معرفی کتاب سایه روشن

سایه روشن
نویسنده کتاب : صادق هدایت
انتشارات کتاب : امیر کبیر
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 180
قطع کتاب : وزیری سلفون – سال چاپ کتاب : 1342 – نوبت چاپ کتاب : 5
کمیاب – عالی
خلاصه ای از کتاب
سایه روشن نام مجموعه داستان کوتاهی از صادق هدایت است که در سال ۱۳۱۲ برای اولین بار به چاپ رسیده است.
این مجموعه داستان شامل هفت داستان کوتاه به نام های س.گ.ل.ل، زنی که مردش را گم کرد، عروسک پشت پرده، آفرینگان، شب های ورامین، آخرین لبخند و پدران آدم می باشد.
کتاب سایه روشن
معرفی کتاب سایه خیال ؛ فیلمنامه

سایه خیال ؛ فیلمنامه
نویسنده کتاب : مسعود جعفری جوزانی
انتشارات کتاب : نجوا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 80
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1369 – نوبت چاپ کتاب : 1
شماره کتاب : 92633
خلاصه ای از کتاب
حسین پناهی نویسنده ناکامی است که شبی در خلوت تنهایی، در اوج خیال بافی، آدمی به نام غلومی خلق می کند، که همه جا مثل سایه به دنبال اوست.
پناهی و دوستش در یک جلسه شب شعر شرکت می کنند.روز بعد صاحب جلسه مدعی می شود که جواهرات او به سرقت رفته است.وقتی صحبت غلومی موهوم به میان می آید یک مامور آگاهی درخواست می کند که غلومی هستند. از طرف دیگر دوست حسین که قصد ازدواج با دختر همسایه را دارد با توصیه و رضایت پدر دختر موفق می شود در شب عروسی دختر او را برباید و پای سفره عقد بنشیند…
…من دقیقاً ساعت پنج و هجده دقیقه و هفت ثانیه، صبح چهارم اردیبهشت ماه سال شصت و شش، حسین را دیدم. چرا که روی اسب نشسته بودم و پیش از حرفزدن با او به ساعتم نگاه کردم، یادم نیست که به من سلام کرد یا نه، اما خوب به خاطر دارم که با خنده از او پرسیدم «اهل اینجایی؟» و با خنده گفت : نه. تو چطور؟ دقیقاً به خاطر دارم که از این پرسش اصلاً خوشم نیامد و او هم زود فهمید. حالا چطور و از کجا هنوز هم نمیدانم. خوب به یاد دارم که حسین زود حرفش را عوض کرد و با خندهای پر مهر گفت : من شما را میشناسم و بعد با کمال تعجب اسم و شغل مرا هم گفت. من هم برای اینکه مهربانی او را پاسخ گفته باشم پرسیدم : «این دره که گل نداره، چرا قشقاییها بهش میگن گل دره؟ درست به خاطر دارم که حسین بیملاحظه خندید، بعد یک مشت آب از چشمه برداشت و ریخت روی پوتینهای کهنه و بیبندش و گفت تو سوار اسبی و دنبال بوتههای نیم متری میگردی. پیاده شو زیر پاتو نگاه کن. وقتی پیاده شدم و پا روی فرشی از گلهای سفید و بنفش گذاشتم، به غرورم برخورد. یعنی از اینکه پیش یک بازیگر از راه رسیده سینما بیتوجه و کودن جلوه کرده بودم، هیچ خوشم نیامد. حسین هم نه گذاشت و نه برداشت، چشمهای سخت آشنا و به شدت بیگانهاش را به من دوخت و درحالیکه روی کلمات تاکید میکرد، گفت : پرده پنجره چشماتو بردار و ببین دنیارو، دیدنیه. چشم ما رفتنیه. زندگی مهلت رسیدن به ما رو نمیده.»
کتاب سایه خیال ؛ فیلمنامه
معرفی کتاب سایه خورشید

سایه خورشید
نویسنده کتاب : افسانه نیک پور
انتشارات کتاب : راز نهان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 212
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1393 – نوبت چاپ کتاب : 1
شماره کتاب : 111425
خلاصه ای از کتاب
این کتاب سرگذشت خورشید را می گوید. خورشید دختری پرورشگاهی است که در پنج سالگی با یک هنرپیشه پرآوازه آشنا شده و از همین لحظه به بعد ٬ زندگی او دستخوش تغییرات بزرگی می شود. این کتاب داستانی بسیار پر کشش و خواندنی دارد.
کتاب سایه خورشید
معرفی کتاب سایه خاکستری او

سایه خاکستری او
نویسنده کتاب : الهام ستوده
انتشارات کتاب : شادان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۷۶
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۹ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
صبر کن! اندکی تامل کن و با من باش! خستهام از بحثها و جدلهای هر روزه از آنچه به خیال خویش نامش را زندگی گذشتهایم و هر روز و هر لحظه با یکی به دو کردنهای کودکانه زندگی را بر خود تار کردهایم.
نمیدانم، شاید ریشه تمامی اینها یا از عشق کور است و یا عدم اطمینان و اعتماد که بر با هم بودن ما سایه افکنده، سایهای سنگین و ماندگار، سایهای خاکستری!
کتاب سایه خاکستری او
معرفی کتاب سایه جدایی

سایه جدایی
نویسنده کتاب : شیرین امینی
انتشارات کتاب : آفرینش
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 704
قطع کتاب : رقعی سلفون – سال چاپ کتاب : 1389 – نوبت چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
امروز نیز همانند همیشه خورشید از جانب مغرب رخت برخواهد بست و من از پس این شیشه های سرد و بی روح در این کنج غربت به غروب سرد و غم انگیز خیره خواهم شد.
فردا همه چیز تمام خواهد شد و من به آغوش غروب خواهم پیوست.می خواهم غمگین تر و تنهاتر از تمام شب هایی که برایت گریستم و در گوشه ای از خود بگویم و احوالم را برایت بازگو کنم.
باز هم در یاد گذشته ها فرو خواهم رفت و برایت خواهم نوشت…
کتاب سایه جدایی
معرفی کتاب سایه بان نگاهت

سایه بان نگاهت
نویسنده کتاب : فرخنده موحد راد
انتشارات کتاب : پرسمان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۵۳۰
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۴ – نوبت چاپ کتاب : ۱
شماره کتاب : ۱۱۲۰۶۶
خلاصه ای از کتاب
خیلی سخته پدر و مادر و خواهر و برادر داشته باشی اما نداشته باشیشون! خیلی زجرآوره یه عشق پشت و پناهت باشه که توی دلت نداریش و از همه بدتر اینه که بین اون همه آدم بیمعرفت و نامرد روی زمین، خودت و نامردتر و بیمعرفتتر از همه آدمای زمین بدونی!
کتاب سایه بان نگاهت
معرفی کتاب سایه بازی

سایه بازی
نویسنده کتاب : ژرژ سیمنون
مترجم کتاب : رامین آذربهرام
انتشارات کتاب : مروارید
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۶۰
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۲ – نوبت چاپ کتاب : ۲
شماره کتاب : ۷۱۰۹۰
خلاصه ای از کتاب
در یکی از محلات قدیمی پاریس در ساختمانی مجاور میدان وژ جنایتی رخ داده .
صاحب آزمایشگاه داروسازی به ضرب گلوله کشته شده است و گاو صندوق آزمایشگاه را خالی کرده اند .
مگره با مستاجران ساختمان آشنا می شود و در ملاقات با خانواده مقتول اسراری از زندگی پنهانی وی بر ملا می شود .
اسراری که مگره ..
دیباچه:
• سایه پشت پنجره
• یک مرد واقعا نازنین
• زوج ساکن هتل پیگال
• زن دیوانه
• سه زن
• پرستار بیمار
• و…
کتاب سایه بازی
معرفی کتاب سایه ای در میان شما

سایه ای در میان شما
نویسنده کتاب : آنا آندری یونا آخماتووا
مترجم کتاب : احمد پوری
انتشارات کتاب : نگاه
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۶۰
قطع کتاب : رقعی گالینگور روکشدار – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۲ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
ترجمه حدود دو سوم شعرهای آخماتووا در این کتاب گنجانده شده است.
آنا آخماتووا شاعر و نویسنده اهل روسیه بود. او یکی از بنیانگذاران مکتب شعری آکمهئیسم (اوجگرایی)، همسر نیکولای گومیلیف، شاعر و مادر لِف گومیلیف، نویسنده و مردمشناس است. بنمایههای اشعار وی را گذر زمان، خاطرات و یادبودهای گذشته، سرنوشت زن هنرمند و دشواریها و تلخیهای زیستن و نوشتن در زیر سایه استالینیسم تشکیل میدهد.
شامگاه ، تسبیح ، گلستان یا باغ گل ، فوج پرندگان سفید و بارهنگ عنوان برخی از آثار این شاعر هستند.
کتاب سایه ای در میان شما
معرفی کتاب سایه ای در غبار

سایه ای در غبار
نویسنده کتاب : قدرت الله شباب
انتشارات کتاب : افلاک
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۰۲
قطع کتاب : وزیری گالینگور – سال چاپ کتاب : ۱۳۷۷ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
گر به پیری دعوی عشق و جوانی می کنم
با پریشان خاطری جنگ روانی می کنم
چون ندارم طاقت طعن رقیبان روز و شب
صورت خود را به سیلی ارغوانی می کنم
از نگاه مردم بی غم به تنگ آمد دلم
تا نریزد آبرو، باغم تبانی می کنم
کتاب سایه ای در غبار
معرفی کتاب سایه ای بر بالین

سایه ای بر بالین
نویسنده کتاب : مهرنوش صفایی
انتشارات کتاب : ذهن آویز
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۴۲
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۸ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
من فقط راویم، راوی حقیقتی که با تو می گویم، بر من خرده نگیر، من هم مثل تو، بر این روزگار غریب می خندم و می گریم.
… صبحی روشن و آفتابی است، اما هوای دل من عجیب ابری است… نه…، بارانی در کار نیست… گریستن کافی است… چه فرقی می کند من هم مثل یکی از هزاران زنی هستم که ناخواسته به سمت سرنوشتی می روند که دلخواه آنان نیست…
قانون دنیا همین بوده و هست… زندگی همیشه مسیرش را طی می کند بی آنکه از مسافرش بپرسد آیا از راهی که در آن افتاده راضی هست یا نیست؟
کتاب سایه ای بر بالین
معرفی کتاب سایه انسانها

سایه انسانها
نویسنده کتاب : ژان پل سارتر
مترجم کتاب : عنایت الله شکیباپور
انتشارات کتاب : شهریار
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۶۶
قطع کتاب : رقعی سلفون – سال چاپ کتاب : ۱۳۵۰
کمیاب – عالی
خلاصه ای از کتاب
کتاب شامل دو داستان بلند از سارتر با عناوین سایه انسان ها و انسان های دیگر هست .
سایه انسان داستانیست در مورد سیاه پوستی که به دلیل بی عدالتی های قانون از سفید پوستان متنفر است و تصمیم می گیرد انتقامش را از دو دختر سفید پوست جذاب بگیرد .
انسان های دیگر در رابطه با عشق زن و مردی جوان است و این که نامزد مرد به او خیانت کرده و الان مرد در بخشش یا عدم بخشش او مردد است و ماجراهایی که بعد برای این دو عاشق اتفاق می افتد .
دخترها عادتشان این است که بعد از شنیدن ندای عشق هر نوع کینه و رنجشی را خیلی زود از یاد می برند .کسانی که زیاد حرف می زنند کاری از دستشان ساخته نیست .
اصل گناه در جهان وجود ندارد و ما هر چه را گناه بدانیم در شمار گناهان است و آنچه را که سنت ما و جمعیت ما قبول کند قابل پذیرش است .
نمی خواهم به تو بگویم چه قدر تو را دوست دارم ، عشق چیزی نیست که قابل گفتن باشد .
عشق حقیقی با هیچ نیرویی از بین نمی رود…
کتاب سایه انسانها
معرفی کتاب سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد

سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد
نویسنده کتاب : حسین نوش آذر
انتشارات کتاب : مروارید
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۳۶
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۹ – نوبت چاپ کتاب : ۱
شماره کتاب : ۷۰۰۸۱
خلاصه ای از کتاب
این تصور احتمالا شبیه تصویر کودک لنگی بود که صدای پایش را روی کف آجری حیاط یک خانه ی قدیمی می شنیدم و با این حال هیچ گونه تصوری از چهره و قد و قامتش نداشتم.
در نظر من، این کودک بی چهره بود و اگر حتی چهره داشت، چهره ی او شبیه یک مشت گره کرده و گاهش به یک سیب زمینی وارفته بود.
یک بچه ی ناقص الخلقه، مثلا برادر، یا شاید حتی تنها برادر بنی عالمی که به او محبت داشتم و با این حال هرگز دل دیدن چشم هایش را نداشتم.
کتاب سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد
معرفی کتاب سایه آسیا

سایه آسیا
نویسنده کتاب : شاپور آرین نژاد
انتشارات کتاب : دنیای کتاب
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۰۳
قطع کتاب : وزیری سلفون – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۶ – نوبت چاپ کتاب : ۳
خلاصه ای از کتاب
اکباتان که روزگاری پایتخت بزرگترین امپراطوری های دنیای آنروز یعنی امپراطوری پهناور عظیم ماد بود….
“رګن اڵدین آرین نژاد” متخلص به شاپور (متولد سال ۱۳۰۳) معروفترین پاورقینویس دههٔ ۳۰ شمسی. او کارگر چاپخانه بود و با نثری احساساتی برای مجلات عامهپسند داستانهای شورانگیز تاریخی- عشقی مینوشت. شاپور آرین نژاد همواره به نگارش داستانهای مسلسل، کوتاه، نوول، فانتازی، رپرتاژ و مقالات متنوع در جراید مشغول بود، و بعلت اشتیاق به نگارش، مشاغل اداری را رها و بطور حرفه ای به نویسندگی روی اورد.
کتاب ده مرد رشید این نویسنده بزرگ از شاهکارهای ادبی اوست که حقی عظیم بر گردن تاریخ باستان ایران دارد و در احیاء غرور ملی و افتخارات گذشته و نقاشی صفات و روحیات پارسیان قدیم سهم عمده و موثرو بسزایی داشته است.
قلم شیوا و ابتکار نویسنده در زنده کردن عظمت ایران کهن و آشنا ساختن نسل جوان با افتخارات گذشته تاریخی مطلبی است که از هر جهت شایسته تقدیر و تجلیل است ، اغراق نمیباشد، سبک نوشتاری این نویسنده بزرگ به مشابه الکساندر دوما می باشد.
از این نویسنده ده ها جلد کتاب و تعداد بیشماری نوول و داستان های کوتاه از سال ۱۳۲۰ لغایت ۱۳۴۶ بچاپ رسید ه است.
شاپور آرین نژاد در سال ۱۳۴۶ بعلت بیماری در عنفوان جوانی چشم از جهان فرو بست و در امامزاده عبداله شهر ری بخاک سپرده شد.
دیباچه:
در تدارک جنگ
باز هم میهمانخانه آپولون
حوادث و گذشت زمان باز هم ما را به اکباتان می کشاند
هگمتانه
هاگامتنه
همدان
بالاخره شهر صد دروازه
کتاب سایه آسیا
معرفی کتاب سایرن خبیس

سایرن خبیس
نویسنده کتاب : انجی سیج
مترجم کتاب : مهرداد مهدویان
انتشارات کتاب : افق
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۶۳۵
قطع کتاب : خشتی – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۱ – نوبت چاپ کتاب : ۲
خلاصه ای از کتاب
«سایرن خبیث» پنجمین عنوان از مجموعهی «سیپتیموس هیپ» منتشر شد. در این جلد از مجموعه، «سیپتیموس» در یکی از هفت جزیرهی سحرآمیز گیر میافتد و به اتفاق اژدهایش، آتش آبدار، جینا و بیتل دنبال راه فرار میگردد.
تاکنون از این مجموعه کتابهای «پرواذ»، «فیظیک»، «افصون» و «جسطوجو» با ترجمهی «مهرداد مهدویان» منتشر شده است.
پنجمین عنوان هم با نام «سایرن خبیس» بهتازگی به کتابفروشیها راه یافته است. کتابهای این مجموعه، روایت دنیای جادویی و ماجراجوییهایی «سیپتیموس هیپ» است. او به عنوان هفتمین پسر ِ پسرِ هفتم خانوادهی بزرگ هیپ، قدرتهای جادویی و استثنایی دارد؛ به همین دلیل هم کارآموز جادوگر ویژه، مارسیا اوراسترند است. البته همهی اعضای خانوادهی «هیپ» در پیشبرد داستانهای عجیب مجموعه نقش دارند. مثلاً «سایمون» که بزرگترین پسر خانواده است، در کتاب «پرواذ» به خانوادهاش خیانت میکند و به ساحر شیطانی یعنی دام دانیال نزدیک میشود.
سام، جوجو، اد، اریک و نکو دیگر پسران خانواده هم هر یک ماجراهایی را خلق میکنند اما «جینا» خواهر ناتنی سیپتیموس هم در ماجراجویی دست کمی از «سیپتیموس» ندارد و در زمانهای مختلف همراه برادرش است. «دام دانیال»، «زلدا زنوبا هیپ»، «بنجامین هیپ»، «تئو هیپ»، «آلتر میلا»، «بیتل بیتل»، «مرین مریدیت» و «مارسیا اوراسترند» هم از دیگر شخصیتهای این مجموعهی پنج جلدی هستند.
در هر یک از کتابهای این مجموعه خانوادهی هیپ با ماجرایی روبهرو میشود. مثلاً در کتاب «پرواذ» سپتیموس هیپ باید خواهرش جینا را پیدا کند و سایمون را از ربودن او بازدارد.
در «فیظیک» هم ملکهی خبیث، «اتلدردا» که در یک قاب نقاشی زندانی شده بود، آزاد شده و نقشهای در سر دارد؛ نقشهای که سپتیموس هیپ، جینا و پسری ۵۰۰ ساله به نام «مارسلوس پای» را درگیر خود میکند.
در «جسطوجو» هم سپتیموس در یک مأموریت خطرناک به «سرای فوریکس» جایی که همهی زمانها با هم تلاقی میکنند میرود تا نیکو و اسنوری را که در زمان گذشته گیر افتادهاند پیدا کند.
حالا در «سایرن خبیس» سیپتیموس در یکی از هفت جزیرهی سحرآمیز گیر میافتد و به اتفاق اژدهایش، «آتش آبدار»، جینا و بیتل دنبال راه فرار میگردد؛ اما جزیره عجایبی دارد که یکی پس از دیگری آشکار میشوند : روح دختری به نام سیرا که توسط شبحی پلید به نام سایرن تسخیر شده و موجودی عجیب که برای سیپتیموس آواز میخواند!
برای دنبال کردن ماجراهای این نوجوان ماجراجو باید «سایرن خبیس» را بخوانید.
کتاب سایرن خبیس
معرفی کتاب ساکنان اسپارک

ساکنان اسپارک
نویسنده کتاب : جین دوپرا
مترجم کتاب : رباب پورعسگر
انتشارات کتاب : کتابسرای تندیس
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۷۳
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۴ – نوبت چاپ کتاب : ۱
شماره کتاب : ۱۱۵۶۱۲
خلاصه ای از کتاب
« اینجا خیلی بزرگ و به رنگ سبز است. نور از آسمان میتابد …»
وقتی لینا و دون مردم شهرشان را برای یافتن راه خروج از شهر زیرزمینیِ اِمبر راهنمایی میکنند، دنیایی خارج از آن تاریکی و سرشار از رنگها و زندگی کشف میکنند. ساکنان شهر کوچکی به نام اِسپارک موافقت میکنند به اهالی اِمبر کمک کنند، ولی آنها تا به حال مجبور نشده بودند دنیای خود را با دیگران سهیم شوند. خیلی زود، اختلافات بین مردم این دو شهر بیشتر میشود و لینا و دون تلاش میکنند راهی برای جلوگیری از جنگ بیابند!
کتاب ساکنان اسپارک
معرفی کتاب سانست پارک

سانست پارک
نویسنده کتاب : پل استر
مترجم کتاب : مهسا ملک مرزبان
انتشارات کتاب : افق
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۲۸
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۹ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
در بحران اقصادی سال ۲۰۰۸ آمریکا، آدم هایی متفاوت به ناچار در خانه ای متروکه در نیویورک هم خانه می شوند : جوانی جذاب که از ویرانه ها آشغال جمع میکند و عکس می گیرد؛ زنی بازیگر که می خواهد به تئاتر برادوی برگردد؛ ناشری که می کوشد از بحران بگریزد و شمتی جوان مسئله دار.
سانست پارک، رمانی بی تکلف و در عین حال تاثیرگذار است که شباهتی به آثار پیشین پل آستر ندارد.
کتاب سانست پارک
معرفی کتاب ساندویچ ژامبون

ساندویچ ژامبون
نویسنده کتاب : چارلز بوکوفسکی
مترجم کتاب : علی امیرریاحی
انتشارات کتاب : درنگاه
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 400
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1396 – نوبت چاپ کتاب : 7
خلاصه ای از کتاب
کتاب دربارهی پسربچهای است که در طبقه کارگر لسآنجلس و در دهه 1940 زندگی میکند و با دشواریها و بیرحمیهای دنیای بزرگسالی دستوپنجه نرم میکند…
نوشتههای بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای شهر لسآنجلس است که در آن زندگی میکرد. او اغلب به عنوان نویسندهی تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رساندهاست.
کتاب ساندویچ ژامبون
معرفی کتاب سانتاماریا ؛ دو جلدی

سانتاماریا ؛ دو جلدی
نویسنده کتاب : سید مهدی شجاعی
انتشارات کتاب : کتاب نیستان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۵۹۴
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۵ – نوبت چاپ کتاب : ۷
شماره کتاب : ۱۱۹۰۷۰
خلاصه ای از کتاب
همه چیز در این جامعه بسیج شد تا مرا قدم به قدم به وادی هلاکت نزدیکتر کند.
دیروز با یکی از شعرایی که مثل من به درد بی اعتنایی مبتلا نبود، درد دل می کردم و این غمهای بزرگ عالم بشری و غربتهای فرهنگی و ادبی را برایش می شکافتم.
هنوز حرفهای دردآکنده ام به انتها نرسیده بود که گفت : «به نظر من آخرین غزل تو، زیباترین غزل توست»
و من ذوق زده پرسیدم :«کدام غزل؟»
و در کمال بی خیالی پاسخ داد :«غزل خداحافظی» و خندید.
و من تا صبح گریه می کردم از اینهمه بی توجهی، ناسپاسی و قدرناشناسی.
چیزی به پایان نوار نمانده، من هم حوصله اینکه طناب را از گردنم دربیاورم، از چهارپایه پایین بیایم و طرف دیگر نوار را بگذارم، ندارم.
راستش حرف زیادی هم برای گفتن نماندهه حرف آخر من این است که شما مردم قاتل منید، می خواهید گردن بگیرید، می خواهید نگیرید ولی من شما را مسوول مستقیم مرگ خودم می شمرم.
الان اگر من این چهارپایه را کنار بزنم، این طناب، با کار هنری روی آن برگردنم چفت می شود، سرم به یک طرف بیفتد و…
دیباچه:
جلد اول ؛ مجموعه داستان
جلد دوم ؛ نمایشنامه ها
کتاب سانتاماریا ؛ دو جلدی
معرفی کتاب سانتاماریا ؛ داستان های کوتاه

سانتاماریا
نویسنده کتاب : سید مهدی شجاعی
انتشارات کتاب : کتاب نیستان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۴۱۰
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۵ – نوبت چاپ کتاب : ۷
شماره کتاب : ۵۶۵۰۳
خلاصه ای از کتاب
جلد اول داستان های کوتاه
همه چیز در این جامعه بسیج شد تا مرا قدم به قدم به وادی هلاکت نزدیکتر کند.
دیروز با یکی از شعرایی که مثل من به درد بی اعتنایی مبتلا نبود، درد دل می کردم و این غمهای بزرگ عالم بشری و غربتهای فرهنگی و ادبی را برایش می شکافتم.
هنوز حرفهای دردآکنده ام به انتها نرسیده بود که گفت : «به نظر من آخرین غزل تو، زیباترین غزل توست»
و من ذوق زده پرسیدم :«کدام غزل؟»
و در کمال بی خیالی پاسخ داد :«غزل خداحافظی» و خندید.
و من تا صبح گریه می کردم از اینهمه بی توجهی، ناسپاسی و قدرناشناسی.
چیزی به پایان نوار نمانده، من هم حوصله اینکه طناب را از گردنم دربیاورم، از چهارپایه پایین بیایم و طرف دیگر نوار را بگذارم، ندارم.
راستش حرف زیادی هم برای گفتن نماندهه حرف آخر من این است که شما مردم قاتل منید، می خواهید گردن بگیرید، می خواهید نگیرید ولی من شما را مسوول مستقیم مرگ خودم می شمرم.
الان اگر من این چهارپایه را کنار بزنم، این طناب، با کار هنری روی آن برگردنم چفت می شود، سرم به یک طرف بیفتد و…
کتاب سانتاماریا ؛ داستان های کوتاه





