خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

بانک جامع امام حسین علیه السلام

150,016 views

بازدید

بانک جامع امام حسین علیه السلام
۵ (۱۰۰%) ۱ vote
دانلود رایگان کتاب بانک جامع امام حسین

بانک جامع امام حسین (علیه السلام)

در این کتاب مفید که در حدود ۴۹۰۰ صفحه میباشد بصورت کامل با شخصیت و افکار و فعالیت های امام حسین (ع) آشنا شوید – همچنین این کتاب مفید میتواند راهنمای محقیقین علوم اسلامی باشد.

بخش هایی از این کتاب که بصورت دائره المعارف میباشد :

 *  دانستنیهای اربعین حسینی
 *  چهره درخشان حسین بن على (ع)
 *  ستاره درخشان شام حضرت رقیه دختر امام حسین (ع )
 *  سخنان حسین بن على (ع ) از مدینه تا کربلا
 *  زندگانى مسلم بن عقیل سفیر امام حسین (علیه السلام)
 *  کتاب لمعات الحسین
 *  نماز و عبادت امام حسین علیه السلام
 *  شیخ محمد حسین زاهد (ره)
 *  کرامات الحسینیه
 *  چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین (ع)
 *  نامه ها و ملاقاتهای امام حسین ( ع )
 *  داستانهایى از گریه بر امام حسین (ع )
 *  داستانهایى از فضیلت زیارت امام حسین (ع )
 *  از غروبِ عاشوراىِ حسینى علیه السلام تا طلوعِ ظهورِ مهدى علیه السلام‌
 *  پیشواى سوم حضرت امام حسین (ع)
 *  مسند فاطمه بنت الحسین علیهما السلام
 *  دانستنیهای حضرت امام حسین علیه السلام (مصباح الهدی)
 *  نگاهی به مقام امام حسین (ع)
 *  امام حسین علیه السلام
 *  نهج الکرامه (گفته‌ها و نوشته‌هاى امام حسین علیه السلام)
 *  شرح غم حسین‌علیه السلام (ترجمه تحقیقی مقتل خوارزمی)
 *  حکمت‌های جاوید (چهارده موضوع تبلیغی از سخنان امام حسین‌علیه السلام)
 *  رسول ترک آزاد شده امام حسین علیه السلام
 *  انصار الحسین (ع)
 *  قیام امام حسین (ع)
 *  گسترش نهضت حسینی
 *  زندگانی حضرت امام حسین علیه‌السلام و داستان کربلا و عاشورا(گزیده منتهی الامال)
 *  حسین بن علی حماسه‌ی تاریخ‌
 *  رهبر آزادگان (امام حسین (علیه السلام))
 *  زمینه‌های اجتماعی و رهاوردهای انسانی قیام امام حسین (ع)
 *  اربعین حسینی (پژوهشی در بازگشت اهل بیت علیهم‌السلام از شام به کربلا)
 *  حدیث بوی سیب (گزیده‌ای از خصائص الحسینیه )
 *  هدایتگران راه نور (خلاصه زندگانی امام حسین علیه السلام)
 *  فضایل و سیره امام حسین در کلام بزرگان (شامل ۴۵ موضوع)
 *  حماسه عاشورا به بیان حضرت مهدی علیه‌السلام (ترجمه یا لثارات‌الحسین)
 *  إلى الهیئات الحسینیه
 *  زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام
 *  جلوه عشق (قصه هاى زندگى امام حسین علیه السلام)


2+

نويسنده / مترجم : مرکز رایانه ای قائمیه اصفهان
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 44 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 4898

 ادامه مطلب + دانلود...
بانک جامع امام حسین علیه السلام
5 (100%) 1 vote

عاشورا و انتظار امام زمان(عج)

314 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
مقدمه:
عاشورا تابلویی است به وسعت اندیشه عرفان که هر کس از منظری و به فرا خود ظرفیت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود. ما نیز از روزنی و یا پیمانه‌ای فقیرانه بر ساحل این اقیانوس سرخ بی‌کران و ناپیدا گام نهاده‌ایم. تا شاید ساقی کوثر باده پیمای عشق بر این مسکین نظری افکند و قطره‌ای از خم شهادت در کام  خشکیده بچکاند و قلب مرده را حیاتی دوباره بخشد که یأس از جنود ابلیس است. درک فرهنگ انتظار تابعی از انس با فرهنگ عاشورا است. آنکه با عاشورا آشنا نیست چگونه می‌تواند با انتظار آشنا شود انتظار برای چه پاسخ چرایی انتظار در عاشورا است. و منتظر واقعی کسی است که از کربلا عبور کرده باشد که کربلائیان نخستین منتظرانند مانند خون حسین(ع) هنوز و همیشه تاریخ در رگهای شیعه جوشان است و کسی را که این خون در رگ نیست منتظر تنوان خواند چه می‌گویم که شیعه نیست عاشورا و انتظار حسین و مهدی(عج) دو رویا هستند اما دو رویای صادقه که یکی تعبیر شده است و دیگر به زودی بافرج وجود مقدسش تعبیر خواهد شد نام نخست حسین(ع) شورآفرین است و نام دیگری مهدی(عج) – جهت بخش بارالها ما را عاشورایی کن. یا منتظر هر دو یکی است. هر چند دریغ است که عنان تلم از کف توسن عشق ربوده و به دست بی‌کفایت عقل سپارم اما چه می‌شود که در عصر توسعه به سر می‌بریم و یا برای معرفی آسمان از آئنه غبارآلود زمین مددی سازیم بارالها پرودگارا معبود را هر چه زودتر صبح عشق را برسان و توفیقی ده تا دولت کربلا و انتظار را دریابیم. عصری که به جای سخن از خاک فریاد رب‌الارب بر زبان‌ها نخواهد بود و جز هوس توسعه عشق هوسی در سرها نه اصلاً سر نه و اصلاً سر نه که حسین آموخت. با تن بی‌سر هم می‌توان در بیابان بلا سجده کرد و نرد عشق باخت و تاریخ را عشق آلوده و سرخ نمود. خدایا فرج کربلایی ما زا برسان که کربلائیان را کاسه صبر لبریز است.
 ((هدف از نهضت عاشورا))
به موجب سخنان امام حسین(ع) هدف از نهضت عاشورا احیاء دین و اصلاح امور اجتماعی مسلمین می‌باشد.
۱٫    در وصیت‌نامه حضرت آمده است که: من برای خودسری و خوش‌گذرانی فساد و ستمگری از مدینه خارج نشدم بلکه برای اصلاح امور امت جدم قیام نمودم می‌خواهم امر‌به‌معروف و نهی‌از منکر نمایم. پس برنامه و انگیزه قیام حضرت عبارت است از: اصلاح امور امت اسلامی امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر احیای روش جدش پیامبر و پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب.
۲٫    در نامه‌ای که امام حسین(ع) برای بزرگان بصره نوشته است فرمود: من شما را به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) فرا می‌خوانم که به راستی سنت مرده و بدعت زنده شده است.
نهضت مقدس عاشورا دارای نتایجی است که برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف: ادای وظیفه دینی در برابر حاکم فاسد که در صورت عدم انجام وظیفه بر خداوند است که او را با حاکم فاسد محضور نماید.
ب: معرفی ماهیت کریه و زشت بنی‌امیه.
ت: پیدایش نفرت عمومی علیه حکومت یزید.
از همان روز یازدهم عاشورا به عنوان یک گروه از امر‌به‌معروف و نهی‌از منکر در آمدند و تا پایان امر ماجرا هر جا که بودند امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر کردند آنها هرگز به صورت یک جمعیت شکست خورده درنیامدند آنها هم مثل خود ((ابا‌عبدلله)) پایان کار را زنده ماندن یا کشته شدن می‌دانستند. نمی‌توانستند که بگویند مطلب این بود که چنین زنده بماند یا کشته‌شدن می‌دانستند. نمی‌توانستند که بگویند مطلب این بود که چنین زنده بماند و به خلافت برسد یا حداقل در گوشه‌ای برود و زندگی کنند. پس حالا که چنین کشته شد مطلب تمام شد نه آنها دنبال همان هدف حسینی بودند کشته شدن ابا‌عبدلله از یک نظر برای آنان آغاز کار بود نه پایان کار و چقدر زیبا و جالب توجه است. وضع اهل پیغمبر و به راستی وقتی انسان زندگی این‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند در مقابل عظمت و زیبایی در مقابل این همه قدرت روح این همه ایمان و یقین در مقابل این همه شجاعت روجی غرق حیرت می‌شود و جز اینکه در مقابل اینها سر تعظیم فرود آورد کار دیگری نمی‌تواند بکند. تا آخرین لحظه تبلیغ کردند نهی‌از‌منکر و امر‌به‌معروف کردند و به اسلام دعوت کردند.
امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر برای رسیدن به نتیجه است برای این است که نیرو را حفظ‌کنیم و نتیجه بگیریم.
صاحب کتاب شریعت مکیال‌المکارم در بخشی شباهت‌های حضرت به انبیاء و ائمه در فصل سوم می‌نویسد. شباهت به حضرت سید‌الشهدا امام‌حسین در امور بسیار شباهت دارد.
۱٫    شدت و اهتمام در یاد کردن آنها در قرآن کریم و سنت پیغمبران و کتاب آسمانی.
۲٫    تمام پیامبران گذشته به گریستن برای امام حسین و پیروان مجالس سوگواری و گریستن پیش از شهادت آن جناب که نظیر اهتمام امامان گذشته است در دعا کردن برای فرج مولی و طلب ظهور بر آن بزرگوار پیش از وقوع غیبت.
۳٫    شدت و اهتمام هر دو امام حسین و امام عصر در امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر چنانچه سالار شهیدان ((حسین‌بی‌علی)) این امر ملاحظه و تقیه نکرد و این از ویژگیهای آن حضرت است ولی حضرت نیز همین طور است.
۴٫    نبودن بیعت طاغوت زمان بر آن در که در اوصاف امام حسین آمده است که روز عاشورا به آن عرض شد: به حکم عموزادگانت سر فرود‌آور و فرمود: نه به خدا قسم دستم را از روی خواری و ذلت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم. سپس فرمود: ای بندگان خدا من به پرودگار خود و پروردگار شما پناه بردم اگر قصد آزار و سنگساز مرا دارید به پرودگار خود شما پناه می‌برم. از هر متکبری که به روز حساب ایمان نداشته باشد. امام حسین فرمود: مرگ در حال عزت بهتر از زندگی با ذلت است.
۵٫    فرشتگان هر دو بزرگوار امام حسین و امام قائم به اذن خداوند متعال به آسمان بروند.
۶٫    آرزوی این که ای کاش روز عاشورا بودیم تصمیم به یاری کردن آن حضرت داشتن ثواب شهید شدن با آن حضرت را دارد.
۷٫    آرزوی بودن با امام قائم در زمان ظهور و قصد یاری کردن آن حضرت و جهاد با دشمنان نیز ثواب شهادت دارد. چنانچه درباره هر دو روایت آمده است.
۸٫    امام حسین ترسناک از مدینه بیرون رفت در مکه نزول کرد و سپس به سوی کوفه حرکت کرد.
حضرت حجت نیز همین اتفاق برایش می‌افتد در جز صحیحی از امام ابوجعفرباقر(ع) آمده است. پس سفیانی عده‌ای را به مدینه می‌فرستد و مهدی از آنجا به سوی مکه کوچ می‌کند. به ارتش سفیانی خبر می‌رسد که حضرت مهدی به مکه رفت و لشگری در تعقیب آن حضرت می‌فرستد ولی به او نمی‌رسند. تا اینکه ترسناک وارد مکه میشود به جهان روش. موسی‌بن‌عمران لشگر سفیانی در یبداء فرود آید. پس منادی از جانب آسمان ندا می‌کند ای  یبداء  این گروه را نابود کن پس زمین آنها را فرو می‌برد و فقط ۳ نفر از آنها باقی می‌مانند که خداوند صورت‌هایشان را به عقب برمی‌گرداند و آنها از قبیله کلب هستند.
۹٫    مصیبت بر آن دو سخت‌ترین مصیبت‌ها است و در مصیبت امام حسین که در گفتگوی آدم و جبرئیل آمده است که گفت: بدانید که خداوند شما را حفظ می‌کند از شر دشمنان ایمن می‌دارد و شما محترمانه به حرم جدتان برخواهید گشت. از این ساعت به بعد بدبختی دشمنان شما است.
در روز عاشورا ابا‌عبدلله نقطه‌ای را مرکز قرار داده بود و حمله می‌کرد اول جنگ تن‌به‌تن عده‌ای آمدند ولی تا آمدند ابا‌عبدلله به آنها مهلت نداد به طوری که رعب در دل دشمن قرار گرفت.
عمربن‌لعد گفت باکی دارید جنگ می‌کنید این فرزند علی است این فرزند همان کسی است که عرب را کشت می‌خواست تعصب عربیت را علیه حضرت تحریک کند. حمله را همه جانبه کنید. اباعبدلله به هر طرف که حمله می‌کرد فرار می‌کردند ولی مواظب بود که از خیمه‌ها دور شوند و نزدیک نشوند غیرت حین نیز هست صبر و شجاع است صبورات راضی به رضای الهی نیز هست مخلص است مولی غیرت امر هم هست غیرتش هم به او اجازه نمی‌دهد که زنده باشد و کسی نزدیک حرم او بیاید. خدایا حسین هر چه نیروی روحی و جسمی دارد از تواست. اباعبدلله اجازه نداد که جنگ از سوی خود و اصحابش شروع بشود. برای خیانت از تقوا بایستی امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر را احیا کنیم و امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر متقابلاً باید ما را احیا کند و خواهدکرد در نهضت حسینی امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر عملاً صورت گرفت وجود مقدس حسین‌بن‌علی در این نهضت عملاً یک امربه‌معروف و نهی‌از‌منکرات و از نظر شیعه بعد از شهادت اباعبدلله اهل بیت بزرگوار آن حضرت از بعد از روز عاشورا اصحابش را بیند در حالی که سرهایشان از بدن‌هایشان جدا شده است و این مقدار قوت قلب داشته باشد این جریان خیلی عجیب است شوخی نیست جریانی که همیشه اعجاب مرا برمی‌انگیزد.
اباعبدلله در روز عاشورا چنان قدم برمیداشت که انگار آینده‌ای روشن یعنی آثار نوارانی نهضت خودش را به چشم می‌بیند. او شک نداشت که با همین شهید شدن پیروز می‌شود. شک نکرد که روز عاشورا پایان این است که باید هر چه دارد در راه خدا بدهد یعنی پایان کشت است و از عاشورا آغاز بهره‌برداری از این نهضت است همان‌گونه که همین‌طور نیز هست که ما می‌بینیم. ما می‌بینیم که کشته حسین(ع) همانا و بیدارشدن جنبش‌ها و حرکت‌ها و همدردیها و همدلی‌ها و طغیان‌ها علیه دستگاه اموی همان اولین کسی که این کار را کرد یک زن بود زن یکی از لشگر کفار در عصر عاشورا وقتی دید که لشگر می‌خواهد به طرف خیمه های حرم حسین‌بن‌علی برود و حمله کند دوید و چوب خیمه‌ای را برداشت و در جلوی خیمه ایستاد و اهل قبیله خویش را صدا کرد در جایی اباعبدلله با اهل بیتش واداع می‌کند که دیگر احدی از کسانش زنده نبود آن وداع هم خیلی جانسوز و جانگداز است. فرصت را مغتنم شمرد و بار دیگر زن‌ها و بچه‌ها را جمع کرد این حالت شکوه و جلال روح حسین‌بن‌علی پیدا می‌شود اول فرمود: اهل بیت من خودتان را آماده سختی‌ها کنید و می‌خواست روح آنها را آماده کند از این ساعت شما سختی و شدت می‌بینید ولی ذلت نخواهید دید.

 
امر به معروف و نهی از منکر:
یعنی آن دین است روح امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر این است لزوم استفاده از هر وسیله‌ای شروع برای پیشرو اهداف اسلامی. این اصل که از ارکان تعلیمات اسلامی یکی از ارکانی است که به نصر صریح متون اسلامی و گفته پیغمبر اکرم: اگر از بین برود تمام تعلیمات اسلامی از بین رفته است. اگر این اصل مسنوج شود جامعه اسلامی به صورتی که باید وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت.
به گفته پیغمبر اکرم(ص):
امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر تمام شما مسلمانان به منزله حافظ و نگهبانان و شبان دیگران هستید و تمام شما نسبت به خودتان مسئول هستید یعنی ایجاد نوعی تعهد تمام افراد مسلمانان و مسئولیت مشترک میان افراد. مسلمانان برای حفظ نگهداری جامعه اسلامی بر مبنای تعلیمات اسلامی چنین وظیفه‌ای اولاً آگاهی و اطلاع زیاد می‌خواهد: ثانیاً: قدرت و امکان می‌طلبد این را که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بود که ارزش نهضت حیسینی را بالا برد و همچنین نهضتی که به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را ارزش و اعتبار و آبرو داد. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یعنی: همدردی- همبستگی- همگامی- تعرف (شناسایی) و نیز فردی نیست. عنصر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در نهضت حسینی یک عامل بزرگ که حسین را به حرکت و داشت او را از جا تکان دارد. حسین‌بن‌علی(ع) به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ارزش داد اگر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نباشد سایر تعلیمات نیز نمی‌تواند کار کند.
روز عاشورا: روز معراج حسین‌بی‌علی است. روزی است که ما باید از روح حسین از غیرت حسین از شجاعت و دلیری از چنین پرتویی درس بگیریم. بلکه ما هم ذره‌ای آدم شویم. بیدار شویم.
یکی از نویسندگان بسیار معروف به نام عباس‌بن‌محمود‌عقاد جمله‌ای درباره اباعبدلله دارد که می‌گوید: در روز عاشورا مثل این بود که یک نوع مسابقه میان خصلت‌های (خصلت) حسین برقرار شده بود یعنی فضائل حسینی هر کدام بر یکدیگر (دیگری) مسابقه می‌داد. صبر می‌خواست از سایر صفاتش جلو بیفتد. رضای حسین به آنچه که رضای خداوند است می‌خواست از صبرش جلو بیفتد اخلاص حسین می‌خواست از همه این‌ها پیشی بگیرد. شجاعت حسین می‌خواست گوی سبقت را از دیگر صفات او برباید. چیزی که در روز عاشورا پیش از همه چیز دیگر جلوه‌گر و نمایان است طبانیه حسین اطمینان حسین و آرامش و استقامت حسین است. این سختی نیست که حسین می‌گوید سختی است از همان روزها درک کردند یکی که آنجا حاضر بوده است جمله‌ای دارد تعبیر او مطابق عصر و زمان و فهم خودش خیلی عالی است من سراغ ندارم مرد دل شکسته‌ای مرد تحت فشار قرار گرفته‌ای را که فرزندانش (اهل بیتش) جلوی چشمش قلم‌قلم شده باشد (قلع و قلم).

به نام خدا
طول عمر امام مهدی- انتظار- وظیفهء انسان منتظر
حضرت محمد در سحرگاه نیمه شعبان ۲۵۵ هجری قمری در زمان حکومت غاصبانه حکمرانان عباسی در اختفاء پنهانی در خانه امام حسن‌عسکری(ع) که در محاصره لشگریان کفر بود از مادری به نام نرجس‌خاتون زاده شد. علیرغم کنترل شدید دشمن مبنی بر کشتن آخرین ذخیره آسمان ولایت حضرت دیده به جهان گشود. با تلاش مذبوحانه و مفتصحانه عباسیان بی‌ثمر شود. و امام که عدالت او ویرانگر باطل‌ها و تباهیها و طمأنیه می‌باشد. برای غیبت امام زمان ۳ حکمت است:
۱-    غیبت طولانی امام زمان باعث امتحان و آزمایش است، البته مسلمانان.
۲-    اینکه محبت خدا بایستی در زمین همیشه باقی باشد.
۳-    اینکه غیبت امام زمان به مسلمین جهان می‌گوید که هیچ‌گونه بیعتی با مشرکین و کفار معنا ندارد.
طول عمر امام مهدی(ع) یکی از خصایص نوح در قائم وقوع خواهد یافت و یافته‌است و آن طول عمرش می‌باشد عمر انسان حد و مرزی ندارد که بیشتر از آنان غیر ممکن باشد آزمایشات دانشمندان نشان داده است. مرگ مانند بسیاری از بیماریها معلول و علتی یا عللی باشد که اگر شناخته و یا کامل شناخته شود و یا به تأخیر انداخت.

انتظار:
(قُلْ کُل مُتربِصُ مْتربِصو ) سوره طه ص(۱۳۵)
بگو هر کس منتظر است پس انتظار بکشد زود باشد که بدانید راه راست پویان و کسانی که هدایت یافته کیانند.
معنای انتظار چیست؟
به معنای آمادگی کامل برای جانبازی در رکاب امام زمان(عج) تهیه تصرفات انقلاب جهان محمدی موعود می‌باشد انتظار مکتب اصلاح تربیت است انتظار امید می‌بخشد و روحیه یأس و ناامیدی را از جان آدمی می‌زداید و روح تلاش و مبارزه و خودسازی و فداکاری به انسان می‌دهد حرکت انتظار در کنار هم و با هم می‌باشند اگر بشر امید به آینده نداشته باشد نمی‌تواند حرکت کند. این انتظار مثبت بود که علیرغم فشارها و تجاوزها و شکنجه‌ها مسلمانان را در میدان های نبرد برد و فاتح و سربلند ساخت و ایران اسلامی انتظار حکومت اسلام بود که در مردم حرکت ایجاد کرد و مردم برخاستند و به امید حکومت قرآنی انقلاب نمودند و پیروز شدند.
امروز دیگر انتظار قیام جهانی امام مهدی(ع) در توده مستضعفان دنیا تحرکی نوین ایجاد کرده است و می‌رود که این انتظار سازنده ابرقدرت جنایتکار به زانو بیشانند.
قال رسول‌ الله: (اَفْضَلُ العِبادهٍ انتظار الفَرج) بهترین عبادت انتظار فرح است. منتظر ظهور امام زمان بوده و خواهد بود.
انتظار در مکتب اسلام: شخص را متعهد و مسئول می‌سازد که برای تحقیق هدف‌های اسلام و عملی شدن برنامه‌های دین بدون هیچ یأس و ضعف و سستی و ناامیدی شب و روز کوشش نماید.
انتظار به دو گونه است:
•    انتظار مثبت: عامل خوش‌بینی به جهان خلقت و حرکت آفرینی است. انتظار مثبت ایمان به پیروز و اجرای عدالت نابودی حتمی ظلم و ستم است و نفی ارزشهای طاغوتی و نه گفتن به آنچه که ضد توحید است. (به نقل از بحار‌الانوار جلد ۵۲ علامه مجلسی) کسانی که در انتظار دولت قائم درگذرند چون آنانند که در خدمت حضرت قائم باشند. آنگاه پس از درنگ مختصری فرمودند بلکه چون آنانند که در رکاب مهدی(عج) شمشیر زده باشند. پس دنبال تأملی دیگر فرمودند به خدا سوگند ایشان جون آنکسانند که درخدمت پیغمبر(ص) به شهادت رسیده باشد.
امام صادق(ع) فرمودند هر که شور یاوری قائم را دارد باید انتظار بکشند و در حالت انتظار پرهیزکاران عمل کند در رفتار شایسته و نیکویش گیرد. این چنین کسی اگر هم مرگ را در آغوش بکشد و قائم پس از مرگش قیام کند پاداشش هم چون یاران حضرت خواهد بود. پس بکوشید و منتظر باشید و این کوشش و انتظار گوارایتان باد ای گروه آمرزیده.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

سرگذشت استبداد (قیام ایرانیان در تاریخ)

398 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
سرگذشت اتحاد استبداد، سلطنت و مذهب در برابر قیام و اصلاحات در ایران، جان مایه تاریخ ایران است. هر دودمانی که سقوط کرده، تا آخرین لحظه دمار از روزگار مردم ایران برآورده و در این جدال، که به بزرگترین قیام های مردمی انجامیده مذهب گاه به همت اندیشه ها و جرقه‌های نو در درون آن، در کنار مردم بوده و بیش از آن، علیه مردم و در کنار دربار سلطنتی. از میان مردم، رهبرانی برخاسته‌اند که رسم و آئینی اصلاحی را در قالب مذهب به میدان آورده و در دل مردم جا باز کرده اند، اما در نهایت این نواندیشان دینی نیز یا جذب قدرت شده‌اند و یا آن ها نیز با مردم یک سرانجام یافته و سرکوب شده اند. این سرگذشت، یعنی جدال “نو” با “کهنه” هم در مذهب و هم در بطن جامعه ایران عبرت آموز است و عجیب آن که تاریخ قضا و قضاوت در ایران نیز پیش از پیدایش حضرت محمد(ص) و اسلام تا کنون- از هخامنشیان تا جمهوری اسلامی- همین بوده است: دستگاهی در کنار قدرت مستبد!
قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک ستمگر گرچه افسانه‌ای تاریخی است ولی این حقیقت را که مردم ایران زمین در برابر جور و ستم زیر درفشی که نمودار رنج و محرومیت تودهً زحمتکش است گرد می‌‌آیند و به مبارزه می‌‌پردازند، مجسم می‌‌کند. تاریخ نویسان ایرانی و بیگانه با تحریف و تغلیط، بیشتر جنبش ها و قیام ها را زیر پرده جانبداری سیاسی و مذهبی خود پنهان کرده، به آن ها زمانی رنگ الحاد و زندقه و گاهی خیانت و فتنه گری زده اند. این قیام ها و جنبش ها را که به پیش از اسلام، بعد از آن تا آغاز قرن بیستم و سرانجام قرن معاصر باز می‌‌گردد را، باید از زیر خاکستر قرون و اعصاربیرون کشید و زنگ زمان و پلیدی های تاریخ سازان را از آن ها زدود.

جنبش مانوی ۲۷۶- ۲۱۶ م
“این جامعه را ترک کن، تو از جانبداران آن نیستی، تو باید عادات و رسوم را منظم کنی و لذایذ را تحت تسلط درآوری”.
این ندائی است که طبق آثار مانوی از جانب “شاه نور بهشت” که نام عالی‌ترین “نیکی” است در سن ۱۲ سالگی به مانی رسیده. مانی در سال ۲۱۷/۲۱۶ م. در خانواده‌ای مذهبی از “ادریون مغتسله” بدنیا آمد و در بابل پرورش یافت. بطور کلی جامعه آن روزی به بندگان و کشاورزان (آزاد) در برابر شاه و شاهزادگان، مهان (بزرگان)، نجبا کوچک و دهگانان (نجبای ده) و پیشوایان مذهبی زردتشت تقسیم می‌‌شد. کشاورزان آزاد و یا بطورکلی زحمتکشان ) آزاد( همواره در خطر بنده شدن بودند. هر آزاد که قادر به پرداخت مالیات نبود و یا در جنگ اسیر می‌‌گردید فورا به بنده تبدیل می‌‌شد و چون جنگ ها از دوران اشکانیان تا ساسانیان و قحط و غلا مداوم بود، سیلی از آزادان به طرف بندگان روان بود. بندگان مانند کالا بفروش می‌‌رسیدند. اختلافات مذهبی بین زردشتیان، عیسویان، یهودان نیز به این وضع آشفته می‌‌افزود. این جامعه دارای دو قطب حاکم و محکوم که تضاد اصلی آن را تشکیل می‌‌دادند، بود. تضادهای دیگر از جمله تضاد بین شاه و نجبا و اشراف و دستگاه مذهبی، تضاد با دولت روم در غرب و باهیاطله در شرق، تضاد بین شهر و ده که نتیجه سیر تکامل جامعه بود بحران پایان حکومت اشکانی را تشدید میکرد. استخراج معادن، توسعه محصولات دستی و کارهای ساختمانی در شهرها و کارهای آبیاری و راه داری و نظائر آن با وضع عقب مانده دهات و وابستگی انسان های ده در تضاد بود. واکنش چنین وضعی در درون مانی ندائی است که به مانی می‌‌گوید: ” این جامعه را ترک کن، تو از جانبداران آن نیستی”
مانی پس از مسافرت به هند و آشنائی با مذهب بودائی سیستم جهان مذهبی خود را که التقاطی از مذهب زردشتی، بودائی و عیسوی و میتولوژی بود با دقت تنظیم کرد و در کتاب “شاهپورگان” اصول آن ها را بیان و هنگام تاجگذاری شاپوراول به شاه هدیه کرد. مانی اصول اخلاقی خود را بر پایه فلسفی مثنویت: روشنائی و تاریکی که ازلی و ابدی هستند استوار نمود. در واقع این اصول )امتناع از قتل نفس حتی در مورد حیوانات، نخوردن شراب، دوری از زن و جمع نکردن مال ( واکنش در مقابل زندگی پر تجمل و پر از لذت طبقات حاکم و عکس العمل منفی در برابر بحران اجتماعی پایان حکومت اشکانی و آغاز حکومت ساسانی است. شاپور و هرمزد، نشر چنین مذهبی را تجویز کردند، زیرا با وجود مخالفت آن با شهوت پرستی و غارتگری و سود جوئی طبقات حاکم، از جانبی مردم را به راه “معنویت” و “پاسیفیسم” سوق می‌‌داد و از جانب دیگر از قدرت مذهب زردشت می‌‌کاست. جنبش معنوی مانی به سرعت در جهان آن روزگسترش یافت و تبدیل به نیروئی شد که با وجود جنبه منفی آن با هدف های شاهان و نجبا و پیشرفت جامعه آن روزی وفق نمی‌داد. پیشوایان زردتشتی و عیسوی که با هم دائما در نبرد بودند، متحد شدند و در دوران شاهی بهرام اول که شاهی تن آسا و شهوت پرست بود در جریان محاکمه او را محکوم و مقتول نمودند ۲۷۶ میلادی. از آن پس مانی کشی آغاز شد و مغان مردم بسیاری را به نام زندک ) زندیق( کشتند. مانویان درد و جانب شرق و غرب، در آسیای میانه تا سرحد چین و در غرب تا روم پراکنده شدند. در غرب گروهای مذهبی مسیحی تحت تاثیر مانویت مانند آلبیژوا و کاتار پدید آمدند که آن ها هم به علت ناسازگاری با وضع اجتماعی موجود و با منافع کلیسا قتل عام شدند.

مزدک
در پایان سده پنجم و آغاز سده ششم میلادی جنبش بزرگی جامعه ایران را تکان داد که به صورت قیامی واقعی سی سال )۲۴-۴۹۴ م.( دوام آورد و تاثیر شگرفی در تکامل جامعه آن روزایران بخشید. درقرن پنجم میلادی بحرانی که درآغاز سده سوم- اواخر حکومت اشکانیان- آغازشده بود تشدید گردید. کوشش بنادگذاران دودمان ساسانی نتوانست مسئله بحران را بطور قطعی حل کند، فقط بروز یک قیام اجتماعی را که نتیجه منطقی وضع آن روز بود به تاخیر انداخت. در آغاز حکومت ساسانی تغییرات زیر در جامعه ایران پدید آمد:
۱ ـ شهرسازی به سرعت رو به افزایش رفت، ۲ ـ روابط فئودالی به مقیاس زیادی فزونی گرفت، ۳ ـ قدرت در دربار متمرکز شد.
این سه جریان در راه تکامل خود به موانعی جدی برخورد کرد که از خصلت جامعه آن روز ناشی می‌‌شد. کمبود زمین مانع رشد شهرها می‌‌شد، زیرا بیشتر زمین ها را اشراف و نجبا و دستگاه مذهبی در اختیار داشتند، دهاتی که کشاورزان در آن ها مشترکا کار و زندگی می‌‌کردند )ویس ها( تضعیف شده و فئودال ها برای تصاحب آن ها با کشاورزان در نبرد بودند، کوشش شاهان برای تمرکز قدرت و بالا بردن مالیات ها برای اداره امورکشور و امور جنگی با مقاومت شدید نجبا و دستگاه مذهبی روبرو گردیده بود. در دوران سلطنت پیروز) ۴۸۴- ۴۵۹ م.( قحطی بزرگی آمد و وضع را بدتر کرد. شاه ناچار شد مالیات های تازه‌ای وضع و حتی انبارهای غله را بین مردم تقسیم کند. در سال ۴۸۴ م. پیروز در جنگ با هیاطله شکست خورد و ایران مجبور به قبول خراج سالیانه سنگینی شد. در دوران بلاش )۴۸۸-۴۸۴ م.( رومی ها از پرداخت خراج به ایران سرباز زدند و کار خرابی اوضاع بالا گرفت. به ناچار بلاش مالیات های سنگینی بر املاک ) نجبا، اشراف، فئودال ها و دستگاه مذهبی( بست. آن ها هم متحدا علیه او قیام کردند و عزل و کورش کردند. به این ترتیب بحران به اوج خود رسید. در چنین اوضاعی مزدک پسر بامدادان به تبلیغ مذهب خود که گویند موسسش زردشت خورک بابوندس بوده، پرداخت. عقاید مزدک بر دوگانگی مانوی استوار است: روشنائی دانا و تاریکی نادان، به عبارت دیگر نیکی با عقل و بدی جاهل، این دو نیرو با هم در نبردند و چون روشنائی داناست سرانجام پیروز خواهد شد. وظیفه انسان مبارزه با بدی و کمک به روشنائی در نبرد او با تاریکی است. اهمیت مزدک در تبلیغ این فلسفه نیست، بلکه درخشش و فروغ او در بکار بستن این فلسفه در زندگی روزانه و اجتماعی مردم است که به آن روح وزندگی می‌‌بخشد. اساس تعلیمات اجتماعی مزدک دو چیز است:
یکی برابری و دیگری دادگری. این دو شعار منعکس کننده تمایلات توده‌های مردم آن زمانست که باعث پیشرفت مزدکی‌گری شد. ” مزدک می‌‌گوید: “آنچه مخالف روشنائی و موافق تاریکی است عبارتست از خشم و نفاق و چون ثروت و زن دو عامل اصلی ایجاد اختلاف بین انسان هاست، لذا لازم است که زنان آزاد و ثروت اجتماعی گردد.”
مزدک می‌‌گوید: “اگرکسی با این نظامات موافقت نکرد، او پیرو اهریمن است و باید با قهر آنچه را که باید بدهد از او گرفت.” ) نقل از دبستان‌المذاهب ( مزدک می‌‌گوید اهورامزدا نعمات زیادی را به طور مساوی در دسترس انسان ها گذاشت و نابرابری از آنجا بوجود آمد که کسانی با قهر اموال دیگران را تصاحب کردند. مزدک مرد پرهیزکاری بود که مردم را به تقوی می‌‌خواند. اینکه او را متهم به اشتراک زنان و هرج و مرج در جنسیت می‌کنند نادرست است. در آن زمان شاهان و اشراف و فئودال ها هزاران زن زیبا را در حرم های خود مدفون کرده بودند، در حالی که توده‌های مردم غالبا از داشتن یک زن محروم بودند. اشتراک در زن در مذهب مزدک آزادی زنان و بازگشت به زندگی اشتراکی )ویس( هاست. گیرشمن باستان شناس برجسته فرانسوی می‌‌گوید: “برنامه مزدک که به حق آن را کمونیسم ایرانی باید نامید، یک انقلاب واقعی بود. بسیاری از دانشمندان این جنبش را واکنش بندگان و نیم بندگان ) کشاورزان وابسته به زمین( و همچنین عکس العمل ساکنان شهرها و حومه آن ها که سابقا آزاد بودند، علیه فئودالیسم و دستگاه بنده ساز آن می‌‌دانند که به صورت مبارزه طبقاتی درآمد و علیه حرمسراهای اغنیا که در آن ها زنان متعدد محبوس بودند، اعتراض کرد.”
مردم بسیاری به سرعت پیرو مذهب مزدک شدند و انبارهای غله و ذخائر اشراف و فئودال ها حتی خانواده سلطنتی، زمین ها و حرمسراها را از چنگ استثمارگران بیرون کشیدند. قباد پادشاه ساسانی که سلطنتش در برابر بحران اقتصادی و اجتماعی جامعه متزلزل بود، برای مدتی به مزدک و مزدکیان با دیده اغماض و تا حدی جانبداری نگریست، به جبهه متحد اشرافی- فئودالی روی خوشی نشان نداد و مالیات های سنگینی به زیان آنان وضع کرد. این دو نیروی ارتجاعی با هم متحد شده قباد را به زندان انداختند و به جای او برادرش (زاماسب) را برگزیدند. قباد از زندان فرار کرد و با کمک هیاطله که با او خویش بودند بار دیگر به سلطنت رسید )۴۹۹ م.( و بشدت از نجبا و اشراف انتقام گرفت. جنبش مزدکی در این مدت پیش می‌‌رفت. اما همین که پایه سلطنت قباد محکم شد و نجبا و اشراف بقدر کافی ضعیف گردیدند و به قباد تسلیم شدند، بهانه‌ای بدست آورد و در محکمه مسخره‌ای حکم محکومیت مزدک و مزدکیان را صادر نمود. روحانیان زردشتی و مسیحی مانند دوران مانی بهم پیوستند و حکم قتل او را از شاه گرفتند. جنبش مزدکی با قتل او و پیروانش به طرز وحشیانه‌ای سرکوب شد، اما افکار او اثر خود را حتی در قیام ها و جنبش های مردم ایران در دوران اسلام، باقی گذاشت. نیم قرن بعد از مزدک افکار او الهام بخش جنبشی به رهبری پسر خاقان ترک گردید که واحه بخارا را تصرف کرد، اشراف و نجبا را براند و اموال آن ها را مصادره و تقسیم کرد و سپس سرکوب و رهبر آن اعدام شد. در آغازقرن هشتم میلادی خورزاد برادر شاه خوارزم در راس جنبش مزدکی قرار گرفت. دارائی ثروتمندان و اشراف را بین فقرا و محرومان تقسیم کرد. این جنبش را شاه خوارزم به کمک “قتیه” فرماند عرب در سال ۷۱۲م سرکوب کرد. شکست مزدکیت، اصلاحات قباد و انوشیروان برای مدت کوتاهی بحران جامعه را تخفیف داد، اما چندی نگذشت که بار دیگر با شدت بیشتری بروز کرد و زمینه را برای شکست در جنگ با اعراب فراهم نمود.

خیزش ایرانیان علیه چیرگی اعراب و اسلام خلافتی
اسلام با ادعای برابری و برادری برای توده ها به میدان آمد. سیدقریشی و سیاه حبشی را برابر می‌‌گذاشت، پرهیزکاری را تنها وسیله فضیلت می‌‌شمرد. این افکار در مقابل جامعه‌ای تبداری که با دقت ریاضی مردم را به طبقات ممتاز و محروم تقسیم می‌‌کرد، می‌‌توانست به آسانی پیروز گردد. از نظر نظامی نیز قدرت جوانی که در مرگ و زندگی سعادت و نیکبختی می‌‌دید و مسحور غنائمی می‌‌شد که شکوه و جلال دربار و طبقات ممتاز ایران در چشم انداز او می‌‌نهاد، می‌‌توانست بر سازمان نظامی دولتی که سر تا پا غرق در فساد و بی عدالتی، نفاق و شهوت رانی بود، پیروزگردد. چنین هم شد. مذهب زردشت در مقابل اسلام شکست خورد و شاهنشاهی ساسانی در برابر اعراب بیابان گرد از پای درآمد. یزدگرد آخرین شاه ساسانی در کشورخود تنها ماند و بدست یکی از اتباع خویش نابود گردید. دیری نپائید که خلفا و فرماندهان عرب اصول صدراسلام را زیر پا نهادند و امید توده‌های محروم را به یاس بدل کردند. قشر تازه‌ای از فئودال ها جانشین فئودال های گذشته شد و خراج و جزیه و انواع تحمیلات از طرف اربابان خارجی که ممالک گشوده را غارت و ساکنان آن ها را بنده و برده می‌‌کردند، برقرار گردید. امویان توهین و تحقیر نژادی را نیز بر این همه افزودند و بار دیگر زمینه برای انواع مقاومت ها و جنبش ها آماده گردید. باید گفت که تا انقلاب مشروطیت تقریبا تمام جنبش ها رنگ مذهبی دارد و حاملین اصلی آن ها به ترتیب بندگان و کشاورزان هستند که در مواردی دهقانان و نجبای کهن بیاد دوران های گذشته بدان ها می‌‌پیوندند و مبارزه آن ها در دوران حکومت اعراب و ترکان جنبه ضد سلطه خارجی نیز دارد. اینک شمه‌ای از این جنبش ها:

ابو لوء لوء
ابو لوء لوء اولین اسیرایرانی بود که نتوانست رفتار ناپسند و غیرانسانی اعراب را با کودکان و اسرای ایرانی تحمل کند و او که از جور مولای خود مغیره به عمر شکایت برده و داد نستانده بود، عمر را با کاردی دو دمه از پای درآورد. ایرانیان ازاو شیعه‌ای ساختند و او را به شخصیتی تاریخی تبدیل کردند، اما در واقع او همچنان به مذهب اجداد خود باقی بود.
ایرانیان و مختار ۶۹۲- ۶۸۳ م
ایرانیان از آغاز بروز اختلاف در امر خلافت برای تضعیف حکومت عرب استفاده کردند، به عباسیان علیه حکومت اموی کمک نمودند و سپس به آل علی در برابر عباسیان پیوستند و به اشکال گوناگون دستگاه حکومتی عرب را متزلزل کردند تا آن که قدرت آن ها را بکلی برانداختند. از جمله هنگامی که مختار بن ابوعبیده تقفی به خونخواهی حسین بن علی برخاست موالی یعنی ایرانیان مسلمان بدو پیوست و ضربت سختی به خلافت اموی وارد کردند. از هشت هزار تن سپاهیان مختار کمتر از عشر آن ها عرب و بقیه موالی ) ایرانی( بودند. قیام مختار بدست مصعب بن زبیر سرکوب شد.

ایرانیان و ابن اشعت ۸۴- ۸۱ ه.ق
ابن اشعت یکی از سرداران عرب بود که به کمک مردم کرمان و بر حجاج فرمانده خونخوارعرب بشورید، بصره و کوفه را تصرف کرد و کار او به کمک موالی بالا گرفت چنان که حجاج از عهده او برنیامد و بین او و ابن اشعت هشتاد جنگ اتفاق افتاد. سرانجام سپاه تازه‌ای از شام به مدد حجاج آمد و ابن اشعت شکست خورد. در این جنگ حجاج به درجه‌ای در کشتار و بی رحمی افراط کرد که حتی خلیفه اموی او را سرزنش نمود.
ایرانیان و خوارج
جنبش ضد عرب در ایران موجب شد که ایران پناهگاه مخالفان اموی گردد. خوارج در امر خلافت نظری دموکراتیک داشتند و به دسته‌های چندی تقسیم می‌‌شدند. مردمانی دلیر و بی باک، در امر مذهب سختگیر و با ایرانیان که بیشتر طرفدار مذهب تشیع بودند اختلاف نظر داشتند. ولی همین که در جزیره، کار بر آن ها سخت شد گروهی به ایران آمدند و به کمک مردم علیه خلفا قیام کردند و با سرسختی با آن ها جنگیدند. فقط صفاریان که ایرانی و طرفدار استقلال ایران بودند توانستند خارجیان را در جنوب ایران سرکوب کنند. از سرکردگان معروف خارجیان در سیستان حمزه و عمارخارجی هستند.
جنبش در خراسان و ماوراء النهر
اسلام گرچه درغرب ایران به سرعت پیش رفت، اما در شرق با مقاومت سخت روبرو گردید. این منطقه به علت دوری از مرکز قدرت اسلامی، ابتدا مورد هجوم اعراب قرار نگرفت. مردم این سامان از آزادی نسبی برخورداربودند. زردشتیان، مانویان و بودائیان در کنارهم زندگی می‌‌کرند. مدتی طول کشید تا فرماندهان عرب خراسان و ماوراالنهر را به تصرف درآوردند. پس از تسلط اعراب نیز خراسان ضعیف‌ترین نقطه کشور پهناور اسلام بود. بسیاری از نو مسلمانان فقط مسلمان ظاهری بودند و از هر موقعیتی برای بازگشت به دین خود و رهائی از حکومت عرب استفاده می‌‌کردند. خاندان علی بن ابیطالب و اعقاب عباسی عموی پیغمبر که داعیه خلافت داشتند، چون این منطقه را برای گردآوری نیروهای ضد اموی مساعد می‌‌دیدند، مبلغان خود را پنهانی بدانجا می‌‌فرستادند. بدین ترتیب جبهه‌ای از ایرانیان و عناصر عرب ضد خلفا تشکیل گردید. قیام های خراسان همه رنگ مذهبی داشت، ولی آنهائی که به نام اسلام برپا شد امکان پیروزی بیشتر یافتند، زیرا در طول زمان مذهب اسلام در ایران ریشه می‌‌دوانید و به علاوه گروهی از مسلمانان عرب را نیز با خود همراه می‌‌کرد. اینک پاره‌ای از این جنبش ها:

قیام به آفرید
به آفرید پسر ماه فرزین از مردم زوزن از محال نیشابور خراسان بود که در عهد ابومسلم قیام کرد. او تغییراتی در مذهب زردشت داد و به نام دین نویی آن را تبلیغ می‌‌کرد. می‌‌گفت ثروت هیچکس نباید از چهارصد درهم تجاوز کند، معتقد به رجعت و برای اعداد خواصی قائل بود. مردم بسیاری به او گرویدند و کارش بالا گرفت. آن ها به آبادی راه ها و پل ها پرداختند و یک هفتم دارائی خود را در این راه صرف می‌‌کردند.
پیشوایان زردشتی به ابومسلم شکایت بردند و چون او به همراهی زردشتیان نیازمند بود، جنبش به آفرید را سرکوب کرد.
قیام ابومسلم ۹ ژوئن ۸۴۷- ۷۵۵م
“اگر توانستی عرب زبان در خراسان نگذاری چنین کن و هر کودکی قدش به پنج وجب رسید و درباره او شک داشتی خونش بریز….” این دستور ابراهیم امام به ابومسلم از پناهگاهش در عراق است. با داشتن چنین دستوری ابومسلم در خراسان قیام کرد. درباره نسب او اختلاف است. از نظر ما این امر اهمیت زیادی ندارد، آنچه ابومسلم را در نظر مردم ایران بزرگ کرد و تا حد خدائی رساند، رهبری او از جنبش ضد عرب بود. با تدبیر بین اعراب ساکن خراسان تفرقه انداخت و گروهی را به طرف خود جلب کرد. سپس به کمک توده مردم به نام عباسیان اعراب را سرکوب نمود. قیام او عامل مهم سقوط امویان گردید. عباسیان به خلافت رسیدند ولی ابومسلم در سر هوای استقلال داشت و نقطه اتکاء او نیروهای لشگری و مردم خراسان بودند. عباسیان این معنا را دریافتند و ناجوانمردانه او را کشتند. قتل ابومسلم خود جنبش های دیگری را که در ذیل به بعضی از آن ها اشاره می‌‌شود در پی داشت:
سنباد مجوس ) مرگ در سال ۷۵۶- ۷۵۵ م.( به خونخواهی ابومسلم از دهات اطراف نیشابور قیام کرد، شهر “کومش” را اشغال نمود و به خزائن ابومسلم دست یافت و قصد خود را مبنی بر تصرف حجاز و برانداختن حکومت عرب اعلام کرد. مردم زیادی بر او گرد آمدند. مزدکیان و شیعیان بدو پیوستند. اتباع او به صد هزار تن رسید. پس از پیروزی هایی که نصیب او شد جموربن مزار سردار منصور او را شکست داد و مقتول کرد. این قیام ۷۰ روز طول کشید و طبق نوشته “الفخری” شصت هزار تن از طرفدارانش مقتول شدند ) ۷۵۶- ۷۵۵ م.(
اسحاق ترک
اسحاق یکی از افراد عامی بود که پس از مرگ ابومسلم در ماوراءالنهر قیام کرد و مدعی شد که ابومسلم نمرده بلکه غیبت کرده و ظهورخواهد نمود، لقب ترک را به اسحاق از آن رو داده‌اند که در ترکستان به تبلیغات خود دست زد. گروهی از جانبداران ابومسلم بدو پیوستند، ولی سرانجام قیام او با شکست مواجه شد.
راوندیان
هنوز منصورخلیفه عباسی از قتل ابومسلم فارغ نشده بود که راوندیان پدید آمدند. این فرقه مذهبی بدست ایرانیان تاسیس شد. عقاید آنان ترکیبی از مذاهب گوناگون بود. از جمله به تناسخ، مظهریت و پاره‌ای از افکار مزدک معتقد بودند. جنبش آن ها بدانجا رسید که قصر خلیفه را محاصره کردند و جان او را در خطر انداختند. اگر معن بن زائده، که یکی از سرداران شجاع عرب و مغضوب خلیفه بود، از نهان گاه خود بیرون نتافته و به راوندیان نتاخته بود، کار خلیفه را ساخته بودند. راوندیان به شدت سرکوب شدند ولی تا مدتی افکار آن ها طرفدارانی داشت. قیام ابومسلم و طرفدارانش به قدرت مطلقه عرب پایان داد و گرچه به استقلال کامل ایران منتهی نشد، ولی از آن تاریخ به بعد ایرانیان به اشکال گوناگون در حکومت عباسیان شرکت کردند و نفوذ اعراب در ایران متزلزل شد.

استاذسیس ۷۶۸- ۷۶۶ م
استاذسیس یکی از متنفدین محلی در سیستان و هرات بود. به گفته “الیعقوبی” از شناسائی مهدی به ولایت عهد منصور سرپیچید. طبری و ابن اثیر می‌‌نویسند که سیصد هزار کس بر او گرد امدند. بر خراسان و مرو زود استیلا یافت. خود را موعود زردشت یعنی “هوشیدر” خواند. چند بار بر سرداران خلیفه پیروزی یافت. سرانجام محاصره و سرکوب گردید. ) به طوری که از جریان جنبش های فوق معلوم می‌‌گردد سنن مذهبی و قومی ایرانیان پا برجا مانده و در این جنبش ها اثر خود را همواره نمایان می‌‌کرده است(.
سپید جامگان – المقنع
در سال ۱۵۹ هجری قمری هاشم ابن حکیم ) نقابدار خراسان ( در خراسان و ماوراء النهر علیه اشغال گران عرب قیام کرد. عقاید او از رواندیه سرچشمه می‌‌گرفت. توده‌های کثیری از کشاورزان بدو پیوستند و مسلحانه علیه حکام عرب قیام کردند.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

پانزدهم خرداد

148 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد