معرفی کتاب صدای شعر امروز

صدای شعر امروز
نویسنده کتاب : احد منطقی تبریزی
انتشارات کتاب : تلاش
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۴۱۳
قطع کتاب : رقعی سلفون – سال چاپ کتاب : ۱۳۶۸ – نوبت چاپ کتاب : 2
کمیاب – درحد نو
خلاصه ای از کتاب
کتاب شامل مجموعه اشعار نو از 50 شاعر است. از جمله : احمد شاملو، فریدون مشیری، حمید مصدق، سهراب، فروغ، طاهره صفارزاده، هوشنگ ابتهاج، نیما، اخوان ثالث، موسوی گرمارودی و …
قلم بنویس…
تو را سوگند بر عهدی که با دستان من بستی
تو را سوگند بر میثاق و پیمانی که با آن آشنا هستی
حدی درد را فریاد کن… شوری برآور
صفحه، صفحه، دفتر مشقی که اول روز تعلیمم،
معلم داد… پر کن
– دفتر تکلیف من خالیست –
من جواب پرسش آموزگارم را چه گویم؟
… کو؟ کجا بنوشته ای مشقی که من گفتم :
هر شبی یک صفحه از آن داستان درد و درمان
قصه ی سرما و دندان…
سرگذشت گرگ ها با مرد چوپان.
من جواب آموزگارم را چه گویم؟
… پس حسابت کو؟
… نمی بینم جواب آن همه تفریق و جمع و ضرب و
تقسیمی که گفتم :
– مش حسن، جاروکش مسلول
– با شش عائله –
در زاغه ای در کوره پزخانه، بباید کرد
تا شاید که خرجش جور دخل آید
… نمی بینم جواب آن معمایی که گفتم :
آن کدامین “یک” بود کو را برابر نیست با
” یک های دیگر؟”
آری… دفتر تکلیف من خالیست
آنک این دستان من،
آن عهد و پیمان همچنان باقیست
قلم بنویس…
که من فردا معلم را چه گویم؟
راستی آقا… دواتم ریخت
تا خوابم به یغما برد…؟
حمید گروگان
کتاب صدای شعر امروز
معرفی کتاب صدای سوت سیاه پاسبان ها

صدای سوت سیاه پاسبان ها
انتشارات کتاب : صدا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۶۸
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۷۸
شماره کتاب : ۵۱۴۹۷
– عالی
خلاصه ای از کتاب
گناه توست
اگر کمی زودتر دستت به من می رسید
برنده می شدی
حالا با این نگاه کج افتاده نگاهم نکن
من که هرگز
کلاه هیچ پاسبانی بر سرم نبوده است
کتاب صدای سوت سیاه پاسبان ها
کتاب صدای زمانه ؛ جامعه شناسی شخصیت زن در رمان بعد از انقلاب
- books
- معرفی کتاب
- ۱۵ام مرداد ۱۳۹۷
- بدون نظر
معرفی کتاب صدای زمانه ؛ جامعه شناسی شخصیت زن در رمان بعد از انقلاب

صدای زمانه ؛ جامعه شناسی شخصیت زن در رمان بعد از انقلاب
نویسنده کتاب : کارولینا راکوویتستا عسگری – عسگر عسگری حسنلو
انتشارات کتاب : اختران
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 336
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1395 – نوبت چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
به تدریج با پیچیده شدن ساختار جامعه ، ساختار رمان نیز پیچیده می شود. این دگرگونی توجه به شخصیت پردازی را نیز به همراه دارد. شخصیت که در اولین رمان های فارسی در حد تیپ و نماینده طبقه اجتماعی یا خانواده بوده است اکنون در ساختار رمان در اولویت قرار می گیرد و به فردیت دست می یابد. این گرایش را در رمان قبل از انقلاب هم مشاهده میکنیم اما بیشتر در مورد شخصیت های مرد ، دگرگونی ساختار اجتماعی در سال های پس از انقلاب ، در رمان این دوره تاثیر آشکاری می گذارد و از جمله برای اولین بار در تاریخ رمان فارسی ، شخصیت زن به درجه اعلایی از فردیت دست می یابد.
در این دوران فعالیت اجتماعی زن که ناشی از مدرن شدن جامعه است و در رمان نیز منعکس می شود. شخصیت های زن مورد توجه نویسندگان قرار می گیرندو شخصیت شان با دقت ترسیم می شود. در این تحول نه تنها به کارگیری روش های گوناگون شخصیت پردازی موثر است بلکه معرفی شخصیت در برخورد با وقایع تاریخی و اجتماعی و فعالیت او در گروه های مختلف جامعه یعنی توجه به عوامل جامعه شناختی شخصیت پردازی-از اهمیت خاصی برخوردار می شود.
در این کتاب برآنیم تا نقش عامل جامعه شناختی شخصیت پردازی در رمان بعد از انقلاب را در شکل گیری رمان مدرن چند صدایی بررسی کنیم.
کتاب صدای زمانه ؛ جامعه شناسی شخصیت زن در رمان بعد از انقلاب
معرفی کتاب صدای دخترم

صدای دخترم
نویسنده کتاب : جلیل شاه چشمه
انتشارات کتاب : دشتستان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۲۷
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۰ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
هر بار که می گذشت، در هر ساعتی، او را می دید که خم شده به نظاره جهان رو به رویش ایستاده است.
و اکنون که به او نزدیک می شد توقف نکرد؛ هر چند ضربان قلبش زیاد شده بود. و وقتی رسید، از این که مترسک نبود، تعجب کرد.
درخت کوچکی بود که شاخه های نازکش از مواد پشم گونه ای پر شده بود.
صدها پارچه به شاخه هایش گیر کرده گره خورده بود که در گذر باد وزوز خفیفی می کردند و موج بر می داشتند….
کتاب صدای دخترم
معرفی کتاب صدای خود را آزاد کنید

صدای خود را آزاد کنید
نویسنده کتاب : راجر لاو
مترجم کتاب : سیروس نویدان
انتشارات کتاب : دنیای نو
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۸۷
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۵ – نوبت چاپ کتاب : ۶
خلاصه ای از کتاب
همراه با سی دی
بزرگترین استاد و مربی آواز و صداسازی دنیا، شما را در کشف و بکارگیری جادوی ناشناخته صدایتان یاری می دهد.
با یادگیری تکنیکهای ساده راجر لاو هر کسی می تواند صاحب صدایی قوی برای صحبت کردن و صوتی زیبا برای خواندن شود.
او با نظریه انقلابی و ارائه مفهوم صدای میانی، شما را به دنیای جدیدی از آموزش سخنوری و آواز وارد کرده و عقیده دارد که با دستیابی و مهارت در صدای میانی به بخش های باور نکردنی از صدای خود دسترسی پیدا خواهید کرد که هرگز از آن استفاده نکرده بودید.
راجر لاو مربی آواز گروهها خواننده های مشهور مانند Beach Boy، جکسون ها، شیکاگو و هنسن (Hanson) و بسیاری از خوانندگان معروف و فوق ستاره و نیز چهره های مشهور سخنران مانند John Gray، دکتر Laura Schlessinger، Tony Robbins در این کتاب و بسته سی دی همراهش، رموز دست یابی به یک آواز و صدای خوبی را که خواهانش هستید به شما می آموزد.
با یادگیری آموزه های آن از صدای ضبط شده خود در پاسخگوی تلفن خوشتان می آید و آمادگی این را پیدا می کنید که در مقابل هر تعداد شنونده به راحتی و با اطمینان کامل سخترانی کنید یا آواز بخوانید ….
کتاب صدای خود را آزاد کنید
معرفی کتاب صدای حیرت بیدار ؛ گفت و گوهای اخوان ثالث

صدای حیرت بیدار
نویسنده کتاب : مهدی اخوان ثالث(م. امید) – مرتضی کاخی
انتشارات کتاب : زمستان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 504
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1390 ~ 1371- نوبت چاپ کتاب : 3
خلاصه ای از کتاب
گفت و گوهای اخوان ثالث
مصاحبه ای است با مهدی اخوان ثالث درباره شعر و ادبیات
نام کتاب صدای حیرت بیدار از شعر محبوب اخوان نماز گرفته شده است که مجموعه کاملی از مصاحبه های استاد مهدی اخوان ثالث می باشد و همچنین دیدار با پیر توس، مصاحبه های کوتاه درباره فروغ فرخ زاد و جلال آل احمد که از میان نوشته های پراکنده چاپ نشده اخوان در این کتاب گرد هم آمده است. اخوان در نخستین مصاحبه اش، خود را اهل مصاحبه و این حرفها و کج وکوج نشستنها نمی داند، ولی همین اخوان، در آخرین ماههای عمرش چندین مصاحبه کرد که آخرین آن یک هفته قبل از مرگش بود و او نرسید متن چاپ شده اش را ببیند.
وی در آخرین مصاحبه اش می گوید : «درباره شعر و ادب فارسی غربت هنوز خیلی حرفها دارم که می توان شنید، شاید حال و حاصله و عمری باشد که این حرفها را مطرح کنم. به یاری خدا به وقتش»
کتاب صدای حیرت بیدار ؛ گفت و گوهای اخوان ثالث
معرفی کتاب صدای بال سیمرغ

صدای بال سیمرغ
نویسنده کتاب : عبدالحسین زرین کوب
انتشارات کتاب : سخن
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۳۵
قطع کتاب : وزیری سلفون – سال چاپ کتاب : 1391 – نوبت چاپ کتاب : 6
درباره زندگی و اندیشه عطار
عطار! عطار پیر بعد از سالها همدلی و دلشناختگی حالا میبینم هر روز بیش از پیش دنیای من و احساس و اندیشه ای که بر آن حاکم است از دنیای تو و آرمان و اندیشه ای که در آن فرمانرواست دور و دورتر میشود. با وجود سالها آشنایی احساس میکنم هنوز فاصلۀ بسیاری ما را از یکدیگر جدا میکند.
اکنون، قاف وحدت که سرحد دنیای ماورای حس است قلههایش در مه و برف فراموشی محوست. صدای بال سیمرغ را که پرافشانی او نشان عزلت گزینی از دنیای ماست دیگر هیچ کس نمیشنود. غیر از تو که آن را میشنید و که آن را تکرار میکرد؟ چه قدر از دنیای ما فاصله گرفتهای؛ عطار! با این همه نزدیکی چقدر از هم دور ماندهایم.
آشنایی ما هم به سالهای دور میرسد- سالهای دور اما نه این قدر دور که امروز احساس میکنم. اولین برخورد ما کی بود؟ در آن سالهای خرسندی و خوش خیالیهای عاری از دغدغه در اطراف من هر چه بود معجزه بود؛ آسمان که بالای سر انسان معلق بود و زمین که در فضا حرکت میکرد معجزه بود، آبشار و نسیم و شکوفه و درخت و ستاره و هر چه بود معجزه بود. مادر معجزه بود، پدر معجزه بود، و پدر بزرگ پیر که حرفۀ تو را پیشه کرده بود نیز معجزه بود.
تو نیز در همان اولین برخورد که در منظومۀ کوتاه بیسرنامه ات با من کردی معجزه ای واقعی بودی. معجزه بودنت را نمیتوانستم باور نکنم و انسان بیسر که شعر بگوید و راه برود و از درد و عشق خدا نغمه سرکند برایم معجزهای زیبا بود. هنوز هشت نه سال بیشتر نداشتم و در همان سالهای دور بود که بیسرنامهات مرا مجذوب تو ساخت. یادت هست عطار؟ البته یادت نیست چون تو در آن وقت سر نداشتی و من که با جان و دل یک کودک خردسال، به معجزههای بیسرنامه دل بسته بودم و آن را از بر کرده بودم، هرگز تو را با سر ندیدم – پس آن پیشانی بلند درخشان که میبایست این تن بی سر اما زنده و تپنده را هدایت کند چه میشد؟ با این مثنوی کوتاه آکنده از افسوس و حسرت بود که با تو آشنا شدم و آن را باور کردم.
اما تو آن را باور نکردی چون بیسرنامه مال تو نبود. طی سالهای بعد، در هر فرصتی که دست داد کتابهای دیگر را که نام تو روی آنها بود خواندم- هیلاج نامه، جوهر الذات، مظهرالعجایب، پندنامه، گل و هرمز …. و چقدر طول کشید که دریافتم آنها هم از تو نیست. خوب شد که اینها از تو نیست. اگر بود که میتوانست اتهام پرگویی و بیهوده گویی را از تو رفع کند؟ اما آن چه مال تو بود، عطار پیر، برایم آموزنده، مایۀ لذت و موجب تأمل و عبرت بود. منطق الطیر را بارها خواندم، چاپهای بازاری مصیبت نامه، الهی نامه اسرارنامهات را بارها با لطف و لذت خواندم. چه زبانی! چه بیانی. بارها از قصهای کوتاه یا از موعظه ای تأملانگیز غرق لذت یا غرق حیرت شدم.
کتاب صدای بال سیمرغ
معرفی کتاب صدای بال برفی فرشتگان

صدای بال برفی فرشتگان
نویسنده کتاب : جبران خلیل جبران
مترجم کتاب : مسیحا برزگر
انتشارات کتاب : آسیم
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۳۵
قطع کتاب : خشتی گالینگور روکشدار – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۵ – نوبت چاپ کتاب : ۱
خلاصه ای از کتاب
من راز دریا را هنگام تامل بر روی شبنمی دریافتم .
کجا می توانم بیابم انسانی را که تحت فرمان عقلش باشد ، و نه در انقیاد عادات و تمناهایش ؟
کسی که تواناییهایش افزایش می یابد ، دوستانش کاهش می یابد .
اگر فقیر هستی ، اجتناب کن از کسی که آدمها را با معیار ثروت می سنجد .
کتاب صدای بال برفی فرشتگان
معرفی کتاب صدای امروز ما

صدای امروز ما
نویسنده کتاب : سعید سعید پور
انتشارات کتاب : همراه
زبان کتاب : دو زبانه
تعداد صفحه کتاب : 314
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1378 – نوبت چاپ کتاب : 1
شماره کتاب : 2450
خلاصه ای از کتاب
گزینه اشعار امروز با ترجمه انگلیسی
با آثاری از :
نیما
شاملو
اخوان
سهراب
فروغ
آزاد، سایه
و…
کتاب صدای امروز ما
معرفی کتاب صدای افتادن اشیا

صدای افتادن اشیا
نویسنده کتاب : خوآن گابریل واسکس
مترجم کتاب : ونداد جلیلی
انتشارات کتاب : چشمه
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۴۲
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۹۴ – نوبت چاپ کتاب : ۲
شماره کتاب : ۱۱۴۳۰۲
خلاصه ای از کتاب
کتاب صدای افتادن اشیا در روایتی بسیار سنجیده و دقیق بدون هیچگونه جهتگیری حقایقی را دربارهی وضعیت یک نفر کلمبیایی امروز بیان میکند و چنان روایت میکند که نمیشود جلو دیدگاه کتاب جبهه گرفت. مسایل کلانی از قبیل صدور بحران از آمریکا به کلمبیا در دههی شصت در قالب کمکهای انساندوستانه (و ضمناً صدور بحرانزدهها بهنام سپاه صلح و نیروهای مردمی) و قاچاق مواد مخدر چنان با مسایل درونی و روابط انسانی در هم آمیخته که نویسنده توانسته بهخوبی خطوط داستان خود را پیش ببرد و خواننده را در سطوح مختلف با لایههای داستان خود درگیر کند…
…از دو کوچه گذشتیم بیآنکه کلامی حرف بزنیم. نگاهمان به سنگفرش ترکخوردهی پیادهرو بود یا به تپههای سبز سیر در دوردست که درختان ئوکالیپتوس و تیرکهای تلهفون، مثل فلسهای تمساح خیلا، بر آنها دیده میشد. وقتی وارد شدیم و از پلههای سنگی بالا رفتیم لاورده پا سست کرد که من پیش بروم. اولینبار بود همچو جایی میآمد و مختصات رفتار متناسب را نمیدانست. تردیدش به تردید حیوانی میمانست که در موقعیتی خطرناک گرفتار شده باشد. در اتاق مبله دو دانشآموز دبیرستانی، دو نوجوان که باهم چیزی میشنیدند و گاهگاه به هم نگاه میکردند و هرزه میخندیدند و مردی با کتوشلوار و کراوات و کیفدستی چرمی رنگورورفته بر زانواناش دیدیم که بیشرمانه خروپف میکرد.
خواستهمان را برای زن پشت میز توضیح دادم. هویدا بود زن به درخواستهای عجیبی ازایندست عادت دارد. چشم ریز کرد بلکه من را بشناسد یا متوجه شد پیشتر بارها آنجا آمدهام و بعد دستاش را پیش آورد و گفت :
«عرض کنم که… چی میخواین گوش بدین؟»
لاورده مثل سربازی که تفنگاش را بهنشانهی تسلیم واگذار میکند نوار را به او داد. لکههای گچ چوب بیلیارد بر انگشتهاش کاملاً هویدا بود. رفت و پشت میزی نشست که زن به او نشان میداد. هیچوقت او را اینقدر حرفشنو و فروتن ندیده بودم. هدفون بر گوش گذاشت، تکیه داد و چشمهاش را بست. من هم در این میان پی چیزی بودم که مشغولاش شوم تا زمان بگذرد. دستانام چنان مجموعهی اشعار سیلوا را برگزید که انگار هیچ قصدی در انتخاب آن نداشتم (شاید جشن سالگشت به شکلی خرافاتگونه بر من اثر گذاشته بود).
نشستم، هدفون برداشتم و با حس عبور از زندگی حقیقی یا نزدیکتر شدن به زندگی حقیقی، حس آغاز زندگی در بعدی دیگر، آن را بر گوشام گذاشتم. وقتی «شبانه» شروع شد، وقتی صدایی ناشناس ـ صدایی باریتون که با اجرای نمایشی پهلو میزد ـ اولین خط شعر را بازخواند که همهی کلمبیاییها دستکم یکبار خواندهاند، متوجه شدم ریکاردو لاورده گریه میکند. صدای باریتون با همنوازی پیانو گفت «شبی عطرآگین» و ریکاردو لاورده که اینها را نمیشنید در چندقدمی من پشت دستاش را و بعد کل آستیناش را به چشماش کشید، «با زمزمهها و آوای موسیقی پرواز بالها».
شانههای ریکاردو لاورده لرزیدن گرفت و سرش فرو افتاد، دستاناش را مثل کسی که دعا میکند بههم جفت کرد. سیلوا به صدای باریتون نمایشی گفت «سایهی تو، سست و نزار، سایهی من، قامتگرفته از نور ماه». نمیدانستم به لاورده نگاه بکنم یا نکنم، او را در غماش تنها بگذارم یا بروم و جویای احوالاش شوم. یادم هست بهخودم گفتم خوب است دستکم هدفون را از گوشام بردارم و با این کار، مثل بقیهی اتفاقاتی که آشنایی من و لاورده را رقم زده بود، بیحرفزدن او را به گفتوگو با خودم وا دارم….
جوایزی که این کتاب برنده شده است
آلفاگوآرا، ۲۰۱۱
جایزهی بینالمللی دوبلین 2014
انجمن قلم انگلستان ۲۰۱۲
جایزهی روژه کایوا 2012
گرهگور فون رتسوری 2013
کتاب صدای افتادن اشیا
معرفی کتاب صدای آب

صدای آب
نویسنده کتاب : عباس یوسفی صدیق
انتشارات کتاب : فرهنگسرا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۱۲
قطع کتاب : رحلی – سال چاپ کتاب : ۱۳۷۲ – نوبت چاپ کتاب : ۱
شماره کتاب : ۹۵۳۷۵
– خوب
خلاصه ای از کتاب
۱۲ تابلو خط از اشعار :
سهراب سپهری
حافظ
دهخدا
نیما یوشیج
اخوان ثالث
کتاب صدای آب
معرفی کتاب صداهایی از چرنوبیل ؛ تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی

صداهایی از چرنوبیل ؛ تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی
نویسنده کتاب : سوتلانا آلکساندرونا آلکسیویچ
مترجم کتاب : نازلی اصغرزاده
انتشارات کتاب : مروارید
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 378
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1396 – نوبت چاپ کتاب : 2
خلاصه ای از کتاب
…حادثه جمعه شب اتفاق افتاد. صبح هیچکس از هیچ چیز خبر نداشت. من پسرم را به مدرسه فرستادم. شوهرم به سلمانی رفت. خودم مشغول درست کردن ناهار شدم. شوهرم خیلی زود برگشت… برگشت و گفت : «یکچیزی شبیه به آتشسوزی در نیروگاه اتفاق افتاده. دستور : رادیو خاموش نشود.» این یک آتشسوزی معمولی نبود، بلکه چیزی بود شبیه به تابش نور. زیبا بود. در سینما هم چیزی مشابه آن ندیده بودم.
آن شب همه در بالکنها جمع شده بودند. هرکس بالکن نداشت، میرفت به خانه دوستانش. خانه ما طبقه نهم بود و دید عالی داشتیم. فاصلهی مستقیممان سه کیلومتری میشد. بچهها را بیرون میآوردند و روی دست میگرفتند : «نگاه کن! یادت بماند!» و اینها همه کسانی بودند که در راکتور کار میکردند : مهندسان، کارگران… معلمان فیزیک هم بودند… در غباری سیاه میایستادند… حرف میزدند… نفس میکشیدند… تماشا میکردند… بعضیها از فاصلههای چنددهکیلومتری با ماشین و دوچرخه میآمدند که تماشا کنند. ما نمیدانستیم مرگ ممکن است اینقدر زیبا باشد. من تمام شب نخوابیدم. ساعت هشت صبح نظامیانی با ماسکهای ضدگاز در خیابانها در حرکت بودند. هنگامی که سربازان و ادوات جنگی را در خیابانها دیدیم، نترسیدیم، بلکه برعکس، آرامش پیدا کردیم. حالا که ارتش به کمکمان آمده، همه چیز درست خواهد شد. ما هنوز درکی از آن نداشتیم که اتم صلحآمیز هم میتواند مرگبار باشد و از این که انسان در برابر قوانین فیزیک ناتوان است…
سوتلانا آلکسیویچ( -۱۹۴۸)، نویسنده و روزنامهنگار بلاروسی برنده نوبل ادبیات 2015 است. زمانی که نام وی به عنوان برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۵ اعلام شد، خیلیها تعجب کردند. این نخستینبار بود که جایزه به یک «ناداستاننویس» میرسید. «صداهایی از چرنوبیل» نمونه خوبی است از مستندنگاری برای ثبت وقایعی که ابعادی بزرگ، انسانی و مهیب دارند. آلکسیویچ با زبانی موجز و توصیفاتی دقیق و به اندازه، قدرت انحصاری زمان را میشکند. دست خوانندگانش را میگیرد و از لحظه حال، از موقعیتی امن، به سالهای دور و به فاجعهای بزرگ میبرد. آنقدر که اگر خوانندهاش در سکوت خانهای گرم و امن روی صندلی راحتی نشسته باشد ناگهان خود را لابهلای تشعشعات اتمیِ چرنوبیلِ سیسال پیش میبیند. جایی که راویانش قرار است از حسهای عمیق انسانیای بگویند که از سر گذراندهاند، از همه آن رنجها و دلیریها. این روایت، ناگزیر توصیفهای دلخراشی از واقعه دارد.
کتاب صداهایی از چرنوبیل ؛ تاریخ شفاهی یک فاجعه ی اتمی
معرفی کتاب صداهای پرشورتر ؛ نقد و تحلیل و شعر

صداهای پرشورتر ؛ نقد و تحلیل و شعر
نویسنده کتاب : مشیت علایی
انتشارات کتاب : اختران
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 270
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1385 – نوبت چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
|
نقد و تحلیل و شعر بخش عمده ی تلاش نقد ادبی آن است که با علم به ماهیت نمادین ادبیات ، تحلیل وتفسیر را از حیطه ی سلیقه ای امپرسیونیسم بیرون آورد و با بخشیدن صبغه ای علمی به آن وتکیه بر استدلالی روش مند به معناهای صریح و کم ابهام تر دست یابد.هنر مدرن اگر در کار خود توفیق یابد یه یکی از ارزشمندترین تحولات تاریخ انسان دست خواهد یافت – تحولی که به راستی ، باید از آن با صفت انقلابی یاد کرد . اگرتاکنون از انقلاب در جامعه ، صنعت و مدیریت و نظایر آن سخن رفته است ، می توان از انقلاب در نگرش زیباشناختی انسان نیز سخن گفت.اگر علوم فیزیکی و زیستی در دوران اخیراساس نگرش عقلانی انسان را نسبت به جهان متحول ساخته اند ، می توان انتظار داشت که چنین تحولی در نگرش هنری او نیزصورت پذیرد ، و اگرعامل آن دگرگونی ، چنان که انتظار می رفت ، علم بوده است ، سسب ساز این تحول را به حق باید در هنر جست .
|
کتاب صداهای پرشورتر ؛ نقد و تحلیل و شعر
معرفی کتاب صداهای سوخته

صداهای سوخته
نویسنده کتاب : سعید عباسپور
انتشارات کتاب : نشر نی
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۹۰
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۸۸ – نوبت چاپ کتاب : ۱
شماره کتاب : ۶۸۳۵۴
خلاصه ای از کتاب
پدر همیشه می گفتند :«تو پدر سوخته صدات خیلی ظریفه».
ظریف نمی گفتند.
نرم شاید یا همان ظریف بود انگار.
می گفتند صدای من مثل فرشته هاست.
می گفتند تا می توانی کم حرف بزن.
من این قدر کم حرف زده ام که همیشه به خصوص شب ها این ترس به جانم می افتد که آخرش روزی صدایم را گم خواهم کرد.
بعضی وقت ها، احمقانه است، دستم را جلو ذهنم می گیرم و صدایی از دهانم خارج می کنم، حرف نیست.
کلمه نیست…
کتاب صداهای سوخته
معرفی کتاب صداهای ترسناک

صداهای ترسناک
نویسنده کتاب : نیک آرنولد
مترجم کتاب : داود شعبانی داریانی
انتشارات کتاب : پیدایش
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 200
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : 1384 – نوبت چاپ کتاب : 1
صداهای ترسناک،شما را با فریادی برای بیشتر دانستن تنها می گذارد.چطور نت واحدی که توسط خوانندگان آموزش دیده دایره وار به سمت شیشه خوانده شود،سبب شکستن آن می شود؟کدام امواج صوتی می تواند شمارا مرتعش کند؟ اگر فکر می کنید می توانید از جنبه های ترسناک علم لذت ببرید،پس؛
رزونانس های غرنده،امواج صوتی تکان دهنده و سیگنال های ماورای صوت را بخوانید.
کتاب صداهای ترسناک
معرفی کتاب صدام حسین و بحران خلیج فارس

صدام حسین و بحران خلیج فارس
نویسنده کتاب : جودیت میکر – لوری میلروی
مترجم کتاب : احمد قاضی
انتشارات کتاب : زرین
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۴۵۶
قطع کتاب : رقعی سلفون – سال چاپ کتاب : 1370 – نوبت چاپ کتاب : 1
خلاصه ای از کتاب
حزب بعث عراق زمانی قدرت را به دست گرفت که عراق در میان بحرانهای عمیقی غرق شده بود. عراق بسیار پیش تر از قدرت گیری حزب بعث، بین گروههای اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادیاجتماعی تقسیم شده بود. سنی دربرابر شیعه، عرب علیه کرد، رئیس قبیله در مقابل بازرگان شهری و کوچنشین ضد روستایی.
ثبات قدرت در کشوری که توسط چنددستگیها و درگیریهای سیاسی به هم ریخته بود، نیازمند پیشبرد استانداردهای زندگی بود. حزب بعث، نوسازی اقتصاد عراق را به همراه تشکیل یک دستگاه امنیتی قدرتمند برای جلوگیری از بروز کودتا در ساختار قدرت و جلوگیری از شورشهای مردمی پیگیری کرد. حزب بعث به دقت روی برنامههای توسعه و رفاه اجتماعی نظارت میکرد.
پایان جنگ ایران و عراق همزمان با بروز تشنج عراق و کویت بود. ارتش عراق در زمان حکومت صدام حسین و حزب بعث عراق در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ م.) به کویت حمله و این کشور را اشغال کرد. عراق با این حمله باعث بروز بحرانی بینالمللی گردید و اخطار شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از کشورهای دیگر به کویت و سپس به عراق حمله کرد و ارتش عراق را از کویت بیرون راند.
دلیل حمله عراق به کویت مشکل بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق به کویت و تلاش عراق برای بازسازی اقتصاد عراق بود که در جنگ ایران و عراق نابود شده بود. عراق معتقد بود چون جنگ ایران و عراق به سود کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بودهاست، دولتهای عربی باید بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را ببخشند. کویت زیر بار نرفت و تشنج با کویت بروز کرد.
از جنگ خلیج فارس به عنوان جنگ اول خلیج فارس و یا در بعضی منابع جنگ دوم خلیج فارس نیز یاد میشود. از عملیات حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۶۹ شمسی(۱۹۹۱ میلادی) به عنوان طوفان صحرا یاد میشود….
کتاب صدام حسین و بحران خلیج فارس
معرفی کتاب صد گوهر حکمت

صد گوهر حکمت
نویسنده کتاب : محمد نجمی زنجانی
انتشارات کتاب : دانش
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 186
قطع کتاب : پالتویی گالینگور – سال چاپ کتاب : 1320 – نوبت چاپ کتاب : 1
کمیاب – عالی
خلاصه ای از کتاب
آقا محمّد نجمی زنگانی فرزند مرحوم آخوند ملاّ حسینعلی زنگانی به سال ۱۲۸۸ ه.ش. در شهر زنگان در خانواده ی علم و عمل به دنیا آمد. از شش سالگی آغاز به تحصیل نمود. از محضر پدر بزرگوارش مقدمات و صرف و نحو و اصول را فرا گرفت و در ۱۳۱۰ بعد از مرگ پدرش به شهر قم رفت از علمای اعلام حوزه ی علمیه قم بالاخص از دروس شادروان شیخ عبدالکریم حائری استفاده کرد و به درجه ی اجتهاد رسید و گواهی اجتهاد از مرحوم حائری و مرحوم نائینی دریافت نموده و به شهر زنگان برگشت و در حدود چهار یا پنج سال در این شهر تدریس فرمود و مدتی هم در شهرهای زنگان، تبریز و مراغه به منبر تشریف می برد و وعظ می فرمود در حدود سال ۱۳۲۰ به تهران مهاجرت کرده در فرهنگ (آموزش و پرورش) مشغول تدریس فقه و اصول وملل و نحل شد.
کتاب صد گوهر حکمت
معرفی کتاب صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها

صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها
نویسنده کتاب : لی وارد لاو
مترجم کتاب : بهزاد یزدانی – کامران فلاح
انتشارات کتاب : کیمیا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 236
قطع کتاب : پالتویی – سال چاپ کتاب : 1393 ~ 1384 – نوبت چاپ کتاب : 7 ~ 2
شماره کتاب : 11607
خلاصه ای از کتاب
۱٫ سوپتان را هورت بکشید .
۲٫ با دهان باز غذا بخورید .
۳٫ ناختهایتان را بجوید .
۴٫ بعد از آروغ زدن نگویید :« معذرت می خواهم .»
۵٫ به گربه یا سگتان از روی میز غذا بدهید .
۶٫ سرمیز دماغتان را فین کنید … با صدای بلند .
۷٫ وقتی شام می آورند ، دماغتان را بگیرید و بگویید :« پیف! پیف! این بوی چیه میاد ؟»
۸٫ توی شیرتان ، حباب درست کنید .
۹٫ با دهان پر از شیر آن قدر بخندید تااز دماغتان بیرون بزند .
۱۰٫ نگاهی به بشقابتان بکنید و بگویید :« من سیرم » ، بعداً بستنی بخواهید .
و…
کتاب صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها







