جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

نظریه های یادگیری

4,678

بازدید

نظریه های یادگیری ۱٫۴۴/۵ (۲۸٫۷۵%) ۱۶ امتیازs
مقدمه :
یادگیری تغییر نسبتا دایمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل شده است. تغییراتی در رفتار که حاصل‌اش (و نه تمرین) ، با شرایط موقت جاندار (مثل خستگی یا حالات ناشی از مصرف برخی داروها) باشند مشمول این تعریف نمی‌شود
نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است. یادگیری نه تنها در آموختن خاص مطالب درسی ، بلکه در رشد هیجانی ، تعامل اجتماعی و حتی رشد شخصیت نیز دخالت دارد. مثلا یاد می‌گیریم از چه چیزی بترسیم، چه چیز را دوست بداریم. چگونه مودبانه رفتار کنیم و چگونه صمیمیت نشان دهیم.
 
نظریه های یادگیری
اصولاً هر فعالیتی یک مبنای نظری دارد که منتج از یک سری تحقیقات و تابع یک اصول و شناخت کلیت یافته¬ای است .
نظریه به معنای وسیع عبارتست از تعبیر و تفسیر حوزه ای از شناخت . در نتیجه براساس این تعریف، نظریه¬های یادگیری اصول کلیت یافته¬ای هستند در زمینه یادگیری و شرایط آن . یعنی نظریه¬های یادگیری در واقع تحلیل کننده شرایط یادگیری است .
بسیاری از معلمین و دانشجویان بین نظریه و فرضیه تفاوت قائل نیستند یا اشتباه می¬کنند وقتی می¬گوییم فرضیه یعنی یک راه حل احتمالی علمی مسأ¬له در برابر یک مسأ¬له¬ای که هنوز صحت و سقم آن تأیید و یا رد نشده است .
 اما نظریه ها مجموعه ای از معرفت و دانش بشری هستند در حوزه¬ای از مطالعات که دقیقاً به اثبات رسید ، این نظریه یا مجموعه تحقیقات یک کلیات دارند که مجموعه آنها را شامل می¬شود . در واقع بر اساس آن کلیات است که شما می¬توانید یک فعالیت را تعریف و تفسیر کنید بنابراین به معنای تأ¬یید نشده هستند ، اما به این معنی نیست که مطلق باشد ، همین است و دیگر عوض نمی¬شود ، خیر . پس نظریه قابل تغییر و تحول هست. در نظریه مجموعه عوامل در اختیار محقق نیست مخصوصاً در تحقیقات علوم انسانی و گیاهی ، گر چه اکثر نظریه¬ها¬یمان در روانشناسی تربیتی و یادگیری بر اساس تحقیقاتی است که در آزمایشگاه صورت گرفته و دقیقاً همان مراحل کنترل که در بقیه تحقیقات وجود دارد در اینجا حاکم است ولی با این حال ما نظریه را بعنوان یک قانون و قطعیت نگاه نمی¬کنیم ولی نتایج تأ¬یید شده و پذیرفته شده بر اساس کار محقّقان است .
نظریه¬های مختلفی در زمینه یادگیری وجود دارد که ما آنها را در دو حوزه و قلمرو مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم .
حوزه رفتار گرایی یا نظریه¬های شرطی
حوزه نظریه¬های شناختی
دیدگاه این دو نظریه در مورد یادگیری و حتی در زمینه آموزش کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. حال این سؤال مطرح می¬گردد که اگر یادگیری یک مفهوم مشخص است ، پس چرا این همه نظریه¬های مختلف وجود دارد و نقد زیاد شده است ؟
دلیل آن اینست که محقق و روانشناس بر اساس دیدگاه خود و یا از منظری که به یادگیری نگاه می¬کند آنرا تعبیر و تفسیر می¬کند بنابراین نگاه او درست است و غلط نیست . او از یک زاویه نگاه می¬کند اما باید یادآور شد که نظریه نمی¬تواند باز¬گو کننده تمام مجموعه فرآیند یادگیری باشد .
اگر چه مقوله بحثمان در این حوزه و حیطه نیست و عزیزان باید به کتاب روانشناسی تربیتی و یادگیری مراجعه کنند . اما چون در جلسه قبل بحث ما تدریس و یادگیری بود لذا باید از نظریه یادگیری تا حدودی آشنا باشیم .
در نظریه رفتارگرایی افراد زیادی را دیدید که معروفترین آنها اسکینر و پاولف می¬باشند. اما آنچه در روانشناسی تربیتی بیشتر مطرح می¬باشد اسم اسکینراست که مترادف شده با رفتارگرایی رفتارگرایان اصولاً یادگیری را عبارت از ایجاد و تقویت رابطه و پیوند بین محرک و پاسخ در سیستم عصبی فرد می¬دانند . اینها معتقدند یک نوع رابطه و پیوند عصبی بین محرک و پاسخ است که در فرد تغییر ایجاد می¬کند .
البته دیدگاهها متفاوت است که مشهورترین آنها شرطی شدن کلاسیک یا شرطی شدن پاولوفی و یا شرطی شدن واکنشی است و دیگر نظریه شرطی شدن فعال است که بیشتر بنام اسکینر است ، که ما سعی می¬کنیم برای نمونه اشاره کنیم . و بعد این نظریه¬ها را تحت عنوان الگوهای یادگیری دنبال کنیم.
 حال سؤال اینجاست که چرا ما نظریه¬ها را تحت عنوان یادگیری دنبال کنیم ؟
می¬گوئیم چون می¬خواهیم کاربرد آن را بررسی کنیم بهمین دلیل نظریه¬ها را تحت عنوان الگوهای یادگیری ذکر می-کنیم .
پس از دیدگاه رفتارگریان یا شرطی شدن ، یادگیری یا تغییر عبارتست از ایجاد و تقویت رابطه بین محرک و پاسخ در حالی که در نظریه شناختی برعکس است . آنها معتقدند یادگیری ناشی از شناخت، ادراک و بصیرت است اما به هیچ وجه شناختیها منکر نظریه رفتارگرایان نیستند چون هر کدام از آنها از زاویه¬ای به قضیه نگاه می¬کنند به قول مولوی « هر کسی از دید خود شد یار من وز درون من نجست اسرار من » بنابراین هر کس نظر خودشان را بیان می¬کنند .
برای نمونه از رفتاریها ، نظریه سورن¬لایت و از شناختیها هم نظریه « برونر » را مطرح می¬کنیم و تیتروار آنرا مورد بحث و بررسی قرار می¬دهیم .
همه شما با کاری که آقای سورون¬لایت با گربه یا حیوانی که در قفس بوده انجام داده. آشنا هستید حیوان گرسنه است ، و وقتی که گرسنه است به تلاش می¬افتد ، و حرکت می¬کند و بطور نا¬خودآگاه بر روی کفه قرار می¬گیرد ، به محض اینکه روی کفه قرار گرفته غذا در اختیارش قرار داده می¬شود. گربه ، کم کم از طریق آزمایش و خطا درمی¬یابد که هرگاه غذا می¬خواهد باید روی کفه قرار بگیرد بر همین اساس از نگاه سورون¬لایت و اسکینر ، یادگیری چه در انسان و حیوان در اثر کوشش و خطا ایجاد می¬شود . آنان برای تحلیل و حمایت نظری از بحث خودشان ، تحقیقات آزمایشگاهی زیادی دارند و سه قانون را مطرح می¬کند .
 یکی از این قوانین ، قانون آمادگی است ، قانون آمادگی یعنی چه ؟
یعنی اینکه فرد باید به یک مرحله از رشد و دانش برسد که بتواند موضوع را بفهمد ، مثلاً فردی چراغ نفتی دارد و می¬خواهد روشن کند کبریت می¬زند ولی روشن نمی¬شود . فکر می¬کند نفت ندارد و یا کبریت مشکل دارد ولی مشکل از آنها نیست با اندکی دقت متوجه می¬شود فتیله به اندازه کافی بالا کشیده نشده که شعله بتواند به آن برسد.
بنابراین کار معلم در اصرار وزیدن برای آموزش دادن دانش¬آموزان که از نظر ظرفیت عقلی و ذهنی به آن مرحله نرسیده مثل روشن کردن چراغ نفتی است .
 قانون دیگری که آقای سورون¬لایت در بحث مطرح می¬کند ، قانون اثر است
یعنی بین محرک و پاسخ باید رابطه خوشایندی وجود داشته باشد . یعنی اگر گربه که بر روی کفه قرار گرفته بجای غذا ، کتک بخورد . آیا دوباره بر روی آن کفه قرار خواهد گرفت برای گرفتن غذا ؟ مسلماً خیر پس غذا ، یک عامل محرک خوشایند است .
در این آزمایش و خطا وقتی رفتاری از ارگانیسم سر زد . باید این رفتار همراه باشد با یک فرایند خوشایند تا موجب تثبیت شود . این یک قانون اثر است .
 سومین قانونی که آقای سورون¬لایت مطرح می¬کند، قانون تمرین و تکرار است
ایشان معتقد است وقتی قانون اثر یعنی رابطه بین محرک و پاسخ خوشایند شد . اگر چنین رفتاری تکرار و تمرین شود ، بیشر تأثیر می¬گذارد . بنابراین در نظامهای آموزشی ، فرهنگ تکلیف و تمرین دادن رایج شد ولی سؤال اینجاست که آیا هر نوع تکلیف و تمرین و یا تکراری موجب یادگیری خواهد شد . جای تأمل دارد و حتی خود آقای سورون¬لایت در پایان کارهایش می¬گوید ، هر تغییر تکراری موجب یادگیری نمی¬شود و حتی ممکن است برخی از تمرینها موجب باز داشتن یادگیری و کندی یادگیری شود . مثل تمرینهایی که در گذشته اغلب مدارس داشند ، تمرینهای تکراری و بی¬معنا و خسته کننده¬ای که ما در طول تحصیلات داشتیم .
 در اینجا سورون¬لایت حداقل دو ویژگی برای تمرین مطرح می¬کند
عامل شدت : به زبان ساده هر چه محرک در مقابل محرکی که ارائه می¬شود خوشایند باشد و از شدت خوشایندی بیشتری بر¬خوردار باشد ، یادگیری بیشتر خواهد بود یعنی اگر تمرینی که من انجام می¬دهم احساس کنم علاقه¬مند به این تمرین هستم ، آن تمرین مؤثر است و اگر تمرین با بی¬میلی و با فشار انجام دهم ، نتیجه بخش نیست .
 عامل تازگی : هر چقدر فعالیتی که ارگانیسم بخواهد انجام دهد ، تازگی داشته باشد ، یادگیری بیشتر است و هر چقدر مطالب تکراری و کهنه باشد و از تازگی برخوردار نباشد آن تمرین ، زیاد تمرین موثر نخواهد بود . بنابراین معلمان در امر تدریس و آموزش بچه¬ها باید به این دو امر توجه داشته باشد و اگر دو عامل شدت و تازگی در تمرین حذف شود ، درس جذابیت خود را از دست می¬دهد اما در نگاه شناختی«برونر» بعنوان یکی از شاخصه¬های این نوع تئوری مطرح می¬باشد .
در حالیکه رفتارگراها معتقدند که محیط یک عامل بسیار مهم در امر یادگیری است . همانطوری که اسکینر اشاره کرد و می¬گوید با دستکاری عامل محیط می¬توانیم موجب یادگیری آن موجود زنده شویم اما در دیدگاه شناختیها ، یادگیری را . تنها عامل محیطی نمی¬دانند بلکه آنرا یک عامل درونی و ذهنی رابطه و شناخت پدیدها ، بصیرت و بینش تلقی می¬کنند .
 
  « برونر » در فرایند یادگیری بر چند عامل تاکید دارد 
تاکید بر فرایند یادگیری : رفتارگراها به نتیجه بیشتر توجه می¬کنند . مثل خودمان که چی یاد گرفتیم در حالیکه شناختیها مثل برونر به فرایند بیشتر توجه دارد . مثلاً چگونه یاد گرفتیم .
ممکن است یک دانش آموز در کلاس بیست بگیرد اما نه از طریق تجزیه و تحلیل و فهم و آزمایش بلکه فقط از طریق تکرار محض . « برونر » می¬گوید : این واقعاً ارزشمند نیست . آن نتیجه¬ای ارزشمند است که در فرایند مطلوب کسب شود و یا ممکن است محصول یک کارخانه¬ای بسیار مرغوب باشد اما همین کالای مرغوب در اثر استثمار کارگر بوجود آمده باشد . کالایی ارزشمند است که در یک فرایند تولید عادلانه و در محیط سالم بوجود بیاید . بهمین خاطر برونر به فرایند بیشتر توجه می¬کند .
 تاکید بر ساخت شناختی¬فرد فرد زمانی مسأله¬ای را یاد می¬گیرد که زمینه و پایه آن را در ذهن داشته باشد و اگر زمینه و پایه آنرا در ذهن نداشته باشد یادگیری صورت نمی¬گیرد .
  تاکید بر بصیرت و شهود . یعنی کشف رابطه .
 انگیزش درونی :
البته « برونر » انگیزه بیرونی را رد نمی¬کند می¬گوید شما وقتی شاگرد فعالیتی را انجام می¬دهد پاداش می¬دهید و او را تقویت می¬کنید ولی تا چقدر ؟ بالاخره بجایی می-رسید که دیگر محرکهای شما تأثیر¬گذار نیست . ایشان می-گوید : یادگیری اگر بر اساس انگیزه¬های درونی باشد مثل شاگردی که پیشرفت و اعتبار را دوست دارد حتی اگر پدر و مادر توصیه کنند کمتر بخوان و کمتر کار کن ولی او علاقمند است چون انگیزه درونی دارد .
شناختیها به محرک درونی و انگیزهای درونی بیشتر بهاء می¬دهند در حالیکه رفتارگراها به انگیزهای بیرونی بیشتر اهمیت می¬دهند . این بدان معنی نیست که رفتارگراها انگیزهای درونی را قبول ندارند یا شناختیها انگیزهای بیرونی را . بنابراین معلم خوب ، معلمی است که در شرایط خاص تشخیص دهد کدام یک از محرکها را استفاده کند و تا بتواند محرکهای بیرونی را به محرکهای درونی تبدیل کند . یادگیری‌ از راه‌ دور: ابزار نیرومندی‌ برای‌ متخصصان‌ پرتوانمند
پرتوانمندی(multiskilling)‌  اصطلاح‌ جدیدی‌ در زبان‌ انگلیسی‌ است‌ و بواقع‌ آنقدر جدید است‌ که‌ هنوز در تازه‌ترین‌ نگارش‌های‌ لغتنامه‌های‌ انگلیسی‌ آکسفورد و وبستر نیامده‌ است‌. من‌ تعریف‌ کوتاهی‌ برای‌ این‌ واژه‌ دارم‌: «به‌دست‌آوردن‌ و به‌کاربستن‌ مجموعه‌ای‌ از مهارت‌های‌ مختلف‌ در محل‌ کار». این‌ واژه‌ بسیار مورد استفاده‌ متخصصان‌ منابع‌ انسانی‌ قرار می‌گیرد.
در این‌ دوران‌ که‌ خرید از مراکز خارجی‌ رواج‌ می‌یابد و اندازه‌ و قطع‌ کالاها کوچک‌ و کوچک‌تر می‌شود و در نتیجه‌، بیکاری‌ به‌ تهدیدی‌ جدی‌ بدل‌ می‌گردد، نیاز فزاینده‌ و فوری‌ ما این‌ است‌ که‌ به‌ افرادی‌ پرتوانمند بدل‌ شویم‌. خصوصاً حرفه‌ اطلاع‌رسانی‌ در بریتانیا از رکود اقتصادی‌ و کاهش‌ تبعی‌ تعداد کارکنان‌ کتابداری‌ و اطلاع‌رسانی‌ صدمه‌ دیده‌ است‌. مشاهده‌ افرادی‌ در کتابخانه‌ که‌ هر یک‌ کار دو یا سه‌ نفر را انجام‌ می‌دهند، یا می‌کوشند که‌ انجام‌ دهند، نامعمول‌ نیست‌. اکنون‌ افراد خیلی‌ زود درمی‌یابند که‌ از آنان‌ انتظار می‌رود یک‌ شبه‌ مهارت‌هایی‌ را ــ مثلاً ــ در مدیریت‌ مالی‌، مدیریت‌ پروژه‌، یا بازاریابی‌، علاوه‌ بر تخصصی‌ که‌ در مدیریت‌ اطلاعات‌ دارند به‌ دست‌ آورند.
مهندسان‌ اجتماعی‌ پیش‌بینی‌ می‌کنند که‌ در آینده‌ای‌ نه‌ چندان‌ دور، زمانی‌ می‌رسد که‌ م در طول‌ حیات‌ کاری‌ خود، چندین‌ بار حرفه‌ خود را تغییر می‌دهیم‌. حتی‌ امروز نیز انعطاف‌پذیری‌ در برخورد ما با کارکردهای‌ شغلی‌مان‌ برای‌ اشتغال‌ مداوم‌ و مستمر، یک‌ الزام‌ همگانی‌ است‌. آیا توانایی‌ چشم‌ بستن‌ بر این‌ گرایش‌ را داریم‌، یا این‌که‌ می‌توانیم‌ برای‌ حفظ‌ شغل‌ خود گام‌هایی‌ برداریم‌ و چه‌ بسا شغل‌های‌ جدید و رضایتبخش‌ دست‌ و پا کنیم‌؟ چگونه‌ می‌توان‌ این‌ کار را انجام‌ داد؟ با پرتوانمندی‌؛ یعنی‌ با تضمین‌ این‌ که‌ بتوانیم‌ به‌ کارفرمایان‌ ــ کنونی‌ و آتی‌ ــ خود نشان‌ دهیم‌ که‌ دارای‌ مهارت‌های‌ مطلوب‌ هستیم‌. 
برنامه‌های‌ مهارت‌آموزی‌ و ارزشیابی‌ علمی‌ در بریتانیا وجهه‌ فزاینده‌ای‌ یافته‌ است‌؛ در نتیجه‌ بازار تحصیل‌ و مهارت‌آموزی‌ در بریتانیا اکنون‌ دارای‌ گردش‌ سالانه‌ای‌ برابر با ۵/۳ میلیون‌ پوند است‌. کمیسیون‌ اروپایی‌ برنامه‌ای‌ با نام‌ «لئوناردو داوینچی‌» با هدف‌ ترویج‌ توسعه‌ خط‌مشی‌ها و اقدامات‌ مستمر شغلی‌ ارائه‌ کرده‌ و بودجه‌ای‌ در حدود ۶۰۰ میلیون‌ دلار امریکایی‌ تنها به‌ همین‌ برنامه‌ که‌ از ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ اجرا خواهد شد تخصیص‌ داده‌ است‌.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

ضرورت آموزش پیش ازدبستان

5,607

بازدید

ضرورت آموزش پیش ازدبستان ۴٫۸۲/۵ (۹۶٫۴۷%) ۱۷ امتیازs
“ خودپنداری ” یا مفهوم ازخود هنگام تولد آغازمی شود ودردوران رشد ومراحل آن شکل می گیرد. اینکه کودک سرانجام چگونه احساسی درباره خود پیدامی کند، نتیجه تماس ها وتجربه های مختلف او با دیگر محیط است . اگر بیشتر این تماس ها وتجربه ها مطلوب باشند ، کودک احساس خوبی دربره خود پیدا می کند . اگر کودک مورد محبت قرار گیرد واز او مراقبت به عمل آید ومحیطی محرک وبرانگیزاننده برایش تدارک دیده شود ونیز اگر مورد غفلت قرارنگیرد ویا بیش از حد تنها گذاشته نشود، سرزنش نشود وبا خشونت وسختی محدود نگردد،   بی تردید شروع به رشد می کند اگر چنانچه ، مجموعه ا ی از پاسخ های منفی را از دیگران ومحیطش در خود ذخیره نماید ، به این باور خواهد رسید که اشکالی در او وجود دارد وممکن است تصویری نادرست وناپایدار از خود پیداکند وبه قابلیت ها واستعداد های خود به دیده تردید بنگرد.
با این مقدمه می توان نگرش ها وباورهایی درست و نادرست را درمورد یک نظام ، یک ویژگی ویک عملکرد به وجود آورد. واقعیتی مستند است که آموزش وپرورش پیش از دبستان در جامعه ما از زمان رویش ودر طول دوره حیاتش تصویری مخدوش ومظلوم از خود پیداکرده است ومتأسفانه هنوزبه جایگاه ومنزلت واقعی خود- به رغم کارآیی بسیار خوب این دوره ازآموزش ها – دست نیافته است . اولیت ندادن به آموزش های پایه واستفاده نکردن از عملکرد وقابلیت های این سطح از آموزش ها به عنوان درون دادی حساس در پردازش اطلاعات ونتایج عملکرد دوره دبستانی وسطوح بالاتر، تصویری مبهم وناپایدار از موقعیت وجایگاه آن درجامعه آموزشی ونیز خانواده ها پدید آورده است .
امروزبر بسیاری از صاحبنظران روشن است که آموزش وپرورش پیش از دبستان ، با توجه به جذابیت وپذیرش ونیز ضرورت واهمیت آن دوره طولانی طفولیت ، دوره کودکی ودوره کوتاه نوجوانی را دربسیاری از کشورها پشت سر گذاشته است . این دوره ازآموزش ها – با نگاه تطبیقی ومقایسه ا ی در بسیاری از کشورها- اکنون به مرحله بلوغ وپختگی رسیده است . (مل هویش ، ادوارد وپیترماس ، ۱۹۹۱)
ماهرگز تا قبل از این دوره در تاریخ آموزش وپرورش ، به اندازه زمان حال، درباره فرآیند یادگیری وچگونگی رشد وتحول واکتساب دانش درباره کودکان اطلاع کسب نکرده ایم .
اکنون آموزش وپرورش در دوره پیش از دبستان نه لزوماً‌ به دلیل یک واقعه یا رویدادی خاص ، بلکه به علت واقع گرایی، بینش وبصیرت وتلاش وکار بسیاری از افراد در آستانه پختگی است. اگربا توجه به منابع معتبر، ازافلاطون (۳۴۷-۴۲۷ قبل از میلادمسیح ) وارسطو (۳۲۲-۳۹۴ قبل از میلاد مسیح ) که آغاز ونقطه شکفتن آموزش های اولیه را از هنگام تولد دانسته اند غافل نمانیم ( سیفلد وباربور،۱۹۸۶ ) ، باید بپذیریم که جان آموس کمنیوس، ژان ژاک روسو، پستالوزی ، فروبل‌ ، ماریامونته سوری ، پیاژه ومحققان کنونی جوامع مختلف ونیز جامعه علمی وفرهنگی ما به برکت اندیشه ها واعتقادهای خردمندانه خود واز همه مهم تر بدون شتابزدگی به هویت واقعی این دوره از آموزش ها ونتایج اثر بخش آن بر سرنوشت تربیتی کودکان کمک کرده اند ( مفیدی ، ۱۳۷۲ ).
از اوایل سالهای ۱۹۰۰- یعنی درحدود ۹۵ سال – آموزش وپرورش پیش از دبستان بخشی از زندگی وساختار عمومی واساسی آموزش وپرورش بسیاری ازکشورهاست(سیفلدروباداور،ص۱۱، کاترون وآلن ۱۹۹۳).
درحالی که با توجه به ابهام ها ، تضادها وتفاوت سلیقه های بسیار در بعضی از کشورها از جمله جامعه آموزشی خوب ما، این دوره از آموزش ها هنوز در جست وجووتکاپوی خود- آگاهی است . این گرایش حتی در دانشگاههای ما نیز شکل گرفته ولی هنوز به عنوان رویکردی هماهنگ ویا برنامه ا ی منسجم ومدون برای مراقبت وآموزش وپرورش کودکان تدارک دیده نشده است . هنوز هم آموزش و پرورش در این سطح به مفهومی از خود وپنداره ا ی صحیح ومثبت دست نیافته است وبه عنوان رشته وحوزه ا ی تخصصی که به کودکان ازهنگام تولد تا هشت ونه سالگی خدمت می کند- به علت سطحی نگری ها وجایگزینی های نادرست شغلی ونیز به دلیل کمبود اطلاعات وپیامدهای برگرفته از این دوره – درکارآیی دوره های بعدی ، احساس هویت وشایستگی نمی کند.
سؤال این است که نگاه ما به این دوره از آموزش ها وفرآیند تربیت دراین دوره چگونه است ؟
– آیا آن را دوره ا ی گذرا- چه باشد وچه نباشد – ویا حتی لزوم آن را برای همه از کودکان محروم ودوزبانه گرفته تا کودکان مرفه جامعه، یکسان می دانیم ؟
– آیا این دوره را پیش نیازواساس تربیت های بعدی می دانیم ؟
– آیا آن را به صورت پلکان اول وپایدرترین پله در نردبان ترقی وپیشرفت های بعدی می دانیم ؟
– آیا آن را دوره ا ی حساس وسرنوشت ساز از زندگی یک انسان می دانیم ؟
– آیا به تأخیرها وغفلت ها درمورد آموزش های این دوره ، با نگاه مسؤولانه ا ی می نگریم ؟
تعریف آموزش وپرورش
مفهوم آموزش وپرورش به نحوی که هر کودک به اندازه توانایی وظرفیتش آموزش ببیند سابقه چندان طولانی در جهان امروز ندارد کلمه کودکان وآموزش وپرورش در امر توجه ونگرش به تفاوتهای فردی .
به لحاظ ویژگی انسان وتفاوت های فردی ( تفاوت بین فرد ودیگران وتفاوت بین استعدادهای مختلف یک فرد ) چنان به نظرمی رسد که می بایست هر فرد به فراخور توان ذهنی وجسمی نیازها استعدادها وعلائق خود از آموزش وپرورش خاصی بهره گیرد به عبارت دیگر در صورت امکان حتی المقدور آموزش انفرادی مؤثرترین ومطلوب ترین شیوه های آموزش وپرورش خواهد بود واز این نظر آموزش عمومی وهمگانی دانش آموزدر مدارس بدون توجه وکمک وراهنمایی وارشاد اولیاء وفعالیت های فوق برنامه عادی نمی تواند به تنهایی پاسخگوی تمامی نیازهای مختلف دانش آموزان در شکوفایی وبه کمال رسانیدن استعدادهای اوباشد.
مقدارونوع آموزش وپرورش ویژه ا ی که کودک استثنایی بدان نیاز دارد بستگی به عوامل متعددی ازجمله درجه میزان وچگونگی تفاوتی که کودک با دیگر کودکان همسال خود درتوانایی ها واستعدادها ورشد طبیعی دارد. هرچند میزان تفاوت واختلاف در رشد وتواناییها بیشتر باشد نیاز به آموزش وپرورش استثنایی بیشتر خواهد بود عدم تعامل وهماهنگی بین جنبه های مختلف رشد درخور کودک وهمچنین تأثیری که ویژگی ذهنی یا جسمی کودک به جنبه های مختلف رشد وکارآیی وبروز استعدادهای وی می گذارد از عوامل بسیارمهمی  است در تعیین چگونگی برنامه های آموزش وپرورش پیش ازدبستان.
هدف آموزش وپرورش در دوره قبل از دبستان
ازتولد تا هجده ماهگی: زندگی نوزاد درخوردن وخوابیدن خلاصه می شود به همین جهت اگر خوراک مناسب وکافی به نوزاد برسد واز سرما وگرمای زیاد درامان باشد خودبخود رشد می کند یعنی آزادانه فعالیت می کند وازاین طریق اندامهای خود را می ورزد وبتدریج دربکار بردن آنها مهارت کسب می کند.
در معرض تحریکات محیط قرار می گیرد ونسبت به آنها واکنش نشان می دهد. واکنش های نامناسب را رها می کند وواکنش های سودمند را تکرار می کند. دراین مرحله تنظیم محیط بنحوی که فعالیت آزاد نوزادان را تسهیل کند واورا خطرات مثلاً زخمی شدن حفظ کند کافی است.
از هجده ماهگی تا چهارسالگی: ازحدود هجده ماهگی کودک به مرحله ا ی می رسد که    می تواند به تدریج حرف زدن را یاد بگیرد یعنی ازاعلام قراردادی برای بیان مقاصد خود استفاده کند. یادگیری زبان مادری امری پیچیده وتدریجی است ولی آشنایی مرحله است ازچهار تا شش سالگی مؤلف کتاب روش فعال درکودکتان می نویسد هدف کودکتان منحصراً تربیت است نه تعلیم کودکتان باید محلی پرنشاط وپرفعال وازلحاظ فرصت برای تجربیات متنوع وتحقیق هدفهای زیر غنی باشد.
۱- پرورش عادات مفید : درکودک به منظور تأمین تندرستی وایجاد مهارتهایی که برای تطبیق شخص با محیط لازم است .
۲- پرورش رفتار اجتماعی مطلوب وتشویق کودکان به شرکت در گروهها ودسته هایی که موجب آگاهی ازحقوق است .
۳- پرورش عواطف کودکان .
۴- کمک به بروز وپرورش استعدادهای فطری کودکان .
۵- ایجاد حس اعتماد به نفس وامنیت فاطر درکودکان .
۶- متوجه ساختن کودک به دنیایی که اورا فرامی گیرد.
۷- تشویق حس استقلال طلبی وخلاقیت کودک.
۸- پرورش حس زیبایی شناسی در کودک .
وظایف وهدف های آموزشی وآمادگی برای یادگیری :
۱- کمک به کودکان برای یادگیری نام وآدرس وشماره تلفن واسامی اطرافیان.
۲- آموزش رنگها، اندازه ها، اشکال، مکانهایی نظیر بالاوپایین واطراف.
۳- آموزش شمارش اعداد وآموزش مهارتهای استفاده از کاغذ وقلم، نوشتن اعداد ساده، وشناختن حروف وصداها وبخشهای کلمات (این هدفها اساساً‌مربوط به سن شش سالگی است ).
۴- آموزش مهارتهای حرکتی ظرفیت واستفاده ازعضلات کوچک .
۵- تسهیل آمادگی هایی که موفقیت در مدرسه نظیر فراخنای توجه انتظارکشیدن تا پایان انجام یک کار، آرام وقرارگرفتن روی صندلی وکنترل احساسات را امکان پذیرمی کند.
 بررسی نگرش والدین ، مربیان ودانشجویان درمورد ضرورت آموزش پیش ازدبستان
اکنون آموزش و پرورش در دوران کودکی دارای هویت و دستخوش تحول شده است و در مجامع علمی و بین المللی از وجه و منزلت برخوردار شده است و به وسیله انجمن های بین المللی و ملی به عنوان حوزه و رشته ا ی جدا و مشخص و گاه قابل تفکیک از آموزش و پرورش ابتدایی شناخته شده است. از نظر مقصود و اهداف از وضوح کامل برخوردار شده و تعریف بسیار روشنی از خود دارد و به عنوان “خدماتی که برای کودکان از هنگام تولد تا سن هشت و گاه نه سالگی در برنامه های نیمه وقت و تمام وقت در مراکز تربیتی، مؤسسات، کودکستان ها و مدارس مقدماتی و غیره اختصاص دارد”، تعریف شده است (N,  A.E  Y.C  1982).
بر اساس آمارهای بین المللی از سال ۱۹۹۱ در بعضی کشورها تقریباً همه کودکان قبل از ورود به مدارس ابتدایی، دراین مراکز تربیتی حضور می یابند.حضور ۷۲% از پنج ساله ها در کودکستان ها و۴۶% از چهارساله ها همراه با متجاوز از ۲۷% از سه ساله ها در مهدهای کودک ، نمونه بارز نگرش ارزشمند نسبت به این دوره در سرنوشت تربیتی کودکان این جوامع است. در کشور ژاپن، کودکان قبل از ورود به مدارس ابتدایی، در کلاس های آمادگی و یا کودکستان ها حضور  می یابندو در حال حاضر ۹۰% کودکان ۵ ساله در این گونه مراکز تربیتی که ۶۰% آن توسط بخش خصوصی اداره می شود، از ثمرات کوتاه و دراز مدت و پردوام آموزش های این دوره بهره مند هستند (آقازاده،۱۳۷۳).
همچنین بر اساس آمار در نوزده کشور آمریکای لاتین ، سهم کودکان سه تا پنج ساله ثبت نام شده در برنامه های پیش دبستانی از سال ۱۹۸۰ میلادی تا سال ۱۹۸۹ از ۱۸% به ۲۴% افزایش یافته است که به طور دقیق این رقم گسترش ۸۳% را نشان می دهد. بر اساس ساله بلژیکی، ۹۵% کودکان زیر شش سال دانمارکی و۹۲% کودکان ۵ تا شش ساله آمریکایی در انواع مختلف مراکز پیش دبستانی شرکت دارند. تحقیقات مقایسه ا ی در مورد افرادی که از آموزش های پیش دبستانی برخوردار شده اند، با کودکانی که از این خدمات بهره نگرفته اند، در همه حال به سود گروه آموزش دیده بوده است. از جمله این که “هزینه ها و خدمات بعدی مورد نیاز برای گروه آموزش ندیده از نظر افت تحصیلی و نیاز به کلاس های تقویتی، حدود هفت برابر گروه آموزش دیده بوده است” (کاترون و آلن، ص۲۵۸).
یافته های پایان نامه های کارشناسی ارشد به راهنمایی نگارنده (نوروززاده، رضا ۱۳۷۳ومحمد نژاد، آتیه ۱۳۷۴) نیز، مؤید اثرات ارزنده آموزش های دوره پیش از دبستان در موفقیت های تحصیلی کلاس های سوم، چهارم و پنجم و دروس اساسی و پایه مانند فارسی، علوم و ریاضی دانش آموزان کشورمان بوده است.
بایدها و نبایدها در ساختار کلی نظام آموزش و پرورش پیش از دبستان از جهت هدف ها، روش، محتوا، نیروی انسانی و ارزشیابی مورد نظر قرار گرفته است.
بررسی بدفهمی ها درباره آموزش و پرورش پیش از دبستان و قابلیت های کودکان، چه هست و چه نیست ؟ و این که، آموزش و پرورش دوره پیش از دبستان چه هست و چه نیست؟در جدول شماره ۱ آمده است.
جدول شماره ۱- بررسی بدفهمی های آموزش و پرورش پیش از دبستان و قابلیت های کودکان در این دوره
چه نیست    چه هست
آموزش و پرورش در این دوره لله گی نیست و مربی لله نیست و هرکس بدون شناخت کودکان نمی تواند با آنها کار سودمند و ارزشمند انجام دهد.    آموزش و پرورش کودکان در این دوره به وجود مربیان و افراد آگاه و علاقه مند و    پر انرژی وابسته است و یکی از شاخص های مهم در ارزش گذاری قابلیت های این مراکز تربیتی، وجود افراد با تجربه و متخصص در کار با کودکان این دوره است.
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی، برنامه ای“معلم-محور”که ازرویکردکلاس های رسمی پیروی می کند ، نیست.   
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی، بیشتر “کودک- محور” است که از رویکرد بازی و فعالیت پیروی می کند.
آموزش و پرورش در دوران کودکی، برنامه ای نیست که لزوماً بر پیشرفت تحصیلی و رشد شناختی متمرکز باشد.    آموزش و پرورش در این دوره بر رشد کلی و همه جانبه کودک متمرکز است.
آموزش و پرورش در این دوره، یک برنامه “موضوع- محور” برای تدریس خواندن ، نوشتن و حساب کردن نیست.    آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی برنامه ا ی است که محیط باز، برانگیزاننده و محرکی را برای رشد ذهنی، گفتاری، اجتماعی و جسمی کودکان تدارک می بیند.
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی برنامه ا ی نیست که گوش دادن و یادگیری غیر فعال را از طریق تکرار شفاهی در کودکان مورد تأیید قرار دهد.   
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی، برنامه ا ی است که تعامل با محیط، مشارکت فعال در فعالیت های گروهی و توانایی حل مسائل خلاق را در کودکان تقویت می کند.
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی، برنامه ا ی نیست که خواندن،  نوشتن و حساب کردن را به طور رسمی آموزش دهد و بابرنامه های دبستان نیز، تداخل ندارد.    برنامه ا ی است که مبنایی برای رشد خواندن، نوشتن وحساب کردن به وجود می آورد وبطور غیر رسمی مفاهیم پایه را در ذهن کودکان شکل می دهد.
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی، برنامه ا ی نازل تر وازنظر عملکرد پایین تراز آموزش های دوره ابتدایی ومدرسه ا ی نیست .   
برنامه ا ی است که کودکان را برای دوران ابتدایی ومقدماتی آماده می کند وبرای موفقیت های مدرسه ا ی حیاتی است .
آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی، برنامه ا ی سخت وغیرقابل انعطاف نیست که برزمان بندی درسی ودوره های ثابت یادگیری تکیه کند.    برنامه ا ی است که برطراحی، زمانبندی ونظم تکیه دارد ولی درعین حال نسبت به نیازهای کودکان، انعطاف پذیر است.


نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi