کتاب نظریهی رمان
مترجم کتاب : حسن مرتضوی
نویسنده کتاب : جورج لوکاچ
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۱/۰۲/۰۸
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸۰۹.۳
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۲۱۶
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۵۷۷۶-۱۸-X
‘نظریه رمان ‘رساله زیبایی شناختی ‘جورج لوکاچ ‘در دوره جوانی وی بوده کندوکاوی است در عرصه مقولات بزرگ رمان و مراحل تاریخ غرب .این کتاب بیش از آن که جامعهشناسی ادبیات باشد, تاملی است بر فلسفه اشکال و پیوستگی تاریخی آنها از تراژدی و حماسه یونان تا طلوع اندیشههای ادبی معاصر . ‘نظریه رمان برای نخستین بار در سال ۱۹۲۰نگاشته شد .با این حال, لوکاچ اندکی پس از انتشار آن و بعدها, هنگام تجدید چاپ این کتاب در سال ۱۹۶۲, آن را رد کرد .لوکاچ در نظریه رمان عمدتا تحتتاثیر اندیشههای هگل است . مباحث کتاب در دو فصل تدوین شده که عبارتاند از’ :بررسی اشکال ادبیات بزرگ حماسی برحسب آن که تمدن زمانه کلیتی است یکپارچه یا مسئلهساز ‘و ‘گونهشناسی شکل رمان .’افزون بر آن در کتاب, دو مقاله دیگر نیز جمع آمده که از این قرارند’ :لوکاچ جوان, درآمدی به نظریه رمان/ بابک احمدی ‘ و ‘مقدمهای بر نخستین آثار جورج لوکاچ/ لوسین گلدمن .’
کتاب جان و صورت
نویسنده : جورج لوکاچ
محل انتشار : تهران
مترجم : رضایی – رضا
رده دیویی : ۸۰۱.۹۳
تاریخ انتشار : ۱۳۸۲/۰۶/۲۳
جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۳۰۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PN۴۵/ل۸۶ج۲
نوبت چاپ : ۱
تیراژ کتاب : ۲۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۹۴۸-۲۷-۱
مجموعه حاضر در بر دارنده مقالات و نامههایی است از ‘جورج لوکاچ ‘( ۱۸۸۵ـ ۱۹۷۱) در زمینه ادبیات و زیبایی شناسی .لوکاچ دراین نوشتار (جان و صورت) لحنی پر احساس و گاهی شاعرانه دارد’ .لوکاچ میگوید که دو نوع واقعیت جان وجود دارد : یکی زندگی و دیگری زیستن, که هر دو فعلیت دارند اما نمیتوانند همزمان و با هم فعلیت داشته باشند .پس وسایل بیان نیز دو نوع است :شاعر یا هنرمند یا پدید آورنده اثر هنری در ‘صورت ‘میزید و نقاد یا جستارنویس در طلب ‘صورت ‘ است .نقاد از تجربههایی سخن میگوید که با ‘صورت ‘یا ‘ژست ‘قابل بیان نیستند …نقاد صورتها را تجربه میکند و لحظه سرنوشتساز او لحظهای است که چیزها صورت کسب کنند .این لحظه یکی شدن جان و صورت است .نقاد چیزی ندارد عرضه کند جز شرح شعر دیگران, اما به تجاهل, خود را با این وضعیت انطباق میدهد و بر جنبههای مختلف ‘جان ‘تاکید میکند .نقاد از زندگی تجربی فراتر میرود و به مثالها نزدیکتر میشود …اصل از نظر لوکاچ ‘صورت ‘است و شوق او در جست و جوی صورت باید ارضا نشده بماند, زیرا همان که خودش گفته است, ارضای شوق پایان شوق است .’در این نوشتار مباحثی همچون ایده کلیت, ماهیت صورت, نقش جستارنویس و نقاد, و اهمیت ژست مطرح شده همچنین نکاتی درباره افرادی چون رودلف کاسنر نقاد, پاول ارنست, ریشارد بر, و کرلگور ذکر گردیده است .
کتاب جامعهشناسی رمان: بالزاک, زولا, استندال
نویسنده : جورج لوکاچ
محل انتشار : تهران
مترجم : پوینده – محمد
رده دیویی : ۸۴۳.۷
تاریخ انتشار : ۱۳۸۱/۰۱/۲۵
جلد کتاب : گالینگر
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۱۳۸
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ کتاب : ۱۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۶۲-۰۴۷-۶
کتاب, متضمن چهار مقاله از ‘جورج لوکاچ ‘( ۱۸۸۵ـ ۱۹۷۱) درباره رمان, به ویژه نقد جامعهشناسی آثار بالزاک ـ عمدتا دو رمان ‘دهقانان ‘و ‘آرزوهای بر باد رفته ‘ـ است که افزون بر آن در پیشگفتار به ویژگیهای رئالیستی رمانهای برجسته قرن نوزدهم به خصوص رمانهای بالزاک اشاره میشود .مقاله دیگر مربوط به نقدی است که بالزاک بر آثار ‘استندال ‘نوشته است .همچنین مقاله چهارم در بزرگداشت صدمین سالگرد تولد امیل زولا است .نویسنده در پیشگفتار کتاب یادآور میشود’ :هیچ کس به ژرفی بالزاک, عذابهایی را که گذار به تولید سرمایهداری برای همه قشرهای مردم در پی داشته و تباهی معنوی و اخلاقی عمیقی را که این تحول ضرورتا به همه اقشار جامعه تحمیل کرده, احساس نکرده است .در عین حال بالزاک نه فقط ضرورت اجتماعی این دگرگونی, بلکه حقیقت تاریخی ماهیت ـ در مجموع ـ مترقی آن را نیز دریافته است .بالزاک کوشید تا این تضاد موجود در دل جهان زیسته خویش را به زور در نظامی وارد کند که پایه و اساس آن را سلطنت طلبی کاتولیکی تشکیل میداد و با نوعی خیال پردازی محافظهکارانه به سبک انگلیسی تزیین شده بود .’لوکاچ درباره رمان ‘دهقانان ‘نیز خاطر نشان میکند’ :قصد بالزاک در این رمان, که مهمترین اثری است که در اواخر زندگی منتشر کرده, توصیف تراژدی زمین داری بزرگ اشرافی و در حال مرگ بوده است .این رمان به صورت اساس و پایه سلسله آثاری در نظر گرفته شده که در آنها بالزاک فروپاشی فرهنگ اشرافی فرانسه را در پی پیشرفتهای سرمایهداری توصیف میکند .’لوکاچ همچنین در خصوص رمان ‘آرزوهای بر باد رفته ‘معتقد است که بالزاک در اوج نویسندگی خود (۱۸۴۳) ‘نوعی جدید از رمان را میآفریند که برای تمامی تحول سده نوزدهم اهمیتی اساسی مییابد : نوع رمان آرمانزدایی, نوع رمانی که در آن نشان داده میشود که اندیشههای نادرست اشخاص درباره جهان…چه گونه در برخورد با نیروی ویرانگر زندگی سرمایهداری, الزاما درهم میشکنند .’…





