خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


فضایل امام علی (ع)

امتیاز به این مطلب!

2,286 views

بازدید

۱- نخست ایمان آورنده به رسول خدا: از کتاب فضائل امام علی (ع)    نوشته عزت السادات ناظری
از مطالبی که دلالت بر ولایت بلافصل علی (ع) دارد و نیز بیانگر یکی دیگر از فضایل ایشان می باشد داستان یوم الدار است که در اولین روز دعوت علی پیامبر(ص) صورت گرفته است و در همان نخستین روز علی (ع) حمایت خود را از پیامبر (ص) اعلام کرده و پیامبر نیز در همان اولین روز علی (ع) را به عنوان برادر و وصی و جانشین خود معرفی کرده است.
طبری در تاریخ خود از امیر المومین علی (ع) در تفسیر آیه ”و انذر معیشرتک الاقربین“ نقل کرده که چون آیه فوق نازل شد پیامبر برخاست و فرمود : خدا فرمان داده که نزدیکان خود را بیم دهم و سختت دلگیرم می دانم وقتی سخن آغاز کنم با من بدی می کنند، خاموش ماندم تا جبرئلی بیامد و گفت : ” از معتمد! اگر آنچه را فرمان داده ام انجام ندهی عذابت می کنم“ اینک طعامی آماده و ظرفی پر از شیر کن و فرندان عبدالمطلب را دعوت نما که با آنها سخن گویم و فرمانی را که دارم برسانم.علی (ع) گفت: آنچه پیامبر فرموده بود انجام داده ام و خویشان را که در حدود چهل نفر بودند دعوت نمودم و عموهای وی ، ابوطالب و حمزه و اوبولهب و عباس در میان آنها بودند چون حاضر شدند پیامبر فرمود: تا طعامی را که آماده کرده بودم بیاورم و چون طعام را آوردم رسول خدا(ع) قطعه گوشتی برداشت و آن را تکه تکه کرد و در اطراف ظرف گذاشت و فرمود : به نام خدای آغاز کنید ، میهمانان غذار را خوردن و همگی سیر شدند سپس پیامبر فرمود: همه میهمانان را نوشیدنی بده .میهمانان متفرق شدند و پیامبر (ص) با آنها سخن نگفت .‌روز دیگر پیامبر به من فرمود : به همان گونه میهمانی دیگری ترتیب بده  فرمان او را اچرا کردم.پس از صرف غذا رسول خدا شروع به سخن کرد و فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب به خدا هیچکس از مردم عرب چیزی بهتر از آنچه من آورده ام برای قوم خویش نیاورده است من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام و خدای تعالی مرا فرمان داده که شما را به سوی او خوانم، کدامتان مرا در این کار یاری می کنید که برادر و وصی و جانشین من باشید؟ قوم خاموش ماندند و من ه از همه خردسالتر بودم گفتم : از پیامبر خدا من پشتیبان تو خواهم بود و او گردن مرا بگرفت و فرمود: این برادر و وصی و جانیشن من است ، مطیع او باشید.
میهمانان برخاستند و به ابوطالب گفتند: به تو گفت که از پسرت اطاعت کنی.این داستان را ” فرات بن ابراهیم“ نیز در تفسیر خود در ذیل آیه مورد بحث آورده است.ضمنا روایات بسیار زیاد دیگری از پیامبر و نیز از خود علی (ع) و صحابه دیگر که مضمون آنها پیشگام بودن علی (ع) در ایمان آورده به رسول خدا(ع) می باشد وارده شده است که نقل آنها موجب تالیف کتابی جداگانه خواهد شده و کتبی حدیث و تاریخ مملو از آنهاست.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابی رافع روایت کرده که می گوید: من ربذه رفتم تا ابوذر را دیدار کنم چون خواست از نزد او بروم رو به من کرده و جمعی نیز با من بودند گفت: در آینده نزدیک فتنه و آزمایشی پدید می آید. پس تقوا پیشه کنید و در آن زمان علی بن ابی طالب را رها نکنید و از وی پیروی نمایید که من از رسول خدا(ع) شنیدم که به علی (ع) می فرمود “ انت من آمن بی، اول من یصا فتحی یوم القیامه دامت الصدیق الکبر و انت الفاروق اللذی یفرق بین الحق و الباطل و انت یعوب المومنین و المال یعوب الکافرین و انت اخی و وزیری و خیر من اترک بعدی تعضی دینی و تچزی موعوی“ که از این امت و در روایات مسلمان است که می گوید:“ اول هذا الامه و روا علی نبیعتا الحومن الها اسلاما” علی بن ابی طالب نخستین کسی که از این امت در کنار حومن بر پیامبر در آید نخستن کسی است که اسلام آورده و او علی بن ابی طالب است بود.
ابن هشام از ابن اسحاق آورده است: ” نخستین مردی که به رسول خدا گروید و او را بدانچه که از جانب خدا آورده بود گواهی داد علی بن ابی طالب بود. در آن وقت ۱۰ سال از عمر وی می گذشت و از جمله نعمتهای خدا بر علی آن بود که پیش از اسلام در کنا رسول خدا به سر می برد.
علامه امینی (ع) در کتاب شریف “الغدیر” عقیده بیش از پنجاه نفر از صحابه و تابعین مانند انس بن مالک، بریده اسلمی، زید بن ارقم عبدلله بن عباس ، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد، جناب بن ارت حذیفه، عمربن خطاب،و… را از روی کتب بزرگان اهل سنت نقل کرده و بیش از هفتاد حدیث آورده است که همگی گفته اند که علی بن ابی طالب نخستن مسلمان و مومن به رسول خدا بود. زید بن ارقم می گوید: ” اول من اسلم مع رسول الله علی بن ابی طالب“ یعنی نخستین کسی که با پیامبر خدا اسلام را پذیرفت علی بن ابی طالب بود در کتاب ” احقاق الحق“ نیز به صورت پراکنده بیش از این روایت شده است. علاوه بر همه آنچه گفتیم فرمایش امیر مومنان(ع) خود برترین شاهد بر این گفتار است آنجا که در نهج ابلاغه می فرماید: ” هر سال در مرا خلوت می گزید من او را دیدم و جز من کسی وی را نمی دید. حضرت علی گفت من سومین آنان بودم که روشنایی وحی و پیامبری ار می دیدم و بوی نبوت را می شنودم و در خطبه دیگر همان کتاب شریف می فرماید: ” هیچ کس پیش از من به پذیرفتن دعوت حق نشتافت و چون من صله حرم و افزودن در بخشش و کرم نیافت“
قسمت دیگری از سخنان آرت حمزت را که مستقیما در نهج البلاغه جمع آورد شده توسط ” سید رضی“ نیامده است و در منابع اهل سنت وارد شده در اینجا می آوریم. از آن جمله است این حدیث که طبری و سنایی و ابن ماجد و حام و دیگران از علما و محدثین اهل سنت آن را نقل کرده ان که فرمود: ” انا عبدالله و اخو رسول“ منم بنده خدا و برادر رسول الله منم صدیق اکبر و مدعی آن نشود کسی جز دروغگویی تهمت زن و حقا که من هفت سال پیش از مردم با رسول خدا نماز خواندم و من نخستین کسی بودم که با او نماز خواند . در حدیث دیگری از آن حضرت فرمود: ” الهم لا اعرف عبدا من هذه الامه عبدک قبل غیر بنیک قال هلاث مرات ثم قال لقد ملیت قبل ان یصلی الناس و فی لفظ قبل این یصلی احد “ و از آن جلمه اشعاری است که در این باره از آن حضرت روایت شده و علمای شیعه مانند شیخ مفید و طبرسی و دیگران و همچنین بیش از بیست و پنج تن از علمای اهل سنت مانند یاقوت حموی و بیهقی و ابن حوزی و ابن کثیر و .. این اشعار را در کتب خود نقل کرده اتند که نام جملگی آنان را مرحوم علامه امینی در کتاب شریف الغدیر آورده است.
شرح این موضع در میان دانشمندان به حدی است که برخی از آنها ادعای اجماع و اتفاق بر آن کرده اند، از جمله از علماء بزرگوار شیعه شیخ مفید در کتاب ” الضمول المختاره“ فرماید” اجمعت الله علی ان امیرالمومنین (ع) اول ذکر اجاب رسول الله و لم یختلف من ذلک احد من اهل العلم الله ان العمانیه طفت فی ایمان امیرالمومنین(ع)     اصغر سند فی حال الاجابه ۰۰۰ ) یعنی اجماع است اسلام بر این است که امیرالمومنین (ع) نخستین کسی است که جز آنکه عثمانیه در مورد ایمان آن حضرت صغیر ایشان را غیبت شمرده است و ۰۰۰ )) مرحوم مفید پس از تجزیه و تحلیل و نقل قول درباره سن آن حضرت با استفاده از قرآن و تاریخ و حدیث به این اشکال واهی با قاطعیت پاسخ گفته و روایات بسیاری را که دال بر سبقت آن حضرت در ایمان به رسول خدا می باشند ذکر می کند .
از دانشمندان اول سنن نیز گروهی براین مطلب ادعای اجماع کرده اند از جمله (( ابن عبدالی )) در کتاب (( الاستیعاب فی معرفه الاصحاب )) که در این کتاب آورده است : (( اتفتوا علی ان خدیجه اول من آمن بالله ، رسوله و صدقه فیما جاء به ثم علی بعدها )) (( ابو جعفر اسکافی )) نیز می نویسد: (( متروی الناس کافه افتخار علی بالسبق الی الاسلام )) همانطور که گفتیم احادیث زیادی درباره سابق بودن علی (ع) در ایمان آوردن به رسول خدا وارد شده که آوردن همه آنها تالیف چند جلد کتاب است . و ما اگر در این باره حدیثی و روایتی هم نداشتیم روی قاعده طبیعی می دانستیم با توجه به اینکه علی (ع) از کودکی در خانه رسول خدا بوده و هم چون فرزند برای آن حضرت به شمار می رفته و شب و روز نزد او بوده و محرم اسرار زندگی او گردیده بی هیچ چون و چرا باور داشتن بودن در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه شریفه (( افمن شرح الله صدره الاسلام فهو الانور من ربه فویل للقاسیه و تو بهم من ذکر الله اولئک فی ظلل مبین )) می خوانیم که جمله (( افمن شرح الله صدره الاسلام )) درباره امیر مومنان علی (ع) نازل شده است .

۲- افضلیت علی (ع) بر انبیاء     از کتاب فضایل امام علی (ع)  نوشته عزت السادات ناظری
در جلد ۲ از کتاب ناسخ صفحه ۱۵  نقل می کند که : حزه دختر حلیمه سویه بر حجاج بن یوسف در آمد در حضور او ایستاد ( حجاج گفت تویی حمزه بنت حلیمه سعدیه امر رسول خدا (ص) به خزه فرمود : مرا بیتی است که از مرد بی ایمان به ظهور پیوست ( یعنی اینکه گفته اند ( اتقوا من فراسته المومن )) و شان مومن است تو با اینکه مومن نیستی به می شناختی ) حجاج گفت خدا تورا در اینجا رسانید چه شنیده ام ، توعلی را بر ابی بکر ، عمر و عثمان تفضیل می دهی عره گفت دروغ گفته است
آن کسی که گفته من علی را خاصه بر ایشان تفضیل می نهم . حجاج گفت : مگر بر غیر ایشان تفضیل می دهی گفت من علی  را بر آدم ابوالبشر و نوح و ابراهیم و لوط و داوود و سلیمان و موسی و عیسی (ع) تفضیل می نهم . حجاج گفت : وای بر تو همانا تو علی را بر صحابه فضیلت می نهی کافی نیست که اورا بر هشت نفر از انبیاء عظیم الشان تفضیل می دهی ؟ اگر بر این دعوی حجتی نیاوری گردن تو را خواهم زد ، حزه فرمود : من علی را بر این هشت نفر از انبیاء تفضیل نمی دهم لکن خداوند متعال علی را بر آنها تفضیل داده است در قرآن شریف در حق آدم می فرماید : ( فهمی آدم به) یعنی آدم (ع) در حضرت خداوند عصیان ورزید ( ترک اول سرزد ) و دچار شده و درباره علی (ع) می فرماید ( و کان سعیه مشکورا ) .
حجاج گفت : احسنت یا حره اکنون بگو بدانم به کدام سند علی را بر نوح و لوط تفضیل می گذاری ؟ حره فرمود : در آنجا که خدای متعال می فرماید : (( ضرب الله مثلا للذین کفروا امراه نوح و امراه لوط کانتا تحت عبدین من عباده الصالحین فخانتا هما و لم یغنیا عنصما من الله شیئا و قیل ادخلالنا مع الداخلین )) که دو زوجه این پیغمبر را به کفر و خیانت و دخول موصوف لکن علی بن ابیطالب را در تحت سوره المنتفقی (( ان الله یرضی لرضا فاطمه یغضب لغضبها )) حجاج گفت یا حره نیکو گفتی اکنون بگو چگونه علی را بر پیغمبر اولولعزم ابراهیم خلیل تفضیل می دهیم ؟ حزه گفت خداوند متعال تفضیل داده در کتاب خود آنجا که می فرماید (( و اذ قال ابراهیم رب ارنی

 کیف نحی الموتی قال اولم تو من قال بلی و لکن لیطمئن قلبی )) یعنی در آن وقت که ابراهیم گفت : ای پروردگار من به باز نمای چگونه مردگان را زنده می کنی از جانب خداوند متعال خطاب شد مگر به احیای اموات ایمان نیاوردی ؟ عرض کرد ایمان آوردم اما می خواهم قلبم مطمئن شود ، ولی مولای من امیرالمومنین در مراتب دقیق و کمال ایمان به آن حضرت رب العالمین کلامی می فرماید که هیچ یک از مسلمانان در آن اختلاف نکردند و آن کلام این است که فرمود : (( کشف العظاء ما اذت یقینا )) یعنی اگر تمام حجت برداشته شود بر تعیین من افزوده نشود یعنی چنان در مراتب ایمان استوار و در مدارج شهود ارتقاء یافته ام که کشف حجب ( پرده ها ) و علم آن درنزد من یکسان است و این کلمه ای است که بیش از آن حضرت و بعد از او کسی نگفته .
حجاج گفت : احسنت یا حره اکنون باز گوی به چه سند و حجت علی را به موسی (ع) تفضیل می دهی ؟ حره فرمود : به سبب قول خدای عزو جل که می فرماید ( فخرج منها خائفا یترقب )) ( یعنی حضرت موسی از مصر پایتخت فرعون در حال حذف و نگرانی خارج شد ) امام علی (ع) در فراش رسول خدا (ص) بیتوته نمو در خویشتن را فدای آن حضرت ساخت و هیچ بیمناک نشد و خداوند متعال این آیت را در شان او فرستاد ( و من الناس من یشری نشر ابتغاء مرضات الله )) یعنی بعضی از مردمان کسانی باشند که می فروشند خویش را و بدن عزیز خود را به جهت رضای پروردگار خود . حجاج گفت : احسنت یا حره اکنون بگو بدانم به چه حجت علی را از داوود پیامبر افضل می شماری ؟ حره فرمود : خدایش فضیلت داده است آنجا که می فرماید ((
یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله )) یعنی ای داوود ما تو را در زمین به خلافت و سلطنت ممتاز گردانیدیم تا درمیان مردم به حق و راستی حکومت کنی و متابعت هوای نفس نمایی که متابعت هوای نفس انسان را گمراه می کند .
حجاج گفت : حکومت داوود چه چیز بود . حره گفت : درباره تو مرد که یکی باغ انگور داشت و دیگری گوسفند به ناگاه گوسفندان به باغ رفته و انگورستان را خوردند . صاحب باغ به داوود شکایت کرد و گفت باید گوسفندان را بفروشد و از بهای او تعمیر باغ نماید . پسرش سلیمان فرمود ای پدر باید از بهای شیر و پشم و گوسفندان به صاحب باغ دار این است که خدا می فرماید : (( فقهمنا سلیمان )) یعنی این مسئله را به سلیمان فهماندیم تا حکم به عدل و حق باشد بالجمله حره فرمود اما مولای ما امیر المومنین (ع)  فرمود : سلونی عما فوق العرش و عما دون العرش سلونی قبل ان تفقدونی )) بپرسید از من از بالای عرش و زیر عرش و بپرسید از من هرچه خواهید پیش از آنکه مر نیابید ( واز میان شما بروم و دار فانی را وداع کنم ) و رسول خدا (ص) در روز خیبر فرمود (( افظلکم علی و اعملکم و افظاکم علی )) حجاج گفت : نیکو گفتی اکنون بگو با کدام حجت علی را بر سلیمان تفضیل می دهی ؟ حره می فرماید : (( رب هب لی ملکا لا ینبغی من بعدی )) ( یعنی ای پروردگار ببخش به من سلطنتی و قدرتی که سزاورا نباشد برای احدی غیر از من اما مولای من امیرالمومنین می فرماید (( یا دنیا طلقتک ثلاثا ، لاحاجه لی فیک )) ای دنیا تورا سه طلاقه کردم و بر خویشتن حرام ساخته ام واز این روی مرا با تو حاجتی نباشد در این وقت خداوند آیه ای فرستاد (( تلک الدار الاخره نجعلها الذین لا بریدون علوا فی الارض و لا نساء )) یعنی این سزای آخرتست که مفمومی داشته و مقرر فرمودیم برای آنان که به زندگانی دنیا و حطام جهان و برتری و سلطنت و فساد انگیختن در زمین اراده نکردند .
حجاج گفت ای حره نیکو گفتی اکنون بگو با کدام حجت علی را بر عیسی تفضیل داده ای ؟ حره فرمود : خداوند متعال علی را بر عیسی (ع) تفضیل داده به این کلام خود که می فرماید (( اذ قال یا عیسی بن مریم اانت قلت للناس اتخذونی و امی العین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان لقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی و لا اعلم ما فی تمسک انک انت علام الغیوب ما قلت لهم الا ما امرتنی به ))
این حکومت به آخرت افتاد و علی بن ابیطالب (ع) گاهی که جماعت نصریه آن گونه مهیا کردند درباره آن حضرت (غلو نمودند) حکومت را به تاخیر نیفکند یعنی در دنیا مکانات ایشان را در کنار ایشان نهاد پس این است فضائل امیرالمومنین که با فضائل دیگران سنجیده نمی شود . حجاج گفت احسنت یا حره اگر نه جواب را نیکو نداده بودی مقتول می شدی جای داشت که حره بفرماید عیسی را نسلی نبود و نسل علی (ع) تا دامنه قیامت باقی است و عیسی را درپشت یازدهمین فرزندان علی (ع) نماز می خواند و خدای متعال سهمی درمان بنی اسرائیل قرار نداد اما برای علی (ع) و اولاد علی (ع) سهم خمس قرار داد و عیسی را عیالی نبود و علی (ع) را مثل فاطمه (س) در خانه بود و مادر عیسی مریم خدمتکار این خانواده بود .
۳- علی (ع) مولود کعبه از کتاب فضائل امام علی (ع) نوشته عزت السادات ناظری
در میان محدثین مشهور است که حضرت علی (ع) سی سال پس از عام الفیل در سیزدهم رجب در خانه کعبه به دنیا آمده است . ولادت علی (ع) در خانه کعبه از جمله فضائلی است که تاریخ آن را برای احدی جز آن حضرت نکرده است . بسیاری از سیره نویسان و مورخان اهل سنت علاوه بر محدثان شیعه این داستان را به اجمال و تفضیل نقل کرده اند . در کتاب شریف ((الغدیر )) مرحوم علامه امینی داستان ولادت آن حضرت در خانه کعبه را از شانزده کتاب اهل سنت و بیش از پنجاه کتاب از کتابهای علمای شیعه نقل کرده و اشعار زیادی را نیز در این باره از شعراء با ذکر دقیق منبع و صفحات آن آورده است . و اصل داستان متواتراست ولی  در کیفیت آن اختلافی در روایات به چشم می خورد که ما روایت مرحوم صدق را در این باره می آوریم مطابق آنچه شیخ صدوق در کتاب (( معانی الاخبار )) آورده اند که از یزید بن مغتب روایت شده که می گوید (( من و عباس بن عبد المطلب و جمعی از قبیله بنی عبد العزی روبروی خانه کعبه در مسجد الحرام نشسته بودیم که ناگهان فاطمه بنت اسد که درد زائیدن فرزند نه ماهه اش را در شکم داشت و او را ناراحت کرده بود پدیدار گشته و نزد خانه آمد و گفت : (( رب انی مومنه بک و بما جاء من عندک من رسل و کتب ولنی ممدقه بکلام جفنی ابراهیم خلیل و اندبنی البیت العتیق فبحق الذی بنی هذا البیت و بحق المولود الذی فی بطنی لما سرت علی ولادتی ))
یزید بن می گوید : ناگهان دیدم قسمت پشت خانه کعبه شکافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از دیدگاه ما پنهان گردید و دیوار خانه نیز (مانند خشت ) بهم پیوست ما که چنان دیدیم خواستیم در را باز کنیم ولی در باز نشد و دانستیم که ( سری در کار هست و این ماجرا از جانب خداست و سه روز از این ماجرا گذشت چون روز چهارم شد فاطمه از همان مکان بیرون آمد و علی (ع) را در دست داشت و به مردم می گفت : خدای تعالی مرا بر زنان پیش از خود برتری بخشید زیرا آسیه دختر مزاحم   خدای عزو جل را در مکانی پرستش کرد که جز بصورت اظطرار و ناچاری نمی بایستی او را پرستش نمود و مریم دختر عمران نخل خشک را حرکت داد تا از آن رطب تازه خورد و من در خانه خدا رفتم و از روزی و میوه بهشتی خوردم و چون خواستم از خانه بیرون بیایم ندا کرد ای فاطمه نام این مولود را (علی) بگذار که خدای علی می فرماید من نام او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و من بر مشکلات علم خویش اورا واقف ساختم و اوست کسی که بتها را در خانه من می شکند و اوست کسی که بر پشت بام خانه ام اذان می گوید و مرا تقدیس می کندو وای به حال کسی که او را دشمن داشته و نافرمانیش کند و همانطور که گفتیم داستان ولادت علماء اهل سنت در کتاب ( مستردک ) این حدیث را متواتر دانسته و می گوید ( و متداور الاخبار ان فاطمه بنت اسد ولدت امیرالمومنین علی بن ابیطالب کرم الله وجهه فی جوف الکعبه . ما در اینجا به عنوان نمونه شعر سید حمیری را که در این باره سروده اند می آوریم : ولدته فی حرم و امنه          والبیت حیث متاوه والمسجد
زایید او را در حرم خدا و محل امن او و خانه حق جایی که حریم خانه و مسجد الحرام بود . سفید چهره و پاکدامن در بزرگواری که پاک بود و پاک نوزاد او و زایشگاه او و در شبی که پنهان شد و ستاره های آن و نمایان باشد با ماه روشن فرخنده ای . پیچیده نشد دریاچه های قابله ها مانند او مگر فرزند آمنه محمد پیامبر (ص) . 

آیه تطهیر از کتاب فضائل امام علی (ْع)                نوشته عزت السادات ناظری
(( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و تطهیرکم تطهیرا )) رجس در لغت به معنای پلیدی و آلودگی است و چون با الف و لام جنس آمده همه گونه آلودگی را در بر می گیرد . بنا بر مفاد این آیه اهل بیت پیامبر از تمام انواع آلودگی ها از طرف خداوند پاک و تطهیر شده اند ، این آلودگی هم افکار و معتقدان باطل را در بر می گیرد و هم اعمال زشت و ناروا را (عصمت ) .
این آیه اختصاص به اهل بیت دارد و در منزل (( ام سلمه )) همسر پیامبر نازل شده است . آن حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فراخواند و در زیر جامه و عبای خود جمع کرد و ضمن تلاوت این آیه فرمود : خدایا ! اینان اهل بیت من هستند آنها را از پلیدیها پاکشان گردان و برای اینکه قضیه به اطلاع اصحاب و مردم برسد و عموم از آن آگاه شوند مدتها هر روز صبح هنگام رفتن به مسجد از در خانه فاطمه می گذشت ، آنان را با عنوان اهل بیت خطاب می فرموده و به نماز فرا می خواند و آیه تطهیر را تلاوت می کرد احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که از طریق شیعه و سنی وارد شده و همگی گویای این حقیقت است که این آیه اختصاص به همان پنج نفر است و سایر افراد از خانواده پیامبر را در بر نمی گرفت ذیلا به چند حدیث اشاره می کنیم از آن جمله روایتی است که ( حاکم حسکانی ) آن دو کتاب خود از قول (عمر بن ابی سلمه ) می آورد که آیه (( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس )) بر پیامبر نازل شد و آن حضرت در خانه ام السلمه بودند پس آن حضرت فاطمه حسن و حسین و علی (ع) را فرا خواند و آنها را زیر کسایی جمع کرد علی (ع) را پشت سر فاطمه و حسن و حسین را در جلو و پس فرمود (( اللهم هولاء اهلی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا )) . در این موقع ام سلمه گفت : فانا معهم : و پیامبر در جواب فرمودند : انت فی مکانک و انت علی خیر ؛ تو در مکان و مقام خود و بر نیکی هستی ولی جزء این جمع نمی باشی .
۱- نخست ایمان آورنده به رسول خدا: از کتاب فضائل امام علی (ع)    نوشته عزت السادات ناظری
از مطالبی که دلالت بر ولایت بلافصل علی (ع) دارد و نیز بیانگر یکی دیگر از فضایل ایشان می باشد داستان یوم الدار است که در اولین روز دعوت علی پیامبر(ص) صورت گرفته است و در همان نخستین روز علی (ع) حمایت خود را از پیامبر (ص) اعلام کرده و پیامبر نیز در همان اولین روز علی (ع) را به عنوان برادر و وصی و جانشین خود معرفی کرده است.
طبری در تاریخ خود از امیر المومین علی (ع) در تفسیر آیه ”و انذر معیشرتک الاقربین“ نقل کرده که چون آیه فوق نازل شد پیامبر برخاست و فرمود : خدا فرمان داده که نزدیکان خود را بیم دهم و سختت دلگیرم می دانم وقتی سخن آغاز کنم با من بدی می کنند، خاموش ماندم تا جبرئلی بیامد و گفت : ” از معتمد! اگر آنچه را فرمان داده ام انجام ندهی عذابت می کنم“ اینک طعامی آماده و ظرفی پر از شیر کن و فرندان عبدالمطلب را دعوت نما که با آنها سخن گویم و فرمانی را که دارم برسانم.علی (ع) گفت: آنچه پیامبر فرموده بود انجام داده ام و خویشان را که در حدود چهل نفر بودند دعوت نمودم و عموهای وی ، ابوطالب و حمزه و اوبولهب و عباس در میان آنها بودند چون حاضر شدند پیامبر فرمود: تا طعامی را که آماده کرده بودم بیاورم و چون طعام را آوردم رسول خدا(ع) قطعه گوشتی برداشت و آن را تکه تکه کرد و در اطراف ظرف گذاشت و فرمود : به نام خدای آغاز کنید ، میهمانان غذار را خوردن و همگی سیر شدند سپس پیامبر فرمود: همه میهمانان را نوشیدنی بده .میهمانان متفرق شدند و پیامبر (ص) با آنها سخن نگفت .‌روز دیگر پیامبر به من فرمود : به همان گونه میهمانی دیگری ترتیب بده  فرمان او را اچرا کردم.پس از صرف غذا رسول خدا شروع به سخن کرد و فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب به خدا هیچکس از مردم عرب چیزی بهتر از آنچه من آورده ام برای قوم خویش نیاورده است من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام و خدای تعالی مرا فرمان داده که شما را به سوی او خوانم، کدامتان مرا در این کار یاری می کنید که برادر و وصی و جانشین من باشید؟ قوم خاموش ماندند و من ه از همه خردسالتر بودم گفتم : از پیامبر خدا من پشتیبان تو خواهم بود و او گردن مرا بگرفت و فرمود: این برادر و وصی و جانیشن من است ، مطیع او باشید.
میهمانان برخاستند و به ابوطالب گفتند: به تو گفت که از پسرت اطاعت کنی.این داستان را ” فرات بن ابراهیم“ نیز در تفسیر خود در ذیل آیه مورد بحث آورده است.ضمنا روایات بسیار زیاد دیگری از پیامبر و نیز از خود علی (ع) و صحابه دیگر که مضمون آنها پیشگام بودن علی (ع) در ایمان آورده به رسول خدا(ع) می باشد وارده شده است که نقل آنها موجب تالیف کتابی جداگانه خواهد شده و کتبی حدیث و تاریخ مملو از آنهاست.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابی رافع روایت کرده که می گوید: من ربذه رفتم تا ابوذر را دیدار کنم چون خواست از نزد او بروم رو به من کرده و جمعی نیز با من بودند گفت: در آینده نزدیک فتنه و آزمایشی پدید می آید. پس تقوا پیشه کنید و در آن زمان علی بن ابی طالب را رها نکنید و از وی پیروی نمایید که من از رسول خدا(ع) شنیدم که به علی (ع) می فرمود “ انت من آمن بی، اول من یصا فتحی یوم القیامه دامت الصدیق الکبر و انت الفاروق اللذی یفرق بین الحق و الباطل و انت یعوب المومنین و المال یعوب الکافرین و انت اخی و وزیری و خیر من اترک بعدی تعضی دینی و تچزی موعوی“ که از این امت و در روایات مسلمان است که می گوید:“ اول هذا الامه و روا علی نبیعتا الحومن الها اسلاما” علی بن ابی طالب نخستین کسی که از این امت در کنار حومن بر پیامبر در آید نخستن کسی است که اسلام آورده و او علی بن ابی طالب است بود.
ابن هشام از ابن اسحاق آورده است: ” نخستین مردی که به رسول خدا گروید و او را بدانچه که از جانب خدا آورده بود گواهی داد علی بن ابی طالب بود. در آن وقت ۱۰ سال از عمر وی می گذشت و از جمله نعمتهای خدا بر علی آن بود که پیش از اسلام در کنا رسول خدا به سر می برد.
علامه امینی (ع) در کتاب شریف “الغدیر” عقیده بیش از پنجاه نفر از صحابه و تابعین مانند انس بن مالک، بریده اسلمی، زید بن ارقم عبدلله بن عباس ، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد، جناب بن ارت حذیفه، عمربن خطاب،و… را از روی کتب بزرگان اهل سنت نقل کرده و بیش از هفتاد حدیث آورده است که همگی گفته اند که علی بن ابی طالب نخستن مسلمان و مومن به رسول خدا بود. زید بن ارقم می گوید: ” اول من اسلم مع رسول الله علی بن ابی طالب“ یعنی نخستین کسی که با پیامبر خدا اسلام را پذیرفت علی بن ابی طالب بود در کتاب ” احقاق الحق“ نیز به صورت پراکنده بیش از این روایت شده است. علاوه بر همه آنچه گفتیم فرمایش امیر مومنان(ع) خود برترین شاهد بر این گفتار است آنجا که در نهج ابلاغه می فرماید: ” هر سال در مرا خلوت می گزید من او را دیدم و جز من کسی وی را نمی دید. حضرت علی گفت من سومین آنان بودم که روشنایی وحی و پیامبری ار می دیدم و بوی نبوت را می شنودم و در خطبه دیگر همان کتاب شریف می فرماید: ” هیچ کس پیش از من به پذیرفتن دعوت حق نشتافت و چون من صله حرم و افزودن در بخشش و کرم نیافت“
قسمت دیگری از سخنان آرت حمزت را که مستقیما در نهج البلاغه جمع آورد شده توسط ” سید رضی“ نیامده است و در منابع اهل سنت وارد شده در اینجا می آوریم. از آن جمله است این حدیث که طبری و سنایی و ابن ماجد و حام و دیگران از علما و محدثین اهل سنت آن را نقل کرده ان که فرمود: ” انا عبدالله و اخو رسول“ منم بنده خدا و برادر رسول الله منم صدیق اکبر و مدعی آن نشود کسی جز دروغگویی تهمت زن و حقا که من هفت سال پیش از مردم با رسول خدا نماز خواندم و من نخستین کسی بودم که با او نماز خواند . در حدیث دیگری از آن حضرت فرمود: ” الهم لا اعرف عبدا من هذه الامه عبدک قبل غیر بنیک قال هلاث مرات ثم قال لقد ملیت قبل ان یصلی الناس و فی لفظ قبل این یصلی احد “ و از آن جلمه اشعاری است که در این باره از آن حضرت روایت شده و علمای شیعه مانند شیخ مفید و طبرسی و دیگران و همچنین بیش از بیست و پنج تن از علمای اهل سنت مانند یاقوت حموی و بیهقی و ابن حوزی و ابن کثیر و .. این اشعار را در کتب خود نقل کرده اتند که نام جملگی آنان را مرحوم علامه امینی در کتاب شریف الغدیر آورده است.
شرح این موضع در میان دانشمندان به حدی است که برخی از آنها ادعای اجماع و اتفاق بر آن کرده اند، از جمله از علماء بزرگوار شیعه شیخ مفید در کتاب ” الضمول المختاره“ فرماید” اجمعت الله علی ان امیرالمومنین (ع) اول ذکر اجاب رسول الله و لم یختلف من ذلک احد من اهل العلم الله ان العمانیه طفت فی ایمان امیرالمومنین(ع)     اصغر سند فی حال الاجابه ۰۰۰ ) یعنی اجماع است اسلام بر این است که امیرالمومنین (ع) نخستین کسی است که جز آنکه عثمانیه در مورد ایمان آن حضرت صغیر ایشان را غیبت شمرده است و ۰۰۰ )) مرحوم مفید پس از تجزیه و تحلیل و نقل قول درباره سن آن حضرت با استفاده از قرآن و تاریخ و حدیث به این اشکال واهی با قاطعیت پاسخ گفته و روایات بسیاری را که دال بر سبقت آن حضرت در ایمان به رسول خدا می باشند ذکر می کند .
از دانشمندان اول سنن نیز گروهی براین مطلب ادعای اجماع کرده اند از جمله (( ابن عبدالی )) در کتاب (( الاستیعاب فی معرفه الاصحاب )) که در این کتاب آورده است : (( اتفتوا علی ان خدیجه اول من آمن بالله ، رسوله و صدقه فیما جاء به ثم علی بعدها )) (( ابو جعفر اسکافی )) نیز می نویسد: (( متروی الناس کافه افتخار علی بالسبق الی الاسلام )) همانطور که گفتیم احادیث زیادی درباره سابق بودن علی (ع) در ایمان آوردن به رسول خدا وارد شده که آوردن همه آنها تالیف چند جلد کتاب است . و ما اگر در این باره حدیثی و روایتی هم نداشتیم روی قاعده طبیعی می دانستیم با توجه به اینکه علی (ع) از کودکی در خانه رسول خدا بوده و هم چون فرزند برای آن حضرت به شمار می رفته و شب و روز نزد او بوده و محرم اسرار زندگی او گردیده بی هیچ چون و چرا باور داشتن بودن در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه شریفه (( افمن شرح الله صدره الاسلام فهو الانور من ربه فویل للقاسیه و تو بهم من ذکر الله اولئک فی ظلل مبین )) می خوانیم که جمله (( افمن شرح الله صدره الاسلام )) درباره امیر مومنان علی (ع) نازل شده است .

۲- افضلیت علی (ع) بر انبیاء     از کتاب فضایل امام علی (ع)  نوشته عزت السادات ناظری
در جلد ۲ از کتاب ناسخ صفحه ۱۵  نقل می کند که : حزه دختر حلیمه سویه بر حجاج بن یوسف در آمد در حضور او ایستاد ( حجاج گفت تویی حمزه بنت حلیمه سعدیه امر رسول خدا (ص) به خزه فرمود : مرا بیتی است که از مرد بی ایمان به ظهور پیوست ( یعنی اینکه گفته اند ( اتقوا من فراسته المومن )) و شان مومن است تو با اینکه مومن نیستی به می شناختی ) حجاج گفت خدا تورا در اینجا رسانید چه شنیده ام ، توعلی را بر ابی بکر ، عمر و عثمان تفضیل می دهی عره گفت دروغ گفته است
آن کسی که گفته من علی را خاصه بر ایشان تفضیل می نهم . حجاج گفت : مگر بر غیر ایشان تفضیل می دهی گفت من علی  را بر آدم ابوالبشر و نوح و ابراهیم و لوط و داوود و سلیمان و موسی و عیسی (ع) تفضیل می نهم . حجاج گفت : وای بر تو همانا تو علی را بر صحابه فضیلت می نهی کافی نیست که اورا بر هشت نفر از انبیاء عظیم الشان تفضیل می دهی ؟ اگر بر این دعوی حجتی نیاوری گردن تو را خواهم زد ، حزه فرمود : من علی را بر این هشت نفر از انبیاء تفضیل نمی دهم لکن خداوند متعال علی را بر آنها تفضیل داده است در قرآن شریف در حق آدم می فرماید : ( فهمی آدم به) یعنی آدم (ع) در حضرت خداوند عصیان ورزید ( ترک اول سرزد ) و دچار شده و درباره علی (ع) می فرماید ( و کان سعیه مشکورا ) .
حجاج گفت : احسنت یا حره اکنون بگو بدانم به کدام سند علی را بر نوح و لوط تفضیل می گذاری ؟ حره فرمود : در آنجا که خدای متعال می فرماید : (( ضرب الله مثلا للذین کفروا امراه نوح و امراه لوط کانتا تحت عبدین من عباده الصالحین فخانتا هما و لم یغنیا عنصما من الله شیئا و قیل ادخلالنا مع الداخلین )) که دو زوجه این پیغمبر را به کفر و خیانت و دخول موصوف لکن علی بن ابیطالب را در تحت سوره المنتفقی (( ان الله یرضی لرضا فاطمه یغضب لغضبها )) حجاج گفت یا حره نیکو گفتی اکنون بگو چگونه علی را بر پیغمبر اولولعزم ابراهیم خلیل تفضیل می دهیم ؟ حزه گفت خداوند متعال تفضیل داده در کتاب خود آنجا که می فرماید (( و اذ قال ابراهیم رب ارنی

 کیف نحی الموتی قال اولم تو من قال بلی و لکن لیطمئن قلبی )) یعنی در آن وقت که ابراهیم گفت : ای پروردگار من به باز نمای چگونه مردگان را زنده می کنی از جانب خداوند متعال خطاب شد مگر به احیای اموات ایمان نیاوردی ؟ عرض کرد ایمان آوردم اما می خواهم قلبم مطمئن شود ، ولی مولای من امیرالمومنین در مراتب دقیق و کمال ایمان به آن حضرت رب العالمین کلامی می فرماید که هیچ یک از مسلمانان در آن اختلاف نکردند و آن کلام این است که فرمود : (( کشف العظاء ما اذت یقینا )) یعنی اگر تمام حجت برداشته شود بر تعیین من افزوده نشود یعنی چنان در مراتب ایمان استوار و در مدارج شهود ارتقاء یافته ام که کشف حجب ( پرده ها ) و علم آن درنزد من یکسان است و این کلمه ای است که بیش از آن حضرت و بعد از او کسی نگفته .
حجاج گفت : احسنت یا حره اکنون باز گوی به چه سند و حجت علی را به موسی (ع) تفضیل می دهی ؟ حره فرمود : به سبب قول خدای عزو جل که می فرماید ( فخرج منها خائفا یترقب )) ( یعنی حضرت موسی از مصر پایتخت فرعون در حال حذف و نگرانی خارج شد ) امام علی (ع) در فراش رسول خدا (ص) بیتوته نمو در خویشتن را فدای آن حضرت ساخت و هیچ بیمناک نشد و خداوند متعال این آیت را در شان او فرستاد ( و من الناس من یشری نشر ابتغاء مرضات الله )) یعنی بعضی از مردمان کسانی باشند که می فروشند خویش را و بدن عزیز خود را به جهت رضای پروردگار خود . حجاج گفت : احسنت یا حره اکنون بگو بدانم به چه حجت علی را از داوود پیامبر افضل می شماری ؟ حره فرمود : خدایش فضیلت داده است آنجا که می فرماید ((
یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله )) یعنی ای داوود ما تو را در زمین به خلافت و سلطنت ممتاز گردانیدیم تا درمیان مردم به حق و راستی حکومت کنی و متابعت هوای نفس نمایی که متابعت هوای نفس انسان را گمراه می کند .
حجاج گفت : حکومت داوود چه چیز بود . حره گفت : درباره تو مرد که یکی باغ انگور داشت و دیگری گوسفند به ناگاه گوسفندان به باغ رفته و انگورستان را خوردند . صاحب باغ به داوود شکایت کرد و گفت باید گوسفندان را بفروشد و از بهای او تعمیر باغ نماید . پسرش سلیمان فرمود ای پدر باید از بهای شیر و پشم و گوسفندان به صاحب باغ دار این است که خدا می فرماید : (( فقهمنا سلیمان )) یعنی این مسئله را به سلیمان فهماندیم تا حکم به عدل و حق باشد بالجمله حره فرمود اما مولای ما امیر المومنین (ع)  فرمود : سلونی عما فوق العرش و عما دون العرش سلونی قبل ان تفقدونی )) بپرسید از من از بالای عرش و زیر عرش و بپرسید از من هرچه خواهید پیش از آنکه مر نیابید ( واز میان شما بروم و دار فانی را وداع کنم ) و رسول خدا (ص) در روز خیبر فرمود (( افظلکم علی و اعملکم و افظاکم علی )) حجاج گفت : نیکو گفتی اکنون بگو با کدام حجت علی را بر سلیمان تفضیل می دهی ؟ حره می فرماید : (( رب هب لی ملکا لا ینبغی من بعدی )) ( یعنی ای پروردگار ببخش به من سلطنتی و قدرتی که سزاورا نباشد برای احدی غیر از من اما مولای من امیرالمومنین می فرماید (( یا دنیا طلقتک ثلاثا ، لاحاجه لی فیک )) ای دنیا تورا سه طلاقه کردم و بر خویشتن حرام ساخته ام واز این روی مرا با تو حاجتی نباشد در این وقت خداوند آیه ای فرستاد (( تلک الدار الاخره نجعلها الذین لا بریدون علوا فی الارض و لا نساء )) یعنی این سزای آخرتست که مفمومی داشته و مقرر فرمودیم برای آنان که به زندگانی دنیا و حطام جهان و برتری و سلطنت و فساد انگیختن در زمین اراده نکردند .
حجاج گفت ای حره نیکو گفتی اکنون بگو با کدام حجت علی را بر عیسی تفضیل داده ای ؟ حره فرمود : خداوند متعال علی را بر عیسی (ع) تفضیل داده به این کلام خود که می فرماید (( اذ قال یا عیسی بن مریم اانت قلت للناس اتخذونی و امی العین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان لقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی و لا اعلم ما فی تمسک انک انت علام الغیوب ما قلت لهم الا ما امرتنی به ))
این حکومت به آخرت افتاد و علی بن ابیطالب (ع) گاهی که جماعت نصریه آن گونه مهیا کردند درباره آن حضرت (غلو نمودند) حکومت را به تاخیر نیفکند یعنی در دنیا مکانات ایشان را در کنار ایشان نهاد پس این است فضائل امیرالمومنین که با فضائل دیگران سنجیده نمی شود . حجاج گفت احسنت یا حره اگر نه جواب را نیکو نداده بودی مقتول می شدی جای داشت که حره بفرماید عیسی را نسلی نبود و نسل علی (ع) تا دامنه قیامت باقی است و عیسی را درپشت یازدهمین فرزندان علی (ع) نماز می خواند و خدای متعال سهمی درمان بنی اسرائیل قرار نداد اما برای علی (ع) و اولاد علی (ع) سهم خمس قرار داد و عیسی را عیالی نبود و علی (ع) را مثل فاطمه (س) در خانه بود و مادر عیسی مریم خدمتکار این خانواده بود .
۳- علی (ع) مولود کعبه از کتاب فضائل امام علی (ع) نوشته عزت السادات ناظری
در میان محدثین مشهور است که حضرت علی (ع) سی سال پس از عام الفیل در سیزدهم رجب در خانه کعبه به دنیا آمده است . ولادت علی (ع) در خانه کعبه از جمله فضائلی است که تاریخ آن را برای احدی جز آن حضرت نکرده است . بسیاری از سیره نویسان و مورخان اهل سنت علاوه بر محدثان شیعه این داستان را به اجمال و تفضیل نقل کرده اند . در کتاب شریف ((الغدیر )) مرحوم علامه امینی داستان ولادت آن حضرت در خانه کعبه را از شانزده کتاب اهل سنت و بیش از پنجاه کتاب از کتابهای علمای شیعه نقل کرده و اشعار زیادی را نیز در این باره از شعراء با ذکر دقیق منبع و صفحات آن آورده است . و اصل داستان متواتراست ولی  در کیفیت آن اختلافی در روایات به چشم می خورد که ما روایت مرحوم صدق را در این باره می آوریم مطابق آنچه شیخ صدوق در کتاب (( معانی الاخبار )) آورده اند که از یزید بن مغتب روایت شده که می گوید (( من و عباس بن عبد المطلب و جمعی از قبیله بنی عبد العزی روبروی خانه کعبه در مسجد الحرام نشسته بودیم که ناگهان فاطمه بنت اسد که درد زائیدن فرزند نه ماهه اش را در شکم داشت و او را ناراحت کرده بود پدیدار گشته و نزد خانه آمد و گفت : (( رب انی مومنه بک و بما جاء من عندک من رسل و کتب ولنی ممدقه بکلام جفنی ابراهیم خلیل و اندبنی البیت العتیق فبحق الذی بنی هذا البیت و بحق المولود الذی فی بطنی لما سرت علی ولادتی ))
یزید بن می گوید : ناگهان دیدم قسمت پشت خانه کعبه شکافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از دیدگاه ما پنهان گردید و دیوار خانه نیز (مانند خشت ) بهم پیوست ما که چنان دیدیم خواستیم در را باز کنیم ولی در باز نشد و دانستیم که ( سری در کار هست و این ماجرا از جانب خداست و سه روز از این ماجرا گذشت چون روز چهارم شد فاطمه از همان مکان بیرون آمد و علی (ع) را در دست داشت و به مردم می گفت : خدای تعالی مرا بر زنان پیش از خود برتری بخشید زیرا آسیه دختر مزاحم   خدای عزو جل را در مکانی پرستش کرد که جز بصورت اظطرار و ناچاری نمی بایستی او را پرستش نمود و مریم دختر عمران نخل خشک را حرکت داد تا از آن رطب تازه خورد و من در خانه خدا رفتم و از روزی و میوه بهشتی خوردم و چون خواستم از خانه بیرون بیایم ندا کرد ای فاطمه نام این مولود را (علی) بگذار که خدای علی می فرماید من نام او را از نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم و من بر مشکلات علم خویش اورا واقف ساختم و اوست کسی که بتها را در خانه من می شکند و اوست کسی که بر پشت بام خانه ام اذان می گوید و مرا تقدیس می کندو وای به حال کسی که او را دشمن داشته و نافرمانیش کند و همانطور که گفتیم داستان ولادت علماء اهل سنت در کتاب ( مستردک ) این حدیث را متواتر دانسته و می گوید ( و متداور الاخبار ان فاطمه بنت اسد ولدت امیرالمومنین علی بن ابیطالب کرم الله وجهه فی جوف الکعبه . ما در اینجا به عنوان نمونه شعر سید حمیری را که در این باره سروده اند می آوریم : ولدته فی حرم و امنه          والبیت حیث متاوه والمسجد
زایید او را در حرم خدا و محل امن او و خانه حق جایی که حریم خانه و مسجد الحرام بود . سفید چهره و پاکدامن در بزرگواری که پاک بود و پاک نوزاد او و زایشگاه او و در شبی که پنهان شد و ستاره های آن و نمایان باشد با ماه روشن فرخنده ای . پیچیده نشد دریاچه های قابله ها مانند او مگر فرزند آمنه محمد پیامبر (ص) . 

آیه تطهیر از کتاب فضائل امام علی (ْع)                نوشته عزت السادات ناظری
(( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و تطهیرکم تطهیرا )) رجس در لغت به معنای پلیدی و آلودگی است و چون با الف و لام جنس آمده همه گونه آلودگی را در بر می گیرد . بنا بر مفاد این آیه اهل بیت پیامبر از تمام انواع آلودگی ها از طرف خداوند پاک و تطهیر شده اند ، این آلودگی هم افکار و معتقدان باطل را در بر می گیرد و هم اعمال زشت و ناروا را (عصمت ) .
این آیه اختصاص به اهل بیت دارد و در منزل (( ام سلمه )) همسر پیامبر نازل شده است . آن حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فراخواند و در زیر جامه و عبای خود جمع کرد و ضمن تلاوت این آیه فرمود : خدایا ! اینان اهل بیت من هستند آنها را از پلیدیها پاکشان گردان و برای اینکه قضیه به اطلاع اصحاب و مردم برسد و عموم از آن آگاه شوند مدتها هر روز صبح هنگام رفتن به مسجد از در خانه فاطمه می گذشت ، آنان را با عنوان اهل بیت خطاب می فرموده و به نماز فرا می خواند و آیه تطهیر را تلاوت می کرد احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که از طریق شیعه و سنی وارد شده و همگی گویای این حقیقت است که این آیه اختصاص به همان پنج نفر است و سایر افراد از خانواده پیامبر را در بر نمی گرفت ذیلا به چند حدیث اشاره می کنیم از آن جمله روایتی است که ( حاکم حسکانی ) آن دو کتاب خود از قول (عمر بن ابی سلمه ) می آورد که آیه (( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس )) بر پیامبر نازل شد و آن حضرت در خانه ام السلمه بودند پس آن حضرت فاطمه حسن و حسین و علی (ع) را فرا خواند و آنها را زیر کسایی جمع کرد علی (ع) را پشت سر فاطمه و حسن و حسین را در جلو و پس فرمود (( اللهم هولاء اهلی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا )) . در این موقع ام سلمه گفت : فانا معهم : و پیامبر در جواب فرمودند : انت فی مکانک و انت علی خیر ؛ تو در مکان و مقام خود و بر نیکی هستی ولی جزء این جمع نمی باشی .

 و نیز ((ثعلبی )) درباره جنگ جمل نقل می کند (( هنگامیکه از عایشه درباره جنگ جمل و دخالت او در این جنگ سوال کردند . چنین گفت : احب الناس کان الی رسول الله علیا و فاطمه و حسنا و حسینا (ع) ! و جمع رسول الله بتوب علیهم ثم قال : اللهم هولاء اهل بیتی و حاسی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا ، قالت فقلنا یا رسول الله لنا من اهلک ! قال تنقی فانک الی خیر . آیا از من درباره کسی می پرسی که همسر محبوب ترین مردم نزد رسول خدا بود من با چشم خود ، علی و فاطمه و حسن و حسین را دیدم که پیامبر آنها را زیر لباسی جمع کرده بود و فرمود : خداوندا : اینها خاندان منند و حامیان من رجس را از آنان      
پیامبر عبایی برآنها افکند وگفت خداوندا! اینها خاندان منند رجس وآلودگی را از آنها دور کن در این هنگام آیه انما یریداله لیذهب عنکم…) نازل گردید دانشمند معروف حاکم حسکانی نیشابوری در((شواهد التنزیل)) این روایت را به طرق متعدد از راویان مختلفی گردآوری . وروایت در این زمینه نقل کرده حتی در بعضی از روایات آمده است که پیامبر سه بار این جمله را تکرار کرد (( خداوندا اهل بیت من اینها هستند پلیدی را از آنها دور کن )) در روایات فراوان دیگری می خوانیم بعد از نزول آیه فوق پیامبر(ص) مدت شش ماه هنگامی که برای نماز صبح از کنار خانه فاطمه (س) می گذشت صدا می زد ((الصلوه یا اهل البیت انما یریدالله…)) این حدیث را حاکم حسکانی از انس بن مالک نقل کرده است .
در روایت دیگری که از ((ابوسعید خدری )) از پیامبر (ص) نقل شده می خوانیم پیامبر این نامه را هشت یا نه ماه ادامه داد. حدیث فوق را ابن عباس نیز از پیامبر (ص) نقل کرده است .
همچنین روایات متعددی از ابوسعید خدری صحابی معروف نقل شده که با صراحت گواهی می دهد ((این آیه تنها در باره همان پنج تن نازل شده است .قرینه دیگربر اینکه آیه با این که در لابلای بحث از زوجات پیامبر (ص) واقع شده ، ولی شامل آنان نمی شود وتنها آن پنج نفر را در بر می گیرد ((از زبان مرحوم طبرسی می شنویم که می فرماید ((این اولین بار نیست که در آیات قرآن به آیاتی برخورد می کنیم که در کنار هم قرار دارند اما از موضوعات مختلفی سخن می گویند .قرآن پر است از اینگونه بحثها همچنین در کلام وضعای عرب واشعار آنان نیز نمونه های فراوانی برای این موضوع موجود است . که جمله ((انما یریدالله…)) همراه این آیات نازل شده است. بلکه از روایات به خوبی استفاده می شود که این قسمت جداگانه نازل گردیده اما به هنگام جمع آوری آیات قرآن د رعصر پیامبر یا بعد از آن د رکنار آیات قرار داده شده است.
بنابراین با وجود همه این قرائن تنها تفسیر قابل قبول برای این آیه عبارت است از ((خمسه طیبه))است تنها کسی که استحقاق حکومت بر مسلمین را داشت که گفتیم معصوم باشد تا بتواند کتاب الهی را تفسیر نماید این شخص کسی نبود جز علی.
۴ -خبر دادن آن حضرت از غیبت – از کتابهای فضائل امام علی (ع)  نوشته عزت السادات ناصری
خبر دادن آن حضرت از غیبت اگر چه از حدوحصربه در است لیکن به چند نمونه  از اخبار که مشهور است اکتفا می شود: آنگه که متوجه صفین بودند تشنگی بر حیوانات اینان غلبه نمود آن حضرت دیری دید واز راهب آن دیر طلب آب کرد . راهب گفت : از اینجا تا آب سه فرسخ راه است ودر هر یک ماه برای من اندک آبی می آورند اگر به شما دهم خود تلف می شوم .حضرت علی (ع) از راه به در رفته اطراف را ملاحظه نمود زمینی را نشان داد که بکنند عددلشکریان نود هزار وچون همه عاجز ماندند خود از اسب فرود آمده وبه سر پنجه خیبر گشا آن سنگ را حرکت دادند.وبه دور افکند از زیر آن چشمه آبی پیدا شد که آبش از عسل شیرین تر واز یخ سردتر واز برف سفیدتر بود .تمام لشکر آب خوردند وتمام حیوانات را آب دادند ومشکها را پر کردند وباز امر نمود که سنگ را بر جای خود نهند چون مقدور آن لشکر نبودخود به نفس نفس متوجه شده سنگ را به جای خود نهاد وخاک بر آن ریختند وچون از صفین مراجعت نمودند یارانی که همراه بودند هر چند تفهمی آن کردند نیافتند .وراهب از دیر فرود آمده پرسید که این شخص نبی است به ما رسیده بود که در حوالی این دیر آبی است واز آن نشان ندهد مگر بنی یادمی نبی وپدران من در آرزوی این سرور مدتها د راین دیر به سر برده اند.واین دولت نصیب من شدپس به خدمت آن حضرت به صفین رفت وشهادت واین حدیث در کشفاالغمه وکتاب مناقب ودیگر کتب به طرق مختلفه مذکور است .ویکی دیگر آنکه بعد از رسول خدا این ویا امانتی باشد از من به طرق مختلفه مذکور است .ویکی دیگر آنکه بعد از رسول خدا(ص) امیرالمومنین ندا کرد که هر که رابر رسول خدا دینی یا امانتی باشد از من بخواهد تا ادا کنم وهر که می آمد وطلب می کرد از قرض یا غیر آن گوشه مصلای خود را بر می داشت اگر حق بود موافق طلب اود رزیر مصلا می بود به آن شخص می داد والا فلا وچون این خبر فاش شد عمر به ابوبکرگفت که مانیز د راین باب فکری باید کرد که نام پست شد ! م بعد از مشورت نمودن با هم قرار گرفتند که ایشان نیز ندا گفتند ومنادی ایشان نیز ندا کرد وچون خبر به امیرالمومنین رسید فرمود که زود باشد که از این عمل پشیمان شوند .پس روز دیگر اجرای آمد واز جانشین رسول الله پرسید ونشانش به ابی بکر دادند اعرابی از اوپرسید که تو وصی رسول الله وخلیفه اوئی گفت بلی چه می خواهی ؟گفت :هشتاد ناقه که رسول خدا ضامن شده بود که به من بدهند .پرسید که چه ناقه وچرا ضامن شده بود که هشتاد ناقه سرخ موی وسیاه چشم به من بدهد باید داد یا ترک این دعوی باید نمود ؟! ابوبکر به عمر گفت د رجواب فکری کن عمر گفت ،اعراب جاهلان می باشند از او طلب گواه کن چون از او گواه طلبیدند اعرابی گفت : آیا مثل من کسی بر پیامبر شاهد می تواند گرففت ((ولله ! ما انت بومی رسولله ولا خلیفه …)) یعنی به خدا قسم !که تو وما وخلیفه رسول خدا نیستی واز آن مجلس دل آندره وغمناک بیرون آمد.
سلمان فارسی به آن اعرابی رسیده گفت : بیا تورا و من رسول خدا نشان دهم و چون به خدمت آن سرور رسید گفت : (( انت و فی رسول الله ؟ یعنی تویی و من رسول خدا ؟ آن حضرت فرمود که بلی ما نشاء ؟ یعنی بلی من و من رسول خدا چه می خواهی ؟ اعرابی حرف خود را اعاده نمود . آن حضرت به او گفت : (( اسلمت انت و اهلک )) یعنی مسلمان شده ای تو و اهل بیت و خویشان تو اعرابی چون این بشیند در پای آن حضرت افتاده می بوسید و می گفت : شهادت می دهم که تو وصی رسول خدایی و خلیفه اویی چه میان من و رسول خدا (ص) این شرط شده بود و ما همه مسلمان شده ایم . پس از آن حضرت امام حسن (ع)  را طلبیده گفت : با سلمان برو به فلان وادی و ندا کنان بگو یا صالح ! چون جواب بشنوی بگوی که امیرالمومنین فرمود که هشتاد ناقه که رسول خدا (ص) ضامن من شده به این اعرابی تسلیم نمای . و چون حضرت امام حسن با سلمان و دیگر مردمان رفتند و آن حضرت ندا  فرمود در جواب شنید که (( السمع و الطاقه )) یعنی شنیدم و فرمانبردارم و در حال ، زمام نافه از سنگ بیرون آمد و حضرت امام حسن (ع) آن را گرفته بدست اعرابی داد و شتران به همان هیئت بیرون می آمدند تا هشتاد عدد تمام شد و اعرابی آن را تمام به تصرف در آورده راه قبیله به پیش گرفت .
آب ریختن پیغمبر به دست امیرالمومنین : ابن عباس می گوید : پیغمبر اکرم (ص) با عده ای از مهاجر و انصار در مسجد بود جبرئیل نازل شد و عرض نمود ای محمد (ص) حقت سلام می رساند و می گوید علی (ع) را حاضر کن  و برویت بنشیند و جبرئیل رفت به طرف آسمان و پیغمبر (ص) امیر المومنین را صدا زد و روبروی خود نشاند جبرئیل نازل شد و همراه خود طبقی از رطب آورده بود و جلو روی آنها گذارد و گفت بخورید بعد از آنکه میل نمودند آفتابه لنگی آورد و گفت یا رسول الله خدا امر می کند که آب به دست علی بریزی . پیغمبر پذیرفت و آب به دستان امیر المومنین ریخت . امیرالمومنین عرض کرد یا رسول الله من باید آب به دست شما بریزم حضرت فرمود : یا علی خدا چنین دستور داده و هرچه آب روی دستان امیرالمومنین (ع) می ریخت آبها در تشت نمی ریخت امیرالمومنین (ع) عرض کرد یا رسول الله نمی بینم قطره ای از آبها در طشت بریزد پیغمبر (ص) فرمود : یا علی ملائکه سبقت می گیرند از یکدیگر گرفتن آب دستهایت جهت تبرک است !
(۱) بحار ج ۳۹ : ص ۱۲۱ و مدینه المعاجر ، ج ۱ ص ۳۷۳
پیغمبر (ص) فرمود : در شب معراج خدای متعال به لغت و زبان علی (ع) با من سخن گفت  . (2) بحار ، جلد ۳۸ ، ص ۳۱۲
نقل شده روزی پیغمبر اکرم (ص) ۵ مرتبه سر به سجده گذارد بدون رکوع ، عرض کرد یا رسول الله این سجده ها برای چه بود فرمود : جبرئیل نازل شد و گفت : خدا علی (ع) را دوست می دارد پس سجده نمودم سر از سجده برداشتم گفت : خدا حسن بن علی را دوست می دارد باز سجده رفتم سر از سجده برداشتم ، گفت خدا حسین (ع) را نیز دوست می دارد ، پس سجده نمودم ، بعد از آن گفت خدا فاطمه (س) را دوست می دارد پس سجده نمودم وبرای مرتبه پنجم گفت خدا دوست می دارد کسانی را که آنها دوست بدارند پس سجده نمودم .
(۱)    بحار ، جلد ۳۷ ، ص ۶۰
پیغمبر (ص) به عمویش عباس فرمود : ای عمو شان علی (ع) بزرگ است و مقام علی (ع) بالا است و وزن علی (ع) سنگین است و محبت علی (ع) در میزان احدی گذارده نمی شود مگر اینکه غلبه می کند بر گناهانش و بعضی  علی (ع) در میزان احدی گذارده نمی شود مگر اینکه بر حسناتش ترجیح پیدا می کند . عباس بن عبد المطلب گفت یا رسول الله من تسلیم علی و راضی به او هستم پیغمبر (ص) فرمود عمو جان نگاه کن به آسمان ببین چه می بینی ، عباس نگاه کرد و گفت : خورشید تابان و آسمان صاف و روشن ، پیغمبر (ص) فرمود ای عمو تسلیم تو به فضایلی که خدا به علی داده است با برکت تر از این خورشید و تابش آن بر نباتات و حبوبات و میوه جات است و بدان که به واسطه تسلیم تو عده ای از ملائکه مقربین که عددشان بیش از قطران باران و بیش از ورق درختان و بیش از عدد شن های بیابان و بیش از عدد موهای جنبندگان و بیش از عدد قدمها و نفسهای انسانها  است  تمامی آن ملائکه می گویند ( اللهم قیل علی العباس عم نبیک فی تسلیمه لنبیک فی فضل اخیه علی (ع) یعنی خدایا درود فرست بر عباس عموی پیغمبرت در تسلیم شدنش در برابر پیغمبرت در فضیلت برادرش علی (ع) پس حمد کن خدا را و شکر کن او را به جای آور که سود تو بزرگ و رتبه ات در ملکوت آسمانها بالا است
(۱)    آثار و برکات امیرالمومنین (ع) ، ص ۲۲ ، تفسیر امام عسکری ، ص ۲۱
اعتراف عمر و ابی بکر در باره علی (ع)
عمر بن خطاب می گوید رسول خدا (ص) فرمود : برتری علی (ع) بر این امت مانند برتری ماه رمضان است و بر بقیه ماهها ، و مثل برتری شب قدر است بر بقیه شبها و همانند برتری شب جمعه است بر بقیه شبها و فرمود : خوشا به حال کسی که ایمان آورد با او و تصدیق کند و ولایت او را بر آن کسی که انکار نماید حق او را و حق است بر خدای متعال که او را در قیامت از شفاعت محمد (ص) محروم کند   (1) بحار ، جلد ۳۸ ، ص ۱۴
و می گفت اعوذ بالله من کل معصله لیس انها ابوالحسن  ، یعنی پناه به خدا می برم از هر مشکل که امیرالمومنین (ع) در آنجا نهان شد .  ( 2 ) بحار ، جلد ۳۸ ، ص ۱۴ و یا می گفت : لا ابقایی الله بعدک ، یعنی بی تو نباشم و در چند مورد بلکه هفتاد مورد گفته است : لو لا علی لهتک عمر ، یعنی اگر علی نبود عمر هلاک می شد و این جمله را ابوبکر و عثمان هم گفته اند
(۲)    الغدیر ، جلد ۶ ، ص ۳۲۷
و روزی گفت زنها مهریه زیاد نگیرند و اگر بیش از مهریه زنهای پیغمبر (ص) گرفته اند باید برگردانند به بیت المال ، زنی گفت آیا حرف تورا قبول کنیم یا قول خدا را که می فرماید (( و آتیتم احداهن قنطارا )) یعنی اگر مال زیادی هم مهریه قرار داده اید به آنها بدهید ، عمر گفت ( کل الناس افقه من عمر ) یا زکل احد افقه من عمر ) ، یعنی همه از عمر آگاه تراند حتی زنهای پشت پرده ، هر چه خواستید مهر قرار دهید     (1) الغدیر ، ج ۵ ، ص ۹۷
و در خطبه اش می گفت اگر ما شما را از آن که می شناسید بر گردانیم به انچه که می دانید ( یعنی به دوران جاهلیت ) چه خواهید کرد . کسی جواب نداد تا اینکه ۳ مرتبه تکرار کرد ، مرتبه سوم امیرالمومنین علی (ع) فرمود : ما تو را توبه می دهیم پس اگر توبه کردی که خوب ، گفت اگر توبه نکنم ، فرمود : گردنت را می زنیم ، گفت الحمدلله که خدا در این امت کسی را قرار داده که اگر کج شدیم  ما را راست کند . (۲)  بحار ، ج ۴۰ ، ص ۱۸۰
و ابی بکر گفت اگر راست رفتم مرا متابعت کنید و اگر کج رفتم مرا راست کنید و عمر می گفت مردم اگر کسی در من اعوجاج و کسی دید مرا راست کند ، مردی از جا برخاست و گفت : اگر کج رفتی با این شمشیر راستت می کنیم .
(۳)    سرمایه سخن ، ج ۳ ، ص ۳۱۹
معجزه زنده شدن عرب بیابانی
میثم تمار می گوید یک نفر از اعرابی آمد محضر امیرالمومنین (ع) و به حضرت گفت : شنیده ام شما و پیغمبر و امام و سرپرست  مسلمانان هستی آیا چنین است ؟ امیرالمومنین (ع) فرمود : بگو چنین پیش آمدی شده گفت : من فرستاده شصت هزار نفر از قومم هستم که با من مرده ای را فرستاده که مدتی است از قتل او گذشته و مردم درباره او اختلاف دارند و الان در مسجد است اگر آن را زنده کنی ما می دانیم که شما وصی پیغمبر (ص) و حجت خدا در روی زمین هستی . میثم می گوید : امیرالمومنین به من فرمود : ای ابا جعفر سوار شتر شو و در کوچه ها و محله های کوفه گردش و اعلان کن و بگو هر که می خواهد نظر کند به علومی که خدا به علی بن ابی طالب داده است فردا بیاید نجف ، چون میثم برگشت ، امیرالمومنین (ع) فرمود : ای اعرابی را به خانه ات میهمان کن تا فردا صبح . میثم می گوید آن اعرابی را با جنازه ای که همراه داشت به خانه بردم تا اینکه فردا صبح امیرالمومنین بعد از نماز صبح حرکت کردیم و همه مردم کوفه راه افتادند به سوی نجف آن اعرابی را با جنازه آن جوان آمد نجف ، حضرت فرمود : ای مردم کوفه آنچه را که از ما می بینید و مشاهده می کنید باز گو کنید برای مردم ، بعد دستور فرمود : جنازه را حاضر کنند
از آن اعرابی سوال کرد چند روز است که این جوان را کشته اند ، گفت ۴ روز است ، حضرت پرسید سبب مرگش چه بود ؟ اعرابی گفت این جوان شب سالم بود ، صبح دیدند سر او را بریده اند و لی قاتلش را نمی دانند کیست . حضرت پرسید چه کسی در صدد خونخواهی اوست ؟ گفت : ۵۰ نفر از فامیلش دنبال خونخواهی این جوانند ، حضرت فرمود : این میت را عمویش کشته است چون با دختر عمویش ازدواج کرده و او را رها کرده و عیال دیگری اختیار کرده است ، اعرابی گفت : ما راضی به گفته شما نمی شویم تا اینکه خود این جوان بگوید قاتلش کیست اینجا بود که امیرالمومنین (ع) حمد و ثنای خدا را گفت و درود بر پیغمبر فرستاد و فرمود : ای مردم کوفه بنی اسرائیل عزیز تر از علی بر داد رسول خدا نیست ، قسمتی از آن گاو را به آن میت زدند و زنده کردند و می دهم عضوی از اعضائم را به بدن این جوان می زنم و این عضو نزد خدا از همه آن گاو بنی اسرائیل بهتر است سپس با پای راستش این میت را حرکت داد و فرمود : ( قم باذن الله یا مدرک بن حنظفه بن عسان )
میثم می گوید این جوان را از جا بلند شد و آنقدر زیبا بود که از ماه و خورشید زیباتر بود گفت ( لبیک یا حجه الله علی الانام )
حضرت پرسید : قاتل تو کیست ؟ گفت عموی حسودم حبیب بن عسان ، حضرت فرمود : ای جوان برگرد به سوی خانواده ات . گفت : من کاری به خانواده ام ندارم ، حضرت فرمود : چرا ؟ گفت : می ترسم دوباره مرا بکشند و شما آنجا نیستی که مرا زنده کنی ، حضرت رو کرد به آن اعرابی و فرمود : برو به اهلت خبر بده آنچه را که دیدی ، آن اعرابی هم گفت من دلم می خواهد تا زنده هستم با تو زندگی کنم . خدا لعنت کند آن کسی را که حق را ببیند و بداند و انکار کند و این ۲ نفر ماندند با امیرالمومنین با اینکه در صفین کشته شدند  (1) آثار و برکات امیرالمومنین ، ص ۱۱۳ ، فضائل ابن شادان ، ص ۳

احیاء و شب زنده داری و گریه های علی
پیامبر فرمود : همه چشمها روز قیامت گریانند مگر ۳ چشم ، آن چشمی که از گناهان چشم پوشی کند و آن چشمی که شب را در طاعت خدا به صبح برساند و آن چشمی که از خوف خدا گریه کند .  (2) کافی ، ج ۲ ، ص ۸۰
ابوذر می گوید : امیرالمومنین را در بیابان مشاهده کردم ، از رفقا جدا شد و از پشت نخلستانها حرکت نمود ، دیگر من او را ندیدم ، گمان می کردم به سوی منزلش رفت اما یکوقت شنیدم صدای ناله جانسوزی می آید ، ۰۰۰ متوجه صدا شدم و به دنبال آن صدا رفتم دیدم صدای ناله امیرالمومنین است ، خودم را مخفی کردم و از حرکت ایستادم ببینم آقا چه می کند دیدم در آن دل شب مشغول نماز است وقتی از نماز فارغ شد ، مشغول دعا و گریه شد ، با خدا مناجات می کرد ، ( چه مناجاتی ) ۰۰۰ کم کم صدای ناله علی خاموش شد ، گفتم دیگر خسته شد و خوابش برد ، رفتم برای نماز  صبح آقا را بیدار کنم ، دیدم مثل چوب خشکیده افتاده ، او را حرکت دادم دیدم حرکت نمی کند ، گفتم : انا لله و انا الیه راجعون به خدا علی از دنیا رفته ، آمدم در خانه امیرالمومنین خبر درگذشت علی را بگویم ، دختر پیغمبر گفت : ابودرداد بگو ببینم چه خبر شده وقتی جریان را گفتم فرمود : ابودرداء به خدا قسم این غشوه ایست از خوف خدا به علی عارض می شود رفتم آب آوردم به صورت علی زدم به هوش آمد ، وقتی به من نگاه کرد دید گریه می کنم ، فرمود : ابودرداء چرا گریه می کنی ، عرض کردم آقا گریه من برای حال شماست که این جوری به خودتان صدمه می زنید ، فرمود : ابودرداء پس چه حالی پیدا می کنی آن وقتی که مرا صدا بزنند برای حساب روز قیامت آن وقت که گناهکاران یقین می کنند که عذاب خدا حتمی است ، آن وقتی که انسان در برابر خدا قرار می گیرد  (1)‌بحار ، ج ۴۱ ، ص ۱۱ .
اما دیگر این شبها صدای مناجات علی نمی آید ۰۰۰
مناجات علی از سوی نخلستانها نمی آید                                 صدای دلنشین شاه و انس و جان نمی آید
به پای صوت قرآن چون شده کز خانه حیدر                             نوایی جز صدای ناله و فغان نمی آید
علی در بستر مرگ است و مشغول نماز شب                             بگو خادم : به مسجد خسرو خوبان نمی آید
یتیمی دامن مادر گرفته اشک می ریزد                                  که ای مادر چرا غمخوار ما طفلان نمی آید
به وقت مرگ تا حیدر نیاید بر سرم جانا                                  برون از این بدان این جان ناقابل نمی آید .

حال در این نیمه شب وقت مناجات من و تو است ، خدا را به یا ارحم الراحمین صدا بزن ، بگو یا غفار و یا غفار و یا غفار ۰۰۰

گریه پیغمبر اکرم (ص) برای امیرالمومنین (ع)
در خطبه شعبانیه پیغمبر اکرم (ص) درباره فضیلت ماه مبارک رمضان سخن می گفت : امیرالمومنین از جا بلند شد عرض کرد : یا رسول الله بهترین اعمال دراین ماه چیست فرمود : یا اباالحسن بهترین اعمال در این ماه دوری از گناهان است . پیغمبر شروع کرد به گریه کردن . امیرالمومنین عرض کرد یا رسول الله چرا گریه می کنید فرمود : گریه من برای آن کاری است که برسر تو می آورند دراین ماه مثل این که می بینم تو را در حال نماز شقی ترین اولین و آخرین محاسنت را با خون سرت خضاب کرده . امیرالمومنین عرض کرد یا رسول الله آیا دینم سالم می ماند فرمود : آری یا علی هر که با تو جنگ کند با من جنگ کرده هر که با تو دشمنی کند با من دشمنی کرده . (۱)‌ بحار،  ج ۴۲ ، ص ۱۹۰ .
عبدالرحمن بن ملجم آمد و با امیرالمومنین دست بیعت داد . طبق نقل ابن ملجم از کسانی بود که محمد ابن ابی بکر او را از مصر فرستاد که اعلان بیعت کند با امیرالمومنین . (۲) بحار ، جلد ۴۲ ، ص ۱۹۶ .
بعد از آنکه بیعت کرد و رفت ، امیرالمومنین او را صدا زد و فرمود : مبادا در این بیعت خیانت کند و پیمان را بشکند . دوباره بیعت کرد و امیرالمومنین دوباره بیعت خود را محکم کرد مرتبه سوم خواست برود . امیرالمومنین صدا زد بیا  مبادا عهد و پیمان خود را بشکنی ابن ملجم گفت : به خدا قسم ندیدم با احدی غیر ازمن چنین عهد و پیمان بگیری . فرمود : آری به خدا قسم من هم نمی بینم به گفته ها و پیمانت عمل کنی (۳) بحار ، جلد ۴۲ ، ص ۱۹۲ .
ابن ملجم در این مسافرتی که آمده بود مریض شد آنقدر که امیرالمومنین به او خوبی و مهربانی کرد . وقتی ابن ملجم را آوردند محضر امیرالمومنین فرمود : مگر به تو خوبی نکرده بودم مگر من بد امامی برایت بودم . پس چرا با من چنین کردی ؟
(۱)    بحار ، ص ۴۲ ، ص ۲۴۴ .
فرمود : حسن جان مبادا با قاتلم بد رفتاری کنی اگر من زنده ماندم خودم می دانم و اگر اجل مهلتم نداد او یک ضربت به من زده مبادا بیش از این انتقام بگیری مبادا او را مثله کنید و قطعه قطعه کنید . (۲)‌ بحار ، ج ۴۲ ، ص ۲۰۷
بجز از علی که گوید به پسر قاتل من                                              چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا . 

خوش خلقی علی (ع)
در خبر آمده است که روزی علی (ع) غلام خود را چند بار صدا زد غلام پاسخ نداد. علی (ع) از خانه بیرون آمده اورا پشت دریافت به او فرمود : چرا جواب نمی دادی ؟ غلام گفت: حال پاسخ دادن نداشتم واز مجازات توهم ایمن بودم .علی (ع) گفت سپاس خدای را که مرا از کسانی قرار داده که خلقش از او ایمنند برو تو در راه خدا آزادی .
از امام صادق (ع) نیز نقل شده است که فرمود: علی (ع) با مدری ذمی همسفر شد آن مرد پرسید: ای بندهی خدا عازم کجا هستی؟ فرمود: به کوفه می روم وقتی راه ذمی جدا شد امیر مومنان (ع) با او حرکت کرد. آن مرد گفت : مگر نگفتی به کوفه می روم؟ فرمود: چرا. گفت: این راه کوفه نیست فرمود: می دانم . گفت: پس چرا با من می آیی فرمود : از کمال حسن معاشرت این است که اتنسان هنگام جدا شدن از رفیق خود خود را چند قدم همراهی کند. پیامبر ما به ما چنین فرمان داده است.ذمی گفت: پیامبرتان چنین گفته است؟ فرمود: آری ، ذمی گفت؛ پس به خاطر این کارهای پسندیده است که مردم پیرو او شده اند. من تو را گواه می گیریم که دین تو را پذیرفته ام آنگاه آن مرد ذمی با امیر مومنان علی (ع) بازگشت و هنگامی که ارو را شناخت مسلمان شد.

زهد علی (ع)
قمیصه بن جابر می گوید: من در دنیا هیچ کس را زاهد تر از علی بن ابیطالب (ع) ندیدم.
رسول خدا فرمود: ای علی خداوند تو را به زینتی آراسته است که بندگان دیگر را به آن زینت که محبوب ترین زنیت ها نزد خداست نیاراسته است. این زینت ، زینت کسانی است که نزد خدا از نیکان به شمار می روند و آن زهد نست به دنیاست . تو را به گونه ای قرار داده است که چیزی از دینا =نمی کاهی و دنیا چیزی از تو نمی کاهد و دوستی بینوایان را به تو بخسیده و تو را چنادن ساخته است که به پیروی آنان  خشنودی و آنان نیز به امامت تو خشنودند.
از امام باقر علی (ع) نقل شده است که فرمود: به خدا سوگند علی (ع) مانند بردگان غذا می خورد و مانند بردگان می نشست او معمولا دو پیراهن سنبلانی خریداری می کرد و بهترین آنها را به غلامش می داد و دیگری را خودش می پوشید در خبر آمده است که علی (ع) لباس وصله دار می پوشید و کفش های از لیف خرما بود.
از امام صادق  (ع) نقل شده است که فرمود: علی (ع) گاه با یک لنگه کفش راه می رفت و لنگه دیگر را به دست خود تعمیر می کرد و از کار باکی نداشت.
در خبر آمده است که علی (ع) پیراهنش را خود وصله می کر د و می فرمود: پوشیدن لباس وصله دار دل مرا خاشع می کند ومومنان از آن پیروی می کنند.
امیر مومنان علی (ع) فرمود: خداوند مرا پیشوای مردم قرار داده و بر من مقرر نموده است که در مورد خویش و در خوراک و پوشاک و نوشیدنی ام همچون مردم ناتوان و مستمند باشم، تا نیازمندان از فقر من پیروی کنند و ثروتمندان در اثر بی نیازی به طغیان کشیده نشوند.
زید بن حسن می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: امیر مومنان علی (ع) در خوردن غذا شبیه ترین مردم به رسول خدا بود خودش نان و سرکه و روغن زیتون می خورد و به مردم نان و گوشت می داد.

قناعت علی (ع)
از ابواسحاق سبعی مقل شده است که گفت: یک روز جمعه من بردوش پدرم سوار بودم و امیر مومنان در حلی که خطبه می خودن آستین خود را حرکت می داد. به پدرم گفتم امیر مومنان(ع) احساس گرما می کند! پدرم گفت: نه احساس گرما می کند و نه احساس سرما بلکه پیراهنش را شسته و مرطوب است و چون پیراهن دیگری جز این ندارد آن را حرکت می دهد تا خشک شود.
اسود و علقمه می گویند: بر امیر مومنان(ع) وارد شدیم دیدیم طبقی که از برگ خرما بافته شده بود در برابر آن حضرت قرار داد و یک یا ۲ قرص نان جو که سبوس آن در آن نمایان بود روی طبق است و علی (ع) نان را با سر زانو می شکند و با نمک نیمکوب می خورد . به کنیز سیاه پوستی که آن حضرت داشت و نامش فضه بود گفتیم: چرا این آرد را برای امیرمومنان نپخته ای ؟ کنیز گفت: آیا علی (ع) غذای گوارا بخودرد و گناهش به  گردن من باشد؟ امیر مومنان تبسم کرد و فرمود: من به او گفتم آرد را الک نکند.گفتیم : چرا؟ ای امیر مومنان! فرمود: این برای خوار داشتن نفس سزاوراتر است و مومنان از من پیروی می کنند و من نیز به یارانم می پیوندم.
سوید بن غفله می گوید: بر علی (ع) وارد شدم دیدم آن حضرت نشسته است و ظرفی در برابر او قرار دارد که مقداری دوغ که بوی ترشی آن احساس می شد در آن است و گرده ی نان جوینی را که پوست جو روی آن نمایان بود در درست دارد و آن را با دست خود می شکند و در دوغ می ریزد به من فرمود: نزدیک بیا و از غذای ما بخور من گفتم: روزه دارم…
نقل شده است که علی (ع) بر قصابی گذشت که گوشت چاقی در اختیار داشت گفت: ای امیر مومنان این گوشت چاق است آن را از من خریداری کن. علی (ع) فرمود: پول ندارم. قصاب گفت: من صبر می کنم. فرمود: من بر نخوردن گوشت صبر می کنم.
علی (ع) فرمود: فرمانروای شما از دنیایتان به دو لباس کهنه خشنود گشته است او در طول سال گوشت نمی خورد و تنها به پاره ای از جگر قربانی بسنده می کند.

نمونه هایی از ایثار علی (ع)
در خبر آمده است که امیر مومنان وارد بازار کرباس فروشان شد با مردی نیکو صورت روبه رو گردید به او فرمود : ای مرد آیا دو جامه پنج درهمی داری؟ آ مرد از جا برخاست و گفت: ای امیر مومنان آنچه بخودهی دارم،وقتی علی (ع) دید آن مرد او را شناخت از او گذشت و نزد غلامی آمد و فرمود: ای غلام آیا دو جامه ی پنج درهمی داری؟گفت: آری ، من دو جامه دارم. علی (ع) آن دو جامه را یکی به سه درهم و دیگری را به دو درهم خدید و به عنبر فرمود:این جامه ی ۳ درهمی را تو بگیر. قنبر گفت : شما به آن سزاوارترید بالای منبر می روید و برای مردم خطبه می خوانید فرمود: تو جوانی و تمایلات جوانی در توست و من از پروردگارم شرم دارم که خود را بر تو برتری درهم. من از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: بردگانتان را از آنچه ود می پوشید بپوشانید و از آنچه خود می خورید بخورانید.
امام باقر (ع) دربارهی سخن خداوند ” لایوفون بالنذر و یخافون“ فرمود: حسن و حسین که دو کودک کوچک بودند بیمار شدند پیامبر خدا به همراه دو تن از اصحاب به عیادت آنها آمدند. یکی از آن دو همراه به علی (ع) گفت: اگر برای این دو پسرت نذر کنی خداوند آنها را شفا می دهد علی (ع) فرمود: سه روز به عنوان سپاسگزاری خدا روزه می گیرم فاطمه (ع) نیز چنین گفت و کودکان هم گفتند ما نیز سه روز روزه می گیریم و کنیزشان فضه هم چنین گفت. خدا حسن و حسین را شفا داد و همگی روزه را شروع کردند . آن روز آنان غذایی نداشتند. علی (ع) نزد همسایه ی یهودی خود که شمعون نام داشت و در کار پشم بود آمد به او فرمود: آیا مقداری پشم به من می دهی تا آن را به دختر محمد در برابر سه صاع جو برای تو بریسد؟ گفت: آری و مقدرای پشم به آن حضرت داد. علی (ع) پشم و جو را به خانه آورد و به فاطمه (ع) خبر دارد. فاطمه (ع) پذیرفت و اطاعت کرد و آن گاه برخاست و یک سوم پشم را تابید و یک صاع جو برداشت و آن را آرد کرد و خمیر نمود و پنچ قرص نان برای هرکدام یک قرص پخت. علی (ع) نماز مغرب را با پیامبر(ص) خواند و به خانه آمد. سفره را گشودند و هر پنج نفر بر سر سفره نشستند. در اولین لقمه ای که علی (ع) آن را شکست بینوایی پشت در آمد و گفت: ای خاندان محمد! سلام بر شما می یکی از بینوایان مسلمانم، به من از آنچه خود می خورید غذا بدهید خدا شا را از سفره های بهشتی غذا دهد. علی (ع) لقمه را بر زمین نهاد ( تا آن که می فرماید: فاطمه نیز دست در سفره برد و سهم خود را به بینوا داد  و همگی گرسته ماندند و روز بعد روزه گرفتند و تنها با آب افطار کردند روز دوم فاطمه(س) مقدار دیگری از پشم را تابید و یک صاع جو برداشت ؤ آن را آرد کرد و خمیر نمود و پنج قرص نان برای هر کدام یک قرص نان پخت و علی (ع) نماز مغرب را با پیامبر (ص) خواند و به خانه آمد و قتی سفره را گشود و هر پنج نفر بر سر سفره نشستند در اولین لقمه ای که علی (ع) لقمه را بر زمین نهاد( تا آن که می فرماید: فاطمه(س) تمام آنچه را که در سفره بود به یتیم داد و خودشان گرسنه ماندند و تنها با آب افطار کردند و روز بعرد را روزه گرفتند. روز سوم فاطمه(س) باقیمانده پشم را تابید و باقیمانده جو را آرد کرد و خیر نمود و پنج قرص نان برای هر نفر بر سر سفره نشستند در اولین لقمه ای که علی (ع) برداشت یکی از اسیران مشرکین بر در خحانه آمد و گفت: ای خاندان محمد! سلام بر شما، شما ما را اسیر می کنید و در بند می کشید آیا به ما غذا نمی دهید؟ علی (ع) لقمه را بر زمین نهاد . ( تا آنکه می فرماید) همگی آنچه را که در سفره بود به اسیر دادند و خود گرسنه ماندند و هیچ چیزی نداشتند که با آن افطار کنند. شعیب در این حدیث می گوید: علی (ع) دست حسن و حسین را گرفت و در حلی که این دو کودک از شدت گرسنگی مانند جوجه می لرزید نزد پیامبر (ص) آمد. وقتی چشم پیامبربه آنها افتاد فرمود: ای ابوالحسن چقدر بر من ناگوار است این حالتی که در شما می بینم! به خانه ی دخترم فاطمه برو گرسنگی شکسش به پشتش چسبیده بود و چشمانش در گود فرو رفته بود. وقتی رسول خدا (ص) فاطمه (ع) را به آن حال دید او را در بر گفرت و فریاد برداشت: ای وای سه روز است شما در این وضع به سر می برید من بی خبرم در این هنگام جبرئیل فرود آمد و گفت: ای محمد بگیر آنچه را که خدا در مورد خاندانت به تو تهنیت گفته است پیامبر (ص) گفت ای چبرئیل چه چیز را بگیرم؟ جبرئیل این سوره را خواند: ” هل اتی علی الانسان حین من الدهر…(تا به اینجا رسید) ان هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا“
به یغیین ابرار (ونیکان ) از جامی می نوشندکه با عطر آمیخته است از چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشتندواز هر جا بخواهند آن را جاری می سازند!(نیکوکاران )به نذر خود وفا می کنند واز روی که شر آن شکار است بیم دارند وغذا را با آنکه دوست دارند به بینوا ویتیم واسیر می دهند (ومی گویند ): ما فقط برای رضای خدا به شما غذا می دهیم واز شما پاداش وسپاس نمی خواهیم ما از پروردگارمان از روزی که گرفته وسخت است می ترسیم پس پروردگارشان از شر آن روز نگاهشان می دارد می دارد وتازگی وشادمانی برای آنان پیش می آورد وبه خاطر صبری که کرده اند بهشت ودیبا به آنان پاداش می دهد- خاصه وعامه روایت کردند که آیات این سوره از آیه *ان الابراریشربون …) تا آیه *…کان سعیکم مشکورا * دزشان علی وفاطمه وحسن وحسین (ع) وکنیز آنان به نام فضه نازل گردیده است از ابن عباس ومجاهد وابو صالح نیز این روایت نقل شده است.
عبادت علی (ع)
امیرمومنان (ع)فرمود: من خدا را پنج (یا هفت ) سال پیش از آن که کسی از این امت او را بپرستند عبادت کردم .
علی (ع) فرمود: من به همراه پیامبر خدا را هفت سال پیش از آن که کسی از این امت او را بپرستند من پرستش نمودم .
عبدالله بن ابی هذیل از علی (ع) نقل کرده است که فرمود :من کسی را از این امت جزئ خودم سراغ ندارم که پس ازپیامبر خدا راپرستش کرده باشد من ۹سال پیش از آن که کسی از این امت اورا بپرستد عبادت کردم .
از جابربن عبدالله بن یحیی از علی (ع) نقل شده است که فرمود :من ۳ سال پیش از آنکه کسی به پیامبر نماز بگزارد با وی نماز گزاردم.
در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:….امیر مومنان در حال سجده می فرمود : ((خداوندا))! بر این سرافکندگی ام در پیشگاهت وبر ناله وزاری ام به در گاهت وبروحشتم ااز مردم ترحم کن ومرا ای خدای بزرگوار با خودت مانوس گردان .
در خبر آمده است که علی (ع) فرمود پس از رسول خدا (ص)نخستین کس بود که سجده شکر برای خدا به جای آوردونخستین کسی از این امت بود که پس از سجده ،صورتش را برخاک نهاد … .
امام صادق (ع)فرمود : علی (ع) هنگامی که سجده می کرد همچون شتر لا عزمیان دست ها وشکم را از زمین جدا می ساخت . از سخنان علی (ع)است که فرمود : ای مردم !به خدا سوگند من شما را به طاعتی وادار نمی کنم جز این که نخست خودم آن را انجام می دهم وشما را از گناهی باز نمی دارم جز این که پیش از شما خودم از آن دست برمی دارم .
شجاعت علی (ع)ونشان های افتخار آمیز او درجنگ
علی (ع)فرمود: به خدا قسم اگر عرب در جنگ با من پشت د رپشت بایستد من هرگزروی نخواهم گرداند واگر فرصت یابم برای زدن گردن هایشان شتاب خواهم کرد .
عبدالرحمن حاطب می گوید : علی (ع)هنگامی که اراده جنگ می کرد لاالله الا الله وتکبیر می گفت آن گاه می فرمود : چه روزی از مرگ می توانم بگریزم ؟ آیا روزی که مرگم برمقدر نشده یا روزی که مرگم بر قلم تقدیر رفته است ؟
خبر آمده است : در جنگ خندق هنگامی که عمربن عبدود مبارز طلبید وکسی پاسخ او را نگفت ، علی (ع)به رسول خدا(ص) عرض کرد : آیا به من اجازه می دهی ؟ پیامبر (ص)فرمود: او عمربن عبدود است علی (ع)گفت :من هم علی بن ابیطالب هستم پس به سوی اوبیرون شد واوراکشت…  .طبرسی روایاتی را درباره واقعه خندق نقل کرده است از جمله این که علی (ع)عمربن عبدود را که با هزار سوار برابری می کرد کشت واین پس از آن بود که پیامبر (ص)برای او دعا کرد وگفت :خداوندا !او را از پیش رو وپشت سرش واز طرف راست وچپش وازبالای سر وزیر قدمش حفظ کن .
از ابن مصعود نقل شده است که گفت : هنگامی که علی (ع)در برابر عمربن عبدود ظاهر شد پیامبر (ص)فرمود: تمامی ایمان در برابر تمامی ایمان در برابر تمامی شرک آشکار شده است وهنگامی که علی (ْع)او را کشت پیامبر (ص)به وی فرمود :ای علی مژده باد تورا ،اگر امروز عمل تورا با اعمال امتم بسنجند عمل تو برتری خواهد داشت .
پیامبر (ص )هنگامی که اجازه داد علی (ع)با عمربن عبدود روبرو شود وعلی به سوی او بیرون شد فرمود:تمامی ایمان در برابر تمامی شرک آشکار شده است .
از حذیفه نقل شده است که رسول خدا (ص)فرمود: یک ضربت علی (ع)در جنگ خندق از تمامی اعمال امتم تا روز قیامت برتر است .
از جعفربن محمد از پدرش از علی بن الحسین از پدرش (ع)نقل شده است که رسول خدا (ص)به علی بن ابیطالب (ع)فرمود: ای ابوالحسن !اگر ایمان واعمال خلایقی در یک کخه وعمل تودر جنگ احد کخه ای دیگر نهاده شود عمل تو بر تمام عمل خلایق برتری خواهدداشت وخداوند بزرگ بر فرشتگان مقربش در جنگ احد به تو افتخار نموده وحجاب را از آسمان برداشته وبهشت وآنچه را که در آن است به وسیله تو نورانی ساخته است ودانایان از کار شادمانند وخداوند در آن روز چیزی به تو عوض خواهد داد که هر پیامبر ورسول وصدیق وشهیدی به آن غبطه خواهند خورد .
از عبدالله بن مسعود نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود هرگز علی را به سریه ای گسیل نداشتم مگر آنکه جبرئیل را در طرف راست او ومیکائیل را در طرف چپش می دیدم وابرها بر او سایه می افکندند تا آنکه خدا پیروزی رانصیب او می ساخت .
از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمود :یک ضربت علی بر عمر وبا عبادات جنس وانس برابر است .
جعفربن محمد (ع) فرمود :در جنگ بدر فرشته ای به نام رضوان از آسمان صدا برآورد : شمشیری جزئ ذوالفقار وجوانمردی جز علی نیست .
از ابن عباس نقل شده است که رسول خدا (ص)فرمود: پروردگارم به من ذوالفقار را داد وفرمود:ای محمد ! این را بگیر وبه بهترین مردم روی زمین بده .گفتم : پروردگارا !بهنرین مردم روی زمین کیست؟فرمود:علی ابن ابیطالب که جانشین من در زمین است !
از صفحه ۴ :از عنوان خوش خلقی علی (ع) به بعد مربوط به کتاب :مولف: علی رضا صابری یزدی 
مترجم : محمد رضا انصاری محلاتی                     اسم کتاب: هزار حدیث در فضائل امام علی (ع)
از صفحه یک تا صفحه چهار تا اول عنوان خوش خلقی علی (ع) مربوط به کتاب :خادم درباره علوی حجه الاسلام واالمسلمین سید محمد تقی مقدم دامت برکاته
اسم کتاب : مجمع ال فضائل علی (ع).
سیمای علی (ع) در قرآن :     از کتاب زندگی چهرده معصوم علیه السلام        تالیف: احمد احمدی بیرجندی
بیش از صد مورد ،بر حسب مدارک قابل قبول ،آیاتی است که در باره علی نازل شده ،ما در این جا چند آیه را که به اتفاقا شیعه وسنی درباره علی (ع) نازل شده است نقل می کنیم : آیه مبارکه ((افمن کان مومنا کمن کان فاسقا لا یسترون – آیا پس کسی که مومن باشد مانند کسی است که فاسق باشد چنین است اینان یکسان نیستند .آیه مبارکه((انما انت منذر ولیک قوم هاد- جز این نیست که بیم دهنده ای واز برای هر قومی راهنمایی است .فخر رازی درزیل این آیه منظور از((هادی))را حضرت علی (ع)نقل می کند.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    روش های ترک کردن غیبت

    روش های ترک کردن غیبت/ دانشمندان اخلاق براى همه بیمارى‌هاى نفسانى، دو راه درمان را سفارش مى‌کنند: راه علمى که خود شامل دو قسم: «اجمالى» و «تفصیلى» است. در این گفتار، راه‌هاى درمان هر کدام از موارد غیبت، جداگانه بررسى مى‌شود.

    از کریم اهل بیت چه می دانید

    از کریم اهل بیت چه می دانید/ امام حسن(ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن […]

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است

    از کجا بدانیم خداوند گناهان ما را بخشیده است/ خدای متعال راه اصلاح را به سوی انسان بازگذاشته، تا اگر به مسیر نابودی خویش رفته، بتواند آن را اصلاح کند و سعادت ابدی خویش را نجات دهد. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ […]

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟

    آیا می دانید عامل سعادت پسر یزید چه بود ؟ تربیت صحیح دینی ، عوامل مؤثر در شقاوت انسان را خنثی می‌کند. یعنی اگر به راستی جوانان با مسجد و روحانیت، مجالس دینی، رساله عملیه مراجع تقلید و نیز با کتاب‌های محتوی احکام، اخلاق […]

    آداب پیاده روی اربعین

    آداب پیاده روی اربعین/ اربعین مجلس روضه‌ای است که خود امام حسین(ع) برگزار کرده. شما باور می‌کنید که کسی هیأت‌داری کند، ولی برای اربعین کاری انجام ندهد؟! چون یک‌دفعه‌ای این سؤال پیش می‌آید که «اصلاً او برای چه هیأت‌داری می‌کند؟» شما باورتان می‌آید کسی […]

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

    خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد