جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
مقدمه
زنبور عسل یکی از حشرات مفید برای انسان است که متعلق به رده دوبالان میباشد. زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین بوجود آمده و زندگی میکرده است. زنبور عسل حدود ۱۵۰ میلیون سال قبل وجود داشته و مشغول زاد و ولد بوده است. منتها با این تفاوت که در آن فاقد یک زندگی اجتماعی بوده و مثل خیلی از زنبورهای غیر عسلی امروزی ، زندگی انفرادی داشته و هر زنبور لانه مخصوص بخود را داشته و در آن زندگی میکرده است. کندو محلی است که زنبورها در آن تولد یافته ، کار کرده ، خواهران و برادران خود را پرورش داده و مواد غذایی لازمه را در آن انبار و ذخیره میکنند. زنبور عسل دارای نژادهای مختلف است و ساختمان بدنی پیچیدهای دارند.
ساختار بدن زنبور عسل
سر
در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیلهای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی میتواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم میرسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمیرسند. کار آنتنها ، لمس کردن و بوییدن است. زنبور به کمک خرطوم ، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی میفرستد.
سینه
از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفرههایی به نام سبد میباشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گردههای گل در آن پر و با خود به کندو حمل میکند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.
شکم
در قسمت انتهایی بدن قرار داشته، از ۶ حلقه کیتینی پشتی و ۶ قطعه شکمی تشکیل شده است. در انتهای شکم مخرج برای دفع مدفوعات دیده میشود. از راه همین مخرج ، زنبور قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور نر نمیتواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.
غده های مهم
• در داخلا دو طرف سر کارگر یک جفت غدهای به نام غدههای شیری وجود دارد که از خود مادهای به نام شیر یا ژله شاهانه ترشح میکند و با آن ملکه و لاروهای خیلی جوان را تغذیه مینمایند.
• غدههای بزاقی همراه با یک جفت غده سینهای بوسیله یک کانال مشترک ، ترشحاتشان را به داخل دهان زنبور میریزند. ترشحات این غدهها در موقع لارو بودن صرف تنیدن به دور خود شده و پس از رشد و تبدیل به یک زنبور کامل ، نقش غده بزاق دهان را در زندگیشان بازی میکنند.
• غدد زیر آروارهای که در کارگران خیلی کوچک و غیرفعال بوده و در ملکه بسیار بزرگ و فعال است. مادهای بوسیله این غده ترشح میشود که با بوی مخصوصش باعث تمیز ملکه از سایر زنبورها میشود.
• در زیر شکم زنبورها ۴ جفت غدههای مومی وجود دارد که سه جفتش فعال هستند و موم ترشح میکنند و بکار ساختن سلولها و شان میخورند.
• غدههای بویایی: در پشت زنبورها غدهای به نام غده بویایی دیده میشود که کارش تشخیص بوهاست.
• غدههای مخزنی: سه عدد غده در مخزن به نام غدههای مخزنی ، مدفوعاتی را که در آنجا ذخیره شدهاند، مرتب ضد عفونی میکنند.
نژادهای زنبور
زنبور هندی Aspis Indica
کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده ، قدر کارگرش ۱۳ میلیمتر میباشد. سلولهایی را که با موم در روی شانها درست مینماید از سلولهای زنبور عسل کوچکتر هستند.
زنبور درشت Apis Dorsata
در هندوستان و چین زندگی نموده و بزرگترین نوع زنبور عسلی است که تاکنون شناخته شده است. به حالت وحشی زندگی کرده و در زیر شاخههای درخت شانش را میچسبانند. سالانه چند بار از نقطهای به نقطه دیگر کوچ مینمایند.
زنبور ریزApis Florea
از همه زنبورها کوچکتر بوده و فقط یک شان درست میکنند که مثل زنبورهای درشت به زیر شاخه درخت میچسباند به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران یافت میشوند.
زنبور عسل معمولی Apis Meaifica
همان زنبور عسل معمولی است که فقط آنها را در دهات و شهرها برای تولید عسل در کندوها نگهداری میکنند. خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از: آرام باشند و نیش نزنند، پر محصول باشند، بچه به اندازه لازم بدهند، گلهای شهددار را به سرعت پیدا کنند، در مقابل امراض مقاوم باشند، مصرف عسل زمستانی آنها کم باشد، رشد سالانهشان را هر چه زودتر شروع کرده و سریع به حداکثر رشدشان برسند. از مهمترین نژادهای این زنبور میتوان به زنبور عسل اروپای مرکزی ، زنبور سیاه ، زنبور ایتالیایی قفقازی و زنبور نژاد ایرانی نام برد.
آفات و بیماریهای زنبور عسل
از مهمترین بیماریها میتوان به لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، نوزما ، کنه دونی ، یبوست ، شپشک زنبور عسل و کرم موم خوار اشاره کرد.
زنبور عسل در حال جمع آوری شهد گل
ملکه
ملکه مادر کندو بوده و جنسیت آن ماده میباشد. طول بدن ملکه هیجده میلی متر میباشد. بالهای آن کوچک بوده و خرطوم آن توانایی جمع آوری شهد گلها را نداشته و درعوض دارای شکمی بزرگتر از مادههای کارگر بوده و دو تا شش سال میتواند زنده بماند. ولی در زنبورداری تجاری بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمیشود. ملکه عسل و گرده نمیخورد و بجای آن ژله رویال مصرف میکند.
نیش ملکه همانند شمشیر تازی بوده و بدون خار میباشد .
زنبور ملکه
زنبور نر
زنبورهای نر در کندو تنها وظیفه بارور نمودن ملکه را دارند و دارای نیش نمیباشند. دارای سر و بالهای بزرگ میباشند. توانایی جمعآوری شهد و گرده را نداشته و ۲۴ روز زنده میمانند.
زنبور نر در حجرههای بزرگتری نسبتبه زنبورهای کارگر پرورش مییابند. تخمهای بارورنشده ملکه به زنبور نر تبدیل میشوند.
بازدید
انتخاب زمین مناسب برای کشت چغندر قند:
پخاکهایی که ساختمان متوسط و عمیق دارند برای زراعت چغندر قند مناسب هستند. در خاک هاب با شوری کم و به اصطلاح لب شور نیز می توان چغندر قند کشت کرد. اما وقتی شوری خاک زیادش ود محصول کم می شود. خاک های خیلی سبک و خیلی سنگین برای رشد چغندر قند مناسب نیستند.
تناوب زراعی:
پچغندر قند گیاهی وجینی است که ضمن کم کردن تراکم(تعداد) علف های هرز، حاصلخیزی خاک را بهتر می کند. برای کم کردن جمعیت علف های هرز، آفت ها و بیماری ها ، باید در کشت چغندر قند، تناوب زراعی مناسب انجام شود. برای این کار بهتر است در یک قطعه زمین، هر سه سال یکبار چغندر قند کشت شود. اگر کشت چغندر در یک قطعه زمین هر پنج سال یکبار انجام شود، مناسب تر است.
از تناوب های مناسب می توان به کشت( غلات؛ غلا؛ چغندر قند) یا کشت( چغندر، غلات، گیاه علوفه ای) یا ( چغندر قند، غلات، سیب زمینی، غلات، گیاه علوفه ای) و یا کشت ( چغندر قند، ونجه، یونجه، یونجه، غلات) اشاره کرد. غلات شامل گندم، جو، ذرت و سورگوم است. سفارش می شود باقی مانده گیاه چغندر قند و سایر محصو ل های زراعی به روش مناسبی به زمین برگردانده شود تا به حاصلخیزی خاک اضافه شود.
تغذیه چغندر قند( کوددهی)
برای تعیین کردن نیاز کودی چغندر قند در هر قطعه زمین باید نمونه ای از خاک آن زمین تهیه شود. سپس با آزمایش و تجزیه خاک توسط کارشناسان، کودهای پر مصرف مانند: فسفر، پتاس، ازت و کودهای کم مصرف مورد نیاز مشخص شود و در اختیار گیاه قرار داده شود. در کود دهی به زمین چغندر قند، باید از مصرف زیاد کود ازت، به خصوص پس از گذشت ۶۰ روز از رشد گیاه خودداری کند. لازم است کودهای فسفری و پتاسی در پاییز یا بهار در عمق خاک قرار داده شود. یک سوم کود ازت مورد نیاز را قبل از کاشت و یک سوم را پس از تنک کردن و یک سوم را در زمان ۸-۶ برگی شدن چغندر قند باید مصرف کرد.
شایان ذکر است مصرف کود ازت به صورت کودکاری اثر بهتری دارد.
عملیات تهیه زمین برای زراعت چغندر قند:
۱٫ زیر شکنی لایه های خاک:
چغندر قند به خاک راعی نسبتاً عمیق نیاز دارد. اگر لایه های طبیعی یا مصنوعی خاک در اثر رفت و آمد ماشین آلات فشرده شود از مقدار محصول کم می شود. برای جلوگیری از این کار، هر ۳ تا ۴ سال یکبار، باید لایه های فشرده شده خاک، با روش زیر شکنی، شکسته شود. زمان مناسب برای عملیات زیر شکنی، تابستان و بعد از برداشت محصول غلات در حال کنم بودن رطوبت خاک است.
۲٫ شخم زدن زمین:
برای برگرداندن باقی مانده محصول قبلی و آماده سازی بستر مناسب( زمین) برای رشد چغندر قند، شخم زدن لازم است. زان انجام شخم بسیار مهم است و باید در زمان مناسب انجام شود. وقتی رطوبت خیلی کم و یا خیلی زیاد است، شخم زدن باعث خرابی ساختمان خاک از نظر دانه بندی می شود. مناسب ترین زمان برای عملیات شخم بر زراعت چغندر قند؛ پاییز سال قبل و موقعی است که رطوبت خاک در حد گاورو است. یخبندان زمستان نیز کلوخه های بوجود امده را خرد خوهد کرد.
در خاک مرطوب باید از شخم زدن پرهیز شود. سفارش می شود که کلیه کارهای آماده سازی زمین یعنی شخم زدن، دیسک، لولر، و در آوردن جوی و پشته ها در پاییز انجام شود. تا در اولین فرصت در بهار پس از مصرف سم علف کش تماسی برای از بین بردن علفهای هرز سبز شده احتمالی، کشت با بذر کار انجام شود.
۳٫ انجام عملیات خاک ورزی در بهار:
اگر عملیات شخم دیسک و لولر در پاییز سال قبل انجام گرفته باشد، در بهار می توان بادیسک بسیار سبک( ۱۰-۸ سانیتمتر) و یا شخم پنجه قاضی ، هم علف کش را با خاک مخلوط کرد و خطوط شخم را صاف کرد و هم بستر را برای کاشت اماده نمود.
همچنین اگر در بهار، رطوبت لایه زیرین خاک یاد باشد، باید از به کار بردن لولر و ماشین آلات سنگین خودداری شود. قطر مناسب دانه های خاک پس از عملیات آماده سازی و قبل از کاشت، ۱تا۲ سانتی متر است.
هرسال باید جهت شخم عوض شود. بهتر است عمق شخم در هر سال ۱ تا ۲ سانتی متر بیشتر شود تا به تدریج به ضخامت خاک زراعی اضافه شود. در زمان کاشت در فصل بهار بهتر است از تراکتور جفت چرخ استفاده شود تا از فشردگی خاک کم شود، همچنین باید از ورود ماشین آلات به مزرعه برای عملیات اضافی و بی مورد خود داری شود. بهتر است با یک بار آمدن تراکتور به مزرعه چند کار انجام شود.
کاشت بذر:
مناسب ترین تراکم ( تعداد بوته) چغندر قند، صد هزار تا صدو بیست هزار بوته در هکتار است. فاصله ردیفها هم حداکثر باید ۵۰ سانتی متر باشد. کشت های 60*40 و ۵۰*۴۰ مناسب تر است، مقدار و کیفیت محصول در این روش بالا می رود و بیشتر می شود. برای کشت ۵۰*۴۰ باید بذر کار را به ترتیب زیر تنظیم کرد:
تنظیم بذر کار:
وسط طول با یک عدد پایه با فاروئر قرار می دهند و در فاصله ۲۵ سانتی متری در طرفین آن، دو واحد کارنده قرار می دهند. فاروئر های بعی را باید به فاصله ۹۰ سانتی متری از پایه فاروئر وسطی در دو طرف قرار داد.
همه فاصله ها باید مساوی و برابر ۹۰ سانتی متر باشد. بقیه واحدهای کارنده را از واحدهای کارنده طرفین پایه فاروئر وسط، به ترتیب ۴۰ و ۵۰… در نظر می گیرند. هر قدر تعداد واحد کارنده بذر کار بیشتر باشد بهتر است.سفارش می شود از بذر کارهای ۶ ردیفه و بالاتر استفاده شود.
مناسب ترین عمق کاشت در بیشتر خاک ها ۲ تا۳ سانتی متر است. عمق کاشت یکنواخت بذر ریشه های یکنواخت تولید می کند. تمام ذرهای انواع چغندر قند، حتی بذر چند جوانه را باید با بذر کار پنوماتیک کشت کرد. اگر کشت چغندر زودتر یعنب در اواخر زمستان و اوایل بهار پس از یخبندانها انجام شود مناسبتر است. در اراضی با خاک لب شور ، بهتر است از روش ۵۰ *۴۰ استفاده شود.و بیلچه های بذر کار را بزرگتر انتخاب کرد.( بیلچه ذرتی) تا پس از کشت دو ردیف روی یک پشته، وسط پشته بصورت برجسته باقی بماند.
مبارزه با علفهای هرز:
چنانچه با علفهای هرز مبارزه نشود ممکن است بیش از ۷۵% محول از بین برود. روش های مناسب مبارزه با علفهای چغندر قند عبارتند از :
استفاده از تناوب زراعی صحیح، وجین دستی، وجین ماشینی، مبارزه شیمیایی، و مبارزه تلفیقی است.
ایتفاده از تیغه های شمشیری و یا کولتیواتور با پره های خورشیدی علاوه بر از بین بردن علفهای هرز داخل ردیف ها، سله خاک را از بین می برد و خاک را نیز تهویه می کند.
مناسبترین روش مبارزه با علفهای هرز استفاده از سم پاش کولتیواتور ترکیبی است. در این روش فقط روی ردیفهای چغندرقند علف کش تماسی انتخابی پاشیده می شود. و علف های هرز بین ردیفها رابوسیله تیغه کولتیواتور از بین می برند.
مبارزه شیمیایی باید در مرحله دو تا چهار برگی بودن علفهای هرز انجام شود. برای مبارزه با علفهای هرز دائمی ، باید مزرعه را به چند قسمت تقسیم کرد وهر سال یک قطعه را پس از آبیاری و رشد علف های هرزط دائمی، با علف کش عمومی تماسی ( رانداپ) سمپاشی کرد تا این نوع علفهای هرز دائمی از ریشه خشک شوند.
خسارت علفهای هرز در ده هفته اول خیلی شدید است. موقعی که ۱۰ هفته از رشد علفهای هرز گذشت، علفهای هرز دیگر نمی توانند به محصول صدمه زیادی بزنند.
آبیاری مزرعه چغندر قند:
در بیشتر خاکها باید از روش آبیاری نشستی یک رد میان استفاده کرد. تحقیقات نشان داده است، در این روش علاوه بر ۳۰-۲۰ درصد صرفه جویی در مصرف آب، کیفیت محصول نیز بهتر می شود. در آبیاری نشستی لازم است از سیفون استفاده شود. با استفاده از سیفون، آ در تمام قسمتهای مزرعه یکسان پخش می شود.
یکنواختی آبیاری باعث یکنواختی رشد چغند قند می شود. در این حالت کار برداشت مکانیزه راحت تر خواهد بود. با قطع کردن متناوب آب سیفون ها و راه اندازی دوباره آنها، عمق نفوذآب در همه جای مزرعه یکنواخت تر می شود. اتصال غلطک های مخصوص به بذر کار ، بعلت صاف کردن نشستیها، تلفات آب در آبیاری را کم می کند.
بازدید
تعاریف و مفاهیم توسعه روستایی
برای توسعه روستایی یک تعریف قابل قبولی که مورد پذیرش همه علمإ مربوط در سطح جهانی باشد ارائه نشده است. و لذا مفهوم توسعه روستایی در چهار چوبی تقارب و وسیع به کار برده می شود. گروهی توسعه روستایی را مانند توسعه ملی تعریف کرده اند و عده ای نیز بر مفهوم توسعه محدود به منطقه و محیط روستایی تأکید دارند، از این جهت توسعه روستایی به عنوان یک مفهوم و یک پدیده و یک استراتژی و یک دی سیپلین مورد توجه قرار گرفته است و می تواند ابراز شود. توسعه روستایی به عنوان یک مفهوم اشاره ضمنی به عمران کلی مناطق روستایی با نظر اصلاح کیفیت زندگی مردم روستایی دارد. در چهار چوب این مفهوم توسعه روستایی یک امر جامع و مفهوم و تصور چند بعدی بوده که در برگیرنده توسعه کشاورزی و فعالیت های وابسته به آن یعنی صنایع دستی و صنایع روستایی، زیر بناهای اقتصادی اجتماعی، خدمات اجتماعی و تسهیلات مربوطه و بالاتر از همه توسعه منابع انسانی در مناطق روستایی می باشد. توسعه روستایی به عنوان یک پدیده نتیجه عکس العمل ها و واکنش ها بین عوامل مختلف فیزیکی، تکنولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی است.
توسعه روستایی بعنوان یک استراتژی جهت اصلاح و بهبود وضع زندگی اقتصادی و اجتماعی یک گروه ویژه روستایی یعنی فقرا و مستمندان در مناطق روستایی طراحی می شود وبالاخره توسعه روستایی بعنوان یک دی سیپلین عبارت از برخورد و واکنش بین علوم کشاورزی، علوم اجتماعی، مهندسی و مدیریت می باشد. در واقع توسعه روستایی در طبیعت خود مجموعه چند دی سیپلین است.
در هر حال توسعه روستایی فرآیند تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در محیط روستا است. تاکنون تعاریف مختلفی از توسعه روستایی توسط متخصصین و کارشناسان و سیاستمداران بیان شده است که در اینجا جهت آشنایی بیشتر با موضوع به شرح برخی از آنها اکتفا می شود.
میسرا معتقد است که توسعه روستایی دیگر صرفا به معنای توسعه کشاورزی نیست. همچنین موردی از رفاه اجتماعی هم نمی باشد که با تزریق پول به مناطق روستایی جهت رفع نیازمندیهای اولیه و اساسی انسانی مرتفع گردد بلکه توسعه روستایی طیف وسیعی از فعالیتهای گوناگون و بسیج انسانی را شامل می شود که مردم را به ایستادن روی پای خود و از میان برداشتن ناتوانیهای ساختاری موجود غالب سازی ناتوانیهایی که آنها را در اسارت شرایط نامساعد زندگیشان نگه داشته است.
این طیف شهر نشینی را نیز شامل می گردد به این ترتیب منظور و هدف توسعه روستایی گسترده است و شعاع عمل و نتایج آن از نظر سیاسی و اجتماعی بسیار زیاد می باشد. با این همه کاری است که باید صورت گیرد.
بنابر این میسرا توسعه روستایی را از دیدگاه وسیعی مورد بررسی قرار داده و توجه خود را بر پرورش روستائیان و توانا ساختن آنها معطوف می دارد تا بتوانند خود در شرایط نامساعد زندگی خویش تغییر بوجود آورند.
دکتر ازکیا توسعه روستایی را بهبود شرایط زندگی توده های قشر کم درآمد ساکن روستا و خودکفا ساختن آنها می داند. البته بهبود شرایط زندگی توده های روستایی با افزایش تولید و درآمد و بهبود سطح زندگی آنها میسر است.
آلبرت واترسون توسعه و عمران روستایی را یک فعالیت چند بخشی مرکبی می داند که شامل توسعه کشاورزی و توسعه تسهیلات اجتماعی برای هر فرد روستایی می باشد. او از اهداف نخستین توسعه روستایی سخن به میان آورده و معتقد است که هدف نخستین توسعه کشاورزی معمولا افزایش رشد تولیدات کشاورزی است در حالیکه هدف نخستین عمران روستایی تقویت رفاه مادی و اجتماعی جمعیت روستایی که غالبا شامل کشاورزان فقیر و برخی مواقع شامل کارگردان بی زمین کشاورزی و سایر افراد در مناطق روستایی می باشد.
البته نامبرده توسعه کشاورزی و خودکفایی در کشاورزی را کلید خودگردانی عمران روستایی پایدار می داند و معتقد است که اگر قرار است برنامه های عمران روستایی پایدار بماند باید کشاورزی پیوسته حامی و پشتیبان آن باشد.
بانک جهانی توسعه کشاورزی را یک استراتژی می داند که به منظور بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه خاصی از مردم بویژه روستائیان فقیر طراحی شده و اجرا می گردد. این فرآیند شامل بسط منافع توسعه در میان فقیرترین اقشاری است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، خوش نشینان و کشاورزان بی زمین است.
بانک جهانی معتقد است که چون توسعه روستایی قصد تقلیل فقر را دارد بنابر این باید به طور وضوح طوری طراحی و اجرا گردد که تولیدات را افزایش داده و قدرت تولیدی روستائیان را نیز بالا ببرد.
بانک جهانی بر اهداف توسعه روستایی نیز تأکید دارد و آن را شامل بهبود بازدهی و افزایش اشتغال و بالا بردن درآمد برای روستائیان و همچنین تأمین حداقل قابل قبول سطح تغذیه، مسکن، آموزش و پرورش و بهداشت می داند.
پروفسور جرج اکسین عمران روستایی را چیزی بالاتر از قول آنجام وعده نیکوی افزایش باروری و بازدهی کشاورزی و ایجاد رونق در بخش کشاورزی می داند. توسعه روستایی از دیدگاه او عبارتست از اعلام وعده ارزشمند افزایش شخصیت و اعتبار زندگی روستایی و تغییر زارع از یک روستایی فقیر به یک کشاورزی مترقی و علمی و در همان حال تهیه کیفیت بالاتر زندگی، تغذیه بهتر و عرضه منظم و بیشتر مواد غذایی برای ساکنان شهرها با قیمت ارزانتر می باشد. این همان قول بهتر کردن شرایط زندگی انسانها در محیط روستا است.
ژولیوس نیرره توسعه و عمران روستایی را به معنی سرمایه گذاری و به کار بدن تکنولوژی در روستاها می داند اما مهمتر از این او توسعه و عمران روستایی را یک مسئله و موضوع سیاسی مهم نیز می شمارد و آن را وظیفه و کار اصلی دولت ها تلقی می کند. در جایی دیگر نیرره توسعه روستایی را به معنی برآوردن احتیاجات اساسی مردم روستاها می داند. او معتقد است که چنانچه به امر انجام توسعه روستایی متعهد و مصمم باشیم توسعه روستایی به خودی خود روشها و ترتیب انجام امور و اولویت ها را مشخص ساخته و فی الجمله تمام زمینه ها و جنبه های مربوط به تلاشهای دولت و فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی را در بر می گیرد. اما نکته بسیار مهمی که نیرره در امر توسعه روستایی بر روی آن تاکید دارد این است که ولی معتقد است که نباید در خصوص افزایش تولید در روستاها خیلی وسواس و نگرانی نشان داده و حساس باشیم زیرا روستاها هم اکنون هم اضافه تولید دارند چیزی که هست اضافه تولید آنها به وسیله عوامل و مرکز قدرت شهری از دست آنها خارج می شود. از این رو عمران و توسعه روستایی یعنی معکوس کردن جریان سنتی ثروت و سرمایه از روستاها به طرف شهرها و قرار دادن ثروتها در کانالهایی که منافع آن به جیب کارگران و روستانشینان بود همان کارگران و کشاورزان و روستانشینانی که ثروتهای مذکور را با دستها و مغزهای خود تولید کرده اند.
به طور کلی توسعه روستایی یک فرآیند توسعه دادن و مورد استفاده قرا دادن منابع طبیعی و انسانی، تکنولوژی، تسهیلات زیر بنایی، نهادها و سازمانها، سیاست های دولت و برنامه ها به منظور تشویق و تسریع رشد اقتصادی در مناطق روستایی جهت ایجاد شغل و بهبود کیفیت زندگی روستایی برای ادامه زندگی و پایداری حیات است. این فرآیند علاوه بر رشد اقتصادی درگیر تغییرات در طرز تلقی و در بسیاری موارد حتی شامل تغییر در عادات و اعتقادات مردم می باشد. فرآیند توسعه روستایی در برگیرنده تمامی قدمهای تغییر است که به وسیله آن یک سیستم اجتماعی روستایی از شرایط زندگی که غیر مطلوب به نظر می رسد به طرف شرایط مطلوب مادی و روحی حرکت می کند.
با توجه به تعاریف فوق شاید بتوان گفت که توسعه روستایی به طور کلی به معنای تغییر شکل تدریجی نه تنها در روشهای تولیدی و سازمانها و موسسات اقتصادی بلکه تغییر در زیربناهای اجتماعی و سیاسی و همچنین تغییر شکل در روابط انسانی و موقعیت های افراد روستایی می شود که نتیجه آن افزایش رضامندی اقتصادی مردم روستایی است.
در تعاریف فوق هر یک از متخصصین و کارشناسان بسته به نظر خاص خود بر مفاهیم، اهداف. استراتژی ها و روشهای اجرائی و اهمیت توسعه روستایی تاکید کرده اند و برخی نیز معیارهایی جهت ارزشیابی عمران روستایی ارائه نموده اند. درهر صورت کسانی که ادعای عمران و توسعه روستایی و داعیه حل مشکلات پیچیده آن را دارند باید حداقل تعهد اساسی به یک چارچوب ارزشی را داشته باشند. این چارچوب ارزشی دارای چهار بعد اساسی به شرح زیر است:
۱- برابری دسترسی مردم روستایی به منابع اقتصادی
۲- حقوق برابر سیاسی. اجتماعی، فرهنگی برای همه ساکنین روستایی
۳- شرکت واقعی مردم در تمام تصمیمات مربوط به امور اجتماعی، رفاهی، سیاسی، اشتغال و غیره.
۴- خاتمه دادن به افتراق کارفکری و کار دستی و عملی و به کارگیری تکنولوژی مناسب بار این منظور. در خصوص مسائل و موارد فوق هیچگاه ابهامی نباید وجود داشته باشد.
این تعهد به گفته ویگ ناراجا پونا شرط اولیه برای پاسخگویی مترقیانه پابرجا و عمیق انسانی و اقتصادی موجود در روستاهاست. البته انجام این کار مستلزم وجود دولتمردانی متعهد
و متفکرینی شایسته و راست اندیش و تخصصین پر تلاش می باشد که با قدرت سیاسی و فکری و اقتصادی که دارند تغییرات ضروری را فراهم کرده و راه حلهای مناسب را برای حل مشکلات واقعی عمران روستایی که امروز کاملا شناخته شده است ارائه دهند.
اهمیت توسعه روستایی
مطابق آمارهای منتشره از طرف سازمان ملل متحدد تقریبا ۶۲% از جمعیت کل دنیا را روستائیان تشکیل می دهند. در آسیا و افریقا نسبت فوق به ۷۶% هم می رسد. بعلاوه در سال ۱۹۷۲ در عالم حدود ۷۰۰ میلیون نفر وجود داشتند که قربانی فقر مطلق بودند و تقریبا ۸۵% آنها در مناطق روستایی زندگی می کردند. این رقم ۷۰۰ میلیون در مقایسه با دهه قبل ۴۳ میلیون نفر افزایش نشان می دهد و با توجه به آمار فوق رقم مزبور در دهه آخر قرن بیستم باز هم افزایش پیدا خواهد کرد.
گزارش بانک جهانی که در سال ۱۹۳۳به کنفرانس گرسنگی در واشنگتن ارائه گردید می گوید : در حال حاضر ۳/۱ جمعیت جهان در گرسنگی به سر می برند و اغلب اینها در مناطق روستایی زندگی می نمایند.
اطلاعات آماری موجود نشان می دهند که علیرغم پایین آمدن نسبت جمعیت روستانشین نسبت به جمعیت شهرنشین که بر اثر مهاجرت روستاییان به شهر ها صورت پذیرفته است .
قدر مطلق جمعیت روستایی پیوسته رو به افزایش داشته و لاجرم وضعیت نامساعد موجود هر روز وخیم تر و نامساعدتر می شود بعنوان مثال در سرشماری عمومی سال ۱۳۳۵ جمعیت ایران ۱۹ میلیون نفر بوده که از این تعداد ۷۵% در روستاها و ۲۵% در شهرها زندگی می کردند.
یعنی جمعیت روستانشین تقریبا ۱۵ میلیون نفر بود لیکن بر اثر گسترش شهر نشینی و مهاجرت روستائیان به شهر ها و بالا بودن رشد جمعیت و عوامل دیگر این نسبت ها تغییر کرده بطوری که در سرشماری ۱۳۳۵ که جمعیت کشور ۳۶ میلیون نفر بود نسبت جمعیت روستانشین ۵۰% و جمعیت شهر نشین نیز تقریبا ۵۰% اعلام شد.
اگر نسبتهای فوق را هم اکنون نیز صادق بدانیم جمعیت روستانشین کشور باید حدود ۳۵ میلیون نفر باشد که از دو برابر جمعیت روستانشین کشور در سال ۱۳۳۵ بیشتر است. با توجه به آماری و ارقام مذکور انجام عملیات عمرانی در سطح روستاها و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی این مناطق امری حیاتی می باشد.
چنانچه می دانیم اقتصادی کشورهای جهان سوم اغلب بر تولیدات کشاورزی متکی است و فعالیتها ی کشاورزی هم غالبا در روستاها انجام می شود لذا از یک طرف به خاطر بهبود بخشیدن به روشهای سنتی تولید کشاورزی و بهره برداری بهینه از زمین و منابع تولید و توزیع محصولات کشاورزی و متعاقب آن تخفیف گرسنگی و محو فقر و از طرف دیگر به منظور نوسازی اجتماعی و فرهنگی روستاها که خود منبعث از توجه به مسائل انسانی و ضرورتهای سیاسی است، موضوع توسعه روستایی و اهمیت آن آشکار می شود و برای همین هم هست که گفته اند مشکلات آینده جهان سوم اعم از بیکاری، فقر، کمبود درآمد، گرسنگی، کمبود تولید و غیره باید در روستاها حل و فصل گردد. بنابر این توسعه روستایی به خاطر حل مشکلات مزبور و مخصوصا برآوردن نیازهای اساسی مردم روستایی از اهیمت و اولویت خاصی برخوردار است.
اهمیت امر توسعه روستایی از آن جهت است که خیل عظیم جمعیت روستانشین از برنامه های توسعه ملی در دهه های گذشته نفعی نبرده اند و طرفی نبسته اند و در بسیاری موارد حتی وضعی زندگیشان از سابق هم بدتر شده است. اختلاف سطح زندگی شهری و روستایی افزایش می یابد و بعلاوه فاصله طبقاتی در میان اقشار مختلف روستایی نیز پیوسته رو به افزایش است و از این رو مهاجرت روستائیان به شهر ها شتاب بیشتری می گیرد.
مهاجرین مشکلات روستایی را با خود به شهرها منتقل کرده و شهرها هر روز غیر قابل تحمل تر می شوند و زندگی دشوارتر می گردد. آقای منظور احمد که یکی از چهره های برجسته توسعه روستایی و کارشناس معروف سازمان ملل است هنگامی که صحبت از توسعه روستایی و تغییر شکل روستاها می کند، هشدار می دهد که باید برنامه های عمران روستایی در صدر اولویت توسعه اقتصادی در جهان سوم باشد لذا به قوت می توان گفت که باید در روستاها دست به اقدامات عمرانی همه جانبه و جدی زد و از شکست های گذشته درس آموخت، باید به مردم روستاها که دراثر استراتژی های توسعه دهه های گذشته به آنها عمدا یا سهوا توجهی نشده است توجه خاص مبذول گردد و برنامه های عمران روستایی با قدرت و تعهد و دلسوزی بیشتری از جانب دولت ها و با کمک مردم به مورد اجرا درآید.
اگر در روستاها تولیدات باز هم رو به کاهش رود و مردم دلیلی برای ماندن در آن مناطق نیابند لاجرم بر شدت مهاجرتها به طرف شهرها افزوده خواهد شد. شهرهایی که توانایی جذب آنان را ندارند و خود لبریز از مشکلات و غرق در معضلات خویش هستند در آن صورت وضع از این هم بدتر خواهد شد.
تا دیر نشده است باید توسعه و عمران روستایی رونق گیرد و مشکلات عدیده موجود تخفیف یابند والا به گفته پروفسور مالاسیس فاجعه نزدیک است. فاجعه ای که دامن بشریت اعم از شرقی و غربی را خواهد گرفت.
بازدید
در گروههای پستتر ، بافتها تنوع کمتری دارند مثلا در خزهها ، اگر چه تا حد زیادی تقسیم کار صورت گرفته اما هنوز بافتها تمایز کامل نیافته و کاملا اختصاصی نشدهاند. بنابراین بافتها ، عمدتا پارانشیمی میباشند و در نهانزادان آوندی ، بعضی از بافتها نظیر بافت هدایت کننده برای اولین مرتبه تمایز یافته است و بعد تکامل آنها ادامه مییابد تا در گیاهان گلدار به حد کمال خود میرسد و کاملا اختصاصی میشود.
انواع بافتهای گیاهی
بافت مریستم
این بافت ، بافت فوقالعاده مهمی است چون منشا کلیه بافتها و ساختمانهای گیاهی است. بافت مریستم بافت نسبتا پیچیدهای است که در اندامهای مختلف به صور گوناگون یافت میشود و در هر مکان از خصوصیات ویژهای برخوردار است. اگر چه فعالیت مهم سلولهای بافت مریستم تقسیم و تکثیر سلولی است ولی در موقعیتهای مختلف و اندامهای مختلف ، شکل و وضعیت متفاوتی را به خود میگیرند و عهدهدار تشکیل اندامها و بافتهای خاصی میباشند.
بنابراین ، سلولهای مریستمی در جایگاههای مختلف از نظر فیزیولوژیکی و طرز تقسیم ، کاملا اختصاصی عمل میکنند. سلولهای بافت مریستم عموما فاقد واکوئل میباشند و گاه واکوئلهای ریزی دارند. دیواره سلولی نازک و فعالیت پرتوپلاسمی شدیدی داشته و قدرت تقسیم فوق العادهای در آنها وجود دارد. بطوری که یک سلول مریستمی ممکن است قدرت تقسیم خود را هزاران سال حفظ کند.
بافت پارانشیم
یکی از بافتهای بسیار مهم است. این بافت ، یک بافت عمومی و همگانی محسوب میشود و در بسیاری از ساختمانها بخصوص ساختمان نخستین ، بافتهای دیگر درون آن واقع میشوند. بدین جهت ، بافت پارانشیم را گاهی ، بافت زمینهای نیز میگویند. سلولهای این بافت ، تنها دارای دیواره نخستین و به کلی فاقد دیواره ثانویه میباشند. سلولهای این بافت ، دارای پروتوپلاسم فعال میباشند و در فعالیتهای مهم و حیاتی گیاهان شرکت دارند. سلولهای این بافت ، معمولا شکل خاصی ندارند و در هر مکانی با شکل و خصوصیات پرتوپلاسمی خاصی ، که در ارتباط با نوع فعالیت آنها میباشند ظاهر میگردند. این بافت شامل سه نوع بافت زیر میباشد.
بافت کلرانشیم: بافت پارانشیم فتوسنتزی میباشد چرا که این سلولها دارای کلروپلاستهای متعددی میباشند و فواصل سلولی زیادی بین آنها وجود دارد.
بافت پارانشیم ذخیرهای: وظیفه ذخیره در اندامهای مختلف مثل ریشه ، ساقه ، دانه و میوه را بر عهده دارد. که غالبا این مواد ذخیرهای شامل هیدرات کربن مثل نشاسته و گاهی نیز شامل دانههای روغنی و پروتئینی میباشند سلولهای این بافت فاقد شکل مشخص میباشند و دارای دیواره نازکیاند اما پروتوپلاسم آنها فعال است.
پارانشیم زمینهای: تقریبا در همه اندامها بین بافتهای جداگانه قرار دارند و سلولهایش دارای شکلهای مختلفاند که بر حسب محل خود به بافتهای مختلف اسکرانشیم ، کلانشیم تبدیل میشوند یا در نقش انتقال مواد یا گاه در نقش ذخیره مواد یا نقشهای دیگر عمل میکنند.
بافتهای مقاوم
بافت کلانشیم: یک بافت مقاوم است که غالبا در ساختمانهای نخستین ساقه ، ریشه و اندامهای دیگر یافت میشود. این بافت معمولا در نواحی بیرونی اندامها نزدیک به روپوست به صورت دستجات سلولی یا استوانه سرتاسری یک لایه یا چند لایه سلولی ، ظاهر میشود. بافت کلانشیم فاقد دیواره ثانویه هستند و دیواره اولیه در آنها به طرز نامنظمی ضخیم میشود. نامنظم بودن رسوبات دیواره سلولهای بافت کلانشیم کمک موثری در شناسایی سریع این بافت میکند. به خاطر اینکه سلولهای این بافت فاقد دیواره ضخیم ثانویهاند بنابراین فعالیت پروتوپلاسمی نسبتا بالایی دارند.
بافت اسکلرانشیم: بافت مقاومی است که تقریبا در همه نقاط گیاه دیده میشود این بافت گاه به صورت اجتماع ، گاه به صورت یک یا چند لایهای گاه نیز به صورت سلولهای پراکنده انفرادی دیده میشود بافت اسکلرانشیم هم در ساختمانهای نخستین و هم در ساختمانهای ثانویه گیاه دیده میشود. سلولهای این بافت به دو دسته فیبر و اسکلریدی تقسیم میشود. که بخصوص از نظر شکل باهم فرق دارند. فیبر سوزنی و کشیده اما اسکلریدی دارای اشکال متنوع میباشد.
بافت هادی
بافت آوند چوبی: بافت آوند چوبی همراه بافت آبکش ، به عنوان سیستم هدایت کننده است. این بافت در استوانه مرکزی اندامهای ریشه و ساقه قرار گرفته و دارای سلولهای متفاوتی مثل سلولهای غربالی وسل و تراکئید اختصاصیاند. اما برخی دیگر مثل سلولهای پارانشیم یا الیاف غیر اختصاصی میباشند. پس این بافت ، یک نوع بافت مرکب است.
بافت آوند آبکشی: بافت آوند آبکشی عهدهدار انتقال مواد غذایی در گیاه است، یعنی انتقال شیره پرورده در اندامهای مختلف. در ارتباط نزدیک با بافت آوند چوبی قرار گرفته و در ساختمانهای نخستین اندامهای ریشه و ساقه ، درون استوانه مرکزی قرار دارد. ولی به علت عدم وجود دیواره ثانویه سلولهای آبکش ، تشخیص آن از سلولهای پارانشیمی در مشاهدات میکروسکوپی مشکل میباشد. این بافت نیز مثل بافت چوبی یک بافت مرکب است که دارای سلولهای اختصاصی مثل سلولهای غربالی و سلول همراه میباشند و نیز سلولهای غیر اختصاصی مثل پارانشیمی و الیاف.
بافت محافظ
بافت محافظ ، جهت محافظت از اندامهای گیاهی میباشد و قشر خارجی آنها را تشکیل میدهد. بافت محافظ دو نوع است: یکی بافت محافظی است که اندامهای گیاه را در رشد نخستین میپوشاند که آنرا روپوست یا اپیدرمیس گویند. دیگری بافت پریدرم که پوشش اندامها را در ساختمان پسین تشکیل میدهد که به آن بافت چوب پنبهای هم میگویند. این دو بافت محافظ کاملا از هم متفاوتند.
بافت ترشحی
اعضای ترشحی در گیاهان بسیارمتنوع و کاملا متفاوت باهمند و بیشتر اوقات به صورت بافت مشخصی نمیباشند. بافتهای ترشحی آنها ممکن است که به صورت پرز غدهای ، سلول منفرد ، یک لایه سلول ، مجرا ، کیسه و یا لوله باشند.
بافت گیاهی
دید کلی
بافتها گروهی از سلولها هستند که خاستگاه یکسان دارند. انواع گوناگون از بافتها ریشهها ، ساقهها و برگها را بوجود میآورند. در پیکر همه گیاهان دو نوع بافت وجود دارد. بافتهای مریستمی و بافتهای بالغ. بافتهای مریستمی بافتهایی هستند که از سلولهای تمایز نیافته تشکیل شده اند و میتوانند منشا و خاستگاه سایر بافتها باشند. بافتهای بالغ بافتهایی هستند که برحسب نیاز گیاه و بر طبق عملکرد آن قسمت از گیاه بوجود میآیند و کارهای مختلفی را انجام میدهند.
بافتهای مریستمی
بافت مریستمی متشکل از سلولهای نابالغ و تمایز نیافتهاند که دارای توان تقسیم مکررند. مریستمهای حقیقی دارای اختصاصات زیر میباشند.
۱٫ سلولهای ایزودیامتریک هستند. (اندازه وجوه برابر دارند)
۲٫ مدور و چند وجهی بوده و به شکل فشرده قرار گرفتهاند و فضای بین سلولی در آنها دیده نمیشود.
۳٫ دیواره نازک پکتوسلولزی دارند و هرگز دیواره ثانویه ندارند.
۴٫ سیتوپلاسم متراکم با هسته درشت داشته و واکوئل مشخص و مواد ارگاستیک (مواد غیرزنده) ندارند.
انواع بافت مریستمی
مریستم انتهایی
در انتهای همه ریشهها و ساقهها یافت میشوند. از مریستم انتهایی ساقه ، برگها ، ساقهها ، گلها تمایز مییابند. در بعضی از گیاهان آوندی پست مریستم انتهایی فقط از یک سلول انتهایی تشکیل شده که در عدهای دیگر از گیاهان پست و همه گیاهان آوندی عالی از تعدادی سلول بنیادی تشکیل شده است.
مریستم جانبی
این مریستمها به موازات محور طولی اندام یعنی در پیرامون اندام واقع شدهاند. این مریستمها مسئول افزایش ضخامت اندامها هستند. این مریستمها درون بافتهای اولیه بوجود میآیند. ولی بافت ثانویه تولید میکنند که مریستمهای ثانویه شامل کامبیوم آوندی و کامبیوم چوب پنبه است.
مریستم میان گرهی
در واقع بخشی از مریستم انتهایی هستند که توسط بافتهای بالغ از مریستم انتهایی جدا شدهاند و معمولا در پایه میان گرههای برخی گیاهان مانند بیشتر تک لپهایها و دم اسبیان وجود دارند. در پایه برگها هم هستند و مسئول رشد طولی اندامند. برخلاف مریستم انتهایی بلاخره کاملا ناپدید میشوند. مریستمها را بر اساس خاستگاه به مریستم اولیه و ثانویه تقسیم میکنند. سلولهای اولیه آنهایی هستند که از سلول جنینی تشکیل شدهاند. این سلولها اختصاص به انتهای ریشه و ساقه دارند. ولی مریستم ثانویه از تمایز زدایی بافتهای دائمی بوجود میآیند و شامل کامبیوم آوندی و کامبیوم چوب میباشند.
بافتهای بالغ
بافتهای تمایز یافتهای هستند که از بافتهای مریستم بوجود میآیند. تقسیمات زیادی در آنها صورت نمیگیرد. این سلولها درشتتر از سلولهای مریستمیاند. سیتوپلاسم کم ، واکوئل مشخص و مواد ارگاستیک (مواد غیره زنده) دارند. در بدو بلوغ مردهاند. پر از آب یا هوا هستند. ویژگی بافتهای بالغ داشتن فضای بین سلولی است که این فضای بین سلولی زمانی که بافتها تمایز مییابند، یعنی از جنینی به شرایط دائمی منتقل میشوند، بوجود میآیند.
بافتهای بالغ را نیز همچون مریستمها بر اساس خاستگاه به بافتهای اولیه و ثانویه رده بندی میکنند. بافتهای اولیه از مریستم اولیه بوجود میآیند و بافتهای ثانویه از مریستم ثانویه بوجود میآیند. بافتهای بالغ را به بافتهای ساده و مرکب رده بندی میکنند که بافتهای ساده همه از یک نوع سلول تشکیل شدهاند که همه یک نوع کار انجام میدهند. ولی بافت مرکب مانند بافت آوندی از چندین نوع سلول تشکیل شده است.
پارانشیم
بخش اعظم پیکر گیاهان علفی را تشکیل میدهد. این بافت متشکل از سلولهای پارانشیمی است که این سلولها زندهاند و دیواره اولیه دارند ولی گاهی دیواره ثانویه هم در آنها دیده میشود.سلولهای این بافت از لحاظ مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی تنوع زیادی را نشان میدهند.پارانشیمها در التیام زخمها ، ترمیم اندامها و جوش خوردن پیوندها شرکت دارند. اکثر فعالیتهای متابولیکی گیاه توسط سلولهای پارانشیمی گیاه انجام میشود. مثل فتوسنتز ، تنفس ، جذب ، ذخیره ، ترشح. انواع سلولهای پارانشیمی عبارتند از :
کلانشیم
ازسلولهای کلانشیم تشکیل شده که این سلولها ممکن است پارانشیم مانند باشند. ولی سلولهای کلانشیم تخصص یافته و طویلترند. دارای دیواره اولیه هستند که ضخامت آن یکنواخت نبوده و در بعضی قسمتها خصوصا در گوشهها ضخیمتر است. سلولها زندهاند و ممکن است دارای کلروپلاست باشند. بافت کلانشیم بافت مقاوم اندامهای در حال رشد است. اندامهایی که در حال طویل شدن هستند.
کلانشیم بافت مقاوم گیاهان دو لپهای است و در تک لپهایها دیده نمیشود. بافت مقاوم تک لپهایها اسکلرانشیم است و در ریشه کلانشیم دیده نمیشود. بافت کلانشیم در ساقهها و دمبرگها و در برگها در رگبرگهای درشت آن دیده میشود. انواع بافت کلانشیم با توجه به شکل سلول و ضخامت دیواره شامل کلانشیم زاویهای ، کلانشیم مماسی و کلانشیم حفرهای است.
اسکلرانشیم
این بافت نیز مانند کلانشیم بافت مقاوم گیاه است ولی برخلاف کلانشیم هم دیواره اولیه دارد و هم دیواره ثانویه و در اکثر مواقع دیواره چوبی شده دیوارهها خاصیت الاستیکی دارند. یعنی در صورت وجود فشار یا کشش دیواره تغییر شکل میدهد و زمانی که فشار برطرف شد به شکل اولیه بر میگردد. بافت اسکلرانشیم بافت مقاوم اندامهای بالغ است. اندامهایی که رشد طولی آنها پایان یافته اسکلرانشیم جایگزین کلانشیم میشود. دو نوع بافت اسکلرانشیم وجود دارد که شامل اسکلرانشیم هادی ، اسکلرانشیم مکانیکی است که خود به دو نوع اسکلرید و فیبر تقسیم میشود.
بافتهای مرکب
بافت محافظ
همانطوری که از نامش پیداست وظیفه محافظت از پیکر گیاه را بر عهده دارند که این بافت محافظ در پیکر اولیه اپیدرم و در پیکر ثانویه گیاه پریدرم میباشد و از انواع مختلف سلولها تشکیل یافتهاند.
بافت آوندی
شامل دو نوع بافت فلوئم یا آبکشی و بافت گزیلم یا چوبی میباشد که هر دو از انواع مختلف سلولها تشکیل شده که وظایف متعددی نیز دارند. گزیلم انتقال آب و کانیها را از ریشه به بخشهای هوایی بر عهده دارد و علاوه بر انتقال در نگهداری و ذخیره هم مشارکت دارد. فلوئم نیز انتقال شیره پرورده و ترکیبات آلی ساخته شده در برگها را به سایر بخشهای گیاه بر عهده دارد.
بافت چوبی
مقدمه
بافت چوبی از پروکامبیوم بوجود میآید و پروکامبیوم از مریستم انتهایی ناشی میشود بافت چوبی واجد دیواره نخستین را که از پروکامبیوم گیاه ایجاد میشود، بافت چوبی نخستین مینامند در بسیاری از گیاهان پس از تکمیل دیواره نخستین بافتهای پسین تشکیل میشوند. بافت چوبی از ۴ نوع یاخته تراکئید ، وسل ، فیبر و پارانشیم چوبی تشکیل شده. نقش اصلی این یاختهها انتقال شیره خام و تا حدی حفاظت گیاه است.
بازدید
شستشوی بت ها
قبل از اسلام عرب ها بت های خودرا درمکه با زعفران شستشو ومعطر می کردند. به نوشته بلعمی ‹‹ به مزکت مکه ۳۶۰ بود، جز آنکه درخانه کعبه از هبل ومنات وبتان دیگر، همه از سنگ کرده، برکردار مردم جامه پوشانده از هر رنگی وخلوق وزعفران وبوهای خوش بروی کرده›› . رنگ زرد وزعفرانی، همچون زره درنزد عرب های جاهلی ونیز هندوان ، رنگی قداست آمیز به حساب می آید. بعد از اسلام، مهدی خلیفه عباسی درسال ۱۶۰ هـ ، جامه کعبه را نوکرد‹‹ آنگاه بگفت تاعطر زعفران آلود به همه خانه مالیدند›› .
عطر وبخور
مستندات وشواهد تاریخی حکایت از آن دارد که زعفران درایران باستان بعنوان عطر وبخور به منظور از خوشبوکردن فضای کاخ ها ومجالس بزم وسرور کاربرد داشته است. دوبخوردان جلوی داریوش درسنگ نگاره های تخت جمشید دلالت براستفاده از عطر وبخور درکاخ های پرسپولیس دارد. همچنین وجود ۱۴ نفر عطر ساز دردربار هخامنشی گزارش شده است.
فردوسی به استفاده از زعفران به منظور خوش بو کردن فضا اشاره کرده است. به روایتی فردوسی مبدأ جشن مهرگان ، روز پیروزی فریدون برضحاک است. که فریدون آن را تدارک دید.
بفرمود تاآتش افروختند همه عنبر وزعفران سوختند . نظامی گنجوی نیزدر داستان شورانگیز خسرو وشیرین به خوشبو کردن فضای کاخ ها درعصر ساسانیان بازعفران اشاره ای دارد. وقتی خسرو قصد رفتن به قصر شیرین را دارد، شیرین به کنیز کاردان خود دستور رفت وروب ورایحه بخش کاخ را می دهد ‹‹ زخار وخاره خالی کن میانش معطر کن به مشک وزعفرانش ››. مطابق مستندات تاریخی هارون الرشید نیز چونان داریوش بر صندلی می نشست و از رایحه بخورهای معطر سرمست می شد. او حتی اتاق خواب و کنیزکان خود را با زعفران و مواد خشبو معطر می کرد.بروایت تاریخ طبرستان که شرح جشن های ر خرج و با شکوه اردشیربن حسن (از پادشاهان آل باوند) در قرن ششم را نقل کرده، در یک بزم اردشیر با گل افشانی و بخور مواد خشبو و پذیرایی شایانی داشت. از آن جمله اصتاف میوه های خشک و تر بر طبق نهادند، و به هر گامی در پس حریفان، فراشی، مجمره های زرین اود و عنبر و زعفران سوختندی. استفاده از بخور برخی از مواد معطر، چون زعفران، علاوه بر رایحه بخش، خاصیت حشره کشی، ضد عفونی کننده بهداشتی و درمانی نیز داشته است که در متون کهن به آن اشاره شده است. از باب نمونه، ابوعلی سینا در معالجه بیماری آسم توصیه می کند که ‹‹مر، دارچین خطیی، کوشنه و زعفران بخور شوند››. عرب های جاهلی محلول زعفران یا ترکیب آن با مواد معطر با نام خلوق را به عنوان عطر استفاده می کردند. به روایت بلعمی اعراب قبل از اسلام زعفران را با عطرها به آب بزدندی، کافران قریش و آیین ایشان چنان بود و بر خویشتن و بر جامعه مالیدندی تا همه تن ایشان و جامه زرد شدی و باک نداشتنی زیرا که از همه بوی خوش، ایشان را زعفران عزیزتر بودی .
مطابق روایت طبری، در مراسم ازدواج خدیجه،دختر خویلدبن اسد، قبل از ظهور اسلام با حضرت محمد (ص) از زعفران استفاده شده، که به پیروی از سنت های قدیم تر بوده است ‹‹گاوی بکشت، و پدر را عطر زعفران آلود زد وحله ای بپوشاند››.
به نوشته این مندویه اصفهانی، درقرن چهارم هجری، اززعفران درتهیه انواعی ازعطر وغالبه استفاده می شد که نوعی از آن موسوم به مخمس زعفرانی ونوعی دیگر آن به زعفرانی معروف بود. شهمردان بن ابی الخیر درقرن پنجم چگونگی ساخت برخی از عطرها، وازجمله انواع زعفران دار موسوم به زعفرانی ،مثلث، کافوری، بوقماشه ومطرا را متذکرشده است.
بازدید
بازدید
تاریخچه پیدایش گل خشخاش و مصرف تریاک
در این مورد سیاح فرانسوی ، شارون در سیاحت نامه خود چنین توضیح می دهد که
( مصرف این دارو ، تریاک ، در حقیقت نتیجه یک تکامل عمومی است که به زحمت از ۱۰ نفر یکی را می توان یافت که به این عادت شوم آلوده نشده باشد ) و تاورنیه سیاح دیگر فرانسوی درسفرنامه خود از شروع خوردن شربت کوکنار و بنگ در دوران صفویه خبر داده است .
هر چند در یادداشتهای این دو سیاح اغراقهایی وجود دارد ولی آنچه مسلم است در زمان صفویان خوردن حب تریاک و نوشیدن شربت کوکنار ( که همان جوشانده خشخشاش است ) به ویژه در اصفهان بسیار متداول بوده است ولی از دود کردن تریاک در این دوره اطلاعی در دست نیست و با باز شدن پای اروپائیان به ایران تریاک دراین سرزمین رواج یافت و بسیاری از شاهزادگان دربار و صاحب منصبان لشکری و کشوری را به دام انداخت .
چنانکه ملاحظه می شود همراه با رشد استعمار در جامعه های در حال رشد ، کشت خشخاش و اعتیاد به تریاک در روستاهای ایران متداول گشت و خرید و فروش آن معمول شد . چون انگلیسیها تریاک ایران را خوب می خریدند ، کشاورزان دست از زراعت گندم کشیدند و قسمت زیادی از اراضی گندم خیز را به کشت خشخاش و اعتیاد تخصیص دادند ، به طوری که تریاک به صورت یکی از مهمترین اجناس صادراتی ایران درآمد . قانونهای تحریر تریاک ( ۱۳۲۹ ) و انحصار تریاک و مجازات ارتکاب قاچاق مواد افیونی و تولید و توزیع غیرقانونی ( ۱۳۰۷ ) هر چند ظاهراً در جهت کاهش مصرف این ماده و مبارزه با آن دفع گردیده بود ولی عملاً مردم را به تریاک کشی دعوت و تشویق می نمود .
در این دوره دستگاه حکومتی تریاک را فقط به عنوان یک منبع درآمد برای دولت در نظر می گرفت و با دریافت سوخته حق الزحمه هم می داد ! در سال ۱۳۲۰ این انحصار و کنترل محدود هم از بین رفت و در سالهای جنگ جهانی دوم و بعد از قاچاق مواد افیونی و اعتیاد آن رواج بیشتری پیدا کرد . در سال ۱۳۳۴ قانون منبع کشت خشخاش و جلوگیری از مصرف غیر طبی تریاک از تصویب مجلس گذشت و وزارت بهداری را مسئول مسئله معتادان قرار داد . در سال ۱۳۴۸ دولت قانون منبع کشت خشخاش را لغو کرده و به جای آن قانون کشت محدود خشخاش و سهمیه کوپن تریاک را مطرح کرد .
بررسی علل و عوارض فردی خانوادگی و اجتماعی اعتیاد :
قرنهاست که انسان به دلیل مختلف مواد مخدر مصرف کرده است چون اولین بار در سال ۱۸۰۴ مورفین در طب برای رهایی از درد عملیات جراحی و دردهای بعد از عمل مورد استفاده قرار گرفته و به دلیل لذتی که بعد از تزریق و مصرف مرفین به بیمار دست می دهد به خارج از بیمارستان راه پیدا نموده و مورد استفاده قرار گرفته است و در این انتقال ، بیمارستان برای استفاده مادی نقش داشته است .
هروئین نیز در سال ۱۸۹۸ برای اولین بار به صورت کود سفید رنگ مورد استفاده قرار گرفت و متاسفانه به علت اثرات روحی آن در آغاز به مصرف کنندگان دست می دهد ، ممکن است احساس لذت ببرند ، و کم کم به وابستگی جسمی و روانی معتاد منتهی می گردد . چون کاربرد و مصرف داروهای مخدر برای لذات روحی و شادمانی زاید الوصف و همچنین شدید و طولانی کردن لذت جسمی و تاخیر در ارضای جنسی و شهوت در موقع مقاربت استفاده می شود .
افراد زیادی به آن گرایش پیدا نموده ، معتاد می شوند ولی متاسفانه پس از مدتی مصرف ، لذت فوق به صورت احتیاج جنسی و روانی در می آید .
واکنشهای اجتماعی در برابر اعتیاد :
معمولاً واکنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت است . متاسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اعتیاد را بیشتر یک مسئله شخصی و فردی می دانند نه اجتماعی ، در حالی که برعکس است و بیشتر مسئله و مشکل اجتماعی است نه شخصی و فردی .
متاسفانه در ایران در گوشه و کنار شهر و روستا هر کس دردی داشته باشد حتی هرقدر مزمن باشد به وسیله مردم پزشک نما فوراً تریاک تجویز می شود . بدون این که بفهمند چه تاثیر نامطلوبی دارد و عوارض جسمی آن چیست و حتی بی توجه به این که رهایی از درد موقتی است و برای رهایی همیشگی از آن به صورت مصرف روزانه درمی آید و شخص را معتاد می کند .
در ایران مصرف تریاک مدتها عادی و رایج بود . حتی اغلب خانواده ها مقداری تریاک را با آب حل می کردند و به کودکان خود می خوراندند تا شب راحت بخوابند به حدی که کودکان نیز به آن مواد نیاز پیدا کرده و معتاد می شدند و حتی مدتی هم خرید و فروش آن کاملا آزاد بود و مجازاتی نداشت و این خود یکی از عوامل رواج مصرف دارو می شد تا این که در ایران و حتی آمریکا قوانینی وضع و تصویب شد تا جلوی مصرف این مواد را بگیرند . در امریکا و اخیراً در ایران فقط با تجویز پزشک قابل خرید و مصرف است .
واکنش اخیر مردم در برابر معتاد آن است که آنان معتقدند ، افراد معتاد با استفاده از این مواد روح و فکر افراد دیگر اجتماع را خراب می کنند و علاوه بر ازبین بردن تدریجی خود ، باعث بیماری افراد دیگر اجتماع می گردند .
در ایران هم چنین برای تولید کنندگان شدیدترین مجازات ، حتی مجازات مرگ و برای مصرف کنندگان زندانهای طولانی به مورد اجرا در می آید . ولی مسئله مهم این است که با توجه به شدیدترین مجازات برای تولید و مصرف مواد مخدر هر ساله بر تعداد معتادان افزوده می شود و جامعه هر روز با فقر نیروی انسانی کارآمد و سازنده بیشتر مواجه می شود .
شناخت شخصیت و طرز رفتار معتادان :
معتادان از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند . چون هم افراد مرفه و هم افراد فقیر معتاد می شوند وهم افراد بیکار ، هم آنانی که پایگاه اجتماعی خوبی ندارند معتاد می شوند و هم آنانی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند . بنابر این در این گونه مواقع افراد از هر طبقه اجتماعی و اقتصادی ممکن است معتاد شوند ، حتی میمون در آزمایشگاه معتاد می شوند . افراد معتاد یعنی کسانی که به این بیماری اجتماعی مبتلا شده اند اغلب به ارتکاب جرم می پردازند ، چون برای تمین مواد مورد نیاز خود ، به پول احتیاج دارند و این پول را باید اغلب از راه نامشروع تامین کنند و به همین علت به ارتکاب جرم می پردازند .
به هیچ کس و هیچ چیز وفادار نیستند و تنها سعی آنان به دست آوردن مواد مورد نیازشان است . از هر طریقی و به هر شکلی که امکان پذیر باشد . بیشتر لذت طلب وخشن هستند و از اطرافیان توقع زیادی دارند . از لحاظ عاطفی در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئولیت احساس نمی کنند و همیشه همه مردم به ویژه اطرافیان خود را مسئول رفتار خویش می دانند ، همواره یک نوع مکانیسم دفاعی در برابر دیگران دارند و همیشه در حال اعتراض هستند .
انواع مواد مخدر و اثرات جسمی و روانی آنها :
معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی است اخلاق عمومی ، سلامت و رفاه خود ، خانواده و اجتماعش را به خطر می اندازد . یا به عبارت دیگر ، اعتیاد را می توان یک مسمومیت مزمن دانست که برای مشخص و هم برای خانواده و جامعه اش مضر است و انواع آن به شرح زیر است :
۱ ـ تریاک : یکی از قدیمی ترین مواد مخدری است که در اغلب جامعه ها ، بویژه کشورهای آسیایی و آفریقایی بوسیله افراد مسن مصرف می شود .
۲ ـ مرفین : که از تریاک گرفته می شود و به دو صورت مایع و پودر مصرف می گردد در جامعه های صنعتی مصرفش توسط جوانان زیاد است .
۳ ـ هروئین : معمولاً از طریق ترکیبات شیمیایی ساخته می شود و اثرش سه برابر موفین است .
۴ ـ کوکائین : که از گیاه مصنوعی گرفته می شود و اغلب در بیهوشی موضعی مصرف پزشکی دارد . اثرات جسمی آن کم است در حالیکه از نظر روانی اثراتش از هوئین بیشتر است . پس از مصرف به معتاد احساس ضعف زاید الوصف دست داده و شادی آفرین می شود . لذت جنسی را تشدید می کند و به همین دلیل معتادان سعی می کنند مصرف آن را بیشتر کنند ،ولی ممکن است حالت توهم زا و اغفال کننده به معتاد دست دهد . کسانی که با این دارو معتاد می شوند معمولاً سارسیم جنسی پیدا می کنند و به همین دلیل خطرناکند .
۵ ـ ال ـ اس ـ دی :
اعتیاد جسمانی ندارد ولی اثرات مغزی و روانی دارد به همین دلیل زیانبخش است و اعتیاد روانی می آورد . در آمریکا بیشتر از سایر کشورها رایج است .
۶ـ آنتامین ها :
که محرکند و اعتیاد آور و اغلب به وسیله پزشکان به بیماران تجویز می گرددو چون سیستم مرکز عصبی را تحریک می کند بیشتر به وسیله رانندگان بیابانی و کارگران شب کار و دانشجویان مصرف می شود . بدن در برابر مصرف آنها مقاوم می شود و به همین دلیل معتاد ناگزیر خواهد شد از آنها بیشتر مصرف کند .
۷ ـ ماری جونا و حشیش :
هر دو از گیاه خود روشاهدانه گرفته می شوند و اعتیاد جهانی ندارد ولی اعتیاد روانی می آورند و به همین جهت مضرند و اثرات مغزی ناگواری دارند ، اغلب به صورت سیگار مصرف می شوند . حالات ناشی ازمصرف آنها عبارتند از : خواب آرامش بخش ، تشدید احساس ، خنده های بی مورد ، طولانی و لذت بخش بودن زمان و مکان معمولاً وقتی تاثیردارو تمام می شود به معتاد حالت بدی دست می دهد و امکان ارتکاب به جرم زیاد می شود و یا حداقل او را به مصرف مخدر قوی تر مانند مورفین وادار می کند به همین دلیل باید گفت اینها هم اعتیاد آورند .
۸ ـ والیوم و لیبریوم :
اگر به مقدار زیاد و به مدت طولانی مصرف شوند اعتیاد آورند و متاسفانه امروزه در جوامع صنعتی به صورت خلال مشکلات درآمده اند .
۹ ـ متادون :
داروی مخدر دیگری است که در جنگ جهانی دوم در آلمان رواج یافت . مدتها معتادان به هروئین نیز متادون مصرف می کردند . افراد حرفه ای ، روزی سه بار مصرف می کنند . مهم ترین ضرر متادون این است که معتادان با گذشت زمان مصرف آنرا زیاد کنند تا بتوانند تعادل خود را حفظ کنند و به همین دلیل وابستگی جسمی و روانی دارد و به علت نیاز به مصرف هر چه بیشتر آن مسائل و مشکلات زیادی ایجاد می کند .ولی گاهی اوقات مصرف درمانی دارد و پزشکان از آن ، مقدار معینی برای ترک اعتیاد استفاده می کنند . به طور کلی مواد مخدر تو هم زا و اغفال کننده مانند ماری چوانا ، حشیش ، کوکائین ، وال ـ اس ـ دی اثرات جسمی آنها مشخص است . ولی اثرات شیمیایی آنها بر روی مغز انکار ناپذیر است و چون پس از مصرف حالتی لذت بخش به آنان دست می دهد سعی می کنند از این گونه مواد بیشتر مصرف کنند . معتاد به هر جا می رود تا دارو به دست آورد و خود را از پریشانی و اضطراب و ناراحتی برهاند ، پس از مصرف به فاصله نیم ساعت به حالت عادی بر می گردد و وابستگی به داروهای مخدر فقط برای رهایی از ناراحتی ها است و به همین دلیل این وابستگی برای معتاد و جامعه عوارض و مشکلاتی ایجاد می کند ، زیرا تعادل بدن فقط به مصرف آن بستگی دارد و اعتیاد دائمی ایجاد می کند و ترک آن کار دشواری می گردد .
۱ـ عوامل اجتماعی موثر درایجاد اعتیاد
می توان گفت اعتیاد عبارت از مسمومیت مزمن که برای افراد و جامعه مضر است . بنابر این باید به علت و چگونگی گرایش به اعتیاد توجه کرد و آن رابه عنوان یک مشکل اجتماعی که از شرایط نامساعد و اقتصادی و اجتماعی ناشی می شود مورد توجه قرار داد . علتهای زیر در گرایش و ایجاد اعتیاد موثر است :
۱ ـ عوامل فردی :
معمولاً مصرف دارو و تاثیر آن بر روی سلسله اعصاب معتادان به دو صورت متفاوت تاثیر می گذارد :
الف ـ اگر مصرف دارو برای انسان مثبت باشد ، یعنی شخصی از مصرف دارو احساس لذت جسمی و روحی ببرد برای کسب لذت مجدد سعی می کند روزهای دیگر به هر طریق و از هر راه مقداری مواد مخدر به دست آورد تا مصرف کند .
ب ـ اگر واکنش منفی باشد ممکن است با مصرف اولین بار حالش به هم خورده و دیگر به قصد تجربه مصرف مجدد نیفتد و هیچوقت به دنبالش نرود .متاسفانه درصد این گونه افراد با این ویژگیهای جسمی خیلی کم است .
۲ ـ کنجکاوی : عده ای که در مجالس دوستانه و یا مجالس میهمانی که از این گونه مواد مخدر مصرف می کنند حضور دارند و مصرف دیگران حس کنجکاوی آنان را تحریک نموده و تصمیم به تجربه می گیرند و متاسفانه پاداش اولین مصرف در اغلب مردم مثبت است وهمین کنجکاوی کم کم آنان را به مصرف دارو معتاد می کند .
۳ ـ تمتع : چون پس از مصرف دارو احساس لذت و شعف و حالتهای شادی بخش به فرد دست می دهد که در مواقع عادی چنین حالتهایی برایش پیش نمی آید ، بنابر این سعی می کند هر طور شده روز دیگر نیز برای کسب چنین حالتی خود را به دارو برساند و پس از چند بار مصرف مکرر ، شخص معتاد می گردد .
۴ ـ مسائل و مشکلات روانی و فردی : علت دیگری برای کشش به طرف دارو هست که افراد فکر می کنند با مصرف دارو گرفتاریهای فردی آنان به دست فراموشی سپرده می شود و چون دارو اثر تخریری دارد اغلب تا مدتی آنان را نسبت به مسائل و مشکلات بی تفاوت می کنند و همین فرار از زیر بار مشکلات فردی ، عامل عمده ای برای کشش به طرف مواد مخدر است .
بازدید
آشنایی با دو نوع بوقلمون : برنز آمریکای شمالی و سفید هلندی
بوقلمون برنز
بوقلمون برنز از نژاد بوقلمون های اهلی است . اگرچه رشد به مراتب بیشتری دارد ولی از نظر ظاهر بسیار شبیه بوقلمون وحشی آمریکای شمالی است .
با وجود اینکه نژاد این دسته از ماکیان در سالهای اخیر رو به نقضان گذاشته است ولی باز می توان از آنها به عنوان موجودات خوب و مولد خانگی یاد کرد.گزارشات حاکی از این است که بوقلمون های برنز در مقایسه با سایر گونه های بوقلمون اندکی آرام تر هستند و این باعث می شود که به راحتی بتوان آنها را در کنار خود نگهداری نمود.پرورش دهندگان این حیوان می گویند زمانی که شما وارد محل زندگی بوقلمونهای برنز بشوید آنها به راحتی برای دریافت غذا به شما نزدیک می شوند .مثل بیشتر بوقلمونها ، بوقلمونهای برنز نسبت به سرما و تغییرات آن بسیار حساس می باشند و بایستی در قبال چنین شرایطی محفوظ نگه داشته شوند .اغلب خانواده های بوقلمون برنز به عنوان حیوانات خانگی به فروش می رسند.در مرحله بلوغ بوقلمونهای برنز معمولاُ وزنی بین ۲۵ تا ۴۰ پوند دارند ، این در حالی است که وزن بوقلمونهای ماده بین ۱۴ الی ۲۶ پوند متغییر است .پرهای آنها رنگ سیاه مات دارد و لکه های قهوه ای متمایل به سبز بر روی آنها در زیر نور خورشید مثل رنگهای متالیکی می درخشد .کفل این نوع بوقلمون رنگ برنز خاصی دارد در حالی که پرهای ناحیه جلوی بدن او بیشتر قرمز و سبز رنگ است . لبه دم بوقلمون برنز ،دور تا دور نوار سفید رنگی دارد . در حال حاضر دو نوع از بوقلمونهای برنز وحشی و سینه پهن بیشتر با مقاصد تجاری تولید میشوند و دلیل آن این است که سینه آنها گوشت نسبتاً زیادی دارد .بوقلمونهای برنز به آمریکای شمالی تعلق دارند .از حدود ۵۰۰ سال قبل قوم آز تک آنها را به عنوان حیوان خانگی مورد استفاده قرار می دادند.اگرچه هر دو نوع بوقلمونهای برنز در آمریکا کمیاب شده اند ولیکن بوقلمون سینه پهن بیشتر مورد استفاده عموم قرار دارد . این نکته را نیز باید افزود که پرورش سینه پهن ها بسیار مشکل تر از نوع وحشی آنها می باشد و دلیل آن این است که آنها به دلیل سینه پهنشان نمی توانند جفت گیری کنند و تکثیر آنها به صورت تلقیح مصنوعی صورت می گیرد . تا سال ۱۹۶۰ بوقلمونهای برنز عمده ترین بوقلمونهای بودند که در ایالات متحده پرورش داده می شدند.
بازدید
بازدید
صفات عمومی تک لپهایها
• یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد میکند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام میشود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل میدهد.
• تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپهایها از نوع هستهای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادر آلبومن دیوارهای بین یاختههای حاصل از تقسیم ایجاد نمیشود.
• در تک لپهایها ، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین میرود و ریشههای نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود میآیند، جانشین آن میگردند.
• در تک لپهایها ، ساقه منشعب نمیشود و آنچه انشعاب حاصل میکند، محور گل آذین است نه ساقه.
• برگ دارای رگبندی موازی است و تعداد اجزای گل ۳ یا مضربی از ۳ میباشد.
• دستجات آوندی در برش عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار میگیرند.
• ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپهایها دیده میشود در تک لپهایها وجود ندارد.
تکامل و فیلوژنی تک لپهایها
تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپهایها و دو لپهایها نشان میدهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل میدهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاهشناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپهایها از دو لپهایهای جدا برچه یعنی آلالهگان (Ranales) منشا گرفتهاند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلالهگان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلالهگان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونههای متعددی از آلالهگان ، نظریه فوق را تائید میکنند.
رده بندی تک لپه ایها
راسته Helobiales یا Apocarpales
گیاهانی هستند آبزی ، دارای برچههای فراوان و جدا از هم ، پرچمهای زیاد با استقرار مارپیچی ، گلهای ناقص ، دانه فاقد آلبومن و تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.
• تیره تیر کمان آبی alismaceae: گیاه معروف این تیره sagittaria sagitifolia است.
• تیره هزارنی Butomaceae: گونه معروف آن هزارنی یا Buttomus است.
• تیره Iuncaginaceae: گونه معروفش Triglochin است.
راسته spadiciflorales
گل آذین از نوع سنبله یا از نوع اسپادیس است که بوسیله یک یا چند براکته محافظ به نام اسپات پوشیده شده است. دانه دارای آلبومن ، گلهای ناقص و تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.
• تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانهای. خرما (phoenix) و نارگیل (cocos) از گیاهان معروف این تیره هستند.
• تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum) دارای نمونههای خودرو در ایران میباشد.
• تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده میشود.
• تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha میباشد.
راسته glumales
گل آذینها از نوع سنبله ، گلها ناقص ، دانه دارای آلبومن آردی شکل و تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.
• تیره گندم Gramineae: تیرهای شامل ۶۰۰ جنس و ۲۰۰۰ گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار از گیاهان معروف این تیره است.
• تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex از گیاهان معروف این تیره است.
راسته Liliales
گلها منظم و کامل ، دانه دارای آلبومن ، تخمدان فوقانی که شامل تیرههای زیر است.
• تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) از گیاهان معروف این تیره است.
• تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia در ایران به صورت زینتی پرورش مییابد.
• تیره سازو Juncaceae: گیاه سازو juncos در این تیره قرار دارد.
راسته Albominales
دانه دارای آلبومن ، گلها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیرههای معروف این راسته هستند.
راسته Exalbominales
دانه فاقد آلبومن گلها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است که دارای گونههای فراوانی در ایران میباشد.
رده بندی گیاهان دو لپه
در زیست شناسی به روند قرار دادن گیاهان در گروهها که دارای رابطه هایی با یکدیگر هستند، رده بندی اطلاق میشود. دو لپهایها ردهای از زیر شاخه نهاندانگان هستند که خود به زیر ردههایی قابل تقسیم هستند.
اطلاعات اولیه
سلسله گیاهان (Metaphyta) در ۴ شاخه قرار میگیرند. شاخه تالوفیتها یا ریسه داران که شامل جلبکها و قارچها هستند. شاخه خزهایها ، شاخه نهانزادان آوندی و شاخه گیاهان دانهدار. سه شاخه اخیر تحت عنوان کروموفیتها یا گیاهان تنهدار ، نامیده میشوند. شاخه گیاهان دانهدار به دو زیر شاخه بازدانگان و نهاندانگان تقسیم میشود. زیر شاخه نهاندانگان شامل دو رده تک لپهایها و دو لپهایها میباشد. دو لپهایها خود شامل دو لپهایهای بیگلبرگ ، دو لپهایهای جدا گلبرگ و دو لپهایهای پیوسته گلبرگ میباشد که تعداد زیادی از گیاهان دانهدار را در خود جای دادهاند.
دو لپهایهای جدا گلبرگ Dialypetalae
گیاهانی هستند با گلهای کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمایز یافته و اجزای گل در چرخههای متوالی و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده افشانی در آنها بوسیله حشرات صورت میگیرد. جدا گلبرگها بالغ بر ۷۰ هزار گونه گیاهی هستند و براساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزای گل در سه گروه فرعی قرار میگیرند.
تالامیفلورها
که در آنها نهنج گل برآمده یا گنبدی شکل است و اجزای گل مستقیما بر روی نهنج استقرار یافتهاند و شامل ۵ راسته است.
• راسته آلالهگان (Ranales): که برچهها جدا از هم و اجزای گل غالبا در روی یک خط مارپیچی در سطح نهنج قرار دارند.
• راسته پاریتال (parietals): که برچهها پیوسته بهم و تمکن آنها جانبی است.
• راسته گوتیفرال (Gutti ferales): که برچهها پیوسته بهم و تمکن آنها محوری و کاسبرگها در داخل غنچه گل ، همپوشان هستند.
• راسته ختمی (Malvales): که برچهها پیوسته بهم و تمکن آنها محوری و کاسبرگها در داخل گل به صورت کفهای قرار دارند.
• راسته فرفیون (Euphorbiales): که برچهها پیوسته بهم و تمکن آنها محوری ، گلها یک جنسه و غالبا فاقد گلبرگ هستند.