روان درمانی
نویسنده کتاب : تئودور میلون
مترجم کتاب : کرامت الله موللی
انتشارات کتاب : دهخدا
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 248
قطع کتاب : وزیری – سال چاپ کتاب : 1352 – نوبت چاپ کتاب : 1
کمیاب – عالی
خلاصه ای از کتاب
روان درمانی یا درمان روانشناختی درمان اختلالات روحی، احساسی، شخصیتی و رفتاری با استفاده از روشهایی مانند گفتگو کردن با شخص بیمار، گوش دادن به حرفهای بیمار و راهنمایی کردن او است. روان درمانی روشی است که توسط درمانگری آموزش دیده به شکل حرفهای، با توجه به خاستگاه «اختلال تحت درمان»، انجام گیرد. روان درمانگری بر دوپایه «رابطه» و «ارتباطات» به شکل کلامی و غیرکلامی استوار است. رابطهای حرفهای بین بیمار و درمانگر است که مبتنی بر اصالت، جدیت، صمیمیت و آزادی است.
روان درمانی کاربرد آگاهانهٔ روشهای بالینی و «مواضع میان فردی» است که از اصول روانشناسی رایج حاصل شده و هدف آن کمک به درمانگیران است که رفتارها، شناختها، هیجانها، و دیگر ویژگیهای فردی خود را، در جهت درمان مطلوب تغییر دهند. روان درمانی دارای سبکهای گوناگونی است به صورت نمونه برای درمان ترس مرضی) روان درمانی به «سبک رفتاری» از چهار شیوهٔ حساسیت زدایی منظم غرقه سازی، سرمشق گیری و تنش کاربردی کمک میگیرد. در درمان اختلالهای شخصیت، روان درمانی تحلیلی یا روانکاوانه کاربرد دارد.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی، تقریبا” در همهی جنبههای زندگی در حضور دیگران معذب هستند، احساس بیکفایتی میکنند و نسبت به ارزیابی منفی دیگران از خودشان به شدت حساساند. این وضعیت از اواخر نوجوانی و قبل از اوایل بزرگسالی آغاز میشود و در شرایط و موقعیتهای مختلف بروز میکند. افراد مبتلا به این اختلال، حالات ذکر شده را در حداقل ۴ مورد از موقعیتهای زیر نشان میدهند :
از شغلها و فعالیتهایی که نیازمند تماس و تعاملات اجتماعی زیاد هستند دوری میکنند چون از انتقاد، ایرادگیری یا مورد قبول دیگران واقع نشدن میترسند.
دوست ندارند با دیگران رابطهی بینفردی نزدیک برقرار کنند مگر اینکه مطمئن باشند دیگران دوستشان دارند.
حتی زمانی که با کسی رابطهی صمیمانه دارند تودار هستند و با احتیاط حرف میزنند و عمل میکنند چون میترسند مسخره یا شرمنده شوند.
در موقعیتهای اجتماعی دائما” به این فکر میکنند که هر لحظه ممکن است دیگران از آنها ایراد بگیرند یا عقایدشان را قبول نکنند.
در موقعیتهای میانفردی جدید عصبی میشوند چون احساس بیکفایتی میکنند.
احساس میکنند مهارتهای اجتماعی و جذابیت شخصی ندارند یا از دیگران پایینترند.
معمولا” دوست ندارند ریسک شخصی بکنند یا در هر گونه فعالیت جدید شرکت کنند چون ممکن است به دیگران ثابت شود بیکفایتاند و در نهایت شرمنده شوند.






به نکات زیر توجه کنید