خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


ارسطو(بزرگترین اندیشه پرداز جهان)

امتیاز به این مطلب!

383 views

بازدید

دوم ماه اکتبر مصادف با مرگ ارسطو است که به علت ابتلا به بیماری یبوست در سن ۶٢ سالگی چشم از جهان فروبست. اما اندیشه‌ها و زندگی وی به دلیل نفوذ و تاثیر همواره زنده آن بر دنیای اندیشه و ادبیات همچنان روز آمد بشمار میاید و مورد علاقه و بحث متفکران و دانش پژوهان قرار دارد. اکثر مراکز معتبر آدکادمیک و فکری دنیای امروز، کم و بیش اتفاق نظر دارند که در میان نخبگان و اندیشه پردازان بزرگ تاریخ جهان پنچ تن از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در شکل دادن به اندیشه و معرفت کنونی جهان برخوردارند. ارسطو بعنوان پدر علوم منطق ، نجوم ، شعر، ادبیات ، سیاست و زیست شناسی در راس آنها قرار دارد. چهار متفکر و اندیشمند دیگر این لیست پنج نفره به ترتیب عبارتند از: افلاطون ، کانت ، نیچه و ویتگشتاین.

پدر ارسطو پزشک بود. تربیت ارسطو در خانواده یک پزشک ، روحیه و ذهنیت او را شکل داد. از اینرو ارسطو علاوه بر مسایل فلسفی به مطالعه ارگانیسم موجودات زنده ، بیولوژی و طبیعت نیز می‌پرداخت. لذا ارسطو را میتوان نه تنها آخرین فیلسوف بزرگ دوران باستان بلکه اولین زیست شناس جهان نیز دانست. اگر افلاطون تنها عقل خود را در کار فکری بکار میبرد، ارسطو علاوه بر عقل ، تجربه و احساس خود را نیز مورد استفاده قرار داد. به همین دلیل ارسطو نقش مهمی در آفرینش واژه‌ها و مفاهیم تازه علمی و نیز معماری یک سیستم علمی بازی کرد. ارسطو در تمامی علوم زمان خود چیره بود. به همین دلیل او توانست همه دانستنی‌ها و علوم قبل از خود را جمع آوری ، مطالعه و طبقه بندی کند. این کار ارسطو کمک بزرگی به خود او بعنوان فیلسوف ، منطق دان و عالم امور طبیعی و اجتماعی کرد و همچنین کمک بزرگی به تکامل دانش بشری و سیستماتیزه کردن آن نمود. علاوه بر اینها ارسطو نویسنده‌ای چیره دست بود که نه تنها در باره مسایل دشوار فلسفی بلکه درباره زندگی روزمره و مسایل جاری مردم از طنز و فکاهی گرفته تا مسائل زناشویی و سکس نیز صاحب نظر بود و می‌نوشت. او همچنین یک شاعر، نمایشنامه پرداز و تراژدی نویس هم بود. ارسطو درباره تراژدی می‌نویسد: ‌«تراژدی برشی از زندگی و سرنوشت هر فرد انسانی است‌». از دید ارسطو شرایط یک ازدواج موفق و ایده آل آن است که مرد ٣۴ ساله و زن ١٨ ساله باشد. ارسطو نزدیک به ٢٠ سال یکی از شاگردان افلاطون در آکادمی بود و استاد او را با ‌«هوش ترین و ذکاوتمند ترین دانشجوی آکادمی» میدانست. ارسطو از اهالی آتن نبود بلکه از مقدونیه آمده بود و هنگامی تحصیل در آکادمی را شروع کرد که تنها ١٧ سال و استاد او افلاطون ۶١ سال داشت. ارسطو با وجود آنکه جوانترین چهره آکادمی بود بسرعت ترقی کرد و استعداد شگرفی از خود نشان داد و بزودی از چهره‌های برجسته آکادمی گردید. اما یکی از سنت‌های دیرین آکادمی آن بود که تنها یکی از اهالی آتن میتوانست ریاست آنرا عهده دار شود، لذا پس از مرگ افلاطون با وجود اینکه در شایستگی و توانایی ارسطو برای جانشینی او تردیدی وجود نداشت ، اما این مقام به او تعلق نگرفت و ارسطو بعنوان اعتراض ، آکادمی و نیز شهر آتن را ترک کرد. ارسطو طی چند سال معلم ویژه اسکندر کبیر ( آلکساندر) پادشاه معروف مقدونیه نیز بود.

استاد ارسطو، افلاطون همه آنچه را که در طبیعت موجود است زاده ذهن آدمی میدانست و بر این باور بود که یک چیز جاودان و تغییرناپذیر که آنرا ‌«ایده کامل‌» می‌نامید در فراسوی جهان هستی قرار دارد و آنچه ما از طبیعت می‌بینیم فاقد یک واقعیت عینی و تنها انعکاس و جزء ناچیزی از آن ‌«ایده کامل‌» است. اما ارسطو این نظریه افلاطون را مورد نقد و پرسش جدی قرار داد و بدلیل تسلط بر علوم طبیعی به این نتیجه رسید که برخلاف تصور افلاطون آنچه ما می‌بینیم خود انعکاسی از واقعیت بیرونی است. بعبارت دیگر دنیای واقعی همین دنیای بیرونی است و چیزی بنام ‌«ایده کامل‌» نیز ساخته ذهن آدمی است. این نظریه ارسطو تنها یک انتقاد از اندیشه افلاطون نبود بلکه یک پایه نظری و فلسفی مهم برای درک جهان هستی بشمار می‌رفت. ارسطو تاکید کرد که تنها آن چیزهایی که در روح انسان موجود است میتواند در آگاهی یعنی مخزن گوش و چشم آدمی موجود باشد.

نظم ، پرکاری و دانش طبیعی ارسطو به او امکان داد که در چند مورد دیگر دست به نوآوریهای مهم فکری بزند. ارسطو نخستین متفکری بود که طبقه بندی علوم را باب کرد و با استدلال اثبات کرد که جانوران ، گیاهان و انسانها هر یک دارای مختصات مربوط به خود هستند و برای پژوهش در باره هر یک ابتدا باید آگاهیهای هر یک از گروههای زیستی را بطور جداگانه طبقه بندی کرد. ارسطو با کاربرد این شیوه توانست روند فکر و دانش را گام مهمی به جلو ببرد. ارسطو نخستین کسی است که شیوه پژوهش منظمی برای کسب شناخت و علم را مطرح کرد. بعقیده ارسطو کسب دانش و شناخت از سه مرحله مختلف تشکیل میشود: گام نخست جمع آوری داده‌ها درباره موضوع مورد بررسی است. گام دوم منظم کردن و طبقه بندی کردن داده‌ها بر حسب موضوع است. گام سوم جمع بندی و نتیجه گیری از داده‌های طبقه بندی شده است. ارسطو بدلیل تسلط ویژه بر طبقه بدنی کردن علوم ، بنیانگذار منطق بعنوان علم نیز می‌باشد.

ارسطو با طبقه بندی مفاهیم و مسائل مختلف و قوانین ناظر بر هر یک در حقیقت پایه ریز علم منطق نیز گردید وچارچوبهای خاصی برای مطالعه هر موضوع ابداع کرد. بعنوان مثال او می‌گفت که: ١_اگر از این تعریف شروع کنیم که همه موجودات زنده مردنی هستند؛ و سپس ٢_ تعریف دوم را پیش بکشیم که هرمس (نام سگ) یک جاندار است؛ ٣_آنگاه میتوان به یک نتیجه جالب دست یافت که هرمس مردنی است. در حقیقت ارسطو رابطه و نسبت دو مفهوم ‌«موجود زنده‌» و ‌«مردن‌» را به کمک علم منطق تبیین می‌کند.

ارسطو علوم گوناگون را به چند دسته تقسیم کرد: علوم نظری مانند فیزیک و شیمی که قوانین آن از سوی انسان قابل اثر گذاری نیست اما قابل کشف است. بعنوان مثال اینکه حاصل دو ضربدر دو چهار میشود، از سوی انسان غیر قابل اثرگذاری است. دسته دوم علوم عملی اند که شامل سیاست و رفتار انسان و نهادهای اجتماعی میشوند. این دسته علوم عملی مانند سیاست از سوی انسان و عقل و رفتار او قابل اثر گذاری و تغییر و تحول اند. بنابراین سیاست از نگاه ارسطو اساسا موضوعی عملی و پراگماتیستی است و حوزه مستقلی نسبت به نظریه پردازی سیاسی دارد و موفقیت در آن منوط به داشتن خواص و ویژگیهایی شخصیتی و روحی معینی است که فرصت شناسی و تصمیم گیری به موقع و استفاده از لحظه از جمله آنهاست.

از ١٧٠ نوشته ارسطو تنها ۴٧ نوشته باقی است که اکثر آنها یادداشتها و طرح عمومی سخنرانی‌ها و مطالب تدریس او به دانشجویانش را باز می‌تاباند. بقیه آثار او در طول زمان از بین رفته است. اینرا نیز باید دانست که در دوران آنتیک ، فلسفه ، علمی شفاهی بود و نوشتن و انتشار کتب فلسفی و علمی چندان رایج نبود.

ارسطو از پرنفوذترین فلاسفه غرب است. اندیشه‌ها و آموزه‌های فلسفی ، پزشکی ، نجوم و منطق او در سراسر قرون وسطی همچون آیات مقدس مورد احترام محافل علمی اروپا قرار داشت. پس از مرگ جانخراش سقراط که با براه افتادن یک موج انتقام همراه بود، ارسطو نیز بیم آن داشت که جانش مورد تهدید قرار گیرد. مدت کوتاهی پس از آن از پای در آمد.

باید تاکید کرد که پرسشهایی که ارسطو را به تکاپو برانگیخت ، گرچه در طول قرنها با پاسخ‌های متفاوتی روبرو شده است اما همچنان مطرح اند. تلقی درباره انسان ، زن ، خوشبختی ، اخلاق و مذهب ، نوع حکومت مطلوب یا نامطلوب ، قدرت و مختصات حکومت و نسبت آن با شهروندان ، رابطه قدرت با اخلاق و حقانیت سیاسی. اینها از مهمترین پرسشهای فلسفه طی ٢۵ قرن بوده است. ارسطو در آثار خود همه این پرسشها را مورد بحث و بررسی قرار داده است.

تلقی از انسان
ارسطو بر این باور است که آدمی موجودی اجتماعی است ، اما دارای سه روح یا خواص جداگانه است: روح گیاهی ، روح حیوانی و روح عقلایی. انسان خوشبخت از دیدگاه ارسطو کسی است که هر سه این خواص را بکار برد. او بر این باور است که سه نوع خوشبختی وجود دارد: اول یک زندگی سرشار از سرگرمی و لذت جویی ، دوم یک زندگی که انسان در آن آزاد و مستقل است و سومین نوع خوشبختی غوطه خوردن در پهنه فلسفه و پژوهش و تفکر است. ارسطو آنگاه نتیجه می‌گیرد که برای یک زندگی پر معنا و به مفهوم واقعی خوشبخت باید هر سه نوع این خوشبختی‌ها در کنار هم در زندگی انسان وجود داشته باشد. بنابراین ارسطو هرگونه یکسونگری را مورد انتقاد قرار میدهد و می‌گوید آنکس که فقط به بدن و لذتهای مادی می‌اندیشد، یکسو نگر است و آنکس نیز که فقط در دنیای فکر و تعمق و اندیشه است او هم به نوبه خود یکسو نگر است. بنابراین خوشبختی واقعی از اعتدال و آمیزش همه انواع خوشبختی‌ها و لذت‌ها و کنار گذاردن یکسونگری بدست میاید. از نگاه ارسطو داشتن اوقات فراغت که لازمه تفکر و کنجکاوی و مطالعه است ، اهمیت زیادی در تکامل فکری و معنوی انسان دارد. لذا او تاکید می‌کند که فقرا و بطور کلی همه کسانی که فاقد اوقات فراغت کافی اند، امکان تکامل و رشد فکری را ندارند.

ارسطو دو نوع فضیلت را در نزد آدمی مد نظر قرار میدهد: نخست فضیلت شخصیتی که جنبه بازشناسنده یا خصلتی Characteristic دارد و منظور از آن تمایز میان خوب و بد در رفتار انسان است. به باور ارسطو مهمترین فضیلت خصلتی آدمی رعایت اعتدال و پرهیز از تندر روی و افراط گرایی در اندیشه و رفتار و منش است. بنابراین ارسطو افراط گرایی را رذالت و اعتدال را فضیلت می‌شمرد و همواره توصیه می‌کند که رویکرد میانه و میانه روی در میان دو سر افراط و تفریط موجب موفقیت و پیروزی و اصولا از نظر هنجاری بهترین رویکرد و بهترین انتخاب ممکن است. دو خصوصیت منفی اکثر انسانها از دید ارسطو که دو سر تند روی را تشکیل میدهند عبارتند از حسادت و خوشحالی از شکست دیگران می‌باشند. همچنین ارسطو از دو خصوصیت منفی دیگر انسانی یعنی فروتنی و تواضع زیاد و نیز روحیه تهاجمی یاد می‌کند. ارسطو اما در برابر خصایل منفی فوق ، دژمناکی و برخورندگی معتدل Indignation و نیز بخود مفتخر بودن را بعنوان نمونه یک خصلت خوب و میانه روانه انسانی پیش می‌کشد.

دومین فضیلت از دیدگاه ارسطو جنبه روشنفکری دارد و مراد او دغدغه و دلمشغولی ذهنی انسان است. ارسطو از چهار نوع علم سخن می‌گوید. علوم اثباتی ، علوم تکنیکی ، علوم اخلاقی و علوم عملی. علوم اثباتی بنا به عقیده ارسطو از سوی انسان غیر قابل اثر گذاری می‌باشند، مانند ریاضیات. علوم تکنیکی که توانایی انسان در این زمینه مانند مجسمه سازی و مهارتهای دستی و فنی به مهارت و چیره دستی انسان بستگی دارند. علوم اخلاقی که به اندیشه و منش و رفتار انسان می‌پردازد. ارسطو تاکید می‌کند که رفتار انسان امری یکبار برای همیشه و ذاتی نیست بلکه به هوشیاری و تمرین و استمرار و آموزش نیاز دارد و در اثر آموزش و تکرار قابل بهبود و تغییر است. چهارم علوم عملی که در راس آنها سیاست قرار دارد. ارسطو بر این باور است که فعالیت در پهنه سیاست و دغدغه‌های سیاسی از بهترین فضایل موجود و ممکن بشری است.

ارسطو در رساله معروف خود بنام ‌«درباره شعر‌» Poetik اولین متفکری است که انواع آفرینش‌های ادبی و هنری را مورد بحث قرار داد و به این نتیجه گیری مهم رسید که یک اثر ادبی و هنری اگر خوب باشد و بخواهد ماندگار شود باید کثرت در عین وحدت داشته باشد. منظور ارسطو از طرح کثرت در وحدت این است که یک اثر ادبی مهم باید از یک وحدت درونی برخوردار باشد و یک کثرت فکر و اندیشه در آن موجود باشد و با وجود طرح مسایل گوناگون باید از یک وحدت درونی نیز برخوردار باشد تا مهر اندیشه و سبک خالق اثر را بر آن حک کند. پس از ارسطو مفسرین او بر این باورند که این یک رساله زیبایی شناسی و نخستین رساله زیبایی شناسی در تاریخ جهان است. مفهوم وحدت در کثرت یکی از مفاهیم جاودانی پهنه اندیشه و ادبیات بوده است.

چهار استراتژی برای دستیابی به خوشبختی
ارسطو درباره خوشبختی انسان تعمق و تامل بسیار کرد و انواع کوششهای انسان برای دستیابی به سعادت و رفاه بیشتر را مورد مطالعه جدی قرار داد. ارسطو پس از این تاملات بر این باور دست یافت که انسانها بطور کلی چهار استراتژی در زندگی بر می‌گزینند و هر استراتژی بیانگر ارزش و هدف معینی است. اما همه این گزینش‌ها به یکسان به سعادت و خوشبختی آدمی منجر نمیشود.

استراتژی نخست لذت جویی است. هدف انسانهایی که این استراتژی را بر می‌گزینند لذت بردن از زندگی و کم بهادادن به جنبه‌های دیگر روحی و فکری و اجتماعی است. از نگاه ارسطو لذت جویی بعنوان هدف زندگی نه تنها انسان را به خوشبختی و سعادت نمی‌رساند بلکه در نهایت به پوچی زندگی و بی معنا بودن هدف زندگی نزد فرد لذت جو منجر میشود. زیرا فرد لذت جو آنقدر غرق در کامجویی خواهد شد که دیگر مرز روشنی برای ارضا شدن نمی‌یابد و در پی آن خواه نا خواه دچار سرگشتگی و بطالت میشود.

استراتژی دوم انسان در کامروایی و سعادت جویی که مورد پسند بسیاری است ، پول دوستی و جمع آوری ثروت و مال و منال است. ارسطو البته یاد آور میشود که مالکیت و داشتن دارایی به اندازه رفع حاجت و به اندازه لازم و معتدل یک نیاز انسانی است ، اما افراط در مال اندوزی و جستجوی خوشبختی در تملک و ثروت راه بجایی نمی‌برد. ارسطو بعنوان مثال می‌گوید البته داشتن چند جفت کفش بهتر از یک جفت است ، اما همین که مثلا انسان دارای صد جفت کفش باشد دیگر این میزان از تملک نه تنها برایش لذت بخش نیست بلکه کاملا بی تفاوت و بی معنای میشود. بنابراین از دید ارسطو جستجوی خوشبختی از راه کوشش برای ثروتمند شدن کاری عبت و بی معنی نیست ، زیرا چنین کوششی هیچ ربطی به سعادت انسانی ندارد و تنها حرص و طمع را افزایش میدهد و قادر به تسکین و آرامش و سعادت انسان نمی‌شود.

سومین استراتژی کوشش در راه ارتقا نظری و دست یابی به فهم و دانش بیشتر است. ارسطو معتقد است که انسان موجودی اجتماعی و فکور است و از ذهنی کنجکاو برخوردار است. بنابراین کوشش در راه کسب معرفت و دانش بیشتر و ارتقا علمی فی نفسه با ذات مثبت انسانی همسو است و لذا چنین استراتژی میتواند به کسب سعادت انسانی منجر شود و بطور کلی این کوششی بسیار سزاوار و مهم است. بنابراین فعالیت نظری از دید ارسطو یک شیوه درست و خوب جستجوی خوشبختی و معنا دادن به زندگی انسانی بشمار میرود.

چهارمین استراتژی جستجوی خوشبختی از نگاه ارسطو فعالیت سیاسی و اجتماعی و بطور کلی فعالیت معنوی Moral است. ارسطو تاکید می‌کند که این روش بهترین و والاترین ارزش زندگی انسانی بشمار میاید و جامعه‌ای که تعداد انسانهایی فعال سیاسی و معنوی آن بیشتر باشد به همان اندازه سعادتمند تر و نیک رواتر است. ارسطو فعالیت سیاسی را یک فضیلت بزرگ می‌نامد و تاکید می‌کند که سه استراتژی قبلی ارزشی بسیار کمتر از این استراتژی دارند، زیرا انسان بعنوان ‌«یک جانور سیاسی» از راه فعالیت سیاسی بر بسیاری از جنبه‌های منفی و کششهای پلید درونی رهایی می‌یابد و با استمرار فعالیت سیاسی و تمرین مداوم زندگی شهروندی فعال به انسانی تکامل یافته تر و متوازن تر تبدیل میشود. بنابراین فعالیت سیاسی یک فضیلت بزرگ و مایه سعادت انسان است و نیز به مهارت انسان در حل مسایل و غلبه بر چالشهای گوناگون زندگی می‌انجامد.

‌«سیاست‌» از نگاه ارسطو
ارسطو برای نوشتن کتاب مشهور خود ‌«سیاست‌» به مطالعه منظم و سیستماتیک وضعیت و سرنوشت ١۵٨ دولت قبل ازخود پرداخت. در این کتاب وی بر پایه آموزه‌های مهم تاریخ سیاست ، اندیشه‌های سیاسی خود را پیش می‌کشد. نقطه حرکت ارسطو در این پهنه آن است که انسان موجودی اجتماعی است. لذا آنکس که خارج از اجتماع زندگی می‌کند دارای خواص اجتماعی کمتر است. آنگاه می‌گوید که نیازهای یک انسان زنده کاملا متفاوت از گیاه و حیوان است و تنها غذا، پوشاک ، مسکن و دیگر مایحتاج زندگی برای او کافی نیست. عالی ترین جنبه زندگی انسان آن زمینه هایی است که در رابطه با حکومت و سیاست تجلی می‌یابد. از دید ارسطو بهترین فضیلت و خوشبختی نیز داشتن اوقات فراغت و صرف آن در زندگی سیاسی و فعالیت فکری و ذهنی است.

ارسطو سه نوع حکومت خوب را پیش می‌کشد:
١_ حکومت پادشاهی که از سوی یک نفر هدایت میشود، بشرطی که به حکومت زور و خود کامه تبدیل نشود.
٢_ حکومت آریستوکراسی به معنای حکومت سرآمدان یا حکومت بهین کسان و حکومت قانونی. ارسطو میان حکومت ‌«بهانسالاری» و نخبه گرای مطلوب خود و اولیگارشی فرق اساسی قائل میشود. زیرا گزینش آریستوکراسی را بر اساس فضیلت میداند که در عین حال توجیه اخلاقی آن را نیز در بردارد. او معیارهائی نیز برای شناسائی شایسته ترین کسان برای حکومت پیش کشید.
٣_ سومین نوع حکومت مطلوب حکومت پولیتی به معنای دمکراسی است. اما این نوع حکومت نیز میتواند به حکومت زور تبدیل شود.

یک آموزه مهم ارسطو در کتاب ارسطو که حاصل تعمق و تامل او در تاریخ سیاست است این تاویل مهم است که ‌« اگر چیزی در تاریخ گذشته وجود نداشته است ، در آینده نیز غیر ممکن است.‌». ارسطو بعنوان مثال امکان تشکیل دولت اشتراکی را در جامعه انسانی غیر ممکن اعلام کرد و با ذات و وجود بشری در تضاد دانست. ارسطو در کتاب ‌«سیاست‌» همواره تاکید می‌کند که: ‌«سیاست یک علم عملی است و مبنای آن باید پراگماتیسم باشد.‌» او هشدار میدهد که اندیشه سیاسی باید از بلند پروازی و حرفهای ناممکن بپرهیزد و خود را در مرزهای امکانات محدود کند.

وی رابطه اندیشه و عمل در سیاست را بسیار مهم میداند و تاکید می‌کند اولین پرسشی که در برخورد به هر نظریه سیاسی باید پیش رو نهاده شود این است که: ‌«آیا تحقق عملی چنین اندیشه‌ای ممکن است و یا ممکن نیست.؟ آیا این کار قبلا انجام شده یا نشده و یا در صورت کوشش برای انجام چگونه از کار در آمده است ؟‌» ارسطو می‌گوید بدون پاسخ به این پرسشها نمیتوان برای آینده توصیه‌ای کرد. بنابراین ارسطو سیاست را پهنه‌ای عملی می‌شناسد و از دست ندادن جانب احتیاط از یکسو و داشتن تجربه و ورزیدگی را برای موفقیت در آن بسیار مهم میداند.

ارسطو بر اساس مطالعه دقیق و منظم نظامهای سیاسی گوناگون جهان چند اصل مهم را که قابل تعمیم در هر نظام سیاسی و هر زمان و مکان می‌باشد، بعنوان عصاره جمع بندی خود پیش کشید. او نخست تاکید می‌کند که: ‌«مطالعه حیات و سرنوشت دولتها و زمامداران گوناگون اثبات می‌کند که همواره چند نفر بهتر از یک نفر می‌اندیشند و گروه بزرگتر توانایی بیشتری برای اتحاذ یک تصمیم خردمندانه تر دارد تا یک گروه کوچکتر.‌»

یک موضوع مهم دیگری که نظر ارسطو را در مطالعه دولتهای سیاسی جهان جلب می‌کند علل کامیابی خودکامگان و چگونگی رفتار آنها برای تحکیم موقعیت خود می‌باشد. ارسطو پس از جمع بندی رفتار زمامداران گوناگون در شرایط و کشورهای مختلف به جمع بندی مهمی رسید که نتایج آن با شگفتی و حیرت با نتایج مطالعات ماکیاولی که قرنها پس از وی برای یافتن پاسخ به همان پرسش کوشیده بود، نزدیکی بسیاری دارد. ارسطو در کتاب ‌«سیاست‌» می‌نویسد: ‌«اگر من یک دیکتاتور بودم و یا اگر یک دیکتاتور با من درباره چگونگی تحکیم قدرت خود مشورت می‌کرد این نکات را باه او توصیه می‌کردم:

‌«تا میتوانی جامعه مدنی را تخریب و نابود کن. مراکز آموزش و متفکران و اندیشمندان جامعه را آزاد نگذار و تا میتوانی آنها را از بین ببر. اگر می‌خواهی قدرت جبار را حفظ کنی همواره ملت خود را در خطر تهدید خارجی قرار بده. تهدید به جنگ ملت را به زیر سلطه دیکتار می‌کشاند. سعی کن که ملت همیشه از خطر جنگ و خطر قدرت خارجی در ترس و نگرانی باشد. اما یک کار مهم دیگر این است که اعتماد در جامعه را تا میتوانی تضعیف کن. سعی کن که ملت به هیچ کس اعتماد نکند. اعتماد در جامعه را باید از بین برد. یک کار مهم دیگر این است که مردم تقیه و دو رویه بازی را فضیلت بدانند. سعی کن مردم بجای صداقت و یکرنگی به ظاهر سازی و تظاهر روی بیاورند. این مهم نیست که در خانه و افکار خود چطور می‌اندیشند، مهم این است که خود را مذهبی و متقی وانمود کنند.‌»

پیامبر طبقه متوسط
از سوی دیگر ارسطو بزرگترین مدافع اعتدال در جامعه و سیاست است. او مخالف تند روی و افراط در تفکر سیاسی و نیز در روشهای سیاسی است. او بر خلاف استادش افلاطون که موافق نخبه گرایی است ، بر اعتدال و تنوع و چندگانگی در حکومت پای می‌فشرد و همواره تاکید می‌کند که: ‌«یک حکومت ایده آل حکومتی است که دارای تنوع و کثرت باشد.‌»

ارسطو بر اهمیت مالکیت خصوصی و احترام و تقویت در آن جامعه تاکید می‌ورزد. استدلال او در این زمینه هم بر انسان شناسی و هم جامعه شناسی استوار است. ارسطو می‌گوید: ‌«برای هر انسان همواره دو چیز مهم بوده و اهمیت بنیادی داشته و دارد: اول اینکه بگوید: این مال من است و دوم اینکه من اینرا دوست دارم.‌»

می‌گوید: ‌«اگر می‌خواهی انسان را از بین ببری باید این دو حس بنیادی را در او ویران کنی. زیرا حس مالکیت نیروی محرک رشد و ترقی انسان است. اهمیت دارایی خصوصی که از درون ذات انسانی ناشی میشود نیز از همین جنبه ذاتی انسانی است.‌» ارسطو همچنین منتقد افراط در دارایی و ندارایی است. بعبارت دیگر او افراد ثروتمند را افرادی منفور میداند که زندگی و اوقات فراغت ندارند و از درون انسانهایی ناکام و فاقد سعادت اند. همچنین افراد فقیر را ناتوان و زبون و فاقد قدرت آگاهی و ابتکار میداند و به انتقاد از فقر می‌پردازد. بنابراین ایده آل ارسطو طبقه متوسط است که نقشی اساسی در زندگی سیاسی جامعه دارد و نیز عامل توازن و تعادل اجتماعی است. وجود طبقه متوسط از دیدگاه ارسطو به دلایل متعددی شرط مهم موفقیت و تعادل جامعه انسانی است. زیرا یک طبقه متوسط نیرومند نشانه ثبات اجتماعی و رفع خطر انفجار اجتماعی و کاهش تضاد میان طبقات ثروتمند و فقیر است. یک فصیلت مهم طبقه متوسط از نگاه ارسطو داشتن اوقات فراغت است که به افراد جامعه شانس فعالیت اجتماعی و شهروندی و حضور فعالتر در زندگی سیاسی و فرهنگی جامعه میدهد. ارسطو به این موضوع تاکید فراوان می‌کند که بدون وجود یک طبقه متوسط گسترده که دارای وزن اجتماعی اصلی است نمیتوان به یک ثبات و امنیت سیاسی جدی دست یافت. هسته اصلی این رویکرد ارسطو در دوران جدید نیز از سوی اندیشمندان بزرگی مانند جان استوارت میل بعنوان شرط اصلی استقرار دمکراسی بازیابی شده است. بنابراین هسته اصلی این تز این است که از بین بردن افراط و تفریط در صحنه اقتصاد و سیاست مشروط به از بین بردن فشار طبقاتی و بی عدالتی‌های فاحش اجتماعی است.

بطور کلی داشتن اوقات فراغت از نگاه ارسطو یک فضیلت و ارزش مهم بشمار میاید. ارسطو می‌گوید: ‌«شهروند کسی است که بتواند هم رهبری کند و هم رهبری شود. شهروند کسی است که دارای اوقات فراغت و توانایی فکر کردن باشد.‌» تاکیدات ارسطو بر اعتدال و دوری جویی از افراط و اهمیت طبقه متوسط در اندیشه او سبب شده است که بسیاری از متفکران او را ‌«پیامبر طبقه متوسط‌» می‌نامند.

ارسطو از منظر امروز
بسیاری از افکار و آموزه‌های ارسطو با گذشت بیش از ٢٠٠٠ سال هنوز از اهمیت و تازگی برخوردار است. حتی برخی از متفکران امروزی او را معیار حقیقت میدانند و بر این باورند که: ‌«هر حیزی که مورد توافق ارسطو بوده درست است و هر آنچه که از نظر او نادرست بوده است ، غلط می‌باشد.‌»

ارسطو اولین متفکری بود که اعلام کرد کره زمین گرد است و دور خورشید می‌چرخد و مرکز جهان هستی و گیتی است. چارلز داروین از دانشمندان بزرگ جهان اعلام کرد که: ‌«متفکران سرشناسی مانند کارن فون لینه در برابر ارسطو یک بچه مدرسه‌ای بیش نیستند.»

چهار آموزه اساسی ارسطو هنوز از اهمیت برخوردار است و روزآمد به شمار می‌آید:
١_ انسان موجودی عقل گراست و همین خصلت عقلایی بودن به معنای داشتن خواست آزاد است. بر اساس چنین باوری ارسطو معتقد است که انسان و سرنوشت او نه اسیر جبر و دترمینیسم بلکه مبتنی بر اراده و مسئولیت و خواست انسانی است. بنابراین سرنوشت انسان از پیش تعیین نشده و به کاربرد عقل و کنترل آدمی بر رفتار و تصمیم گیری اش بستگی دارد، گرچه در مواردی نیز حوادث و شرایطی انسان را به واودیهای غیر قابل پیش بینی هم می‌کشاند.

ارسطو همچنین تاکید می‌کند که صرفنظر از زمان و مکان و شرایط بیرونی جامعه ، در درون هر انسان انگیزه‌ها و کشش‌های وادارگری impulse وجود دارند که او را به رفتارهای گوناگون می‌کشانند. بعنوان نمونه در درون هر انسان یک تمایل نیرومند درونی به بی بند و باری و نظم گریزی وجود دارد که میتواند او را به کارهای خطرناکی بکشاند. ارسطو از وجود یک روح پلید و انگیزه شر evil impulse در درون هر انسانی سخن می‌گوید که توضیح دهنده بسیاری از رفتارهای ناشایست و زشت انسانی مانند مردم آزاری و سادیسم و جنایت است. چنین انگیزه‌های پلید درونی نه فقط زندگی انسان را تباه می‌کند بلکه آزادی همگانی را نیز میتواند به خطر بیاندازد. ارسطو همزمان بر وجود یک روح و انگیزه مثبت و یزدانی god impulse در درون هر انسان تاکید می‌کند که تقویت آن نیاز به آگاهی و تمرین و کوشش آدمی دارد. چنین قرائتی از انسان و رفتار او بطور کلی با تحقیقات و آموزه‌های مدرن روانشناسانه و رفتار شناسی همسو و سازگار است و همچنان از فعلیت امروزی برخوردار است. تحقیقات تازه روانشناسی نیز نشان میدهد که بسیاری از خصوصیات انسانی و از جمله گرایش به جنایت قبل از آنکه اکتسابی باشد، موضوعی ژنتیک و ارثی و از درون انسان ناشی میشود.

٢_ درک ارسطو از سیاست بعنوان علم بر این باور استوار است که سیاست بطور کلی موضوع عمل است. لذا ارسطو سیاست را پهنه‌ای عملی و پراگماتیستی می‌شمرد و بر این باور است که سیاست ورز موفق کسی است که قادر باشد هم بطور عقلایی اوضاع را تحلیل کند و هم بتواند با آزدمودگی و چیره دستی و بموقع دست به تصمیم گیری زده و در عمل گره گشایی کند و راه خویش بجلو را بگشاید. یک معیار مهم سیاست ورزی از نظر ارسطو کسب موفقیت و پیروزی در دسترسی به اهداف سیاسی است. بعبارت دیگر ارسطو نخستین متفکری است که همسو با دانشمندان دوران مدرن نتیجه‌مندی consequence در سیاست را در مرکز توجه قرار داد.

٣_ارسطو به این باور است که گرچه زمان و مکان تاثیر مهمی بر رفتار و اخلاق انسانی دارد، اما برای سنجش رفتار و کردار خوب و بد و یا زشت و زیبا نزد هر انسانی معیارهایی جهان گستر Universal وجود دارد. لذا ارسطو در باره رفتار و اخلاق انسان به مفهومی کلی و عام بشری اعتقاد دارد و همه انسانها را صرفنظر از ویژگیهایی گوناگون موظف به رعایت و احترام به موازین اخلاقی قابل قبول و جهان گستر میداند.

۴_ ارسطو پس از جمع بندی سیستماتیک وضعیت و سرنوشت ١۵٨ دولت جهان به این باور رسید که دولت یک نهاد طبیعی است و وجود آن صرفنظر از ویژگیهای و جهت گیریهای گوناگون یک امر لازم و طبیعی اجتماع بشری است. تز مرکزی ارسطو این است که: ‌«اگر چیزی در پهنه سیاست گذشته وجود نداشته در آینده نیز نمیتواند وجود داشته باشد.‌» لذا هر روش و مطالبه سیاسی باید با عنایت به این اصل مطرح شود و معیار جدی بودن آن این است که ‌« در مرز امکانات باشد‌».

ارسطو قرنها پیش بر اساس مطالعه دولتها و سرشت و خصلت آدمی با اطمینان تاکید کرد که: ‌«امکان برقراری یک دولت اشتراکی در روی کره زمین هرگز وجود ندارد. حکومت اشتراکی تنها یک خواب و خیال است.‌»
 

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    فضیلت در فلسفه ی ارسطو

    ارسطو مانند افلاطون، به عالم بر حسب غایات، مقاصد یا وظایف و نقش ها نظر می کند. در طبیعت، غایت دانه ی بلوط این است که درخت بلوط شود. در عالم انسانی، غایت معماری ایجاد ساختمان هاست؛ غایت کشتی سازی ساختن کشتی هاست؛ و […]

    مقاله درونگرایی و برونگرایی در معرفت شناسی

    مقاله درونگرایی و برونگرایی در معرفت ‏شناسى معاصر منازعه بر سر ماهیت معرفت و تعیین شرایط لازم و کافى حالات مثبت معرفتى فاعل شناسا به دو گونه نظریه‏پردازى درون‏گرایانه و برون‏گرایانه انجامیده است . نظریه‏پردازان درون‏گرا بر درونى‏بودن شرایط لازم و نظریه‏پردازان برون‏گرا بر […]

    سرگذشت تراژیک فلسفه در ایران

    درآمد فلسفه معاصر در ایران دو رویکرد اسلامی و غربی را در بر می گیرد،رویه نخست که پس از صدرا توسط شارحان و مفسران اندیشه ی وی پی گرفته شده است و دیگری از دوران ناصری آغاز می شود. فلسفه در غرب همراه علم […]

    فلسفه برای کودکان ، کودکان برای فلسفه

    از آنجا که طبق تعریف یونسکو «Children» به افرادی اطلاق می‌شود که کمتر از ۱۸ سال دارند، از این رو بنده سعی کرده‌ام در ترجمه‌هایم آن را «فلسفه برای کودکان و نوجوانان» ترجمه کنم. این برنامه که ابتدا با تلاش‌های پروفسور متیو لیپمن، در […]

    اندیشه

    مقاله‏اى که با عنوان «اندیشه‏» در اینجا ترجمه شده یکى از مقاله‏ هاى مهم و تاثیرگذار فرگه است. فرگه این مقاله را در ۱۹۱۸ یعنى حدود شش سال پیش از مرگش نوشت و منتشر کرد. منظور فرگه از اندیشه، (Der Gedanke) معناى یک جمله […]

    فلسفه سیاسى افلاطون و ارسطو

    افلاطون و ارسطو را مى توان به عنوان پدران فلسفه سیاسى غرب باستان قلمداد کرد. حتى اگر بگوییم که فلسفه سیاسى معاصر هم متأثر از آن ها بوده، ادعاى گزافى ابراز نکرده ایم. با توجه به اهمیت این دو متفکر در عرصه فلسفه، بخصوص […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد