خرید اینترنتی کتاب

جستجو در تک بوک با گوگل!

تابعيت پايگاه تك بوك از قوانين جمهوري اسلامي ايران

فرادرس!



چطور!




تبلیغات!


غلبه بر کم رویی

جنگ خندق

امتیاز به این مطلب!

376 views

بازدید

جنگ خندق ( ۱۷ شوال سال ۵ هجری)
مهمترین حادثه ی این سال جنگ خندق است به پیامبر خبر رسید که کفار قریش با هماهنگی و هم عهدی با قبایل مختلف آماده نبرد با پیامبر می شوند پیامبر مسأله را با اصحاب خود در میان گذاشتند به پیشنهاد صحابی بزرگ ایشان حضرت سلمان فارسی در اطراف مدینه خندق حفر کردند خندق به صورت یک زاویه قائمه حفر شد چون نیازی نبود که در اطراف مدینه حفر خندق به صورت دایره انجام شود یک رشته کوه در یک طرف مدینه و قلعه بنی قریضه هم در کنار آن عملاً مدینه را از دو سمت و سو محفوظ می داشت نقطه ضعف در دو قسمت دیگر مدینه بود در حفر خندق ۲ هزار نفر شرکت داشتند لذا حفر خندق در مدت ۶ روز انجام شد عرض خندق ۴ متر و عمق آن پیش از ۲متر بودت بعضی از محققین معتقدند که طول خندق ۱۲۰۰۰ زارع یعنی حدود ۵/۵ کیلومتر بوده است با توجه به اینکه عرض آنرا ۵ متر و عمق آن نیز ۵ متر تخمین زده اند با این حساب باید هر ده نفر در ۶ روز ۲۰ متر از خندق را حفر کرده باشند یعنی ۵۰۰ متر خاکبرداری بعبارت دیگر ۵۰۰/۱۳۷ متر خاکبرداری توسط مسلمانان در عرض ۶ روز صورت گرفته باشند
چنانکه دیدیم ابوسفیان در سال ۴ هجرت گروهی را به بدر آورد اما در وسط راه پیشیمان شد و برگشت این بازگشت موقعیت فرماندهی او را در نظر بزرگان قریش ضعیف کرد و ناچار شد به تهیه سپاه بزرگ و متعلمی بپردازد سرانجام در سال هجرت سپاهی بین هفت تا  هزار تن فراهم آورد که ۶۰۰ تن سواره جزء آنان بود این لشکر بزرگ رو به مدینه نهاد چون سپاه از قبیله های مختلف عرب تشکیل شده بود این جنگ احزاب نامیده اند به علاوه در این جنگ گروهی از یهودیان بنی فقیر که در خیبر به سر می بردند با قریش و قبیله غعلغان علیه پیغمب متحد شدند یهودیان بنی قریفله نیز که پیرامون مدینه سکونت داشتند و متعهد بودند که قریش را یاری نکنند پیمان شکنی کردند و با مردم مکه همدست شدند در مقابل این لشکر انبوه پیغمبر فقط ۳۰ هزار سپاهی داش ت که به جز چند تن بقیه پیاده بودند مردم مدینه بر خلاف جنگ احد این بار پذیرفتند که شهر حالت دفاعی بخود بگیرد در این جنگ بود که به صلاح دیر سلمان فارسی برای حفاظت شهر خندقی کندند مدینه از ۳ سو به وسیله نخلستان و ساختمان محفوظه بود و دشمن نمی توانست از این ۳ جانب به شهر حمله برد و با کندن خندقی در شمال آن سمت نیز از هجوم سراران دشمن محفوظ ماند پیش از آنکه سپاه مکه به نزدیکی مدینه رسد کار کنمدن خندق پایان یافت چون دشمن بر انجا رسید در شگفت ماند چه تا آن رو چنان مانعی برای پیشروی جنگی ندیده بود سواران نمی توانستند از خندق بهمند و چون پیش می آمدند تیراندازان به آن ها مجال نمی دادند عمروبن عبدور و عکرمه بن آبی جمل تصمیم  گرفتند از خندق عبور کند عمرو که شجاعی نامدار بود  به دست علی ( ع) کشته شد به صورت ظاهر جنگ خندق برای مدینه زیان آور بود سپاه اندک مسلمانان در مقابل آن لشکر انبوه چه می توانست بکند؟ پیغمبر نخست خواست قبیله غطفان را از جمع لشکریان جدا کند بدانها پیام داد یک سوم محصول مدینه از آن شما بر شرطی که با قریش همکاری نکنید انصار مدینه از پیغمبر پرسیدند این مصالحه وحی آسمانی است؟ گفتند در این صورت ما تن به چنین شکستی نمی دهیم آن روزها که خدا ما را به دین اسلام هدایت نکرده بودجه خواری تن در نمی دادیم امروز که خدا به سبب تو ما را رستگار ساخته چگونه ممکن است خود را زبون سازیم در نتیجه آن مصالحه انجام    نشد .
عسرت در حفر خندق
بسیاری از مورخین و محققین وقتی می خواهند به جنگ احزاب با خندق بپردازند و اسناد و مدارک را مورد بررسی قرار دهند از شکوه شور انگیز مسلمانان در حفر خندق و مقامت چهل روزه آنان در برابر کفار و مشرکین قریش دار سخن می دهند و ناتوانمی بت پرستان و همپیمانان آنها را در نفوذ به مدافع مسلمانان مورد تجزیه و قرار می دهخند کمتر دیده و شنیده ایم که محققین به عمق فاجعه ای که احزاب در چند قدمی آنها برای همدم و نابودی حرث و نسل مسلمین تدارک دیده بودند اشاره کنند مسلمانان در شرایط بسیار سختی به لحاظ اقتصادی و معیشتی بسر می بردند شهر مدینه در محاصره بود منافقین مدینه آخرین اطلاعات ازمواضع مسلمانان و تغییر و تحولات جبهه ها را به مشرکین می دادند و یهودیان بین قرینه که با مسلمانان پیمان نامه امضا کرده بودند با نزدیک شدن قریش به نزدیک مدینه پیمان شکنی کردند و به آنها پیوستند این دو گروه اطلاعات مهمی را از مسایل مسلمانان به دشمن می دادند قریش بر مبنای این اطلاعات بهتر می توانستند برای شکست مسلمانان برنامه ریزی کنند مهمتر از همه این که حفر خندق در فصل تابستان در ماه رمضان انجام شده است از غذا و نان خبری نبود مسلمانان برای اینکه احساس گرسنگی نکنند سنگ پهنی را در دستمان قرار می دادند . آنرا به شکم خود می بستند این سنگ به حجر مجاعه معروف شد
در چنین شرایطی به حفر خندق اقدام کردن در محاصره دشمنان به دفاع از تمامیت اسلام پرداختن و با توکل بر قدرت قاهره الهی در انتظار پیروزی بودن دلیل محکم و نیرومندی برا ایمان مومنان صدر اسلام و برهان مستحکمی بر ارزشمندی جنگ خنداست مشرکین قریش در ۱۷ شوال سال۵ هجری به پشت خندق رسیدند و بسیار تعجب کردند زیرا تا آنروز چنین پدیده ای را برای دفاع از شهرها ندیده بودند قریش پی برد که فکر حفر خندق از غیر عرب است بنابراین در پشت خندق متوقف شدند و به حفر سنگر و نصب چادر پرداختند روزها طول کشید و امکان نفوذ به مدینه وجود نداشت
چندین بار ابوسفیان نمایندگانی را به نزد کعب این اسد رئیس یهودیان بنی قریضه فرستاد و تقاضای کمک کرد کعب همپیمان پیامبر بوده او درآغاز تقاضای همکاری با قریش را رد کرد ولی بالاخره اصرار حی بن اخصلب رئیس قبیله بنی نضیر و دیگر شخصیت های مکه مقاومت او را شکست و حاضر شد پیمان خود را با پیامبر بکشند او ۳ نوع همکاری را به قریش قول داد:
۱ـ به قریش آذوقه و خوار و بار بدهد
۲ـ نیروی رزمنده برای جنگیری در اختیار قریش بگذارد
۳ـ در مدینه به ناامنی و تخریب و احیاناً ترو دست بزند
و البته این یک پیروزی بزرگ برای قریش بود پیامبر از پیمان شکنی کعب آگاه شدند بر حفاظت از شهر و نظارت بیشتر بر بنی قریضه و رفت و آمدهای به داخل قلعه آنها افزودند پیامبر به منظور ایجاد رعب در دل بنی قریضه و وحشت در دل مشرکین قریش و تقویت روحیه مردم مسلمان مدینه همه روزه گروههای منظمی را به داخل شهر مدینه و کوچه های فرستاند و آنها شعار الله اکبر و لا الله الا الله را با صدای رسا و دسته جمعی سر می دادند بسیاری از یهودیان بنی قریضه از رفتار پیامبر و مسلمانان متوجه شدند که پیمان شکنه آنها را پیامبر فهمیده اند بنابراین سخت به وحشت افتادند عمر وبن عبدود شجاع معروف عرب با پریدن از روی خندق محاصره را شکست و خود را به سپاهان اسلام رساند و مبارز طلبید بهمراه عمرو چند تن دیگر فرماندهان قریش مانند عکرمه بن ابی جهل و هبیره بن وهب و نوضل بن عبد الله و… و از عرض خندق عبور کردند. البته نوضل بن عبد الله به میان خندق سقوط کرد حضرت امیر ( ع ) به میان خندق آمد و او را از پای در آورد .

حفظ زبان
۱ـ سعی که در گفتن آنچه که مردم راخوش نیاید،بی پروا باشد،درباره اش خبرهایی خواهند گفت که نمی دانند
۲ـ زبان عاقل در نهانگاه دلش قرار دارد،ودل احمق بر سر زبانش ‍‍.
واز مضامین عجیب وشریفی ومنظور امام (ع) این است که: عاقل زبان را به حال خود میگذارد،تا با دل خود شور نماید و در ذهن آنرا بر میرسد،و احمق هر چه بر زبانش آید،بر تفکر وتحلیل آن پیشی دارد .پس به این ماند که زبان عاقل دنباله رو و احمق پیرو زبان اوست.
۳ـ دل احمق در دهانش قرار دارد وزبان عاقل در دلش.{هر دو معنی یکی باشد}
۴- وحشی است زبان،می گزد اگر غفلت کنند از آن.
۵ـ وقتی عقل کمال یافت،کس به پر گویی نپرداخت.
۶ـبر مردم زمانی میرسد که جز سخنی چنین را تحویل نگیرند،وجز بد کار را طرفه کار نخوانند،وجز منصف را ضعیف نینگارند.
۷- آدمی مخفی است در زیر زبان.
۸-سخنی بخردانه بر زبان نیاوردن،سودی نمی بخشد،همانطور که سخنی به نادانی گفتن.
۹-ابهت آدمی در کمتر سخن گفتن حاصل می گردد،وانصاف داشتن به تعداد دوستان می افزاید،وبا بخشش قدر مرتبت آدمی بالا می رود،وبا تواضع،نعمت کامل می شود،وتحمل رنج،مرد را سرآمدمی سازد،و عدالت،دشمن را مقهور می گرداند،و بردباری مقابل فرد کم عقل،یاران را می افزاید.
۱۰-حکیمان اگر سخنی درست گویند،درمان کنند واگر نه درد افزایند.
۱۱-بیانگر میزان عقل توست فرستاده است،واز آنچه بر زبان می رانی رساتر است نامه ات.
۱۲-وقتی سخنت به اوج رسید،گشایش حاصل می گردد وهنگامیکه زنجیره بلایا آدمی را در بر میگیرند،راحتی فرا می رسد.
۱۳- اگر از دهان کسی چیزی پرید تا وقتی که میتوانی آن را به نیکی توجیه کن نباید که بر آن گمال بد بری
۱۴ـ سخن به زبان توست تا به سخنش نگفته ای، و چون گفتی تو در اختیار آنی بنابراین مراقب زبان خود باش آنگونه که درهم و دینارت را مراقبی چه بسا حرفی نعمتی را به باد داد و نقمتی را بر نهاد
۱۵ـ تا مرد سخن نگوید عیب و هنرش نهفته می ماند
۱۶ـ چه بسا حرفی که برش آن از یورش بردن بیشتر است
۱۷ـ با کسی که به تو گفتن آموخت تیز گویی مکن و در برابر آنکه آداب سخن را با تو گفت به بلاغت دم نزن
۱۸ـ سکوت خوب نیست وقتی باید سخن گفت همانطور که سخن از روی نادانی صحیح نیست
۱۹ـ آن کسی که در زبان هم ناخشنودی خود را بیان نمود اجر یابد و از آن نخستین برتر است
۲۰ـ بعضی مردم کار ناشایست را با دست و زبان و دل خود زشت می شمارند این چنین افرادی خصایل نیک را به غایب کسب نموده و بعضی مردم به زبان و دل زشت می شمارند ولی دست به کار نمی شوند این افراد خصلت از خصایص نیک را کسب کرده  اند و یک خصلت را ضایع نموده اند و بعضی ناشایست را تنها به دل زشت می شمارند و به دست و زبان چنین نکنند این افراد در خصلت را که شریف تر است ضایع داشته اند به یک خصلت نموده اند و بعضی به طور کلی ناشایست را نه به دل و نه به زبان و نه به دست مقابله نکرده اند این افراد مردگانی میان زندگان و تمام اعمال نیک و جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهی از منکر تنها بازدهی است بر دریای پر خروش به واقع امر به معروف و نهی از منکر نه اجلی را نزدیک سازند و نه از مقدار روزی کم می کنند و بهتر از همه عدالت گویی نزد حاکم ستمکار است
۲۱ـ از راههای آمرزش گناهان سلام کردن و نیکو سخن گفتن است
۲۲ـ خداوند متعال بهشت را حرام کرده است بر هر فحش دهنده و ناسزا گویی کم حیا که نسبت به آنچه می گوید و می شنود بی مبالات است
۲۳ـ آنکس که زبانش راست گوید عملش نیز پاکیزه می شود و هر کس که نیتش خوب باشد روزیش زیاد می شود
۲۴ـ قرآن فرا گیرید زیرا که بهترین سخن است و در آن بیندیشید که به راستی بهای دلهاست
۲۵ـ نزدیک ترین شما به من در فردای قیامت راستگوترین شما در سخن و امانت دارترین شماست
۲۶ـ آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند
۲۷ـ آنکس که در کردار و رفتار ناخوشاید بکوشد دیگران هم سخنان ناپسندیده درباره اش می گویند
۲۸ـ اخلاق خوب چند چیز است راستی گفتارـ عطای گدا ـ نیکی در عوض نیکی ـ حفظ امانت ـ حمایت همسایه
۲۹ـ از دروغ جدی یا شوخی بپرهیزید
۳۰ـ از خدا بترسید و متوجه باشید چه میگویید
۳۱ـ از دوستی با آنکس که دروغ می گوید بپرهیز چون او همچون سرابی است که دور را به تو نزدیک و نزدیک را برایت دور می کند
۳۲ـ از سخنان بیهوده چشم بپوش سخنی که رفع حاجت کند تو را کفایت کند
۳۳ـ اگرچه پیش خردمند خاموشی ادب است به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
۳۴ـ اگر سری دارید با کسی مگوئید در قرینه ی دل آنرا صیانت کنید
۳۵ـ امر به معروف و نهی از منکر راستی در گفتار سه رکن کوشش است
۳۶ـ امیدواری در سه چیز است؛ حیاء، امانت و راستی
۳۷ـ ایمان، شناخت با قلب، اقرار به زبان و عمل به اعضا و جوارح است
۳۸ـ بحث زیاد نکن که از ارزشت کم می شود
۳۹ـ بدانید آنچه در سینه های شماست چه نهان کنید و چه آشکار خدا می داند
۴۰ـ بدانید شنواترین گوش آن است که برای بیداری دل سخن فرا گیرد
۴۱ـ بد بنده ای است بنده ای که دررو داشته باشد و دو زبان در حضور برادرش بستایدن و در نبود او غیبتش کند
۴۲ـ بدتر از شمشیر زبان اصحاب نظم و نثر است
۴۳ـ بدترین خلقها دروغگویی و نفاق است
۴۴ـ بدترین سخنان آن است که با هم متناقض باشد
۴۵ـ بدگوئی و بد زبانی از صفات اسلام نیست پس اخلاقتان را نیکو سازید
۴۶ـ برترین ادب آن است که از حدود خود خارج نشود
۴۷ـ به کسی که تو را سخنوری آموخته و به راه راست خوانده تند زبان مکن
۴۸ـ بهترین سخنها حقی است که در مقابل ستمکار گفته شود
۴۹ـ بی بهاترین دانشها علمی است که زبانی باشد و گرانبهاترین علمها دانشی است که آثارش از کردگار و رفتار آشکار باشد
۵۰- بیچاره کسی که به صحب جباران مبتلا گردد و گره عهدشان زود سست شود و رخسار وفایشان به چنگال وفا مجروع باشد
۵۱ـ بیش از داناییت سخن مگو و هنگامیکه درباره ی دیگری سخن میگویی از خداوند بترس
۵۲ـ پرگو بسیار خطا کند
۵۳ـ پرهیز کنید از سخنان بیهوده اتلاف مال و خواهشهای زیاد
۵۴ـ تنها مرگ است که دروغ نمی گوید و مرگ رهاننده است
۵۵ـ جراحتی که به تیغ زبان به دل رسد هرگز التیام نیابد
۵۶ـ جهاد نیز بر چهار گونه است امر به نیکی، نهی از بدی، دشمنی با بدکاران، صدق و راستی در گفتار کردار
۵۷ـ چه بسیار حرفهایی هستند که برای گوینده اش خوف و خطر ایجاد می کند
۵۸ـ چه بسیار زبانهایی هستند که بر ضرر صاحبانشان تمام می شوند
۵۹ـ چه بسیار سخنانی هستند که اثرشان از زخم شمشیر بیشتر است
۶۰ـ چه بسیار سخنانی هستند که جواب آنها سکوت است
۶۱ـ چه بسیار سخنانی هستند که خاموشی از گفتن آنها بهتر است
۶۲ـ چه بسیار سخنی که اثرش بسیار بیشتر از حمله و ستیز است
۶۳ـ چه بسیار سخنانی که فقط حرفند و عمل ندارند
۶۴ـ حکمت درختی است که بیخ آن در دل می رود و ثمره ی آن به زبان آید
۶۵ـ خیانت برای دروغ  است
۶۶ـ دامن مطلب سخن را بدست آوردن بهتر از عبادت آراستن است
۶۷ـ در روزه چون دهان را مهر کردی پس چشم گوش و زبان را هم مهر کن
۶۸ـ درشتی ز کس نشنود نرم گوی سخن تا توانی به آزرم گوی
۶۹ـ دروغ آدمی را به بدکاری می کشاند
۷۰ـ دروغ خرابی ایمان است
۷۱ـ دروغگو همیشه ذلیل و خار است
۷۲ـ دروغگوی مرد همین بس که هر چه بشنود بگوید
۷۳ـ دروغگویی موجب فرومایگی می شود
۷۴ـ دروغی را نگویید که پشیمان شوید چرا گفتید؟
۷۵ـ دست راستی و درستی ردای گمان را می شکافد
۷۶ـ دلی شکر گذار زبانی ذاکر زنی پارسا بهترین چیزی است که مردم ذخیره می کنند
۷۷ـ دو چیز ملاک و مبنای دین است؛ صداقت ـ ایمان
۷۸ـ مراز دار باشید تا اندیشه ی شما محافظت شود
۷۹ـ راز دل پنهان نمی ماند و از پرهیزهای رنگ و سخنان ناهماهنگ رازها افشا می شود
۸۰ـ راستی آرامش دست و دروغ اضطراب
۸۱ـ راستی، تو را نجات می دهد اگرچه از آن بترسی و دروغ تو را هلاک می کند اگر چه از آن ترسی داشته باشی
۸۲ـ راستی، سخن آرایش زبان است
۸۳ـ راستی محکمترین پایه ی ایمان است
۸۴ـ راستی و درستی آدمی را به نیکو کاری می کشاند
۸۵ـ رأس ایمان درستی و صداقت در کردارت است
۸۶‍ـ زبانت ترجمان دلت است درویت آینه ی دلت
۸۷ـ زبانت را نگه دار تا عزیز شوی و شیطان را زمامدار مگردان تا خوار نشوی
۸۸ـ زبان حال راستگو تراز زبال قال است
۸۹ـ زبان حیوان درنده ایست که اگر بی اندیشه رهایش کنی تو را تباه سازد
۹۰ـ زبان خردمند پشت دلش و قلب بی خرد پشت زبانش است
۹۱ـ زبان قاضی میان دو راه است یا به سوی بدیست یا خوبی
۹۲ـ زبان گوینده ی راز عقل است
۹۳ـ زبانهای گویا هلاک دلهای خاموش است
۹۴ـ زبونی و ترس عیب است و نقص
۹۵ـ زشتی و بدی بی حیائی است
۹۶ـ سخنی که از دهان بیرون رفت و تیر که از قبضه ی کمان گذر یافت بازگشت آن ممکن نیست
۹۷ـ سخنی که در میان جمع نمی توان گفت در پنهانی هم نمی توان گفت چ
۹۸ـ سخن از برای مال پایمال مکن
۹۹ـ سخن چینی، خوی و روش بی دین است
۱۰۰ـ سخن در میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردنه شرم زده نشوی
۱۰۱ـ سخن ماند از تو همی یادگار تو با گنج دانش برابر مدار
۱۰۲ـ سخن در نهان نباید گفت که بر انجمن نشاید گفت
۱۰۳سخن گویید که شناخته شوید و بدانید که شناسایی مرد به زبان و سخنش است
۱۰۴ـ سزا نیست وقتی از شما سخن می پرسند و شما نمی دانید از گفتن واژه ی نمی دانم شرمگین شوید
۱۰۵ـ سستی و کاهلی زبونی است
۱۰۶ـ سعی کنید مردم از زبانتان در حذر باشد
۱۰۷ـ سکوت حکمت است اما کمتر کسی آنرا بکار می بندد
۱۰۸ـ سکوت و کم خرجی موجب سلامت می شود
۱۰۹ـ سنت مردمان نیک آن است که نرم سخن بگویید در سلام گفتن پیشدستی کنند
۱۱۰ـ سنت مردمان نیک حسن برخورد با دیگران است

۱۱۱ـ سنت مردم لئیم آن است که همیشه بد دهن می باشند
۱۱۲ـ سوگند دروغ قواعد عمرو بر اساس زندگی را زود خراب می کند
۱۱۳ـ شخص منافق فقط با زبان تشکر می کند نه با عمل
۱۱۴ـ شخص هیچ چیز را برای زندانی کردن سزاوارتر از زبان نداند
۱۱۵ـ شخصی که زبانش حاکم بر عقل اوست پیوسته نزد خویش سر افکنده خوار و بیمقدار است
۱۱۶ـ شرابخواری نکنید و بدگویی مردمان را انجام ندهید
۱۱۷ـ شنونده ی سخنان بیهوده در گفتن آنها شریک است
۱۱۸ـ شنونده ی غیبت در حکم غیبت کننده است
۱۱۹ـ شوخی زیاد نکنید که زبان دیگران به رویتان باز می شود
۱۲۰ـ شوق سوختن دل است و پاره شدن جگر و زبان زدن آتش درون
۱۲۱ـ صحبت اهل دنیا آتش است ابراهیمی باید که او را آتش نسوازند
۱۲۲ـ صداقت و وفا سبب زیاد شدن دوستی میان مردم می شود
۱۲۳ـ صدق شمشیر خداوند است
۱۲۴ـ صدق و راستی امانت است
۱۲۵ـ صادح انسان در خوشی زبان و احسان به مردم است
۱۲۶ـ عقلت را با ادب درخشان کن یا همانطوریکه که شعله ی آتش بوسیله ی هیزم فروزانتر می شود
۱۲۷ـ علم منافق در زبانش است و علم مومن در عملش
۱۲۸ـ عقل گنجینه ای است که کلیدش زبان و پاسبانش سنجیدن است که گوش شنونده همچون رهزنی به کمین نشسته و سخن بریابد
۱۲۹ـ غضب را با سکوت و شهوت را با عقل مداوا کنید
غیبت گو سخن حق را در غیبت نگوید
۱۳۰ـ فاش کردن راز خیانت است
۱۳۱ـ فقر و تنگدستی زبان گویای زیرک و دانا را گنگ و لال می کیند
۱۳۵ـ قبل از کلام سلام کنید
۱۳۶ـ کسی که در خود این سه صفت را دارد به او امیدوار باش حیاء امانت و راستی
۱۳۷ـ کسی که  بدن تأمل و اندیشه هر چیزی گوید بدون مقام و منزلت است
۱۳۸ـ کسیکه سعادت نداشته باشد سخن نصیحت او را تاریک می کند و آیینه ی دل او را زنگار می گیرد
۱۳۹ ـ کم سخن گفتن ننگها را می پوشاند و آدمی را از لغزش حفظ می کند
۱۴۰ـ کسی که به زبان طلب آمرزش کند و در دل از گناهان خود پشیمان نباشد خود را مسخره کرده است
۱۴۱ـ کسیکه تو را به مطالب باطل خشنود سازد و به بازی و سخنان غیر واقعی گدل بزند او حقایق را از تو پنهان داشته و به تو خیانت کرده است
۱۴۲ـ کسیکه خویش را ادب آموزد و تربیت کند عزیزتر و گرامیتر از آنکس است که در آموزش دیگران بکوشد
۱۴۳ـ گوینده را چه غم که نصحیت قبول نیست گرنامه رد کنند گناه رسول نیست
۱۴۴ـ گفتار پسندیده همراه با اعمال پسندیده است
۱۴۵ـ مسلمان کسی است که دیگران از زبان و دست او در امان باشند
۱۴۶ـ محبت دنیا عقل را فاسد میکند و گوش دل را از شنیدن مطالب حکیمانه ناشنوا م یکند
۱۴۷ـ مرد تا سخن نگفته عیبش نهفته می ماند
۱۴۸ـ مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او سالم باشند
۱۴۹ـ نداشتن ادب سبب همه ی فسادهاست
۱۵۰ـ نشانه ی ایمان چنین است آنجا که راست به تو زیان رساند و دروغ تو را سود دهد و راست را بر دروغ برگزینی
۱۵۱ـ نه دروغ گفتم و نه گمراه گشتم و نه دروغ شنیدم و نه کسی را گمراه ساختم
۱۵۲ـ هر که سخن گوینده به حق نشنود چشمه ی زندگانی در سینه ی وی خشک شود و حکمت نزاید
۱۵۳ـ هر که به جرمی متهم شد اگر دروغ هم باشد آنرا بی اهمیت نداند بلکه راه آن قسمت را برخود دفع کند
۱۵۴ـ هر که به پدر و مادر خویش ناسزا گوید ملعون است
۱۵۵ـ هر که گفتارش بسیار باشد خطایش بسیار گردد و سرانجام گناهش بسیار شود
۱۵۶ـ هنگامیکه سخن می گویید دروغ نگویید
۱۵۷ـ هر وقت در مجلسی هستید که اشخاص مختلف از آشنا و ناآشنا در آنجا حضور دارند زیاد گوش کنید و کم حرف بزنید گوینده ی ماهر همان شنونده ی ماهر است
۱۵۸ـ همانگونه که به نادانی سخن گفتن پسندیده نیست با داشتن علم و حکمت پیوسته خاموش نشستن نیز زیبنده نیست
۱۵۹ـ هنگامیکه خود به اوج برسد پر گویی نقصان یابد
۱۶۰ـ یاد خدا بودن نور و هدایت است و از دروغ به راه راست یاری می کند
حکایتی در مورد: زبان نرم خواجه
شخصی برای خواجه نصیر الدین طوسی عالم پر آوازه ی شعیی نامه ای نوشت و در آن بسیار ناسزا و دشنام داد و از جمله نوشته بود( گلب بن گلب) ( سگ پسر سگ ) خواجه نصیر در پاسخ گفت: اینکه مرا سگ خوانده ای درست نیست زیرا که سگ مثل چهار پایان عوعو می کند پوستش از پشم است ناخنهای دراز دارد و من این چننین نیستم قامت من راست و تنم بی پشم و ناخنم پهن و ناطق و خندانم و فصول و خواصی که مراست غیر از فصول و خواص سگ است و آنچه در من است متناقض است با آنکه صاحب نامه درباره من گفته است
با این زبان نرم به وی پاسخ داد و بی آنکه کلمه ی درشتی بر زبان آرد و فرستاده اش او را برنجاند
حکایتی در مورد پاسخ فحاش
مردی به پیامبر ( ص) گفت: فردی از خویشاوندانم مرا دشنام ی دهد در حالیکه از من پایین تر است آیا برای من جایز است با دشمنام پاسخش دهم؟ فرمود: دشنام دهندگان ( و به زبانان) شیطانهایی هستند که مانند دو سگ بر یکدیگر بانگ زنند و آبروی هم بریزند و فرمود خیانت مکن به کسیکه به تو خیانت کرده که اگر خیانت خودی تو هم مثل او شوی
حکایتی در مورد: حفظ زبان
شخصی نزد پیامبر ( ص) آمد و گفت: مرا پندی آموز فرمود: احفظ لسانک زبان خود را نگهدار بار دیگر گفت نصیحتم کن فرمود زبانت را نگهدار پس از درنگی بار سوم تقاضای اندرز نمود پیامبر جواب فرمود زبانت را نگهدار آن مرد گفت: حفظ زبان آنچنان مهم است که هر سه بار مرا فقط به آن سفارش کنی؟ حضرت محمد (ص) جواب داد آیا جزء عواقب و پیامبر زبان است که انسان را با صورت در درون شعله های آتش می افکند؟
حضرت علی(ع) میگوید المومن ملجم انسان با ایمان دهنه بر دهان دارد .

دانلود کتاب






مطالب مشابه با این مطلب

    کودتاهای نظامی مشهور جهان

    کودتاهای نظامی مشهور جهان از ادوار کهن تا به امروز، کودتا راهی موثر برای قبضه ی قدرت بوده است؛ خصوصاً برای کسانی که از پیشینه ی اشرافی بی بهره بوده و یا اعتقادی به روش های دموکراتیک کسب قدرت نداشته اند. کودتا در تقابل […]

    نگاه «ویل دورانت» درباره ایران

    حجاب در زمان زرتشت چگونه بود؟ ویل دورانت در نخستین جلد کتابش درباره ایران، فرهنگ و حکومت‌های مختلف آن اظهار نظر کرده است و درباره پوشش زنان در زمان زرتشت چنین می‌نویسد: «در زمان زرتشت پیغمبر، زنان- همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عادی […]

    ترورهای مهم تاریخی از ۲۰۰ سال گذشته تا معاصر

    در این نوشتار به بازخوانی پرونده ترور ۱۶ شخصیت مطرح جهان از دو سده گذشته تا به حال پرداخته ایم و در بخشهای آینده پرونده های دیگر افراد سرشناس را بررسی خواهیم کرد. آبراهام لینکلن ۱۴۷ سال پیش در شب ۱۴ آوریل سال ۱۸۶۵ […]

    تهران در عصرپهلوی

    سالهای آخر سلسله قاجار،  ایران صحنه جنگ جهانی اول و جنبشهای محلی و قحطی و ناامنی گردید. این شرایط مانع رشد شهرنشینی و توسعه شهرسازی شد.  از سال ۱۳۰۰ هـ .ش. با کودتای رضاخان میرپنچ سردار سپه،  به علت تثبیت دولت و امنیت عمومی […]

    دفتر مخصوص فرح پهلوی

    یکی از جاهایی که فرح از طریق آن به اعمال نفوذ و تاثیرگذاری در حکومت اقدام می‌کرد، دفتر مخصوص ملکه بود که با باندی که از اطرافیان خود در آن ایجاد کرد توانست به تدریج در ساخت حکومت تاثیرگذار باشد و از این طریق […]

    منشور کوروش

    منشور کوروش استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ […]




هو الکاتب


پایگاه اینترنتی دانلود رايگان كتاب تك بوك در ستاد ساماندهي سايتهاي ايراني به ثبت رسيده است و  بر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند و به هیچ ارگان یا سازمانی وابسته نیست و هر گونه فعالیت غیر اخلاقی و سیاسی در آن ممنوع میباشد.
این پایگاه اینترنتی هیچ مسئولیتی در قبال محتویات کتاب ها و مطالب موجود در سایت نمی پذیرد و محتویات آنها مستقیما به نویسنده آنها مربوط میشود.
در صورت مشاهده کتابی خارج از قوانین در اینجا اعلام کنید تا حذف شود(حتما نام کامل کتاب و دلیل حذف قید شود) ،  درخواستهای سلیقه ای رسیدگی نخواهد شد.
در صورتیکه شما نویسنده یا ناشر یکی از کتاب هایی هستید که به اشتباه در این پایگاه اینترنتی قرار داده شده از اینجا تقاضای حذف کتاب کنید تا بسرعت حذف شود.
كتابخانه رايگان تك كتاب
دانلود كتاب هنر نيست ، خواندن كتاب هنر است.

دانلود کتاب , دانلود کتاب اندروید , کتاب , pdf , دانلود , کتاب آموزش , دانلود رایگان کتاب


تمامی حقوق و مطالب سایت برای تک بوک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.


فید نقشه سایت

تمامی حقوق برای سایت تک بوک محفوظ میباشد