خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


سلطه رسانه ها

سلطه رسانه ها
4.2 (84%) 5 votes

591 views

بازدید

چکیده :
شماره تلفن اورژانس و پلیس در آمریکا۹۱۱ است. و در فنلاند ۱۱۲، طبق آماری که گرفته شده بیشتر مردم فنلاند وقتی خطری برایشان پیش می آید با شماره ۹۱۱ تماس می گیرند. چرا؟
این تأثیر غیر قابل انکار سینما و شبکه های ماهواره ای آمریکایی است. دوایت آیزنهاور که بعد ها به مقام ریاست جمهوری آمریکا رسید در سال ۱۹۴۰ گفته است «این افکار عمومی است که در جنگ پیروز می شود.»
رسانه ها درشکل دادن به تصورات مردم و هدایت افکارعمومی نقش تعیین کننده ای دارند. از اینرو قدرتهای سلطه جو برای تحقق اهداف امپریالیستی خود، به کارکرد مؤثر رسانه ها در جنگ و طرحریزی جنگ رسانه ای یا جنگ نرم توجهی جدی دارند.
رسانه ها می توانند حقایق را وارونه نمایش دهند، کتمان کنند، تحریف یا سانسور نمایند و یا با انعکاس برخی اخبار واقعی و غیر واقعی به تهییج و تحریک افکار عمومی بپردازند.
امروزه روشهای بسیار پیچیده ای در جنگ روانی، بوسیله رسانه ها بکارگرفته می شود و رسانه ها بعنوان جنگجویان جنگ سرد فرهنگی محسوب می شوند. سیطره و حاکمیت بلامنازع امپریالیسم رسانه ای امکان فوق العاده ای را برای تحقق آمال و امیال کانونهای قدرت فراهم ساخته است. شناخت امکانات، شیوه ها، روشها و فضای رسانه ای حاکم بر جهان، برای سیاستگذاران فرهنگی و دفاعی کشور، امری ضروری بنظر می رسد. نوشته حاضر نگاهی است کوتاه به بخشی از مسائل پیرامون جنگ رسانه ای، با تأکید بر لزوم تأملات گسترده تر در این خصوص.

مقدمه
در سپیده دم ۳ فوریه ۱۹۴۳، یک میلیون آلمانی از رادیوی رژیم نازی آلمان این خبر را شنیدند، «زیر پرچم صلیب شکسته، برافراشته بر فراز ویرانه های شهر استالینگراد، آخرین نبرد صورت گرفت. امرای ارتش، افسران، درجه داران و سربازان شانه به شانه ایستادند و تا آخرین نفس جنگیدند. آنان بی هدف قربانی نشدند، آنان جان باختند تا آلمان زنده بماند». این گزارش یک دروغ آشکار بود؛ واقعیت این بود که ارتش ششم آلمان نازی، تاب مقاومت در برابر قدرت برتر لشکریان شوروی را نیاورد و تسلیم شد. این رویداد هیتلر راخشمگین ساخت و به فرمان او، این حقیقت کتمان شد. (ضِیایی پرور، ص۱۶۱)
بنابه تعبیر هیرام جانسون( Hiram Johnson)، سناتور آمریکایی«هنگامی که جنگ آغاز می شود، حقیقت اولین قربانی است» (ضِیایی پرور، ص۱۳ ) جنگ و اراده برای دست یازیدن به قدرت بیشتر، همواره با چالشهایی همچون مواجه با افکار عمومی، روحیات سربازان خودی و دشمن، فریب و گمراه ساختن افکار و اذهان مردم و دشمنان و بهره جویی از فنون جنگ روانی مواجه بوده است.
«احتمالاً هر جنگ حداقل در دو زمینه رخ می دهد: میدان نبرد و اذهان عمومی مردم»(ضیایی پرور، ص۱۴)در هر دو جبهه فرماندهانی که قادر به بهره گیری از ابزار کنترل و مدیریت انگاره های ذهنی باشند، می توانند دشمن را بفریبند و نیروهای خودی را در جبهه دفاع از اهداف خود سازماندهی نمایند.
استفاده از عوامل مؤثر بر افکار عمومی اگر چه از دیر باز ملازمت قطعی با جنگها و لشکرکشی ها داشته و مدافعان نیز از آن بهره جسته اند، اماامروزه گستره وسیع منازعات روانی، این عرصه را تبدیل به یک میدان و جبهه ای از جنگ ساخته و فراتر از بهره گیری از ابزار رسانه ای، جنگ و منازعه ای تمام عیار را در عرصه رسانه ها به راه انداخته است.
جنگ نرم نوع جدیدی از جنگهاست که در حوزه رسانه ها اتفاق می افتد.
تعریف جنگ رسانه ای (Media War) « استفاده از رسانه ها برای تضعیف کشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منافع ملی است.»جنگ رسانه ای یکی از برجسته ترین جنبه های«جنگ نرم» Soft Ware و«جنگ های جدید بین المللی» است.»(ضیایی پرور، ص۱۱)
جنگ و رسانه ها یا جنگ در رسانه ها، هر کدام که موضوع بررسی مقاله حاضر تلقی شود، ارتباطی مستقیم با موضوع افکار عمومی و انگاره های ذهنی گروه هدف دارد. جنگ رسانه ای یا جنگ رسانه ها، موضوعات وعناوین مختلفی راشامل می شود که در این مجال به طرح چند موضوع مهم بسنده می کنیم.

جنگ، رسانه ها و افکار عمومی
هنگامی که ژاک نکر(Jacques Necker)وزیر امور مالی لویی شانزدهم برای اولین با اصطلاح افکار عمومی را بکار برد تصور نمی رفت که افکار عمومی تا بدین حد در شکل گیری، تداوم و توفیقات جنگ مؤثر و مورد توجه باشد. وقتی سیمور هرش(Seymour Hersh) در سال ۱۹۶۸، گزارشی از یک قتل عام غیر نظامیان ویتنامی را انتشار داد، افکار عمومی بسرعت در برابر جنگ جبهه گرفتند. (w. w. wdwelle. de/Persian)
در سال ۱۹۷۲ تصاویر تکان دهنده، و معروف یک دختر برهنه و گریان ویتنامی که از بمب های ناپالم جان سالم به در برده بود، انتشار یافت و یک سال بعد سرانجام تمام نیروهای آمریکایی از ویتنام عقب نشینی کردند.
شرکت هیل و نولتون( Hill & Nolton) که در حوزه تبلیغات رسانه ای فعالیت می کند، با سفارش حاکمان برکنار شده کویتی، در جریان تهاجم عراق به کویت (جنگ خلیج فارس۱۹۹۱) دختر۱۴ساله سفیرکویت درآمریکا را به گونه ای تعلیم داد تا با گریه و زاری در برابر نمایندگان کنگره آمریکا، مشاهدات عینی خود را از جنایات سربازان عراقی به هنگام کشتار نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان های کویت، به خاطر تاراج دستگاههای آنکوباتور را بازگو نماید. این اظهارات زمینه را برای آمادگی افکار عمومی برای دخالت آمریکا در کویت فراهم ساخت، حال آنکه این دختر در زمان تجاوز عراق اصلاً در کویت نبوده است.
با گذشت ۲ سال از حوادث یازده سپتامبر، دو سوم مردم آمریکا هنوز بر این باورند که صدام حسین در این حوادث نقش داشته است. این در حالی است که هیچ مدرک و شاهدی بر این ادعا، از سوی رهبران واشنگتن ارائه نشده است. باید بپرسیم که رسانه ها تا چه حد در القاء این باور غلط در ذهن مردم آمریکا مقصر بوده اند؟
شواهد بسیاری وجود دارد که مؤید تأثیرات غیر قابل انکار رسانه ها در مدیریت و شکل دهی افکار عمومی است. دقیقاً به همین دلیل است که مارشال مک لوهان می گوید: «جنگ هایی که در آینده رخ خواهند داد به وسیله تسلیحات جنگی و در میدان های نبرد نخواهند بود، بلکه این جنگ ها به دلیل تصوراتی رخ خواهد داد که رسانه های جمعی به مردم القاء می کنند.
رسانه ها در تولید، کنترل و مهار بحرانها نقش کلیدی ایفا میکنند. اغلب جنگهایی که آمریکا در چند دهه اخیر وارد شده در پی بحرانهای دیپلماتیکی بوده که منشأ رسانه ای داشته وغالبا حقیقت آن نیز باثبات نرسیده ویا خلاف آن بعدها مورد اعتراف واقع شده است.
رسانه ها به شیوه های گوناگون می کوشند فضای ذهنی گروههای هدف را در جهت اهداف وخواسته های حاکمان شکل دهند. هدف ومخاطب اینگونه برنامه ریزیها الزاما مردم کشورهای بیگانه یا نیروهای دشمن نیست ومردم کشور خودی نیز بعنوان هدف این فعالیتها قرار داده می شوند.
رضایت، همراهی، ودفاع از سیاستهای حاکمان و سیاستگذاران جنگ نرم، نتایج مطلوب چنین طرحریزی هایی است. امروزه رسانه ها علاوه بر نقشی که در مقاطع مختلف با تأثیرگذاری سریع دراستحصال شرائط مطلوب واقناع جمعی ایفأ می کنند با برنامه های بلند مدت و استراتژی های کلان کارکردی نوین با عنوان « تولید رضایت» برای خود ایجاد کرده اند.
در این روش بجای آنکه توان رسانه ها برای اقناع افکار عمومی صرف شود. در طولانی مدت، داده های ذهنی مخاطبین را بگونه ای مدیریت می نمایند که رفتار سیاستمداران در بحرانها دقیقامطلوب نظر آنان باشد. این روش گر چه زمان بیشتری را می طلبد ولی نتایج بهتر و پایدارتری را در بر دارد.
یکی ازشیوه های معمول برای حصول چنین نتایجی استفاده از روشها وابزار تبلیغی است. مفهوم تبلیغات از ریشه لاتین propagane گرفته شده واز نظر لغوی به معنای«پخش کردن»، «منتشر ساختن» وچیزی را شناساندن است. در تبلیغات سعی بر این است که یک عقیده ویک کردار به طور منظم وجهت دار قبولانده شود. در این روش از ضرورت جلب بیشترین حد افکار عمومی به نفع خود وکاربرد وسایل فنی در اقناع جمعی از طریق محاسبات عقلانی وبا استفاده از دستاوردهای علمی، دانش اجتماعی وروانی به منزله دو پدیده مهم که به تبلیغات اهمیت ویژه بخشیده اند، یاد می شود.
موارد مهم مشهود در امر تبلیغی عبارتند از:
۱- ابزار: سخن، چاپ، تصویر، نمایش ونمادها
۲- ابزارفنی: مطبوعات، رادیو، تلویزیون، آگهی، اینترنت، و سایروسایل ارتباط جمعی
۳- ابزار انسانی: بیانات رهبران، سخنوران، سیاستمداران، هواداران، تظاهرات وراهپیمائیها
۴- محتوا ومضامین: ایدئولوژی، شعارها، ارائه اطلاعات با مقاصد خاص، اخبار نادرست، دروغ و دستیازی به اسطوره ها ونمادها
۵- اهداف مورد نظر: اطاعت کور کورانه، انقیاد در برابر هر گونه خود کامگی، ضد تبلیغ، الحاق بی قید وشرط، میهن دوستی ووفاداری به حکومت و… (ضِیایی پرور، ص۳۹)
تغییر هنجارها یکی دیگر از شیوه هایی است که ابزار رسانه ای را بمنظور تأمین اهداف مورد نظر به کار می گیرد.
در برخی مواقع کشور های سلطه جو برای حاکمیت در جوامع هدف، بجای تحمیل ارزشهای مطلوب خود می کوشند از طریق رسانه ها و اقدامات فرهنگی، نظام هنجاری گروه هدف را بسمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییر در این حوزه زمینه را برای تغییر ارزشها و هنجارها در جوامع هدف مطابق با نظام مطلوب جریان سلطه فراهم می سازد.
تغییر در علائق جوانان، مدلهای پوشش و آرایش، ادبیات و منابع مطالعاتی، نحوه صرف اوقات فراقت، رواج مکتبهای خاص هنری، تغییر در موسیقی رایج، گسست و بیگانگی با سنتهای فرهنگی و فرهنگ سنتی در بین نسل جوان و از هم پاشیدگی نظام اجتماعی از آثار تغییر در نظام ارزشی جوامع محسوب می شود.
هویت ملی، دینی و اجتماعی ملتها از جمله کانون هایی است که مورد هدف فعالیتهای رسانه ای قرار می گیرد. استقرار نظم نوین جهانی در گرو همسان سازی و پذیرش هویت جهانی است. تمامی مؤلفه های هویت ملی در چنین رویکردی مورد حمله واقع می شوند. تاریخ، زبان، فرهنگ، سنن و علائق قومی و مذهبی ملتها کم رنگ می شود و بجای آن فرهنگی جهانی حاکمیت می یابد.
منش ملی و آرمان اجتماعی ملتها ی هدف از بین میرود و رفتار و کنش جهانی و یکسان جایگزین آن می گردد. آثار چنین تحولاتی را به عینه درکشور خودمان و کشورهای همجوار و منطقه شاهد هستیم. موسیقی عربی، هندی، ترکی و سایر ملل و اقوام در حال تحول و یکرنگی است.
نوع پوشش رایج در بین جوانان از الگوهای خاص غربی طبعیت می کند. جوانان کتابهای رمان نویسندگان مشهور غربی را می خوانند، سینما و شبکه های ماهواره ای در تغییرو تحول الگوهای شخصیتی جوانان به ایفای نقش می پردازند. بیش از یک میلیارد هندی در معرض تحولاتی فرهنگی است که شبکه های ماهواره ای استار تی وی مستقر در هنگ کنگ مروج آن هستند. (مولانا، ص۲۳۷)
برنامه های موزیکال شبکه (M. T. V) آمریکا بین ۲۷۱ میلیون خانواده دنیا و در ۷۱ کشور پخش می شود. (مولانا، ص۲۱۴)
بیش از ۳۲ رادیو به زبان فارسی برای ایرانیان برنامه تولید و پخش می کنند. شمار شبکه های تلویزیونی ماهواره ای مستقر در آمریکا به بیش از ۱۵ کانال می رسد که برای جمعیت فارسی زبانان مقیم آمریکا، ایران، تاجیکستان، افغانستان و اروپا برنامه پخش می کنند. شبکه هایی چون:
– تلویزیون رنگارنگ(Rang-A-Rang TV NY)
– تلویزیون ملی(Meli TV)
– تلویزیون پارس(Pars TV)
– تلویزیون بین المللی آپادانا(Appadana International)
– تلویزیون ملی ایرانیان((NITV)National Iranian NI TV)
– کانال یک(Channel one)
– شبکه خبری فارسی((PNN)-Persian News Network)
– تلویزیون آزادی(Azadi TV)
– تلویزیون تپش(Tapesh TV)
– شبکه تلویزیونی ایران(Iran TV Network)
– جام جم بین المللی(Jaam-e jam International)
– تلویزیون امید ایران(Iran-e-omid)
– شبکه جهانی فارسی(World net Persian TV)
– تلویزیون صدای آمریکا(Voice of America TV)
– تلویزیون(IPN) (ضِیایی پرور، ص۲۷۲)
با حمایت کنگره آمریکا و با اختصاص بودجه های کلان در حال ترویج فرهنگ غربی و آمریکایی در بین مردم کشورمان هستند.

انحصار رسانه ها:
قرن بیستم با عناوینی چون عصر اطلاعات(Information Age)، عصر ارتباطات (Communcation Age)، عصر حاکمیت جریان آزاد اطلاعات(Free Flow of Information) و همانند آن یا دوران تله دموکراسی و یا دیالوگ جهانی ملل شناخته می شود. هزاران عنوان مجله وروزنامه منتشرمی شود، خبرگزاریهای بزرگ و کوچک بی شماری کار انتشار خبر را بر عهده دارند. سایتها و وبلاگهای خبری نیز به طرز گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر می کنند. بنظر می رسد هیچ خبری دور از اذهان عمومی و پوشیده نماند. تنوع و کثرت اطلاعات، امکان کتمان اخبار و یا تحریف واقعیات را دشوار می نمایاند.
اما با نگاهی به استیلای جریان سلطه(Main Stream)بر جهان رسانه ای و انحصار حاکم در این حوزه به نتایجی غیر از آنچه ذکر شد خواهیم رسید.
بررسی جریان حاکم بر فضای رسانه ای جهان نمایانگر حاکمیت استبداد اطلاعاتی (Pespotism Information) توسط صهیونیسم یهودی بر آن است.
انحصار رسانه ای، صبغه یهودی مالکان و حاکمان رسانه ها و ارتباط جریان نو محافظه کاران(Neo Conservatism) با مدیریت رسانه ای جهان، موضوعاتی هستند که به آنها اشاره می کنیم.
۱۷۰۰روزنامه و۱۱۰۰۰مجله فقط در آمریکا منتشر می شود ۹۰۰۰ ایستگاه رادیویی و ۱۰۰۰ ایستگاه تلویزیونی به کار تولید برنامه مشغولند و بیش از ۲۵۰۰ بنگاه عظیم، انتشار کتاب را بر عهده دارند. این تعداد رسانه دیداری شنیداری و مکتوب اگر در سال ۱۹۸۴ توسط ۵۰ مالک بزرگ اداره می شد امروز تنها ۱۰ غول رسانه ای بر این فضا حکومت می کنند. (w. w. w. bashgah. net)
در آمریکا عملاً ۵ شرکت عظیم رسانه ای کار تهیه و پخش اخبار ملی و بین المللی را انجام می دهند که عبارتند از« ABS، CBS، NBC، CNN، Fox News».
«لیونارد کل دنسون» «لیون هس»و«اوره ارلیک» مدیران شبکه CBS.
«ویلیام پلی»، «جیمز رسن فیلد» و«دیوید فرچز» مدیران شبکه CBS.
«آلفرد سیلورمن»، «ایرون لجی لستین»، «ریچارد سالانت» و«ریون فرانک» از NBC همگی یهودی هستند. ( ضِیایی پرور. ص۷۳)
گروه رسانه ای(Donrey media) به تنهایی ۵۴ روزنامه را در مالکیت خود دارد. (ضِیایی پرور. ص۴۰)

برادران(نیو هاوس) یهودی چندین روزنامه اخبار صبح همچنین هانس ویل آلاباما، تایمز و روزنامه پست هرالد، بیرمنگام آلابامور و از روزنامه های عصر روزنامه ریجستر، یونیون ماساچست اسپرینگ فیلد، پست استاندارد، نیویورک سراکوس و هرالد جونان همچنین ۱۲ ایستگاه تلویزیونی و ۱۸۷ ایستگاه تلویزیون کابلی را در اختیار دارند. مجموعاً ۵۴ عنوان روزنامه و نشریه در اختیار برادران(نیو هاوس) قرار دارد که برخی با تیراژ ۲۲ میلیون نسخه در هفته منتشر می شوند.
خانواده«سولز براگر»یهودی امپراطوری تایمز را اداره می کنند. روزنامه ای که در سال ۱۸۹۶ توسط(آدلف اوش) یهودی تأسیس شد و در سال ۱۹۹۳ توسط این خانواده خریداری شد. (w. w. w. bashgah. net)
این خانواده مالکیت ۱۸ روزنامه دیگر، ۱۲ مجله با تیراژ قریب ۵ میلیون نسخه ۷ ایستگاه رادیو تلویزیونی ۱سیستم تلویزیون کابلی و ۳ شرکت انتشاراتی کتاب را در اختیار دارند. آنها یک سوم مالکیت هرالدتریبون را نیز در اختیار دارند. (ضِیایی پرور. ص۷۵)
خانواده هرست: این خانواده دارای بنگاه انتشاراتی هرست در بورلی هیلز کالیفرنیا و صاحب روزنامه هایی مانند نیویورک جرنال آمریکن، آمریکن ویکلی، لس انجلس ایونینگ هرالد اکسپرس و، لس انجلس هرالد اگزامینر هستند. ( ضِیایی پرور. ص۱۴۵)
روبرت مورداک یهودی مالک نیوز گروپ و فکس نیوز، فاکس و کمپانی قرن بیستم است. هفته نامه ویکلی استاندارد نیز متعلق به گروه اوست. که توسط ویلیام کریستول پسر ایروینگ کریستول اداره می شود.
مورداک‌ بیش‌ از هر ناشر دیگری‌ در جهان‌ روزنامه‌ منتشر می‌کند. دو سوم‌ مجموع‌ تیراژ روزنامه‌های‌ استرالیا، تقریباً‌ نیمی‌ از تیراژ روزنامه‌های‌ نیوزلند و یک‌ سوم‌ تیراژ روزنامه‌های‌ انگلیس‌ توسط‌ مورداک‌ منتشر می‌شوند. شرکت‌ «نیوز کورپوریشن‌ لیمیتد» که‌ به‌اوتعلق‌ دارد از لحاظ‌ قلمرو جغرافیایی‌ یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ غول‌های‌ جهان‌ محسوب‌ می‌شود.
نشریاتی مانندروزنامه شیکاگو سان تایمز، روزنامه بوستون هرالد، روزنامه سان آنتونیونیوزلند، اکسپرس، مجله نیویورک، هفته نامه هوستون کامیونیتی، صدای دهکده، استار، کیو ومجله کیو در آمریکا منتشر می شوند.
در انگلستان روز نامه نیوز او ورلد، سان، نیوز اینتر نشنال، تایمز، هفته نامه ساندی تایمز، تایمز لیتراری ساپلمنت، تایمز ادیو کیشنال ساپلیمنت، تایمز هایرادیو کیشن ساپلیمنت و مجله سیتی هگزین ودر زلاند نو ۶ روزنامه ودر استرالیا روزنامه های مورنینگ استار، ساندی تلگراف، میرور، ساندی، ساندیسان، استرالیان، ساندی فیل، ساندی تایمز، مجله تی وی ۱، نیوآی ریا، مجله نیوز لیمتد گروپ و چندین مؤسسه مطبوعاتی، کاغذ سازی، چاپ، ضبط وانتشار فیلم ومؤسسات اقتصادی در زمینه های انرژی وحمل ونقل همگی متعلق به مورداک یهودی است. (ضیایی پرور، ص۱۴۴)
روزنامه وال استریت ژورنال پرتیراژترین روزنامه آمریکایی با ۲/۵ میلیون نسخه در روز تحت حاکمیت «داوجونز و پیترکن» یهودی است که ۲۴ روزنامه دیگر را نیز تحت مالکیت خود دارند.
روزنامه دیلی نیوز را«استار لییچر» بنیانگذاری کرد و هم اکنون «ماکس ول» سرپرستی می کند، آنها هر دو یهودی هستند.
(سان تایم) یهودی روزنامه نیویورک پست را بنیانگذاری کرده که امروزه با تیراژ یک میلیون نسخه در روز منتشر می شود.
روزنامه واشنگتن پست نیز تحت رهبری ۳ یهودی به نامهای پیتر کالیف، استیون هافنبرگ و آبراهام هیرشفلد قرار دارد. مالک اصلی و رئیس هیأت مدیره واشنگتن پست یعنی«کاترین گرام» ملکه سیاسی و مطبوعاتی آمریکا نیز خود یک یهودی است. روزنامه صدای دهکده تحت مالکیت لئونارد استرن یهودی و Worldreportو US. News نیز تحت رهبری زورکرین یهودی قرار دارد. (قادری نجف آبادی، ۱۳۸۲)
خبرگزاری رویتر، توسط ژولیس رویتر یهودی پایه گذاری گردیده و مجله مشهور(نشنال جئوگرافیک) نیز از دیر باز در دست یهودیان بوده است.
شرکت سینمایی فاکس با مالکیت ویلیام فاکس، شرکت گلدن با ساموئل گلدن و شرکت منزو با مدیریت لوئیس مایر و شرکت پارامونت با هادکتسون همگی تحت مدیریت یهودیان قرار دارند. شرکتهای میاکون و کانن نیز تحت مالکیت(مناخیم گولان ) یهودی قرار دارند.
«وارین هنری فیلیپس» رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت«داو جونز» که مالکیت «وال استریت ژورنال» و ۲۰ روزنامه و مجله هفتگی دیگر را در اختیار دارد نیز خود یک یهودی است.

مجلات خبری

در آمریکاسه مجله خبری هفتگی از اهمیت و اعتبار بیشتری برخوردارند.
۱- تایم ۲- نیوزویک ۳- اخبار آمریکا و گزارشات جهان. .
۱- تایم: توسط شرکت تایم منتشر می شود و بیشترین تیراژ یعنی ۳ /۴ میلیون نسخه را دارد. تا اواخر سال ۱۹۷۷ سردبیر مجله «هنری گرون والد» بود که بعدها در سال ۱۹۷۹ ارتقای مقام پیدا کرد و سردبیر شرکت انتشاراتی تایم گردید. وی نیز یک یهودی است.
۲- نیوزویک: ۹/۲ میلیون نسخه تیراژ دارد و متعلق به شرکت واشنگتن پست است. سردبیر این مجله«لیتر بر منس ئین» است که یک یهودی می باشد.
۳- اخبارآمریکاو گزارشات جهان: این مجله، نسبت به دو مجله دیگر محافظه کار تر و حاوی مطالب بیشتری در زمینه بازرگانی و تجاری است. تیراژی معادل ۴ /۲ میلیون نسخه در هفته دارد و سردبیر آن«ماروین ستون»می باشد که او نیز یک یهودی است.
(ضِیایی پرور. ص۷۵٫ ۷۶)
رسانه های زیر نظر روبرت مرداک یهودی ترویج اندیشه های نو محافظه کاران را بصورت عامه فهم بر عهده دارند. هفته نامه ویکلی استاندارد‍، توسط ویلیام کریستول از چهره های برجسته محافظه کاری اداره می شود و نشریه نشنال ریوویو کمانتری، نیوریپابلیک نیز مدافع اندیشه ها و سیاستهای نئوکان ها در حوزه رسانه اند.

ابزارهای نوین رسانه ای

دنیای مجازی در حال شکل گیری است و این دنیای مجازی فرهنگ مجازی را نیز تولید می کند. اینترنت پدیده جدید دنیای ارتباطات است که با خود ابزار گوناگون را برای ارتباط‍، تعامل و تبادل فرهنگی و یا تهاجم و سیطره فرهنگی بهمراه آورده است 
سایتهای خبری، وبلاگهای خبری و تحلیلی، گروههای اینترنتی، فضاهای گفتگوی مجازی(چت رومها) و حلقه های آشنایان همچون اورکات و یاهو ۳۶۰درجه و مانند اینها هر کدام فضایی مجازی را ایجاد می کنند که در آن تبادل اخبار و اطلاعات صورت می گیرد. سایتهای بسیاری به علت ارائه اخبار واطلاعات خاص شهرت جهانی یافته اند و وبلاگهای متعددی به مدد اطلاع رسانی در حوزه جنگ مخاطبین میلیونی پیدا کرده اند.
جهانی سازی یا آمریکایی کردن جهان از طریق اشاعه فرهنگ آمریکایی بوسیله این ابزار جدید پیگیری می شود و افکار عمومی آماج اخبار، اطلاعات و تحلیلهای سیاسی است که سایتهای مشهور و پرآوازه منتشر می کنند.
البته هراز چندگاه حرکتهایی برخلاف روند جهانی سازی و جنگ طلبی شکل می گیرند و مورد استقبال مخاطبین نیز واقع می شوند اما عملاً حجم آنها در برابر نوع اول بسیار کم و ناچیز است.
از نکات قابل توجه در رسانه های دیجیتالی مسئله مخاطبین خاصی است که این رسانه ها به تولید محتوا برای آنان می پردازند. اغلب مراجعین به سایتها و وبلاگها وسایر امکانات اینترنتی از اقشار متوسط به بالا وتحصیل کرده وبه نوعی گروههای مرجع در سطح جامعه اندکه دارای حوزه تأثیر گذاری وسیع ودر خور توجهی هستند.
علاوه برفیلم وسینما که نسل جوان و عامه مردم را مخاطب خود ساخته اند، کارتون ها و بازیهای رایانه ای نیز، ابزار رسانه ای پر نفوذی هستند که کودکان و نوجوانان، مخاطبین پر وپا قرص آنها به شمار می روند. این موضوع از نظرکارشناسان رسانه ای وبرنامه ریزان جنگ رسانه ای بدور نیست.
آنان می دانند که کودکان امروز مدیران فردای جوامع هستندواگر بتوان در نگرش آنان به مسائل پیرامونی وشکل دهی هویت وشخصیت آنان بگونه ای مؤثر عمل کرد، زمینه برای مدیریت انگاره های ذهنی در جوامع هدف مهیا گردیده است.
بازیهایی همچون طوفان صحرا(Desert strom) بازگشت به قلعه ولفنشتاین (Return to costle wolfenstein) یا ارتش آمریکا (America sarmy)یا (Iran assualt)(حمله به تأسیسات هسته ای ایران) ومانندآنهامی کوشند با قراردادن بازی کننده درجبهه خودی بعنوان یک سربازآمریکایی اورا در موضع دفاع از منافع آمریکا قرار داده وبا مفهوم سازی، تصورات ویژه ای را در مورد دشمن القاء نمایند.
در برخی از این بازیها چهره پوشیده نیروهای دشمن که گاها با چفیه های عربی پوشیده است، مفاهیم معنی داری را در پس کلمه تروریست القاء می کنند. وقتی کشتن این سربازان مجازی تنها راه ارتقاء به سطوح بالاتر بازیهاست؛ مقابله عینی و واقعی با هر مخالفی که عنوان تروریست به او اطلاق شود با زمینه مناسب فکری و ذهنی مواجه خواهد بود.
گروههای مجازی و حلقه های دوستی با هویت های مجازی نیز از دیگر زمینه هایی است که در سرتاسر دنیا وهمچنین کشور ما فضای جدیدی برای کار فرهنگی و رسانه ای ایجاد کرده است. اعلامیه های حمایت یا مخالفت با موضوعات، اتفاقات ویا جریانات سیاسی خاص در بین اعضای این گروهها که گاه بیش از پنجاه هزار نفر عضو دارند (در ایران) منتشر می شود. بعضی از این ڼbr>

نکته : جنگ رسانه ای، افکار عمومی، هویت ملی، هویت جهانی، انحصار رسانه ای
سرزمین هایی با مرزهای شیشه ای (نقدی بر امپریالیسم رسانه ای)

چکیده: امروز به صراحت می توان گفت: تقریبا همه شبکه های تلویزیونی _ ماهواره ای و کابلی امریکا که در خارج از خاک امریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از شش غول رسانه ای اداره می کنند، باور کردن این موضوع مشکل است که همه اخبار و اطلاعات و برنامه های سرگرمی مردم امریکا و قشر عظیمی از مردم جهان تنها از طریق این رسانه های انحصاری تأمین می شود.
    شتاب روزافزون و سرگیجه آور رسانه ها برای فتح بازارهای تازه، به تهاجمی مدرن برای آنچه می توانیم آن را “امپریالیسم رسانه ای در مستعمراتی با مرزهای شیشه ای” بخوانیم، منتهی می شود، که حوزه نفوذ آن هر لحظه با گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطات، افزایش می یابد. در چنین کلونی هایی که مرزبندی ها ماهوی و غیر محسوس (شیشه ای) است، رسانه های مدرن بجای کشورها و دولت ها به کنترل بازار می پردازند و با تسلط بر سلیقه های مردم، می توانند جهت گیری های بازار را به سود خود تغییر دهند. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد.
امپریالیسم رسانه ای را بی تردید باید شکل مدرنی از امپریالیسم قلمداد کرد که شاکله ها و بنیان های آن در دهه ۱۹۵۰، مشخصا در آلمان غربی و پشت دروازه های کمونیسم در بحبوحه جنگ سرد توسط ایالات متحده بنا شد.
    امریکا با افراشتن آنتن های متعدد رادیویی و تلویزیونی در شهر برلین، در قلب میهن سرخ کمونیستی رسوخ می کرد، بدون اینکه نیازی به مداخله نظامی داشته باشد و این پیشروی تا به آنجا ادامه یافت که پس از گذشت دو دهه، در اواخر دهه هفتاد میلادی، در مسکو نیز می شد شعبه هایی از مک دونالد و مرغ کنتاکی را براحتی پیدا کرد که مشتریان در آنجا با ولع به صرف غذا همراه با نوشیدنی هایی چون کوکاکولا بودند.
    نگارنده این سطور از آنجایی که براین باور است که موتور محرک و اجتناب ناپذیر امپریالیسم در یکایک دوره های تاریخی، مؤلفه های اقتصادی بوده اند و این شاخصه ها در برهه هایی با عواملی پیش برنده و تشدید کننده همچون ناسیونالیسم و نژادپرستی نیز همراه بوده، در رویارویی با اهداف امپریالیسم رسانه ای نیز نقش پارامترهای اقتصادی را تعیین کننده می پندارد.
    با اندک تأملی بر نحوه اعمال سیاست های جهانی سازی در دو دهه آخر قرن ببیستم، گرایش ناگزیر کمپانی های انحصاری سرمایه داری برای یافتن بازاراهای تازه و تولید بیشتر را بخوبی می توان مشاهده کرد. گرایش هایی که مشخصا سرمایه داری و (سیاست های اقتصادی نو) به آن دامن می زنند و تلاش می کنند تا یک فرهنگ عمومی جهانی برای یکسان سازی مشتریان خود به وجود آورند.
    دراین راستا به نظر می رسد تا زمانی که پشتیبانی اقتصادی اصلی این بازار جهانی توسط رسانه ها صورت می گیرد، ابزار رسانه های جهانی، بزرگ ترین منبع جلب مشتری باشند.
    بنابراین شتاب روزافزون و سرگیجه آور رسانه ها برای فتح بازارهای تازه، به تهاجمی مدرن برای آنچه می توانیم آن را “امپریالیسم رسانه ای در مستعمراتی با مرزهای شیشه ای” بخوانیم، منتهی می شود، که حوزه نفوذ آن هر لحظه با گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطات، افزایش می یابد.
    در چنین کلونی هایی که مرزبندی ها ماهوی و غیر محسوس (شیشه ای) است، رسانه های مدرن بجای کشورها و دولت ها به کنترل بازار می پردازند و با تسلط بر سلیقه های مردم، می توانند جهت گیری های بازار را به سود خود تغییر دهند.
    شاید برای بسیاری از مردم پذیرش این امر سخت باشد که رسانه های سلطه جو، نگرش های ما را آنچنان که بازار اقتضا می کند شکل می دهند، ولی واقعیت چنین است!

امپریالیسم رسانه ای در گستره جهانی
به نظر می رسد که همه انواع رسانه ها، از تلویزیون و سینما گرفته تا موسیقی و مطبوعات، تحت کنترل چند انحصار جهانی هستند.
    سونی، کمپانی الکترونیک ژاپنی، مالک سی بی اس رکوردز ( (C.B.Sو کلمبیا پیکچر (C.P) شده است .
    دیزنی، مالک (A.B.C) شبکه تلویزیونی و ماهواره ای سراسر امریکا است. شش کمپانی ضبط موسیقی هفتاد و پنج درصد از انحصار محصولات موسیقی در جهان را در دست دارند. هفت کمپانی عمده تولید فیلم در امریکا کنترل بیشتر تولیدات سینمایی و انحصار پخش آنها را در جهان در دست دارند.
    اِی او ال American On Line _ AOL))، بزرگترین عرضه کننده خدمات و اخبار اینترنتی در امریکا است که توسط متخصصین ایرانی طراحی و راه اندازی شده و در ادغام با تایم وارنر در سال ۲۰۰۰ به بزرگترین شرکت رسانه ای جهان تبدیل شد.
    با توجه به آنچه تاکنون تبیین شد بطور کلی تنها چند کمپانی معدود امریکایی جریان اصلی رسانه ها را در دست دارند. تا زمانی که این انحصار غیر طبیعی بر رسانه ها وجود دارد همه محصولات آنها و حتی اطلاع رسانی و اخبار آنها را باید با دیده تردید نگریست، زیرا مسلم است که هدف اولیه این کمپانی های عظیم همانطور که در ابتدا نیز ذکر شد، سلطه جویی اقتصادی است، نه اطلاع رسانی.
    همچنین موسیقی و فیلم نیز برای تخدیر و سودجویی با اهداف خلاقانه هنری، تولید می شوند. (فراگیر شدن موسیقی پاپ کارخانه ای نشانه ای از این سلطه جویی است) آن گونه که صنعت فیلم امریکایی دومین محصول صادراتی این کشور پس از اسلحه به سایر کشورهاست.
شش خواهران امپریالیستی
پروفسور نورمن سالومن، محقق و پژوهشگر امریکایی در کتاب خود که درسال ۲۰۰۱ با عنوان «شما همیشه دروغ گفته اید» منتشر کرد، به بررسی شش ابر رسانه امریکایی که محصولات رسانه ای را در ایالات متحده و سایر نقاط جهان تولید و کنترل می کنند، می پردازد. این شش ابر رسانه امریکایی عبارتند از:
۱) اِی او ال – تایم وارنر: این کمپانی عظیم بخش اصلی بازار فیلم، شبکه سی ان ان (CNN)، اینترنت و رسانه های چاپی را قبضه کرده و بزرگترین انحصار جهانی در زمینه رسانه ای است. این شرکت بزرگ از ترکیب غول بزرگ و جدید “امریکن آن لاین” با غول سنتی رسانه ای با نام “تایم وارنر” بوجود آمد.
    امریکن آن لاین، بیشترین کاربران اینترنتی را در امریکا و کانادا پوشش می دهد و از طریق شبکه CNN، و کمپانی فیلم سازی برادران وارنر به خوبی می تواند فرهنگ و باورهای امریکایی را که در ایالات متحده به ارزش های امریکایی یا اصطلاحا (کیش امریکایی) موسوم شده اند، در سراسر جهان شایع کند.
۲) وایاکام: دومین شرکت بزرگ رسانه ای امریکاست که مالک شبکه های تلویزیونی متعددی چون شبکه سراسری CBS امریکا است. از دیگر دارایی های تاثیرگذار و بزرگ این شرکت می توان به شبکه تلویزیونی (MTV) اشاره کرد که توسط ماهواره های متعدد در سراسر جهان قابل مشاهده است و بخش بزرگی از صدور ارزشهای امریکایی را در سراسر جهان بر عهده دارد.

    وایاکام، در عرصه صنعت سرگرم سازی و محصولات خاص کودکان و نوجوانان پس از کمپانی دیزنی مقام دوم را در دنیا در اختیار دارد.
  
۳) نیوز کورپوریشن: سومین شرکت رسانه ای بزرگ امریکا که علاوه بر ایالات متحده در بسیاری از کشورهای جهان از جمله انگلیس، استرالیا، کانادا، هند، هنگ کنگ، چین و ایتالیا نیز سرمایه گذاری های کلانی کرده و در هر جای دنیا صاحب شبکه های رادیویی و تلویزیونی متعددی است.
    نیوز کورپوریشن یا نیوزکورپ متعلق به غول ثروتمند رسانه ای جهان (روبرت مرداک) است که متأثر از اندیشه های فوق العاده راست گرایانه (سرمایه داری امریکایی) است.
    بخش بزرگی از مسؤولیت صدور ارزش های امریکایی به سایر نقاط جهان را نیز این شرکت بر عهده دارد؛ چراکه نیوز کورپوریشن به واسطه دارا بودن استودیوی بزرگ فیلم سازی کمپانی معروف (فاکس قرن بیستم) تسلط و نفوذ بسیاری بر هالیوود دارد. علاوه بر این شبکه تلویزیونی _ ماهواره ای فاکس و فاکس نیوز که از شبکه های جنجالی خبرساز محسوب می شوند و مخاطبین نسبتا زیادی در سراسر امریکا و جهان دارند متعلق به این شرکت هستند.
    همچنین نیوزکورپ در انگلستان شبکه تلویزیونی اسکای (Sky) و سه روزنامه کثیرالانتشار (تایمز)، (ساندی تایمز) و (سان) را در اختیار دارد و در هند، امریکای لاتین و هنگ کنگ و استرالیا نیز چندین شبکه تلویزیونی داخلی را اداره می کند و اخیرا شبکه اسکای ایتالیا را نیز در شهر رم راه اندازی کرد.
    بطور کلی نیوزکورپ به تنهایی صاحب یک چهارم از کل رسانه های شنیداری، دیداری و چاپی جهان است.
۴) والت دیزنی: بزرگ ترین شرکت رسانه ای منحصرا سرگرم کننده امریکا و جهان است که از لحاظ عظمت و درآمد مالی پس از نیوزکورپ قرار می گیرد. این کمپانی که بسیاری با شنیدن نام آن بیاد کارتون های جذاب و ملودرام سینمایی و تلویزیونی می افتند، مالک شبکه تلویزیونی _ ماهواره ای سراسر امریکا (ABC) است که نقش مؤثری در انتشار اخبار و اطلاع رسانی مردم امریکا بر عهده دارد و طبق آمار سال ۲۰۰۰ کمیته نظارت بر رسانه های تصویری امریکا، بیش از هشتادو سه درصد مردم امریکا و کانادا اخبار و اطلاعات خود را از طریق این شبکه و بخش خبری آن، ای بی سی نیوز ، دریافت می کنند.
۵) برتلزمان: از بزرگ ترین شرکت های رسانه ای که سرمایه گذاران آن امریکایی _ اروپایی هستند و حوزه نفوذ آن در اروپا بسیار قابل توجه است و سود دهی بسیاری دارد، کمپانی برتلزمان است.
    احاطه و گستره نفوذ این کمپانی در خارج امریکا در مقایسه با دیگر رسانه های امریکایی به حدی است که برخی آنرا یک کمپانی غیر امریکایی قلمداد می کنند.
    خواهران معروف RTL که مجموعه ای از شبکه های رادیو و تلویزیونی و استودیوهای فیلم سازی هستند، متعلق به این غول رسانه ای اروپای _ امریکایی می باشند. برتلزمان همچنین انتشارات (رندوم هاوس) را در اختیار دارد که یکی از بزرگ ترین موسسه های انتشاراتی جهان قلمداد می شود و سالانه میلیون ها جلد کتاب در سرتاسر جهان منتشر می کند.
    شایان ذکر است، رقابت های شدیدی بین کمپانی برتلزمان و دیگر شرکت های امریکایی وجود دارد، اما از آنجایی که همه آنها در راستای اهداف اقتصادی و سرمایه داری امریکایی گام بر می دارند در یک پروسه کاری قرار می گیرند و تشابه کاری دارند.
   
۶) جنرال الکتریک: از قدیمی ترین شرکت های بزرگ امریکای است که سابقه آن حتی به پیش از اختراع رادیو و تلویزیون می رسد. این شرکت مالک شبکه های NBC و CNBC است.
    جنرال الکتریک در اوایل سال ۲۰۰۱ بخش هایی از شبکه های تلویزیونی خود را با بخش هایی از شرکت عظیم مایکروسافت ادغام کرد و نظارت و سرپرستی آنها را بر عهده گرفت و همچنین بتازگی با شرکت رسانه های (ویوندی یونیورسال)، صاحب کمپانی فیلم سازی مشهور یونیورسال به توافق رسیده است تا با بخش های بزرگی از این شرکت بزرگ فرانسوی که از سه سال پیش دچار مشکلات مالی فراوان شده است، ادغام شود. با چنین اتفاقی غول رسانه ای جدیدی هم تراز (ای او ال _ تایم وارنر) و (نیوزکورپوریشن) ایجاد می شود.
امروز به صراحت می توان گفت: تقریبا همه شبکه های تلویزیونی _ ماهواره ای و کابلی امریکا که در خارج از خاک امریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از شش غول رسانه ای اداره می کنند، باور کردن این موضوع مشکل است که همه اخبار و اطلاعات و برنامه های سرگرمی مردم امریکا و قشر عظیمی از مردم جهان تنها از طریق این رسانه های انحصاری تأمین می شود، اما از آنجایی که بازار تجاری امریکا و مشتریان داخلی آن نهایتا ۳۷۰ میلیون نفر هستند، عجیب نیست که این غول های امپریالیسم رسانه ای بر اساس کهن الگوهای امپریالیستی، هر روز در فکر توسعه قلمرو خود در سایر نقاط جهان و به دنبال دسترسی به فن آوری های برتر برای انتقال امواج رادیویی و تلویزیونی خود باشند.
    اساسا امپریالیسم رسانه ای یکی از مؤلفه های فرهنگ امریکایی یا کیش امریکایی و کالایی صادراتی است و با کنترل کمپانی های امریکایی بر رسانه های جریان اصلی، شاخصه های فرهنگ امریکایی در سراسر جهان اشاعه می یابد. هالیوود و تصویرسازی ستارگان سینمائیش در سراسر جهان “رویاهای امریکایی” را نه تنها در امریکا بلکه به همه مردم جهان تلقین می کند. الگوهای محصولات امریکایی در سراسر جهان قابل شناسایی هستند و کوکاکولا، مک دونالد و نایک را فرهنگ امریکایی به تمامی جهان صادر کرده است.
    اما آنچه قابل توجه به نظر می رسد، نفوذ همه جانبه موج فراگیر امپریالیسم رسانه ای در ابعاد نژادی و ملی است. این موج در اولین خیزش خود حوزه کشورهای عربی و امریکای شمالی را را در نوردید و تولیداتی خاص این دو حوزه با یک هدف کلی در دستور کار قرار گرفته اند. فراگیری و تسلط این موج در کشورهای عربی بخوبی محسوس است؛ تا حدی که جزئی ترین شؤونات اجتماعی و فردی را تحت تأثیر و تغییر قرار داده است.
    حوزه امریکای شمالی و کانادا نیز همانند دوره اول امپریالیسم که محدوده سرزمین های کشورهای همسایه را دربر می گرفت، به حوزه مستعمراتی رسانه های امریکایی بدل شده است و شهروندان کانادایی برنامه های تلویزیونی امریکایی می بینند، فیلم های امریکایی را مشاهده می کنند و به موسیقی امریکایی گوش می دهند و از مخاطبین مهم مجلات امریکایی هستند.
    مبرهن است همانطور که جهانی شدن می تواند به معنای تنوع و درک فرهنگ های دیگری هم باشد، می تواند به معنای ترویج همگونی یا تسلط یک فرهنگ خاص (در قالب های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) هم باشد و با انحصار منابع گسترده این ابررسانه ها برای کنترل رسانه های جهانی، بدیهی است که هر روز شاهد گسترش حوزه نفوذ و محدوده مستعمرات یا کلونی هایی این نوع از امپریالیسم در جهان هستیم، مستعمراتی که مرزهای آن ناپیدا و شیشه ای هستند.

این مطلب را در سایت ماخذ آن ببینید:

http://farsnews.com/newstext.php?nn=8409260424

امریکا و سلطه رسانه اى
از قرن بیستم که قدرت هاى سرمایه دارى یهود در امریکا به نیروهاى اقتصادى مسلط تبدیل شدند، تعداد روزنامه هاى امریکایى متعلق به یهودیان به شدت افزایش یافت و این افزایش با کاهش شدید رقباى غیریهودى همراه گردید. این پیشرفت، اساسا به عنوان نتیجه سیاست هاى تبلیغاتى بازرگانان یهودى بود.
امروزه در جهان، قدرتى بزرگ تر از قدرتى که فریبکاران افکار عمومى در اختیار دارند، وجود ندارد؛ قدرت هیچ یک از پادشاهان، پاپ ها یا ژنرال هاى پیروز و کشیش هاى عالى رتبه به قدرت این چند نفر نرسید که تنها از طریق کنترل اخبار و برنامه هاى تلویزیونى به آن دست یافتند.
قدرتى که در هر منزلى وجود دارد؛ در تمام ساعات بیدارى، اراده خود را تحمیل مى کند؛ نیرویى است که ذهن واقعى هر شهروند را شکل مى دهد: پیر و جوان، ثروتمند و فقیر، ساده و فرهیخته و…
رسانه هاى جمعى نگاه ما به جهان را شکل مى دهند و سپس به ما مى گویند که درباره جهان چگونه بیندیشیم. در اصل هر چه در مورد رخدادهاى اطراف ما یا محدوده آشنایان مى دانیم، از طریق روزنامه ها، مجلات، رادیو یا تلویزیون به ما منتقل مى شود.
شکل گیرى اذهان امریکایى ها
بیشتر امریکایى هایى که روزانه مدت زیادى تلویزیون تماشا مى کنند، به سختى مى توانند وضعیت هاى تصنعى را از واقعیت تشخیص دهند؛ پاسخ هاى این تماشاگران به کنش هاى تلویزیونى، بیانیه ها و نگرش هاى بازیگران تلویزیونى، بیشتر از پاسخ هاى آنان به همسالان خود در زندگى واقعى است. براى بیشتر امریکایى ها واقعیت دروغین محیط تلویزیون جایگزین جهان واقعى شده است و میل شدید آنان به پاسخ هاى هماهنگ، به دلیل همین واقعیت دروغین است؛ بنابراین زمانى که نویسنده متن برنامه تلویزیون از طریق بازیگران تلویزیون بر برخى ایده ها تاکید و برخى از آنها را مردود مى داند، در حقیقت نیروى قدرتمندى به میلیون ها بیننده وارد مى کند تا با دیدگاه وى هماهنگ گردند.
براى نمونه به حدود مرزى اخبار رسانه هاى خاورمیانه دقت کنید: برخى از سردبیران و گزارشگران در اظهارات خود به طور کورکورانه طرفدار اسراییل هستند، در حالى که دیگران تا حدودى بى طرفانه به نظر مى رسند. اما هیچ کس به خود جرات نمى دهد، اظهار کند که امریکا در پشت سکه جنگ عرب ها و اسراییل قرار گرفته؛ بنابراین در ارسال سربازان خود به جنگ با عراق – دشمن اسراییل در
خاورمیانه – بیشتر منافع اسراییل را تامین مى کند تا منافع امریکا؛ در نتیجه طیفى از اندیشه هاى مجاز شکل مى گیرد؛ چرا که در سطوح آگاهى مراتبى وجود دارد.
بیشتر امریکایى ها نمى توانند بپذیرند که توسط اسراییل کنترل مى شوند؛ حتى شهروندى که از اخبار کنترل شده گله دارد، اشتباها فکر مى کند که به دلیل وجود طیفى از دیدگاه ها، مى تواند با انتخاب سردبیر مورد اعتماد خود از نفوذ کنترل کنندگان نجات یابد و این یک وضعیت «به هر حال من برنده ام» است. هر دیدگاهى در طیف مجاز افکار عمومى، از نظر مدیران رسانه ها قابل قبول است، اما هیچ واقعیت با دیدگاه خارج از طیف مجاز پخش نمى شود؛ البته در صورتى که چنین قدرتى داشته باشند.
کنترل رسانه هاى شکل دهنده افکار عمومى بسیار دشوار است؛ همه رسانه هاى کنترل شده، اعم از تلویزیون، رادیو، روزنامه ها، کتاب ها و انیمیشن ها، با یک صدا سخن مى گویند؛ هر کدام دیگرى را پشتیبانى مى کند. به رغم ظاهر متنوع آنها، در بین شان اختلاف واقعى وجود ندارد و از طرفى منبع جایگزینى از واقعیت یا ایده ها، براى توده مردم در دسترس نیست تا ازآن طریق بتوانند، دیدگاه هاى مخالف با نظرات رهبران رسانه ها را بدانند.
این رسانه ها جهان را یکسویه نمایش مى دهند؛ جهانى که در آن همه ادعا مى کنند، یهودیان اساس بشریت اند؛ اسراییل باید به عنوان یک واقعیت تثبیت شده پذیرفته شود؛ مقاومت در برابر یهود به معناى ضدیت با نژاد سامى است؛ عراقى ها در جنگ خلیج فارس «همراهان بدى» بودند؛ در نظام بانکدارى سرمایه دارى یهود اشکال وجود ندارد؛ اسلام همواره تهدید اساسى است؛ کشورهایى مثل ایران، سودان و لیبى از تروریسم حمایت مى کنند؛ قتل عام اسراییلیان در قالب دفاع مشروع از خود صورت مى گیرد؛ رهبر سیاهان امریکا (لوئیس فراخان) یک نژادپرست متعصب است و… این نوع نگاه، چشم اندازى است که رهبران رسانه ها براى دستیابى به اهداف خود آن را طراحى مى کنند و فشارى که براى هماهنگ ساختن با ایده هاى خود وارد مى آورند، بسیار زیاد است تا جایى که مردم نظرات خود را با آنان هماهنگ مى کنند؛ طبق نظر آنان راى مى دهند و زندگى شان را با آنها سازگار مى کنند.

خبرگزارى تلویزیون
رهبران قدرتمند رسانه ها چه کسانى هستند؟
براى رسیدن به پاسخ نسبى، خبرگزارى تلویزیون را ملاحظه کنید که بدون تردید، به قدرتمندترین وسیله براى تعیین شیوه تفکر و رفتار امریکایى ها تبدیل شده است؛ البته با صرف نظر از سیستم هاى تخصصى کابلى خبرى ویژه، عملا کلیه خبرگزارى هاى ملى و بین المللى در امریکا، اخبار خود را از طریق سه شرکت جمع آورى، ویرایش و پخش مى کنند و آن سه شرکت عبارت است از: خبرگزارى امریکا (اى.بى.سى)، سیستم خبرگزارى کلمبیا (سى.بى.اس) و خبرگزارى ملى (ان.بى.سى)
بیشتر برنامه هاى نمایشى که امریکایى ها مى بینند، از سه شبکه مذکور عرضه مى شود؛ هر کدام از این شرکت ها در مدت زیادى در کنترل مطلق یک فرد بوده است؛ از ۳۲ سال تا ۵۵ سال. شرکت باید در سطحى با کارمندانى که آن فرد انتخاب مى کند، براى وى کار کند؛ از این رو در نهایت، همه برگه ها به طورى که پاک نشود، توسط شخص او ممهور مى شود و در همه حال، آن فرد یک یهودى بوده است.
تا سال ۱۹۸۵ که اى.بى.اس با کپتال سیتیز کامیونیکیشن ادغام شد، رییس هیات اجرایى و مدیرعامل شبکه فردى یهودى به نام لئونارد هارى بود؛ او از زمانى که رییس موسسه خبرگزارى شد، این شبکه را مدیریت کرد؛ یعنى از سال ۱۹۵۳. نام این شرکت در سال ۱۹۶۵ به شرکت خبرگزارى امریکا (اى.بى.سى) تغییر عنوان داد.
گلدنسون در مصاحبه اى در آوریل سال ۱۹۸۵با فخرفروشى اعلام کرد: «من این شرکت را از نو بنیاد نهادم» . طبق قوانین ادغام سال ،۱۹۸۵ گلدنسون رییس کمیته اجرایى شرکت جدید اى.بى.سى گردید، گرچه در حال حاضر آن سمت را توماس مورفى یک شخص غیریهودى به عهده دارد؛ لیکن هیچ قدمى در راستاى تغییر افرادى که گلدنسون گماشته، برنمى دارد و این شبکه همچنان ویژگى یهودى بودن خود را حفظ کرده است.
سى.بى.اس بیش از نیم قرن در تصاحب ویلیام اس.پالى، پسر یک یهودى مهاجر روسى بود؛ پالى در سال ۱۹۲۸ در ۲۸ سالگى، تجارت خانوادگى سیگار را رها کرد و خبرگزارى یونایتد ایندیپندنت را به ارزش ۵۰۰ هزار دلار خریدارى کرد و آن را سیستم خبرگزارى «کلمبیا» نام نهاد و خود مدیر و رییس آن شد. در سال ۱۹۴۶ مدیرعامل شد و تا سال ،۱۹۸۳ هنگامى که به طور پاره وقت بازنشسته شد، همچنان در آن سمت باقى بود.
هنگامى که تد ترنر در سال ۱۹۸۵ کوشید سیستم خبرگزارى کلمبیا را خریدارى کند، در سراسر کشور نگرانى وجود داشت؛ ترنر در تبلیغات خوش شانسى آورد و یک شبکه خبرى تلویزیونى کابلى موفق (سى. ان.ان) را راه اندازى کرد؛ گرچه ترنر تعدادى از یهودیان را در موقعیت هاى اجرایى کلیدى در سى. ان.ان به کار گماشت و هرگز موضع مخالف با منافع یهودیان اتخاذ نکرد ولى او مرد بسیار خودخواه و با شخصیتى بود و براى پالى و دیگر یهودیان در سى.بى.اس غیرقابل کنترل به نظر مى رسد؛ توپ آزادى که در آینده ممکن است به آنها اصابت کند.به علاوه دانیل اسکار، خبرنگار یهودى که براى ترنر کار کرده بود، به طور علنى متهم شد که رییس سابق او داراى شخصیتى بود که براى یهودیان چندان خوشایند نبود. مدیران سى.بى.اس براى ممانعت از خرید ترنر، مرد قدرتمند تئاتر، هتل، بیمه و سیگار، یعنى «لورنس تش» را براى تصاحب دوستانه شرکت وارد معامله کردند، تا بدین طریق هرگونه نفوذ غیریهودى را از آنجا دور کنند. لورنس از سال ۱۹۸۶ رییس هیات مدیره سى.بى.اس بود.
ان.بى.سى قبلا بخشى از شرکت رادیویى امریکا (آر.سى.اى) بود که از سال ۱۹۳۰ به مدت چهل سال در تسلط «دیوید سارتوف» یک یهودى مهاجر روسى بود؛ پس از مرگ او (۱۹۷۰) پسرش «رابرت» مالک آن گردید. در سال ۱۹۸۶ شرکت جنرال الکتریک با آر.سى.اى ادغام شد و در حال حاضر، ان.بى.سى یک شرکت کاملا وابسته به جنرال الکتریک است؛ نه تنها در جهت تغییر منافع یهودیان یا جایگزینى پرسنل کلیدى یهودى از طرف مدیران ارشد جنرال الکتریک، هیچ حرکتى صورت نگرفته، بلکه بر تعداد مدیران یهودى افزوده شده است براى نمونه مى توان از «استیو فریدمن» نام برد.
صنعت تولید برنامه
تمرکز بیش از حد یهودیان در صنعت تلویزیون، جهت گیرى اخبار تلویزیونى را بیشتر تبیین مى کند. اگرچه کنترل برنامه هاى خبرى تلویزیون اهمیت ویژه اى دارد، برنامه هاى نمایشى تلویزیون در شکل دادن شیوه تفکر امریکایى ها موثرتر است. ده ها میلیون امریکایى، به ویژه جوانان، هرگز به گزارش هاى خبرى شبکه هاى تلویزیونى توجه نمى کنند و در عوض موج هاى تلویزیون خود را در برنامه هاى نمایشى تنظیم مى کنند. به همین دلیل یهودیان شدیدترین کنترل خود را در عرصه هاى نمایشى متمرکز کرده اند.
مسوول تقسیم بندى برنامه هاى تلویزیونى در سى.بى.اس «حف سکانسى» است و همین مسوولیت در اى.بى.سى بر عهده دو شخص گذاشته شده است؛ برنامه ها و اهداف تجارى بر عهده «تد هربرت» و تولید برنامه هاى نمایشى بر عهده «استوارت بلامبرگ» است.
در سال ۱۹۸۰ «براندن تارتک اف»، رییس تولید برنامه هاى نمایشى گردید و به مدت یک دهه، یعنى تا سال ۱۹۹۰ این مسوولیت را در اختیار داشت. وى سپس مدیریت شبکه  اى.بى.سى را به عهده گرفت و در سال ۱۹۹۱ این مسوولیت را براى اتخاذ ریاست «پارامونت پیکچر» ترک گفت.
سکانسکى، بلومبر و لیتل فیلد نوع برنامه هایى را که باید از شبکه آنها پخش مى شد، انتخاب مى کردند. آنها تصمیم مى گرفتند که چگونه باید به موضوعات تبلیغاتى متنوع در برنامه هاى خود تاکید کنند؛ از جمله تروریسم عرب، آزار و اذیت یهودیان، قتل عام یهودیان توسط نازى ها، سخاوت یهودیان خطر ضد سامى گرى و…
نکته قابل توجه این است که تنها یک شهروند از هر سى و شش شهروند امریکایى یهودى است، اما تقریبا همه کسانى که مفهوم واقعیت، معناى خوب و بد، و رفتار مجاز و غیرنجاز را در ذهن جوانان امریکایى شکل مى دهند، یهودى اند. به عبارت دقیق تر، سکانسکى، بلومبگر و همچنین تارتک اف، سه یهودى هستند و تنها غیریهودى اى که در چند سال اخیر در برنامه هاى نمایشى تلویزیونى نقش مهمى داشته لیتل فیلد است.
تاثیر این نوع کنترل بر برنامه هاى نمایشى تلویزیون تز به هم ریختن اعصاب امریکایى ها فراتر رفته و اکنون شبکه هاى گسترده تر را هم در برگرفته است؛ به عبارت دیگر، کنترل رسانه اى عملا همه هر چیزهایى را که در استودیوهاى هالیوود تولید مى شود در برمى گیرد.
مجله «امریکن فیلم مگزین» در شماره ماه مه ۱۹۹۰ ده مورد از شرکت هاى تهیه کنندگى ایالات متحده امریکا را (برحسب درآمد آنها در سال ۱۹۸۹) به ترتیب فهرست کرده است.
از ده نفر از روساى هیات مدیره هاى شرکت هاى مذکور هشت نفر یهودى هستند (راس، اسنپر، دویسو، تش، دیلر، گافمن،ردستون و واسرمن) و تنها در دو شرکت (ان.بى.سى و اى. بى.سى) رییس هیات مدیره غیریهودى است که البته در شرکت اى.بى.سى مسوول تقسیم بندى برنامه ها یک یهودى است. از مطالعه سال ۱۹۸۹ چند مورد تغییرات پرسنلى صورت گرفته است؛ زمانى که شرکت سونى ژاپن در امریکا در سال ۱۹۸۹ شرکت کلمبیا پیکچر را خریدارى کرد، ویکتور گافمن به جاى پیتر گوبر نشست که وى نیز یک یهودى بود. مباشر گوبر میکاویل پى. اسکولف، نایب رییس شرکت سونى که تملک شرکت را ترتیب داد که او نیز یهودى است. در سال ۱۹۹۱ ام.سى.اى توسط ماتسوشیتا، یکى از رقباى شرکت سونى خریدارى شد. ولى واسرمن همچنان در پست خویش باقى ماند.به عنوان یک اصل کلى، ژاپنى ها در خریدن رسانه هاى امریکایى، صرفا با منافع مادى تحریک شدند و تبلیغات را به یهودیان واگذار کردند. در واقع در بیشتر مواقع، یهودیان واسطه بایکوت هاى رسانه اى ژاپنى ها بودند.
خبرگزارى رادیویى
شبکه هاى سه گانه ام.بى.سى، سى.بى.اس و ان.بى.سى، نه تنها داراى امتیاز انحصارى واقعى در خبرگزارى تجارى شبکه هاى تلویزیون در ایالات متحده امریکا هستند، بلکه بیشتر شبکه هاى خبرى رادیویى را نیز به خود اختصاص داده اند. سال هاى متمادى، تنها رقیب مهم آنان در دومین عرصه ام.بى.اس بود که با ۹۴۱ ایستگاه رادیویى (بدون هیچ ایستگاه تلویزیونى) در سراسر کشور، توسط یک شخص یهودى به نام مارتین راینشتاین مدیریت مى شد.
در سال ۱۹۸۵نورمن. جى. پتیز که او هم یک یهودى است، به عنوان رییس و مدیرعامل، ام.بى.اس را تصاحب کرد. وى سال بعد از طریق شرکت خود «وست وود وان» شبکه ان.بى.سى را از جنرال الکتریک خرید. ایستگاه هاى ام.بى.اس و ان.بى.سى روى همرفته پتیز را دومین خبرگزارى رادیویى در کشور، یعنى بعد از اى.بى.سى (کپتال سیتیز) قرار داد. نایب رییس فعلى ام.بى.اس در امور خبرى ران نیسن است که سابقا ریاست چاپ و نشر کاخ سفید را بر عهده داشت؛ او هم یک یهودى است.

روزنامه ها
با نفوذترین وسایل ارتباط جمعى در امریکا، پس از تلویزیون، روزنامه ها هستند. هر روز ۶۳ میلیون نسخه روزنامه چاپ مى شود و این شمارگان در میان ۱۹۴۰ انتشاراتى تقسیم مى شود. ممکن است افراد فکر کنند که صرف تعداد روزنامه هاى مختلف در امریکا مانع از این مى شود که اقلیتى بتواند آنها را کنترل و یا تحریف کند. افسوس که چنین نیست؛ استقلال، رقابت و بازنمایى علایق اکثریت، بسیار کمتر از آن است که مى توان تصور کرد؛ تنها ۴۱۲ (۲۵ درصد) انتشاراتى از ۱۶۴۰ انتشاراتى مالکیت مستقل دارند و بقیه روزنامه هاى زنجیره اى هستند و فقط ۱۲۱ مورد از کل انتشاراتى ها بیشتر از ۱۰۰۰۰۰ تیراژ دارند. تعداد بسیار کمى از روزنامه ها به حد کافى گسترده اند و مى توانند در خارج از جوامع خود گزارش هاى خبرى مستقل داشته باشند و بقیه باید در گزارش هاى خبرى ملى و بین المللى به آن چند روزنامه وابسته باشند.
تنها در ۵۴ شهر امریکا بیش از یک روزنامه وجود دارد و رقابت آنها معمولا ظاهرى است؛ در این مورد مى توان مثال هاى فراوانى ذکر کرد که همه به یهودیانى تعلق دارد که مالک انتشارات پیشرفته هستند.
قدرت رسانه اى خانواده نیوهاوس، تنها نمونه اى از فقدان رقابت  ظاهرى میان روزنامه هاى امریکا را نشان مى دهد. این امر، همچنین نشان دهنده میل سیرى ناپذیرى است که یهودیان نسبت به همه ابزار کنترل افکار از خود نشان مى دهند. خانواده نیوهاوس مالک ۳۱روزنامه، از جمله چند روزنامه کثیرالانتشار و با اهمیت است که به برخى از آن ها اشاره کرده ایم.
روزنامه هاى سه گانه یهودى
سرکوبى، رقابت و تأسیس حقوق انحصارى داخلى براى انتشار اخبار و ایده ها، مشخصه افزایش تسلط یهودیان بر روزنامه هاى امریکایى بوده است. نتیجه توانایى یهودیان براى استفاده از صنعت نشر، به عنوان یک ابزار بدون رقیب به مجرد ارایه نمونه هایى از معتبرترین و با نفوذترین روزنامه هاى کشور روشن مى شود و آن روزنامه ها عبارت است از: نیویورک تایمز، وال استریت و واشنگتن پست. این سه روزنامه (سرمایه هاى مسلط مالى و سیاسى امریکا) روزنامه هایى هستند که تقریباً راهنما و الگوى همه روزنامه هاى دیگر هستند. این روزنامه ها مى گویند که چه چیز در سطح ملى یا بین المللى خوب یا بد است؛ تولید خبر در اختیار آن هاست و دیگران صرفاً از آن ها نسخه بردارى مى کنند. و جالب این که هر سه این روزنامه هاى در اختیار یهودیان قرار دارد.
اما نباید نسبت به این مسأله بسیار مهم بى تفاوت باشیم؛ کنترل رسانه هاى جمعى امریکا توسط یهودیان، مهم ترین واقعیت زندگى، نه تنها در امریکا، بلکه در سرتاسر جهان است. کنترل اخبار و برنامه هاى رسانه اى، عامل تعیین کننده اى را در نظام سیاسى ایالات متحده در اختیار یهود قرار مى دهد. این امر به یهودیان امکان مى دهد تا بر ذهن و روح کودکان و جوانان امریکایى و غربى تسلط یابند؛ در نتیجه نگرش ها و ایده هاى این کودکان، بیشتر از آنچه تحت تأثیر والدین، مدرسه یا هر تأثیر دیگرى باشد، تحت تأثیر تلویزیون و فیلم هاى یهودى قرار مى گیرد. این کودکان و جوانان ابزار جدید کنترل شده اى هستند که صهیونیست ها در برنامه هاى خود از آنان بهره مى برند.

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    گیفت کارت

    باتوجه به نیاز روز افزون کاربران ایرانی برای خرید گیفت کارت بر خود لازم دانستیم که این خدمات را به هم میهنان عزیز عرضه کنیم. دایو سنتر ارائه دهنده انواع گیفت کارت نظیر گیفت کارت اپل ،گیفت کارت گوگل پلی، گیفت کارت آمازون، گیفت […]

    کاهش هزینه های زیبایی

    کاهش هزینه های زیبایی/ واقعیات بی‌بزک : خیلی بی‌پرده بگویم آرایش زیادی به اعتماد به نفس کم مربوط می‌شود. این را روانشناسان هم تایید می‌کنند. گرچه می‌گویند به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را! اما با هم که […]

    همه چیز درباره برند موفق

    همه چیز درباره برند موفق/ شما باید تصویر برند را بسازید، خوب و درست شناخته شوید، همان محصول و خدمتی که مشتریان می خواهند به آنها ارائه دهید و عقایدتان را با آن ها به مشارکت بگذارید . برندهای موفق محلی متعددی تاکنون در […]

    تولید مثل و تشکیلات کندوی زنبور عسل

    تولید مثل و تشکیلات کندوی زنبور عسل بکرزایی نوعی تولید مثل در جانداران است که در آن تخمک بدون آنکه بوسیله گامت نر تلقیح شود ، خود بخود تقسیم شده و به جاندار جدید ، تبدیل می شود که این نوع تولید مثل هم […]

    چگونگی کسب نمره ۷ در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی

    چگونگی کسب نمره ۷ در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی برای کسب نمره ی خوب در آزمون آیلتس بهتر است ابتدا به موارد پایه ای و ایرادات پایه ای زبان انگلیسی دقت کنید چرا که این موارد از موارد اصلی هستند که باعث […]

    رفع گودی و سیاهی دور چشم

    اصلی ترین عوامل گودی و سیاهی دور چشم بی خوابی است که ظاهر صورت ما را کمی زشت و خسته می کنید و برای از بین بردن این سیاهی دور چشم معمولا با خوردن قهوه این کار را می کنید . البته این دو […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد