خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

دفتر مخصوص فرح پهلوی

1,724 views

بازدید

دفتر مخصوص فرح پهلوی
۳٫۵ (۷۰%) ۲ votes

دفتر مخصوص فرح پهلوی

یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق با قدرت و نفوذ، موقعیت خود را تثبیت کند. « فرح دریافته بود که در ایران برای موثر واقع شدن باید از طریق دفتر خود در دربار و نیز معتمدین خود که تعدادشان اندک و اهمیتشان در صحنه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناچیز است، به تلاش بپردازد. در نتیجه قدرت و نفوذ وی بستگی به وفاداری پیروانی ندارد که از نظر تعداد و قدرت اجتماعی، سیاسی واقتصادی اهمیت داشته‌باشند، بلکه‌این عوامل به موقعیت خود او به‌عنوان شهبانو بستگی دارد.»

دفتر مخصوص ملکه که در ابتدا فقط با سه نفر منشی در دل بنیاد فرح ایجاد شد، به امور دفتری و نامه نگاری رسیدگی می‌نمود. پس از دهه ۵۰ و گسترش فعالیت فرح، این دفتر به ۵۰ کارمند افزایش یافت. این تعداد به دو بخش تقسیم می‌شد: یک بخش مربوط به امور خیریه و دیگر بخش دبیرخانه. منشی خصوصی ملکه با پنج دستیار کارهای نگارش نامه‌های خصوصی ملکه به دوستان و آشنایان، تنظیم برنامه‌های روزانه ملکه و تعیین اوقات ملاقات با افراد مختلف را انجام می‌داد. که پنج دستیار منشی مخصوص فرح را نیز دختران ژنرال‌های ارتش ـ شاغل یا بازنشسته ـ و دیپلمات‌های عالیرتبه تشکیل می‌دادند. و منشی مخصوص ملکه، فریده میربابایی بود که از هم کلاسی‌های فرح بود.

به گفته اردشیر زاهدی، دفتر فرح به کانون توده‌ای‌های سابق که اکنون مرید فرح بودند، تبدیل شده بود. یکی از مهمترین شخصیت‌هایی که به ریاست دفتر مخصوص فرح دست یافت، دکتر هوشنگ نهاوندی بود


5+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
دفتر مخصوص فرح پهلوی
3.5 (70%) 2 votes

مقاله نقد کتاب یادداشتهای علم

3,245 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

مقاله یادداشتهای اسد الله علم

مجموعه ۵ جلدی «یادداشتهای علم» از جمله آثاری است که به شرح خاطرات وزیر دربار محمد‌رضا پهلوی طی سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ اختصاص دارد.
جلد اول این مجموعه: خاطرات علم از ۲۴/۱۱/۴۷ الی ۲۹/۱۲/۴۸، جلد دوم از۱/۱/۴۹ الی ۲۱/۱۲/۵۱، جلد سوم از ۲۴/۱/۵۲ الی ۲۱/۱۲/۵۲، جلد چهارم از ۲/۱/۵۳ الی ۲۹/۱۲/۵۳ و جلد پنجم از۱/۱/۵۴ الی ۳۰/۱۲/۵۴ را در برمی‌گیرد و مسئولیت ویراستاری، تدوین، مقدمه‌نویسی و پاورقی‌های آن را علینقی عالیخانی، از دوستان نزدیک علم و وزیر اقتصاد دولتهای علم، منصور و هویدا در دهه ۴۰ برعهده گرفته است. به نوشته وی «از فحوای نوشته نخستین جلد یادداشتها بر می‌آید که جلد دیگری نیز پیش از آن نوشته شده که متاسفانه به بانک سپرده نشده است. در هیچ کجا نیز علم گفتگویی در باره از میان بردن آن نمی کند.» همچنین گفتنی است علم در سال ۱۳۵۰ نیز به سبب برعهده داشتن مسئولیت برپایی جشنهای ۲۵۰۰ ساله، از نگارش خاطرات روزانه خود باز مانده است. نکته دیگر آن‌ که اگرچه عالیخانی در مقدمه‌ای که بر این مجموعه نگاشته آخرین خاطره علم را مربوط به زمان کناره‌گیری وی از وزارت دربار (یعنی اواسط مرداد ۱۳۵۶) عنوان می‌دارد ، اما آنچه تا کنون از این خاطرات به چاپ رسیده از آخرین روز سال ۱۳۵۴ پیشتر نمی‌رود.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

رویای بی‌پایان شاه/ تحلیل شخصیت محمدرضا پهلوی از کودکی تا سقوط

555 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
در ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹، در یک خانه محقر در تهران و چند ماهی پیش از عزیمت [روح‌الله] خمینی به قم، محمدرضا که نزدیک به ۳۰ سال بعد هدف و دشمن اصلی او شد به دنیا آمد. پدر او، رضاخان میرپنج، مین‌باشی (کلنل) هنگ قزاق‌ها بود، هنگی که مشاوران روس شاهان قاجار مبدع آن بودند.

 
پدر رضاخان چند ماهی پس از تولد او از دنیا رفت، و جزئیات چندانی از خانواده او و دوران کودکی و نوجوانی‌اش در دست نیست. بعد‌ها، محمدرضا که به پادشاهی رسید ادعا کرد که پدر پدربزرگش ژنرالی به نام مراد علی‌خان بوده که در تصرف هرات و افغانستان شرکت داشته و پدربزرگش هم کلنلی در ارتش قاجار بوده است. اما این گفته‌ها خلاف آن چیزهایی است که مادرش در مصاحبه با یک مجله فرانسوی گفته بود. به هر طریق، آنچه می‌دانیم این است که رضاخان در سن ۱۴ سالگی به عنوان سرباز پیاده‌ای بی‌سواد به قزاق‌ها پیوست و سپس خواندن و نوشتن آموخت و مدارج ترقی را پیمود تا اینکه در چهل و چند سالگی به مقام مین‌باشی (کلنل) رسید.


0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

ناگفته های خاندان پهلوی

644 views

بازدید

ناگفته های خاندان پهلوی
۴ (۸۰%) ۱ vote
 ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضا در کتاب خاطراتش که بارها تجدید چاپ شده است،

پیرامون رویدادهایی که در کاخ سعدآباد شخصاً شاهد و ناظر بوده است می نویسد:

 محمدرضا چون وارث تاج و تخت پدرش بود طبیعتاً انتظار داشت همه او را نفر اول سعد آباد بدانند،

اما اشرف که معتقد بود بر اثر اشتباه طبیعت دختر به دنیا آمده و شایستگی او برای پادشاهی

بیشتر از برادرش محمدرضا است هیچکس را به رسمیت نمی شناخت و در تمام امور زندگی

ساکنان سعدآباد دخالت میکرد. من از خدمه قدیمی و با سابقه سعدآباد داستان های

شگفت انگیزی در مورد رویدادهای زشت و ناپسند سعدآباد شنیده ام.

 زهرا مشهدی که از زمان رضا شاه سرپرست خدمتکاران زن سعدآباد بود تعریف می کرد:

 در زمان رضاشاه هیچ یک از فرزندان او جرأت آوردن دوستان دختر و معشوقه های خود را به

سعدآباد نداشتند و فقط زن جوانی به نام فیروزه بود که رضا شاه شخصاً به عنوان معشوقه

محمدرضا انتخاب کرده و گاهی اوقات سر و کله اش در کاخ اختصاصی ولیعهد پیدا می شد.

اما اشرف که دختری با روحیه ای ستیزه جو بود، تنها فرزند رضاشاه بود که به خود جرأت می داد،

در کاخ خود میهمانی بر پا کرده و از جوانان ژیگولی آن زمان تهران پذیرایی کند!

 بطوریکه زهرا مشهدی تعریف می کرد اشرف سوابق بدی نزد رضاشاه داشت و یکبار پدرش او را

داخل اصطبل کاخ در وضعیت ناپسندی به اتفاق یکی از مربیان سوارکاری غافلگیر کرده بود.

 زهرا مشهدی می گفت: مرد قوی هیکلی به نام علیشاه مسؤول اصطبل بود که ضمن نگهداری

اسبان شاه، فرزندان رضاشاه را هم تعلیم سوارکاری می داد. بعدازظهرها اشرف و شمس به

اصطبل می رفتند تا اسبهای خود را بردارند و در محوطه وسیع کاخ سوارکاری کنند.

 علیشاه سبیل پرپشت و خشنی داشت و رضا شاه او را در سفر خرم آباد پیدا کرده و به

خاطر مهارتی که در تربیت اسب داشت و قادر به آموزش سوارکاری بود به تهران آورد.

 رضا شاه یک روز متوجه می شود اشرف وقت زیادی را در اصطبل می گذراند و رفت و

آمدهایش به اصطبل بیشتر از سایر فرزندانش است، چون ذاتاً آدم باهوش و کهنه سرباز دوره

دیده ای بود به این عمل اشرف مشکوک می شود و کشیک دخترش را می دهد و سرانجام

اشرف را که در آن موقع دختری دوازده- سیزده ساله بوده است در وضعیت نامناسبی همراه با

علیشاه به دام می اندازد…

 آن روز یک ظهر گرم تابستان در اواسط مرداد ماه بود. رضا شاه شخصاً آنقدر با شلاق سیمی

به سرد و صورت علیشاه ضربه زده بود که دیگر نای نفس کشیدن نداشت…

 بعد هم دستور داد علیشاه را بردند…. به کجا و چه بلایی سرش آوردند این را دیگر هیچ کس

نمی دانست…

 همانطور که از خاطرات ثریا معلوم می شود، گویا فساد اخلاقی در خاندان پهلوی موروثی بود

زیرا او در چند جای دیگر به فسادهای اخلاقی مادر محمدرضا (تاج الملوک) اشاراتی کرده است.

 بعد از گذر از اشرف البته او در سنین بالاتر نیز به فسادهای بدتر از این نوع نیز پرداخت و ذکر این

مورد صرفاً گوشه ای از مفاسد جنسی و اخلاقی او بود. در کاخ سعدآباد، ولیعهد جوان که پس

از احظار از سوییس، در طلب برآورده کردن خواسته های خود بود حضور داشت.

 محمدرضا در هرزه گردی بسیار تنوع طلب بود و علاقه داشت به هر یک از کاخ هایش که در نقاط

مختلف ایران و یا جهان می رود برنامه ای ابتکاری برایش ترتیب بدهند.

 * ماجرای کاخ رامسر

 شاه و خانواده اش تابستان ها برای اسکی روی آب و شنا به حاشیه دریای مازندران

(بیشتر نوشهر و رامسر) می رفتند.

 شاه در نوشهر یک ویلای مجلل در کنار ساحل و یک کاخ مجلل در رامسر داشت که

توسط پدرش، رضاشاه ساخته شده بود. کاخ رامسر یکسره از سنگ مرمر سفید ساخته شده بود،

و رضاشاه به قدری به این کاخ نفیس، که در کنار در ورودی آن دو مجسمه سنگی شیر پاسداری

می دادند، علاقه داشت که دستور داده بود در روزهای آفتابی روی آن را با چادر برزنتی بپوشانند

تا آفتاب رنگ سنگهای آن را نبرد.

 محمدرضا پس از طلاق گرفتن از ثریا اسفندیاری با هواپیما به رامسر می رفت و دراقامتگاه

افسانه ای خود به لهو و لعب می پرداخت.

 شاید ذکر گزارشی که در جمله گزارش روز سال ۱۳۵۸ در باب برنامه های تفریحی محمدرضا

در شمال کشور قید شده گویای گوشه ای از انحرافات محمدرضا پهلوی باشد. این جمله با چاپ

عکس های رنگی از شاه، شمس و اشرف در کاخ رامسر می نویسد:

 تیرماه سال ۱۳۳۸ محمدرضا شاه و تنی چند از دوستان و اعضای خانواده اش در نوشهر

اقامت داشتند، اشرف هم به اتفاق گروه دوستانش در رامسر به سر می برد. هتل و

کازینو(قمارخانه) رامسر در آن ایام مهماندار سرمایه داران و ثروتمندان بزرگ داخلی و

خارجی بود.

 کازینوی رامسر برای گرم کردن بازار کار خود در ایام تابستان از خوانندگان و رقاصه های

معروف ایران و بعضی خارجیان سرشناس برای جلب مشتری بیشتر استفاده می کرد.

در یکی از روزهای تیرماه ۱۳۳۸ که اشرف به اتفاق دوستان به قصر«مرمر» رامسر رفته بودند،

به او اطلاع دادند که «سمیرا طارق» رقاصه معروف و زیبای لبنانی به اتفاق چند نوازنده چیره دست

شبها در هتل رامسر برنامه های جالبی را اجرا می کنند. اشرف با اطلاع از این امر دستور داد

شب بیست و هشتم مرداد هتل را قرق کنند و به هیچ کس اجازه ورود ندهند. متعاقباً

محمدرضا شاه و سایر اعضای خانواده پهلوی را که در نوشهر اقامت داشتند برای محفوظ شدن

از این برنامه های هنری! به رامسر دعوت کرد.

 مسؤولین هتل رامسر هم که اکثراً فرانسوی بودند، با اطلاع از حضور شاه و اعضای خانواده پهلوی

مقدمات لازم را فراهم آوردند و به سمیرا طارق و اعضای گروه هنری او توصیه کردند که آنچه

در توان دارند برای رضایت خاطرشاه نشان داده و به قول معروف سنگ تمام بگذارند.

 به هر حال درآن شب برنامه جالبی در هتل رامسر برگزار شد و محمدرضا و خانواده اش

حظ بصری وافر و تمام و کمال بردند و با خاطره ای خوش هتل را ترک کردند.

 فردا صبح که شاه شیفته رقص شکم سمیرا طارق شده بود دستور داد او را به کاخ رامسر

بیاورند به این ترتیب برنامه های هنری سمیرا طارق در هتل رامسر قطع گردید و رقاصه لبنانی

در صف معشوقه های شاه قرار گرفت. سمیرا طارق شبها را در اطاق خواب شاه به صبح

می رساند و روزها برای وقت گذرانی زنان دربار را دور برخود جمع میکرد به بعضی از آن ها

مانند اشرف و شمس که خود را سرآمد همه دختران در زیبایی می دانستند به تدریس و

آموزش رقص عربی (رقص شکم) می پرداخت و …

 آنچه ذکر شد گوشه ای از فساد، به طور اخص فساد اخلاقی و جنسی در دربار پهلوی و به

طور ویژه نزد محمدرضا و اشرف بود. اگرچه در خاندان پهلوی فساد امری متداول گردیده بود

و حتی در نزد کارکنان ناچیز رواج پیدا کرده بود، ولی می توان از اشرف و محمدرضا به عنوان

تمام و کمال سمبل فساد خاندان پهلوی نام برد.

 *سعدالدوله: وی فرزند حاج میرزا جبار ناظم المهمات بود. او در دارالفنون تهران در رشته

هندسه و توپخانه تحصیل کرد. پس از گذراندن دوره آموزشی سیستم مرس در تلگرافخانه های

روسیه، به ریاست تلگرافخانه آذربایجان شد. در ۱۲۹۷ وارد وزارت خارجه شد و یک سال بعد

مامور ایران در سفارت اتریش گشت. وی در مدت ۱۲ سال سفیر ایران در بلژیک بود. در

حدود ۱۳۲۱، در زمان صدارت عین الدوله، وزیر تجارت شد. در دوره اول، وکیل مردم تهران در

مجلس شورای ملی و پس از آن به مدت دو ماه وزیر امور خارجه بود.

 بعد از بسته شدن مجلس، ابتدا وزیر خارجه و سپس رئیس الوزرا گردید.

 * ارنست پرون: فردوست در خاطرات خود می نویسد: در مدرسه «له روزه» در سوییس

مستخدمی وجود داشت که راهرو و اتاق ها را تمیز می کرد. او ترتیبی داده بود که راهرو و

اتاق هایی را نظافت کند که ولیعهد در همان راهرو اتاق داشت. نام او ارنست پرون بود.

ارنست پرون به محمدرضا نزدیک تر شد. به ظاهر یک نظافتچی ساده بود اما از سطح معلومات

خوبی در زمینه فلسفه و ادبیات برخوردار بود. محمدرضا چنان شیفته و وابسته به پرون شد که به

وی قول داد وی را همراه خود به ایران ببرد.

 در آن زمان در گنجایش فکری من نبود که به کنه قضیه پرون پی ببرم و فکر کنم که چرا او با این

سطح معلومات تنها یک نظافت چی است؟ چرا قبل از ورود ما به مدرسه استخدام شده است؟

چرا فقط به نظافت راهروهایی اشتغال داشت که ولیعهد در آن اتاق داشت؟ چرا همه اوقات فراغت

خود را با محمدرضا گذراند.

 اما امروزه مشخص است که مدیر بلژیکی مدرسه، یک همسر امریکایی داشت که فردی

سیاسی بود و مشخص بود که با انگلیسی ها رابطه خوبی دارد. روشن است که پرون قبل

از ورود ما با موافقت یا هدایت مستقیم مدیر مدرسه، توسط سرویس اطلاعات انگلیس در

مدرسه گماشته شده بود تا بعدها به مرموزترین چهره پشت پرده دربار ایران تبدیل شود.

 * سمیرا طارق: او یک رقاصه لبنانی و یک زن دو رگه (مادر فرانسوی- پدرلبنانی) بسیار زیبا و

در عین حال دوره دیده در مراکز فساد بیروت و بقول معروف از آن روباه های مکار روزگار بود که

نه تنها قاپ شاه را دزدید بلکه خود را در دل سایر اعضای خانواده پهلوی نیز جا کرد و شروع به

جمع آوری پول و جواهرات نمود.


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
ناگفته های خاندان پهلوی
4 (80%) 1 vote

روابط حکومت شاه با رژیم صهیونیستی

257 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
روز ۱۶ تیر ۱۳۳۰دولت محمد مصدق به خواسته افکار عمومی مردم مسلمان ایران و جهان اسلام پاسخ مثبت داد و اقدام رژیم شاه در شناسایی دو فاکتو اسرائیل را لغو و کنسولگری ایران را در اسرائیل تعطیل کرد. اعلامیه رسمی دولت به مناسبت شناسایی اسرائیل در ۲۳ اسفند ۱۳۲۸ منتشر شده بود .

امروزه، ضرورت مطالعات تاریخی، چه در آموزه‎های دینی و چه در آثار اندیشمندان فرهیخته‎، چنان اهمیتی یافته که به عنوان یک امر بدیهی، جلوه نموده است. از آنجا که روابط و مناسبات خارجی دولتها، بخش قابل توجهی از تاریخ را به خود اختصاص داده است، بنابراین، بررسی «ارتباط ناشناخته» ایران و اسرائیل با ویژگیهای خاص خود، در دوران محمدرضا پهلوی می‎تواند آثار ارزشمندی در گستره مطالعات تاریخی در برداشته باشد و ما را در فهم دقیق‎تر پدیده اسرائیل از زوایای مختلف آشنا سازد، و در نحوه تصمیم‎گیری و چگونگی برخورد با اسرائیل در حال و آینده یاری نماید.
هر چند با در نظر گرفتن ابعاد گسترده روابط ایران و اسرائیل و آثار آن، سئوالات متعددی از جنبه‎های مختلف قابل طرح می‎باشد؛ اما هدف این مقاله، یافتن پاسخ برای این پرسش محوری است که: «با توجه به زوایای پیدا و پنهان سه دهه روابط در ابعاد مختلف بین ایران و اسرائیل، آیا این روابط از نوعی تعادل و توازن نسبی و تأثیر پذیری و تأثیر گذاری یکسانی بر اساس عرف بین‎الملل برخوردار بوده، یا یکی بر دیگری برتری داشته است؟»
برای دستیابی به پاسخ سئوال مطرح شده، روابط ایران و اسرائیل را طی سه دهه (۱۳۵۷-۱۳۲۷) در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی ـ اطلاعاتی، نظامی و فرهنگی بررسی می‎کنیم.

۱٫ بعد سیاسی
در ۸ آذر ۱۳۲۶/۲۹ نوامبر ۱۹۴۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد طرح پیشنهادی کمیسیونی را متشکل از یازده عضو سازمان ملل مبنی بر تقسیم فلسطین به دو منطقه عرب و یهودی، به تصویب رساند. ۱ این تصویب که در پرتو فعالیتهای تبلیغاتی شدید و ماهرانه آژانس یهود و پشتیبانی قدرتهای بزرگ، به‎ویژه حمایت چشمگیر و حیاتی آمریکا حاصل شد؛ سازمانهای یهودی و صهیونیستی را بر آن داشت تا در اردیبهشت ۱۳۲۷ در پی عقب‎نشینی نیروهای انگلیسی از فلسطین و با استفاده از ضعف اعراب دولت «اسرائیل» را تأسیس کنند.
موشه شرتوک، وزیر خارجه اسرائیل، طی تلگرافی به نام «دولت موقت اسرائیل» خطاب به وزیر امور خارجه ایران، ضمن اعلام استقرار یک دولت یهود مستقل در فلسطین، با یادآوری خاطره تاریخی نجات قوم یهود توسط کوروش، از رژیم شاه تقاضا می‎کند که با «شناسایی اسرائیل و ایجاد رابطه دوستی»2 با آن کشور، بزرگ منشی دوران کورش بزرگ را تکرار نماید. دولت ایران پس از مدتی با اعزام «عباس صیقل»، به بهانه نظارت بر املاک اتباع ایرانی به اسرائیل، اولین گام را در جهت ارتباط با اسرائیل برداشت. صیقل در یکی از گزارشهای ارسالی خود به ایران با تمجید فراوان از رفتار اسرائیل، بر تسریع شناسایی اسرائیل از سوی دولت ایران تأکید ورزید. ۳
حکومت ایران، در پرتو برخی از تحولات داخلی و تأثیرپذیری از نظام بین‎المللی و فاکتورهایی چند ـ‌ همچون تبعید آیت‎الله کاشانی به لبنان و بازداشت برخی از مخالفین حکومت پس از سوءقصد بهمن ماه ۱۳۲۷ به جان شاه در دانشگاه تهران، سفر طولانی شاه به آمریکا در آبان ۱۳۲۸ و کسب اطلاع از نفوذ فوق‎العاده محافل یهودیان در آمریکا، روابط نامطلوب ایران با برخی از کشورهای جهان عرب و نگرانی از تهدیدات آنها، به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ترکیه به عنوان اولین کشور اسلامی در ۲۸ مارس ۱۳۴۹، غیر عربی بودن ایران و اسرائیل در خاورمیانه و نگرانی دو رژیم ازکشورهای تندرو عربی و دو قطبی شدن نظام بین‎المللی و تحولات ناشی از آن و قرار گرفتن ایران و اسرائیل در اردوگاه غرب، به‎خصوص در کانون سیاستهای خاورمیانه‎ای آمریکا؛ـ زمینه را برای شناسایی اسرائیل مناسب یافت و دولت محمد ساعد مراغه ای در هنگام فترت مجلس در اسفند ماه ۱۳۲۸، اسرائیل را به صورت «دو فاکتو» به رسمیت شناخت.
اعلامیه رسمی دولت که در ۲۳ اسفند ۱۳۲۸ به مناسبت شناسایی اسرائیل انتشار یافت، به شرح زیر بود:
پس از استقلال دولت اسرائیل و به رسمیت شناختن آن از طرف سازمان ملل متحد، [جهت] بررسی حفظ منافع اتباع ایرانی در فلسطین که [در] نتیجه [وقوع] جنگ خسارات زیادی متحمل شده بودند آقای عباس صیقل را به عنوان نماینده به فلسطین اعزام داشت. پس از مذاکرات مفصلی که از طرف سازمان ملل و دولت امریکا با ایران به عمل آمد، برای اینکه دولت ایران بیشتر بتواند منافع اتباع خود را حفظ و اشکالاتی که در کار چند هزار ایرانی مقیم فلسطین پیدا شده مرتفع شود سه ماه قبل آقای صفی‎نیا را به سمت مأمور مخصوص به فلسطین اعزام داشت و با این عمل دولت ایران، دولت اسرائیل را بالفعل به رسمیت شناخت ولی برای اینکه این شناسایی به صورت رسمی درآید طبق تصمیم هیئت دولت آقای انتظام نماینده دائمی دولت شاهنشاهی در سازمان ملل متحد به اطلاع نماینده دولت اسرائیل رساند که از این پس دولت ایران دولت اسرائیل را به طور دو فاکتو به رسمیت شناخته است.
تلگراف رسیده از آقای انتظام حاکی است که این دستور به موقع اجرا گردید.
انتشار خبر شناسایی غیر منتظره اسرائیل از سوی دولت ایران، علاوه بر عکس‎العمل شدید برخی از نمایندگان مجلس شورای ملی و سنا و محافل مذهبی‎، واکنشهای شدید کشورهای عربی به‎ویژه، مطبوعات آن کشورها را در پی داشت. پیروزی نهضت ملی، انتظارات جدیدی را در داخل و خارج از کشور، نسبت به تجدید نظر پیرامون مسأله شناسایی اسرائیل پدید آورد، این مسئولیت بیش از همه متوجه آیت‎الله کاشانی رهبر مذهبی نهضت بود که سابقه طولانی در مبارزه با استعمار داشت و از حامیان واقعی فلسطین محسوب می‎شد. دولت محمد مصدق به خواسته افکار عمومی مردم مسلمان ایران و جهان اسلام پاسخ مثبت داد و در ۱۶ تیر ماه ۱۳۳۰، شناسایی دو فاکتو اسرائیل را پس گرفت و کنسولگری ایران را در اسرائیل تعطیل کرد.
هر چند انحلال کنسولگری ایران در اسرائیل و فراخوانی کادر سیاسی ایران از اسرائیل به منزله فسخ شناسایی اسرائیل تلقی گردید؛ اما، برخی از سیاستمداران و به‎خصوص اسرائیلی‎ها از زاویه دیگری به این مسأله می‎نگریستند و بر این اعتقاد بودند که شناسایی دو فاکتو همچنان به قوت خود باقی می‎باشد. شاه نیز بر همین باور بود و بعدها سعی کرد در مصاحبه جنجال‎برانگیز خود که واکنش شدید مصر را به دنبال داشت، شناسایی اسرائیل را به کابینه محمد ساعد در سال ۱۳۲۸ مربوط نماید. نکته قابل توجه در این میان، آن است که شادمانی اعراب و مردم ایران از قطع روابط ایران و اسرائیل طولانی نگشت و با کودتای آمریکایی ـ انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تحکیم پایه‎های سیاسی رژیم محمدرضا پهلوی، روابط ایران و اسرائیل در ابعاد گوناگون گسترش یافت.
در واقع، یکی از پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در حوزه سیاست خارجی ایران از سرگیری روابط ایران و اسرائیل در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی ـ اطلاعاتی، نظامی و فرهنگی بود. در بعد سیاسی با افزایش تعداد کارشناسان و کارکنان اسرائیلی در ایران فعالیت نمایندگی اسرائیل رو به گسترش نهاد، به‎گونه‎ای که نمایندگی اسرائیل یکی از بزرگترین هیأتهای اسرائیلی در خارج محسوب می‎شد. نمایندگان اسرائیل، هر کدام با ویژگیها و خصوصیات خاص خویش و به طور مرموز و پیچیده، همواره سعی می‎کردند در میان هیأت حاکمه و مراکز مهم نفوذ کرده و حتی به دربار راه پیدا نمایند. مئیر عزری، به‎عنوان اولین سفیر اسرائیل در تهران موفق شد از شاه نشان درجه دوم تاج دریافت نماید.
نمایندگان اسرائیل در پرتو دکترین «میثاق حاشیه‎ای» دیوید بن‎گوریون، بنیانگذار دولت اسرائیل، مبنی بر ایجاد روابط با کشورهای پیرامون جهان عرب، که مورد پذیرش شاه قرار گرفته بود، بسترسازی لازم را برای فعالیتهای گوناگون فراهم نمودند. بن گوریون بر این باور بود که اسرائیل با برقراری پیوندهای دوستی با ایران، ترکیه و اتیوپی می‎تواند چهره خاورمیانه را دگرگون کند و در برابر دشمنان مشترک این ملتها، نیروی سیاسی توانایی را سازمان دهد. سیاست میثاق حاشیه‎ای با سیاست خارجی محمدرضا پهلوی تلاقی پیدا کرد و مبنای گسترش روابط دو رژیم گردید. نیاز شدید اسرائیل به یارگیری جدید در منطقه به منظور جلوگیری از آسیب‎پذیری و خارج شدن از انزوا و نیاز امنیتی حکومت شاه در برابر تهدیدات شوروی و برخی از کشورهای تندرو عربی از جمله مصر و عراق، از عوامل تسریع ارتباط نزدیک ایران و اسرائیل به شمار می‎آید.
زوی دوریل، نیمرودی، لوبرانی، هارملین از جمله نمایندگان فعال اسرائیل در تهران بودند که با رفتارهای خارج از مقررات خود قصد داشتند ایران را در برابر یک عمل انجام شده قرار داده و با روشهای مختلف روابط دو کشور را آشکار سازند که در برخی موارد، عملکرد آنها با اعتراض شدید نمایندگان کشورهای عربی به وزارت خارجه ایران همراه می‎شد.
البته در برخی از مسائل پیش‎آمده از وزارت امور خارجه هم کاری بر نمی‎آمد. هر چند به دلیل ترس از واکنشهای مردم و کشورهای عربی، سفارت اسرائیل در تهران پرچمی بر فراز ساختمان نیفراشته بود، و نمایندگان اسرائیل نمی‎توانستند در تشریفات رسمی ظاهر شوند؛ اما، از تمام امتیازات دیپلماتیک همانند دیگر کشورها بهره‎مند بودند.
با انتخاب دکتر ابراهیم تیموری به عنوان سفیر ایران در تل آویو، نمایندگی ایران فعالیت خود را گسترده‎تر از قبل تحت پوشش دفتری در سفارت سوئیس آغاز نمود. این نمایندگی در مکاتبات اداری «برن ۲» نامیده می‎شد و کارمندان ایرانی، اعضای هیأت نمایندگی سفارت ایران در سوئیس تلقی می‎شدند. «پس از ابراهیم تیموری که از آذر ۱۳۳۸ تا آبان ۱۳۴۲، نمایندگی فوق‎العاده ایران را در تل آویو عهده‎دار بود؛ به ترتیب، منوچهر پیشوا از آبان ۱۳۴۲ تا بهمن ۱۳۴۲، صادق صدریه از بهمن ۱۳۴۲ تا اسفند ۱۳۴۶، فریدون فرخ از فروردین ۱۳۴۷ تا آذر ۱۳۴۹، ابراهیم تیموری مجدداً از آذر ۱۳۴۹ تا فروردین ۱۳۵۴ و مرتضی مرتضایی از فروردین ۱۳۵۴ تا بهمن ۱۳۵۷، مسئولیت نمایندگی ایران در تل آویو را به عهده داشتند. با پیروزی انقلاب اسلامی ”ناصر رسولیان“ از بهمن ۱۳۵۷ تا فروردین ۱۳۵۸، جهت تحویل و تحول به تل آویو اعزام گردید.» 4
با استقرار نمایندگان ایران و اسرائیل در تهران و تل آویو و سفرهای پنهانی مقامات عالی‎رتبه دو رژیم، به‎ویژه نخست‎وزیران اسرائیل شامل، دیوید بن گوریون، گلدامایر، اسحاق رابین، مناخیم بگین، به ایران و سرکوب قیام ۱۵ خرداد، روابط در سطح بسیار وسیعی در جنبه‎های مختلف گسترش یافت و ایران فعال‎تر از گذشته در تحولات پرشتاب منطقه‎ای، همراه با اسرائیل گام برداشت.
اسناد موجود گویای این واقعیت است که فعالیت نمایندگی اسرائیل در تهران در مقایسه با فعالیت نمایندگی ایران در تل آویو، به مراتب گسترده‎تر، پیچیده‎تر و آزادتر انجام گرفته است و یکی از دلایل اصلی آن علاوه بر ورزیدگی خاص نمایندگان اسرائیل، پنهان‎کاری و بعضاً تکذیب روابط از سوی رژیم شاه بود. در حالیکه اسرائیل به شدت تمایل به آشکارسازی و رسمی‎شدن روابط داشت، اما به لحاظ عدم برخورداری از موقعیت بین‎المللی مناسب و عدم پذیرش برخی از نهادهای بین‎المللی و روابط محدود خارجی، ناگزیر به روابط پنهانی با شاه، متقاعد شده بود. معمولاً در روابط بین کشورها، به‎خصوص روابط سیاسی، وزارت امور خارجه از جزئیات آگاه می‎باشد؛ ولی، روابط ایران و اسرائیل با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد خود، از این قاعده مستثناء بود و آنچه درباره این روابط، در وزارت امور خارجه وجود دارد، تنها بخش اندکی از ابعاد آن را آشکار می‎کند؛ زیرا این روابط تحت کنترل ساواک انجام می‎گرفت. بنابراین، بسیاری از فعالیتهای انجام شده، از نگاه وزارت امور خارجه مخفی باقی مانده است.
۲٫ بعد اقتصادی
سابقه روابط تجاری بین بازرگانان یهودی و ایرانی، به قبل از شناسایی اسرائیل از سوی دولت ایران باز می‎گردد. بازرگانان که از طریق فروش کالا سود سرشاری کسب می‎نمودند، با فشار و نفوذ خود به دولت ایران و اسرائیل، نقش تعیین کننده‎ای را در ایجاد روابط اقتصادی ایفا نمودند. در روابط اقتصادی ایران و اسرائیل «نفت» از جایگاه ممتازی برخوردار بود. نیاز شدید اسرائیل برای به گردش درآوردن صنایع و توسعه آن و قادر ساختن ماشینهای نظامی خود در جنگهایش با اعراب، از یک‎سو؛ و فقدان منابع طبیعی و تحریم نفتی اسرائیل توسط اعراب، از سوی دیگر؛ نفت را به منزله یک کالای استراتژیک درآورده بود. از اینرو، اسرائیل درصدد برآمد تا نیازهای نفتی خود را از ایران که دارای ذخایر عظیم نفت و یک کشور غیر عربی بود، تأمین کند.
در پائیز ۱۳۳۳ سلطان حسین سنندجی، دبیر دوم سفارت ایران در لندن ضمن ملاقاتی با مردخای گازیت، دبیر اول سفارت اسرائیل، پیشنهاد فروش نفت ایران را کرد. گازیت بی‎درنگ موضوع را به دولت متبوعش گزارش داد. دو هفته بعد دو دیپلمات یکدیگر را در ضیافت ملکه الیزابت دوم، در کاخ باکینگهام دیدند. سنندجی به همکار اسرائیلی‎اش اطلاع داد به زودی معاون مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران به لندن خواهد آمد و هر گاه اسرائیل مایل به خرید نفت باشد این، فرصتی برای مذاکرات مقدماتی خواهد بود. ۵
گفتگوهای پنهانی بر سر نفت نیز از همین سالها آغاز شد و در جریان آن، ایران با فروش نفت موافقت کرد. پس از آنکه در مرداد ۱۳۳۵ جمال عبدالناصر، کانال سوئز را ملی اعلام کرد و در ۷ آبان همان سال، مصر مورد حمله مشترک نیروهای انگلیسی، فرانسوی و اسرائیل قرار گرفت، همکاری نفتی بین ایران و اسرائیل گسترش یافت. زیرا کانال سوئز، گذرگاه ۷۳ درصد از کالاهای وارداتی و ۷۶ درصد از نفت صادراتی ایران، بسته شده بود و ایران می‎بایست راههای جدیدی برای واردات و صادرات خود پیدا کند. تحریم فروش نفت به اسرائیل از جانب شوروی هم، در پی حمله اسرائیل به مصر، نفت ایران را به صورت تنها جایگزین نفت شوروی درآورده بود. در تابستان ۱۳۳۶ شرکت نفت ایران نماینده‎ای به اسرائیل فرستاد تا با مقامات مربوطه رژیم اشغالگر گفتگو کند. رهاورد این سفر و گفتگوها که بسیار محرمانه انجام شد، امضای قراردادی بود که به موجب آن نفت ایران به بهای بشکه‎ای ۳۰/۱ دلار به اسرائیل فروخته می‎شد. ۶
دیوید بن گوریون، نخست وزیر که از عقد این قرارداد شدیداً خوشحال شده بود، بلافاصله دستور داد یک لوله نفت هشت اینچی بین بندر ایلات و بئرـ شبع احداث شود و از آنجا نفت ایران با کامیونهای نفتکش به پالایشگاه حیفا حمل گردد. لوله مزبور در ظرف صد روز ساخته شد و در دسامبر ۱۹۵۷ (۱۳۳۶) مورد بهره‎برداری قرار گرفت. حدود یک سال بعد در ملاقاتی که بین محمدرضا پهلوی و لوی اشکول، وزیر دارایی اسرائیل انجام گرفت، طرفین توافق کردند روابط خود را در زمینه‎های سیاسی و نفتی و اطلاعاتی گسترش دهند. شاه برای نشان‎دادن حسن نیت خود آمادگی ایران را برای صدور نفت بیشتری به اسرائیل اعلام کرد. بدین منظور یک لوله ۱۸ اینچی نفت با هزینه‎ای بالغ بر ۱۸ میلیون دلار می‎بایست احداث می‎شد. با اتمام ساخت این لوله در سال ۱۳۴۰ صادرات نفت ایران به اسرائیل دو برابر گردید.
نفت ایران برای اسرائیل جنبه حیاتی داشت. بنابراین، رهبران این کشور تمام تلاش خود را برای جریان عادی و مطمئن آن به کار بستند. حتی پس از جنگ شش روزه (۱۹۶۷) اسرائیل بهره‎برداری از چاه‎های نفت ابورودپس در شبه جزیره سینا را آغاز کرد تا بتواند وابستگی خود به نفت خارجی را کاهش دهد؛ اما، مایل بود مطمئن باشد که از ایران نفت دریافت خواهد کرد. ایران به‎رغم فشارهای اعراب، هرگز در تحریم نفتی اعراب علیه غرب شرکت نکرد و همچنان به ارسال نفت به اسرائیل ادامه داد. علاوه بر این، مهاجرتهای دسته‎جمعی یهودیان از دیگر کشورها به اسرائیل و توسعه اقتصادی آن رژیم، از یک سو؛ و وابستگی شدید ایران به فروش نفت به منظور کسب درآمد بیشتر برای اجرای برنامه‎های اصلاحات، تحت عنوان «انقلاب سفید»، از سوی دیگر؛ هر دو کشور را بر آن داشت تا در دهه چهل برای صدور و دریافت نفت بیشتر و سرمایه‎گذاری و توسعه خطوط لوله نفت در اسرائیل اعلام آمادگی نمایند.
یکی از موضوعات مهم در جریان نفت بین ایران و اسرائیل، موضوع خط لوله جدید بندر ایلات ـ اشکلون است که برای اسرائیلی‎ها از اهمیت فوق‎العاده‎ای برخوردار بود. بسته شدن کانال سوئز و در نتیجه آن طولانی شدن مسیر تردد کشتیها از دماغه امیدنیک در جنوب افریقا، سبب گردید که اسرائیلی‎ها طرحی را ارائه نمایند که به‎واسطه آن کشتیهای نفتکش وارد بندر ایلات در خلیج عقبه شوند و نفت دریافتی از ایران به‎وسیله یک خط لوله جدید ۴۲ اینچی به بندر اشکلون واقع در ساحل دریای مدیترانه انتقال یابد و از آنجا به وسیله کشتیهای نفتکش به اروپا حمل گردد. در یکی از اسناد سری سفارت آمریکا، امتیازات خط لوله نفت بین بندر ایلات و دریای مدیترانه، نسبت به انتقال نفت توسط نفتکشها بررسی گردیده و از جهات مختلف به فواید نفت از طریق لوله اشاره شده است. ۷
خط لوله ایلات ـ اشکلون، ۲۶۰ کیلومتر طول داشت که مخارج آن را دولت ایران پرداخت و از این طریق، نفت ایران به مناطقی در اروپا، به‎ویژه، به ایتالیا و رومانی ارسال می‎شد. در سال ۱۳۴۸ طبق دستور شاه، ده میلیون تن نفت از طریق این لوله به اسرائیل فرستاده شد. ارسال نفت ایران حتی پس از جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در سال ۱۳۵۲ ادامه یافت؛ مخصوصاً از زمانی که اسرائیلی‎ها مجبور شدند حوضه‎های نفتی اشغال شده در صحرای سینا را به مصری‎ها بازگردانند. ۸
شاه همواره در دیدار با مقامات اسرائیلی نسبت به وعده‎های خود در خصوص ادامه روند نفت وفادار بود. واردات نفت اسرائیل به تدریج از ۳۰ هزار بشکه در سال ۱۹۵۹ به رقم ۲۸۳,۶۰۰,۱ بشکه در روز در سال ۱۹۷۱ افزایش یافته است. به احتمال زیاد بین ۸۰ تا ۹۰ درصد این واردات از ایران تأمین شده است. به عبارت دیگر، اسرائیل در سال ۱۹۵۹ بین ۲۴ تا ۲۷ هزار بشکه در روز و در سال ۱۹۷۱ بین ۸۵ تا ۹۵ هزار بشکه در روز نفت از ایران وارد کرده است.» 9
سند زیر که از سفارت امریکا در تهران در تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۹۷۶ ( ۲۶ آذر ۱۳۵۵) به دست آمده، ضمن تأیید واردات نفت اسرائیل از ایران در سال بیانگر همکاری مشترک و گسترده ایران و اسرائیل در حوزه نفت، به منظور رساندن نفت به کشورهای اروپایی و دیگر مناطق می باشد:
اطلاعات (به دست آمده) از منابع مختلف نشان‎دهنده این است که حداقل ۷۵ درصد مصرف کنونی داخلی اسرائیل که در حدود ۱۵۰ هزار بشکه در روز میباشد بوسیله ایران تأمین می‎شود. از این گذشته، تنها نفتی که از طریق خط لوله ترانس – اسرائیل (تیپلین) جاری و از طریق خلیج عقبه به بندر مدیترانه اشلگون به سمت شمال در حرکت می‎باشد از جانب ایران است.تیپلین در اواخر ۱۹۶۰ با ۲۰۰ میلیون دلار هزینه بر پا گردید و گنجایش کنونی‎اش ۴۵ میلیون تن در سال می‎باشد (در حدود ۸۵۰ هزار بشکه در روز) در جریان است. در ۱۹۷۶ به نظر می‎رسد که چیزی در حدود ۳۵۰ هزار بشکه از نفت خام ایران روزانه از طریق تیپلین بـرای مشتریـان در اروپا و نقاط دورتر انتقال و ارسال می‎شد. ۱۰


1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

ناگفته های نوه رضاخان از فساد دربار پهلوی

443 views

بازدید

ناگفته های نوه رضاخان از فساد دربار پهلوی
۴ (۸۰%) ۱ vote

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
ناگفته های نوه رضاخان از فساد دربار پهلوی
4 (80%) 1 vote

دانلود کتاب شاهنامه فردوسی بصورت کامل – نسخه دوم

145,252 views

بازدید

دانلود کتاب شاهنامه فردوسی بصورت کامل – نسخه دوم
۴٫۲۳ (۸۴٫۶۵%) ۸۶ votes
دانلود رایگان کتاب شاهنامه فردوسی

شاهنامه ، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، مهم‌ترین نامهٔ اندیشهٔ سیاسی ایران‌شهری در دورهٔ اسلامی ، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسهٔ ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است، چنان که ضیاءالدین ابن اثیر آن را قرآن ایرانیان خوانده‌است.
شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول) . سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره می‌گوید:
من این نامه فرخ گرفتم به فال         همی رنج بردم به بسیار سال
آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری روی‌داد.
به پیشنهاد بنیاد فردوسی «هزارهٔ سرایش شاهنامه» در یونسکو بر پایهٔ هجری خورشیدی به نام ایران در فهرست رویدادهای علمی، فرهنگی و هنری ۲۰۱۱-۲۰۱۰ در سی و پنجمین کنفرانس عمومی یونسکو به ثبت رسید و در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۰ هزارمین سالگرد پایان سرایش شاهنامه به کوشش بنیاد فردوسی و از سوی ایران و سازمان یونسکو در تالار کنفرانس عمومی یونسکو با حضور نمایندگان ۱۹۲ کشور عضو جشن گرفته شد.
شاهنامه شرح احوال، پیروزی‌ها، شکستها، ناکامی‌ها و دلاوری‌های ایرانیان از کهن‌ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).
کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

134+

نويسنده / مترجم : حکیم ابوالقاسم فردوسی
زبان کتاب : فارسی
حجم کتاب : 4.4 مگابایت
نوع فايل : PDF
تعداد صفحه : 1973

 ادامه مطلب + دانلود...
دانلود کتاب شاهنامه فردوسی بصورت کامل – نسخه دوم
4.23 (84.65%) 86 votes

علل سقوط رژیم پهلوى

311 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

1+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

چگونگی رخداد انقلاب اسلامی

281 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!
قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
▫       تلاش روحانیان ومردم به رهبری امام در برابر آثار منفی انقلاب سفید
▫       رهبری حرکت های مخالف رژیم پهلوی به بخش مذهبی جامعه منتقل شد.
▫       کشتار مردم در قیام فوق، چهره شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می انداخت، افشا نمود.
▫       طرد همه نیروهای بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت.
▫       این قیام نقطه آغاز بازگشت به خویشتن در کشور شد.
 
۱-روند حوادث و رخدادها
الف: مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی
▫       با کودتای ۲۸ مرداد، راه برای ظــهور استبــداد در مخرب ترین و مخوف ترین شکلی که ایران تجربه کرده است، باز شد.
▫       در ۱۹۶۱ (۱۳۳۹)، جان فیتز جرالد کندی، کاندیدای حزب دمکرات به ریاست جمهوری آمریکا رسید. او اهداف خود را پیشبرد حقوق مدنی و برنامه های اصلاحات اجتماعی معرفی کرد.
▫       با رحلت آیت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰، مرجعیت مطلق در جهان شیعه از میان رفت.
▫       در اردیبهشت ۱۳۴۰، علی امینی به نخست وزیری منصوب شد. شعار اصلاحات اداری و اقتصادی بویژه اصلاحات ارضی را با حمایت آمریکائی ها آغاز نمود.
▫       شاه در سفری به آمریکا، به واشنگتن قول داد که اصلاحات مورد نظر آنان را خود راسا انجام دهد.
▫       امینی در ۲۷ تیرماه ۱۳۴۱ استعفا داد و اسدالله علم به جای او نشست.
▫       در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، دولت علم لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را به تصویب رساند. واژه اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده، انتخاب شوندگان قرار بود بجای بجا آوردن مراسم تحلیف با قرآن، این کار را با «کتاب آسمانی» انجام دهند. به زنان نیز حق رای داده شده بود.
▫       امام خمینی از علمای طراز اول قم دعوت نمود تا در منزل فرزند موسس حوزه علمیه قم گرد هم آیند تا در برابر اقدام دولت  تصمیم گیری نمایند. ارسال تلگرام به شاه مبنی بر مخالفت مراجع با لایحه مزبور، آگاه نمودن علمای دیگر شهرها و جلسات مشورتی هفتگی میان مراجع از تصمیمات این جلسه بود.
▫       در ۲۲ آبان ۱۳۴۱ اسدالله علم طی تلگرافی به سه نفر از مراجع –به جز امام- موافقت خود را با خواسته های آنان اعلام کرد و در آذرماه همان سال رسما این لایحه لغو شد.
▫       دو هدف از طرح این لایحه و تصویب آن مد نظر بود:  
۱-تضعیف روحانیت و تقویت عمال بیگانه: امام احساس می کرد که برداشتن شرط سوگند به قرآن برای اعضای انجمن ها، راه را برای مشارکت بهائیان در حیات سیاسی کشور فراهم می سازد.
۲-گسترش بی بند و باری در پوشش اعطای حق رای به زنان: مخالفت با مصوبه دولت در مورد انجمن های ایالتی و و لایتی، مخالفت با آزادی زنان نبود بلکه به گفته امام، “در این بیست و چند سالی که که از کشف حجاب می گذرد، چه چیزی عاید زن ها شده است؟”
 
ب: انقلاب سفید و پیامدهای آن
▫       در ۶ دی ماه ۱۳۴۱، شاه اعلام کرد که قصد دارد اصول ششگانه ای را به رفراندوم بگذارد. این اصول که بعدا به انقلاب سفید شهرت یافت عبارت بودند از
-الغای رژیم ارباب و رعیتی
-ملی کردن جنگل ها
-فروش سهام کارخانجات دولتی بعنوان پشتوانه اصلاحات ارضی
-سهیم کردن کارگران در سود کارخانجات
-اصلاح قانون انتخابات
ایجاد سپاه دانش
▫         در ۲ بهمن ۱۳۴۱، امام طی اعلامیه ای، رفراندم را تحریم کرده و آن را رفراندوم اجباری نامید.
▫       شاه برای جلب نظر علمای قم در ۴ بهمن ۱۳۴۱ وارد قم شد، اما علما به استقبال او نرفتند و او پس از یک سخنرانی تند علیه روحانیت به تهران بازگشت.
▫       در ۶ بهمن ۱۳۴۱ رفراندوم مربوط به اصول ششگانه برگزار  و بنا بر اعلان دولت بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت ایران به آن رای مثبت دادند.
▫        اکثر مقامات خارجی و داخلی به شاه تبریک گفتند.
▫       روحانیون به پیشنهاد امام در ماه رمضان همان سال که از ۸ بهمن شروع می گشت، از رفتن به مساجد به عنوان اعتراض خودداری کردند.
 
ج: اعلام عزای عمومی در فروردین ۱۳۴۲
▫       در ۲۳ اسفند ۱۳۴۱، شاه در سخنانی در دزفول از مراجع و روحانیون به زشتی یاد کرده و نسبت به سرکوب آنان هشدار داد.
▫       امام در مقابل، جشن های نوروز سال ۱۳۴۲ را تحریم نموده و آن را عزای عمومی اعلام کرد.
▫       در ۲ فروردین ۱۳۴۲، در مجلس سوگواری به مناست شهادت امام صادق (ع) در مدرسه فیضیه، ماموران دولت وارد مدرسه شده و با طلاب به زدوخورد پرداختند.
▫       امام در مورد این حادثه سخنرانی ها و اطلاعیه های متعددی صادر نمودند.
 
 د: قیام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲
▫       ایام محرم آن سال که مصادف با ماه خرداد بود، موقعیت پرتنشی را میان رژیم و مخالفان بوجود آورده بود.
▫       از یکطرف ساواک از سخنرانان مذهبی تعهد گرفته بود که علیه شاه و اسرائیل سخنی نگفته و نگویند که اسلام در خطر است.
▫       از طرف دیگر امام در نشستی با مراجع و علمای قم، پیشنهاد کردند که در روز عاشورا هر یک از آنان برای مردم سخنرانی کرده و در مورد جنایات رژیم پهلوی سخن گویند.
▫       در ۱۳ خرداد ۴۲ (عاشورا) امام خود به مدرسه فیضیه رفتند و حمله ماموران شاه به مدرسه فیضیه در ۲ فروردین را به واقعه کربلا تشبیه نموده و ایجاد آن فاجعه را به تحریک اسرائیل خواندند. همچنین ایشان از ترس رژیم در مورد سخن گفتن در مورد اسرائیل اظهار شگفتی کردند.
▫       در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران رژیم، امام را در منزل مسکونی خود در قم دستگیر نموده، به تهران منتقل کرده و سپس در یک سلول انفرادی زندانی و بعدا به یک پادگان نظامی منتقل نمودند.
▫       بدنبال انتشار خبر بازداشت امام، اعتراضات گسترده ای در قم، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد. ماموران نظامی بر روی مردم آتش گشودند، در نتیجه تعدادی از مردم کشته و مجروح شدند. مهمترین برخورد با مردم ورامین صورت گرفت که با پوشیدن کفن در پشتیبانی از امام راهی تهران شده بودند.
▫       دو روز بعد، اسدالله علم در مصاحبه ای عنوان نمود که امام و برخی دیگر از علما محاکمه و ممکن است اعدام شوند. شاه نیز طی یک سخنرانی، فعالیت های امام و مردم را به تحریک جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر دانست.
▫       چندروز پس از دستگیری امام، برخی از مراجع و علما به پشتیبانی از امام به تهران آمدند.
▫       پس از دوماه بازداشت، در ۱۱ مرداد ۱۳۴۲، امام به منزلی در شمال تهران منتقل و تحت نظر قرار گرفتند.
▫       شاه در ۱۷ اسفند ۱۳۴۲، اسدالله علم را برکنار ساخت و حسنعلی منصور به نخست وزیری رسید. او از اسلام تمجید نموده و بر مراحم و عطوفت خاص شاه به مقامات روحانی تاکید نمود.
▫       در ۱۸ فروردین ۱۳۴۳، امام به قم بازگشتند.
▫       همان روز روزنامه اطلاعات در مقاله ای از همگامی روحانیت با انقلاب شاه و مردم تمجید نمود. امام در ۲۱ فروردین طی سخنانی مطالب روزنامه اطلاعات را بشدت تکذیب نمودند.
 
ه: کاپیتولاسیون و تبعید امام خمینی
▫       در مهرماه ۱۳۴۳، قانونی از مجلس گذشت که به نظامیان آمریکایی مامور در ایران و وابستگانشان مصونیت سیاسی اعطا می شد. بطوری که اگر آنان مرتکب جرمی در ایران می شدند، باید مطابق قوانین آمریکا محاکمه می شدند. این مورد به کاپیتولاسیون مشهور است.
▫       در ۴ آبان ۱۳۴۳، که سالروز تولد شاه بود، امام طی یک سخنرانی، با ذکر آیه انا لله و انا الیه راجعون (استرجاع)، از فروخته شدن استقلال کشور به آمریکا توسط حکومت سخن گفته و دولت و مجلسیان را نوکران آمریکا نامیدند.
▫       امام طی یک اعلامیه نیز تصویب لایحه کاپیتولاسیون را افشا و محکوم نمود و آن را سند بردگی ملت ایران نامیدند.
▫       در ۱۳ آبان ۱۳۴۳، منزل امام در قم محاصره شده و ایشان دستگیر و به تهران منتقل شدند و همان روز با یک هواپیمای باری به همراه دو مامور امنیتی به ترکیه تبعید شدند.
▫       مدتی بعد، فرزند امام، حاج آقا مصطفی نیز به همان تبعیدگاه فرستاده شد.
▫       11 ماه بعد، امام از ترکیه به عراق منتقل شدند و ۱۳ سال و ۵ ماه در آن کشور بسر بردند.
 
و: از فرجام کاپیتولاسیون تا آغاز بحران 
▫       با دریافت خبر تبعید امام، مردم دست به اعتصاب و تظاهرات زدند.
▫       مراجع و علمای ایران با صدور تلگراف و اعلامیه، ضمن تقبیح تبعید امام، پشتیبانی خود را از اهداف ایشان اعلام داشتند.
▫       در اول بهمن ۱۳۴۳، حسنعلی منصور، نخست وزیر توسط محمد بخارایی، یکی از اعضای هیئت موتلفه اسلامی به اتهام تهیه و تصویب لایحه کاپیتولاسیون ترور و بقتل رسید. حکم ترور وی توسط آیت الله میلانی در مشهد تائید شده بود.
▫       در ۲۱ فروردین ۱۳۴۴، حمله مسلحانه به شاه در کاخ مرمر توسط رضا شمس آبادی، یکی از هواداران امام انجام شد، اما شاه جان سالم بدر برد.
▫       در پس از تبعید امام، برخی از کسانی که امید به پیروزی نهضت داشتند و آن را نیافتند، در فکر راه های دیگری برای مبارزه با رژیم افتادند. گروه های مسلح اسلامی تشکیل شد. علاوه بر هیئت موتلفه اسلامی به مسئولیت حبیب الله عسگر اولادی، حاج صادق امانی و مهدی عراقی، حزب ملل اسلامی نیز توسط حجت الاسلام محمد جواد حجتی کرمانی و سید کاظم موسوی بجنوردی تشکیل شد که در ۲۴ مهر ۱۳۴۴ توسط ساواک کشف و متلاشی گردید.
▫       سازمان های دیگری نیز همچون سازمان مجاهدین خلق ایران توسط محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان در سال ۱۳۴۴ تشکیل گردید. همچنین جبهه آزادی بخش ملی ایران (جاما)، توسط حبیب الله پیمان و دکتر کاظم سامی تشکیل شد. سازمان چریکهای فدایی خلق نیز از تلفیق دو گروه چریکی مارکسیست برهبری بیژن جزنی و مسعود احمدزاده در ۱۳۴۹ تشکیل شد و در فروردین ۱۳۵۰ اعلام موجودیت نمودند.
▫       امام در دوره ای که در عراق بودند، ابتدا تلاش برای تغییر دادن طرز تلقی سنتی حوزه علمیه نجف از اسلام داشتند و تلاش برای آشنا ساختن طلاب به ابعاد اجتماعی، سیاسی و حکومتی اسلام را در برنامه خود قرار دادند.
▫       امام به مناسبت های دیگر از جمله جنگ اعراب و اسرائیل خرداد ماه ۱۳۴۶ (ژوئن ۱۹۶۷)، برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی مهر ماه ۱۳۵۰، جشن های پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی ۱۳۵۵ و جشن هنر شیراز در سال ۱۳۵۶ اطلاعیه های متعددی صادر نمودند که در ایران در سطح گسترده ای نشر و توزیع شد.
▫       امام  در بهمن ۱۳۴۸، ۱۳ سخنرانی در مورد ولایت فقیه نمودند که این سخنان بازتاب وسیعی در آن روز داشت. این مجموعه، دکترین سیاسی امام برای تشکیل حکومت اسلامی را نشان می دهد.
 
ز: آغاز بحران ۵۶ تا پیروزی انقلاب اسلامی
▫       از ۱۳۵۰ در حالیکه دولت بخاطر بالا رفتن قیمت نفت دارای درآمد و نهایتا قدرت بیشتری شد، اما در عین حال از آزادی خبری نبوده و هرگونه فعالیت اجتماعی با شدت تمام سرکوب می شد.
▫       دو حزب فرمایشی ایران نوین و مردم در سال ۱۳۵۰ در آخرین انتخابات مجلس قبل از انحلال شرکت کردند. در ۱۳۵۳، حزب رستاخیز تشکیل شده و هر دو حزب موصوف منحل شدند. امام خمینی این حزب را تحریم نمودند.

0

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!

آخرین‌ سفرشاه‌ (ادامه)

575 views

بازدید

امتیاز به این مطلب!

تاریخ معاصر

فصل‌ هجدهم‌(دومین‌ پرواز به‌ مصر)

در سراسر این‌ نمایش‌ ،فرح‌ بیشتر اوقات‌ خود را صرف‌ تلفن‌ زدن‌ به‌ جهان‌ سادات‌ درمصر می‌کرد.ضمن‌ یکی‌ از این‌ تلفنها در وسط‌ نمایش‌ در حالیکه‌ پزشکان‌ در جلو صحنه‌مشغول‌ جرو بحث‌ بودند،او اظهار داشت‌:”جهان‌ ،وضع‌ ما بسیار بد است‌.”شاه‌ نیاز به‌عمل‌ جراحی‌ فوری‌ داشت‌ و گرنه‌ می‌مرد.ولی‌ این‌ عمل‌ در پاناما نمی‌توانست‌ انجام‌بگیرد:”من‌ در اینجا به‌ هیچکس‌ نمی‌توانم‌ اعتماد کنم‌.”خانم‌ سادات‌ پرسید:”آیا دولت‌امریکا نمی‌تواند کمکی‌ بکند؟”فرح‌ با تلخی‌ جواب‌ داد:”ما تا آخر عمرمان‌ از کمک‌ آنهاسیر شده‌ایم‌.”جهان‌ به‌ شوهرش‌ مراجعه‌ کرد و سادات‌ به‌ او اطمینان‌ داد که‌ می‌توانند ازآنها دعوت‌ کنند،ولو اینکه‌ در مصر آشوب‌ برپاکند.
به‌ گفته‌ جهان‌ وقتی‌ او به‌ فرح‌ تلفن‌ زد تا تاکید کند که‌ آنان‌ واقعا می‌توانند برای‌ عمل‌جراحی‌ به‌ مصر برگردند،فرح‌ نمی‌توانست‌ باور کند.پرسید:”آیا به‌ پزشکان‌ امریکایی‌ اجازه‌خواهید داد عمل‌ جراحی‌ را در مصر انجام‌ دهند؟واقعا مطمئن‌ هستید؟”
جهان‌ سادات‌ چند بار تکرار کرد:”آری‌ فرح‌،آری‌.”فرح‌ قانع‌ شد.
کاتلر وزیر خارجه‌ امریکا به‌ شاه‌ ملاقات‌ کرد و راه‌ حلهایی‌ که‌ بنظرش‌ می‌رسید،برشمرد:”ماندن‌ در پاناما ،بازگشت‌ به‌ امریکا، رفتن‌ به‌ مصر.”شاه‌ گفت‌ رفتن‌ به‌ مصر راترجیح‌ می‌دهد و افزود:”احساس‌ می‌کنم‌ که‌ مرگم‌ نزدیک‌ است‌ و در این‌ شرایط‌ فقط‌ به‌خانواده‌ام‌ و کشورم‌ می‌اندیشم‌ اما می‌خواهم‌ با افتخار بمیرم‌ نه‌ روی‌ تخت‌ بیمارستان‌ درکشوری‌ دورافتاده‌ و بخاطر یک‌ اشتباه‌ یا رشوه‌.”
فصل‌ نوزدهم‌(پایان‌)

در فرودگاه‌ قاهره‌ انور سادات‌ و همسرش‌ جهان‌ به‌ پیشواز مهمانانشان‌ آمده‌ بودند.درپایین‌ پلکان‌ هواپیما سادات‌ روی‌ شاه‌ را بوسید و گفت‌:”خدا را شکر،شما سلامتید.”
شاه‌ در مصر مورد عمل‌ قرار گرفت‌ و طحالش‌ را برداشتند.
واکنش‌ خصمانه‌ ورود شاه‌ به‌ مصر در سراسر خاورمیانه‌ که‌ کارتر از آن‌ وحشت‌ داشت‌،بی‌درنگ‌ شروع‌ شد.آیت‌ الله‌ خمینی‌ اعلام‌ کرد:”اکنون‌ شیطان‌ بزرگ‌ در صدد طرح‌ یک‌نقشه‌ سیاسی‌ جدید برای‌ دائمی‌ کردن‌ سلطه‌ خود می‌باشد…شیطان‌ بزرگ‌ باید بداند که‌حمایت‌ از شاه‌ حمایت‌ از خیانت‌ بزرگ‌ او و غارتگری‌ اوست‌ وفرستادن‌ شاه‌ ،دشمن‌ اسلام‌و ایران‌ نزد یک‌ دشمن‌ دیگر،فریب‌ دادن‌ مسلمانان‌ سراسر دنیاست‌.”سادات‌ در برابرتلویزیون‌ ظاهر شد تا خودش‌ را در برابر افکارعمومی‌ توجیه‌ کند و گفت‌ تعقیب‌ یک‌ مردبیمار و بی‌ خانمان‌ برخلاف‌ قوانین‌ اسلام‌ است‌؟ مجلس‌ مصر با اکثریت‌ قریب‌ به‌ اتفاق‌تصمیم‌ سادات‌ در پذیرفتن‌ شاه‌ را تصویب‌ کرد.ولی‌ بنیادگرایان‌ اسلامی‌ در سراسر مصر به‌اعتراض‌ برخاستند و دست‌ به‌ تظاهرات‌ زدند.تشنج‌ و خشونت‌ در سراسر ماههای‌ بهاراوج‌ گرفت‌ .تا اندازه‌ای‌ بخاطر اینکه‌ تلاش‌ امریکاییان‌ برای‌ نجات‌ گروگانها در ۲۴ آوریل‌ باشکست‌ روبرو شد.اما سادات‌ توانست‌ عجالتا اوضاع‌ را کنترل‌ کند.
ده‌ روز پس‌ از عمل‌ جراحی‌،شاه‌ شیمی‌ درمانی‌ را مجددا آغاز کرد.
پایان‌ کار شاه‌ ناگهانی‌ بود.در ۲۶ ژانویه‌ درجه‌ حرارت‌ بدنش‌ یکباره‌ بالا رفت‌،چون‌ یک‌عفونت‌ دیگر به‌ بدنش‌ حمله‌ ور شده‌ بود.به‌ طرز بدی‌ شروع‌ به‌ خونریزی‌ کرد و در اغمافرو رفت‌. روشن‌ بود که‌ در آستانه‌ مرگ‌ قرار دارد. فلاندرن‌ حقیقت‌ را به‌ فرح‌ و اشرف‌ گفت‌.فرح‌ با افسردگی‌ زیاد از وی‌ خواهش‌ کرد فرزندانش‌ را از اسکندریه‌ فراخواند.اردشیرزاهدی‌ به‌ آنها تلفن‌ کرد و آنها در شب‌ گرم‌ و طاقت‌ فرسا به‌ قاهره‌ بازگشتند.وقتی‌ فرح‌نازهفده‌ ساله‌ پدرش‌ را دید در کنار بستر به‌ زانو در افتاد،دستش‌ را گرفت‌ و فریادزد”بابا،بابا”.در آن‌ سوی‌ دیگر تخت‌ فلاندرن‌ تمام‌ شب‌ فشار خون‌ و ضربان‌ قلب‌ شاه‌ راکنترل‌ می‌کرد.اما پس‌ از تزریق‌ هفده‌ واحد خون‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ تلاش‌ بیشتر بی‌ فایده‌است‌ و آنچه‌ را درمان‌ مصرانه‌ می‌نامید،متوقف‌ کرد.قبل‌ از اینکه‌ شاه‌ به‌ حالت‌ اغما برودزاهدی‌ به‌ او گفت‌:”شما در حال‌ شوک‌ هستید.حالتان‌ بهتر خواهدشد.”شاه‌ جواب‌داد:”نه‌،شما نمی‌فهمید،دارم‌ می‌میرم‌.”دست‌ زاهدی‌ را گرفت‌ و نگاهش‌ به‌ قطره‌ هایی‌ که‌از لوله‌ به‌ بازویش‌ می‌رفت‌ خیره‌ شد.قبل‌ از سپیده‌ دم‌ دچار اغما شد  و چند دقیقه‌ قبل‌ ازساعت‌ ده‌ صبح‌ 27 ژانویه‌ 1980 جان‌ سپرد.

مرگ‌ شاه‌ تاثیری‌ در سرنوشت‌ گروگانهای‌ امریکایی‌ درایران‌ نداشت‌.آنها چند ماه‌ بعدپس‌ از توافقهای‌ پیچیده‌ مالی‌ که‌ در الجزایر میان‌ دولتهای‌ ایالات‌ متحده‌ و ایران‌ صورت‌گرفت‌،در ۲۰ ژانویه‌ 1981 چند دقیقه‌ پس‌ از آنکه‌ رونالد ریگان‌ ریاست‌ جمهوری‌ امریکا رااز کارتر تحویل‌ گرفت‌،آزاد شدند.
از آن‌ هنگام‌ بخش‌ مهمی‌ از جهان‌ تحت‌ الهامات‌ آیت‌ الله‌ خمینی‌ قرار داشته‌ است‌.


3+

نويسنده / مترجم : -
زبان کتاب : -
حجم کتاب : -
نوع فايل : -
تعداد صفحه : -

 ادامه مطلب + دانلود...
امتیاز به این مطلب!
صفحه 1 از 212



هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد