معرفی کتاب عروس زندان

عروس زندان
نویسنده کتاب : ژول ماری
مترجم کتاب : عنایت الله شکیباپور
انتشارات کتاب : تیسفون
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : ۳۳۸
قطع کتاب : رقعی – سال چاپ کتاب : ۱۳۶۲ – نوبت چاپ کتاب : 3
کمیاب – عالی ؛ گوشه جلد کتاب کمی افتادگی دارد
خلاصه ای از کتاب
کلوتیلد زربوله دختری طناز و زیبا بود که در کوچه قطره طلائی با پدر و مادرش زندگی می کرد. کلوتیلد خود را دختری خوشبخت میدانست زیرا پدری مهربان و مادری زیبا داشت که هر دو او را میپرستیدند و نسان ژربوله مردی قهرمان و استخوان درشت اما با قلبی مهربان مادرش لوئیز ژربوله دخترش را میپرستید صبح خیلی زود از خواب بیدار میشد زنش را میبوسید و هر سه نفر پشت میز صبحانه می نشستند و نسان سربسرش میگذاشت و زنش را به کول میگرفت و دور اتاق میچرخاند و چنان زندگی آرام و صمیمی داشتند که همه به انها حسد می ورزیدند گاهی هم دخترش را روی شانه خود می نشاند و آنقدر او را می چرخ میداد که دختر جوان سرش را گیج میرفت و چون دختر زرنگی بود خود را از شانه او بزمین میانداخت و به اتاق خود میگریخت.
وقتی این بازیها تمام میشد زربوله سر و روی خود را اصلاح میکرد لباس اونیفرم رانندگی را می پوشید و برای خدمت روزانه بیرون میرفت.
ژربوله راننده قطار شمال بود و زیر دست پل وران مهندس قطار کار میکرد و تقریبا” با هم دوست صمیمی بودند پل وارن جوانی زیبا و خوش هیکل بود و با ژربوله رفتاری دوستانه داشت هرروز صبح که بر سر خدمت میآمد قبل از اینکه ژربوله به او سلام کند فریاد میکشید ژربوله سلام امروز خیلی سرحال هستی .
کتاب عروس زندان
آنژلا
نویسنده کتاب : ژول ماری
مترجم کتاب : هوشیار رزم آرا
انتشارات : اکباتان
زبان کتاب : فارسی
تعداد صفحه کتاب : 230
قطع کتاب : رقعی سلفون – سال انتشار کتاب : 1371 – دوره چاپ کتاب : 1
– عالی
خلاصه ای از کتاب
تنوع و غنای ادبیات معاصر فرانسه را از همینمقدار اندک میتوان دریافت. دیدگاهها گوناگون و سبکها بسیارمتفاوت است و مترجم کوشیدهاست تا تفاوت سبکها را در ترجمه منعکسکند.
ماجراها همه ظاهراً در سطح زندگی روزمرّه میگذرد : دیداریزودگذر میان یکزن و مرد که گویی برای ایجاد زندگی مشترک بههمرسیدهاند؛ عشق طولانی و خاموشِ زنی بهمردی و گرفتن انتقام از پسرِ بیگناهِ آنمرد؛ مردیکه یار را نزدیک خود دارد و بهدنبال او گرد شهر میگردد؛ پیوند دوستی میان یکسرباز روس و یکسرباز فرانسوی بیآنکه زبان همدیگر را بفهمند؛ اختلافنظر و جدایی دردناک میان یکزن و شوهر ایرلندی برسر آزادی و استقلال کشورشان؛ جانکندنِ تدریجی سهتن در زندان در شب پیشاز تیربارانشدن؛ چگونه مردی پساز دیدن پیروزی شر بر خیر بهغلط میپندارد که حق با شرّ است و فراموش میکند که جبر زندگی انسانْ مبارزهبا بدی است ولو اینمبارزه بهشکستبینجامد؛ خوشبودن مردی در اتاقی و راندهشدنش ازآنجا و همواره دنبال آن اتاق گشتن؛ تباهشدن زندگی معلمیکه درس خصوصی میدهد…





