جستجو در تک بوک با گوگل!


بازدید
بازدید
مقدمه
سرخس در فاصله ی ۱۸۵ کیلومتری شمال شرقی مشهد قرار دارد و از حیث وجود منابع ارزشمند گاز طبیعی و تاسیسات پالایشگاه خانگیران وسایر قطبهای اقتصادی و نیز به دلیل مجاورت از شمال و همسایگی با ترکمنستان وقرارداشتن در مسیر جاده ابریشم از جایگاه ویژه ای برخوردار است .
سرخس در گذشته جلوه مراتع سرسبز آن به مثابه نگین در خشانی بر پهنه وسیع ایران می درخشید. اما اینکه این چهره تابناک به دلیل بهره برداریهای بی رویه ، گرد آلود وخسته ازقهر طبیعت و سیلی دوست گشته است در تیرماه سال ۸۵ این شهرستان به دفعات مورد تهاجم طوفانهای شن قرار گرفته و تنها در دی ماه حداقل ۵ نوبت طوفانهای سهمگین شن شرایط زیستن را برای مردم سرخس در روستاهای گنبد لی ، الله نظر ، ابمال ، یازتپه و … به طورکامل مختل نموده است .
و علاوه بر آن خسارات زیادی به اماکن اقتصادی منطقه به ویژه چاه های گاز خانگیران ، منطقه ویژه اقتصادی سرخس یا روستا های منطقه و مناطق مسکونی وارد نموده است . در سالهای اخیر گام های مثبتی در چند نقطه سرخس از جمله صمد آباد، گنبد لی و … با هدف مقابله با فرسایش بادی برداشته شده است ولی با توجه به حجم و شدت طوفانهای جاری اقدامات به عمل آمده کافی نبوده و با توجه به وضعیت به وجود آمده اثر بخشی خود را به تدریج از دست داده است.
عومل موثر در ایجاد و تشدید فرسایش بادی (طوفانهای شن )
۱ عوامل طبیعی :
۱- ارتفاع از سطح دریا : سرخس با ارتفاع ۲۵۰ تا ۲۵۶ متر از سطح دریا در یکی از پست ترین نقاط ارتفاعی استان واقع گردیده است.
ب – مکان یابی مناطق برداشت
بادهای فرساینده که ازسمت شمال و از روی دشت قره قوم واقع در جمهوری ترکمنستان می آیند در این منطقه از سرعت آنها کاسته شده و باعث ایجاد شنزار و تپه های ماسه ای در این منطقه می شوند. همچنین دشت ابرفتی که توسط رودهای جاری در منطقه ایجاد گردید. به علت نداشتن پوشش گیاهی مناسب مکان مناسبی برای برداشت ماسه های روان گردیده است .
بنابر این برخی از ماسه های روان منطقه از کشور ترکمنستان به کشور ایران می آیند که لزوم همکاری مشترک در این زمینه کاملا احساس می گردد.
بررسی های انجام شده نشان میدهد که برخی از رخساره های منطقه نقش بیشتری در تولید ماسه و ایجاد فرسایش بادی دارند به همین دلیل مکان یابی مناطق برداشت به کمک عوامل مطالعاتی و به شرح زیر صورت گرفت .
بررسی و شناسایی رخساره های ژئو مورفولوژی با تاکید بر موفودینامیک باد
رخساره های موثر در این منطقه عبارتند از : دشت سرپوشیده که مکان بسیار مناسبی برای کشاورزی می باشد در این رخساره هر جا که ازنظر پوشش گیاهی فقیر است ، بسیار حساس به فرسایش شده و منشاء بسیار مهمی از نظر تامین ماسه های روان گردیده است . همچنین دشت قره قوم و رخساره های حساس آن از دیگر رخساره های برداشت و تامین ماسه برای این منطقه تحت تاثیر فرسایش بادی محسوب می شود.
عوامل بیابانی شده و ایجاد طوقان شن :
۱- عوامل طبیعی : شامل اقلیم شهرستان ، جنس خاک ، نوع پوشش ، عوامل جغرافیایی و فیزیوگرافی عومل زمین شناسی ،ارتفاع از سطح دریا.
۲- عوامل انسانی : شامل ازدیاد جعیت و عدم وجود مشاغل مناسب در منطقه که باعث تخریب مراتع منطقه توسط مردم و تبدیل زراعت های دیم کم بازده شخم و شیار مرتعی به صورت تخریب مراتع ، چرای مفرط دام ، قطع درختچه ها و بوته کنی
برای شناسایی منشاء رسوبات بادی در منطقه تحت تاثیر فرسایش بادی سرخس از روش مکان یابی مناطق برداشت می باشد استفاده گردیده است .
الف ) جهت یابی مناطق برداشت
برای تشخیص جهت حرکت باد غالب و همچنین محل برداشت ماسه های روان ازشکل تپه های ماسه ای ، مطالعه رژیم باد و شناسایی بادهای فرساینده و موثر و نیز اطلاعات محلی که از طریق پرسشنامه بدست آمده کمک گرفته شده است.
جمع آوری اطلاعات منطقه ای از طریق پرسشنامه های محلی
اطلاعات بدست آمده از شهرستان سرخس و روستاهای واقع در منطقه و نیز کارشناسان مجرب منابع طبیعی سرخس و همچنین پرسشنامه های تکمیل شده در منطقه از اهالی محل حاکی ازآن است که در این منطقه یک باد فرساینده واصلی از سمت شمال به جنوب می وزد و نیز یک باد فرعی با جهت جنوب شرقی به شمالغربی وجود دارد که از فرسایندگی کمتری برخوردار بوده و خیلی نقش در فرسایش بادی منطقه ندارد.
بررسی مورفولوژی عمومی واحد تپه های ماسه ای منطقه
تپه های ماسه ای در این منطقه به طور کامل شکل نگرفته اند و هنوز در مراحل اولیه شکل گیری می باشند و مرجع خوبی برای تشخیص نمی باشند ولی از روی ریپل مارک های ایجاد شده و نیز نبکاهایی که در پای بوته ها ایجاد گردیده می توان تا حدودی جهت باد را حدس زد . جهت باد به وسیله GPS و شکل نبکاهای موجود بدست آمد که شامل یک باد غالب اصلی ازسمت شمال به جنوب و یک باد فرعی که از جنوب شرقی به شمال غربی می وزد می باشد.
شناسایی و بررسی منشا ء رسوبات بادی منطقه تحت تاثیر فرسایش بادی سرخس
این منطقه دارای مساحتی بالغ بر ۱۷۶۰۶۲ هکتار می باشد که در مختصات جغرافیای تا عرض شمالی و تا طول شرقی واقع شده است که سرخس و اراضی و تاسیسات اطراف آن را در برمی گیرد. این منطقه در نقشه توپوگرافی با مقیاس ۲۵۰۰۰۰ : ۱ سرخس به شماره NI41-13 قرار دارد.
از کل مساحت منطقه تحت تاثیر فرسایش بادی مساحتی برابر ۱۱۰۶۸۷ هکتار آن جزو مناطق برداشت (O) می باشد که از این سطح ۲۴۱۸۷ هکتار جزو مناطق برداشت با شدت زیاد (O1) ، ۵۴۷۰ هکتار آن در منطقه برداشت با شدت متوسط (O2) و مابقی آن به مساحت ۳۱۷۵۰ هکتار جزو مناطق برداشت با شدت کم (O3) می باشد.
وسعتی برابر ۳۱۳۷۵ هکتار از این منطقه در منطقه حمل ( تماما با شدت زیاد (T1) و ۳۴۰۰۰ هکتار مابقی جزو منطقه رسوب می باشد که از این سطح ۱۲۴۳۷ هکتار تپه های ماسه ای فعال (S1) ، ۱۵۶۲۵ هکتار آن تپه های ماسه ای نیمه فعال (S2) و مابقی به مساحت ۵۹۳۷ هکتار جزو تپه های ماسه ای با فعالیت کم ، بدون فعالیت (S3) می باشند.
شناسائی کانون های بحرانی فرسایش بادی در شهرستان سرخس
این شهرستان دارای سه کانون بخرانی فرسایش بادی به نام های کانون بحرانی فرسایش بادی یازتپه و پاسگاه مرزی خانگیران ، کانون بحرانی فرسایش بادی گنبدلی و آب مال و کانون بحرانی فرسایش بادی صمد آباد می باشد. در ۵ سال اخیر شدت فرسایش بادی در این شهرستان بسیار شدید بوده و مشکلات عدیده ای برای مردم منطقه مخصوصا اهالی گنبدلی و وسلیل نقلیه عبوری از جاده ترانزیت مشهد – سرخس و تصویب آن و اجرای بخشی از پروژه های پیش بینی شده در آن شامل ، مالچ پاشی ، نهال کاری و بذر کاری تا اندازه ای از مشکلات منطقه کاسته شده ولی این فعالیت ها کافی نبوده و پروژه های پیش بینی شده در طرح باید به طور کامل اجرا شود تا مشکل فرسایش بادی در منطقه حل گردد.
کل مساحت کانون های بحرانی فرسایش بادی در این شهرستان طبق بررسی ها و برآوردهای انجام شده ۵۹۶۸۶ هکتار است که از این سطح ۴۲۵۰۰ هکتار آن دارای شدت زیاد (C1) و مابقی به مساحت ۱۷۱۸۶ هکتار دارای شدت متوسط (C2) می باشد. از این سطح ۲۴۱۸۷ هکتار آن در منطقه برداشت با شدت زیاد (O1) ، ۲۳۱۲ هکتار آن در محدوده برداشت با شدت متوسط (O2) ،۱۲۴۳۷ هکتار آن در منطقه رسوب با فعالیت زیاد (S1) ،۱۵۶۲۵ هکتار درمنطقه ریوب با فعالیت نیمه فعال (S2) و ۵۱۲۵ هکتار آن در منطقه رسوب با فعالیت کم (S3) واقع شده است.
طبق بررسی های به عمل آمده کل خسارت وارده به منابع اقتصادی ، زیستی ، راه های مواصلاتی و اماکن سالیانه حدود ۵۴۱۵۷۱۷ هزار ریال می باشد.
۱- اصول اولیه هواشناسی
باد یا حرکت هوانسبت به سطح زمین اصولا تفاضل گرمای خورشیدی هوا در مناطق مختلف سطح زمین می باشد این نفاضل باعث می شود که ستون هوا در هریک از این مناطق دارای ارتفاع متفاوتی باشد. بنابر این نقاط هم ارتفاع فشارهای متفاوتی وجود دارد که باعث نیروهای افقی شده و متعاقبا حرکت افقی هوا را ایجاد می کند. این حرکت نیروهای دیگری مانند نیروی انحرافی یاکسریولیس( در اثر دوران زمین ) و نیروهای بازدارنده ( اصطکاک سطح زمین و هوا ) را بوجود می آورد. در حالت یکنواخت حرکت هوا باباقیمانده ای از نیروهای گرادیان فشار ، که یولیس ، گریز از مرکزو اصطکاک مشخص می گردد. نیروهای باد مورد نظر در طراحی سازه ها به وسیله ی دو سیستم بزرگ مقیاس ( مانندگردبارهای بسیر گرم ) و بادهای محلی (مانند بادهای خون ، اثرجت ، برا و تورنادو ) به وجود می آیند.
– ظهور ابرهای سیرواستراتوس علامت نزدیک شدن هوای طوفانی بوده این ابرها به شکل گلوله ی پشمی هستند که به علت شفا فیت خورشید و ماه و ستارگان از پشت آنها قابل رویت هستند.
۳ – موقعیت جغرافیایی : شهر سرخس در همسایگی جنوب صحرای بزرگ قره قوم ترکمنستان قرارا دارد و از این رو شدیدا تحت تاثیر عوامل حاکم بر توسعه کویر قرارا دارد و منطقه از نظر طبیعی استعداد پرورش را دارد که همجواری با کویر قره قوم آن را تشدید کرده و اقلیم خشک و سرد را به وجود آورده و فراسایش باد در آب و هوای خشک متداول تر است که بهره وری از زمین شرایط خشک شدن آن را تشدید می کند .
در این رابطه می توان از نامه رئیس اداره هوا شناسی سرخس تحت مضمون زیر یاد کرد :
احتراما به استحضار می رساند در حالیکه رویداد طوفان گرد و خاک به عنوان یک شاخص عدم آسایش در شهرستان سرخس طبق دوره آماری دارز مدت سالنه ۴۵ مورد اتفاق می افتد از ساعت ۳ بامداد امروز ۳۰/۱۰/۸۵ وزش باد شدید در منطقه آغاز شده که به علت دوام آن بیشترین سرعت دیده بانی شده ی این باد در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر بالغ بر ۶۱ کیلو متر در ساعت رسید و دیدافقی را کاملا محدود نمود و بدیهی است اینگونه طوفنها با توجه به جنس خاک می تواند به حرکت شنهای روان و کندی تردد یا توقف در حمل و نقل جاده ای منجر شود . طوفان روز جاری شهر سرخس یک پدیده محلی خرد مقایس است که روی نقشه های همدیدی استاندارد جوی مرکز پیشبینی شب گذشته خراسان رضوی از قبل جهت صدور اطلاعیه قابل ردیابی و پیشبینی نبوده است شکل گیری این سیستم کاهش قابل ملاحظه ی ۱۳ هکتو پاسکال ر فشار هوا طی ۲۴ ساعت گذشته و افزایش ۴ درجه ای در حداقل دمای صبح امروز رابه دنبال داشته است.
۴- بارندگی : میانگین بارندگی در مدت ۱۸ سال از ۶۴ تا ۸۱ به میزان ۹/۱۸۵ میلی متر گزارش شده است که پراکنش ان در فصل بهار به اندازه ۵۵ میلیمتر ، تابستان ۲/۱، پاییز ۸/۲۹ و زمستان ۹/۹۹ می باشد. ضمنا میزان بارندگی در سال ۸۴ به میزان ۱۳۰ میلیمتر می باشد ۹/۵۵ میلی متر از میان گین دوره کمتر است حداکثر رطوبط نسبی مربوط به ماه های دی و بهمن به میزان ۷۰ درصد است.
تغییر در بارندگی و الگوهای دما باعث می شود که محصولات کشاورزی به سختی رشد کنند و پوشش گیاهی به صورت پراکنده و تنگ مشاهده می شود. در نتیجه فرسایش خاک شدید تر می شود فعالیت انسان اغلب اثر فرسایش باد بر خاک را افزایش می دهد. ترکیب کوتاه مدت خشکسالی و عملیات زراعی مخرب ،یکی از بلایای طبیعی است که در نهایت ممکن است با طوفتنی ماسه ای خطرناکی همراه شود. حداقل مطلق دما در دوره آماری مذکور به میزان ۶/۱۸- و حداکثر مطلق دما به میزان ۶/۴۶ درجه سانتیگراد می باشد. میانگین حداکثر درجه حرارت گرمترین ماه های سال ۹/۳۷ و میانگین حداقل سردترین ماه های سال ۱ درجه سانتیگراد گزارش شده است.
مجموع ساعات آفتابی ۵/۲۹۱۹ ساعت در سال است که کمترین ساعات آفتابی در دی ماه و بیشترین در تیر ماه است دوره آب و هوای خشک سرخس از اوایل ماه اردیبهشت شروع و در اول آذز ماه پایان می یابد و حدود ۷ ماه طول می کشد .
۶ – باد : با بررسی گلباد منطقه باد غالب دارای رژیم شمال غربی – جنوب شرقی می باشد که در فصول بهار ، تابستان ، پاییز و زمستان باد محلی موسوم به باد قبله در جهت عکس ، از جنوب و جنوب شرق به سمت شمال و شمال غرب جریان دارد . بر اساس میان گین آمر فصل ماهانه پاییز دارای بیشترین درصد باد آرام و از میانگین سرعت ۶/۱ متر بر ثانیه بر خوردار است و ماهای خرداد، تیر،مرداد، نیز دارای بیشترین درصد فراوانی وزش باد می باشد میانگین سرعت باد ۳ متر بر ثانیه و بیشترین درصد فراوانی باد غالب از جهت شمال غربی قرائت شده و در این ماه ها سرخس تحت تاثیر بادهای ۱۲۰ روز سیتان نیز واقع می شود .
تغییرات درجه حرارت در منطقه بسیار زیاد است و حداکثر آن در تیر ماه است روند کمی باده در منطقه شمالی – جنوبی است ولی بادهای فصبی شرقی – غربی در تابستان و غربی – شرقی در زمستان جریان دارد . علت بادهای تابستانی جابه جایی هوا از مراکز پر فشار صحرای قره قم در ترکمنستان ( موافق جهت حرکت عقربه ساعت ) به طرف مناطق کم فشار ایران (مخالف عقربه های ساعت ) می باشد ، در زمستان عکس این حالت صورت می گیرد و انتقال بادها از طرف مراکز پر فشار ایران به طرف مراکز کم فشار است. ذکر این نکته ضروری است که بادهای غربی – شرقی دارای سرعت زیادی بوده و قادرند که مقادیر زیادی از رسوبات دانه ریز را با خود حمل کرده و موجب تخریب خاکهای سطحی گردند. لذا تشکیل تپه های بادب و حرکت آنها و حرکت آنها در دشت سرخس بیشتر در فصول انتنقال صورت می گیرد ( اواسط پاییز ، اواخر زمستان و اوایل بهار) و عامل اصلی توسعه تپه ها بادهاب سریع شرقی – غربی است هرجند که حرکت بادهای شرقی – غربی نیز در گسترش تپه ها مؤثر است که انرژی بادی دارای فرایا و معاسی به شرح زیر می باشد :
بازدید
بازدید
الف- گروه A: کویرهای رسی
به استثنای کویر سبزوار که مخروط افکنه دلتایی نیز دارد، بر روی سطح کویرهای این گروه غیر از صفحات رسی هیچ نوع پوشش دیگری دیده نمی شود.
تعداد کویرهای متعلق به این گروه ۲۷ عدد است که برابر با ۴۵ درصد تعداد کل کویرها و ۱۴ درصد سطح کل کویرهای ایران می باشد. ۳۹ درصد سطح کل صفحات رسی کویرهای ایران در این گروه قرار گرفته است. سطح صفحات رسی در این کویرها از ۳۵ تا ۲۱۰۳ کیلومتر مربع تغییر می نماید که مورد دوم آن متعلق به کویر سبزوار (۶) است.
این گونه کویرها بیش از همه در شبکه داخلی ایران گسترش دارند چگونگی پیدایش این گونه کویرها شبیه سایر کویرها است. مگر آنکه تکامل آنها بوسیله نمک بیشتر رسوبات و عمق آب زیرزمینی آنها تغییر نماید.
برای تشکیل یک کویر رسی به چاله بسته ای نیاز است که از نظر هیدرولوژیکی میزان تبخیر آن دیر یا زود زیادتر از میزان هرزابهای وارده به آن خواهد شد. ممکن است این نوع کویرها بستر یک دریاچه قدیمی و یا باطلاق فصلی باشند که سطح آنها بصورت موسمی حاوی قشر نازکی از آب باشد که رسوبات ریز مخروط افکنه آبرفتی را نیز با خود حمل می کند. البته همیشه تمیز بین این دو نوع تکامل، بخصوص وقتی رسوبات آن یکدست نبوده و بطور ضعیفی تفکیک شده باشند آسان نیست. به استثنای کویرهای نیریز و شیراز (۵۹ و ۶۰) که اطراف آنها را نوار سا حلی تکامل یافته ای فرا گرفته است، در اطراف کویرهای ایران چنین آثاری دیده نمی شود. بنابراین می توان تصور نمود که سطح کویرهای داخلی ایران را در دوره های مرطوب گذشته، فقط آب کم عمیقی فراگرفته بوده است. در نتیجه چنین به نظر می رسد که کویرهای رسی بر اثر تجمع لایه های نازک از مواد ریز فصلی رشد نموده اند و وجود لایه های درشت تر در این رسوبات نشان دهنده طغیانهای غیرعادی بر روی این صفحات است. پس از تشکیل، کویرهای رسی ممکن است براثر تغییر شرایط هیدرولوژیکی، بر اثر تغییر شرایط جوی، و یا تغییر شکل چاله، تغییر یابند مثلا تشکیل صفحات باد کرده بر روی آنها و یا توسعه گیاهان فرآتیک بر روی بعضی نقاط آن و بالاخره تشکیل کپه هایی از گیاهان فرآتیک بر اثر بالا آمدن سطح آب زیرزمینی بر روی این صفحات، در حالی که پایین رفتن سطح آب زیرزمینی موجب سخت شدن بیشتر صفحات رسی می گردد. ایجاد حرکات تکتونیک بر روی این صفحات و یا جریان هرز آبهای سطحی بر روی این نوع کویرها (مانند کویر سبزوار “۶”) می تواند موجب تشکیل بریدگیهایی بر روی سطح آنها بشود. تغییرات دیگر سطحی در بخشهای قبل مورد بحث قرار گرفته است.
ب- گروه B: کویرهای رسی خیس
کویرهای این گروه دارای صفحات رسی و حوزه خیس هستند. در واقع مواد تشکیل دهنده این کویرها با کویرهای رسی شبیه است، با این تفاوت که سطح قسمتی از آن (حوزه خیس) پایین تر از سطح آب زیرزمینی تابستانه است. تعداد کویرهای این گروه پنج عدد است که ۸ درصد سطح این کویرها و یا دو درصد سطح کل کویرهای ایران را شامل می شود. وسعت سطح آنها بین ۱۷۰ تا ۴۲۵ کیلومتر مربع در تغییر است که مورد دوم آن به سطح کویر شمال غربی سیرجان تعلق دارد (کویر ۵۸).
نوار خیس موجود بر روی سه کویر آن (کویرهای سیاه کوه، کویر شمال غربی زرین و کویر میدان گل ۹-۴۲-۵۸) در مجاورت مخروط افکنه آبرفتی قرار دارد و در دو مورد کویر دیگر (کویرهای گنوگون و کویر شمال شرقی زرین ۴۱ و ۴۳) نوار خیس حد میانی صفحات رسی قرار گرفته است. کویرهای پنجگانه فوق الذکر قسمتی از سه آبخیز داخلی ایران را که از نظر شرایط جوی مناسبتر از آبخیزهای جنوب شرقی است پوشانده اند .
در مورد ۴ کویر از کویرهای پنجگانه فوق الذکر (۹ و ۴۲ و ۴۳ و ۵۸) شواهد موروفولوژیکی نشان می دهد که حوزه خیس آنها در سالهای اخیر وسعت بیشتری یافته اند و در یکی از آنها (۹) شواهد لایه بندی نیز نظریه فوق را تایید می نماید. همه این ارقام نشان دهنده آن است که کویرهای رسی خیس از کویرهای رسی و بر اثر بالا آمدن سطح آب زیرزمینی در سالهای اخیر بوجود آمده اند.
بازدید
مهندسی رودخانه ها
مرفولوژی رودخانه :
شناختن شکل و ساختمان رودخانه مرفولوژی رودخانه نامیده می شود به عبارتی به کمک مرفولوژی رودخانه می توان اطلاعاتی از شکل هندسی آبراهه، شکل بستر و پروفیل طولی رودخانه به دست آورد. مرفولوژی یک رودخانه تحت تاثیر عوامل متفاوتی مثل سرعت جریان فرسایش و نحوه رسوب گذاری قرار دارد از نظر مرفولوژی رودخانه ها به دو طریق زمین شناسی و نوع مسیر تقسیم می شوند:
از نظر زمین شناسی: در این تقسیم بندی با رودخانه های جوان، کامل، مسن مواجه هستیم.
رودخانه های جوان : رودخانه هایی هستند که در شیبهای تند جریان دارند. دره این رودخانه ها به شکل و فرسایش در این رودخانه ها تا هنگامی که بستر به حالت تعادل نسبی برسد ادامه دارد.رودخانه های کامل : این نوع رودخانه ها در دره های پهن تری جریان داشته و از شیب نسبتاً ملایمی برخوردارند. فرسایش دیواره ها در این نوع رودخانه ها جایگزین فرسایش بستر گردیده است، چرا که بستر قبلاً به یک حالت تعادل نسبی رسیده است.
رودخانه های مسن : این رودخانه ها در دره های بسیار پهن جریان داشته، بسترشان دارای شیب ملایمی است و در مسیر آنها آبشاری وجود ندارد. مسیرهای نعل اسبی در حاشیه رودخانه حاکی از تغییر مسیر پیچ های رودخانه در طول زمان می باشد. رودخانه کارون در ایران مثال خوبی از این نوع رودخانه هاست.
در رودخانه های کامل فرسایش دیواره ها جایگزین فرسایش بستر میگردد، چرا که بستر قبلاً به یک حالت تعادل نسبی رسیده است.
از لحاظ نوع مسیر: رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند.
رودخانه ها با مسیر مستقیم : بیشتر دربازه های کوتاه، رودخانه ها این شکل را پیدا می کنند که خود یک حالت ناپایدار و انتقالی است و پس از برخورد با مانع در مسیر رودخانه این حالت از بین می رود.
رودخانه ها با مسیر پیچان : نمای بالای این رودخانه ها شامل یک رشته پیچ های پی در پی
می باشد که با مسیرهای مستقیم به یکدیگر وصل شده اند. رودخانه های پیچان دارای شیب ملایم می باشند و غالباً ناپایداری در مسیر آنها دیده می شود. در ساحل بیرونی پیچ، سرعت جریان زیاد شده که همین امر باعث ایجاد فرسایش در این سمت و در نتیجه رسوبگذاری در ساحل مقابل می گردد. این فعل و انفعالات به مرور زمان باعث پیش روی پیچ به سمت ساحل بیرونی و هم زمان با آن به طرف پایین دست رودخانه می گردد.
رودخانه ها با مسیر شریانی : این رودخانه ها شامل یک تعداد آبراهه می باشند که در طول مسیر از هم جدا شده و دو مرتبه به یکدیگر می پیوندند.
رودخانه ها با مسیر مستقیم، پیچان، شریانی، از همدیگر مشخص می شوند
تثبیت بستر رودخانه ها:
این نوع فرسایش بیشتر در رودخانه های جوان که بستر آنها به حالت تعادل نرسیده دیده می شود و بستر رودخانه به علت شیب تند و سرعت زیاد جریان فرسایش یافته و مواد شسته شده به پایین رودخانه منتقل می گردد.
راه حل معمولی برای تثبیت بستر رودخانه احداث شیب شکن در طول بازه مورد نظر می باشد. این شیب شکن ها می توانند از جنس بتنی یا گابیونی ساخته شوند. ارتفاع متوسط شیب شکن ها و فاصله آنها از یکدیگر پس از انجام مطالعات هیدرولیکی دقیق با توجه به شرایط و جنس خاک قابل طراحی می باشد.
شیب شکن ها را با توجه به شرایط جریان بر روی بستر رودخانه و یا در زیر بستر رودخانه می توان احداث کرد که با مرور زمان رسوبات بین این سدهای کوتاه ته نشین می شود و در نتیجه یک شیب ملایم در کف رودخانه ایجاد می گردد.
راه حل معمولی برای تثبیت بستر رودخانه احداث شیب شکن در طول بازه مورد نظر می باشد
تثبیت دیواره رودخانه ها:
فرسایش دیواره رودخانه ها که در رودهای مسن با آنها مواجه هستیم باعث بروز خسارات زیادی در زمین های اطراف رودخانه و سازه ها شده و حریم کاذبی برای رودخانه ها به وجود می آورد که به این ترتیب از پتانسیل زمین های قابل استفاده اطراف رودخانه ها می کاهد.
تثبیت دیواره های رودخانه ها:
علل فرسایش دیواره ها
اگر جنس مصالح دیواره ها ریزدانه رسی و یا چسبنده باشد به علت نفوذپذیری کم، در زمان فروکش سیلاب، سطح آب سریع پایین آمده، امکان زهکش سریع موجود نبوده و کاهش نیروی برشی بین ذرات سبب فرو ریختن دیواره ها خواهد شد.
اگر جنس مصالح دیواره ها ریزدانه غیرچسبنده باشد در اثر برخورد امواج با دیواره ها فرسایش سطحی به وقوع می پیوندد.
در حالتی که مصالح دیواره ها انواعی از مصالح فوق باشند بالا آمدن سطح آب زیرزمینی و زهکشی آب از دیواره ها به سمت رودخانه، ذرات ریز را شسته، باعث ریزش ذرات درشت بالایی میشود.
انواع فرسایش
فرسایش پنجه : بخش زیرین دیواره ها در اثر برخورد با امواج فرسایش پیدا کرده و بالای دیواره ها فرو می ریزند.
لغزش کناره : اگر مصالح دیواره ها از جنس ریزدانه بوده و قدرت زهکشی را بعد از فروکشی سیلاب نداشته باشد با لغزش کناره و ریزش این قسمت مواجه خواهیم بود.
لغزش سیالی : زمانی که خاک کناره ها از سیلت یا ماسه بوده و تراکم بالایی نداشته باشد در اثر اشباع شدن ریزش می کند.
راه حل های جلوگیری از فرسایش دیواره ها
روند فرسایش تاکنون در جهان به صورت مدل ریاضی در نیامده است و پی بردن به اینکه فرسایش بعدی در کجا و در چه مقطعی به وقوع خواهد پیوست جز با مطالعه رفتار طولانی مدت رودخانه از طریق تفسیر عکسهای هوایی در مقاطع زمانی مختلف و جمع آوری اطلاعات محلی از طریق افراد ذی صلاح بومی امکان پذیر نمی باشد. ساختن مدل فیزیکی رودخانه در مقاطعی که در معرض تخریب بیشتر قرار دارند نیز می تواند اطلاعاتی کیفی به ما بدهد، با علم به این مطالب گفتنی است که تاکنون راه حل های شناخته شده جهانی جهت جلوگیری از فرسایش دیواره ها عبارتند از: تثبیت سواحل و کانالیزه کردن.
تثبیت سواحل : بعد از تشخیص نسبی سواحل فرسایش پذیر به گونه ای که گفته شد می توان اقدام به تثبیت سواحل به دو روش مستقیم و غیرمستقیم نمود.
روش مستقیم (ایجاد سازه های طولی ) : در این روش از سازه تثبیت کننده به طور مستقیم و به شکل پوشش بدنه بر روی ساحل استفاده می کنند. پوششهای بدنه را می توان بنا به جنس مصالح قابل دسترس در انواع گوناگون طراحی نمود به عنوان مثال یک روش معمول در اروپا و آمریکا استفاده از ماشین های قراضه و تایرهای فرسوده اتومبیل می باشد که پس از ایجاد یک شیب ملایم در ساحل آنها را به صورت آجر چینی در کنار هم قرار می دهند ولی با توجه به شرایط فعلی در ایران، استفاده از پوشش های بدنه از جنس سنگریزه (سنگ لاشه ) ، تورسنگ (گابیون )، بلوک های بتنی و یا کیسه های مخلوط سیمان و ماسه پیشنهاد می شود. پوشش بدنه باید حتماً قابلیت عبور زه آبهای اراضی حاشیه رودخانه را داشته باشد، در غیر این صورت در اثر اشباع شدن خاک، احتمال از بین رفتن سازه وجود دارد. در زیر پوشش بدنه باید حتماً یک لایه فیلتر از جنس شن و ماسه و یا فیلتر غشایی (ژئوتکستایل ) در نظر گرفت تا از شسته شدن مواد ریزدانه از پشت پوشش بدنه جلوگیری به عمل آید. کاشتن درختچه ها بعد از ایجاد شیب لازم در سواحل نیز یکی دیگر از راههای تثبیت سواحل رودخانه هاست. با جمع بندی مطالب فوق تثبیت سواحل رودخانه ها به شیوه مستقیم ( ایجاد سازه های طولی ) را می توان به انواع زیر تقسیم بندی کرد:
¨ ساحل سازی توسط پوشش بدنه ای سنگریزه ای
¨ ساحل سازی توسط روکش تور سنگی
¨ ساحل سازی توسط کیسه های مخلوط ماسه و سیمان یا بتن خشک
¨ ساحل سازی توسط روش بیولوژیکی یا کاشتن درختچه هایی مانند توسکا
راه حل های شناخته شده جهانی جهت جلوگیری مستقیم از فرسایش دیواره ها عبارتند از: تثبیت سواحل و کانالیزه کردن
بازدید
ابتدا بحث پرسشی را مطرح میکنیم. این پرسش ممکن است بیفایده و سطحی به نظر برسد. اما روش مطالعه ما به پاسخ آن بستگی دارد. پرسش این است:
تعریف شهر چیست؟
بسیاری از پژوهشگران علوم گوناگون، تعریفهایی متفاوتی از شهر ارائه دادهاند؛ مثلاً جغرافیدانان پدیده تمرکز اقوام و تجمع آنان را بیشتر با ملاحظه شرایط محیطی مجاور و مقتضیات زمینی که شهر در آن پا میگیرد، ارزیابی میکنند. آنها این مطالعه را بیشتر به تقسیمبندی زمینهای تحت ساخت و ساز، و زمینهای آزاد اختصاص میدهند و کمتر به جنبههای شهری آن توجه میکنند.
جامعهشناسان به روابط انسانی میان شهروندان توجه نشان میدهند.
حقوقدانان و سیاستمداران مسأله اصلی را ساختارهای اجتماعی و سیاسی و قوانین و مقرراتی ارزیابی میکنند که زندگی جمعی شهروندان را سامان میدهد.
اقتصاددانان برنامهریزی سرمایهگذاری و استفاده بهینه از استعدادهای اقتصادی جامعه را هدف مطالعه خود قرار میدهند.
همان گونه که ملاحظه میشود، همه جا سخن از دیدگاه مختلف و یک سویه است که البته همگی قابل احترامند ولی جامع نیستند. اما، شهرساز (مهندس یا معمار) تعریفی جامع از شهر بیان میکند.
از دید شهرساز، شهر همواره خود را با افرادی که در آن زندگی میکنند، تطبیق میدهد و ساکنان شهر، آن را تغییر میدهند. این انطباق و رابطه متقابل در حال انجام یافتن و شکل گرفتن دائمی است.
از مجموعه علوم یاد شده، شهرسازی یا به تعریف دیگر، علمی که ساماندهی شهر یا ساماندهی تودههای مستقر در قطعهای از زمین را به عهده دارد، (که از آن در زبانهای مختلف Town Planing وStadtebau و غیره تعبیر میشود.) تولید مییابد. به این طریق شهرسازی چهره سهگانه علم، تکنولوژی و هنر را به خود میگیرد:
علم: زیرا مطالعه پدیدههای طبیعی وانسانی برای کشف قوانین مورد نیاز جهت هدایت ما برای تحقق ما را به عهده دارد.
تکنولوژی: از این جهت که پیشرفتهای بدست آمده در علم، کاربردی جهت پاسخگویی به نیازهای بسیار متنوع زندگی داشته باشد.
هنر: بدین سبب که همواره از احساسات بشری استفاده میکند و به زیبایی و هماهنگی و همسازی توجه دارد، و با تلاش برای خلق جذابیتهای محیطی در زندگی روزمره، به آسایش دست مییابد و روح و نشاط را کشف مینماید.
از مباحث بالا بر میآید که شهرساز به تنهایی قادر نخواهد بود همه کارها را انجام دهد ولی میتواند و باید نقش هماهنگ کننده تخصصهای مختلف را به منظور دستیابی به مناسبترین برنامه ریزی و تقسیمبندی ایفا کند. شهرساز باید تواناییهای مختلف را در خود ایجاد نماید. و دارای حس مشاهده قوی باشد. همواره به خاطر داشته باشید که مسئولیتی سنگین بویژه در برابر نسلهای آینده برعهده دارد.
شهرسازی را در یک جمعبندی میتوان به مثابه مقرراتی دانست که به جمعیتها میپردازد و از این طریق به نسبت به ساماندهی منطقی شهرها، سرزمینها، حومه آنها، ابزار تولید و ارتباط جمعی و … به منظور دستیابی به شرایط بهتر زندگی فردی و اجتماعی اقدام مینماید.
شهرسازی به عنوان یک علم، پیشینه چندانی ندارد ولی به عنوان هنری که تا کنون موفق به ارائه راه حلهایی بسیار مطلوب برای مشکلات شهری شده است بسیار قدیمی است.
در گذشته اعتقاد بر آن بود که هیپوداموس (Hypodamous) اولین کسی بوده است که قسمتهای مختلف شهر را آگاهانه در ارتباط با هم دیده و او را پدر شهرسازی میدانستند ولی اکثریت این باور را مردود دانستهاند و اعتقاد دارند که هنر شهرسازی برای اولین بار در یونان مطرح نشده است. و احتمال میدهند که هیپوداموس شخصی ناشناس در هاراپا بوده است. با توجه به روابط منظمی که بین قسمتهای مختلف شهرهای هاراپا (Harappa) دیده شده است. در این محدوده به دنبال بانیان هنر شهرسازی میگردند البته نظام شبکههای شطرنجی در کاهون (Kahun) در ۲۶۷۰ قبل از میلاد و سپس در تلالعمارانه (Tel-el amarna) و دیگر نقاط مطرح میگردد که با توجه به دارا نبودن معیارهای خاص در شهرسازی آنها را مورد قبول نمیدانند.
معروف است که نخستین پیامبری که به امر شهرسازی توجه خاص داشته حزقیال نبی بوده است که حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد منطقهبندی را در شهر معمول نمود و دستور داد بیتالمقدس از لحاظ شهرسازی به مناطقی چند تقسیم و در هر منطقه قسمتی از تأسیسات عمومی و خصوص بنا شود و شاید بتوان گفت نخستین بار بود که بشر در شهر خود قسمتی را به تأسیسات مذهبی و قسمت دیگر را به ساختمانهای دولتی و بخشی را به محل سکونت اختصاص داد.
شکل شهر
کار اصلی طراحی شهری تعیین شکل مطلوب برای شهر است. گرچه طراحی شهری به غیر از مقیاس شهر و مناطق شهری در دو مقیاس طراحی پروژه و طراحی شبکه نیز کاربرد دارد لیکن مباحث نظری مربوط به شکل شهر عمدتاً در مقیاس کل شهر مطرح شده است.
مواد خامی که طراح شهر از آنها به منظور شکل دادن به شهر استفاده میکند عبارتند از: فضا به مفهوم فضاهای عمومی شهر نظیر خیابانها، میدانها، پارکها و مکان، مقیاس، شکل و ارتباط بین آنها. واژگان فضا در ادبیات طراحی شهری نسبتاً غنی است. محور دید، حیاط، فضای تنگ، فضای پر پیچ و خم، دالان، مسیر، رؤیه، سقف، فضای باز طبیعی، پارک، کاسه، تاج، دره واز این قبیل نمونهها از این واژگانند.
فعالیتهای مرئی که میتواند در جذابیت و عملکرد بهتر فعالیتها و فضاها مؤثر باشند.
توالی: فضای شهر متشکل از شبکهای از فضا ها است با دیدهای متوالی. یک دید واحد آنقدر اهمیت ندارد تا مجموعهای مرتبط از دیدها بیرون آمدن از یک فضای تنگ و باریک و وارد شدن به یک فضای گشاد تأثیر عمدهای بر تجربهکننده میگذارد. یکی از کارهای اساسی طراحی شهری اینست که فضاهای شهری را به عنوان فضاهایی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد که شخص در آنها به حرکت میپردازد.
ارتباطات: هر فضا معانی خاصی را به استفاده کنندگان آن منتقل میکند. خواه این کار از طریق نمادهای صریح صورت گیرد و یا بر اساس معلومات مشاهدهگر از معانی اشکال و حرکات مشهود. این معانی بصور گوناگون در فضا پخش شدهاند.
سطوح: رویه دیوارها، سقفها و کفها از مشخصات بارز و کاملاًُ مرئی هر فضای شهری است با عملکردها و معانی نمادی گوناگون.
عناصر طبیعی: (نظیر سنگ، خاک، آب) اینها بستر اصلی زیستگاها را تشکیل میدهند و بصور و معانی مختلف میتوانند در شکلدهی شهر نقش داشته باشند.
گیاهان: گیاهان نیز یکی از اجزای اصلی تشکیلدهنده و شکلدهند محیطاند که بیش از هر عامل دیگری از جذابیت برخوردارند.
جزئیات: در یک فضای ساخته شده، بسته به مقیاس، بسیاری از جزئیات ممکن است مد نظر قرار گیرد نظیر:نرده، نیمکت، علائم، تیر، سطل آشغال، شیر آتشنشانی، سیمکشی، چراغ، صندوق پست، پله، جدول، اطاقک تلفن و امثال آن.
طراح شهری با توجه به عملکرد و نقش هر یک به مکانیابی و پیدا کردن شکل مناسب برای آنها میپردازد. این اجزاء معمولاً ابزار کار طراحی شهری در پایینترین مقیاس است.
اهمیت دادن به شکل شهر بخاطر نقشی است که شکل شهر میتواند در تحقیق اهداف یک شهر داشته باشد. ارتباط برخی از اهداف شهر، با شکل شهر از گذشته برای ما روشن است. برای مثال نیاز به امنیت و دفاع از شهر در تعیین مکان اندازه و شکل و جزئیات آن شامل حصار و خندق، فشردگی بافت، وسعت معابر اصلی جهت حرکت ابزار جنگی، قرار گرفتن فعالیتهای خاص در مرکز و از این قبیل اثر تعیینکنندهای داشته است.
بعضی از این روابط آگاهانه صورت میگیرد و برخی نظیر تأثیر عوامل اقلیمی ـ جغرافیایی بطور ضمنی اثر خود را بر شکل شهر میگذارند. لیکن امروز با گسترش و پیچیدگی شهرها طبعاً اهداف به مراتب بیشتری برای شهرها در نظر گرفته میشود و طراحی شهری نیز باید حتیالمقدور زمینه تحقق آن اهداف را فراهم سازد. مسائل زیست محیطی، رفتاری، هویت، تنوع، خوانایی، معنی، ادراک و محدودیت های مختلف فضایی، طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فنی و فرهنگی عواملی هستند که باید در فرایند شکلدهی به محیط مورد توجه قرار گرفته و شکل حاصله متناسب و در رابطه با مسائل و اهداف فوق باشد. کوینلینچ در مورد جامعه غربی هدف نهایی را رفاه انسان قرار داده و اجزاء آن را پنج دسته عامل شامل: الف) سلامتی، برابری، بقا، تداوم و قابلیت انطباق؛ ب) انسجام، معنی، عکسالعمل، ج) توسعه، رشد، انگیزه، انتخاب و آزادی، د) مشارکت، استفاده فعالانه از قدرت، کارآئی، مهارت، کنترل و هـ) راحتی و آسایش دانسته و سپس آنها را در دو دسته عوامل مربوط به رابطه بین انسان و اشیاء و رابطه بین انسان و انسان تقسیم میکند.
فرم شهرها:
همانگونه که قبلاًُ بیان گردید بحث شهر و شهرسازی بحث واقعیتهای طبیعی و اجتماعی و یا بحث تجمع انسانهاست ضمن اینکه شهر زمینی است که انسان بر روی آن رشد و نمو میکند و بر اساس نیازهای خود آن را تغییر میدهد و میسازد.
طراحی شهری و شهرسازی، به منظور ایجاد محیط مناسب جهت زندگی انسان و نظام دادن(واقعی ـ عملکردی) به فضای زیست او، انجام میگیرد. همچنین جهت دستیابی به استفاده بهتر از فضای زیستی به عملیاتی به منظور ایجاد فرمی مناسب با عملکرد مناسب نیاز داریم و به مناسبت همین مباحث به دو عامل ظاهری و عملکردی برمیخوریم.
رابطه انسان با محیطزیست او که فرم شهر (فضایی که فعالیتهای گوناگون شهری اعم از اقتصادی و اجتماعی و استخوانبندی شهر در آن شکل میگیرد و نمایانگر زندگی تمام شهر است) را در بر دارد. عامل ظاهری است و معیاری که متناسب با آن مطرح میگردد هنری و ذهنی است. (شهرسازی هنر است و علم است و تکنیک)
عامل شکلدهنده محیط زیست در بردارنده فعالیتهای شهری است که عامل عملکردی گفته میشود و روشی که متناسب با آن اعمال میگردد علمی و گاه هنری و ذهنی است.
فرم شهر میتواند در حس جهتیابی، راحتی، امنیت، راندمان و شکل دادن به سیمای شهر مؤثر واقع گردد.
بازدید
اماکن دیدنی
بازدید
۱-۵-۱ اهمیت راه ابریشم
شاید برخی از بر این باور باشند که در عصر ارتباطات پیچیده انسانی و در دورانی که شرق و غرب زمین را طرفه العین در هم گره می خورد، این روی آوردن به پژوهش تاریخ جاده ای که چیزی جز گذرگاهی برای کاروانیان بوده است، نادرست بنماید و جاده ای که در دوره ای از تاریخ کهن بخشی از کره خاکی، شاهد گذر مسافرانی از این سو بدان سو بوده است. امروزه که از قطار شترهای صحرانوردی اثری به جا نمانده و نه از سرزمینهای گسترده پهناوری که تنها یک نام را بر خود می شناختند. پس چه سود از جست و جو در پیچ و خم و فراز و نشیب راهی که نه نشان از خود آن باقی است.
ارتباطات، زیر بنای تمدن هر جامعه است، تنها بر این پایه است که گردونه حیات یک جامعه به گردش در می آید و به آن رشد و بالندگی می بخشد راه ابریشم با گذر از چندین کشور بزرگ و گسترده، مهمترین پل پیوند میان اقوام و ملل آن روزگاران بوده، و سده هایی چند این بار سنگین تاریخی را بر دشو است. امروز گر چه کشورهای پهناور باستان را مرزهایی تحمیلی، پاره پاره کرده است، فرهنگ و آیین مردمان این سرزمینها از سرچشمه ای یگانه سیراب می شود. راز این یگانگی را باید در پیوندهای تاریخی میان این ملتها جست و از ایران تا روم، داده ها و ستاده ها به چند کالای مادی محدود نشده است، بلکه آنچه اندیشه و دست مردمان فراهم می آورده این سو و آن سو رفته است، از فرآورده های صنعتی و طبیعی گرفته تا دست آفرینه های بومی و آیینهای ملی و ادیان آسمانی این همه از اهمیت جاده ای نشان داد که خاور را به باختر پیوند می داد. اهمیت دیگرش دراین نهفته است که امروزه بیش از هر زمان دیگر زمینه ساز گشایش در دوران معاصر، ضرورتهای همگرایی میان کشورهای هر منطقه از جهان رخ نموده است. این تلاش در جهت پیوندهای چند سویه می تواند بار دیگر زمینه ساز گشایش راهی باشد که ارتباط میان ملتها را استوارتر بسازد. ارتباطی که جز با پیمودن راههای زمینی و تماس رو در رو استوار نمی یابد.
اینک که کشورهای منطقه آسیای مرکزی در کنار جمهوری اسلامی ایران بر آن شده اند تا بار دیگر مرزهای زمینی خود را برای گذر کاروانهای بزرگ امروزی بگشایند و ارزانترین و درست ترین راه را برای داد و ستد با دیگر کشورهای جهان برگزینند، می توان این کوشش را گامی به سوی احیای را باستانی ابریشم دانست که پشتیبان آن را مهم ترین گذرگاه خود می دیدند.
۱-۵-۲- تاریخچه راه ابریشم
برای آشنایی با راه ابریشم نخست باید راههای قدیم ایران را که زیر بنای راه ابریشم است، شناخت. قدیمی ترین راه بزرگ ایران، جاده شاهی است که از بایل شروع می شد و با گذر از تنگنای زاگرس، به کرمانشاهان و اکباتان (همدان) می رسید از آنجا که به ری می رفت و در امتداد جنوب البرز به باکتریا (بلخ) می انجامید. این راه از روزگاران کهن، اصلی ترین راه پیوند میان شرق غرب بوده است. بدین ترتیب راه ابریشم، راهی نو بنیاد نیست، بلکه همان مسیر قدیم است که در گذر روزگاران از آسیای مرکزی به چین پیوسته و سرازیر شدن کاروانهای ابریشم آنها نهاده است. اما این راه چگونه از آسیای مرکزی گذشت و ایران را به چین پیوند داد.
در حدود سال ۱۴۰ ق . م او و، امپراتوری نامدار دودمان (Han) قدرت را در چین به دست گرفت. وی پس از شکست اشراف طایفه مجاور (Hunnish Race) که مهمترین مانع راهیابی چینیان به سرزمینهای باختری بودند، رو به غرب آورد تا هم به دره فرغانه، مرکز تولید و پرورش اسب دست یابد و هم امپراتوری خویش را تا مرزهای امپراتوری پارت بگستراند. از این رو در سال ۱۳۹ ق . م نماینده ای به نام جانگ چیان راهی را برای گشودن راهی به سوی غرب فراهم آورد.
در سال ۱۱۶ ق . م جانگ چیان برای دومین بار، در راس هیاتی سیصد نفره در حالی که مقدار زیادی طلا و نقره و پارچه ابریشم همراه خود داشت، به سرزمینهای غربی اعزام شد. در همین سفر، دستیار وی، نیز تا کشور اشکانی راه پیمود و بدین سان، بین حکومتهای غربی و اشکانیان روابط رسمی برقرار شد. با این تمهیدات امپراتوری چین کوشید تا ابریشم چین را به کشورهای باختری صادر کند. برای این منظور نیروی انسانی فراوانی به کار گرفته گمارد و سرمایه کلانی گذارد تا از این راه نو گشوده بهره را بررد. او موفق شد که در کرانه های شمالی و جنوبی کویر تا کلامان (paklamak) راهی برزگ و پرکاروانسرا، را پدید آورد که تا آنسوی پامیر (pamir) امتداد یابد، و از آنجا به راههای مرکز، غرب و جنوب آسیا بپیوندد. با گشوده شدن این راه نخست ماموران سیاسی چین و سرزمینهای آسیای مرکزی، کالاهای گوناگون را از این سو به آن سو می برد، اما دیری نپایید که بازرگانان مغدذ و کوشان و پارت رشته کار داد و سند را در دست گرفتند، کسانیکه که در سالنامه های چینی از آنها به نام بازرگانان جو (chou) یعنی بیگانگان یاد شده است، مردانی با چشمهای فرو رفته، بینی های بزرگ و ریشهای انبوه، آن گونه که در نگاره های آن زمان پیداست. این بازرگانان که به گویشهای گوناگون ایرانی سخن می گفتند کاروانهای بزرگی از شتر را روانه می کردند که بارشان عطر بود و جواهر و بلور.
۱-۵-۳- وجه تسمیه راه ابریشم
گفته اند این راه را از آنرو بدین نام نهاده اند که ابریشم چین، یعنی مهمترین کالایی که در این مسیر حمل می شد، از این رهگذر به مغرب زمین رسیده است و آغاز نامگذاری آن را از روزگار مارکوپولو می دانند. برخی نیز به این باورند که ریت هوفن (۱۸۳۳-۱۹۰۵) دانشمند آلمانی، نخستین کسی باست که این راه را بدین نام خوانده، اما درست آن است که این جاده از روزگاران باستان به همین نام خوانده می شده است ابریشمی هم که در راه آمد و شد بود، بر خلاف پندار برخی از محققان، تنها خاص کشور چین نبوده است، بلکه سرزمینهای پیرامون چین و حتی ایران نیز، ابریشم بسیاری فرا می آورند و از این راه به سرزمینهای غربی می فرستاند.
۱-۵-۴- ایران و راه ابریشم
برقراری اربتاط رسمی بین ایران و چین، که با آمدن نماینده هایی از امپراتوری های غرب به دربار اشکانیان آغاز شد، طلیعه ای بود بر پیوندهایی گسترده که با آمد و شد نمایندگان دو کشور روز به روز بر گستره آن افزوده می شد. هم چینیان به موقعیت حساس ایران آگاه بودند و هم ایرانیان به نقشی که می توانستند به عنوان پایگاه پل شرق و غرب ایفاء کنند و بنابراین هر دو طرف می کوشیدند تا با گشایش راه ابرایشم، اقتصاد خویش را رونق بخشند.
ایران که همواره از جانب رومیان مورد یورش قرار داشت، با شجاعت در برابر حملات آنان ایستاد و رومیان را واداشت تا برازگانی خود را با خاور دور تنها از راه ابریشم عملی سازند برای در انحصار داشتن راه حمل و نقل کالا میان خاور و باختر، سرمایه هنگفتی را نصیب ایران زمین کرد و اقتصاد آن را، که تا آن روز بر کشاورزی و دامپروری تکیه داشت، رونقی روز افزون بخشید و در پی آن مراکزی برای راهنمایی بازرگانی واسطه چگونگی حمل و نقل کالا، پرورش رهبران کاروان و تشکیلاتی نیز برای حمل و نقل دریایی که شاخه ای از راه ابریشم بود، شکل گرفتم.
راه ابریشم از بخار (به خجده) خجاده در جنوب غربی می رفت و سپس به بیکنه می رسید، که منزل مهمی بوده و هزار کاروانسرا داشته است. از آنجا به فریر (فرب) می رفت و پس از گذر از جیحون به آمل (آمویه یا چهار جوب) می پیوست. رود جیحون، دو تا پنج ماه از سال چنان پخ می بست که کاروانها با بارهای سنگین خود از روی آن می گذشتند و در گرمای تابستان قابل کشتیرانی بود. منازل بعدی را گشماهن مرو، سنج، دندانقان و سرخش تشکیل تا نیشابور، منازل رابط شرف، رباط ماهی، رباط چاهک، توس، نوغان، طرق، شریف آباد، الحمراء و دیزباد قرار داشت.
از دیرباز ارتباط شرقی ترین مرکز تجاری دنیا در کشور چین با غربی ترین مرکز تجاری در اروپا از طرق جاده ابریشم برقرار بود. این مسیر امکان دسترسی شرق به غرب را فراهم می کرد. این مسیر که ابتدای آن شرق کشور چین بوده است با عبور از شمال چین و جنوب شروری سابق و شمال افغانستان وارد ایران شد و پس از طی کردن کشور ایران و عبور از طول کشور ترکیه با پشت سر گذاشتن استانبول وارد اروپا می شد.
در واقع آنجاییکه خط مستقیم ارتباطی بین پکن و اروپا دریای خزر را قطع می کرد، جاده ابریشم به سمت جنوب دریا متمایل شد وجود چنین مسیر تجاری سبب رونق گرفتن مناطق مستقفر در طول آن شد و بدین دلیل ارزش این مناطق به علت امکان عبور کالا به مقدار زیاد از آنها افزایش یافت.
با گذشت زمان و تکامل سیستمهای حمل و نقلی دیگر از جمله سیستم حمل و نقل آبی همچنین اختلافات منطقه ای این مسیر علیرغم داشتن پتانسیل لازم مورد بهره برداری قرار نگرفت. احداث راه آهن در مسیر نویدی در احیاء مجدد این مسیر قدیمی شده زیرا با استفاده از راه آهن جابجایی حجم زیادی از کالا در مسیر زمینی امکان پذیر می گردد.
تا پیش از سال ۱۹۹۱ میلادی فقط سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان اعضای سازمان همکاریهای اقتصادی (ECO) را تشکیل می دادند ولی پس از این سال تعدادی کشورهای تازه استقلال یافته از جمله کشورهای واقع در مسیر جاده ابریشم به عضویت این سازمان در آمدند، این موضوع خود نشانگر اهمیت این جاده می باشد. با توجه به این موضوع، تکمیل خط راه آن در مسیر جاده ابریشم ضرروی به نظر می نمود. که با احداث خط راه آهن مشهد – سرخس- تجن این عمل انجام شده و جاده باستانی و طلایی ابریشم عملا احیا گردید. نظر به اینکه بخش اعظمی از این مسیر از ایران عبور می کند ، این کشور نقش به سزایی در ارتباطات کشورهای همسایه خود خواهد داشت. منطقه سرخس که محل ورودی جاده ابریشم به ایران می باشد از مرکزیت خاص خود در مسیر برخوردار می باشد. در صورت وجود امکانات در
این منطقه می توان مواد خاص خود در مسیر برخودار می باشد. در صورت وجود امکانات در این منطقه می توان مواد خام صادراتی را به محصولات مصرفی تبدیل کرده و سپس به نقاط دیگر صادر نمود. در حقیقت با فراهم نمودن چنین امکاناتی علاوه بر استفاده از مزایایی ترانزیتی که این مسیر را فراهم می سازد، ارزش افزوده کالا نیز مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.
در حال حاضر میزان صادرات و واردات کشورهای تازه استقلال یافته رقم قابل توجهی است که با استفاده از مسیر جاده ابریشم افزایش خواهد یافت از طرف دیگر تقاضا برای استفاده از جاده ابریشم و منطقه ویژه تجاری سرخس مختص به این کشورها شده و شرکتهایی که محصولات خود را به کشورهای منطقه صادر می کنند نیز متقاضی استفاده از این منطقه ویژه تجاری خواهند بود. زیرا استقرار این منطقه در مرکز جاده ابریشم و امکان حمل و نقل کالا از این جاده عامل مهمی در انتخاب آنها خواهد بود.
از طرفی کاربری منطقه تجاری سرخس صرفاً به ذخیره سازی، آماده سازی و صادرات کالا منحصر نخواهد شد، این منطقه با توجه به راههای زمینی، ریلی و هوایی آن و همچنین قابلیت بالای پذیرش مسافر می تواند برای جلب توریست و رونق بخشیدن به صنعت توریسم باشد.
تجزیه و تحلیل و بررسی مصادیق
۱-۶-۱- کشور آلمان
الف) نظام استقرار مجتمع های خدماتی – رفاهی
در کشور آلمان اتوبان ها نقش مهمی در ایجاد ارتباط بین مراکز مهم جمعیتی و صنعتی دارند. در این کشور مجتمع های خدماتی – رفاهی در اتوبان ها برای ارائه خدمات مناسب به وسایل نقلیه و مسافران داخلی و خارجی در دو شکل مجتمع با امکانات کامل و مجتمع با امکانات محدود ساخته می شوند.
مجتمع های خدماتی – رفاهی با امکانات کامل معمولا به صورت قرینه در طرفین اتوبان ایجاد می شوند و در مواردی که موانع طبیعی و انسانی مانع از احداث مجتمع در یک طرف اتوبان می شوند و در مواردی که موانع طبیعی و انسانی مانع از احداث مجتمع در یک طرف اتوبان شود. مجتمع در نزدیک ترین فاصله ساخته می شود. اگر مجتمع به صورت قرینه احداث شود یک گذرگاه هوایی جهت ارتباط بین مجموعه ایجاد شده و فروشگاه و رستوران مشترک بین آنها ساخته می شود
مجتمع های با امکانات ساده نیز در دو طرف اتوبان و در حد فاصل مجتمع های با امکانات کامل جهت امکانات بیشتر دسترسی به خدمات رفاهی برای رانندگان و جلوگیری از تمرکز وسایط نقلیه مسافران داخلی و خارجی در مجتمع های کامل ایجاد می شوند. مجتمع های ساده به رغم قرار گیری در طرفین اتوبان فاقد ارتباط از طریق گذرگاه هوایی بوده و هر یک مستقلاً به ارائه خدمات می پردازند.
ب) سطح و نظام عملکرد مجتمع های خدماتی – رفاهی
مجتمع های خدماتی – رفاهی با امکانات کامل در مساحتی بین ۵ تا ۱۲ هکتار معمولاً به صورت قرینه اتوبان ساخته می شوند. این مجتمع ها خدمات متعددی مانند رستوران هتل پارکینگ وسایط نقلیه فروشگاه اتاق های مخصوص معلولین اتاق های پذیرایی مخصوص دوش اتاق تعویض کهنه بچه محوطه بازی کودکان اتاق بازی بچه ها پمپ بنزین کلیسا دستگاه های اتوماتیک سکه ای امکانات مخابراتی (تلفن و درونگار) و محل کفرانس برای ارائه خدمات به وسایط نقلیه و مسافران داخلی و خارجی می باشند. البته کمیت و کیفیت خدمات مذکور در برخی مجتمع ها تفاوت دارد به طوری که از ۳۸۳ مجتمع خدماتی رفاهی با امکانات کامل تعداد ۵۹ مجتمع فاقد پمپ سوخت و ۳۲۴ واحد دارای پمپ سوخت هستند. همچنین ۲۲۱ مجتمع دارای یک اتاق تعویض کهنه بچه یا دوش یا هر دوی آنها می باشند و ۱۰۳ مجتمع نیز فاقد امکانات مذکور می باشند. فضای پارکینگ و محوطه مجتمع های خدماتی رفاهی با امکانات کامل آسفات است این مجتمع ها فقط با درخت از فضای اطراف مجزا می شوند.
بازدید
سفر به کیش برایم یه خاطره قشنگه، قشنگی که همیشه تو خاطرم میمونه. وقتی برای اولین بار به کیش سفر می کردم، تصویر روشنی از این جزیره مرجانی نداشتم. از دیگران راجع به بازارهای بزرگ و مراکز خرید آن چیزهایی شنیده بودم وای شنیدن هیچگاه جای دیدن را نخواهد گرفت.موجهای زیبای سواحل مرجانی و آرامش ساحل زیبای آن را باید لمس کرد.
جزیره کیش از نظر جغرافیایی در ۱۸ کیلومتری کرانه جنوبی ایران واقع شده است و بیش از ۱۷ هزار نفر جمعیت دارد. انتخاب کیش به عنوان منطقه آزاد و برخورداری سرمایه گذاران از معافیت گمرکی و دیگر قوانین حاکم بر مناطق آزاد این جزیره را به منطقه ای جذاب برای فعالیتهای اقتصادی تبدل کرده است.. جهانگردی و بازرگانی مهمترین فعالیت اقتصادی کیش را تشکیل می دهد. با وجود بازارهای کوچک و بزرگ، مراکز مناسب اقامتی و انواع امکانات تفریحی، باعث شده است که سالانه پذیرای حدود یک میلیون نفر مسافر باشد.
مساحت جزیره حدود ۹۰ کیلومتر مربع و فاصله هوایی آن تا بندرعباس ۲۴۰ کیلومتر، تا تهران ۱۰۵۰ و تا دبی ۲۰۰ کیلومتر می باشد. از نظر آب و هوایی می توان آب و هوای آن را گرم و مرطوب به شمار آورد. بطور متوسط دمای سالانه آن ۲۷ درجه سانتیگراد و متوسط میزان بارندگی در سال ۱۹۰میلیمتر است که البته میزان بارندگی در آن مانند سایر نقاط خلیج فارس کم و متغیر می باشد.
جزیره کیش جاذبه های بسیاری در خود جای داده که اگرچه طبیعت آن جزو جاذبه های گردشگری آن به شمار می آید اما بافت شهری و نحوه طراحی بازارها و مراکز خرید نیز این زیبایی را دو چندان کرده است. وقتی در شب در ساحا نیلگون خلیج فارس قدم می زنی، درخشش چراغهای پاساژها و ستارگان درخشان با هم آسمان جزیره را نورباران کرده اند.
یکی از زیباترین مناطقی که در این جزیره نظر گردشگران را به خود جلب می کند سواحل مرجانی است که در نوار ساحل مشرف به بازار مرجان قرار دارد. در منطقه ای وسیع به دلیل نزدیک بودن به بستر کم عمق مرجانی دریا، سنگهای مرجانی سر از آب بیرون آورده اند و پناهگاهی برای ماهیان کوچک و چشم اندازی برای گردشگران درست کرده اند.
مسافران به ساحل مرجانی می آیند و در آلاچیق های زیبایی که در ساحل طراحی شده است به استراحت می پردازند و به صدای موجهای خروشان که به شدت به سنگهای مرجانی برخورد می کنند و در ساحل آرام می گیرند گوش فرا می دهند.
صدایی که از این برخورد ایجاد می شود واقعاً ارامش بخش است. چشمهایتان را ببندید و نسیم خنکی که به صورتتان برخورد می کند را احساس کنید.
در سواحل غربی جزیره جسمی ساخته دست انسان و طبیعت را می بینیم. کوهی از آهن و چوب، آنچنان در بستر ساحل جای گرفته که گویی جزئی از جوهر وجودی آن شده است، انگار که از ابتدا در آنجا حضور داشته است. کشتی یونانی که به نام کولااف معروف است در یکی از روزهای سال ۱۳۴۵ در این ساحل به گل نشسته و سالهاست که جزایری تزئین و تماشای گردشگران کاری از آن برنمی آید و در هنگام غروب منظره زیبایی از خود می سازد.
از دیگر مناطق گردشگری که می توان به ان اشاره کرد، موزه شگفتی های جهان آفرینش است که یکی از بزرگترین آکواریومهای خاورمیانه است که با ظرفیت ۵۰ هزار لیتری مخصوص کوسه ها و ماهیان بزرک خلیج فارس و آکواریوم ۲۰ هزار لیتری مخصوص آبهای شیرین یک مجموعه منحصر بفرد از آفریده های خداوند را در خود جای داده است. انواع و اقسام ماهیان تزئینی و رنگارنگ و همچنین پرندگان و مارهای مختلف از سراسر دنیا جمع شده اند و در اینجا قرار گرفته اند تا محلی باشند برای تماشای گردشگران. یکی از مکانهای جزیره که خیلی مورد توجه کودکان قرار دارد پارک دلفین است که اگر چه پارکهای بسیار زیادی در این جزیره وجود دارد اما این پارک به دلیل حضور دلفین های بازیگوش منحصر بفرد شده است. دلفین های زیبا با پوست براق خود از میان حلقه های فلزی عبور می نمایند و توپهای پلاستیکی را با دهان خود به این طرف و ان طرف پرتاب می کنند و لحظات مفرهی را برای کودمان قراهم می کنند. تا کنون هزاران نخل در این پارک کاشته شده و پروژه های مختلفی از قبیل مزه پروانه، پرنده های نادر و دیدنی، دنیای ارکیده، کاکتوس، باغ ابریشم، آکواریوم زیردریایی، جنگل بارانهای مصنوعی و کوه آتشفشان دردست ساخت و طرحی است و بزودی به مرحله بهره برداری خواهد رسید.
وقتی در کیش قدم می زنیم بدلیل وجود ساختمانهای مدرن و نوساز و وجود هتلها و پارکهایی که همه در دو دهه اخیر ساخته شده اند حس می کنیم که این شهر شهری است مدرن و بدون پیشینه تاریخی. عموماً وقتی بناهای تاریخی که در این شهر وجود دارد را می بینیم پی به گذشته طولانی که این جزیره در خود دارد ، می بریم.
در گذشته های دور بومیان جزیره برای استفاده از آب شیرین سه رشته قنات و آب انبار ساخته بودند که ذخیره آب آن از طریق بارانهای فصلی تأمین می شد که هنوز با گذشت سالیان سال هنوز هم پابرجاست و خاطره ای است از روزهای دور.وقتی در پیچ و تاب این تونل زیرزمینی قدم می زنیم، به یاد انسانهایی هستیم که با تجمع مشکاهای فراوان و با داشتن امکانات اولیه خود این بناها را ساخته اند. یک مجموعه تفریحی زیبا که خود به شهر زیرزمینی هم معروف است و اگر چه رستورانها و فروشگاههای صنایع دستی به تازگی در ان برپا شده است ولی وجود این فروشگاهها باعث از بین رفتن قدمت تاریخی ان نشده است.
پس از دیدار از اماکن تاریخی سفری می کنیم به اعماق دریا. شنا کردن در زیر اب و اشنایی با دنیای ناشناخته زیر دریا از تفریحاتی است که می توانید ان را در کیش تجربه کنید. وجود مرجانهای زیبا و انواع و اقسام ماهیهای رنگارنگ در زیر آب که فضای تماشایی و کاملاً متفاوت را ساخته است. آموزش غواصی بسیار مورد توجه گردشگران است که به آن توجه شده است. در انتهای سفر احساس سبکبالی خاصی می کنیم و با ک.له باری از رهاوردهایی که در دست داریم عزم سفر می کنیم و به دیار و کاشانه خود باز می گردیم. موقع بازگشت سرزمین کیش برایم ناشناخته نیست بلکه برایم آشناست؛ یک آشنای دوست داشتنی پر از خاطرات خوب.
امیدواریم یک روز با هم به انجا سفر کنیم.
بازدید