جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
۱۵ روش برای دست یابی به خوابی آرام و خوش
۲۰ توصیه برای بهبود خواب
۲۳ نکته برای سحرخیزی
۲۴ ساعت بالانس نیتروژن
۷ ایده برای خواب خوش
۷ راز بهتر خوابیدن
۷ روش برای داشتن خواب بهتر
۹ توصیه برای بهتر خوابیدن کودکان
۹ روش برای بهتر خوابیدن
آپنه خواب چیست؟
آداب و عادتهای هر کودک برای خوابیدن
آسایشی به نام خواب
آسوده بخواب، نو جوان!
آسوده بخوابید
آسوده بخوابید
آشفتگی های روان در آیینه خواب
آشنایی با علل و راهحل بیخوابی در نوجوانان و جوانان
آیا به اندازه کافی می خوابید؟
آیا به قدر کافی می خوابید؟
آیا شما مشکل بیخوابی دارید ؟
آینه داستانهای درونی
بازدید
خوابهایمان چه پیامی را با خود منتقل میکند؟ یا وقتیصبح بیدار میشویم و میدانیم که خواب دیدهایم اما یادمان نمیآید چه خوابی دیدهایم، چه حال کلافهکنندهای داریم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید روانشناسان در جدیدترین تحقیقات علمیشان به روشی دست یافتند که امیدوارند با توسعه آن به راهی برای نشاندادن آنچه در مغز انسان میگذرد، دست یابند. روشی که شاید روزگاری به نشاندادهشدن رویاها و توهمهای ما در قالب تصویر و فیلم بینجامد. دستاوردی که در تاریخ علم روانشناسی به آرزوی زیگموند فروید و گوستاو یونگ، پیشقراولان علم روانکاوی، نسبت داده میشود.
یونگ و فروید سالها این سوال را مطرح میکردند که انسان در شرایط خواب به چه میاندیشد و هنگامی که رویا میبیند، دقیقا چه میبیند؟این دو روانشناس مشهورترین و برجستهترین اندیشمندان علوم رفتاری بودند که به تعبیر رویا اصرار فراوانی داشته و معتقد بودند با دستیابی به این توانمندی، میتوان گره از تحلیل، واکاوی و رفع بسیاری مشکلات رفتاری باز کرد.
رویا آنچنان دغدغه آنها بود که ردپای پررنگی از این موضوع را میتوان در نظراتشان دید. یونگ معتقد بود رویای افراد برخاسته از ناخودآگاه جمعی است در حالیکه همکارش زیگموند فروید معتقد بود رویا افکار سرکوب شده آدمی در بیداری است. اما امروز آنها در قید حیات نیستند تا ببینند چگونه فناوریهای جدید در آستانه دست یافتن به کشفی است که رویای دستنیافتنی آنها را دستیافتنی میکند و رویاهای آدمی را از حدس و گمان به صورت تصاویر عینی و واقعی نشان میدهد.
تصاویر آنچه در مغز میبینیم
روانشناسان و عصبشناسان آمریکایی اعلام کردهاند با استفاده از اسکن، تصاویری از مغز کسانی که در آزمایش آنها شرکت کردند، ضبط شده که در آن، تصویر تقریبی از آنچه آنها تماشا کردند قابل بازسازی است.
داوطلبان شرکت در این آزمایش، بریدههایی از یک فیلم را تماشا میکردند، اسکنری، مغز آنها را بررسی میکرد و رایانهای، برپایه کنشهای مغزی داوطلبان و تجزیه و تحلیل آن، آنچه از ذهن آنها میگذشت را بازسازی میکرد. تصویرهای بازسازی شده از بریدههای فیلم، بیانگر خام و شبه تقلیدی از شکلها و حرکتها بود. البته بدون جزییات کافی. شاید در نگاه اول نتیجه این آزمایش موضوع خیلی مهمی بهنظر نرسد اما زمانی اهمیت حقیقی خود را نشان میدهد که با این اظهارنظر محققان مواجه میشویم: «چنین رویکردی ممکن است روزی علم را قادر کند تا رویاها و توهمهای ما را نیز به تصویر بکشد.»
این موضوع وقتی اهمیت بیشتری مییابد که رفتارشناسان پیش از این میاندیشیدند هنگام دیدن تصاویر یا فیلمها، حس بینایی افراد تصاویر را به مغز منتقل کرده و در آنجا رمزگذاری شده و بر اساس این رمزها در مغز تحلیل و تبیین(بهاصطلاح رمزگشایی) میشود.
این رمزگذاری و رمزگشایی براساس پارامترهای تاثیرگذاری مانند ژنتیک، تربیت خانوادگی، فرهنگ، سواد و… انجام میگیرد. جک گالانت، عصبشناس دانشگاه کالیفرنیا و نویسنده گزارش این پژوهش معتقد است؛ «چنین روشی در نهایت میتواند یک رویا یا فیلمی ساخته شده در ذهن را، آنقدر خوب بازسازی کند که تصاویر آن قابل شناسایی باشد.»
البته او نگرانی خود را نیز مخفی نمیکند و اذعان میدارد؛ «این آزمایش با صحنههایی ارتباط داشت که در زمان اسکن توسط چشمها دیده میشد، بنابراین مشخص نیست چنین روشی تا چه اندازه در صحنههایی کاربرد دارد که توسط مغز تولید شده باشد.» جک گالانت، اظهار امیدواری میکند؛ «این روش در آینده برای قربانیان سکته مغزی یا کسانیکه هیچ راهی برای برقراری ارتباطات ندارند، کمک ویژهای باشد.
او در گزارش خود مینویسد: «کاربردهای عملی این تکنولوژی میتواند در آینده شامل درک بهتر عصبشناسان و روانشناسان از عملکرد ذهن افرادی که نمیتوانند به صورت کلامی با دیگران ارتباط برقرار کنند، شود. این افراد شامل قربانیان سکتههای مغزی، بیماران به کما رفته و افرادی که به لحاظ عصبشناختی مشکل دارند، میشود.»
با استفاده از این روش میتوان با برقراری ارتباط بین رایانه و مغز افراد مبتلا به اختلالات گفتاری یا سکته، از آنچه در ذهن این افراد میگذرد، نیازها و خواستههایشان مطلع شد. استفاده از این روش در بهبود یا پیشگیری از شدت یافتن بیماری این افراد نیز میتواند تاثیرگذار باشد. البته او نگرانی عمومی که اغلب با انتشار اینگونه اخبار در بین افراد منتشر میشود را رفع کرده و میگوید: «لازم نیست مردم نگران این باشند که در آیندهای نزدیک کسی بتواند فالگوش افکار آنها بنشیند، چرا که این روش نیازمند آن است که فرد مدت طولانی را در داخل یک دستگاه ام.آر.آی بگذراند.»
بازدید
بازدید
رو یا
بازدید
مساله چیستى زمان از زیباترین و درعین حال بغرنج ترین مسائل فلسفى به شمار مى رود. از دیرباز فلاسفه براى شکافتن این مبحث از طبیعیات مدد مى جستند و در حال حاضر نیز بدون استمداد از یافته هاى علم فیزیک امکان بحث جدى در این زمینه وجود ندارد. در این نوشتار سعى شده است بطور بسیار فشرده گزیده اى از آراء گوناگونى که در خصوص چیستى زمان در طول تاریخ مدون فلسفه ارائه شده است، مرور شود و با توجه به نتایج اخذ شده از نظریه هاى جدید فیزیکى، میزان معرفت ما به طبیعت زمان تا حدودى روش گردید.
همه ما در خلال تجربیات زندگى روزمره خود با سؤالاتى در خصوص زمان مواجه شده ایم، مانند اینکه: گذشته ما به کجا رفته است و آینده ما چگونه خواهد بود؟ پدیده هاى پیش پا افتاده اى مانند یادآورى آنچه که اصطلاحا گفته مى شود به گذشته تعلق دارد، یا خواب دیدن رویدادهایى که در آینده اتفاق مى افتند، هر انسانى را با این سؤال سهل و ممتنع رو در رو مى سازد که گذشته، حال و آینده چه نسبتى با یکدیگر دارند و اساسا نسبت وقایع با زمان چگونه نسبتى است؟ این گونه پرسشها، هر چند با اختلافاتى در صورت بندى آنها و مراتبى از سادگى و پیچیدگى، تقریبا براى هر کسى مطرح شده است. حاصل این اندیشه ورزیها در باب زمان به صورت اسطوره ها، داستانها و باورهاى مردمى گوناگون در فرهنگهاى مختلف بشرى ظاهر شده است. اساطیر یونانى، اعتقادات دینى ایرانیان باستان، قصه ها و مثل ها و افسانه هاى اقوام مختلف، همگى حکایت از تاثیر فراوان اندیشه زمان در ابعاد فکرى و فرهنگى انسانها دارند. حتى کمتر رؤیاى کودکانه اى را مى توان یافت که کاملا فارغ از تفنن هاى زمانى باشد.
از آن جا که به نظر مى رسد پدیده هایى مانند: خواب دیدن یا یادآورى رویدادهاى گذشته و نیز درک گونه گونى و تغییرات ظاهرى جهان اطراف، از آغاز خلقت آدمى همزاد وى بوده است، این ادعا گزافه نخواهد بود که: پرسش از زمان و مسائل پیرامون آن، به عنوان موضوعاتى که بلافاصله از تحلیل این پدیده ها رخ مى نمایند، از ابتداى پیدایش اندیشه بشر، در تفکر وى جاى گرفته است. اگر تفکر فلسفى را کوششى ناب براى پى بردن به حقایق جهان آفرینش بدانیم، بى گمان تفکر در باب زمان از اصیل ترین انواع تفکر فلسفى خواهد بود. جاى بسى شگفتى است که پرسشى این چنین کهن و دیرینه، اکنون نیز مانند یک سؤال بدیع و تازه در اذهان مردم جلوه گرى مى کند.
علوم تجربى به میدان دارى دانش فیزیک به عنوان اخلاف حکمت طبیعى، توصیف و تفسیر پدیده هاى جهان را به عهده گرفته اند. توصیفاتى که فیزیک در خصوص جهان ارائه مى نماید بر اساس مفاهیم و عواملى نظیر زمان، مکان و جرم بنا شده اند. این عوامل به صورت موجوداتى ریاضى، بدون این که از چند و چون آنها چندان سخنى به میان آید، در روابط ریاضى فیزیک وارد مى شوند. به این ترتیب فیزیک، پدیده ها را با دقت ریاضى وصف مى کند و در عین حال این توصیفات به جهت ابهام مفاهیم اساسى شان به کلى مبهم مى باشند. رفع ابهام از این مفاهیم – و از جمله مفهوم زمان – باید در حوزه اى خارج از حوزه فیزیک، یعنى در عرصه فلسفه علم صورت پذیرد.
در این کتاب نگارنده مى کوشد از یک سو مباحثى را که در خصوص چیستى زمان طرح شده اند، در حد امکان، در تاریخ فلسفه ردیابى کند و مهمترین نکاتى را که در این باره مى یابد، دسته بندى نموده و با روالى منطقى ارائه نماید، و از سوى دیگر به بررسى تغییر نگرش انسان به مساله زمان در سایه کشفیات جدید علم فیزیک و تبیین باورهاى نوین ناشى از این کشفیات بپردازد