کتاب کتاب بیهوده
مترجم کتاب : پیروز سیار
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۱/۱۲/۲۱
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸۴۸.۹۱۴
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۱۰۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PQ۲۶۰۶/و۲۶ک۲
نوبت چاپ کتاب : ۲
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۲۹-۰۲۰-۴
کتاب کتاب بیهوده
مترجم کتاب : پیروز سیار
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۱/۰۱/۳۱
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸۴۸.۹۱۴
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۱۰۰
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۴۱۶-۱۴۸-۳
‘کتاب بیهوده ‘اثر ‘کریستیان بوبن ‘نوشتهای است توصیفی درباره هفت نویسنده برجسته جهان که طی آن جوهره شعر و ادبیات از منظر آنان بازگو میشود .نویسنده کتاب میکوشد تا زبان هر فصل از کتاب را به زبان خود نویسنده نزدیک سازد . جوهره اصلی نوشتهها نوعی معنویت است که بوبن رمز و راز آن را از نگاه نویسندگان یاد شده مطرح میسازد .برای مثال در بخش پایانی کتاب این نکته خاطر نشان میشود که نویسندگان یا شاعران عمدتا چیزی را به خوانندگان عرضه میکنند که خود از داشتن آن محروم هستند .شخصیتهای مورد نظر کتاب که در بخش دوم توضیحاتی درباره آنان درج گردیده عبارتاند از’ :پل کلودل’, ‘فرانتس کافکا’, ‘شارل فردینان رامو’, ‘ساموئل بکت’, ‘فرانسیس پونژ’, ‘گیوم آپولینر ‘ و ‘گوستاو رو .’
کتاب حضور ناب
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
عکاس : ادیم – کورش
مترجم کتاب : حسین صدقی
تاریخ انتشار : ۱۳۸۱/۱۰/۱۶
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : پالتویی
رده دیویی : ۸۴۳.۹۱۴
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۶۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PQ۲۶۰۶/و۲۶ح۶
نوبت چاپ کتاب : ۳
تیراژ کتاب : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۰۴۹-۰۳-X
کتاب حضور ناب
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
عکاس : ادیم – کورش
مترجم کتاب : حسین صدقی
تاریخ انتشار : ۱۳۷۹/۰۳/۱۰
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : جیبی
رده دیویی : ۸۴۸.۹۱۴
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۶۴
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۰۴۹-۰۳-X
راوی در این داستان که در کتابچهای با طرحها و تصاویر متعدد به چاپ رسیده به زبانی شعر گونه از فرتوت شدن پدر خویش و درختی که در حیاط خانه سالمندان واقع است سخن میگوید .او از پرستاران به مثابه ((مردگان)) یاد میکند, زیرا آنان روح سالمندان را درنمییابند وکاری مفید یرای آنان انجام نمیدهند .راوی درباره درخت مورد نظر در این داستان, خاطرنشان میکند…)) :این تنها یک درخت در برابر پنجره اتاق نیست, بلکه برای من حکم مرشدی را دارد که با سلوک بردبارانهاش, ابا تردید, و با شکست مرا بهسمت ((نابترین)) رشاد میکند)) .
کتاب دیوانهوار
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
محل انتشار : تهران
مترجم کتاب : قویمی – مهوش
رده دیویی : ۸۴۳.۹۱۴
تاریخ انتشار : ۱۳۸۳/۰۵/۰۶
نوع جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۱۶۰
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PQ۲۶۶۳/و۲د۹
نوبت چاپ کتاب : ۲
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۵۱۸-۱۲-۹
کتاب دیوانهوار
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
محل انتشار : تهران
مترجم کتاب : قویمی – مهوش
رده دیویی : ۸۴۳.۹۱۴
تاریخ انتشار : ۱۳۸۲/۰۷/۲۲
نوع جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحه : ۱۶۰
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PQ۲۶۶۳/و۲د۹
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۲۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۵۱۸-۱۲-۹
راوی داستان دختری است به نام ‘لوسی ‘که با خانوادهاش عضو گروه سیرک هستند که برای اجرای برنامه به شهرها و کشورهای مختلف سفر میکنند .او در این کتاب از سفرها و خاطرات کودکی خویش تا سالهای جوانی سخن میگوید .
کتاب دیوانهبازی
نویسنده کتاب : کریستین بوبن
ویراستار : فرهادی – کاظم
مترجم کتاب : شهدی – پرویز
تاریخ انتشار : ۱۳۸۳/۰۴/۲۸
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸۴۳.۹۱۴
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۱۲۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : ۲۶۶۲ PQ/و۲د۹
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۱۷۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۶۲-۱۴۶-۴
داستان با اشاره به این نکته آغاز میشود که ‘روان شناسان میگویند گرفتاریها و مشکلات انسان از یک سالگی شروع میشود؛ یعنی از موقع امر و نهیها و باید و نبایدها’. قهرمان داستان ‘دیوانه بازی’ که دختر جوانی است و شرح زندگیاش را از دو سالگی شروع میکند, از همان نادر کسانی است که کارهایی را که دوست دارد انجام میدهد, نه کارهایی را که دیگران میخواهند یا از او انتظار دارند. کارهایی که به نظر عدهای غیر عادی و به نظر بعضی دیگر دیوانه بازی میآید. خیلیها دوست دارند. آن چه دلشان میخواهد بکنند ولی جسارتش را ندارند, مردم چه میگویند و چه قضاوت میکنند, باعث میشود اگر آدم راه غلطی رفته تا آخر عمر آن را ادامه بدهد. زندگیاش را تباه کند و نفسش را نیابد؛ اما قهرمان داستان دیوانهبازی, از این گونه آدمها نیست. دنبالروی جمع و همرنگ جماعت نیست, کاری را میکندکه دلش میخواهد و به حرف دیگران هم اهمیتی نمیدهد یا به قول مادربزرگش نشاطش را حفظ میکند و به کسی هم اجازه نمیدهد آن را از او بگیرد.





