آتش مرگ ؛ مهارت آموزشی، پیش بینی و برنامه ریزی
نویسنده کتاب : بهروز واثقی
انتشارات : ابوعطا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۲
قطع کتاب : رحلی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۰ – دوره چاپ کتاب : ۱
۷۵۸۹۹
خلاصه ای از کتاب
از سری کتاب های خانه ی اسرارآمیز
قصه کتاب برگرفته از حکایت حسن تدبیر، از کتاب جوامع الحکایات و لوامع الروایات ( حکایت های جامع و روایت های درخشان) تالیف محمد بن محمد عوفی ملقب به سدیدالدین نویسنده، ادیب و دانشمند معروف ایرانی در اواخر قرن ۶ است.
مهارت تربیتی : پیش بینی و برنامه ریزی
شناخت ادبیات کهن پارسی ۶۵۵۳۳;۶۵۵۳۳;” آموزش مهارت های زندگی ۶۵۵۳۳;۶۵۵۳۳;” بهبود سطح سواد خواندن
آتش سوران
نویسنده کتاب : مرضیه عراقی
انتشارات : سخن گستر
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۸۷۶
قطع کتاب : رقعی جلد سخت – سال انتشار کتاب : ۱۳۸۸ – دوره چاپ کتاب : ۱
۷۱۶۷۷
خلاصه ای از کتاب
پاهایش جان رفتن نداشت، دلش شهامت ماندن…
آنقدر فاصله کوتاه میان چادرها و جاده را با خود کلنجار رفته و بروم و نروم کرده بود که وقتی بالاخره به جاده رسید، هوا تقریبا روشن شده بود.
چمدانش را از مین گذاشت و روی آن نشست تا نفسی تازه کند…
دو روز پیش هم همین جا بودم…
در انتظار سالار…
انگار سال ها گذشته…
به خوابم هم نمی دیدم چنین بلایی سرم بیاید…
اگر چرخ دنیا با مراد دل من می چرخید…
الآن باید برای مراسم جنابندان آماده می شودم…
حیف که دنیا هم به آن همه عشق حسودی کرد…
حیف…
آتش دزد تسلیم نمی شود
نویسنده کتاب : تری دیری
مترجم کتاب : نوشین ابراهیمی
انتشارات : افق
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۶۴
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۵ – دوره چاپ کتاب : ۱۰
خلاصه ای از کتاب
آتش دزد ؛ جلد سوم
ایزد جوان پرسید : “صورت چاقالو، چه می خواهی؟” ایزد، کلاهخود بال داری سرش بود و صندل هایش هم بال داشتند.
حتی ماری که دور چوبدستی اش پیچیده بود هم یکه خورد.
مار گفت : “هرمس تو اجازه نداری با مادرت این طوری صصصحبت کنی!”
هرمس در حالی که ناخن هایش را به پیراهن سفیدش می کشید و برق می انداخت، جواب داد : “آه، برو پوست بینداز، خزنده دم موشی.”
مار فیش فیش کرد : “از حرفت متاسسف خواهی شد.”
ایزد بانو روی تختی طلایی دراز کشید و با ترشرویی به ایزد بال دار نگاه کرد. او آن قدر زیبا بود که هیچ کس طاقت تماشایش را نداشت.
ایزد بانو هرگز از بیگودی استفاده نمی کرد و هیچ وقت مجبور نبود موهایش را رنگ کند، با این حال انبوه موهای مشکی و حلقه حلقه اش روی شانه هایش می ریختند.
عناوین کتاب :
• یونان باستان – اما مطمئن نیستم چه وقت
• شهر عدن – 1785
• یونان باستان – مدت ها پیش
• غار کورشن
• شهر عدن – مهمانخانه توفان
• کوه المپ – مدت ها پیش
• و …
آتش دزد
نویسنده کتاب : تری دیری
مترجم کتاب : حسین ابراهیمی
انتشارات : افق
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۹۶
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۵ – دوره چاپ کتاب : ۱۱
خلاصه ای از کتاب
آتش دزد ؛ جلد اول
داستان من از آنجا شروع می شود.
من خودم در یونان باستان نبودم اما یکی از هنرپیشگان این داستان هولناک، ماجرا را برایم تعریف کرد و من هم حرفش را باور کردم.
چون همیشه دلم می خواست نویسنده باشم، بگذارید داستان را طوری برایتان تعریف کنم که انگار نویسنده آن هستم.
راستی من کی هستم؟ صبر کنید، خودتان می بینید.
بگذارید از آغاز زمان شروع کنم.
پرنده با بالهای از هم گشوده، در آسمان بی ابر و بر فراز زمین ساکت، چرخ می زد. زیر پایش، دره های سبز و قله های سفید رنگ کوه ها آرمیده بودند.
در دوردست، دریایی آبی و بلورین می درخشید.
عناوین کتاب :
• یونان – آغاز راه
• شهر عدن – سالی که آن را 1858 می نامیم
• یونان – سپیده دم تاریخ -اما پنج دقیقه دیرتر
• شهر عدن – دوباره سال 1858، همان روز عصر
• یونان – سپیده دم تاریخ تا بامداد تاریخ جلو رفته است
• و …
آتش درون
نویسنده کتاب : کارلوس کاستاندا
مترجم کتاب : مهران کندری – مسعود کاظمی
انتشارات : میترا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 290
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1380 – دوره چاپ کتاب : 6
کمیاب –
خلاصه ای از کتاب
کارلوس سزار سالوادور آراندا کاستاند؛ ۱۹۲۵ – ۱۹۹۸؛ نویسنده پرطرفدار آمریکایی کتابهای شمنباوری بود. دوازده کتاب وی که به ۱۷ زبان ترجمه گردیده و ۸ میلیون نسخه فروش داشتهاند باعث ایجاد جنجال و توجه فراوان در میان علاقهمندان به فلسفه و مردم شناسی گردید.
او ابتدا با تکیه بر تعالیم دون خوان در سال ۱۹۶۸ یک سری کتاب نوشت که آموزشهای او را در شمنیزم توصیف میکردند. کتابها که به زبان خودش روایت شدهاند مربوط به تجربیاتی است که وی تحت سرپرستی یک سرخپوست یاکی یا مرد دانا بنام دون خوان ماتئوس به دست آورد. منتقدان گفتهاند که آنها داستانهای تخیلی هستند در حالیکه حامیان کاستاندا ادعا میکنند اتفاقات ذکر شده در کتب او حقیقی بوده یا دست کم آثار فلسفی ارزشمندی بوده و شیوههایی را برای بالا بردن سطح آگاهی ارائه میدهند….
بنیان آموزشهای دون خوان در مورد سوی چپ ایجاب می کرد که به اتفاق تنی چند از کارآموزان بیننده اش، سه زمینه معرفتشان، تسلط برآگاهی، تسلط بر کمین و شکار کردن و تسلط بر قصد را برایم توضیح دهد.
کتاب حاضر به مسئله تسلط بر آگاهی که بخشی از مجموعه آموزشهای او در مورد سوی چپ است می پردازد، مجموعه ای که به کمک آن مرا آماده کرد تا عمل حیرت آور پرش به ورطه را اجرا کنم.
تجربیاتی که در این کتاب نقل می کنم، همگی در حالت ابرآگاهی رخ داده است و بافت زندگی روزانه را ندارد…
ر این کتاب کاستاندا شرحی ارائه میدهد بر تفاوت دیدگاههای ساحران جدید و اعقابشان که ادعا میشود بین 7 تا 10 هــزار سـال پیش در مکزیک کنونی میزیستهاند و طبقهبندی خاصی از هستی و موجـودات زنـده ارائه دادهاند که به جای اتکا به روش علمی و تجربی بر پایه شهود و الهام بنا نهاده شده است .
عناوین کتاب :
• خرد، ستمگران
• فیوضات عقاب
• تابش آگاهی
• اولین دقت
• پیوندگاه
• وضعیت پیوندگاه
• جابجایی تحتانی
• و…
آتش در دل تاریکی
نویسنده کتاب : حمید ساهر
انتشارات : دنیای نو
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۴۸۶
قطع کتاب : وزیری جلد سخت – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۳ – دوره چاپ کتاب : ۱
۱۱۰۳۳۶
خلاصه ای از کتاب
نگرشی متفاوت به فعال سازی خلاقیت هنری کودکان
اما در مورد کودکان واقعیت این است که طبیعت بسیار گوناگون آنها با هیچ تکنیک و روش مشخص و از پیش تدوین شدهای سازگار نیست و تفاوتی آشکار با بزرگسالان دارد. هرگونه کمک به کودکان باید آگاهانه، در مقطع زمانی مناسب و در محیط خاص زندگی آنها شروع شود. در این صورت است که میتوان امیدوار بود با نیروی ابداع و توانایی منحصر به فرد مربیای که مسلح به دانستهها و تجربیات گسترده و معتقد به جستجوی فضاهای تازه آموزشی باشد، میتوان به کودکان نزدیک شد و به طور غیرمستقیم به آنها کمک کرد، تا خلاقیت هنری آنها بیدار یا فعال شده و به جریانی سازنده و پایدار کشیده شود. به این ترتیب است که کودکان خواهند توانست با جستجوی بیواسطه و بی حد و مرز، نقش طبیعی خود را در زندگی خلاقشان ایفا کنند.
آتش بدون دود ؛ سه جلدی
نویسنده کتاب : نادر ابراهیمی
انتشارات : روزبهان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 1604
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1396 – دوره چاپ کتاب : 16
خلاصه ای از کتاب
گوکلان به یموت دختر نمی دهد و از یموت دختر نمی آورد_ هنوز هم.
بیشک، در این سالها، سدهایی شکسته است و فرو ریخته است.
اندیشه در راه است تا عادات را سرنگون کند.
ما به وحدت نیازمندیم، همانگونه که به آب و عشق.
اما هنوز هم یموت به گوکلان دختر نمی دهد_ مگر به اکراه و پنهانکارانه.
و یک یموت پیر، به یک گوکلان پیر، به زحمت سلام می کند_ و به سردی.
و یک گوکلان قدیمی، به یک یموت قدیمی، قالیچه نمی فروشد…
یموت و گوکلان، دو قبیله ی بزرگ ترکمن اند_ بزرگترین قبائل ترکمن، و شاید ریشه دارترین شان در این خاک. و آنها به روایات بسیار و به اعتبار مدارک تاریخی، پیش از حضور اسلام نیز در اینجا ساکن بوده اند و به حق، ایرانی اند…
عناوین کتاب :
• گالان اوجا، شاعر وحشی
• شام ناتمام
• کینه
از غربت عشق
• آغاز تفرقه
• لحظه های خوف آور انتخاب
• اینچه برون
• بیوک اوچی در آتش
• و…
آتش اندر چنگ
نویسنده کتاب : افضل الدین خاقانی شروانی – مهدی ماحوزی
انتشارات : زوار
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۴۰
قطع کتاب : وزیری – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۲ – دوره چاپ کتاب : ۱
۹۷۸۵۰
خلاصه ای از کتاب
گزیده ای از دیوان خاقانی شروانی
در آغاز کتاب, اطلاعاتی درباره زندگی ‘خاقانی شروانی’ و شناخت شعر او فراهم آمده است. پس از آن چند قصیده از خاقانی انتخاب شده که با شرح و معنی همراه است. بخشهای بعدی کتاب شامل چند قصیده کوتاه, قطعه, رباعی و غزل است.
چون بلبله دهان به دهان قدح برد
گویی که عروه باد به عفرا برافکند
یــا فاخته که لب به لب بچه آورد
از حلق ناردان مصفا برافکند
یــا نحوس کید قاطع را ز جهل
بر سعود شعریان خواهم فشاند
یــا سم گوساله و دنبال گرگ
بر سر طور و شبان خواهم فشاند
یــا کلاهی کز گیا بافد شبان
بر سر تاج کیان خواهم فشاند
یــا دم الحیضی که از خرگوش ریخت
بر صف شیر ژیان خواهم فشاند
یــا غبار لاشۀ دیو سپید
بر سوار سیستان خواهم فشاند
یــا لعاب اژدهای حمیری
بر درفش کاویان خواهم فشاند
پس از گذشت بیش از صد سال از اولین چاپ دیوان خاقانی (آن هم در هند) و علیرغم وجود چاپهای متعدد، همچنان اغلاط به نسبت زیادی در این چاپها دیدهمیشود. خاقانیپژوهان هنوز از در دست داشتن یک متن پیراسته محروماند و ناگزیرند پژوهشهای خود را براساس چاپهای دست و پاشکستهی موجود به انجام برسانند.
نخستینِ این سه چاپ، دیوان خاقانی شروانی به تصحیح استاد علی عبدالرسولی است؛ چاپی که از پس هفتاد سال هنوز اعتبار خود را حفظ کرده و مورد استفاده خاقانیپژوهان است. رنج فراوان، دقت و ظرافتی که آن مرحوم در تصحیح دیوان خاقانی داشتهاند، ستایش برانگیز است. فضل تقدم را نیز باید برآن افزود.
چنانکه از مقدمۀ ایشان بر دیوان دانسته میشود، کار تصحیح دیوان خاقانی را به پیشنهاد دوستشان «علی قراگزلو» و برپایۀ مقدماتی که آن دوست فراهم نموده بود، شروع کردهاند؛ در کنار این مقدمات از سه نسخۀ خطی استاد ملکالشعرای بهار و یک نسخۀ آقای صادق انصاری اصفهانی بهره بردهاند.
چنانکه شیوۀ همروزگاران آن استاد (از جمله وحید دستگردی) بودهاست به معرفی نسخههای خطی و ذکر نسخهبدلها در متن نپرداخته و تنها برخی از ضبط های مهم را در حاشیه متذکر شدهاند، بیذکر آنکه از کدام نسخه گرفته شدهاست. همانطور که از مطالعه این دیوان استنباط میشود، در این تصحیح از نسخههای خطی زیادی استفاده شدهاست، چیزی نزدیک به ده نسخه (و شاید بیشتر).
در متن عبدالرسولی اغلاط و کاستیهایی دیده میشود، ایشان در این باب نوشتهاند؛ «از خوانندگان انتظار دارم در برخوردن به اغلاط بر ما نتازند، آنچه تصحیح شدهاست، قدر شناسند و بدانند که این مایۀ زحمت که در احیاء این نسخه به عمل آمدهاست سخت جانکاه و طاقت فرسا بوده».
افضلالدین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شَروان – ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهنامدارترین شاعر ایرانیتبار و بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است.
زادگاه خاقانی آنچنانکه از موارد بسیار در دیوان او و به عبارتهای مختلف برمیآید، شهر شَروان از بلاد قفقاز در شمال رود کُر است و در بسیاری از کتابهای تاریخی و جغرافیایی و تذکرهها نیز شروان به عنوان موطن خاقانی ذکر شده است، و اینکه بعضی از تذکرهنویسان متأخر زادگاه او را بهصورت «شیروان» ذکر کردهاند نادرست است. از موارد متعدد در دیوان او این ابیات را میتوان بهعنوان شاهد نقل کرد :
عیب شروان مکن که خاقانی هست
از آن شهر کابتداش شراست
عیب شهری چرا کنی بدو حرف
کاول شرع و آخر بشر است
کار عشق از وصل و هجران درگذشت
درد ما از دست درمان درگذشت
کار، صعب آمد به همت برفزود
گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت
در زمانه کار کار عشق توست
از سر این کار نتوان درگذشت
کی رسم در تو که رخش وصل تو
از زمانه بیست میدان درگذشت
فتنه عشق تو پردازد جهان
خاصه میداند که سلطان درگذشت
جوی خون دامان خاقانی گرفت
دامنش چه، کز گریبان درگذشت
آتش از آتش
نویسنده کتاب : جمال میر صادقی
انتشارات : کتاب مهناز – توس
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۶۷
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1370 ~ 1363
خوب ~ عالی
خلاصه ای از کتاب
گفتم : با من کار دارن مشد عباس؟
پیرمرد سرش را تکان داد : آره آقاجان.
از اتاق معلم ها که درآمدم، گفت : آقای مدیر فرمودن تشریف ببرین اتاقشون.
هوای سرد راهرو خورد به صورتم، بعد سرو صدای بچه ها را از تو حیاط شنیدم. اتاق مدیر، ته راهرو بود، راهرو دراز و نیم تاریک.
آتش از آتش
نویسنده کتاب : جمال میر صادقی
انتشارات : توس
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۴۶
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۶۳ – دوره چاپ کتاب : ۱
۱۱۱۹۵۹
خلاصه ای از کتاب
گفتم : با من کار دارن مشد عباس؟
پیرمرد سرش را تکان داد : آره آقاجان.
از اتاق معلم ها که درآمدم، گفت : آقای مدیر فرمودن تشریف ببرین اتاقشون.
هوای سرد راهرو خورد به صورتم، بعد سرو صدای بچه ها را از تو حیاط شنیدم. اتاق مدیر، ته راهرو بود، راهرو دراز و نیم تاریک.
آتش
نویسنده کتاب : اسکندر پالا
مترجم کتاب : اکرم غفاروند
انتشارات : فکر آذین
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 289
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1396 – دوره چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
یونس امره ، عارف و شاعر انسانگرا در قرن چھاردھم میلادی (ھفتم و ھشتم ھجری قمری) ھم عصر مولانا در آناتولی (ترکیه امروزی) زندگی می کرد. در روایت ھا آمده است : «زمانی که یونسی امره متولد شد، مولانا 33 سالش بود و زمانی که مولانا قالب تن را رھا می کند ، یونس امره 33 سالش بوده است. بسیاری از ادبای ترک ، مولانا را معلم یونس امره می دانند یا حداقل یونس امره برای سرودن شعر از مولانا الھام گرفته است.
«قونیه» در زمان سلجوقیان به مرکز فرھنگی روم تبدیل شده بود و در روایت ھا آمده که یونس امره در درگاه مولانا به تحصیل عرفان فقه و اصول پرداخته است. فرق عمده مولانا با یونس امره این بود که مولانا شاعر و عارف طبقات بالای شھری و اھل علم و تحصیل بود اما یونس امره شاعر مردم عادی روستایی و ایلی و به زبان ساده طبقات پایین اجتماعی که به سادگی سخن می گفتند شعر می سروده است.
با این ھمه اشعار یونس امره غنای تصوفی و وسعت شعر و اندیشه صوفیانه اش چندان عقب تر از مولانا نیست. آن طوری که در «ولایتنامه» حاج بکتاش آمده یونس امره را شاعر بکتاشی معرفی کرده است اما این موضوع چندان قابل اعتماد نیست. به گفته یونس شناسان در اشعار او ھیچ نشانه ای از اعتقاد بکتاشیان دیده نمی شود و برخلاف آن شعرھای یونس امره از عرفان و تصوف مکتب مولوی تاثیر پذیرفته است.
اختلاف روایت درباره زندگی یونس امره به قدری زیاد است که زندگینامه منسجمی از او در دست نیست. یونس امره مثل عارفان ، صوفیان و شاعران دیگر برای تربیت نفس و تزکیه روح به اقصی نقاط سرزمینھای اسلامی سفرھای زیادی داشته است و آنچه از سروده ھایش پیداست به مناطقی ھم به عراق ، شام ، شیراز ، تبریز و نخجوان به گشت و گذار پرداخته است.
این شاعر و عارف انسانگرا در ایران زیاد شناخته شده نیست و مطالب و کتابھایی که درباره او در ایران چاپ و منتشر شده از تعداد انگشتان یک دست ھم تجاوز نمی کند. از این رو ترجمه و انتشار کتابی با عنوان «آتش» که به زندگی عرفانی یونس امره می پردازد اتفاق خوشایندی می تواند باشد. این اثر توسط «اسکندر پالا» نوشته شده است. پروفسور پالا با قلم جذاب خود زندگی عرفانی و سفرھای یونس امره را به شیوایی تمام در این اثر نقل می کند.
آتش
نویسنده کتاب : نوازالله احمدی
انتشارات : ارم شیراز
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 92
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1394 – دوره چاپ کتاب : 1
119774
خلاصه ای از کتاب
در تاریکی مطلق چشم باز کرده و به هفت احتمال تازه ای می نگرم که روبروی من و توست. فانوس را روشن و به طرف تپه می گیرم. تپه روشن می شود : عین علی در وسط کانال ، لطف اله عقب تر از او ، طالب جلوی تپه ، مثل سه نقطه سرگردان روی کلمه ای. نقطه وسطی ریز چشم و لاغر ، عقبی کپل و کوتاه و جلویی چاق و پررنگ. هر یک به دیگری خیره. برف مثل کفنی بزرگ روی صخره و خاک را پوشانده …
آتش
نویسنده کتاب : والنتین راسپوتین
مترجم کتاب : حمید عمرانی
انتشارات : دنیای نو
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۳۶
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۸۸ – دوره چاپ کتاب : ۱
۹۵۹۴۰
خلاصه ای از کتاب
ظهور راسپوتین در دربارتزار و اقدامات حیرت انگیز او بر روند تاریخ اثر گذارد و میتوان به تصریح گفت بخشی از نارضایی مردم روسیه از دربار تزارها و روی آوردن به رهبران بلشویک ، ناشی از حضور این مرد بوده است .
گریگوری راسپوتین در سال ۱۸۶۹ در روسیه متولد شد .او یک کاهن روسی بود که تاثیرات به سزایی در خانواده سلطنتی روسیه داشت و نقش بسیار مهمی را در سرنوشت شخصی نیکلای دوم و همسرش الکساندرا و تنها پسر آنها الکسی داشت.
الکسی ولیعهد روسیه در آن زمان از بیماری هموفیلی رنج میبرد.بسیاری بر این عقیده بودند که او یک درمانگر است و بوسیله علوم ماوراطبیعه قادر به درمان بسیاری از بیماریها هست.بدون شک این شخصیت یکی از جنجال برانگیزترین شخصیتهای ابتدای قرن بیستم میباشد.نقش او در سرنگونی خانواده سلطنتی رومانوف ها بسیار حائز اهمیت است…
آتس سا
نویسنده کتاب : فواد فاروقی
انتشارات : سمیر
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 544
قطع کتاب : وزیری گالینگور – سال انتشار کتاب : 1396 – دوره چاپ کتاب : 2
آتس نام کوهی در زمان هخامنشیان بوده است از این رو آتس سا به معنی مانند کوه ، مثل کوه می باشد. سا در این اسم پسوند شباهت است.از لحاظ تاریخی آتس سا نام خواهر و دختر کوروش کبیرنیز بوده است.
آتوسا دختر کورش و همسر دوم پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش و مادرخشایارشاه برجسته ترین زن درتاریخ ایران قدیم است.
درایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود وعلت آن هم نگه داشتن ثروت درخانواده سلطنتی بود.هوتوسا کیانی و آتوسای هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند.
از میان آن دختران مهمترازهمه آتوسا دخترکورش بود.خواهرو همسراردشیردوم وهمسراردشیرسوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند…
آتاناز
نویسنده کتاب : الهه محمدی
انتشارات : شقایق
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۷۷
قطع کتاب : رقعی جلد سخت – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۱ – دوره چاپ کتاب : ۱
۸۹۶۸۸
خلاصه ای از کتاب
دلش میخواست همان دم برخیزد و به عمارت، نزد او بازگردد خوب میدانست که طاقت دوری او را تا همین حد هم نداشته و خوب دوام آورده، اما از این به بعدش دیگر محال بود.
دلش برای آن چشمهای روشن و آن وجود مهربان پر میکشید. حقش نبود که با او آن گونه رفتار کند. خواست از جا برخیزد که ناگهان صدایی آشنا او را بر جا میخکوب کرد…
آتا تورک
نویسنده کتاب : اولوغ ایگدمیر و دیگران
مترجم کتاب : حمید نطقی
انتشارات : موسسه فرهنگی منطقه ای
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 210
قطع کتاب : وزیری گالینگور – سال انتشار کتاب : 1348 – دوره چاپ کتاب : 1
کمیاب – ~ نو
خلاصه ای از کتاب
حاوی زندگی مصطفی کمال بنیانگذار ترکیه جدید
همراه با عکس تاریخی آتاتورک و رضاشاه
مصطفی کمال پاشا (معروف به آتاترک به معنای پدر ترک) نظامی و دولتمرد و بنیانگذار جمهوری ترکیه بود. وی استعداد شگرفی در امور نظامی داشت چنان که درنبرد چناق قلعه(۱۹۱۴) با شعار “Çanakkale geçilemez” یعنی «نمیتوانید از چناق قلعه بگذرید» با سپاهی کوچک در برابر تهاجم نیروی دریایی بریتانیای کبیر و فرانسه ایستاد و مانع تصرف استانبول شد.
او درسال ۱۸۸۱ میلادی در شهر تسالونیکی در شمال یونان فعلی، که در آن زمان جزئی از امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد. در ابتدا وارد ارتش عثمانی شد و در طرابلس لیبی با ایتالیائیها جنگید؛ او در دهه اول قرن بیستم به همراه گروهی از افسران ترک، که ترکهای جوان نامیده شدند، پایههای اصلاحات در ارتش و دولت را به نفع ملیگرایی ترکها تثبیت کرد.
در جنگهای بالکان به سمت فرماندهی رسید و در سال ۱۹۱۶ در تنگه داردانل و شبه جزیره قالیبولی در برابر انگلیسیها مقاومت کرد و مانع اشغال استانبول توسط نیروهای بریتانیا و متفقین در جنگ جهانی اول شد. او سپس در جبهه روس نبرد کرد.
در جنگ جهانی اول دولت عثمانی شکست خورد و مناطق بسیاری در شمال آفریقا و حجاز، سوریه، عراق به دست کشورهای بریتانیا و فرانسه افتادند. قسمتهایی از اروپای خاوری نیز با حمایت فاتحان جنگ به استقلال رسیدند.
در اواخر سال های جنگ اول جهانی ترکیه مورد هجوم فرانسه و ایتالیا از جنوب و یونان از شرق بود. آتاترک رهبری جنگ استقلال ترکیه را بر عهده داشت. در پایان جنگ جهانی اول مردم ترکیه از بی کفایتی خلیفه عبدالحمید اول و نظام عثمانی به تنگ آمده بودند و آتاترک رهبری خیزش علیه خلافت و امپراتوری عثمانی را به عهده گرفت…
آبیاری آوای کوتر کوهی
نویسنده کتاب : پوروین محسنی آزاد
انتشارات : ماه ریز
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 130
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1390 – دوره چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
مجموعه داستان های کوتاه
«تماشاگر» نسیم بعدازظهر بهاری. در پشت بام خانه همسایه، گیرههای چوبی فنردار و لباسهای شسته آویزان از روی طناب سبز پلاستیکی. دوتا روکش صورتیرنگ و گلدار بالشک. پیراهن سفید مردانه. زیر پیراهنی رکابی مردانه. جوراب ساقبلند و ساقکوتاه مشکی. شورت مردانه اسلیپ. ملافه سفید. سینهپوش زنانه. حوله حمام و چندتا کهنه بچه.
آبی و صورتی
نویسنده کتاب : ناهید طباطبایی
انتشارات : علم
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 460
قطع کتاب : رقعی سلفون – سال انتشار کتاب : 1383 – دوره چاپ کتاب : 1
– عالی
خلاصه ای از کتاب
دو روز بود که یحیا هر روز صبح زود بلند می شد، سر و صورتش را صفا می داد، لباس تمیز می پوشید و به تلگراف خانه می رفت.
پشت دستگاه می نشست و کتابش را جلویش باز می کرد. فکر می کرد کتاب می خواند اما حواسش جمع نبود.
لابه لای خط های نوشته، کالسکه ای را می دید که می آید، می آید و نمی رسد. به پنجره های کالسکه خیره می شد تا شاید سایه ای از محبوبه ببیند یا شاید دستی از پنجره بیرون بیاید تا چیزی را بیرون بیندازد یا به او اشاره ای کند و چون خبری نبود، دوباره به خط های کتاب خیره می شد.
بعد چشم هایش را بس که خیره مانده بود، از اشک خیس می شد. آن وقت زود چشم هایش را پاک می کرد تا راه کالسکه گل نشود.





