جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
اختلال سختافزاری
علت اول و مهمترین عاملی که باعث قفل و مرگ ویندوز میشود تصادم سختافزاری است. هر قطعه سختافزاری برای ارتباط با سختافزارهای دیگر، از کانال درخواست وقفه (IRQ) استفاده میکند و برای هر قطعه باید یک IRQ تخصیص داده شود. به طور مثال چاپگر معمولا از IRQ شماره ۷ استفاده میکند، صفحه کلید از ۱ و فلاپی درایو از ۶٫ هر قطعه سخت افزاری ترجیح میدهد که IRQ اختصاصی خود را داشته باشد. اگر روی سیستمی سختافزارهای زیادی نصب شود یا سختافزاری به روش صحیح پیکربندی نشود، ممکن است دو سختافزار بخواهند از یک IRQ استفاده کنند. اینجاست که مشکل پیش میآید. برای اینکه دریابید سیستم شما هم تصادم سختافزاری دارد یا خیر این مسیر را جلو بروید :
Device Manager>>> System >>> Control Panel >>> Settings >>>Start >>> معمولاً سختافزارهایی که مشکل دارند، با علامت تعجب زرد رنگ مشخص میشوند. این مشکل میتواند به دلیل عدم هماهنگی با سایر قطعات، عدم شناسایی راهانداز و همچنین مشکلات بخش IRQ باشد که در این صورت میتوانید با رفتن به قسمت Properties سختافزار مربوطه، یک IRQ جدید به آن اختصاص داده و مشکل را برطرف کنید.
رم خراب
RAMها هم میتوانند باعث ایجاد این مشکل شوند که معمولا با Exception Fatal Error مشخص میشود. نکته مهم این است که Fatal Error فقط در مواقعی که مشکل جدی سختافزاری وجود دارد مشاهده میشود. در مورد رم، فاتال ارور ممکن است در اثر عدم همخوانی ماجولهای نصب شده یا چیپستها به وجود آید. به عنوان مثال وقتی از دو رم که یکی با زمان تاخیر ۷۰ نانوثانیه و دیگری ۶۰ نانوثانیه است، در کنار هم روی یک سیستم استفاده کنیم، سیستم مجبور به کار کردن با سرعت پائین شده و باعث مرگ ویندوز میشود . پیغام Parity Error هم به رم مربوط است. رمهای جدید به دو دسته تقسیم میشوند: ECC غیر ECC. که بهتر است این دو نوع در یک سیستم استفاده نشود.
تنظیمات BIOS
هر مادربورد دارای چندین تراشه است که توسط کارخانه تنظیم و برای کار روی مادربورد قرار داده میشوند. نام یکی از این چیپها BIOS است که میتوانیم با فشار دادن کلید Del یا F2 هنگام روشن کردن کامپیوتر، وارد تنظیمات آن شویم. مرحله دقیق و حساس کار وقتی شروع میشود که وارد BIOS میشویم.
اگر مبتدی هستید پیشنهاد میکنیم تمامی تنظیمات را روی کاغذ یادداشت کنید. در این حالت اگر تغییری را در تنظیمات انجام دهید میتوانید مجددا به تنظیم قبلی باز گردید. یکی از مشکلات معمول BIOS، CAS Legacy است که این مشکل هم به RAM مربوط میشود. برای رمهای EDO قدیمی مقدار CAS معادل با ۳ و برای SDRAM های جدیدتر معادل ۲ است. تنظیم نادرست باعث میشود که باز هم آن پنجرهای که دوستش نداریم جلوی روی ما ظاهر شود. همیشه به خاطر داشته باشید که ویندوز بهتر از BIOS میتواند IRQها را بین سختافزارها تقسیم کند. پس بهتر است در تنظیمات BIOS برای تخصیص (IRQ) گزینه Auto را انتخاب کنیم.
هارددیسک ها
بعد از چند هفته کار با کامپیوتر اطلاعات روی هارددیسک پراکنده میشوند یعنی ممکن است تکههای یک فایل را در قسمتهای مختلف هارد پیدا کرد. در اینجاست که Defrag کردن مرتب هارد میتواند تاثیر مثبتی روی سیستم داشته باشد. البته با تکنولوژیهای جدید و هاردهای مدل بالا به نظر میرسد این کار خیلی هم موثر نباشد. خیلی از مشکلات کامپیوتر مربوط به خرابی هارد دیسک است. مثلت زمانیکه ویندوز دیر بالا میآید سیستم هنگ میکند. برنامهها درست اجرا نمیشوند و …
خرابی هارددیسک حتی روی کارهای اینترنت هم تاثیر میگذارد و میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در دریافت دیتا شود که خیلی از افراد آن را به مودم و خط تلفن ارتباط میدهند. اگر ظرفیت هارددیسک پر باشد، سرعتش کم شده و قفل میکند پس لازم است هر از چند گاهی خانه تکانی کنید و فایلهای اضافی را روی CD یا DVD را رایت کرده و از هارد پاک کنیم. سطل آشغال سیستم را هم مرتب کنید تا آشغالهای داخل آن بو نگیرند!!
مشکلات OE Exception و VXD
منشا این مشکلات معمولا زیر سر کارت گرافیکی است. با نصب درایور مناسب و تنظیم صحیح وضوح و عمق رنگ میتوان این مشکلات را هم برطرف کرد. به طور کلی OE Exception دلایل بسیاری میتواند داشته باشد که از رابط DMAا شانزده بیتی تا اشکالات رجیستری و ناهماهنگی در بخش شبکه را شامل میشود. اما در نهایت تمام این دلایل به دلیل ارسال دستورالعمل اشتباه یا دسترسی به یک داده اشتباه ایجاد میشود. در این شرایط بر اساس کد خطای اعلام شده باید مشکل را پیگیری کرد. ممکن است هنگام شروع به کار ویندوز یا شاتدان با این پیام روبهرو شوید:
A fatal exception XY has occurred at xxxx:xxxxxxxx
که این نشان دهنده همین fatal exception error است.
ویروسها
ویروسها هم با ایجاد اختلال در رابط سختافزار و نرمافزار عامل بزرگی در این مورد به حساب میآیند. مثلا ویروس BSOD که روی ویندوز ویستا تاثیر میگذارد با Fixer آنتیویروس NOD32 قابل حل است در کل نصب یک آنتیویروس خوب و به روز شده روی سیستم ضروری است.
چاپگر
وقتی فایلی را به چاپگر میفرستیم در واقع یک فایل بزرگتر درست میکنیم که به آن پست اسکریپت میگویند. هر چاپگر مقدار کمی رم دارد که به آن بافر میگویند. این بافر به راحتی پر میشود، پرشدن بافر از یک طرف انتظار برای فرستادن داده از طرف کامپیوتر و مشغول بودن پردازنده هم از طرف دیگر دست به دست هم میدهند تا سرعت کار کم شود. اگر دیدید که چاپگر به جای متن مورد نظر شما غزلیات بیل گیتس را چاپ میکند، عملیات چاپ را Cancel و آن را خاموش کنید. سپس آن را مجددا روشن کنید، با این کار بافر سیستم را خالی کردهاید.
نرمافزارها
این روزها آشفته بازار نرم افزار مثل مد لباس و کفش شده است. خیلی از افراد فقط انواع مختلف نرمافزارها را خریداری میکنند. بعضیها هم آخرین ورژنهای ETABS، Matlab، CoolEdit، Photoshop، را روی کامپیوتر خود نصب کردهاند بدون اینکه واقعا به آنها نیاز داشته باشند.
لازم است بدانیم که سیستمعامل شما برای کارهای معمولی و روزمره کامل است به عبارت بهتر خیلی کامل تر از چیزی است که تصور میکنید. بنابراین پس از نصب ویندوز کمی فکر کنیم و فقط برنامههایی را نصب کنیم که به آنها احتیاج داریم.
گرمای بیش از حد
گرم شدن بیش از حد قطعات کامپیوتر علاوه بر آسیبرسانی به سختافزارها، عمر آنها را نیز کوتاه میکند و حتی تاثیر منفی روی نرمافزارهای در حال اجرا خصوصا Kernel میگذارد. برای حل این مشکل سعی کنیم همیشه فضای داخل کیس را خنک نگه داریم.
مشکلات منبع تغذیه
این مشکلات شوخی بردار نیست چراکه گاهی دردسرهایی درست میکند که مجبور میشوید کل سیستم را عوض کنید. خلاصه کلام اینکه اگر کامپیوترتان را دوست دارید همین امروز یک محافظ برای آن تهیه کنید. منبع تغذیه به دلیل ارتباط مداوم با نوسانات برق، گرمای تولیدی و موارد دیگر یکی از قطعات پر استهلاک دستگاه است و بنابراین اغلب مشکلاتی که پس از یکی دو سال بروز میکنند به دلیل ایرادات این بخش هستند. ضمن اینکه گاهی این ایرادات بهطور ناگهانی بروز میکنند.
بازدید
حافظه همه چیز نیست
عدهای گمان میکنند که معیار سنجش توانایی کارت گرافیک، حافظه است اما این تصور غلط است. حافظه همه آن چیزی نیست که توانایی کارت گرافیک را نشان میدهد، چهبسا یک کارت گرافیک یک گیگابایتی بسیار توانمندتر از نمونه ۴ گیگابایتی باشد.
علاوه بر این نوع حافظه بسیار مهم است و در عمل، حافظههای GDDR5 به مراتب بهتر از GDDR3 عمل میکنند و نباید تنها ملاک برای انتخاب، حجم حافظه باشد.
مهمترین نکته، GPU است
GPU یا پردازنده گرافیکی، قلبتپنده کارت گرافیک است. با ارتقاء نسل کارت، کارتهای گرافیک بهتر میشوند، چرا که GPU آنها بهتر شده است. در محصولات معمول، کارتهای نسل بالاتر، توانمندتر هستند. این قاعده استثناپذیر است اما نمونههای توانمند از نسلهای پایینتر گرانترند و خیلی زود جایگاه خود را از دست میدهند.
Clock Speed ،Shader و Pipeline را مد نظر بگیرید
پس از انتخاب یک سری از پردازندههای گرافیکی، با نمونههای مختلفی از یک خانواده برخورد میکنید. برای تشخیص کیفیت این کارتهای گرافیکی به توانایی Pipeline ،Shader و Clock Speed کارت گرافیک توجه کنید.
DirectX
هر کارت گرافیک توانایی اجرای یک DirectX خاص را دارد. یک کارت میتواند از DirectX 10 و دیگری میتواند از DirectX 11 پشتیبانی کند. آنهایی که از DirectX جدیدتری پشتیبانی میکنند، بار کمتری به سیستم وارد میکنند.
همیشه میتوانید خرید کنید
سازندگان کارت گرافیک هر ۱۲ تا ۱۸ ماه یک نسل جدید را معرفی میکنند. هر ۲ یا ۳ ماه یکبار نیز چند نمونه جدید از نسل فعلی به بازار میآید، پس قیمت کارت گرافیک همیشه در حال کاهش است. پس شما همیشه میتوانید یک کارت خوب با قیمتی مناسب بیابید.
یک میلیون تومان خرج نکنید
بهترین کارتهای حال حاضر بالای یک میلیون تومان قیمت دارند و برخی از کارتهای ۵۰۰ هزار تومانی این روزها، زمانی یک میلیون تومان فروخته میشدند. نکته این جاست که یک کارت گرافیک یک میلیون تومانی، دو برابر یک کارت گرافیک ۵۰۰ هزار تومانی بهتر نیست و به خاطر بهترین بودن تا این حد گرانتر است. اگر هزینه برایتان اهمیت دارد، به گران قیمتترینها نگاه هم نکنید.
Power را در نظر بگیرید
معمولا کارتهای توانمندتر، برق بیشتری مصرف میکنند. دقت داشته باشید که توان مصرفی کل سیستم شما از پاوری که برای رایانه در نظر گرفتهاید بیشتر نشود.
با فناوری پیش بروید
اگر برای اجرای بازی خرید میکنید، کارتی انتخاب کنید که با فناوری روز هماهنگ باشد. انتخاب کارت قدیمی کار درستی نیست و به زودی مجبور خواهید شد دوباره آن را تعویض کنید.
SLI و CrossFire
گاهی انتخاب دو کارت ارزان، نتیجه بهتری از خرید یک کارت خیلی گران دارد. اگر چه این کار توان مصرفی سیستم، نویز تولیدی و هزینه مادربورد را افزایش میدهد.
تحقیق کنید
بدون تحقیق خرید نکنید. کارتهای مختلف را با هم مقایسه کنید و با جستوجو در اینترنت، از نظرات مختلف آگاه شوید. سایت زیر کارتهای گرافیکی مختلف را از نظر توانایی با یکدیگر مقایسه کرده است.
بازدید
هارد دیسک ها در ابتدا برای استفاده در کنار کامپیوتر تولید شدند و بعد ها از آن ها در داخل کامپیوتر استفاده شد. با گذشت زمان کاربرد های هارددیسک از حیطه کامپیوتر فراتر رفت .بطوریکه در تجهیزات ضبط تصویر ،پخش صدا ، همچنین در سیستم ها و دوربین های دیجیتال مورد استفاده قرار گرفت . در سال ۲۰۰۵ اولین تلفن های همراه ِ دارای هارد دیسک توسط شرکت های نوکیا و سامسونگ ارائه شد. ایجاد نیاز به حافظه های بزرگ ، قبال اعتماد و مستقل ، منجر به تولید ساختارهایی همچون RAID ،سخت افزار هایی همچون NASحافظه های متصل به شبکه) و سیستم هایی همچون SAN شبکه های ذخیره اطلاعات) شد تا بتوان بطور موثر به حجم بالایی از اطلاعات دسترسی پیدا کرد.
● دیسکهای دایم H.D.D
با گذشت زمان، ظرفیت هارد دیسک ها رشد نمایی داشته است. در کامپوتر های شخصی ابتدایی یک درایو با ظرفیت ۲۰ مگابایت بزرگ به نظر می رسید. در نیمه دوم دهه ۹۰ ،هارد درایو هایی با ظرفیت یک گیگابایت و حتی بزرگتر به بازار آمد. از سال ۲۰۰۶ کوچکترین هارد دیسکی که برای کامپیوتر های خانگی تولید می شود ظرفیتی برابر ۴۰ گیگابایت دارد. اکنون بیشترین ظرفیت در درایو های داخلی ۰/۷۵ ترابایت(۷۵۰ گیگابایت) و در درایو های خارجی با استفاده ازچند درایو داخلی از یک ترابایت نیز فراتر میرود.
این درایو های داخلی ظرفیت ذخیره سازی خود را با استفاده از شیوه ضبط ستونی افزایش داده اند.
● آشنایی با تکنولوژی هارد دیسک Hard Disk Drive
هارد درایو ها با تحت میدان قرار دادنِ یکسری مواد مغناطیسی اطلاعات را درخود ضبط می کنند. و با تشخیص مغناطیس شدگی آن ماده اطلاعات را از روی آن می خوانند. طرح کلی یک هارد دیسک تشکیل شده از یک مخروط که یک یا چند صفحه مسطح و گرد را نگه می دارد ،اطلاعات بر روی این صفحات ذخیره می شوند. این صفحه ها از یک ماده غیر مغناطیسی( اغلب شیشه یا آلومینیوم) ساخته می شوند و با یک لایه نازک از مواد مغناطیسی روکش می شوند. در درایو های قدیمی از تری اکسید آهن به عنوان ماده مغناطیسی استفاده می شد اما امروزه از آلیاژهای کبالت پایه استفاده می کنند.
صفحات با سرعت های بالا به گردش در می آیند.اطلاعات در حین چرخش صفحات بر ری آنها نوشته می شوند.این کار توسط مکانیزمی با نامِ: هد خواندن/ نوشتن انجام می شود. این هد با فاصله بسیار کم بالای سطح مغناطیسی حرکت می کند. از این وسیله برای تشخیص و تغییر در وضعیت مغناطیس شدگیِ ماده زیر آن استفاده می شود. به ازای هر صفحه مغناطیسی بر روی مخروط ، یک هد وجود دارد که همه آنها بر روی یک بازوی مشترک سوار شده اند. همینطور که صفحات دوران می کنند یک بازوی محرک، هد ها را (به آرامی و با حرکت شعاعی ) روی یک مسیر قوس دار، بر روی صفحات به حرکت در می آورد.با اینکار به هر هد اجازه داده می شود که تقریبا به تمام سطح صفحهء در حال دوران دسترسی پیدا کندد.
سطح مغناطیسی هر صفحه به تعداد زیادی محدوده های کوچک مغناطیسی تقسیم می شود. (اندازه این محدوده ها در حد میکرون می باشد). هر کدام از این محدوده ها برای رمزنگاری یک واحد باینری اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرند.در هارد درایو های امروزی ، هر یک از این محدوده های مغناطیسی از چند صد دانه مغناطیسی تشکیل شده اند. هر محدده مغناطیسی ، یک دوقطبی مغناطیسی را تشکیل می دهد که این دو قطبی ها یک حوزه مغناطیسی متمرکز را در نزدیکی خود ایجاد می کنند.
یک هد نوشتن، با ایجاد میدان مغناطیسی قوی در نزدیکی محدوده های مغناطیسی ، آن را تحت اثر خود قرار داده مغناطیس می کند. در هارد دیسک های اولیه برای خواندن اطلاعات از همان القاء کننده ای استفاده می شد که موقع نوشتن مورد استفاده قرار گرفته بود. اما با تکنولوژی جدید هد مخصوص نوشتن و هد مخصوص خواندن از هم جدا شده اند ، با این وجود هر دوی آنها روی یک بازوی محرک قرار دارند.
اغلب هارد درایو ها دارای یک پوشش محکم و کیپ هستند که از محتویات درایو در برابر جمع شدگی ،گرد و غبار و دیگر عوامل آلودگی محافظت می کند. هد خواندن / نوشتنِ هارد درایو بالای صفحات مغناطیسی و بر روی یک بالشتک هوا که ضخامتی در حد چند نانومتر دارد حرکت می کند. بنابراین سطوح صفحات و محتویات داخلی درایو باید پاک نگه داشته شوند تا با توجه به فاصله نانومتری بین صفحات و هد ،از صدمات ناشی از اثر انگشت ، غبار، مو، ذرات دود و غیره جلوگیری شود.
استفاده از صفحات صلب همچنین کیپ و عایق کردن هارد دیسک ، تولرانس بهتری را نسبت به فلاپی دیسک فراهم میکند.بنابراین هارد دیسک ها در مقایسه با فلاپی دیسک ها مقدار بیشتری اطلاعات را می توانند در خود ذخیره کنند. همچنین قابلیت دسترسی و انتقال اطلاعات در هارد دیسک ها سریع تر می باشد. در سال ۲۰۰۶ یک هارد دیسک باید بتواند بین ۸۰ تا ۷۵۰ مگابایت اطلاعات را در خود جای دهد، با سرعتی بین ۷۲۰۰ تا ۱۰۰۰۰ درو در دقیقه بچرخد و سرعت انتقال ترتیبی اطلاعات در آن باید بیشتر از ۵۰ مگابایت در هر ثانیه باشد. سریع ترین هارد درایوهای مربوط به سرور ها و ایستگاه های کاری با سرعتی معادل ۱۵۰۰۰ دور در دقیقه می چرخند و سرعت انتقال ترتیبی اطلاعات در آنها بالغ بر ۸۰مگابایت در هر ثانیه می باشد. هارد دیسک ها ی مربوط به نوت بوک ها که از نظر فیزیکی کوچکتر از نمونه های خانگی هستند، معمولا دارای سرعت و ظرفیت پایین تری میباشند. اغلب این هارد دیسک ها با سرعتی در حدود ۴۲۰۰ دور در دقیقه می چرخند. البته لازم به ذکر است که جدید ترین انواع این دسته هارددیسک ها دارای سرعتی معادل ۷۲۰۰ دور در دقیقه می باشند.
● تاریخچه دیسک دایم ؛ هارد دیسک Hard Disk Drive
برای سالها ، هارد دیسک ها تجهیزات بزرگ و سنگین بودند و به دلیل بزرگی ، سنگینی ، حساسیت بالا و مصرف زیاد انرژی ، بیشتر برای محیط های حفاظت شدهء یک مرکز اطلاعات یا دفاتر بزرگ مناسب بودند تا محیط های خشن و ناملایم صنعتی ،خانه ها یا دفاتر کوچک .
تا قبل از دهه ۸۰ میلادی اغلب هارد دیسک ها صفحات ۸ اینچی (۲۰ سانتی) یا ۱۴ اینچی( ۳۵) سانتی داشتند. و برای نگه داری آنها نیاز به فضای زیادی بود.( مخصوصا درایو های بزرگ قابل حمل و نقل (قابل نصب و برداشت) که به خاطر بزرگی به ماشین های لباسشویی معروف بودند). این گونه هارد درایو ها به علت داشتن موتور های بزرگ، به منبع تغذیه سه فاز و آمپراژ بالا نیاز داشتند. به همین دلیل تا سال ۱۹۸۰ برای میکروکامپیوتر ها از هارد دیسک استفاده نمی شد. تا اینکه در این سال شرکت seagate tecnology اولین هارد درایو ۵/۲۵ خود را با ظرفیت ۵ مگابایت تحت عنوان ST-۵۰۶ به بازار ارائه کرد. در واقع تا آن زمان کامپیوتر های شخصی اولیه IBM یعنی IBM۵۱۵۰ مجهز به هارد دیسک نبودند.
در اوایل دهه ۸۰ اغلب هارد دیسک های مربوط به میکرو کامپیوتر ها با نام تولید کننده خود به فروش نمی رسیدند بلکه به وسیله OEM ها به عنوان بخشی از یک مجموعه بزرگتر (مانند Corvus Disk System یا Apple proFile) فروخته می شدند. کامپیوتر های نوع IBM PC/XT دارای هارد دیسک داخلی بودند و این باعث ایجاد تمایل عمومی به خرید درایو های خام (از طریق پست) و نصب مستقیم آنها در داخل سیستم شد. سازندگان هارد دیسک شروع به بازاریابی کردندو بالاخره طولی نکشید که در اواسط دهه ۹۰ هارد دیسکها در قفسه مغازه های خرده فروش نیز قرار گرفتند.
بازدید
بازدید
۱-۱-۱سازمانهای نرم افزاری بالغ و نابالغ
تعیین اهداف ملموس برای توسعه فرآیندها و درک تفاوتهای فی مابین سازمانهای نرم افزاری بالغ و نابالغ، یکی از نیازهای اساسی جامعه ما است. ویژگیهای سازمانهای بالغ و نابالغ نرم افزاری ذیلاً ارائه می گردد:
۱-سازمان نرم افزاری بالغ
فرآیندهای یک سازمان نرم افزاری بالغ به گونه ایست که در سرتاسر سازمان برای مدیریت و پشتیبانی از ایجاد و توسعه نرم افزار، توانایی دارد. فرآیند نرم افزار دقیقاً فی مابین نیروهای موجود و کارکنان جدید، قابل به اشتراک گذاشتن است. فرآیندهای حکم شده به دلیل سازگار بودن با راه کارهای واقعی انجام کار، قابل استفاده هستند. این فرآیندهای تعریف شده، زمانیکه موردنیاز باشد به هنگام درخواهند آمد و توسعه تدریجی آنها از طریق کنترلهای لازم بر آزمون پروژه های نمونه و یا تجزیه و تحلیل هزینه و سود، امکانپذیر خواهد بود.
قوانین و مسئولیتها در فرآیندهای تعریف شده در سرتاسر سازمان و حین انجام پروژه واضح و روشن است. در سازمان بالغ، مدیریت سازمان، کیفیت محصولات نرم افزاری و فرآیند تهیه آنها را زیر نظر دارد.
برای قضاوت در امر کیفیت و تجزیه و تحلیل محصول و فرآیند، اهدافی وجود دارند که اساساً کمّی شده اند. برنامه زمانبندی و بودجه بندی بر مبنای کارآیی های تاریخی و واقعیت های منبعث از آنها، بنا شده اند. نتایج مورد انتظار برای هزینه، برنامه زمانبندی، قابلیت کارکردی و کیفیت، معمولاً قابل حصول هستند. بطور کلی، فرآیند به نظم درآمدن بطور سازگارانه ای دنبال می شود. زیرا، درک مشترک از ارزش آنچیزی که فرآیند ایجاد می کند و زیرساختهای لازم برای پشتیبانی آن، در سرتاسر سازمان بوجود خواهد آمد.
۲-سازمان نرم افزاری نابالغ
دریک سازمان نرم افزاری نابالغ، فرآیندهای نرم افزاری عموماً در جریان انجام یک پروژه توسط انجام دهندگان و مدیران ایجاد می شوند. حتی اگر یک فرآیند نرم افزار با این روش ایجاد شود، به اندازه کافی جدی گرفته نخواهد شد و دنبال نمی گردد. سازمان نرم افزاری نابالغ، ارتجاعی است. مدیریتش معمولاً تمرکز برحلّ مشکلات بحرانی دارد. زمانبندی و بودجه بندی بصورت دائمی در حال افزایش است زیرا بر مبنای تخمین های واقعی بنا نشده اند.
اکثر مواقع مشاهده شده است که یک برنامه زمانبندی فشرده برای تهیه یک نرم افزار تحمیل شده است. قابلیت کارکردی و کیفیت محصول حاصل از این برنامه ریزی، اغلب دستخوش مصالحه با برنامه زمانبندی خواهد شد. در یک سازمان نابالغ، اهداف اساسی پایه ای برای توانایی قضاوت کیفیت محصول یا برای حلّ مشکلات محصول یا مسائل فرآیند، تدوین نگردیده اند . بنابراین پیش بینی کیفیت محصول مشکل است. وقتی پروژه از برنامه زمانبندی خود به تعویق می افتد فعالیتهایی که به افزایش کیفیت منجر می شوند (مانند بازنگری ها و آزمون ها) اغلب خلاصه یا محو می شوند.
۱-۱-۲-مفاهیم پایه ای متضمن بلوغ فرآیند
فرآیند نرم افزار می تواند بوسیله مجموعه ای از فعالیتها، روشها، تمرینها و تغییراتی که نیروی انسانی برای توسعه و نگهداشت و به اشتراک گذاشتن آنها صرف می کنند، تعریف شود. (مانند: برنامه ریزی پروژه، طراحی مستندات، کُد، آزمون موارد و راهنمای استفاده کنندگان) بطوریکه فرآیند نرم افزار در یک سازمان رشدیافته، به خوبی تعریف شده و سازگاری پیاده سازی آن در سرتاسر سازمان بیشتر به چشم می خورد. در این صورت ویژگیهایی از قابلیت فرآیند نرم افزار در محدوده ای از نتایج قابل پیش بینی شده ، بوسیله پیروی از فرآیند نرم افزار قابل دستیابی است.
قابلیت فرآیند نرم افزار یک سازمان به یک معنی پیش بینی احتمالی آندسته قابلیتهایی است که سازمان درنظر دارد تا در نرم افزارهای آتی خود بگنجاند. کارآیی فرآیند نرم افزار به معنی واقعی آن به وسیله پی گیری فرآیند نرم افزار نمایش داده می شود. از اینرو کارآیی فرآیند نرم افزار تمرکز بر نتایج قابل انتظار دارد. بلوغ فرآیند نرم افزار به اندازه ای است که یک فرآیند خاص، آشکارانه تعریف، مدیریت، اندازه گیری، کنترل و تأثیرگذار شده باشد. بلوغ، به پتانسیلی برای رشد در قابلیت، منجر می شود و شامل هم دستیابی به فرآیندهای نرم افزاری سازمان و نیز سازگاری با پروژه های جدیدی است که در سازمان مطرح می شود.
سودی که یک سازمان نرم افزاری در بلوغ فرآیند نرم افزار بدست می آورد، این است که با استفاده از خط مشی ها، استانداردها و ساختارهای سازمانی مناسب، در مسیر فرآیند نرم افزار قرار خواهد گرفت. جاری ساختن فرآیند نرم افزار در سازمان مستلزم ایجاد یک زیرساخت و فرهنگ سازمانی است که روشها، عملیات و دستورالعمل های کاری در این زیرساخت با تحمل و بردباری خاص مورد پشتیبانی قرار گیرد بطوریکه پس از آن بصورت نهادینه درسرتاسر سازمان رسوخ پیدا کند.
۱-۲-۱پنج سطح بلوغ فرآیند نرم افزار
توسعه مستمر فرآیند بر مبنای تعدادی مراحل تحولی و تکاملی به جای تغییرات انقلابی، بنا شده است. ساختار مراحل CMM بر مبنای اصول کیفیت محصول مورد اعتقاد والتر شوارت، ادوارد دمینگ، ژوزف یوران و فیلیپ کرازبی، بنا شده است. ( مرجع CMM V1.1 )
CMM چارچوبی برای ساماندهی به این مراحل توسعه تدریجی در ۵ مرحله بلوغ که منجر به زیرسازی موفقیت آمیزی برای توسعه مستمر فرآیند خواهد شد، ارائه نموده است. این ۵ مرحله بلوغ، درجه بندی کمّی برای اندازه گیری بلوغ فرآیند نرم افزار سازمان و ارزیابی قابلیت فرآیند نرم افزاررا تعریف می کند. این سطوح همچنین نسبت به تشخیص اولویت های نیازمند تلاش برای تجزیه و تحلیل و نیز فاصله دستیابی به توسعه سازمان، کمک خواهد نمود.
سطوح بلوغ، بخوبی و به گونه ای هموار، بصورت تدریجی در سطح سازمان برای دسترسی به فرآیند نرم افزار بالغ، تعریف شده است. هر سطح بلوغ، شامل مجموعه ای از اهداف فرآیندی است. توانایی خرسندسازی، زمانی حاصل می شود که مؤلفه های مهم فرآیند نرم افزار در سازمان، تثبیت شده باشد. دسترسی به هر سطح از چارچوب بلوغ، مؤلفه های مختلفی از فرآیند نرم افزار را برقرار می سازد و منجر به افزایش قابلیت فرآیند در سازمان خواهد شد.
سازماندهی CMM در ۵ سطحی که در شکل ۱-۲ نشان داده شده است، تعیین کننده اولویت بندی فعالیت های توسعه ای برای افزایش بلوغ فرآیند نرم افزار است. برچسب هایی که برروی پیکانها در شکل ۱-۲ نوشته شده است، شامل نوع قابلیت فرآیندی است که بوسیله ساماندهی هر مرحله از چارچوب بلوغ دائر می گردند.
شکل ۱-۲- پنج سطح بلوغ فرآیند نرم افزار
۱-۲-۲-مشخصه های سطوح بلوغ
سطوح بلوغ ۲ الی ۵ می تواند بوسیله فعالیت های تهیه شده توسط سازمان توصیف گردند. این توصیف برای ایجاد یا توسعه فرآیند نرم افزار بوسیله تهیه فعالیتها در هر پروژه و نتایج حاصله از قابلیت فرآیند طی انجام پروژه، صورت می پذیرد. صفات رفتاری سطح ۱، به عنوان ابتدایی ترین پایه سنجش برای توسعه فرآیند در نظر گرفته شده است.
-سطح یک- سطح ابتدایی
در سطح ابتدایی، سازمان نمونه، محیط پایداری برای توسعه و نگهداشت نرم افزار تهیه نکرده است. ایجاد تعهد در کارکنان چنین سازمانهایی برای انجام عملیات فرآیند مهندسی نرم افزار در محیط بحران، مکرراً با سختی مواجه است. در زمان بحران، پروژه ها از روشهای اجرایی برنامه ریزی شده تخطی می کنند و به برنامه نویسی و آزمایش کردن می پردازند. موفقیت در اینچنین پروژه هایی کاملاً وابسته به مدیریت استثنایی، زمان وقوع و اثربخشی تیم نرم افزاری است. بعضی اوقات ، قابلیت و تأکید مدیران نرم افزار می تواند در مقابل فشارهای ناشی از کم کردن زمان برای دستیابی به فرآیند نرم افزار، مقاومت کند ولی به محض اینکه آنها پروژه را ترک کنند، نفوذ ایجاد شده توسط آنها نیز پروژه را ترک خواهد کرد. حتی یک فرآیند قوی مهندسی، نمی تواند در مقابل بی ثباتی ناشی از غیبت یک مدیر قوی دوام بیاورد. مشکلات ناشی از تکروی این فرآیند در سازمان سطح یک می تواند بارها و بارها تکرار شود. ضمن اینکه پروژه ها نیز از لحاظ زمان و هزینه در تنگنا قرار می گیرند. موفقیت در سطح سازمان به شایستگی و شجاعت کارکنانی که در آن کار میکنند وابسته است و حتی در شرایط مشابه قابل تکرار نیست. از اینرو در سطح یک، قابلیت، یک مشخصه فردی است و نه سازمانی.
سطح دو- سطح تکرارپذیر
در سطح تکرارپذیر، خط مشی مدیریت پروژه نرم افزاری و دستورالعملهای پیاده سازی آن خط مشی ها، دایر گردیده اند. برنامه ریزی و مدیریت پروژه جدید بر مبنای تجارب حاصل از پروژه های مشابه قبلی صورت می پذیرد. قابلیت فرآیندها برمبنای نظم و ترتیب حاکم بر هر پروژه، به سرعت پیشرفت می نماید. یک فرآیند مؤثر می تواند توسط موارد زیر توصیف گردد:
• تمرین شده باشد.
• مستند شده باشد.
• تأکیدشده باشد. (جدی گرفته شده باشد.)
• آموزش داده شده باشد.
• اندازه گیری شده باشد.
• قابل توسعه باشد.
مبانی کنترل مدیریت نرم افزار در سطح دو، سازمان دهی شده و ایجاد می شود. تعهدات واقعی پروژه بر مبنای نتایج مشاهده شده از پروژه های قبلی و نیازمندیهای پروژه جاری، بنا شده اند.
مدیران نرم افزار برای پی گیری هزینه های نرم افزار، برنامه های زمانبندی و تعیین قابلیت های کارکردی، در زمانیکه مشکلاتی رخ می دهد، توسط برقراری جلسات مشورتی نسبت به تعیین تکلیف و حل آنها اقدام می کنند.
نیازمندیهای نرم افزاری و کارهای مربوط به توسعه محصولات بر مبنای فعالیت آنها و همچنین پیوستگی آنها تحت کنترل هستند.
استانداردهای پروژه های نرم افزاری تعریف شده اند و سازمان مطمئن است که از آنها با وفاداری کامل، متابعت می شود.
کارهای پروژه های نرم افزاری که بوسیله پیمانکاران انجام می شود- اگر وجود داشته باشد- در چارچوب تعامل بین مشتری و عرضه کننده، انجام می شود.
فرآیندها در سازمان سطح دو ممکن است متفاوت باشد. نیازمندی سازمانی برای دستیابی به سطح دو، آن است که تعدادی خط مشی برای راهنمایی پروژه ها، اختصاصاً جهت فرآیندهای مدیریتی، برپاگردد.
قابلیت فرآیند نرم افزاری سازمانهای سطح دو می تواند در نظم و ترتیب خلاصه گردد، زیرا عمل برنامه ریزی و پی گیری پروژه نرم افزاری، صورت می پذیرد و حصول موفقیت می تواند تکرار شود. فرآیندهای پروژه، تحت کنترل مؤثر یک سیستم مدیریت پروژه قرار دارد و پیروی از یک برنامه واقعی، بر مبنای اثربخشی حاصل از پروژه های قبلی بنا شده است.
سطح سه- سطح تعریف شده
درسطح تعریف شده، فعالیت های به نظم کشیده شده در سطح دو منجر به تهیه استاندارد برای فرآیند نرم افزار می گردد و این استاندارد برای توسعه و نگهداشت مناسب نرم افزارها در کل سازمان مستند شده است. این فرآیند هم شامل مهندسی نرم افزار و هم شامل فرآیندهای مدیریت پروژه است و به نحویکه بصورت مجموعه ای یکپارچه بین مؤلفه هایش ارتباط منطقی ایجاد شده است.
در فرآیند استانداردسازی سازمان به فرآیند مذکور در سرتاسر CMM، مراجعه شده است. فرآیندهای ایجادشده در سطح سه که برای کمک به مدیران نرم افزار و کارکنان فنی بصورت مؤثرتری تهیه شده است، مورد استفاده (تغییر داده شده، اختصاص داده شده) قرار می گیرد. عملیات مهندسی نرم افزار زمانی بر رفتارهای سازمانی تأثیرپذیر است که فرآیندهای نرم افزاری آن استاندارد شده باشند. در این فرآیند، گروهی وجود دارد که نسبت به فعالیت های فرآیند نرم افزاری، مسئولیت دارد [به عنوان مثال: گروه فرآیند مهندسی نرم افزار یا SEPG در فاولر۹۰]. یکی از مسئولیتهای اصلی این گروه آنستکه اطمینان حاصل کند برنامه های آموزشی پیاده شده در سرتاسر سازمان موجب شده باشد که کلیه کارکنان و مدیران ذیربط نسبت به انجام وظائفی که به آنها احاله شده است مهارت و دانش کافی را کسب کرده باشند.
در پروژه هایی که بنابه درخواست مشتری تعریف می شود، فرآیند نرم افزار استاندارد سازمان برای توسعه فرآیند نرم افزار مشتری که دارای تعهدات مالی منحصر به فردی است، بخوبی توصیف خواهد شد. این فرآیند توصیف شده و تغییر داده شده به CMM ای منتسب می گردد که در فرآیند نرم افزار تعریف شده برای پروژه، بیان گردیده است.
فرآیند نرم افزار تعریف شده (بومی شده استاندارد برای پروژه خاص) شامل مجموعه ای به هم پیوسته و مربوط با مهندسی نرم افزار و فرآیندهای مدیریتی آن می باشد. فرآیند به خوبی تعریف شده مذکور می تواند توسط معیارهایی برای قبولی، ورودیها، استانداردها و روشهای اجرایی کار برای تهیه مکانیزمهایی برای صحت سنجی (مانند بازنگری)، خروجیها و تکمیل معیارها مشخص گردد. زیرا فرآیند بخوبی تعریف شده نرم افزار، بینش خوبی در مدیریت، برای پیشرفت فنی در سرتاسر پروژه، ایجاد می کند. (این موارد میتواند در مستندی تحت عنوان “برنامه ریزی کیفیت” (Qualitty Plan) ارائه گردد.)
قابلیت فرآیند نرم افزار در سازمانهای سطح سه، در سازگاری و استانداردسازی خلاصه می شود. زیرا هم مهندسی نرم افزار و هم فعالیتهای مدیریتی، پابرجا و قابل تکرار هستند. با تأسیس خط تولید، هزینه، برنامه زمانبندی و قابلیت کارکردی، تحت کنترل قرار خواهند گرفت و کیفیت نرم افزار، پی گیری خواهد شد. این قابلیت فرآیند، مشترکاً بر مبنای درک فعالیتهای سازمانی و قوانین و مسئولیتهای تعریف شده در فرآیند نرم افزار، بنا شده است.
سطح- چهار- سطح مدیریت شده
در سطح مدیریت شده، سازمان به مجموعه ای از اهداف کمّی، هم برای محصولات نرم افزاری و هم برای فرآیندهای آن، دست خواهد یافت.
بهره وری و کیفیت فعالیتهای مهم فرآیند نرم افزار در کل پروژه ها، یک قسمت از برنامه اندازه گیری سازمانی می باشد و قابل اندازه گیری است. در سرتاسر سازمان، پایگاه داده فرآیند نرم افزار که از جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده های قابل دسترس از فرآیندهای نرم افزاری پروژه های تعریف شده ایجاد شده است، مورد استفاده قرار می گیرد.
فرآیندهای نرم افزاری با معیارهای سازگار و خوب، بصورت ابزار درخواهند آمد. این معیارهای ایجاد شده، پایه ای خواهد بود برای کمّی کردن ارزیابی فرآیندها و محصولات پروژه های نرم افزاری.
حصول قابلیت کنترل بر محصولات و فرآیندهای پروژه ها، بوسیله محدود کردن انجام تغییرات در کارآیی فرآیندها با پذیرش یک محدوده از کمیتهای قابل پذیرش، امکان پذیر خواهدشد. تغییرات معنی دار در کارآیی فرآیند، از تغییرات تصادفی، بخصوص با راه اندازی خط تولید، می تواند تمیز داده شود.
ریسک حاصل از درگیری برای افزایش سطح منحنی دانش در محدوده برنامه های کاربردی بایستی شناخته شود و به دقت مدیریت شود.
قابلیت فرآیند نرم افزار در سازمان سطح چهار، می تواند بوسیله قابلیت کمّی بودن و پیش بینی کردن، خلاصه گردد. زیرا فرآیندها در محدوده های قابل اندازه گیری اجرا و اندازه گرفته می شوند. این سطح از قابلیت فرآیند، یک سازمان را به پیش بینی روند قابلیت فرآیند و کیفیت محصول، در محدوده مذکور، قادر می سازد. زیرا، وقتی که برخی شرایط استثنایی رخ می دهد، فرآیند هم پابرجا می ماند و هم قابل اندازه گیری خواهد بود و دلایل خاص تغییرات می تواند تعریف و عنوان شود. زمانیکه محدودیتهای شناخته شده از فرآیند پیشی گیرد، می توان عکس العمل های مناسبی در موقعیت صحیح اتخاذ نمود. محصولات نرم افزاری با کیفیت بالایی، قابل پیش بینی خواهند شد.
سطح پنج، سطح بهینه شونده
درسطح بهینه شونده ، در تمام سازمان، بر توسعه تدریجی و مستمر فرآیندها تمرکز شده است. سازمان اهدافی برای مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف فرآیندهای فعال خود دارد. این اهداف با مشخص نمودن نحوه پیشگیری از وقوع نقایص قابل حصول خواهد بود.
داده های حاصل از فرآیند نرم افزار غیرمؤثر و تجزیه و تحلیل هزینه و سود آنها برای دستیابی به فنآوریهای جدید و تغییر در فرآیند نرم افزار سازمان، مورد استفاده قرار می گیرند. با انجام این عمل، نوآوریهای زیادی حاصل سازمان می گردد.
تیم پروژه نرم افزاری، در سازمان سطح پنج، نسبت به تجزیه و تحلیل نقایص برای تعیین دلایل آن اقدام می کند. فرآیندهای نرم افزار برای پیشگیری از تکرار انواع نقایص شناخته شده، مورد ارزیابی قرار می گیرد و درسهایی برای جلوگیری از نشر آنها به دیگر پروژه ها می آموزد.
اتلاف شدیدی که از دوباره کاری در کارها در جریان تغییرات تصادفی در هر سیستم ساده بوجود می آید، اتلاف غیرقابل قبولی است. تلاشهای زیادی برای حذف اتلاف ناشی از تغییر در سیستم ها، سازمان یافته است که به عنوان مثال: توسعه فرآیند به منظور پیشگیری از عدم کارآیی بوسیله تغییر در دلایل مشترک، از آن جمله است.
گرچه این مسئله درکلیه سطوح بلوغ واقعیت دارد ولی در سطح پنج برروی آن متمرکز می شود.
قابلیت فرآیند نرم افزار در سازمان سطح پنج، می تواند بوسیله تمرکز بر توسعه مستمر مشخص گردد. زیرا سازمان سطح پنج، کوشش مستمری برای توسعه در محدوده ای از قابلیت فرآیند که در پروژه های جاری اش کارآیی دارد، بکار می بندد. توسعه، هم بوسیله پیشرفتهای صعودی در فرآیندهای موجود و هم بوسیله نوآوریهائی که با استفاده از فنآوریها و روشهای جدید ایجاد می شود، رخ می دهد. توسعه فرآیند و فنآوری در فعالیتهای کاری متداول، برنامه ریزی و مدیریت می شود.
۱-۲-۳-قابلیت فرآیند
بلوغ فرآیند نرم افزار سازمان به پیش بینی قابلیت دستیابی به اهداف، کمک می کند. پروژه ها در سازمانهای سطح یک، ابعاد وسیعی از دسترسی به هزینه ها، برنامه زمانبندی، قابلیت کارکردی و اهداف کیفی را تجربه می کنند. همانطور که در شکل ۴-۲ توضیح داده شده است، سه بهسازی در دستیابی به اهداف تعیین شده، در بلوغ فرآیند نرم افزاری سازمان انتظار می رود.این انتظارات بر مبنای نتایج کمّی از توسعه فرآیندهای دستیافته در دیگر صنایع بنا شده است و آنها با نتایج حاصل از موردکاوی اولیه گزارش شده از سازمانهای نرم افزاری، سازگار هستند.(Dion 92, Hamphrey 91b, Lipke 92, Wohlwen 93)
اولاً دلایل رشد بلوغ این است که تفاوت بین نتایج مورد انتظار و نتایج واقعی در طول پروژه کاهش یابد. برای مثال سازمان سطح یک اغلب برنامه زمانبندی اولیه خود را نمی تواند بپوشاند و در یک محدوده وسیعی نسبت به پیش بینی اولیه، کار را تحویل می دهد. در صورتیکه سازمانهای سطح بالاتر قادرند با دقت بیشتری نسبت به این کار اقدام نمایند و فاصله زمانی، برنامه ریزی شده و واقعی بسیار کمتر خواهد بود. (این مسئله به وسیله مساحت زیر منحنی حاصل از سمت راست خط هدف در شکل ۴-۲ نشان داده شده است.) به عبارتی دیگر، توسعه بلوغ، متغیری است از کاهش فاصله نتایج واقعی و نتایج هدف. به عنوان مثال: در سازمان سطح یک، تاریخهای تحویل برای پروژه های در اندازه مشابه غیرقابل پیش بینی تر نسبت به پروژه های مشابه در سازمانهای با سطوح بلوغ بالاتر هستند و با اختلاف بیشتری نسبت به آنها به انجام می رسند (این مسئله در شکل ۴-۲ بوسیله سطحی از منحنی که نزدیک به خط هدف هستند، نشان داده شده است)
ثانیاً، توسعه نتایج هدف گذاری شده در سازمانهای بالغ بصورت صعودی است و آن به این معنی است که در سازمانهای بالغ نرم افزاری، هزینه ها کاهش یافته، زمان پیاده سازی کوتاهتر می گردد و بهره وری و کیفیت افزایش می یابد. ازآنجائیکه برای حذف اشتباهات و انجام دوباره کاریها، زمان زیادی لازم است. سازمانهای با بلوغ بالاتر، با افزایش اثربخشی فرایندهایشان نسبت به کاهش هزینه های دوباره کاری اقدام می نمایند. دراین حالت زمان پیاده سازی نیز کاهش می یابد.
(این مسئله در شکل ۴-۲ بوسیله تغییر مکان دادن افقی خط هدف نسبت به مبداء نشان داده شده است.)
توسعه در پیش بینی نتایج پروژه در شکل ۴-۲ نمایش داده شده است. فرض کنید که نتایج حاصل از پروژه های نرم افزاری قابل پیش بینی تر از قبل باشند، دراین صورت مواردی از دوباره کاری ها در فرآیند نرم افزار، حذف می شود. اگرچه فنآوریهای جدید و برنامه های کاربردی تحت قابلیت فرآیندها، تصویر پیچیده ای از سیستم های جدید ایجاد می کنند و این امر بوسیله ایجاد قابلیت افزایش تغییر پذیری صورت می گیرد ، با همه این تفاصیل مدیریت و مهندسین در سازمانهای با بلوغ بیشتر خیلی سریعتر و راحت تر مشکلات را نسبت به سازمانهای با بلوغ کمتر، حل می کنند. در بعضی از موارد فرآیند بالغ بدین معنی است که احتمال شکست پروژه را در طول زیستچرخ نرم افزار، زودتر از موعد تشخیص بدهد و هدر رفتن سرمایه را به حداقل برساند.
موردکاوی توسعه فرآیندنرم افزار مستندشده شامل نتایج معنی داری از توسعه کیفیت و بهره وری در سازمانهایی است که با تلاش نسبت به بهبود خود اقدام نموده اند. (Dion 92, Hamphrey 91b, Lipke 92, Wohlwen 93)
در سازمانهای سطح پنج، کارآیی بصورت پیوسته توسعه می یابد. 5 احتمال
…/ هزینه/ زمان
برمبنای درک کمّی از فرآیندها و محصولات، در سازمانهای سطح چهار، فرآیند توسعه مستمر، آغاز می گردد. 4 احتمال
…/ هزینه/ زمان
با فرآیندهای خوب تعریف شده، کارآیی ها در سازمانهای سطح سه، توسعه می یابند. 3 احتمال
…/ هزینه/ زمان
در سازمانهای سطح ۲، برنامه ریزی ها بر مبنای کارآیی های گذشته، واقعی تر هستند. 2 احتمال
…/ هزینه/ زمان
برنامه زمانبندی و هزینه هدف بطور نمونه در سازمانهای سطح یک از تخمین اولیه بیشتر خواهند شد. 1 احتمال
…/ هزینه/ زمان
شکل ۴-۲- قابلیت فرآیند نشان داده شده بوسیله سطوح بلوغ
بازدید
بازدید
بازدید
بازدید
۲- پروسه های پایه Basic Process
با وجود اینکه چندین روش RP وجود دارد ولی در تمامی آنها پنج مرحله زیر مشترک است:
۱- ایجاد مدل CAD از طرح
۲- تبدیل مدل CAD به فرمت STL
۳- برش فایل STL به لایه های نازک
۴- ساخت مدل به صورت لایه های روی یکدیگر
۵- تمیز کردن و پرداخت مدل
۱- ایجاد مدل CAD: ابتدا جسم توسط یک نرم افزار CAD مدل سازی می شود، مدل سازی های Solid از قبیل Pro Engineer نسبت به مدل سازی های Wire Frame از قبیل اتوکد، اشیاء سه بعدی دقیق تری مدل می کنند، که در نهایت به بهتر شدن نتایج مشخص می شود.
۲- تبدیل به فرمت STL: نرم افزارهای CAD مختلف، از الکوریتم های متفاوتی برای ارائه جسم سه بعدی استفاده می کنند، برای ایجاد سازگاری، فرمت STL (استریولیتوگرافی، اولین روش RP) به عنوان فرمت استاندارد صنعت RP پذیرفته شده است. بنابراین گام بعدی تبدیل فایل CAD به فرمت STL می باشد، این فرمت سطح سه بعدی را به وسیله مجموعه ای از مثلث های صفحه ارائه می کند. چون فایل های STL از المانهای صفحه ای استفاده می کنند، قادر نیستند سطوح منحنی را دقیقاً ارائه کنند، با افزایش تعداد مثلثها تقریب بهبود می یابد، ولی این کار منجر به افزایش حجم فایل می شود، فایل های بزرگ و پیچیده به زمان بیشتری برای پیش پردازش و ساخت نیاز دارند، در نتیجه طراح باید در تولید یک فایل STL بین دقت و مدیریت پذیری تعادل ایجاد کند. چون فرمت STL جهانی می باشد، این مرحله نیز در میان تمامی روش های RP مشترک است.
۳- برش فایل STL: در گام سوم، برنامه پیش پردازش فایل STL را برای ساخت آماده می کند، چندین برنامه موجود است که در هر کدام به استفاده کننده، اجازه داده می شود تا اندازه (size)، مکان (location) و جهت مدل (orientertion) را تنظیم کند. جهت دهی مدل به چند دلیل مهم است: اول آنکه خواص مدل در جهات مختلف، متفاوت است، به عنوان مثال نمونه ها معمولاً در جهت Z ضعیف تر و کم دقت تر می باشند، علاوه بر این، جهت دهی قطعه تا حدی زمان لازم برای ساخت مدل را مشخص می کند، قرار دادن ابعاد کوتاهتر در جهت Z منجر به کاهش تعداد لایه ها در این جهت می شود، که در نهایت باعث کاهش زمان ساخت می گردد.
بسته به تکنیک مورد استفاده، نرم افزارهای پیش پردازش مدل STL را به لایه هایی با ضخامت ۰۱/۰ تا ۷/۰ میلی متر برش می زنند. این برنامه ها ممکن است برای تولید یک سازه جایی به عنوان تکیه گاه مدل، در زمان تولید نیز در نظر بگیرند.
تکیه گاه ها برای قسمتهای ظریف و نازک شبیه به قسمتهای آویزان، حفره های داخلی و قسمتهایی که در آنها دیواره نازک است مفید می باشند. هر سازند ماشین RP نرم افزار پیش پردازش مخصوص به خود را ارائه می کند.
۴- ساخت لایه به لایه: گاه چهارم، ساخت واقعی قطعه است. با استفاده از روش های RP، ماشین RP در هر بار یک لایه از پلیمر، کاغذ یا پود فلز را می سازد. اکثر ماشین ها خودگردان «اتومات» بوده و نیاز کمتری به مداخله انسان دارند.
۵- تمیزکاری و پرداخت: گام نهایی است که شامل برداشتن نمونه از ماشین و جدا کردن هرگونه، تکیه گاه است، بعضی از مواد حساس به نور، باید قبل از استفاده پخته شوند، ممکن است نمونه به تمیز کردن جزئی و پرداخت سطح نیز، نیاز داشته باشند.
ماسه زنی «sanding» آب بندی و درزبندی (sealing) و یا رنگ کاری باعث می شود مدل دارای ظاهر و دوامی بهتر باشد.
۳- روش های RP:
اکثر ماشین های RP تجاری موجود از یکی از ۶ روش ذکر شده استفاده می کنند:
۱- استریولیتوگرافی: استریولیتوگرافی به عنوان انقلاب RP به سال ۱۹۸۶ برمی گردد، در این روش با در معرض قرار دادن پلیمرهای مایع حساس به نور، در مقابل نور ماوراء بنفش، جسم جامد تشکیل می شود. همان طور که در شکل زیر ملاحظع می شود، مدل روی صفحه ای (Plat Form) که دقیقاً زیر سطح اپوکسی مایع یا رزین آکریلات (acrylate) موجود در ظرف مایع است، ساخته می شود. توسط لیزر کم قدرت باتمرکز بالا، لایه اول ترسیم می شود که باعث می شودسطح مقطع مدل تبدیل به جامد شود. در حالی که سطوح اضافی به صورت مایع باقی می ماند. سپس توسط یک آسانسور، صفحه به داخل مایع پایین می رود، سپس توسط یک جاروب کننده، لایه جامد شده، مجدداً پوشانده می شود و مجدداً لیزر لایه دوم را روی لایه اول تشکیل می دهد برای موقعیت دهی نور لیزر از دو آینه عمود بر هم استفاده می شود که توسط سرد کنترل و گالوانومتر تنظیم می شوند، این پروسه تا کامل شدن نمونه ادامه می یابد. پس از آن قطع جامد از وان برداشته شده و مایع اضافی آن شسته می شود، تکیه گاه ها از مدل جدا شده و مدل در اجاق ماوراء بنفش قرار می گیرد تا پخت کامل شود.
ماشین های استرلیتوگرافی (SLA) از سال ۱۹۸۸ توسط کمپانی ۳D-System ساخته شده اند و این کمپانی به عنوان رهبر این صنعت بوده و بیشتر از هر کمپانی دیگری از این نوع دستگاه ها ساخته است. نمونه های اولیه استریولیتوگرافی شکننده بودند و در اثر پخت تمایل به پیچش و اعوجاج داشتند ولی اصلاحات اخیر تا حد زیادی این مشکل را برطرف کرده است.
مزایای این روش:
۱- پایداری سیستم، پروسه به صورت اتوماتیک انجام شده و نیاز به دخالت اپراتور نمی باشد.
۲- دقت ابعادی خوب ۱/۰ + میلی متر
۳- صافی سطح خوب: البته در روی دیواره های جانبی و سطوح منحنی، آثار پله را می توان مشاهده کرد، ولی سطح روی قطعه دارای صافی سطح خیلی خوبی است.
۴- دارای پردازش بالا بوده و قادر به ساخت قطعاتی با پیچیدگی بالا است.
۵- شرکت ۳D-System نرم افزاری به نام (Quick cast) برای ساخت قطعات توخالی ارائه کرده است که می توان از آن مستقیماً به عنوان الگو در روش ریخته گری مومی استفاده کرد.
۶- این روش بیشتر از سایر روش ها استفاده شده است و جا افتاده تر است.
معایب این روش:
۱- پیچش و تابیدگی قطعه: گاهی اوقات رزین آب جذب می کند که منجر به پیچش و تابیدگی می شود، خصوصاً در نقاط نسبتاً نازک
۲- هزینه نسبتاً بالا دستگاه: ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار آمریکا، ولی پیش بینی می شود که این قیمت با کاربرد بیشتر روش کاهش یابد.
۳- رنج محدود مواد قابل استفاده: تنها از رزین های قابل پخت با نور می توان استفاده کرد.
۴- مرحله پخت بعد از ساخت: در اکثر موارد قطعه داخل وان پخته نمی شود و معمولاً یک مرحله پخت بعد از ساخت نیاز دارد.
۵- هزینه نگهداری و ساخت بالا: رزین و تفنگ لیزر خیلی گران است. سنسورهای نوری باید مرتب تنظیم شوند که نسبتاً گران است. «یک گالن متوپلیمر ۳۰۰ تا ۵۵۰ دلار است بستهب ه نوع دستگاه به ۷۸ تا ۶۷ گالن نیاز است که کل آن به ۲۳۴۰ تا ۲۷۳۰ دلار برای هر بار پر کردن مخزن پلیمر می شود. همچنین هزینه جایگزین تفنگ لیزر ۹۲۰۰ تا ۲۵۰۰۰ دلار آمریکا است».
۶- در اکثر رزین های مایع از آکرلیک استفاده شده است که باعث سوزش چشم یا اثرات کمی دیگر می شود، بعضی از این رزین ها ممکن است سرطانزا باشند.
۷- نیاز به تکیه گاه های متفاوت
کاربردها:
۱- ساخت مدل های مفهومی
۲- تست مونتاژ و تداخل وبرنامه ریزی پروسه
۳- به عنوان مدل در ریخته گری مومی
۲- ساخت اشیاء لایه به لایه Laminated object Manufacture
در این روش که توسط کمپانی Helisys توسعه یافته است، مواد به صورت ورقه هایی با پوشش چسبنده به صورت لایه به لیه به یکدیگر چسبیده و نمونه در نهایت تشکیل می شود. مواد اولیه شامل کاغذی است که با چسب آغشته شده و روی قرقره هایی پیچیده شده است، چسب مذکور در اثر حرارت فعال می شود. همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است، یک مکانیزم تغذیه کننده/ جمع کننده «Collecter/Feeder» ورقه را روی صفحه یا PlatForm می گسترانند، در حالی که پایه از کاغذ ساخته شده است و دو طرف آن نوار فوم قرار دارد سپس یک غلطک گرم با اعمال فشار کاغذ را به پایه می چسباند. خطوط مرزی لایه اول در کاغذ توسط لیزر بریده می شود. «از لیزر CO2 استفاده می شود» و سپس سطح اضافی توسط لیزر هاشور زده می شود «فضای منفی نمونه». هاشور باعث شکستن مواد اضافی می شود که باعث ساده تر شدن ماده در طی مرحله پس از ساخت می شود. در طی ساخت، مواد اضافی به عنوان تکیه گاه قسمتهای آویزان و دیواره های نازک عمل می کنند. پس از اینکه اولین لایه بریده شد، صفحه پایه به سمت پایین حرکت و مواد تازه به کار می رود. مجدداً صفحه پایه به کمی پایین تر از ارتفاع قبلی بالا می رود و غلطک گرم، لایه دوم را به لایه اول می پسباند و سپس لیزر لایه دوم را به لایه اول می پسباند، این مراحل تا کامل شدن قطعه ادامه می یابد و در نهایت قطعه دارای بافتی شبیه چوب می شود. چون مدل از کاغذ ساخته شده است باید آببندی شود و رنگ زده شود.
کمپانی Helisys ورقه هایی از جنس پلاستیک، کاغذ پس زننده آب، سرامیک و پودر فلز را نیز مورد استفاد ه قرار می دهد. قطعه تولید شده توسط نوارهای پودر فلز برای استحکام بیشتر باید پخته شود.
مزایای این روش:
۱- سرعت نسبتاً بالایی دارد، چونکه لیزر تنها مرز قطعه را اسکن می کند و لازم نیست که کل سطح مقطع را اسکن کند.
۲- قطعه پس از ساخت بلافاصله قابل استفاده بوده و نیاز به پخت پس از ساخت ندارد.
۳- نیاز به تکیه گاه نبوده و مواد لایه های قبل به عنوان تکیه گاه استفاده می شوند.
۴- به سادگی مورد استفاده قرار می گیرد.
معایب این روش:
۱- گرچه موادی از قبیل کاغذ، پلاستیک، سرامیک و کامپوزیت ها توانایی استفاده در این روش را دارند ولی در حال حاضر بیشتر از کاغذ استفاده می شود و سایر مواد در مرحله توسعه می باشند.
۲- قطعات ساخته شده به سرعت رطوبت را جذب می کنند، در نتیجه بلافاصله پس از ساخت باید به اپوکسی مخصوص مثلاً Lompoxy آغشته شوند.
۳- گرچه غیرممکن نیست، ولی برداشتن مواد اضافی «فضای منفی نمونه» از داخل خیلی مشکل است و در نتیجه برای ساخت قطعات تو رفته و مقعر استفاده نمی شود.
۴- وقتی محفظه خیلی گرم باشد، خطر آتش سوزی وجود دارد.
۳- سینتر انتخابی توسط لیزر Selective Laser Sintering (SLS)
این روش توسط کارل دیکارد در دانشگاه تگزاس در سال ۱۹۸۹ ارائه شد و سپس توسط شرکت DTM گسترش یافت.
در این روش که در شکل نمایش داده شده است ذرات پودر از قبیل نایلون، الاستومر و یا فلز به صورت انتخابی توسط لیزر در یکدیگر نفوذ کرده و جسم جامد را ایجاد می کنند. قطعات بر روی صفحه پایه ای ساخته می شوند که دقیقاً زیر پودر قابل نفوذ با حرارت می باشد. لیزر الگوی لایه اول را دنبال می کند و باعث زینتر این لایه می شود. سپس صفحه به اندازه ارتفاع لایه بعدی به پایین آمده و پودر مجدداً شارژ می شود. این پروسه تا کامل شدن قطعه ادامه پیدا می کند. پودر اضافی هر لایه در زمان ساخت به عنوان تکیه گاه عمل می کند.
ماشین های SLS توسط شرکتهای TX, Austin, DTM تولید می شوند
شرایط محفظه فرآیندب ه دقت کنترل می شود، دمای این محفظه همواره باید زیر نقطه ذوب باشد، برای جلوگیری از اکسیداسیون پودرها در دمای بالا، محفظه پر از نیتروژن است. لیزر دمای ذرات پودر را تا زیر نقطه ذوب بالا می برد و در نتیجه ذرات پودر در هم نفوذ می کنند.
مزایای این روش:
۱- تولید قطعات محکم تر نسبت به سایر روش ها
۲- رنج متنوع تر مواد مورد استفاده شامل: پلاستیک، واکس و فلز و سرامیک و …
۳- قطعات در زمان کوتاهی (معمولاً با سرعت بیش از ۱ اینچ در ساعت) ساخته می شوند.
۴- به مرحله پخت پس از ساخت نیاز نیست.
۵- به تکیه گاه نیاز نیست.
معایب این روش:
۱- پودر باید قبل از پروسه ساخت به دمای زیر نقطه ذوب برسد که حدود ۲ ساعت طول می کشد. پس از ساخت قطعه باید حدود ۵ تا ۱۰ ساعت قبل از برداشتن قطعه برای سرد شدن آن صبر کرد.
۲- صافی سطح قطعه به اندازه پودر و نقطه لیزر محدود شده است که باعث متخلخل شدن سطح می گردد، تنها به وسیله مراحل پس از ساخت می توان به سطحی صاف دست یافت.
۳- محیط پروسه باید همواره پر از نیتروژن باشد تا عمل زینتر به خوبی انجام شود که هزینه عملیات را افزایش می دهد.
۴- گازهای سمی ایجاد می شود که در محیط منتشر می شود.
۵- استفاده از مواد مختلف، احتیاج به پروانه های جداگانه دارد.
بازدید
نمودار ۱ـ توزیع سنی ۵۶۰۰۰ مورد بروسلوز گزارش شده به اداره کل مبارزه با بیماریها(ایران) ۰