جستجو در تک بوک با گوگل!

بازدید
مرکز مطالعات معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه در راستای یکی از اهداف خود که توسعه و ترویج مطالعات بومی جرم شناختی و آسیب شناسی اجتماعی است ، اقدام به انتشار دستاوردهای علمی این حوزه در قالب های مختلف کتاب و فصلنامه نموده است .
بازدید
بزهکاری:
اقدام به عملی که برخلاف موازین مقررات وقوانین و معیارهای ارزش فرهنگی هرجامعه باشد.
در آن جامعه بزهکاری یا جرم تلقی می گرددوکسانی که مرتکب چنین اعمال خلاف می گردند مجرم یا بزهکار نامیده می شوند.(آسیب شناسی اجتماعی، فرجاد، ۱۳۷۵، نشر کوکب، ص ۱۶۹)
بزهکاری را ازلحاظ مطالعات اجتماعی و ازنقطه نظر عرف وقانون برچسب نوع کاری که انجام می دهند میتوان برسه گونه زیر تقسیم کرد:
الف. بزهکاری برعلیه اشخاص عادی جامعه که زندگی عادی بر اساس فرهنگ و قانون برای خود انتخاب کرده اند.
ب. برعلیه دارائی و مالکیت دیگران.
ت. بزهکاری برعلیه نظم عمومی و سلامت افراد جامعه(آسیب شناسی اجتماعی، فرجاد، ۱۳۷۵، نشرکوچک، ص ۱۷۰)
بزهکاری د راصطلاح روانشناسی:
معمولا نوجوانان خلافکار و مجرم را دریک ردیف نام می بردند و شاید هم آن باشد که اولاً: نوجوان چون هنوز به سن قانونی نرسیده است مجازات بزهکاری او در ردیف یک خلاف تلقی می گردد.ثانیاً: بیم آن می رود که خلاف او عواقب وخیمی در برداشته و احتمال بزهکاری د رپیش باشد. خلاف در نوجوانان از عدم رضایت انضباط سرچشمه گرفته و خلافکار نسبت به مقررات بی اعتنا است.
معلمین می توانند برای رفع خلافکاریها و بی انضباطی نوجوانان اعمال زیر را انجام دهند:
۱٫ تشویق و تحسین و تکیه کردن به شخصیت نوجوانان به جای سرزنش و توبیخ و تمسخر او.
۲٫ سپردن یک نوع مسئولیت به نوجوان بی انظباط وصرف انرژی او برای انجام کارهای مدرسه ای.
۳٫ صبر و حوصله به خرج دادن و نرنجیدن از عمل شاگرد بی انضباط و تظاهر به اینکه از این عمل بدش نمی آید.(رفتارشناسی جوانان، شادروان، ۱۳۷۶، انتشار ایستا مسمی، ص۱۷)
خانم و آقای کرو معتقدند که سه گروه جوانان بزهکار وجود دارند:
۱٫ در جوانان سالم و معمولی که هیچگونه نقص تربیتی یا جسمی نداشته بسیار مؤدب و خوش رفتار نیز می باشند، منتها گاهی دریک موقعیت خاص قرارمی گیرند و دست به بزهکاری می زنند.
۲٫ نوجوانانی که در اثر سخت گیریهای و الدین و یا ناامنی های خانوادگی دچار ناراحتی و اختلاف عاطفی گردیده و برای تسکین خاطر و انتقام از والدین به بزهکاری دست می زنند.
۳٫ بزهکاری که دچار انحرافات روانی هستند و از لحاظ تعلیم و تربیت در سطح هوشی پیشرفته نبوده و به هیچ وجه پای بند وجدان و اخلاق نمی باشند.
به طور کلی بزه به هر صورت که باشد بزهکار دچار عدم تمرکز حواس و حافظه و تزلزل شخصیت گردیده است که نه تنها عواقب آن متوجه خود شخص می گردد و بلکه برای خانواده و اجتماع نیز مضر می باشد. (رفتار شناسی جوانان، شادروان، ۱۳۷۶، انتشارات مسمی، ص ۲۱)
انحرافات اجتماعی:
به منظور بقا و استمرار حیات هر جامعه، باید هنجارها و ارزشهای آن جامعه توسط اعضاء محترم شمرده شوند، اما در همه جوامع انسانی، برخی از افراد، پاره ای از ارزشها و هنجارها را رعایت نمی کنند. جامعه، افرادی را که هنجارها را متابعت کرده“همنوا” وکسانی را که هنجارها را نقض می کنند. “ناهمنوا” می داند. ازمیان اشخاص نابهنجار کسی که رفتار نابهنجارش زودگذر نبوده و دیرگاهی دوام آورد، “کجرو” یا “منحرف” و رفتار او کجروی اجتماعی یا انحراف اجتماعی خوانده می شود.(آل برن، ۱۳۵۶ :۲۵۳)
در همه گروهها درجه اهمیت هنجارها و رعایت آن توسط اعضاء یکسان نیست. برخی از هنجارها چون شیوه های قومی ( Folk Ways ) از اهمیت کمتری برخوردار بوده و عدم رعایت آن، مجازاتی را در برنداشته و یا در صورت مجازات، میزان آن ضعیف خواهد بود. د رطرف دیگر قوانین، که در جامعه وضع شده درصورتی که مراعات نگردد، فرد خاطی با مجازات شدید رو به رو خواهد شد. با وجود شدت و ضعف در اهمیت هنجارها و رعایت آن توسط افراد، موضوع مهم دیگر، موقعیت عمل می باشد که شدت و ضعف مجازات را تعیین می کند. به عنوان مثال، سربازی که در موقعیت جنگ و صلح از انجام خدمت سرباز می زند، مجازاتهای مختلفی برای او تعیین می گردد. همچنین ویژگیهای فردی و اجتماعی کنشگر از معیارهای مهم درباره انحراف خواهد بود؛ به عنوان مثال جامعه در مواجه با بعضی ازکجرویها با ملاطفت برخورد می نماید. پایگاه اجتماعی خاطی نیز غالبا به عنوان عامل مهم درنظر گرفته می شود.
مصونیتهای متفاوتی که برای سفرا، وزرا، نمایندگان مجلس وبرخی اشخاص دیگر وجود دارد، مؤید این امر است.
(لذا تلقی از انحراف بعنوان پدیده ای اجتماعی و مصداقی امری نسبی محسوب می گرددـ اگر چه درجوهر دارای قبح ذاتی است ـ مردمان نه بطور تمام و کمال برطبق تمامی هنجارها عمل می کنند و نه کاملا حالت منحرف دارند. یک فرد کاملا منحرف به دشواری می تواند حتی برای مدت طولانی زنده باقی بماند. منحرفان خیلی مشخص و نشان دار مانند جنایتکاران و یا منحرفان جنسی هم از نظر اموری مانند لباس پوشیدن، عادات غذایی، تفریحات و بسیاری دیگری از فعالیتهای روزمره ممکن است حالتی عادی وکاملا هنجار داشته باشند. از طرف دیگر، اکثر افراد کاملا عادی هم ممکن است گاهی رفتاری انحرافی داشته باشند. درحقیقت انحراف تابعی از فرهنگ و منبعث از آن است. از این رو، با تنوع فرهنگها، معیارهای انحراف نیز تفاوت می یابد. بدینسان عملی معین می تواند درجامعه ای عادی و حتی پسندیده به حساب آید، درحالی که همان عمل در فرهنگ دیگر نادرست، ناپسندیده و حتی جرم شناخته شود. همین طور، دریک فرهنگ درزمانی خاص به جهاتی یک عمل معین، عادی است، درحالی که همان عمل در زمانی دیگر انحراف تلقی می شود.(فلور، ۱۳۷۰۰،۱۹۷)
گی روشه، جامعه شناس فرانسه زبان، معتقد است بین دو اصطلاح انحراف و کجروی تفاوت وجود دارد. او با بیان اینکه هرگاه نمونه هایی که درجامعه وجود دارند به صورت رسمی و آمرانه خواهان همنوایی نباشند ولی یک نمونه بیش از نمونه های دیگر در جامعه وجود داشته باشد، معتقد است که درصورتی عنوان انحراف به خود می گیرند که نمونه های دیگری که از فراوانی کمتری برخوردارند، توسط افراد انتخاب ومورد عمل قرار گیرند.
وی دربیان تفاوت بین انحراف وکجروی می گوید: “ انحراف عبارت است از حق انتخابی که اعضای یک جامعه بین مدلهای مجاز دارند وکجروی انتخاب مدلهایی است که یا درمورد آنچه که مجاز است می باشندو یاخارج از(همان : ۶۸) اما جامعه شناسان فارسی زبان تفاوتی بین منحرف وکجروقایل نشده اند؛ به طوری که برخی (Deviant) رابه معنای کجرو و برخی آن را به معنای منحرف دانسته اند. (گی روشه، ۶۷۰۱۳۶۷)
کوئن معتقد است: انحراف هرگونه رفتاری است که با انتظارات جامعه منطبق و سازگار نباشند. انحراف دوری جستن و فرار از هنجارهاست و گاهی رخ می دهد که فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نمی کنند.نمونه های انحراف در فرهنگ ما، قتل عمد، تجاوز به عنف، دزدی، ناراحتی روانی جنون آمیز، بزهکاری جوانان، همجنس بازی، اعتیاد، فحشاو امثال آن است.(کوئن، ۱۳۷۰،۲۱۵)
جدول شماره (۱) توزیع فراوانی منحرفان برحسب سن در ایران
ردیف گروه سنی تعداد درصد
۱ کمتراز ۲۰سال 23 0/22
۲ 30-21 55 2/50
۳ 40-31 18 6/16
۴ 50-41 9 4/8
۵ بیشتر از ۵۰سال 2 8/1
۶ جمع 108 100
توضیح جدول شماره (۱)
بیشترین دستگیرشدگان در رابطه با جرایم منکراتی در سنین بین ۲۰تا ۳۰سال قراردارند و اگر جمع سایر گروهها سنی راکه دردوران جوان و نوجوان قراردارند به آن اضافه کنیم، تقریبا می توان گفت: قریب به اتفاق منحرفان منکراتی اقشار جوان و نوجوان جامعه به شمار می روند که جای تامل دارد.
جدول شماره (۲) توزیع فراوانی منحرفان برحسب شغل
ردیف نوع شغل تعداد درصد
۱ کارمند 12 1/11
۲ کارگر 9 3/8
۳ آزاد 19 6/17
۴ محصل یا دانشجو 42 0/39
۵ بیکار 26 0/24
۶ جمع 108 100
توضیح جدول شماره (۲)
این جدول نشان می دهد شغل ۳۹ درصد دستگیر شدگان محصل یا دانشجو می باشد، گستردگی وجود خرده فرهنگهای معارض در بین دانش آموزان، دانشجویان و تحصیل کرده ها نشان می دهد نظام آموزش و پرورش ما در بهنجار کردن افراد و درونی کردن فرهنگ حاکم در آنها نقشی ندارد و تنها وظیفه انتقال برخی دانسته ها و معلومات را انجام می دهد.
۲۴ درصد از منحرفان نیز بیکار بودند که بخش زیادی از این تعداد تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان رسانیده (دیپلم و بیکار) ودر جست و جوی شغل هستند. می توان گفت بیکاری از مقوله هایی است که زمینه های مساعدی را برای بروز انحرافات فراهم می سازد.
از آنجایی که بیشترین گروه منکراتی ها را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند که درحال تحصیل بوده یا چند وقت دیگر فارغ التحصیل می شوند، لذا تامین فرصتهای شغلی مناسب وکافی، آنها را به تبعیت از فرهنگ حاکم و عدم گرایش به انحرافات سوق خواهد داد.
بازدید