خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

بابک خرمدین

بابک خرمدین
1.5 (30%) 2 votes

193 views

بازدید

مقــــدمــــه :

در میان مردان بزرگ و برجسته ای که با جنبشها و مبارزات سخت و دامنه دار خود نمودار روشنی از امواج نهضتهای ضد استبدادی و ضد استعماری در ایران بوده اند ،نام بابک خرمدین جایگاه رفیعی را به خود اختصاص داده است.
اگر دلاوریها و پایداریهای سر سختانه وی  همچنین تفصیل مثله شد نش در برابر معتصم – خلیفه عباسی – را به یاد آوریم واینکه چگونه در برابر خلیفه گردن افراشت کسی را یارای برابری با وی نمی یابیم .مولانا ‘ محمد فضولی’ در کتاب ‘حد یقه السعدای’ خود بر عجین شد ن انسان با
رنج و تعب ، از زمان خلقت تاکید دارد. اما میزان این درد و سختی در مورد
بسیاری ، از دیگران بیشتر بوده است به طوری که گاهی احساس آن نیز ملال- آور و غیر قابل تحمل است . زنده در آتش سوزاندن حضرت ابراهیم (ع) ، به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (ع) ، ضربت خوردن اسوه عدالت و فاجعه
خونبار کربلا از چنین واقعیت های تلخ و درد ناکی هستند که دوازده قرن پیش  در مورد بابک – قهرمان آ زاد گی – نیز به وقوع پیوست .
اگر رویدادهای شاهنامه فردوسی از مرز تاریخ باستان گذشته و به قرن سوم هجری می رسید رستم دیگری را در تاریخ ایران شاهد بودیم . اما رستمی راستین ، حما سه ای واقعی در بطن تاریخ ، نه در جهان تخیل، ‘‘ بابک ’’،!
‘ بابک خرمدین ’ .
تحقیق در باره بابک کا ری بسیار دشوار است زیرا در هر سند تاریخی که از او نامی هست ، حقایق زند گیش در پس پرده تعصب و چاپلوسی مورخان وابسته به دربار خلفای عباسی پنهان گشته است اما این خشمهای سوزان که بر علیه بابک بر اوراق تاریخ جاری شده ، از یک سو نشانه وسعت و عظمت کار او و از سوی دیگر گواهی بر نا کار امدی د شمنانش می باشد .

                   “ کـــودکی تـــا جــــوانـــی بـــابـک”
بابک به سال ۱۸۰ ه. ق (۷۹۵ م) در دهکده میمد از روستا های شهرستان
مشکین شهر در آذر بایجان چشم به جهان گشود . پدرش عبد ا له روغن فروش و یکی از مبارزان نامی “ جـــاویدان” علیه سلطه اعـراب بر آذربایجان بود و مادرش تنها د ختر کد خدای روستای میمد . بابک در آغوش طبیعت بی نظیر آذربایجان و دامنه های سر سبز سبلان پرورش یافت . در ده سا لگی ، نوجوانی نیرومند و سخت کوش بود که پدرش در جنگ با سپاهیان خلیفه عباسی در مرز-های جنوب شرقی آذربایجان کشته شد . بنابراین بابک برای امرار معاش خود ،مادر و برادرش به چوپانی مشغول شد .
وقتی به مرحله جوانی رسید طولی نکشید که د لیری ،سرسختی و امانت داری اوبه آنسوی کوهستان سبلان راه یا فت و حشم دا ران و توانگران منطقه ارسباران برای سپردن اموال خود به د ست بابک با همدیگر به رقابت می پرداختند.
بنابراین در هفده سالگی به ناحیه ارسباران عزیمت کرده و در شهرستان اهـــرمسکن گزید . بابک بیست سا له بود که به طور اتفاقی با “جاویدان” – فرمانده سپاه خرمیان – ملاقات کرد و بدین ترتیب دست سرنوشت جوانی را از دور افتاده- ترین نقطه آذربایجان برانگیخت تا کا ری سترگ را آغاز کــند .
بنابراین بابک پس از کسب رضایت مادر به گروه مبارزان آزادی پیوست تـا جای خالی پدر را پر کرده باشد .اولین پیکار بابک با سپاه خلیفه عباسی در بیست و یک سالگی اش روی داد .
در این جنگ سخت و خونین (۲۰۱ ه. ق -۸۱۶  م) تعـداد سپاهیان اعراب بیش از صد هزار نفر جنگجوی مسلح و کار آزموده بودند، اما به د لیل نا آشنا بودناعراب به جنگهای کوهستانی، در برابر بیست و پنج هزار نفر از مبا رزان آذری شکست خفت با ری را متحمل شد ند . جاویدان در این جنگ پیروزمندانه در اثراصابت شمشیر به شدت زخمی شد و پس از سه روز جان به جان آفرین تسلیم کرد . اینک خرمیان کسی جز بابک را لایق فرمانروایی نمی د یدند . بنا بر این طی مراسمی از سوی خرمیان بابک به عنوان جانشین جاویدان  معرفی شد .

  محیط اجتماعی ایران در دوران خلفای عباسی و علل قیام بابک :
وقتی بابک به فرماندهی خرمیان بر گزیده شد بانگ نوشا نوش خلفای عباسی در بغداد و خراسان طنین ا فکنده بود . عباسیان با سوء استفاده از نام اسلام  بــرتمام ایران ( به غیر از آذر بایجان ) تسلط یافته بودند .در قلمرو ا مپراطوری عباسیان ، فرود آمدن تازیانه ما موران و تن کبود و بی رمق دهقانان بود که ضجه گرسنگان را به خود می آ میخت. شمشیر ما مون به برقراری نظم می پرداخت و امرا ، حکام و بازرگانان، شهر ها را غا رت و ا راضی زراعی را مصادره می کرد ند . ولخرجی هاو عیا شی های حکومت پایانی نداشت . خلفای عباسی مخا لفان را نه در میدان جنگ و مردانه که در خلوت و نا جوانمردانه با سم جانکاه از میان بر میداشتند .ظلم بنی عباس به جایی رسیده بود که مرد م آرزو می کردند ای کاش بیداد امویان باز می گشت و عـدل عبا سیان به دوزخ می رفت . د یکتاتوری وحشتنا کی که از سوی حاکمان خلفای عباسی بر طبقه محروم جا معه اعمال می شد دل هـــر انسان آ زا ده ای را می گداخت . تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران به گــونه ای بود که حتی انسا نییت نیز رنگ خود را از دست داده بود . ایران نیازمند مصلحی بود تا فریاد خلق را به گوش حاکمان جبـار برساند .تمام پناهگاه های مرد م ویران شده بود و چون در روحیات ملت
آذربایجان نسبت به قهرمانان و دلاوران خود علا قه وافری وجود دارد ، بنابراین مرد م از ا قصی نقاط ایران آذربایجان را به رهبـری قیام خود بر گزیدند.
کاسه صبر بابک نیز لبریز شده بود.  سکوت وبی تفاوتی نه تضمینی داشت ونه مفهومی . بنابراین وی مؤسس و راه انداز قیامی گردید که در برابر قدرت مطلقه خلفای عباسی ۲۲ سال  مقـاومت کرده و علاوه بر آذربایجان، سایر نقاط ایران رانیز عـلیه دیکتاتوری عبا سیان به قیام      وا دا شت .

                                       جنگهــــای بــابک

ما مون ، هر چند روز یکبار از آذربایجان خبر های هراس انگیزی دریافت میکردو قدرت ونفوذ بابک هر روز بیشتر می شد . خلیفه، مد تی پیش ، شکست خفت با ری را از مبارزان آذربایجان چشیده بود . وحشت و اضطراب او به منتهای خود رسید. بنابراین به طور قاطع و جدی به چاره جویی پرداخت .
سرانجام مامون به بهانه بسط اسلام و مجازات کافران پیش دستی نموده و به آذربایجان لشکر کشید.  تنها آذربایجان  بود که بــه  زیر سلطه اعراب در نیامده بود. در سال ۲۰۴ ه. ق  یکی از سخت ترین جنگهای بابک با اعراب به وقوع پیوست . مامون ، یکی از سرداران خود به نام “ یحیی ابن معاذ ” را با سپاهی تابن د ندان مسلح ما مور تصرف آذربایجان نمود. مدافعان آذربایجان در مقایسه با سپاه دشمن بسیار اندک بود ند اما دلاورانه مقاومت کردند و در نهایت یحیی از بابک شکست خفت با ری را متحمل شد و سپاه او نیز تباه گردید.

در سال ۲۰۵ ه. ق “ محمد ابی خالد ” که به طمع حکمرانی آذربایجان فرماندهی سپاه مامون را پذیرفته بود به آذربایجان لشکر کشید ا ما او نیز شکست خورد.
در سال ۲۰۹ ه. ق “ احمد ابن جنید ا سکانی ” با لشکری انبوه به جنگ بابک
آمد. پس از پیکا ری بسیار شدید بابک بر دشمن پیروز شده و احمد ابن جنید نیز به اسا رت مدا فعان آذ ربایجان در آمد.
در سال ۲۱۲ ه. ق “ محمد ابن حمید طوسی ” از سوی ما مون به آذربایجان
فرستاده شد. این جنگ به مدت یک سال و اندی به طول انجامید. مبارزات
چریکی خرمیان به ثمر نشست ودر نهایت پیروزی از آن بابک بود. محمد ابن حمید نیز در یک نبرد تن به تن به دست بابک کشته شد.
سال ۲۱۸ ه. ق سال خروج و طغیان خرم دینان از سرتاسر ایران بود که طی این جنبش عظیم بیش از سی هزار نفر از آنان به صف مبارزان آ‎ذربایجان پیوستند.
در همین سال مامون – خلیفه عباسی – درگذشت و عوا قب درد ناک شکست های سنگین و پی در پی  وی، تماما به معتصم- خلیفه جدید عباسی – انتقال یافت . اومردی بسیار شقی ، ستمگر و بی رحم بود. تنها یک سال از حکومت معتصم گذشته بود که بار دیگر شعـله های جنگ میان بابک و سپاهیان در هم شکسته اعراب بالا گرفت .
به سال ۲۱۹ ه. ق  سپاه معتصم، تحت فرماندهی“ اسحق ابن ابراهیم” با سپاهی بسیار مجهز و بزرگ به آذربایجان لشکر کشید. وی ابتدا پیروزیهای خوبی به د ست آورد و تا مرکز آذربایجان – ساحل جنوبی ارس  پیش رفت. در این جنگ ،خونین ترین پیکارها، در دروازه های شهر “ اهـــر” روی داد و علاوه بر قتل  عام مردم اهر، توسط سپاه خلیقه ، بیش از ده هزار نفر از مدافعان آذربایجان نیزدر این شهر کشته شدند . اما سپاه اعراب نیز بسیار بسیار تقلیل یافته بود و دیگر رمقی برای پیشروی نداشت. بنابراین عقب نشینی کرده و در خارج از مرزهای آذربایجان ، در جنوب همدان اردو زد.
در این اثنا بابک فرصتی یافته بود تا با سایر مخالفان خلیفه در ایران ، مذاکراتی جهت بر اندازی حکومت انجام دهد. بنا براین بابک از آذربایجان ، مازیار از طبرستان و افشین سردار ایرانی معتصم، هم پیمان شدند تا ضربه نهایی را بر خلیفه وارد سا زند ا ما معتصم از این راز بزرگ آ گاهی یافت.به د نبال آ شکار شد ن این راز، افشین که برای رسید ن به آرزوی حکومت بر خرا سان ، حتی از خیانت به دوستان خود واهمه ای نداشت ، برای رفع شبهه وتبرئه خود ، داوطـلب جنگ با بابک شد .

            افشیـــن سپهســــالار ایرانـــی معتصـــم و جنـــگ با بــابک
معتصم که میدانست افشین در میان امرا و حکمرانان نفوذ و سلطه بسیار دارد و نمی تواند او را به آسانی به قتل برساند ترجیح داد طی نقشه مکا رانه ای کار او را یکسره کند. بنا براین به افشین دستور داد تا خود را آماده جنگ با بابک نماید.
افشین که چا ره ای جز اجرای دستور نداشت پس از تجهیز سپاهی بزرگ عازم جنگ با هم پیمان خود شد.
جنگ سخت و خونین بابک و افشین در سال ۲۲۱ ه. ق آغاز شد. مرکز عملیات بابک در ناحیه ا رسباران بر فراز رفیع ترین قـله کوهستان هشتاد سر و از درونقلعه ای بود که هم اکنون نیز به نام خود او – قلعه بابک –  معـروف است .
مدافعان آذربایجان از زن و کودک وبزرگ هـمگی به د فاع از سرزمین خود
پرداخته بودند.سپاه اعراب که به جنگ در دشتهای باز عادت داشت وچیزی
از نبرد کوهستانی نمی دانست تلفات سنگینی را متحمل شد.
بیش از یک سال از آغاز جنگ سپری شده بود. معتصم هر روز خبرهای خفتبا ری را از شکستهای افشین می شنید . بنابراین هـمین که فصل سرما به پایان
رسید یکی از زبده ترین سرداران خود به نام “جعــفر ابن د ینار ” را با ده هزار مرد جنگی و مبلغ قابل توجهی وجه نقد به همراه سپاه کــوفه عازم آذربایجان نمود .اما افشین علارغم آن همه سپاه روز افزون ضایعات بسیاری را از دلاوران آذربایجان متحمل می شد.

                   آغـــاز نـــــــاکـــامی هــــای بـــــــــــابک

 هــد ف بابک از مبارزات خود بسیار مقدس بود .آرمان او د فاع از مرز و بوم و حفظ زاد گــاهش آذربایجان و غرب ایران از تسلط اعراب و در صورت موفقیت در هم شکستن حکومت پر از نیرنگ بغـداد بود. قدرت نظامی و اقتصادی معتصم بسیار بیشتربود اما حامیان بابک  ، آذربایجانیهای آزاده و غیرتمندی بودند که جان و مال خود را در د فاع از سرزمین و زاد گاهشان فدا کرده بودند.
افشین که میدانست حتی با چنان سپاه قدرتمندی هم نمیتواند بر آذربایجان چیره شود ، حیله زیرکانه ای را ترتیب داد. او ابتدا به همدان –  که یکی از مهمترین شهرهای آذربایجان بود – حمله کرد. مردم همدان از بابک یاری طلبیدند . بابک به ناچار یک سوم از نیروهای اندک خود را به همدان اعزام کرد .
اما افشین سردار دیگری را به فرماندهی جنگ در همدان منصوب کرده و خود با سپاهی تازه نفس به سمت کوههای ارسباران حرکت نمود. جنگ سرنوشت ساز آغاز شد. تعـداد رزمند گان بابک بسیار تقلیل یافته بود . افشین با سپاه گران خود بر رزمندگان آذربایجان برتری یافت و بابک به همراه اندک رزمنده ای که باقی مانده بودند در درون قلعه ( بابک ) مستقر شدند. موقعیت جغرافیایی قلعه طوری بود که نفوذ به درون آن امکان پذیر نبود. بنابراین افشین از سه جهت ،قلعه را به محاصره خود در آورد.
هنوز دژ استوار و پا بر جا بود. رزمند گان، شجاعانه د فاع میکرد ند. بیست سال بود که بابک و یارانش در پناه کوههای سر به فـلک کشیده آذربایجان سرافرازجنگیده و چندین فرمانده بزرگ اعراب را به زانو در آورده بودند و اینک افشین بیش از یک سال بود که با صد هزار نیروی جنگی خواب پیـروزی می دید . ساز و برگ جنگی و آذوقه رزمند گان  قـلعه ، ته کشیده بود. بیماری کشنده ای  هر روز تعـدادی از مبا رزان را به کام مرگ می فرستاد. سقوط دژ حتمی بود.
بابک با رزمندگان خود به مذا کره پرداخت. خرمیان به اتفاق، تصمیم گرفتند تا جهت تجد ید قوا به طرف “ روم” حرکت کنند. دلاوران از تنها مسیر ممکن از فراز صخره ها ی قـلعه به درون دره فـرود آمدند.

بابک چشم در دژ خالی گرداند و چشمه کین و حسرت از ژرفای  وجودش

جوشید ن گرفت: “ بدرود ای آرزوگاه آزاد گان ، ای بلند آشیان عقابهای سرافراز

ای قلب تپنده آذربایجان ، ای قبله گاه رنج د ید گان ، ای سترگ ترین دژها ، ای

مزارپاک ترین دلاوران . بدرود ، ای سرزمین مادری ، ای جولانگاه شیران. ”

همه دلاوران کشته شده بودند ، تنها بابک مانده بود وبرادرش عبداله با هفت نفر

از فدائیان کــرد ستان . همه آذربایجان به سوگ نشسته بود . بابک و همراهانش

به دشوا ری از ا رس گذ شته و وارد ارمنستان شد ند .

دربار خلیفه غرق در شادی بود . اما معـتصم هنوز از جانب بابک آسوده خاطر

نبود و به افشین تا کید میکرد که هر چه زود تر بابک را به نزد او بیاورد  .

افشین در آشفتگی و نگرانی دست و پا می زد. نا گهان به فکر استفاده از حیله-

گری “ سهل ابن سنباط ” وا لی ارمنستان افتاد . سهل ، مد یون بابک بود چراکه

بابک او را در بیرون راند ن اشغا لگران خلیفه از ا رمنستان یا ری کرده بود. اما

سهل خواب شاهی میدید . پس در فکر این بود که بابک را به ا فشین بفروشد .

 سربا زان سهل، رد پای بابک را پیدا کردند . سهل وقتی بابک را د ید او را در

آغوش کشید و به صلیبی که از گردن آویخته بود سوگند خورد که نسبت به بابک

وفادار باشد. رفتار سهل چنان بود که بابک به دروغگویی او پی برد اما خاموش

ماند . بابک به همراه برادر و دوستانش راه میپیمود ند.  اند یشید که اگر مکری

برای د ستگیری آنها وجود داشته باشد بهتر است یکی از آنها زنده بماند تا

نهضت را دوباره احیا نماید. بنا براین به عبداله وهمراهانش دستور داد تا از او

جدا شوند. زمان جدایی فرا رسیده بود . نگاه دو برادر در هم گره خورد . سالهای

سال در کنار هم شمشیر زده بودند ، روزهای تلخ و شیرین را به جان خریده

بودند و اینک هرکدام باید  راه خود را می پیمود . بابک در چشم عبداله بیش از

امید ، حسرت دید. به او گفت :

ـ دلاور ! به شرف زیستیم ، به شرف خواهیم مرد اما پرچم آرما نمان به زمین

نخواهد افتاد .
  
بابک درست حد س زده بود. سهل ، با رذا لت و حقارت تمام بابک را به دست

افشین سپرد .

 “  ســــواران ،

کـــــا کـــل اسبــــا نشـــان در مشـــت ،

ســــواران ،

بیــــــرق آزاد گــــــــــی بر دوش ،

ز نیرنــــگ و خیــــــــانت ،

بـــار دیـــــــــگر می شـــــــوند در بنــــــد .”

مثـــله کـــردن بــابـک در ســامـره  و صـلابت بــی نظیــر او در بــرابــر مر گ

همه پیش بینی های لازم به عمل آمده بود و راهها از هر جهت برای عبور افشین

و اسیرانی که خواب و آرام از ســامره گرفته بودند مهیا شده بود . تمام مردم

شهر چشم به راه بودند تا مردی را که بیست و دو سال در برابر خلیفه قد علم

کرده بود ببینند . سراسر شهر را آذ ین بسته بودند . مرد م در میادین شهر جشن

گرفته بودند و مداحان این فتح بزرگ را به خلیفه تبریک می گفتند .

بابک را وارد دارا لخلا فه کردند . معتصم ، د ستمال امان در د ست دا شت اما

چهره اش از شدت اضطراب متشنج بود . همه نگاهها به بابک بود . تنهاد صدای

زنجیرهای دلاور آذربایجان بود که سکوت را می شکست .

پس از مد تی معتصم حرکتی به خود داده به بابک نزد یک شد .با لحنی مضطرب

پرسید : “ بابک ؟ ”

بابک خا موش ماند .

افشین هرا سان پیش شتا فت و با لحنی ترس آ لود گفت : “ وای بر تو .

ا میرا لمومنین با تو سخن می گوید و تو خا موشی ؟ ”

صدای آرام و سنگین بابک درآ مد :

 ـ“ منم بابک .” ودیگر هیچ نگفت .

معتصم بی اختیار به سجده ا فتاد و دست به دعا گشود :

ـ “ خدایا از این پـیروزی که نصیبم کردی ترا سپاس می گویم .”

 سپس رو به بابک کرد و پرسید :

ـ “ شنیده ام که تو حرام های خدا را حلا ل کرده ای و بر آن بوده ای که سرزمین

خلا فت را غـصب کنی ؟ ”

بابک پاسخ داد :
 
“ هر کس را مادرش هر جا به د نیا آورد آنجا مال اوست ، سرزمین اوست، وطن

اوست . غاصب کسی است که فرسخها راه را بپیماید و با سلاح بر سر مرد م بی-

د فاع یورش آورد و د سترنج مرد م زحمت کش را غا رت کند. . .”

طـنین صدای بابک تالار را مسخر کرده بود . بهت و حقارت سراپای وجود خلیفه

را فرا گرفته بود .

خلیفه با سردارن و وزیران خود به مشورت پرداخت . پس از مد تی رو به بابک

کرد و گفت :

ـ“ عـفوت میکنم ، به شرطی که توبه کنی و از زیر شمشیر مقد س ما بگذ ری.”

چشمان بلوطی بابک فـراخ گشت و صدای خشما گینی از گلویش کنده شد :

ـ“ توبه را گناهکا ران کنند . توبه از گناه . من تنها به وظیفه خود عمل کرده ام و

به غیر از پرورد گار خویش از کسی طـلب بخشش ندارم . اکنون تنها جسم من در

د ست شماست . اما روح  وآرمانم  تسخیر ناپذ یر. ای معتصم ! مپندار که شاهین

ترازوی حیات هموا ره به سود تو خواهد بود .آیا ترک را در د یوا رهای کاختان

نمی بینید ؟ آیا نمی بینید که ستون حکومتتان به لرزه در آمده است ؟”

سخنان بابک همچون پتکی بر سر حاضران فرود می آ مد و کسی را یارای

جنبید ن نبود .

معـتصم شمشیر برهـنه بابک را برداشت وبا صـدای لرزانی گفت :

ـ“ با این شمشیر چند نفر را به قتل رسانده ای ؟”

 بابک پاسخ داد :

ـ “ بسیار و هـمه در خور مرگ .”

چشمان خلیفه از حد قه در آمد واز ته گلو غرید :

ـ جلا د !

در این هنگام پرده سیاه کنار رفت و جلا د وا رد تالار شد . بابک صدایی شنید :

ـ “ مرحبا برادر ، تو کاری کردی که کس نکرده بود . اینک تابی بیاور که کس

نیاورده است .” صدای عبد اله بود. او نیز ا سیر شده بود .

معتصم فریاد زد : “ مثله اش کنید ”

جلاد از اینکه فرصت هنر نمایی یافته بود خرسند شد . نخست با یک ضربه دست

راست بابک قطع شد . خون از بازویــش  فواره زد اما بابک خم به ابرو نیاورد.

با ضربه دوم د ست چپ بابک نیز قطع شد  لیکن حرکتی کرد که هرگز کسی

نکرده بود .

بابک زانو زده وتمام صورتش را با خون گرمش گلگون کرد . این حرکت چه

معنی داشت ؟

معتصم زهر خندی زد و پرسید :

ـ“ ای کافر ! چرا صورت خود را به خون آغــشته کردی ؟”

بابک پا سخ داد :

ـ “ در برابر د شمن نامرد ، مردانه باید مرد . د ستانم که بریده شد ، خون از تنم

رفت و رنگ چهره ام زرد شد. اند یشید م که مبادا د شمن چنان گمان کند که

زردی رخسارم ، از ترس مرگ است . خلق من نمی پسند د که بابک در برابر

د شمن ترسی به دل راه دهد . پس صورتم را به خون سرخ کردم .” و آنگاه سر

بابک ، سری که هرگز به هیچ ستمگری فـرود نیامده بود ، از تن جدا شد .

“ بــــه خـــون رنگیــــن کنـــم رخســـار خـــود در پیـــش نامردان

                              که فــرزند ارسبـــاران بــه زردی جــــــان نخــــواهـــد داد

شــرافــتــمنــد خــواهم مــرد و ننگیــــنم نخـــواهـــی د یـــــد

                            پلنـــگ د شـــت آزادی شـــرف آســـــــان نخــــواهـــد داد ”

                         

                            ســــــرانجـــــام خـــــائـــــن

افشین آرزوهای بزرگی در سر داشت . او می خواست بر مسند خلیفه تکیه زند

و برای رسید ن به هد ف خود ، طرح کشتن خلیفه را برنامه ریزی کرد . اما

“ عبدا له طاهر ” از کار گزا ران خلیفه در خراسان از این راز بزرگ آگاهی یافته

و سریعا آن را به اطلاع معتصم رسانید .

افشین که عمری دست بر سینه در برابر خلیفه خدمت کرده  و دوست وهموطن

خود را فدای خوابهای باطل خود کرده بود ، به دستور خلیفه به قتل رسید .

ریا کاری و د وگانگی او به فاجعه ای دو گانه انجا مید . هم نام او به سبب خیانت

به بابک در تاریخ ثبت شد و هم اینکه  نتوانست به آرزوهای بزرگ خود نایل

شود . د ست قضا، افشین را به سزای اعمالش رسانید و به سال ۲۲۶ ه. ق

طومار زند گی ناشریفش برای همیشه در هم پیچیده شد .

                    عـــــــلل شکســــــــت بــــــــــابـــک

۱ – بابک ، با ا مپراطوری بزرگ و بسیار قدرتمندی به مبارزه برخوا سته بود .

 نیروی نظامی و اقتصادی د شمن بسیار برتر بود .اما با این وجود بابک توانست

با تکیه بر نیروهای محلی به مد ت ۲۲ سال ضربات مهلکی بر پیکر حکومت

خلفای عباسی وارد ساخته و نام خود را به عنوان یکی از قدرتمند ترین سرداران

تاریخ به ثبت برساند .

۲ – طی ۲۲ سال جنگ بابک با اعراب به غیر از اند ک کمکی که از سوی کردها

و طبریها به آذربایجان فرستاده شد ، هیچ همد لی قابل توجهی از سوی ایرانیان

به بار ننشست و در نتیجه قدرت نظامی و اقتصادی آذربایجان به حداقل خود

رسید .

۳ – سرداران ایرانی سخت پرا کنده دل بوده و هر کدام سودایی د یگر داشتند .

همچنین خیانت افشین که در بد ترین شرایط اقتصادی و نظامی بابک به وقوع

پیوست شکاف عمیقی بین آذربایجان و سایر مخا لفان ایرانی ایجاد نمود .

۴ – شاید بتوان گفت ساسانیان چنان مرد م ایران را از تاریخ اجتماعی خود دور

کردند و با کشتن افرادی چون مانی و مزد ک چنان خلا ئی در قلمرو اند یشه و

فرهنگ به وجود آوردند که پس از به قدرت رسیدن ا مویان و عباسیان ، مرد م

ایران پنداشتند که نور اند یشه تنها از کشور بیگانه می تابد و در نتیجه اشتیاقی

در کمک به آذربایجان و نهضت بابک از خود نشان نمیدادند .

      تــاثیــر نهضــــت خـــرمد یـــنـــان آذربـــایجــــان بـــر فرهنــــگ ایـــران

۱ – نهضت بابک که  به د لیل طولا نی بودن مبارزاتش بی شک در راس همه

 نهضتهای انقلابی منطقه قرار دارد ، مقد مه ای برای سایر نهضتهای مردمی

ایران گردید .

۲ – بابک، با نفوذ بیگانگان بر فرهنگ درونی به مبارزه برخواسته بود و قیام

او، راهنمائی برای ایرانیان گرد ید تا با توسل به مذهب تشیع به مبارزه برخیزند

ودر نهایت این ایده نیز از آذربایجان و توسط شاه اسماعیل اول پایه گذاری شد.

۳ – مبارزه فیزیکی بابک با اعراب حسی را در درون ایرانیان پد ید آورد که با

تکیه بر اد بیات و عرفان مبارزات غیر فیزیکی خود را آغاز کنند و بد ین ترتیب

انگیزه لازم برای پیدایش شاعران و عارفان مبارز ایرانی به وجود آمد . فردوسی

اولین شاعری بود که مبارزه غیر فیزیکی خود را آغاز کرد .

                  قیام  بــــابـــک از د یـــــد گــــاه محــــــــقق                    

بابک در د لهای مرد م جایگاه  بزرگی داشت . او آ زاده ای جوانمرد و بسیار

باهوش ، سرداری شجاع ، فرماندهی پر صلابت و آتشفشانی از عشق و غرور

بود . او دلاوری عا شق بود . عا شق زاد گاه و سرزمین مادری خود.

نهضت بابک ، فریاد اعتراض مرد م زجر کشیده ای بود که حکومت سلطه گران

را ننگ بزرگی بر خود می شمرد ند. اعتراضی که هر لحظه وسیعتر گردیده  و

سرانجام به مبارزه ای شرافتمندانه بد ل گشت .

نهضت بابک ، نهضتی ملی و مرد می بود و همین عامل ، موجب گرد ید تا

مبارزان خرمی که تعداد آنها در برابر اعراب بسیار اند ک بود ، به مد ت ۲۲

سال با ا مپراطوری قد رتمند عبا سیان به ستیز برخواسته و پایه های حکومت

 آنان را به لرزه در آورند . اوضاع ا سف بار اقتصادی مرد م ، توقیف و تصرف

اراضی کشاورزان ، به مخاطره افتادن فرهنگ آذربایجان و ایران ، و از میان

رفتن حقوق ابتدایی مرد م  از مسائلی بود که بابک را برای قیام تحریک نمود .

سپاه اعراب فرسنگها راه پیموده بود تا تنها نقطه ای را که نتوانسته بود تحت

سلطه خود در آورد ، اسیر خود سازد اما دلاوران آذربایجان با تکیه بر ایمان و

استقامت توانستند به مدت ۲۲ سال  در برابر سلطه گران بیگانه به مبارزه

بر خواسته و با نثار جان ومال خود درس عزت و آزاد گی را به نمایش بگذارند.

نهضت بابک نخستین جنبشی بود که پس از شکست ایران از تازیان ، علیه

نیروهای اشغالگر برخواست و مقد مه ای برای طغیان دیگر نهضت های رهایی-

بخش در ایران گردید. بابک با مرگ بی همتای خود ندای آزاد گی و جوانمردی را

در تمامی جهان طنین انداز کرده و نام خود وآذربایجان را برای همیشه جاوید

ساخت . و اینک پس از گذشت ۱۲ قرن از جنبش آذربایجان ،  هر سا له در روز 

 تولد بابک دهها هزار نفر از مرد م ایران و ا قصی نقاط جهان در قلعه بابک گرد

هم آمده و یاد جانفشانی ها و ظلم ستیزیهای دلاوران آذربایجان را گرامی میدارند.

اورکـــــد ن  آجیــیـب ، آ لیشــــب  یــانمـــا،
                         
بـــابــکه بــاش یـــولوب ، ائـــل لـــر  آغــــلا دی

گــوی لــردن  ســاو آلــان  بــوم بــوش  قـــالا دا

بــولاخــلا ر  قــورود و،  گـــول لـــر  آغـــــــلا دی

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    کودتاهای نظامی مشهور جهان

    کودتاهای نظامی مشهور جهان از ادوار کهن تا به امروز، کودتا راهی موثر برای قبضه ی قدرت بوده است؛ خصوصاً برای کسانی که از پیشینه ی اشرافی بی بهره بوده و یا اعتقادی به روش های دموکراتیک کسب قدرت نداشته اند. کودتا در تقابل […]

    نگاه «ویل دورانت» درباره ایران

    حجاب در زمان زرتشت چگونه بود؟ ویل دورانت در نخستین جلد کتابش درباره ایران، فرهنگ و حکومت‌های مختلف آن اظهار نظر کرده است و درباره پوشش زنان در زمان زرتشت چنین می‌نویسد: «در زمان زرتشت پیغمبر، زنان- همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عادی […]

    ترورهای مهم تاریخی از ۲۰۰ سال گذشته تا معاصر

    در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور ۱۶ شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد. آبراهام لینکلن ۱۴۷ سال پیش در شب ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵ […]

    تهران در عصرپهلوی

    سالهای آخر سلسله قاجار،  ایران صحنه جنگ جهانی اول و جنبشهای محلی و قحطی و ناامنی گردید. این شرایط مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهرسازی شد.  از سال ۱۳۰۰ هـ .ش. با کودتای رضاخان میرپنچ سردار سپه،  به علت تثبیت دولت و امنیت عمومی […]

    دفتر مخصوص فرح پهلوی

    یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق […]

    منشور کوروش

    منشور کوروش استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد