آدم های سمی
نویسنده کتاب : لیلیان گلاس
مترجم کتاب : نهضت صالحیان – مینا فتحی
انتشارات : درسا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 376
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1397 – دوره چاپ کتاب : 9
خلاصه ای از کتاب
فرد سمی کسی است که زندگی شما را زهرآلود می کند، در زندگی شما نقش حامی ندارد، کسی است که از دیدن پیشرفت و موفقیت شما خوشحال نمی شود، کسی است که برای شما آرزوی بهترین ها را ندارد؛ و در مجموع به طور مستقیم یا غیر مستقیم، سعی می کند سد راه شما در مسیر رسیدن به موفقیت و اهدافتان شود.
محتوای این کتاب در دو بخش کلی دسته بندی شده است. قسمت اول شامل آزمون تشخیص و شناسایی افراد سمی و دسته بندی افراد سمی به سی نوع متفاوت است، که شما را قادر به تشخیص افراد سمی اطرافتان می کند. و تا حدی در می یابید که چرا این افراد این گونه اند. در بخش دوم، به شما ده فن آموخته می شود تا با به کارگیری آنها قادر باشید به شکل مؤثر با یک فرد سمی مقابله کنید و دیگر ناچار به درون ریزی احساسات منفی خود نباشید. همچنین شما بعد از مطالعه و به کارگیری این کتاب قادر خواهید بود روابط خود را با یک فرد سمی بهبود بخشید یا برای همیشه او را از دایره ی معاشران خود کنار بگذارید.
زمانی دختر جوانی به دلیل درمان مشکل سوء تغذیه به من مراجعه کرد و در طی جلسات درمان معلوم شد در دوران مدرسه دوستی داشته که همواره او را « گاو چاق » صدا می کرده و نهادینه شدن ناخودآگاهانه ی چنین باوری در او، وی را به سوی بیماری « انورکسیا، anorexia ، کم خوری یا بی اشتهایی عصبی » سوق داده است.
سمیها این ویژگیها را دارند :
همیشه شاکی است
آنها همیشه دلیلی برای نالیدن دارند. از گرانی گرفته تا گرم شدن هوا یا صدای بنایی همسایه، همه موارد میتوانند روز این آدمها را خراب کنند و به سدی برای شادیهایشان تبدیل شوند. آدمهای سمی نه تنها این دلیلها را با خود از یک گفتوگو به گفتوگوی دیگر میبرند، بلکه برای شریک کردن شما در حرفها و افکارشان هم تلاش میکنند و به دنبال جلب تایید و همراهی شما هستند.
دست از گله برنمیدارد
آدمهای سمی هیچ مرزی برای بروز افکارشان ندارند. برای آنها مهم نیست که شما دوست صمیمیشان هستید یا فردی که در صف نانوایی میبینند. آنها به اندازه کافی افکار مسموم در ذهنشان دارند که در هر زمان و مکانی توانایی بروز آنها را داشته باشند.
حرف توی گوشش نمیرود
این افراد به نصیحت مقاوم هستند. یعنی اگر یک روز تمام هم برای تغییر افکارشان با آنها صحبت کنید مدام با عبارتهای «نه! آخه. . . » «ولی. . . » و. . . بحث را ادامه میدهند و به شما میگویند که تغییری در افکارشان صورت نگرفته.
خودش را قربانی میداند
این آدمها معتقــدند تلخیهایی که در سالهای زندگیشان به آنها تحمیل شده، باعث سمی شدنشان شده؛ اما اگر به افکار و رفتارهایشان توجه کنید، میبینید که قابلیت تفسیر منفی هر رویداد سادهای که دیگران به راحتی از کنارش میگذرند را دارند.
آرزوهایش ناکام مانده
آدمهای سمی یک کولهبار آرزوی ناکام دارند. آنها همیشه شکستهایشان را دلیل سمی شدنشان معرفی میکنند اما اگر تکتک آرزوهای کولهبارشان برآورده شود، باز هم دلیلی دیگر برای منفی بافی را جایگزین آن آرزوها میکنند. آنها فقط به دنبال بهانهای برای شکایت میگردند، نه یک دلیل واقعی.
با خوشبینها نمینشیند
سمیها از خوشبینها بیزارند. آنها عاشق این هستند که یکی مثل خودشان در مقابلشان بنشیند و پا به پایشان منفیبافی کند. آنها مثل آهنربا آدمهای شکستخورده و سمی را به خود جذب میکنند و از اینکه تنها فرد ناکام جهان نباشند، لذت میبرند. سمیها همیشه دوستان نزدیک و وفاداری برای هم هستند.
از شکست استقبال میکند
در زندگی سمیها برای شکستهای تازه باز است. آنها همیشه در پوشش «من نفهمیدم» خودشان را به راهی وارد میکنند که به آنها برای نالیدن و منفیبافی فرصت تازهای بدهد. آنها همیشه راههای سخت را برای رسیدن به هدف انتخاب میکنند تا دلیل بهتری برای توجیه ناکامیها داشته باشند.
مدعیالعموم است
اگر سمیها در موردی خودشان صاحب رنج و شوربختی نباشند، بهخاطر رنج دیگران از همه چیز شکایت میکنند و به جای اینکه سهم آدمها در ناکامیهایشان را در نظر بگیرند، زمین و زمان را متهم میکنند. آنها گاهی لباس سوپرمن را هم به تن میکنند و خود را به عنوان ناجی کسانی که در رنج هستند، معرفی میکنند.
همه را متهم میکند
در شرایطی ساختارها و دیگران را دلیل ناکامیهای خود میدانند که تلاشی برای بهبود وضع جهان به خرج نمیدهند. آنها درحالی بهخاطر کثیفی خیابانها، شهرداری و مردم را متهم میکنند که خودشان به راحتی قوطی نوشابهشان را در جوی آب پرت میکند.
زبانش تلخ است؟
آنها عاشق این هستند که ایرادهای دیگران را به رخشان بکشند تا از این طریق ایرادها و ناکامیهای خود را بپوشانند. حتی در بسیاری موارد از شکستهای دیگران دلشاد میشوند.
شادی را بلد نیست
لحظات شاد هم برای آنها خالی از منفیبافی نیست. درست در لحظهای که همه در عروسی بهخاطر ورود عروس و داماد ذوقزده میشوند، این افراد میتوانند به خط نازک بالای چشم عروس خورده بگیرند.
گوشهایش نمیشنود
این افراد هیچ وقت وارد مکالمه دو طرفه با کسی نمیشوند، بلکه تنها میخواهند دیگران آنها را بشنوند وقتی به حرفهایشان پاسخی میدهید، به شما ثابت میکنند اصلا حرفتان را نشنیدهاند یا محتوایش را درک نکردهاند.
بیاعتماد است؟
سمیها به همه بیاعتمادند. آنها توهم توطئه دارند و فکر میکنند هر حرف سادهای که از زبان دیگران خارج میشود، آنها را نشانه میگیرد. به همین دلیل همیشه در ذهنشان به دنبال جوابی دندانشکن میگردند و هیچ وقت آرام نمیگیرند….
آدم ها و قضا و قدر
نویسنده کتاب : فریده چوبچیان
انتشارات : شالان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۵۲
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۲ – دوره چاپ کتاب : ۱
۹۷۳۵۷
خلاصه ای از کتاب
سرش پایین بود، البته فرقی نمیکرد سرش پایین باشد یا گرفته باشدش بالا. مهم این بود که مینوشت، توی ذهنش سطر به سطر مینوشت و با داستانهایش به تصویر میکشید.
از کنار پنجره آمد به طرفش و روسریاش را کشید و انداخت روی مبل. گفت : «استاد ، هرچی شما بگین همونه ولی اینو در نظر داشته باشین که دیگه مثل اون روزها جوان نیستید!» با دقت نگاهش کرد. گفت : «مثل اون موقعها جوان نیستم، درست میگی ولی…» با دست اشاره کرد به سرش و ادامه داد : «ولی در جوانی این تجربه رو هم نداشتم. تجربه جای قدرت جوانی رو میگیره ولی من نگران تو هستم میترسم تا آخر راه نتونی همسفرم بشی.»
«این خودش یعنی که به یک همراه نیاز داری، در صورتیکه تمام اون آدمها رو به تنهایی خلق کردی و هر کاری که خواستی باهاشون کردی.»
لبخند چهره درهمش را باز کرد. گفت : «درست میگی، راهش رو خوب بلدم. الان هم قدرتشو دارم خواننده رو منتظر نگه دارم تا با بیتابی منتظر بشه ببینه چی بر سر بهروز اومد، دوستیاش با جواد به کجا رسید، ازدواج کردن یا نه؟ صادق کارش به کجا کشید؟ تونست به هدفش برسه یا مثل خیلیها، آرزوش توی دلش موند و تبدیل شد به عقده.
آیا نرگس موفق شد زندگی خوشی داشته باشه، بدون حامی و پشتوانه تونست انسان شریف و موفقی بشه و برای جوانها الگو باشه..؟ اون رو ببینن و به خودشون بیان و اینقدر نگن ما پشت نداریم، ما سرمایهای برای راهافتادن کارهایی که تو ذهنمون داریم و مرتب داره شاخ و برگ میزنه نداریم. بعد بریم سراغ اعظم، اعظمیکه همه رنجهای دنیا رو کشید و توی جاده ای بود که رانندهاش داشت میپیچید، رانندهای؛ خسته و خواب آلود. تا نفس خواننده توی سینهاش حبس بشه و…
این من بودم که محمد عاشق رو، روانه کوه و بیابان کردم و این اختیار را دارم که آدم داستانهایم را به دنبال ماجراهایی که دلم بخواهد بفرستم، ولی بعد از گذشت سالها به قول ساموست موام : محتمل بودن حوادث داستان جوهر و ماهیتی نیست که تکلیفی یک بار برای همیشه معلوم شده باشد. این جوهر و ماهیت با تمایلات زمانه تغییر میکند. پس میریم به محمد سری میزنیم. یه گشت و گذار عارفانه و تحقیقی. به نظرت جالب نیست رعنا؟»
رعنا چنگی به مویش زد و با انگشتان کشیدهاش صافشان کرد. نشست کنارش روی مبل. جنجالی به جانش افتاد.
آدم ها و دودکش ها
نویسنده کتاب : امیررضا بیگدلی
انتشارات : ثالث
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 100
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1388 – دوره چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
مجموعه سیزده داستان
زن و شوهری کارمند هر روز صبح به محل کار خود میروند. زن هر روز کمی زودتر از همسر خود از خانه خارج میشود. یک روز او به هنگام رفتن به محل کار فراموش میکند تلویزیون را خاموش کند. مرد با صدای تلویزیون از خواب بیدار میشود و گزارشی را مبنی بر خفه شدن یک خانواده بر اثر گازگرفتگی مشاهده مینماید. همین مسئله موجب میشود تا او به تعمیر لولههای گاز و نجاری منزلشان بپردازد تا از آن شب به بعد با آرامش و بدون ترس به استراحت بپردازند.
عناوین کتاب :
بیب بیب
خانه دارد میسوزد
پیش از این
سرد
هواکش
آلاچیق
ماهی قزل آلا
روز به روز
آدمها و دودکشها
آلاسکا
دوپیکر
گردنه آوج
ابرهای کوچک
آدم ها
نویسنده کتاب : اصغر بدیع زاده
انتشارات : عطائی
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۷۲
قطع کتاب : وزیری – سال انتشار کتاب : ۱۳۴۹
کمیاب – عالی
خلاصه ای از کتاب
کتاب آدم ها در ضمن اینکه یک دایره المعارفیست از نکات بسیار جالب دانش های نوین و در حالی که مطالب عمیق علمی را آنچنان جالب و به زبان ساده بیان کرده که قابل خواندن برای عموم ساخته است.
کتاب آدم ها در واقع یک حل المسائل زندگی است که برای نخستین بار فوت های کوزه گری کامیابی و رموز دستیابی به خوشبختی و حل مشکلات جهان را متکی بر موازین علمی در دسترس می گذارد ؛ نه بر مجامله اندرز و عبارت سازی.
آدم ها
نویسنده کتاب : احمد غلامی
انتشارات : ثالث
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۵۲
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۴ – دوره چاپ کتاب : ۸
۷۴۴۵۴
خلاصه ای از کتاب
مجموعه داستان
ما آدمهای بیچارهای بودیم و ستوان مکری بیچارهتر از ما. درست است که لیسانس وظیفه بود و فرمانده ما اما کسی او را به رسمیت نمیشناخت و همه به او میگفتند :«ستوان سوتی.» این حرف معنیاش این بود که درجههای ستوان مکری را جدی نگیرید. ما بیچاره بودیم چون عدل شده بودیم سرباز پیاده و ستوان مکری بیچارهتر بود چون شده بود فرمانده ما. اما بیچارگی او همینجا تمام نمیشد…
مولف کتاب می گوید :«ایدهی چنین داستانهایی از مدتها قبل در ذهنام بود. در واقع، وقتی با آدمهایی برخورد میکردم که جذابیت ویژهای در شخصیتشان بود، به این فکر میکردم، چهطور این خصلت برجسته میتواند محوری برای فرم یک داستان باشد.»
غلامی می افزاید : «این مجموعه دربارهی آدمهاست. آدمهایی که میآیند به زندگی ما و از زندگی ما میروند، آدمهایی که به دلایل مختلف و در موقعیتهای مختلف با آنها برخورد میکنیم، آدمهایی که گاهی بودنشان آنقدر کماهمیت است که اصلا دیده نمیشوند، آدمهایی که گاهی در شخصیتشان یک ویژگی برجسته و قابل توجه وجود دارد که ما اصلا نمیبینیم.»
وی ادامه می دهد «نکتهی برجسته در این ایده آن بود که شخصیتپردازی را براساس یک آدم (شخصیت) پیش ببرم. در عین حال این شخصیتپردازی طوری باشد که به مفهومی کلیتر خود اثر را تعریف کند. به عبارت دیگر، میخواستم شخصیتپردازی آن آدم اصلی طوری باشد که از یک طرف محور داستان باشد و از سوی دیگر، به خود داستان تبدیل شود. درعین حال کوشیدم ریتم و روایت داستان حفظ شود.»
احمد غلامی، در توضیح بیشتر می گوید : «در این مجموعهداستان چند چیز برایم مهم بود؛ اول اینکه هر داستان بر محور یک شخصیت شکل بگیرد. دوم اینکه هر داستان یک روایت منحصربهفرد داشته باشد. بعد این که هر داستان یک مفهوم جدی و عمیق را بیان کند و در نهایت اینکه این شخصیتها آنقدر جذابیت داشته باشند که خواننده، با اشتیاق روایت آن آدم را تا انتها دنبال کند. البته، خاص بودن این شخصیتها هم برایم مهم بود.»
آدم زیادی
نویسنده کتاب : ایوان تورگنیف
مترجم کتاب : عباس باقری
انتشارات : معرفت
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 53
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1333 – دوره چاپ کتاب : 5
102042
– عالی
خلاصه ای از کتاب
… تیپ شخصیتیای است که با نام “آدم زیادی” شناخته میشود. “آدم زیادی” در قرن نوزدهم روسیه به کسانی گفته میشد که معمولاً از طبقه اشراف و تحصیلکرده بودند و ذهنشان پر از ایده و طرح بود اما در مرحله عمل بازمیماندند و کاری از دستشان برنمیآمد. نمونه این افراد در قرن نوزدهم روسیه بسیار زیاد بود و بههمینخاطر میگویم که تورگنیف در این رمان به مشکلات نسل خودش پرداخته است.»
او تکرار شخصیت آدم زیادی را ناشی از سرخوردگی قیام دکابریستها در سال ۱۸۲۵ میداند : «شخصیت محوری “آدم زیادی”، علاوه بر دو رمان تورگنیف، در اثری از هرتسن، با نام «مقصر کیست؟»، حضور دارد. از این منظر میتوان گفت که رمان کمی بدبینانه است و خواننده فکر میکند که خوشبختی انسان در این دنیا در دست خودش نیست و تابع شرایط خارجی است. اما نویسنده با زبان شاعرانهای که به کار گرفته این بدبینی را تلطیف کرده است.
قیام دسامبریستها، قیامی بود که یک روزه به شکست انجامید، اما تاثیر فراوانی در وجوه فرهنگی داشت. سرخوردگی جوانان یکی از تاثیرات سرکوب پس از قیام بود به همین دلیل آدمهای زیادی در ادبیات روسیه بسیار دیده میشود. زبان تورگنیف شاعرانه است و این رمان پیوند عمیقی با موسیقی دارد. در حالات احساسی مختلف شخصیت اصلی، موسیقیهای مختلفی داریم و پیوند رمان با موسیقی بسیار قوی است . تورگنیف را استاد توصیف میگویند. گاهی تا شجرهنامه افراد داخل قاب عکس یک اتاق را توصیف کرده است….
آدم خیلی خوب
نویسنده کتاب : ملودی لیتن
مترجم کتاب : بیتا معتمدی
انتشارات : لیوسا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۱۲
قطع کتاب : جیبی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۳ – دوره چاپ کتاب : ۱
۱۰۹۶۰۳
خلاصه ای از کتاب
هدف این کتاب نشان دادن یک آدم خوب است …
کسی را می شناسید که هر بار وارد اتاق می شود روشنایی با خود می آورد یا کسی که با چند لحظه گفت و گو احساس نشاط به شما می دهد؟ در این صورت یک آدم خیلی خوب می شناسید …
آدم برفی و ۳۲ داستان دیگر
نویسنده کتاب : هانس کریستین اندرسن
مترجم کتاب : جمشید نوایی
انتشارات : نگاه
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 368
قطع کتاب : وزیری – سال انتشار کتاب : 1384
عالی
خلاصه ای از کتاب
یادمان جهانی دویستمین سالگرد تولد هانس کریستین آندرسن
در حول و حوش جنگل، بر پشته بالای ساحل، درخت بلوط کهنسالی بود که سیصد و شصت و پنج سال از عمرش می گذشت.اما این سال ها آن قدر که به نظر آدمی دراز می آید، برای درخت طولانی تر از چند شبانه روز نبود.ما روزها بیداریم و شب ها می خوابیم و در همین موقع خواب می بینیم.
اما درخت سه فصل سال بیدار است و تنها در فصل چهارم می خوابد، یعنی در فصل زمستان استراحت می کند…
عناوین کتاب :
• آخرین خواب بلوط کهنسال
• طلسم
• دختر شاه باتلاق
• پرنده ها
• ناقوس عمق
• پادشاه نابکار
• و…
آدم برفی و ۳۲ داستان دیگر
نویسنده کتاب : هانس کریستین اندرسن
مترجم کتاب : جمشید نوایی
انتشارات : نگاه
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۶۸
قطع کتاب : وزیری سلفون – سال انتشار کتاب : ۱۳۸۹ – دوره چاپ کتاب : ۵
خلاصه ای از کتاب
یادمان جهانی دویستمین سالگرد تولد هانس کریستین آندرسن
در حول و حوش جنگل، بر پشته بالای ساحل، درخت بلوط کهنسالی بود که سیصد و شصت و پنج سال از عمرش می گذشت.اما این سال ها آن قدر که به نظر آدمی دراز می آید، برای درخت طولانی تر از چند شبانه روز نبود.ما روزها بیداریم و شب ها می خوابیم و در همین موقع خواب می بینیم.
اما درخت سه فصل سال بیدار است و تنها در فصل چهارم می خوابد، یعنی در فصل زمستان استراحت می کند…
عناوین کتاب :
• آخرین خواب بلوط کهنسال
• طلسم
• دختر شاه باتلاق
• پرنده ها
• ناقوس عمق
• پادشاه نابکار
• و…
آدم بدشانس
نویسنده کتاب : آلبرتو موراویا
مترجم کتاب : مژگان مهرگان
انتشارات : کتاب خورشید
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۹۶
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۴ – دوره چاپ کتاب : ۳
۵۸۷۹۶
خلاصه ای از کتاب
مجموعه داستان های رمی
بخت بد همه جا تعقیبم می کند و مطمئناً روز تولدم، در آسمان، ستاره ای بدیمن یا شهاب سنگ و سیاره ای نحس وجود داشت.
یادم می آید چند وقت پیش با مکانیکی آشنا شدم که در فرانسه کارکرده و بعد از آنجا بر گشته بود، او هم می گفت که بد شانس است .
آن مکانیک با چند تا جوانک همدست شده بود : شب ها با ماشین چرخی می زدند، طنابی به کرکره مغازه ها می بستند و بعد ماشین را راه می انداختند و کرکره می پرید هوا و لوله می شد و آنها وارد مغازه می شدند و دزدی می کردند. آن مکانیک، گیوتینی را روی سینه اش خالکوبی کرده بود و بالای آن نوشته بود :
“pas de chance ” که به فرانسوی یعنی : شانس بی شانس.
عناوین کتاب :
• زندگی نامه
• آدم بدشانس
• رفاقت
• خانه خراب کن
• کمر شکسته
• پیر خرفت
• کاترینا
• کلمه مامان
• و…
آدم اینجوری
نویسنده کتاب : محمد رفیع ضیایی
انتشارات : کتاب چرخ فلک
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۴۸
قطع کتاب : خشتی – سال انتشار کتاب : ۱۳۸۵ – دوره چاپ کتاب : ۲
۶۱۵۴۸
خلاصه ای از کتاب
مجموعه داستانهای کوتاه طنز
کنار خیابان ایستاده بودم و داشتم به قورباغه ای نگاه می کردم که خیال داشت از عرض خیابان رد شود.
حتماً برای دیدار اقوامش به جوی آب آن طرف خیابان می رفت.
اتومبیل ها با سرعت رد می شدند و قورباغه می ترسید.
من برای این که آنها قورباغه بیچاره را له نکنند، کلاهم را گذاشتم روی قورباغه.
بالاخره راننده ها به کلاه یک آدم احترام می گذارند!
مخصوصاً به کلاهی که ممکن است یک آدم زیرش باشد…
عناوین کتاب :
• احترام به کلاه آدم
• قمری و جزیره ماداگاسکار
• ساعت آفتابی
• راضی کردن همه
• آدم تنها
• آدم خوش شانس
• برگ و آبکش
• و…
آدم اول
نویسنده کتاب : آلبر کامو
مترجم کتاب : منوچهر بدیعی
انتشارات : مرغ آمین
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۱۴
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۷۶
عالی
خلاصه ای از کتاب
برفراز دلیجانی که در جاده ریگزار حرکت میکرد، ابرهای درشت و پرپشت، تنگ غروب به سوی مشرق روان بودند.
سه روز پیش این ابرها بر فراز اقیانوس اطلس جمع شده و منتظر مانده بودند تا باد مغرب برسد، سپس راه افتاده بودند، نخست آهسته آهسته و رفته رفته تندتر، از فراز آبهای شبتاب پاییزی گذشته و راست به سوی خشکی رفته بودند، بر قلههای مراکش نخ نخ شده بودند، بر بالای بلندیهای الجزایر باز هم دسته دسته شده بودند و اکنون در نزدیکیهای مرز تونس تلاش میکردند که به دریای تیرنه برسند تا در آنجا محو شوند.
پس از نوردیدن هزاران کیلومتر بر فراز این جزیره مانند پهناور که شمالش را دریای سیال حفاظت میکرد و جنوبش را امواج جامد شنها و پس از گذشتن از فراز این اقلیم بینام.
با شتابی اندکی بیش از شتابی که امپراتوریها و قومها در هزاران هزار سال به خرج دادهاند، شوقشان فرو کشیده بود و پارهای ار آنها از همان وقت آب شده و به صورت قطرههای درشت و کمیاب بارانی در آمده بودند که شروع کرده بود به ضرب گرفتن روی سرپناه پارچهای بالای سر چهار مسافر.
آدم اول
نویسنده کتاب : آلبرت کامو
مترجم کتاب : منوچهر بدیعی
انتشارات : نیلوفر
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۶۸
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1390 – دوره چاپ کتاب : 4
خلاصه ای از کتاب
آدم از کسانی طلب بخشش می کند که می داند می توانند ببخشند یعنی فقط همین ، فقط ببخشند ، نه اینکه از ادم بخواهند سزاوار بشود یا منتظر بماند .
… و در تاریکی شب سالیان در سرزمین فراموشی راه میرفت که در آن هر کسی آدم اول بود، که او خود ناگزیر شده بود خود را دست تنها، بیپدر، پرورش دهد و هرگز آن لحظهها را به خود ندیده بود که پدری پس از آنکه صبر میکند تا پسرش به سن گوش دادن برسد او را صدا میزند تا راز خانواده را، یا دردی کهنه را، یا تجربه عمر خود را برای او بگوید… و ژاک شانزده ساله و سپس ساله شد و هیچکس با او سخنی نگفت، و ناگزیر بود دست تنها یاد بگیرد، دست تنها بزرگ شود، با زور، با قدرت، دست تنها اخلاقیات و حقیقت خود را بیابد، تا اینکه سرانجام به صورت آدم به دنیا آید و سپس با تولدی سختتر دیگر بار به دنیا آید، یعنی این بار برای دیگران، برای زنان، به دنیا آید، مانند همه آدمهایی که در این سرزمین به دنیا آمدند و یکایک آنان کوشیدند تا زندگی کردن بیریشه و بیایمان را فرا بگیرند…
…بزرگترین ویژگی ادبی این اثر این است که با بزرگ شدن ژاک، ریتم داستان سریعتر و شرح جزئیات کمتر میشود و در عین حال متن نیز دشوارتر میگردد. نکتۀ دیگر از منظر کامو این است که در جوامع به کسانی احترام میگذارند که کارهای بزرگ اجتماعی کردهاند، در حالیکه کسانی که در فقر زیستهاند و به رغم آنچه که بودهاند، توانستهاند خویشتن داری کنند و دست به جنایات بزرگ نزنند فراموش میشوند.
«آدم اول» کسی است که باید خود را تنها و بیپدر پرورش دهد، تنها یاد بگیرد و تنها اخلاقیات و حقیقت خود را بیابد تا اینکه سر انجام به صورت آدم وارد دنیا شود ودر یک کلام آدم اول قصۀ فراموش شدگان است و استیفای حق دردناک مورد توجه بودند.
آدم آهنی
نویسنده کتاب : هرژه
انتشارات : اورژیال
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 52
قطع کتاب : رحلی سلفون – سال انتشار کتاب : 1357 – دوره چاپ کتاب : 1
کمیاب – خوب ؛ عطف کتاب چسب خوردگی دارد
خلاصه ای از کتاب
زو و زت مجموعه داستان های یک خواهر و برادر است که ناخواسته در گیر ماجراهایی می شوند …
ژرژ پراسپر رمی (۲۲ مه ۱۹۰۷ ۳ مارس ۱۹۸۳) (مشهور به هرژه) نویسنده و کارتونیست بلژیکی بود که بیش از همه به خاطر خلق ماجراهای تنتن و میلو مشهور است. این اثر از مشهورترین آثار کمیک (داستان مصور) تمام تاریخ و به خصوص در تاریخ اروپا است و به خاطر آن نام هرژه در ۲۰۰۳ به تالار مشاهیر کتابهای کمیک اضافه شد.
داستان مصور یا کُمیکاستریپ ، نقاشی، یا مجموعهای از نقاشیهای دنبالهدار است که ماجرایی را روایت میکند. به کسی که کمیک را میکشد کارتونیست میگویند، این کمیکها معمولاً در دورههای مرتبی به چاپ میرسند.
شرح روایت و بیان ماجراها به زبان تصویر و بعضاً با استفاده از دیالوگها، به زمان مصر باستان بر میگردد. اما اگر شرح روایتهای مدرن را در نظر بگیریم، کمیک اولین بار در کشورهای آلمان و انگلستان پا گرفت. اولین کمیکهای آمریکایی در قرن بیستم شکل گرفتند. دیالوگها درون بالنها گفته میشد، برای غافلگیری از علامت تعجب روی کلهها استفاده شد و برخی از لغات مثل «زارت و زورت و آخ و پاخ» برای بیان حالات یا ضربات استفاده گشت و تا امروز نیز کاربرد دارد. اولین کتاب کمیک بر اساس مجموعهای از کمیکاستریپهای روزنامهای شکل گرفت.
از اولین نشانه های کمیک در تاریخ، ستون تراژان در شهر رم در ایتالیاست. کار ساخت این ستون در سال ۱۱۳ میلادی به پایان رسید و از سوی سنای روم و مردم به افتخار پیروزی های تراژان، امپراتور روم در دو نبردش علیه داسیایی ها در سال های ۱۰۲ و ۱۰۵ میلادی به او تقدیم شد. این ستون دارای نقشینه ای مارپیچ است که تا بالای ستون ادامه داشته و بخش هایی از این نبرد به صورت نقش برجسته هایی روی آن کنده کاری شده است. غیر از این ستون در دیگر تمدن ها هم فرش ها، سنگ تراشی ها و دیگر مواردی وجود داشته که داستانی را به طور پیوسته با تصاویر روایت می کردند. که این درواقع تعریف امروزی ما از کمیک است. مجموعه ای از نقاشی های دنباله دار که ماجرایی را روایت می کند.
در آمریکا محققان برای کمیک ها دوره هایی تعریف کرده اند که به ترتیب شامل : دوره طلایی، دوره نقره ای، دوره برنزی و دوره مدرن است. همان طور که گفتیم، دوره طلایی با معرفی سوپرمن در سال ۱۹۳۸ آغاز شد و در سال ۱۹۵۴ با تصویب قانین سخت گیرانه برای کمیک ها به پایان رسید. در این دوره بسیاری از ابرقهرمان های معروف مانند سوپرمن، بتمن، کاپیتان آمریکا، واندر وومن و کاپیتان مارول خلق شدند. ناشر کتاب سوپرمن، Detective Comics بود؛ به نوعی پدرخوانده شرکت عظیم DC Comic امروزی.
این شرکت خالق شخصیت هایی همچون بتمن، رابین، فلش، گرین لنترن و بسیاری دیگر بوده است. کمیک بوک ها در زمان جنگ جهانی دوم به دلیل ارزان بودن، گرافیک خوب، خوش خوانی و مشخص بودن قطب منفی و مثبت به محبوبیت فراوانی دست یافتند. در بعضی از این داستان ها قطب منفی نازی ها به خصوص رهبر آنها هیتلر بود.
در سال های اخیر کاراکترهای کمیک از کاغذ و جوهر فراتر رفته اند و تبدیل به پدیده هایی جهانی شده اند. امروز ما «اونجرز» را داریم که تبدیل به سومین فیلم پرفروش تاریخ سینما شده است. فیلم «بتمن آغاز می کند» و «مرد آهنی»، هم سهتند که سردمدار جریانی از اقتباس کمیک بوک ها شده اند. جریانی که حالاحالاها ادامه خواهدداشت. اما دلیل این همه توجه به کمیک ها و از طرف دیگر به فیلم هایی که از روی کمیک ها ساخته شده اند، چیست؟
شاید مهم ترین دلیل، پیچیدگی شخصیت های قهرمان و ضدقهرمان در این آثار است. ضمن اینکه امروزه کمیک ها و کاراکترهای درون آن معانی و ارزش عمیق تری برای مخاطبان خود دارند و مخاطبان، خودشان را به کاراکترهای کمیک نزدیک تر می بینند امروز برخلاف گذشته، با وجود قدرت زیاد ابرقهرمان های کمیکی، آنها بعضا با مشکلاتی هم دست و پنجه نرم می کنند که شاید برای مردم عادی هم پیش بیید.
شخصیت های منفی دیگر آدم های روانی نیستند که بی دلیل آدم بکشند، بلکه درست یا غلط برای رفتار خود دلیل دارند و… علاوه بر اینها در کمیک ها شاهد قصه گویی به صوئرت ناب هستیم. فرمی که کمیک ها دارند به نویسندگان اجازه این کار را می دهد تا دیوانه وارترین ایده ها را به تصویر بکشند بدون آنکه نگران مخاطب، هزینه تولید و هزار و یک مساله دیگر باشند و… دلیل دیگر شاد متن کم و تصاویر بسیار زیاد و مهیج کمیک ها باشد که خوانندگان تنبل امروز را بیشتر به این سبک علاقه مند می کند.
به مرور نوع طراحی و رنگ آمیزی و شیوهی ارائهی کمیک استریپ ها عوض شد و این هنر، که آن را هنر نهم نیز نامیده اند، امروزه گسترهی وسیعی دارد : کتابهای کمیک استریپ (همان مجموعههای تنتن و تارزان و…)، وب کمیک (اینترنتی و آنلاین)، کمیک استریپهایی دارای ژانرهای مختلف پلیسی-جنایی، دراماتیک و …، کمیکهای زیرزمینی، کمیکهایی با شخصیتهای حیوانات، حتی بیکلام (مانند گارفیلد و اسنوپی) با گونههای سبزیجات یا حتی مواد معدنی، شخصیتهایی که با گذشت زمان پیر می شوند، قصههایی که اصلا شخصیت مرکزی ندارند و… امروزه حتی کمیک استریپهایی یافت می شوند که محصول مشترک یک داستان نویس و یک طراحند.
همانطور که از نام کمیک بر میآید، محتوای آن اساساً مطلب خندهدار است، اولین کمیکاستریپهایی که در دههٔ ۱۹۳۰ پا بهعرصهٔ وجود گذاشتند، شامل ماجراهای خندهدار و ماجراجویانهٔ قهرمانانی چون باک راجرز، تارزان و ماجراهای تن تن بود.
البته قرار گرفتن نام کمیک مربوط به تاریخچهٔ آن است . اکنون با وجود تغییرات عمدهای که در نوع طراحی ، موضوع ،کمپزسیون ، انتخاب زاویهٔ دید و دیگر المان های کمیک به وجود آمده و این هنر روایتگر را بسیار متفاوت از گذشتهٔ خود کرده ، هنوز نام کمیک روی آن باقی مانده است. درحالی که مایهٔ طنز تنها در شاخهٔ خاصی از این هنر به کار گرفته میشود.
آدم آدم است
نویسنده کتاب : برتولت برشت
مترجم کتاب : امین موید
انتشارات : رز
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 124
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1351 – دوره چاپ کتاب : 2
کمیاب –
خلاصه ای از کتاب
گالی گی :
یک روز صبح روی صندلی اش نشسته است و به زنش می گوید ؛ زن عزیز تصمیم گرفته ام امروز چون درامدمان اجازه می دهد یک ماهی بخرم…
آدم آدم است
نویسنده کتاب : برتولت برشت
مترجم کتاب : شریف لنکرانی
انتشارات : خوارزمی
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۶۰
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۵۴ – دوره چاپ کتاب : ۳
– عالی
خلاصه ای از کتاب
برشت در این نمایشنامه به وضعیت موجود زندگی بشر و بلاهایی که بر سر او میآید میپردازد. او در این نمایشنامه زندگی فردی را به تصویر میکشد که در برابر نیروهای بیرونی قطعه قطعه میشود و حتی تا جایی پیش میرود که خودش نیز بر خود رحم نمیکند و خود او نیز بر خویشتن خویش ضربه میزند.
او شاید هزاران بار میمیرد اما هیچ اعتراضی نمیکند. در پایان برتولت برشت پیشنهاد میکند که مردمان باید این وضعیت را تحمل یا به گونهای دیگر بینش خود را نسبت به زندگی متحول کنند تا در برابر سیل حوادث در هم نشکنند.
گالی لی مرد ساده دلی است که قدرت نه گفتن ندارد . روزی او به قصد خرید ماهی از خانه خارج می شود و با ۳ سرباز مواجه می شود که در اثر حادثه ای نفر چهارم هنگشان از آن ها جدا شده و در دردسر بدی افتاده اند . سربازها که متوجه سادگی گالی لی شده اند سعی می کنند به او بقبولانند که گالی لی نیست بلکه جیپ سرباز چهارم هنگ آن ها می باشد .
داستان در حقیقت داستان مسخ یک انسان و استحاله او در اثر عدم توانایی نه گفتن می باشد . گالی لی ساده به یک فرد دیگر تبدیل می شود . اصولا برشت توی تئاترهاش قهرمانی نداره و داستان هاش بت شکنانه هستند .
گالی گی :
یک روز صبح روی صندلی اش نشسته است و به زنش می گوید ؛ زن عزیز تصمیم گرفته ام امروز چون درامدمان اجازه می دهد یک ماهی بخرم…
عناوین کتاب :
آدم آدم است
بچه فیل
استنطاق لوکولوس
آدم آدم است
نویسنده کتاب : برتولت برشت
مترجم کتاب : شریف لنکرانی
انتشارات : خوارزمی
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۶۰
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۱ – دوره چاپ کتاب : 5
خلاصه ای از کتاب
برشت در این نمایشنامه به وضعیت موجود زندگی بشر و بلاهایی که بر سر او میآید میپردازد. او در این نمایشنامه زندگی فردی را به تصویر میکشد که در برابر نیروهای بیرونی قطعه قطعه میشود و حتی تا جایی پیش میرود که خودش نیز بر خود رحم نمیکند و خود او نیز بر خویشتن خویش ضربه میزند. او شاید هزاران بار میمیرد اما هیچ اعتراضی نمیکند. در پایان برتولت برشت پیشنهاد میکند که مردمان باید این وضعیت را تحمل یا به گونهای دیگر بینش خود را نسبت به زندگی متحول کنند تا در برابر سیل حوادث در هم نشکنند.
گالی لی مرد ساده دلی است که قدرت نه گفتن ندارد . روزی او به قصد خرید ماهی از خانه خارج می شود و با ۳ سرباز مواجه می شود که در اثر حادثه ای نفر چهارم هنگشان از آن ها جدا شده و در دردسر بدی افتاده اند . سربازها که متوجه سادگی گالی لی شده اند سعی می کنند به او بقبولانند که گالی لی نیست بلکه جیپ سرباز چهارم هنگ آن ها می باشد .
داستان در حقیقت داستان مسخ یک انسان و استحاله او در اثر عدم توانایی نه گفتن می باشد . گالی لی ساده به یک فرد دیگر تبدیل می شود . اصولا برشت توی تئاترهاش قهرمانی نداره و داستان هاش بت شکنانه هستند .
گالی گی :
یک روز صبح روی صندلی اش نشسته است و به زنش می گوید ؛ زن عزیز تصمیم گرفته ام امروز چون درامدمان اجازه می دهد یک ماهی بخرم…
عناوین کتاب :
آدم آدم است
بچه فیل
استنطاق لوکولوس
آدلر ؛ پیشگام روانکاوی جامعه نگر
نویسنده کتاب : حمید علیزاده
انتشارات : دانژه
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 155
قطع کتاب : پالتویی – سال انتشار کتاب : 1383 – دوره چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
آلفرد آدلر دفتری است از یک مجموعه ۱۲۰ جلدی که روان شناسان ، روان پزشکان و مربیان بزرگ جهان را معرفی می نماید.
نویسنده در این دفتر از یک سو رگه های فلسفی اندیشه ی آدلر را می کاود و تاثیرات نیچه ، فروید ، یان اسماتس ، مارکس و … را بر پدیده آیی روان شناسی «فردنگر» باز می نماید و از دیگر سو ، تاثیر و نفوذ افکار آدلر را بر بزرگانی چون : راجرز ، الیس و فرانکل آشکار می کند.
آدرین مزورا
نویسنده کتاب : ژولین گرین
مترجم کتاب : مریم سپهری
انتشارات : فرهنگ آرش
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 323
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : 1395 – دوره چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
آثار ژولین گرین (۱۹۰۰ ۱۹۹۸) نویسندۀ فرانسویِ امریکاییتبار بدون ذرهیی تردید بازتابدهندۀ زندهگینامۀ طولانی او و در عین حال آینهیی سهبعدی است. «رمانها، نمایشنامهها و اتوبیوگرافی نویسنده» که در آن ژولین گرین در جستوجوی معنای زندهگی خود و رازی است که به تعبیر نویسنده، جز خداوند کسی از آن آگاه نیست. در سراسر آثار گرین، کوشش روانشناسانه روحانیِ پیوستهیی برای خودشناسی بهتر به چشم میخورد.
او که تا روزهای پایانی زندهگی همچنان در آفرینش ادبی و هنری توانا بود، همواره بر نقش خواب و رؤیا در کتابهایش تأکید فراوانی میکرد، به طوری که خود گفته است «کتابهای من رؤیاهایم هستند. آنها سبب شدهاند تا من تعادلم را حفظ کنم.
نویسنده دربارۀ شخصیت آدرین مزورا که نام یکی از کتابهای مهم او است ، میگوید : «شخصیت آدرین مزورا خود من بودم، اسیر محدودیتهایی که مرا به جنون کشانید.»
ژولین گرین معتقد است که رمان وسیلهیی است تا به تفصیل از خود سخن بگوییم و در صورتی که این تعریف گرین را بپذیریم، رمانهای او نوعی اعتراف به شکست و ناکامی است.
گرین در دورۀ دوم فعالیتهای ادبی خود به سبک منحصر به فردی دست پیدا میکند که به گفتۀ منتقد برجستۀ آثارش، ژاک پتی، گونهیی «رمان گرینی» است و برای هر مخاطب اهل ادبیاتی، مهر شخصیِ نویسنده را بر خود دارد.
آدامس با طعم اکالیپتوس
نویسنده کتاب : فریبا خانی
انتشارات : قطره
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۱۶
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۱ – دوره چاپ کتاب : ۱
۸۶۷۵۴
خلاصه ای از کتاب
نوزده داستان کوتاه و هشت داستانک
نویسنده :
مجموعه داستان «آدامس با طعم اکالیپتوس» نخستین تجربه من در حوزه داستان به شمار میرود و علت اصلی تالیف آن نیز به تجربه 7 – 8 ساله من درخبرنگاری حوزه روزنامهنگاری اجتماعی کودک و نوجوان برمیگردد. به همین خاطر میتوانم ادعا کنم که داستانها و داستانکهای این کتاب همگی به نوعی تجربی است و برای نوشته شدن راهها و سبکهای مختلفی را پیمودهاند.
داستانهای این کتاب بیشتر در فضای سوررئال نوشته شده است و از فضاهای واقعی برای بیان آنها عبور کردهام. در واقع این داستانها راوی نوعی حرکت میان خواب و رویا در فضای واقعی پیرامون ماست
جن خانه ی ما ترشی خیلی دوست داشت. همیشه بطری های ترشی آلبالو در خانهی ما گم میشد.
جن خانهی ما از گوشوارههای آویز فیروزهای من هم خوشش میآمد. گاهی یکی از آنها را برمیداشت و من تمام خانه را زیر و رو میکردم تا پیدایش کنم. جن خانهی ما همیشه بود.
گاهی در حمام آواز میخواند و سنگپا را میانداخت توی سطل آشغال… چون از سنگپا خوشش نمیآمد. گاهی میرفت توی صندوق قدیمی که یادگار خانمجان بود، بچه به دنیا میآورد و بعد باید ملافههای سفید را میشستیم. گاهی مریض میشد و ناله میکرد… جن خانهی ما…





