کتاب خود ناشناختگی: روایتی دیگر از داستان عارفانه شیخ صنعان
- takbook
- معرفی کتاب
- ۱۰ام دی ۱۳۹۵
- بدون نظر
کتاب خود ناشناختگی: روایتی دیگر از داستان عارفانه شیخ صنعان
نویسنده : صالح وحدت
تاریخ انتشار : ۱۳۷۸/۰۲/۲۰
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : رقعی
رده دیویی : ۸fa۳.۶۲
تعداد صفحه : ۱۲۰
جلد کتاب : شومیز
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ کتاب : ۳۳۰۰
شابک : ۹۶۴-۶۳۸۰-۰۶-۹
در کتاب حاضر زندگی و حالات گوناگون”شیخ صنعان” به گونه داستان, بازنویسی شده است .شیخ صنعان عارف بزرگی است که در مکه ۷۰۰مرید داشت و در اثر خوابی که دید با جمعی از مریدان به روم رفت و عاشق دختری ترسا شد و به دعوت او از دین اسلام دست فروشست .وی سپس به معبد مسیحیان رفت و به عبادت پرداخت و شراب خورد و سالی خوکبانی کرد, اما …..
کتاب اقتدا به کفر: پژوهشی در داستان شیخ صنعان
نویسنده : اردلان عطارپور
تاریخ انتشار : ۱۳۸۲/۱۲/۱۰
محل انتشار : تهران
قطع کتاب : پالتویی
رده دیویی : ۸fa۱.۲۳
تعداد صفحه : ۱۲۸
جلد کتاب : شومیز
نوع اثر : تالیف
زبان کتاب : فارسی
شماره کنگره : PIR۵۰۴۹/ع۶فلا۷
نوبت چاپ : ۱
تیراژ کتاب : ۳۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۸۰۶۵-۱۵-۲
نگارنده در این تحقیق, می کوشد منشا و اصل داستان ‘شیخ صنعان’ را شناسایی نماید. وی در این میان به روایت های مربوط به ‘پورسقا’ را که از اسلام به مسیحیت روی آورد, اشاره می کند. اما این نکته را روشن می سازد که ‘در کتابخانه ایاصوفیا در استانبول رساله ای به نام ‘تحفه الملوک’ وجود دارد که درباره مولف آن ناروشنی هایی وجود دارد, اما چون مسلم است بین سال های ۴۹۳ تا ۵۸۳ تالیف شده, می توان آن را آبشخور داستان ‘شیخ صنعان’ دانست. در آن جا آمده است ‘در حکایت چنین آورده اند که حرم را پیری بود نام او عبدالرزاق صنعانی و او بزرگ و صاحب کرامات بود و قرب سیصد مرد مرید داشت. شبی خفته بود. به خواب دید که بتی بر دامن او نشسته بود… روی در بلاد روم نهاد و جمله مریدان با او در راه او ایستادند و می رفتند. روزی به جایی رسیدند. کلیسایی دیدند شیخ در نگریست. چشم او بر بام کلیسا به دختر ترسایی افتاد. در حال عاشق شد و دلش پرید…’. در بخش دیگر کتاب متن داستان شیخ صنعان در منطق الطیر, فراهم آمده است.





