جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
مباحثه در خانهای واقع در نزدیکی دروازه پیرائوس شهر آتن صورت میگیرد. صاحبخانه پیرمردی ثروتمند و آریستوکرات به نام کفالوس است. در میان جمع علاوه بر سقراط، پولمارخوس پسر کفالوس، گلاوکن و آدیمانتوس برادران افلاطون، و تراسیماخوس سوفسطایی نیز حضور دارند.
جمهوری با توصیف کفالوس از سن پیری آغاز میشود. او میگوید در سن پیری انسان از هیجانهای جوانی رهایی مییابد و هم چون بردهای است که از بند شهوات آزاد شدهاست. حال روحی هرکس در سن پیری به این بستگی دارد که ایام عمر را چگونه گذراندهاست.
انسان در ایام پیری زندگی خود را مرور میکند. اگر بد زندگی کرده و کارهای ظالمانه کرده باشد، به تشویش میافتد؛ ولی آنکه در گذشتهٔ خود عملی ظالمانه نیابد، آرامش خود را باز مییابد و امید یار او میشود. البته اگر کسی در ایام پیری از تمکن مالی برخوردار باشد، راحتتر و بهتر زندگی را میگذراند.
سقراط که در حقیقت همان افلاطون است، از کفالوس میپرسد:«بزرگترین خوشی و نیکی که از ثروت به تو رسیدهاست چیست؟»
کفالوس میگوید که ثروت بیشتر از آن جهت خوب است که او را سخی و شریف و عادل بار میآورد. ثروت آدمی را باز میدارد از اینکه عملی خلاف عدالت انجام دهد و یا مدیون دیگری باشد، امّا «نه خردمند اگر تنگدست باشد رنج پیری را به آسانی میتواند تحمل کند، و نه بیخرد هر چند توانگر باشد آرامشی در درون خود مییابد.» پس تنها مردمان عدالتپیشه و درستکار از ثروتی که اندوختهاند، سود میبرند.
سقراط از کفالوس میپرسد که مقصودش از عدالت چیست و بدین ترتیب مباحثه جهت فلسفی میگیرد. کفالوس عدالت را «درستکاری و پس دادن مال غیر» تعریف میکند، و سقراط میگوید اگر کسی مالی را در حال سلامتی از کسی بگیرد و آن را در حال جنون به او پس بدهد؛ آیا عادلانه رفتار کرده است؟ کفالوس ایراد را میپذیرد و از بحث کناره میگیرد و ادامه آن را به فرزند خود پولمارخوس واگذار میکند تا به گفتهٔ طنزآمیز سقراط در بحث نیز وارث پدر باشد.
پولمارخوس نخست از قول سیمونیدس شاعر میگوید «عدالت این است که آدمی دِینی را که به هر کسی دارد، ادا کند.» به این تعریف همان انتقاد قبلی وارد میشود. پس از چندبار انتقاد و تعدیل، پولمارخوس میگوید «عدالت آن است که به دوستان، نیکی کنیم و به دشمنان، بدی کنیم.» سقراط باز میگوید «کار عادل این نیست که به کسی، خواه دوست باشد و خواه دشمن، بدی و زیان برساند؛ بلکه این کار، کار ستمگران است»
سرانجام تراسیماخوس ناشکیبا:«نتوانست خودداری کند، یکباره چون جانوری درنده به ما حملهور گردید، چنانکه گویی میخواست ما را پاره پاره کند… و فریاد برآورد… من آماده نیستم سخنان مهمل بشنوم.»
تراسیماخوس ادامه میدهد: «سقراط این چه دیوانگی است که تو را فراگرفتهاست و چرا با این طریق سفاهتآمیز ابلهان دیگر را پشت سر هم به خاک میاندازی؟ اگر حقیقتآ مدعی هستی که معنای عدالت را میدانی، تنها به سوال از دیگران قانع مشو و از نقض و رد پاسخهایی که میدهی غرور به خود راه مده؛ زیرا بسیار کسانی هستند که میتوانند بپرسند ولی خود قادر به جواب نیستند.»
بازدید
امر به معروف و نهی از منکر:
یعنی آن دین است روح امربهمعروف و نهیازمنکر این است لزوم استفاده از هر وسیلهای شروع برای پیشرو اهداف اسلامی. این اصل که از ارکان تعلیمات اسلامی یکی از ارکانی است که به نصر صریح متون اسلامی و گفته پیغمبر اکرم: اگر از بین برود تمام تعلیمات اسلامی از بین رفته است. اگر این اصل مسنوج شود جامعه اسلامی به صورتی که باید وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت.
به گفته پیغمبر اکرم(ص):
امربهمعروف و نهیازمنکر تمام شما مسلمانان به منزله حافظ و نگهبانان و شبان دیگران هستید و تمام شما نسبت به خودتان مسئول هستید یعنی ایجاد نوعی تعهد تمام افراد مسلمانان و مسئولیت مشترک میان افراد. مسلمانان برای حفظ نگهداری جامعه اسلامی بر مبنای تعلیمات اسلامی چنین وظیفهای اولاً آگاهی و اطلاع زیاد میخواهد: ثانیاً: قدرت و امکان میطلبد این را که امربهمعروف و نهیازمنکر بود که ارزش نهضت حیسینی را بالا برد و همچنین نهضتی که به امربهمعروف و نهیازمنکر را ارزش و اعتبار و آبرو داد. امربهمعروف و نهیازمنکر یعنی: همدردی- همبستگی- همگامی- تعرف (شناسایی) و نیز فردی نیست. عنصر امربهمعروف و نهیازمنکر در نهضت حسینی یک عامل بزرگ که حسین را به حرکت و داشت او را از جا تکان دارد. حسینبنعلی(ع) به امربهمعروف و نهیازمنکر ارزش داد اگر امربهمعروف و نهیازمنکر نباشد سایر تعلیمات نیز نمیتواند کار کند.
روز عاشورا: روز معراج حسینبیعلی است. روزی است که ما باید از روح حسین از غیرت حسین از شجاعت و دلیری از چنین پرتویی درس بگیریم. بلکه ما هم ذرهای آدم شویم. بیدار شویم.
یکی از نویسندگان بسیار معروف به نام عباسبنمحمودعقاد جملهای درباره اباعبدلله دارد که میگوید: در روز عاشورا مثل این بود که یک نوع مسابقه میان خصلتهای (خصلت) حسین برقرار شده بود یعنی فضائل حسینی هر کدام بر یکدیگر (دیگری) مسابقه میداد. صبر میخواست از سایر صفاتش جلو بیفتد. رضای حسین به آنچه که رضای خداوند است میخواست از صبرش جلو بیفتد اخلاص حسین میخواست از همه اینها پیشی بگیرد. شجاعت حسین میخواست گوی سبقت را از دیگر صفات او برباید. چیزی که در روز عاشورا پیش از همه چیز دیگر جلوهگر و نمایان است طبانیه حسین اطمینان حسین و آرامش و استقامت حسین است. این سختی نیست که حسین میگوید سختی است از همان روزها درک کردند یکی که آنجا حاضر بوده است جملهای دارد تعبیر او مطابق عصر و زمان و فهم خودش خیلی عالی است من سراغ ندارم مرد دل شکستهای مرد تحت فشار قرار گرفتهای را که فرزندانش (اهل بیتش) جلوی چشمش قلمقلم شده باشد (قلع و قلم).
به نام خدا
طول عمر امام مهدی- انتظار- وظیفهء انسان منتظر
حضرت محمد در سحرگاه نیمه شعبان ۲۵۵ هجری قمری در زمان حکومت غاصبانه حکمرانان عباسی در اختفاء پنهانی در خانه امام حسنعسکری(ع) که در محاصره لشگریان کفر بود از مادری به نام نرجسخاتون زاده شد. علیرغم کنترل شدید دشمن مبنی بر کشتن آخرین ذخیره آسمان ولایت حضرت دیده به جهان گشود. با تلاش مذبوحانه و مفتصحانه عباسیان بیثمر شود. و امام که عدالت او ویرانگر باطلها و تباهیها و طمأنیه میباشد. برای غیبت امام زمان ۳ حکمت است:
۱- غیبت طولانی امام زمان باعث امتحان و آزمایش است، البته مسلمانان.
۲- اینکه محبت خدا بایستی در زمین همیشه باقی باشد.
۳- اینکه غیبت امام زمان به مسلمین جهان میگوید که هیچگونه بیعتی با مشرکین و کفار معنا ندارد.
طول عمر امام مهدی(ع) یکی از خصایص نوح در قائم وقوع خواهد یافت و یافتهاست و آن طول عمرش میباشد عمر انسان حد و مرزی ندارد که بیشتر از آنان غیر ممکن باشد آزمایشات دانشمندان نشان داده است. مرگ مانند بسیاری از بیماریها معلول و علتی یا عللی باشد که اگر شناخته و یا کامل شناخته شود و یا به تأخیر انداخت.
انتظار:
(قُلْ کُل مُتربِصُ مْتربِصو ) سوره طه ص(۱۳۵)
بگو هر کس منتظر است پس انتظار بکشد زود باشد که بدانید راه راست پویان و کسانی که هدایت یافته کیانند.
معنای انتظار چیست؟
به معنای آمادگی کامل برای جانبازی در رکاب امام زمان(عج) تهیه تصرفات انقلاب جهان محمدی موعود میباشد انتظار مکتب اصلاح تربیت است انتظار امید میبخشد و روحیه یأس و ناامیدی را از جان آدمی میزداید و روح تلاش و مبارزه و خودسازی و فداکاری به انسان میدهد حرکت انتظار در کنار هم و با هم میباشند اگر بشر امید به آینده نداشته باشد نمیتواند حرکت کند. این انتظار مثبت بود که علیرغم فشارها و تجاوزها و شکنجهها مسلمانان را در میدان های نبرد برد و فاتح و سربلند ساخت و ایران اسلامی انتظار حکومت اسلام بود که در مردم حرکت ایجاد کرد و مردم برخاستند و به امید حکومت قرآنی انقلاب نمودند و پیروز شدند.
امروز دیگر انتظار قیام جهانی امام مهدی(ع) در توده مستضعفان دنیا تحرکی نوین ایجاد کرده است و میرود که این انتظار سازنده ابرقدرت جنایتکار به زانو بیشانند.
قال رسول الله: (اَفْضَلُ العِبادهٍ انتظار الفَرج) بهترین عبادت انتظار فرح است. منتظر ظهور امام زمان بوده و خواهد بود.
انتظار در مکتب اسلام: شخص را متعهد و مسئول میسازد که برای تحقیق هدفهای اسلام و عملی شدن برنامههای دین بدون هیچ یأس و ضعف و سستی و ناامیدی شب و روز کوشش نماید.
انتظار به دو گونه است:
• انتظار مثبت: عامل خوشبینی به جهان خلقت و حرکت آفرینی است. انتظار مثبت ایمان به پیروز و اجرای عدالت نابودی حتمی ظلم و ستم است و نفی ارزشهای طاغوتی و نه گفتن به آنچه که ضد توحید است. (به نقل از بحارالانوار جلد ۵۲ علامه مجلسی) کسانی که در انتظار دولت قائم درگذرند چون آنانند که در خدمت حضرت قائم باشند. آنگاه پس از درنگ مختصری فرمودند بلکه چون آنانند که در رکاب مهدی(عج) شمشیر زده باشند. پس دنبال تأملی دیگر فرمودند به خدا سوگند ایشان جون آنکسانند که درخدمت پیغمبر(ص) به شهادت رسیده باشد.
امام صادق(ع) فرمودند هر که شور یاوری قائم را دارد باید انتظار بکشند و در حالت انتظار پرهیزکاران عمل کند در رفتار شایسته و نیکویش گیرد. این چنین کسی اگر هم مرگ را در آغوش بکشد و قائم پس از مرگش قیام کند پاداشش هم چون یاران حضرت خواهد بود. پس بکوشید و منتظر باشید و این کوشش و انتظار گوارایتان باد ای گروه آمرزیده.
بازدید
بازدید
بازدید
کتاب طبقات فلاسفه اسلامی
این کتاب به طور مختصر طبقات فلاسفه اسلامی را که بر حسب استاد و شاگردی است ذکر نموده است (آنان که در یک طبقه قرار می گیرند یا واقعا از اساتید طبقه بعدی و شاگردان طبقه قبل هستند و یا همزمان آنها می باشند).
در این طبقه بندی مقصود از فلاسفه اسلامی، فلاسفه دوره اسلامی است که در جو اسلامی و محیط اسلامی فعالیت داشته اند، و البته افرادی (بالاخص دوره های اولیه) احیانا یافت می شوند که مسلمان نیستند، و یهودی و یا مسیحی می باشند و یالااقل به عقیده بعضی ملحد می باشند. پس از ذکر همه طبقات از آغاز تا زمان خودمان، به برخی نتیجه گیری ها می پردازد.
بازدید
کتاب رایگان فلسفه حقیقت انسان
«در بند آن باش که من کیم و چه جوهرم؟ و به چه آمدم و به کجا میروم؟ و اصل من از کجاست؟ و این ساعت در چهام؟ و روی بهچه دارم؟»
برای شناخت هر موضوعی در ابتدا باید آن را درست و دقیق مطرح کرد؛ چرا که یکی از اشکالات اساسی در شناخت پدیدهها و امور مختلفعدم طرح صحیح آنها میباشد. برای شناخت فلسفه خلقت نیز باید در ابتدا علل و انگیزههایی را که موجب میشوند، انسان از فلسفه حیات سوال کند مورد بررسی قرار داد تا به طرح دقیق این موضوع توفیق پیدا کرد.
اگر بگوییم که اکثر آنهایی که درباره فلسفه خلقت و هدف زندگی اندیشیدهاند، اما راه به جایی نبردهاند بیشتر به این سبب بوده که مسئله را درست مطرح نکردهاند سخنی به گزاف نگفتهایم. در اینجا به بررسی این موضوع میپردازیم که در چه شرایطی سؤال از فلسفه خلقت برای انسانها مطرح میشود و در چه صورتی سؤال از آن پاسخ منطقی پیدا میکند؟!
کتاب حاضر که از انتشارات کانون اندیشه جوان است قصد دارد به این مهم بپردازد. این مجموعه شامل بخش های زیر می باشد:
– طرح سؤال
– انگیزههای سؤال از فلسفه خلقت
– دیدگاهها
– فلسفه پوچی و علل گرایش به آن
– ارزیابی فلسفه پوچی
– ارزش حیات در قرآن
– جلوه پوچ حیات
– جلوه حقیقی حیات
– غایتداری در هستی
– هدفداری و غایت از نظر حُکما
– هدفداری آفرینش در قرآن
– تفسیر کلمه هدف
1. تصور و اندیشه و اشتیاِ پیرامون فعل و غایت
2. تحقق فعل در عالم هستی
3. تحقق غایت
– صفت حکمت در خدا
– فلسفه آفرینش از دیدگاه عرفان، فلسفه و کلام
– نظریه عرفا
– نظریه فلاسفه
– پاسخ یک اشکال
– نظریه متکلمان
– دیدگاه ملاصدرا
– هدف آفرینش از دیدگاه قرآن
– پیامبر و امام، هدف خلقت
– عبادت چیست؟
– قرب ربوبی
– جهان آفرینش به سوی کمال