباطی بین فردی و اجتماعی را فراهم می‌سازد. ورزش از رهگذر فرصت‌های فراوانی که به دت می‌دهد و شرایط و موقعیتهای مشارکت گسترد در آن راههایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی طبقات مختلف جامعه را فراهم می‌سازد، بنابراین می‌توان از آن به منظور کم‌رنگ کردن فاصله طبقاتی و کاهش افراد فاقد ابراز وجود بخصوص در مناطق محروم استفاده نمود.
شروع برقراری ارتباط، ادامه و پایان دادن به آن ارتباط موثر با دیگران، به میزان زیادی در محیطهای کاری استفاده می‌گردد. پژوهش‌ها نیز حاکی از آنند که افراد فعال از لحاظ فیزیکی در مهارتهای شغلی موفق‌تر بوده، با نشانه‌های تنش و افسردگی کمتر در شرایط مختلف احساس شادی و بهزیستی می‌کنند. سلامت جسمانی عامل موثر بر احساس شادی و بهزیستی اس. افراد شاد از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند. رابطه معنی‌دار ورزش و عزت نفس و ابراز وجود نشان داده است که ورزش میزان ابراز وجود در افراد را افزایش می‌دهد، جلوگیری و درمان مصرف مواد مخدر و مراقبت در برابر تمایلات جنسی نیز نیاز به ابراز وجود و احترام به خود بالایی دارد قدرت نه گفتن را می‌طلبد. بنابراین می‌توان از فعالیت فیزیکی و تجارب گروهی در ورزش به منظور آموزش مهارتهای ارتباطی سالم و مهارت تصمیم‌گیری و افزایش احترام به خود در جوانان استفاده کرد مخصوصا در دختران که به گونه‌ای اجتماعی شده‌اند که کمتر ابراز وجود کنند لذا فواید شرکت در اجتماع به گونه‌ای سالم و مطابق هنجارهای اجتماعی اهمیت بیشتری برای آنان دارد. آمادگی ذهنی برای ارتباط موفق با دیگران یکی دیگر از پیامدهای روانشناختی ورزش در افرادی است که دچار نقایص جسمانی هستند مانند افراد مبتلا به چاقی – ناشنوایان- معلولان جسمی و ذهنی و … که خودپنداری و تصویر بدنی مثبت در ورزش می‌تواند به آنها در حضور به دلیل توانمندیها و نه کمبودهایشان در جامعه کمک کند، ورزش همگانی بدور از عوامل خطرزا ورزش رقابتی مانند یوگا که با آرام سازی همراه است بیشترین تاثیر را در این زمینه داشته‌اند.
در این پژوهش اهداف منشور بین المللی المپیک و ورزش یونسکو در سال ۱۹۷۸ مد نظر قرار گرفته است: ترویج ارزشهای اخلاقی به ویژه در مبارزه با انزوا و خشونت- ترویج ورزش همگانی به ویژه برای معلولان جسمی و ذهنی- رشد ارتباط مردم جامعه- کاستن فاصله فقیر و غنی که بر آینه این خواسته‌ها و اهداف نیکو مشمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهتر زندگی کنند.

 

روش پژوهش
تحقیق حاضر از نوع علی مقایسه ای پس از وقوع  است و سعی برآن است تا حاصل آزمایش یا  واقعه ای که به صورت طبیعی رخ داده و قابل دستکاری نیست ، با علل وابسته به آن ربط داده شود، در این پژوهش محقق بر آن است تا دو گروه از دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار را در زمینه ی  میزان مهارت ابراز وجود ( قاطعیت)  با انجام یک پس آزمون مقایسه نماید .

جامعه و نمونه آماری و روش نمونه برداری
جامعه آماری در این پژوهش شامل ۱۰۲۳۸ دانشجوی دختر می باشد که در سال ۱۳۸۴ در رشته های مختلف  دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به تحصیل اشتغال داشتند . نمونه آماری پژوهش ۳۸۰ نفر است که با استفاده از جدول حجم نمونه آماری کرجسی و مورگان تعیین شده است . نمونه آماری دختران غیرورزشکار ۳۰۰ نفرند که بصورت تصادفی ساده از رشته های مختلف انتخاب شده اند و نمونه ورزشکاران شامل اعضای تیم های ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد  است که در سال تحصیلی ۸۴-۸۳  به مسابقات خارج از دانشگاه اعزام شده اند. 
متغیرهای پژوهش

الف ) متغیرهای مستقل :
۱ـ دختران ورزشکار و غیر ورزشکار با دامنه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال

ب ) مغیرهای وابسته :
۱ـ میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) و زیر مجموعه های آن شامل : میزان امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن ،  بیان و ابراز  محدودیت های  شخصی  ، شروع برقراری ارتباط اجتماعی ،  ابراز احساسات مثبت ، انتقاد کردن ، اختلاف عقیده داشتن با دیگران ، ابرازوجود در موقعیت خدماتی ، ۲- میزان ابرازوجود با توجه به وضعیت تاهل
۳- میزان ابرازوجود با توجه به ترتیب تولد در خانواده 

ابزار اندازه گیری

الف ) پرسشنامه مشخصات فردی
از این پرسشنامه برای اندازه گیری متغیرهای مستقل که حاوی خصوصیات فردی  آزمودنی ها شامل سن و سابقه ورزشی ، وضعیت تاهل ، ترتیب تولد ، میزان تحصیلات پدر و مادر و …..می باشد استفاده گردیده و همراه با پرسشنامه اصلی به آزمودنی ها تحویل داده شده است.( پیوست   )

ب ) پرسشنامه ارزیابی میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) گامبریل
این پرسشنامه توسط حمیدرضا رمضانی بروی دانشجویان با قاطعیت کم مورد استفاده قرار گرفته و
پایایی پرسشنامه در روش پس آزمون حدود ۸۱ %  می باشد ، در این پژوهش  روایی با انجام یک پیش آزمون بروی  30 نفر از ورزشکاران و غیر ورزشکاران و آزمون آلفا کرونباخ بالای ۸۰ % بست آمده است .
  این پرسشنامه شامل ۴۰ سؤال  می باشد هر سؤال بیان یک موقعیت است که آزمودنی بایستی پاسخ ( ۵-۱ ) خود را در قبال هر سؤال مشخص سازد این پرسشنامه توسط فارنهام و هندرسون ۱۹۸۴  ،  الکساندرار . ریچ و هارود . ای اسچرودر ،  راکوس . ا . ریچارد ۱۹۹۱ جهت اندازه گیری متغییرهای مستقل تایید و مورد  استفاده قرار گرفت .
 قابل ذکر است که سؤالات پرسشنامه ۷  موقعیت شامل : امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن (در سوالات ۱ ، ۴ ، ۶ ، ۱۱ ، ۲۷ ، ۳۵ ) – بیان و ابراز محدودیت های شخصی (۵ ، ۷ ،۱۰ ،۱۹ ،۳۴ ، ۳۹   شروع برقراری ارتباط اجتماعی (۱۲، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۹ )  – ابراز احساسات مثبت (۲، ۱۶، ۲۲، ۲۸، ۳۰، ۳۷ ) –  انتقاد کردن (۱۴، ۲۳، ۳۱، ۳۲، ۳۸ )  – اختلاف عقیده داشتن با دیگران (۸ ،۲۱، ۲۴، ۲۶، ۳۳ ،۴۰ )  –  میزان ابراز وجود در موقعیت های خدماتی (۳، ۹، ۱۳، ۲۰، ۲۵، ۳۶ ) که به صورت
 نا منظم قرار گرفته اند را مورد سنجش قرار می دهد .
روش جمع آوری داده ها
به منظور جمع آوری داده ها  با مسئولان واحد فوق برنامه تربیت بدنی دانشگاه آزاد هماهنگی شد   و  اسامی اعضای تیم های ورزشی به همراه شماره های تماس آنها گرفته شد ،  پس از هماهنگی با یکایک ورزشکاران پرسشنامه ها به آنها تحویل گردید و پس از تکمیل توسط پژوهشگر جمع آوری شد، در مورد نمونه ی  غیر ورزشکاران ، با ارائه معرفی نامه به گروه دانشکده ها ، پرسشنامه ها به صورت گروهی یا انفرادی در  رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد توزیع و توضیحات لازم در مورد نحوه تکمیل آن به دانشجویان داده شده است و پس از تکمیل توسط پژوهشگرجمع آوری گردید ، لازم به ذکر است ، موضوع اصلی پژوهش یعنی ابراز وجود محرمانه نزد پژوهشگر باقی مانده و پرسشنامه تحت عنوان ویژگی های شخصیتی به آزمودنی ها ارائه شد، در ضمن ساعت تکمیل پرسشنامه ها در روزهای مختلف توسط کلیه ی غیر ورزشکاران و اکثریت ورزشکاران در حدود ۵ بعد از ظهر بوده است   .

روش تجزیه وتحلیل آماری
در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار      SPSSدر دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است . 
در آمار توصیفی برای تعیین میانگین ، انحراف معیار ، جداول فراوانی استفاده شده است .
در آمار استنباطی به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون آماری    t استیودنت درگروه های مستقل و همچنین آزمون تحلیل واریانس یکطرفه  استفاده شده است .
 

شرکت در ورزش و تاثیر آن بر باورها ، نگرش ها ، تشکل شخصیت و توسعه مهارت ها همیشه مورد بحث و بررسی بوده است .  چنین استنباط می شود که درس هایی که ازشرکت در ورزش    می آموزیم به سایر جنیه های اجتماعی نیز انتقال می یابد و از این طریق فرد را برای شرکت موفقیت آمیز در آن زمینه ها یاری می دهد .
سابقه این اندیشه که شرکت در ورزش تاثیر مثبتی در شکل گیری شخصیت افراد دارد دست کم به زمان افلاطون برمی گردد. او بین آمادگی جسمانی و سلامت اخلاقی ارتباط نزدیکی قایل بود .
پژوهش های متعددی که در سالهای پس از ۱۹۵۰ میلادی انجام شده حاکی از تایید فرضیه هایی است که مدعی اند شرکت در ورزش تجارب ویژه ای برای شرکت کننده فراهم می آورد که با موفقیتها و آرزوهای تحصیلی همبستگی مثبت دارد . پژوهش های انجام شده دیگری نیز مؤید ارتباط معکوس بین ورزش و بروز رفتارهای بزهکارانه است . داده های حاصل از پژوهش های مختلف  چنین ارتباطی را برای مردان و زنان از همه نژادها و طبقات اجتماعی و در مقاطع مختلف نشان داده است .(۲۴ )
زیر بنای نظری پژوهش
در دیدگاه روانکاوی فروید  ضمن بررسی مراحل شکل گیری شخصیت انسان از فعل پذیری و حالت انفعالی بحث کرده است او می گوید اگر در مرحله دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدید پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت ، یکی منش اتکالی و دیگری پرخاشگرانه که بعدا فرد سعی می کند همیشه دیگران را از خود راضی نگهدارد و درخود احساس حقارت می کند چون ازخود اراده ای ندارد و در دیگری فرد سلطه جو و فحاش می شود، او کم رویی را، اضطراب اجتماعی و اخلاقی می داند که  در آن فرد می ترسد احساس ، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماعی و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.
اریکسون  درتقسیم مراحل رشد روانی اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو می شود . خودکفایی در برابر شرم و تردید ، احساس کنترل شدید یا ازدست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم در کودک گردد که تاثیر آن درتمام مراحل زندگی پایدار    می ماند .
دیدگاه انسان گرایی  تحقیقات گسترده ای درمورد ابراز وجود انجام داده اند و درمان را برای انسانی که آزاد و مختار است و می تواند احساسات و عواطف خود را براحتی بیان کند را در تجربه احساسات خود و آگاهی از وجود آنها می داند .
رویکرد شناختی ،ترس از روابط اجتماعی را ناشی از پندارها و افکاری می داند که بر انسان حاکم می باشد.(۲۱)

۱۲-    مبانی نظری پژوهش
۱۳-     ابراز وجود و کاربرد آن
آموزش ابراز وجود روشی است برای رفع اضطراب هایی که از روابط متقابل اجتماعی ناشی شده‌اند. افرادی که به علت عدم مهارت های مهم بین فردی و اجتماعی نمی‌توانند احساسات و خواسته‌ های خویش را بیان کنند و یا از عهده رد تقاضاهای نامعقول دیگران بر نمی‌آیند و غالبا از جانب افراد دیگر مورد سوء ‌استفاده قرار می‌گیرند، احساس احترام به خود و یا عزت نفس را از دست می‌دهندو معمولا احساس می‌کنند کنترلی بر وقایع زندگی خویش ندارند. این افراد از رویارویی با مسائل مختلف زندگی اجتناب می‌نمایند.خشنودی انسان در زندگی تا حدودی به ارضای نیازهایی وابسته است که محصول ارتباط با دیگران هستند. (همچون دوستی، عشق، تقدیر، پیشرفت، احترام، اعتماد و عزت نفس)، به دلیل اینکه ارضای بسیاری از نیازهای اساسی انسان مستقیم یا غیر مستقیم به دیگران بستگی دارد لذا توانایی شخص برای واکنش متقابل اثربخش با افراد دیگر بسیار مهم است. افرادی که فاقد مهارت های لازم هستند اغلب در ارضای نیازهای اساسی خویش با شکست روبرو می‌شوند. به عنوان مثال دانش آموزی که نمی‌تواند سوالی را که در نظرش کم اهمیت جلوه می‌کند از معلم بپرسد ممکن است هرگز نتواند به تقویتی که از طرف معلم در زمینه طرح سؤالات جالب ارائه می‌شود. دست یابد و یا مردی که نمی‌تواند تقاضاهای شغلی و یا آرزوهایش را به مافوق خودش بگوید ممکن است زندگی را بدون توفیقات شغلی سپری کند.آموزش ابراز وجود به افراد کمک می‌کند تا مهارت هایی را در زمینه ابراز حقوقشان کسب کنند، بدون اینکه به دیگران آسیبی وارد نمایند. به افراد آموزش می‌دهند تا باور کنند که می‌توانند در اهدافشان پیشرفت نمایند و می‌توانند احساسات درونی‌شان را بدون ترس از استهزاء ، از دست دادن احترام یا حتی از دست دادن محبت ابراز کنند.نظریه آموزش ابراز وجود تا حدود زیادی بر پایه اصول شرطی شدن و یادگیری استوار شده است. بسیاری از طرفداران این نظریه چنین فرض می‌کنند که اگر افراد انسانی مجموعه‌ای از مهارت ها را فراگیرند، می‌توانند نیازهای اساسی خودشان را ارضاء نمایند. به عبارتی دیگر از طریق فراگیری مهارتها، شخص قادر می‌شود اهدافی را رشد دهد که چنین اهدافی راه رسیدن به ارضای نیازها را ممکن می‌سازد. بنابراین مشکل بسیاری از افراد آن نیست که فاقد اهدافی در زندگیشان می‌باشند، بلکه آنها نمی‌دانند چگونه باید به اهدافشان برسند.
نظریه آموزش ابراز وجود نخستین بار توسط آندریو سالتر   (1949)   مطرح شد. او از افکار پاولف درباره برانگیختگی و بازداری تاثیر پذیرفته بود. سالتر عقیده داشت که بعضی از افراد بیشتر متمایل به عمل مداری بوده و مقدار زیادی حالت برانگیختگی دارند. افراد دیگر بیشتر به حالت توروتیک متمایلند، یعنی حالت بازداری در آنها بیشتر است. طبق نظر سالتر نقش درمانگر آن است که افراد را به سوی عمل مداری سوق دهد. او بیمارانش را تشویق می‌کرد احساساتشان را به طور آزادنه‌ای نشان دهند تا مقدار زیادی حالت برانگیختگی در آنها به وجود آید. منظور سالتر از برانگیختگی زیاد، حالتی است که در آن افراد می‌توانند تمام توان های خود را چه از نظر شناختی و چه از نظر عاطفی به فعلیت برسانند. چنین حالتی اشتیاق‌آور و لذت‌بخش است. او اشاره کرده است که بسیاری از افراد از عادت به حالت بازداری رنج می‌برند. آنها می‌توانند این حالت را از طریق تمرین هیجانی رفع کنند و حالت برانگیختگی ایجاد نمایند. نهایتا” حالات برانگیختگی  و بازداری متعادل می‌شوند. به نظر سالتر تغییراتی که بدین طریق در رفتار ایجاد می‌شود منجر‌به تغییر بیولوژیکی مغز می‌شود و شخصیت تازه‌ای را پدید می‌آورد، شخصیتی که می‌تواند با سرعت تصمیماتی را اتخاذ نموده، از مسئولیت‌ ها لذت ببرد، بدون‌ اینکه از اضطراب به ستوه آید.
ولپی و لازاروس  از افراد دیگری هستند که در رشد نظریه ابزار وجود نقش عمده‌ای دارند. آنها تعدادی از روش های آموزش ابزار وجود را به منظور کمک به افراد در جهت به‌دست آوردن کنترل وقایع زندگی مطرح کرده‌اند. ولی نقش بازی‌کردن را به منظور کاهش اضطراب مطرح می کند. با استفاده از این‌روش بیمار یاد می‌گیرد با موقعیت‌های اضطراب‌زا به طور موفقیت‌آمیزی رو به رو شود.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد