کتاب دین و سیاست در اندیشه مدرن
تیراژ کتاب : ۱۵۰۰
نوبت چاپ کتاب : ۱
تعداد صفحه : ۴۱۰
رده دیویی : ۳۲۲.۱
شابک : ۹۶۴-۸۶۱۸-۲۵-۹
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
قطع کتاب : رقعی
نوع جلد کتاب : شومیز
محل انتشار : تهران
مترجم کتاب : امیر رضایی
نویسنده کتاب : موریس باربیه
نگارنده در کتاب ابتدا آرا و اندیشههای چهرههای شاخص و اثرگذار رابطهی دین و سیاست را مطرح میکند و سپس نقاط ضعف و قوت آنها را برمیشمارد. کتاب بر اساس بررسی چهار برداشت در خصوص رابطهی دین و سیاست شکل گرفته است: ‘برداشت اول معتقد به غلبه دین بر سیاست است و چهرههای شاخص آن عبارتاند از: لوتر، کالون، بدن، بوسوئه، و دومستر’. ‘برداشت دوم به غلبه سیاست بر دین باور دارد و شخصیتهای مطرح آن عبارتاند از: ماکیاول، هابز، اسپینوزا، منتسکیو و روسو’، ‘برداشت سوم اعتقاد به تفکیک این دو قلمرو دارد و نظریه پردازان بارز آن عبارت اند از: لاک، کنستان، لامنه و توکویل’. برداشت چهارم اساسا به این رابطه انتقاد، دارد و اندیشهوران برجسته آن عبارتاند از: سن سیمون، کنت، پرودن، مارکس، رنگلیس و گرامشی’.
کتاب مدرنیتهی سیاسی
مترجم کتاب : عبدالوهاب احمدی
نویسنده کتاب : موریس باربیه
محل انتشار : تهران
ویراستار :محمد نبوی
رده دیویی : ۳۲۰.
تاریخ انتشار کتاب : ۱۳۸۳/۰۵/۲۷
قطع کتاب : رقعی
نوع جلد کتاب : شومیز
تعداد صفحه : ۴۲۴
نوع اثر : ترجمه
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ کتاب : ۱
تیراژ کتاب : ۲۲۰۰
شابک : ۹۶۴-۳۲۹-۱۰۲-۲
نگارنده با طرح ‘مسئله دولت سیاسی و جامعه مدنی و پیشنهاد تعریف روشنی از مدرنیته سیاسی میکوشد …. تحول مدرنیته سیاسی را در جامعههای گوناگون [بررسی کند] موریس باربیه سنجههایی مانند وجود آزادیهای عمومی, تفکیک قوا, رایگیری همگانی, کثرتگرایی سیاسی, اولویت یابی حقوق و غیره را برای تعریف مدرنیته سیاسی بسنده نمیداند. از این رو, نخست دولت مدرن و دولت پیش مدرن و وجه تمایز آنها را مشخص میکند و سپس این گونه به تعریف مدرنیته سیاسی میپردازد: ‘مدرنیته سیاسی به طور دقیق بر جدایی میان دولت سیاسی و جامعه مدنی میان پهنه عمومی و پهنه خصوصی و میان شهروند و فرد استوار است. این جدایی دستامده فرآیندی کم و بیش دراز آهنگ و دشورا بوده است و برای نخستین بار در پایان سده هجدهم و از راههای مختلف, اساسا در دو کشور ایالات متحده و فرانسه تحقق یافت’. نویسنده آنگاه فرآیند تاریخی گذار از دولت پیش مدرن به دولت مدرن را تحلیل میکند؛ همچنین مرحله تثبیت و رشد و گسترش مدرنیته سیاسی را تبیین مینماید و سرانجام به بررسی موانعی میپردازد که به ویژه در سده بیستم در راه آن سربرآورد. ‘موریس باربیه بر خلاف بسیاری از اندیشمندان غربی که توتالیتاریسم را یکی از نتیجههای مدرنیته سیاسی میداند به این پدیده هم چون نفی مدرنیته سیاسی مینگرد. افزون بر این, اهمیت کار نویسنده در این است که به بررسی و تحلیل مدرنیته سیاسی در جهان غرب بسنده نمیکند, بلکه به پیدایش, دگر شد, پیشرفت و دشواریهای مدرنیته سیاسی در دیگر کشورهای جهان به ویژه در آسیا و خاورمیانه میپردازد….’.





