آدم ها
نویسنده کتاب : احمد غلامی
انتشارات : ثالث
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۲۵۲
قطع کتاب : رقعی – سال انتشار کتاب : ۱۳۹۴ – دوره چاپ کتاب : ۸
۷۴۴۵۴
خلاصه ای از کتاب
مجموعه داستان
ما آدمهای بیچارهای بودیم و ستوان مکری بیچارهتر از ما. درست است که لیسانس وظیفه بود و فرمانده ما اما کسی او را به رسمیت نمیشناخت و همه به او میگفتند :«ستوان سوتی.» این حرف معنیاش این بود که درجههای ستوان مکری را جدی نگیرید. ما بیچاره بودیم چون عدل شده بودیم سرباز پیاده و ستوان مکری بیچارهتر بود چون شده بود فرمانده ما. اما بیچارگی او همینجا تمام نمیشد…
مولف کتاب می گوید :«ایدهی چنین داستانهایی از مدتها قبل در ذهنام بود. در واقع، وقتی با آدمهایی برخورد میکردم که جذابیت ویژهای در شخصیتشان بود، به این فکر میکردم، چهطور این خصلت برجسته میتواند محوری برای فرم یک داستان باشد.»
غلامی می افزاید : «این مجموعه دربارهی آدمهاست. آدمهایی که میآیند به زندگی ما و از زندگی ما میروند، آدمهایی که به دلایل مختلف و در موقعیتهای مختلف با آنها برخورد میکنیم، آدمهایی که گاهی بودنشان آنقدر کماهمیت است که اصلا دیده نمیشوند، آدمهایی که گاهی در شخصیتشان یک ویژگی برجسته و قابل توجه وجود دارد که ما اصلا نمیبینیم.»
وی ادامه می دهد «نکتهی برجسته در این ایده آن بود که شخصیتپردازی را براساس یک آدم (شخصیت) پیش ببرم. در عین حال این شخصیتپردازی طوری باشد که به مفهومی کلیتر خود اثر را تعریف کند. به عبارت دیگر، میخواستم شخصیتپردازی آن آدم اصلی طوری باشد که از یک طرف محور داستان باشد و از سوی دیگر، به خود داستان تبدیل شود. درعین حال کوشیدم ریتم و روایت داستان حفظ شود.»
احمد غلامی، در توضیح بیشتر می گوید : «در این مجموعهداستان چند چیز برایم مهم بود؛ اول اینکه هر داستان بر محور یک شخصیت شکل بگیرد. دوم اینکه هر داستان یک روایت منحصربهفرد داشته باشد. بعد این که هر داستان یک مفهوم جدی و عمیق را بیان کند و در نهایت اینکه این شخصیتها آنقدر جذابیت داشته باشند که خواننده، با اشتیاق روایت آن آدم را تا انتها دنبال کند. البته، خاص بودن این شخصیتها هم برایم مهم بود.»
کتاب گریز
محل انتشار : تهران
نویسنده کتاب : احمد غلامی
رده دیویی : ۸fa۳.۶۲
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۱/۱۱/۲۶
نوع جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۶۴
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PIR۸۱۵۲/ل۲۲ک۴
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۶۶۹۵-۳۳-۷
در این مجموعه سه داستان پلیسی با این عناوین فراهم آمده است :گریز, قاتلی که برای شام آمده و ‘خانههای ته شهر :’در این داستان, رضا پسر خانواده فقیری است که پایین شهر زندگی میکند .او در فصل تابستان به شرکتی میرود که پدرش در آنجا ‘آبدارچی ‘است .یک روز رضا در آبدارخانه متوجه میشود که یکی از کارمندان شرکت دسته پولی را از کیف کارمند دیگری برمیدارد .رضا بعد از مدتی متوجه میشود که رئیس شرکت قصد دارد تا پدرش را به جرم دزدی اخراج کند ;از همین رو, رضا به دفتر رئیس رفته و میگوید که او پول را برداشته است و بدین ترتیب پدر رضا کار خود را از دست نمیدهد .مطالب کتاب با طرحهایی سیاه و سپید همراه است .
کتاب کفشهای شیطان را نپوش (مجموعه داستان)
ویراستار :شیوا حریری
نویسنده کتاب : احمد غلامی
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۳/۰۳/۱۸
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸fa۳.۶۲
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۱۳۴
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PIR۸۱۵۲/ل۲۲ک۷
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۱۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۶۲-۱۴۵-۶
در مجموعه حاضر سه داستان کوتاه با این عناوین به طبع رسیده است: آرامش انگلیسی, راستی, آخرین بار پدرت را کی دیدی, و ‘کفشهای شیطان را نپوش’: در داستان اخیر, ‘آذر’ دختری است که عضو یکی از گروههای سیاسی است او که با ‘مهندس پویان’ یکی از اعضای فعال و رده بالای گروه رابطهای عاشقانه دارد به دستور او و برای حفظ منافع گروه با یکی از اعضا به نام ‘امیر’ ازدواج میکند. امیر اندکی بعد از ازدواج دستگیر و روانه زندان میشود و…..





