جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
وی اظهار داشت: در چنین شرایطی فراشناخت نیز مختل می شود و فرد به درستی نمی داند تا چه اندازه موضوعی را که فراگرفته است، می داند و ارزیابی درستی از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنین توجه نیز نقش فعال و همیشگی خود را در دالان یادگیری و یادآوری مطالب از دست می دهد.
این روانشناس شناختی گفت: از نظر شناختی توجه، نقش اصلی را در یادگیری و یادآوری آموخته ها ایفا می کند و بدون آن کمتر چیزی به ادراک پایدار می انجامد حال آنکه اضطراب زیاد بیشترین تأثیر را بر همین اهرم یادگیری خواهد گذاشت.
وی داشتن اعتماد به نفس را یکی از عواملی دانست که در کنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبی که در بلندمدت در زندگی خود احساس امنیت روانی را به همراه تقویت های شناختی و رفتاری زیاد تجربه کرده است، دارای اطمینان به خود بالا است و کنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون های مهم بیشتر است.
افضل نیا خاطرنشان کرد: فردی که در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به کلی موقعیت خود را از دست می دهد و مدام خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی می کند و دچار خود سرزنشی یا تقلید کورکورانه از اعمالی که دیگر داوطلبان ممکن است انجام دهد می شود.
وی ادامه داد: داوطلب کنکور بهتر است در این برهه از زمان، به مرور دانسته های قبلی بپردازد و با آرامش و سلطه بیشتر دانش خود را کنترل و هدایت کند.
عضو انجمن روانشناسان شناختی ایران با اشاره به نقش خواب در افزایش یادگیری گفت: یادیگری های اخیر بدون خواب کافی پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبیت نمی شود لذا به داوطلبان کنکور توصیه می شود روزهای قبل از آزمون خواب و تغذیه کافی و مناسب داشته باشند.
وی تأکید کرد: تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود.
دکتر افضل نیا یادآور شد: خواب های پراکنده در روز نمی تواند جایگزین خواب به هنگام و پیوسته شبانه باشد. خوابهای در طول روز تنها پس از ۴ ساعت فعالیت مسمتر مغزی به اندازه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه و جهت استراحت مغز مفید است.
عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذایی چون نخود و کشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذیه نورون های یادگیرنده مغزی، ادویه جات، بادام و روغن ماهی برای تقویت حافظه و قهوه (البته نه برای بیدار ماندن بیشتر در شب) مفید است و کشیدن نفس عمیق جهت انبساط عروق و رساندن اکسیژن به مغز توصیه می شود.
راهبردهای یادگیری
مغز، عضوی پیچیده است. به هرحال، مسئول همه تواناییها و همه پیچیدگیهای ماست. دانشمندان، سالهای متمادی این عضو را مورد مطالعه قرار دادهاند و (مخصوصاً در سالهای اخیر) چیزهای زیادی درباره نحوه کار آن فهمیدهاند. غیرممکن است که این پیشرفتها را بتوان در چند جمله ساده خلاصه کرد، از این رو، این کتاب مطالب زیادی دارد. من سعی کردهام این مطالب را بهصورتی منطقی سازماندهی کنم و آنچه را نیاز به دانستن آن دارید، به ترتیبی که نیاز دارید، ارائه کنم (به هر حال شما پیش از فهمیدن برخی مطالب، نیاز دارید اول چیزهای دیگری را یاد گرفته باشید). در ضمن سعی کردهام تا حد ممکن، واضح بنویسیم و مثالها را تا جائیکه میتوانم ساده و روشن انتخاب کنم. با این حال نباید انتظار داشته باشید فقط با یک مطالعه سرسری، بر مطالب این کتاب مسلط شوید.
یادگیری درباره فیزیولوژی رفتار، چیزی بیش از حفظ دادهها است. لبته دادههایی وجود دارند که باید به خاطر سپرده شوند، مثل اسامی قسمتهای مختلف دستگاه عصبی، اسامی مواد شیمایی و داروها، اصطلاحات علمی مربوط به پدیدههای ویژه و روشهای مورد استفاده برای بررسی آنها، و از این قبیل. اما در هیچ زمینهای، کندوکاو اطلاعات کامل نشده است، ما فقط کسر اندکی از آنچه را که باید بدانیم، میدانیم. و تقریباً با اطمینان میتوان گفت بسیاری از دادههایی که ما در حال حاضر میپذیریم، روزی نادرست بودن آنها اثبات خواهد شد. اگر تمام کاری که میکنید، یاد گرفتن دادهها باشد، زمانیکه این دادهها مورد تجدید نظر قرار میگیرند، چه خواهید کرد؟
چاره این کهنه شدن، دانستن فرآیندی است که این دادهها از طریق آنها بهدست آمدهاند. در علم، دادهها نتیجهگیریهایی هستند که دانشمندان درباره مشاهدات خود به آنها دست مییابند. اگر شما فقط نتایج را بیاموزید، کهنه شدن دانشتان، تقریباً حتمی است. باید به خاطر داشته باشید که کدام نتایج رد شدهاند و نتایج جدید کداماند، و این شیوه یادگیری طوطیوار، دشوار است. اما اگر راهبردهای پژوهشی را که دانشمندان مورد استفاده قرار میدهند، مشاهداتی که انجام میدهند و منطقی را که به نتیجهگیریها منجر میشوند، بیاموزید، به درکی میرسید که هنگام ظاهر شدن مشاهدات جدید (و دادههای جدید) به راحتی قابل تجدیدنظر است. اگر آنچه را که در پس نتیجهگیریها قرار دارد، بفهمید، در نتیجه خواهید توانست اطلاعات جدید را به آنچه که در حال حاضر میدانید، ضمیمه کنید و خودتان، این نتایج را مورد بازبینی قرار دهید.
با در نظر گرفتن این واقعیتها درباره یادگیری، دانش، و روش علمی، این کتاب فقط مجموعهای از دادهها را ارائه نمیکند، بلکه توضیحی از روالها، آزمایشها و استدلالهای منطقی را نیز که دانشمندان در تلاش برای فهم فیزیولوژی رفتار بهکار بردهاند، عرضه میکند. اگر از روی مصلحتاندیشی، بر نتیجهگیریها توجه کنید و فرآیندی را که به آنها منجر شده، نادیده بگیرید، این ریسک را مرتکب میشوید که دانشی که کسب میکنید، بهسرعت کهنه خواهد شد. از طرف دیگر، اگر سعی کنید آزمایشها را بفهمید و ببینید که نتیجهگیریها چگونه از نتایج بهدست میآیند، دانشی کسب خواهید کرد که پویا است و تحول پیدا میکند.
بازدید
هیلگاد روانشناس آمریکایی در یک تعریف جامع یادگیری را اینگونه تعریف میکند: ” یادگیری یعنی؛ تغییر نسبتا پایدار در رفتار که بر اثر تجربه در تواناییهای بالقوه فرد بوجود میآید.”
دیدکلی
• تفاوت سطح انسان قرن ۲۱ با اجداد غارنشین را چه چیزی پر میکند؟
• یادگیری در زندگی انسان چه نقشی دارد ؟
• ایا یادگیری محدود به مدارس و آموزشگاهها است ؟
نقش یادگیری در همه صحنههای زندگی نمایان است. یادگیری تنها آموختن مهارتی خاص با مطالب درسی نیست؛ بلکه در رشد هیجانی ، رشد شخصیتی ، تعامل اجتماعی انسان دخالت دارد. انسان یاد میگیرد که از چه چیزی بترسد، چه چیزی را دوست بدارد و کجا چگونه رفتار کند. در واقع نوزاد از همان لحظه تولد درگیر فرآیند یادگیری میشود و این توانایی است که باعث پیشرفت و تفاوت روزانه او تفاوت انسانهای یک نسل از انسانهای نسل قبل از خودشان میشود.
فرآیند یادگیری با توجه به اهمیتش همیشه مورد توجه بوده و در این مورد دانشمندان بسیاری اظهار نظر ، پژوهش و نظریه پردازی کرده و جواب بسیاری از سوالات را روشن کردهاند، بطوری که میتوان با صراحت و اطمینان در مورد اینکه “یادگیری چیست ؟ ، چگونه رخ میدهد و عوامل موثر کدام هستند ؟ ” بحث کرد.
ویژگیهای یادگیری
تغییر در رفتار
یادگیری همره با “تغییر” است، به گونهای که بعد از کسب یادگیری موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش (بیرونی یا درونی) به یک روش یا حالت جدید تغییر مییابد. این تغییر هم در رفتارهای ساده و هم در رفتارهای پیچیده دیده میشود.
پایداری نسبی
درست است که یادگیری همراه با تغییر است ولی هر تغییری یادگیری محسوب نمیشود، بلکه تغییرات ناشی از یادگیری پایداری (Permanency) دارند؛ و تغییراتی که پایداری نداشته باشند را نمیتوان به یادگیری نسبت داد (نظیر تغییرات ناشی از مصرف دارو یا مواد ، هیجانها ، خستگی و… که پس از رفع اثر دارو ، موضوع هیجان یا رفع خستگی و…تغییرات نیز ناپدید میشوند). فردی که مسئله یا چیزی را یاد گرفته است تغییرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع لازم به اجرا در میآورد.
تواناییهای بالقوه
یادگیری در فرد نوعی توانایی ایجاد میکند، بدین معنی که ” تغییرات پایدار در رفتار” نتیجه تغییر در “تواناییها” است، نه تغییر در رفتار ظاهری. اگر طرف دیگر این تواناییها همیشه مورد استفاده قرار نمیگیرند بلکه بعضی مواقع بصورت بالقوه هستند و هر وقت موقعیت و فرصت استفاده فراهم شود؛ از حالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل (عمل) در میآیند. مثلا فردی که دوچرخه سواری را یادگرفته است، اگر موقعیت دوچرخه سواری برای او فراهم نباشد این توانایی بصورت بالقوه در فرد باقی میماند و هر وقت موقعیت و فرصت دوچرخه سواری فراهم شود (مثلا یک دوچرخه در اختیار او قرار گیرد) این توانایی از بالقوه به بالفعل (حالت عمل) در میآید. این بدان معنی است که یادگیری هیچ وقت از بین نمیرود.
تجربه
هر نوع تغییر در تواناییهای بالقوه زمانی یادگیری محسوب خواهد شد که بر اثر “تجربه” (Experience) باشند، یعنی”محرکها” (عوامل) بیرونی و درونی بر فرد (یاد گیرنده) تاثیر بگذارد (نظیر خواندن کتاب ، گوش دادن به یک سخنرانی ، زمین خوردن کودک و فکر کردن در باره یک مطلب و …) بدین ترتیب تغییرات پایداری که در توانایی افراد بوسیله عواملی به غیر از تجربه بدست میآید یادگیری محسوب نمیشود. تغییرات پایدار غیر تجربهای بیشتر عوامل رشدی را دربر میگیرند (نظیر عضلانی شدن ، دندان درآوردن ، تغییرات بلوغ ، پیر شدن و …).
یادگیری یا وراثت
بحث در مورد نقش یادگیری و وراثت (Inheritance) به سه نظریه متفاوت که هر یک طرفداران خود را دارند؛ منتهی میشود. گروه اول از این دیدگاه دفاع میکنند که “این وراثت است که رفتار و اعمال ما را شکل میدهد و یادگیری نقشی زیادی ندارد. گروه دوم به نقش مطلق یادگیری تاکید و وراثت را رد میکنند. اما در دهههای اخیر نظریه سومی نیز مطرح گردید که در آن بر نقش “تعاملی وراثت و یادگیری” تاکید شده است. هم از لحاظ نظری و هم از دیدگاه تحقیقی نظریه سوم بهترین دیدگاه و راهکار را دارد. از دیدگاه این گروه هیچ کدام مطلق نیستند، بلکه آنها کامل کننده یکدیگر هستند.
“انسان موجودی یادگیرنده است اما انسان چیزی را یاد نمیگیرد، مگر آنکه قبلا در ساخت ژنتیکیاش ، تواناییها و برنامه ریزیهایی وجود ندارند که مستقل از توارث باشد و هیچ رفتاری وجود ندارد که تحت تاثیر یادگیری قرار نگیرد مثلا کودکان بعد از سن معینی شروع به “خزیدند ، ایستادن و راه رفتن” میکنند (نقش وراثت) با این حال در ابتدا نواقص و مشکلات زیادی دارند که با گذشت زمان و در اثر تجاربی که بدست میآورند، آنها را اصلاح میکنند (حش یادگیری)
نظریههای یادگیری
تداعی گرایی (Associationism)
تداعی سنت گرایی از ارسطو فیلسوف یونانی باقی مانده است که در اواخر قرن نوزده و در اوایل قرن بیستم بصورت علمی و با عنوانهای “شرطی سازی ، نظریههای محرک – پاسخ و رفتار گرایی” در آزمایشهای پاولف (Pavlov )، ترندایک ( Thorndike) و اسکینر (Skinner) و …” مورد مطالعه واقع شده است. این نظریات بر پیوند بین محرکها و پاسخها تاکید و یادگیری را حاصل آن میدانند. این نظریات “شناخت ، تفکر ” و هر فرآیندی را که قابل مشاهده مستقیم نباشد را مردود میدانند.
یادگیری اجتماعی (Social Learning)
نظریه یادگیری اجتماعی شکل دیگری از نظریههای تداعی گرا است که در کارهای البرت بندورا (Albert Bandura) و جولیان راتر (Julien Rotter) دیده میشود. این نظریهها هم بر رابطه “محرک- پاسخ” تاکید دارند ولی در کنار آن بوجود “متغیرها و عوامل شناخت درونی” واسطه بین “محرک- پاسخ” اعتقاد دارند. این کار آنها بازتاب و تقویت کننده رویکردهای شناختی در روانشناسی است.
شناخت گرایی (Cognitiveism)
تاکید “رویکرد شناختی” معمولا ، بر ادراک (Perception) ، تصمیم گیری (Decision making )، پردازش اطلاعات و… است این نظریهها در مخالفت با “تداعی گرایی افراطی” بوجود آمدند. در واقع این نظریهها به جنبههایی از فرآیند یادگیری توجه کردند که در نظریههای تداعی گرا کنار گذاشته و حتی مردود اعلام شده بود. از نظریه پردازان این حوزه میتوان با نظریههای (Gestalt)، پردازش اطلاعات و … اشاره کرد.
حافظه و یادگیری
به نظر میرسد انسان هر چه دارد (منظور پیشرفتها) از برکت وجود حافظه (Memory) دارد. در واقع اگر حافظه نبود، شواهدی هم برای وجود یادگیری در دسترس نبود. گفته شده اگر حافظه نبود انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز روشن کردن آتش را یاد بگیرد. بدین ترتیب حاقظه و یادگیری بطور جداییناپذیری باهم ارتباط دارند. حافظه ، یادگیری را با ذخیره کردن تجربیات و یکپارچه کردن آنها تسهیل میکند.
برای ثبت ، نگهداری و بازخوانی موضوعات یادگرفته شده مراحل سه گانه “رمز گردانی (Coding)، اندوزش (Storage) و بازیابی (Retrieval) لازم است. و این سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه یعنی حافظه فوری (Immediate Memory)، حافظه کوتاه مدت Short- Term Memory)) و حافظه بلند مدت (Long- Term Memory) مورد بررسی قرار میگیرد.
فیزیولوژی یادگیری و حافظه
تمام اتفاقات مربوط به یادگیری (چه از نوع تداعی و چه از نوع شناختی) و تمام مراحل و فرایندهای مربوط به حافظه در مغز انجام میگیرد. تحقیقات زیادی درمورد محل و موقعیت نورونهایی که با یادگیری و حافظه در ارتباط هستند، شده است تا به سوالاتی از قبیل “مکانیزم عصبی یادگیری و یادآوری چگونه است؟ ، چگونه خاطرهها نگهداری میشوند؟ و… پاسخ داده شود.
این تحقیات به نظریههای زیاد و متفاوتی مانند نظریه تثبیت (Consolidation Theory) ، نظریه سنتز پروتئین (Portion Synthesis Theory) ، نظریه میانجیهای عصبی (Neurotransmitter Theory) و… منجر شده است. اما باز هم اطلاعات و آگاهی انسان از فرایند دقیق این اعمال ناقص است و پژوهشهادر این زمینه ادامه دارد.
گستره روانشناسی یادگیری
کلید ورود به مطالعات و مباحث روانشناسی مطالعه و آگاهی از روانشناسی یادگیری است. روانشناسی یادگیری پایهای برای درک و فهم سایر حوزههای روانشناسی است و سایر حوزههای روانشناسی نیز از نظریات و تحقیقات روانشناسی یادگیری استفادهای وسیعی میبرند. در کنار این موضوع روانشناسی یادگیری در زندگی روزمره از کاربردیترین حوزههای روانشناسی است مدرسه ، آموزشگاهها ، روشهای تربیت کودک ، آموزش رانندگی ، روشهای درمانی و انتقال تجربیات از نسلی به نسلی دیگر به یادگیری و روشهای آن وابسته هستند.
چشم انداز این علم
این تفکر که “در آینده از اهمیت و جایگاه یادگیری کاسته خواهد شد”، محال است. توجه ، مطالعه ، اظهار نظر و نظریه پردازی در حوزه یادگیری و روشهای آن از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است و به نظر میرسد این وضع در آینده هم ، همین باقی خواهد ماند. انسان همیشه دنبال روشهای جدید و بهتری برای یادگیری است. در حال حاضر پژوهشهای مرتبط با “یادگیری شناختی” از پرکارترین و مقدمترین حوزهها است و در آینده هم این حوزه فعالیت بیشتری خواهد داشت.
روش های نوین یادگیری :
آنچه بنده تا کنون مشاهده و تجربه کرده ام به طور اختصار عرض می کنم .یکی از مواردی که در یاد گیری مؤثّر است استفاده از رسانه های جمعی و رایانه میباشد .مثلادر درس آمار و مدلسازی هنگامی معلّم به کمک (CD) مینی تب تدریس می کند یادگیری راحت تر است و محاسبه و فاکتور های موجود مانند پراکندگی،چارکهاوغیره بسیار راحت تر و آسان تر می با شد و سریعتر می توان مطالب را به دانش آموزان ارائه کرد البتّه تجزیه و تحلیل این فاکتورها به عهده معلّم می باشد.
از طرفی با توجّه به تجرته ای که دارم به نتیجه رسیده ام اگر هر هفته در مقاطع راهنمائی و متوسطه دو ساعت کلاس درس ریاضی آزاد به شکلی که مطرح میکنم برگزار شود در ایجاد انگیزه و شور و نشاط در دانش آموزان مؤثّر است.از طرف مسئولین با توجّه به هر سال تحصیلی فهرستی از عنوان های مختلف مباحث ریاضی مطرح شود و معلّم مختار باشد هر عنوان را که می خواهد انتخواب کند و مطالبی را در مورد آن عنوان مطرح کند سپس مسائلی از خود در همان رابطه مطرح کند و آن را بین دانش آمو زان به بحث و تبادل نظر قرار دهد .حل مسائل را بعهده خود دانش آموزان قرار دهد و نحوه امتحان نیز به عهده معلّم باشد و باتوجّه به مطالب تدریس شده امتحان گرفته شود.
من تقریبا ده سال است که در ده دقیقه آخر هر کلاس سعی می کنم یک مسئله مربوط با موضوع درسی مطرح کنم و یک نمره برای حل آن در نظر می گیرم و این کار آنقدر باعث شور و نشاط در دانش آموزان می شود که هسجچان و علاقه وافر دانش آموزان به وضوح مشاهده می شود و با نظر خواهی که از ـنها به عمل آمده است این کار مورد تائید اکثر آنهابوده است.
این کلاس آزاد ریاضی بدان جهت مفید است که در کلاس درس معلم امکان آن را ندارد که به مسائل جانبی بپردازد و تاید به مطالب کتاب و تمرینات آن بپردازد. مشکلات دیگر آموزش ممکن است به مسائل زیر مربوط شود:
۱- تدریس همکاران محترم ریاضی بیش از 24ساعتدر هفته به علت کمبود دبیروغیره.
۲- استاندارد نبودن کلاس ها از نظر تعداد دانش آموزان
۳- آشنا نبودن بعضی از همکاران محترم با رایانه و یا در دسترس نبودن آن
۴- نحوه برگزاری آزمون سراسری
۵- تشویق
۶- آشنا شدن با روش های نوین یادگیری
۷- آشنا شدن با الگوهای یک تدریس نوین
۸- قداست علم
۹- عادت در یادگیری
۱۰- تغییر یا حذف مطالب کتب درسی قبل از آنکه معلم کتاب را بررسی کرده باشد
۱۱- قدر دانی از آثار و تألیفات همکاران ارجمند ریاضی
۱۲- حذف امتحانات نهایی در پایه های پنجم ابتدائی و سوم راهنمائی و استفاده از معلمین متخصص در رشته های ریاضی در دوره ابتدایی که راجع به بعضی از موارد توضیح می دهند و موارد ۶و۷و۹ با استناد به کتاب کلیت روش ها و فنون تدریس (آثار……… صفوی)بیان می کنم.
نحوه برگزاری آزمون سراسری
یکی از مواردی که در سال های سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی در نحوه تدریس معلم تآثیر می گذارد نحوه پذیرش دانشگاه ها بر اساس آزمون سراسری می باشد و این باعث شده است دانش آموزان کمتر به درک مفاهیم ریاضی بپردازند و از اثبات قضایا و چگونگی بدست آمدن یک فرمول سر باز زنند و تمایلی نشان نمی دهند در کلاس هندسه تحلیلی هنگامی طریقه بدست آوردن فرمول فاصله از یک نقطه از صفحه را تدریس می کردم در پایان یک دانش آموز پرسید آیا اثبات این فرمول در امتحان می آید در آزمون سراسری چه طور ؟من گفتم خیر .ایشان گفت : پس بهتر نبود از اول فقط فرمول را می نوشتید و می گفتید بدین ترتیب جایگزین کنیم و اگر در کلاس نکات تستی مطرح نشود دانش آموزان از کار معلم راضی نیستند پس باید در این مورد فکر اساسی برداشته شود که به مفاهیم توجه شود دیگر آنکه در کتب درسی بدون آنکه قبلاً همکاران کلاسهای مورد نظر را طی کرده باشند .
قداست علم
سه چیز در متن خود از قداست برخوردار است:علم،تقوا،جهاد.و باید سعی کنیم که قداست علم را به دانش آموزان بفهمانیم.
تشویق
قدر دانی از افراد شایسته و نیکوکار و ارج نهادن به شخصیت و اعمال و رفتار آنان بسیار اهمیت داردو فوق العاده در پیشرفت امور مؤثر است ، به گونه ای که ممکن است شخصی بر اثر تشویق دگرگون شود و کاملاً مسیر زندگی خویش را تغییر دهد و به درجاتی بس عالی ارتقاء یابد و به عکس بی اعتنائی و بی توجهی در برابر اعمال و رفتار پسندیده موجب دلسردی است و سبب می شود که افراد شور شوق و هیجان خود را از برای انجام کارهای نیک و ارزنده و کسب فضائل و محاسن از دست بدهند و رغبتی برای نیل به مقامات عالیه از خود نشان ندهند. لذا باید توجه داشته باشیم که مبادا نسبت بهه نیکان و کارهای نیک نوباوگان با بی اعتنائی برخورد نمائیم و ارزش و اهمیتی برای آنان در نظر نگیریم و نیز باید بدانیم که در مسابقات علمی داوری بسیار مهم است چنانکه معلوم است آن کسی که به رأی داور برنده معرفی می شود این برای او امتیاز و تشویق به حساب آمده چه بسا بر اثر داوری عادلانه آن کسی که برنده محسوب شده در زمینه آنچه مسابقه داده به درجات بس عالی نائل شود.
یادگیری از کتاب تعلیم و تربیت اسلامی
یادگیری فرایند تغییر کردن ،تغییر یافتن ،با تغییر پذیرفتن کم و بیش دائمی است یا انجام می دهیم ایجاد می گردد.
می توان کفت بهترین تعریفی که تا کنون از یادگیری شده است از آن هیلگارد و مارگویز است.این دو روان شناس یادگیری را بدین شرح تعریف کرده اند: «یادگیری یعنی ایجاد تغییر نسبه ثابت،در رفتار بالقوه یادگیرنده، مشروط بر این که این تغییر بر اثر اخذ تجربه رخ داده باشد»
خصوصیات این تعریف یعنی تغییر نسبه ثابت ،رفتار بالقوه و تجربه اهمیت بسزا دارد و اینها هستند که این تعریف را از دیگر تعریفهای یادگیری متمایز می سازند . با استناد به تعریف فوق بطوری که از کلمه «رفتار بالقوه»بر می آید،باید گفت که یادگیری با عملکرد تفاوت دارد.یادگیری ، بر تغییرات نسبه دراز مدت حاصل از تجربه و تمرین در دلالت دارد . در حالی که عملکرد عبارت از تبدیل یادگیری به رفتار است. عملکرد،متأثر از عوامل خلق الساعه ، چون انگیزش ، مقتضیات محیط و خستگی است . پس بنا به اقتضای این عملکرد ممکن است یک شاخص صحیح یا نا صحیح برای یادگیری باشد.
راههای یادگیری
۱-تقلید:انسان بسیاری از رفتارها و کردارهای خود را در مرحله آغازین زندگی از راه تقلید از والدین و اطرافیان خود یاد می گیرد. مثلاً سعی می کند سخن گفتن را با تقلید از دیگران در مورد تلفظ کلمات که در برابرش بارها تکرار شده است یاد بگیرد.به همان گونه که تلاش می کند راه رفتن ، لباس پوشیدن و آداب و رسوم را از کسانی که با او در تماس هستند بیاموزد. بدین ترتیب آدمی بسیرای از عادتها و رفتارها را از راه تقلید از محیط زندگی فرا می گیرد.
کسی که از دیگران تقلید می کند او را الگو و پیشوای خود قرار می دهد و در او نسبت به خود تفوق و برتری احساس می کند لذا از او تقلید می کند و می خواهد که خودش را به مثابه او جلوه گر سازد. برای همین است که اعمال و رفتار افراد برجسته مورد توجه و تقلید دیگران قرار می گیرد و نظر ایشان را به خود جلب می کند. مثلاً والدین و اطرافیان چون در نظر کودک مهم و با عظمتند مقتدای او هستند و نیز پیامبران اسوه دیگرانند.
۲-آزمایش علمی و آزمایش و خطا: آدمی از راه تجربه علمی در رویاروئی با مشکلات گوناگون زندگی و تلاش برای حل و غلبه بر آنها به فراگیری می پردازد. او در مراحل زندگی پیوسته با مسائل تازه ای برخورد می کند که پیش از آن نیاموخته است. در این هنگام می اندیشد که چه چاره ای در برابر آنها به کار برد و چه رفتاری داشته باشد.وی در چنین مواردی طوری عمل می کند ککه در شرایط مختلف دفتارهای گوناگون داشته باشد که البته در برخی موارد دچار اشتباه می شود.بدین ترتیب آدمی همواره از طریق آنچه روان شناسان آن را آزمایش و خطا می نامند چگونگی برخورد با مسائل جدید و راه حل مشکلاتی را که عملاًدر زندگی با آنها مواجه می شود می آمورد.
۳-تفکر و مشاوره: انسان از طریق تفکر و مشاوره به یادگیری می پردارد زیرا وقتی درباره مشکل خاصی فکر یا مشاوره می کند در واقع به نوعی آزمایش و خطای ذهنی دست می زند. او با این کار در ذهن خود یا با استمداد از آرای دیگران راه حلهای گوناگون آن مشکل را مورد بررسی قرار می دهد و راه های اشتباه و غیر متناسب را رد می کند. بنابر این انسان از طریق تفکر و مشاوره برای رسیدن به هدف خود به راه های جدیدی پی می برد و به نوآوریها و ابداعهای تازه ای راهنمائی می شود . به همین دلیل روان شناسان جدید این نوع یادگیری را «عملیات عالی یادگیری»می نامند.
۴- انگیزه: انگیزه در امر یادگیری اهمیت فراوانی دارد. اگر برای دست یابی به هدف مشخص انگیزه ای نیرومند وجود داشته باشد انسان تلاش می کند که راه های درستی برای یادگیری و رسیدن به هدف خویش پیدا نماید.و چنانکه با مشکلی مواجه می شود با کوششی هر چه تمامتر به حل آن مشکل می پردازد تا سر انجام راه حل مناسب را بیابد.
۵- پند گرفتن از رویدادهای مهم تاریخ: یکی از عواملی که تحریک انگیزه یادگیری وجلب توجه آدمی کمک می کند رویدادها و حوادث و مشکلات مهمی است که وجدان مردم را تحریک می کند و توجهشان را بر می انگیزد. معمولاً بر اثر تحقق این گونه رویدادهای مهم آمادگی دارند تا درس و پندی را که در آنها وجود دارد بیاموزند .
۶- تکرار : یکی از راههای یادگرفتن و به خاطر سپردن تکرار است و عرضه مکرر اندیشهها و آرا به افراد معمولاً به استقرار این اندیشهها و نظرات و تثبیت آنها در اذهانشان میانجامد.
۷- توجه : مسأله توجه در یادگیری عامل مهمی به حساب میآید ؛ مثلاً اگر انسان به یک سخنرانی توجه نکند نمیتواند مضمون و مفاد آن سخنرانی را درک نماید و در نتیجه نمیتواند در آینده مطلبی را که در سخنرانی بیان شده به یاد آورد . به همین دلیل معلمان و مربیان همواره میکوشند که در شاگردان خود حالت توجه و دقت به وجود آورند تا درس را کاملاً درک کنند و یاد بگیرند.
۸- مشارکت پیگیرانه : برای یادگیری مهارتهای حرکتی لازم است یادگیرنده به تمرین عملی مهارتها بپردازد تا یادگیری کامل حاصل شود تمرین عملی نه تنها در یادگیری مهارتهای حرکتی مهم است که در یادگیری علوم نظری و رفتارهای اخلاقی و فضایل و ارزشها و آداب و رفتار اجتماعی نیز اهمیت دارد ؛ زیرا انسان کاری را که میخواهد یادبگیرد اگر خودش انجام دهد به سرعت و دقت یادگیری او کمک میکند . نتایج یک تحقیقات تجربی این مسأله را روشن کردهاست که افرادی که برخی از کلمات مقابل خود را خود میخواندند در حفظ آنها سریعتر و موفقتر ازکسانی بودند که تنها معلم یا مسئول آزمایشگاه آن کلمات را برایشان میخواند و آنها گوش میدادند و نیز آنان موفقتر از کسانی بودند که معلمان ضمن خواندن کلمات تصویر همان کلمات را برای آنها روی پرده به نمایش میگذاشتند . نتیجه این آزمایش اهمیت مشارکت پیگیرانه را در امر یادگیری نشان میدهد.
۹- توزیع یادگیری : تحقیقات تجربی روانشناسان معاصر ثابت کردهاست که توزیع یادگیری یا تمرین آن ، در فاصلههای زمانی دور از هم که در خلال آن فرصتهایی برای استراحت فراهم شود به سرعت یادگیری و تثبیت آن در حافظه کمک میکند. این تحقیقات همچنین روشن کردهاست که یادگیری با استفاده از روش توزیع بسیار بهتر از یادگیری به روش متمرکز است. روش متمرکز روشی است که در طول مدت زمانی پیوسته و بدون فاصلههای استراحت صورت میگیرد.
بازدید
تحلیل بر ۲۰ گزیده از مجموعه چگونه خوشبخت شویم
گزیده ۲۰۷ ص ۷۰
سعادتمندان میانهرو هستند، حتی هنگامی که نماز می خوانند صدایشان را نه بسیار بلند میکنند و نه بسیار اهسته بلکه راهی بین این دو که حد وسط است اختیار میکنند.
«خَیر الامور اوسطها»
افراط و تفریط یکی از مشکلات بزرگ انسانهائی است که دچار شخصیت های دگرگون و ارزشهای دوگانه میباشند این انسانها هیچگاه نمیتوانند یک زندگی همهج انبه و موفق داشته باشند.
انسان یک موجود چندبعدی و همه جانبه است که توقع بیش از حد به یکی از نیازها باعث کمبود در دیگر نیازها و بوجود آمدن نوعی تعارض در شخصیت فرد میشود، پس برای رسیدن به سعادت راهی باید در جهت ارضای همه جانبه نیازها که به همان عضو میانهروی یا همان انتخاب حدوسط است میباشد.
گزیده ۶۰ ص ۳۳
سعادتمند کسی است که باعث نیکوکاری شود وب رای او از آن نیکویی بیهوده کامل خواهد بود و بدبخت کسی است که به وسیله کار زشتش گردد و از آن زشتش سهمی به سزا خواهد یافت و خداوند بر همه اعمال ما مراقب است.
در علم جدید روانشناسی به ضابطهای دست یافتهاند که آن را به عنوان قانون «کار ما» نامگذاری نموده اند طبق قانون کار ما:
«هر پدیدهای ، پدیدهای مشابه خود را به دنبال خواهد داشت از نوع و جنس همان پدیدهی اول»
مشاهده میشود که پیشرفت علم همیشه در مسیر تایید و تثبیت آیات قرآنی در سخنان ائمه مع صومین بوده است که این نیز گوشهی دیگری از آن میباشد و در حقیقت آورده شده که برای دریافت نیکی باید کارهای نیکو انجام داد و نتیجه کارهای زشت بازگشت کارها به سوی خودمان میباشد.
بدیهی است که چنانچه در جامعهای ملت برای کارهای نیک تلاش کنند یقیناً آن جامعه به سعادت واقعی خواهد رسید.
گزیده ۴۵ ص ۲۸
مهربانی و خوشرویی همانا خوشبختی و مایه سعادت است و تندخویی و سختدلی مایه بدبختی و شقاوت میباشد، با دیگران خوش اخلاق باشید و به آن احترام گذارید و با مشورت دیگران را بزرگ بشمارید تا به سعادت و خوشبختی برسید.
در آیات و روایات مختلف مومنان به مهربانی و خوشرویی دعوت شدهاند همان طور که آمده است:
«نیمی از دین اخلاق نیکوست»
یقین است که چنانچه در جامعهای انسان ها با مهربانی و خوشرویی با هم برخورد داشته باشند و از تندخوئی و سخت دلی پرهیز کنند و به یکدیگر احترام بگذارند به جامعهای متمدن و با فرهنگ عالی خواهیم رسید که هیچ عاملی نمیتواند خوشبختی و یا سعادت جامعه را خدشهدار بنماید.
آمده است با دیگران احترام بگذارید و با آنها مشورت کنید که این باعث بوجود آمدن یک نوع اتحاد در بین مردم جامعه و همچنین عملکردهای عاقلانه و باتدبیرند از آنها خواهد شد و این پایه و اساس جامعهای سعادتمند خواهد بود.
گزیده ۴۰ ص ۲۷
به دنبال صبر و پرهیزگاری امدادهای الهی میرسد و آنکه به دنبال سعادت است بایستی تلاش و کوشش در راه هدف مقدس خویش نماید.
تفکر و تعمق در زندگی انسانهای موفق نشان داده است که این افراد همیشه اهدافی بزرگ داشتهاند که رسیدن به هدف را نوعی رسالت الهی در خود احساس میکردند که در جهت کمک به مردم یا نزدیک شدن به ذات مقدس الهی میباشد و همین باعث وجود نوعی تقدس در اهداف آنها میشده است.
انسان با داشتن هدفی بزرگ و مقدس تلاش مضاعف در راه رسیدن به هدف خود دارد و برای پیروزی باید با مشکلات زیادی مبارزه کند همان طور که گفتهاند: شکست مقدمه پیروزی میباشد.
در اینجا ابتدا توصیه به صبر شده که این امر به وضوح لازمه مقابله با مشکلات و شکستهای احتمالی میباشد و بعد مژده امدادهای الهی آمده که این تفکر باعث ایجاد نوعی توکل و اعتماد به نفس میشود و در حقیقت این همان مطلوبترین مسیریست که میشود در راه رسیدن به سعادت پیمود.
گزیده ۲۳ ص ۲۲
انفاق به نیازمندان واقعی با توجه به موازین صحیح اقتصادی یکی از ارکان خوشبختی جامعه است و در این جامعه میتوان به خوشبختی واقعی رسید.
همان طور که مسلم است به تاکید دستورات اسلام و موازین و مقررات که در قرآن دستور داده شده است تنها ترین و بهترین راه رسیدن به موفقیت و خوشبختی جامعه است در اینجا توصیه به انفاق باتوجه به موازین صحیح اقتصادی آمده است که چنانچه این امر انجام پذیرد اختلاف طبقاتی در جامعه کم شده و طبعاً بسیاری از مشکلات مانند دزدی، تجاوز به حقوق دیگران، حسادتها،.. گرفته میشود.
در حدیثی نقل شده است که از دری که فقر میآید از در دیگری ایمان میرود بنابراین برای داشتن جامعهای در پرتوی ایمان که لزوم داشتن جامعهای خوشبخت است نیازمند از بین بردن فقر هستیم که در اینجا به بهترین شکل، بهترین راه حل برای مبارزه با این مسئله پیشنهاد شده است.
گزیده ۳۰ ص ۲۵
فکر و عمل خوش است که آدم را خوشبخت میکند به خصوص آنکه بداند آنچه کشت کند همان را درو نماید «آیه ۳۰ سوره آل عمران»
ای برادر تو همه اندیشهای ورنه باقی استخوان و ریشهای
امروزه در علم جدید کنونی به روشنی مشخص گردید که هر مشکلی که در دنیای مادی تصویری در خود اختصاص داده شکلی از منور انرژی بوده که قابل تبدیل به انرژی میباشد و همچنین در قانون بزرگ به اثبات رسیده انیشتن:
E=mc2
ثابت شده که تحت شرایط خاص انرژی نیز قابل تبدیل به ماده میباشد «سرعت صفر» پس میتوانیم انسان را به عنوان یک منبع انرژی که در مباحث پیچیدهتر این انرژی به چهار نوع الفا، بتا، گاما، لاندا تقسیم بندی خواهد شد و در نظر بگیریم و در حقیقت فکر انسان نوعی از انرژی است که طبق قانون انرژی قابلیت جذب انرژی هم نوع خود با درجه بالاتر از خود را داراست.
بدیهی است که آوردن کلمه «عمل» در پس از کلمه «فکر» نشانگر اهمیت فکر و نوعی پایه و اساس گذاری نحوه تفکر در هر عمل را یادآورد شده است، بنابراین فکر و عمل خوش نشات گرفته از همان فکر خوش و در یک نوع رابطه طولی و فرد در عرض یکدیگر میباشد.
انسان با تفکر خوش در حقیقت به بروز و تولید نوعی از انرژی پرداخته که طبق مباحث گفته شده این انرژی در تماس سطح کائنات جستجو کرده و به جذب خوشبختی و توانمندی موثر واقع خواهد شد.
در روانشناسی یکی از اصول مردم به عنوان «اصل کارما» تثبیت شده است که طب تعریف این اصل: هر نوع تفکر یا فعالیتی بازگشتن دارد از همان نوع و جنس که به نظر میرسد این اصل برگرفته شده از همین آیه میباشد و خداوند در این آیه از قرآن کریم با تعبیری لطیف تر و ملموستر آورده است که آنچه کشت کند همان را درو نماید.
در مجموع باید گفت که مثبت نگری و زیبااندیشی که در اینجا با تعبیر فکر و عمل خوش آمده است در تمامی ادیان الهی و تئوری های بشری تاکید داشته که به نظر میرسد یکی از شروط لازم و اساسی برای دستیابی به خوشبختی دنیوی و اخروی میباشد.
گزیده ۳۵ ص ۲۶
به عهد و پیمان خویش پاینده باشید تا سعادتمند و خوشبخت شوید اگرچه با کافران و دشمنان خود پیمان بستید «آیه ۷۵ تا ۸۱ سوره ال عمران»
به طور کلی الزام بوجود آمدن هر نظم و انضباطی در هر تشکل و جامعهای پاینده و متعهد بودن افراد آن تشکل یا جامعه به یک سری قوانین و انجام تعهدات پیمانهای منعقد شده بین فرد با فرد یا فرد با جامعه میباشد ، خوشبختی یک جامعه در گروی حضور نظم و نبود حرج و مرج و در راستای یکپارچگی و اتحاد به وقوع خواهد پیوست.
القای اعتماد به نفس که در علم روانشناسی به عنوان عامل اصلی تمامی مشکلات روانشناسی شناخته شده در مضمون این آیه نهفته شده است چرا که با به انجام تعهدات یکی از بزرگترین عوامل تاثیرگذار در اعتماد به نفس میباشد که البته لازم به ذکر میدانم که قبل از این عهد و پیمان را به سه بخش عمده تقسیم بندی کنم:
الف) تعهد با خدا
ب) تعهد با خویش
ج) تعهد با مخاطب «شخص یا جامعه»
الف) تعهد با خدا
هر انسانی در برابر وجود لایتناهی آفریدگار هستی و در برابر تعهدات و هر آنچه که خداوند در اختیار او قرار داده است وظیفهای بر دوش دارد که از مهمترین آنها تقوا پیشگی و طاعت و بندگی خداوند میباشد که به طور قطع خوشبختی جز در بندگی حضرت حق حاصل نخواهد شد.
ب) تعهد با خویش
انسان در پیمودن مسیر کمال که ملزم است که از جانب خدا و ائمه معصومین به عهده او نهاده شده است وفای به عهد در این سنجش مربوط به انجام یک سری از واجبات الهی و دوری از حرامات در جهت پیمودن قلههای کمال و رسیدن به تعالی می باشد.
ج) تعهد با مخاطب «شخص یا جامعه»
این نوع تعهد شامل قراردادهایی با توافقی طرفین یا تعهدهایی جهت انجام در یک جامعه نباید توافق اکثر آرای مردم و شکل پذیرفته است بنابراین شخص با پذیرفتن و انجام به عهد خویش باعث ایجاد اطمینان و آرامش در مجموعه خواهد شد که طبعاً این برخورد باعث افزایش اعتبار و افزایش ارتباطات مردمی نوعی عملکردهای دوست خواهانه و همکاریهای بیشتر در تمامی امور خواهد شد و این بنیانگذاری برای زندگی در سایه سعادت میباشد.
از آنجا که هر انسانی نشانگر نوعی شخصیت و مکتب خود میباشد در ادامه آیه تذکری هوشمندانه به چشم میخورد که تکیه بر وقای به عهد با کافران و حتی دشمنان خود را دارد، مسلماً در ادامه این نوع برخورد باعث ساختن باورهای درستی از اسلام و مسلمانان در دیگر فرقهها و گروهها خواهیم شد که خود بهترین تبلیغ برای شریعتمان می باشد.
گزیده ۹۷ «آیه ۱۰۸ سوره انعام»
خوشبخت هیچگاه دهان به دشنام دادن به دیگران حتی به دشمنان خدا باز نمیکند زیرا ممکن است که دیگران دهان به دشنام بازنمایند و این چنین تیره بختی گشوده خواهد شد.
برای رسیدن به یک نوع خوشبختی منسجم در یک جامعه نیازمند وجود امنیت و آرامش در تک تک افراد خواهیم بود برای این منظور بر همه مرد و زن مسلمان این وظیفه نهاده میشود تا با ایجاد تفاهم و دوستی به تعالی بزرگ انبیا و پیغمبران الهی پرداخته و مسیرهای زیبای اسلام را در جهت رسیدن به کمال واقعی دنیوی و اخروی بر تمامی دنیا آشکارا سازد.
روایت شده است که در زمان پیغمبر ایشان نیزبر مسلمان میفرمودند که «عباده بر بتهای جاهلان فراموش کنید تا آنها بر خدای شما نسبت ناسزا ندهند.»
بدیهی است که این نگرش روشنکفرانه و متمدن است که می تواند قلب و جان مخاطب را مجذوب خویش کرده و در بوجود آوردن فضامین صمیمانه و همچنین پرورش اسلام و طبعاً سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی که پیامد اسلام و مسلمانی است موفق باشید.
نشان داده شده است که در به کارگیری نوعی کلمان و دشنام دادن ها باعث وجود تفکری انتزاعی در مخاطب گشته که در این حالت حتی تک تک اعضا و جوارح داخلی «غددها و ترشحات و سلولهاو…» در جهت مخالفت با توهیت یا اطلاحاً عامل برانگیخته فعلا خواهد شد. واضح است که در بروز چنین شرایطی توقعی جز درگیری پرخاشگری عدم امنیت بر فهش و توهین در مقدسات … نمیتوان راست و سعادت و خوشبختی در این صورت امری غیرممکن به نظر میرسد.
گزیده ۱۴۹ ص ۵۶ آیه ۹۴ سوره یونس
سعادتمند کسی است که هرگاه شک و تردیدی داشت از آنها که دانا و دانشمندند بپرسد تا به حق و حقیقت دست یابد.
انسان سعادتمند همیشه در راستای توکل الهی دارای اعتماد به نفس بالا بودهو از آنجا که «ان الا یدافع ان الذین امنو» همیشه دارای عزت نفس و استواری در نگاه خود خواهد بود.
یکی از اصول مهم سه گانه اعتماد به نفس قاطع بودن و جدا شدن از شک و تردید میباشد که مسلماً مفهوم ابتدائی در این آیه نظر به ایجاد اقتدار و اعتماد در وجود مومنان و مسلمانان داشته است.
بازدید
تحقیقات انجام شده در داخل کشور
خلجی ( ۱۳۶۷ ) در پژوهش خود به این نتیجه رسید ، فعالیت های جسمانی استقامتی منظم و معتدل موجب ایجاد مکانیزم هایی می گردد که به نظر می رسد با صفات مطلوب شخصیتی در ارتباط باشد . (۱۷)
گروه محققین( ۱۳۶۸) گزارش کردند آموزش ابراز وجود روش مناسبی برای رفع مشکلات ارتباطی در افراد منفعل ، پرخاشگر و پرخاشگر منفعل می باشد و ۷۰ % روانشناسان ایرانی آموزش ابراز وجود را برای مردم ایران ضروری می دانند و فقط ۲۵ % آنها، آن را به میزان زیاد مورد استفاده قرار می دهند.(۳۳)
حسین زاده دهنوی(۱۳۷۱) به این نتیجه رسید که ورزشکاران رشته های گروهی نسبت به ورزشکاران رشته های انفرادی برون گراتر هستند و ورزشکاران انفرادی نسبت به ورزشکاران گروهی درون گراتر می باشند.(۱۶)
رمضانی نژاد (۱۳۷۲) دربررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار اظهار کرد ، دانشجویان ورزشکار، برتری جوئی و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دانشجویان غیرورزشکار دارند، خودکفائی ورزشکاران کمتر از غیرورزشکاران بود، بین دوگروه ازنظر شاخص اجتماعی بودن و درون گرائی، تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۲۳)
میرنصوری (۱۳۷۳) نتیجه گرفت، شخصیت ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی در نمود درون گرائی و برون گرائی تفاوت دارد ، ورزشکاران رشته های گروهی پرخاشگرترند. اعتماد به نفس و پرخاشگری ورزشکاران بالاتر و همچنین نوع ورزش درشکل گیری شخصیت مؤثراست.(۳۹)
رمضانی ( 1373) با کاربرد تکنیک های آموزش ابراز وجود در درمان عدم قاطعیت دانشجویان بیان کرد، آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت در دانشجویانی شد که در مهارتهای ارتباطی خود با دیگران و احقاق حقوق خود با مشکل مواجه بودند .(۲۱)
بهرامی ( ۱۳۷۴- ۱۳۷۵) با مقایسه آموزش ابراز وجود به دانش آموزان کم جرات دختردبیرستانی با شیوه های مشاوره گروهی و فردی شهر اصفهان به این نتیجه دست یافت که مشاوره فردی و گروهی هر دو اما مشاوره گروهی تاثیر بیشتری داشت.(۹)
اهری هاشمی( ۱۳۷۵) در بررسی خود اعلام داشت ۱- بین دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار در متغیرافسردگی و انحراف اجتماعی – روانی تفاوت معنی داری مشاهده شد. 2 – بین ورزشکاران رشته های انفرادی و گروهی، هیچ یک از مقیاس ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.(۸)
جلالی سردرودی ( ۱۳۷۵- ۱۳۷۶) در بررسی تاثیر ورزش بر مهارت های روانی – حرکتی و سازش اجتماعی بیان کرد، بین مهارتهای روانی – حرکتی و سازش اجتماعی دانش آموزان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری بدست آورد .(۱۴)
احمدی( ۱۳۷۵-۱۳۷۶) نتیجه گرفت، اثر بخشی بازی درمانی بر پرخاشگری آشکار کلامی محدود وبر پرخاشگری آشکار غیرکلامی تایید، بر پرخاشگری پنهان کلامی و غیرکلامی ( پرخاشگری منفعلانه ) و افزایش رفتارهای سازش یافته نیز مورد تایید قرارگرفت .(۳)
جلالی (۱۳۷۶ ) بررسی اثر روش های درمانی و آموزش سرمشق پذیری و تمرین ، سرمشق پذیری و آرمیدگی عضلانی در درمان رفتارهای غیر جرات ورز و آموزش رفتارهای جرات ورزانه به این نتیجه رسید که گروه سرمشق پذیر و تمرین در تمام متغیرهای جرات ورزی ، عملکردی ، پرخاشگری ، سلطه پذیری ، انفعالی و اضطرابی تفاوت معناداری را نشان دادند .(۱۳)
نیک نژاد (۱۳۷۶- ۱۳۷۷) درمورد جایگاه ورزش دربین طبقات مختلف اجتماعی به این نتیجه رسید که طبقات پایین جامعه احساس می کنند که نابرابری ها برعلیه آنها روز به روز بیشتر می شود بنابراین در تضادی عمیق با این نابرابری ها قرارمی گیرند در حالی که طبقه سرمایه دار بدون توجه به اجرای هرگونه مهارتی احساس می کند که موقعیت اجتماعی آنها باعث درامان ماندنشان می شود از این رو داشتن انتظار رقابتی یکسان از طبقات مختلف جامعه واقع بینانه نیست .(۴۱)
محامد ( ۱۳۷۷) مقایسه دانش آموزان آزار رسان ، آزارپذیر و عادی از لحاظ میزان ابراز وجود و عملکرد تحصیلی و پرخاشگری پدران آنان به این نتیجه رسید بین ابراز وجود دانش آموزان آزاررسان آزارپذیر و عادی تفاوت معناداری وجود داشت ، ابرازوجود آزاررسان ها بیشتر بود ، پرخاشگری پدران تایید نشد ، بین عملکرد تحصیلی سه گروه تفاوت معناداری بدست آمد و درگروه گواه یا عادی عملکرد تحصیلی بهتری مشاهده شد ، بین گروه های مختلف از لحاظ وضعیت اجتماعی اقتصادی تفاوت معناداری وجود نداشت . (۳۵)
رضویه ( ۱۳۷۸) دربررسی رابطه پرخاشگری ارتباطی با سازگاری عاطفی – اجتماعی به این نتیجه رسید که بین پرخاشگری آشکار و ارتباطی و سازگاری عاطفی – اجتماعی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد .(۲۰)
توکل و مظفری ( ۱۳۷۹) در بررسی تمایلات ضد اجتماعی دانشجویان و دانش آموزان پیش دانشگاهی و ارتباط آن با ویژگی های فردی و اجتماعی آنان به این نتیجه رسیدند که تمایلات ضد اجتماعی در مناطق مرزی و محروم کشور شکل نمایان تری دارد .(۱۲)
هرمزی نژاد( ۱۳۷۹ ) در پژوهش خود گزارش نمود بین متغیرهای عزت نفس و کمال گرایی با ابراز وجود رابطه معناداری وجود دارد .(۴۲)
در تحقیقی به راهنمایی شهنی ییلاق و نیسی(۱۳۸۰) تاثیر آموزش ابراز وجود برقاطعیت ، عزت نفس ، اضطراب اجتماعی و بهداشت روانی دانش آموزان مضطرب اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت که آموزش ابراز وجود منجربه افزایش قاطعیت و عزت نفس و بهداشت روانی و کاهش اضطراب در روابط اجتماعی گشت.(۲۵)
محمدی فر و یزدانی(۱۳۸۱) در مطالعه عوامل مؤثر بر احساس شادی و بهزیستی در دانشجویان دانشگاه تهران سلامت جسمانی را اصلی ترین مؤلفه یافت و وضعیت اقتصادی ، استقلال در تصمیم گیری، وضعیت شغلی و هیجان خواهی و برخورداری از تجربه های جدید، در مراتب بعدی قرارگرفتند بین گروه جانباز و عادی بدلیل اعتقادات دینی تفاوتی مشاهده نشد.(۳۷)
اداره کل زندان های استان خوزستان (1382) با بررسی تاثیر ورزش بر میزان ابرازوجود، عزت نفس پرخاشگری ، نوجوانان کانون اصلاح و تربیت به این نتیجه رسیدند که تاثیر ورزش بر افزایش عزت نفس و ابراز وجود و کاهش پرخاشگری و درگیری بین افراد تاثیر قابل ملاحظه ای داشت و امکان بازپروری را در محیطی آرام فراهم آورد.(۴)
تحقیقات انجام شده در خارج کشور
بوت و اسپرلینگ (1942 و ۱۹۵۸) در بررسی تفاوت های شخصیتی ورزشکاران رشته های مختلف به این نتیجه رسیدند که بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد.(۲۲)
انشل گزارش کرد مقایسه زنان ورزشکار و غیرورزشکار در بازی های پن امریکن 1959 نشان داده است، زنان ورزشکار نمره های نسبتا بالاتری در ارتباط برقرارکردن با دیگران، بدست آوردند.(۷)
در پژوهشی سالتر ( 1949 ) آموزش بیان احساسات ، صحبت کردن توام با حرکات بدنی ، ابرازنظر مخالف … را برای رفع عدم قاطعیت معرفی کرد .(۲۱)
لوشن ( 1963) اظهار داشت ، مشارکت ورزشی توده های متوسط در مقایسه با دیگر طبقات از درصد بالایی برخوردار است تحقیق او بر روی تیم قایقرانی با پاروی آلمان گواه صادقی بود بر این که ورزش از رهگذر فرصت های فراوانی که بدست می دهد و شرایط و موقعیت های مشارکت گسترده در آن ، راه هایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی در طبقات متوسط و بالا در اختیار می گذارد .(۷)
در پژوهش های دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در آمریکا معلوم شده است که مشارکت در فعالیتهای ورزشی با محافظه کاری سیاسی و همنوایی با نظامهای هنجاری اجتماعی ارتباط مستقیم دارد .(۲۴)
گامیل (1964) در مقایسه ویژگی های شخصیتی رشته های تیمی و غیر تیمی به این نتیجه رسید ورزشکاران انفرادی خود کفاتر ، کم اضطراب تر ، درون گراتر و از نظر روانی آرام تر هستند.(۲۲)
اسلاشر (1964) گزارش نمود بین ورزشکاران رشته های مختلف ورزشی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود ندارد. (۲۲)
پیترسون و همکاران (۱۹۶۷) در بررسی تفاوتهای شحصیتی ورزشکاران رشته های تیمی و انفرادی اعلام داشت ، زنان ورزشکار در رشته های انفرادی برتری جویی ، درون گرایی و خودکفایی بیشتری از زنان ورزشکار رشته های تیمی بدست آوردند. (۲۲)
کرول و همکاران (۱۹۶۷ ) با بررسی ویژگی های شخصیتی بازیکنان نخبه و مبتدی بسکتبال و کاراته نتیجه گرفت ، اختلاف معناداری از لحاظ ویژگی های شخصیتی بین آنها وجود ندارد .(۲۲)
سینگر (1969) گزارش نمود ورزشکاران رشته های انفرادی در عامل اعتماد به نفس و رشته های تیمی در عامل دستپاچگی و عجله امتیاز بالاتری گرفتند. (۲۲)
گاراری ، اسچینفلد (1970) اعلام نمود نیازهای ادراک شده مردان و زنان در ورزش به طور معنی داری باهم تفاوت داشتند ، نیازهای زنان امنیت گرایی ، انفعالی ، تدافعی ، زیردست و بی تحرک بودن و برای مردان تقلای بدنی شدید ، خشونت ، پیشرفت ، فعالیت حرکتی ، استقلال و تسلط طلبی بدست آمد. (۲۲)
ولپه (1970) نیز به این نتیجه رسید که بایستی رفتارهای مخالف عدم قاطعیت را به فرد آموزش داد ، او می گوید رفتارهای ابرازوجودانه ، با اضطراب متناقض هستند به همین خاطر درصورت وجود یکی ، دیگری محو خواهد شد. (۲۱)
لازاروس (1971) ضمن توضیح تکنیک های متعدد به بررسی روشهای از بین بردن عدم قاطعیت پرداخته است درنتایج او ابراز وجود روشی برای احقاق حق است و با آن می توان روابط نامتناسب افراد را اصلاح کرد. (۲۱)
زیلمن (1972 ) در بررسی علل وقوع خشونت در ورزشکاران گزارش کرد بیشترین احتمال وقوع خشونت خصمانه زمانی است که فرد از لحاظ فعالیت بدنی برانگیخته می شود و ابراز موفقیت آمیز خشونت منتهی به افزایش خشونت می شود. (۷)
بریانی و ترور ( 1974) در بررسی نمونه دانشجویان ،گزارش کرد که ۹ % آنها مشکلات اجتنابی در موقعیت های اجتماعی داشته اند. (۲۱)
فراتزک (1975) با مطالعه روی صفات شخصیتی ورزشکاران برتر و متوسط دانشگاهی نتیجه گرفت مردان ماهر و برتر : خود کفاتر و حساس تر هستند و اطمینان بیشتری به خود دارند. (۵۵)
نیال ، توتکو ( 1975 ) مقایسه ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان ورزشکار : زنان از نشان دادن عواطف خود ترسی ندارند بنابراین فشار ناشی از ورزش با شدت کمتری مانع عملکرد ورزشی آنان می شود و همچنین احساس های خود را بیشتر از مردان برای دیگران ابراز می کنند و این عادت فشار را در آنها کاهش می دهد زیرا خود پنداری آنها با شکست یا موفقیت ورزشی منحرف نمی شود ، به هر حال آنها برای رسیدن به سطح ورزشکاری تجربه نسبتا“ خوبی برای غلبه بر موانع داشته اند. (۷)
شاو (1976 ) گزارش کرد ترس اجتماعی و بی کفایتی اجتماعی مشکلات مربوط به مردان هستند در تحقیق او ۶۱ % مبتلایان مرد و ۶۰ % موارد شروع آن حدود ۲۰ سالگی بوده است .(۲۱)
بلانچارد ، هرسی (1977) دربررسی ویژگیهای رهبران موثر در ورزش گزارش نمود دادن فرصت رهبری به اعضای تیم منجربه مسئولیت پذیری ، خود انگیختگی ، وفاداری به اهداف تیم شده وکنش متقابل مثبت بین اعضای گروه را آسان می کند. (۷)
شاو (1977) در پژوهش خود اعلام داشت ورزشکار تیمی گرایش بیشتری به برونگرایی وابستگی ، اضطراب بالا و واقع بینی کمتری دارند ، ورزشکاران رشته هایی که مستلزم تماس جسمانی و مستقیم بود در مقایسه با غیرورزشکاران برونگراتر و مستقل تر بوده اند. (۲۲)
منشور بین المللی تربیت بدنی وورزش یونسکو در سال (۱۹۷۸) رویکرد ورزشی خود را بر اساس ارتقای ارتباط نزدیکتر بین مردم وافراد جامعه – برقراری همبستگی – برادری – احترام و درک متقابل – احترام برای یکپارچگی وشخصیت آدمی – ترویج ارزشهای اخلاقی بویژه در مبارزه با انزوا و خشونت – ترویج ورزش برای همگان بویژه معلولان جسمی و ذهنی – حمایت از ورزش زنان به عنوان ابزار تعلیم و تربیت و در نهایت ورزش وسیله ای برای کاستن فاصله ی فقیر و غنی یاد کرده است ، در واقع برایند این خواسته ها و اهداف نیکو ، شمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهترزندگی کنند. (۳۴)
بازدید
جمعبندی و نتیجهگری از پژوهش های انجام گرفته
ابراز وجود روشی جهت احقاق حقوق افراد در ارتباطات بینفردی و اجتماعی است، فقدان آن با مشکلات روانی همچون انفعال- پرخاشگری- پرخاشگری منفعل- اضطراب- افسردگی- تنش و استرس و از طرفی وجود آن با عزتنفس، کمال گرای، جلوگیری از انحرافات اجتماعی و موفقیتهای شغلی و حضور مثبت و مؤثر در جامعه و… همراه است، فاصله طبقاتی و عدم وجود امکانات خودمطرح شدن بویژه در مناطق محروم و کمبود اطلاعات و عدم آگاهی مردم در این زمینه منجر به افزایش افراد فاقد ابراز وجود می گردد. روانشناسان از روشهای سرمشقپذیری و تمرین و مشاوره گروهی بیشترین استفاده را افزایش میزان ابراز وجود و رفع مشکلات ارتباطی افراد، کردهاند. به منظور رفع ترس از روابط اجتماعی نیاز به شرایط و امکاناتی است که مهارتهای ارتباطی را در افراد رشد دهد.
پژوهشهای حاکی از تفاوتهای شخصیتی بین ورزشکاران و غیرورزشکاران نشاندهنده ویژگیهایی است که در نتیجه شرکت در ورزش رشد یافتهاند. نمرات بالایی که ورزشکاران در برقراری ارتباط با دیگران کسب کردهاند از این جمله است، افسردگی و اضطراب کمتر و اعتمادبهنفس و عزتنفس و احترام به خود بالایی در ورزشکاران گزارش شده است حتی خشونت به دلیل ایجاد سیکل معیوب برانگیختگی- ضعیفشدن عملکرد در ورزشکاران سطوح بالا مشاهده نشده است. مربیان موفق در گفتگوی مؤثر نیز از قدرت نهگفتن- انتقاد سازنده- ابراز احساسات مثبت- بیان و ابراز محدودیتهای شخصیتی (شخصی) در موقع لزوم- ارائه رفتر منطقی در موقع اختلاف عقیدهداشتن با دیگران و ابراز وجود در موقعیتهای خدماتی، در برقراری ارتباط صمیمانه با اعضای تیمهایشان استفاده نمودهاند.انتقال این تکنیکها به شرکتکنندگان در ورزش مخصوصا ورزشکاران که حتی از علائم غیر کلامی مربی سرمقپذیری میکنند، محیط ورزش را به فضایی آرام و شاد نبدیل میکند که امکان بازپروری و بهبود و پیشرفت مهارتهای روانی و ارتباطی بین فردی و اجتماعی را فراهم میسازد. ورزش از رهگذر فرصتهای فراوانی که به دت میدهد و شرایط و موقعیتهای مشارکت گسترد در آن راههایی برای اجتماعی شدن و یکپارچگی طبقات مختلف جامعه را فراهم میسازد، بنابراین میتوان از آن به منظور کمرنگ کردن فاصله طبقاتی و کاهش افراد فاقد ابراز وجود بخصوص در مناطق محروم استفاده نمود.
شروع برقراری ارتباط، ادامه و پایان دادن به آن ارتباط موثر با دیگران، به میزان زیادی در محیطهای کاری استفاده میگردد. پژوهشها نیز حاکی از آنند که افراد فعال از لحاظ فیزیکی در مهارتهای شغلی موفقتر بوده، با نشانههای تنش و افسردگی کمتر در شرایط مختلف احساس شادی و بهزیستی میکنند. سلامت جسمانی عامل موثر بر احساس شادی و بهزیستی اس. افراد شاد از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند. رابطه معنیدار ورزش و عزت نفس و ابراز وجود نشان داده است که ورزش میزان ابراز وجود در افراد را افزایش میدهد، جلوگیری و درمان مصرف مواد مخدر و مراقبت در برابر تمایلات جنسی نیز نیاز به ابراز وجود و احترام به خود بالایی دارد قدرت نه گفتن را میطلبد. بنابراین میتوان از فعالیت فیزیکی و تجارب گروهی در ورزش به منظور آموزش مهارتهای ارتباطی سالم و مهارت تصمیمگیری و افزایش احترام به خود در جوانان استفاده کرد مخصوصا در دختران که به گونهای اجتماعی شدهاند که کمتر ابراز وجود کنند لذا فواید شرکت در اجتماع به گونهای سالم و مطابق هنجارهای اجتماعی اهمیت بیشتری برای آنان دارد. آمادگی ذهنی برای ارتباط موفق با دیگران یکی دیگر از پیامدهای روانشناختی ورزش در افرادی است که دچار نقایص جسمانی هستند مانند افراد مبتلا به چاقی – ناشنوایان- معلولان جسمی و ذهنی و … که خودپنداری و تصویر بدنی مثبت در ورزش میتواند به آنها در حضور به دلیل توانمندیها و نه کمبودهایشان در جامعه کمک کند، ورزش همگانی بدور از عوامل خطرزا ورزش رقابتی مانند یوگا که با آرام سازی همراه است بیشترین تاثیر را در این زمینه داشتهاند.
در این پژوهش اهداف منشور بین المللی المپیک و ورزش یونسکو در سال ۱۹۷۸ مد نظر قرار گرفته است: ترویج ارزشهای اخلاقی به ویژه در مبارزه با انزوا و خشونت- ترویج ورزش همگانی به ویژه برای معلولان جسمی و ذهنی- رشد ارتباط مردم جامعه- کاستن فاصله فقیر و غنی که بر آینه این خواستهها و اهداف نیکو مشمول اجتماعی است تا مردم به هم نزدیکتر شوند و بهتر زندگی کنند.
روش پژوهش
تحقیق حاضر از نوع علی مقایسه ای پس از وقوع است و سعی برآن است تا حاصل آزمایش یا واقعه ای که به صورت طبیعی رخ داده و قابل دستکاری نیست ، با علل وابسته به آن ربط داده شود، در این پژوهش محقق بر آن است تا دو گروه از دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار را در زمینه ی میزان مهارت ابراز وجود ( قاطعیت) با انجام یک پس آزمون مقایسه نماید .
جامعه و نمونه آماری و روش نمونه برداری
جامعه آماری در این پژوهش شامل ۱۰۲۳۸ دانشجوی دختر می باشد که در سال ۱۳۸۴ در رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به تحصیل اشتغال داشتند . نمونه آماری پژوهش ۳۸۰ نفر است که با استفاده از جدول حجم نمونه آماری کرجسی و مورگان تعیین شده است . نمونه آماری دختران غیرورزشکار ۳۰۰ نفرند که بصورت تصادفی ساده از رشته های مختلف انتخاب شده اند و نمونه ورزشکاران شامل اعضای تیم های ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است که در سال تحصیلی ۸۴-۸۳ به مسابقات خارج از دانشگاه اعزام شده اند.
متغیرهای پژوهش
الف ) متغیرهای مستقل :
۱ـ دختران ورزشکار و غیر ورزشکار با دامنه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال
ب ) مغیرهای وابسته :
۱ـ میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) و زیر مجموعه های آن شامل : میزان امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن ، بیان و ابراز محدودیت های شخصی ، شروع برقراری ارتباط اجتماعی ، ابراز احساسات مثبت ، انتقاد کردن ، اختلاف عقیده داشتن با دیگران ، ابرازوجود در موقعیت خدماتی ، ۲- میزان ابرازوجود با توجه به وضعیت تاهل
۳- میزان ابرازوجود با توجه به ترتیب تولد در خانواده
ابزار اندازه گیری
الف ) پرسشنامه مشخصات فردی
از این پرسشنامه برای اندازه گیری متغیرهای مستقل که حاوی خصوصیات فردی آزمودنی ها شامل سن و سابقه ورزشی ، وضعیت تاهل ، ترتیب تولد ، میزان تحصیلات پدر و مادر و …..می باشد استفاده گردیده و همراه با پرسشنامه اصلی به آزمودنی ها تحویل داده شده است.( پیوست )
ب ) پرسشنامه ارزیابی میزان ابراز وجود ( قاطعیت ) گامبریل
این پرسشنامه توسط حمیدرضا رمضانی بروی دانشجویان با قاطعیت کم مورد استفاده قرار گرفته و
پایایی پرسشنامه در روش پس آزمون حدود ۸۱ % می باشد ، در این پژوهش روایی با انجام یک پیش آزمون بروی 30 نفر از ورزشکاران و غیر ورزشکاران و آزمون آلفا کرونباخ بالای ۸۰ % بست آمده است .
این پرسشنامه شامل ۴۰ سؤال می باشد هر سؤال بیان یک موقعیت است که آزمودنی بایستی پاسخ ( ۵-۱ ) خود را در قبال هر سؤال مشخص سازد این پرسشنامه توسط فارنهام و هندرسون ۱۹۸۴ ، الکساندرار . ریچ و هارود . ای اسچرودر ، راکوس . ا . ریچارد ۱۹۹۱ جهت اندازه گیری متغییرهای مستقل تایید و مورد استفاده قرار گرفت .
قابل ذکر است که سؤالات پرسشنامه ۷ موقعیت شامل : امتناع از درخواست یا قدرت نه گفتن (در سوالات ۱ ، ۴ ، ۶ ، ۱۱ ، ۲۷ ، ۳۵ ) – بیان و ابراز محدودیت های شخصی (۵ ، ۷ ،۱۰ ،۱۹ ،۳۴ ، ۳۹ شروع برقراری ارتباط اجتماعی (۱۲، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۹ ) – ابراز احساسات مثبت (۲، ۱۶، ۲۲، ۲۸، ۳۰، ۳۷ ) – انتقاد کردن (۱۴، ۲۳، ۳۱، ۳۲، ۳۸ ) – اختلاف عقیده داشتن با دیگران (۸ ،۲۱، ۲۴، ۲۶، ۳۳ ،۴۰ ) – میزان ابراز وجود در موقعیت های خدماتی (۳، ۹، ۱۳، ۲۰، ۲۵، ۳۶ ) که به صورت
نا منظم قرار گرفته اند را مورد سنجش قرار می دهد .
روش جمع آوری داده ها
به منظور جمع آوری داده ها با مسئولان واحد فوق برنامه تربیت بدنی دانشگاه آزاد هماهنگی شد و اسامی اعضای تیم های ورزشی به همراه شماره های تماس آنها گرفته شد ، پس از هماهنگی با یکایک ورزشکاران پرسشنامه ها به آنها تحویل گردید و پس از تکمیل توسط پژوهشگر جمع آوری شد، در مورد نمونه ی غیر ورزشکاران ، با ارائه معرفی نامه به گروه دانشکده ها ، پرسشنامه ها به صورت گروهی یا انفرادی در رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد توزیع و توضیحات لازم در مورد نحوه تکمیل آن به دانشجویان داده شده است و پس از تکمیل توسط پژوهشگرجمع آوری گردید ، لازم به ذکر است ، موضوع اصلی پژوهش یعنی ابراز وجود محرمانه نزد پژوهشگر باقی مانده و پرسشنامه تحت عنوان ویژگی های شخصیتی به آزمودنی ها ارائه شد، در ضمن ساعت تکمیل پرسشنامه ها در روزهای مختلف توسط کلیه ی غیر ورزشکاران و اکثریت ورزشکاران در حدود ۵ بعد از ظهر بوده است .
روش تجزیه وتحلیل آماری
در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSSدر دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است .
در آمار توصیفی برای تعیین میانگین ، انحراف معیار ، جداول فراوانی استفاده شده است .
در آمار استنباطی به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون آماری t استیودنت درگروه های مستقل و همچنین آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شده است .
شرکت در ورزش و تاثیر آن بر باورها ، نگرش ها ، تشکل شخصیت و توسعه مهارت ها همیشه مورد بحث و بررسی بوده است . چنین استنباط می شود که درس هایی که ازشرکت در ورزش می آموزیم به سایر جنیه های اجتماعی نیز انتقال می یابد و از این طریق فرد را برای شرکت موفقیت آمیز در آن زمینه ها یاری می دهد .
سابقه این اندیشه که شرکت در ورزش تاثیر مثبتی در شکل گیری شخصیت افراد دارد دست کم به زمان افلاطون برمی گردد. او بین آمادگی جسمانی و سلامت اخلاقی ارتباط نزدیکی قایل بود .
پژوهش های متعددی که در سالهای پس از ۱۹۵۰ میلادی انجام شده حاکی از تایید فرضیه هایی است که مدعی اند شرکت در ورزش تجارب ویژه ای برای شرکت کننده فراهم می آورد که با موفقیتها و آرزوهای تحصیلی همبستگی مثبت دارد . پژوهش های انجام شده دیگری نیز مؤید ارتباط معکوس بین ورزش و بروز رفتارهای بزهکارانه است . داده های حاصل از پژوهش های مختلف چنین ارتباطی را برای مردان و زنان از همه نژادها و طبقات اجتماعی و در مقاطع مختلف نشان داده است .(۲۴ )
زیر بنای نظری پژوهش
در دیدگاه روانکاوی فروید ضمن بررسی مراحل شکل گیری شخصیت انسان از فعل پذیری و حالت انفعالی بحث کرده است او می گوید اگر در مرحله دهانی ارضاء بیش از حد یا ناکامی شدید پیش آید فرد در بزرگسالی دو منش خواهد داشت ، یکی منش اتکالی و دیگری پرخاشگرانه که بعدا فرد سعی می کند همیشه دیگران را از خود راضی نگهدارد و درخود احساس حقارت می کند چون ازخود اراده ای ندارد و در دیگری فرد سلطه جو و فحاش می شود، او کم رویی را، اضطراب اجتماعی و اخلاقی می داند که در آن فرد می ترسد احساس ، فکر و یا عملی که مورد پسند اخلاق اجتماعی و بخصوص خانواده نیست را انجام دهد.
اریکسون درتقسیم مراحل رشد روانی اجتماعی معتقد است فرد در دومین مرحله رشد با دو موضوع روبرو می شود . خودکفایی در برابر شرم و تردید ، احساس کنترل شدید یا ازدست دادن کنترل می تواند پایه گذار احساس شرم در کودک گردد که تاثیر آن درتمام مراحل زندگی پایدار می ماند .
دیدگاه انسان گرایی تحقیقات گسترده ای درمورد ابراز وجود انجام داده اند و درمان را برای انسانی که آزاد و مختار است و می تواند احساسات و عواطف خود را براحتی بیان کند را در تجربه احساسات خود و آگاهی از وجود آنها می داند .
رویکرد شناختی ،ترس از روابط اجتماعی را ناشی از پندارها و افکاری می داند که بر انسان حاکم می باشد.(۲۱)
۱۲- مبانی نظری پژوهش
۱۳- ابراز وجود و کاربرد آن
آموزش ابراز وجود روشی است برای رفع اضطراب هایی که از روابط متقابل اجتماعی ناشی شدهاند. افرادی که به علت عدم مهارت های مهم بین فردی و اجتماعی نمیتوانند احساسات و خواسته های خویش را بیان کنند و یا از عهده رد تقاضاهای نامعقول دیگران بر نمیآیند و غالبا از جانب افراد دیگر مورد سوء استفاده قرار میگیرند، احساس احترام به خود و یا عزت نفس را از دست میدهندو معمولا احساس میکنند کنترلی بر وقایع زندگی خویش ندارند. این افراد از رویارویی با مسائل مختلف زندگی اجتناب مینمایند.خشنودی انسان در زندگی تا حدودی به ارضای نیازهایی وابسته است که محصول ارتباط با دیگران هستند. (همچون دوستی، عشق، تقدیر، پیشرفت، احترام، اعتماد و عزت نفس)، به دلیل اینکه ارضای بسیاری از نیازهای اساسی انسان مستقیم یا غیر مستقیم به دیگران بستگی دارد لذا توانایی شخص برای واکنش متقابل اثربخش با افراد دیگر بسیار مهم است. افرادی که فاقد مهارت های لازم هستند اغلب در ارضای نیازهای اساسی خویش با شکست روبرو میشوند. به عنوان مثال دانش آموزی که نمیتواند سوالی را که در نظرش کم اهمیت جلوه میکند از معلم بپرسد ممکن است هرگز نتواند به تقویتی که از طرف معلم در زمینه طرح سؤالات جالب ارائه میشود. دست یابد و یا مردی که نمیتواند تقاضاهای شغلی و یا آرزوهایش را به مافوق خودش بگوید ممکن است زندگی را بدون توفیقات شغلی سپری کند.آموزش ابراز وجود به افراد کمک میکند تا مهارت هایی را در زمینه ابراز حقوقشان کسب کنند، بدون اینکه به دیگران آسیبی وارد نمایند. به افراد آموزش میدهند تا باور کنند که میتوانند در اهدافشان پیشرفت نمایند و میتوانند احساسات درونیشان را بدون ترس از استهزاء ، از دست دادن احترام یا حتی از دست دادن محبت ابراز کنند.نظریه آموزش ابراز وجود تا حدود زیادی بر پایه اصول شرطی شدن و یادگیری استوار شده است. بسیاری از طرفداران این نظریه چنین فرض میکنند که اگر افراد انسانی مجموعهای از مهارت ها را فراگیرند، میتوانند نیازهای اساسی خودشان را ارضاء نمایند. به عبارتی دیگر از طریق فراگیری مهارتها، شخص قادر میشود اهدافی را رشد دهد که چنین اهدافی راه رسیدن به ارضای نیازها را ممکن میسازد. بنابراین مشکل بسیاری از افراد آن نیست که فاقد اهدافی در زندگیشان میباشند، بلکه آنها نمیدانند چگونه باید به اهدافشان برسند.
نظریه آموزش ابراز وجود نخستین بار توسط آندریو سالتر (1949) مطرح شد. او از افکار پاولف درباره برانگیختگی و بازداری تاثیر پذیرفته بود. سالتر عقیده داشت که بعضی از افراد بیشتر متمایل به عمل مداری بوده و مقدار زیادی حالت برانگیختگی دارند. افراد دیگر بیشتر به حالت توروتیک متمایلند، یعنی حالت بازداری در آنها بیشتر است. طبق نظر سالتر نقش درمانگر آن است که افراد را به سوی عمل مداری سوق دهد. او بیمارانش را تشویق میکرد احساساتشان را به طور آزادنهای نشان دهند تا مقدار زیادی حالت برانگیختگی در آنها به وجود آید. منظور سالتر از برانگیختگی زیاد، حالتی است که در آن افراد میتوانند تمام توان های خود را چه از نظر شناختی و چه از نظر عاطفی به فعلیت برسانند. چنین حالتی اشتیاقآور و لذتبخش است. او اشاره کرده است که بسیاری از افراد از عادت به حالت بازداری رنج میبرند. آنها میتوانند این حالت را از طریق تمرین هیجانی رفع کنند و حالت برانگیختگی ایجاد نمایند. نهایتا” حالات برانگیختگی و بازداری متعادل میشوند. به نظر سالتر تغییراتی که بدین طریق در رفتار ایجاد میشود منجربه تغییر بیولوژیکی مغز میشود و شخصیت تازهای را پدید میآورد، شخصیتی که میتواند با سرعت تصمیماتی را اتخاذ نموده، از مسئولیت ها لذت ببرد، بدون اینکه از اضطراب به ستوه آید.
ولپی و لازاروس از افراد دیگری هستند که در رشد نظریه ابزار وجود نقش عمدهای دارند. آنها تعدادی از روش های آموزش ابزار وجود را به منظور کمک به افراد در جهت بهدست آوردن کنترل وقایع زندگی مطرح کردهاند. ولی نقش بازیکردن را به منظور کاهش اضطراب مطرح می کند. با استفاده از اینروش بیمار یاد میگیرد با موقعیتهای اضطرابزا به طور موفقیتآمیزی رو به رو شود.
بازدید
_تاثیر تغییرات بلوغ جنسی بر شخصیت نوجوان:
از نقطه نظر روانی رشد شخصیت نوجوان در سه زمینه اصلی می باشد:
۱٫ رشد وبیداری علایق و احساسات جنسی
۲٫ رشد سریع قوای عقلانی
۳٫ ازدیاد دانش و پیدایش شکل های جدید فعالیت
بیش از هر چیز میبایست نوع مقیاسی را که برای تعیین تاثیر نمودهای بلوغ جنسی در روانشاسی نوجوان به کار می رود مشخص ساخت که یکی از آسان ترین این مقیاس ها سن تقویمی است. به طور کلی می توان گفت تغییرات فیزیولوژیک و جسمانی خبر ار آغاز بلوغ می گردد و ورود نوجوان به اجتماع و پذیرش مسئولیت اجتماعی نیز نشان دهنده حد نهایی و پایان است. در میان این دو حد یک دگرگونی ژرف در شخصیت به وجود می آید که هم در رابطه شخص با خودش و هم در رابطه او با دیگری باز تاب میابدتعبیراجتماعی نوجوانی و رشد آن:دوران بلوغ به علت های درونی مانند تغییرات هورمونی و یا تغییرات ناشی از فشارهای غریزی نسبت داده نمی شود بلکه تاکید بر علت بیرونی و محیطی است. در عامل اجتماعی دو جهت یا دو سو را می توان ازیکدیگر تمیز داد. یکی بر تعامل های میان افراد نظر دارد و تاثیر آنان را از لحاظ رفتار و شخصیت نوجوان بررسی می کند و دیگر به ساخت جامعه و فرهنگ می نگرد که به شیوه تاثیر گذاری جامعه برای تغییر موقعیت غیر مسئول کودک به موقعیت مسئول و مستقل بزرگسال توجه دارد.
عوامل اجتماعی تعامل میان افراد:
تعبیر نوجوانی ازاین دیدگاه بر دو بعد اساسی تاکید دارد. بعد اول تجزیه و تحلیل نوجوانی اززاویه تندیس و نقش است. از این زاویه نوجوان که آنان را نه کودک و نه بزرگسال می پندارند باید با موقعیت های اجتماعی دست و پنجه نرم کند- بعد دیگر بیشتر از زاویه تحولی و تکوینی است و تاکید آن به عنوان یک عامل رشد می باشد که در قالب مکان ها و محیط هایی است که اجتماعی شدن درآن ها صورت می پذیرد. به طور کلی می توان افراد را بر حسب این که پدر- پسر- زن- مرد- دانشجو وغیره باشند در طبقاتی قرار داد که هر یک نقش هایی دارند که می توان از آن ها در موقعیت های خاص اجتماعی رفتار های خاصی را توقع داشت. دو نوع تغییر در نقش ها و انتظاراتی را که از این رفتار می توان داشت عبارتند از: تغییراتی که در داخل خود نقش ها به وقوع می پیوندد مثلا از دانش آموز نوجوان انتظار می رود دارای استقلال فکری بیشتر در کار و تحصیل باشد تغییر دوم اینکه نوجوان در برابر لزوم سازگار شدن با نقش های جدیدی مانند نقش شغلی قرار می گیرد. تغییرات در نقش ها و رفتارهایی که مورد انتظار است چه به صورت کلی و چه به صورت جزئی می توانند مشکلات روانی برای فرد ایجاد کنند.
این مشکلات عبارتند از:
مشکل اول: تعارضات است که در نقش ها و رفتارهایی که انتظارات به وجود می آید یعنی نوجوان باید بر اساس موقعیت های اجتماعی نقش های متعارفی را بازی کند و رفتارهای متناقضی داشته باشد و مسلما نوجوان نمی تواند از این تعارضات صددرصد در امان باشد.
مشکل دوم: در داخل خود یک نقش یا رفتار مورد انتظار نیز تعارض می تواند به وجود آید مثلا در برخی از زمینه ها نوجوان درپی استقلال بیشتر است در عین حال در برخی از موارد هنوز وابسته به خانواده است.
مشکل سوم:هنگامی است که نوجوان مجبوراست که درنفش های ایفایی رفتار نماید که نه مطابق ذوق سلیقه اوست ونه انگیزه ای برای پرداختن به آن دارد مثلا: بسیاری ازشرکت کنندگان درکنکورکه تنهاهدف آن ها پذیرفته شدن در آزمون می باشد و پس از آن در می یابند که رشته تحصیلی آنان چقدر از خواسته های آن ها فاصله دارد و یا به عنوان مثال دیگر اینکه یک نوجوان توسط خانواده به فعالیتی وادار می شود که هیچ گونه انگیزه و شوقی به ایفای آن نقش ندارد.
مکان های رشداجتماعی نوجوان:پدیده اجتماعی شدن از سه جنبه رشد اجتماعی ناشی می شود:
ارتباط های بین فردی قراردادها و هنجارهایی که جنبه ایدولوژیکی دارند فعالیت ها یا رفتارهایی اجتماعی شده که شامل رفتارهای اجتماعی و فعالیت های شغلی هستند این موارد در محیط خانوادگی و مدرسه و گروهای هم سن تحقق می یابد.
به طور کلی می توان از دو محیط عمده جهت رشد اجتماعی نوجوان یاد کرد:
۱٫ محیط خانواده والدین و نوجوان
۲٫ گروههای هم سن و محیط مدرسه
_محیط خانواده:
طی یک پژوهش توصیف سه گونه نفوذ والدین مشخص شده است:
یک نفوذ- نفوذ مستبدانه والدین است که درآن والدین به جای نوجوان تصمیم می گیرند و اومجبوراست مطابق با اوامر والدین عمل نماید.
دوم نفوذ والدین که به صورت دموکراتیک و آزاد منشانه روی نوجوان تاثیر دارد که درآن نوجوان در تصمیم گیری و اعاده روش با والدین مشارکت دارد ولی حرف آخر را والدین می زنند.
سوم نفوذ مجاز یعنی کنترل خود مختارانه نوجوان که خود نوجوان تصمیم می گیرد و خود عمل می کند.
درنتیجه گیری ازاین سه نوع برخورد چنین آمده است که فراوانی اعتماد به نفس نزد دختران و پسران در خانواده هایی که به صورت آزاد منشانه و دموکراتیک برخورد می کنند بیشتراست اما این فراوانی نزد خانواده های مجاز کمتر است ولی به طور کلی با توجه به تفاوت های بین نوجوانان و مراحل رشد اجتماعی آنان باید به این نکته توجه داشت که هر رفتاراز سوی والدین باید با توجه به واکنش ها و بازتاب های نوجوان سنجیده شود تا بتوان ازآن نتایج مطلوبی گرفت بنابراین چنین به نظر می رسد که وجود برخی قوانین و مقررات نه تنها لزوم دارند بلکه مثبت نیز می باشند اما باید دانست زمانی این محدودیت ها تاثیر مثبت دارند که او بتواند آزادانه نظر دهد و انتقاد کند.
_گروههای هم سن و محیط مدرسه:
در این قسمت می توان جنبه تکوینی محیط آموزش و محیطی که متشکل از هم سن ها و هم کلاسی ها است را به عنوان یک محیط رشد در نظر گرفت.
طی یک تحقیق گروههایی از دانش آموزانی که ازهوش طبیعی با لاتر از حد طبیعی اما در خانواده ها و محیط های فقیر زندگی می کردند انتخاب کرده و دریک محیط با دانش آموزانی از خانواده های با فرهنگ رشت یافته تر و مرفه بودند قرار دادند
پس ازمدتی این مقایسه نشان داد که دانش آموزان مورد بررسی هم از جهت وضع تحصیل و هم از جهت نظام ارزشی تغییر یافته اند و برداشت های آنان از مسائل مختلف نیز دگزگون شده بود و به تعبیری شخصیت آن ها نیزدچار نوعی دگرگونی شدن را نشان می داد. در مجموع می توان گفت که رشد اجتماعی دوران نوجوانی
تنها نمی تواند ناشی از یک تحول فردی باشد بلکه تاثیر پذیری آن ها ازتعامل های اجتماعی تردید ناپذیراست.
رشد اجتماعی نوجوان ازدیدگاه جامعه شناسی:
در گذشته طول دوره نوجوانی کوتاه تر بوده است اما در قرن معاصر با پیچیده تر شدن ساختار جوامع این گرایش رو به طولانی ترشدن می باشد. براساس یک بررسی مشخص شد انواع شکل های نوجوانی در جوامع مختلف متاثر از ساختارهای آن جوامع می باشد. می توان به چهار نوع نوجوانی اشاره کرد:
بدوی- انتقالی- نوجوانی ساده- نوجوانی طولانی
هر یک از شکل های فوق متاثر از برخوردها و دیدگاه ها و نحوه رفتار اعضای آن جامعه با نوجوان و نوجوان با آن جامعه را دارد.
دربعضی از جوامع نیز ساخت های اجتماعی را به انواع مختلف تقسیم کرده اند مانند:
بدوی روستایی و شهری که در هر یک از موارد ذکر شده نحوه برخورد هر یک از بخش های اجتماعی با نوجوان و با لعکس متفاوت می باشد و بر گرفته از ماهیت آن اجتماع ما باشد.
رشد اجتماعی نوجوان و گسترش مناسبات اجتماعی:
رشد اجتماعی را به عناوین مختلف مانند تعلق طفرلیت- رشد شناخت اجتماعی یا فهمیدن فرد و دیگران- روابط با همسالان- شخصیت جنسی و غیره … می خوانند در این دوره تغییرات آشکار و گسترده ای در شیوه های ارتباطی با والدین و همسالان به چشم می خورد.تحقیقات به عمل آمده نشان داده است که رشداجتماعی باعث تجدید روابط آنان باخانواده می شود. نوجوانی و بلوغ باعث ایجاد فاصله عاطفی با والدین می شود که این امر باعث استقلال بیشتر نوجوان می شود ککه البته این تحول در دختران و پسران متفاوت است. فاصله گرفتن اواز والدین نشانه ای از خود مرکز بینی نوجوان می باشد که این خود مرکز بینی علت های مختلف می تواند داشته باشد:
بروز توانایی های جدید مغزی و خودآگاهی نوجوان از علت های عمده این مسئله- اشتغالات ذهنی نوجوان به خود مثلا توجه به بدن، عضلات، رشد قد، وزن و پاها و توجه به تغییرات ناگهانی جنسی از دیگر دلایل این خود مرکز بینی می باشد ولی رفته رفته این خود مرکز بینی به تدریجکم می شود و جایش را به تجدید روابط اجتماعی میدهد. نوجوان در ابتدا گرفتار تغییرات رشد جسمی، عاطفی و فکری خویش می شود و پس از
درونی کردن این تغییرات مجددا به عنوان یک فرد مستقل دست به گسترش روابط اجتماعی خود با دیگران می زند و در پایان این دوره و شکل گیری هویت نوجوان صمیمیت و نزدیک شدن به دیگران در وی گسترش می یابد و مقدمات لازم برای تقسیم زندگی و خواسته های خود با همسر و روابط فامیلی به همکاری در رشد اجتماعی مطرح می شود.
روابط اجتماعی نوجوان در مسیر تحول رشد اجتماعی:
ارتباط خود با دیگران در آغاز نوجوانی به طور عمده متمرکز به گروه همسالان و دوستان می باشد در این مقطع از زندگی نوجوانی احساس فرد این است که دیگران به ویژه همسالان همانند مخاطبین خیالی شاهد رفتار و احساسات و اندیشه های او هستند دو نیمه دوم دوران نوجوانی فرد مایل است بداند دیگران درباره او چه می اندیشند و بدین صورت نوجوان خود را در آئینه دیگران نظارت می کند تا هویت اجتماعی خویش را تثبیت کند.
ارزشیابی دیگران خاص همسالان و دوستان از نوجوان آغاز حرکت او به سوی روابط متقابل پیشرفته اجتماعی نوجوان است و در همین دوره است که نوجوان خود را متفاوت از خود عمومی خانواده به حساب می آورد و اهمیتی که نوجوان به گروه دوستان می دهد، نشان می دهد که در نوجوان رشد وابستگی اجتماعی چقدر مهم است. نوع ارتباطات اوایل نوجوانی با گروه دوستان معمولا در اواسط نوجوانی تعدیل می شود اما نوجوان در تدارک تجدید مناسبات با خانواده همیشه چنین نیست به خصوص نوجوانان با مشکلات خانواده در این دوران نیز همان ارتباطات قبلی را با گروه همسالان گسترش می دهند و ممکن است گرفتاربرخی از اغرافات و ناسازگاری نیزبشوند و به این طریق در شکل گیری هویت آنان نیز دشواری های جدی پدید آید با ورود به دوره جوانی بیشتر نوجوانان روابط شدید قبلی خود با گروه دوستان کاهش می دهند.عضویت در یک کلاس مدرسه راهنماییبا عضویت در یک تیم ورزشی مستلزم توانایی های افزایش یابند معین در ارتباط گیری با دیگران و در موقعیت های اجتماعی ساختار یافته است. چگونگی رشد شخصیت و خلق و خوی نوجوان عامل مهمی در چگونگی یادگیری اجتماعی و شرکت او در فعالیت های مختلف اجتماعی است.
رشد سالم اجتماعی نوجوان مستلزم رشد طبیعی شخصیت و فراگیری مهارت های اجتماعی شدن است و در نوجوان متفاوت است و به برون گرایی یا درون گرایی نوجوان بر می گردد.
رفتارهاِِی مرضی اجتماعی نوجوان:
یکی ازآشکارترین نمونه های مرضی دررفتاراجتماعی نوجوان عضویت آنان دردارودسته های ضد اجتماعی مانند: هیپی، پانکی، گروه های ارتجاعی، باندهای دزدی و خراب کاری و منحرفین جنسی می باشند که مقدمات آن در اوایل نوجوانی و دوره فاصله گرفتن از خانواده فراهم می آیدو بقیه سال های نوجوانی را ادامه می یابد. این دارودسته ها در شهر های بزرگ و در میان گروه های اجتماعی، فرهنگی محروم جامعه بیشتر دیده می شود.ویژگی اصلی این دارودسته ها همانند سازی بی قید و شرط آنان با گروه خود به فراموشی سپردن الگوها و مناسبات اجتماعی می باشد در این گروه ها دارودسته خلاف کار حکم خانواده را برای نوجوان دارد، نوجوانی را که احساس تنهایی می کند باید کمک کنیم تا بر حسب نوع علایقی که دارند با یک گروه سالم از همسالان مدرسه ارتباط برقرار کند، فعالیت های سالماین گروه باعث کاهش تهدیدهایی می شود که فرد تنها احساس می کند.
رفتار اجتماعی نوجوان و نقش فرهنگ دراین دوره:
بخش مهمی از فرآیند درک هویت فردی ایجاد روابط جدید با اشخاص گوناگون است یکی از این اشخاص که می توانند در نوجوان ایجاد فرهنگ نمایند والدین می باشند نوجوانی فرزندان، اغلب در دورانی نه ۱۵ جذاب برای والدین فراهم می سازد که بسته به به سن پدر و مادر در زمان ازدواج معمولا هنگامی که به سن نوجوانی می رسند والدین در حدود ۴۰ تا۵۰ ساله هستند و این مهم ترین مانع و مشکل برسر راه نوجوان می باشد که در فرهنگ یابی نوجوان بسیار مؤثر است اصولا فرهنگ نظام ارزشی است که مشتمل بر عقاید، باورها و تجارب یکسان یک نسل می باشد. راه های زندگی مردم یک جامعه، آداب و رسوم، افکار وعقاید، مذهب، زبان و غیره … ابزاری هستند که مردم یک به عنوان فرهنگ به کار می گیرند این فرهنگ از پدر و مادر و همسالان به نوجوان می رسد و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.
هدایت اجتماعی و مقابله با تهاجم فرهنگی درنوجوان:
اجتماع مسلما یکی از ارکانی است که در شخصیت نوجوان و در شکل گیری آن بسیار حایز اهمیت می باشد، زندگی اجتماعی مورد تاکید و سفارش همه انبیاء و دانشمندان می باشد انسان اجازه ندارد که به دوراز جامعه و بی تفاوت در برابر غم و درد مردم در گوشه ای سر گرم خود و زندگی خود باشد، آموزش حیات اجتماعی و تاثیرات دو جانبه آن بارها در روایات مختلف و توسط بزرگان اجتماعی و دینی یادآوری شده است که باید نوجوان را با آن آشنا ساخت یک نوجوان باید آشنا به اصول حلژیات اجتماعی باشد تا این آشنایی مبنایی جهت رشد اجتماعی وی فراهم آورد.
برخی از این اصول عبارتند از:
اصل کرامی انسانی، اصل نظارت اجتماعی، اصل وفای به عهد، اصل یکرنگی و صداقت و غیره ….
عوامل اجتماعی مؤثر در تکوین شخصیت اجتماعی نوجوان:
تعریف شخصیت: شخصیت مجموعه رفتار ها و ویژگی هایی است که انسان خاص را مشخص می کند عموما مردم شخصیت فرد را عبارت از جلوه او در نزد دیگران فرض می کنند مثلا: زمانی که گفته می شود فلانی فردی با شخصیت است یا بی شخصیت می باشد، منظور مطلوب یا نامطلوب بودن فرد است. بسیاری از فلاسفه عناصر باطنی و درونی افراد را که مبانی رفتار ایشان را فراهم می آورد به عنوان پایه و اساس شخصیت می دانند اما در روان شناسی ابعاد فرد عمدتا در حوزه برخورد و رفتار او با دیگران مورد توجه است. غالب روان شناسان شخصیت را نتیجه تاثیر متقابل فرد ومحیط زندگی اس می دانند و ویژگی های اشخصیت هر شخص رفتار اجتماعی او را هدایت می کند، پس می توان گفت شخصیت دارای دو بعد ظاهری و باطنی است که می توان شخصیت را به صورت طبیعی و روش های دیگر مانند: مصاحبه- پرسشنامه و
گروهی مورد ارزیابی قرارداد به طور کلی می توان گفت عونملی که در تکوین شخصیت نوجوان مؤثر است به قرار زیر است:
۱٫ عوامل ژنتیکی
۲٫ دوران بارداری
۳٫ زمان تولد
۴٫ عوامل بعد ازتولد یاعوامل محیطی ثانوی
نحوه شکل گیری شخصیت نوجوان و به ویژه شخصیت اجتماعی او و رشد ابعاد مختلف آن تحت تاثیرهر یک از عوامل بالا قرار بگیرد، ژن ها و عوامل وراثتی که از پدر و مادر به فرزند منتقل می شود می تواند به عنوان یک فاکتور مهم در چشم انداز اجتماعی آینده یک نوجوان مؤثر باشد و همچنبن است، عوامل دیگری که ازآن یاد شد. رشد اجتماعی نوجوان با توجه به اینکه انسان اصالتا موجودی است اجتماعی، جنبه اجتماعی
رشد یابد و اساس زندگی یک نوجوان را تشکیل می دهد آمادگی روانی- برخورداری از مهارت های اجتماعی- اعتماد به نفس وسازگاری اجتماعی از مهم ترین لازمه های یک زندگی اجتماعی است. یکی از مهم ترین زمینه های شکل گیری شخصیت اجتماعی نوجوان اصل همانند سازی یا الگوپذیری از دیگران می باشد به ویژه از پدر و مادرو گروه همسالان.
قرآن و تربیت شخصیت اجتماعی انسان:
رشد وکمال وشکوفایی ابعاد وجود انسان تنها در سایه زندگی اجتماعی و پذیرش مسئولیت اجتماعی میسر می شود، هدف های کلی تعلیم وتربیت بر جنبه های اجتماعی آن تاکید کرده است خودشناسی- برقراری روابط مؤثر،مفیدو متعالی با دیگران- پذیرش مسئولیت اجتماعی و میل به کفایت های اقتصادی از مهم ترین هدف های تعلیم و تربیت فردی و اجتماعی است درواقع بزرگ ترین اصالت پیامبر(ص) تربیت اخلاقی واجتماعی انسان هامی باشد و می توان گفت اسلام دین کمالات اخلاقی و فردی و اجتماعی می باشد مبنی پذیرش هرفردی توسط فرد دیگر رفتار پسندیده اجتماعی می باشد، قرآن توجه به مسایل اخلاقی و روابط اجتماعی انسان ها را بر اساس رشد مطلوب شخصیت و بهداشت روانی او و جلوگیری از فساد و بزهکاری اجتماعی می داند.
اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی :
نوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا میکنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود میآورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریع تر و بهتر او را با آنها میسر میسازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه میکند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزونتر را موجب میشوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گسترده تر اجتماع با کاربست شیوهها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی وشخصیت
سالمتری را برای وی رقم میزند.
بازدید
بزهکاری:
اقدام به عملی که برخلاف موازین مقررات وقوانین و معیارهای ارزش فرهنگی هرجامعه باشد.
در آن جامعه بزهکاری یا جرم تلقی می گرددوکسانی که مرتکب چنین اعمال خلاف می گردند مجرم یا بزهکار نامیده می شوند.(آسیب شناسی اجتماعی، فرجاد، ۱۳۷۵، نشر کوکب، ص ۱۶۹)
بزهکاری را ازلحاظ مطالعات اجتماعی و ازنقطه نظر عرف وقانون برچسب نوع کاری که انجام می دهند میتوان برسه گونه زیر تقسیم کرد:
الف. بزهکاری برعلیه اشخاص عادی جامعه که زندگی عادی بر اساس فرهنگ و قانون برای خود انتخاب کرده اند.
ب. برعلیه دارائی و مالکیت دیگران.
ت. بزهکاری برعلیه نظم عمومی و سلامت افراد جامعه(آسیب شناسی اجتماعی، فرجاد، ۱۳۷۵، نشرکوچک، ص ۱۷۰)
بزهکاری د راصطلاح روانشناسی:
معمولا نوجوانان خلافکار و مجرم را دریک ردیف نام می بردند و شاید هم آن باشد که اولاً: نوجوان چون هنوز به سن قانونی نرسیده است مجازات بزهکاری او در ردیف یک خلاف تلقی می گردد.ثانیاً: بیم آن می رود که خلاف او عواقب وخیمی در برداشته و احتمال بزهکاری د رپیش باشد. خلاف در نوجوانان از عدم رضایت انضباط سرچشمه گرفته و خلافکار نسبت به مقررات بی اعتنا است.
معلمین می توانند برای رفع خلافکاریها و بی انضباطی نوجوانان اعمال زیر را انجام دهند:
۱٫ تشویق و تحسین و تکیه کردن به شخصیت نوجوانان به جای سرزنش و توبیخ و تمسخر او.
۲٫ سپردن یک نوع مسئولیت به نوجوان بی انظباط وصرف انرژی او برای انجام کارهای مدرسه ای.
۳٫ صبر و حوصله به خرج دادن و نرنجیدن از عمل شاگرد بی انضباط و تظاهر به اینکه از این عمل بدش نمی آید.(رفتارشناسی جوانان، شادروان، ۱۳۷۶، انتشار ایستا مسمی، ص۱۷)
خانم و آقای کرو معتقدند که سه گروه جوانان بزهکار وجود دارند:
۱٫ در جوانان سالم و معمولی که هیچگونه نقص تربیتی یا جسمی نداشته بسیار مؤدب و خوش رفتار نیز می باشند، منتها گاهی دریک موقعیت خاص قرارمی گیرند و دست به بزهکاری می زنند.
۲٫ نوجوانانی که در اثر سخت گیریهای و الدین و یا ناامنی های خانوادگی دچار ناراحتی و اختلاف عاطفی گردیده و برای تسکین خاطر و انتقام از والدین به بزهکاری دست می زنند.
۳٫ بزهکاری که دچار انحرافات روانی هستند و از لحاظ تعلیم و تربیت در سطح هوشی پیشرفته نبوده و به هیچ وجه پای بند وجدان و اخلاق نمی باشند.
به طور کلی بزه به هر صورت که باشد بزهکار دچار عدم تمرکز حواس و حافظه و تزلزل شخصیت گردیده است که نه تنها عواقب آن متوجه خود شخص می گردد و بلکه برای خانواده و اجتماع نیز مضر می باشد. (رفتار شناسی جوانان، شادروان، ۱۳۷۶، انتشارات مسمی، ص ۲۱)
انحرافات اجتماعی:
به منظور بقا و استمرار حیات هر جامعه، باید هنجارها و ارزشهای آن جامعه توسط اعضاء محترم شمرده شوند، اما در همه جوامع انسانی، برخی از افراد، پاره ای از ارزشها و هنجارها را رعایت نمی کنند. جامعه، افرادی را که هنجارها را متابعت کرده“همنوا” وکسانی را که هنجارها را نقض می کنند. “ناهمنوا” می داند. ازمیان اشخاص نابهنجار کسی که رفتار نابهنجارش زودگذر نبوده و دیرگاهی دوام آورد، “کجرو” یا “منحرف” و رفتار او کجروی اجتماعی یا انحراف اجتماعی خوانده می شود.(آل برن، ۱۳۵۶ :۲۵۳)
در همه گروهها درجه اهمیت هنجارها و رعایت آن توسط اعضاء یکسان نیست. برخی از هنجارها چون شیوه های قومی ( Folk Ways ) از اهمیت کمتری برخوردار بوده و عدم رعایت آن، مجازاتی را در برنداشته و یا در صورت مجازات، میزان آن ضعیف خواهد بود. د رطرف دیگر قوانین، که در جامعه وضع شده درصورتی که مراعات نگردد، فرد خاطی با مجازات شدید رو به رو خواهد شد. با وجود شدت و ضعف در اهمیت هنجارها و رعایت آن توسط افراد، موضوع مهم دیگر، موقعیت عمل می باشد که شدت و ضعف مجازات را تعیین می کند. به عنوان مثال، سربازی که در موقعیت جنگ و صلح از انجام خدمت سرباز می زند، مجازاتهای مختلفی برای او تعیین می گردد. همچنین ویژگیهای فردی و اجتماعی کنشگر از معیارهای مهم درباره انحراف خواهد بود؛ به عنوان مثال جامعه در مواجه با بعضی ازکجرویها با ملاطفت برخورد می نماید. پایگاه اجتماعی خاطی نیز غالبا به عنوان عامل مهم درنظر گرفته می شود.
مصونیتهای متفاوتی که برای سفرا، وزرا، نمایندگان مجلس وبرخی اشخاص دیگر وجود دارد، مؤید این امر است.
(لذا تلقی از انحراف بعنوان پدیده ای اجتماعی و مصداقی امری نسبی محسوب می گرددـ اگر چه درجوهر دارای قبح ذاتی است ـ مردمان نه بطور تمام و کمال برطبق تمامی هنجارها عمل می کنند و نه کاملا حالت منحرف دارند. یک فرد کاملا منحرف به دشواری می تواند حتی برای مدت طولانی زنده باقی بماند. منحرفان خیلی مشخص و نشان دار مانند جنایتکاران و یا منحرفان جنسی هم از نظر اموری مانند لباس پوشیدن، عادات غذایی، تفریحات و بسیاری دیگری از فعالیتهای روزمره ممکن است حالتی عادی وکاملا هنجار داشته باشند. از طرف دیگر، اکثر افراد کاملا عادی هم ممکن است گاهی رفتاری انحرافی داشته باشند. درحقیقت انحراف تابعی از فرهنگ و منبعث از آن است. از این رو، با تنوع فرهنگها، معیارهای انحراف نیز تفاوت می یابد. بدینسان عملی معین می تواند درجامعه ای عادی و حتی پسندیده به حساب آید، درحالی که همان عمل در فرهنگ دیگر نادرست، ناپسندیده و حتی جرم شناخته شود. همین طور، دریک فرهنگ درزمانی خاص به جهاتی یک عمل معین، عادی است، درحالی که همان عمل در زمانی دیگر انحراف تلقی می شود.(فلور، ۱۳۷۰۰،۱۹۷)
گی روشه، جامعه شناس فرانسه زبان، معتقد است بین دو اصطلاح انحراف و کجروی تفاوت وجود دارد. او با بیان اینکه هرگاه نمونه هایی که درجامعه وجود دارند به صورت رسمی و آمرانه خواهان همنوایی نباشند ولی یک نمونه بیش از نمونه های دیگر در جامعه وجود داشته باشد، معتقد است که درصورتی عنوان انحراف به خود می گیرند که نمونه های دیگری که از فراوانی کمتری برخوردارند، توسط افراد انتخاب ومورد عمل قرار گیرند.
وی دربیان تفاوت بین انحراف وکجروی می گوید: “ انحراف عبارت است از حق انتخابی که اعضای یک جامعه بین مدلهای مجاز دارند وکجروی انتخاب مدلهایی است که یا درمورد آنچه که مجاز است می باشندو یاخارج از(همان : ۶۸) اما جامعه شناسان فارسی زبان تفاوتی بین منحرف وکجروقایل نشده اند؛ به طوری که برخی (Deviant) رابه معنای کجرو و برخی آن را به معنای منحرف دانسته اند. (گی روشه، ۶۷۰۱۳۶۷)
کوئن معتقد است: انحراف هرگونه رفتاری است که با انتظارات جامعه منطبق و سازگار نباشند. انحراف دوری جستن و فرار از هنجارهاست و گاهی رخ می دهد که فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نمی کنند.نمونه های انحراف در فرهنگ ما، قتل عمد، تجاوز به عنف، دزدی، ناراحتی روانی جنون آمیز، بزهکاری جوانان، همجنس بازی، اعتیاد، فحشاو امثال آن است.(کوئن، ۱۳۷۰،۲۱۵)
جدول شماره (۱) توزیع فراوانی منحرفان برحسب سن در ایران
ردیف گروه سنی تعداد درصد
۱ کمتراز ۲۰سال 23 0/22
۲ 30-21 55 2/50
۳ 40-31 18 6/16
۴ 50-41 9 4/8
۵ بیشتر از ۵۰سال 2 8/1
۶ جمع 108 100
توضیح جدول شماره (۱)
بیشترین دستگیرشدگان در رابطه با جرایم منکراتی در سنین بین ۲۰تا ۳۰سال قراردارند و اگر جمع سایر گروهها سنی راکه دردوران جوان و نوجوان قراردارند به آن اضافه کنیم، تقریبا می توان گفت: قریب به اتفاق منحرفان منکراتی اقشار جوان و نوجوان جامعه به شمار می روند که جای تامل دارد.
جدول شماره (۲) توزیع فراوانی منحرفان برحسب شغل
ردیف نوع شغل تعداد درصد
۱ کارمند 12 1/11
۲ کارگر 9 3/8
۳ آزاد 19 6/17
۴ محصل یا دانشجو 42 0/39
۵ بیکار 26 0/24
۶ جمع 108 100
توضیح جدول شماره (۲)
این جدول نشان می دهد شغل ۳۹ درصد دستگیر شدگان محصل یا دانشجو می باشد، گستردگی وجود خرده فرهنگهای معارض در بین دانش آموزان، دانشجویان و تحصیل کرده ها نشان می دهد نظام آموزش و پرورش ما در بهنجار کردن افراد و درونی کردن فرهنگ حاکم در آنها نقشی ندارد و تنها وظیفه انتقال برخی دانسته ها و معلومات را انجام می دهد.
۲۴ درصد از منحرفان نیز بیکار بودند که بخش زیادی از این تعداد تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان رسانیده (دیپلم و بیکار) ودر جست و جوی شغل هستند. می توان گفت بیکاری از مقوله هایی است که زمینه های مساعدی را برای بروز انحرافات فراهم می سازد.
از آنجایی که بیشترین گروه منکراتی ها را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند که درحال تحصیل بوده یا چند وقت دیگر فارغ التحصیل می شوند، لذا تامین فرصتهای شغلی مناسب وکافی، آنها را به تبعیت از فرهنگ حاکم و عدم گرایش به انحرافات سوق خواهد داد.
بازدید
ضرورت و اهمیت مساله
دکتر ژاله شادی طلب در گفتگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد که ایران در میان ۱۴۰ کشور دنیا در رتبه ۷۸ قرار دارد ، و این درحالیست که کشورهای حوزه خلیج فارس در این شاخص از شرائط مطلوب تری برخوردارند.
برآورد کلی انجام شده مربوط به گستره خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان نشان می دهد ۶۶ درصد خانواده های مورد مطالعه از اول زندگی مشترک تا زمان این مطالعه حداقل یکبار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن داشته اند و۳۰ درصد خانوارها حداقل یکبار در طول زندگی خشونتهای فیزیکی جدی و حاد و در ۱۰ درصد خانوارها خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی را داشته اند.
در گزارشی دیگر از ایسنا مدیر دبیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی اعلام کرد: از ۲۸۵ مورد تماس قابل پیگیری با خط اورژانس اجتماعی تهران در طول مدت ۲۱ بهمن سال گذشته تا ۲۲ اردیبهشت امسال، ۴۱ مورد مربوط به خشونت خانگی بوده است. با توجه به گزارشهای قابل توجهی که در مورد پدیده همسرآزاری وجود دارد، ضرورت بررسی بیشتر خشونت خانگی وجود دارد. با توجه به آنکه در فرهنگ و مذهب ما خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، در غالب زنان ایرانی نگرش حفظ اسرار خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است که این امر مانع از ایجاد گزارش های واقعی در مورد خشونت خانگی می گردد. آثار خشونت خانگی در وهله اول متوجه سلامت جسمی ، روحی زنان است و آرامش و امنیت را از زنان سلب می کند و در مرتبه بعد فرزندان خانواده نیز به لحاظ سلامت روحی و روانی قربانی این پدیده می شوند . در چنین شرایطی خانواده دستخوش آسیب های جدی می گردد که در سطوح کلان تر هزینه های سنگینی را به جامعه تحمیل می کند.
روش تحقیق
تحقیق حاضر به دو روش صورت گرفته است و شامل دو بخش است:
۱- روش بررسی اسناد و مطالعه تحقیقات پیشین
۲- روش مصاحبه عمیق با ۶ مورد از قربانیان خشونت خانگی که برای گرفتن طول درمان به پزشکی قانونی پارکشهر مراجعه کرده بودند و ۲ مورد از زنان کتک خورده که اقدام به شکایت نکرده بودند. روش مصاحبه با دو مورد از زنان کتک خورده که اقدام به شکایت نکرده بودند و ۱ مورد از زنانی که اقدام به شکایت کرده بود به روش گلوله برفی بوده است. در روش گلوله برفی موردها از طرق شبکه آشنایان برای مصاحبه معرفی می شوند. در سایر مصاحبه ها به روش مراجعه به مرکز پارکشهر بوده است.
واحد آماری
در این تحقیق واحد آماری زنان کتک خورده مراجعه کننده به پزشکی قانونی پارکشهر بوده اند.
بررسی خشونت علیه زنان در ایران
خشونت علیه زنان پدیده ای است که در آن زن به خاطر جنسیت خود صرفا زن بودن مورد اعمال زور و تضییع قرار حق از سوی جنس دیگر(مرد) قرار می گیرد، چنانچه این نوع رفتارها در چهارچوب خانواده و بین زن و شوهر باشد از آن به خشونت خانگی تعبیر می شود.
خشونت خانگی انواع گوناگونی دارد :
۱- خشونت جسمانی : ضرب و شتم ، کتک کاری
۲- خشونت کلامی : توهین ، تحقیر، فحاشی
۳- خشونت اقتصادی : تخریب و شکستن لوازم خانه ، در تنگنای اقتصادی قرار دادن زن
۴- خشونت حقوقی : شامل عدم پرداخت نفقه و خرجی
۵- خشونت جنسی : آزار و اذیت جنسی زن
خشونت علیه زنان در ایران امری پنهانی است ، زنان ایرانی درفضای زندگی زیر سلطه پدر ، برادر، پسر و .. هستند و در فضای زندگی زناشوئی زیر سلطه شوهر و اقوام او هستند . در فضای زندگی شغلی زیر سلطه سلیقه های مرد سالار و روسا و مدیران مذکر روزگار می گذرانند و در فضای زندگی اجتماعی زیر سلطه سنت زن ستیز احساس نامنی می کنند ، با این حال چنان در بافت ذهنی و رفتاری خود به خشونت تسلیم شده اند که کمتر واکنش نشان می دهند. بررسی الگوهای خشونت علیه زنان نشان می دهد که خشونت در گذشته به صورت روانی و غیرفیزیکی کمتر گزارش شده است ، اما رواج آن در حال حاضر روبه فزونی است .شاید بتوان گفت که خشونت های غیر فیزیکی جایگزین خشونت های فیزیکی در طول زمان شده است. در ایران هر چه موقعیت زنان نامناسب تر باشد که خود به معنای وجود نابرابری عینی است ، امکان اینکه مردان از خشونت استفاده کنند بیشتر می شود. خشونت خانگی در شدیدترین حالت منجر به همسرکشی می شود و به گفته یک بازپرس دادسرای امور جنائی تهران همسرکشی در صدر خشونت های خانگی قرار دارد.
پژوهش های پیشین خشونت خانگی در تهران
در ایران در سالهای اخیر بررسی های گوناگونی در ارتباط با خشونت علیه زنان صورت گرفته است که ما در این تحقیق به بررسی تحقیقاتی که در تهران صورت گرفته است می پردازیم و بعد به نتایج کلی این پژوهش ها می پردازیم.
۱) پژوهشی توسط شهلا اعزازی درباره ۵۳ زن مراجعه کننده برای یک مشاوره به مراکز مشاوره خانواده طی تیرماه ۱۳۷۶ تا پایان دی همان سال در تهران صورت گرفته است.
۲) بررسی و تحقیقی توسط انجمن تنظیم خانواده ایران درباره خشونت خانگی انجام شده است که این مطالعه در سال ۱۳۸۱ در جنوب تهران صورت گرفته است.
۳) طرح ملی بررسی خشونت خانگی در ۲۸ استان از سوی مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری صورت گرفت که استان تهران نیز جزﺀ این استانها بوده است.
۴) پژوهشی درباره همسرآزاری توسط حسن شمس اسفندآباد و سوزان امامی پور در میان زنان متاهل شهر تهران صورت گرفته است ( در سال۸۱)
نتایج کلی حاصل از پژوهش
نتایج کلی حاصل از تحقیقات پیرامون خشونت خانگی در تهران نشان دهنده آن است
۱)میان نوع شغل مردانی که مرتکب خشونت خانگی شده اند تفاوت چندانی وجود ندارد. به عبارت دیگر مردانی که مرتکب خشونت خانگی شده اند در مشاغل مختلفی در جامعه بوده اند که این مشاغل از سطوح بالا گرفته تا مشاغل رده پائین گسترده شده اند.
۲) میزان تحصیلات مردانی که اقدام به خشونت خانگی کرده اند پائین است و تعداد مردانی که دارای تحصیلات بالاتر از لیسانس هستند در اقدام به خشونت خانگی علیه زنان بسیار کمتر است.
۳) میزان تحصیلات زنانی که قربانی خشونت خانگی شده اند پائین است و اکثرا در رده بی سواد و کم سواد قرار می گیرند.
۴) زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار کمتر قربانی خشونت خانگی قرار دارند.
۵) سن ازدواج تاثیری در افزایش یا کاهش خشونت خانگی نداشته است.
۶) نحوه آشنائی زن و مرد ( ازدواج سنتی یا آشنائی زن و مرد بدون واسطه ) تاثیری بر میزان خشونتخانگی دارد.
۷) خشونت خانگی در میان تمام اقشار وجود دارد اما میزان آن متفاوت است.
۸) در خشونت خانگی استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی یکی از متغیرهاست اما متغیر اصلی نیست.
۹) میان خشونت خانگی در میان مردان و شاهد خشونت بودن آنها در سنین کودکیشان رابطه مثبتی وجود دارد.
علل بروز خشونت خانگی
بروز خشونت خانگی علل متفاوتی را دربردارد:
علل متفاوتی برای ظهور و بروز خشونت عنوان شده است . غریزه خشونت در انسانها تحت تاثیر عوامل شخصیتی و اجتماعی تغییر شکل می دهد . کارشناسان معتقدند که عوامل اجتماعی – اقتصادی زیادی در شکل گیری و بروز خشونت دخالت دارند . ۱ فقر ۲ کم سوادی ۳ اعتیاد ۴ مشکلات زناشوئی ۵ تربیت غلط دوران کودکی ۶ جهل و خودخواهی ۷ عدم امنیت شغلی ۸ مردسالاری۹ ازهم گسیختگی خانواده ( طلاق و زندگی با یکی از والدین ) ازجمله عوامل خشونت آفرین هستند . گاه خشونت را ناشی از خصوصیات ژنتیکی افراد برمی شمرند و گاه سوﺀاستفاده های جسمی ،جنسی، کاری و … در کودکی را با بروز خشونت مرتبط می دانند . گفته می شود کودکانی که شاهد خشونت والدین خود علیه یکدیگر می باشند ، می آموزند که در بزرگسالی از خود چنین رفتاری را نشان دهند . در نتیجه خشونت از نسلی به نسل بعدی منتقل می شود و دوام می یابد . این را چرخه خشونت می گویند که در اثر یادگیری شکل می گیرد. در بررسی هوتالیگ و سوگارمن این نکته مشخص شد که در میان مردان خشن عامل مشترک تجربه خشونت در دوران کودکی وجود دارد. بعضی از دیدگاهای جامعه شناسی با وجود قبول رابطه میان جامعه و خانواده ، دلایل خشونت را بیشتر در عوامل فردی مانند سن ازدواج ، تاثیر عوامل اقتصادی بر افراد، میزان درآمد، تحصیل، نوع شغل و وجود ویژگیهائی چون پرخاشگری در مردان یا حامگی در زنان و در نهایت تحت تاثیر عواملی مانند استفاده از مخدرها می دانند. جامعه شناسان دیگر گذشته از پذیرش این عوامل ، معتقدند تا زمانی که ساختارهای جامعه براساس برتری مردان نسبت به زنان شکل گرفته باشد و در سازمانها و نهادهای اجتماعی و اماکن شغلی مردان دارای موقعیتی برتر باشند ، بازتاب سلسله مراتب اجتماعی در خانواده نیز دیده می شود ، و مردان در روابط خانوادگی خود را محق به استفاده از خشونت خواهند دانست . زنان نیز با آنکه تحمل کتک خوردن برایشان آسان نیست ، این وضعیت را طبیعی می دانند و واکنش خاصی در برابر آن نشان نمی دهند.
بازدید
بازدید
اهمیت ارتباطات
جریان اطلاعات در سازمانهای امروزی باید از هر زمان دیگر شتابنده تر باشد . یک فرد فقط از طریق ارتباط می تواند با دیگری تماس حاصل کرده ضمن برآورد نیازهایش به کارها صورت عمل بدهد . بهمین ترتیب در یک سازمان افراد به وسیله ارتباط بر قرار گرفتن قادرند . بین فعالیت ها هماهنگی بوجود آورده و به نتیجه مطلوب برسند . ارتباطات همچنین در سازمان یکی از عناصر کلیدی موفقیت مدیران است ، چرا که اطلاعات بعنوان یک داده مهم در سیستم سازمانی و در سایه ارتباطات موثر وارد سازمان می شود و همین که به سازمان راه یافت باز نیازمند یک سیستم ارتباطی کارآمد است تا مورد پردازش قرار گرفته و بسان خون در رگهای سازمان جریان یابد. برای کارآمد بودن ، یک مدیر به اطلاعاتی نیاز دارد که به او امکان انجام دادن وظایف و کوشش های مدیریت را بدهد .
به دو دلیل ارتباطات برای مدیران حائز اهمیت می باشد : اولا ً ارتباطات فرایندی است که مدیران با استفاده از آن وظایف برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری ، هماهنگی و کنترل را به انجام می رسانند . ثانیا ً : ارتباطات فعالیتی است که مدیران قسمت اعظم وقت خود را به آن اختصاص می دهند ، زیرا فرایند ارتباطات به مدیران این امکان را می دهد تا مسئولیت های خود را ایفا کنند ( حقیقی ۱۳۸۰ ) .
استونر و ونکل ۲ در کتاب مدیریـت از قول «پیتـر دراکر» 3 نقل قـول می کنند که مدیر افراد را اداره نمی کند بلکه آنها را برمی انگیزد، راهنمایی می کند و برای دست یافتن به هدفها سازمان می دهد. کارآمدی مدیر بستگی به توانایی او در برقراری ارتباطات با کارکنان دارد. چنانکه این نقش را به نحو مطلوب ایفا کند. تأخیر در کار از میان می رود، سوء تفاهم، ابهامات و تعارضات به حداقل تقلیل می یابند و هماهنگی و زمینه های کنترل فراهم می شود (چندن ۴، ۱۹۸۷).
اهمیت ارتباطات در سازمان ها تا بدان حد است که فقدان یا ابهام در آن را یک عامل اصلی از منابع اصلی بروز تعارضات در سازمان دانسته اند . جلوگیری از دخالت ذهنیت ها در ارتباطات سازمانی ، واضح سازی منظورها ، انعطاف پذیری در پذیرش نظرات دیگران ، استفاده از حرکات و اشارات مناسب برای انتقال پیام ، شناسایی عوامل فیزیکی و روانی محل ارتباط از جمله عواملی هستند که می توانند تعارض ناشی از ارتباطات مبهم را به حداقل برسانند .
فرایند ارتباطات:
فرایند ارتباطات را می توان به طور ساده در الگویی که شامل سه جزء اصلی ارتباط یعنی فرستنده پیام، پیام و گیرنده پیام است، نشان داد.
شکل ۵ الگوی ساده فرایند ارتباطات
(ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر، ۱۳۷۵)
مدل مزبور سه عنصر اساسی دارد و اگر یکی از عناصر حذف شود، ارتباطات برقرار نمی شود. فی المثل چنانچه پیام ارسال شود، اماتوسط شخصی دیگر شنیده یا دریافت نشود، ارتباطات صورت نگرفته است (ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر، ۱۳۷۵)
این مدل پیچـیدگی ارتباطـات را نشـان نمی دهد. شـکل ۶ مدل پیـچیده تر ارتباطـات را نـشان می دهد که هر یک از عناصر آن ذیلاً مورد بحث قرار می گیرد.
شکل۶ الگوی پیچیده فرایند ارتباطات (مورهد و گریفین، ۱۳۷۹٫ ترجمه الوانی و معمارزاده)
منبع ۱ : فرد، گروه یا سازمانی است که خواهان برقراری ارتباط با طرف دیگر است. منبع مسئولیت تهیه پیام، به رمز درآوردن آن و انتخاب وسیله مناسب برای ارسال آن را به عهده دارد.
به رمز درآوردن ۲: به رمز درآوردن فرایندی است که توسط آن پیام از شکل یک مفهوم و فکر تبدیل به علایم قابل ارسال می شود. علایم مورد استفاده ممکن است به صورت کلمات و اعداد، تصاویر، صدا و یا اشارات و حرکات بدنی باشند.
ارسال و انتقال ۳: ارسال فرآیـندی است که به وسـیله آن علایمی که عامل پیام می باشند برای گیرنده فرستاده می شود.
کشف کردن/از رمز خارج کردن ۴: کشف کردن فرایندی است که گیرنده پیام توسط آن معنی پیام را تفسیر می کند.
گیرنده /پاسخ دهنده ۵: گیرنده عبارت است از یک یا چند نفری که پیام را دریافت می کنند. تا مرحله کشف پیام، منبع پیام فعال و گیرنده پیام منفعل بوده است.
اکنون این گیرنده پیام است که تصمیم می گیرد پیام را کشف کند، آن را درک کند و به آن پاسخ دهد یا واکنش نشان دهد.
بازخورد ۶: پاسخ گیرنده پیام به منبع، حلقه فرایند ارتباطات را تشـکیل می دهد. بازخـورد پیام را ممیزی و تأیید می کند، به عبارت دیگر به منبع می گوید که پیام دریافت و فهمیده شد.
اختلالات/پارازیت ۷: پارازیت هرگونه اختلال در فرایند ارتباطات است که با ارتباطات تداخل پیدا می کند و یا باعث تحریف آن می شود. اختلالات در عمل می توانند در هر مقطعی از فرایند وجود داشته باشند (مورهد و گریفین، ۱۳۷۹).
انواع ارتباطات:
ارتباطات انواع مختلفی دارد که به این قرار است:
ارتباط یک جانبه، دو جانبه، مستقیم (بلاواسطه)، غیر مستقیم (با واسطه مانند نامه نگاری)، احساس برانگیز (ارتباطی که از طریق سخن با نهادهای گوناگون برقرار می گیرد، بدون این که معنای دقیق محتوا انتقال یافته باشد، مانند استفاده از موسیقی)، ارتباط معطوف به هدف (برقرار کننده ارتباط دارای هدف خاص از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامه مدون است)، ارتباط بازتابی (ارتباطی که در آن افراد ناخودآگاه در جریان ارتباط قرار می گیرند)، ارتباط اجتماعی، فرا ارتباط (ارتباطی که چارچوب ارتباطات بعدی را روشن می کند)، ارتباط بین افراد (به سه شیوه، بین یک فرد با فرد دیگر، بین یک فرد با یک گروه، بین یک گروه با گروه دیگر)، ارتباطات رسمی سازمانی (شامل ارتباطات عمودی یا از بالا به پائین در سلسله مراتب سازمانی، ارتباطات عرضی (شامل ارتباط افقی، مانند ارتباط بین کارکنان در سطوح سازمانی، ارتباط مورب، مانند ارتباط بین کارکنان در سطوح مختلف سازمانی مانند ارتباط بین مدیر و یک کارمند جزء) و ارتباطات غیر رسمی (حقیقی و همکاران، ۱۳۸۰).
مهارت های ارتباطی مدیران ۱:
اثربخشی سازمانی به وجود مدیرانی (همانند سایر اعضای سازمان) وابسته است که قادر باشند به طور اثربخش پیام هایی را هم برای افراد در درون و هم بیرون از سازمان ارسال دارند.
موانع ارتباطی گوناگونی در سازمان وجود دارند. خاستگاه و سرچشمه برخی موانع ارسال کنندگان پیام هستند. زمانی که پیام های ارسالی، واضح و کامل نباشند و از لحاظ ادراک مشکل داشته باشند، زمانی که پیام ها نامناسب ارسال شوند و یا زمانی که هیچ شرط یا پیش بینی برای بازخورد وجود نداشته باشد، ارتباطات تضعیف می شود. خاستگاه برخی دیگر از مونع ارتباطی مربوط به دریافت کننده پیام می باشد. زمانی که دریافت کننده پیام به پیام توجه نمی کند یا گوش نمی دهد یا زمـانی که هـیچ تلاشـی برای درک معـنی پـیام از خـود بروز نمی دهد، به احتمال زیاد ارتباط بی تأثیر خواهد بود. با حذف این موانع و ارتباطات اثربخش با دیگران، مدیران همانند سایر اعضای سازمان باید مهارت های ارتباطی مشخصی را گذرانده و توسعه دهند. بعضی از این مهارت ها زمانی که مدیران ارسال کننده پیام هستند اهمیت ویژه ای دارند و بعضی دیگر زمانی که مدیران دریافت کننده پیام اند، اهمیت اساسی دارند.
تعاریف مهارتهای ارتباطی:
برای مهارت های ارتباطی تعاریف متعددی ارائه شده است. به اعتقاد هلریگل و اسلکم ۱ (۱۹۹۶) مهارت ارتباطی عبارت است از توانایی ارسال و دریافت اطلاعات، افکار، احساسات و نگرشها.