جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

تربیت و اخلاق دراسلام

926

بازدید



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

انجمن اولیا مربیان

7,779

بازدید

انجمن اولیا مربیان ۳٫۰۰/۵ (۶۰٫۰۰%) ۳ امتیازs
بیست و چهارم  مهر، روز پیوند اولیا و مربیان است. در هفته پیوند که از این روز آغاز مى شود به دعوت مدیر مدرسه، اولیاى دانش آموزان، در جلسه اى گرد هم مى آیند. مدیر گزارشى از فعالیت هاى سال گذشته خود و همکارانش را به اولیا ارائه مى دهد و مشکلات مدرسه را با آنها در میان مى گذارد و در پایان تعدادى از اولیا براى عضویت در انجمن داوطلب مى شوند. پس از راى گیرى نمایندگان اولیا در انجمن تعیین مى شوند. انجمن اولیا و مربیان یکى از قدیمى ترین نهادهاى مدنى است. آغاز همکارى خانه و مدرسه در قالب انجمن به سال ۱۳۲۶ شمسى برمى گردد. در آن سال شوراى عالى فرهنگ، تشکیل این انجمن ها را در همه آموزشگاه ها و شرح وظایف آنها را تصویب کرد. در سال ۱۳۴۶ شمسى، انجمن اولیا و مربیان ایران تاسیس شد و به ثبت رسید. در مرامنامه انجمن آمده است: ?انجمن ملى اولیا و مربیان ایران سازمانى است غیرانتفاعى و غیردولتى، این موسسه با همکارى و پشتیبانى کسانى که به تربیت عمومى نونهالان و نوجوانان علاقه دارند تشکیل مى شوند و هدف هاى معین و مشخصى را بر محور سیاست هاى کلى آموزش و پرورش کشور و با معیارهاى فدراسیون بین المللى اولیا و مربیان براى نیل به هدف هاى خود تعقیب مى کند. انجمن ملى اولیا و مربیان ایران سازمانى است که در آن تعصب مذهبى، طبقاتى، نژادى و یا سیاسى راه ندارد و صرفاً به جنبه تربیتى همگانى متوجه است. همچنین آرمان انجمن بهسازى روابط اجتماعى در سطح کشور و جهان از طریق تربیت نسل جوان به وسیله کسانى است که تمام یا قسمتى از وقت، نیرو و کوشش خود را وقف تامین آینده اجتماع و جهانى مى کنند که ما در آن زندگى مى کنیم…? در انجمن اولیا و مربیان مدرسه، علاوه بر نمایندگان اولیا، مدیرمدرسه، یکى از معاونان، مربى پرورشى، نماینده معلمان مدرسه نیز عضویت دارند و نماینده شوراى دانش آموزى نیز برحسب ضرورت مى تواند در جلسات انجمن شرکت کند. انجمن براى بالا بردن آگاهى خانواده ها و تقویت مشارکت آنها، کلاس هاى آموزش خانواده را در طول سال تحصیلى برگزار مى کند. تصمیم گیرى در مورد کلاس هاى تقویتى و فوق برنامه با انجمن است. گردش مالى مدرسه و مسائلى مانند تعمیرات، تهیه تجهیزات زیر نظر انجمن است.آنچه که در آموزش و پرورش به نام ?مدرسه محورى? خوانده مى شود، چیزى نیست جز تفویض اختیارات گسترده براى اداره مدرسه به انجمن اولیا و مربیان. کاهش تصدى گرى دولت و سپردن کار مردم به مردم از طریق تقویت انجمن میسر است. انجمن هاى اولیا و مربیان در صورتى که با همدیگر ارتباط افقى داشته باشند، مى توانند تبدیل به بزرگترین نهاد مدنى جامعه شوند. بیش از ۱۳۰ هزار مدرسه در سراسر کشور وجود دارد و هر مدرسه یک انجمن دارد. اگر تعداد اعضاى هر انجمن را به طور متوسط ۵ نفر فرض کنیم و حداقل در یکصد هزار مدرسه این انجمن ها شکل گیرند این نهادى است با ۵۰۰ هزار عضو فعال که برگزیده ۱۶ میلیون خانواده ایرانى هستند. اما بر سر راه تقویت و گسترش انجمن ها موانعى وجود دارد. اولین مانع سیستم متمرکز و پلکانى آموزش و پرورش است، که براساس دستورالعمل ها و بخشنامه هاى ادارى و از بالا اداره مى شود. هر چند در سال هاى اخیر از طریق تفویض اختیارات به سازمان هاى آموزش و پرورش و مناطق گام هایى در جهت تمرکززدایى برداشته شده است، و بحث ?مدرسه محورى? به عنوان یک نگرش از سوى مدیران آموزش و پرورش مطرح شده است. اما تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله درازى وجود دارد. انجمن ها، نهادهاى دنباله ور هستند و معمولاً نقش آنها تایید تصمیماتى است که از سوى مدیر به عنوان نماینده بوروکراسى قدرتمند ادارى اتخاذ مى شود. سیستم ادارى میل به تمرکز و سلسله مراتب دارد و نهادهایى مانند انجمن اولیا و مربیان، شوراى معلمان و شوراى دانش آموزى را از محتوا تهى مى کند و صرفاً پوسته تشریفاتى و نمایشى آنها را حفظ مى کند. مانع دیگر گستردگى این تلقى در جامعه است که گویا وظیفه انجمن فقط جمع آورى کمک هاى مالى اولیا براى جبران کمبودهاى مدرسه است و در واقع به چشم یک موسسه خیریه به آن نگاه مى کنند.

عملکرد نامناسب اکثریت مدیران مدارس و ضعف بینشى مسئولان ادارى در مورد نقش نهادهاى مدنى به گستردگى این تلقى دامن مى زند. به همین دلیل بسیارى از اولیا با اکراه در جلسات انجمن شرکت مى کنند و نسبت به فعالیت هاى انجمن پیشداورى منفى دارند. مانع دیگر مشکلات معیشتى اکثر خانواده ها و فقر گسترده در جامعه است. اگر فقر فرهنگى و ضعف جامعه مدنى را نیز به این عامل اضافه کنیم، به این نتیجه مى رسیم که مشکلات ادارى، تنها عامل ضعف این نهاد نیست.به گفته کارشناسان میانگین سواد در گروه سنى ۱۵ تا ۴۰ ساله که نیروى فعال جامعه را تشکیل مى دهند، ۵/۵ سال است. ۵/۳ میلیون نفر بیسواد مطلق در جامعه داریم. مردم نسبت به فعالیت هاى سازمان یافته جمعى بدبین و بى میل هستند. به همین دلیل نقش انجمن ها در مناطق مختلف، برحسب موقعیت اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خانواده ها متفاوت است. در مناطق مرفه نشین شهرهاى بزرگ، انجمن هاى اولیا و مربیان فعال ترند. اما در مناطق حاشیه اى و جنوبى تهران، تعداد کمى از خانواده ها در جلسات انجمن شرکت مى کنند. اکثر شرکت کنندگان، مادران بیسواد و کم سوادى هستند، که درک ضعیفى از مفهوم مشارکت دارند و هراسان و ترس زده تملق مدیر را مى گویند که شاید از روى دلسوزى مبلغ کمترى به عنوان کمک به مدرسه از آنها بگیرد! رشد انجمن هاى اولیا و مربیان تابعى است از رشد جامعه مدنى و به نوبه خود بر آن تاثیر مى گذارد. طرح هایى مانند خودگردانى مدارس و واگذارى مدیریت مدارس قیمت تمام شده و تقویت مشارکت هاى مردمى، بدون نهادسازى و تقویت نهادهاى موجود از قبیل انجمن اولیا و مربیان و شوراى معلمان، امکانپذیر نیست. به تجربه ثابت شده است که در غیاب این نهادها، سیستم ادارى توانایى و ظرفیت اجراى طرح هاى اصلاحى را ندارد
خانه و مدرسه زمانی می توانند رسالت آموزشی و تربیتی خاص خود را به نحو مطلوب انجام دهند که هر یک شناخت تربیتی کافی داشته باشند و نقش تربیتی خاص خود را با بصیرت انجام دهند. در این راستا انجمن اولیا و مربیان هیأتی منتخب از پدران و مادران، دانش آموزان و مریبان مدرسه است که با هدف همکاری در جهت پیشبرد امور آموزش و پرورش دانش آموزان تشکیل می شود. این انجمن پیشنهادها و طرح های مفید را به مدیر و مسئوولان مدرسه عرضه می کند و در اداره بهتر امور، یار و یاور صمیمی مدیران محسوب می گردد.
انجمن اولیا و مربیان، مظهر همکاری خانه و مدرسه در امر تعلیم و تربیت کودکان و نوجونان است. در هفته پیوند اولیا و مربیان که از تاریخ ۲۴ تا ۳۰ مهرماه هر سال برگزار می گردد، پدران و مادران به مدارس دعوت شده و درباره مسائل تربیتی بحث و تبادل نظر نموده و نمایندگان خود را در انجمن برای  یک سال برمی گزینند مشاوره و برنامه ریزی به منظور تحقق اهداف انجمن، همکاری و همفکری با مدیر و مربیان مدرسه در مورد برنامه های اوقات فراغت دانش آموزان و دعوت از اولیای علاقمند به منظور بهره مندی از خدمات و یاری های آنان برای تهیه و تدارک و تکمیل امکانات آموزشی پرورشی مدرسه از جمله مهم ترین وظایف انجمن اولیا و مربیان می باشند.
اولیا و مربیان، دو بال نیرومند پرواز در آسمان تربیت اند که هیچ کدام به تنهایی نمی توانند اوج گرفتن دانش آموزان، در افق های روشن فردا را فراهم آورند. والدین مهربان و معلمان دلسوز باید با یاری یکدیگر، به امیدهای فردای این مرز و بوم، فرصت شکوفایی بدهند.

پیوندى به استحکام مهر
انجمن اولیا و مربیان، تقریباً براى هیچ گروه سنى در کشور ما غریب و نامانوس نیست. تا چندى قبل که ما مدرسه مى رفتیم سالى دو یا سه بار برگه هاى دعوت نامه انجمن را براى والدین خود مى بردیم و پدر و مادرها نیز مجبور بودند براى جلوگیرى از اعتراض مسوولین مدرسه و التماس هاى فرزند در این جلسات حضور یابند.
امروز هرچند این تشکل ها سازمان یافته تر شده و دید والدین و مسوولین نیز نسبت به انجمن ها تغییر کرده و بهبود یافته است اما هنوز هم به اعتقاد کارشناسان، انجمن اولیا و مربیان در کشور ما معنا و جایگاه واقعى خویش را نیافته است.
* محمدحسین فروزان
بر اساس اساسنامه انجمن مرکزى اولیا و مربیان هدف نهایى از تعلیم و تربیت در آیین مقدس اسلام و به تبع آن در حکومت جمهورى اسلامى، دستیابى به مکارم اخلاقى، یافتن نفس مطمئنه و تزکیه و حرکت در صراط مستقیم در جهت وصول به مقام بندگى شایسته خداى توانا با استفاده از زمینه هاى فطرى انسان است.
 

دو رکن مهم و اساسى این ترقى تعالى عبارت است از کانون هاى با صفا و با هدف خانواده و مدرسه؛ لذا به منظور برقرارى هرچه بیشتر ارتباط میان این دو کانون و در جهت تحکیم همکارى هاى تربیتى و ایجاد هماهنگى بین کلیه مراکزى که تمام یا بخشى از اهداف آن ها هدایت و تهذیب افکار و تربیت اخلاق عمومى است انجمنى به نام انجمن اولیا و مربیان تشکیل گردید.
شاید بزرگترین رسالت این انجمن ها مشارکت بین اولیا و مربیان در فعالیت هاى تربیتى و ایجاد مشارکتى جهت توفیق در امر تعلیم و تربیت و رفع موانع اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى باشد. اما این انجمن ها به رسالت واقعى و ملى خود تا چه اندازه نزدیک شده اند؟
به اعتقاد برخى از والدین دانش آموزان، تشکیل این انجمن ها فقط بهانه اى جهت حضور والدین براى ایجاد ارتباط مالى میان آن ها و مدیران است.
رنجبر، که فرزندانش در مقاطع ابتدایى و راهنمایى مشغول تحصیل هستند، پیوند میان دو نهاد خانه و مدرسه را لازم دانسته و مى گوید: «نفس وجودى این انجمن ها بسیار مفید و ضرورى به نظر مى رسد، زیرا موجب مى شود که والدین از مشکلات دانش آموزان و مدرسه با خبر شده و مسوولین مراکز آموزشى نیز با ارتباط مستمر با والدین از نحوه تعامل آن ها با محصلین و همچنین مشکلاتى که والدین با فرزندان دارند با خبر مى شوند. اما نکته این جاست که به تنها چیزى که در این انجمن ها توجه نمى شود همین مسایل است و والدین فقط باید به صورت یک طرفه از مشکلات مدرسه با خبر شده و از هر گونه همکارى دریغ ننمایند.»
وى مى افزاید: «فرض کنید دانش آموزى در خانه داراى مشکلى با والدین خود باشد و اگر این مشکل او به صورت نهفته و پنهان باقى مانده و به مدرسه انتقال پیدا کند موجب بروز مشکلاتى براى وى و سایر شاگردان مى شود و البته عکس این قضیه نیز صادق است، یعنى اگر مشکلات درسى و ارتباطى او با سایر دانش آموزان به محیط خانه انتقال یابد، در بسیارى از موارد موجب بروز ناهنجارى در محیط خانه و در تعامل با سایر اعضاى خانواده مى شود.»



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

پرخاشگری

2,855

بازدید

پرخاشگری ۳٫۲۵/۵ (۶۵٫۰۰%) ۸ امتیازs
بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم  را  گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم . بنابراین لازم است والدین ، معلمان ، استادان ، مدیران نهادهای آموزشی و پرورشی و بطور کلی همه مسئولان کشور مهمترین و اساسی ترین وظایف خود را پیرامون رفع نیازهای ضروری و آینده این قشر عظیم متمرکز سازند روشن است که اگر حرکات تفکرات و تصمیمات بسیار متفاوت نوجوانان و جوانان امروز در مسیر و جایگاه منطقی خود قرار نگیرند ممکن است این امر عواقب و عوارض وخیمی را به دنبال داشته باشد مقابله با ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان از اهمیت زیادی برخوردار است دانش آموزان که گرفتار نارسایی اخلاقی و رفتاری هستند به کمک و یاری نیاز دارند لذا بایستی ریشه های این نارسائیها شناسایی شده و راههای کاهش و نهایتا درمان آنها مشخص گردد .
 پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فرد می باشد محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرآیند دارند هدف از این پژوهش شناخت عوامل موثر در پرخاشگری دانش آموزان ابتدایی و غیر روشهای مناسب جهت تعدیل این رفتار می باشد .
در این تحقیق به عوامل متعددی نظیر نقش والدین وضع اقتصادی خانواد ه سطح سواد آنها و روابط خانوادگی و شیوه رفتار دانش آموزان با همکلاسیها و معلم مورد توجه قرار گرفته است وبیشتر مطالعاتی که تا کنون انجام شده مربوط به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری می باشد گاهی پرخاشگری حالتی هیجانی دارد و برای جلب توجه و یا هنگام خشم و ابزار می شود یا استفاده از اقدامات منطقی و منظم می توان پاسخهای پرخاشجویانه را از طریق رههای غیر مستقیم به رفتاری مطلوب تبدیل کرد نقش معلم در این فرایند از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چون پرخاشگری از راه تقلید قابل یادگیری است لذا معلم و همکلاسیها می توانند نقش مناسبی را ایفا نمایند .

فصل یکم
مقدمه :
    بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم را گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم و با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند ارضائ نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک را ضرورت می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد .
هدف کلی این آموزش آشنایی با مفهوم پرخاشگری منشا و چگونگی کنترل آن است و همچنین پرخاشگری  یک غریزه است که به طور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان و والدین آنها یاد داد که چگونه پرخاشگری خود و فرزندان خود را  در راه مثبت ارضا کنند .
و همچنین پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فردی می باشد و محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرایند دارند که پرخاشگری آنها را به نحوه صحیحی کنترل کنند و روشهای درست و منطقی در اختیار فرزندان آینده جامعه قرار دهند تا ما شاهد جامعه ای سالم و خوب باشیم .
بیان مساله پژوهش
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات زیر را عنوان نموده ام تا بتوانیم از طریق این سوالات پی ببریم که فرزندها تا چه اندازه پرخاشگر هستند تا از طریق استدلالهای منطقی میزان پرخاشگری آنها را در رابطه با محیط اطراف کودک والدین کودک و ناکامی کودک تماشای فیلمهای خشونت آمیز و امسال آنها و میزان پرخاشگری که در آنها هست کم کنیم .
اهمیت و ضرورت مساله
با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند جهت ارضاء نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک ضرورت  می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد لذا با توجه به تفاوتهای فردی کودکان و شناخت ویژگیهای عاطفی و رفتار آنان برای حل تعارضات و رسیدن به سلامت شخصی و رشد مطلوب و شکوفایی استعداد کودکان را یاری رسانیم تا به جای پرخاشگری  و ارعاب در آنها ، اعتماد به نفس و احساس امنیت و نیاز به خود شکوفایی و رضایت از زندگی به وجود آوریم ایجاد پرخاشگری در کودکان با عوامل گوناگون مرتبط است که با شناسایی آنها می توانیم کمک های لازم  را به دانش آموزان مربیان و خانواده های آنان بنماییم .
هدف کلی تحقیق :
پرخاشگری یک غریزه است و بطور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان کمک کرد تا پرخاشگری خود را در راههای درست و مثبت ارضاء‌کند هدف از این تحقیق یافتن مشکلات دانش آموزان پرخاشگر و ارائه راه حلهای مناسب برای بهبود رفتار به آنان است و شناسائی عوامل پرخاشگری دانش آموزان و پرداختن به طریق اصلاح آن .
اهداف ویژه پژوهش
آگاهی از علل پرخاشگری و عوامل ایجاد کننده آن آگاهی از رابطه رفتار والدین با هم و تاثیر آن در پرخاشگری کودکان آگاهی از راههای پیشگیری از پرخاشگری کودکان آگاهی از چگونگی رفتار معلمان با دانش آموزان ، آگاهی از وضعیت اقتصادی خانواده و رابطه آن با میزان پرخاشگری ،آگاهی از وضعیت میزان آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری آگاهی از چگونگی رفتار دیگر افراد  و هم سالان با این شاگردان آگاهی از ریشه و علل پرخاشگری در کودکان ،آگاهی از اصلاح رفتار پرخاشگرانه در کودکان .
سوالات و فرضیه ها
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات و فرضیه های زیر را عنوان نموده ام .
۱-    آیا الگو های محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
۲-    چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد .
۳-    ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
۴-    آیا آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری ارتباط دارد .
۵-    آیا تماشای صحنه های خشونت در بروز پرخاشگری موثر است .
۶-    برخورد نامناسب اطرافیان در پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه تا چه میزان موثر است .
۷-    برخورد نامناسب معلم تا چه میزان پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه را تشدید می کند .
۸-    عدم آشنایی والدین با مسائل روانشناسی تا چه میزان در تشدید پرخاشگری موثر است.
فرضیه :
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات فرضیه زیر را عنوان نموده ام .
۱-    خانواده پرخاشگر ۲- جدا شدن والدین از هم ۳- تشویق و تنبیه شدید ۴- نداشتن تفریحات سالم .
به این نتیجه رسیده ام که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که بسیار پرخاشگرند و هم چنین تشویق تنبیه شدید حمایت از فرزندان در هنگام نزاع با همسالان در پرخاشگری او بسیار موثر است .
کودکانی که پدرو مادرشان از هم جدا شده اند و بد دهانی والدین و نداشتن تفریحات سالم از عواملی هستند که در پرخاشگری موثر است .
۱-    ضعیف ا قتصادی ۲- وضعیت فرهنگی ۳- آشنایی والدین با مسائل تربیتی .
پس از انجام این مراحل به این نتیجه رسیدم که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که از وضعیت اقتصادی ضعیف برخوردارند .
و همچنین از نظر فرهنگی رشد نکرده اند والدین آنها با مسائل تربیتی آشنایی  نداشته اند لذا در اینگونه خانواده ها تنبیه بدنی و تبعیض بین کودکان اعمال می شود .
تعریف متغیرها :
در این تحقیق اصلاحاتی مانند هم چون پرخاشگر ، تغییردفاع ، هیجان ، ناکامی فشار روانی ، پاداش ، تنبیه و ……… تعریف شده است .
تنبیه :
 خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است تنبیه عبارت است  از ارائه یک محرک آزار دهنده و به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش احتمال وقوع مجدد آن رفتار .
پرخاشگر :
به فردی اطلاق می شود که تمایل به حمله کردن و مبارزه طلبی دارد و رفتار او بر خلاف کسی است که از خطر با مشکلات می گریزد .
مشاهده :
 نوعی توجه آگاهانه است و یکی از بهترین روشهای مهم شناخت در مطالعات و تحقیقات به شمار می رود و از طریق آن به شناخت و ارزیابی رفتار دانش آموزان دست پیدا می کن .
نزاع والدین :
 بحث و گفتگو شدید که بعضی مواقع  بازد وخورد همراه است و کودکان مشاهده گر این صحنه است و به عنوان الگو از آنها پیروی کرده و خلق و خوی پرخاشگرانه پیدا می کند .
  تبعیض :
 بعضی را به بعضی دیگر ترجیح دادن تبعیض قائل شدن  افراد از نظر نژادی مذهبی ، جنسی.
رفتار خصمانه و تهاجمی : رفتار خصمانه و تهاجمی واکنش به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیوشیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخهای آموخته شده است که به صورت ضرب و جرح و آزار واذیت و تخریب و صدمه زدن به دیگران بروز می کند .
مسائل تربیتی :
 هر آنچه را که ما انجام می دهیم یا  دیگران برای ما انجام می دهند تا ما را به کمال طبیعتمان نزدیک کنند و به عبارتی پروردن و آموختن
دفاع :
عبارت است از مکانیزم ناهنجار که به وسیله آن تن خود را از آسیب ها  ما با تاثیراتی که برای تمامی ارگانیزم  خطرناک  به نظر می رسند جدا می سازد .
هیجان :
یک حالت برانگیختی که توام با فعالیت یک غریزه است که بدن را به سرعت به فعالیت وا می دارد یا به مشابه پاسخی معین به یک محرک خاص تعریف کرد
فشار روانی :
 نظام نیروهای درونی خواه معنوی خواه روانی است که بدن را خسته فرسوده می کند .
جبران :
 یکی از مکانیز های دفاعی خود است که مشخصه آن رفتاری است که به منظور متوازن سازی متقابل کمبودی و احتمالی یا خیالی طرح ریزی می شود .
تعریف عملیاتی :
اضطراب : پریشان شدن ،  لرزیدن ،  پریشانی ،  بی تابی .
انگیزش : تحریک ، ترغیب  ، تحریض .
پاداش : مزد ،  سزاء  ، جزای عمل  .
اختلال رفتار : بد زبان ،مخرب ، غیر قابل پیش بینی ، غیر مسئول ریاست طلب ،دعواگر موزی ، حسود ، بی اعتقاد ( خلاصه نقطه مثبتی ندارند که دیگران بسوی آنها جلب     شوند .)
پالایش : تخلیه  هیجانی برای کنترل رفتار پرخاشگرانه .
افسردگی : نگران بودن ، دلهره داشتن از دست دادن اعتماد به نفس بی قراری ،آسوده نبودن ، مشغله فکری داشتن ، اخلاق ناشی از رفتار روانی : استرس هیجانی رفتار آشفته بی قراری ترس وحشت زدگی درماندگی در افراد وجود دارد .
تنبیه : محروم کردن از یک محرک خوب کتک زدن فرصت ندادن دوباره . 
فصل دوم

جامعه آماری :
 معلمین ناحیه چهار آموزش و پرورش شهر مشهد که تحقیق روی آنها انجام می شود که تعداد مدرسه ی ابتدای آنها بالای ۱۰۰ تا مدرسه بود و تعداد معلمین که در آن ناحیه تدریس می کردنند بالای ۱۰۰۰ نفر بودند .
نمونه آماری :
 آزمودینهای  پژوهش از میان معلمین آموزش و پرورش ناحیه چهار مشهد بودند که تعداد کل معلمینی که به پرسشنامه نظر خواهی درباره دانش آموزان در این پژوهش پاسخ دادند حدود ۱۰۰ نفر از معلمین بودند که آنها را به طور تصادفی که دارای مدرک فوق دیپلم و بالاتر و دارای سابقه تحصیلی بالای ۸ سال بودنند انتخاب کردیم. نوع تحقیق :
نوع تحقیق توصیفی است چون این روش شرایطی را بیان می کنند و هدف آن تجزیه و تحلیل شرایط موجود است مثل جمع آوری نظرات معلمین .
روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری تصادفی است چون مدارس را به طور تصادفی انتخاب کرده و معلمین را نیز به طور تصادفی از میان آنها انتخاب کرده ایم .
ابزار اندازه گیری :
 ابزار پژوهش پرسشنامه ای با عنوان پرسشنامه نظر خواهی از معلمین شامل ۲۰ سوال بود که در آن از معلمین خواسته شد تا نظر خود را نسبت به میزان پرخاشگری دانش آموزان به صورت یک مقیاس درجه بندی از خیلی زیاد تا زیاد و متوسط و کم در مقابل هر سوال مشخص کنند .
چند نمونه از سوالات در زیر آمده است .
۱-    آیا الگوهای محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
۲-    ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
۳-    چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد و  غیره ………
طرح پژوهش و روش هایی تجزیه و تحلیل داده ها
شیوه جمع آوری از طریق مطالعات کتابخانه ای بوده و پس از انتخاب پرسشنامه نظر خواهی آنها را در اختیار معلمین قرار دادیم تا آنها به طور طبیعی به فرم های ارزشیابی پاسخ دهند و معلمین پس از پاسخ دادن به سوالات به صورت خیلی زیاد و زیاد و متوسط و کم جواب دادند و آنها را از طریق روش آماری و گرفتن میانگین آن سوالات به طریق رسم جدول فراوانی و توزیع درصد رسم نمودار مورد محاسبه قرار دادیم .



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

آموزش معلمان

985

بازدید

آموزش معلمان ۳٫۵۰/۵ (۷۰٫۰۰%) ۲ امتیازs
آموزش معلمان
ساختار آموزشی
در ترکیه کالجهای تربیت معلم، به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ برخی مؤسسات تربیت معلم، طی یک دوره ۲ ساله معلمین را جهت تدریس در مدارس ابتدائی تعلیم می‌دهند. مؤسسات تربیت معلم سه ساله آموزگاران را برای مدارس متوسطه آموزش می‌دهند و مؤسسات تربیت معلم چهار ساله کار تربیت معلمین برای تدریس در لیسه‌ها را به عهده دارند. دانشجویان کالجهای تربیت معلم، در سطوح بالاتر دروس تخصصی در مراکز دانشگاهی مقتضی و واحدهای روش تدریس را در مراکز تربیت معلم عالی می‌گذرانند.
برنامه های آموزشی
معلمان مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان ملزم به گذراندن یک دوره تحصیلی چهار ساله در دانشگاه و اخذ مدرک لیسانس می باشند .این برنامه شامل واحد هایی در رشته های تخصصی دانشجویان ، آموزش روشهای تدریس و مدرک تدریس می باشد .معلمان دبیرستانهای فنی و حرفه ای یک برنامه آموزش فنی را در یک مرکز دانشگاهی آموزش فنی می گذرانند و بعد از پایان دوره مدرک لیسانس دریافت می دارند . تا اوایل دهه ۱۹۹۰ این مدرک با نام « مدرک فنی آموزش عالی » شناخته می شد .
به طور کلی می توان گفت که کلیه معلمان( ابتدایی و بالاتر) باید تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. کسانی که متقاضی تدریس در مدارس هستند باید دوره های آموزش اولیه، آموزش تدارکاتی و برنامه های تدریس عملی را بگذرانند ، که طول این دوره ها از سه تا ده ماه متغیر است . در دوره تدریس عملی ، افراد زیر نظر یک معلم ارشد تدریس می کنند .
ارتقاء تحصیلی
دوره های تربیت معلم ۲ و سه ساله بوده و برای ارتقاء شغلی لازم است معلمان آموزشهای از راه دور با همکاری دانشگاهها را بگذرانند . معلمها می توانند از طریق مدارس عالی تربیت معلم مدارک تکمیلی را دریافت کنند .
مدت زمان تدریس به تفکیک مقاطع مختلف تحصیلی
مقطع ابتدایی : ۵ سال اول = ۳۰ ساعت در هفته
مقطع مقدماتی متوسطه سال ۸-۶ = ۲۴ ساعت در هفته
مقطع تکمیلی متوسطه : ۱۵ ساعت در هفته
آموزش معلمین ابتدایی
برخورداری معلمین مدارس ابتدایی از یکی از۲ شرایط ذیل در نظام آموزش ملی کشور ترکیه الزامی است:
الف) برخورداری ازصلاحیت‌‌های آموزشی مورد نیاز
ب) برخورداری ازصلاحیت تدریس مطابق با استاندارد‌های ملی
از نظر این حقیقت که معلمین آموزش ابتدایی حداقل برنامه دوره چهار ساله را تکمیل نمود‌ه‌اند و صلاحیت‌‌های آموزش را از طریق آموزش‌‌های ضمن خدمت همان‌طور که مورد نیاز استاندارد‌های ملی است گذراند‌ه‌اند تمامی معلمین در شاخص‌های نهم و دهم آورده شد‌ه‌اند بنابراین این شاخص‌‌ها را می‌توان صددرصد اعلام کرد. در سال‌‌های گذشته بسیاری از معلمین که فارغ التحصیل برنامه‌‌های کمک معلم بودند برنامه‌‌های جبرانی را برای بالابردن صلاحیت‌‌های آکادمیک خود تا مرحله معلمی گذراند‌ه اند.
در صورتیکه تمامی معلمان هم این برنامه‌‌های جبرانی را نگذرانده باشند، نسبت آنان به کل از آنجا که بسیار کم بود در نظر گرفته نمی‌شود و این معلمین همگی حداقل ده سال تجربه معلمی دارند.
صلاحیت‌‌های معلمین آموزش ابتدایی برطبق استاندارد‌های ISCED از این قرار است:
صلاحیت‌‌های آکادمیک معلمین آموزش ابتدایی
صلاحیت های مکسوبه    سطح آموزش    طول آموزش    ساختار آموزشی    مقطع آموزشی
مدرک آموزگاری آموزش ابتدایی    عضو آموزش    4سال    موضوعات کلی عمومی مطالعات حرفه‌ای، تجربه آموزگاری    آموزش‌ابتدایی(سن ۶ تا ۱۰)
مدرک آموزگاری آموزش ابتدایی (مدرک آموزگاری درس خاص)    عضو آموزش    4 سال    موضوعات کلی عمومی مطالعات حرفه‌ای، تجربه آموزگاری    آموزش‌ابتدایی(سن ۶ تا ۱۰)
در برنامه آموزش پایه، ارائه آموزش کامپیوتر به آموزگاران از جمله فعالیت‌‌هاییست که برای گسترش افق آموزش پایه در نظر گرفته شده است. تعداد آموزش دهندگان به معلمین بیش از ۱۵۰۰ نفر بوده و تعداد معلمین که از طریق کلاس‌‌های آموزش کامپیوتر که بوسیله این آموزش دهندگان در استآن‌‌های مختلف آموزش دید‌ه‌اند از مرز ۱۰۰۰۰۰ نفر گذشته است. با استفاده از تجربیات آموزشی معلمین و دانش‌آموزان به کمک فن‌آوری‌های کامپیوتر، برنامه‌‌هایی برای آموزش‌‌های ضمن خدمت در آشنایی با کامپیوتر طراحی گردیده است. این برنامه‌‌‌ها معلمین سراسر کشور را تا سال ۲۰۰۰ پوشش می‌دهد.
اولویت استفاده از آزمایشگاههای فعلی کامپیوتر با معلمین آموزش ابتدایی و معلمینی است که به ارائه خدمت در تمامی استآن‌‌‌ها مبادرت می نمایند.
در راستای کار برنامه‌ریزی شده، اداره کنندگان و معلمینی که در دو دبستان ابتدایی منتخب هر منطقه و استان خدمت می‌کنند تا پایان سال ۱۹۹۸ آموزش کامپیوتر خواهند دید. چون این مسئله دارای اولویت است تمامی معلمین، بازرسان و کادر اداری که در تمامی سطوح آموزشی در سراسر کشور خدمت می‌کنند تا پایان سال ۲۰۰۰ در کار با کامپیوتر تبحر خواهند یافت.

آموزش معلمین مدارس متوسطه
معلمین مدارس متوسطه نیز در دانشگاه‌‌‌ها آموزش دیده و به احراز مدرک کارشناسی نائل می آیند.
آموزش اساتید دانشگاهی
بر طبق قانون آموزش عالی مؤسسات أموزش عالی مسئول آموزش هیئت علمی خود چه در کشور وچه در خارج از کشور هستند. قواعدگوناگونی برای ارتقاء اعضاء هیئت علمی وجود دارد.
آموزش ضمن خدمت
اهداف آموزشی
هدف این دوره، برنامه ریزی و مدیریت برای اهداف آموزشی و اجرای مناسب برنامه های آموزش معلمان می باشد. وزارت آموزش و پرورش معلمها را برای شرکت در این دوره ها انتخاب می کند . این افراد از بین افرادی که ثبت نام کرده اند انتخاب می شوند . طول هر دوره از ۳ تا ۹۰ روز متغیر است.
ارزیابی‌پیشرفت تحصیلی
آموزش‌‌های ضمن خدمت میبایست بوسیله بازرسان در سطح استانی براساس مقیاس‌‌های طرح شده بوسیلهMEB اداره شود.آموزش‌‌‌ها باید شامل روش‌‌های آموزشی،ارزیابی‌تحصیلی،شرکت جمعی،اداره کلاس و مطالب تکمیل شده از طریق برنامه‌‌های راهنمای آموزشی در مراکز آموزشی باشد.
شرکت اولیا در فعالیت‌‌های مدرسه نیز باید در این برنامه‌‌‌ها مورد استفاده قرار گیرد. این آموزش دو هفته ای با حضور بازرس‌‌‌ها در مدارس مناطق روستایی و برگزاریسمینار‌های ماهیانه تکمیل می گردد.
هدف آموزش کادر اداره کننده درمدیریت استانی آموزش ملی و کادر اداری مدرسه، بهبود قابلیت‌‌های تصمیم گیری، شرکت اولیا و جامعه در کار‌های مدرسه، بهبود سطح حرفه‌ای معلمین و بالا بردن قابلیت‌‌های اداره کردن مدرسه است.درحال حاضر M E Bیک سری کلاس‌‌های آموزش ضمن خدمت برای کادر اداری مدارس در خصوص آموزش برنامه ریزی، ارتباطات، آموزش مدیریت و استفاده از فن‌آوری در مدرسه را برقرار کرده است. این برنامه هم‌چنین به دلیل کمبود معلمین مشاور که در حال حاضر فقط در یک درصد از مدارس شهری خدمت می‌کنند مسئله را مورد توجه قرار می‌دهد. این کار بوسیله افزایش آگاهی تمامی کادر وخصوصا کادر مدارس که معلمین مشاور در آن خدمت نمی‌‌کنند صورت می‌‌گیرد.
تقویت آموزش ابتدایی مناطق غربی چین
چندی پیش ، ” جو جی ” وزیر آموزش و پرورش چین در بیجینگ اظهار داشت : چین سرمایه بیشتری برای توسعه آموزش ابتدایی مناطق غربی ، به ویژه روستاهای این مناطق اختصاص خواهد داد تا در سال ۲۰۰۷ ، بیش از ۸۵ در صد کودکان مناطق غربی که اقتصاد آن پیشرفته نیست ، آموزش اجباری ۹ ساله را فرا گیرند . چین یک کشور بزرگ در حال رشد است و سطح گسترش آموزش در میان نواحی ، شهرها و روستاهای آن یکسان نیست . با وجود آنکه چین در سال ۲۰۰۰ ، اساسا آموزش اجباری ۹ ساله را گسترش داد ، اما در مناطق غربی که اقتصاد آن پیشرفته نیست ، به ویژه در نواحی روستایی ، سطح گسترش آموزش نسبتا پائین است . بعضی کودکان به سبب مشکلات مالی و دور بودن خانه از مدرسه از ادامه تحصیل باز می مانند و یا اصلا نمی توانند درس بخوانند . برای حل این مسائل ، ” جو جی ” وزیر آموزش و پرورش چین خاطر نشان ساخت : توسعه آموزش روستایی در مناطق غربی ، به ویژه آموزش اجباری ، مهمترین وظیفه وزارت آموزش و پرورش در چند سال گذشته بوده است و چین بیش از پیش به آموزش نواحی روستایی مناطق غربی توجه خواهد کرد . وی گفت : ما در چند سال آینده ، آموزش روستایی را تقویت خواهیم کرد . همچنین سرمایه سالانه دولت مرکزی برای روستهای مناطق غربی بیش از ۱۰ میلیارد یوان خواهد بود . این سرمایه گذاری بی سابقه نشانه عزم راسخ دولت مرکزی برای تقویت آموزش به ویژه آموزش ابتدایی در مناطق غربی است . دولت چین امیدوار است : با افزایش آتی هزینه آموزش ، طرح توسعه آموزش را تحقق بخشد . به عبارت دیگر ، تا سال ۲۰۰۷ ، در صد پذیرش آموزش ۹ ساله اجباری کودکان مناطق غربی از حدود ۷۰ در صد در حال حاضر به بیش از ۸۵ در صد افزایش و در صد بیسوادی جوانان به کمتر از ۵ در صد کاهش خواهد یافت . ” جو جی ” هنگام اشاره به توسعه بیش از پیش آموزش ابتدایی در روستاهای مناطق غربی چین اظهار داشت : از این به بعد چین اصلاحات جامع آموزش روستایی را عمیقتر ساخته و نظام کمک تحصیلی دانش آموزان فقیر را تکمیل کرده ، ایجاد صفوف معلمان مدارس ابتدایی و متوسط را تقویت و پروژه آموزش از راه دور مدرن را در مدارس ابتدایی و متوسط روستاها اجرا خواهد کرد . وی افزود : در مناطقی که آموزش ۹ ساله اجباری در آن گسترش یافته است ، باید بطور همه جانبه کفیت معلمان و مدیران مدارس و کفیت تدریس را ارتقا داد . طبق اطلاع رسیده ، چین در ۵ سال آینده تلاش خواهد کرد تا اکثر مدارس متوسط روستاها را به کامپیوتر و مدارس ابتدایی روستاها را با تجهیزات اساسی آموزش از راه دور مانند دستگاه ” وی سی دی ” ، دستگاه ویدئو و تلویزیون مجهز کند تا کودکان روستاهای مناطق غربی بتوانند با روشهای مدرن از تحصیل بهره مند شوند
یک معلم برای پنج کلاس؛ مدارسی که فراموش شده اند !
گروه اجتماعی خبرگزاری مهر – ۸/۴۹ درصد از کلاس های درس مقطع ابتدایی در شهرها و ۲/۵۰ درصد از کلاس های درس در روستا ها دایرند که از این تعداد ۹/۳۱ درصد از کلاس های درس چند پایه هستند ، در حال حاضر نه آماری از تعداد دانش آموزان کلاس های چند پایه و نه آمار دقیقی از تعداد معلمان این کلاس های درس وجود دارد و جالب تر اینکه ضمن افزایش سال به سال تعداد کلاس های چند پایه حتی نامی از دانش آموزان این کلاس های درس در مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش وجود ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر مدارس چند پایه در روستاهای دورافتاده و محروم با مسیرهایی صعب العبور وجود دارند و معمولا دانش آموزان این مدارس به دلایلی همچون کمبود امکانات و فقر فرهنگی به دوره راهنمایی راه پیدا نمی کنند و چه بسا در بسیاری از موارد این دانش آموزان مقطع ابتدایی را نیز نمی توانند به پایان برسانند.
در حال حاضر در مقطع ابتدایی ۲۹۹ هزار و ۱۸۷ کلاس درس وجود دارد که از این تعداد ۱۵۰ هزار و ۲۵۶ کلاس درس در روستاهای کشور دایر هستند البته کلاس های چند پایه فقط در روستاها دایر نیستند چرا که آمار این کلاس ها حتی در پایتخت نیز قابل توجه است به طوریکه در شهر تهران بیش از ۳۵ کلاس چند پایه و در شهرستان های استان تهران ۳۷۵ کلاس چند پایه وجود دارد.
بر اساس این گزارش هر سال به دلیل مهاجرت روستائیان به شهرها و کاهش آمار دانش آموزی روستاها آمار کلاس های چند پایه افزایش می یابد به طوریکه در سال ۸۲ – ۸۱ میزان کلاس های چند پایه ۶۸/۳۰ درصد بود و در سال تحصیلی گذشته این آمار به ۹ / ۳۱ درصد افزایش یافته است.
مدیرکل دفتر آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با تاکید بر اینکه کلاس های چند پایه تا کنون به نوعی فرآموش شده بودند ، می گوید : در کلاس های درس چند پایه ، پنج پایه تحصیلی در یک کلاس به یادگیری مفاهیم آموزشی کتاب های درسی  با یک معلم می پردازند ، این کلاس ها نه تنها از موقعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیستند بلکه کتاب های درسی این کلاس ها با کتاب های درسی سایر دانش آموزان یکسان است در حالی که موقعیت مکانی و تحصیلی این دانش آموزان با سایر دانش آموزان مدارس معمولی یکسان نیست.
عباس حاجی آقالو در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر با اشاره به اینکه یک هفتم دانش آموزان و یک ششم معلمان کشور در کلاس های چند پایه مشغول  هستند  ، می افزاید : بیش از یک سال و نیم یک گروه تحقیقاتی درباره  مدارس چند پایه تحقیق کردند و چهار کمیته نظارت و ارزشیابی ، مطالعه و تحقیق ، سازمان دهی فضای فیزیکی و برنامه ریزی درسی را تشکیل دادند تا مشکلات این کلاس ها را بررسی کنند و در حال حاضر یکی از اولویت های دفتر آموزش ابتدایی افزایش کیفیت کلاس های چند پایه است.
وی با اشاره به عدم حضور مربیان بهداشت و مشاوران در کلاس های چند پایه می گوید : به دلیل محرومیت ، اکثر دانش آموزان مدارس چند پایه مشکلات پوستی و تراخم و … دارند که باید تدبیر ویژه ای برای آنها درنظر گرفت.
کارشناس مسول واحد مطالعه و تحقیق مقطع ابتدایی نیز با تاکید بر اینکه معلمان کلاس های چند پایه هیچ آموزش ویژه ای را ندیده اند ، می گوید : بزرگترین مشکل در این کلاس های درس ضمن عدم گذراندن دوره آموزشی خاص توسط معلمان ، معلمان این کلاس ها باید ۳۰ کتاب درسی در پنج پایه درسی را طی ۱۳۲ ساعت  با حداقل فضا و امکانات  تدریس کنند.
رخساره فضلی ادامه می دهد : کلاس های چند پایه بهترین فرصت برای آموزش مهارت های زندگی است و اگر معلمان این کلاس ها دوره های آموزشی ویژه ای را سپری کنند ، در این کلاس ها دانش آموزان می توانند با تدبیر ویژه معلم ، ضمن آموزش مفاهیم درسی به یادگیری روابط اجتماعی نیز بپردازند.
وی می افزاید :  معلم به دلیل کمی تعداد دانش آموزان در کلاس های چند پایه می تواند ضمن استفاده از پتانسیل حضور دانش آموزان بزرگتر برای آموزش دانش آموزان کوچکتر مفاهیم درسی مختلف را با یکدیگر به شیوه های که برای دانش آموز قابل فهم تر باشد آموزش دهد و به عبارتی مرز بین درسهای مختلف را بردارد.
وی با تاکید بر اینکه در کلاس های چند پایه معلم می تواند با توجه به شناختی که از ویژگی های روحی دانش آموزان دارد ارتیاط صمیمانه تری با وی برقرار کند ، می گوید : در سال تحصیلی جاری یکی از اولویت های برنامه های آموزش و پرورش ارتقای کلاس های چند پایه است.
گفتنی است که بیشترین آمار کلاس های چند پایه به استان سیستان و بلوچستان با ۳ هزار و ۸۹۹ کلاس درس اختصاص دارد.
اما جایگاه این دانش آموزان که حتی آماری از آنها نیز موجود نیست در نظام آموزشی کشور کجاست؟



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...

تربیت برتر

1,814

بازدید

ان قوما عبدوالله رهبه فتلک عباده العبید، و ان قوما عبدوالله رغبه فتلک عباده التجار، و ان قوما عبدوه شکرا فتلک عباده الاحرار.
“گروهی خدا را از روی ترس اطاعت می کنند، این عبادت بردگان است؛گروهی خدا را به امید بخشش او اطاعت می کنند، این عبارت تجار است و گروهی خدا را (از روی معرفت) شایسته ستایش می دانند و این اطاعت آزادگان است”.
معیارهای یادگیری در پذیرش قوانین و مقررات اخلاقی
یادگیری و پذیرش ارزشهای اخلاقی در سه مرحله ممکن است شکل گیرد:
مرحله نخست: کودکان، پذیرش قوانین و مقررات اخلاقی، ارزشها و ضد ارزشها و رفتارهای خواسته شده از سوی والدین و مربیان را در ذهن خود، براساس پیامدهای جسمانی و آنی آن ارزیابی می کنند. در واقع منشا پذیرش مقررات و یا اطاعت از قوانین اخلاقی، براساس احساس خوشایندی (لذت) و یا ناخوشایندی (درد و الم) آنی است که کودک آن را احساس و درک می کند. در این مرحله کودک توجهی به معنا و ارزش اعتباری و اهمیت اعتقادی معیارهای ارزشی رفتار خویش ندارد. بلکه از دیدگاه او درست و نادرست، خوب و بد، براساس آثار و پیامدهای ملموس جسمانی ارزیابی می شود. زیرا پدر و مادر و یا مربی در مقام تسلط و اقتدار هستند. از این رو، پذیرفتن و اطاعت کردن از صاحبان اقتدار و احترام به افراد معتبر و قدرتمند، مهمترین شاخصه این مرحله است که کودک در تحلیل نهایی و عیب یابی منطقی، دلیل اطاعت را اجتناب از تنبیه (دوری از درد و الم) و نزدیک شدن به احساس خوشایندی (خوشی و لذت) می داند.
مرحله دوم:
پذیرش قوانین و مقررات اخلاقی را بر اساس انتظارات پدر، مادر، مربی ، گروه و اجتماع انجام می دهد. در واقع ، توجه بیشتر به تایید و یا عدم تایید دیگران، یعنی اقتدار گروه است نه قدرت بدنی آنها. در این مرحله، مقررات را کورکورانه برای اجتناب از نکوهش و انتقاد جمع و گروه می پذیرد. برای او عملی درست است که مطابق با خواسته گروه باشد و توجه و اقتدار جمعی و گروهی مطرح است نه پیامدهای آنی آن. بیشتر توجه به خواسته های گروه، یعنی مورد قبول قرار گرفتن و حفظ موقعیت اجتماعی دلیل انجام کار و اطاعت است. براساس یک نوع وفاداری متقابل جمعی و مورد تایید واقع شدن، انگیزه کارها شکل می گیرد. در این جا به جای اقتدار فردی، اقتدار جمعی و اجتماعی حاکم است. توجه به جمع و گروه و محرومیت و طرد از موقعیت در گروه، عامل انجام کار و اطاعت است. در حقیقت، این جا پذیرش و عدم پذیرش مقررات اخلاقی به احسس خوشایندی و لذت در گروه یا احساس ناخوشایندی در اثر محرومیت از گروه دارد و همین انگیزه اصلی است؛ منتها تفاوت آن با مرحله قبلی در این است که در آن جا اقتدار فردی حاکم بود و در این جا اقتدار گروهی و اجتماعی حاکم بر ذهن کودک است.
مرحله سوم:
پذیرش مقررات اخلاقی و انضباطی براساس اعتبارشان از دیدگاه درونی، مورد قبول خود فرد است ه به سبب اقتدار مربی و یا گروه، که از خارج تحمیل شده باشد. در این جا فرد در پذیرش و اطاعت از ارزشها و مقررات، نه توجهی به سلطه و اقتدار مربی دارد و نه توجه به مقبولیت و پذیرش در جمع، بلکه نفس عمل و نفس ارزشهای اخلاقی و قوانین رفتاری برای فرد مطلوبیت دارد و او براساس انتخابی آگاهانه و آزادانه، به قبول و اصالت ارزشها رسیده است و علت عمل و رفتار، علاقه مندی و تصمیم گیری آگاهانه اوست. این نوع یادگیری و پذیرش مقررات اخلاقی، پایدارترین و اصیل ترین شکل درک، فراگیری و اطاعت از مقررات است. رفتاری است ماندنی، چون علت خود فرد است و عامل درونی است. بر خلاف دو مرحله قبلی (اقتدار فردی و گروهی و یا موقعیت) که عامل اطاعت، عامل بیرون است. یادگیری و اطاعت در مرحله سوم ، ریشه در اعماق دل و جان آدمی دارد و این نوع اطاعت و پذیرش مقررات با طیب خاطر به عمل منجر می شود، چه کسی حضور داشته باشد چه نداشته باشد. اگر شرایط بیرون هم تغییر کند، باز فرد از قبول و عمل به عقیده و ارزشهای خود دست بردار نیست.
قال علی علیه السلام: «من لم یعرف مضره الشر لم یقدر علی الامتناع منه، من لم یعرف منفعه الخیر لم یقدر علی العمل به
«کسی که زیان شر و بدی کاری را نشناسد، نمی تواند از آن کار خودداری کند، کسی که آگاه به سودمندی کارخیری نباشد نمی تواند به آن عمل دست یازد‌»
چگونه زمینه های یادگیری و پذیرش آگاهانه فراهم می شود.
اصولا زمانی انسان به پذیرش قوانین و مقررات اخلاقی و انضباطی تن در می دهد، آن را قلبا می پذیرد و در زندگی رعایت می کند که دلایل و اصولی را که در پس این دستورات و قوانین نهفته است، بداند و درک نماید.
در مرحله اول، پیامدهای زودگذر و آنی مورد نظر است و علت، ترس از تنبیه و جذب لذت و احساس خوشایندی است و در مرحله دوم، ترس از دست دادن موقعیت در جمع و گروه و میل، رغبت به احساس خوشایندی در جمع و گروه است، ولی در مرحله سوم، عامل یادگیری و اطاعت از قوانین و مقررات، نه ترس از اقتدار فرد و یا گروه و از دست دادن موقعیت است و نه احساس خوشایندی برای مقبولیت در جمع؛ بلکه در موقعیت آزاد و دور از هر گونه اجبار، تهدید و تطمیعی، در جوی کاملا معنوی و همراه با احترام متقابل، فرد خودآگاهانه آن رفتار را انتخاب می کند، به ارزش آن پی می برد، ضرورت آن را درک کرده و به عمل مبادرت می ورزد. فرد احساس می کند که باید با دیگران آن چنان رفتار کند که خود تمایل دارد با وی رفتار نمایند. با عقل و منطق، اهمیت، ارزش و ضرورت اجرای مقررات را درک می کند و این درک و یادگیری بطور طبیعی به عمل می پیوندد.  با یک چنین دیدگاه تربیتی، آموزش فضایل اخلاقی تنها لفاظی ساده و یکطرفه والدین و مربی و معلم نیست؛ بلکه آموزش و پرورش در موقعیت مناسب ، با رشد و شناخت مراحل تحول روانی و ذهنی کودک، در فضایی آکنده از احترام متقابل به کودک و با تکیه بر احساس ارزشمندی شخصیت، خود به درک عمیق و یادگیری ریشه دار و پایدار می رسد و در عمل، منجر به رشد و پرورش اخلاقی و تبلور شخصیت انسانی کودک می گردد.
اصولا مفاهیم اخلاقی و ارزشهای انسانی باید متناسب با مراحل رشد ذهنی و درک و فهم کودک، از طریق کاربردهای عملی در موقعیتهای طبیعی زندگی در خانه و مدرسه آموخته شود و قبل از حصول اطمینان از درک دلایل – ولو به اندازه درک و ظرفیت ذهنی و عقلی آنان- نباید انتظار داشت که کودکان به گونه ای رفتار نمایند که ما بزرگسالان می خواهیم.
بنابراین نمی توان قبل از اینکه کودک از جهت ذهنی، عقلی و عاطفی، آمادگی درک مفاهیم اخلاقی را داشته باشد و بتواند بین واقعیتهای ملموس و یا عملیات انتزاعی تمایزی قابل باشد، آنان را مثلا برای دروغگویی یا گفتار متناقض و یا رفتار خلاف اخلاق، ملامت و سرزنش کرد؛ زیرا بیشتر اظهارات و رفتار کودکان در این سنین، برای جلب توجه دیگران انجام می گیرد، نه از روی سوء نیت و یا خبث باطن.
اساس یادگیری و اطاعت از مقررات و ارزشهای اخلاقی در کودکان، مستلزم درک پیامدهای عملی در خود و دیگران است. بنابراین کودکان، در مقام تربیت و تعلیم مفاهیم راستگویی، دروغگویی، تقلب، نظم و انضباط و …، باید نقش و پیامدهای عملی آنها را نیز در موقعیتهای طبیعی و واقعی و یا در قالب داستانهای جالب و مفید بیاموزند و آموزش تنها در محیط کلاس، آن هم به صورت خطابی کارساز نیست. بلکه کودکان را باید در موقعیتهای طبیعی و به صورت عملی با مسائل و مشکلات، با گروه همسال خود در جوی مناسب و با حفظ احترام متقابل درگیر کرد، تا خود در عمل ، ضرورت و اجرای قوانین و مقررات  انضباطی را حس و درک کرده و بدان معتقد و پایبند شوند.
درونی کردن مفاهیم اخلاقی
آموزش مفاهیم و دانستن، یک چیز است و پذیرش و عمل کردن به آن چیز دیگر. لذا آموزش اخلاقی کودکان اگر درست و صحیح انجام پذیرد تنها نصف کار انجام شده و نصف دیگر، درک و کاربرد عملی آن است. نباید گذاشت در کلاس، کار به لفاظی تمام و تصور شود کودکان چون مفاهیم اخلاقی را می دانند پس در هنگامه عمل آن را نیز رعایت خواهند کرد. مهم این است زمینه ای فراهم گردد که کودکان از تحت اقتدار سلطه جویانه فرد یا گروه خارج شوند و با شرکت دادن آنان در بحثهای جمعی و گروهی، چه از نظر ذهنی و عقلی و چه از نظر عملی، با مسائل و مشکلات درگیر شوند و در جوی آزاد و محبت آمیز با حفظ احترام بر شخصیت یکدیگر، در ارتباط متقابل و تبادل افکار، در بحث و گفتگو، خود به احساس ارزشمندی برسند و عملا به تفکر و تعقل وا داشته شوند و در مباحثه ها و مناظره ها با راهنمایی و هدایت مربی عملا ضرورت اجرای قوانین و مقررات انضباطی را درک کرده و به باور برسند و آن را درونی سازند. مدرسه و خانه باید چنین فرصتهای سازنده ای را فراهم بیاورد تا کودکان به پیشرفتهای جمعی و درک گرایشهای اخلاقی نایل شوند و به صورت عینی و عملی، ارزش قوانین و مقررات را در موقعیتهای گوناگون و شرایط مقتضی ادراک نمایند. کودکان و نوجوانان به دستورات و رفتار معلمان خود بسیار حساس و دقیقند و نیز در مقابل رفتار همسالان خود تاثیرپذیر. معلمان می توانند با فراهم آوردن زمینه های مناسب، در بحث های گروهی وارد شده و نقش هدایتگر داشته باشند و در برخوردها و مناظره های گروهی، بنا به اقتضای هر موقعیتی زمینه را طوری فراهم کنند که خود آنان به کشف و درک استدلالهای آن مجهز شوند. در این صورت خود بطور سازنده ای در رشد منش اخلاقی و پیشرفت و تعالی خویش نقش پیدا می کنند.
احترام به قانون و مقررات و هر گونه قواعد و اصول اخلاقی، مستلزم پیدایش روح انضباط و احساس مسئولیت است با درک این که تنها در سایه رعایت آنهاست که می توان، به ارزشمندی و احساس خوشایندی نایل آمد. این در حای است که محیط به دور از هر گونه اجبار و تحمیل بوده و در تعامل و تقابل گروهی با احترام متقابل به مبادله، اطلاعات و احساسات بپردازند، بطوری که کودکان در کنار بزرگسالان احساس کنند توانایی درک و فهم مسائل را دارند تا در عمل به آن مبادرت ورزند. تاثیر و تاثرات از طریق گروه همسال با هدایت مربی، کارایی فوق العاده و چشمگیری دارد.
تشویق و ارزش گذاری والدین در بحثهای گروهی و خانوادگی و دادن مسئولیت به فرزندان در موقعیتهای طبیعی و عملی، عامل پر قدرتی جهت کسب ارزشهای اخلاقی و شخصیت دهی به آنان می باشد. در صحنه طبیعی زندگی، والدین و مربیان با شیوه های مناسب ارشادی و با ابراز نظرات اخلاقی بموقع، می توانند به تغییر یا اصلاح کنشهای رفتاری و اخلاقی کودکان پرداخته و آنان را به مرحله عالیتر ارزشی ارتقا دهند. رفتار مربی، الگو و نمونه ای برای تجربه عملی کودکان است و تجارب مفید ایجاد شده از سوی اطرافیان و همسالان که در محیط مدرسه و منزل، در موقعیتهای طبیعی و شرایط ایجاد شده، دریافت می نمایند، موجب شکل پذیری شخصیت و محرک و تقویت کننده ای جهت دستیابی به ارزشهای بالاتر می شود. احساس رقابت سالم در همکاری و تقابل گروهی، به تجربیات مثبت و سازنده برای کودکان منجر خواهد شد. با تفسیر روشنی که توسط مربی و یا والدین از مفاهیم و ارزشهای اخلاقی در حین کار و عمل عرضه می گردد، در ارتباط با گروه همسال در یک مشارکت فکری به صورت گروهی به استدلالهای منطقی مجهز می گردند. البته بهتر است که مسائل، بنا به نیازها و خواسته های کودکان طرح و مورد بحث و مذاکره قرار گیرد. توجه به مراحل رشد و سطح فکر و منطق کودک و عنایت به عامل زمان در فراگیری و درون سازی تدریجی مباحث مورد بحث، از جمله نکات مهم است.
والدین و مربیان معمولا می کوشند نکات و مسائل اخلاقی را در فرصتی کوتاه از طریق گفتاری مستقیم و با پند و اندرز و به صورت تذکرات مکرر، به کودکان  منتقل و یا تحمیل کنند، غافل از اینکه این کودکان هستند که خود باید شخصا این رفتار را واجد شوند، دلایل آن را بپذیرند و با رغبت آن را در صحنه عمل به کار گیرند، نه این که قواعد را ما به آنها دیکته کرده و به اجبار بقبولانیم. خطابه های لفظی فراوان در شرایط نامناسب کارساز نیست و هرگز روش استدلال منطقی را به کودک نمی آموزد، حتی اگر با منطق و استدلال همراه باشد. چون جنبه تحمیلی دارد و عامل آن اقتدار و فشار بیرون است. لذا با تغییر شرایط زمان، رفتار کودکان به حالت اول برمیگردد. تنبیه و یا تشویق در چنین شرایطی ، که مقررات به صورت اجباری و با فشار به آنان تحمیل می گردد، خیلی کارساز نمی تواند باشد، زیرا فرد خود شخصا در سازمان دهی ذهنی و روانی خویش دخالتی نداشته و به صورتی فعال در کشف و شناخت قضایا به دلیل و استدلال مجهز نگردیده است. لذا کودک تا زمانی که سلطه و اقتدار خارج (فردی و یا گروهی و اجتماعی) حاکم است آن هم در حضور جمع به عمل وادار می شود و در صورت تغییر موقعیت و عدم حضور اقتدار فرد و یا گروه، مقررات مراعات نمی شود.
مواجه کردن کودک با نتایج منطقی رفتار
یکی از طرق ایجاد و زمینه یادگیری و پذیرش آگاهانه کودک، مواجه کردن او با نتایج طبیعی و منطقی رفتارش است؛ مثلا، کسی که به موقع از خواب بر نمی خیزد، از مدرسه اش جا می ماند؛ و کسی که تکلیفش را انجام نمی دهد، در مدرسه مجبور به پاسخگویی در مقابل پیامدهای حاصل از رفتار خویش است. تذکرهای پیاپی، انجام دادن کارها به جای کودک، تشویق و تنبیه های لحظه ای و آنی کارساز نیست. برای به کارگیری این روش باید صبور بود، سعه صدر داشت، شکیبایی پیشه کرد و قاطع و پیگیر، با مهر و محبت رفتار کرد. در کارها و اجرای مقررات انضباطی بگذارید کودک خودش بیاموزد، سعی نکنید راه حلهای دسته بندی شده خود را به او دیکته کنید. هنگامی که با بدرفتاری و عکس العملهای نامناسب و عدم رعایت مقررات روبه رو می شویم نباید زود کنترل خود را از دست بدهیم، بلکه بهتر است از واکنش سریع و شدید خودداری کرده و عکس العملهای خود را تا زمانی که بتوان با آنان به آرامی و احترام برخورد کرد، به تعویق اندازیم.
حفظ واقع بینی و اجتناب از برخورد شدید، از عوامل بسیار مهم در فضاسازی و ایجاد زمینه برای رسیدن به نتیجه منطقی رفتار است. نباید بدرفتاری کودک را توهین به خود تلقی کرد. موقعی که کودکان می خواهند چیزی را یاد بگیرند بطور طبیعی در انجام آن، خطا و اشتباه دارند و ما باید خطا و اشتباهات آنها را ، همان طور که در مسائل آموزش، طبیعی می دانیم؛ در مسائل اخلاقی و پرورشی نیز طبیعی، تلقی کنیم، زیرا هر اشتباهی برای کودکان حکم یک تجبه آموزشی را دارد نه تخطی از اختیارات و دستورات مربی و والدین. نتایج منطقی گاهی نتیجه تجربه کودک در رابطه با واقعیتهای عینی است و گاه در رابطه با واقعیتهای ذهنی و اجتماعی است که کودکان از آن درس می گیرند؛ چرا که کودک و نوجوان در صورتی که در برخوردها مجال کافی برای اندیشیدن بیابد، بطور منطقی رفتارش را با نتایج آن مرتبط می سازد. لذا باید اولیا و مربیان در فضای خانه و مدرسه، شرایط را طوری فراهم سازند که کودکان آگاهانه به نتایج منطقی رفتارشان برسند و اصول و مقررات اخلاقی را یاد بگیرند و بپذیرند.
باید قبل از به کار بردن این روش، بر بهبود رابطه خودتا با آنان، براساس ایجاد دلگرمی و احترام متقابل بکوشید. لحن کلام و تن صدا نشانگر مهربانی یا عدم مهربانی مربی خواهد بود. باید با قاطعیت و مهربانی سخن گفت تا کودک در یک احساس خوشایندی که برایش فراهم می شود آزادانه به رفتار و عواقب کارهایش بیندیشد و به نتیجه اعمالش پی ببرد. در این موقعیت، کودک نباید احساس فشار و یا رنجشی بکند که بر نتیجه گیری منطقی و عقلی وی تاثیر منفی بگذارد و از فکر کردن باز ماند. بعضی اوقات برخوردهای تند، تاثرات روحی و عاطفی شدیدی در کودک به بار می آورد و او را به لجبازی و مقابله به مثل می کشاند و در نتیجه ، مانع نتیجه گیری منطقی کودک می شود. ایجاد فضای محبت آمیز همراه احترام متقابل و دادن امنیت و اعتماد به نفس، زمینه احساس خوشایندی و آزادی کودک را فراهم می سازد و از این رو بطور طبیعی در مورد اعمال درست و یا نادرست خود می اندیشد و به نتایج آن پی می برد.
آنچه موجب عکس العملهای ناسنجیده و برخوردهای لحظه ای کودکان می گردد همان صدمه دیدن شخصیت و رنجیدگی عاطفی است. برخوردهای شدید و توهین آمیز والدین یا مربی سبب می شود کودک به جای تفکر درباره رفتارش به موضع گیری دفاعی کشانیده شود و در این هنگام، دیگر مجالی برای منطقی فکر کردن او باقی نماند.
زمانی که کودک فرصت فکر کردن پیدا کند، از رفتار بد و یا خوب خود متاثر می شود، آثار و نتایج آن را به رفتار خود ربط می دهد و به نتیجه منطقی می رسد و در نتیجه به تشویق وی به ادامه و یا توقف از عمل می انجامد.
لازمه ایجاد فضایی برای اندیشیدن کودک، سعه صدر و سکوت ماست. باید او را با نتیجه رفتارش تنها گذاشت؛ چرا که عکس العملهای آنی، چه زبانی و چه با تغییر چهره، با تشویق و یا تنبیه، همه فرصت تصمیم گیری در مورد رفتار و نتیجه گیری منطقی را از کودک سلب می کند و سبب می شود رفتارش، عکس العملی و بازتابی شود و تفکر و تصمیم گیری در آن نقشی نداشته باشد. این نوع یادگیری، بازتابی و شرطی است نه آگاهانه و گزینشی؛ زیرا عامل بیرونی محرک اصلی است. بر خلاف نتیجه گیری منطقی که عامل درونی، یعنی اراده و شخصیت خود فرد است که به نتیجه و گزینش رفتار منجر می شود.
خونسردی و آرامش در مقابل کودک، به احساس امنیت وی کمک می کند تا مجال یابد سوء رفتار و یا حسن رفتار خویش را با نتایج منطقی آن، که از واقعیات زندگی اجتماعی فرا می گیرد ربط دهد و به تجربه مفید، که همان تصمیم به یادگیری جدید در قالب تغییر رفتار در جهت مثبت است، نایل آید.
باید صبور باشیم و اجازه دهیم کودکان با نتایج رفتارشان روبه رو شوند. این ترس که کودک بد می شود و یا بدتر می شود، تفکر صحیحی نیست.
برعکس، تذکرات مکرر و زیاده گوییهای پی در پی تاثیرات رفتار را کم می کند و رسیدن کودک به نتایج منطقی را به تاخیر می اندازد. باید زمانی به سخن گفتن با کودک لب گشود که علاقه مند به شنیدن باشد. باید کم سخن گفت و خود را درگیر برخوردها و بگومگوها نکرد، و به حرفها و بدگوییها نیز وقعی ننهاد. گاهی اوقات لازم است صحنه را ترک کرد تا کودکان مجال یابند به نتایج منطقی گفتار و رفتار خود برسند. در درگیریها سعی نکنید مقصر را شناسایی کنید، ایجاد فضای دوستانه و احترام متقابل سبب می شود کودکان خودشان در مورد مشکلاتشان تصمیم بگیرند و مسائل خود را حل کنند. در مورد نیازها و خواسته هایشان، روش آزاد منشانه ایجاب می کند که حتی الامکان برای آنان حق انتخاب قرار دهید، تصمیماتشان را بپذیرید و در کارها با عفو و گذشت برخورد کنید. زیرا چشم پوشی، شکلی از روش منطقی است و اغماض در کارها فرصت تجربه کردن را به آنان اعطا می نماید. در برخوردها رفتاری آزاد منشانه و منصفانه داشته باشید و در مسائل، قاطع و مهربان باشید تا برای کودکان زمینه تفکر و تجدید نظر درباره رفتارشان فراهم آید و خود را مسئول کار خویش احساس کنند. اگر کودکان احساس کنند تحت فشار و یا اجبار نیستند دست از کار خلاف خود بر می دارند.
مواجه کردن کودک با نتایج منطقی رفتارش در صورتی موفقیت آمویز خواهد بود که شما از داشتن انگیزه های پنهانی تسلط و کنترل بر آنان خودداری نمایید، کارها و برخوردها را بر اساس حسن ظن استوار کنید و رفتاری کریمانه داشته باشید.
مواجه کردن کودک با معما و سئوال
طریق دیگر رسانیدن افراد به درک و ضرورت استدلال و مجهز شدن به منطق، همان طرح سوال ابراهیم گونه از افراد است. طرح سئوال و معما و عرضه روشهای مختلف در حین اجرای مقررات و قوانین، که به صورت طبیعی در بحثهای گروهی با ایجاد بحران پیش می آید، زمنه هایی فراهم می سازد که کودک و نوجوان به تفکر و اندیشه واداشته شود؛ زیرا پیدا کردن دلیل برای اثبات بیان خود، در واقع وسیله ای برای اثبات شخصیت خویش است و اگر مربی بحث را صحیح رهبری نماید، هر یک از دانش آموزان به احساس ارزشمندی و تحقق خویشتن می رسند. در حقیقت شخصیت خود را در رعایت و عمل به این ارزشها به اثبات خواهند رسانید. دادن فرصت و اجازه بحث و استدلال و سئوال از آنان که نظر شما در این باره چیست؟ و شما چگونه فکر می کنید؟ اگر شما در این موقعیت قرار بگیرید چه کاری را انجام می دهید؟ یا اگر با شما همین رفتار را انجام دهند چه احساسی پیدا می کنید زمینه سازماندهی بنای فکری کودکان را در درک اصول و قوانین اخلاقی فراهم می سازد. برای اینکه ارزشهای اخلاقی منجر به تحول رفتار کودکان بشود، هیچ موقعیتی موثرتر و کارسازتر از فراهم نمودن فضای دوستی، ایجاد جو معنوی و احترام آمیز معلمان و والدین با سایر همسالان و اعضای گروه در مورد یکدیگر نیست؛ چون ین هم احساسی دو جانبه، به عزت نفس و احیای شخصیت انسانی آنان منجر خواهد شد؛ زیرا احساس ارزشمندی و عزت نفس نیاز فطری انسان است و اصولا همه تلاشها و حرکتهای انسان در زندگی برای رسیدن به رفع نیازهای او انجام می پذیرد و یکی از نیازهای اصیل و مهم انسان، بازیافتن کرامت نفس و عزت نفس است که در این گونه فضاها در سایه تلاش برای رعایت مقررات و ارزشهای اخلاقی تحقق خواهد یافت.
ترغیب و تشویق اعضای گروه در فضایی پر از صفا و صمیمت منجر به دوستی و رفاقت و در نهایت به یک احساس همگانی جهت انتقال ارزشها و مقررات و ضرور درک دلایل و استدلالهای آنها می انجامد. با طرح سئوالهای اکتشافی، کودک به تفکر و تفسیر و تحلیل حوادث و قضایای مورد بحث ترغیب می شود و این امر در سازماندهی ذهنی و درون سازی فکری او نقش بسزایی دارد. از این طریق او با موقعیتهایی آشنا می شود که بطور عینی و تجربی می تواند موقعیت و احساسات دیگران را به خوبی درک و لمس کند و خود ضرورتا به راه حلها بیندیشد و به شناخت و ضرورت اجرای مقررات و رعایت ارزشها برسد. این امر چون با روش آزاد منشانه در محیطی آرام، بدون احساس اجبار و فشار بطور خوداگاهانه صورت می گیرد، رفتاری پایدار و ماندنی خواهد شد و گذشت زمان و تغییر اوضاع و محیط تاثیری در آن نخواهد گذاشت.
بنابراین باید پرورش اخلاقی و انضباطی کودکان بدون اجبار و یا تحمیل ، از طرف خانه و یا مدرسه صورت گیرد . در اجرای مقررات و ارزشها خود کودکان مهمترین عامل بوده و مهمترین نقش را دارند و والدین و معلمان در موقعیتهای مناسب، تنها زمینه ساز و هدایتگرند. در گذشته برداشت عمومی این بود که همه چیز را باید با فشار تنبیه و تشویق به دانش آموزان تحمیل کرد، زیرا کودک بازیگوش و سر به هواست و در عمل از رعایت مقررات سرباز می زند و از انجام تکلیف شانه خالی می کند و روش برانگیختن حس اشتیاق کودک در یادیگری و پرورش اشکال داشت؛ با این کودک و نوجوان در این دوره بیش از هر دوره دیگری کنجکاو بوده و نیاز به شناخت و یادگیری و کار و عمل دارد و همواره اشتیاق آن را می کشد. بنابراین نباید هیچ ارزش و قاعده  و اصولی را قبل از این که زمینه لازم عاطفی و روانی آن برای کودک فراهم و یا خود به آن متمایل شده باشد به وی تحمیل کرد. گرایش کودک به پذیرش ارزش و یا قاعده ای و یادگیری مقررات تنها در سایه احساس ارزشمندی و احساس شخصیت و ارزنده پنداری خویش تحقق می یابد و در مدرسه، قواعد و مقررات پا به عرصه وجود می گذارند، باید شخصیت دانش آموز حفظ شود. مدرسه، دعوتی طبیعی از کودک و نوجوان به عمل می آورد تا وی رفتار و سازشهای خود را هماهنگ با توقعات و انتظارات زندگی دسته جمعی بروز دهد و رفتار خویش را استوار سازد ؛ چه وقتی قواعد و مقررات و دستورات اخلاقی با احتیاجات روزمره دانش آموز و با تمایل به تعاون به صورت همفکری و همیاری در محیطی گرم و صمیمی پیوند می خورد، با مقررات آشنا شده و با آن زندگی می کند. روحیه تعاون و کوششهای دسته جمعی در گروه تنها در سایه ارتباطی سالم و با هدایت مربی صورت می گیرد و قدرت ابتکار و خلاقیت را در حل مسائل برای تک تک افراد در ارتباط با خود و دیگرن پدید می آورد.
در این چنین محیطی ، هر کس سعی ندارد از دیگری جلو بزند و به عنوان فرد مورد توجه و شاخص جلوه کند و بقیه را ناموفق و شکست خورده بپندارد، بلکه اولین سنگ بنای زندگی اجتماعی، که همان درک روحیه همکاری و احترام متقابل است، پا به عرصه وجود می گذارد. هر کس بر حسب لیاقت و تواناییهای خود با حفظ عزت نفس در حرکتی جمعی ، انگیزه خدمت دسته جمعی و همبستگی گروهی در سایه ارتباطی سالم بین خود و دیگران مشارکت می نماید. چنین افرادی با حفظ حریم شخصیت دیگران رشد می کنند و در آینده می توانند به عنوان انسانهای مستقل و عزتمند در هدایت و رهبری جامعه و در جهت پیشبرد اهداف ارزشمند اسلامی نقشی فعال و سازنده به عهده داشته باشند و ان شاءالله هریک سربازی فداکار، یاور و زمینه ساز نهضت آن پرچمدار بزرگ ، ولی الله اعظم امام زمان عجل الله تعالی فرجه باشند.

کتاب (پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت)
سئوالات
۱-از مسافرت هائی که رفته اید کدام یک در برانگیختن قدرت تصورتان موثر بوده است؟ دلایل آن را تجزیه و تحلیل نموده شرح دهید چرا دیگر مسافرت ها مثمر چنین نتیجه ای نبوده اند.
۲-اعتقاد داردی که کودکان باید در «تظاهر» نمودن هایشان تشویق با توبیخ شوند؟ شرح دهید.
۳-تا چه حد با فرانسیس بیکن که می گوید «مطالعه انسان را کامل می کند» موافقت دارید؟ موضوع را شرح دهید.
۴-فکر می کنید می توانید کتاب بنویسید؟چرا؟
۵-آیا این اظهار نظر که«هرچه بیشتر تمرین مهربانی کنید مهربان تر می شوید» صحیح است یا غلط؟ شرح دهید.
روشهای پرورش خلاقیت
می توان موهبت خلاقیت را با بلا استفاده گذاردن پژمرده نمود و یا با مبادرت به فعالیت هایی که بیشترین امکان را برای پرورش قدرت تصور خلاق به وجود می آورد، و خاصه با تمرین دادن مداوم، آن را توسعه داد.
در این که این استعداد را می توان پرورش داد تردید وجود ندارد. روانشناسان از مدتها قبل این اعتقاد را که هر استعداد اساسی را می توان تربیت نمود – و حتی استعداد متوسط را می توان با تمرین پرورش داد- پذیرفته اند. با تمرین حساب ذهنی، بزرگسالان می توانند قدرت محاسبه خود را بیش از دو برابر کنند. در مورد اثر تمرین بر روی حافظه، بسیاری از طریق تمرین قدرت یادآوری خود را دو برابر کرده اند.
حتی خصوصیات عاطفی را می توان از طریق تمرین بهتر کرد. هر چه بیشتر مهربانی کنیم مهربان تر می شویم. با تمرین شادی خود شادتر می شویم. حتی شوخ طبعی با آموزش توسعه می یابد و این موضوع از نتایج دروسی که برای تربیت کمدین ها در برخی دانشگاه ها تدریس می شود مشخص شده است.
تمرین هم برای پرورش مغز و هم برای پرورش  جسم لازم است . والت دیسنی توصیه می کند که به دستگاه تصور خلاق خود به عنوان عضلات مغزی بنگریم. عضلات بدن هرچه بیشتر کار کند به جای آن که تحلیل رود بیشتر پرورش می یابد. درست مثل عضلات و ارگانهای جسمی، هوش و ذکاوت بدون تمرین فرسوده می گردد.
وقتی شکسپیر درباره «مزایای غنی تمرین خوب‌» سخن  گفت اشاره داشت که تمرین برحسب درجه ارزش تغییر می کند. بهتر از همه انجام واقعی کار است – یعنی ترکیب کردن عملی کوشش با قدرت تصور. بدین ترتیب قدرت خلاقیت محفوظ ماندن و یا بازیافت می شود- و در واقع برای رشد برانگیخته می گردد.
۱-تجربه برای ایده جوئی سوخت می سازد
برای پرورش خلاقیت، مغز نه تنها به تمرین نیاز دارد بلکه به وسائلی که با آن بتوان به بهترین وجهی ایده ها را تشکیل داد محتاج است. غنی ترین سوخت برای ایده جوئی عبارت از تجربه است.
تجربه دست اول مطلقا غنی ترین سوخت است زیرا امکان این که در مغز ما بماند و در موقع نیاز به خاطر آید زیادتر است. تجربه دست دوم – مانند خواندن سطحی، گوش دادن یا تماشا کردن – سوخت ضعیف تری را تشکیل می دهد.
در سن دوازده سالگی توماس ادیسون در ترن ها شکلات می فروخت. وقتی فقط ۱۴ سال داشت یک روزنامه منتشر می کرد. در مواقع بینابین سبزیجات خرید و فروش می کرد و وقتی هنوز کمتر از ۲۰ سال داشت در تلگرافخانه کار می کرد . آنقدر مطالب دست اول آموخت که وقتی ۲۲ ساله بود نوار اونویرسال سهام را تکمیل نموده آن را به موسسه تلگراف امریکا به۴۰۰،۰۰۰ دلار فروخت. چنین تجارب دست اول است که دلیل رکورد خلاقیت مادام العمر ادیسون را توجیه می کند.
مسافرت یک نوع تجربه است که به تغذیه قدرت تصور کمک می نماید. نکات برجسته در حافظه ما باقی مانده قدرت تداعی مارا تقویت می نماید- بطوری که سالها بعد ممکن است مغزمان ایده ای خلق کند که اگر جائی نرفته بودیم و چیزی ندیده بودیم این خلاقیت امکان نمی داشت.
ارزش خلاقیت مسافرت بستگی به کوششی دارد که در مورد آن بکار می بریم. یک متخصص خلاقیت وقتی به مسافرت دور دنیا مبادرت نمود، نه تنها از مشاهدات خود بلکه از ایده هائی که هر روز تدبیر می نمود یادداشت برمی داشت. این یادداشتها ارزش کاربردی این سفر را به مقیاس وسیعی ارتقاء بخشید. وی کرارا از این یادداشتها در نوشته هایش برای روزنامه های مختلف که خوانندگان زیادی داشت، استفاده می کرد.



نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت


دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد

logo-samandehi