کتاب دست تکیده
تیراژ کتاب : ۳۰۰۰
نوبت چاپ کتاب : ۳
تعداد صفحه : ۴۸
رده دیویی : ۸۲۳.۸
شابک : ۹۶۴-۶۴۸۱-۰۷-۸
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
قطع کتاب : پالتویی
نوع جلد کتاب : شومیز
محل انتشار : تهران
نویسنده کتاب : تامس هاردی
مترجم کتاب : ابراهیم یونسی
کتاب یک جفت چشم آبی
مترجم کتاب : ابراهیم یونسی
نویسنده کتاب : تامس هاردی
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۲/۰۸/۱۴
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸۲۳.۸
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۴۷۲
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PZ۳/ه۲۱۵چ۵
نوبت چاپ کتاب : ۲
تیراژ کتاب : ۱۱۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۱۲-۵۶۲-۹
کتاب جود گمنام
نویسنده کتاب : تامس هاردی
محل انتشار : تهران
مترجم کتاب : یونسی – ابراهیم
رده دیویی : ۸۲۳.۸
تاریخ انتشار : ۱۳۸۲/۰۲/۳۱
نوع جلد کتاب : گالینگر
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۵۲۸
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PZ۳/ه۲۱۵ج۹
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۴۴۳-۱۶-۱
شخصیت اصلی داستان, جوانی است روستایی به نام ‘جود فاولی ‘که در منزل عمهاش زندگی میکند .وی در سنین نوجوانی با وجود علاقه به تحصیل به شغل کارگری روی میآورد .در این زمان معلمی به روستا میآید و به او خواندن و نوشتن میآموزد .جود همچنین به دختری به نام ‘آرابلا ‘دل میسپارد و با او ازدواج میکند .پس از چندی, جود بر آن است به شهر مهاجرت کند ;زیرا ‘کرایست مینستر ‘شهری است دانشگاهی, بهشتی و خیالانگیز که از دور, خیال جود را به سوی خویش میخواند ;اما چیزی که جود را از مسیر این علاقه منحرف میکند, کشف زنان و لذت ناشی از همدمی با آنها است .جود در کشاکش تمایلش به آرابلای جانور خو از طرفی و عشق بی شائبه و سوداییاش به دختر عمو ‘سو ‘که زنی فوقالعاده حساس و عصبی است سرانجام به خاک مذلت فرو میغلتد .
کتاب جود گمنام
نویسنده کتاب : تامس هاردی
محل انتشار : تهران
مترجم کتاب : زاهدی – فریدون
رده دیویی : ۸۲۳.۸
تاریخ انتشار : ۱۳۷۸/۰۴/۱۲
نوع جلد کتاب : گالینگر
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۶۰۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : انگلیسی
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۹۱۹۵۵-۰-۵
((جود گمنام)) داستان زن و مردی متاهل است که همسران خود را ترک کرده با یک دیگر زندگی میکنند .((جود)) شخصیت اصلی داستان دوران کودکی را با سختی و بدون پدر و مادر به سر برده است .او به معلم خود آقای((فیلوتسون)) علاقهمند میشود, اما, فیلوتسون نیز با ترک روستا((جود)) را تنها میگذارد .((جود)) که تحت سرپرستی عمه پدرش قرار دارد, به دلیل بدرفتاریهای پیرزن از خانه فرار میکند و در کارگاه سنگتراشی مشغول کار میشود .اینک((جود)) نوزده بهار را پشت سر گذارده و یگانه آرزویش آموختن متون کلاسیک((یونان)) و ((روم)) و ترجمه آنهاست . او در راه رسیدن به هدف خود مصرانه تلاش میکند .در این هنگام آشنایی او با دختری به نام((آرابلا)) مسیر زندگیاش را تغییر میدهد .او طی دوستی با((آرابلا)) ناگزیر به ازدواج با او میشود .چند سال بعد((آرابلا)) با خیانت به((جود)) او را رها میکند و در پی آن, ((جود)) به سلک راهبان در میآید .او در این مرحله, به دختر عمهاش((سو)) دل میبازد و تمام اهدافش را به دست فراموشی میسپارد .اما ((سو)) همسر آقای((فیلوتسون)), معلم سابق((جود)) است .با این همه((سو)) با یک برنامه از پیش تعیین شده از خانه میگریزد و زندگی جدیدی را با((جود)) آغاز میکند .به این ترتیب آرزوهای((جود)) که همانا تخصص در مدارج دانشگاهی و رسیدن به عالیترین مراحل رهبانیت و روحانیت بود, توسط دو زن خوار و پست شمرده میشود و ….





