جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
عوامل روانشناختی نقش مهمی را در تجربه درد بازی می کنند. این دیدگاه بیانگر این است که ممکن است روانشناسی، در جریان درمان هم نقش بسزایی در تخفیف علائم درد داشته باشد. این شیوه های درمانی شامل هیپنوتیزم، آموزش آرامش عضلانی، پسخوراند ، تغییر رفتار، شناخت درمانی (شامل خود- کارآمدی) و رویکردهای مختلط است (برای مرور عمیقتر موضوع به برنون و فیست، ۱۹۹۷نگاه کنید).
۱- هیپنوتیزم
بازدید
یکی از مشکلاتی که بچه های امروزی دارند استفاده زیاد از لوازم الکترونیکی مانند تبلت است. حال والدین چگونه باید این تبلت ها را از کودک شان جدا کنند. این روزها به هر خانه ای که وارد می شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت شان را بالا می برد و مهارت دست های شان را بیشتر می کرد، تبلت هایی در دست بچه ها جا دارد که چشم های شان را خسته و مفاصل دست های شان را ضعیف می کند.
بازدید

آهنگ سریع زندگی امروزی، آدمی را وامیدارد که بیش از آنچه در توان داردکار کند. در نتیجه بسیاری از افراد برای کاهش سطح استرس خود به درمانهای دارویی یا تکمیلی روی میآورند. اما در صورتی که به دنبال درمانهای گیاهی استرس و اضطراب هستید متن زیر را بخوانید که در آن گیاهان مفید برای درمان استرس و اضطراب را معرفی میکند.
هر یک از این گیاهان را میتوانید به روشهای مختلفی استفاده کنید مثلا به سوپ یا سالاد بیافزاید، دمکرده آن را بنوشید، برگهای تازهی آنها را بجوید یا از خشک شدهی آنها استفاده کنید:
بازدید

چرا روانشناسی و موسیقی؟
روانشناسی در کشور ما نسبت به رشته های دیگر تقریبا علم جدیدی به حساب می آید. موضوع روانشناسی به طور کلی «بررسی علمی رفتار و فرآیندهای طولانی» است. تمام کارهایی که در طول عمرمان انجام می دهیم، رفتار ما به حساب می آیند و فرآیندهای روانی علت هایی است که باعث بروز یک رفتار اعم از «کار – حرف – برخورد – حالت چهره و …» می شوند.
اینکه موسیقی چطور می تواند بر روی افکار و عملکردهای ما تاثیر بگذارد، مبحثی است که در این مطلب به آن پرداخته می شود.
بازدید
پیش از اینکه وارد مبحث علل فراگیر شدن ترانه های غمگین در جامعه شویم، باید در نظر بگیریم که ترانه از دل همین مردم بیرون می آید و خیلی اوقات همان چیزی است که آنها میخواهند اما لزوماً به ذهنیت مردم جهت نمیدهد. این دو کاملاً به هم مرتبط هستند چون خود هنرمند -اعم از آهنگساز، ترانه سرا و تنظیم کننده- هم از دل همین مردم بیرون می آیند و همان حرفها و موضوعات مبتلابه جامعه را به زبان میآورند.
بازدید

مسئولیت پذیری همان واژه ای است که وقتی در عمل رنگ و لعاب می گیرد تحولات بی شماری را رقم می زند. همان فاکتور مهمی که از یک انسان، موجودی قابل احترام، وارسته و شایسته می سازد.
بازدید

زمانیکه پا به عرصه این دنیا می گذاریم، با اعتماد به نفس / عزت نفس کامل وارد جهان می شوید. یک نوزاد آنقدر اعتماد بنفس / عزت نفس دارد که کافیست با قدری گریه کردن به هر چیزی که می خواهد برسد: غذا، عوض کردن پوشک، ناز و نوازش، ارتباط برقرار کردن، آرامش، در آغوش کشیدن و غیره. اگر نیازهای کودک فوراً برآورده و احساسات کودک بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته شود، وی رشد کرده و پیشرفت می کند. اما اگر نیازهای اولیه آنها برای بقای فیزکی و احساسی به صورت ناپیوسته و ضعیف برآورده گردد، اعتماد بنفس / عزت نفس کودک به مرور زمان کاهش پیدا میکند. اگر شرایط فوق کماکان به قوت خود باقی بماند، کودک به مرور زمان احساس می کند به اندازه کافی خوب نیست که دیگران برای او اهمیت قائل نمی شوند. بزرگسالانی که شرایط فوق را در زمان کودکی تجربه کرده اند باید یک بازنگری کلی نسبت به خود داشته و مجدداً اصول اعتماد بنفس / عزت نفس را در خود پایه گذاری نمایند.
بازدید

مکانیزم جریان عصبی در اصل به صورت خودکار و اغلب بدون دخالت مستقیم و آگاهانه ی افراد عمل می کند. در نتیجه گاهی افراد در حالت روحی مثبت، با نشاط و سرشار از انرژی هستند و گاهی در حالت روحی منفی، ضعف و بی حوصلگی قرار می گیرند. بیش تر انسان ها چون دلایل این حالت ها را نمی دانند، برای تغییر و یا مهار آن ها هم نمی توانند کاری انجام دهند.
بازدید

«امروز روی تخت بیمارستان نشستهام و منتظرم که هر دو سینهام را درآورند. اما به طریق عجیبی احساس میکنم فوقالعاده آدم خوششانسی هستم. تا قبل از این هیچ مشکل جسمی نداشتهام. من زنی ۶۹ ساله در آخرین اتاق این راهرو قبل از بخش کودکان این بیمارستان هستم. طی چند سال گذشته دهها بیمار سرطانی را دیدهام که با ویلچر یا تخت اینطرف و آنطرف برده میشوند. هیچکدام از این بیماران بیشتر از ۱۷ سال سن نداشتند.»
این جملات اولین سطرهای دفترچه خاطرات مادربزرگم بودند. ده سال پیش این صفحه را کپی گرفتم و آن را به دیوار اتاقم چسباندم تا یادم باشد همیشه چیزی هست که برای آن شکرگزار باشیم. و اینکه زندگیام خوب بگذرد یا بد، هر روز باید شکرگزار از این زندگی از خواب بیدار شوم چون یک نفر جایی بخاطر زندهماندنش شدیداً در کشاکش است.
بازدید

دو دسته از عوامل در ایجاد بدبینی نقش دارند: عوامل اجتماعی و عوامل ژنتیک.
افراد منفی نگر فاجعه ها و باخت های بزرگی را در زندگی گذشته شان پشت سر گذاشته اند و با غم بسیار کمبودها و شکست های شغلی، تحصیلی و خانوادگی را تجربه کرده اند، این تجربیات باعث شده آن ها متقاعد شوند که شکست خوردگان دائمی هستند.